Announcement

Collapse
No announcement yet.

Events/Havades

Collapse
X
 
  • Filter
  • Time
  • Show
Clear All
new posts

  • پرونده*ي دختري *١٦ ساله كه در پي اختلاف و درگيري با والدين، متواري شد و اكنون متهم به سرقت برخي اموال پدر است، در دادسراي نوجوانان رسيدگي مي*شود.

    به گزارش خبرنگار حقوقي خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا)، «س»، دختري *١٦ ساله كه پس از جدايي والدين، حضانت او بر عهده*ي مادر است، پس از چند سال زندگي با مادر به علت اختلاف با او در تاريخ *٢٥ آبان *٨٥ توسط مادر از خانه بيرون و فرداي آن روز توسط كلانتري به پدر تحويل مي*شود.

    پدر دختر *١٠ روز بعد در تاريخ *٨/٩/٨٥ هنگام مراجعه به منزل متوجه بسته بودن در مي*شود كه پس از باز كردن در با كمك سرايدار با وضعيت آشفته داخل آپارتمان مواجه و متوجه مي*شود كه دختر از منزل متواري شده و دو ساك و چمدان، انگشتر طلا و مقداري وجه نقد نيز در خانه موجود نيست. به همين دليل پدر از دختر به اتهام سرقت شكايتي را به دادسراي نوجوانان مطرح مي*كند. ظاهرا «س» پس از فرار از منزل چهار شب به منزل دوستش مي*رود و يك شب نيز به منزل مادر مراجعه مي*كند اما وي او را به داخل خانه راه نمي*دهد؛ البته مادر اين مساله را در بازپرسي انكار كرده است.

    «س» در اظهارات خود در دادسرا عنوان كرده است كه در مدت *١٠ شبي كه نزد پدرم بودم به من فحاشي مي*كرد و كتكم مي*زد و وقتي از خانه رفتم از مادرم خواستم مرا بپذيرد اما او گفت اين بازي تو و پدرت است.

    پس از جلسه*ي بازپرسي در شعبه*ي دوم دادسراي نوجوانان، مادر مجبور به پذيرش دختري *١٦ ساله مي*شود اما پس از احضار مجدد دادسرا مشخص شد كه دختر در منزل مادر نيست. به همين دليل دادسرا از تاريخ *٢٣ مردادماه *٨٦ براي يافتن دختر آگهي مي*دهد؛ جلسه*ي بعدي اين پرونده براي تاريخ *٤ مهر *٨٦ تعيين وقت شده است.

    Comment


    • زني از اهالي شهر جوپلين در ايالت ميسوري آمريكا در كمتر از دو سال، دو فرزندش را خفه كرد.

      به گزارش گروه «حوادث» ايسنا، اين زن ادعا مي*كند كه هر دو كودك وي به طور تصادفي جان سپرده*اند.

      وي در مورد پسر چهار ماهه*اش مي*گويد كه شب در كنارش خوابيده، ولي صبح با جسد او مواجه شده است.

      پليس هنوز اين زن را مظنون و متهم نمي*داند و معتقد است كه هنگام خواب به طور اتفاقي كودكش را كشته است.

      اين دومين كودك اين زن است كه به اين شيوه در كنار وي جان خود را از دست داد.

      پليس همچنين از افشاي نام اين مادر امتناع كرد، اما اشاره كرد كه كودك شش ماهه* وي نيز بر اثر خفگي مرده است.

      Comment


      • مرد استراليايي كه براي فرار از كروكوديل*ها به بالاي يك درخت پناه برده بود، پس از 7 روز روي درخت به كمك يك هليكوپتر نظامي نجات يافت.

        به گزارش گروه «حوادث» ايسنا، اين مرد يك هفته قبل از اين كه نجات داده شود، به طور تصادفي در محل استراحت كروكوديل*ها سقوط كرد و ناچار شد كه براي نجات جان خود از درخت بالا برود و 7 روز را روي يك درخت گذراند تا يك هليكوپتر نظامي وي را نجات داد.

        «ديويد جورج» 53 ساله كه يك مزرعه*دار است و به طور اتفاقي در اين حادثه گرفتار شد، پس از نجات يافتن به خبرگزاري رويتر، گفت: هر شب دو كروكوديل در پايين درخت مرا تعقيب مي*كردند و از پايين به من زل مي*زدند.

        تنها چيزي كه من مي*ديدم، جفتهايي از چشمان قرمز بود كه تا حدود شش متري از درخت ادامه داشتند.

        «جورج» گفت: در اين 7 روز با دو ساندويچ زنده مانده و خود را به درخت محكم بسته بودم تا اگر خوابم برد از روي درخت سقوط نكنم.

        وي گفت: بين دو شاخه درخت از برگها تختخوابي براي خود ساخته بودم كه بيشتر مواقع روي آن چرت مي*زدم و يا براي پسرم نامه مي*نوشتم و دعا مي*كردم تا روزي كه يك هليكوپتر نظامي آمريكايي مرا پيدا كرده و نجات داد.

        Comment


        • جسد پسربچه 4 ماهه مقابل بيمارستان مرودشت کشف شد.

          به گزارش خبرنگار «حوادث» ايسنا، در پي كشف جسد پسربچه چهار ماهه در يک جعبه کارتن مقابل بيمارستان مرودشت، تحقيقات پليس جنايي براي يافتن علت مرگ اين كودك آغاز شد.

          در اين جعبه مبلغ 14 هزار تومان وجه نقد و يادداشتي مبني بر تحويل کارتن به نگهبان بيمارستان نيز کشف شد.

