Announcement

Collapse
No announcement yet.

Iran-U.S.A

Collapse
X
 
  • Filter
  • Time
  • Show
Clear All
new posts

  • هیئتهای کارشناسی ایرانی و آمریکایی دیدار می کنند


    توافق بر سر تشکیل کمیته سه جانبه تنها نتیجه محسوس مذاکرات ایران و آمریکا به شمار می رود
    سفیر ایران در بغداد در گفتگو با خبرگزاری دانشجویان ایران اعلام کرده که هیئتهای کارشناسی ایران و آمریکا قرار است برای نخستین بار اوائل هفته آینده دیدار کنند.
    حسن کاظمی قمی، سفیر ایران در بغداد، دیدار هیئتهای کارشناسی ایرانی و آمریکایی را در راستای تشکیل کمیته مشترکی توصیف کرده که اخیراً در مذاکرات وی با سفیر آمریکا در بغداد مورد توافق قرار گرفت.

    آقای کاظمی قمی به خبرگزاری دانشجویان ایران گفته است: "برای اینکه مشخص شود این کمیته در چه موضوعات و چارچوب و مسئولیتهایی کار خود را شروع خواهد کرد قرار شد که جلسات کارشناسی سه *جانبه تشکیل شود و پیرامون حدود و ثغور، مسئولیتها و موضوعات کار کمیته بحثهای کارشناسی انجام دهد".

    مقامات عراقی در این مذاکرات که در بغداد انجام می گیرد حضور خواهند داشت و بدین ترتیب جلسات جنبه سه جانبه می یابد.

    پس از دیدار هیئتهای کارشناسی ایرانی و آمریکایی، قرار است نوری مالکی، نخست وزیر عراق چهارشنبه هفته آینده به ایران سفر کند.

    کمیته ای که قرار است هیئتهای ایرانی و آمریکایی در مورد نحوه تشکیل آن به گفتگو بنشینند 28 مه (هفتم خرداد) گذشته در مذاکرات سفیران ایران و آمریکا در بغداد، که نخستین تماس مستقیم دو کشور را پس از 27 سال رقم زد، مطرح شد و 24 ژوئیه گذشته (دوم امرداد) مورد توافق قرار گرفت.

    این توافق تنها نتیجه محسوس مذاکرات ایران و آمریکا به شمار می رود.

    آن گونه که دولت عراق اعلام کرده، هدف از تشکیل کمیته سه جانبه ایرانی - آمریکایی - عراقی، تلاش برای مهار گروههای مسلح، مبارزه با القاعده و بهبود امنیت مرزهای عراق خواهد بود.


    Comment


    • Iran-U.S. to hold expert level talks on Iraq: envoy

      TEHRAN (Reuters) - Iran, the United States and Iraq will hold expert level talks next week to define the work of a security committee they agreed to set up in July to help restore security in Iraq, an Iranian news agency reported on Friday.

      The two arch foes Tehran and Washington, which cut diplomatic relations shortly after Iran's 1979 Islamic revolution, held two rounds of rare talks in Baghdad in May and July to find ways to improve security in Iraq.

      In the second round of talks, held on July 24 in Baghdad, representatives from the United States, Iran and Iraq agreed to establish a trilateral committee to investigate issues such as support for militias and al Qaeda in Iraq.

      "To define what issues the (security) committee would discuss and in what framework it will start its work, an agreement was reached to hold expertise meetings," Iran's envoy to Baghdad Hassan Kazemi-Qomi told the ISNA news agency.

      "This will take place early next week," the envoy added.

      Washington accuses Shi'ite Muslim Iran of stirring up violence in Iraq. Iran denies the charge and blames the U.S.-led invasion in 2003 for the bloodshed between Iraq's majority Shi'ite and minority Sunni Arabs.

      The two rounds of Baghdad talks, which only dealt with the situation in Iraq, were the highest profile face-to-face dialogue between Iran and the United States since 1979.

      Tehran and Washington are also at loggerheads over Iran's disputed nuclear work.

      The United States says Iran is trying to build nuclear weapons under cover of a civilian program. Iran denies the charge, saying it wants to obtain the technology to generate electricity.

      Two sets of sanctions have been imposed on the Islamic state for defying repeated U.N. resolutions demanding it suspend all nuclear fuel activity.

      Separately, President Mahmoud Ahmadinejad lashed out at a major planned U.S. arms package to Saudi Arabia and other Gulf States but said it did not worry his country, echoing comments by other senior Iranian officials this week.

      The United States, trying to assure Gulf allies that it remains committed to the region despite its problems in Iraq and the growing strength of Iran, has said it was preparing a major package of arms sales to regional countries.

      "All America's efforts are aimed at creating divisions between our brothers in the region ... We are not concerned about this arms sale," ISNA quoted Ahmadinejad as telling a group of Algerian journalists late on Thursday.

      Comment


      • همزمان با برگزاري دور سوم مذاکرات ايران و آمريکا،وزير دفاع اين کشور با اين پيام که "در كشمكش با ايران هيچ كشوري در منطقه نمي*تواند بي*طرف باشد" به سفر خاورميانه اي خود پايان داد.

