Iran (Culture & Traditions)

Collapse
X
 
  • Time
  • Show
Clear All
new posts
  • Rasputin
    Senior Member
    • Jan 2005
    • 63906

    #226
    خانه‌ي قاجاري ميرفخرايي در ترخوران تفرش و در كنار تكيه‌ي تاريخي زاغرم، با آغاز تخريب تدريجي از سال 1383، اكنون به‌شكل كامل ويران شده و فقط يك درخت از اين بناي تاريخي باقي مانده است.


    به گزارش خبرنگار بخش ميراث فرهنگي خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا) در استان مرکزي و براساس مستندات عباس ملااسماعيلي ـ محقق و پژوهشگر ميراث فرهنگي شهرستان تفرش ـ اين خانه، بنايي تاريخي متعلق به بيش از 200سال پيش است كه توسط فردي به نام ميرفخرايي در تفرش ساخته شده است.


    خانه‌ي ميرفخرايي در يك‌هزار و 200 متر مربع و در دو طبقه از آجر و سقف چوبي تشكيل شده و ويژگي خاص بنا، گچ‌بري تزييني در نماي داخل خانه و نوشته‌هاي حكاكي‌شده بر كنج سقف خانه بود. در گذشته، بر چهار كنج اين خانه به خط نستعليق، تاريخ بنا و آيه‌الكرسي حك شده بود.


    اين خانه به دوره‌ي قاجار تعلق دارد كه سيداسماعيل ميرفخرايي ـ آخرين عضو خاندان ميرفخرايي ـ‌ كه بخشدار مركزي تفرش بوده، در آن سكونت داشته است.


    بسياري از مردم تفرش با يادآوري اين‌كه خانه‌ي ميرفخرايي ازنظر تاريخي در اين شهرستان جايگاه خاصي داشته است، تاسف خود را از بي‌توجهي مسؤولان نسبت به حفظ اين بناي تاريخي اظهار مي‌كنند.


    در اين‌باره، حيدري ـ شهردار تفرش ـ به خبرنگار ايسنا توضيح داد: خانه از سال 1360 از سكنه خالي بوده و به‌دليل نداشتن مالك و تعمير و نگهداري نشدن، تخريب آن آغاز شده است؛ به‌طوري كه سقف و ديوارها فروريختند و ما براي آن‌ها كاري نمي‌توانستيم بكنيم. در واقع، اداره‌ي ميراث فرهنگي و گردشگري استان بايد نسبت به حفظ و نگهداري خانه‌ي ميرفخرايي اقدام مي‌كرد.


    او با اظهار بي‌اطلاعي از زمان تخريب اين بناي تاريخي، گفت: صاحب خانه بدون اطلاع و بي‌مقدمه، بنا را به‌شكل كامل تخريب كرده است. همچنين اداره‌ي ميراث فرهنگي و گردشگري استان هيچ مسؤوليتي درباره‌ي خانه‌ي ميرفخرايي نمي‌پذيرد.


    همچنين سيدمحسن رحمتي ـ معاون فني و ثبت آثار اداره‌ي ميراث فرهنگي و گردشگري استان مرکزي ـ نيز هر ادعايي را مبني بر ثبت خانه‌ي ميرفخرايي در فهرست آثار ملي رد کرده است.


    پيش از اين، يكي از ورثه‌ي خانه‌ي قاجاري ميرفخرايي در تفرش اعلام كرد كه ورثه درباره‌ي تخريب اين خانه، قصد ندارند از كسي شكايت كنند.


    كاميار رضوي كه ادعا مي‌كرد، خانه‌ي ميرفخرايي به پدربزرگ پدربزرگ او تعلق داشته است، در اين‌باره گفت: اين خانه در فهرست آثار ملي ثبت شده؛ ولي هيچ‌گاه ازسوي سازمان ميراث فرهنگي و گردشگري از مالكان آن خريده نشده است.


    به هر حال، آنچه كه درباره‌ي خانه‌ي ميرفخرايي اهميت دارد، اين است كه هيچ‌كسي مسؤوليتي براي حفظ اين خانه نپذيرفته و در نتيجه‌ي آن، زمينه‌ي تخريب خانه‌ي ميرفخرايي فراهم شده است.


    iran

    Comment

    • Rasputin
      Senior Member
      • Jan 2005
      • 63906

      #227
      حدود يك‌هزار و 350سال پيش از ميلاد، پادشاهي ايلامي به نام «اونتاش‌نپيريشا» شهري مذهبي را در 35 كيلومتري شهر شوش بنيان گذاشت؛ اين شهر مذهبي «دوراونتاش» ناميده شد كه «دور» به معناي قلعه و «اونتاش» نام‌ پادشاه آن است.


      لقمان احمدزاده‌شوهاني ـ مسؤول انجمن دوست‌داران ميراث فرهنگي شوش ـ در اين‌باره به خبرنگار بخش ايران‌شناسي خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا) در خوزستان، توضيح داد: اين شهر مذهبي سه حصار تودرتو و متحدالمركز داشته كه در حصار دروني آن يك زيگورات برپا شده است. زيگورات واژه‌اي آكدي به‌معني معابري است كه طبقه‌طبقه و پله‌يي‌اند و به ترتيب، طبقه‌هاي بالاتر ازنظر حجم كوچك‌تر از طبقه‌هاي پايين‌تر مي‌شوند.


      وي ادامه داد: زيگورات چغازنبيل در ابتدا پنج طبقه داشته و ارتفاع آن حدود 53 متر بوده؛ ولي به مرور زمان از طبقه‌هاي آن كاسته شده است و اكنون دو طبقه و نيمي از طبقه‌ي سوم آن با ارتفاع 22 متر باقي مانده‌اند. زيگورات به‌صورت چهارگوشه و خشتي است؛ ولي روكار و نماي آن براي حافظت از مرز خشت‌ها از آجر ساخته شده است كه باران‌هاي سيل‌آساي خوزستان به آن صدمه‌اي وارد نكنند.


      او اظهار كرد: در چهار طرف اين زيگورات، چهار پلكان وجود دارند؛ بازديدكننده‌ها و زائراني كه مي‌خواستند براي زيارت به بالا و معبد اعلا در طبقه‌ي پنج بروند كه به خداي اينشوشيناك اهدا شده بود، مجبور بودند كه به‌حالت طواف مسير را طي كنند؛ يعني پلكان‌ها طوري ساخته شده بودند كه شخص به طواف مجبور مي‌شد.


      وي افزود: در مقابل برخي از ضلع‌هاي زيگورات، پايه‌ها يا سازه‌هايي مدور و آجري وجود دارند كه به آن‌ها «پاسمانت» (محل قرارگيري ستون، مجسمه، لوح يادبود و...) مي‌گويند. در يك ضلع زيگورات چغازنبيل 14 سكوي كوچك ديده مي‌شوند كه به‌صورت دو رديف هفتايي‌اند. اين سكوهاي كوچك احتمالا با مراسم مذهبي «سيت‌شمشي» ربط داشته‌اند. در شوش يك ماكت مفرغي به‌دست آمده كه روي آن به خط ميخي عبارت سيت‌شمشي (برآمدن خورشيد) نوشته شده است؛ دو كاهن روي اين ماكت نقش شده‌اند كه درحال انجام تطهير و رسمي مذهبي‌اند كه سكوهايي دركنار و زيگوراتي در پشت آنها قرار دارد و احتمال مي‌رود، در اين قسمت چغازنبيل نيز چنين مراسمي انجام مي‌شده است.