          در بازبيني پليس هيچ*گونه آثار ضرب و جرح بر روي جسد مشاهده نشده و اين درحاليست كه در جريان تحقيقات صورت گرفته، کارکنان بيمارستان نيز نسبت به اتفاق رخ داده اظهار بي*اطلاعي كرده*اند.

          Comment


          • قضات شعبه*ي *٧٤ دادگاه كيفري استان تهران به زودي پرونده*اي را كه در آن ارتباط نامشروع زن و مردي منتهي به قتل همسر زن شده است را بررسي مي*كنند.

            به گزارش خبرنگار حقوقي خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا)، طبق كيفرخواست صادره در اين پرونده «اميروحيد» *٢٧ ساله فاقد سابقه*ي كيفري متهم به مباشرت در قتل عمدي «حسين »20 ساله با ايراد *٦ ضربه چاقو به ناحيه*ي گردن و مباشرت در جنايت بر ميت مسلمان برقراري رابطه نامشروع با همسر مقتول است و «زهره*» *٢٦ ساله (همسر مقتول) متهم به معاونت در قتل عمدي حسين (هسرش) و برقراري رابطه*ي نامشروع با متهم رديف اول است.

            طبق محتويات پرونده، در تاريخ *١٦/٨/٨٥ شخصي به هويت «حسن» به دادسراي امور جنايي تهران مراجعه و اعلام مي*كند حسين، برادرش از تاريخ *٢٣/٣/٨٥ مفقود شده و اطلاعي از وي ندارد و فردي ناشناس طي دو تماس تلفني مدعي شده زهره همسر برادرش كه با مردي در ارتباط بوده با همدستي وي اقدام به قتل حسين كرده است و از دادسرا تقاضاي رسيدگي مي*كند كه داديار شعبه سوم دادياري دادسراي امور جنايي پرونده را تكميل و به شعبه*ي اول بازپرسي ويژه*ي قتل ارجاع مي دهد.

            طبق كيفرخواست صادره، جسد مقتول در ساعت *٨ صبح *٢٤/٣/٨٥ توسط عوامل كلانتري چهارده*ي قدس كه از كانال آبي حوالي جاده*ي قديم كرج كشف مي*شود. با مطرح شدن ارتباط همسر مقتول با متهم، متهمه منكر اتهامات انتسابي شد.

            با تحقيقات به عمل آمده، ماموران با متهم رديف اول قرار صوري مي*گذارند و او را دستگير مي*كنند كه وي از ابتداي دستگيري اعتراف مي*كند كه با همسر مقتول در ارتباط بوده و مقتول را با ضرباتي به گردن از پاي در آورده در حالي كه زهره ضربه*اي نزده، جسد را داخل روفرشي پيچيده و در صندوق عقب خودرواش گذاشت و در جاده قديم كرج جسد را آتش زده به داخل كانال آب انداخته و متواري مي*شود.

            همسر مقتول در ابتداي دستگيري مدعي شده است «امير» را نمي*شناخته كه بعد از دستگيري و اعتراف به قتل از سوي متهم رديف اول، وي مدعي شده است او را به اسم وحيد مي*شناخته و شهادت دختر *٧ ساله*ي مقتول مبني بر اين*كه وي در انجام قتل دست داشته به او از سوي خانواده*ي پدرش آموزش داده شده است.

            طبق محتويات پرونده، متهم رديف اول در خصوص آشنايي با اين خانواده در بازجويي*ها گفته است كه زهره و همسرش مستاجر سابق پسر عمه*ي وي بودند و در مواردي با خودرواش آنها را به محل كارشان مي*رسانده و با مقتول ارتباط دوستي داشته و برايش سي دي تكثير مي*كرده و از آنجايي كه مقتول و همسرش اختلافات شديد داشتند و قصد طلاق داشتند او مي*خواسته با زهره ازدواج كند.

            پزشكي قانوني علت تامه مرگ را خونريزي متعاقب بريدگي عروق حياتي گردن در اثر ارتباط جسم نوك تيز و برنده اعلام و سوختگي جسد را تاييد كرده است.

            طبق محتويات پرونده متهم رديف اول در تشريح چگونگي حادثه در بازجويي گفته است كه زهره با او تماس گرفته و بعد از تماس تلفني او به منزلشان رفته و مقتول را در حالي كه در خواب بوده با ضربات چاقو به قتل رسانده است.

            داديار اظهار نظر دادسراي امور جنايي تهران با عنايت به اقرار متهم، تقاضاي اولياي دم و نظريه*ي پزشكي قانوني با استناد به مواد *٢٠٦ ، *٢٠٧ ،*٢٣١،*٢٣٢،*٦٤٧،*٤٩٤ قانون مجازات اسلامي تقاضاي كيفر قانوني در *١٧/٥/٨٦ را كرده و با توجه به انكار متهم رديف دوم با وجود اطلاع كامل وي از موضوع تقاضاي حكم تكميلي و تتميمي براي متهمه در قالب تفكيك مجازات را كرده است.

            قضات شعبه*ي *٧٤ دادگاه كيفري استان تهران با صدور كيفرخواست از سوي داديار اظهار نظر دادسراي امور جنايي رسيدگي به اين پرونده را در دستور كارشان قرار مي*دهند.

            Comment


            • افزايش ميزان تمايل افراد براي تهيه خودرو و برآورده شدن آرزوي ماشين*دار شدن منجر به آن شده تا طي دهه اخير شركت*هاي ليزينگي، اين آرزو را براي آنها كه مي*خواهند در مدت كوتاهي صاحب خودرو شوند، تحقق بخشد؛ صرفا با شرط پرداخت مبلغي اندك به عنوان پيش*پرداخت و تعيين اقساط نه چندان كوتاه* مدت، اما همين فضا موجب شده سودجويان كه همواره براي پهن كردن بساط كلاهبرداري در كمين*اند، وارد عمل شده تا با شگردهاي فريبكارانه، اين آرزو را در جريان وعده*هاي دروغين به ظاهر براي افراد دست يافتني*تر* كنند!