        حاصل اين سفر چندين قرارداد تسليحاتي ميلياردي و ديگر توافقاتي بود که جزييات آنها به مطبوعات راه نيافته، اما همين اندازه هم کافي بوده تا روشن کند "مي*خواهند ائتلا*في از کشورهاي عربي عليه ايران سازمان دهند" و اين وضعيت را بايد "جدي گرفت". [عطاء الله مهاجراني]

        مهاجراني در توضيح اين وضعيت، به دو ديدگاهي اشاره مي کند که در حاکميت جمهوري اسلامي وجود دارد. او مي نويسد:"ديدگاه خوشبينانه باور دارد آمريكا آن چنان در گرداب عراق و باتلاق افغانستان در گل مانده است كه توان رويارويي نظامي*ديگري ندارد. گاهي گفته مي*شد كه عقلاي آمريكا جلو ماجراجويي بوش را خواهند گرفت. همين ديدگاه در مورد تصويب قطعنامه در شوراي امنيت هم مي*گفت: انشاءالله تصويب نمي*شود كه البته تصويب شد. نه اينكه خداوند مي*خواست تصويب نشود و شد! اساسا خداوند هستي و جهان را چنان كه برخي خوش خيالان مي*پندارند، آن*گونه اداره نمي*كند.

        ديدگاه واقع*گرايانه شرايط را حساس و ويژه تلقي مي*کند. سفر رايس و گيتس به*طور همزمان به منطقه، نشانه ويژه بودن شرايط منطقه است. آمريکايي*ها دارند درست مثل سال 1991 و پيش از حمله به عراق پس از اشغال کويت، رفتار مي*کنند".

        او سپس نتيجه مي گيرد: "مجموعه اين نکات نشان مي*دهد که احتمال تهاجم نظامي آمريکا را بايد بسيار جدي تلقي کرد. بديهي است که وقتي آتش افروخته شد، کنترل آن و دامنه آن قابل پيش*بيني نيست. مهم نيست که ما براي تبيين وضع موجود از چه واژه*اي بهره مي*گيريم، اما مهم است که خطراتي که کشور ما را تهديد مي*کند به حداقل برسانيم. صداي پاي دزدي است که به گوش مي*رسد، البته مي*توان گفت که انشاءالله گربه است."

        اما اين"صداي پاي دزد" در گوش وابستگان جناح راست افراطي، انعکاسي ديگر دارد. حسين شريعتمداري مدير مسوول روزنامه کيهان در همين ارتباط در سر مقاله اين روزنامه با اشاره به قرار داد تسليحاتي" 60 ميليارد دلاري امريکا با کشورهاي منطقه" مي نويسد: "اگر منطقه در آينده با جنگي روبه رو باشد تنها درگيري احتمالي برپايي جنگ ميان جمهوري اسلامي ايران از يک سو و امريکا و اسرائيل از سوي ديگر است."

        به عبارت ديگر از ديد آقاي شريعتمداري، در اين آتشي که افروخته مي شودو" دامنه آن قابل پيش بيني نيست" کشورهاي عربي، علتي براي نگراني نيستند. به عبارت ديگر در حاليکه به گفته وزير دفاع آمريکا ديگر"جايي براي تماشاچي بودن وجود ندارد"[اعتماد ملي] و "سران عربستان با بسته تسليحاتي 20 ميليون دلا*ري آمريكا كه به ادعاي اين كشور براي مقابله با تهديد روزافزون ايران ارائه شده موافقت كرده*اند" [همان جا] بلندگوهاي دولت نهم سخن از اين مي گويند که: "اين اقدام[فروش اسلحه] کار جديدي نبوده و در آينده نيز ادامه خواهد داشت" [از ميزگرد خبرگزاري مهر] اما: "آمريكا در موقعيتي نيست كه وارد درگيري نظامي جديدي شود." [منوچهر متکي]

        بر اساس همين ديدگاه است که به گزارش ايسنا وزير دفاع جمهوري اسلامي فروش تسليحات نظامي امريکا به کشورهاي عربي رابا تاکيد بر اينکه " *اقدامي که امريکايي*ها انجام داده*اند براي ما نگراني ندارد" چنين تحليل مي کند: "کمپاني*هاي تسليحاتي آن*ها با فروش اين نوع سلاح*ها سود بالايي کسب خواهند کرد و قصد دارند از اين اقدام بهره* لازم را ببرند". ضمن اينکه" ايران در آمادگي کامل است که به متجاوزين احتمالي چنان درسي دهد که تا ابد از اقدام خود پشيمان شوند." [سردار نجار]

        اطمينان خاطري که طرف آمريکايي هم دارد:" وزير دفاع آمريكا افزود كه اين سفر تا حدودي نتيجه مناظره در واشنگتن طي چند ماه اخير بود تا به آنها[اعراب] اطمينان دهيم كه آمريكا تا مدت*هاي مديد در آينده يك نيروي عمده و با حضوري عمده در منطقه خواهد بود. وي در پاسخ به اين سئوال كه واكنش رهبران منطقه به او در اين ملا*قات*ها چه بوده است، گفت: بدون آنكه به كشور خاصي اشاره كنم، در مورد مسائل مربوط به ايران، اختلا*ف*نظري وجود نداشت."
        همين نداشتن اختلاف نظر است که براي استقرار موشک هاي آمريکايي در منطقه نيز توجيهات خود را مي يابد. توماش کلوانيا، مذاکره کننده ارشد جمهوري چک در همين ارتباط در مصاحبه با راديو فردا ضمن دفاع از" طرح استقرار رادار سيستم دفاع موشکي آمريکا"تاکيد مي کند :" اين سيستم، عليه هيچ کشورخاصي نيست بلکه در مقابل تهديد مناطقِ بي ثباتي است که ممکن است در آينده ميزبان گروه هاي تروريستي دست يافته به موشک هاي بالستيک، سلاح هاي اتمي يا هر گونه سلاح کشتار جمعي ديگر باشند. ما مي خواهيم در مقابل چنين تهديدي از خود حفاظت کنيم."

