Classical Music ( iranian music)

Collapse
X
 
  • Time
  • Show
Clear All
new posts
  • Rasputin
    Senior Member
    • Jan 2005
    • 63906

    #61
    معمولاً وقتی صحبت از موسیقی دوره مشروطیت به میان می آید همه به یاد عارف قزوینی می افتند، حق هم همین است، او برجسته ترین چهره را دارد، چون آيینه دار جنبش مشروطیت است، پیش از آن آغاز کرده، با آن همراه شده و پس از آن نیز همواره از ارزشهای میهنی و انسانی آن دفاع کرده است.
    با این همه، عارف تنها نبوده اگرچه تاثیر گذارترین بوده است.

    اگر دوره جنبش مشروطه را از سال 1280 خورشیدی سرآغاز جوانه زدن شور و حال انقلابی تا نخستین سالهای قرن جاری خورشیدی - در جمع چیزی حدود 25 سال بدانیم، به موسیقيدانان و ترانه پردازان دیگری نیز برمی خوریم که در همین دوره رشد کرده، از رویدادهای جنبش تأثیر پذیرفته و زمینه پرورش نوع تاره ای از موسیقی ملی را فراهم آورده اند.

    از جمله آنان باید از موسیقیدانی یاد کرد که دستی توانا در ترانه پردازی داشته و مثل عارف شعر و موسیقی را غالباً خود پیوند می زده و در پرورش شیوه های نو در آفرینش کوشش بسیار به کار زده است: محمدعلی امیرجاهد که اردیبهشت امسال، سی سال از مرگش می گذرد.

    امیر جاهد در سال 1275 ده سال پیش از برپايی انقلاب مشروطیت در تهران زاده شد و تحصیلات خود را در دارالفنون گذراند.

    او با مرگ زودرس پدر به کار خبرنگاری در روزنامه های غالباً سیاسی پرداخت، آن هم در سالهایی که روزنامه ها سرشار از احساسات میهنی بوده است.

    همین فضاست که امیر جاهد را که ذوق ادبی و شاعرانه داشته زیر تأثیر گرفته و بمرور از او شاعری وطنی پدید آورده است.


    امیرجاهد که خود مدرسه دیده نبود، در هنرستان آزاد موسیقی ملی شاگردان بسیاری پرورش داد

    او از سال 1299 به عنوان دبیر در مجلس شورای ملی به کار پرداخت و از سال 1305 مستقلاً سالنامه پارس را انتشار داد که در جمع، بیست و هشت سال دوام پیدا کرد.

    سالنامه پارس علاوه بر ویژگيهای سالنامه ای، آئینه تمام نمای تصنیفهای او نیز هست، چون آنها را در خود دارد.

    بعدها امیرجاهد این تصنیفها را در دو نوبت در دیوان خود انتشار داد.

    او در سال 1330 پس از رسیدن به بازنشستگی، انجمن اشاعه و اعتلای موسیقی را در اداره هنرهای زیبای کشور بنیاد کرد و چند سالی بعد آن را به هنرستان آزاد و شبانه موسیقی ملی تبدیل کرد که چند سالی خود سرپرستی آن را بر عهده داشت.

    امیرجاهد که خود مدرسه دیده نبود، در هنرستان آزاد موسیقی ملی شاگردان بسیاری پرورش داد.

    در جبهه ای دیگر

    دو چیز را می توان با همه تفاوتها، وجه مشترک در ترانه پردازيهای عارف و امیرجاهد به شمار آورد.

    نخست آنکه سرچشمه احساس و اندیشه هر دو یکی است، هر دو از آرمان جنبش مشروطه تأثیر پذیرفته اند.

    دوم آنکه هر دو استقلال عمل داشته و شعر و موسیقی ترانه را خود می آفریده اند، شاعران دیگر چون محمدتقی بهار و وحید دستگردی توفیق آشنایی با موسیقی را نداشتند و می بایست متنهای خود را با آهنگهای دیگران هماهنگ می کردند که در عمل با دشواريهایی روبرو می شدند.

    همه اینان به هدف اصلی خود که بالا بردن سطح آگاهی در جامعه و حفظ ارزشهای جنبش مشروطیت بود وفادار ماندند و حتی هنگامی که از میان آشفتگيهای برخاسته از جنبش، به ناگزیر استبداد تازه ای سر برآورد، ترانه های اینان همچنان به عنوان وسیله تأثیرگذار مبارزه برای آزادی باقی ماند.

    روشنفکران در برابر استبداد تازه و با بررسی علل بر آمدن دوباره آن، برای "بازسازی فرهنگی" اولویت ویژه ای قائل شدند، شاعران و تصنیف سازان نیز در پیروی از گرایشهای تازه و برای در امان ماندن از سانسور و پیگرد، به جای مسائل عریان سیاسی، به "اجتماعیات" و "اخلاقیات" رو می آوردند.

    اگر در جبهه سیاست نمی شد جنگید، در جبهه جهل و خرافات می شد؛ در نگاهی ژرفتر مبارزه در این جبهه و در آن روزگار اهمیت ویژه ای پیدا می کرد.

    مقایسه میان ایران پیش و پس از اسلام ، شور "غمبارانه ای" پدید آورد که می توانست محتوایی برانگیزاننده برای تصنیف سازان باشد، در میان مبارزان این جبهه، محمدعلی امیرجاهد، در صدر نشسته است.

    او در تصنیف دشتی خود با عنوان "در ملک ایران"، همه درد ایران را در "جهل عمومی" جستجو می کند:

    در ملکی که مهد شیران، نامیده شده
    تا چند باید افتان و خیزان بود
    داد از جهالت که قدر خود ندانیم
    در زندگانی شبیه مردگانیم و ...
    با چشم بینا در کوره راه دوانیم
    زیرا که از معرفت دوریم
    به جهل مستوریم و ...
    به مجمع جهانیان چه (چو) عضو رنجوریم

    در تصنیف اصفهان با عنوان "ای نوع بشر" امیرجاهد از حد ایران و ایرانی فراتر می رود و ابنای بشر را مورد خطاب و سرزنش قرار می دهد:

    چرا انسان چنین بی خرد است و قدر آدمیت را نمی داند؟
    چرا جز حرص و آز و شهوت در اندیشه ندارد؟
    چرا دلها را می شکند و این همه خون می ریزد؟

    در همین تصنیف است که امیرجاهد تصویری تیره از جامعه بشری عرضه می کند که همیشه ترجیح بند اندیشه وران چپ بوده است:

    گرسنه گروهی به قرض جوی جان سپردند
    گروه دگر حاصل رنج آنان شمرند
    بینی چه سان فقير و مفلوک، ملوک و مملوک، زحال هم بی خبرند؟

    امیرجاهد همچون عارف حتی در عاشقانه های خود از حال بشر و وطن غافل نمی ماند، در مشهورترین تصنیف خود که در سوگ ایرج میرزا ساخته و قمرالملوک وزیری با صدای تأثیرگذار خود خوانده است، باز اشارات صریحی به وطن دارد:

    تا کی به هر انجمن
    نیلی کنم پیرهن

    نوشم به یاد وطن
    جامی پر از خون

    اوباش هر رهگذر
    بگذاردم سر به سر

    مانند مجنون ...

    و بعد به یاد ایرج می افتد:

    ای گنج دانش
    ایرج کجايی؟

    در سینه خاک
    پنهان چرايی

    تا بوده در این
    دنیای فانی

    کی برده از جوانان
    به جز رنج جدایی

    تصنیف بی شناسنامه

    با همه آنچه گفتیم، امیرجاهد صراحت و بی پروایی عارف را در برخورد با ناهنجاريها نداشته و غالباً حرفهای خود را در کلی گویيهای اخلاقی پنهان کرده است، تصنیفهایی بدون امضای او ولی در سبک و روش او از آن سالها باقی مانده که جه بسا واقعاً از او باشد.

    شاید امیرجاهد آنچه را غیرمجاز یا خطرناک تشخیص می داده بدون نام انتشار داده باشد.

    اگر هم چنین نبوده باشد، می توان دست کم برآن بود که سازندگان اصلی تصنیفها سخت زیر تأثیر اندیشه های او بوده اند.

    یکی از این تصنیفهای بدون شناسنامه "دختران سیروس" نام دارد که آن را در سالهای اخیر زويا ثابت در آمریکا و گیسو شاکری در اروپا بازخوانی کرده اند و رنگ و بوی امیرجاهدی در آن جلوه بسیار دارد؛ از دختران سیروس و ساسان می گوید که زیر دست مردان محبوس مانده اند.

    آن ها را فرا می خواند که "خموشی" را بشکنند، حجاب را به یک سو نهند، از خواب غفلت و بندگی بیدار شوند و دشمنان واقفی خود را بشناسند.

    در تکه ای از تصنیف حتی زنان به انقلابی دیگر فراخوانده شده اند.

    مملکت خواب است
    ملتش به خواب است

    ای زنان ملت
    وقت انقلاب است

    بخت با محمدعلی امیرجاهد یار بود که همزمان با او خواننده برجسته ای چون قمرالملوک وزیری نیز سر بر آورد.

    این هر دو به یاری یکدیگر شتافتند، قمر با خواندن تصنیفهایی از نوع دیگر توجه روشنفکران زمانه را بسوی خود جلب کرد و امیرجاهد نیز با بهره وری از تأثیرگذارترین صدای زمانه توانست بهترین اجراها را به تصنیفهای خود بدهد و شتابنده به شهرت برسد.

    بیشترین تصنیفهایی که قمر خوانده و می گویند دويست تصنيف بوده ساخته و پرداخته امیرجاهد است.

    برخی از معروفترین این تصنیفها را محمدرضا شجریان، هنگامه اخوان و سروش ایزدی (سوسن مطلوبی) در سالهای پيش از انقلاب بازخوانی کرده اند.


    iran

    Comment

    • Rasputin
      Senior Member
      • Jan 2005
      • 63906

      #62
      همه چیز از یک خبر روزنامه ای شروع شد. متن روزنامه ای، خبر از برگزاری کنسرت در سوم و چهارم خرداد در تالار فارابی می داد.

      اما برای پیدا کردن تالار فارابی، هیچ وقت با شماره تلفن 118 تماس نگیريد، چون به اشتباه شماره یک تالار عروسی به این نام را در اختیارتان می گذارند.