              بر اين اساس مي*توان اين گونه گفت كه يك شياد حرفه*اي تنها با دادن وعده دروغين و اعلام شماره حساب با عنوان جعلي و استفاده از فرصت تبليغ در روزنامه*هاي كثيرالانتشار براحتي مي*تواند از افراد ساده*لوح و مترصد فرصت*هاي باد آورده كلاهبرداري كند.

              به گزارش خبرنگار «حوادث» ايسنا، چندي پيش فردي كه به عنوان سرمايه*گذار در يك شركت مشغول به كار بود، پس از درج آگهي فروش خودرو خود در يكي از روزنامه*ها با تماس اولين متقاضي بلافاصله مكان مطمئني را براي قرار ملاقات تعيين و با جلب اعتماد خريدار، مبلغي به عنوان بيعانه دريافت كرد بدون ارايه برگه رسيد و به دنبال آن، فروشنده كه به نيت كلاهبرداري معامله وهمي را ترتيب داده بود، پس از دريافت بيعانه، همكاري خود را با شركت مذكور قطع كرد و متواري شد.

              در شگردي ديگر يك شركت بدون مجوز پس از ثبت*نام متقاضيان خودرو تنها به ازاي دريافت مبلغ 350 هزار ريال وجه نقد توانست از 32 هزار تن كه در انتظار وعده شركت مبني بر قرعه*كشي بين افراد شركت كننده بودند، كلاهبرداري كند.

              اين شركت همچنين با اعلام يك شماره حساب سيبا براي افرادي كه قصد خريد خودروهاي مدل بالا با قيمتي پايين*تر از نمايندگي*هاي مجاز را داشتند، مبلغ 50 هزار ريال را از هر متقاضي دريافت كرده بود و هر چند با پيگيري به موقع پليس، عامل اين كلاهبرداري دستگير شد، اما نكته حايز اهميت آن بود كه تعداد قابل توجهي از شهروندان ساده*لوح بدون هر گونه بررسي، از آنجا كه مبلغ اوليه اعلام شده در آگهي صفحه نيازمندي*ها ناچيز بود، فريب ادعاهاي پوچ شركت كاغذي را خورده بودند.

              با افزايش وقوع كلاهبرداري*هايي با اين شگردها، نيروي انتظامي در هشداري اعلام كرد: فعاليت چنين شركت*هايي تازگي ندارد و معمولا هر از چند گاهي سودجويان با سوءاستفاده از سادگي مردم اقدام به جمع*آوري مبالغي وجه نقد كرده و پيش از فرا رسيدن موعد مقرر متواري مي*شوند.

              البته در اين ميان با توجه به اين كه در بسياري موارد صاحبان شركت*هاي كاغذي از طريق درج آگهي* در روزنامه*هاي كثيرالانتشار اعتماد عموم را جلب مي*كنند، به نظر مي*رسد بار حقوقي اين قبيل آگهي*ها پيش از انتشار به دليل احتمال سوءاستفاده بايد به تاييد اداره كل ارشاد برسد؛ حال آنكه شواهد حاكي از آنست كه صاحبان آگهي*ها بدون اخذ هر گونه تاييديه*اي، آن را درج مي*كنند.

              اين در حاليست كه مديركل مبارزه با جرايم خاص و رايانه*اي پليس آگاهي نيروي انتظامي پيش از اين نسبت به فروش اقساطي خودرو از طريق قرعه*كشي به عنوان حقه جديد كلاهبرداران هشدار داده بود.

              سرهنگ اميدي از شهروندان خواست تا فريب اين افراد را نخورند و بلافاصله موارد مشكوك را به اطلاع پليس برسانند.

              به گزارش ايسنا اين نوع شركتها از طريق آگهي از داوطلبان مي*خواهند تا ضمن پر كردن فرم و ارسال مبلغي تحت عنوان هزينه امور اداري در اين قرعه*كشي*ها شركت كنند تا با شرايط «ويژه»، خودرو به آنها فروخته شود.

              به گفته سرهنگ اميدي، از آنجا كه مبلغ دريافتي براي شركت در قرعه*كشي اندك است، معمولا كسي به پليس شكايت نمي*كند و اين در حاليست كه ماموران نيز بدون طرح شكواييه*، قادر به رسيدگي موضوع نيستند.

              البته اين مسؤول انتظامي، كشف جرم در رسانه*ها را يكي از برنامه*هاي نيروي انتظامي جهت جلوگيري از فعاليت اين كلاهبرداران دانسته و اعلام كرده بود: آگهي*هاي جرايد و روزنامه*هاي سراسري و استاني همه روزه كنترل شده و مواردي كه مورد ظن پليس است، بررسي مي*شوند، اما با اين وجود، همكاري مردم با نيروي انتظامي در اطلاع اين نوع سودجويي*ها را نبايد فراموش كرد.


              كلاهبردارها از طريق مرسوله پستي جذب مخاطب مي*كنند

              به گزارش خبرگزاري دانشجويان ايران، در اين ميان برخي كلاهبرداران كه متوجه اين اقدام پليس شده*اند، ديگر آگهي*هاي خود را در روزنامه*ها درج نمي*كنند، بلكه از طريق جذب مخاطبان خاص، آنان را از راه پست مطلع مي*كنند كه در اين رابطه هوشياري شهروندان در جلوگيري از وقوع سرقت اصلي اساسي است.

