Announcement

Collapse
No announcement yet.

M Ahmadinejad

Collapse
X
 
  • Filter
  • Time
  • Show
Clear All
new posts

  • اعتراف احمدی نژاد
    با افراد پشت صحنه امريكا گفتگو كردم!
    رئيس جمهور در سخنرانی گشايش سال تحصيلی دانشگاهی، با يك موضع گيری جنگي
    عملا اعتراف به سمت گيری توليد سلاح اتمی در ادامه برنامه اتمی ايران كرد!






    دور جديدی از شاخ و شانه كشيدن ها و مقابله های دو خط طرفدار طرفدار سياست جنگی و مخالفان آن در تهران و با سخنرانی جديد احمدی نژاد و مصاحبه مطبوعاتی سخنگوی دولت آغاز شد. هر دو سخنرانی و اظهار نظر، در برابر آن پيش بينی هائی قرار دارد كه از مذاكرات علی لاريجانی و همآهنگ كننده سياست خارجی اتحاديه اروپا استنباط شده بود و اين خود نشان می دهد كه انتشار نامه آيت الله خمينی در باره پايان جنگ و فلاكت اقتصادی- نظامی كشور در آن مقطع به ريشه بحث های پشت صحنه باز می گردد.

    احمدی نژاد كه برای افتتاح سال جديد تحصيلی دانشگاه ها سخنرانی كرد، بجای پرداختن به فضای اعتراضی دانشجويان و استادان نسبت به نظامی شدن دانشگاه ها، از سياست جنگی دولت خود دفاع كرد و گفت:

    كسی نمي*تواند به تاسيسات ايران حمله كند و اگر حمله كند، چون اين فناوری در دست و در ذهن جوانان ماست، آنها مي*توانند بهترش را ايجاد كنند! (ظاهرا رئيس جمهور يادش رفته پيامدهای ويرانگر و اقتصادی چنين حمله كدام است!)

    احمدی نژاد در يك جمله بندی ناشيانه عملا اعتراف به گرايش به توليد سلاح اتمی درايران كرد و در سخنان خود گفت: كسانی كه مي*گويند ايران در دستيابی خود به انرژی صلح*آميز هسته*ای مخفيكاری كرده دروغ بزرگی مي*گويند. ما اعلام كرده*ايم كه دارای چرخه سوخت هستيم و آن را در معرض عموم قرار داديم، ولی دولت*هايی كه با ايران مخالفت مي*كنند دارای بمب*های نسل اول، نسل دوم و سوم هستند و آن را آزمايش مي*كنند. آنها در مخالفت با دستيابی ايران به سلاح هسته*ای مي*گويند ممكن است كه ايران در آينده از فعاليت*های صلح*آميز انحراف پيدا كند و اين نگران كننده است. آيا به نظر شما اين استدلال*ها خنده*دار نيست؟

    احمدی نژاد در بخش ديگری از سخنرانی خود ناچار شد به شايعاتی كه در باره ملاقات های غير علنی وی در امريكا وجود دارد اشاره كند. او از يك نمونه ملاقات های خود ياد كرده و بی آنكه بگويد اين ملاقات در كجا و با چه كسانی انجام شده، وعده داد متن مذاكرات را منتشر خواهد كرد. او كه كوشيد به شايعات پاسخ بدهد، گفت:

    با اعضای شورای روابط خارجی آمريكا در نيويورك ديدار كردم. اعضای اين شورا، افراد پشت *صحنه آمريكا هستند و من به همين خاطر متن گفت*وگوی خود با آنها را داده*ام تا منتشر شود و مردم بدانند كه من چه حرفی زدم و آنها چه حرفی زدند.

    احمدی نژاد در بخش ديگری از سخنرانی خود، باز هم بطرزی ناشيانه فاش ساخت كه در امريكا دو ديدار و حضور داشته است. يعنی يك حضور رسمی در شورای روابط خارجی امريكا( نكته ای كه احمد جنتی دبير شورای نگهبان در خطبه های نماز جمعه خود منكر آن شده بود) و يك ديدار خصوصی كه احمد جنتی در همان خطبه های نماز گفت "در هتل محل اقامت احمدی نژاد انجام شده و رئيس جمهور مثل يك ستاره بين المللی استقلال خود را نشان داده و آنها را به هتل خودش آورده و نرفته به ديدار آنها، بلكه آنها به ديدار او رفته اند!) از قول احمدی نژاد بخوانيد:

    من در شورای روابط خارجی آمريكا مواضع ايران را گفتم ولی آنها توهين كردند و من به آنها گفتم از توهين شما متشكرم.


    Comment


    • I think he's not a rooky any more. He's now one of the most popular politicians of the world.

      Everywhere I go, in Turkey, Egypt and other Muslim countries, they idolize Mr. Ahmadinejad. They're longing for a government like the current Iranian government. Well, in the region there are some Islamic revolutions to come: Iraq, Saudi Arabia, Egypt, Pakistan. The so-called post-revolutionary phase will break out while Iran has passed this era and will come out of the age of puberty and will become a more or less democratic country. The people in the Middle East idealize the Iranian revolution too much, once you consider this fact, you understand the speeches (and letters) of Mr. Ahmadinejad. An instable Middle East means a powerful Iran.

      Picture that: Because of Mr. Ahmadinejad's speeches and the current dispute between Iran and the West, even the people of Turkey find Iran as their favorite country in the world (Survey 2006)! Then you can imagine what people of Palestine and Libanon think about Iran and its president.

      My favorite entertainers sorry politicians at the moment are: Mr. Chavez, Mr. Ahmadinejad and Mr. Bush

      Comment


      • معاون نخست وزير اسرائيل در مورد پيشنهادهای مبنی بر تشکيل کنفرانس صلح خاورميانه اظهار بدبينی کرد
        در حالی که تلاش بين المللی در راه يافتن راه حلی برای پايان دادن به اختلاف مربوط به برنامه اتمی ايران افزايش يافته، اسرائيل لحن خود را در مقابل ايران شديدتر کرده است.
        شيمون پرز، معاون نخست وزير اسرائيل که سرگرم ديداری از آلمان است در نشستی خبری در برلين از جامعه جهانی خواست تا در برابر ايران از خود ضعف نشان ندهد.

        آقای پرز با اشاره به اينکه رئيس جمهور ايران با وجود اعتراض گسترده جهانی سخنان خود را در مورد محو اسرائيل تکرار کرده است گفت: "محمود احمدی نژاد بمب انسانی است و به طور علنی گفته که مسئله خاورميانه هنگامی حل خواهد شد که اسرائيل وجود خارجی نداشته باشد".

        معاون نخست وزير اسرائيل افزود دستيابی ايران به سلاح اتمی غيرقابل قبول است و جامعه جهانی نبايد در اين مورد دچار شکاف شود.