      به گفته‌ي احمدزاده‌شوهاني، آجرهايي به خط ميخي آكدي و ايلامي بر نماي زيگورات وجود دارند كه در آن‌ها اونتاش‌نپيريشا عنوان كرده است كه اين معبد زيگورات را به خداي اينشوشيناك و نپيريشا اهدا كرده‌ام.


      او يادآور شد: دروني‌ترين حصاري كه زيگورات در مركز آن قرار دارد، به «تمنس» معروف است كه يك محوطه‌ي مقدس است. معبدهاي كوچك‌تري دركنار زيگورات وجود داشته كه به خدايان ديگر ايلامي اهدا شده‌اند. در فاصله‌ي بين حصار دوم و بيروني كه بزرگ‌ترين حصار است، مجموعه‌اي به نام كاخ آرامگاه است كه معماري بنا به‌صورت كاخ بوده است و در كف آن، زيرزمين‌هايي وجود دارند كه به‌وسيله‌ي پلكان به آن‌ها دسترسي مي‌توان داشت. در اين كاخ‌ها، پنج آرامگاه به‌دست آمده‌اند كه در يكي از آن‌ها سكويي قرار داشته و بقاياي خاكستر جسدي در آنجا كشف شده است. آرامگاه‌ها يك تاق هلالي از جنس آجر و قير طبيعي دارند كه تاق آن به‌نوعي از قديمي‌ترين تاق‌هاي هلالي شناخته‌شده در جهان است كه متاسفانه امروزه به نام تاق رومي از آن‌ها نام برده مي‌شود، در حالي كه اين تاق‌ها ابداعي ايلامي‌اند.


      وي اظهار داشت: يك سازه‌ي ديگر كه در حصار سوم يا بيروني‌ترين حصار وجود دارد، مخزن آب است؛ آب را از 45 كيلومتري چغازنبيل (رود كرخه) با يك كانال مصنوعي مي‌آوردند و گل و لاي آن آب گل‌آلود درون اين مخزن ته‌نشين مي‌شده و سپس از طريق نه كانال يا دريچه به درون مخزن كوچك‌تري كه در آن طرف حصار قرار داشته، وارد مي‌شده است. احتمالا اين شهر در دوره‌ي سلطنت 20ساله‌ي پادشاه اونتاش‌نپيريشا آباد بوده و پس از فوت او، جسدش سوزانده و در آرامگاه‌ها قرار داده شده است.


      مسؤول انجمن دوست‌داران ميراث فرهنگي شوش اضافه كرد: كتيبه‌اي به‌دست آمده كه در آن توصيه شده است، تمام اشيا و وسايل موجود در اين شهر مذهبي مانند مجسمه‌ها و ستون‌ها جمع‌آوري و به شوش منتقل شوند. در نتيجه، كم‌كم اين شهر جنبه‌ي مذهبي خود را از دست داده و از جمعيت آن كاسته شده است؛ تا اين‌كه در 640 پيش از ميلاد آشوربانيپال به‌صورت متروكه درآمده است. بعدها به مرور زمان و براثر بارندگي‌هاي سيل‌آساي خوزستان اين شهر به‌صورت تپه‌اي درمي‌آيد و چون به‌شكل يك زنبيل وارونه بود، آن‌را چغازنبيل ناميدند كه در زبان محلي «چغا» به‌معني تپه و «زنبيل» شكل و حالت زيگورات است كه به‌صورت تپه‌اي وارونه به‌نظر مي‌آيد.


      احمدزاده‌شوهاني ادامه داد: حدود سال 1903 ميلادي يك كارشناس نيوزيلندي به نام برون به‌دنبال مناطق نفت‌خيز خوزستان مي‌گردد كه در هنگام پرواز هوايي، اين منطقه توجه او را جلب مي‌كند و با بررسي و فرود در اين منطقه چند آجر نوشته‌دار به‌دست مي‌آورد؛ آجرها به شوش و هيات باستان‌شناسي فرانسوي مستقر در شوش تحويل داده مي‌شوند و پس از ترجمه‌ي آن‌ها مشخص مي‌شود كه اينجا معبدي است كه به خداي اينشوشيناك و نپيريشا اهدا شده است.


      وي در پايان گفت: پس از جنگ جهاني دوم در سال 1951 ميلادي گيرشمن فرانسوي حفاري‌هاي اصلي اين منطقه را آغاز مي‌كند و مجموعه‌ي شهر مذهبي را شامل زيگورات (سه حصار)، معبدهاي مختلف، كاخ‌ آرامگاه‌ها و مخزن آب را از دل خاك بيرون مي‌آورد.


      iran

      Comment

      • Rasputin
        Senior Member
        • Jan 2005
        • 63906

        #228
        In 539 BC, towards the end of September, Cyrus' armies, under the command of Gubaru, the governor of Gutium, attacked Opis on the Tigris river and defeated the Babylonians after a minor uprising. With Opis subjugated, the Persians took control of the vast canal system of Babylonia.

        On October 10, the city of Sippar was seized without a battle, with little to no resistance from the populace. It is probable that Cyrus engaged in negotiations with the Babylonian generals to obtain a compromise on their part and therefore avoid an armed confrontation.[18] Nabonidus was staying in the city at the time, and soon fled to the capital, Babylon, which he had not visited in years.

        Two days later, on October 12, Gubaru's troops entered Babylon, again without any resistance from the Babylonian armies. Herodotus explains that to accomplish this feat, the Persians diverted the Euphrates river into a canal so that the water level dropped "to the height of the middle of a man's thigh," which allowed the invading forces to march directly through the river bed to enter at night.On October 29, Cyrus himself entered the city of Babylon and arrested Nabonidus. He then assumed the titles of "king of Babylon, king of Sumer and Akkad, king of the four sides of the world."

        Prior to Cyrus' invasion of Babylon, the Babylonian Empire had conquered many kingdoms. In addition to Babylonia itself, Cyrus incorporated its subnational entities into his Empire, including Syria and Palestine.

        Before leaving Babylon, Cyrus also freed the Israelites by allowing them to return to their native land, effectively ending the Babylonian captivity. The return of the exiles reinforced the Jewish population in their homeland, which had been waning since the start of the Babylonian rule.

        According to the Behistun Inscription of Darius the Great, Cyrus' dominions must have comprised the largest empire the world had ever seen. At the end of Cyrus' rule, the Achaemenid Empire stretched from Asia Minor and Judah in the west to the Indus River in the east.

        iran

        Comment

        • Rasputin
          Senior Member
          • Jan 2005
          • 63906

          #229
          كارشناس سازمان ميراث فرهنگي و گردشگري استان يزد گفت: استخر شناي آب سرد و سكوي پرش در دو حمام تاريخي ميدان خان و محله‌ي گازرگاه يزد بوده‌اند.