        او در ادامه اين گفت و گو به اين"مناطق بي ثبات" نيز اشاره دارد: "مي دانيم که ايران بر روي موشک هاي باليستيک با برد طولاني تر دارد کار مي کند. پرسش اين است که چرا ايران بايد به چنين موشک هايي نياز داشته باشد؟ "او بر اين اساس مي افزايد:"اروپا و آمريکا بايد خود را در مقابل هر گونه تهديد احتمالي درآينده، ۲۰ تا ۳۰ سال ديگر، آماده سازند. کسي نمي داند که در شمال آفريقا يا خاورميانه چه رخ خواهد داد و با چه تهديدهايي مواجه خواهيم بود ولي بايد مطمئن باشيم که در مقابل هر گونه تهديدي با استفاده از موشک هاي بالستيک آمادگي داريم."

        در برابر اين"آمادگي" پيشنهاد عطاء الله مهاجراني، جدي گرفتن موقعيت است؛آيا جناح حاکم بر ايران نيز اين موقعيت را جدي مي گيرد؟

        Comment


        • U.S., Iranian Ambassadors Hold Talks

          BAGHDAD -- The U.S. and Iranian ambassadors to Iraq met Monday for their third round of talks on security in Iraq in just over two months, a U.S. official said, despite renewed military claims that Tehran is fueling the violence.

          U.S. Ambassador Ryan Crocker met with his counterpart Hassan Kazemi Qomi for about two hours after U.S., Iraqi and Iranian experts held their first talks as part of a security subcommittee, according to the U.S. Embassy.

          The high-level discussions were "frank and serious," embassy spokesman Philip Reeker said.

          He said they were held at the office of Iraq's National Security Adviser Mouwaffak al-Rubaie but gave no further details.

          Washington has accused Tehran of fueling the violence by arming and training Shiite extremists, but Crocker and Qomi agreed during their July 24 talks to set up a security subcommittee to carry forward talks on restoring stability in Iraq.

          The subcommittee also met for the first time on Monday in Baghdad, with the three sides sitting around three conference tables at an Iraqi government office in the heavily fortified Green Zone.

          The diplomatic activity came a day after the No. 2 U.S. military commander in Iraq, Lt. Gen. Raymond Odierno, blamed Iran for sharply increasing its support in providing weapons and training to rogue Shiite militiamen who he said had launched 73 percent of the attacks that killed or wounded American forces last month in Baghdad.

          That was nearly double the figure six months earlier, Odierno said, adding he believes Iran is trying to influence public opinion ahead of a pivotal September report due to U.S. Congress on political and military progress in Iraq.

          Tehran has consistently denied the U.S. allegations.

          On Monday, the Iranian delegation criticized what it called America's "suspicious" security approach toward Iraq and called for "a change in the broad policies and approach of the U.S." in Iraq during the expert-level talks, according to the official Islamic Republic News Agency.

          The report, which did not mention the ambassadorial meeting, said the Iranians cited specific suspect cases but it did not elaborate.

          IRNA also reported that the Iranian delegation enumerated the U.S. "support for veteran (militant) elements, giving terrorists a free hand in specific locations in Iraq" as well as the "weak points of the U.S. security-political plan in Iraq."

          Comment


          • نشريه واشنگتن پست نوشت جرج بوش ، رييس جمهور آمريکا، روز گذشته به حامد کرزاي، رييس جمهور افغانستان هشدار داد تا بيشتر مراقب کشور همسايه اش ايران باشد. او جمهوري اسلامي را عامل بي ثباتي خواند و گفت ايران بايد هر گونه بلند پروازي هسته اي را متوقف کند و نقش مثبت خود را به اثبات برساند.

            در جريان ديدار دو روزه در استراحتگاه رياست جمهوري در کمپ ديويد، بوش با نظر اعلام شده کرزاي مخالفت کرد که ايران مي تواند در افغانستان نقش کمک کننده داشته است. اين اختلاف نظر در ديداري که براي نمايش اتحاد آنها در جنگ عليه طالبان و القاعده برگزار شد، دور از ذهن به نظر مي آمد. دستگاه ديپلماسي بوش ايران را به تجهيزتسليحاتي طالبان متهم مي کند، و اين مطلبي است که کرزاي پيش از سفر به آمريکا تقريبا رد کرده بود.
            بوش، در حاليکه کرزاي در کنارش ايستاده بود، در مورد ايران گفت: "تا آنجا که ما مي دانيم آن ها نيروي خير نيستند. هر جا که قدم مي گذارند عامل بي ثباتي هستند. البته آقاي کرزاي خود بايد در مورد افغانستان براي شما صحبت کند، اما اگر من بودم، در مورد نقش مثبت ايران در آن جا محتاطانه تر حرف مي زدم. به نظر من اين ايراني ها هستند که بايد خودشان را به ما و به دولت افغانستان ثابت کنند."

