Announcement

Collapse
No announcement yet.

Events/Havades

Collapse
X
 
  • Filter
  • Time
  • Show
Clear All
new posts

  • فردي با مراجعه به شعبه هفتم بازپرسي دادسراي جنايي عنوان کرد ، 14 سال پيش پس از مشاجره با يک رهگذر، او را به قتل رسانده است و الان به دليل عذاب وجدان ، قصد معرفي خود را دارد.


    مردي با مراجعه به شعبه هفتم بازپرسي دادسراي جنايي به بازپرس حسيني گفت : در يکي از روزهاي ارديبهشت سال 70 هنگامي که در خيابان جمالزاده تهران در حال عزيمت به محل سکونت خود بودم ، با يک رهگذر که به من تنه زده بود ، درگير شدم و در يک لحظه کنترل خود را از دست دادم و با چاقو او را به قتل رساندم.


    وي افزود: پس از جنايت که در ساعات پاياني شب صورت گرفت ، 2 نفر به من نزديک شدند و درباره موضوع سوال کردند که در پاسخ گفتم ، دوستم پس از اختلاف با يکي از بستگانش خود را با چاقو مجروح کرده و قصد انتقال او را به بيمارستان دارم.


    وي تصريح کرد: پس از آن خودرويي را کرايه کردم و مقتول را درون آن گذاشتم و از راننده خواستم تا به خارج از شهر برود. متهم افزود: وقتي راننده که مرد سالخورده اي بود مقاومت کرد ، با چاقو او را تهديد و مجبور کردم تا مرا به بيابان هاي اطراف تهران منتقل کند و در اين محل جسد را در بيابان دفن کردم و شبانه متواري شدم.


    متهم اضافه کرد: در اين مدت بشدت دچار عذاب وجدان بودم و امروز تصميم گرفتم خود را به پليس معرفي کنم

    Comment


    • Che etefaghayi miofteha

      Comment


      • Vaghan dastet dard nakone

        Comment


        • vaghan chizaye jalebio entekhab mikoni

          Comment


          • پرونده‌ پسر 15 ساله‌يي‌ كه‌ همراه‌ با پدرش‌ به‌ 40 دختر بچه‌ تجاوز كرده‌ بودند از اصفهان‌ به‌ دادگاه‌ تهران‌ فرستاده‌ شد تا تحت‌ رسيدگي‌ بيشتر قرار گيرد
            رسول‌ 15 ساله‌ و پدر 45 ساله‌اش‌ به‌ نام‌ موسي‌ در شهرهاي‌ اصفهان‌، نجف‌آباد، شاهين‌شهر و خميني‌شهر، جنايات‌ وحشيانه‌ خود را مرتكب‌ مي‌شدند. اين‌ پدر و پسر با شگردي‌ فريبكارانه‌ 40 دختر بچه‌ 9 تا 12 ساله‌ را ربوده‌اند و پس‌ از سرقت‌ زيورآلات‌، به‌ آنها تعرض‌ كرده‌اند.

            اولين‌ بار آذرماه‌ سال‌ 82 پدري‌ كه‌ دختر 4 ساله‌اش‌ توسط‌ اين‌ دو نفر ربوده‌ شده‌ بود و طلاهايش‌ را دزديده‌ و به‌ او تجاوز كرده‌ بودند به‌ پليس‌ شكايت‌ كرد و پرونده‌يي‌ در دادگستري‌ اصفهان‌ تشكيل‌ شد. بلافاصله‌ بعد از آن‌ پدر يك‌ دختربچه‌ 11 ساله‌ هم‌ شكايتي‌ با همين‌ مضمون‌ مطرح‌ كرد و تلاش‌ پليس‌ براي‌ دستگيري‌ اين‌ پدر و پسر متجاوز آغاز شد.

            در حالي‌كه‌ جست‌وجوي‌ پليس‌ براي‌ شناسايي‌ رسول‌ و موسي‌ ادامه‌ داشت‌، چندماه‌ بعد هر دوي‌ آنها توسط‌ ماموران‌ پليس‌ دستگير شدند در حالي‌كه‌ ده‌ها دختربچه‌، توسط‌ اين‌ دو نفر ربوده‌ شده‌ بودند.