          محمدرضا كارگر در گفت‌وگو با خبرنگار بخش ايران‌شناسي خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا) در يزد، ‌اظهار داشت: در بررسي‌هاي صورت‌گرفته از مجموع ‌١٦ حمام تاريخي در سطح شهر يزد، دو حمام در ميدان خان و محله‌ي گازرگاه، استخر شناي آب سرد در گوشه‌ي ضلع اصلي حمام و سكوي پرش در بالاي آن داشته‌اند.


          وي افزود: به‌دليل تغيير كاربري حمام خان به رستوران سنتي، سكوي پرش اين حمام تخريب و از عمق استخر شناي آن نيز كاسته شده است؛ ولي سكوي پرش حمام تاريخي گازرگاه هنوز وجود دارد و به‌صورت بسيار زيبايي در بالاي استخر طراحي شده است.


          كارگر درباره‌ي كاربري ورزشي حمام‌هاي تاريخي اظهار كرد: اين حمام‌ها علاوه بر تاثير در برقراري روابط اجتماعي، نقش مهمي در ورزش و ايجاد نشاط و شادابي در ميان مردم داشته‌اند.


          او توضيح داد: آب استخر حمام‌ها از آب قنات تامين‌كننده‌ي آب حمام خارج و پس از كثيف شدن به هرزآب حمام منتقل مي‌شده است. آب حمام معمولا از ساعت ‌١٢ شب به بعد از قنات‌هايي در عمق زياد به‌وسيله‌ي گاو و توسط گاورو به تون حمام منتقل مي‌شده است؛ چراكه در آن ساعت‌ها آب قنات‌ها تميز و پاك بوده است.


          اين كارشناس ادامه داد: احتمال دارد، قرار گرفتن استخر شنا و سكوي پرش در اين دو حمام به‌دليل وسعت زياد آن‌ها باشد؛ چراكه حمام خان و حمام گازرگاه از وسيع‌ترين حمام‌هاي استان يزد هستند.


          وي به شيوه‌ي معماري حمام در ديگر نقاط كشور اشاره كرد: نمونه‌ي اين استخرها با عمق دو متر و ابعاد ‌٥/٣ در ‌٢٠ متر در شهرستان اردبيل دركنار فضاي اصلي حمام وجود دارند كه سكوي پرش نيز داشته‌اند و تحت عنوان چاله‌حوض از آن‌ها ياد مي‌شود.


          كارگر دليل قرار گرفتن حمام، پايين‌تر از سطح زمين را دسترسي آسان به منابع آب و مساله‌ي اقليم منطقه دانست و گفت: شيوه‌ي معماري كويري يزد و نوع مصالح به‌كار رفته در آن سبب خنك بودن سطح‌هاي پاييني زمين در فصل‌هاي گرم سال، بخصوص در آب‌انبارها، حمام‌ها و... مي‌شود كه اين ويژگي در فصل‌هاي سرد سال برعكس است.


          او اضافه كرد: از جمله مصالح به‌كار رفته در معماري يزدي، بويژه در آب‌انبارها، زيرزمين خانه‌هاي مسكوني و حمام‌ها، «ديمه» است كه از خاكستر، گل رس و ماسه بادي تهيه مي‌شود و يك نوع، مصالح سرد است كه به خنك كردن آب نيز كمك مي‌كند.


          iran

          Comment

          • Rasputin
            Senior Member
            • Jan 2005
            • 63906

            #230
            سرپرست اداره‌ي بررسي و شناسايي سازمان ميراث فرهنگي و گردشگري استان گيلان گفت: كهنه‌ماسوله با محوطه‌اي باستاني شامل بقايايي از كوره‌هاي آهنگري و پي اتاق‌هاي قديمي در فهرست آثار ملي ثبت شد.


            ولي جهاني درباره‌ي کهنه‌ماسوله به خبرنگار بخش ايران‌شناسي خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا) در گيلان، توضيح داد: کهنه‌ماسوله با حدود دوهزار متر ارتفاع نسبت به سطح آب درياهاي آزاد، در فاصله‌ي 10 کيلومتري شمالي غربي روستاي ماسوله، 36 کيلومتري جنوب غربي شهرستان فومن و 75 کيلومتري شهرستان رشت قرار دارد.


            اين محوطه‌ي باستاني روي تپه‌اي طبيعي که از معادن اصلي تشکيل شده است، قرار دارد و راه دسترسي به آن از طريق روستاي ماسوله به سمت رشته‌کوه‌هاي ماسوله داغ با گذر از گردنه‌هاي پر پيچ و خم که فقط در فصل گرما امکان عبور و مرور در آن وجود دارد، ميسر است. آب و هواي منطقه در اواخر بهار و تابستان و اوايل پاييز معتدل و از اواخر پاييز تا اوايل بهار بسيار سرد و سراسر منطقه از برف پوشيده است.


            وي ادامه داد: در محوطه‌هاي اطراف کهنه‌ماسوله چشمه‌هاي آب شيرين و گوارا جريان دارند و چراگاه‌هاي وسيع و علف‌زارهاي متعدد با انبوهي از درختان جنگلي بر سينه‌ي ماسوله داغ آرميده‌اند. رودخانه‌ي کفار رودبار نيز از ارتفاع کوه‌هاي ماسوله داغ سرچشمه مي‌گيرد و به ماسوله رودخان مي‌پيوندد. براساس بررسي‌هاي انجام‌شده در متون تاريخي تا پيش از دوره‌ي تيموري نشاني از کهنه‌ماسوله ديده نشده است؛ اين محوطه‌ي باستاني در سال 1374 توسط کارشناسان سازمان ميراث فرهنگي گيلان به سرپرستي علي‌اصغر مقري گمانه‌زني شد که درپي آن، بقايايي از کوره‌هاي آهنگري و پي اتاق‌هاي قديمي كشف شدند.


            اين سايت باستاني بر بستر طبيعي معدن‌هاي آهن با جهت شمال شرقي و جنوب غربي واقع شده است که ضلع شمالي آن توسط شرکت راه‌سازي مستقر در منطقه براي احدث کارگاه و محل استقرار ماشين‌آلات تخريب شده و از بين رفته است. به نظر مي‌رسد، بخش‌هايي از ضلع جنوبي، شرقي و غربي اين سايت براثر عمليات جاده‌سازي سال‌هاي 1358، 1359 و پيش از آن تخريب شده است و آثار آن به دره‌هاي پايين‌تر فرورفته‌اند.


            جهاني تصريح كرد: اكنون آنچه از اين محوطه‌ي تاريخي باقي مانده، آثار و بقايايي از پي ساختمان‌هاي قديمي، قطعه‌هاي سفالينه‌ها، جوش کوره، لاشه‌ي سنگ‌ها با گسترشي با شکل L از ضلع جنوب غربي به سمت شمال شرق است.