            اختلاف نظر دو رهبر در مورد ايران هنگامي به وجود آمد که هريک سعي مي کردند ديدگاه خود را در مورد پاکستان، همسايه ديگر افغانستان بيان کنند. کرزاي و دولت وي انتقادات فراواني به پاکستان دارند؛علت اين انتقاد اجازه دادن تردد طالبان و القاعده در محدوده وسيع و بدون کنترل در امتداد مرز با اين کشور است. ولي بوش با تفاهم بيشتري نسبت به پرويز مشرف رييس جمهور پاکستان، او را متحد با ارزش در نبرد عليه تروريست ها خواند. اخيرا آمريکا مشرف را براي انجام اقدامات بيشتر تحت فشار قرار داده است.

            بوش با طفره رفتن در پاسخ به اين سوال که آيا نيروهاي آمريکايي براي دستگيري رهبران بلند پايه القاعده ممکن است بدون اجازه مشرف وارد پاکستان شوند، گفت: "ما ارتباط مستمري با دولت پاکستان داريم. آنها علاقه دارند جنگجويان خارجي به ميز محاکمه سپرده شوند." او اضافه کرد: "من مطمئنم با هوشياري پيگيرانه کار را تمام مي کنيم."

            چند روز پيش سناتور باراک اوباما از ايلينويز، نامزد اصلي دموکرات ها در انتخابات رياست جمهوري آمريکا، در سخنان تکان دهنده اي گفت اگرمشرف نتواند تروريست ها را دستگير کند من حاضرم دستور ورود يک جانبه ارتش آمريکا را به پاکستان صادر کنم. اوباما با انتقاد از استراتژي بوش در افغانستان وعده داد دو تيپ نظامي ديگر، يعني حدود هفت هزار سرباز، براي جنگ با چريک هاي طالبان به افغانستان ارسال کند. آمريکا در حال حاضر حدود 26هزار نيرو در افغانستان دارد.

            دموکرات ها سفر کرزاي به آمريکا را وسيله اي براي تخطئه اقدامات بوش ارزيابي کردند. هري ريد، سناتور دموکرات از نوادا و رهبر اکثريت سنا، گفت: "عليرغم اظهارات اطمينان بخش کاخ سفيد، غير قابل انکار است که رييس جمهور توپ را به صف مقدم واقعي جنگ با ترور يعني افغانستان، پرت کرد. اسامه بن لادن همچنان هست و خطر حملات در حال افزايش است. کشت خشخاش که براي تامين مالي اقدامات طالبان به کار مي رود در بالاترين حد خود است و القاعده درحال تشکيل مجدد گروه هاي خود در مرز افغانستان - پاکستان است."

            ديدار کرزاي همزمان با تهديدات مجدد طالبان و بحران گروگان گيري 21 مبلغ کره جنوبي و در زمان سختي انجام شد. يک مقام عاليرتبه آمريکايي گفت بوش قصد داشت با آوردن کرزاي به اقامتگاه کوهستاني خود او را در فاصله کمي از ديدار سران افغانستان و پاکستان در کابل در روز سه شنبه تحت حمايت قرار دهد.

            کرزاي گفت هر چند اوضاع امنيتي بدتر شده اما دولت او از طالبان آسيبي نخواهد ديد.

            Comment


            • Comment


              • In the Debate Over Iran, More Calls for a Tougher U.S. Stance

                Fourteen months after Secretary of State Condoleezza Rice offered to talk to Iran, the failure of carrot-and-stick diplomacy to block Tehran's nuclear and regional ambitions is producing a new drumbeat for bolder action, including the possible use of force.

                The emerging debate -- evident in an array of new reports, conferences and commentaries -- is still in the early stages, but some of the language urging the Bush administration to be more aggressive during its final 17 months is reminiscent of arguments from think tanks and commentators that shaped the case for invading Iraq.

                A lot of people were willing to give diplomacy a chance, but at some point there have to be results," said Weekly Standard editor William Kristol, an advocate of the Iraq war. "It's been a year since Rice agreed to talk to the Iranians if they accepted U.N. terms, and it's only bought them more time for their nuclear program."

                Rice and Defense Secretary Robert M. Gates are committed to economic sanctions and pressure through the United Nations. But proponents of tougher policy reflect the views of a small part of the Bush administration open to military options if Iran does not suspend a uranium-enrichment program that can be subverted for a nuclear bomb.

                The drumbeats are also louder because of Iraq. Since May, the first formal talks between U.S. and Iranian envoys in 28 years have not deterred Iranian support for Iraqi Shiite militias targeting U.S. troops and the Green Zone. Explosives that U.S. officials say come from Iran accounted for one-third of U.S. combat deaths last month in Iraq, according to U.S. officials.

                "Discussions about attacking Iran began with the nuclear issue, but it has now become a silver bullet to also deal with Iran's activities with Iraq, Syria, Hezbollah and Hamas, and even to provoke a process of regime change," said Augustus Richard Norton, a retired Army colonel now at Boston University.