            قاضي‌ اسدي‌ مسوول‌ رسيدگي‌ به‌ اين‌ پرونده‌ از رسول‌ و پدرش‌ بازجويي‌هاي‌ لازم‌ را به‌ عمل‌ آورد و بعد از اينكه‌ شاكيان‌ با ديدن‌ اين‌ دو نفر آنها را شناسايي‌ كردند، رسول‌ پسر 15 ساله‌ لب‌ به‌ اعتراف‌ گشود و پرده‌ از فعاليت‌ جنايتكارانه‌ خود و پدرش‌ برداشت‌. رسول‌ گفت‌: من‌ از سن‌ 5 سالگي‌ در بهزيستي‌ بزرگ‌ شده‌ام‌. وقتي‌ 15 ساله‌ شدم‌ پدرم‌ به‌ بهزيستي‌ آمد و مرا تحويل‌ گرفت‌. در اين‌ سال‌ها پدرم‌ هميشه‌ بخاطر جرايمي‌ نظير سرقت‌، تجاوز، حمل‌ مواد مخدر و رابطه‌ نامشروع‌ در زندان‌ بسر مي‌برد.
            بعد از اينكه‌ پدرم‌ مرا از بهزيستي‌ بيرون‌ آورد گفت‌ كه‌ من‌ در يك‌ كارگاه‌ كفاشي‌ كار مي‌كنم‌ تو هم‌ بيا آنجا مشغول‌ باش‌، اما بعد از چند روز پدرم‌ گفت‌ كه‌ با اين‌ پول‌ها زندگي‌ نمي‌چرخد بايد دست‌ به‌ سرقت‌ بزنيم‌. پدرم‌ از صاحب‌ كارگاه‌ 80 هزارتومان‌ گرفت‌ و يك‌ موتوسيكلت‌ خريد بعد شروع‌ به‌ اجراي‌ نقشه‌هاي‌ شوم‌ خودش‌ كرد. ما مدارس‌ ابتدايي‌ دخترانه‌ را در نقاط‌ خلوت‌ شهر شناسايي‌ مي‌كرديم‌ و بعد چند لوح‌ تقدير به‌ نام‌ آن‌ مدرسه‌ چاپ‌ مي‌كرديم‌. من‌ و پدرم‌ در ساعات‌ خلوت‌ روز در كوچه‌ و خيابان‌ به‌ دنبال‌ دختربچه‌هاي‌ كم‌ سن‌ و سال‌ كه‌ در حال‌ بازي‌ بودند مي‌رفتيم‌ و با نشان‌ دادن‌ لوح‌ تقدير به‌ آنها مي‌گفتيم‌ كه‌ ما نمايندگان‌ آموزش‌ و پرورش‌ هستيم‌، مي‌خواهيم‌ به‌ مدرسه‌ شما بياييم‌ تا از دانش‌آموزان‌ نمونه‌ تقدير كنيم‌. بعد به‌ بهانه‌ اينكه‌ آدرس‌ مدرسه‌ را به‌ ما نشان‌ بدهند دختربچه‌ها را به‌ جاهاي‌ خلوت‌ مي‌كشانديم‌ و بعد از سرقت‌ طلاهايشان‌ به‌ آنها تجاوز مي‌كرديم‌.

            رسول‌ گفت‌: براي‌ اينكه‌ طعمه‌هايمان‌ نتوانند محلي‌ را كه‌ آنها را به‌ آنجا برده‌ بوديم‌ شناسايي‌ كنند، چشمشان‌ را با يك‌ دستمال‌ قرمز رنگ‌ مي‌بستيم‌، اما يك‌ روز يكي‌ از دخترها متوجه‌ نيت‌ ما شد و از دستمان‌ فرار كرد و با سر و صدا همسايه‌ها را خبر كرد و ما دستگير شديم‌.

