**Read These To Ppl You LOVE**

Collapse
X
 
  • Time
  • Show
Clear All
new posts
  • abadani69
    Senior Member
    • Aug 2005
    • 21339

    #301
    من ميگم چشات قشنگه
    تو ميگي دنيا دو رنگه
    من ميگم چه قدر تو ماهي
    تو ميگي اول راهي
    من ميگم بمون هميشه
    تو ميگي ببين نميشه
    من مي گم خيلي غريبم
    تو ميگي نده فريبم
    من ميگم خوابت رو ديدم
    تو ميگي ديگه بريدم
    من مي گم هدف وصاله
    تو ولي ميگي محاله
    من ميگم يه عمره سوختم
    تو ميگي قلبم رو دوختم
    من ميگم چشمات و وا كن
    تو ميگي من و رها كن
    من ميگم خيلي ديوونم
    تو ميگي آره مي دونم
    من ميگم دلم شكسته ست
    تو ميگي خوب ميشه خسته ست
    من ميگم بشين كنارم
    تو ميگي دوستت ندارم
    من ميگم بهم نظر كن
    تو ولي ميگي سفر كن
    من ميگم واسم دعا كن
    تو ميگي نذر رضا كن
    من ميگم قلبم رو نشكن
    تو ميگي من مي شكنم من ؟
    من ميگم واست مي ميرم
    تو ميگي نمي پذيرم
    من ميگم شدم فراموش؟
    تو ميگي نه ، رفتم از هوش
    من ميگم كه رفتم از ياد ؟
    تو ميگي نه مرده فرهاد
    من ميگم باز شدي حيروون ؟
    تو ميگي بيچاره مجنون
    من ميگم ازم بريدي ؟
    تو مي پرسي نا اميدي ؟
    من ميگم واسم عزيزي
    تو ميگي زبون ميريزي؟
    من ميگم تو خيلي نازي
    تو ميگي غرق نيازي
    من ميگم دلم رو بردي
    تو ميگي به من سپردي ؟
    من ميگم كردم تعجب
    تو ميگي ديگه بگو خب
    من ميگم تنهايي سخته
    تو ميگي اين دست بخته
    من ميگم دل تو رفته
    تو ميگي هفت روزه هفته
    من ميگم راه تو دوره
    تو ميگي چاره عبوره
    من ميگم مي خوام بشم گم
    تو ميگي حرفاي مردم ؟
    من ميگم نگذري ساده ؟
    تو ميگي آدم زياده
    من ميگم دل به تو بستن ؟
    تو ميگي اينقده هستن
    من ميگم تنهام ميذاري ؟
    تو ميگي طاقت نداري ؟
    من ميگم خدا به همرات
    تو ميگي چه تلخه حرفات
    من ميگم اهل بهشتي
    تو ميگي چه سرنوشتي
    من ميگم تو بي گناهي
    تو ميگي چه اشتباهي
    من ميگم كه غرق دردم
    تو ميگي مي خوام بگردم
    من ميگم چيزي مي خواستي ؟
    تو ميگي تشنمه راستي
    من ميگم از غم آبه
    تو ميگي دلم كبابه
    من مي گم برو كنارش
    تو ميگي رفت پيش يارش
    من ميگم با تو چيكار كرد ؟
    تو ميگي كشت و فرار كرد
    من ميگم چيزي گذاشته ؟
    تو ميگي دو خط نوشته
    من ميگم بختش سياهه
    تو ميگي اون بي گناهه
    من ميگم رفته كه حالا
    تو مي گي مونده خيالا
    من ميگم مي آد يه روزي
    تو ميگي داري مي سوزي
    من ميگم رنگت چه زرده
    تو مي پرسي بر ميگرده ؟
    من ميگم بياد الهي
    تو ميگي كه خيلي ماهي
    من ميگم ماهت سفر كرد
    تو ميگي تو رو خبر كرد ؟
    من ميگم هر كي با ماهش
    تو ميگي بار گناهش؟
    من ميگم تو بي وفايي
    تو ميگي بريم يه جايي
    من ميگم دلم اسيره
    تو ميگي نه خيلي ديره
    من ميگم خدا بزرگه
    تو ميگي زندگي گرگه
    من ميگم عاشق پرنده ست
    تو ميگي معشوق برنده ست
    من ميگم به روزها شك كن
    تو ميگي بهم كمك كن
    من ميگم خدانگهدار
    تو ميگي تا چي بخواد يار
    من ميگم كه تا قيامت
    برو زيبا به سلامت
    پشت تو آب نمي ريزم
    كه نگی روندم عزيزم