            احتمالا ضلع جنوب و جنوب غربي که بر تراس نسبتا همواري قرار گرفته، به‌عنوان مرکز داد و ستد کهنه‌ماسوله در گذشته بوده است. بيشترين مواد فرهنگي سفال و جوش کوره نيز در همين قسمت‌ها به‌دست آمده‌اند و به‌تدريج هرچه از ضلع جنوب و جنوب غربي به سمت شمال و شمال شرقي پيشروي مي‌کنيم، از مقدار داده‌ها کاسته مي‌شود. بستري که خانه‌ها و کوره‌هاي آهنگري ماسوله‌ي قديم بر آن قرار داشتند، بر تپه‌اي صخره‌يي بوده است که به‌نظر مي‌رسد، بعد از برداشت 20 تا 30 سانتي متر خاک به بستر صخره‌يي مي‌رسيدند.


            سرپرست اداره‌ي بررسي و شناسايي سازمان ميراث فرهنگي و گردشگري استان گيلان يادآور شد: آنچه مشخص است، در معماري کهنه‌ماسوله از فضاي کم و محدود بستر تپه‌ي صخره‌يي، بيشترين استفاده را مي‌كردند. سبک معماري شامل فضاهاي کوچک و تودرتو مربع يا مستطيل‌شکل با کاربري مسکوني يا صنعتي آهنگري است. در معماري کهنه‌ماسوله هرگز نبايد به‌دنبال معماري وسيع يا اتاق‌هاي بزرگ و متعدد با سبکي پيچيده بود؛ چراکه فضاي محدود محل، اين امکان را نمي‌داده است. به هر حال، شرايط خاص طبيعي منطقه، سرماي بيش از حد در فصل پاييز و زمستان و مسدود شدن راه‌ها، بارش برف و باران‌هاي سنگين و وزش بادهاي سرد پاييزي از جمله‌ي عواملي‌اند که شرايط زندگي را دست كم در دو فصل با مشکلات جدي روبه‌رو مي‌كرد.


            iran

            Comment

            • Rasputin
              Senior Member
              • Jan 2005
              • 63906

              #231
              كارشناس سازمان ميراث فرهنگي و گردشگري استان يزد گفت: استخر شناي آب سرد و سكوي پرش در دو حمام تاريخي ميدان خان و محله‌ي گازرگاه يزد بوده‌اند.


              محمدرضا كارگر در گفت‌وگو با خبرنگار بخش ايران‌شناسي خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا) در يزد، ‌اظهار داشت: در بررسي‌هاي صورت‌گرفته از مجموع ‌١٦ حمام تاريخي در سطح شهر يزد، دو حمام در ميدان خان و محله‌ي گازرگاه، استخر شناي آب سرد در گوشه‌ي ضلع اصلي حمام و سكوي پرش در بالاي آن داشته‌اند.


              وي افزود: به‌دليل تغيير كاربري حمام خان به رستوران سنتي، سكوي پرش اين حمام تخريب و از عمق استخر شناي آن نيز كاسته شده است؛ ولي سكوي پرش حمام تاريخي گازرگاه هنوز وجود دارد و به‌صورت بسيار زيبايي در بالاي استخر طراحي شده است.


              كارگر درباره‌ي كاربري ورزشي حمام‌هاي تاريخي اظهار كرد: اين حمام‌ها علاوه بر تاثير در برقراري روابط اجتماعي، نقش مهمي در ورزش و ايجاد نشاط و شادابي در ميان مردم داشته‌اند.


              او توضيح داد: آب استخر حمام‌ها از آب قنات تامين‌كننده‌ي آب حمام خارج و پس از كثيف شدن به هرزآب حمام منتقل مي‌شده است. آب حمام معمولا از ساعت ‌١٢ شب به بعد از قنات‌هايي در عمق زياد به‌وسيله‌ي گاو و توسط گاورو به تون حمام منتقل مي‌شده است؛ چراكه در آن ساعت‌ها آب قنات‌ها تميز و پاك بوده است.


              اين كارشناس ادامه داد: احتمال دارد، قرار گرفتن استخر شنا و سكوي پرش در اين دو حمام به‌دليل وسعت زياد آن‌ها باشد؛ چراكه حمام خان و حمام گازرگاه از وسيع‌ترين حمام‌هاي استان يزد هستند.


              وي به شيوه‌ي معماري حمام در ديگر نقاط كشور اشاره كرد: نمونه‌ي اين استخرها با عمق دو متر و ابعاد ‌٥/٣ در ‌٢٠ متر در شهرستان اردبيل دركنار فضاي اصلي حمام وجود دارند كه سكوي پرش نيز داشته‌اند و تحت عنوان چاله‌حوض از آن‌ها ياد مي‌شود.


              كارگر دليل قرار گرفتن حمام، پايين‌تر از سطح زمين را دسترسي آسان به منابع آب و مساله‌ي اقليم منطقه دانست و گفت: شيوه‌ي معماري كويري يزد و نوع مصالح به‌كار رفته در آن سبب خنك بودن سطح‌هاي پاييني زمين در فصل‌هاي گرم سال، بخصوص در آب‌انبارها، حمام‌ها و... مي‌شود كه اين ويژگي در فصل‌هاي سرد سال برعكس است.


              او اضافه كرد: از جمله مصالح به‌كار رفته در معماري يزدي، بويژه در آب‌انبارها، زيرزمين خانه‌هاي مسكوني و حمام‌ها، «ديمه» است كه از خاكستر، گل رس و ماسه بادي تهيه مي‌شود و يك نوع، مصالح سرد است كه به خنك كردن آب نيز كمك مي‌كند.


              iran

              Comment

              • Rasputin
                Senior Member
                • Jan 2005
                • 63906

                #232
                عدم امکانات زير ساختي مناسب و همچنين مسائل سياسي کشور و منطقه از دلايلي است که آژانس‌ها را بيشتر صادر کننده مسافر کرده است.

                حسين اديبيان، كارشناس گردشگري و مدير يکي از قديمي‌ترين آژانس‌هاي مسافرتي مشهد در گفت‌وگو با خبرنگار ايسنا با بيان اين مطلب افزود: يکي از بزرگترين صادر کنندگان مسافر سازمان حج و زيارت است که در اين سال‌ها صدها هزار نفر را به حج عمره، سوريه، کربلا فرستاده، در صورتي که اين‌ها بايد با مقامات کشورهايي که برايشان مسافر

                مي‌فرستيم در تماس باشند تا حداقل 50 درصد آنچه را که مي فرستيم از کشورشان براي ما مسافر بفرستند.

                اديبيان گفت: قبل از فکر ورود توريست به کشور، بايد مشکلات جاده‌ها ، سرويس‌هاي بهداشتي بين راهي، حمل و نقل هوايي و ريلي را حل کرد.

                اديبيان افزود: براي جذب توريست اروپايي در نمايشگاه بين المللي شرکت مي‌کنيم، اما دلايلي چون شرايط منطقه ، مسائل افغانستان و عراق و عدم امنيت و وجود تبليغات بين المللي باعث کاهش توريست به منطقه مي‌شود.

                وي گفت: براي معرفي جاذبه‌هاي گردشگري بروشورهايي داريم که نقاط ديدني شهر و حتي کشور را نشان مي‌دهد، البته مسافران اروپايي قبل از اين که وارد کشور شوند از طريق اينترنت اطلاعات را مي‌گيرند و با اطلاعات کافي به ايران مي آيند و راهنماها نيز در محل توضيحات بيشتر را مي‌دهند.

