Announcement

Collapse
No announcement yet.

Events/Havades

Collapse
X
 
  • Filter
  • Time
  • Show
Clear All
new posts

  • پرونده پسر جواني كه متهم به آتش زدن زني در خيابان پاسداران است با صدور كيفرخواست به اتهام قتل عمد براي محاكمه به شعبه 71 دادگاه كيفري استان تهران فرستاده شد.



    ساعت 23 و 30 دقيقه 25 مرداد ماه سال گذشته مردي كه خود را وكيل معرفي مي‌كرد به دادسراي جنايي تهران آمد و خواست كه با قاضي كشيك قتل صحبت كند.



    به خاطر اصرارهاي وكيل كه ادعا مي كرد قصد دارد راز قتلي را فاش كند، مامور نگهباني دادسرا با اصغرزاده قاضي كشيك قتل وقت تهران تماس گرفت و موضوع را به او اطلاع داد.



    اين مرد پس از تماس با بازپرس، خود را وكيل مدافع زن مطلقه‌اي معرفي كرد و گفت: موكلم از سوي پسر مورد علاقه‌اش به شدت دچار سوختگي شده است و هر لحظه احتمال دارد ، فوت كند.



    موكلم كه مرضيه نام دارد و به مهشيد معروف است قصد دارد قبل از مرگ درباره حادثه مطالبي را به قاضي بيان كند.



    بازپرس دادسراي جنايي تهران سپس همراه وكيل مدافع مهشيد در بخش اورژانس بيمارستان شهيد مطهري حاضر شد.مهشيد كه تمام بدنش دچار سوختگي شده بود، به اصغرزاده گفت: مدتي قبل به خاطر اختلافاتي كه با همسرم داشتم از او جدا شدم و با پسر جواني به نام مهيار كه دو سال از خودم كوچكتر بود آشنا شدم.



    مهشيد و مهيار پس از چند ماه آشنايي‌ تصميم به ازدواج با هم گرفتند و موضوع را با خانواده‌هاي خود در ميان گذاشتند. اما خانواده مهيار كه از وضع‌ مالي خوبي برخوردار هستند با ازدواج مهيار و مهشيد مخالفت كردند.



    وي ادامه داد "در حالي كه خانواده مهيار با ازدواج‌ ما مخالف بودند ولي ما رابطه با هم را قطع نكرديم. مهيار بسيار عصبي بود و سر هر موضوعي شروع به كتك زدن من مي كرد، اما عشق كاذب بين ما باعث شده بود كه رابطه‌ام را با او قطع نكنم.



    چند روز پيش همراه خواهرم به تركيه رفتيم كه پس از باز گشت از آنجا با اعتراض مهيار روبرو شدم. او بسيار عصباني بود و مي‌گفت تو نبايد به اين سفر مي‌رفتي.



    مهيار در كازرون سرباز بود .روز حادثه به تهران آمد و شب با من تماس گرفت . خانه دوستم ميهمان بودم او خواست كه مرا ببيند و با آژانس به دنبالم آمد.



    حدود يك ساعت در خيابان‌هاي تهران گشت زني كرديم. مهيار جلوي يك پمپ بنزين از راننده خواست كه توقف كند.از يك مغازه يك گالن چهار ليتري گرفت و آن را پر از بنزين كرد . سپس به خيابان پارسارگاد در پاسداران رفتيم و آنجا از ماشين پياده شديم.



    خيابان خيلي خلوت بود، مهيار مقداري بنزين روي زمين ريخت فكر مي‌كردم قصد شوخي دارد. او در ادامه روي لباسم نيز بنزين ريخت و ته سيگارش را روي بنزين‌ها ريخته شده بر كف خيابان انداخت.در يك لحظه تمام تنم شعله‌ور شد . سوزش شديدي احساس كردم.



    به گفته وكيل مهشيد اهالي خيابان كه متوجه داد و فرياد در محل و شعله‌هاي آتش شده بودند، خود را به مهشيد رسانده و با پتو اقدام به خاموش كردن آتش كردند. بدن نيمه جان مهشيد همراه مهيار كه از ناحيه دست و پا دچار سوختگي شده بودند با آمبولانس اورژانس به بيمارستان سوانح سوختگي شهيد مطهري منتقل شد.



    مهيار در بازجويي‌هاي اوليه مدعي شده بود، مهشيد وقتي متوجه شد كه نمي‌تواند با من ازدواج كند با ريختن بنزين بر روي خود، دست به خودسوزي زد.



    پس از گذشت چند روز مهشيد به خاطر شدت سوختگي ها جان سپرد و مهيار به اتهام قتل عمد بازداشت شد.

    مهيار پس از بازداشت دربازجويي ها گفت: چند روز قبل از حادثه مهشيد به تركيه رفت كه من با اين موضوع موافق بودم و 100 هزار تومان نيز به او دادم.



    وقتي از سفر برگشت قرار گذاشت كه مرا ببيند، شب 22 مرداد با او قرار گذاشتم او وقتي مرا ديد پاي دختري كه قرار بود با او ازدواج كنم را به ميان كشيد و درگيري لفظي ما شروع شد.



    مهشيد سپس از يك پمپ بنزين يك چهار ليتري بنزين خريد و سپس شروع به قدم زدن در محل كرديم، وقتي به محل آتش‌سوزي رسيديم مهشيد گفت مي‌خواهد مرا آتش بزند. من قبول كردم و سرم را خم كردم تا او روي من بنزين بريزد اما وقتي سرم را بالا آوردم ديدم او بنزين را روي خودش ريخته و بدون هيچ صحبتي خودش را آتش زد.



    وي ادامه داد: با دست و لباسم سعي كردم او را خاموش كنم. ماموران پليس و مردم حاضر در محل فقط شاهد حادثه بودند و هيچ اقدامي براي خاموش كردن او انجام ندادند. من پس از آن حادثه دچار بيماري روحي شده و قرص مصرف مي‌كنم.