        آقای پرز ادامه داد: "ادعاهای صلح طلبی ايران پوچ است، اينجا موضوع خوب و بد در ميان نيست بلکه ايران دنيا را به بخش مؤمنان و کافران تقسيم می کند، بنابراين همه کشورهای جهان بايد از اتمی شدن ايران جلوگيری کنند".

        معاون نخست وزير اسرائيل در مورد پيشنهادهای مبنی بر تشکيل کنفرانس صلح خاورميانه اظهار بدبينی کرد و گفت چنين کنفرانسی بی نتيجه خواهد بود زيرا اعمال فشار بيشتر بر حماس يا حزب الله لبنان به روند صلح کمکی نخواهد کرد بلکه مهم آن است که به رشد اقتصادی منطقه توجه شود چون تمرکز فعاليتها در زمينه سياسی در حال حاضر بيش از حد شده است.

        Comment


        • رييس جمهورى اسلامى ايران تاكيدد كرد: تحريم ايران از سوى كشورهاى اروپايى و غربى در تصميم ايران تاثيرى نخواهد داشت.

          "محمود احمدى نژاد" در حاشيه ديدار جمعى از ايتام تحت پوشش كميته امداد امام خمينى و سازمان بهزيستي،در گفت و گو با خبرنگاران، اين سخنان را در پاسخ به تهديدات اخير اين كشورها مبنى بر تحريم ايران بيان كرد.

          احمدى نژاد با تاكيد بر اينكه اگر دشمنان ملت ايران بخواهند ايران را تحريم كنند، ما نيز آنها را تحريم خواهيم كرد، افزود: آنها در طول ‪۲۷‬ سال گذشته هر كارى كه مي*توانستند عليه ايران انجام دادند، اين*ها چيز جديدى نيست.

          رييس جمهورى اسلامى ايران خاطرنشان كرد: بالاخره آنها كار خودشان را مي*كنند و ما نيز كار خود را مي*كنيم.

          احمدى نژاد همچنين در ادامه در پيامى به جوانان ايران اسلامى گفت: هر جا ايمان، اراده و ايستادگى وجود داشته باشد، پيروزى نيز وجود خواهد داشت و اين يك فرمول خيلى ساده براى تمام جوانان است.

          رييس جمهورى همچنين در پاسخ به سوالى درخصوص معرفى اسامى كسانى كه وام*هاى كلان از سيستم بانكى گرفته و نسبت به بازپرداخت آن اقدام نمي*كنند گفت كه اين موضوع در حال پيگيرى است و نتيجه آن اعلام خواهد شد.

          Comment


          • Comment


            • يکشنبه*شب جمعی از ايتام تحت پوشش بهزيستی و کميته*ی امداد امام خمينی(ره) در مراسم ضيافت افطار ر*ييس*جمهور - که در مسجد سلمان نهاد رياست*جمهوری برگزار شد - شرکت کردند.

              به گزارش خبرنگار خبرگزاری دانشجويان ايران دکتر محمود احمدی نژاد بعد از شرکت در اين ضيافت افطاری که در محفلی صميمانه برگزار شد، در جمع خبرنگاران و در پاسخ به سوال خبرنگار ايسنا درباره*ی تهديدهای کشورهای غربی مبنی بر تحريم ايران گفت: ما نيز آن*ها را تحريم می*کنيم.

              وی هم*چنين در پاسخ به سوال خبرنگاری درباره*ی تهديدهای اخير گروه ۱+۵ مبنی بر جدی*تر شدن تحريم ايران، اظهار داشت: آن*ها طی ۲۷ گذشته هر کاری که می*توانستند عليه ايران انجام دادند، اين*ها چيز جديدی نيست. بالاخره کار خودشان را می*کنند و ما نيز کار خود را می*کنيم.

              خبرنگار ايسنا گفت که اروپاييان در حال حاضر تبليغات وسيعی را درباره*ی تحريم ايران به راه انداخته*اند، احمدی*نژاد هم گفت: ما نيز تبليغ و آن*ها را تحريم می*کنيم.

              خبرنگاران از رييس*جمهور خواستند که پيامی برای حسين رضازاده قهرمان وزنه برداری جهان داشته باشد که وی اظهار داشت: من برای رضازاده پيامی ندارم، برای جوانان ايران اسلامی پيام دارم، چراکه بالاخره هر جا ايمان، اراده و ايستادگی وجود داشته باشد، پيروزی نيز وجود خواهد داشت و اين يک فرمول خيلی ساده برای تمام جوانان است.

              خبرنگاری وعده ۱۵ روزه رييس*جمهور به مردم در ارتباط با معرفی کسانی که وام*های کلان خود از بانک*ها را تسويه نکنند را يادآور شد و توضيح بيشتری خواست. احمدی*نژاد گفت: جدی جدی می*خواهيد يک مصاحبه کامل بکنيد. خبرنگاران گفتند که شما اين سوال را پاسخ دهيد، ما ديگر سوالی نخواهيم پرسيد. احمدی*نژاد گفت: کدام يک از سوالات*تان را جواب دهم. خبرنگاران گفتند همين سوال ۱۵ روز را، و بگوييد که بررسی*های*تان به کجا رسيده است و چند نفرشان حساب*شان را هنوز تسويه نکرده اند؟

              رييس جمهور نيز در پاسخ گفت: طی گزارشی آن*هايی را که مد نظرم بوده*اند را مشخص می*کنند و برای من می*آورند، من هم اعلام می*کنم.

              احمدی نژاد در اين مراسم - که به مناسبت فرا رسيدن آغاز هفته*ی اطعام و اکرام ايتام و ولادت امام حسن مجتبی(ع) برگزار شد و حدود ۲۰۰ تن ازجوانان ونوجوانان تحت پوشش کميته*ی امداد و ۱۰۰ نوجوان زير نظر سازمان بهزيستی حضور داشتند - ابتدا در جمع اين نوجوانان افطار کرد و بعد از آن نيز به مدت نسبتا طولانی با آن*ها گفت*وگو کرد و به سخنان آن*ها گوش داد.

              Comment


              • I love everyone, says smiling Ahmadinejad

                It is unconventional for New York press conferences to begin with a recital of the Qur'an, but then the president of the Islamic Republic of Iran is anything but conventional. "I thank God the Almighty for giving me an opportunity to meet with my friends once again," he said at the start of yesterday's address, having recited several verses.
                In an hour of questioning from the media, Mahmoud Ahmadinejad talked about Iran's nuclear programme, his attitude to Israel and his views on America. Smiling broadly, he invoked the prophet Moses, said he loved everyone around including Jews and apologised to New York for the traffic problems caused by this week's UN general assembly.