                A possible timetable has emerged as well. "The consensus I'm hearing is to give the [U.N.] Security Council process more time but not unlimited time, and, at some point in the spring of 2008, there has to be a good hard look at whether that process should continue and whether other options should then be considered," said Kenneth Katzman, a Middle East expert for the Congressional Research Service.

                Many advocates of tougher action are speaking out at a time when the administration faces an "internal crisis of confidence" over the viability of its diplomatic strategy, said Suzanne Maloney, a former Iran expert with the State Department and now a fellow at the Brookings Institution. "There's a sense of frustration with the strategy, even among those who favor a less kinetic approach. . . . The one clear alternative with some proponents is the bombing option," she said.

                Not all those pushing for bolder action call for military force but, instead, say current policy has not changed Iran's behavior. As with Iraq, however, they do not question that Iran is working on weapons of mass destruction and is intent on dominating the region.

                Michael Rubin of the American Enterprise Institute recently wrote that assuming that Iran wants stability in Iraq is "as naive as it is dangerous. . . . U.S. and Iranian interests in Iraq are diametrically opposed, and will continue to be until one side wins and the other loses." He depicted diplomacy with Iran as "a mirage, a tactical tool to divert U.S. policy attention away from the Revolutionary Guards and intelligence officials charged with implementing the Iranian leadership's objectives."

                "For the U.S. government to succeed in Iraq," Rubin argued, "it must engage not with the illusion of Iranian policy, but refine its strategies to neutralize and counter the Iranian strategies."

                "Deterring the Ayatollahs," a new publication by the Washington Institute for Near East Policy, backs economic sanctions and diplomacy, but co-editors Patrick Clawson and Michael Eisenstadt also conclude that neither may work, and that deterring Iran once it develops a nuclear weapon will be "much more difficult than deterrence was during the Cold War." Echoing arguments put forth before the Iraq invasion, contributor Gregory Giles writes that "a nuclear Iran would pose serious challenges in terms of controlling its nuclear force, the risk of transfer of nuclear technology, and possible support for WMD terror."

                In the Hoover Institution's Policy Review, Kori Schake, a former member of the National Security Council in the Bush administration, outlines military options -- including destroying Iran's nuclear program, ousting the government by missile strikes and special forces operations, and a token "demonstration strike" to show Iran's vulnerability -- if Tehran obtains nuclear weapons.

                The Heritage Foundation's Web site has a section labeled "Iran: The Rising Threat," advocating aggressive diplomacy and tough sanctions with a willingness to use force to stave off Iran's becoming a nuclear power. Heritage recently hosted a meeting on Iranian challenges to nuclear and energy security.

                Author Norman Podhoretz goes the furthest in his Commentary essay "The Case for Bombing Iran." He warns that diplomacy with Iranian President Mahmoud Ahmadinejad is akin to appeasement of the Nazis.

                "Like Hitler, [Ahmadinejad] is a revolutionary whose objective is to overturn the going international system and to replace it in the fullness of time with a new order dominated by Iran. . . . The plain and brutal truth is that if Iran is to be prevented from developing a nuclear arsenal, there is no alternative to the actual use of military force -- any more than there was an alternative to force if Hitler was to be stopped in 1938," he writes.

                Unlike the 2003 Iraq invasion, the next step on Iran is less clear, said Danielle Pletka of the American Enterprise Institute. "I like the idea of anything that gets rid of the nuclear weapons program and the regime, but I'm not persuaded that bombing achieves that," she said. "It may be our last option, but I'm not sure we're there yet."

                Comment


                • روز بعد از سفر نوري المالکي نخست وزير عراق به تهران که همزمان با آن رييس جمهور آمريکا به وي هشدار داد که به ايران اعتماد نکند، و همزمان با تحرکاتي که برخي تحليلگران جهاني از آن به عنوان افزايش وزن ديک چيني در کاخ سفيد تعبير کرده اند، هاشمي رفسنجاني در نماز جمعه تهران سخني گفت که بلافاصله توسط خبرگزاري هاي جهان مخابره شد. وي خواستار آغاز مذاکراتي در هر سطح اما بدون پيش شرط بين ايران و آمريکا براي حل مشکلات دو کشور شد.

                  پيش از اين محمود احمدي نژاد رييس جمهور ايران که به جناح مخالف هاشمي تعلق دارد با نوشتن نامه به رييس جمهور آمريکا و سخناني در مناسبت هاي مختلف، آمادگي خود را براي سفر به آمريکا و مذاکره با مقامات آن کشور اعلام داشته بود. از همين رو قيد "مذاکره در هر سطح" در سخن رييس مجمع تشخيص مصلحت نظام مي تواند به معناي پيشنهاد جمهوري اسلامي براي گفتگوهاي روساي دولت ايران و آمريکا تلقي شود. امري که در از بدو تولد جمهوري اسلامي از جمله قبيح ترين اعمال بوده که عده زيادي به اتهام پيشنهاد آن از سمت هاي خود رانده شده يا حتي مورد تعقيب قرار گرفته اند، و جناح بنيادگرا تاکنون از آن به عنوان يکي از اصول اساسي انقلاب و حتي اسلام ياد کرده و اصلاح طلبان را به زير پا گذاشتن اين اصول متهم ساخته است. به هر ترتيب، شواهد موجود و از جمله آرايش تبليغاتي ماه هاي اخير نشان مي دهد که با آشکار شدن موافقت برخي سطوح بالاي تصميم گيري با مذاکرات ايران و آمريکا، آن مخالفت ها ادامه خواهد داشت.