              بر اين اساس پليس توصيه مي*كند: افراد مراقب آگهي*هاي فريبنده كلاهبرداران باشند و تا زماني كه از صحت ادعاهاي آنها مطمئن نشده*اند، پول و مدارك خود را در اختيار ديگران قرار ندهند، چرا كه ممكن است اين افراد علاوه بر به جيب زدن پولشان، از مدارك شناسايي آنها نيز سوءاستفاده مجرمانه كنند و به اين ترتيب حتي*المقدور براي فروش و خريد كالا و يا خودرو از نمايندگي*هاي مجاز استفاده كنند.

              Comment


              • قضات شعبه*ي *٧١ دادگاه كيفري استان تهران، پسري را كه متهم است دوستش را در جريان نزاع با چاقو به قتل رسانده، محاكمه كردند.

                به گزارش خبرنگار حقوقي خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا)، علي دلداري، نماينده*ي دادستان در تشريح كيفرخواست صادره از سوي دادسراي امور جنايي تهران اظهار داشت: در اين پرونده «مهدي» *٢٤ ساله با سواد فاقد سابقه*ي كيفري بازداشت از *١٢/١١/٨٣ متهم به مباشرت در قتل عمدي «محسن» با ايراد ضربه*ي چاقو به ناحيه*ي گردن است.

                وي با بيان اين*كه قتل در تاريخ *١٢/١١/٨٣ در شهر تهران به وقوع پيوسته گفت: متهم و مقتول با هم درگير شده، مقتول با ايراد ضربه*ي چاقو به ناحيه*ي گردن، او را از پاي درآورده است.

                دلداري افزود: با توجه به اظهارات شهود، اقرار متهم، نظريه*ي پزشكي قانوني، بازسازي صحنه، اتهام متهم از نظر دادسرا محرز است و با استناد به مواد *٢٠٥، *٢٠٦، *٢٠٧، *٢٣١ و *٢٣٢ از قانون مجازات اسلامي متهم را مستحق تحمل كيفر مي*داند.

                اولياي دم مقتول با حضور در جايگاه از دادگاه تقاضاي قصاص متهم به قتل را كردند.

                قاضي عزيزمحمدي متهم به قتل را فراخواند و اتهام قتل عمدي «محسن» با ايراد ضربه*ي چاقو به گردن را به وي تفهيم كرد كه متهم گفت: چاقو در دست مقتول بود و من قصد قتل نداشتم.

                وي در تشريح روز حادثه خطاب به قضات گفت: براي اصلاح سر به آرايشگاه مراجعه كردم، آن*جا شلوغ بود. به همين منظور به پارك همجوار رفتم، مقتول در حالت غيرطبيعي پيش من آمد و شروع به فحاشي كرد، با هم درگير شديم. مردم، ما را از همديگر جدا كردند. وقتي از من فاصله گرفت مجدد فحاشي كرد. من با وجود اين*كه لباس*هايم پاره شده بود، از آن*جايي كه كسي در منزلمان نبود در جوار آرايشگاه نشسته بودم كه مقتول به همراه فردي ديگر سوار بر موتور چاقو به دست به طرف من آمدند و با چوب و چاقو شروع به زدن من كرد. در همين حين دست مقتول را گرفتم كه به زمين خورديم؛ در همين حين چاقوي در دست مقتول در گردن وي فرو رفت.

                وي با تأكيد بر اين*كه با مقتول دوست بوده، گفت: من روي جدول نشسته بودم و اصلا قصد درگيري نداشتم اما او تأكيد بر درگيري داشت.

                قاضي عزيزمحمدي با استناد به نظر گواهان در پرونده، خطاب به متهم گفت: در مرحله*ي دوم درگيري گواهان معتقدند چاقو در دست داشتي كه وي گفت چاقو در دست مقتول بود.

                قاضي از متهم سوال كرد چرا بعد از انجام قتل فرار كردي؟ كه متهم گفت: بعد از اين*كه «محسن» مصدوم شد شروع به گريه و زاري كردم اما هيچ*كس او را به بيمارستان نبرد. من رفتم پدرم را بياورم تا او را به بيمارستان منتقل كند.

                قاضي عزيزمحمدي خطاب به اولياي دم گفت: اين متهم از كرده*اش پشيمان است و گريه*اش درست است، چون در زمان بعد از مرگ نيز دچار اين حالت شده بود و از مردم تقاضاي كمك مي*كرد.

                قاضي از متهم سوال كرد: چرا چاقو در جيب مقتول در بيمارستان كشف شده؟ كه متهم گفت: من بعد از حادثه پيش پدرم رفتم و ديگر به محل برنگشتم و از جزييات بعدي آن اطلاعي ندارم.

                قاضي خطاب به متهم گفت: آثار خوني در اين چاقو مشاهده نشده و اگر مقتول با اين چاقو مصدوم شده چرا در جيب او چاقو كشف شده كه متهم پاسخي براي بيان كردن نداشت.

                قاضي با اشاره به وجود جراحت*هايي در بدن مقتول از متهم سوال كرد آيا اين جراحت*ها كه مربوط به روزهاي قبل از حادثه است توسط او ايجاد شده كه متهم گفت: من قبل از روز حادثه با مقتول درگيري نداشتم.

                قاضي عزيزمحمدي، «اصغر» را به عنوان شاهد فراخواند و بعد از انجام سوگند از او خواست ماجرا را تشريح كند كه در اين بخش از دادگاه، وكيل متهم از قضات تقاضا كرد به لحاظ مسايل پيچيده در بيان شهادت از سوي اين گواه، *او را به قرآن مجيد قسم بدهند كه قاضي عزيزمحمدي در اين لحظه با استماع نظر وكيل متهم، مجددا اين شاهد را براي بيان حقيقت سوگند داد.