      حتا اگر بدانید که این تالار موسيقی، وابسته به دانشگاه تهران است و چه کسی در آن به اجرای برنامه می پردازد، باز هم روابط عمومی دانشگاه تهران و دانشکده هنر، خبر خاصی به شما نمی دهند.

      با همه این ها، می ارزید که برای آگاهی از نحوه خرید بلیت این کنسرت موسیقی سنتی، از یکی از دانشجویان هنر پرس و جو کنیم و سپس پیاده تا سر خیابان بزرگمهر در ولیعصر، گز کنیم. حتا با وجود اينکه مجبور بوديم به دلیل بسته بودن گیشه، برای خرید بلیت، به انتشارات پارت در میدان هفت تیر هم سر بزنیم. چرا که حتا اگر چند ساعتی از وسط هفته را صرف برنامه ریزی برای چنین کاری کنیم، آخر هفته قدر آن را می دانیم.

      جمعه عصر، در هوای گرم بهاری تهران، شمار زیادی از افراد بلیت به دست، در محوطه ورزشی دانشگاه هنر، بیشتر از نیم ساعت منتظر شدند تا به آن ها، اجازه ورود به سالن داده شود.

      پس از آن، برای نشستن بر روی صندلی و گوش دادن به نوای ساز ایرانی، بلیت به دست ها با سرعت از هم سبقت می گرفتند؛ چنان که گذر از این راهرو، بیش از هر چیز آدم را به یاد راهرو های مترو می انداخت.



      آرمین جوان بخت و حسین قاسم پور، دو جوانی هستند که با یک گروه 9 نفره، دو روز 3 و 4 خردادماه، میزبان حدود 3 هزار نفر از علاقه مندان موسیقی سنتی بودند.

      بروشور های روی صندلی ها، و همچنین کنسرت، هر دو با طرحی مشابه که در زمینه ی آن دیوار های آجری به چشم می آید طراحی شده است اما تماشاگر کنجکاو تا پايان کنسرت در نمی يابد که تصوير ديوار آجری به چه دليلی با اين برنامه پيوند خورده است.

      برنامه، نخست با قطعه ای به نام کویر آغاز می شود و پس از اجرای ساز تنها و چهارمضراب، به ساز و آواز می رسیم. محمود صفی زاده، در این بخش ندای حافظ را سر می دهد: «چون تویی نرگس باغ نظر ای چشم و چراغ، سر چرا با من دلخسته گران می داری.»



      پس از آن به ترتیب تصنیف حدیث عشق با ترانه امید جوانبخت، تصنیف حدیق و عشق با شعر حافظ شیرازی و سفر به خیر شفیعی با حال و هوایی تازه اجرا شد. بخش نخست به پایان می رسد و تماشاگران برنامه، به سرعت برای استراحت، سالن را خالی کنند: «به کجا چنین شتابان؟»

      با بازگشتن تماشاگران به جای خود، بخش دوم که اجرایی زنده است، مخاطبان را به شوق می آورد تا حتی آن هایی که به خاطر آشنایی با نوازندگان به این جا آمده اند و چندان هم اهل شنیدن موسیقی سنتی نیستند را سر شوق بیاورد.

      امید جوان بخت، ترانه سرای این قطعه در بروشور برنامه نوشته است: «سفرنامه سیری ست درونی به عالم معنا. سفری است که از تاریکی آغاز و به روشنایی پایان می یابد. در این اثر، به خاطر برقراری پیوند شعر و موسیقی، نه از رابطه ساختاری و شکلی آن ها که از نظر رابطه ی معنایی شان، از مد های مختلف موسیقی کلاسیک ایرانی استفاده شده است. به این ترتیب، موسیقی و شعر در پرواز معناها با هم شریک می شوند.»

      در بخشی از آواز، با ترکیبی از اثر امید جوانبخت و شعر مولوی روبرو می شویم: «درین آتش بیداد بسوخت، درد بنشست دریغا که یکی درد نکاست. ای خوش آن روز که چون موج نشینم در باد، بی خود از خویش برآرم فریاد: "ای نشسته تو درین خانه پر نقش و نگار، خیز از آن خانه بر رخت ببر، هیچ مگو."»

      وقتی از سالن بیرون می زنی، دیگر هوا کاملا تاریک شده. شاید همین شور نهفته در شعر مولاناست، که موجب می شود حتا بتوان از یک کنسرت موسیقی سنتی هم، در عصر جمعه لذت برد و انرژی تازه ای گرفت.


      iran

      Comment

      • Rasputin
        Senior Member
        • Jan 2005
        • 63906

        #63
        مشاور معاون صدا، مخاطب اصلي پخش زنده اركسترهاي فاخر از راديو ايران را هموطنان ساكن خارج از تهران دانست.

        رضا ملكوتي در گفت*وگو با خبرنگار سرويس راديو ايسنا، درباره هدف اصلي اتخاذ چنين سياستي كه پس از پخش زنده اركستر سمفونيك تهران و اركستر سمفونيك ملي هم*چنان در راديو ايران پيگيري مي*شود، اظهار كرد: همزمان با برگزاري اركسترهاي فاخر، مردم از گوشه و كنار كشور نمي*توانند وقت گذاشته و به تهران بيايند. ضمن اين كه پخش زنده اين اركسترها براي ساكنان تهران هم جذاب خواهد بود؛ چرا كه يك سالن ظرفيت پذيرش تمام علاقمندان به موسيقي را ندارد و حداكثر هزار تن را در خود جاي مي*دهد.

        اين در حاليست كه با پخش زنده يك اركستر از شبكه*هاي راديويي، 30 ميليون علاقمند موسيقي مي*توانند از آن لذت ببرند.

        مدير مسوول «آواي شيدا» راديو ايران، با اعلام حضور محمدرضا لطفي در اين برنامه راديويي، اظهار كرد: برنامه ما امشب (شنبه) از ساعت 20 و 30 دقيقه الي 22 ميزبان آقاي محمدرضا لطفي خواهد بود و ايشان درباره كنسرتي كه در تير ماه برگزار مي*كنند، صحبت خواهند كرد.

        به گفته ملكوتي، محمدرضا لطفي با حضور در برنامه «آواي شيدا» هم*چنين درباره موضوعاتي چون شيوه نوازندگي، انتخاب شعر، تلفيق شعر و موسيقي، همسازي و همنوايي با خواننده، آسيب*شناسي موسيقي ايراني،* پيشينه موسيقي ايران، تك نوازي و گروه*نوازي و همچنين موسيقي كاربردي در برنامه راديويي صحبت خواهد كرد.

        رضا ملكوتي در پاسخ به اين پرسش ايسنا كه آيا پخش زنده اركستر محمدرضا لطفي در تير ماه در برنامه «آواي شيدا» اتفاق مي*افتد، گفت:* با ايشان صحبت كرده*ايم و توافقاتي انجام شد، كه اركستر ايشان در تير ماه به صورت زنده از راديو ايران پخش شود.

        مشاور معاون صدا با اعلام اين كه پخش زنده اركسترهاي فاخر از راديو، هم*چنان ادامه مي*يابد، در اين باره اظهار كرد: راديو ايران بيش از برگزاري جشنواره موسيقي فجر، اركستر سمفونيك تهران را به صورت زنده پخش كرد. پس از جشنواره نيز اجراي دوم اين اركستر به صورت زنده از راديو ايران پخش شد.

        قرار بود طي امشب نيز سمفوني «انتظار» را كه به مناسبت ارتحال امام خميني (ره) اجرا مي*شود را به صورت زنده پخش كنيم. اما از آن جا كه اجراي اين سمفوني در روز شنبه لغو شد و روز يكشنبه نيز براي مهمانان خارجي اجرا مي*شود، از پخش زنده آن منصرف شديم.

        وي در پاسخ به اين پرسش كه آيا پخش زنده اركسترها به صورت رايگان در راديو ايران اتفاق مي*افتد، خاطرنشان كرد: ما با انجمن موسيقي ايران كه معمولا هماهنگي اين كارها را بر عهده دارد به توافق رسيده*ايم و پخش زنده اين اركسترها با همكاري اين انجمن اتفاق مي*افتد.

        ملكوتي همكاري شبكه*هاي تلويزيوني و ساير شبكه*هاي راديويي را براي تبليغ اركسترهاي زنده در راديو ايران مناسب ارزيابي كرد و افزود: پخش زنده تمام اركسترها در راديو ايران با تبليغات مناسب در تلويزيون ( به صورت زيرنويس) و ساير شبكه*هاي راديويي همراه بوده است.

        مشاور معاون صدا در پاسخ به اين پرسش ايسنا كه آيا پخش زنده اين اركسترها با سياست*هاي رسانه ملي منافاتي ندارد، گفت: ما تا به حال اركسترهاي فاخر را پخش كرده*ايم و اركسترهاي فاخر معمولا با اشعار مبتذل همراه نمي*شوند.

        رضا ملكوتي در پايان در پاسخ به اين پرسش كه آيا راديو ايران پخش زنده اركستر موسيقي*هاي پاپ را نيز در سياست خود قرار داده است، گفت: براي پخش زنده اركسترها با ارگان*هاي دولتي به توافق مي*رسيم. بنابراين پخش زنده اركسترهايي كه با هماهنگي ارگان*هاي دولتي در اماكني چون تالار وحدت و غيره اجرا مي*شود، مورد استقبال ما قرار مي*گيرد و فرق نمي*كند اين اركسترها مختص موسيقي سنتي يا پاپ باشد.


        iran

        Comment

        • Rasputin
          Senior Member
          • Jan 2005
          • 63906

          #64
          اهانتي آشكار به هنر و موسيقي و شعور مردم

          حدود دو ماه قبل در ياداشت " فقه اسلامي و موسيقي ايراني " به اين نكته اشاره كردم كه تا هنگامي كه فقه اسلامي كه خط مشي و استراتژي سياست هاي فرهنگي را در حكومت جمهوري اسلامي تعيين مي كند ، تكليف خود را با موسيقي ايران روشن نكند ، جفا و خيانت آشكار به موسيقي ايران همچنان ادامه خواهد داشت ؛ و امروز يكي از بارزترين نمونه ها از جفايي كه صدا و سيماي ايران در حق موسيقي روا مي دارد را در اينجا روايت مي كنم

          به اين تصوير دقت كنيد



          اين اجراي زنده اي از موسيقي سنتي در صدا و سيماي ايران است و آن ديوار هايي كه مي بينيد ، ديوارهايي بين سازها و موسيقي سنتي ايران و نوازندگان آنها و بينندگان است ! اين ديوار ها ، مدافع عصمت و طهارت بينندگان است تا خداي ناكرده نكند با ديدن سازهاي موسيقي به گناه گرفتار نشوند . من نمي دانم كه آيا چنين نمونه اي از سانسور با اين همه وقاحت در اهانت به شعور مخاطبين در تاريخ رسانه اي دنيا وجود دارد يا نه اما بايد بگويم كه بعضي اوقات با ديدن اين نمونه ها به اين مي انديشم كه گويا سياست هدفمندي در راستاي نابودي هنر و موسيقي ايران وجود دارد وگرنه حقيقتا اين نمونه آشكار از سانسور با چه هدفي مي تواند انجام شود .