    Comment

    • asal67
      Member
      • Mar 2007
      • 1528

      #302
      Akhe to azize ghesehami akhe to shehre roo labhami
      Akhe jooneto baste be joonam age beri dige nemitoonam
      Akhe esme toro ke miaram mishi hameye daro nadaram
      Az chi mitarsi mehraboonam man ke roo eshghe to moondegaram

      Ye shab miyoone baroon ghorooram o shekastam
      Kashki behet migoftam cheghad toro mikhastam
      Mikham bazam bekhoonam too baroon az negahet
      Ba een ke kheyli khastam begzaram az gonahet

      Comment

      • Dokhtare_Malous
        Member
        • Dec 2005
        • 1819

        #303
        امشب در سر شوری دارم امشب در دل نوری دارم
        باز امشب در اوج آسمانم باشد رازی با ستارگانم
        امشب یکسر شوق و شورم از این عالم گویی دورم
        از شادی پر گیرم که رسم به فلک سرود هستی خوانم در بر حور و ملک
        در آسمانها غوغا فکنم سبو بریزم ساغر شکنم
        با ماه و پروین سخنی گویم وز روی مه خود اثری جویم
        جان یابم زین شبها
        ماه و زهره را بطرب آرم از خود بی خبرم ز شعف دارم
        نغمه ای بر لبها
        امشب در سر شوری دارم امشب در دل نوری دارم
        باز امشب در اوج آسمانم باشد رازی با ستارگانم
        امشب یکسر شوق و شورم از این عالم گویی دورم

        Comment

        • abadani69
          Senior Member
          • Aug 2005
          • 21339

          #304
          سلام ای محبوب من ، ای معشوق من و ای زیبای من، ای خدایی که با همه وجود
          دوستت دارم.
          اینک فرصتی است تا با تو سخن بگویم. خدایا این عزت مرا بس است که من
          بنده تو هستم. و این افتخار مرا کافی است که تو پروردگار منی، تو
          آنچنانی که دوست دارم.
          مرا آنچنان قرار بده که دوست می داری. ای خدای بزرگ و ای کمال مطلق، ای
          خدایی که مرا به تکنولوژی عشق فرا خواندی و آنگونه اراده کردی که در این
          مقطع از تاریخ زندگی من تحولی ایجاد شود. اینک من به عنوان دانشجوی موفق
          تکنولوژی فکر در مسیر زندگی ، راه نوینی را یافته ام. راهی که برای من
          دستاوردهای بزرگی از تحول ، موفقیت و سعادت را به دنبال دارد. ای خدای
          رحمان اینک در زندگی من نقطه عطفی ایجاد شده است و من تولدی دوباره
          یافته ام.
          و می روم تا با اعتماد به نفسی عالی ، باورهای درست و با افکاری مثبت و
          هدفمند از زندگی خود یک شاهکار بسازم ویقین دارم که در این مسیر ، تو در
          هر لحظه و همه جا همراه من خواهی بود و به من کمک خواهی کرد.
          ای مونس تنهایی های من ، اینک من به عنوان یک انسان ، به عنوان جانشین
          تو روی کره زمین می روم تا با فرماندهی درست سفینه وجودم را به جزایر
          قشنگ زندگی سفر کنم و از لحظه لحظه های زندگیم لذت ببرم.
          ای خدای آسمانها و زمین ؛ امروز این بنده کوچک تو در نهایت تواضع و خشوع
          و با عشق و احساسی بی نظیر به شناخت مجدد تو پرداخته است. و من اینک از
          تو باور دیگری دارم. یقین دارم که تو واقعا مرا دوست داری و من با تمام
          وجودم به تو عشق می ورزم.
          ای محبوب من ! من عشق را از تو آموخته ام واینک به تمام کائنات ،
          حیوانات ، گیاهان و همه انسانها عشق می ورزم و یقین دارم انچه از تو و
          مظاهر این دنیا به من می رسدخیر مطلق است و تو مرا از هر گونه شری در
          امان نگه می داری.
          ای خالق من ای که از روحت در من دمیدی و مرا اشرف مخلوقات خود خواندی و
          آسمانها و زمین را به تسخیر من در آوردی. اینک من به عنوان انسانی بزرگ
          و صاحب اقتدار و شخصیت می روم تا در عرصه این دنیا اظهار وجود کنم و با
          سایر انسانها عالیترین رابطه ها را برقرار کنم.
          ای محبوب زیبای من ، به تو قول می دهم اینک که خود را بازیافته ام و با
          تکنولوژی فکر نظام تفکر و باورهای خود را متحول ساخته ام ، میروم تا
          انسانی بزرگ ، با شخصیت ، امین، صادق، استوار،قاطع،مصمم، صمیمی، مهربان
          و متواضع باشم. با سلاح عشق و ایمان و با استفاده از قدرت بیکران فکر و
          ضمیر ناخودآگاه خودم زندگی زیبایی را یاز کنم.و در همه عرصه های زندگی
          طوفانی از موفقیت به پا کنم.
          ای خالق همه هستی ، ای کسی که همه ما را دوست داری اینک ما دانشجویان
          تکنولوژی فکر به پاس این لطف و محبت تو و به پاس این موفقیت بزرگ که
          امروز برای ما حاصل شده است ،میرویم تا این پیام عشق را پیام تکنولوژی
          فکر را که در حقیقت تکنولوژی عشق و معرفت الهی است.