                «اصغر» با مشاهده*ي اين صحنه در دادگاه گفت: قبل از اين حادثه فرزندم را ربوده بودند و از عواقب شهادت كذب مي*ترسم. بعد از قتل، برادر مقتول به در مغازه*ي من آمد و شيشه*ها را شكست و به لحاظ ترسيدن و نداشتن امنيت، مجبور به بيان مطالب غيرواقع عليه متهم به قتل شدم كه اكنون عذاب وجدان دارم.

                وي در تشريح آن*چه در صحنه*ي قتل اتفاق افتاده بود، گفت: من مشغول كار در مغازه بودم كه صداي فرياد شنيدم. وقتي آمدم مقتول و متهم به قتل با هم درگير بودند. مردم جمع شده بودند، *چاقو در دست مقتول بود. براي جدا كردن رفتم كه مقتول شروع به فحاشي به جداكنندگان كرد. من عقب رفتم. مقتول با ته چاقو، متهم به قتل را مي*زد كه با كمك مردم آن*ها را جدا كرديم.

                اين شاهد در تشريح درگيري دوم متهم به قتل و مقتول گفت: وقتي به صحنه*ي درگيري رسيدم ديدم خون زيادي بر زمين ريخته و متهم به قتل با گريه و زاري تقاضاي رساندن مصدوم را به بيمارستان مي*كرد، با شالي گردن مقتول را بستم و با ماشين گذري، مصدوم را به بيمارستان منتقل كرديم.

                قاضي عزيزمحمدي خطاب به اين شاهد، بخشي از اظهاراتش در مورد اين*كه مدعي شده بود متهم به قتل چاقو به دست به طرف مقتول حمله كرده را قرائت كرد كه اين شاهد با استماع اظهارات قبلي*اش گفت: براي حفظ امنيت جان خود و خانواده و تسكين دل خانواده*ي اولياي دم، در آن زمان مجبور بودم اين*گونه شهادت بدهم. آن*قدر ترسيده بودم كه مي*خواستم بگويم صحنه*ي قتل را نديده*ام.

                «محمد» *٣٣ ساله، آرايشگر حاضر در صحنه*ي قتل در تشريح ماجرا گفت: در روز حادثه «مهدي» به آرايشگاه مراجعه كرد و از آن*جايي كه تعداد زيادي حضور داشتند، به فضاي سبز همجوار مغازه براي مطالعه*ي آيين*نامه*ي راهنمايي و رانندگي رفت كه «محسن» با او درگير شد. متهم به قتل به مقتول مي*گفت تو حالت طبيعي نداري، برو كه مقتول به او گفت مي*خواهم رويت را كم كنم؛ در اين لحظه خانمي رسيد و از مردم تقاضا كرد اين دو جوان را از همديگر جدا كنند. بعد از اين موضوع، مقتول مجدد سوار بر موتور با فرد ديگري برگشت و با هم درگير شدند.

                اين شاهد با تاكيد بر اين*كه زمان ضربه زدن را نديده است، افزود: وقتي «مهدي» از روي زمين بلند شد بر سر و صورتش مي*زد و تقاضاي كمك براي انتقال مصدوم به بيمارستان را داشت.

                «زهرا» ديگر شاهد با حضور در جايگاه اظهار داشت: بعد از درگيري بين متهم به قتل و مقتول، متهم به قتل را نصيحت مي*كردم كه ناگهان، مقتول سوار بر موتور آمد، در يكي از دستانش چوب بود. وقتي چاقو را از جيبش درآورد از آن*جايي كه مبتلا به بيماري ديابت بودم،* از هوش رفتم و بقيه*ي ماجرا را نديدم.

                علي*اصغر رازقي گل ختمي، وكيل متهم به قتل در دفاع از موكلش اظهار داشت: در بازسازي صحنه*ي قتل، انديشه*ي يك نفر به تصوير كشيده شده بود و قبل از انجام بازسازي تقاضاي حضور در صحنه را داشتم اما اين كار انجام نشد.

                وي با بيان اين*كه چاقوي آلت جرم مفقود شده، گفت: در تحقيقات، چوب دستي مقتول و يك برگ از اوراق پرونده نيز مفقود شده است و آلت جرم ارائه*شده غيرواقعي است.

                گل*ختمي افزود: آثار جراحات زيادي در بدن مقتول وجود دارد كه نشان*دهنده*ي اين است كه چاقوهاي متعددي خورده و چاقوهاي متعددي نيز زده است.

                وي ادامه داد: با توجه به حالت موكلم بعد از قتل و اين*كه قصد درگيري و انجام قتل نداشته و آلت قتاله، چاقوي مقتول بوده و موكلم طبق وظيفه بايد آن را مي*گرفته و با توجه به وضعيت اخلاقي وي در محل، تقاضاي صدور حكم برائت وي را دارم و تاكيد دارم موكلم قتلي مرتكب نشده است.

                فقيهي، ديگر وكيل متهم به قتل در دفاع از موكلش اظهار داشت: عمل موكل مصداق مواد *٢٠٦ و *٢٩٥ از قانون مجازات اسلامي نيست.

                متهم در بيان آخرين دفاع گفت: از خانواده*ي اولياي دم طلب بخشش دارم و به آن*ها تسليت مي*گويم.

                قضات شعبه*ي *٧١ دادگاه كيفري استان تهران (عزيزمحمدي، باقري، تردست، شهرابي فراهاني و سالاري) پس از انجام شور حكم اين پرونده را صادر خواهند كرد.