                وي در پاسخ به اين سوال که چرا مردم در تهيه بليط از آژانس‌ها با مشکل مواجه هستند؟ گفت: عدم تناسب عرضه و تقاضا در زمان هايي هم چون تابستان و تعطيلات نوروز، باعث مي‌شود مسافران براي تهيه بليط دچار مشکل شوند.

                وي عدم برنامه‌ريزي براي مسافرت و تصميم‌گيري آني را يکي از دلايل کمبود جا مسافران عنوان کرد و افزود: هنوز زير ساخت‌هاي حمل و نقل مناسب نيست و مسوولان بايد در فکر باشند تا زيرساخت‌هاي گردشگري درست شود و

                آژانس‌ها بتوانند وظيفه‌اي را که دارند، درست انجام دهند.


                iran

                Comment

                • Rasputin
                  Senior Member
                  • Jan 2005
                  • 63906

                  #233
                  در ديدار هيأتي 10 نفره از شهر چونگ چينگ کشور چين متشکل از رييس کنگره محلي چونگ چينگ و همراهان وي با اعضاي شوراي شهر شيراز تفاهم نامه خواهر خواندگي بين اين دو شهر امضا شد.

                  به گزارش خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا) منطقه فارس، در اين ديدار تانگ جيوچينگ رييس کنگره محلي چونگ چينگ و نماينده خلق چين در گفت‌وگو با محمدرضا بذرگر، رييس شوراي شهر شيراز اظهار داشت: موقعيت شيراز به گونه‌اي است که از نظر موقعيت فرهنگي، تاريخي جايگاه ويژه‌اي دارد.


                  وي اظهار داشت: شيراز نه تنها براي مردم منطقه بلکه براي مردم دنيا شهر شناخته شده‌اي است و نقشي که شيراز در اقتصاد ايران دارد، باعث شده سرمايه گذاران، سرمايه خود را در مقاطع عمراني اين شهر مورد استفاده قرار دهند.

                  تانگ جيوچينگ خاطرنشان کرد: سمت و سو و گرايش شيراز به اقتصادي دولتي و گردشگري باعث شده امکان ارتباط با کشورهايي مثل چين برايش فراهم شود.

                  وي همچنين از پروژه پارس جنوبي به عنوان عاملي در جهت ارتباط مثبت دو شهر شيراز و چونگ چينگ نام برد.

                  به گزارش ايسنا، بذرگر، رييس شوراي شهر نيز اظهار داشت: در راستاي اجراي اصل 44 قانون اساسي و واگذاري امور به بخش خصوصي ما هم علاقه منديم امکان ارتباط با کشورهاي خارجي در شهرمان شيراز فراهم شود.

                  وي با اشاره به اجراي خط دوم و سوم قطار شهري و توسعه فضاي سبز شيراز يادآور شد: جهت اجراي خط دوم و سوم قطار شهري توسط دولت در ارتباط با سرمايه گذاران خارجي قرارداد بسته‌ايم.

                  رييس شوراي شهر شيراز جمع‌آوري زباله‌ها و توليد گاز از طريق دفع آنها، پرورش گل، طراحي و مبلمان شهري را از عناوين همکاري دو جانبه برشمرد و اظهار داشت: احداث سدي در منطقه تنگ سرخ و فاينانس آن از برنامه‌هاي ديگر ما در روابط متقابل دو شهر است.

                  تانگ جيونگ نيز يادآور شد: شهر چونگ چينگ در صنعت و زمينه اقتصادي مکمل راهکارهاي عملي و پروژه‌هاي شهري است و موتور‌سيکلت سازي و خودروسازي ستون اصلي اقتصاد شهر چونگ چينگ است.

                  در پايان بذرگر و تانگ جيوچينگ اظهار اميدواري کردند که با تشکيل گروه کارشناسي دو شهر شيراز و چونگ چينگ تقابل و تعامل خوبي با هم پيدا کنند.


                  iran

                  Comment

                  • oslonor
                    Newbie
                    • Jun 2006
                    • 20

                    #234
                    Azeri Turks Views:

                    The name Persia is a misunderstanding by the Western historians. Iran was always called Iranzamin ( The Land of Iran) and people in Iran are Iranians and not Persians. Iranian and Persian are the same thing. There are no Persians in Iran. Persian is only a language. There are no such people in Iran. All the people in Iran are "Iranians".

                    The Persian View:
                    Iranian and Persian are not the same thing. Yes. Iran has been called Iranzamin (the Land of Iran) or Iranshahr (Iran City). Ferdowsi's book from 1000 years ago mentions IranZamin or "The Land of Iran". But people of Iran were not called "Iranians". They were called Sogdians,Parthians, Bactrians,Khorasanis, Khuzis, Persians, Medes etc. Also different parts of Iran were called Pars,Parthia,Bactria, Sogdia, Khorasan, Media etc. We rarely see the term Iran or IranShahr or IranZamin used to describe these parts.

                    "Iranian" was not used to denote all the people of Iran. "Iranian" is a modern concept since 18 century and simply means the citizens of Iran of any ethnic race. The term "Iranian" has no historical and ethnic or racial significance.

                    Persian history states that Persians built the Persian Empire. Parthians defeated the Greek Army of Alexander after Alexander the Great death in Babylon and saved Persia from Greek invaders. Alexander the Great could not defeat the Bactrians. Alexander the Great married a Persian princess, Roxxana from Sogdia. There was a Persian Empire and a Parthian Empire. But there was never any "Iranian Empire" in Persian history.

                    Persian history never states that "Iranians" did this or that as Azeri Turks imaginary history claims.

                    Replacing the term Persian with "Iranian" Azeri Turks are trying to include themselves in some imaginary history of Persia when Azeri Turks did not even live in Iran. Azeri Turks presence in Iran is mainly from 15 century A.D.

                    Azeri Turks change the meaning of the term "Iranian" from the citizens of Iran to a concept which has both racial and cultural meaning. That is Azeri Turks since they are citizens of Iran then they are racially related to the natives of Iran. Also for Azeri Turks the concept of "Iranian" assumes such powers that transfers the culture of Kurds and Persians and others to Azeri Turks and they become "Iranians". All this nonsense is to provide Azeri Turks a political platform to hold on to power in Iran.

                    The way to achieve these objectives is to prove that there was no Persian Empire and it was an "Iranian Empire". And Azeri Turks are "Iranians" and are inheritors of history and traditions of "Iranian Empire" as Azeri Turk Shirin Ebadi claims.

                    Azeri Turk Shirin Ebadi the Nobel Peace Prize winner claims in a speech when receiving the Nobel Prize in Oslo, Norway:

                    "I am an Iranian and a descedant of Cyrus the Great Iranian Empire!!!!!"


