Announcement

Collapse
No announcement yet.

Events/Havades

Collapse
X
 
  • Filter
  • Time
  • Show
Clear All
new posts

  • جوان 20 ساله تهراني كه به همراه 13 تن از دوستانش براي تفريح در منطقه «كردان» كرج ، قرص اكس مصرف كرده بود، جان خود را از دست داد.

    به گزارش گروه «حوادث» ايسنا، سرهنگ حميد اندرز چمني، رييس مركز اطلاع رساني فرماندهي انتظامي تهران در تشريح اين حادثه، گفت: مقارن ساعت 11:40 روز 7 تير ماه سال جاري، در پي تماسي از بيمارستان «قائم» كرج مبني بر وقوع يك فقره فوت مشكوك پسر جواني، بلافاصله ماموران كلانتري 17 «مهرويلا» به محل مورد نظر اعزام شده و اقدام به بررسي موضوع كردند.

    بر اين اساس در تحقيقات مقدماتي پليس و بنا بر اظهارات پزشكان بيمارستان مشخص شد: اين جوان 20 ساله‌ به نام «مهدي ــ ي» در پي مصرف قرص اكس در شب گذشته مسموم شده و جان خود را از دست داده است.

    رييس مركز اطلاع رساني فرماندهي انتظامي تهران در ادامه افزود: با توجه به اين كه دوستان «مهدي»، او را به بيمارستان منتقل كرده بودند، در تحقيقات پليسي ماموران كلانتري 17 «مهرويلا» مدعي شدند: روز گذشته 14 نفري با خودروهاي پژو 405 از شمال تهران به منظور تفريح به باغ يكي از دوستان در «كردان» كرج آمده و در ساعت 21، همگي با مصرف قرص اكس، بعد از چند ساعت تفريح خوابيدم تا اين كه در ساعت 3 بامداد، «مهدي» با سر و صدا از خواب بيدار شده و دچار حالت تهوع شد، از اين رو، وي را به بيمارستان منتقل كرديم كه در ساعت 10 صبح جان خود را از دست داد.

    سرهنگ چمني با اظهار تاسف از وقوع اين حادثه به خانواده‌ها توصيه كرد: با توجه به اين كه مصرف اين گونه قرصها بيشتر در گروههاي سني جوان و در ميهماني‌ها رواج دارد، از اين رو كنترل جمع دوستان و فرزندان و همچنين ارائه آگاهي لازم پيرامون عوارض و خطرات جبران ناپذير اين گونه رفتارها كه مي‌تواند بنيان يك خانواده و حتي يك جامعه را تحت تاثير قرار دهد، بهترين راه جلوگيري از وقوع چالشهاي بزرگ اجتماعي است.

    رييس مركز اطلاع‌رساني نيروي انتظامي استان تهران خاطرنشان كرد: جوانان با مصرف اين گونه قرصها، ابتدا يك شادي كاذب و موقت براي خود كسب مي‌كنند، در حالي كه عوارض اين قرص‌ها به مراتب از شادي كاذب خطرناكتر است و حتي در مواردي مرگ مصرف كننده را رقم ‌مي‌زند، اين درحاليست كه مصرف اين قرص‌ها عوارض جبران ناپذير ذهني را نيز به همراه دارد.

    Comment


    • با سرعت عمل ماموران پليس و دقت كاركنان بانك، سه كلاهبردار با 16 شناسنامه جعلي، 11 حساب در بانك افتتاح كرده بودند، دستگير شدند.

      به گزارش خبرنگار «حوادث» ايسنا، شخصي به هويت «رضا» اهل خرم‌آباد، هنگامي‌كه با شناسنامه جعلي با هويت «حسين» در يكي از بانكهاي تجارت استان يزد قصد افتتاح حساب جاري داشت، دستگير شد.

      شخص كلاهبردار به اين صورت شناسايي شد كه هنگام مراجعه به بانك، رييس شعبه مورد نظر به شناسنامه نامبرده مشكوك شده و اقدام به استعلام آن از ثبت احوال كرد.

      اين در حالي بود كه ثبت احوال، اصالت شناسنامه را تاييد نكرد، از اين رو با اعلام شكايت بانك و اعلام موضوع به ماموران انتظامي پس از هماهنگي‌هاي به عمل آمده، زماني كه فرد كلاهبردار قصد گرفتن دسته چك را داشت، در بانك دستگير شد.

      همچنين طي بازرسي از منزل متهم، 16 جلد شناسنامه،‌ چندين كارت ملي و كارت پايان خدمت، يك جلد پروانه كسب و جواز تاسيس از صنايع معاون كه همگي جعلي بودند، كشف شد.

      از سوي ديگر در پي بررسي‌هاي صورت گرفته، ماموران پليس موفق به دستگيري دو تن ديگر به نامهاي «داوود» 34 ساله اهل تهران و «هاشم» 32 ساله اهل ساوه در اين رابطه كردند كه با همدستي «رضا» اقدام به افتتاح حساب در 11 بانك كرده بودند.

      در پي دستگيري متهمان اين پرونده، معاون اجتماعي و ارشاد نيروي انتظامي استان يزد از همشهريان خواست، به افراد غير بومي اعتماد نكنند و قبل از گرفتن هرگونه دسته چكي، تاريخ افتتاح حساب و همچنين محل كسب صادر كننده چك را بررسي كنند.

      وي همچنين تأكيد كرد: مسوولان بانكها در موقع افتتاح حساب، صحت و سقم شناسنامه افتتاح كننده حساب را از ثبت احوال استعلام كنند.

