من اگر اشک به دادم نرسد مي شکنم اگر از ياد تو يادي نکنم مي شکنم بر لب کلبه ي محصور وجود، من در اين خلوت خاموش سکوت، اگر از ياد تو يادي نکنم، مي شکنم اگر از هجر تو آهي نکشم، تک و تنها، مي شکنم به خدا مي شکنم
به غم كسي اسيرم كه ز من خبر ندارد.... عجب از محبت من كه در او اثر ندارد.... غلط است هر كه گويد : دل به دل راه دارد.... دل من ز غصه خون شد دل او خبر ندارد
نگاهم را به روی خاک می کشانم شاید رد پایی از تو باشد.انقدر میروم تا نشانه ای از تو بیابم.نگاهم خسته و پاهایم نا توان است اما باز هم منتظر می مانم تا شاید روزی بیایی
وقتی از همه ی دنیا دلم می گیرد هیچکس و هیچ چیز نمی تواند طوفان درونم را ارام سازد.تنها نگریستن به چشمان همیشه نگران مادر است که درونم را ارام می سازد
به اشک هایم قسم که هیچ چیز جز جاودانگی عشق به من نیرو نمی دهد
عشق من شعر و شراب عشق تو نقش بر اب عشق تو يک گل زرد دستايي که سرد سرد عشق من مثل جنون ابي رنگ اسمونه مثل يک ماهي به درياست عشق من ببين چه زيباست
اینو من نباید بهت بگم ولی تو یه عیب خیلی بزرگ داری که... نمی شه دوستت نداشت!
می گن شیشه عمر آدما اگه خیس بشه عمرشون کم می شه!می دونستی چشات شیشه عمر منه؟
زندگی کوتاه ترازآن است که به خصومت بگذرد وقلبها گرامی ترازآن هستندکه بشکنند فردا طلوع خواهد کرد حتی اگر نباشیم!
از برگ گل نازكتری از هر چه گویم بهتری ، بسیار خوبان دیده ام اما تو چیز دیگری 



Comment