                    Shirin Ebadi: Azeri Turk
                    Last edited by Rasputin; 09-14-2006, 11:56 PM.
                    Persians and Hollywood

                    Comment

                    • Rasputin
                      Senior Member
                      • Jan 2005
                      • 63906

                      #235
                      يك كارشناس مرمت بنا با اشاره به طرح اين مساله كه تغيير مسير مترو، هزينه‌ي زيادي دارد، پرسيد: آيا اصفهان كه به‌عنوان يك شاهكار و نمونه در دنيا شناخته مي‌شود، به اندازه‌ي هزينه‌ي تغيير مسير مترو ارزش ندارد؟


                      محمدحسين وافي در گفت‌وگو با خبرنگار بخش ميراث فرهنگي خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا)، تاكيد كرد: خيابان چهارباغ عباسي ظرفيت تبديل شدن به محور اصلي شهر اصفهان را با بار سنگين ترافيك ندارد.


                      وي ادامه داد: محور چهارباغ اصفهان حدود هفت‌سال پيش به‌عنوان محور اصلي مترو درنظر گرفته شد و بدون توجه به اين‌كه فكر درستي بود يا خير، تصور مي‌كنم كه اين محور شمالي ـ جنوبي اصفهان شايد براي حدود سال‌هاي 1335 و زماني كه اصفهان نزديك 400هزار نفر جمعيت داشت، مناسب بود؛ ولي اكنون اين محور از وضعيت قديم خود خارج شده و به يك كلان شهر تبديل شده است. لذا ديگر ظرفيت تبديل شدن به يك محور اصلي ترافيك را ندارد. هم‌چنان كه اداره‌ها و ارگان‌هايي كه در اين منطقه بودند، درحال ترك اين محور هستند و به مناطق ديگر شهر مي‌روند.


                      او با تاكيد بر اين‌كه مسير مترو حتما بايد از چهارباغ جدا شود و روي خطي كه به موازات چهارباغ است، يعني خيابان شمس‌آبادي قرار گيرد، گفت: تمام آثار تاريخي ما پيوسته و از خود زمين و خاك‌اند و روي سطح‌هايي ساخته شده‌اند كه اگر تزلزلي در آن‌ها ايجاد شود، به ساختمان‌ها و پل‌ها لطمه وارد مي‌شود.


                      وافي تصريح كرد: اكنون اين بحث وجود دارد كه چهارباغ عباسي بازسازي و كف‌سازي شود و تمام مدارك آن نيز وجود دارند؛ اگر موفق شويم كه چهارباغ را به چهارباغ نخستين برگردانيم، ‌ارزش‌هاي بيشتري را از شهر اصفهان به دنيا نشان مي‌دهيم.


                      وي افزود: اميدوارم تكنولوژي را براي كمك به خودمان استفاده كنيم، نه اين‌كه بر ما غالب شود و اگر همه بخواهند اين اتفاق مي‌تواند بيفتد.


                      iran

                      Comment

                      • Rasputin
                        Senior Member
                        • Jan 2005
                        • 63906

                        #236
                        مطالعه و بررسي سادات و امامزادگان يزد نشان مي‌دهد كه سلسله‌ي نسب بيشتر بقعه‌ها، شاخه‌اي از سادات عريضي‌اند كه از قرن پنجم هجري قمري در يزد مقيم بوده‌اند و اعراف آنها «ابوجعفر محمد بن علي بن عبيدالله» متوفي به سال 424 هجري قمري است.


                        به گزارش خبرنگار بخش ايران‌شناسي خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا) در يزد، احمد كاتب ـ مولف تاريخ جديد يزد ـ درباره‌ي نام مزار سادات مشهور به «قل هو الله» ذكر كرده است كه در آن مزار همه سادات عريضي‌اند و اين مزار مشهور به گنبد هشت در است. در آن سه مقبره وجود دارند و رايج است، هركسي در آنجا هزاربار سوره‌ي حمد را تلاوت كند، هر مرادي كه طلب دارد، برآورده شود.


                        گفته شده است، «عبدالحسين آيتي»، اين مكان را محل دفن «سيد ناصرالدين»، از نزديكان امامزاده «ابو جعفر عريضي» دانسته است و اين در حالي است كه درباره‌ي تاريخچه‌ي اين بنا نيز دو نظر وجود دارد؛ يكي در زمان حكومت آل مظفر كه «امير مبارزالدين» در مزار سادات عظام، مشهور به «صفه قل هو الله» گنبدي هشت در، ساخت بنابراين تاريخ ساخت نخستين اين بقعه را قرن نهم هجري قمري مي‌توان دانست. دومين نظريه‌ي مربوط به اين بقعه، اين است كه كتيبه‌هاي موجود در بقعه‌ي «سادات قل هو اللهي» به قرن دهم هجري قمري نسبت داده شده‌اند و سوابق پژوهشي اثر نشان مي‌دهد، اين بنا مذهبي بوده است و جزو موقوفات به‌شمار مي‌آيد.


                        به‌دليل موقعيت طبيعي يزد، اين شهر در دوره‌هاي مختلف تاريخ كمتر مورد هجوم و تحول قرار مي‌گرفت؛ به همين دليل، مكاني امن براي مهاجرت سادات و شيعيان بوده است كه از نقاط ديگر ايران به اين منطقه مي‌آمدند.


                        بقعه‌ي «سادات قل هو اللهي»، همراه با حسينيه‌ي متصل به بنا، سه ورودي و سردر گچي با قوس جناغي دارد. كف بقعه سيماني و پوشش داخلي آن با گچ اندود شده است. بعضي از بخش‌هاي بقعه تازه‌ساز و قسمت‌هايي مانند سقف حسينيه‌ي متصل به آن هنوز ساخته نشده‌اند.


                        داخل بقعه، سه مقبره وجود دارند و محوطه‌ي داخل بنا، هفت صفه دارد و قسمت قديمي‌تر، زيارتگاه مسقف به تاقي ضربي است و دو نورگير آهني در سقف ديده مي‌شوند.


                        يكي از كاربري‌هاي اين بنا، محلي براي عبادت است و هيچ‌گونه دخل و تصرفي در آن ديده نشده است. ضمن اين‌كه با توجه به جنبه‌ي مذهبي و تاريخي بقعه براي حفظ و نگهداري آن از دوره‌ي قاجار تاكنون تعميراتي در بنا صورت گرفته است كه به نوع تاق‌هاي نماي داخلي و تزيينات سردر ورودي مي‌توان اشاره كرد.


                        بقعه‌ي «سادات قل هو اللهي» از بقعه‌هاي كوچكي است كه بعضي از منابع تاريخي آن‌را به پيش از زمان آل مظفر مربوط مي‌دانند و همچنان مورد احترام مردم است. ازسوي ديگر، در فرهنگ مردم يزد تمام امامزاده‌ها در يك روز خاص از هفته توسط زن‌ها زيارت مي‌شوند و اين بقعه نيز در روز دوشنبه محل عبادت زنان است.


                        داخل اين بقعه، دو مقبره ديده مي‌شوند كه تاريخ آن‌ها به سال‌هاي 965 و 985 هجري قمري مربوط است كه نمونه‌اي شاخص از تزيينات و خطوط دوره‌ي صفوي به‌شمار مي‌روند. نوع تاق و قوس‌هاي الحاقي اين بنا، نمونه‌هاي شاخصي از معماري دوره‌ي قاجارند كه حفظ و نگهداري آن‌ها ضروري به‌نظر مي‌رسد.


