نخستين مراكز ترجمه در اروپا
انتقال فرهنگ و تمدن اسلامى به اروپا از سه مركز اصلى صورت گرفت: ((حوزه اسپانيا)), ((حوزه سيسيل و ايتاليا)) و ((حوزه شرق مديترانه)). در اين ميان, آن مراكزى كه نقش اصلى در نهضت ترجمه علوم اسلامى داشتند, حوزه اسپانيا و حوزه سيسيل بودند. حوزه شرق مديترانه گرچه طى جنگ هاى صليبى اهميت خاصى پيدا كرد, ولى در زمينه ترجمه متون اسلامى جايگاه بلندى نداشت. از اين رو در بخشى از مراكز ترجمه, تنها به دو حوزه اسپانيا و سيسيل مى پردازيم.
o حوزه اسپانيا
سرزمين اسپانيا ـ و به طور دقيق تر شبه جزيره ايبريا ـ در سال 92 ه" / 711 م به دست سرداران مسلمان فتح شد و عليرغم ناهمگونى ساختار جمعيتى و اختلافات سياسى داخلى و مشكلات خارجى, در كمتر از نيم قرن دولت مقتدر اسلامى در آن پا گرفت. تشكيل دولت اموى در سال 138 ه" / 736 م سرآغاز شكوفايى فرهنگ و تمدن اسلامى در اين سرزمين(37) بود. با انقراض آنان در 422 ه" / 1032 م و روى كار آمدن دولت هاى طوايف, راه براى پيشروى مسيحيان شمال هموار گرديد كه نخستين گام آن, تصرف شهر طليطله در سال 478ه" بود.(3
مسلمانان در طى هشت قرن حضور فعال خود در اندلس, يكى از بارزترين و شكوفاترين مظاهر فرهنگ و تمدن اسلامى را پديد آوردند. دوره حكومت امويان, دوره رشد و توسعه علوم اسلامى محسوب مى شود كه به تإسيس كتابخانه ها و مراكز آموزشى متعدد ممتاز بود و مهم ترين آن ها كتابخانه بزرگ ((حكم المستنصر اموى)) (366 ـ 350 ه") بود كه به قولى چهارصد هزار جلد كتاب داشت.(42)
دوره هاى بعدى نيز شاهد تحولات و فعاليت هاى علمى فراوان و ظهور دانشمندان بزرگى در رشته هاى مختلف علوم نظير ((ابوالقاسم زهراوى)) طبيب و جراح, ((مسلمه بن احمد مجريطى)) ستاره شناس, ((خاندان بنى زهر ابن طفيل)), ((ابن رشد)) و... بود كه شهرت جهانى يافتند. آثار علمى آنان نيز از معتبرترين كتب علمى اسلامى بود و بسيارى از آن ها در نهضت ترجمه به زبان هاى اروپايى ترجمه شد.(43)
اسپانيا, در واقع گذرگاه اصلى انتقال فرهنگ مسلمانان به اروپا بود. گذشته از مسيحيان اسپانيا, هم كيشان آن ها در فرانسه و ايتاليا با سرزمين هاى اسلامى اسپانيا در ارتباط بودند و افزون بر مراودات تجارى و سفرهاى زيارتى, حتى برخى از آنان براى تحصيل علوم به شهرهاى اسلامى اسپانيا سفر مى كردند كه از آن جمله مى توان از ((گربرت(gerbert) ـ متوفاى 1003 ميلادى ـ نام برد كه مدت ها در اين نواحى به تحصيل رياضيات و حساب مشغول بود و بعدها با عنوان ((سيلوستر دوم)) به مقام پاپى رسيد.(44) توسعه مرزهاى سياسى مسيحيان اسپانيا و تصرف سرزمين هاى اسلامى موجبات دستيابى اروپاييان به ذخاير علمى مسلمانان را فراهم ساخت. اين امر به نوبه خود انگيزه اى براى تحول فكرى و احياى انديشه علمى آن ها و آغازگر حركت علمى جديدى در قرن دوازدهم ميلادى بود كه نخستين گام آن, ترجمه متون علمى از زبان عربى بود.