          Comment

          • ravani-ravani
            Member
            • Jul 2006
            • 105

            #305
            Sometimes when I'm alone
            I Cry,
            Cause I am on my own.
            The tears I cry are bitter and warm.
            They flow with life but take no form
            I Cry because my heart is torn.
            I find it difficult to carry on.
            If I had an ear to confiding,
            I would cry among my treasured friend,
            but who do you know that stops that long,
            to help another carry on.
            The world moves fast and it would rather pass by.
            Then to stop and see what makes one cry,
            so painful and sad.
            And sometimes...
            I Cry
            and no one cares about why.

            by:2pac

            Comment

            • ravani-ravani
              Member
              • Jul 2006
              • 105

              #306
              baro bach sharmande man nagereftam avalesh in bazi chejury bide alan fahmidam hala ye sheri vagam hamatun eshgh konid

              Comment

              • ravani-ravani
                Member
                • Jul 2006
                • 105

                #307
                عاشقانه چشمهایم را می بندم

                و تورا در خیالم تصور می کنم

                نمی دانی که چقدر خیال تو برام لذت بخش است

                از هر چیز در این دنیا برایم شیرین تر هستی

                پس چشهایم را می بندم

                و با تمام وجود احساست می کنم

                دوستت دارم

                همیشه و همه جا

                Comment

                • Dokhtare_Malous
                  Member
                  • Dec 2005
                  • 1819

                  #308
                  باز هم با نام تو افسانه اي گلريز شد
                  باز هم در سينه ام عشق تو شورانگيز شد
                  باز هم همراه بوي ميخك و محبوبه ها
                  خاطراتم پر كشد با ياد تو در كوچه ها
                  باز قلب پنجره بر روي من وا مي شود
                  باز هم پروانه اي در باغ پيدا مي شود
                  باز هم لاي كتابم مي نهم يك شاخه ياس
                  مي كنم بهر پيامي قاصدك را التماس
                  باز هم در هر شفق دلتنگ و تنها مي شوم
                  باز هم با ياد تو سرشار رويا مي شوم

                  Comment

                  • Dokhtare_Malous
                    Member
                    • Dec 2005
                    • 1819

                    #309
                    توي اسموني كه پراز ستاره است
                    ستاره ي بينواي من تك و تنهاست
                    زانو بغل دست به چونه سرشو رو به اسمون گرفته
                    داره با خداي مهربونيا حرف ميزنه بلند بلند حرف مي زنه زار مي زنه
                    اشكهاي ستاره ي قشنگ من دل هر ادمي رو مي سوزونه
                    خدا كنه كه خداي همه ي ستارها دل اين ستاره ي قشنگ من رو نرم كنه
                    اخ كه چه قدر دلم مي خواد سرم رو رو شونه اي ستاره ي قشنگم مي گذاشتم اون موقع با هم ديگه بلند بلند
                    با خداي مهربون حرف مي زديم