          هنگامي كه در ياداشت " سخني با استاد محمد رضا لطفي " از استاد محمد رضا لطفي خرده گرفتم كه چرا استاد به راديو تلويزيون دولتي ايران پيشنهاد داده است كه كنسرت او بصورت زنده از تلويزيون در سراسر ايران پخش شود براي همين نشانه هايي بود كه از صدا و سيماي ايران مي دانم !

          در گفتگوهايي كه با يكي از نزديكان استاد محمد رضا لطفي نيز داشتم به ايشان گفتم كه من معتقدم استاد محمدرضا لطفي و بقيه استادان موسيقي ايران براي دفاع از آينده فرهنگ و موسيقي ايران ، بايد صدا و سيما را در زمينه همكاري هاي موسيقايي تحريم كرده و عطاي آن را به لقايش بخشند . استادان موسيقي بايد در همه گفتگو ها و با استفاده از تمامي امكانات خود اين اهانت آشكار را به چالش بكشند ! شايد با تحريم صدا و سيما از سوي همه بزرگان موسيقي و عدم اجازه به اين دستگاه عريض و طويل براي استفاده ابزاري از آنها در كوتاه مدت گروهي از دوستاران موسيقي از ارتباط با موسيقي آنها محروم شوند اما من معتقدم اين دين و تعهد مهمي است كه تمامي استادان موسيقي ايران به آينده اين هنر دارند .

          استادان موسيقي ايران بايد با صداي رسا به اين نكات اشاره كنند كه در حالي كه ساز و موسيقي خودمان در رسانه خودمان نمايش داده نمي شود ، جوان ايراني در كجا بايد ساز هاي ايراني را ببيند و با موسيقي خودمان آشنا شوند . جواني كه در همه ي ساعت هاي شبانه روز اين امكان را دارد كه در هزاران كانال ماهواره اي انواع سازهاي ديگر همچون گيتار و پركاشن و ... ببيند ، در حالي كه تلويزيون خودمان نمايش سازها را حرام مي داند ، كجا بايد سازهاي ايراني همچون تار و سه تار و ... و نوازندگي آنها را ببيند و با آنها آشنا شود .

          معتقدم از تمامي رسانه ها و ابزار موجود براي به چالش كشيدن صدا و سيما و مسوولان فرهنگي ايران در زمينه موسيقي بايد استفاده كرد تا اين صدا را به گوشهاي ناشنوايشان رساند كه تا زماني كه موسيقي ، ابزاري بين برنامه اي براي اين رسانه است و تا زماني كه اين رسانه به موسيقي به صورت جدي توجه نمي كند و تا هنگامي كه هنوز حق اوليه و ابتدايي اجازه ي نمايش ساز در اين رسانه وجود ندارد ، اين رسانه هيچ حقي براي انتقاد از رشد موسيقي هاي زيرزميني و بي توجهي به موسيقي ايراني و ... ندارد .


          iran

          Comment

          • Rasputin
            Senior Member
            • Jan 2005
            • 63906

            #65
            1st Iran Concert for Mohammad Reza Lotfi in 25 years

            Mohammad Reza Lotfi was born in 1947 in Gorgan, northern Iran. Encouraged by his elder brother, he learned to play the tar and showed his talent by winning the first prize in Iran's Young Musicians Festival in 1964.

            bio source: http://www.shayda.net

            The following year, he started his studies at the National Conservatory in Tehran under Habibollah Salehi and Master Ali Akbar Shahnazi. While at the conservatory, he also studied western classical music and the violin which led to his collaboration with various orchestras under the direction of Hossein Dehlavi.

            Some of his other eminent teachers were Abdollah Davami, from whom he learned the Radif, and Master Hormozi, who taught him the setar. While attending the College of Fine Arts at Tehran University, Lotfi became the student of Master Nour-Ali Boroumand.

            He also worked at the Center for the Preservation and Propagation of Traditional Iranian Music, both as a soloist and a conductor. His other accomplishments were teaching at the Center for Intellectual Development of Children and Adolescents, researching folk music for National Radio and Television, and appearing at the Shiraz Arts Festival.

            After graduating in 1973, Lotfi joined the faculty of Fine Arts at Tehran University. He continued his collaboration with Radio and Television and co-founded the Shayda Ensemble. Between 1978 and 1980, Lotfi became the Head of the School of Music at Tehran University. He served as the director of the Center for the Preservation and Propagation of Traditional Iranian Music and the Chavosh Conservatory.

            In 1984 Lotfi was invited by Fondazione Cini to participate in a seminar and perform concerts in Italy where he resided for two years. He has been living in the United States since 1986 and has performed widely throughout Asia, Europe, and North America. A prolific musician, he has made numerous recordings both as a solo artist and with major Iranian musicians such as,Mohammad reza Shajarian , Shahram Nazeri, Hosein Alizadeh, and Parviz Meshkatian.

            Lotfi is one of the greatest contemporary masters of the tar and setar. He is among the major figures who, in the past twenty years, have revolutionized the Persian traditional (classical) music. His innovative approach of combining the classical with folk elements, both in terms of music and technique, has injected a new vitality into a very old tradition. His original creativity and the deep-rooted emotional quality of his playing have made him the father of a new aesthetics in Persian music.

            iran

            Comment

            • Rasputin
              Senior Member
              • Jan 2005
              • 63906

              #66
              كنسرت محمدرضا لطفي، آهنگساز و نوازنده برجسته تار، پس از 25 سال در كاخ نياوران، با بازتابهاي مختلفي درمحافل هنري و رسانه*اي روبرو شد. عليرغم چيره دستي و بزرگي اين نوازنده و آهنگساز موسيقي اصيل ايراني، بسياري از علاقمندان وي و موسيقي ايراني بر اين اعتقادند كه اجراي اخير لطفي توقعات را بر آورده نكرده است و اين اجرا درخشش قديم آثار لطفي را نداشته است. خبرنگار موسيقي فارس نظر پرويز مشكاتيان، آهنگساز و نوازنده برجسته سنتور را در اين خصوص جويا شد.
              وي در خصوص كنسرت اخير محمدرضا لطفي در كاخ نياوران پس از 25سال، گفت: من بهترين كار لطفي را در ابوعطا مي*دانم، آنهم ابوعطايي كه در سفارت آلمان با شجريان اجرا كرد. آن اجرا يكي از زيباترين ابوعطاهاي ايراني است. شجريان بعد از آن آواز زيباتر دارد اما لطفي كار باشكوه*تر از آن ندارد.
              مشكاتيان با تاكيد بر بزرگي و اهميت لطفي در موسيقي ايراني طي چند دهه گذشته، تصريح كرد: اگر آن شب لطفي را من در اندازه همين ابوعطا هم مي*ديدم باز برايم پذيرفتني بود و مي*گفتم در عرض 25 سال توانسته خودش را حفظ كند. اما متأسفانه خيلي بدتر بود. فكر كردم كه خواب مي*بينم. هنوز برايم جا نيفتاده كه چه اتفاقي براي لطفي افتاده بود و چرا چنين شد.
              وي با اشاره به غزل خواني لطفي در اين برنامه افزود: چرا لطفي بايد به آن شكل تفال بگيرد و ده صفحه را هم ورق بزند و غزلي را كه شب قبل غلط خوانده باز هم غلط بخواند؟ درست است كه ايشان مدتها در ايران نبودند اما اين جامعه در عرض 25 سال خيلي تغيير كرده و استعدادهاي زيادي درآن ظهور كرده است.
              اين آهنگساز با تاكيد بر اينكه قرار نيست كه نوازندگان ما مثل قدما ساز بزنند، اظهار داشت: كاويدن آثار گذشتگان چراغ راهي براي اكنون و آينده است. قرار نيست ما خودمان را به 800 سال پيش و زمان حافظ پرتاب كنيم و مانند او غزل بگوييم . ما از حافظ، سعدي، خواجو و ديگران طرفي بربستيم و در حال حاضر اينجا قرار داريم و بايد براي آيندگان نيز كاري بكنيم چرا كه انسان وام*دار انسان است.
              وي بيان داشت: جغرافياي فرهنگ بشري زنجيروار جلو مي*رود. حافظ در زمان خودش روي دوش خواجو و نظامي حافظ شد. ولي اينكه اكنون شما روي دوش ميرزا عبدالله، ميرزا حسينقلي و درويش*خان سوار شويد آينده روي دوش چه كسي سوار شود؟ صحبتهاي من نفي گذشتگان نيست بلكه مي*گويم آنها وسيله*اي بودند كه ما با گذشته موسيقي خود آشنا شويم و طرفي براي آيندگان ببنديم.
              سرپرست گروه عارف با انتقاد از اظهارات لطفي در ابتداي ورود به ايران مبني بر اينكه كسي در اين 25 سال كاري در موسيقي ايراني نكرده گفت: ايمل*ها و فكس*هايي براي من در خصوص كنسرت لطفي آمده كه گفته**اند رهنمودهايي كه از كنسرت لطفي گرفته*ايم اين است كه سازمان را كوك نكنيم و هركجا كم آورده*ايم شعر را غلط بخوانيم!
              وي ادامه داد: شما مي*توانيد از عاطفه زمان سواستفاده كنيد اما با حافظه زمان چكار مي*شود كرد؟ در شب كنسرت برخي بلند شدند و رفتند و اين براي يك هنرمند آنهم در سطح لطفي فاجعه است.
              مشكاتيان با بيان اينكه اين اجرا تأثير خيلي بدي روي علاقمندان موسيقي گذاشت، گفت: درود بر مردم كه حرمت گذاشتند ولي جواب نگرفتند حتي براي 2 دقيقه.
              اين آهنگساز با اشاره به دونوازي لطفي و قوي*حلم نيز گفت: قوي*حلم نوازنده متوسطي* است و اين جاي سؤال دارد كه چرا لطفي از نوازندگان كوشا و توانمند خودمان بهره نبرد.
              مشكاتيان در خاتمه درخصوص نواختن چند ساز توسط لطفي خاطرنشان كرد: اين مسئله في*نفسه بد نيست اما مهم اين است كه چگونه باشد. ايشان وقتي دف را برداشتند پوستش افتاده بود.آيا آقاي لطفي نمي*دانند كه وقتي دف را جلو دهانشان بگيرند حائلي مي*شود بين صداي ايشان و ميكروفن؟ تازه با اين حال سر دف نيز مرتباً به ميكروفن مي*خورد و صدا مي*داد.
              گراني بليط كنسرت لطفي و فروش بروشورهاي آن توسط برگزار كنندگان ازديگر مواردي بود كه مورد انتقاد شديد مشكاتيان قرار گرفت. به اعتقاد اين آهنگساز علاقمندان لطفي و موسيقي ايراني كه اين هزينه را براي ديدن كنسرت وي پرداخت كردند، جواب خود را نگرفتند.