    با اعترافات مهيار محمد شهرياري نماينده دادستان تهران براي او به اتهام قتل عمد كيفرخواست صادر كرد و پرونده براي رسيدگي به دادگاه كيفري استان تهران فرستاده شد.



    قرار است پسر جوان بزودي در برابر پنج قاضي در شعبه 71 دادگاه كيفري استان تهران از خود دفاع كند.

    Comment


    • عاملان ربودن كودك 11 ساله كرجي كه در برابر آزادي گروگان خود مبلغ 30 ميليون تومان پول نقد درخواست كرده بودند، پس از پنج‌روز دستگير و گروگان آنها آزاد شد.



      سردار رضا زارعي فرمانده انتظامي استان تهران صبح امروز با اعلام اين خبر در جمع خبرنگاران به تشريح نحوه ربودن و آزادي پسربچه 11 ساله پرداخت.



      شامگاه روز چهارم مردادماه امسال پدر و مادر كودك 11 ساله‌اي به نام اميرعلي با مراجعه به پليس آگاهي كرج از ربوده شدن فرزندشان خبر دادند.



      پدر اميرعلي به ماموران گفت: پسرم ساعت 8 شب در حال دوچرخه سواري در مقابل خانه‌امان در مهرشهر كرج بود كه از سوي افراد ناشناسي با يك خودروي سمند ربوده شد.



      آدم‌ربايان پس از ربودن اميرعلي با خانواده او تماس گرفته بودند. آنها مدعي شده بودند نامه‌اي را در يك كيوسك تلفن عمومي قرار داده‌اند و درخواست خود براي آزادي اميرعلي را در آن اعلام كرده‌اند.



      متهمان در نامه تهديد‌آميز خود براي آزادي پسر بچه تقاضاي 30 ميليون تومان پول نقد كرده بودند. آنها همچنين پدر اميرعلي را تهديد كرده بودند اگر پول را تهيه نكند و يا به پليس اطلاع دهد، به پسر بچه‌ 11 ساله‌ تجاوز كرده و به بدن او ويروس ايدز تزريق مي‌كنند.



      با توجه به حساسيت موضوع پنج گروه از ماموران پليس آگاهي و اطلاعات كرج تحقيقات خود را براي شناسايي و دستگيري آدم‌ربايان و آزاد كردن گروگان آنها زير نظر سرهنگ مجيد بزمون فرمانده انتظامي كرج و به سرپرستي سرهنگ مطهري رئيس پليس آگاهي كرج آغاز كردند.



      متهمان در ادامه چندين بار با خانه اميرعلي تماس گرفته ولي با خانواده او قرار نگذاشتند. همچنين در رديابي تماس‌هاي آدم‌ربايان مشخص شد آنها از باجه تلفن‌هاي عمومي در كرج و همدان با خانواده گروگان خود تماس مي‌گيرند.



      سه روز پس از ماجرا آدم‌ربايان كه متوجه حضور پليس در ماجرا شده بودند در تماس با خانواده كودك 11 ساله گفتند، به خاطر اينكه موضوع را به پليس اطلاع داد‌ه‌ايد برويد و بچه‌اتان را از آنها بگيريد.



      پس از اين تماس آدم‌ربايان تماس خود را با خانواده اميرعلي قطع كردند.



      با توجه به اينكه جان پسربچه در خطر بود چند گروه از كارآگاهان پليس آگاهي كرج به سرپرستي سرهنگ محمد عيوضي رئيس اداره مبارزه با آدم‌ربايي آگاهي به محل‌هاي تماس متهمان رفته و در بررسي آن محل‌ها به يك گاوداري در شهرستان زرند استان همدان مشكوك شدند كه به محل تماس‌ها نزديك بود.



      بلافاصله سه گروه از كارآگاهان پليس آگاهي آنجا را به محاصره خود درآورده و ساعت 21 و 30 دقيقه روز نهم مردادماه در يك عمليات ويژه با آزادي گروگان 11 ساله موفق به دستگيري سه تن از متهمان شدند.



      زارعي در ادامه گفت:‌دستگيري متهمان در يك عمليات ضربتي بود به طوريكه پس از آزادي گروگان يكي از متهمان در كرج بدون اطلاع از ماجراي آزادي امير علي به خانواده او زنگ زده و خانواده او را تهديد كرده بودند اگر پول را ندهند، پسر 11 ساله‌اشان را مي‌كشد.



      با اعترافات سه عضو دستگير شده باند، كارآگاهان مخفيگاه دو تن ديگر از آدم‌ربايان را در كرج شناسايي و آنها را نيز دستگير كردند.



      پنج متهم دستگير شده به نامهاي پوريا معروف به پدرام، حسين معروف به حميد، ابوالفضل معروف به احمد، شبانعلي و مسعود پس از بازجويي در دادسراي كرج براي تحقيقات بيشتر تحويل ماموران دايره يكم پليس آگاهي كرج شدند.



      پدرام سردسته باند در بازجويي‌ها با اعتراف به ربودن كودك 11 ساله پرده از ربودن ناكام مردي در كرج برداشت.



      متهم 23 ساله به ماموران گفت: چندي قبل با همدستي دوستانم تصميم گرفتيم مردي را ربوده و از او اخاذي كنيم به همين خاطر با تقليد صداي زنانه با او تماس گرفتم. قصد داشتيم با اغفال اين مرد او را به محل خلوتي بكشانيم و با ربودنش از خانواده‌اش اخاذي كنيم.



      اين مرد كه به رفتار ما مشكوك شده بود، سر قرار حاضر نشد و ما تصميم گرفتيم از فرد ديگري اخاذي كنيم.