                As the annual assembly approaches the end of its first week, Mr Ahmadinejad appears to be stealing the show. He has appeared on CBS and CNN television, had a bilateral meeting with Romano Prodi, Italy's prime minister, and addressed the august thinktank, the Council on Foreign Relations. If the White House was hoping he would come to New York, deliver his 15-minute speech to the assembly on Tuesday and then quietly go, they hoped wrong.
                Iran's president began the substantial part of the press conference by adopting George Bush's technique. On Tuesday Mr Bush spoke to the people of Iran, ignoring the delegation from Tehran in the assembly chamber. Mr Ahmadinejad spoke to the people of America, saying he regretted that he had not had the chance to meet and talk to them directly.

                He was quick to point out the failings of the US administration towards its own people. "My country offered help to the victims of Katrina," he said, "when we saw bodies floating in the water and the homeless." Asked about political prisoners in Iran, he replied: "There are 219 million people in the US and 68 million people in Iran. There are 3 million prisoners in the US and 130,000 in Iran. The percentage is much higher."

                At the Council on Foreign Relations on Wednesday night, Mr Ahmadinejad proved to be a formidable interlocutor for some of America's most experienced minds on international affairs. He ended the session by asking whether the thinktank's members were speaking for the Bush administration. The decision to invite him to speak to the institution caused some of its members to refuse to attend.

                With Iran's nuclear programme dominating the backstage diplomacy at the UN this week, Mr Ahmadinejad consistently denied that Tehran was involved in developing the bomb. "The bottom line is we don't need the bomb. Some people think you can deal with problems through the bomb, and they are wrong," he said.

                He accused America of being hostile towards his country for 27 years and said Washington's stance was hypocritical, "coming from the country which has an immense stockpile of nuclear bombs and even today is developing a new, more frightening, generation of bombs".

                Only once did he raise his voice a little. "We will stand up when we are oppressed and when people try and impose their will on us. We will never permit that, never permit that," he said.

                He spoke of his belief in "love and peace" and dismissed the portrayal of him in the west, even slipping into the third person. "Even if Ahmadinejad, even if I were a person who would keep my silence, do you think injustice would go unnoticed?" he asked. He offered conciliatory words for Israel. "We love everybody around the world: Jews, Christians, Muslims ..." Minutes later he qualified his words: "Zionists are not Jews. Zionists are Zionists," he said.

                Comment


                • مصطفی پور*محمدی وزير کشور دولت نهم اعلام کرد: "براساس دستور رئيس جمهوری ادارات استانی سازمان*های مديريت و برنامه*ريزی کشور از سازمان مرکزی منفک و به استانداري*ها ملحق شدند".
                  وی در تشريح دلايل اين تصميم تاکيد کرد که اقدام مزبور "نقش موثری در تمرکز زدايی و گسترش تصميم*گيري*های محلی" خواهد داشت.

                  Comment



                  • looooooool.in digeh ajab divunei hast !

                    Comment


                    • On tour with Iran's president

                      Iranian President Mahmoud Ahmadinejad has been visiting hundreds of small towns and rural communities in an effort to meet the people. Frances Harrison followed him to the town of Shahriar, outside the capital Tehran.

                      There is an expression in Persian - "Do you think I come from behind the mountain?" It is these "behind the mountain", back of beyond places that Mr Ahmedinejad has made a point of visiting since his election.

                      Often we have to consult a map when he pops up live on Iranian TV in some place we have never heard of.

                      When Mr Ahmadinejad goes on one of his trips, journalists have to gather at the presidential palace hours early for security checks.

                      Formal complaint

                      I was directed through the women's security channel and a rather sour lady dressed in a black chador refused to let me through.

                      She kept on saying she had to "co-ordinate", making telephone calls to her bosses. Several times I had to emerge from her checking cubicle to call my male colleagues to tell them I was being held up.


                      Thousands and thousands of people came to see the president - segregated with women on one side and men the other


                      We were bundled on to non-air-conditioned buses stuffed with plain clothes intelligence men and driven off beyond the south of Tehran.

                      To my surprise, a journalist sitting behind me tried to interview me about the fact that the Iranian Embassy in London had lodged a formal complaint about my reporting of their reaction to the North Korean test.

                      Later, the same people who had complained conceded it was not my report they were unhappy with but that did not stop them broadcasting the allegations against me on state run television that night.

                      We arrived in the dusty town of Shahriar to find the streets bedecked with posters of the president.

                      As we were led into a sports stadium security officials spoke into their walkie talkies saying "we're bringing the foreigners in now".

                      Emotional hunger

                      Bearded men we did not know kept walking past muttering about the BBC. A security woman in a chador called Mrs Rezaie was assigned to keep watch over me. At first she told members of the public not to speak to me; later on she disappeared having found it impossible to control the crowd.

                      Thousands and thousands of people came to see the president - segregated with women on one side and men the other.


                      One year after Mahmoud Ahmadinejad came to power these people still have faith that he will change their lives


                      Officials were gathering armfuls of letters and petitions written by the crowd. Scraps of lined paper torn out of exercise books with hand written pleas on them.

                      Women were actually weeping because they could not get to talk to Mr Ahmadinejad. They could not understand that he was not able to have personal audiences with them.

                      What surprised me was the emotional hunger, the neediness of these people, their desperation. Most were very poor and not highly educated.

                      Several old ladies told me they wanted the president to give them a house. Another sought help with medical treatment for her husband - a veteran of the Iran-Iraq war.

                      A mother wanted the president to do something about her son's problems - he was serving in the army. Another lady thought the president should sort out the drug problem in Iran.

                      One year after Mahmoud Ahmadinejad came to power these people still have faith that he will change their lives. Elsewhere in Tehran there are rumblings about the president's failure to curb the rising price of food but here the poor still believe in him.

                      Anti-Western mood

                      Interviewing the crowd proved problematic. As soon as we started talking to one woman someone had the bright idea of sabotaging the interview by urging the crowd to shout "death to America" very loudly.

                      Later a teacher told me they had thought I was American.

                      The mood was very anti Western - several times people told the crowd not to tell us their problems because we were from the foreign media and could not be trusted.

                      Strange people kept coming up to offer us interviews and then turning on us saying why did we want to present a negative view of Iran.

                      When we left we received a call from the president's office. They said we were not allowed to broadcast any of the interviews we had done with the crowd.

                      We said we would then have to announce that we had been censored.

                      They threatened us with cutting off all co-operation in future. Then the Ministry of Islamic Guidance telephoned to repeat the warning.

                      The bizarre aspect was that everyone we had interviewed had been positive about the president - one young girl had even said she had come to get a glimpse of him from afar - like a film star.

                      I have to confess I never actually saw the president. I was inside the stadium but in a press enclosure at the far side of the stage. So much for my first and probably last trip with him.