                  پيشينه پيشنهاد

                  پيشنهاد مذاکره با آمريکا که سرانجام در زماني از تهران مخابره مي شود که به نظر تحليلگر روزنامه ديلي تلگراف ديرهنگام است، در سال هاي گذشته چند باري از سوي واشنگتن مطرح گرديد که هر بار تهران جواب سرد و منفي بدان داد. مهم ترين سابقه چنين پيشنهادي از سوي واشنگتن به دوران رياست جمهوري بيل کلينتون رييس جمهور دموکرات آمريکا بر مي گردد که در پاسخ سياست تنش زدائي محمد خاتمي رييس جمهور اصلاح طلب ايران، آمادگي خود را براي حل مشکلات دو کشور اعلام داشت و به عنوان گام اول وزير خارجه آن دولت از شرکت آمريکا در کودتاي 28 مرداد سال 32 نيز از ملت ايران عذرخواهي کرد، اما مخالفت رهبر جمهوري اسلامي که مطابق قانون اساسي تعيين سياست هاي کلان کشور با اوست، عملا هيچ امکاني براي پايان مخاصمه ربع قرنه دو حکومت باقي نگذاشت.

                  برخي تحليلگران جهاني با يادآوري تمايل دولت هاي هاشمي، خاتمي و حتي احمدي نژاد به مذاکره با آمريکا نتيجه مي گيرند که آن چه تاکنون مانع پيشرفت دولت ها شده مخالفت رهبر جمهوري اسلامي است. آنان از همين طريق به اين نتيجه مي رسند که سياست هاي دولت جمهوري خواه بوش، که با حمله نظامي به افغانستان و عراق عملا در اطراف ايران نيرو پياده کرده، و ايجاد يک اجماع جهاني به بهانه اصرار ايران به دستيابي به انرژي هسته اي (که همانند مخاصمه آمريکا با عراق صدام حسين است و به صدور دو قطعنامه تحريم عليه جمهوري اسلامي انجاميده)، نتيجه داده و رهبر جمهوري اسلامي را به موافقت با مذاکره به قصد منصرف کردن واشنگتن به حمله نظامي به ايران کشانده است.

                  در ماه گذشته جورج بوش، وزيران دفاع و خارجه اش، نخست وزير بريتانيا، صدراعظم المان و رييس جمهور جديد فرانسه در فرصت هاي مختلف اظهار داشتند که تحريم هاي اعمال شده عليه جمهوري اسلامي را نتيجه بخش مي بينند و قصد دارند اگر ايران تغييري در رفتار خود ندهد سومين قطعنامه را هم به اجرا بگذارند.

                  همزمان با اعلام آمادگي آمريکا و متحدانش براي تصويب قطعنامه جديد، روس ها و چيني ها، دو قدرتي که سياست خارجي ايران به روي آن ها براي جلوگيري ازتندروي هاي آمريکا حساب مي کند، با رفتار خود (از جمله خروج چيني ها از چند پيمانکاري در صنايع نفت و راهسازي، و تعلل روس ها در انجام تعهداتشان در مورد نيروگاه بوشهر) نشان دادند که در دور سوم نيز چون مقطع صدور دو قطعنامه قبلي شوراي امنيت سازمان ملل از آنان کاري ساخته نيست.

                  تحول آخر

                  آخرين تحولي که به نظر کارشناسان، ممکن است رهبران ايران را به تامل در خصوص رابطه با آمريکا وادار کرده باشد، تور وزيران خارجه و دفاع آمريکا به خاورميانه عربي و اعلام فروش ميلياردها دلار اسلحه به کشورهاي عربي براي مقابله با ايران است، که خود به خود نشان مي دهد واشنگتن در سياستي که شش ماه گذشته در پي آن بوده به اندازه کافي موفق شده که جلب توجه کشورهاي ميانه رو عربي به "هلال سرخ شيعي" است که رسانه هاي نزديک به دولت آمريکا در فرصت هاي مختلف درباره آن نوشته اند.

                  همزمان با اظهارات اخير هاشمي در مورد مذاکرات بي قيد و شرط با آمريکا، بر اساس اخباري که از گوشه و کنار درز مي کند شوراي عالي امنيت ملي در توصيه هايي به مديران مطبوعات، مسائل سياست خارجي و به ويژه پرونده هسته اي را با اشاره به حساسيت شرايط از رسانه ها بيرون کشيده و توجه داده که اين سياست ها بر اساس تصميمات مجموعه نظام گرفته شده و نمي توان به بهانه انتقاد از دولت آن را به چالش کشيد. از همين روست که در يک ماه گذشته کمتر مقاله و اظهار نظر انتقادي درباره سياست خارجي در مطبوعات داخلي به چاپ رسيده و از هشدارهائي که از اولين روزهاي به روي کار آمدن محمود احمدي نژاد روزنامه هاي معدود منقد دولت از آن پر بود، خبري ديده نمي شود.