      وي در ادامه افزود: ‌ماه رمضان سال گذشته براي يك فيلم عكاسي پشت صحنه مي كردم هنگامي كه براي اينكار در خانه‌اي در كرج فيلمبرداري مي كردند من متوجه وضع مالي خوب صاحبخانه شدم. به همين خاطر در ادامه تصميم گرفتيم پسر 11 ساله اين مرد را بدزديم.



      طبق نقشه قبلي روز حادثه با يك خودروي سمند اميرعلي را ربوديم و به باغي در هشتگرد برديم. دو روز او را در آن باغ نگهداري كرديم.



      به دليل اينكه احتمال مي‌داديم مخفيگاهمان لو برود گروگان خود را به يك گاوداري در همدان منتقل كرديم.



      وي در خصوص انگيزه‌اش از آدم‌ربايي گفت: من و همدستانم مقدار زيادي پول بدهكار بوديم. اگر 30 ميليون تومان را از پدر اميرعلي مي‌گرفتيم مي‌توانستيم به راحتي مشكلاتمان را حل كنيم. نقشه ما حساب شده بود و فكر نمي‌كرديم دستگير شويم.



      فرمانده انتظامي استان تهران در ادامه مصاحبه‌اش از آزادي اميرعلي به عنوان بهترين خاطره سال 85 خود نام برد و گفت: در اين پرونده خدا خيلي به ما كمك كرد. زيرا چند روز قبل يك مورد مشابه را در شهر ديگري خارج از حوزه استان تهران داشتيم كه منجر به قتل گروگان شد.




      زارعي تاكيد كرد، نوجوانان بايد نسبت به رفتار افراد بيگانه توجه ويژه‌اي داشته باشند.



      وي ادامه داد: ماموران پس از ورود به مخفيگاه آدم‌ربايان اميرعلي را با چشمان بسته پيدا كردند.همچنين در بازرسي خانه آنها يك اسلحه كلت كمري و دو خودروي پژو پرشيا و سمند كشف شد كه آدم‌ربايان در ربودن اميرعلي از آنها استفاده كرده بودند.



      متهمان هم اكنون با قرار بازداشت در اختيار پليس آگاهي كرج قرار دارند.



      زارعي در پايان مصاحبه اش از كشف يك تن مواد مخدر در 10 روزگذشته در سطح استان خبر داد.



      اميرعلي 11 ساله نيز پس از آزادي در گفت‌وگو با خبرنگار اجتماعي فارس گفت: روز حادثه در حال دوچرخه سواري در مقابل خانه‌امان بودم كه يكي از آدم‌ربايان به سويم حمله‌ور شد و مرا به زور داخل خودروي سمندي قرار داد.



      آدم‌ربايان سپس با بستن چشمهايم مرا داخل صندوق عقب خودرو قرار دادند.



      وي ادامه داد: در اين مدت متهمان هيچ رفتار بدي با من نداشتند و به موقع غذايم را مي‌دادند.

      Comment


      • پسر جوان، پدر 54 ساله‌اش را در حياط خانه‌اش در بومهن حلق آويز كرد.



        ساعت 22 روز چهارم مرداد ماه امسال يك مورد خودكشي درخانه در بومهن به مأموران كلانتري 206 بومهن گزارش شد.



        مأموران كلانتري پس از حضور در محل حادثه با جسد مرد 54 ساله اي به نام رضا كه به در حياط خانه‌اش حلق آويز شده بود رو به رو شدند.



        همسر و دختر اين مرد در بازجوييها مدعي شدند رضا به خاطر مشكلات شخصي خودكشي كرده است.



        با اطلاع ماجرا به بازپرس كشيك قتل او دستور انتقال جسد به پزشكي قانوني را صادر كرد و به خاطر مشكوك بودن ماجرا به گروهي از كارآگاهان دايره ويژه قتل پليس آگاهي مأموريت داد در اين رابطه تحقيق كنند.



        تحقيقات در اين رابطه ادامه داشت تا اينكه پسر بزرگ رضا با مراجعه به پليس آگاهي مدعي شد فوت پدرش مشكوك بوده و به برادر كوچكش به نام مصطفي كه معتاد است شك دارد.



        با طرح اين ادعا مصطفي بازداشت شد اما در بازجويي منكر قتل شد.



        در ادامه تجسس هاي پليس مشخص شد مصطفي از مدتها قبل با پدرش اختلاف داشته است. پسر 20ساله با تهديد پدرش او را مجبور كرده بود قطعه زميني در نهاوند را به نام او كند.



        او همچنين در يك درگيري با ضربه چوب سر پدرش را شكسته و او را راهي بيمارستان كرده بود.



        با بدست آمدن اين سرنخ بازجويي مجدد از همسر و دختر رضا در دستور كار مأموران قرار گرفت كه آنها سرانجام لب به اعتراف گشودند و پرده از قتل مرد ميانسال برداشتند.



        همسر مقتول در بازجوييها گفت: روز حادثه مصطفي با همسرم درگير شد من و دخترم را در اتاق حبس كرد و رضا را به زور به حياط پاي حلقه داري كه آماده كرده بود برد.



        مصطفي بدون توجه به التماس هاي پدرش طناب را دور گردن او انداخت و بالا كشيد.



        پس از مرگ همسرم ما از ترس او مجبور شديم سكوت كنيم. با فاش شدن راز قتل مصطفي لب به اقرار گشود و به قتل پدرش اعتراف كرد.



        هم اكنون تحقيقات از جوان شرور در اداره آگاهي ادامه دارد.

        Comment


        • مركز عمليات ويژه معاونت اطلاعات ناجا از دستگيري 28 نفر از اعضاي گلدكوئست در تهران خبر داد.



          به نقل از مركز عمليات ويژه معاونت اطلاعات ناجا، 11 نفر از مهره هاي اصلي اين پرونده راهي اوين شدند.