                      Comment


                      • ضيافت اصولگرايان و سخنان عجيب احمدي*نژاد
                        گفتم با خدا ارتباط دارم!
                        آفتاب: اگر* چه انتظار مي*رفت تا رييس*جمهور در مراسم افطاری که در آن همنشين سران تشکل*های اصول*گرا و احزاب حامی دولت بود پيرامون برنامه*های آتی اصول*گرايان سخن بگويد اما احمدي*نژاد ترجيح داد تا در اين فرصت بيشتر به تبليغ خود بپردازد. احمدي*نژاد در اين ضيافت که با لحنی ,خودمانی, برای حاميانش سخنرانی مي*کرد، خاطرات متعددی از سفرهای رسمی خارجی خود ذکر کرد تا اثبات کند که ,موج دوم انقلاب، گسترده*تر و سهمگين*تر از موج نخست برپا شده است,.


                        محمود احمدي*نژاد شنبه شب همنشين جمعی از فعالان سياسی حامی دولت و اعضای شورای مرکزی احزاب و تشکل*های اصول*گرا بود که با عنوان ,افطاری اعضای جامعه اسلامی مهندسين و گروه*های جبهه پيروان خط امام و رهبری, برنامه*ريزی شده بود. در اين مراسم افطار که در مسجد سلمان نهاد رياست جمهوری برگزار شد علاوه بر حضور شخصيت*های تاثير گذار جناح اصول*گرا، محمدرضا باهنر دبيرکل جامعه اسلامی مهندسين،حسن غفوري*فرد رييس ستاد انتخاباتی جبهه پيروان خط امام و رهبري،حبيب الله عسگراولادی عضو شورای مرکزی حزب موتلفه و دبيرکل جبهه پيروان خط امام و رهبری درباره مسايل سياسی کشور سخنرانی کردند و پس از آن احمدي*نژاد طی سخنانی به تشريح سياست*های هسته*ای دولت پرداخت.

                        اين مراسم هم مانند بسياری از برنامه*های نيمه*خصوصی محمود احمدي*نژاد با چند خبر رسمی و آبرومندانه از سوی خبرگزاري*های دولتی و نيمه*دولتی کشور اعم از ,ايسنا, و ,مهر, و ,فارس, پوشش يافت. با اين حال، پايگاه خبری ,ايرانيوز, که به عنوان يکی از رسانه*های نزديک به محمد باقر قاليباف شناخته مي*شود در خبری با عنوان ,روايت متفاوت ايرانيوز از سخنان خبرساز و جديد محمود احمدی نژاد, نشان داد که آقای

                        رئيس*جمهور چندان هم اتوکشيده سخنرانی نکرده است. اين خبر به گفته اين پايگاه خبري*-*تحليلی توسط ,خبرنگار ايرانيوز که اين بار توانسته بود در کنار رسانه*های دولتی سخنان رئيس دولت را پوشش دهد, نوشته شده است که آفتاب بخش*های اصلی آن را ,عيناً, برای اطلاع خوانندگان خود منتشر مي*کند.

                        احمدي*نژاد در ابتدای سخنان خود ضمن يادآوری ديدار سال گذشته*اش با جامعه اسلامی مهندسين گفت: به شما گفته بودم که موج دوم انقلاب، گسترده*تر و سهمگين*تر از موج نخست برپا شده و امسال فکر مي*کنم بايد نمونه*هايی از اين رويداد را برای شما يادآوری نمايم.

                        رئيس دولت نهم ضمن ذکر خاطراتی از سفرهای خود به کشورهای مختلف دنيا طی سال گذشته تصريح کرد: چندی پيش که برای شرکت در اجلاس گروه ۸ به اندونزی سفر کرده بودم، بخشی از اين تغيير و تحول را مشاهده کردم و اين خاطره*ای جالب و شنيدنی است.

                        وی ادامه داد: در هتل محل اقامت ما چيزی قريب به يکصد دانشجوی دختر و پسر که هيچکدام پوشش و تيپ حزب*الهی هم نداشتند! به کارآموزی مشغول بودند. يکی از شب*ها که بسيار دير وقت به هتل بازمي*گشتم، متوجه شدم که دوره کارآموزی اين افراد به پايان رسيده و آنها در چی چی هتل! (در اين هنگام تعدادی از مستمعين خطاب به احمدي*نژاد کلمه لابی را يادآوری کردند) منتظر مانده*اند تا برگه*های کارآموزي*شان را من امضاء کنم!

                        احمدي*نژاد ادامه داد: من به آنها گفتم برگه*های کارآموزي*تان به من چه ارتباط دارد و آنها اصرارکردند که مگر تو احمدي*نژاد نيستي؟ پس بايد برگه*های ما را امضا کنی! جالب اينجا بود که اين کارآموزان همه جثه و اندامی چون خود من داشتند يعنی ريزه و کوچک بودند اما در ميانشان فردی بود که اندامی بزرگ و چهره*ای متفاوت داشت. به او گفتم: اهل کجايی و او پاسخ داد آلمانی هستم. گفتم، خوب حرف حسابت چيست او گفت: استقامت کنيد؛ آمريکا هيچ غلطی نمي*تواند بکند.

                        رئيس دولت نهم در اين هنگام تصريح کرد: اينها اتفاقات و مواردی هستند که حتماً نمي*توان از طريق اخبار به شکل درست آنها را منتشر کرد، رسانه*ها و اخبار از پوشش اين موارد ناتوانند.

                        دکتر احمدي*نژاد در ادامه سخنان خود با هدف تأکيد بر گسترش موج دوم انقلاب به ذکر خاطراتی ديگر از سفرهای خارجی خود پرداخت.

                        وی گفت: در ادامه همان سفر به جزيره بالی وارد شديم، برنامه*ها به شدت متراکم و فشرده بود، اجلاس عمومي، مذاکرات دوجانبه، جلسات خصوصی و ... در اين ميان تعدادی زيادی از دانشجويان هندو به ديدار ما آمدند. آنها فرياد مي*زدند Ahmadinejad, we love you (احمدي*نژاد ما عاشق تو هستيم). اين وضعيت را ما يک ماه بعد در کشور چين هم داشتيم. جايی که دانشجويان نيمه شب به ديدار ما آمدند و برنامه*ريزی کردند و سازماندهی کردند و ابراز علاقه به ما مي*کردند.

                        دکتر احمدي*نژاد همچنين به ذکر خاطراتی از سفر خود به آمريکا نيز پرداخت و گفت: در جريان سفر به آمريکا نيز وضعيت همين بود. آنجا از طرف دانشگاه کلمبيا مدام به ما فشار مي*آوردند که مي*خواهيم يک بحث علمی با شما در دانشگاه داشته باشيم. من ابتدا مخالفت مي*کردم چون مجبور بوديم يک روز بيشتر بمانيم و بر همين اساس مي*گفتم به دليل مشغوليت فراوان نمي*توانيم بياييم. منتها بعد از ورود ما به آمريکا، ديگر از طرف دانشگاه آمدند و گفتند شما حتماً بياييد. خلاصه ما قبول کرديم. ولی من همان موقع به اطرافيان گفتم که دولت آمريکا اجازه نخواهد داد اين جلسه برگزار شود چرا که سخنان ما همه چيز آنها را به هم خواهد ريخت. بعد هم ديديد که اجازه ندادند و گفتند نمي*توانيم امنيت دانشگاه را تأمين کنيم.