                        بقعه‌ي «سادات قل هو اللهي» در خيابان امام خميني (ره) روبه‌روي در غربي مسجد جامع در كوچه‌ي قل هو اللهي واقع است.


                        توضيح: براي تهيه‌ي برخي مطالب از آرشيو سازمان ميراث فرهنگي و گردشگري استان يزد استفاده شده است.


                        iran

                        Comment

                        • Rasputin
                          Senior Member
                          • Jan 2005
                          • 63906

                          #237
                          خانه‌ي قديمي «تيزنو» به دوره‌ي قاجار مربوط است و هشتي ورودي، حياط مركزي، اتاق‌هايي در ايوان‌ها، غلام گردش، شبستان و شوادان را شامل مي‌شود.


                          به گزارش بخش ايران‌شناسي خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا)، سبك معماري تيزنو كه در محله‌ي قلعه در دزفول قرار دارد، با نوع اقليم و روش زندگي در اين منطقه متناسب است. آجركاري دقيق و پيچيده (خوون‌چيني و فريز) و كتيبه‌هاي بسيار زيبا و دقيق همراه با انواع تاق‌هاي به‌كار رفته مانند انواع تاق‌هاي پنج و هفت، هلالي، جناغي، شاخ‌بزي، كليل و تاق و تويزه‌ها به‌كار رفته از جمله‌ي تزيينات بنا هستند.


                          هر بخش از اين بناي قاجاري با توجه به كاربرد و نوع استفاده‌ي آن براي ساكنان، تزييناتي مربوط به خود داشته است.


                          اين بناي تاريخي در سال 1384 به‌دليل ارزش و اهميتي كه داشت، در فهرست آثار ملي ايران به ثبت رسيده است.

                          iran

                          Comment

                          • Rasputin
                            Senior Member
                            • Jan 2005
                            • 63906

                            #238
                            پروژه‌ي سامان‌دهي مجموعه‌ي اميرچخماق به‌عنوان يك پروژه‌ي مرمتي در حوزه‌ي ميراث فرهنگي به‌لحاظ شكل و محتوا نواقصي دارد.


                            حميد ميرجاني ـ كارشناس معماري ـ با بيان اين مطلب در گفت‌وگو با خبرنگار بخش ميراث فرهنگي خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا) در يزد، اظهار داشت: اقدامات عملي در پروژه‌هايي مانند اميرچخماق بايد برمبناي شناختي صحيح از معناي مرمت و الگوهاي آن انجام شوند.


                            وي يادآور شد: بازسازي، شكل خاص از مرمت است كه به مطالعه نياز دارد، تا نتايج آن، عالي‌ترين سطح توجيه را براي چنين اقدامي فراهم آورد.


                            او گفت: انجام مرمت از نوع بازسازي، امر خطيري است كه در صورت بي‌توجهي به آن، هويت اماكن را ازنظر مكان و زمان به‌صورت جدي مي‌تواند تهديد كند.‌ اين امر، بويژه درباره‌ي تكيه‌ي اميرچخماق به‌عنوان نقطه‌ي اتصال خاطرات مردم با بافت قديمي شهر و نماد شاخص يزد، حساسيتي مضاعفي دارد.


                            وي با تاكيد بر لزوم سامان‌دهي وضع موجود مجموعه، تصريح كرد: حتا اگر نتايج مطالعات و كارشناسي‌هاي صورت‌گرفته در اين پروژه، مرمت را از نوع تكميلي (بازسازي) تاييد كند، اين اقدام مي‌توانست در يك طيف گسترده‌ي از حد تداعي گذشته، با توسل به تكنيك‌هاي خاص طراحي به‌سوي بازسازي كامل برود. در صورتي كه به‌نظر مي‌رسد در مجموعه‌ي يادشده، بدون پشتوانه‌هاي مطالعاتي لازم، بازسازي كامل به‌عنوان گزينه‌ي نهايي انتخاب شده است.


                            ميرجاني ادامه داد: علاوه بر اين مشكل محتوايي، به ايرادهاي شكلي متعددي نيز مي‌توان اشاره كرد كه شاخص‌ترين آن‌ها،‌ حفظ نشدن فاصله‌ي مناسب ميان تكيه و مجموعه‌ي بازسازي‌شده و الحاق بلافصل آن به تكيه است كه به‌شدت مفهوم زمان و قدمت تكيه را مخدوش كرده است؛ در حالي كه براساس اصل انسداد، اين امكان وجود داشت كه جداره‌ي بازسازي‌شده را به فاصله‌ي چند چشمه تاق از تكيه اصلي فاصله داد.


                            وي به قرابت نداشتن مجموعه بازسازي‌شده اشاره كرد و گفت: به‌شدت مشخص است كه بين الگوي شكلي بخش بازسازي‌شده با تكيه، هيچ قرابتي وجود ندارد و بدون توجه به صحت، مستندسازي انجام شده است؛ اين مساله از بعد زيبايي‌شناسي و سيماي مجموعه مردود تلقي مي‌شود و لطمه‌ي قابل توجهي را بر ادراك كلي مجموعه مي‌تواند وارد كند.


                            اين كارشناس معماري اضافه كرد: مشكلاتي از اين دست در حوزه‌ي احياي بناها و فضاهاي شهري موجود در بافت قديمي به نبود شناخت صحيح از معناي واقعي مرمت، احيا و فقدان مباني فكري لازم در اين زمينه بازمي‌گردد كه نتيجه‌ي چنين ضعفي در بيشتر موارد، با اقدامات عملي در اين راستا، احيا را به ضد احيا تبديل مي‌كند.


                            iran

                            Comment

                            • Rasputin
                              Senior Member
                              • Jan 2005
                              • 63906

                              #239
                              يك زمين‌شناس گفت: اگر در علامت «+» يكي از خط‌ها تونل مترو اصفهان و ديگري رودخانه باشد، مترو به مرور زمان سدي را دربرابر مسير حركت رطوبتي كه در زيرزمين جريان دارد، به‌وجود مي‌آورد و ممكن است، درخت‌هاي بالادست رودخانه سرسبز و بقيه‌ي درخت‌ها خشك باشند.


                              علي ملك‌عباسي در گفت‌وگو با خبرنگار بخش ميراث فرهنگي خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا)، افزود: اين مساله در پايه‌ي پل‌هاي تاريخي هم كه در منطقه وجود دارند، تغيير و تحولاتي ايجاد مي‌كند. همچنين با كندن تونل مترو و ايزوله كردن آن، چهره‌ي زه‌كشي آب‌هاي زيرزميني منطقه دگرگون مي‌شود.


                              وي ادامه داد:‌ نوع مرمت و كارهاي ديگري كه در شهرهايي مانند اصفهان، روم و فلورانس انجام مي‌شوند، به‌دليل رودخانه‌اي كه از وسط آن‌ها مي‌گذرد، با ديگر مناطق متفاوت‌اند‌. رودخانه، عوامل طبيعي ديگري را به‌وجود مي‌آورد و به هر حال، سطح آب‌هاي زيرزميني در آن مناطق بالاتر است و شرايط از لحاظ ميزان رطوبت نيز متفاوت است.