            در بازرسي‌ از خانه‌ اين‌ دو متهم‌ مقداري‌ النگو و گوشواره‌ طلاي‌ بچگانه‌، بسته‌هاي‌ شكلات‌ كه‌ از آنها براي‌ فريب‌ بچه‌ها استفاده‌ مي‌كردند و دستمال‌ قرمز رنگي‌ كه‌ چشم‌ بچه‌ها را با آن‌ مي‌بستند، پيدا شد.

            بعد از اينكه‌ متهمان‌ در شعبه‌ 53 دادگاه‌ عمومي‌ اصفهان‌ محاكمه‌ شدند، قاضي‌ اسدي‌ اين‌ پدر و پسر را به‌ اتهام‌ تجاوز و زنا به‌ اعدام‌ در مقابل‌ مردم‌ در خيابان‌ 24 متري‌ اصفهان‌ محكوم‌ كرد. همچنين‌ 10 سال‌ حبس‌ و 74 ضربه‌ شلاق‌ هم‌ داشتند اما همان‌ روز كه‌ قرار بود صبح‌ فردايش‌ اين‌ پدر و پسر اعدام‌ شوند خبر رسيد كه‌ حكم‌ اعدام‌ رسول‌ 15 ساله‌ لغو شده‌ است‌ و به‌ دليل‌ اينكه‌ سن‌ وي‌ كمتر از 18 سال‌ است‌ نبايد اعدام‌ شود و فقط‌ موسي‌ پدر رسول‌ را به‌ محل‌ اجراي‌ حكم‌ بردند و او را به‌ دار آويختند.
            غلامرضا انصاري‌ رييس‌ كل‌ دادگستري‌ اصفهان‌ گفت‌: قاضي‌ اجراي‌ احكام‌ به‌ دادگاه‌ صادر كننده‌ راي‌ اعلام‌ كرد كه‌ رسول‌ به‌ دليل‌ سن‌ كمتر از 18 سال‌ نبايد اعدام‌ شود

            Comment


            • مرد جواني كه به خاطر اختلافات مالي، دوستش را به قتل رسانده و جسدش را سوزانده بود، در شعبه ۷۴ دادگاه كيفري استان محاكمه شد.



              مأموران گشت اداره آگاهي كرج در روز ۱۱ بهمن ماه سال ۸۳ در حال گشت زني در اتوبان تهران- كرج بودند كه با جسد سوخته مرد جواني روبه رو شدند. بلافاصله موضوع به بازپرس ويزه قتل اطلاع داده شد و با انتقال جسد به پزشكي قانوني، تحقيقات براي شناسايي هويت مقتول كه ظاهراً با شليك گلوله به قتل رسيده و جسدش سوزانده شده بود، آغاز شد.



              در بررسي هاي مقدماتي، كارآگاهان جنايي كرج متوجه شدند كه چندي قبل يك زوج پير با مراجعه به اداره آگاهي مدعي شده بودند، پسر جوانشان به طور ناگهاني ناپديد شده است.



              با شناسايي جسد مرد جوان مشخص شد كه وي عليرضا نام دارد. در ادامه تحقيقات و رديابي پرينت تلفن همراه مقتول، كارآگاهان به فردي به نام مجيد كه از دوستان نزديك مقتول بود مظنون شدند و او را دستگير كردند. وي در بازجويي مقدماتي به قتل اعتراف كرد و تنها انگيزه خود را طلب ۵/۴ ميليون توماني عنوان كرد.



              مجيد در اظهاراتش گفت: روز حادثه ما با يكديگر قرار ملاقات داشتيم وقتي عليرضا سوار ماشين شد به خاطر طلبي كه از من داشت درگير شديم او به روي من اسلحه كشيد و من توانستم اسلحه اش را بگيرم.



              ناگهان نفهميدم چه اتفاقي افتاد وقتي به خودم آمدم ديدم او را با گلوله كشته ام.مدت يك روز هم جسد داخل ماشين بود كه آن را اطراف اتوبان زير پلي رها كردم و از محل متواري شدم.