                        در آمريکا يک نکته جالب ديگر هم بود. آنها گفتند هواداران اسرائيل مي*خواهند عليه ما تجمع کنند. بعد ما ديديم که نهايتاً ۸۰۰ نفر در حمايت از اسرائيل به نيويورک آمده بودند، آن هم نيويورکی که تحت سيطره صهيونيست*ها است. تازه بعد فهميديم ۲۰۰ نفر از مخالفان اسرائيل هم آنجا رفته*اند و خلاصه کلی با هم دعوا و زد و خورد کرده*اند. همين هم شد که من به خبرنگارانشان گفت: شما با اتوبوس آدم آورديد که از اسرائيل دفاع کنند، آيا پول نهارشان را هم داده*ايد؟

                        احمدي*نژاد ادامه داد: دانش*آموزان آمريکايی مي*گفتند اينجا نمي*گذارند ما صدای شما را بشنويم. اين دانش*آموزان به من شماره تلفن*هايشان را دادند و گفتند شما زنگ بزنيد ما صدايتان را پشت بلندگوی مدرسه مي*گذاريم تا همه بفهمند شما چه مي*گوييد.

                        وی تصريح کرد: خلاصه اينکه اينها همه نشانه تحول است. يعنی همان چيزی که گفتم، يعنی دنيا به سمت تحول در مبانی فکري*اش حرکت کرده. در اين ميان ما دو وظيفه مهم داريم. اول اينکه بايستيم و پايداری کنيم و دوم آنکه الگو بدهيم.

                        دکتر احمدي*نژاد در ادامه با بيان اينکه مي*خواهد با جمع حاضر و برخی دوستان شوخی کند، گفت: خيلی وقت*ها در موضوع هسته*ای من به دوستان مي*گويم نگران نباشيد، اينها فقط هارت و پورت مي*کنند اما دوستان باور نمي*کنند و مي*گويند تو به جايی وصل هستی! من مدام مي*گويم الان غرب در برابر ما خلع سلاح شده و نمي*داند چگونه موضوع را جمع کند اما دوستان مي*پرسند تو حرف*های آسمانی مي*زنی! بعد ما را مسخره مي*کنند!

                        باور کنيد ما از لحاظ حقوقی و از ديد افکار عمومی امروز کاملاً موفق بوده*ايم. من اينها را از روی اطلاع مي*گويم. يکی از من پرسيد ,فلانی مي*گويند تو ارتباط داری,. گفتم بله دارم. پرسيد واقعاً ارتباط داري؟ با چه کسي؟ و من گفتم با خدا ارتباط دارم. مگر خدا نگفته که هيچ راهی از کفار بر مؤمنين باز نمي*شود. خوب مگر اينکه ما مومن نباشيم و الا خداوند که گفته*اند شما پيروزيد. اما همين دوستان مي*نشينند و مي*گويند احمدي*نژاد حرف*های عجيب و غريب مي*زند. خداوند اگر ما مومن باشيم، اين پيروزی و اين معجزه را نشان مي*دهند. مگر حتماً بايد در اين قرن از دل کوه شتر بيرون بيايد تا دوستان قبول کنند معجزه را. مگر همين انقلاب معجزه نبود؟ مگر امام (ره) معجزه نبود؟

                        احمدي*نژاد در ادامه
                        صراحتاً به انتقاد از سخنان و مواضع تعدادی از چهره*های اصولگرا پرداخت و گفت: به اعتقاد من يکی از مشکلات اصلی ما در اين روزها بالا بودن نرخ سود بانک*ها است. برادری که دوست ماست، دو سال پيش وحشتناک*ترين و آتشين*ترين انتقادات را از سيستم سود بانک*ها مي*کرد اما همين که ما وارد موضوع شديم، حالا از دست ما ناراحت است يا چيزی ديگر، بدترين حرف*ها را در باره ما زده*اند و ۱۰ جا مصاحبه کرده*اند. يا برادری ديگر که در دوره قبل فرياد مي*زدند چرا اسامی مفسدين را علام نمي*کنيد، حالا که دولت مي*خواهد اسامی را اعلام کند، مي*گويد اين چه حرفی است که دولت مي*زند و شما داريد امنيت سرمايه*گذاری را زير سؤال مي*بريد. عجب! عجب! واقعاً چه شده؟ حالا ما آمديم، اشکال ندارد ۴ سال ديگر هم شما مي*آييد، يا اصلاً کس ديگر مي*آيد؟ مگر چه شده؟

                        احمدي*نژاد تصريح کرد: به اعتقاد من الان زمانی است که جريان انقلاب دارد از يک صافی عبور مي*کند و اين روزها در واقع روزهای جهش و کمال انقلاب است. ديگر ما عنوان و تابلو نمي*خواهيم. الان مهمترين مسأله اين است که ما خالص باشيم.

                        وی خطاب به جامعه اسلامی مهندسين گفت: البته اين موارد را در جمع شما دوستان مي*گويم. ما خودمان کلی در شهر تهران برای شما تراکت و تبليغ چسبانده*ايم تا به مجلس برويد – البته قبل از شهرداری – چون الان رسانه*ها اين حرف*ها را منتشر مي*کنند.

                        دکتر احمدي*نژاد بخش ديگری از سخنرانی خود در مسجد سلمان فارسی را به انتقاد از جرج بوش اختصاص داد و گفت: اين رئيس جمهور آمريکا هم مثل ماست. يعنی به ايشان هم الهام مي*شود. البته نه از نوع آقای الهام خودمان (خنده جمع) بلکه الهام از نوع شيطاني*اش. شيطان به رئيس جمهور آمريکا الهام مي*کند. او (جرج بوش) گفته جامعه جهانی در مورد ايران اعتقاددارد که فلان و بهمان. ما مي*گوييم شما که نماينده جامعه جهانی نيستی!
                        شما نماينده مردم خودت هم نيستی. اگر راست مي*گويی به يک شهر کوچک برو در ميان مردم تا ببينی در مورد تو چه مي*گويند. اصلاً مردم شما اگر شما نباشيد خوشحال هم مي*شوند. شما استعفا بدهيد تا ببينيد مردم*تان خوشحال مي*شوند يا ناراحت.