          بدنبال گزارش مردمي مبني بررفت و آمد مشكوك ساكنان 5 واحد يك ساختمان درتهران، ماموران مركز عمليات ويژه معاونت اطلاعات ناجا بررسي موضوع فعاليت اين افراد را آغاز و با تحقيقات بيشتر و كسب مجوز قضايي بازرسي از منازل مشكوك را انجام دادند.



          براساس اين گزارش، 28 نفر كه مشغول فعاليت براي شركت هرمي گلدكوئست بودند در يك عمليات غافلگيرانه شناسايي و دستگير شدند.



          آنها كه اكثرا جوانان شهرستاني بودند در اعترافات خود عنوان كردند كه از طريق سرشاخه هاي اصلي اين شركت با انگيزه پولدار شدن مسافت‌هاي طولاني را طي كرده و از شغل و خانواده خود دست كشيدند ولي تمام وعده و وعيدها نقش بر آب شد و تمامي اموال خود كه به اميد بهتر شدن زندگي به دست سر شاخ ها داده بودند را از دست دادند.



          در نتيجه 11 نفر از مهره هاي اصلي گلدكوئست با دستور مقام قضايي راهي زندان اوين شدند و برايشان قرار كفالت 20 ميليوني صادر شد.



          آنها كلاهبرداري مي‌كردند و بدون تحويل رسيد پولهاي اعضاي زير مجموعه را به جيب زده و سعي زيادي داشتند تا مدركي نيز بر عليه خود به جا نگذارند.



          براي 17 نفر مابقي نيز قرار 8 ميليوني صادر شد تا برابر مصوبه مجلس شوراي اسلامي به اتهام فعاليت غير قانوني اقتصادي مجازات شوند.

          Comment


          • با هوشياري بازپرس ويژه قتل دادسراي جنايي تهران ، راز يک جنايت خانوادگي که در آن مرد 50 ساله به دست فرزندش به دار آويخته شده بود ، فاش شد.



            ساعت 22 پنجم مرداد فردي در تماس با مرکز فوريت هاي پليسي 110 در منطقه بومهن عنوان کرد ، پدر وي به دليل اعتيادي که داشته ، خود را در حياط خانه به دار آويخته است.



            به دنبال اين تماس ، ماموران کلانتري 206 بومهن پس از عزيمت به محل حادثه ، موضوع را به بازپرس شعبه چهارم دادسراي جنايي گزارش کردند و با صدور دستور قضايي ، جسد براي تعيين علت مرگ به پزشکي قانوني منتقل و تحقيق در اين زمينه در شعبه چهارم بازپرسي دادسراي جنايي آغاز شد.



            هوشياري بازپرس



            با تحقيق از همسر و فرزندان فرد فوت شده که هويت وي رضا اعلام شده است ، بازپرس جنايي متوجه شد بستگان مقتول سعي مي کنند موضوع مهمي را مخفي کنند.



            به دنبال اين ماجرا ، بازپرس جنايي تحقيق از دختر مقتول را ادامه داد و سرانجام وي زبان به اعتراف گشود و عنوان کرد ، پدرش را يکي از برادرانش به نام مصطفي ، مقابل چشم اعضاي خانواده به دار آويخته است.



            به دنبال اين اعترافات ، تحقيق از مصطفي آغاز شد و نامبرده اعتراف کرد از آنجا که پدرش به مواد مخدر اعتياد پيدا کرده بود و مدام همه را اذيت مي کرد پس از مشاجره لفظي او را در حياط خانه به دار زده است.



            بازداشت موقت



            متهم در ادامه گفت: از آنجا که خود نيز معتاد بودم ، احساس مي کردم قادر به تحمل هيچکس نيستم زيرا پدرم با رفتارهاي خود موجب شده بود تمام اعضاي خانواده دچار مشکل روحي شوند حتي رفتارهاي او باعث شد من نيز به مواد مخدر اعتياد پيدا کنم.



            به دنبال اين اعترافات ، بازپرس هنرمند با صدور قرار بازداشت موقت دستور ادامه تحقيق از متهم را در شعبه 10 پليس آگاهي صادر کرد.



            بازپرس ويژه قتل تهران در ارتباط با اين پرونده به خبرنگار ما گفت : در بررسي پرونده هاي اين چنيني ، اين نگرش وجود دارد که هر چه انسان ها از باورها و آموزه هاي ديني فاصله مي گيرند ، به همان ميزان نيز به سمت و سوي جرم گرايش پيدا مي کنند.



            بي توجهي به باورها و نبود احترام متقابل ميان اعضاي خانواده ، از جمله مولفه هايي است که موجب گرايش به جرم مي شود.



            هنرمند اضافه کرد: در حال حاضر پرونده براي بازسازي صحنه جنايت به شعبه 10 پليس آگاهي ارجاع شده است تا در اين زمينه اقدام لازم صورت گيرد.

            Comment


            • مردي که همراه 2 نوجوان موتورسيکلت هاي شهروندان تهراني را به سرقت مي برد ، دستگير شد و در بازجويي هاي پليسي به سرقت 50 دستگاه موتورسيکلت با کمک 2 همدست نوجوانش اعتراف کرد.



              ساعت 7 بامداد هشتم مرداد امسال مردي با مرکز فوريت هاي پليسي 110 تماس گرفت و پليس را در جريان سرقت يک دستگاه موتورسيکلت از سوي يک مرد و 2 نوجوان قرار داد.



              به دنبال اين ماجرا ، ماموران کلانتري 169 مشيريه به محل سرقت اعزام شدند و پي بردند که سارقان موتورسيکلت وقتي متوجه حضور پليس شده اند ، موتورسيکلت را در گوشه اي رها کرده و متواري شده اند. بدين ترتيب موتور سيکلت توقيف و به پارکينگ انتقال يافت.