      Comment


      • با دستگيرى اعضاى يك باند كه قصد داشتند دختر جوانى را به صورت غير قانونى از كشور خارج كنند، تحقيقات ماموران و قاضى پرونده براى بررسى احتمال خروج غير قانونى دختران ديگر از سوى متهمان به دبى آغاز شد. صفر خاكى داديار شعبه اظهار نظر دادسراى امور جنايى تهران در خصوص فعاليت اعضاى اين باند گفت: «اين متهمان پس از فريب دخترى به نام ياسمين قصد داشتند او را به صورت غير قانونى و به بهانه استخدام در يك شركت بزرگ از تهران به دبى منتقل كنند.»
        • صدور گذر نامه با شناسنامه جعلى
        چندى پيش دختر جوانى به نام ويدا با مراجعه به شعبه پنجم بازپرسى دادسراى امور جنايى تهران و طرح شكايتى پرده از فعاليت اعضاى اين باند برداشت. اين دختر به بازپرس حسين توكلى گفت: «مدتى پيش براى من فرصت سفرى به خارج از كشور فراهم شد. وقتى به اداره گذرنامه رفتم و مداركم را تحويل دادم آنها ادعا كردند هفته پيش من درخواست صدور گذرنامه داده ام كه تا چند روز ديگر آماده مى شود. من تاكنون به اداره گذرنامه مراجعه نكرده ام به همين دليل احتمال مى دهم فرد ديگرى با هويت من براى خود تقاضاى گذرنامه داده است.» با طرح اين شكايت به گروهى از ماموران پليس ماموريت داده شد كه بررسى هاى خود را آغاز كنند. ماموران با حضور در اداره گذرنامه، بررسى هاى گذرنامه صادر شده را آغاز كردند كه روشن شد فردى با يك شناسنامه جعلى با هويت ويدا (شاكى) به اين اداره مراجعه كرده و تقاضاى گذرنامه براى خود كرده بود. متهم همچنين عكس خود را بر روى شناسنامه شاكى چسبانده بود.
        • دستگيرى دو متهم
        ماموران كه هيچ ردى از متهم نداشتند در اداره گذرنامه به كمين نشستند تا به محض ورود او براى تحويل گذر نامه اش او را دستگير كنند. پس از چهار روز دختر و پسر جوانى براى تحويل گذر نامه به اين اداره مراجعه كردند و از سوى ماموران دستگير شدند. متهمان در ابتدا منكر داشتن هرگونه اطلاعى از ماجرا شدند اما در ادامه دختر جوان لب به اعتراف گشود. اين دختر ۲۴ ساله كه ياسمين نام دارد اظهار داشت: «من تبعه كشور افغانستان هستم. مدتى پيش وارد ايران شدم و در تهران با پسر ۲۸ ساله اى به نام مهران دوست شدم. چند هفته از آشنايى ما نگذشته بود كه او پيشنهاد كار در دبى را به من داد. او ادعا كرد كه دوستانش در دبى صاحب چند شركت بزرگ تجارى هستند كه من مى توانم در آنجا و با حقوق خوبى مشغول به كار شوم. من به دليل اينكه شناسنامه نداشتم و نمى توانستم گذرنامه بگيرم مهران گفت با كمك دوستانش مى تواند اين مشكل را هم حل كند. همراه او به خانه يكى از دوستانش به نام شهرام كه پزشك بود رفتيم. او از من مقدارى پول گرفت و با كمك فرد ديگرى كه در اداره ثبت احوال كار مى كند براى من شناسنامه تهيه كردند. با آن شناسنامه جعلى درخواست صدور گذر نامه دادم كه با آن موافقت شد.» پس از اعترافات اين دختر ماموران شهرام و كارمند اداره ثبت احوال را بازداشت كردند كه در تحقيق از آنها نحوه صدور شناسنامه جعلى براى اين دختر تبعه كشور افغانستان با استفاده از شناسنامه هاى باطل شده فاش شد.
        خاكى افزود: «كارمند اداره ثبت احوال در اظهاراتش ادعا كرده است پس از گرفتن پول و عكس از ياسمين يكى از شناسنامه هاى باطل شده را از بايگانى برداشته و به جاى عكس صاحبش عكس اين دختر را روى آن ممهور كردم.» اين كارمند متخلف در قسمت ديگرى از اعترافاتش اظهار داشته، پس از تهيه شناسنامه جعلى از روى آن كپى گرفتم و از مسئول يك دفتر خانه كه با من دوست بود خواستم كه برابر اصل بودن آن را تائيد كند. با تائيد كپى شناسنامه براى ياسمين تقاضاى صدور شناسنامه المثنى با هويت ويدا را داديم كه با آن موافقت شد. ماموران سپس مسئول دفترخانه را احضار كردند كه او از موضوع جعلى بودن كپى شناسنامه اظهار بى اطلاعى كرد. بازپرس سپس با صدور قرار وثيقه براى دو تن از متهمان آنها را آزاد كرد. با توجه به نحوه برنامه ريزى براى خروج ياسمين از سوى اعضاى اين باند و تشكيلات پيچيده و منظم متهمان براى صدور شناسنامه جعلى براى اين دختر، ماموران احتمال مى دهند اعضاى اين باند در فريب دختران جوان و انتقال غير قانونى آنها به خارج از كشور نقش داشته باشند. قاضى پرونده با بيان اين احتمال و روشن شدن نكات مبهم موجود در پرونده تحقيقات خود را براى پرونده آغاز كرد.

        Comment


        • بيماريهاي قلبي - عروقي، استعمال دخانيات و حوادث و صدمات جاده اي به عنوان ۳ تهديد روبه رشد در كشورمان تلقي شده كه بار مضاعفي در هزينه هاي درماني بر جامعه تحميل مي كنند و نيازمند عزم ملي جهت پيشگيري از آنها هستيم

          .

          در پي نامه ۱۵۶ نماينده مجلس درخصوص تامين اعتبار لازم براي كاهش تصادفات جاده اي و عليرغم اقدامات جدي و پيگير وزارت بهداشت و درمان در سال جاري در خصوص كاهش مرگ و مير ناشي از حوادث جاده اي هنوز ايران در رابطه با تصادفات در جهان رتبه اول را دارد و مرگ و مير در اثر تصادف در ايران، دومين علت مرگ و مير در كشور است.



          در ايران در هر ساعت ۳ نفر جان خود را در سوانح رانندگي از دست مي دهند، در جاده ها تصادف هر ۲۴ دقيقه يك قرباني مي گيرد، تنها در پنج سال گذشته صد هزار نفر در ايران بر اثر حوادث رانندگي جان داده اند.



          در ايران هيچ كس از اين مصيبت به مثابه يكي از بزرگ ترين خطراتي كه جانش را به عنوان يك شهروند تهديد مي كند در امان نيست و خطر مرگ ناشي از حوادث رانندگي به عنوان دومين عامل مرگ و مير در كشور دايماً روي سر پياده و سواره، راننده و مسافر پرواز مي كند.



          به گزارش سازمان بهداشت جهاني سالانه بيش از ۲۰ ميليون نفر در جاده هاي جهان و ۳۰ هزار نفر در جاده هاي ايران به دليل تصادفات و حوادث ترافيكي كشته مي شوند.



          افزايش شمار وسايل نقليه علاوه بر هزينه هاي مستقيم آسيب ها و مرگهاي جاده اي، داراي آثار جدي ديگري بر سلامت و آثار گسترده تر اجتماعي، اقتصادي و محيطي است.



          اين نوع صدمات به طور تقريبي باعث يك سوم از بار بيماران حاد در بسياري از بيمارستانهاي كشورهاي با درآمد كم تا متوسط هستند و بين ۳۰ تا ۸۶ درصد از موارد پذيرش بيمارستاني مربوط به تروما، ناشي از اين آسيب ها مي باشند.



          تصادفات قابل پيشگيري هستند و رويكردي به ايمني جاده مورد نياز است تا ۳ جزء راننده، وسيله نقليه و محيط ساخته شده را به عنوان يك سيستم ديناميك در نظر بگيرد كه در آن، ايمني يك مسئوليت مشترك محسوب مي شود.



          اين نوع رويكرد در صدد شناسايي تمام منابع خطا يا ضعف در طراحي بوده كه در بروز آسيب هاي ناشي از ترافيك جاده اي دخيل است و سپس سعي مي كند پيامدهاي آن را تخفيف دهد.

          Comment


          • وقتي بغض «آرزو» بر قلبش سنگيني کرد ، آرام به گوشه اي خزيد. زهرخندي به 17 بهار گذشته عمر خود زد و با خيره شدن به سالهايي که در آن از مهر مادري محروم شده بود ، زير لب آخرين زمزمه هاي محبت را نثار مادري کرد که او را از دست داده بود.