                        احمدي*نژاد با اشاره مجدد به موضوع انرژی هسته*ای گفت: آنها (غرب) دو کار زشت کرده*اند. اول آنکه به لبنان حمله کردند تا از ما امتياز بگيرند، دوم آنکه موضوع را به شورای امنيت بردند. البته آنها خودشان الان در منجلاب مانده*اند يعنی نمي*دانند با ما چه کنند. ما هم يک ميلي*متر عقب نمي*رويم. اول به اين دليل که اگر کمی عقب بنشينيم يعنی حتی اگر تعليق را برای يک روز قبول کنيم، آنها مي*گويند پس اينها تحت فشار عقب*نشينی مي*کنند و دوم آنکه اگر چنين کنيم آنها به همه دنيا مي*گويند که اينها غني*سازي*شان را بالاخره متوقف کردند. مگر ما در دوره پيش همه چيزمان را متوقف نکرديم! خوب چه چيزی به دست آورديم؟ البته همان زمان خيلي*ها مي*گفتند خوب اصلاً اگر کل کار هم متوقف شود مگر چه اتفاقی مي*افتد؟ ما چه چيزی را از دست مي*دهيم؟ من الان مي*گويم که ما به لطف خدا بسياری از مسير را جلو آمده*ايم و شما هم مطمئن باشيد که آنها جرأت حمله به ما را ندارند.

                        وی در پايان با اشاره به اخبار منتشر شده در خصوص حرکت دو ناو آمريکايی به سمت آب*های خليج فارس گفت: اين هم از آن حرف*هاست. من الان مي*گويم که خيالتان راحت باشد. ۲ ناو مي*آيند که بيايند. حالا برخی در ايران اين خبرها را در بوق کرده*اند که ۲ ناو دارند مي*آيند. چرا ۲ ماه پيش که ۱۴۰ ناو آنها مي*رفتند چيزی نمي*گفتيد؟ اتفاقاً من اعتقاد دارم همين که آنها مي*آيند يعنی ممکن نيست اتفاقی بيافتد، اگر آنها از منطقه بروند خطرناک است و معلوم مي*شود نقشه*ای دارند. مشابه همين چندوقت پيش که در جلسه شورايعالی امنيت ملی گفتم ,مطمئن باشيد رفتن اين ناوهای آمريکايی از خليج فارس، شروع يک اتفاق بد است, و بعد هم ديديم که جنگ لبنان را پيش آوردند.

                        Comment


                        • رودولف كيمللى، روزنامه*نگار آلمانى مى*نويسد: ? ايرانى*هايى كه نگاهى انتقادى به مسائل كشورشان دارند، مى*دانند كه رئيس جمهورشان هرچند كه در كشورهاى عربى و در جهان سوم حضورش چشمگير و هيجان*برانگيز است، ولى اين رئيس جمهور نتوانسته حتا يك معضل ساختارى كشور خود را حل كند. غنى*سازى اورانيوم براى رآكتورهاى هسته*اى، كه تا مرحله*ى بهره*بردارى فاصله*ى بسيار دارد، برنامه**اى نيست كه براى رفاه عموم مردم در نظر گرفته شده است.?

                          رودولف كيمللى، روزنامه*نويس و مفسر روزنامه*ى ,زوددويچه تسايتونگ, در شماره*ى روز جمعه ۱۳ اكتبر اين روزنامه، مقاله*اى پيرامون معضل تورم در ايران و نقش دولت محمود احمدى*نژاد منتشر كرده است.

                          اين روزنامه*نگار كارشناس مسائل ايران مى*نويسد: ?محمود احمدى*نژاد، رئيس جمهور ايران در انتخابات رياست جمهورى با اين وعده پيروز شد كه گفت، وى پول*هاى نفت را از جيب ثروتمندان درآورده و به دامان فقرا سرازير خواهد كرد. ولى از آنجا كه وى برغم افزايش قابل توجه دستمزدها و حقوق*هاى بازنشستگى نتوانسته تغييرى محسوس در فقر و بدبختى اكثريت مردم ايجاد كند، دولت وى پس از يكسال ، بتدريج محبوبيت خود را از دست مى*دهد. يك نظرخواهى محرمانه*ى شبكه*ى صدا و سيماى جمهورى اسلامى از عدم رضايت ۶۵ درصد ايرانى*ها از كارنامه**ى اقتصادى، سياسى و اجتماعى دولت احمدى*نژاد حكايت مى*كند. همين نهاد صدا و سيما در نظرخواهى** يكسال پيش خود به اين نتيجه رسيده بود كه ۶۰ درصد مردم ايران به دولت جديد نمره*ى قبولى داده*اند.

                          يك نظرخواهى ديگر كه سايت انتقادى ,آفتاب, از ۳۰۰۰ نفر صورت داده است، به اين نتيجه رسيده كه محبوبيت رئيس جمهور بطور مرتب رو به كاهش است. دوسوم پرسش**شدگان آن ?نظر مثبت? سابق را نسبت به رئيس جمهور ندارند. اين عده علت اصلى را عدم تثبيت قيمت مواد غذايى اعلام كرده بودند. همين طور ممنوعيت بستن روزنامه*ها و رسانه**هاى مستقل و نيز سياست جمع*آورى ماهواره*ها به نظر مى*آيد كه تأثيرات منفى خود را گذارده*اند، هر چند كه جمع*آورى بشقاب*هاى ماهواره*اى چندان وسيع نبوده* است.

                          نتيجه آنكه: آن اجماع ملى بر سر برنامه*ى اتمى، كه احمدى*نژاد با بكار انداختن تمامى ابزار تبليغاتى آن را ساخت، نتوانسته است از فشار نگرانى*هاى مردم بر سر مسائل روزمره در درازمدت بكاهد. رئيس دولت طى كارنامه*ى يكساله**اش حدود يكهزار دستورالعمل صادر كرده، از ۱۴۰ شهر ديدن كرده و به ۱۱ هزار نامه پاسخ داده است. صادق زيباكلام، كارشناس علوم سياسى در مقاله*اى منتشر شده در روزنامه*ى اينترنتى ,روز, مى*نويسد: ?با سخنان عوام*پسند و زيباى پوپوليستى نمى*توان بر يك ملت ۷۰ ميليونى حكومت كرد.? وى مى**افزايد: ?ثروتمندان ناراضى*اند، فقيران نيز ناراضى*اند و هر دو ناشى از نبود يك راهبرد سامانمند اقتصادى است.? اين روزنامه*نگار مى*افزايد: ?حتا رهبر مذهبى، آيت*الله على خامنه*اى، كه بطور معمول از سايه*ى حمايت خود بر سر احمدى*نژاد كم نمى*كند، به دولت هشدار داد كه كارى در برابر اين تورم فزاينده بكند. در پى آن بود كه امامان جمعه*ى سراسر كشور نيز اين سخنان را تكرار كردند.