((دون ريموند(reamond) ـ اسقف اعظم شهر طليطله ـ در بين سال هاى 1136 ـ 1151 ميلادى, اولين دارالترجمه رسمى را در اين شهر بنيان گذارد و دانشمندان بسيارى را در آن گرد آورد و آن ها را به ترجمه علوم اسلامى مإمور ساخت.(45) البته ترجمه آثار اسلامى در اسپانيا به اين مركز منحصر نماند, بلكه در گوشه و كنار اسپانيا مترجمان لاتينى دست به ترجمه اين آثار زدند. بى شك دستاوردهاى اين حوزه فرهنگى براى اروپا بيش از فعاليت خود حوزه سيسيل بود. اين امر نيز ناشى از برترى علمى و فرهنگى حوزه اسپانيا نسبت به حوزه سيسيل در حيطه معارف اسلامى و آشنايى بيشتر اسپانيايى ها با زبان عربى و متون و علوم اسلامى بود.(46)
مترجمان حوزه اسپانيا
در قرن دوازدهم ميلادى, همزمان با تشكيل دارالترجمه طليطله, عده اى از دانشمندان اسپانيايى و غير اسپانيايى در حوزه اسپانيا به ترجمه متون عربى ـ اسلامى پرداختند كه در اين جا به چند تن از ايشان اشاره مى كنيم:
يوحنا اشبيلى(joan de sevilla)
يوحنا از يهوديان اسپانيا بود كه به دين مسيحيت گرويد. ظهور علمى او بين سال هاى 1137 تا 1153 در شهر طليطله بود كه در آن جا به خدمت اسقف اعظم ((دون ريموند)) مشغول شد. ترجمه هاى او با همكارى شخص ديگرى به نام ((دومنيگو گونديسالوو)) انجام مى شد, بدين شكل كه يوحنا متن عربى را به زبان كاستيلى (از زبان هاى محلى اسپانيا) ترجمه مى كرد و دومنيگو آن ها را به لاتين برمى گردانيد. متونى كه او از عربى ترجمه كرد, شامل 25 كتاب و رساله در زمينه هاى حساب, نجوم, طب و فلسفه بود كه از مهم ترين آن ها كتاب حساب خوارزمى است, كه مبناى رياضيات اعشارى در اروپا قرار گرفت. از ميان 13 ترجمه او در باب نجوم, كتاب هاى بتانى, ثابت بن قره, ابومعشر بلخى و مسلمه مجريطى از اهميت بيشترى برخوردارند. ترجمه هاى او در فلسفه شامل هفت اثر از جمله رساله فى العقل كندى احصإ العلوم فارابى و قسمتى از كتاب الشفإ ابن سينا و مقاصدالفلاسفه غزالى است.(47)
بسيارى از اين كتاب ها با ظهور صنعت چاپ در طى سده هاى 15 و 16 ميلادى به چاپ رسيدند. از آن جمله كتاب نجوم فرغانى بود كه در 1492 م منتشر شد. هم چنين كتاب المواليد ابن خياط در 1546 م در نورنبرگ و رساله فى العقل كندى در سال 1489 م در آكسبورگ چاپ شدند.(4
دومنيگو گونديسالوو(domenigo gondysallvo)
او همكار يوحناى اشبيلى در ترجمه متون اسلامى بود و چون متمايل به فلسفه بود, آثارش بيشتر در اين زمينه است. فعاليت او, بيشتر در محدوده رساله ها و تإليفات مسلمانان حايز اهميت است. قسمت اعظم فلسفه اسلامى اسپانيا از طريق ترجمه ها, اقتباس ها و تهذيب هاى او به قلمرو مسيحيت لاتينى وارد شد. او خود آثارى در فلسفه داشت كه سخت تحت تإثير آثار ((فارابى)) و ((ابن جبرول)) بود.(49)
هوگو سانتالايى(ogo de santalla)
او احتمالا در شهر ((سانتالا)) در شمال غرب اسپانيا به دنيا آمده بود. هوگو در نجوم و كيميا سر رشته داشت و از سال 1119 تا 1151م. در خدمت اسقف شهر طرسونه tarasona)) مى زيست. او ظاهرا با دارالترجمه طليطله رابطه اى نداشته است. ترجمه هاى او بيشتر در نجوم و كيميا است كه شامل 10 اثر مى شود; از جمله: شرح بيرونى بر كتاب نجوم بتانى, كتاب المواليد ماشإ الله منجم, صد كلمه بطلميوس, و قديمى ترين ترجمه لاتينى درباب كيميا از كتابى به نام لوح زبرجد.(50)
گذشته از مترجمان اسپانيايى, برخى از مترجمان غير اسپانيايى نيز در اين حوزه فعاليت داشتند كه مهم ترين آن ها عبارتند از: ((رابرت چسترىof chester) (( robert) رياضى دان, منجم و كيمياگر انگليسى كه در حدود 1141 تا 1147 م در اسپانيا به سر مى برد و از 1147 تا 1150 م در لندن بود. ترجمه هاى او از آثار اسلامى شامل هفت كتاب است كه مهم ترين آن ها كتاب جبر و مقابله خوارزمى است. اين نخستين ترجمه كتاب مذكور بود كه در 1147 م انجام شد. هم چنين ترجمه صناعه الاحكام كندى و رساله اى در باب اسطرلاب منسوب به بطلميوس از آثار اوست. ((رابرت چسترى)) به درخواست ((پير معزز(venerabl peter) و با همكارى ((هرمان دالماتيايى)) در 1141 م نخستين ترجمه لاتينى قرآن را در 1141 م آغاز و در 1143 به اتمام رسانيد. (51)