              اين مرد كه با صدور كيفرخواست صادره از سوي دادسراي كرج صبح ديروز در شعبه ۷۴ دادگاه كيفري استان محاكمه شد، پس از درخواست اولياي دم مبني بر قصاص نفس(اعدام) در دفاع از خود گفت: قتل را قبول دارم، اما از روي عمد نبود

              Comment


              • Comment


                • زن جواني كه حكم اعدامش به دستور رياست قوه قضائيه متوقف شده بود، از سوي قضات شعبه دو ديوان عالي كشور بار ديگر به اعدام محكوم شد.



                  ۲۲ مهرماه سال ۸۳ زماني كه فاطمه حقيقت پژوه، ۳۷ ساله، متهم به قتل عمدي همسر صيغه اي اش با گام هاي لرزان به سوي چوبه دار مي رفت، مأمور زندان دوان دوان خود را به محوطه اجراي حكم رساند و دستور رياست قوه قضائيه را به مأمور اجراي حكم ابلاغ كرد.


                  براساس دستور آيت الله هاشمي شاهرودي اجراي حكم اعدام فاطمه تا بررسي مجدد پرونده متوقف شده بود. فاطمه بار ديگر به بند زنان زندان اوين بازگردانده شد. بهار سال ۸۱ تنها جلسه محاكمه فاطمه توسط قاضي كوه كمره اي برگزار شد.



                  فاطمه در حضور قاضي جزئيات قتل همسرش را توضيح داد: يك سال قبل از حادثه با همسرم آشنا شدم. آن زمان از همسر اولم جدا شده بودم و همراه دو دخترم زندگي مي كردم. مدتي از زندگي ما مي گذشت كه يك شب او به خانه آمد و از من خواست دخترم را همراه او به سفر بفرستم.



                  اما به دليل درگيري با مادرش حاضر نشدم او را همراهش بفرستم. در حال دعوا بوديم كه خواهرش با او تماس گرفت و خبر داد حال مادرش خوب نيست. او به سرعت خانه را ترك كرد. من و همسرم هيچ مشكلي با هم نداشتيم. فقط در مدت زندگي با او معتاد شده بودم. بعد از دعوا با او به دليل سردرد شديد، مواد مخدر مصرف كردم و خوابيدم.



                  نيمه هاي شب با سرو صداي يك زن از خواب بيدار شدم. از پنجره به بيرون نگاه كردم. صدا از بيرون خانه نبود. نوري از اتاق دخترم ديده مي شد. وقتي در را باز كردم با صحنه اي غيرقابل تحمل روبرو شدم. او در حال تعرض به دخترم بود.



                  با او درگير شدم و او را از اتاقش بيرون كشيدم. اما او مي خواست به اتاق دخترم بازگردد. در اتاق را قفل كردم تا نتواند بيرون برود. در اتاق خواب، او شروع به حرف زدن كرد. مي گفت: مي دانم كه من را دوست داري و خودت در را باز مي كني.



                  حالت عادي نداشتم. گفتم: اگر يك بار ديگر اين حرف را بزني تو را مي كشم. خنديد و گفت: نمي تواني. نمي دانم يك روسري را از كجا پيدا كردم و دور گردنش پيچيدم. او مي خنديد و من را مسخره مي كرد. عصباني شدم. با شدت بيشتري روسري را كشيدم.



                  ساكت شد. وقتي روسري را رها كردم، روي زمين افتاد. باور نمي كردم مرده باشد. چند بار به صورتش زدم. آب توي صورتش پاشيدم. اما او مرده بود تا صبح بالاي سرش گريه كردم.



                  فاطمه توضيح داد كه جسد همسرش را به حمام كشانده و تا شب براي او عزاداري كرده است. او ادامه داد: وقتي هوا تاريك شد، براي خارج كردن بدنش از خانه او را قطعه قطعه كردم. ۴۸ ساعت طول كشيد. براساس محتويات پرونده دو پاي مقتول در يك باجه تلفن و سر مقتول در بخش زنانه اتوبوس شهري پيدا شد. بنابر اعتراف فاطمه، وي بقيه اجزاي بدن مقتول را در قسمت هاي مختلف شهر رها كرده بود كه هيچ گاه يافت نشد.