              iran

              Comment

              • Rasputin
                Senior Member
                • Jan 2005
                • 63906

                #67
                هوشنگ كامكار : كنسرت شجريان در شان موسيقي سنتي نبود

                استاد مسلم بودن محمدرضا شجريان در حوزه آواز بر كسي پوشيده نسيت اما اين موضوع باعث نمي شود كه استاد در هر كنسرت و هر اجرايي موفق عمل كند به همين دليل با وجود تمام احترامي كه براي شجريان قائل هستم اما معتقدم كه كنسرت گروه "آوا" در شان موسيقي سنتي و همچنين آواز ايشان نبود.

                هوشنگ كامكار" با بيان اين مطلب در گفتگو با خبرنگار مهرگفت : تنظيم قطعات اين كنسرت دربرگيرنده ملودي هاي ساده با تنظيم هاي پيش پا افتاده بود به اين معنا كه تمامي نوازنده ها همان جملات خواننده را بدون اينكه يك نت بالا و پايين شودپاسخ مي دادند و اين در حالي است كه اگر در تنظيم قطعات كمي سليقه به خرج داده مي شد شايد در كليت كار جذابيت بيشتري پديد مي آمد.

                سرپرست گروه موسيقي كامكارها در ادامه خاطر نشان كرد : در يك نگاه كلي به كنسرت شجريان و گروه آوا به خوبي متوجه مي شويم كه اجراي اين گروه جدا از آواز شجريان از جهت تنظيم و ساخت قطعات و همچنين تصنيف هاي انتخاب شده ضعيف بود و در حد و اندازه استاد شجريان نبود و من تنها توانستم قسمت اول كنسرت را ببينم ولي همان اندازه از كنسرت را كه ديدم رضايت بخش نبود و بايد متذكر شوم كه متاسفانه شاهد اجرايي شلوغ بودم و به همين دليل معتقدم كه قدرت خوانندگي استاد با توانايي اجراي نوازنده هاي گروه اختلاف فاحشي داشت.

                كامكار خاطرنشان كرد : جواب آوازها خيلي شلوغ و آميخته با اضطراب بود به نحوي كه همه با هم به شكل درهم و مشوش جواب آواز را مي دادند و من بروز چنين مشكلي را به پاي اين مي گذارم كه نوازنده ها به تنهايي در حد پاسخ گويي به آواز نبودند.

                وي در پايان به دلايل بروز مشكلات اجرايي كنسرت گروه "آوا" با آواز شجريان اشاره كرد و گفت : به نظرمن بزرگترين مشكل اين اجرا شتابزدگي در تشكيل گروه بود بدون اينكه نوازنده ها با شيوه كار همديگر و همچنين فضاي كار و حتي ميزان پختگي قطعات در اجرا آشنا باشند كنسرت برگزار كردند.

                لازم به توضيح است گروه كامكارها از اول تا چهارم شهريورماه سال جاري در تالار بزرگ كشور كنسرت برگزار مي كنند

                iran

                Comment

                • Rasputin
                  Senior Member
                  • Jan 2005
                  • 63906

                  #68
                  اگر این روزها را در ایران، روزهای موسیقی بنامیم ، خطا نکرده ایم . گروهی از بزرگ ترین و محبوب ترین چهره های موسیقی ایران در این روزها سرگرم برگزاری کنسرت هستند یا پیش تر کنسرت برگزار کرده اند.
                  حرف های هوشنگ کامکار این ادعا را تایید می کند. او می گوید: "امسال برای موسیقی یکی از سالهایی است که من تا به حال در زندگی ام چه قبل و چه پس از انقلاب اسلامی ندیده ام و به جرات می توانم بگویم همه کسانی که در عرصه موسیقی مطرح هستند، کنسرت دارند و امسال را به جشنواره موسیقی تبدیل کرده اند."

                  کنسرت سه روز گروه کامکارها به تازگی پایان یافته است، در حالی که پیش از آنان محمدرضا شجریان به مدت شش شب در تالار بزرگ کشور، کنسرت برگزار کرد که بیش از ۶۰ هزار نفر متقاضی بلیت بودند، اما فقط ۱۹ هزار نفر امکان حضور در کنسرت را یافتند.

                  کنسرت کامکارها نیز با استقبال روبه رو شد. پیش از شجریان نیز محمدرضا لطفی در تهران به مدت سه شب کنسرت برگزار کرد که با استقبال مردم رو به رو شد. به این کنسرت ها باید کنسرت گروه جلال ذالفنون را در روز ۲۸ مرداد نیز اضافه کنیم .

                  در روز های آینده نیز گروه های برجسته موسیقی ایرانی برنامه هایی برای برگزاری کنسرت دارند. کنسرت گروه شمس به سرپرستی کیخسرو پورناظری از ۶ تا ۹ شهریور در فضای باز کاخ نیاوران برگزار خواهد شد .

                  این کنسرت با همکاری سماع گران قونیه و نوازندگانی از فرانسه برگزار و در در دو بخش موسیقی سنتی و موسیقی تنبور، قطعاتی بر اساس اشعاری از مولانا اجرا خواهد شد. در این کنسرت ۹ میهمان از ترکیه، ۳ سماع گر و یک نوازنده نی از قونیه و۳ نوازنده چنگ و ویولن سل از فرانسه گروه را همراهی می کنند.

                  کنسرت حسین علیزاده و گروه هم آویان نیز از رویدادهای مهم حوزه موسیقی ایرانی در این روزهاست. کنسرت علیزاده از این جهت حائز اهمیت است که او را به عنوان یک موسیقیدان نوآور می شناسند و تا کنون توانسته است، راه های نویی را در موسیقی ایرانی بگشاید. او و گروهش ۱۴ و ۱۶ شهریور در تالار بزرگ وزارت کشور کنسرت خواهند داشت.

                  گروه هم آویان متشکل از هنرجویان منتخب کارگاه آموزشی حسین علیزاده است. این کارگاه از پانزده خواننده زن ومرد و پانزده نوازنده تشکیل شده و هر سال برای عضوگیری این کارگاه، فراخوانی اعلام می* شود.

                  این کنسرت دارای دو بخش بداهه* نوازی، توسط علیزاده و مجید خلج خواهد بود و هر شب قطعات در دستگاه* های مختلف با اولویت دستگاه افشاری، سه* گاه و ابوعطا اجرا می *شود.

                  گروه هم آوایان همچنین "سرود گل" با اشعاری از فریدون مشیری را در دستگاه "راست پنجگاه" اجرا می* کند. "سرود گل" عنوان آلبومی است که در فرانسه اجرا شد و با تغییراتی در این کنسرت نواخته خواهد شد.

                  هم چنین خبرها حکایت از برگزاری کنسرت توسط خوانندگان دیگری چون عبدالحسین مختاباد و تکرار کنسرت محمدرضا شجریان در پاییز دارد. اگر به این کنسرت ها و نام ها نگاهی بیاندازیم متوجه خواهیم شد که این کنسرت ها همه در حوزه موسیقی اصیل و سنتی ایران است.

                  البته در حوزه موسیقی کلاسیک نیز می توان به سمفونی "پیامبر عشق و امید" اشاره کرد که لوریس چکناورایان آن را بر اساس کاری از سید مهدی شجاعی نویسنده داستان های مذهبی به مدت ۱۰ شب اجرا کرد.


                  محمدرضا شجریان

                  اما موسیقی پاپ که در دهه اخیر رشد زیادی داشته است، این روزها چندان رونقی ندارد و چندان خبری از برگزاری کنسرت گروه های پاپ شنیده نمی شود و اگر هم گاه کنسرت پاپی برگزار می شود، از چهره های برجسته این موسیقی خبری نیست و رونقی هم ندارد.

                  پس از انقلاب اسلامی با ممنوعیت موسیقی پاپ، موسیقی سنتی و اصیل ایرانی رونق بیش تری گرفت و توانست در غیاب رقیب، نبض بازار را در دست بگیرد. آیا این روزها هم دارد چنین اتفاقی می افتد؟ یکی از مسائل برگزاری کنسرت در ایران اخذ مجوز برای برگزاری آن است که روندی طولانی و دشوار است.

                  گویا در ماه های اخیر در صدور مجوز برای برگزاری کنسرت های پاپ سخت گیری هایی می شود، اما آیا این سخت گیری ها خاص موسیقی پاپ است و به این معنی است که سیاست دولت حمایت از موسیقی سنتی و اصیل و سرکوب موسیقی پاپ است؟

                  به نظر نمی رسد که چنین سیاستی در حال اجرا باشد و باید فصل پر رونق موسیقی سنتی و اصیل و فصل کم رونق موسیقی پاپ را در عوامل دیگری جست و جو کرد.