              جستجوي ماموران براي يافتن سارقان ادامه داشت تا اين که شاهد سرقت ، سارقان را در سه راهي افسريه شناسايي کرد و با کلانتري 132 نبرد تماس گرفت و ماجرا را اطلاع داد. بلافاصله ماموران به محل فوق اعزام و موفق به دستگيري مرد سارق و همدستانش شدند و آنها را براي تحقيقات به کلانتري انتقال دادند. سارقان خود را رمضان 34 ساله ، داريوش و فرشاد به ترتيب 15 و 13 ساله معرفي کردند.





              اعتراف سارقان به 50 فقره دزدي موتورسيکلت



              رمضان در بازجويي هاي پليسي اظهار کرد: از 10 ماه پيش همراه مردي به نام مجيد (معروف به ساچمه) و داريوش در نقاط مختلف تهران بويژه محله خاني آبادنو مي گشتيم و موتورسيکلت هاي پارک شده در خيابان ، کوچه هاي فرعي يا مقابل پارکها را با شکستن قفل به سرقت مي برديم و سپس موتورسيکلت هاي مسروقه را در ميدان مولوي به فردي به نام سعيد مي فروختيم.



              مرد سارق ادامه داد: در قبال فروش هر دستگاه موتورسيکلت 50 هزار تومان مي گرفتيم و بين هم تقسيم مي کرديم و تاکنون 50 فقره موتورسيکلت را به سرقت برده ايم.



              وي در اعترافات خود عنوان کرد که فرشاد (نوجوان 13 ساله) را که از شمال کشور براي کار کردن به تهران آمده بود داخل يک پارک شناسايي و سپس او را با خود همراه کرده اند.



              سارقان روز گذشته با قرار قانوني بازداشت و در اختيار کارآگاهان پايگاه ششم پليس آگاهي پايتخت قرار گرفتند و جستجوي پليس براي يافتن مخفيگاه 2 همدست فراري آنها ادامه دارد.

              Comment


              • کلاهبردار حرفه اي که 5 کيلو خاکه مس را به مبلغ 5 ميليون تومان به يک جواهرفروش تهراني فروخته اند ، تحت تعقيب پليس پايتخت قرار دارند.



                چند هفته پيش مرد جواهرفروشي به شعبه 15 بازپرسي دادسراي ناحيه 5 تهران مراجعه و از مردان کلاهبرداري که به جاي 5 کيلو خاکه طلا به وي خاکه مس فروخته بودند ، شکايت کرد.



                اين مرد در شرح ماجرا به بازپرس جراحي گفت : يک روز که در مغازه جواهر فروشي ام مشغول کار بودم ، يکي از آشنايان به سراغم آمد و گفت ، فردي را مي شناسد که دنبال خريدار خاکه طلاست و به دليل احتياج مالي ، قصد دارد چندين کيلو خاکه طلا را به قيمت پايين به فروش برساند و اگر تمايلي به خريد آن دارم ، او مي تواند مرا با «مصطفي» آشنا کند.



                فروش خاکه مس به جاي خاکه طلا



                مرد شاکي ادامه داد: چند روزي درباره حرفهاي وي فکر کردم بعد با او تماس گرفتم و خواستم نشاني مغازه ام را به مرد واسطه دهد تا درباره انجام معامله با وي صحبت کنم و روز بعد ، مرد واسطه به ديدنم آمد و چند گرم خاکه طلا را نشانم داد که وقتي آن را آزمايش کردم ، پي بردم بيشتر آن خاکه طلاست و تصميم گرفتم از طريق او با 2 فروشنده وارد معامله شوم.



                وي افزود: وقتي درباره فروشندگان از مرد واسطه سوال کردم ، او به من اطمينان داد که هيچ مشکلي پيش نمي آيد ، چرا که آنها 270 کيلوگرم يا بيشتر خاکه طلا دارند و اگر مشتري دائمي آنها شوم ، هر مقداري که خاکه طلا بخواهم با قيمت پايين تر به من و دوستانم مي فروشند به اين ترتيب اعتمادم را به خودش و فروشندگان جلب کرد. مرد شاکي تصريح کرد 2.5 ميليون تومان پول نقد و تعدادي چک پول به مبلغ 2.5 ميليون تومان از مغازه ام برداشتم و همراه مرد واسطه به سياهکل رفتم و با فروشندگان خاکه طلا وارد معامله شدم.



                فروشندگان که 2 نفر به نامهاي مصيب و تقي بودند پولها را گرفتند و 5 کيلو خاکه طلا به من فروختند و به سمت تهران برگشتم ، چند ساعت بعد ، وقتي خاکه طلا را آزمايش کردم متوجه شدم فروشندگان خاکه مس در اختيارم گذاشته اند.



                با اطلاعاتي که اين مرد در اختيار بازپرس پرونده قرار داد ، چهره نگاري رايانه اي از مردان کلاهبردار آغاز شد و دستور احضار مرد واسطه صادر شد تا اين که مرد واسطه روز گذشته به شعبه 15 بازپرسي دادسراي ناحيه 5 تهران مراجعه کرد و به بازپرس پرونده گفت : اصلا نمي دانستم تقي و مصيب کلاهبردار هستند.



                چند ماه پيش با تقي در محله قلعه حسن خان آشنا شدم و او بيان کرد مقدار زيادي خاکه طلا دارد و با شريکش به نام تقي دنبال مشتري مي گردند.



                آنقدر درباره اين موضوع با من حرف زد و اعتمادم را جلب کرد که تصميم گرفتم در قبال گرفتن پول خريداري به آنها معرفي کنم.



                وي ادامه داد: سراغ يکي از دوستانم رفتم و از اين طريق با مرد شاکي که يک مغازه جواهر فروشي داشت آشنا شدم و اين معامله صورت گرفت.