                  مذاکره، راه بهتر

                  هاشمي رفسنجاني جمله اي را که به فاصله کوتاهي در دنيا نقل شده در مجموعه اي بيان داشت که مانند هميشه انتقاد از آمريکا بود و اعلام گرفتار شدن آن دولت در باتلاق عراق و باطل شدن طرح خاورميانه بزرگ. به گفته رييس مجمع تشخيص مصلحت نظام: "آمريكا بدون شناخت افغانستان و عراق و هم*چنين ايران وارد اين باتلاق شد"، در حالي که: "زماني خبرنگاري از من پرسيد كه شما در محاصره* كامل آمريكا قرار داريد يعني در جنوب نيروهاي آمريكايي قرار دارند و در غرب و شرق نيز آمريكا حضور دارد. من گفتم كه تمام اين حرف*ها درست است، اما آمريكا هيچ حركتي بر عليه ايران نمي*تواند انجام دهد؛ و اگر خودش را اصلاح نكند به اهدافش نمي*تواند برسد. در فلسطين نيز همين مساله به وجود آمده است و در جاهاي ديگر نيز چنين مشكلاتي براي پيش آمده است كه اگر خوي انحصارطلبي را داشته باشد نمي*تواند به هدفش برسد."

                  خطيب نماز جمعه* تهران با بيان اين*كه" ما پس از انقلاب مورد تهديدها و فشارهاي زيادي قرار گرفته*ايم" افزود: "حمله به طبس و هم*چنين [اين که] به صراحت اعلام كردند جنگ با ايران را و سپس وارد شدن به جنگ از جمله تهديداتي بود كه آن*ها نسبت به ما انجام دادند. به هر حال اين بهانه*گيري*ها يك روز تمام مي*شود و براي كساني كه آتش*افروزي كرده*اند نتيجه*اي نخواهد داشت و ما به آن*ها توصيه مي*كنيم كه راه درست را انتخاب كنند. مذاكره بهترين راه است."

                  به نوشته آسوشيتدپرس آقاي هاشمي با اين مقدمه وي پيام خود را فرستاد و گفت: "ايران هم كه در هر سطحي آمادگي مذاكره را دارد، شرط*هاي تحقيرآميز و غيرقابل قبول را پس بگيرند و بدون شرط بنشينيم و مسايل منطقه و هسته*يي را مورد بررسي قرار دهيم" وي قول داد که ايران به آمريکا کمک کند تا اين منطقه آرام و حساس خاورميانه بيش از اين دچار تشويش نشود."

                  آمريکا که در ماه هاي اخير چند باري پيشنهادهاي مشابه ايران را رد کرده و اعلام داشته تا زماني که ايران به عمليات غني سازي اورانيوم پايان ندهد هيچ مذاکره اي صورت نخواهد گرفت، اين بار علاوه بر اظهار آمادگي صريح تهران با وعده اي روبه روست که هفته گذشته يک روزنامه آلماني از زبان دبير شوراي عالي امنيت ملي و مسوول پرونده ايران منتشر کرد (که البته بعد از واکنش رسانه هاي تندرو، به ناچار تکذيب شد): " در مذاکره درباره همه چيز، از جمله تعليق هم مي توان سخن گفت".

                  اکنون، سئوال اين است ايا با ورود هاشمي رفسنجاني به صحنه تغييري در پاسخ منفي صريح آمريکائي ها داده خواهد شد؟

                  تحول همزمان در جنگ تبليغاتي ايران و آمريکا گفته هاي سخنگوي وزارت خارجه ايران است که در در واکنش به اظهارات اخير جورج بوش درباره سياست هاي دولت ايران در عراق، به سه دور گفت*وگو با آمريکا در عراق اشاره کرد و آن را در ادامه راهبرد ايران مبني بر ايجاد امنيت و ثبات در عراق دانست که "حمايت از فرآيند شکل گيري دولت و نهادهاي دولتي و حمايت همه جانبه از دولت منتخب نوري المالکي از يک سو و تاکيد مقامات عراقي بر نقش سازنده ايران دليلي بر سياست هاي درست جمهوري اسلامي ايران در عراق است. "

                  به گزارش ايسنا، محمد علي حسيني، گفت سياست خارجي بحران زا و تشنج آفرين آمريکا که ايجاد اختلاف و دشمني ميان دولتها و ملتهاي منطقه را سرلوحه اقدامات خود قرار داده، موجب شده است هزينه هاي کلاني بر مردم آن کشور تحميل شود و حيثيت و اعتبار آمريکا در پايين ترين سطح جهاني خود قرار گيرد.

                  از جمله اتفاق ها که در دور تازه جنگ تبليغاتي دو کشور تکرار مي شود اشاره هر دو طرف به ملت و فاصله اش با دولت است که هم آمريکائي ها درباره دولت و ملت ايران به کار مي برند و هم سخنگويان ايراني درباره ملت و دولت آمريکا ابراز مي کنند که مردم آمريکا با سياست هاي جنگ جويانه دولت بوش مخالفند. اين سخن هفته گذشته زماني باز بر زبان آمد که رييس جمهور آمريکا در هشدار به رييس دولت عراق در حالي که وي را نماينده مردم عراق مي خواند يادآور شد که جمهوري اسلامي با اقداماتي که عليه مردم عراق و ايران انجام مي دهد يک حکومت مخالفت صلح است.