                  با تقاضاي اولياي دم مبني بر قصاص فاطمه، حكم توسط قاضي كوه كمره اي صادر شد. پس از تأييد حكم در ديوان عالي كشور و طي مراحل استيذان، ۲۲ مهرماه به عنوان زمان اعدام او تعيين شد.



                  اما در پي انتشار نامه درخواست زهرا (دختر متهم) آيت الله هاشمي شاهرودي پرونده را مطالعه و دستور رسيدگي مجدد آن را صادر كرد. پرونده فاطمه براي بررسي مجدد به شعبه دو ديوان عالي كشور ارسال شد. بنابراين گزارش قضات اين شعبه پس از بررسي مجدد پرونده، بار ديگر حكم اعدام فاطمه را صادر كرده اند.



                  خرمشاهي وكيل فاطمه گفت: من همچنان اقدامات قانوني خود را انجام خواهم داد. از آيت الله هاشمي شاهرودي خواهم خواست كه از ماده دو اختيارات خود براي توقف مجدد اجراي حكم استفاده كنند. البته هنوز حكم صادره به من يا فاطمه ابلاغ نشده است. به محض دريافت حكم، در مورد آن اعتراض قانوني خواهم كرد.

                  Comment


                  • Comment


                    • به دنبال درگيري لفظي ميان راننده يگ خودرو و 2 جوان موتورسوار ، راننده با ضربات چاقو بشدت مجروح شد و به علت شدت جراحات جان خود را از دست داد.



                      بدنبال درگيري لفظي در خيابان شهيد بهشتي گرگان و تماس مردي ، ماموران گلانتري 13 گرگان پس از عزيمت به محل با مشاهده پيگر نيمه جان جوان 26 ساله اي به نام شاهرخ خوشبخت ، او را به بيمارستان منتقل گردند اما تلاش پزشگان براي نجات جان وي بي نتيجه ماند.



                      دستور تحقيقات



                      با گزارش موضوع اين جنايت به بازپرس ويزه قتل گرگان ، تحقيق در اين زمينه آغاز و مشخص شد ، مقتول هنگامي گه همراه همسرش در حال عبور از خيابان گرگان جديد بوده است ، پس از درگيري و مشاجره لفظي با 2 جوان موتورسوار با آنها درگير شده و هر دو موتورسوار او را مورد حمله قرار داده و پس از مجروح گردن وي ، از محل متواري شده اند. با ارجاع پرونده به پليس آگاهي ، ماموران با سرنخ هايي گه در اين ارتباط به دست آوردند ، متوجه شدند اين جنايت از سوي 2 جوان به نامهاي مهدي و ابوالفضل صورت گرفته است.



                      با مشخص شدن موضوع ماموران در مرحله بعدي ، 2 متهم را دستگير و به دادسرا منتقل گردند. با تحقيق از هر دو متهم ، پرونده براي ادامه تحقيقات در اختيار پليس آگاهي قرار گرفت تا مشخص شود گداميگ از متهمان ضربه مرگ را پس از مشاجره لفظي به راننده وارد گرده است.



                      گزارش ارسالي حاگي است با صدور دستور قضايي تحقيق گسترده از شاهدان عيني در ارتباط با اين جنايت آغاز شده است و در چند روز آينده نتيجه تحقيقات پليس نقش هر يگ از متهمان را در ارتباط با اين جنايت روشن خواهد گرد. يادآور مي شود پس از روشن شدن نتيجه تحقيقات بازسازي صحنه قتل جوان 26 ساله در محل حادثه انجام خواهد شد

                      Comment


                      • Comment


                        • Comment


                          • ماجراي گروگانگيري يك تاجر بحريني كه از سوي يك زوج جوان ربوده شده بود، پس از ۲۳ روز با تلاش كارآگاهان پليس تهران خاتمه يافت.



                            گروگانگيران كه زوج جوان بودند، در ازاي آزادي اين تاجر ۶۰ ساله، ۲۵۰ ميليون تومان درخواست كرده بودند.اوايل اسفند ماه سال جاري مرد جواني به اداره يازدهم پليس آگاهي تهران مراجعه كرد و گفت: ساعت ۱۶ عصر دوم اسفند يكي از همكاران تجاري ام كه تاجر ايراني الاصل مقيم كشور بحرين به نام «محمدامين» است و خانواده اش در خارج از ايران اقامت دارند، در مسير مراجعت به محل كارش در منطقه شميران متوجه زوج جواني شده كه او را تعقيب مي كردند.