                Comment


                • قضات شعبه*ي *٧١ دادگاه كيفري استان تهران به زودي پسري را به اتهام قتل پدربزرگ و مادربزرگش، محاكمه مي*كنند.

                  به گزارش خبرنگار حقوقي خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا)، طبق كيفرخواست صادره در اين پرونده، «مرتضي» *٢٤ ساله متهم به مباشرت در دو فقره قتل عمدي «اكبر.پ» و «كبري.ح» پدربزرگ و مادربزرگش است.

                  طبق محتويات پرونده، در تاريخ *٨/٨/٨٥ همسايگان بوي تعفن شديدي را در منزل مقتولان استشمام كرده، موضوع را به كلانتري اطلاع داده، مأموران با حضور در صحنه*ي جنايت با اجساد مقتولان مواجه مي*شوند. پس از پرس*وجو مشخص مي*شود نوه*ي مقتولان بيشتر اوقاتش را به همراه پدر بزرگ و مادر بزرگش مي*گذرانده و مدتي است ناپديد شده است.

                  طبق كيفرخواست صادره از سوي دادسراي امور جنايي تهران، متهم در يكي از روستاهاي شمالي كشور شناسايي و از همان ابتدا اعتراف به قتل مي*كند و در تشريح چگونگي قتل گفته است كه در ماه رمضان بر سر اعتياد داشتن وي با پدر بزرگ و مادر بزرگش جر و بحث*اش مي*شود و ساعت *١١ و *٣٠ دقيقه شب با آن*ها بحث مي*كند. پدربزرگ و مادر بزرگ*اش رختخواب*ها را براي خوابيدن پهن كرده بودند كه مجدد جر و بحث آغاز مي*شود كه متهم به قتل در اين زمان چهار پايه*اي را به سر مادر بزرگش مي*زند. پدر بزرگ براي دفاع از همسرش جلو مي*آيد كه متهم به قتل ضربات متعددي به او وارد كرده و از صحنه متواري مي*شود.

                  متهم به قتل در بازجويي عنوان كرده است كه فردي روز حادثه به صحنه*ي جنايت مراجعه و مبلغ *٣٠٠ هزار تومان وجه نقد و كليد اتومبيل پرايد را برداشته و متواري شده است.

                  پزشكي قانوني علت تامه*ي فوت را شكستگي جمجمه و ضربه*ي مغزي متعاقب اصابت جسم سخت عنوان كرده است.

                  حيدري، نماينده*ي دادستان با استناد به مواد *٢٠٦ و *٢٠٩ از قانون مجازات اسلامي با توجه به اقرار متهم، گزارش مراجع انتظامي، بازسازي صحنه در تاريخ *٦/٦/٨٦ تقاضاي كيفر قانوني را كرده است كه بعد از صدور كيفرخواست قضات شعبه*ي *٧١ دادگاه كيفري استان تهران رسيدگي به اين پرونده را در دستور كارشان قرار خواهند داد.

                  Comment


                  • تحقيقات پليس براي شناسايي متهمي كه با دادن وعده*هاي دروغين اعزام به حج و ساير اماكن متبركه از افراد كلاهبرداري ميليوني كرده بود، به دستگيري وي منجر شد.

                    به گزارش خبرنگار «حوادث» ايسنا، اوايل مهر ماه امسال، مردي كه خود را «عبدالرضا» معرفي مي*كرد، به كلانتري 36 قم رفت و در آنجا عليه مردي به نام «علي» 36 ساله اعلام شكايت كرد.

                    «عبدالرضا» به ماموران گفت: چندي پيش با مردي به نام «علي» كه مدعي بود با دفتر يكي از نهادها رابطه دارد و مي*تواند من و چند تن ديگر از بستگانم را به مكه و سوريه بفرستد، آشنا شدم.

                    وي ادامه داد: من نيز براي تحقق اين سفرها، مبلغ دو ميليون و 400 هزار تومان به «علي» پرداخت كردم، اما پس از گذشت مدتي هيچ اثري از او نشد و هر چه با او تماس گرفتم كه تكليف پولها و سفر چيست؟، پاسخ مناسبي به من نداد.

                    بدين ترتيب ماموران پليس قم با تشكيل پرونده*اي با موضوع كلاهبرداري وارد عمل شده و با توجه به آدرس محل استقرار متهم، اقدام به دستگيري وي كردند.

                    به گزارش خبرگزاري دانشجويان ايران «علي» پس از انتقال به كلانتري و سپس تحويل به پليس آگاهي براي انجام ادامه تحقيقات به دستگاه قضايي معرفي و با صدور قرار مناسب روانه زندان شد.

                    كارآگاهان پليس كه احتمال مي*دادند متهم به جز مورد كلاهبرداري اخير، موارد ديگري نيز مرتكب شده است، «علي» را در زندان براي انجام تحقيقات تخصصي به پليس آگاهي منتقل كردند كه وي در بازجويي*هاي فني پليسي اقرار كرد: پيش از اين نيز از افرادي به نامهاي «احمد» مبلغ 5 ميليون و 200 هزار ريال، «عباسعلي» مبلغ 25 ميليون ريال و «فاطمه» مبلغ 34 ميليون با وعده واهي اعزام به حج كلاهبرداري كرده*ام.

                    با اعترافات متهم، پرونده تكميل شد و ماموران نيز در ادامه بررسي*ها، مالباختگان را شناسايي كردند.

                    Comment


                    • با مرگ دختربچه 8 ماهه* كه از سوي خواهر 20 ساله*اش از طبقه دوم ساختمان پرتاب شده بود، پليس پايتخت با دستگيري متهم، ادعاي ابتلاي وي به بيماري رواني را بررسي مي*كند.