                  تردیدی نیست که در وزارت ارشاد دوره جدید پس از روی کار آمدن صفار هرندی به عنوان وزیر ارشاد، سخت گیری ها نسبت به اجرای برنامه های فرهنگی و تولید کالاهای فرهنگی افزایش یافته و صدور مجوز کاست های موسیقی و کنسرت ها دشوارتر شده است، اما نگاهی به برنامه های رادیو و تلویزیون جمهوری اسلامی و حجم موسیقی پاپ در آن که همواره مورد انتقاد دست اندرکاران موسیقی سنتی و اصیل بوده است، نشان می دهد که حکومت سیاست مشخصی درباره موسیقی پاپ ندارد .

                  با این حال در این تردیدی نیست که در صدور مجوز کنسرت های پاپ سخت گیری بیشتری می شود. شاید بخشی از علت این سخت گیری ها در نگاه دولتی ها به موسیقی باشد، اما بخش دیگری از آن به خاطر حضور خانه موسیقی به عنوان یک نهاد صنفی متشکل از هنرمندان موسیقی اصیل و سنتی در حوزه موسیقی است.

                  خانه موسیقی از تیرماه سال جاری، خود اقدام به برگزاری کنسرت هایی در حوزه موسیقی سنتی و اصیل ایرانی کرده است که کنسرت شجریان و گروه آوا اولین کنسرت از این مجموعه بود .

                  مدیر عامل خانه موسیقی اخیرا گفت: "اگر گروههای موسیقی برای برگزاری کنسرت به خانه موسیقی مراجعه و ارتباط خود را بیشتر کنند زودتر به نتیجه می رسند."


                  حسین علیزاده

                  گذشته از این باید نکته دیگری را نیز مد نظر قرار داد که به خاطر ممنوعیت چند ساله موسیقی پاپ و گسست نسلی در این موسیقی، کمتر چهره مقبول و قدیمی در این حوزه فعالیت می کند و این هم در تاسیس یک نهاد صنفی در این حوزه تاثیر گذاشته است و هم در صدور مجوز ها تاثیر گذار است.

                  وقتی چهره ای مثل محمدرضا شجریان و یا حسین علیزاده اعلام می کنند که قصد برگزاری کنسرت را دارند، عدم همکاری با آنان برای وزارت ارشاد آسان نیست و مستلزم دادن هزینه های بسیار است، اما ایجاد ممنوعیت برای خوانندگان پاپ که اغلب جوان اند، کار آسان تری است .

                  از سوی دیگر این موضوع نیز قابل تامل است که در چند سال کنسرت های صاحب نامان موسیقی اصیل و سنتی مثل شجریان، شهرام ناظری، کامکارها، لطفی و چند تن دیگر نسبت به کنسرت های پاپ از استقبال بیش تری برخوردار بوده است.

                  شاید بزرگان موسیقی پاپ در قیاس با موسیقی اصیل و سنتی کمتر به برگزاری کنسرت تن داده اند و شاید به خاطر وفور استفاده از موسیقی پاپ مجاز در تلویزیون و رادیوی جمهوری اسلامی ایران و عدم ارائه کارهای قوی و جذاب در حوزه موسیقی سنتی در این رسانه، باعث چنین رونق و افولی شده است.

                  با این حال تا زمینه اجرای کنسرت های موسیقی پاپ به آسانی فراهم نباشد، نمی توان قضاوت درستی داشت. خبرها حاکی است که برخی از گروه های موسیقی پاپ در تلاش اند تا در روزهای آینده کنسرت هایی را برگزار کنند.

                  محمد اصفهانی یکی از خوانندگانی است که روزهای آینده خبرهایی از برگزاری کنسرت توسط او به گوش خواهد رسید.

                  داریوش خواجه نوری نیز قرار است که کنسرتی تلفیقی از موسیقی پاپ و سنتی ارائه کند که جلال ذالفنون نیز با او همراهی خواهد کرد. گفته می شود این کنسرت به تعویق افتاده است و تلاش ها برای اخذ مجوز آن ادامه دارد.


                  iran

                  Comment

                  • Rasputin
                    Senior Member
                    • Jan 2005
                    • 63906

                    #69
                    کنسرت مستقل همایون شجریان و گروه دستان


                    این نخستین بار است که همایون شجریان در مقام خواننده به صورت مستقل کنسرت برگزار می *کند
                    همایون شجریان برای نخستین بار و مستقل از پدر طی کنسرت هایی با گروه دستان در اروپا به روی صحنه می رود.
                    پیش از این همایون شجریان به عنوان خواننده، آثاری را بدون حضور پدر روانه بازار کرده بود، اما این برای نخستین بار است که در مقام خواننده به صورت مستقل کنسرت برگزار می *کند.

                    این تور ۲۴ روزه از ۵ بهمن شروع می* شود و تا ۲۹ بهمن ماه ادامه دارد و طی آن گروه دستان به همراه همایون شجریان در کشورهای سوئد ، نروژ، هلند، بلژیک، آلمان ، انگلیس و ایتالیا به اجرای برنامه می *پردازد.

                    در این اجراها ساخته *های جدید گروه دستان با آهنگسازی حمید متبسم و سعید فرج *پوری که خود یکی از اعضای گروه آوا به سرپرستی محمدرضا شجریان است، به اجرا درمی *آیند.

                    "حمید متبسم" نوازنده تار و سه تار، "حسین بهروزی نیا" نوازنده بربط ، "بهنام سامانی" نوازنده دف، دمام و کوزه، "پژمان حدادی" نوازنده تنبک و "سعید فرج*پوری" نوازنده کمانچه اعضای اصلی گروه "دستان" را تشکیل می *دهند.

                    این گروه پیش از این در کنسرت *های خارج از کشور به همراه پریسا، خواننده ایرانی به روی صحنه می *رفت و در سال ۲۰۰۳ آلبوم " شوریده" از ساخته های حمید متبسم، سعید فرج پوری و حسین بهروزی نیا با آواز او توانست دیپلم بهترین اثر موسیقی سال ۲۰۰۳ را از سوی وزارت فرهنگ فرانسه از آن خود کند.

                    "دستان" در سال* های گذشته بر موسیقی سازی تاکید داشته و از خواننده به عنوان عضو میهمان در گروه استفاده کرده است. این گروه سال گذشته به خوانندگی سالار عقیلی کنسرتی را در کاخ نیاوران برگزار کرد و با توجه به اینکه بیشتر اعضای آن در خارج از کشور زندگی می *کنند، امسال به دلیل حضور سعید فرج* پوری در گروه محمدرضا شجریان، برنامه مشخصی برای برگزاری کنسرت در ایران نداشت.

                    همایون شجریان نیز در سال گذشته خبر از همکاری با محمدرضا درویشی در گروه عبدالقادر مراغه *ای داده بود. این گروه قرار بود برای اجرای آثار عبدالقادر مراغه *ای تشکیل شود و کنسرت*هایی را در تهران و ترکیه برگزار کند اما ظاهراً این همکاری به آینده موکول شده است.


                    گروه دستان

                    همایون شجریان در جلسه مطبوعاتی که برای کنسرت گروه آوا برگزار کرد، گفت که شروع کنسرت *های مستقل از تهران خواهد بود اما هنوز زمان دقیق کنسرت او در تهران اعلام نشده است.

                    همایون شجریان اعلام کرد که کنسرت *های جداگانه *اش دلیل بر قطع همکاری با محمدرضا شجریان نیست.

                    وی گفت: "برگزاری کنسرت*های جداگانه به معنی قطع ارتباط با پدرم نیست، بلکه این همکاری *ها ادامه دارد. من افتخارم این است که در سایه پدر باشم و اسمم زیر اسم ایشان قرار گیرد. برای من بسیار لذت*بخش است که با پدر روی صحنه باشم."

                    همایون شجریان گفته بود احتمال دارد به دلیل برگزاری کنسرت مستقل و نیز همکاری با محمدرضا درویشی، گروه آوا را در اجرای تور آمریکا همراهی نکند.
                    او پنجمین آلبوم مستقل خود با عنوان "با ستاره*ها" را مرداد ماه سال گذشته روانه بازار کرد.

                    قطعات این آلبوم که به آهنگسازی محمد جواد ضرابیان ساخته شده است، شامل مجموعه تصنیف هایی با عنوان غمگسار و غریبانه بر اساس اشعاری از"سایه"، فریاد غم از "سیمین بهبهانی"، سنگ دل از "احمد سهیلی خوانساری"، تو کیستی و افسونگر از "فریدون مشیری" و با ستاره*ها و دشت بی*حاصل از "حسین منزوی" است.



                    iran

                    Comment

                    • Rasputin
                      Senior Member
                      • Jan 2005
                      • 63906

                      #70
                      Event Type
                      Music
                      Date And Time
                      7:30 PM Saturday, Sep 15
                      Event Area
                      Vancouver
                      Event Location
                      Centennial Theatre
                      Description
                      This concert celebrates the leap of faith as the perpetual condition of the human heart in its quest for union with the Divine Heart and therefore with all humanity. The foundation of Persian Classical Music in Sufism, and ancient spiritual path to God through the Practice of Love. The humanitarian view of Sufism finds powerful expression through the music of the Lian Ensemble, and through Persian mystical poets such as Rumi, Attar, and Nurbakhsh. Lian Ensemble welcomes the listener to the communion of the unity of Love, which bonds us all to God and to each other, transcending all religious, cultural, and national boundaries. All proceeds from this event will be donated to the CIF 2008 scholarship fund.

                      iran

                      Comment

                      • Rasputin
                        Senior Member
                        • Jan 2005
                        • 63906

                        #71
                        حسین علیزاده، آهنگساز و نوازنده تار و سه تار، به اتفاق مجید خلج، نوازنده تمبک و دف و ده نوازنده و خواننده دیگر، نخستین سری اجرای گروهی خود را در سال جاری به صحنه برده است.
                        اولین اجرای این برنامه چهارشنبه شب پنجم سپتامبر (چهاردهم شهریور) در تالار کشور انجام شد و سه اجرای دیگر هم در دو روز بعد از آن - روز جمعه دو نوبت.

                        برنامه گروه آقای علیزاده به دو بخش تقسیم می شود. بخش همنوازی تار و تمبک و بخش گروه نوازی. برای شب نخست علیزاده سه قطعه را برای همنوازی با مجید خلج انتخاب کرد. قطعاتی که عمدتا ترکیبی از دستگاه های مختلف بود با محوریت آواز اصفهان و دستگاه همایون.