            دلش مي خواست فرياد بزند اما وقتي شعله هاي آتش سراسر وجودش را به کام کشيد ، او بهار عمرش را به خزان آرزوهايش پيوند زد.



            شنبه اي که گذشت ، روز دردناکي براي ساکنان خيابان فلسطين در يکي از محله هاي شهر کامياران بود زيرا در اين روز آنها با مشاهده پيکر نحيف دختر 17 ساله اي به نام آرزو که در ميان شعله هاي آتش جان مي باخت ، هنوز از بهت و حيرت اين حادثه بيرون نيامده بودند که ساعتي بعد متوجه شدند کريم پدر آرزو نيز پس از اطلاع از خودسوزي دخترش ، او هم خود را به آتش کشيد تا در غم مرگ آرزو ، جان باخته باشد.



            شروع يک ماجرا



            آرزو ، دختر 17 ساله کامياراني از چند سال پيش مدام در حسرت روزهايي بود که يادمان مهر و عاطفه مادري در زواياي ذهنش به يادگار باقي مانده بود.



            او هر بار و پس از مشاجره و سرکوفت هاي نامادري ، در گوشه اي خلوت و در حسرت واژه اي که بتواند او را تسکين دهد ، آرام آرام مي گريست.



            او چندين مرتبه خواست موضوع رفتارهاي نامادري اش را با پدر در ميان بگذارد اما احساس گنگ و مبهم و حياي پدر و فرزندي مانع از اين مي شد تا او به پدر گلايه و شکايت کند.



            روزها يکي پس از ديگري سپري شد و سرانجام صبح روز شنبه پس از آخرين مشاجره آرزو با نامادري ، او در حياط خانه خود را به آتش کشيد و پيکر نيمه جان او با کمک همسايه ها به بيمارستان منتقل شد اما آخرين نجواهاي دختر 17 ساله که مدام واژه «مادر» را با تمام رمقي که برايش مانده بود ، صدا مي زد ، پس از دقايقي براي هميشه خاموش شد.



            مرگ دوم



            دقايقي پس از ماجرا ، موضوع خودسوزي آرزو به پدرش اطلاع داده شد. او سراسيمه خود را به خانه اي که آرزوهايش در آن گم شده بود ، رساند.



            چشم گريان همسايه ها و چهره ترسان همسرش که در گوشه اي کز کرده بود ، خبر از مرگ آرزو مي داد. او لختي ايستاد آنگاه با ريختن نفت به سر و روي خود ، بدون لحظه اي درنگ خود را به آتش کشيد تا تراژدي غمباري از عشق به فرزند را رقم بزند.



            با انتقال کريم مرد مجروح به بيمارستان ، تلاش پزشکان براي نجات او بي نتيجه ماند و پيکر خاموش او نيز در کنار فرزندش آرام گرفت.



            به دنبال اين حادثه که موجي از تاسف را ميان مردم شهر کامياران رقم زد ، موضوع به بازپرس دادسراي کامياران گزارش شد و با صدور دستور قضايي مبني بر انتقال اجساد پدر و دختر به پزشکي قانوني ، دستور تحقيق در خصوص علل و انگيزه هاي اين حادثه به پليس آگاهي کامياران صادر شد.



            کالبدشکافي حادثه



            رئوف ميرزايي ، روان شناس در خصوص اين حادثه به خبرنگار ما مي گويد: متاسفانه موضوع جدايي والدين ، طلاق و نبود نظارت بر رفتارهاي اعضاي خانواده ، موجب رويدادهاي تلخي مي شود که نمونه آن را در پرونده مرگ آرزو و پدرش شاهد هستيم.



            او افزود: يکي از مواردي که پس از ازدواج دوم پدر در خانواده ها به عنوان يک مشکل اساسي بروز مي کند ، عدم پذيرش طرفين ، يعني همسر جديد و فرزندان است که موجب بروز چالشهاي متعدد و واکنش هاي منفي از سوي طرفين مي شود.



            اين روان شناس در ادامه مي گويد: در باورها و آموزه هاي اعتقادي ، همان گونه که رسول گرامي اسلام ، حضرت محمد (ص) فرموده اند ، مغضوب ترين اعمال نزد خداوند ، طلاق است موضوعي که آثار منفي آن هر روز بيش از گذشته آشکارتر مي شود.



            برخي از والدين پس از مواجهه با اولين مشکل ، تنها راه حل ممکن را جدايي و طلاق مي دانند بدون آن که به پيامدهاي اين تصميم توجه کنند و به اين باور برسند که در آينده اي نه چندان دور چه سرنوشت شومي در انتظار فرزندانشان است.



            براي نمونه ، با مراجعه به آمار وقوع جرم ، با قاطعيت مي توان عنوان کرد بيش از 50 درصد از جرايم صورت گرفته ريشه در مسائل خانوادگي و پديده مذموم طلاق دارد که دامنگير خانواده ها و فرزندان آنها شده است


            Comment


            • دو پسر و يك دختر نوجوان كه قصد سرقت خودرويي را در دركه داشتند، دستگير شدند.



              ساعت 17 و 30 دقيقه روز سوم مردادماه امسال اهالي خيابان احمد‌پور در دركه تهران ماموران را در جريان رفتار مشكوك سرنشينان يك خودرو در اين خيابان قرار دادند.



              ماموران پس از حضور در محل متوجه شدند، اهالي محل يكي از سرنشينان خودرو را كه پسر نوجواني بود دستگير كردند اما دو نفر ديگر كه دختر و پسري بودند موفق به فرار شده‌اند.



              راننده خودرو به نام سجاد در بازجويي به ماموران گفت:‌ سه دختر و پسر نوجوان را از شهرك غرب به مقصد دركه سوار خودروام كردم.



              در ميان راه دو پسر نوجوان به بهانه اينكه من به خواهر آنها نگاه كرده‌ام با من درگير شدند. يكي از آنها دست مرا گرفت و نفر دوم سيم تلفن را به دور گردنم انداخت.



              دختر نوجوان نيز به داخل چشمم فلفل ريخت كه تعدادي از اهالي محل كه متوجه ماجرا شده بودند به كمك من آمدند كه دو نفر از سارقان فرار كردند اما نفر سوم دستگير شد.



              متهم دستگير شده به نام اميرحسين دربازجويي‌ها گفت: دو همدستم محسن و غزاله معروف به باران نام دارند.



              خانواده‌هاي ما از ارتباط ما مطلع هستند.ما بواسطه رفت و آمدهاي خانواده‌هايمان با هم آشنا شديم.چند روز قبل تصميم گرفتيم براي اينكه راحت‌تر در شهر گردش كنيم خودرويي را بدزديم.



              به همين خاطر طبق نقشه قبلي سوار اين خودرو شديم. قصد داشتيم پس از سرقت خودرو را در محل خلوتي مخفي كنيم. سپس در فرصت مناسبي آن را ببريم.