                      به گزارش خبرنگار «حوادث» ايسنا، حدود ساعت 14 بعد ازظهر روز گذشته ششم مهرماه، با شنيده شدن جيغ كوتاهي از مقابل يكي از ساختمان*هاي خيابان «22 بهمن» اشرفي اصفهاني، ساكنان ساختمان شتابزده به سمت پنجره*ها رفته و در ناباوري بدن نيمه جان «مليكا» نوزاد همسايه طبقه دوم را ديدند كه خون*آلود زير پنجره* افتاده است.

                      با انتقال كودك غرق به خون به بيمارستان، اقدامات پزشكي موثر واقع نشد و نوزاد 8 ماهه بر اثر شدت جراحات جان خود را از دست داد.

                      اين در حالي بود كه پس از اطلاع حادثه به پليس، ماموران كلانتري140«باغ فيض» به همراه بازپرس كشيك قتل در موقعيت حضور يافته و متوجه شدند: اين كودك از سوي خواهر 20 ساله*اش كه در اقدامي ناگهاني، وي را از پنجره طبقه دوم پرتاب كرده، به قتل رسيده است.

                      به اين ترتيب با دستگيري متهم، تحقيقات براي روشن شدن انگيزه احتمالي وي از اين اقدام آغاز شد.

                      از سوي ديگر در بررسي*هاي قضايي قاضي حسين اصغرزاده، مادر اين دختربچه، اظهار كرد: حدود ساعت 14 مشغول شير دادن به مليكا بودم كه دختر 20 ساله*ام به نام «سميرا» ناگهان از جا بلند شده و با شتاب كودك را به سمت پنجره برد و از طبقه*ي دوم به داخل كوچه پرتاب كرد.

                      همچنين بررسي*هاي بعدي مشخص كرد: «سميرا» كه بر اساس اظهارات خانواده*اش سابقه بيماري رواني داشته، به طوري*كه مدتي در بيمارستان ميمنت بستري بوده است.

                      بر اساس اعلام پزشكان كودك 8 ماهه به دليل ضربه به سر و شكستگي جمجمه جان خود را از دست داده است.

                      Comment


                      • بر اساس اعلام سازمان آتش*نشاني و خدمات ايمني تهران، در 48 ساعت گذشته امدادگران توانستند 15 شهروند تهراني كه به دليل نشت گاز منوكسيدكربن مسموم شده بودند، را نجات دهند اين در حاليست كه در يكي از حوادث گازگرفتگي يك خانواده 4 نفره جان باختند.

                        مسمويت 4 دانشجوي دختر در خوابگاه دانشجويي

                        به گزارش خبرنگار «حوادث» ايسنا، در يكي از اين حوادث كه بعد از ظهر روز گذشته در يك خوابگاه دخترانه دانشجويي در «اقدسيه» رخ داد، چهار دانشجو مسموم شدند.

                        اين حادثه گازگرفتگي كه در پي عدم تهويه مناسب دودكش شوفاژخانه و خام سوزي مشعل*ها و سپس سرايت گاز منوكسيدكربن به داخل اتاق*هاي خوابگاه رخ داد، منجر شد تا 4 دانشجوي دختر مسموم شوند كه با حضور امدادگران آتش*نشاني مصدومان به بيمارستان منتقل شدند و از مرگ نجات يافتند.

                        مرگ خاموش 4 عضو يك خانواده در خيابان سراج

                        از سوي ديگر صبح امروز مرگ 4 عضو يك خانواده در منزل مسكوني*شان واقع در خيابان «سراج» حادثه دلخراش زمستاني ديگري را رقم زد.

                        به گزارش ايسنا، حادثه نشت گاز در يك منزل مسكوني واقع در خيابان مدني نيز دقايق كوتاهي با كشته شدن 5 عضو يك خانواده فاصله داشت كه با حضور امدادگران هر پنج نفر نجات يافتند.

                        اين حادثه به دليل نفوذ گاز شومينه به داخل منزل رخ داد.

                        اين در حاليست كه در دو حادثه جداگانه كه در يكي از منازل مسكوني خيابان «شوش شرقي» و «تهران*نو» رقم خورد، دو نفر به خاطر نشت گاز منوكسيدكربن از لوله غير استاندارد بخاري مسموم شدند كه با انتقال سريع به بيمارستان از مرگ نجات يافتند.

                        از سوي ديگر نجات جان 4 عضو يك خانواده حوالي ميدان «نوبنياد» نيز در شمار نجات يافتگان سازمان آتش*نشاني و خدمات ايمني تهران قرار گرفت.

                        Comment


                        • يك مرد پرستار شيفت شب به اتهام سوءاستفاده جنسي از حداقل 24 فرد سالخورده يا معلول جسمي در آسايشگاهي در آمريكا به زندان افتاد.

                          به گزارش گروه «حوادث» ايسنا، بسياري از اين قربانيان در مركز مراقبتي و توانبخشي كنكورد توانايي گزارش دادن درباره اين اقدام غيراخلاقي متهم پرونده را نداشتند و برخي نيز پيش از اين جان خود را از دست داده بودند.

                          به گفته پليس، «جان ريمز»، متهم 49 ساله طي دوره 20 ساله اشتغال خود در اين مركز، نزديك به يكصد بيمار را مورد تجاوز قرار داد، اما تنها درباره 24 مورد مي*تواند اطلاعات خاصي را به ياد بياورد.

                          «ريمز» در طول اين 20 سال و از زمان فارغ*التحصيلي در رشته پرستاري، در خانه*اش در منطقه سندوسكي واقع در ايالت اوهايو به تنهايي زندگي مي*كرده است.