                          وقتى غلامحسين الهام، سخنگوى دولت اعلام كرد كه ?ما تورم را تحت كنترل خود داريم?، آنگاه اعتراض ناشى از شگفتى در ميان نمايندگان مجلس برانگيخته شد. حسين اسلامى*، نماينده*ى مجلس از او خواست ?حتا شده يكبار بيرون رفته و خريد كند.? يك نماينده*ى محافظه**كار ديگر مجلس گفت: ?مردم نسبت به دستگاه ادارى احمدى*نژاد و وعده*هايى كه به هنگام انتخابش به مردم داده است، بكلى بى*اعتماد شده*اند.? وزير كشاورزى احمدى*نژاد هم*اكنون آماج انتقاد*هاى شديد نمايند*گان مجلس واقع شده است. محمدعلى حيدرى، نماينده*ى مجلس شوراى اسلامى و عضو كميسيون كشاورزى به اعتراض مى*گويد، امسال بادنجان و پرتقال را از خارج وارد كرده*ايم، و اين در حالى است كه محصولات داخلى كشور در ?انبارها مى*گندند?.

                          كيمللى در مقاله*ى خود مى*افزايد: ?سه**چهارم نياز بنزين مصرفى كشور را نيز بايد از خارج وارد كرد، زيرا پالايشگاه*هاى كشور ظرفيت ميزان توليد بنزين مورد نياز را ندارند. براى طرح سهميه*بندى بنزين كه براى پاييز امسال در نظر گرفته شده است، احمدى*نژاد از صندوق ذخيره*ى ارزى، كه صندوق درآمدهاى نفتى است، تاكنون شش ميليارد دلار يورو برداشت كرده است.? اين روزنامه*نگار آلمانى مى*نويسد كه ?برداشت سال گذشته تنها يك ميليارد و ۲۰۰ ميليون يورو از اين صندوق ذخيره بود، صندوقى كه وظيفه*اش ايجاد توازن* به هنگام نوسانات ارزى است و براى تأمين پروژه*هاى توسعه و عمران كشور در نظر گرفته شده است.?

                          اين كارشناس مسائل ايران مى*افزايد: ?ايرانى*هايى كه نگاهى انتقادى به مسائل كشورشان دارند، مى*دانند كه رئيس جمهورشان هرچند كه در كشورهاى عربى و در جهان سوم حضورش چشمگير و هيجان*برانگيز است، ولى اين رئيس جمهور نتوانسته حتا يك معضل ساختارى كشور خود را حل كند. غنى*سازى اورانيوم براى رآكتورهاى هسته*اى، كه تا مرحله*ى بهره*بردارى فاصله*ى بسيار دارد، برنامه**اى نيست كه براى رفاه عموم مردم در نظر گرفته شده است.?

                          Comment


                          • دولت فريبكار احمدی نژاد
                            راست ترين دولت
                            تاريخ ج.ا بر سر كار است




                            گرانی شديد و گسترش يابنده در سطح جامعه آشكارا فشار شديدی را بر طبقات متوسط و پايين جامعه وارد كرده و عملا بخش عمده ای از مردم را در دولت به اصطلاح فقير نواز احمدی نژاد حتی از تامين كالاهای اساسيشان محروم ساخته است. افزايش بيش از 30 درصدی قيمت ها موج نارضايتی را در بين كارگران و طبقات پائين جامعه افزايش داده است. خطر عمده ای كه می تواند مانع از اتخاذ هرگونه راهكار درست برای نجات جامعه از شرايط فعلی باشد پاشيدن خاك به چشم مردم و تحميل اين برداشت نادرست به مردم - چه از سوی دولت احمدی نژاد و چه از سوی طرفداران اقتصاد ليبرالی - است كه بحران اقتصادی فعلی ناشی از سياستهای سوسياليستی و مردمی است كه از سوی دولت جديد به اجرا گذاشته شده است. اين به نوبه خود نشانگر وظيفه سنگين و خطيری است كه بر عهده كليه نيروهای مترقی جامعه گذاشته شده تا با نيروئی به مراتب قويتر و استوارتر از آنچه در نقد تصميمات سياسی حاكميت از خود نشان داده اند با افشای سياست های اقتصادی ارتجاعی ليبرالی كه دولت با حمايت رهبر به اجرا گذاشته اين دروغ بزرگ را افشا كنند. ما در اين راه به نوبه خود گامی هرچند كوچك برداشته و اميدواريم همه آنان كه دل در گرو اين آب و خاك دارند ما را در اين راه ياری دهند.

                            از سال 68 با اتخاذ سياست تعديل و خصوصی سازی كه نسخه تجويز شده از سوی بانك جهانی و صندوق بين المللی پول برای ايران بود، ايران از اقتصاد دولتی كه علی رغم تمام نارسائی های ناشی از نبود مديران باتجربه و لايق و هشت سال جنگ تحميلی توانسته بود جنگ را مديريت كرده و در عين حال در تامين مايحتاج اوليه جامعه نسبتا موفق عمل كند به سمت اقتصاد خصوصی حركت كرد.

                            اما حركت به سمت خصوصی سازی هيچگاه نتوانست با سرعت دلخواه بانك جهانی و صندوق بين المللی و اقتصاد دانان ليبرال حركت كند، چرا كه قانون اساسی صريحا از بخش عمده ای از اقتصاد كشور به عنوان بخش دولتی نام برده بود كه مانع از واگذاری آن به بخش خصوصی ميشد. ضمن آنكه به خصوص در دولت خاتمی به دليل حضور نيروهای سازمان مجاهدين انقلاب اسلامی در بخشی از سازمانهای متولی اقتصاد و همچنين تجربه تورم لجام گشيخته دوران رفسنجانی خصوصی سازی با كندی پيش می رفت.

                            با روی كار آمدن احمدی نژاد، با شعارهای عوام فريبانه ای كه اكنون مشخص شده نه تنها با هدف جمع آوری آرا در مرحله انتخابات، بلكه با هدف سرپوش گذاشتن بر برنامه های اقتصادی ضد مردمی بوده كه اين دولت با هدف تحقق آن از سوی حاميانش سر كار آمده است، ارتجاعی ترين تصميمات اقتصادی دوران جمهوری اسلامی به اجرا گذاشته شده است. تصميماتی كه عدم افشای آن برای مردم از سوی نيروهای مترقی نه تنها باعث غفلت مردم خواهد شد، بلكه همين حداقل زيرساخت های اقتصادی كه حاصل صدها مليارد دلار هزينه از كيسه مردم چه قبل و چه بعد از انقلاب است را بين تعداد محدودی آقايان و آقازاده ها و اكنون سرداران سپاه و همچنين كارتل های بزرگ اقتصادی بين المللی به اميد جلب حمايت آنها برای بقای حاكميت فعلی تقسيم خواهد شد يا از بين خواهد رفت.

                            بخشی از اين تصميمات اقتصادی كه نمونه بارز خيانت ملی است به شرح ذيل است:

                            1- اصل 44 قانون اساسی با تائيد رهبر و حمايت دولت عملا كنار گذاشته شد و كليه زيرساختهای مهم اقتصادی كشور از جمله صنايع بزرگ، صنايع مادر، بازرگانی خارجی، معادن بزرگ، بانكداری، بيمه، تامين نيرو، سدها، شبكه های بزرگ آبرسانی و ........ از اين پس به بخش خصوصی واگذار می شود. اين كار به جز چوب حراج زدن به سرمايه های ملی و بيكاری هرچه بيشتر كارگران نتيجه ای در پی نخواهد داشت.