                چند روز پيش ، از طريق دوستان پي بردم که فروشندگان کلاهبردار بوده اند بنابراين به شمال رفتم تا مخفيگاه آنها را پيدا کنم اما صاحب ويلا گفت مدتي آن را به مصيب و تقي اجاره داده و خبر ديگري از آنها ندارد.



                به اين ترتيب بازپرس جراحي ، رئيس شبه 15 دادسراي ناحيه 5 تهران پرونده را براي تحقيقات بيشتر و شناسايي کلاهبرداران فراري در اختيار کارآگاهان پايگاه دوم پليس آگاهي پايتخت قرار داد.



                بازپرس پرونده با دستور چاپ تصاوير رايانه اي متهمان فراري ، از شهروندان خواست چنانچه از مخفيگاه يا اعمال مجرمانه مشابه آنها اطلاعاتي دارند به شعبه 15 بازپرسي دادسراي ناحيه 5 تهران يا پايگاه دوم پليس آگاهي اطلاع دهند.

                Comment


                • روزنامه نيوكلارا نوشت: پزشكان هندي از چشم يك زن 60 ساله كرم خارج كردند.



                  ماجرا از اين قرار بود كه اين زن با احساس درد ناگهاني در چشم چپ خود به پزشك مراجعه كرد.



                  در اين حال پزشكان پس از معاينه چشم اين بيمار متوجه حركت يك كرم 12 سانتي متري در چشم او شدند.



                  سرانجام طي يك عمل جراحي، كرم از چشم زن خارج شد و پزشكان سعي كردند، به بافت چشم اين زن صدمه‌اي وارد نشود و بينايي او از بين نرود.



                  گفتني است، كرم خارج شده براي آزمايشات ويژه به آزمايشگاه بيمارستان انتقال داده شد و زن هندي نيز تحت درمان است.

                  Comment


                  • يك گلوله خمپاره 82 ميليمتري كه متعلق به حدود دو سال پيش بود، از سوي پسربچه 8 ساله در غرب تهران كشف شد.



                    محمد تورنگ، مركز اطلاع رساني فرماندهي انتظامي تهران بزرگ گفت: مقارن ساعت 15 روز گذشته، نهم فرودين ماه سال جاري، فردي طي تماس با مركز فوريتهاي پليسي 110 اعلام كرد: فرزند 8 ساله‌ام حين بازي در خيابان خيابان وليعصر (عج) شهر زيبا داخل يك جوي آب با شيء مواجه شد.



                    در اين حال به سرعت به طرف من آمده و مرا در جريان موضوع قرار داد، من نيز به محل رفتم و مشاهده كردم، اين شي، گلوله‌ خمپاره است.



                    با اعلام اين موضوع به پليس، بلافاصله اكيپ چك و خنثي سازي و همچنين نيروهاي اطلاعات فرماندهي انتظامي تهران بزرگ به محل اعزام شدند.



                    بر اين اساس ماموران در بررسي‌هاي به عمل آمده از اين گلوله خمپاره كه كمي هم پوسيده شده بود، متوجه شدند: اين خمپاره‌ فاقد چاشني و مواد عمل كننده است و قابليت انفجار ندارد.



                    اين در حالي بود كه بررسي‌هاي تكميلي نشان داد: اين خمپاره از حدود دو سال پيش در اين محل قرار دارد.



                    در اين ميان تحقيقات پليسي در خصوص اين گلوله خمپاره 82 ميليمتري در معاونت اطلاعات و همچنين گروه چك و خنثي سازي پليس تهران بزرگ در حال پيگيري است.

                    Comment


                    • جلسه محاكمه مرد جواني كه در يك نزاع باجناق خود را به قتل رسانده بود، صبح امروز در شعبه 71 دادگاه كيفري استان تهران برگزار شد.



                      در ابتداي جلسه محاكمه محمد شهرياري نماينده دادستان تهران با قرائت كيفرخواست پرونده گفت: ساعت 22 و 45 دقيقه روز 13 مردادماه امسال وقوع يك نزاع در خيابان شوش به ماموران پليس اطلاع داده شد.



                      ماموران پليس پس از حضور در محل درگيري متوجه شدند در اين نزاع مرد 29 ساله‌اي به نام مهدي با ضربه چاقو باجناقش به نام داود 25 ساله را مجروح كرده بود. داود بلافاصله به بيمارستان اشرفي اصفهان منتقل شد اما به خاطر شدت جراحات جان سپرد.



                      وي افزود: ماموران در ادامه به محل‌هايي كه احتمال مي‌رفت مهدي به آنجا رفته باشد سر زدند ولي هيچ ردي از متهم نبود. سرانجام 16 مردادماه (سه روز پس از قتل) مهدي با مراجعه به شعبه دوم بازپرسي دادسراي جنايي تهران خود را تسليم ماموران كرد.



                      مهدي در خصوص روز حادثه گفت: من و همسرم با هم اختلاف داشتيم. روز حادثه داود همراه دو نفر ديگر به خانه آمدند. داود شروع به سر و صدا كرد و شيشه‌هاي خانه‌ام را شكست. من از ترس از دست او فرار كردم. اما در كوچه او مرا گرفت كه همسايه‌ها رهايم كردند.



                      او دوباره به دنبال من دويد. قمه‌اي در دستش بود.



                      به سوي من حمله‌ور شد. در دفاع از خودم ضربه‌اي به او زدم كه باعث مرگش شد.



                      در ادامه در خصوص اختلاف متهم به قتل و همسرش از مادر متهم تحقيق شد كه او گفت: پسرم همسر صيغه اي داشت بر سر اين موضوع‌ آنها با هم درگير شدند. همسر مهدي به خانه پدرش رفت و با پدرش برگشت. 20 دقيقه بعد هم داود آمد و با مهدي درگير شدند.



                      در ادامه جلسه محاكمه، اولياي دم مقتول براي متهم به قتل تقاضاي قصاص كردند.