                        قطعه اول را علیزاده با نواختن مضراب در دستگاه ماهور آغاز کرد و سپس با اشاره به گوشه های درآمد و در ادامه با اشاره ای به راک ماهور وارد نغمه اصفهان شد، اما این توقف محدود به این نغمه نشد و وی تا انتهای این قطعه در رفت و برگشت بین ماهور و اصفهان به نواختن پرداخت.

                        این تجربه را پیش از این نیز علیزاده در نواختن مقام ابداعی معروف خود به نام "داد و بیداد" صورت بندی کرده بود؛ به این معنا که در آن اجرا نیز وی مقامی را ارائه داد که در رفت و برگشت بین دستگاه ماهور (گوشه داد) ودستگاه همایون (گوشه بیداد) شکل می گرفت.

                        بداهه نوازی؛ تاثیر گذار و مرعوب کننده


                        به نظرمی رسد ساز علیزاده به قدری پر و پیمان است که تقریبا فضای خالی ای برای نوازنده تمبک باقی نمی گذارد و كمبود اين ساز كمتر حس می شود



                        در بخش دوم همنوازی وی نغمه افشاری را انتخاب کرد و در میانه کار باز به شوشتری (از گوشه های دستگاه همایون) برگشت و چهار مضراب معروف شوشتری (در آلبوم راز و نیاز) از ساخته های خود را نواخت. بخش سوم تکنوازی تار علیزاده عمدتا به اجرا در دستگاه همایون و برخی گوشه های آن ( همانند گوشه بختیاری) گذشت.

                        در قطعه اول از همنوازی تار با تمبک می توان گفت که علیزاده بسیار تاثیر گذار عمل کرد و حس کار را به خوبی به شنونده انتقال داد. اما در دو قطعه دوم و سوم وی محوریت کار خود را بر اجرایی تکنیکی قرارداد؛ امری که از جمله ویژگی های کار وی است.

                        در این بخش شنونده بیش از این که تحت تاثیر موزیکالیته و ملودی کار قرار بگیرد، جذب و بلکه مرعوب تکنیک منحصر به فرد علیزاده درتکنوازی می* شود.

                        روایت علیزاده از ردیف روایتی دست اول نیست. یعنی وی به اجرای ردیف صرف نمی پردازد بلکه، از ردیف به مثابه ابزاری برای بیان قرائت خود از موسیقی ایرانی استفاده می کند و در این مسیر از شکستن جملات ردیفی، و بیان خاص خود ابایی ندارد.


                        علیزاده نشان داد که همچنان از نظر تکنیکی از جمله شاخص ترین نوازندگان تار در ایران به شمار می رود

                        این گونه برخورد با قطعات البته منحصر به ردیف نیست و این نوازنده چیره دست حتی هنگامی که قطعات پیشین خود را هم می نوازد، تغییراتی در آن ارائه می کند تا به شنونده بفهماند که خلق وی از موسیقی لحظه ای و بداهه است؛ نمونه آن قرائتی است که وی در اجرای شب اول از چهار مضراب معروف شوشتری ( از ساخته های خود) به دست داد، که اگرچه روح ومحتوای کار همان قطعه بود، اما در جزییات و برخی جمله بندی ها تغییرات شنیده می شد.

                        این شیوه تار نوازی که متکی بر ریزهای پر، جمله بندی های با متر سریع، فشردگی در بیان جملات موسیقی همراه است، البته نیازمند تمرینات فشرده و فراوان است تا نوازنده آنچه را در ذهن دارد، بتواند در عمل هم پیاده کند و از این منظر علیزاده نشان داد که همچنان از نظر تکنیکی از جمله شاخص ترین نوازندگان تار در ایران به شمار می رود.

                        در سوی دیگر این همنوازی مجید خلج قرار داشت، تمبک نواز شاخص و خوش تکنیکی که تجربه همکاری وهمراهی با علیزاده را دربسیاری از کنسرت های قبلی داشت. تمبک خلج مطابق سنت تمبک نوازان قرار است فضاهای خالی تار را بپوشاند، اما به نظرمی رسد ساز علیزاده به قدری پر و پیمان است که تقریبا فضای خالی ای برای نوازنده تمبک باقی نمی گذارد.

                        توسعه فضای چند صدایی

                        بخش دوم کنسرت علیزاده اما حکایتی دیگر داشت. وی که از سال های اولیه دهه هفتاد از نخستین افرادی بود که تجریه موسیقی چند صدایی را وارد فضای موسیقی سنتی ایران کرد، در این اجرا سعی کرد این امکانات را توسعی افزونتر ببخشد و از امکانات صدای زن با تمام محدودیت های موجود بهره ببرد.


                        در این برنامه همه افراد گروه با دو خواننده زن و مرد هم آوایی می کردند و آن هم نه در همان فاصله موسیقایی، بلکه در فواصل دیگر موسیقایی که این کار در موسیقی ایرانی انصافا کاری دشوار است



                        افسانه رثایی که بار دیگر به عنوان همخوان در کنسرت حسین علیزاده حضور داشت. آهنگساز در هر قطعه تحریرها و آوازهایی برای وی در نظر گرفته بود که ضمن ارائه نقشی برجسته به صدای خانم رثایی، از امکانات دیگر صدا ها برای پوشش آن هم استفاده شود تا به مشکلات ممیزی استفاده از صدای زن دچار نشود.

                        در ایرانی تکخوانی زنان ممنوع است اما خواننده زن می تواند در کنار یک صدای دیگر، چه زن و چه مرد، بخواند تا از این ممنوعیت بگذرد.

                        بخش دیگر از تلاش علیزاده را باید در افزودن سازهای تازه به گروه مشاهده کرد. ساز شور انگیز و نیز زنگ سر انگشتی، امکانات تازه ای است که علیزاده به این گروه اضافه کرد.

                        دراین بخش چهار تصنیف، یک چهار مضراب و برخی قطعات آوازی و تکنوازی کمانچه و بم تار و سه تار در گوشه های مختلف دستگاه راست پنجگاه و البته به صورت مرکب نوازی در دستگاه های دیگر اجرا شد. اشعار این بخش از حافظ، مولانا، هوشنگ ابتهاج، شفیعی کدکنی، فریدون مشیری بود.


                        دراین بخش چهار تصنیف، یک چهار مضراب و برخی قطعات آوازی و تکنوازی کمانچه و بم تار و سه تار اجرا شد

                        در این برنامه همه افراد گروه با دو خواننده زن و مرد هم آوایی می کردند و آن هم نه در همان فاصله موسیقایی، بلکه در فواصل دیگر موسیقایی که این کار در موسیقی ایرانی انصافا کاری دشوار است و جز در سایه تمرین و ممارست ذهنی و عملی به دست نمی آید.

                        در میان قطعات اجرا شده، قطعه سازی همراه با آواز "پرواز تا شهر صبح" چه از نظر ملودی و چه از بعد آهنگسازی دلنشین تر از سایر قطعات بود. علیزاده در این قطعه که روی شعری از شفیعی کدکنی ساخته شده بود، نشان داد که ملودی پرداز قهاری است و ذوق ملودیک وی همچنان می جوشد و قطعات و تصانیف زیبایی را به جامعه موسیقی می دهد.در همین قطعه بود که وی از زنگ سر انگشتی برای لحظاتی استفاده کرد که ازدرک عمیق وی از سازبندی در موسیقی سنتی خبر می داد.

                        درمیان تکنوازان کمانچه صبا علیزاده و بم تار پیام جهانمانی از ظرافتهای افزونتری برخوردار بود و نشان می داد که هر یک از این دو می توانند در آینده خبر ساز شوند.

                        در یک ارزیابی کوتاه می توان گفت که علیزاده در این اجرا از سعی کرده با استفاده از ملودی های روان و سازبندی مناسب، چنانکه خود در گفتگویی عنوان کرده بود، "فضایی طرب انگیز" به موسیقی و اجرای خود ببخشد؛ فضایی که ضمن برخورداری از مایه های هنری، به راحتی با مخاطب ارتباط برقرار می کند.

                        در گروه هم آوایان، نوازندگان و خوانندگان زیر حضور داشتند:

                        افسانه رثایی (آواز)،علی صمد پور (آواز، دمام، کوزه)، راحله برزگری (آواز)، پوریا اخواص (آواز و غژک)، محمد رضا ابراهیمی (عود)، علی بوستان (سه تار)، پیام جهانمانی (بم تار)، نیما علیزاده (رباب)، صبا علیزاده (کمانچه) و نگار خارکن (کمانچه).

                        در حاشیه برنامه:


                        علیزاده برای آنکه از صدای مطلوبی در سالن بهره ببرد، یکی از شاگردان خود را پای صدابردار گذاشت تا با گوش موسیقایی خود، به تنظیم صدای بهتر مدد رساند.


                        شب اول کنسرت با استقبال خوبی روبرو شد. در میان کسانی که از این کنسرت دیدن کردند، می توان به سعید فرج پوری، محمد علی عمویی، داریوش شایگان و علیرضا علوی تبار اشاره کرد.


                        پس از پایان برنامه گروه یک بار دیگر به صحنه آمد و تصنیف معروف "دلشدگان" را خواندند.

                        iran

                        Comment

                        • Rasputin
                          Senior Member
                          • Jan 2005
                          • 63906

                          #72
                          حسین علیزاده ۱۴ تا ۱۶ شهریور امسال به همراه گروه هم *آوایان در تالار کشور به روی صحنه رفت و به اجرای برنامه *ای پرداخت که شامل دو قسمت بود.
                          در بخش اول، او به همراه مجید خلج نوازنده تنبک تار نواخت و دو نوازی کرد و در بخش دوم شورانگیز به دست گرفت و با گروه هم *آوایان به روی صحنه آمد.

                          در این کنسرت که ”سرود گل“ نام داشت، گروه آثاری ساخته حسین علیزاده را با اشعاری از مولانا، حافظ، فریدون مشیری، ه.ا. سایه و محمدرضا شفیعی کدکنی اجرا کرد.

                          گروه هم* آوایان شامل سه خواننده و نوازندگان جوانی است که همگی در کارگاه* حسین علیزاده به دیدی مشترک در زمینه موسیقی رسیده* اند. علیزاده پس از همکاری با محمدرضا شجریان تمام وقتش را بر روی ایده* های موسیقایی *اش با گروه هم *آوایان گذاشته است.