                    Comment

                    • asal67
                      Member
                      • Mar 2007
                      • 1528

                      #310
                      nazi jan tarjome plz me farsi read na

                      Comment

                      • abadani69
                        Senior Member
                        • Aug 2005
                        • 21339

                        #311
                        آري ، يکي را دوست ميدارم ، آن را احساس کردم در قلبم …


                        او همان ستاره درخشان آسمان شبهاي دلتنگي و تيره و تار من است…


                        او همان خورشيد درخشان آسمان روزهاي زندگي من است…


                        يکي را دوست ميدارم …


                        آري ، او همان مهتاب روشن بخش شبهاي من است …


                        قلبم او را دوست ميدارد و من هم تسليم احساست پاک قلبم ميباشم…


                        يکي را دوست ميدارم ، همان فرشته اي که در نيمه شب عشق به خوابم آمد و مرا با


                        خود به دشت دوستي ها برد…


                        او همان فرشته اي است که با بالين سفيدش مرا به اوج آسمان آبي برد و مرا با


                        دنياي دوستي و محبت آشنا کرد…


                        يکي را دوست ميدارم ، همان کسي که هر شب برايم قصه ليلي و مجنون در گوشم


                        زمزمه ميکرد و مرا به خواب عاشقي مي برد …

                        Comment

                        • abadani69
                          Senior Member
                          • Aug 2005
                          • 21339

                          #312
                          يکي را دوست ميدارم ، همان کسي که مرا آرام کرد و معني دوستي را به من


                          آموخت…


                          اينک که من با او هستم معني واقعي دوست داشتن را فهميدم …


                          او مثل ابر بهار زود گذر نيست ، او برايم مانند يک آسمان است که هميشه بالاي سرم


                          مي باشد…


                          آسماني که زماني ابري مي شود چشمهاي من هم از دلگيري او باراني مي شود…


                          آري ، تو برايم مانند همان آسماني…


                          يکي را دوست ميدارم ، او ديگر يکي نيست او برايم يک دنيا عشق است…


                          پس بمان اي کسي که تو را دوست ميدارم ، بمان و تسليم احساسات پاک من


                          باش…

                          Comment

                          • abadani69
                            Senior Member
                            • Aug 2005
                            • 21339

                            #313
                            مي خواهم با تو تا آخرين نفس بمانم....


                            مي مانم تا زماني که خون عشق در رگهاي من جاري است .....


                            اي خورشيد آسمان روزهاي من ، اي مهتاب روشن بخش شبهاي من ، اي ستاره


                            درخشان آسمان تيره و تار من ، اي آسمان زندگي من و در پايان اي همدم زندگي من


                            ،با من باش چون که تو را دوست ميدارم ، آري ، تو را دوست ميدارم… فقط تو را…!

                            Comment

                            • Dokhtare_Malous
                              Member
                              • Dec 2005
                              • 1819

                              #314
                              FOR YOU HUN
                              حتماً برات پيش اومده كه وقتي داري به آسمون نگاه ميكني ، يكي ازت بپرسه:



                              " دوست داري كدوم ستاره مال تو باشه؟ " يا " داري به كدوم ستاره نگاه ميكني؟ "



                              اكثر آدما ميگن : دارم به پرنورترين ستاره نگاه ميكنم ؛



                              ولــــــــي يادت باشــــــه ،



                              اوني كه از همه پرنــــورتره ، علاوه بر تو ، چشــم خيلـــياي ديگـــه دنبالـــشه ،



                              به ســــتاره اي خيــــره شـــــو كـــه حتـــي اگــه كـم نوره ،



                              ولـــي مطـمئني جــز خـودت هيچكس ديگـــه بهش چشـــم ندوخـته

                              Comment

                              • ravani-ravani
                                Member
                                • Jul 2006
                                • 105

                                #315
                                haha asal behtare dige inja navayay cuz hameshera be farsi bide:P

                                Comment

                                Working...