                              او با اشاره به اين‌كه به‌طور كامل از جزييات مسائل مربوط به مترو اصفهان اطلاع ندارم، تاكيد كرد: مترو بايد در منطقه‌اي ايزوله باشد كه آب در آن نفوذ نكند؛ نه اين‌كه تونلي در زيرزمين ايجاد شود كه جلوي بسياري از مسيرهاي آب را بگيرد.


                              ملك‌عباسي اظهار داشت: تا آنجا كه من اطلاع دارم، مسير مترو از زير خيابان چهارباغ مي‌گذرد و بر مسير زاينده‌رود عمود است كه اين خود تفاوتي را در سيستم زه‌كشي آب‌هاي زيرزميني به‌وجود مي‌آورد. هنگام آبياري زمين‌ها، كانال‌هايي را به‌وجود مي‌آورند كه آب را در يك شيب به‌دنبال خود مي‌كشانند. در نتيجه با حفر اين تونل و ايزوله كردن آن، چهره‌ي زه‌كشي آب‌هايي كه در اطراف رودخانه و در بستر شهر هستند و به‌طور كلي زه‌كشي آب‌هاي زيرزميني منطقه دگرگون مي‌شود.


                              وي با بيان اين‌كه قطعا مهندسان درباره‌ي ارتفاع مترو و مسائل مربوط به آن تحقيق كرده‌اند، گفت: با معادلات ساده‌اي كه در ذهن به‌وجود مي‌آيند، به‌نظر مي‌رسد به مرور زمان در چهره‌ي تاريخي شهر اصفهان و شرايط و زندگي امروز و جاري شهر تغييراتي به‌وجود مي‌آيد.


                              اين زمين‌شناس همچنين درباره‌ي زرد شدن برگ درخت‌ها، توضيح داد: ريشه‌هاي درخت‌ها علاوه بر استفاده از آب‌هاي سطح، از رطوبت زيرزمين نيز تغذيه مي‌كنند و اين رطوبت در زنده ماندن درخت‌ها موثر است.


                              وي افزود: رودخانه‌اي كه در مسيري حركت مي‌كند، يك كانال آب نيست كه اطراف آن بتون باشد، بلكه يك بستر طبيعي را در اطراف خود دارد و لايه‌هايي كه همگي نفوذپذيرند و اين لايه‌ها نيز رطوبت دارند.


                              او با بيان اين‌كه اميدواريم تمام محاسبه‌هاي لازم انجام شده باشند و براي اين‌كه شهري مترو داشته باشد، ديگر بخش‌ها از ميان نروند، اظهار كرد: اميدوارم مسؤولان در كارهايي كه انجام مي‌دهند، دورانديشي زيست محيطي هم داشته باشند؛ چراكه در نهايت مجبوريم به سمت اين مساله پيش برويم.


                              اين زمين‌شناس اضافه كرد: اگر اين طبيعت را با دست خود از ميان ببريم، تصور چهره‌ي آينده‌ي زمين مشكل خواهد بود و در تمام پروژه‌ها بايد علاوه بر حفظ آثار تاريخي براي حفظ آثار طبيعي هم تلاش شود؛ چراكه آثار تاريخي در محيط‌هاي طبيعي‌اند و اگر محيط طبيعي دگرگون شود، نوع نگرش به آثار تاريخي هم قطعا متفاوت خواهد بود.


                              iran

                              Comment

                              • Rasputin
                                Senior Member
                                • Jan 2005
                                • 63906

                                #240
                                وجود جاذبه‌هاي توريستي و گردشگري در زير‌ساخت‌هاي اصلي هم چون جاده‌ها، هتل‌ها و پروازها، دچار مشکل هستيم.

                                سعيدرجب پور، كارشناس گردشگري و مدير يکي از آژانس‌هاي مسافرتي مشهد در گفت‌وگو با خبرنگار ايسنا، گفت: يکي از دلايل ديگري که باعث شده بيشتر آژانس‌ها صادر کننده مسافر باشند تا واردکننده، نبود امکانات رفاهي و زير ساختي در کشور است.

                                وي يکي ديگر از دلايل اين مشکل را نبود رويکرد سيستمي به صورت حرفه‌اي در اين بخش دانست، و گفت: در کشور ما به صورت حرفه‌اي افراد در اين صنعت کار نمي‌کنند و در مقايسه با کشورهاي توريستي و عربي که مقايسه مي‌کنيم، مي بينيم افراد به دو يا چند زبان خارجي مسلط هستند و زبان انگليسي را به عنوان زبان مادري توريست مي‌شناسند و تسلط دارند و اين در حالي است که در کشور ما اين چنين نيست.

                                رجب پور در پاسخ به اين سوال که براي معرفي جاذبه‌هاي گردشگري ايران چه فعاليت‌هايي را آژانس‌ها انجام

                                مي‌دهند، گفت: راه اندازي سايتي که تمام مناطق گردشگري و تاريخي در آن معرفي شده و يک سري بروشورهايي که معرفي کننده جاذبه‌هاي گردشگري است را در اختيار مشتريان قرار مي‌دهيم و خود آژانس نيز يک نشريه داخلي به صورت فصلنامه‌اي منتشر مي‌کند که هر فصل يکي از مناطق توريستي را معرفي مي‌کند .

                                وي گفت: وجود يک سيستم نظارتي بر فعاليت آژانس‌ها ضروري است، چرا که بدون آن هرج و مرج مي‌شود، هر چند که کمک کننده اصلي نيست و نظارت بايد از ابتدا که مجوز داده مي شود و تا مرحله آخر يعني زماني که توري اعزام مي شود و مراحل فروش انجام مي‌شود روند اصولي داشته باشد، نه رابطه‌اي.

                                وي با بيان اين که گاهي اوقات اين نظارت‌ها رابطه‌اي است، ادامه گفت: آژانس‌ها فر وشنده بليط هستند و به عنوان يک رابط عمل مي‌کند و در رابطه با ارائه خدمات بهتر هواپيمايي بايد تعداد پروازها افزايش يابد و در اين زمينه آژانس‌ها تنها کار برنامه‌ريزي را بر عهده دارند.

                                رجب‌پور با بيان اين که آژانس‌ها هم مانند هتل‌ها بايد درجه‌بندي شوند، افزود: آژانس‌هايي که فعاليت‌هاي خوب و مثبتي دارند بايد حمايت شوند.

                                وي با اشاره به اين که هنوز هيچ وامي از محل اعتبارات طرح‌هاي زودبازده تاکنون به آژانس‌هاي داده نشده است، گفت: انتظار داريم مسوولين آژانس‌ها را به چشم دلال نگاه نکنند، بلکه به عنوان يک مولد صنعت توريست حساب کنند و از اين طريق ما را حمايت نمايند تا آژانس‌ها هم بتوانند خدمات بهتري را به مسافران ارائه دهند.


                                iran

                                Comment

                                Working...