              با اعترافات متهم ماموران در يك قرار صوري غزاله و محسن را در ميدان قدس دستگير كردند.



              سه سارق نوجوان صبح امروز پس از بازجويي در شعبه سوم بازپرس دادسراي جنايي تهران با قرار بازداشت موقت از سوي بازپرس روشن روانه زندان شدند.

              Comment


              • يك مظنون در رابطه با قتل كارمند يك شركت در خيابان ملاصدرا دستگير شد.



                ساعت 14 سوم مرداد ماه ماموران پليس در جريان مرگ مشكوك مرد جواني در بيمارستان بقيه‌الله تهران قرار گرفتند.



                ماموران پس از حضور در بيمارستان متوجه شدند جسد متعلق به جوان 24 ساله اي به نام بهادر ملكي است كه به خاطر اصابت ضربه هاي چاقو به سينه، كتف و پهلوي چپش مجروح شده و به بيمارستان منتقل شده بود.



                در بررسي هاي اوليه مشخص شد، بهادر كارمند شركتي در خيابان ملاصدرا بوده است. او ظهر روز حادثه براي انجام كار بانكي از شركت خارج و در مقابل آنجا با ضربه هاي چاقوي فرد يا افراد ناشناسي مجروح شده بود.



                همكاران مقتول پس از اطلاع از ماجرا او را به بيمارستان بقيه الله منتقل كرده بودند كه در آنجا بهادر به خاطر شدت جراحات جان سپرد.



                ماموران در ادامه به همسر مقتول به نام سارا مشكوك شده و او را بازداشت كردند.در تحقيقات از سارا مشخص شد، سارا قبل از ازدواج در دوران دانشجويي با جواني به نام وحيد آشنا شده و پس از ازدواج نيز با آن پسر جوان ارتباط داشته است.



                همچنين پس از قتل وحيد به سارا اس ام اس فرستاده بود و در آن نوشته بود، همسرت را كشتم و هنوز تو شوك هستم.



                با بدست آمدن اين سرنخ وحيد در يك قرار صوري با سارا دستگير شد.



                متهم در بازجويي ها منكر قتل شد و گفت: روز قبل از جنايت به خانه برادرم سمنان رفتم. بعد از آن هم به يك مجلس عروسي در كرج رفتم.



                ماموران همچنين در رديابي تلفن همراه متهم متوجه شدند او در زمان قتل در تهران بوده است.



                هم اكنون متهم با قرار بازداشت در اختيار ماموران دايره دهم پليس آگاهي تهران قرار دارد

                Comment


                • دستگيري مرد 34 ساله و دو كودك همراهش، دو تن از متهمان به 50 فقره سرقت موتورسيكلت طي 10 ماه اعتراف كردند.

                  به گزارش خبرنگار «حوادث» ايسنا، حدود ساعت 7 صبح روز گذشته، هشتم مرداد ماه، مردي طي تماسي با مركز فوريت‌هاي پليسي 110، پليس را در جريان سرقت يك دستگاه موتورسيكلت به وسيله يك مرد و دو كودك قرار داد.

                  بدين ترتيب عوامل كلانتري 169 «مشيريه» با حضور در محل در حالي كه سارقان متواري شده بودند، موتورسيكلت را توقيف و به پاركينگ منتقل كردند.

                  در اين حال جواني كه در خيابان شاهد ماجرا بود، با مشاهده سارقان در سه راه افسريه، عوامل گشت كلانتري 132 «نبرد» را در جريان موضوع قرار داد.

                  بر اساس اين گزارش، مقارن ساعت 8 صبح روز گذشته، سه متهم دستگير و به محل كلانتري منتقل شدند.

                  با انتقال متهمان به نامهاي «رمضان» 34 ساله، «داريوش» 15 ساله و «فرشاد» 13 ساله، «رمضان» در بازجوييهاي پليسي به ارتكاب 50 فقره سرقت ديگر اعتراف كرد.

                  سرهنگ اميريان، رييس كلانتري 132 «نبرد» در تشريح پرونده به خبرنگار «حوادث» ايسنا، گفت: «رمضان» از 10 ماه پيش تاكنون به همراه فردي به نام «مجيد» معروف به «مجيد ساچمه» و با همدستي احتمالي «داريوش» مرتكب 50 فقره سرقت موتورسيكلت با شگرد تخريب قفل و يكسره كردن استارت موتورسيكلت شده است.

                  سرهنگ اميريان با بيان اين كه به گفته «رمضان»، بيشتر اين سرقتها در منطقه خاني‌آباد نو رخ داده است، گفت: وي موتورسيكلت‌هاي مسروقه را پس از انتقال به ميدان مولوي به فردي به نام «سعيد» با قيمت 50 هزار تومان به فروش مي‌رسانده است.

                  به گفته رييس كلانتري 132، با به دست آمدن شماره تلفن همراه «سعيد»، تلاش براي دستگيري اين مالخر نيز ادامه دارد.

                  در اين ميان «فرشاد» متهم 13 ساله كه يك ماه است، از شمال كشور به تهران آمده است به خبرنگار ايسنا، گفت: پدر و مادرم چند ماه پيش از هم جدا شدند و پدرم با زن ديگري ازدواج كرد و رفت، مادرم هم يك ماه قبل به همراه خواهرم رفتند.

                  «فرشاد» گفت: «مادرم ظهر كه رفت، گفت: بر مي‌گردم اما برنگشت، صاحبخانه هم دو روز بعد، من را بيرون كرد و من براي كار به تهران آمدم».

                  در اين حال «داريوش» نيز به ايسنا گفت: به دليل اين كه پدر و مادر ندارم، در خانه دايي‌ام در مشهد زندگي مي‌كردم اما دايي‌ام سال گذشته به زندان افتاد و من هم از همان زمان براي كار به تهران آمده و پس از آشنايي با «رمضان»، مرتكب 15 فقره سرقت موتورسيكلت به همراه او شدم.

                  به گزارش ايسنا، به اين ترتيب بررسي‌هاي پليس در خصوص اين پرونده نشان داد: «فرشاد» دو روز قبل در پارك با «رمضان» و «داريوش» آشنا شده و اين اولين سرقتي بوده كه مرتكب شده است.

                  با انتقال اين سه متهم كه به گفته خود از زمان آمدن به تهران در پارك مي‌خوابيدند، پايگاه ششم پليس آگاهي تهران بزرگ، تحقيقات پليس جهت دستگيري «مجيد ساچمه» و «سعيد» (مالخر موتورهاي مسروقه) آغاز شده است.

                  Comment


                  • ماموران انتظامي قرارگاه عملياتي «فتح» سيستان و بلوچستان طي يك درگيري مسلحانه با يك باند آدم‌ربايي و گروگانگيري در منطقه «شيرآباد» شهرستان زاهدان موفق شدند، دو گروگان را از بند گروگانگيران نجات دهند.

                    به گزارش خبرنگار «حوادث» ايسنا، معاونت اطلاعات ناجا اعلام كرد: ماموران قرارگاه عملياتي «فتح» سيستان و بلوچستان از فعاليت گسترده يك باند آدم ربايي و گروگانگيري در منطقه شيرآباد شهرستان زاهدان مطلع شدند.