                      قاضي نورالله عزيز محمدي رئيس شعبه 71 دادگاه كيفري سپس اتهام قتل عمد را به متهم تفهيم كرد و از او خواست به دفاع از خود بپردازد.



                      مهدي در دفاع از خود با تكرار اعترافات قبلي اش گفت: من يك ضربه به مقتول زدم ولي نمي‌دانم آن را به كدام قسمت بدنش وارد كردم. آن روز مقتول با قمه به سوي من حمله كرد. من خواستم فرار كنم ولي يكي از دوستان او مرا گرفت. من در دفاع از خود به داود ضربه زدم.



                      در ادامه يكي از شاهدان حادثه با حضور در جايگاه به تشريح حادثه پرداخت.



                      رئيس دادگاه پس از دفاعيات وكيل متهم ختم رسيدگي به پرونده را صادر كرد و از صدور حكم مجازات مهدي در روزهاي آينده خبر داد.

                      Comment


                      • حكم قصاص پسر 22 ساله‌اي كه تيرماه سال گذشته دختر مورد علاقه‌اش را با 10 ضربه چاقو به قتل رسانده بود، از سوي قضات شعبه 37 ديوان عالي كشور تاييد شد.



                        رامين متهم است در اقدامي جنون آميز وقتي با مخالفت دختر مورد علاقه‌اش براي ازدواج روبرو شد، او را با 10 ضربه چاقو به قتل رساند.



                        رامين 22 ساله اهل آذربايجان غربي متهم به قتل صوفيا در تايخ 28 تيرماه سال گذشته است. ساعت 16 و 8 دقيقه روز حادثه ماموران پليس در جريان اين جنايت قرار گرفتند و پس از حضور در بيمارستان پاسارگاد با پسر جواني روبرو شدند كه چاقويي در دست داشت و افراد حاضر در محل را تهديد مي‌كرد.



                        او تهديد مي‌كرد، هر كس به سمت او بيايد با چاقو او را مجروح مي‌كند. ماموران همچنين در بيمارستان با جسد دختر جواني به نام صوفيا مواجه شدند كه با ضربه چاقو به قتل رسيده بود.



                        وي ادامه داد: متهم از سوي ماموران دستگير و در بازجويي‌ها با اعتراف به قتل اظهار داشت، دو سال پيش در چهارراه خزانه با صوفيا آشنا شدم.



                        ما در اين مدت با هم رفت و آمد داشتيم. و من به خانه آنها هم مي‌رفتم. به او گفته بودم اگر من را ترك كند، او را مي‌كشم.



                        حتي صداي صوفيا را روي نوار كاست ضبط كرده بودم كه قول داده بود هيچ‌وقت من را ترك نمي‌كند.



                        پس از مدتي صوفيا به مجله ... رفت و در آنجا مشغول به كار شد. شروع كار صوفيا با سرد شدن رابطه ما همراه بود. دو هفته قبل از حادثه او مرا ديد و گفت مي‌خواهد از من جدا شود.



                        مادر صوفيا نيز به من زنگ زد و خواست رابطه‌ام را با صوفيا قطع كنم. او گفت تو لياقت دخترم را نداري.



                        روز جنايت به مقابل دفتر مجله رفتم. صوفيا و دوستش قصد ورود به مجله را داشتند كه از پشت به او چاقو زدم و بعد هم خودزني كردم.



                        متهم پس از محاكمه در شعبه 71 دادگاه كيفري استان تهران به قصاص محكوم شد كه حكم او از سوي قضات شعبه 37 ديوان عالي كشور نيز تاييد شد.



                        هم اكنون پرونده براي رسيدگي به شعبه اجراي احكام دادسراي جنايي تهران فرستاده شده است.

                        Comment


                        • مردم 80 ساله‌اي كه سال گذشته همسرش را با ضربه‌هاي ميله ورزشي به قتل رسانده بود با گذشت اولياي دم صبح فردا از جنبه عمومي جرم در شعبه 71 دادگاه كيفري استان تهران محاكمه مي‌شود.



                          7 مهر ماه سال گذشته انتقال زن 70 ساله‌اي به نام كبري كه به شدت مجروح شده بود به بيمارستاني در تهران به ماموران كلانتري 151 يافت‌آباد اطلاع داده شد.



                          ماموران پس از حضور در بيمارستان در ابتدا از همسر اين زن به نام عوض بازجويي كردند كه او مدعي شد همسرش به خاطر سقوط از ارتفاع مجروح شده است.



                          سه روز پس از اين حادثه كبري به خاطر شدت جراحات در بيمارستان جان سپرد و با توجه به مشكوك بودن فوت او پرونده براي رسيدگي به شعبه ويژه قتل پليس آگاهي فرستاده شد.



                          كارآگاهان جنايي در تحقيقات خود متوجه اختلاف اين زن با همسرش شدند به همين خاطر عوض را به اداره آگاهي احضار و تحقيقات از او را اغاز كردند.



                          متهم به قتل اين بار با اعتراف به كشتن همسرش گفت: مدتي است كه با همسرم اختلاف داشتم . شب حادثه تصميم گرفتم او را بكشم به همين خاطر در حالي كه كبري در خواب بود با ضربه‌هاي ميله ورزشي او را مجروح كردم. همسرم غرق در خون در رختخواب افتاده بود از كارم پشيمان شدم و او را به بيمارستان منتقل كردم اما او به خاطر شدت جراحات جان سپرد.



                          با اعترافات متهم و بازسازي صحنه قتل، داديار شعبه اظهار نظر دادسراي جنايي تهران براي عوض به اتهام قتل كيفرخواست صادر كرد و پرونده را به شعبه 71 دادگاه كيفري استان تهران فرستاد. اما قبل از محاكمه مرد 80 ساله اولياي دم مقتول با حضور در دادگاه رضايت خود را اعلام كردند.