                            دقايقي بعد آدم ربايان در فرصتي مناسب و با تهديد تحت عنوان مأموران مبارزه با مواد مخدر، اين تاجر بحريني را ربوده اند و سپس در مقابل آزادي او درخواست مبلغ ۲۵۰ ميليون تومان كردند.



                            با دستور قضايي، اكيپي از كارآگاهان اداره يازدهم پليس آگاهي تهران مأموريت يافتند تا با اقدامات پليسي بتوانند تاجر بحريني را از دست گروگانگيران نجات دهند.در حالي كه آدم ربايان در تمام تماس هاي تلفني خود درخواست ۲۵۰ ميليون توماني را تكرار مي كردند، كارآگاهان موفق به شناسايي يكي از آنان در غرب تهران شدند.



                            مأموران در ساعات پاياني چهارشنبه ۲۴ اسفند ماه مرد جواني را در غرب تهران دستگير كردند و با اعترافات وي موفق به دستگيري همسر ۳۰ ساله وي در كرج شدند. اين زوج وقتي تحت بازجويي قرار گرفتند، اعتراف كردند توسط يكي از بستگانشان در جريان دارايي و ثروت اين تاجر قرار گرفتند و پس از ۳ ماه تعقيب وي، در فرصتي مناسب موفق به ربودن او شدند.كارآگاهان پس از ۲۳ روز عمليات پليسي اين تاجر بحريني را در خانه اي استيجاري در كرج رديابي كرده و موفق به آزادي وي شدند

                            Comment


                            • آفتاب: چهارشنبه سوری امسال ، 970 مجروح و چهار کشته بر جای گذاشت.

                              رئیس اورژانس کشور با اعلام این خبر افزود: از ميان تعداد كل مصدومان 464 تن به استان تهران اختصاص مي‌يابد و در اين ميان استان‌هاي همدان، شيراز، اراك، اردبيل، مشهد و قم به ترتيب با 77 مورد، 67، 30، 30، 25 و 19 مورد از جمله استان‌هاي پر حادثه كشور بودند.

                              پناهی گفت : بر اساس قانون آمار فوت شدگان را سازمان پزشكي قانوني اعلام مي‌كند بنابراين آمار فوتي هاي چهارشنبه سوري كه از سوي اورژانس اعلام مي شود آمار غير رسمي است.
                              Love like you never got hurt
                              work like you don't need the money
                              Dance like no one is watching


                              تا عاقلان راهی برای یکبار خندیدن پیدا کنند دیوانگان هزار بار خندیده اند

                              Comment


                              • پيش‌بيني مي‌شود كه در سال 2006 ميلادي، صاحبان حدود 30 ميليون ساك و چمدان مسافرتي مسافران خطوط هوايي جهان ساعتهاي مديدي را براي يافتن اثري از اموال خود سپري كنند.

                                يك شركت بين‌المللي مسوول پيگيري بارهاي گم‌شده مسافران خطوط هوايي كشورهاي مختلف جهان موسوم به SITA كه در ژنو سوئيس مستقر است، با اعلام اين پيش‌بيني افزود: تقريبا تمام اين بارها در عرض حدود 31 ساعت به صاحبانشان بازگردانده خواهند شد.

                                اين شركت مسوول پيگيري بارها و چمدان‌هاي گم شده مسافران خطوط هوايي در 220 كشور جهان است.

                                همچنين پيش‌بيني شده است كه در سال 2006 ميلادي حدود 3 ميليارد چمدان و ساك مسافران خطوط هوايي در فرودگاههاي سراسر جهان چك شوند كه اين تعداد بار متعلق به حدود 2 ميليارد مسافر است.

                                مدير اين شركت اعلام كرده است كه براي جست‌وجو و برگرداندن اين بارهاي گم‌شده 5/2 ميليارد هزينه مي‌شود

                                Comment

                                Working...
                                X