هرمان دالماتيايى(hermanos of dalmata)
او در پاريس تحصيل كرد و از 1138 تا 1142 م در اسپانيا بود. از آثار مهم او ترجمه رساله اى از ((سهل بن بشر)) در نجوم, ترجمه زيج خوارزمى, كتاب المدخل ابومعشر بلخى و شرح مسلمه مجريطى بر كتاب بطلميوس بود. او همزمان با ترجمه قرآن كه با همكارى رابرت چسترى انجام مى داد, دو رساله عليه اسلام به نام هاى ((امت اسلام)) و ((آيين محمدى)) نوشت.(52)
افلاطون تيولىplato of tiola) )
رياضى دان و منجم ايتاليايى كه طى سال هاى 1134 تا 1145 م در بارسلون اسپانيا مى زيست. ترجمه او از كتاب الاربعه بطلميوس, اولين اثر ترجمه شده از آثار بطلميوس بود. او همچنين زيج بتانى, اعمال الهندسه ابراهيم بن برحيه و چند رساله ديگر در نجوم از ((ابن خياط)) و ((ابن خصيب)) را ترجمه كرد.(53)
رو دولف بروگسى(rodole of broges)
منجم فلاماندى و از شاگردان هرمان دالماتيايى بود كه شرح مسلمه مجريطى بر كتاب بطلميوس و كتاب اسطرلاب او را ترجمه كرد.(54)
ژرارد كريمونايى(jerhard of kerimona)
او نيز ايتاليايى بود, ولى مدت زيادى از عمرش را در اسپانيا گذرانيد. ژرارد از بزرگ ترين مترجمان حوزه اسپانيا و شايد همه اعصار بود. فعاليت او در اسپانيا از 1114 م آغاز و تا 1187 ادامه داشت. علاقه زياد او به كتاب المجسطى او را به شهر طليطله اسپانيا كشانيد و چون در آن جا فراوانى آثار علمى مختلف به زبان عربى را مشاهده كرد, به آموختن زبان عربى و ترجمه آثار مذكور پرداخت. او تا پايان عمرش در 1187 م همه همت خويش را صرف ترجمه اين كتاب ها كرد. كليه فعاليت هاى او و شاگردانش در طليطله ـ كه بهترين مكان براى اين كار بود ـ صورت گرفت.
ژرارد در شاخه هاى مختلف علوم كار كرد. وسعت كار او اين توهم را ايجاد كرده است كه او رهبرى نهضت ترجمه در طليطله را به دست داشته است. آثار ترجمه اى او از عربى به لاتين شامل 87 اثر است كه شامل برخى كتاب هاى ارسطو و شاگردان او و دانشمندان مسلمان پيرو مكتب ارسطو و نيز برخى از ارزنده ترين آثار رياضى, نجومى و فيزيك دانشمندان مسلمان مى شود.
آثار او در نجوم شامل ترجمه اصلاح المجسطى جابر بن افلح اشبيلى, زيج زرقانى, سه مقاله از ثابت بن قره, جوامع علم النجوم فرغانى, زيج جيهانى و كتاب ها و رساله هاى متعددى از دانشمندان مسلمان مى شود. در رياضيات نيز كتاب جبر و مقابله خوارزمى, آثار پسران موسى بن شاكر و كتاب اعمال الهندسه از مولفى ناشناس و شروحى بر آثار اقليدسى را ترجمه كرد.(55)
در زمينه طب, گذشته از آثار يونانيان, او مجموعه تإليفات رازى الحاوى, طب المنصورى, مايحضره الطبيب و اوجاع المفاصل و كتاب التصريف ابوالقاسم زهراوى, قانون ابن سينا و آثارى در داروشناسى از يعقوب كندى, ابن وافد, ((ابن سرابيون)) و ((ابن ماسويه)) را به لاتين برگرداند.(56) آثار او در فلسفه اسلامى شامل شرح فارابى بر كتاب ارسطو و احصإ العلوم او, چهار اثر از كندى و كتاب حنين بن اسحاق مى باشد. او هم چنين كتاب هايى از ثابت بن قره و ابن هيثم (در فيزيك), و كتاب هايى از جابر بن حيان و رازى (در شيمى) ترجمه كرد.(57)
يكى از ويژگى هاى مهم حوزه اسپانيا, حضور و فعاليت دانشمندان و مترجمان يهودى بود كه از مشهورترين آن ها ((ابراهيم بن عزرا)) و ((ابراهيم بن برحيه)) را مى توان نام برد. ابن عزرا (1167 ـ 1089 م) در طليطله زاده شد. درباره تحصيلات او آگاهى زيادى در دست نيست. از آثار ترجمه اى او به عبرى, دو رساله نجومى از ماشإ الله منجم و شرح بيرونى بر زيج خوارزمى است كه كتاب اخير تنها از طريق ترجمه او در اروپا معرفى شد.(5
از ديگر مترجمان يهودى اسپانيا ((موسى پسر سموئيل)) (1283 ـ 1240 م) بود كه ترجمه هاى او مشتمل بر 30 اثر مى شد و بخش مهم آن ها شروح ابن رشد بر آثار يونانيان و چند اثر از جابر بن افلح, البطروجى, قانون و الاشارات ابن سينا و زادالمسافر ابن جزار بود.(59)



Comment