                          قرار است صبح فردا متهم به قتل از جنبه عمومي جرم در شعبه 71 دادگاه كيفري استان تهران به رياست قاضي نورالله ، عزيز محمدي محاكمه شود.

                          Comment


                          • با تلاش سرپرست دادسراي جنايي تهران و هيات صلح و سازش 3 محکوم به اعدام صبح ديروز پاي چوبه دار با گذشت خانواده مقتولان به زندگي لبخند زدند.



                            صبح ديروز چند زنداني که به جرم قتل عمد به قصاص محکوم شده بودند ، در محوطه زندان اوين تاب و توان حرکت به سوي محل اجراي حکم را نداشتند ، گويي ديگر رمقي در پاي آنها باقي نمانده بود تا جسمشان را ياري کند. به فاصله کمي از محکومان ، خانواده قربانيان آمده بودند تا شاهد اجراي حکم عاملان قتل عزيزان خود باشند.



                            هيچيک از محکومان جرات و جسارت آن را نداشتند که به چهره آنها حتي نيم نگاهي داشته باشند. دقايق به کندي مي گذشت و هنگامي که همه چيز آماده براي اجراي حکم بود، با گذشت خانواده هاي 3 نفر از مقتولان عطر صلوات بر فضاي سنگين زندان مستولي شد.



                            محکومان هنوز باور نمي کردند فرصت دوباره اي براي زندگي پيدا کرده اند.



                            بنا بر اين گزارش ، صبح ديروز قادر خ که به جرم قتل عمد اصغر حقيقي در 17 بهمن 1380 پس از محاکمه در شعبه 1608 به قصاص محکوم و پس از تاييد حکم در شعبه 20 ديوان عالي کشور پرونده براي رسيدگي به شعبه اجراي احکام دادسراي جنايي ارسال شده بود ، در يک قدمي مجازات بخشيده شد.



                            متهم دوم مهدي ب نام داشت که با مشاهده دلارهايي که نزد مقتول به هويت قنبر ميرزاحسيني بود ، وسوسه سرقت موجب ارتکاب جنايت از سوي وي شده بود که خانواده مقتول با تلاش هيات صلح و سازش ، هنگام اجراي حکم از حق قانوني خود گذشت کردند.



                            متهم سوم که از مرگ حتمي نجات پيدا کرد روح الله ج نام دارد که 20 دي 1382 وحيد حاجي زاده را در يک نزاع دسته جمعي به قتل رسانده بود که پس از محاکمه در شعبه 74 دادگاه کيفري استان تهران و صدور حکم قصاص ، پرونده اتهامي او در شعبه 40 ديوان عالي کشور به تاييد رسيده بود. اين متهم نيز صبح ديروز قبل از اجراي حکم از يک قدمي چوبه دار به زندگي بازگشت.



                            قاضي فخرالدين جعفرزاده ، سرپرست دادسراي جنايي با اشاره به گذشت خانواده مقتولان و نجات 3 محکوم به اعدام به خبرنگار ما گفت : يکي از فعاليت هاي مهمي که در شعبه اجراي احکام از سوي داديار جابري که مسووليت اين شعبه را به عهده دارد انجام مي شود، دعوت به صلح و سازش از خانواده مقتولان براي گذشت است که در اين زمينه طي چند ماه اخير چندين پرونده مورد بررسي قرار گرفته و هيات صلح و سازش موفق به جلب رضايت خانواده مقتولان براي گذشت از حق قانوني و شرعي خود شده اند.



                            جعفرزاده افزود: در اين هيات پرونده هايي بررسي مي شوند که عامل جنايت بدون سبق تصميم و به صورت اتفاقي مرتکب جنايت شده است و پرونده افراد سابقه داري که با طرح نقشه اقدام به جنايت کرده اند ، در اين هيات مورد بررسي قرار نمي گيرد.



                            جعفرزاده تصريح کرد: جلب رضايت خانواده مقتولان نمادي از اعتقاد مردم به باورها و آموزه هاي ديني است که در بسياري مواقع و پس از اعلام گذشت ، همه تحت تاثير آن قرار مي گيرند.

                            Comment


                            • معاون عمليات سازمان آتش نشاني شهرداري تهران گفت: شب گذشته كارگر افغاني كه در داخل چاه مشغول به كار بود، بر اثر گاز گرفتگي جان خود را از دست داد.



                              پرويز رزميان فر افزود:ماموران ايستگاه 67 و امداد نجات1 سازمان آتش‌نشاني شهرداري تهران به محل حادثه اعزام شدند و جسد اين مرد 35 ساله افغاني را از چاه خارج كردند.



                              معاون عمليات سازمان آتش نشاني شهرداري تهران ادامه داد: اين مرد كه در خيابان خيام جنوبي مشغول كندن چاه بود، بر اثر گاز موجود در داخل چاه دچار خفگي شد و جان سپرد.

                              Comment


                              • سارقي كه هنگام دزديدن يك رايانه در شمال آلمان گير افتاد چنان خود را به مردن زد كه پليس از اورژانس كمك خواست.



                                به گزارش آسوشيتدپرس ، اين مرد 51 ساله مي خواست از شركتي در شهر هيلده شايم سرقت كند كه صاحب شركت متوجه شد و به پليس خبر داد.



                                مرد به موتورخانه شركت رفت و پليس او را در شرايطي يافت كه بي حال روي زمين افتاده بود.



                                نبض او مي زد اما به دستورات پليس واكنش نشان نمي داد. اين بود كه پليس آمبولانس خواست.



                                اما وقتي پزشك اورژانس مي خواست براي به هوش آوردن سارق لوله اي را در ناي او فرو كند ، ناگهان چشمانش را باز كرد و شروع به صحبت كرد.



                                اين استاد بازيگري كه توانست با مهارت بسيار خود را به مردن بزند ، به وسيله پليس دستگير شد.

                                Comment

                                Working...
                                X