                          او می *خواهد شکل تازه *ای به آواز ایرانی ببخشد و چند صدایی را علاوه بر بخش سازی در بخش آواز نیز به کار گیرد. او در کارگاهش به نوازندگان و خوانندگان آموزش *هایی غیر از خواندن و نواختن می *دهد و از بین آنها اعضای گروه هم *آوایان را انتخاب می *کند. بنابراین اعضای این گروه ثابت نیستند و به فراخور کنسرت و توانایی *هایشان تغییر می *کنند.

                          آقای علیزاده، حضور گروه *های موسیقی ایرانی بر روی صحنه در تابستان امسال در مقایسه با دو سه دهه گذشته بی *نظیر بود. شما هم پس از سال*ها با گروه هم *آوایان به اجرای کنسرت پرداختید. آیا امسال دوباره شاهد اجرای شما در ایران خواهیم بود؟

                          من برای تابستان پرباری که داشتیم به همکارانم تبریک می *گویم. با وجود تمامی مشکلات برگزاری کنسرت در ایران، ثابت شد که اگر نیرو و انرژی بگذاریم موفق می *شویم تکانی به موسیقی بدهیم.

                          تابستان امسال مشخص شد که هنوز موسیقی ایرانی به رغم تمام انتقاداتی که به آن می *کنند هنوز طرفداران بسیاری دارد و مردم و بخصوص جوانها از تمام کنسرت *هایی که در تهران برگزار شد استقبال بسیار خوبی کردند.

                          جامعه نیاز بسیار به موسیقی دارد و تمام کنسرت*هایی که تابستان امسال اجرا شد، حرکت*های خودجوشی بودند که دولت در آنها دخالتی نداشت اما خانه موسیقی برای تسریع روند اخذ مجوز برگزاری و هماهنگی برای تالار به گروه*ها کمک بسیاری کرد و در طول عمر فعالیت این نهاد این یکی از مثبت*ترین قدم* هایی است که خانه موسیقی برای موسیقیدان *ها انجام داد.

                          ایده *آل من برگزاری یک کنسرت در سال است و از طرف دیگر باید برای دوباره روی صحنه رفتن ایده جدید و کار متفاوتی داشته باشم تا به تکرار نرسم. همیشه نیاز است فاصله*ای به وجود بیاید تا هنرمند دوباره پر شود تا بتواند روی صحنه هنر خود را بیرون بریزد.




                          از اجرا در تالار کشور راضی بودید؟

                          این تالار اصلاَ برای اجرای موسیقی مناسب نیست و من دیگر در این تالار کنسرتی را برگزار نمی *کنم. چرا که مشکلات آکوستیک، نبود امکانات در پشت سن اجرا و دوری مردم از سن و مسائل دیگر باعث می*شود که از اجرا در این تالار راضی نباشم.

                          برای اجرا در خارج از کشور برنامه*ای ندارید؟

                          امسال هنوز برنامه مشخصی ندارم اما سال ۲۰۰۸ برای حضور در کنسرتی بزرگ در سالگرد ۱۱ سپتامبر که در نیویورک برگزار می* شود، دعوت شده *ام. برگزار کننده این کنسرت یک نهاد غیردولتی و فعال در زمینه صلح است. این برنامه ”دنیا در کنسرت“ نام دارد و گروه*ها و هنرمندان بسیاری از کشور*های دیگر نیز برای اجرای موسیقی حضور خواهند داشت و نشان خواهند داد که مخالف جنگ و طرفدار صلح هستند.

                          علاقه من در حال حاضر حضور در ایران و برنامه*ریزی برای کارهایی است که در نظر دارم با هم* آوایان انجام دهم. البته خاطره* های بسیار خوبی از اجرا در خارج از کشور دارم و هموطنان ما همیشه سالن اجرای کنسرت را پر کرده* اند و حضور بی *نظیری در کنسرت *های ما داشته اند. در حالی که این شور و علاقه را در مردم ملیت* های دیگر نمی *بینم.

                          در اجراهای خارج از کشور، بخش اصلی کنسرت تازه بعد از اجرا شروع می* شود. زمانی که مردم با شور و شوق به طرف ما می *آیند و سوال*های بسیار خوبی هم می *پرسند و این نشان می *دهد که چقدر شنوندگان خوبی هستند.

                          بیشتر مخاطبان ما را در خارج از کشور و همین*طور ایران نسل جوان تشکیل می*دهند. در کنسرت اخیر در تهران هم شاهد بودم که بیشتر حاضران در تالار کشور جوانان بودند.

                          شما در سال ۱۳۸۳ با آقای ژیوان گاسپاریان، دودوک نواز ارمنی، کنسرتی را در تهران برگزار کردید که نتیجه آن آلبوم "به تماشای آب*های سپید" بود که نامزد جایزه گرمی در سال گذشته شد. در حال حاضر قصد ندارید با موسیقیدانی از ملیت* دیگر همکاری مشترک داشته باشید؟

                          شرایط حضور هنرمندان خارجی در ایران در حال حاضر مساعد نیست و همیشه ترس از به هم خوردن برنامه* ها و لغو مجوز کنسرت در داخل کشور وجود دارد. در حالی که باید برای اجرای چنین برنامه *هایی از ماه* ها قبل برنامه *ریزی کرد.




                          این دل *نگرانی *ها در ما وجود دارد و به هنرمندان خارجی هم منتقل می *شود و نتیجه کار را رضایت *بخش نمی *کند. من به تجربه دریافته *ام که هنرمندان ملل دیگر علاقه فراوانی به همکاری و کار مشترک با ما دارند و خیلی دوست دارند به ایران بیایند و از نزدیک با موسیقی ایرانی آشنا شوند و به اجرای برنامه بپردازند. سال آینده قرار است ارکستر فیلارمونیک گوتنبرگ در سوئد ساخته* های مرا اجرا کند.

                          علاقه به همکاری زیاد است اما متأسفانه شرایطش فراهم نیست. ایران در ذهنیت بسیاری از آدم*ها حذف شده و به دلیل وجود مشکلات بسیار نمی *توانند به کشور ما سفر کنند. مسائل صدور ویزا و دخالت دولت در همه امور از دلایل اصلی برای حضور نداشتن هنرمندان خارجی در ایران است. در صورتی که وجود آنها و کنسرت*هایشان می *توانست دید تازه *ای به جوانان در ایران بدهد.

                          با وجود این مشکلات، همکاری مشترک شما با نوازنده یا خواننده* ای از کشوری دیگر می *تواند خارج از ایران اتفاق بیفتد.

                          در حال حاضر از مدام سفر کردن خسته **ام و دوست دارم در ایران باشم و به کارهای خودم برسم. بخش زیادی از این خستگی به دلیل مشکلات سفر کردن و گرفتن ویزا است. شرایط سفر بعد از ۱۱ سپتامبر در همه جای دنیا سخت شد و بعد از این واقعه ما حتی نمی *توانستیم سازهای خود را با خود به درون هواپیما ببریم. این قضیه تا حدودی تعدیل شده اما هنوز مشکلات فراوان است.


                          iran

                          Comment

                          • Rasputin
                            Senior Member
                            • Jan 2005
                            • 63906

                            #73
                            دستگاه ها ، گوشه ها و مقام های موسیقی ایرانی
                            صفحه اول


                            اردیبهشت

                            عکس


                            تاریخ

                            جامعه

                            خانواده

                            ادبیات

                            دانستنیها

                            تماس




                            نقل از : استاد ابوالحسن صبا - در موسیقی ایران ، ردیف رکن اساسی را تشکیل می دهد و هر دستگاه مجموعه ای از قطعات و گوشه هاست که به آن ردیف گویند. شاد روان استاد روح اله خالقی در بارهء ردیف های موسیقی ایران می گوید : در کتاب های قدیم راجع به موسیقی ایرانی ، دوازده مقام را موضوع بحث قرار می دادند :

                            عشاق ، نوا ، بوسلیک ، راست، عراق ، اصفهان ،زیر افکند، بزرگ ، زنگوله ، راهوی ، حسینی ، حجازی .

                            برخی چند دایره را هم ملایم طبع دانسته و آنها را چنین نوشته اند :

                            زنگبار ، گلستان ، بهار ، بوستان ، عذری ، وامق ، زیر کش ، حسینی ، نهفت ، حجاز .

                            علاوه بر دوایر فوق ، شش آواز نیز ذکر کرده اند :

                            گوشت (گواشت ) ، گردانیا ، سلمک ، نوروز ، مایه ، شهناز.

                            اضافه بر آن 24 شعبه هم تشخیص داده اند :

                            دو گاه ، سه گاه ، چهار گاه ، پنج گاه ، عشیران ، نوروز خارا ، نوروز بیانی ، نوروز عرب ، نوروز صبا ، حصار ، نهفت ، عزال ، اوج ، نیریز ، مبرقع ، ماهور ، همایون ، زابلی ، اصفهانک ، نهاوند ، محیر ، خوزی ، رکب ، روی عراق ؛که چند نام دیگر هم در کتب پیشینیان آمده است ، مثل مغلوب ، بسته نگار ، نیشابور (نیشابوری ) و کوچک .

                            اما در دیوان شاعران پارسی گوی نیز نام بسیاری نغمه های موسیقی به میان آمده است که بیشتر آنها در کتب علمی موسیقی یافت نمی شوند و چون اغلب آنها فارسی خالص هستند یادگاری از موسیقی ایران در زمان دورهء قبل از اسلام می باشد . هر چند معلوم نیست این نغمه ها چه بوده ولی چون خاطرات تاریخی موسیقی کهن ما را به یاد می آورد ، نگاشته می شود :

                            خسروانی ، آئین جمشید ، نوروز بزرگ ، سروستان ، جامه دران ، بلغ سیاوشان ،پالز بان ، گل نوش ، مشکدانه ، نخجیر کان ، نوش لبنیان ، نهاوندی ، نا قوسی ، حقهء کاووس ، سیوار تیر ، تخت اردشیر ، کین ایرج ، نوروز کوچک ، روشن چراغ ، گنج باد آورد ، شاد باد ، دل انگیزان ، آزاد وار ، مهر گانی ، کبک دری ، سبزه در سبزه ،راح روح ، شیشم ، تخت طاقدیس ، مروای نیک ، باغ شهریار ، کین سیاوش ، شب فرخ ، نیمروز ، گنج کاوه ، سبز بهار ، چکاوک ، سرو سهی ، اورنگی ، اورامن ، نوشین باده ، هفت گنج ، قالوسی ، قفل روی ، شبدیز ، کـیخسرو ، بلغ سیرین ، فرخ روز ، گلزار ، گنج سوخته ، راه گل ، در غم ، سروستا ، آرایش خورشید ، شادروان مروارید ، دلـنـــواز ، رامش جان ، ماه بر کوهان ، زیر قیصران ريا، ساز نوروز .

