yadete esme afshino chi mizashti nazi? lol
Afshin (his girl friend Pegah)
Collapse
X
-
shomaha che sadeh hastid, hamash cherto pert hast. Tazeh khabare jadid ine ke dokhtare velesh karde, khob malome ba on video ke gerefte va ontori ke in dokhtar act karde to video maach, malome ke mondani nabud. Be gole dadashe afshin, inharo gefte ke hot beshe , khodai maskhare nist !!!!!
Comment
-

قبض تلفن افشين ( فقط موبايلش ) : ۸۲۲ يورو که می شه حدود هزار دلار در ماه.
جريمه رانندگی : ۲۵۰ و ۱۲۵ و بازهم ۱۲۵ يورو که مجموعا می شه ۸۰۰ دلار مثلا.
افشين: "من هر هفته پنج ساعتی تو اتوبان رانندگی می کنم تا برم هلند ( ديدن چه کسی؟ ) اونوقت حوصله ام سر می ره تند می رم ( راست می گه بالای دويست کيلومتر در ساعت ) دائما پليس منو می گيره جريمه می کنه. ديگه اين عادتم شده که در ماه يک هزار دلاری پول جريمه ماشين يدم، عشق وعاشقی خرج داره ديگه
افشين: من اصلا خونه تنهائی حال نمی کنم. همه اش می رم خونه دوست صميميم حسين ( تو ويديوی "ازت بدم می ياد، همونيه که برای افشين قلاب می گيره که بره بالای درخت). اونجا روی کاناپه اش می خوابم ولی کلی حال می کنم چون با هم حرف می زنيم و از تنهائی در ميام.
البته پدر و مادرم هم اينجا هستن و ديدنشون می رم ولی بدون شک حوصله خونه خودم رو ندارم. فقط می رم اونجا قبضهام رو باز کنم و پيامهای تلفنيم رو بشنوم. بعد می شينم ای ميلهای طرفدارها رو می خونم. برای همين نه ضبط صوتم کار می کنه نه تلويزيونم
افشين: من عاشق کفشم و هر وفت دلم می گيره، می رم يک کفش ورزشی می خرم ميارم خونه. البته تابستونها هم خوره دمپائی هستم
من از بچگی عاشق گيتار بودم و بچه بودم که شوهر خاله ام گيتارشو داد به من و از اون به بعد زندگيم عوض شد. البته من گيتارزن حرفه ای نيستم ولی با گيتار آهنگ می سازم و می خونم
بعد از موفقيت آلبومه "آس و پاس" همه چيز زندگيم عوض شد. شروع کردم سفر کردن. شروع کردم کنسرت دادن ( و تو يکی از اين کنسرتها عاشق شد و هنوز اين عشق ادامه داره )
وقتی که معروف می شی يکدفعه همه می خوان باهات دوست بشن و برخورد اطرافيانت با تو عوض می شه انگار که ديگه اون آدم قبلی نيستی. اينجوری می شه که از تمام زندگی گذشته ات جدا می شی و دوباره يک زندگی جديد با دوستای جديد و نگرانی های جديد پيدا می کنی و اين شديدا افسرده ات می کنه. گم می شی ، دلت برای اون کسی که بودی تنگ می شه، احساس تنهائی می کنی ولی راه برگشتی نيست.
روزی صد تا ای ميل دارم که چرا می خوام خوانندگی رو ول کنم. بخدا خسته شدم ولی باورشون نمی شه، فکر می کنن ژست گرفتم که آلبومم بيشتر فروش بره. ولی خودت باهام هستی می بينی که اين زندگی که من دارم سرتاسر شده تنهائی، دوندگی دنبال کارهای دور وبر آلبوم و هرجا می ری عکس و عکاسی!
iran
Comment


Comment