If this is your first visit, be sure to
check out the FAQ by clicking the
link above. You may have to register
before you can post: click the register link above to proceed. To start viewing messages,
select the forum that you want to visit from the selection below.
ديگر به شاخ زندگيم برگ و بر نماند
از نو بهار عمر و جواني اثر نماند
از عشق او براي دل من به يادگار
جز سينه سوز ناله و جزچشم تر نماند
دارم ز دست مي روم اي چشم اشگريز
كم گريه كن كه تاب و تواني دگر نماند
آخر چه گونه جسم مرا خاك مي كنند
كز من به غير ناله و خون جگر نماند
كوته كنيد قصه ما را دگر كه هيچ
نشنيده اين حكايت كوي و گذر نماند
گفتم منير مي رسي آخر به كام و گفت
ديگر ز عمر من نفسي بيشتر نماند
توهم با من نمي ماني برو بگذار برگردم
دلم مي خواست مي شد با نگاهت قهر مي كردم
برايت مي نويسم اسمان ابريست دل تنگم
ومن چندي ايست با عشق مي جنگم
اگر مي شد برايت مي نوشتم روزهايم را صدايم را سهم چشمهايم را
اگر مي شد براي ديدنت دل دل نمي كردم
دلم را مي نشاندم جاي يك دل تنگي ساده
اميد: ذوق دو بال است
براي خوب پريدن
اميد: ذوق دو تا پا
به بام قله رسيدن
اميد: حس درخت است
با خيال جوانه
و آشيانه گنجشكها
بهار، ترانه
اميد: قاصدكي خوش خبر
ز راه رسيده
هزار قطرهٌ باران
به باغ تشنه چكيده
اميد يعني: من هم
براي باغچهٌ دل
سروده ام گل و شبنم
چه حرفهاي قشنگي
نوشته ام كه بخوانند
تمام مردم عالم
نگوشكسته پر من
نگو ضعيفم و كوچك
خوشا به حال پرنده
كه هيچ وقت ندارد
به بالهاي خودش شك
جمال خويش از اهل نظر دريغ مدار
عطاي خود ز گدايان دريغ مدار
نوازش از ره مهر و وفا كه در خود توست
ز مرغ خسته و بي بال و پر دريغ مدار
اگر ز بوسه دريغ آيدت كنون از شرم
چوافكنيم به پاي تو سر دريغ مدار
فتاده است به درياي خون دل از غم تو
بيا ز ياري اين غوطه ور دريغ مدار
گهي كه ياد مَنَت در خيال مي گذرد
ز التفات به آن رهگذر دريغ مدار
چومرغ زار نگارنده در دل شبها
ز ناله يي كه بود با اثر دريغ مدار
ميترسم
از تو از دنيااز دقيقه هايي که ميگذرد
ميترسم از تيک تاک ساعت ديواري از تقويم که هر روز سياه ميشود
و...از کسي که کسي نيست و نميدانم طلبش را کي ميگرد
از کوله بار مرگم
که جيب پس اندازش خاليست
از همين حالا
ميترسم
Redwine aziz movafagh bashi. khob onhaei ke male khodet hast be esme khodet bezan ke bedonam. man ashegh nima, forogh,.. osolon shere be gholeh maroof modern hastam.
Comment