                    در اين حال ماموران پليس بلافاصله پس از انجام اقدامات ويژه اطلاعاتي و عملياتي در يك عمليات غافلگيرانه موفق به دستگيري سركرده اصلي باند آدم ربايي به هويت «عبدالسلام» شدند.

                    بنا بر اعلام اين معاونت، با تحقيقات به عمل آمده، محل نگهداري گروگان‌ها در نزديكي مرز پاكستان (منطقه كوهستاني لار) شناسايي شد و طي يك درگيري مسلحانه، اعضاي باند به نامهاي «عبدالصمد»، «محسن»، «امير» و «حمزه» دستگير و خودرو و تعدادي اسلحه و مهمات نيز از آنها توقيف شد.

                    به اين ترتيب با دستگيري عوامل آدم‌ربايي، دو گروگان از اسارت گروگانگيران رهايي يافتند.

                    Comment


                    • پيرترين مرد ايراني در سن 135 سالگي در روستاي «حلداده» رودبار كرمان بدرود حيات گفت.

                      به گزارش گروه «حوادث» ايسنا، اين پيرمرد كه «علي پيرمرادي» نام داشت، در سال 1250 خورشيدي به دنيا آمده بود و پس از نزديك به يك قرن و نيم زندگي و داشتن بيش از 200 نوه و نتيجه از سه زن خود از دنيا رفت.

                      به گفته خانواده اين پيرمرد، او هرگز آمپول و داروهاي شيميايي استفاده نكرده و هرگز روي بيمارستان را نديده بود.

                      علي پيرمرادي، رويدادهاي دوران 4 پادشاه قاجار را به خاطر داشت، ولي هنگام مرگ از سلامت بينايي، شنوايي برخوردار بوده و در خانه فعاليت مي‌كرد.

                      گفتني است، علت مرگ وي، ايست قلبي تشخيص داده شده است.

                      Comment


                      • «دوسال قبل، به جرم سرقت خودرو روانه زندان شدم. ماجرا از آنجا آغاز شد كه خودرو يكي از دوستانم را كه حاضر نشده بود، طلبم را پس بدهد، به جاي بدهي‌اش، از او گرفتم و طي تماسي موضوع را به او اطلاع دادم. اما او با اعلام سرقت خودرو به پليس، با مامور به سراغم آمد».

                        «بدين ترتيب به جرم سرقت خودرو به تحمل يك سال حبس محكوم شدم و پس از گذراندن اين مدت، سال قبل از زندان آزاد شدم و براي جبران همه آن روزهاي سختي كه بر خود و خانواده‌ام گذشت، تصميم گرفتم با توجه به اين كه ديپلم هم داشتم، شغل مناسبي پيدا كنم اما هر جا مراجعه ‌كردم «گواهي عدم سوء پيشينه»، يكي از مداركي بود كه درخواست مي‌شد.

                        28/10/1384 اظهارات «محمد ـ د» 22 ساله پس از دستگيري در كلانتري 107 «فلسطين» ــ تهران

                        اين بار او به اتهام اقدام به سرقت مسلحانه از بانك و ارتكاب سرقت خودرو حين فرار دستگير شده بود.

                        اگر بار اول، او تنها يكسال از زندگيش را بر باد داده بود، اين بار تمام زندگي خود را بر باد رفته مي‌ديد.

                        نگاهي به مجرماني كه هم اكنون در زندانها به سر مي‌برند، بيانگر آن است كه درصد زيادي از آنها براي چندمين بار روانه زندان شده‌اند و اين در حاليست كه در بسياري از موارد جرايم ارتكابي بعدي از سوي متهمان به مراتب سنگين‌تر از جرم اول بوده است.

                        در حاليكه امروزه از «بيكاري» به عنوان مهمترين عامل موثر بر وقوع و افزايش جرم ياد مي‌شود و از سوي ديگر گواهي عدم سوءپيشينه يكي از اسناد و مدارك مهم استخدام در مراكز دولتي و گاه غيردولتي به شمار مي‌رود، نگاهي به سابقه تكرار جرم برخي مجرمان نشان مي‌دهد، بين اين دو مساله متضاد بايد راهي را جست‌و‌جو كرد كه از يكطرف حقوق كارفرما در خصوص اطمينان از فردي كه درخواست كار كرده، حفظ شود و از طرف ديگر درخواست چنين سندي، ‌موجب بيكاري مادام‌العمر كساني كه واقعا مجرم بوده و يا به هر دليل سابقه جرم در پيشينه آنها ثبت شده است، نشود، چراكه امروز كمتر كارفرمايي است كه به محض مشاهده گواهي پيشينه جرم اقدام به استخدام فرد سابقه‌دار كند.

                        در اين ميان پرسشي كه مطرح مي‌شود، اين است كه گواهي سوء پيشينه چه تاثيري در جلوگيري از وقوع مجدد جرم سابقه‌داران و نيز ادامه بيكاري آنها و تكرار جرم دارد. آيا بايد در اين زمينه تفاوتي ميان مجرمان حرفه‌اي با ساير مجرماني كه دوران محكوميتشان كوتاه بوده، قائل شد؟ و سوالاتي از اين گونه كه كارشناسان در گفت‌و‌گوهايي با خبرنگار حوادث ايسنا به آن پاسخ مي‌دهند.

                        دكتر فربد فدايي، روانپزشك جنايي و استاد دانشگاه معتقد است: از نظر انساني هر كس اين حق را دارد كه از امكانات مساوي با ديگر افراد جامعه برخوردار باشد و پيش داوري‌ها نبايد مانعي در راه گزينش افراد باشد، اما با كمي واقع‌بيني، به اين نكته دست مي‌يابيم كه ملاك پيش‌بيني رفتار آينده يك فرد، بررسي گذشته اوست.

                        وي با بيان اين كه ميزان ارتكاب مجدد جرم در كساني كه قبلا مرتكب آن شده‌اند، از كل جمعيت بالاتر است، به ايسنا مي‌گويد: چنانچه واقع بينانه به موضوع بنگريم، خواهيم پذيرفت كه مجرمان بر اثر نابهنجاري‌هاي شخصيتي به ارتكاب جرم تمايل دارند.

                        به گزارش ايسنا كارشناسان مسايل و آسيب‌هاي اجتماعي بر اين باورند كه درخواست گواهي عدم سوء پيشينه براي مشاغلي كه با زندگي و مال انسانها ارتباط مستقيم دارد، توجيه‌پذير است اما براي افرادي كه دوران محكوميت خود را گذرانده و در زندان رفتار شايسته‌اي بروز داده‌اند، پيشنهاد مي‌شود، در قبال حسن رفتار آنها «توصيه‌نامه»‌اي از سوي قوه قضاييه صادر شود تا در يافتن شغل به آنها كمك كند.