                          به گفته پليس، او تاكنون حدود 10 بار تغيير شغل داده و به ندرت با همسايگانش ارتباط داشته است.

                          افرادي كه تمام اين سالها، در همسايگي «جان» زندگي مي*كرده*اند، اظهار داشتند كه تاكنون، او را نديده و از اتهامات وارده متعجب شده*اند.

                          پليس اعلام كرد كه «ريمز» به پيرمردي 55 ساله در حالي كه نيمه فلج بر روي تختش بود، تجاوز كرده است.

                          متهم كه از پرداخت وثيقه 100 هزار دلاري سر باز زد، هم اكنون در بازداشت بوده و در انتظار رسيدن روز محاكمه است.

                          مركز نگهداري از اظهارنظر در مورد پرونده به خاطر حفظ حريم خصوصي بيماران خودداري كرد و فقط عنوان كرده كه كارمندش را اخراج كرده است.

                          پليس در حال تحقيق در مورد محل*هاي كار سابق «ريمز» است و درصدد تا مشخصات آنها را فاش نكند.

                          Comment


                          • يك زن آمريكايي كه سعي داشت با ارايه آگهي روي وب سايت عمومي، يك قاتل حرفه*اي را براي كشتن همسر معشوقه*اش اجير كند، دستگير شد.

                            به گزارش گروه «حوادث» ايسنا، «آنه ماري» 48 ساله از ايالت ميشيگان با ارايه يك آگهي در قسمت خبرنگار آزاد به كاربران سايت www.craigslist.org براي كشتن «كارول»، زن 56 ساله*اي در كاليفرنيا پيشنهاد داد.

                            طبق اسناد دادگاه، دو زن و يك مرد به اين آگهي پاسخ داده*اند و پس از آن، «ماري» با يكي از افرادي كه به آگهي جواب داده بود، با پست الكترونيكي ارتباط گرفته و به وي گفته است كه مي*خواهد اين قتل بي*سر و صدا انجام شده و از مرگ قرباني مطمئن شود.

                            «آنه ماري» براي اين كار 5 هزار دلار پيشنهاد كرده و آدرس نام سن و شغل قرباني را نيز در اختيار قاتل احتمالي قرار داد.

                            كلانتر «پري رنيف» در اين باره گفت: اين تحقيقات پيچيده از نوامبر سال 2007 آغاز شد و ما بسيار نگران حال قرباني اين نقشه شوم هستيم.

                            Comment


                            • پليس ژاپن روز دوشنبه، يك دريانورد آمريكايي را به اتهام تجاوز به يك دختر 14 ساله در جنوب اين كشور دستگير كرد.

                              به گزارش گروه «حوادث» ايسنا، به گفته يكي از مقامات پليس اوكيناواي ژاپن كه نام خود را فاش نكرد، پليس اين كشور مردي 38 ساله به نام «تيرون لوتر هادنوت» را در رابطه با اين پرونده بازداشت كرده، اما اين فرد در تحقيقات منكر اين اتهام شده است.

                              يكي ديگر از مقامات پليس محلي در اين باره گفت: گفته مي*شود كه در پرونده اخير، دريانورد آمريكايي به دختر جوان پيشنهاد داده كه وي را با موتور به خانه*اش برساند، اما او را به خانه خود مي*برد و وقتي دختر شروع به داد و فرياد كرد، تصميم گرفت دختر را با اتومبيل خود به خانه*اش بازگرداند، اما در راه به وي تجاوز مي*كند.

                              گفتني است كه زادگاه اصلي «هادنوت» هنوز مشخص نشده است.

                              در سال 1995، تجاوز به يك دختر محصل در كوكيناوا از سوي سه نظامي آمريكايي اعتراضات گسترده*اي را دامن زد.

                              اين سه نظامي به شش سال و نيم تا هفت سال حبس محكوم شدند.

                              مقامات نيروهاي آمريكا در ژاپن نتوانستند اين مورد آخر را تاييد كنند.

                              طبق يك پيمان امنيتي دوجانبه، ايالات متحده حدود 50 هزار نيرو در اطراف ژاپن گماشته است كه بيشتر اين نيروها در اوكيناوا مستقر هستند.

                              Comment


                              • در اتفاقي كه احتمالا يك خطاي پزشكي بوده، مرد 70 ساله هندي كه به گفته پزشكان مرده بود، پيش از مراسم تدفين در منزلش زنده شد.

                                به گزارش گروه «حوادث» ايسنا، يكي از بستگان اين مرد مي*گويد كه «كشمير سينگ» عموزاده 70 ساله*اش كه مبتلا به ناراحتي كليوي بود، در يك بيمارستان خصوصي بستري شده بود كه حدود نيمه شب پزشكان خبر مرگ وي را به خانواده*اش اعلام كردند.

                                پسر كشمير سينگ با تمام بستگان تماس گرفت تا براي مراسم تدفين پدرش در روز بعد كارهاي لازم را انجام دهد.

                                اما پسر متوفي صبح روز بعد حدود ساعت 11:30 دوباره با اقوامشان تماس گرفت و به آنها خبر داد كه وقتي آمبولانس جسد پدرش را به خانه رساند، اطرافيان متوجه حركت بدن مرده شدند.

                                پس از آن تنفس اين بيمار ظاهرا فوت شده بازگشت و بلافاصله براي مراقبت*هاي اختصاصي وي را به خانه دخترش منتقل كردند.

                                دختر كشميرسينگ اظهار داشت كه پدرش عصر همان روز به هوش آامد و حتي توانست يك ليوان آب بنوشد؛ اما هنوز نمي*تواند صحبت كند.

                                Comment

                                Working...
                                X