                            حال اگر بعضی از نام های مکرر را حذف کنیم باز هم نوا های قدیم مو سیقی ، که لااقل نامش باقی مانده از صد متجاوز است . البته علل بسیاری موجب از بین رفتن یا تغییر شکل دادن این نغمه ها هست که می توان مهمترین آنها را دو چیز دانست : حملهء بیگانگان و نداشتن خط مو سیقی .



                            دستگاه های امروزۀ موسیقی ایران :



                            در حال حاضر موسیقی شامل هفت دستگاه است :

                            شور / سه گاه / چهار گاه / هما یون / ماهور / نوا / راست پنجگاه

                            - دستگاه شور : در آمد ها ، رهاب ،نغمه ،زیر کش سلمک، گلریز ، صفا ، بزرگ ، دو بیتی ، خارا ، قجر ،ملا نازی ،حزین ، عزال ، مجلس افروز ، شهناز ، قرچه ، رضوی ، عاشق کش ، حاجی حسینی ، بسته نگار ، قطار ، قرائی ، بیات ترک ، دو گاه ، فیلی ، شکسته ، جامه داران ، مهدی ضرابی ، روح الارواح ، ابوعطا (سارنگ ) و سیخی ، حجاز ، چهار پاره(چهار باغ ) ، گبری ، دشتی ، بیدگانی ، گریلی ، افشاری ، گوشهء عراق ، مثنوی

                            - دستگاه ماهور : در آمد ها،داد ، مجلس افروز ، خسروانی ، دلکش ، خاوران ، طرب انگیز ، نیشابوری ، نصیر خانی (طوسی )، آذر بایجانی ، فیلی ، زیر افکند ، ابول ، حصار ماهور ، نیریز ، نهیب ، عراق ، محیر ، آشورا وند ، اصفهانک ، حزین ، نغمه ، زنگوله ، راک کشمیر ، راک عبداله ، ساقی نامه، صوفی نامه ، کشته مرده .

                            - دستگاه چهار گاه : در آمد ها ، پیش زنگوله ، زنگوله ، نغمه ، زابل ،بسته نگار ، مویه ، حصار ، مخالف ، مغلوب ، حدی ، پهلوی ، رجز ، منصوری

                            - دستگاه سه گاه : در آمد ها ، زابل ، زنگ شتر ، رهاب ، مسیحی ، شاه ختائی ،تخت طاقدیس

                            - دستگاه همایون : در آمـــــد ها ، موالیان ، چکاوک ، طرز ، بیداد ، نی داوود ، باوی ، ابو الچپ ، لیلی و مجنون ، راوندی ، نــوروز عرب ، نوروز صبا ، نوروز خارا ، نفیر ، فرنگ ، شوشتری ، جامــه دران، بختیاری ، موالف ، عزال ، دناصری ، بیات اصفهان ، بیات راجع ، سوز و گداز ، راز و نیاز ، مثنوی .

                            - دستگاه نــوا : در آمد ها ، گردانیه ، نغمه ، بیات راجع ، عشاق ، حزین ، نهفت ، گوشت ، عشیران ، نیشابورک ، مجلسی ، خجـسـتــه ، حسین ، ملک حسینی ، بوسلیک ، نیریز .

                            - دستگاه راست پنجگاه : در آمد ها ، زنگوله ، پروانه ، نغمه ، روح افزا ، خسروانی ، پنـــجگاه ، سپهر ، عشاق ، نیریز ، بیات عجم ، مبرقع ، قرچه ، بحر نور ، ابولچپ ، لیلی و مجنون ، راوندی ، نوروز ها نفیر ، فرنگ و عراق با تمـــام ملحقاتشان نیز در دستگاه راست پنجگاه نواخته می شوند .


                            iran

                            Comment

                            • Dokhtar Bandari
                              Member
                              • Oct 2007
                              • 1099

                              #74
                              The amazing Persian Classical music

                              If you have more information please add on. Thank you.

                              Here is small look at the structure, organization and production of Classical Persian music which is truly a work of art.

                              Radiff consists of 7 "Dastghah"; namely
                              1. Shoor
                              2. Mahoor,
                              3.Homaayoon,
                              4. se-ghah,
                              5. chahaar-ghaah,
                              6. Raast-panj ghaah,
                              7. Navaa
                              then ther are the zir-dasghaa such as Byate Tork/Zand, Shooshtari, Aboo-ataa which form the sub structures within Shoor which is the largest and most varied of all Dastghaas;
                              The Dasghaas or zir-dastghaaaz consist of a series of related pieces caaled "Ghooshe" which can be executed in a series as desired by the musician or singer; there is no specific route to take on performing Ghooshes; This is very much characteristics of Persian Classical music and it is called "Improvization style" ,or "Felbedahe" though performance structures are usually pre-planned; So All performances in Shoor can be different in terms of sequence of elements of performance; for example Pish daraamad; Daraamad, Saazo Avaaz, Tasnif are arranged by performers according to their taste and desire; This is unlike Western Classical music where performances are written and follow concrete routes;
                              Now this will give you a brief overview of Classical Persian music; its structure and constituent elements; Of course It is normally accompanied by Persian Classical Poetry which has enriched this Style of music making it universally unique gorgeous and delight to listen to.

                              Enjoy

                              [ame="http://youtube.com/watch?v=fXTbHz6B0ms&feature=related"]YouTube - Mohamad reza Feat Homayun Shajarian Concert London Aprl 2007[/ame]
                              [ame="http://youtube.com/watch?v=SuBRjMcv9G8"]YouTube - Sayeh Poetry and Music[/ame]
                              [ame="http://youtube.com/watch?v=9SEY6HzUHK8"]YouTube - Persian Classical Orchestral Music with Voice[/ame]
                              Last edited by Dokhtar Bandari; 11-30-2007, 10:18 AM.
                              I would be true, for there are those who trust me;
                              I would be pure, for there are those who care;
                              I would be strong, for there is much to suffer;
                              I would be brave, for there is much to dare.
                              I would be friend of all—the foe—the friendless;
                              I would be giving and forget the gift;
                              I would be humble, for I know my weakness;
                              I would look up and laugh—and love—and lift.
                              Howard Walter

                              Comment

                              • Rasputin
                                Senior Member
                                • Jan 2005
                                • 63906

                                #75
                                «سید محمد کاظم موسوی شوشتری» در دوازدهم اردیبهشت ماه 1325 در شهراهواز دیده به جهان گشود. وی ازکودکی به موسیقی علاقمند بود و از هر جا و مکانی که صدای رادیو و سازی رامی شنید به آنجا رفته وبا دقت وشوقی زائدالوصف به نغمات گوش می داد، تا اینکه به سن هشت سالگی رسید و به کمک پدرش ویولونی تهیه کرد وبه نزد یک ویولونیست به نام «شباهنگ» رفت و مدت چهار سال نزد ایشان مشغول فراگیری ویولن شد.

                                با شنیدن صدای ساز «استاد کسایی» از رادیو، تحت تاثیر قرار گرفت و از آن پس در محضر استاد حسن کسایی به آموختن نی روی اورد.

                                موسوی درسال 1346 توسط «استاد احمد عبادی» به رادیو می رود و همکاری خود را با ارکستر گلها آغاز می کند و علاوه بر آن، با ارکستر مجلسی و ارکستر سنفونی تهران نیز همکاری می نماید.

                                موسوی پس از چندی توسط مرتضی حنانه به تلویزیون دعوت و در آنجا مدتها همکاری داشته و درسال 1350 وارد مرکز حفظ واشاعه موسیقی ایران شده و زیر نظر دکتر صفوت مشغول کارمی شود. وی ردیفهای موسیقی سنتی ایران را نزد «استاد سعید هرمزی» و «استاد فروتن» می آموزد و مدتی نیز از استاد محمود کریمی تعلیم می گیرد. به گفته خودش به مدت ۶ سال تحت تاثیر ساز استاد «احمد عبادی» در خدمت ایشان به فراگیری سه تار نیز اهتمام می ورزد.

                                استاد موسوی مسافرتهای زیادی جهت شناساندن موسیقی سنتی ایران همراه اساتید دیگربه کشورهای مختلف داشته است. پس از استاد حسن کسایی - که به حق زنده کننده سبک جدید نوازندگی برروی نی است - محمدموسوی نیز یکی ازبهترین نوازندگان معاصر نی در موسیقی اصیل ایران می باشد. ساز اوازقدرت ولطافت خاصی برخوردار است که جایگاه او را در بین موسیقیدانان ونوازندگان معاصر مشخص می سازد.

                                محمد موسوی در طی نیم قرن فعالیت هنری اش با بسیاری اساتید و بزرگان موسیقی همچون : تاج اصفهانی، جلیل شهناز، دادبه، فرامرز پایور، اصغر بهاری، محمدرضا شجریان، رضا ورزنده، فرهنگ شریف، فریدون حافظی، اکبر گلپایگانی، پرویز مشکاتیان، حسین علیزاده، شهرام ناظری، محمد اسماعیلی و ... همنوایی و همنوازی داشته است.

                                از مشهور ترین آثار بی کلام او می توان به افشاری، همایون، از نیستان، دشتستانی، تنگسیری، بشنو از نی، نغمه، کنسرت فرانسه، و آثار متعددی با همکاری گروه اساتید (به سرپرستی استاد فرامرز پایور) اشاره کرد.

                                مشهورترین آثار با کلام وی با همراهی و هم آوازی «استاد محمدرضا شجریان» ثبت شده که بهترین نمونه ی آن اثر جاودانه ی «نوا ، مرکب خوانی» می باشد.


                                iran

                                Comment

                                Working...