                        دكتر فدايي با اشاره به شباهت وضعيت يك سابقه‌دار با شخصي كه ازدواج كرده و طلاق گرفته است، مي‌گويد: همانطور كه فرد طلاق گرفته نمي‌تواند، ادعا كند همچون فردي است كه تاكنون ازدواج نكرده است، مجرمي كه از زندان آزاد شده نيز نمي‌تواند منكر گذشته خود بشود.

                        وي بر اين عقيده است كه براي عده‌اي از مجرمان، اين موضوع كه چند ساعت در روز كار كنند و حقوقي دريافت كنند، مضحك است اما مجرماني نيز هستند كه به دليل نياز مالي مرتكب جرم شده‌اند و در صورتي كه شغل مناسب و ثابتي داشته باشند، هرگز مرتكب خلاف و بزه نمي‌شوند.

                        از سوي ديگر دكتر كريمي، مدير كل تشخيص هويت معاونت آگاهي نيروي انتظامي در گفت‌و‌گو با خبرنگار «حوادث» ايسنا با بيان اين كه «دادسرا» مرجع صدور گواهي عدم سوء پيشينه است و در اين ميان تشخيص هويت تنها اطلاعات ثبت شده در بانك مجرمان را در اختيار دادسرا قرار مي‌دهد، اظهار مي‌كند: به دليل اين كه متقاضيان گواهي عدم سوء پيشينه براي ارايه درخواست و دريافت اين گواهي به ادارات و پايگاههاي تشخيص هويت مراجعه مي‌كنند، عموم افراد تشخيص هويت را مرجع صدور مي‌دانند، اين در حاليست كه اين اداره، تنها اطلاعات را بررسي كرده و دادسرا با استناد به نتايج به دست آمده از آن، نسبت به صدور گواهي اقدام كرده و آن را مجدد در اختيار تشخيص هويت قرار مي‌دهد.

                        دكتر كريمي با اشاره به اين كه روزانه 1200 تا 1300 تن جهت دريافت گواهي عدم سوء پيشينه به تشخيص هويت مراجعه مي‌كنند كه 10 تا 12 درصد آنها داراي سوء سابقه هستند، اضافه مي‌كند: در اين ميان مدارك افرادي كه سوء سابقه داشته باشند به همراه كارت اطلاعات در اختيار خودشان قرار مي‌گيرد تا با مراجعه به دادسرا، از خود دفاع كرده و بدين ترتيب در صورت تشخيص مقام قضايي از سوء سابقه‌ وي، رفع اثر شود.

                        وي با بيان اين كه تشخيص هويت سابقه فردي كه با هر جرمي به حكم قاضي به زندان رفته را به دادسرا ارجاع مي‌دهد، به ايسنا مي‌گويد:از جرايمي كه در چند سال قبل جرم محسوب مي‌شده و هم اكنون طبق قانون جرم نيست و همچنين تخلفات مالي و رانندگي رفع اثر شده و دادسرا گواهي عدم سوء پيشينه صادر مي‌كند.

                        دكتر كريمي به عنوان مدير كل اداره‌اي كه مهمترين مراحل صدور گواهي عدم سوء پيشينه در آن انجام مي‌شود، معتقد است، شايد درخواست اين گواهي از سوي كارفرمايان مشاغل عادي ضروري نباشد اما درخواست آن براي مشاغل مهم و دولتي ضروري است، چرا كه هيچ سازماني نمي‌تواند براي مثال حسابداري شركت خود را به يك سارق سابقه‌دار بسپارد.

                        به گزارش خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا)، دكتر حسيني، جامعه‌شناس و عضو هيأت علمي دانشگاه نيز طي گفت‌و‌گويي با ايسنا به تشريح ديدگاه در اين زمينه پرداخته و اذعان مي‌كند: بر اساس ديدگاه اول كسي كه مرتكب جرمي مي‌شود تا پايان عمر بايد به ديد يك مجرم به او نگريست، حتي اگر به ازاي خطاي ارتكابي مجازات شده باشد.

                        به گفته وي، ديدگاه دوم محيط و عوامل اجتماعي را عامل ارتكاب جرم مي‌داند كه اگر اين عوامل رفع شود، بروز چنين مشكلاتي در وجود يك مجرم به حداقل و يا صفر مي‌رسد، از اين رو بايد امكان بازگشت دوباره مجرماني كه مدت حبس تعيين شده از سوي قاضي را سپري كرده‌اند، به جامعه فراهم شود.

                        دكتر حسيني معتقد است: اگر شرايط براي بازگشت سابقه‌داران به اجتماع فراهم شود، امكان ارتكاب مجدد جرم از مجرم گرفته خواهد شد.

                        وي با اشاره به وضعيت موجود كه زندانها تبديل به آموزشگاه جرم شده‌اند، بر اين عقيده است كه نبايد مشاغلي همچون معلمي را كه با منافع عمومي در رابطه است، به افرادي كه داراي سوء سابقه هستند، سپرد و در اين كه بايد بر افراد سابقه‌دار نظارتي صورت گيرد، ترديدي وجود ندارد.

                        عضو هيأت علمي دانشگاه با تاكيد بر اين كه ارتكاب جرم امري ذاتي و طبيعي نبوده و از شرايط اجتماعي نشأت مي‌گيرد، به ايسنا مي‌گويد: بايد شرايط و امكانات به گونه‌اي فراهم شود كه امكان بازپروي فردي كه به دليل مشكلات اقتصادي و اجتماعي مرتكب جرم شده و به زندان رفته وجود داشته باشد و با افشاي گذشته او امكان بروز مجدد جرم فراهم نشود.

                        اما دكتر صديق، آسيب شناس مسايل اجتماعي در اين رابطه معتقد است: اگر بنا باشد نيروي كارآمد به دليل آنكه در گذشته مرتكب جرمي شده و سوءسابقه دارد، كنار گذاشته شود و به اين ترتيب فردي بي‌كفايت كه صرفا به دليل فعال نبودن سابقه‌اي هم ندارد، جايگزين او شود،اثرات منفي اين گونه تصميمات را در روند توسعه كشور شاهد خواهيم بود.

                        وي مي‌گويد: در تمام نقاط جهان افراد بر اساس كفايت و بازده كاري‌شان سنجيده مي‌شوند، اين در حاليست كه مسوولان همواره به اين نكته اشاره مي‌كنند كه وضع فعلي افراد ملاك عمل و تصميم‌گيري خواهد بود و گزينش‌ها بر اساس احتمالات صورت نمي‌گيرد.

                        دكتر صديق مي‌افزايد: حتي براي افرادي كه مي‌خواهند در مشاغل مهم كشور شاغل باشند، بايد به صلاحيت آنها توجه شود، نه سابقه قبلي‌شان، از اين رو تنها در صورتي كه همتا و همسطح فرد سابقه‌دار، يك بي‌سابقه هست كه مي‌تواند امور را به همان خوبي پيش ببرد، آن وقت از ميان اين دو، بايد فرد بي‌سابقه انتخاب شود.

                        وي اظهار مي‌كند: اگر خودمان را از يك بخش از نيروهاي مفيد و كارآمد به دليل آنچه سوء سابقه تعريف مي‌شود، محروم كنيم و چون جايگزين مناسبي براي آنها وجود نداشته، عده‌اي بيايند كه از آنها لطمه بخوريم، غير منطقي رفتار كرده‌ايم و در هيچ جاي دنيا، اين كار انجام نمي‌شود.