                            2- در لايحه بودجه سال 85 دولت از سپاه و بسيج به عنوان تنها مجری كليه پروژه های عمرانی نام برده شده است. بسيج و سپاهی كه تاكنون جزء بزرگترين مجموعه های واردات كالا به ايران به صورت رسمی و قاچاق بوده اند و نه تنها هيچگونه تخصصی در اجرای پروزه های عمرانی ندارند بلكه سابقه آنها نشان ميدهد كه ترجيح ميدهند به جای درگير شدن در اجرای پروژه های توليدی و عمرانی، كشور را به سمتی هدايت كنند كه در تمام زمينه ها محتاج واردات كالا از خارج كشور گردد .

                            3- كاهش بی رويه نرخ سود بازرگانی كالاها از سوی دولت به بهانه مبارزه با گرانی ای كه خود دولت مهمترين عامل آن است. برای مثال طی ماه جاری نرخ سود بازرگانی واردات گوشت قرمز از 50 درصد به صفر و نرخ سود نخود از 15% ،عدس از 30% و لپه از 20% به يك درصد تقليل يافته است. در نتيجه دولت از اين به بعد خود مهمترين عامل ورشكستگی واحدهای توليدی و بيكاری كارگران اين واحدها خواهد بود و كشور را هرچه بيشتر به وارداتی كه منفعت آن بيشتر به جيب نظاميان و رانت خواران حامی دولت می رود نيازمند خواهد ساخت.

                            4- به صفر رساندن موجودی صندوق ذخيره ارزی كه در زمان دولت آقای خاتمی با هدف تبديل ثروت زيرزمينی به ثروت رو زمينی و بالا بردن ثبات اقتصادی كشور و تزريق آن به بخشهای مولد كشور تشكيل شد، در دولت احمدی نژاد با برداشتهای پياپی و تزريق آن به بخشهای غير مولد و نظامی، نه تنها موجودی آنرا به صفر رسانده بلكه با افزايش شديد نقدينگی (تا سطح 41.3) ناشی از آن قطعا جامعه را با افزايش شديد نرخ تورم و خواه نا خواه لاغرتر شدن سبد خانوار مواجه خواهد ساخت.

                            5- دستور اكيد به بانكها برای كاهش دستوری نرخ سپرده ها، حتی به سطحی پايين تر از نرخ تورم عملا بانكها – بويژه دولتی- را كه يكی از مهمترين ابزار های در دست دولت جهت تاثير گذاری بر بازار پولی و مالی كشور هستند به سمت ورشكستگی سوق داده كه در اين صورت راحت تر به بخش خصوصی واگذار خواهند شد . ضمن اينكه تصميم فوق علاوه بر تضعيف بانكها عامل مهمی در بالا رفتن نرخ تورم در جامعه می شود و كشور را نيز از اين ابزار مهم كنترل بازار پولی و مالی كشور محروم می سازد.

                            نمونه های ذكر شده در بالا از خروار خيانت های اقتصادی حاكميت در يكسال گذشته، نشان ميدهد كه دولت جديد علی رغم چپ نمائی ، راست ترين تصميمات اقتصادی را به مرحله اجرا گذاشته است كه مطمئناٌ فشار اقتصادی شديدتری را حتی نسبت به شرايط فعلی در آينده بر مردم تحميل خواهد كرد


                            Comment


                            • Iran leader in Bush 'Satan' claim

                              Iran's President Mahmoud Ahmadinejad has reportedly delivered a scathing attack on US President George W Bush, saying he is inspired by Satan.

                              Speaking to a group of supporters, Mr Ahmadinejad said he himself had inspirational links to God, Iranian media reports.

                              He was talking to supporters at a mosque in the capital Tehran.

                              The reports come as Iran is facing the prospect of UN sanctions over its nuclear programme.

                              The president has been making light of the risk of any confrontation with the outside world.

                              According to the Iranian media, Mr Ahmadinejad said he had inspirational links to God, and went on to say that if you were a true believer, God would show you miracles.

                              Then the Iranian president said Mr Bush was similar to him.

                              According to Mr Ahmadinejad, the US president also receives inspiration - but it is from Satan.

                              He repeated: "Satan inspires Mr Bush."

                              Mr Ahmadinejad also reiterated that Iran would not suspend its nuclear programme, "even for one hour", and said there would be no retreat, "even one millimetre back".

                              He dismissed talk about possible war breaking out over the nuclear issue as nonsense, saying some people were making an unnecessary fuss about a US naval ship reportedly sailing towards the region.

                              Comment


                              • علی ذبيحی, و ,مهرداد بذرپاش, که به ترتيب مشاوره رئيس جمهور در امور نيروی انسانی و گروه مشاوران جوان را برعهده داشتند، از سمت خود استعفا کردند. اين دو استعفا در حالی صورت مي*گيرد که فشار احزاب و فعالان سياسی بر دولت و زنهار سران نظام از ,احتمال دخالت مسئولين دولتی در انتخابات خبرگان و شوراها, در چند روز اخير به ميزان قابل توجهی افزايش يافته است.

                                به گزارش خبرنگار آفتاب و به نقل از منابع نزديک به دولت، دليل استعفای اين دو نفر، سازماندهی نيروهای حاضر در ستادهای انتخاباتی حامی احمدي*نژاد است که پيش از اين به علت شائبه استفاده از منابع دولتی از دخالت در آن منع شده بودند.

                                پيشتر اخبار نيمه رسمی حکايت از آن داشتند که علی ذبيحی و مهرداد بذرپاش به همراه صادق محصولی از سران اصلی ستادهای انتخاباتی حامی دولت هستند که به منظور حضور در انتخابات دوره سوم شوراها، فعال شده*اند. استعفای اين دو تن مي*تواند دليل منع ايشان از حضور در ستادهای فوق را برطرف سازد؛ هر چند که دولت هنوز اين خبر را تاييد يا تکذيب نکرده و در اين زمينه موضعی نگرفته است.

                                در همين حال، آخرين اخبار منتشر شده حاکی از آن است که محمود احمدي*نژاد از پذيرش استعفای علی ذبيحی خودداری و وی را در سمت پيشين خود ابقا کرده است. خبرگزاری دولتی فارس در خبری که ساعت 5 عصر دوشنبه منتشر کرد تاکيد کرد که ,علی ذبيحی همچنان در نهاد رياست جمهوری مشغول بكار بوده و عهده*دار وظايفی است كه رئيس جمهور برای وی معين كرده است,.

                                Comment

                                Working...
                                X