                        به گزارش ايسنا در اين رابطه بسياري از كارشناسان علوم اجتماعي معتقدند كه ارتكاب جرم در بيشتر موارد دلايلي دارد كه عمده آن نيازهاي اوليه زندگي است، از اين رو با محروم كردن اين افراد از زندگي اجتماعي، خودمان را از نيرو، انرژي و فكر آنها محروم كرده‌ايم.

                        دكتر صديق با بيان اين كه سوء سابقه منجر به آن شده كه جرم جزئي از هويت يك سابقه‌دار به حساب آيد، بر اين عقيده است كه بدين ترتيب خود با برچسب زدن به مجرم، آينده او را به سوي تباهي كشانده‌ايم. در اين شرايط با عادي شدن جرم براي متهم، مداومت در ارتكاب آن حتي مي‌تواند به آدم كشي هم بينجامد.

                        وي با تأكيد بر اين كه زد و بندها، جاي اخلاق و سلامت مردم و مسايل اجتماعي را در بسياري موارد گرفته از ضرورت نياز به يك دستگاه دقيق و اصولي براي حل مشكلات اجتماعي سخن مي‌گويد كه با توجه به شرايط فعلي در كوتاه مدت امكان پذير نيست.

                        اين استاد دانشگاه با انتقاد از پيشنهاد ارايه توصيه نامه به زندانيان معتقد است، بايد در زندانها طبقه‌بندي وجود داشته باشد و مجرمان بر اساس شدت جرم در زندان دسته‌بندي شوند، در بيرون از زندان هم بايد اين روال رعايت شود و فرقي بين يك مجرم ساده و يك مجرم با سابقه وجود داشته باشد و اين كه براي هر دو يك سوء سابقه وجود داشته باشد، ظلم در حق مجرم كم سابقه است.

                        وي مي‌گويد: فعال بودن انسانها نشان دهنده كارآمد بودن آنهاست و نمي‌توان بر اساس منفعل بودن آنها قضاوت كنيم كه در طول مدت منفعل بودنشان هيچ خطايي مرتكب نشده‌اند، پس خطاكار نيستند.

                        اين آسيب‌شناس در پايان پيشنهاد مي‌كند: محكوماني را كه جرايم مهم و تأثيرگذاري مرتكب نشده‌اند، تحت كنترل قرار گرفته و به جاي اين كه مجرم 5 سال در زندان مانده و فرسوده شود و پس از آن هم نتواند به جامعه بازگردد، يكسال به زندان برود و چهار سال كار كند و براي 4 سال فعاليت بدون انحراف و مناسب خود گواهي دريافت كند.

                        Comment


                        • ديوان عالي كشور حكم قصاص پسر متهم به قتل پسردايي‌اش را تاييد و براي اجرا به دادسراي جنايي تهران فرستاد.

                          به گزارش خبرنگار حقوقي خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا)، محمد متهم به قتل در اين پرونده،از دو ماه قبل به همراه پسردايي‌اش در يك خانه‌ مجردي زندگي مي‌كردند تا اينكه صبح روز حادثه محمد يكي از دوستان دوران خدمت خود را مي‌بيند و او را به منزل دعوت مي‌كند كه اين مساله با مخالفت پسردايي‌اش روبرو مي شود.

                          محمد متهم است پس از درگيري لفظي با پسردايي‌اش، با چاقويي كه در آشپزخانه وجود داشته ضربه‌ي محكمي به پهلوي او وارد كرده است اما بعد از آن پشيمان شده و بدن خون‌آلود پسردايي‌اش را به درمانگاه منتقل كرده اما نتوانسته از مرگ او جلوگيري كند.

                          در جلسه رسيدگي به اين پرونده كه در سوم دي‌ماه سال گذشته برگزار شد محمد در دفاع از خود اظهار كرد: به خاطر مهمان ناخوانده‌اي كه روز حادثه به خانه آورده بودم با پسر دايي‌ام درگير شدم و او را مجروح كردم. حاضرم مرا اعدام كنيد چون از تحمل وضعيت موجود خسته شده‌ام و ديگر توان حضور در زندان را ندارم.

                          قضات شعبه 71 دادگاه كيفري استان تهران با توجه به اقرار صريح متهم و تقاضاي قصاص اولياء دم متهم پرونده را محكوم به قصاص كردند كه اين حكم از سوي قضات شعبه 42 ديوان عالي كشور تاييد و جهت اجرا به شعبه اجراي احكام دادسراي جنايي ارجاع داده شد.

                          Comment


                          • جلسه‌ي بازپرسي از دختري كه متهم است با خوراندن قرص‌هاي غير مجاز پدرش را به قتل رسانده و قصد كشتن مادرش را هم داشته، صبح امروز در شعبه‌ي دوم بازپرسي دادسراي جنايي تهران برگزار شد.

                            به گزارش خبرنگار حقوقي خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا)، در شانزدهم دي ماه سال گذشته دختر 21 ساله‌اي به نام ليدا و پسر 23 ساله‌اي به نام محمدصادق به اتهام مشاركت در يك فقره قتل عمدي پدر دختر و ايراد صدمه‌ي بدني عمدي مادر دختر دستگير ‌شدند.

                            به گفته‌ي بازپرس شعبه‌ي دوم اصغرزاده اين دو با ريختن داروهاي غير مجاز به ميزان بالا در داخل آب پرتقال و سوپ جو و خوراندن آن به اميرهوشنگ و فيروزه، پدر و مادر ليدا اقدام به قتل كردند كه در اين راستا پدر ليدا فوت كرده و مادرش پس از اينكه به مدت يك ماه در كما بوده از مرگ جان سالم به در ‌برده است.

                            در جلسه‌ي بازپرسي اين پرونده كه براي اخذ آخرين دفاعيات برگزار شد، محمدصادق،پسري كه به همراه ليدا در اين پرونده متهم است، اتهام مشاركت در قتل را رد كرد و گفت: ليدا به من گفته بود كه براي كلاس‌هايش قرص تهيه كنم و من چون در داروخانه آشنا داشتم اين كار را قبول كردم. من اصلا نمي‌دانستم كه ليدا قصد به قتل رساندن پدر و مادرش را دارد.

                            در ادامه‌ي جلسه بازپرسي ليدا ديگر متهم اين پرونده اظهار داشت: من كلاس‌هاي خودشناسي مي‌رفتم و براي كلاس‌هايم نيازي به تهيه‌ي قرص‌هاي غير مجاز نداشتم. چون پدرم با دوستي ما مخالفت كرده بود، محمدصادق به من گفت اين قرص‌ها را داخل غذاي پدر و مادرم بريزم تا به داحتي با هم بيرون برويم. دفعه‌ي اول من 3 قرص داخل شير پدر و مادرم ريختم كه باعث منگ شدن آنها شد. دفعه‌ي دوم و سوم محمدصادق تعداد 10 الي 15 قرص داخل غذاي پدر و مادرم ريخت.

                            وي اتهام قتل را نپذيرفت.

                            اين پرونده پس از صدور قرار مجرميت و كيفرخواست جهت رسيدگي به دادگاه كيفري استان تهران ارجاع مي‌شود.

                            Comment


                            • فرمانده انتظامي تهران بزرگ با اعلام آغاز عملياتهاي ضربتي پاكسازي مناطق آلوده از هفته آينده، خبر داد: تنها طي تيرماه سال جاري،240 تن از اراذل و اوباش كه به ايجاد رعب و وحشت و مزاحمت براي نواميس دستگير شده بودند، به مراجع قضايي معرفي شدند.

                              به گزارش خبرنگار «حوادث» ايسنا، سردار مرتضي طلايي با حضور در مركز نظارت همگاني ناجا (197) در جمع خبرنگاران با اشاره به جمع آوري 6 هزار معتاد و ولگرد از سطح شهر تهران بزرگ، گفت: در تير ماه سال جاري، 680 كيلوگرم انواع مواد مخدر و 50 هزار عدد قرص و آمپول روانگردان كشف شد.

                              وي افزود: مرحله اول انتقال معتادان به اردوگاه «شفق» با موفقيت به پايان رسيد و ارزيابي‌ها نشان از رضايتمندي مردم از اجراي اين طرح مي‌دهد.

                              سردار طلايي با اشاره به اين كه برخي مناطق تهران به عنوان مناطق آلوده به مواد مخدر شناخته شده‌اند، اظهار كرد: در اين راستا پاكسازي اين مناطق به صورت ضربتي از هفته آينده به اجرا در خواهد آمد.

                              وي همچنين به اجراي طرح جمع‌آوري اراذل و اوباش از سطح پايتخت اشاره كرد و گفت: در تير ماه سال جاري، 240 تن از اراذل و اوباش كه به درگيري، ايجاد رعب و وحشت و مزاحمت براي مردم دستگير شده بودند، به مراجع قضايي معرفي شدند.

                              فرمانده انتظامي تهران بزرگ با بيان اين كه امروز 300 تن از شهروندان با حضور در مركز نظارت همگاني ناجا، خواسته‌ها و مشكلات خود را مطرح كردند، گفت: 200 تن نيز به صورت تلفني با مسوولان ذيربط فرماندهي انتظامي تهران بزرگ صحبت كردند كه بيشتر مشكلات آنها در خصوص قهوه‌خانه‌ها، اراذل و اوباش، كيف قاپي، سرقت موتورسيكلت، سرقت به عنف، و سرقت خودرو بوده است.

                              سردار طلايي ادامه داد: به اين ترتيب در پاسخ به مشكلات مردم، طي مرداد ماه سال جاري، چندين طرح ضربتي از سوي پليس آگاهي تهران بزرگ جهت پيشگيري از وقوع جرم و همچنين دستگيري سارقان به اجرا در خواهد آمد.

                              وي با بيان اين كه در سه ماهه اول سال 85، با توجه به اين كه بسياري از گزارشات مردمي مبني بر آلودگي محله‌ها به پليس گزارش شد، تأكيد كرد: در اين رابطه 150 عمليات طي اين سه ماه اجرا شد و در جريان آن، 850 تن دستگير شدند كه اين بيانگر دقت نظر ، هوشمندي و احساس مسووليت مردم نسبت به محل زندگي خود است.

                              سردار طلايي از 197 به عنوان يك پايگاه و پناهگاه مردمي ياد و عنوان كرد: اين مركز نه تنها براي پاسخگويي به سوالات مردم بلكه در مواقعي مكاني است براي حمايت از كاركنان كه صادقانه در اين نيروي انتظامي فعاليت مي‌كنند.

                              وي افزود: اين مجموعه درصدد رفع مشكلات مردم و احقاق حقوق آنهاست.

                              سردار طلايي با بيان اين كه برخي از شكايات نسبت به عملكرد كلانتري‌ها و ماموران آنها و برخورد آنان با مردم بوده است، اظهار كرد: با ماموراني كه برخورد نامناسبي با مردم داشته باشند، برخورد خواهند شد.

                              فرمانده انتظامي تهران بزرگ با اشاره به وقوع اولين سرقت مسلحانه بانك در پايتخت طي سال جاري، گفت: تجهيز بانكها به تمامي امكانات ايمني ابلاغ شده و طبق قانون تمام بانكها بايد داراي تجهيزات ايمني شامل مانيتورينگ، دزدگير و ... باشند.

                              Comment


                              • آدم ربا که با ربودن مرد 53 ساله اي قصد اخاذي 50 ميليون توماني را داشتند ، در يک عمليات ويژه دستگير و مشخص شد آنها فرد ربوده شده را ساعتي قبل از دستگيري به قتل رسانده بودند.



                                بعدازظهر روز شنبه با مراجعه فردي به پليس آگاهي وي با ارائه شکايتي عنوان کرد يکي از بستگان وي به هويت علي خليلي 53 ساله که تراشکار است ، ربوده شده است و آدم رباها عنوان کرده اند در مقابل دريافت 50 ميليون تومان حاضر هستند او را رها کنند.



                                به دنبال اين شکايت موضوع در دستور کار ماموران شعبه 11 پليس آگاهي قرار گرفت و آموزش لازم براي جلب اعتماد آدم رباها ارائه شد.



                                با تشکيل يک تيم ويژه مشخص شد ، هنگامي که فرد ربوده شده در حوالي ميدان آزادي تردد مي کرده از سوي آدم رباها ربوده شده و سپس به نقطه نامعلومي منتقل شده است.



                                بنابر اين گزارش ، يک روز پس از اين ماجرا ، بعدازظهر روز گذشته پس از آخرين تماس محل قرار در ميدان صنعت در غرب تهران تعيين و هنگامي که يکي از آدم رباها به هويت امير ش در محل قرار حضور پيدا کرده بود تا 50 ميليون تومان پول را دريافت کند ، در يک عمليات ضربتي از سوي پليس آگاهي دستگير شد.



                                کشف جسد



                                متهم در محل دستگيري اعتراف کرد پس از ربودن علي خليلي مرد 53 ساله او را در چهارراه مقصودبيک ، کوچه حسابي ، کوچه مقدم مخفي کرده است و از آنجايي که يکي از دوستانش در اين آدم ربايي او را همراهي مي کرده است اين احتمال وجود دارد که فرد ربوده شده را به قتل رسانده باشد.



                                به دنبال اين اعترافات در ساعت 18:15 روز گذشته با عزيمت ماموران به محل مشخص شد فرد ربوده شده با ضربات چاقو ساعتي قبل به قتل رسيده است.



                                با گزارش موضوع به بازپرس ويژه قتل تهران و عزيمت وي به محل دستور انتقال جسد به پزشکي قانوني صادر و متهم دستگير شده با صدور قرار بازداشت موقت براي ادامه تحقيقات در اختيار پليس آگاهي قرار گرفت.



                                تحقيق در اين زمينه ادامه دارد.

                                Comment

                                Working...
                                X