                  همزماني اين سخنان رييس جمهور آمريکا با اخباري که از ايران مبني بر دستگيري دانشجويان، فعالان سياسي، نمايندگان کارگري و همچنين توقيف روزنامه ها و ايجاد فضاي پليسي در شهرها پخش مي شود بامعناست. چنان که گزارشي که به تازگي درباره وضعيت حقوق بشر در ايران در سال 2007 توسط نهادهاي مدافع حقوق بشر تهيه شده، مضموني تازه به دست مخالفان جمهوري اسلامي داده است تا فاصله مردم و حکومت را نشان کنند.

                  سخنگوي وزارت امور خارجه جمهوري اسلامي در پاسخ اين بخش از گفته هاي مقامات آمريکائي، آن را خصمانه و فريبنده خواند و گفت: "تلاش دولت آمريکا را براي تفکيک ميان دولت و ملت در ايران، اقدامي ناشي از درماندگي مسوولان آن کشور در مقابل اتحاد کم نظير ميان دولت و ملت در کشورمان است."

                  Comment


                  • مذاکرات ديپلماتيک ميان ايران و غرب در مورد برنامه هسته اي جمهوري اسلامي ايران، هيچ گه مانع از بحث در مورد گزينه هاي نظامي عليه ايران نشده است. روزنامه مک کلاچي از قول دو تن از مقامات آمريکايي گفته است که ديک چني، معاون رئيس جمهور آمريکا خواستار حمله هوايي عليه اردوگاه هاي تعليمات نظامي سپاه پاسداران در ايران شده است.

                    بنا بر اين گزارش، چني گفته است در صورت پيدا شدن "مدارک بيشتر" از دخالت ايران در عراق براي کشتن سربازان آمريکايي، چنين حملاتي ضروري خواهد بود.

                    علي رغم کوشش هاي چني در اين زمينه به نظر مي آيد بوش سياست تشديد عمليات نظامي در عراق را توام با سياست مذاکره با ايران براي قانع ساختن اين کشور در عدم مداخله در عراق بطور همزمان دنبال مي کند.

                    اخيرا تحليل هاي متعددي در مورد احتمال حمله آمريکا يا اسرائيل به تاسيسات هسته اي ايران پيش از آن که اين تاسيسات بطور کامل وارد عمل شوند، انجام شده است. ايران مي گويد اين تاسيسات براي مقاصد صلح آميز ساخته سده اند ولي غرب مي گويد هدف ايران توسعه قدرت نظامي است.

                    بوش بارها تاکيد کرده است که "هنوز تمام گزينه ها بر روي ميز است". از سوي ديگربرخي منابع نزديک به يونايتد پرس گفته اند بر اساس اظهارات مقامات بلند پايه آمريکايي بوش بطور قطع در سال جاري به ايران حمله نخواهد کرد. اين منابع بر کلمه "سال جاري" تاکيد کردند يعني احتمال انجام اين امر در سال آينده رد نشده است.
                    به راه انداختن جنگ ديگري در سال 2008 يعني آخرين سال زمامداري بوش، به معني آن است که دولت فعلي آمريکا جنگ ديگري را در خاورميانه بر روي دست زمامداران آينده آمريکا قرارخواهد داد.

                    Comment


                    • ايراني ها اين روز ها خوشحال به نظر مي رسند. در حاليکه آمريکاييان روزانه 5 ميليارد دلار براي ثبات عراق، دشمن قديمي ايران، خرج مي کنند، ايراني ها روزي 5 ميليارد دلار ازفروش نفت عايد خود مي کنند. ايران زندگي را براي آمريکاييان در عراق سخت کرده است و اجازه مي دهد اسلحه و مواد منفجره به دست ستيزه جوياني که با آمريکاييان مي جنگند برسد (اگر نگوييم که خود به ستيزه جويان تعليم هم مي دهد). اين در حالي است که نوري المالکي، که قبلا در تبعيد در ايران زندگي مي کرده است، هفته پيش بر خلاف ميل بوش، با محمود احمدي نژاد صميمانه دست دوستي داد.

                      در همين حال سانتريفوژ هاي ايران هم مشغول غني سازي اورانيومي هستند که مي تواند در بمب هسته اي بکار رود. هر چند روسيه اولين قدم را برداشته و گفته است که سوخت هسته اي براي نيروگاه بوشهر را به ايران تحويل نخواهد داد، ولي کشور هايي که در تجارت با ايران منافعي دارند مانع از صدور قطعنامه توسط شوراي امنيت سازمان ملل براي تحريم ايران مي شوند. اشخاصي که اين اواخر سياستمداران ايراني را ملاقات کرده اند، آن ها خوشحال، با اعتماد به نفس و حتي از خود راضي توصيف کرده اند که هيچ علاقه اي هم به بهبود روابط با آمريکا ندارند.

                      در پاسخ به اين وضع بوش در حال تشديد لفاظي هاي سياسي است. روز پنج شنبه بوش گفت کساني که براي کشتن آمريکاييان اسلحه و مواد منفجره در اختيار جنگجويان قرار مي دهند بايد "منتظر عواقب آن باشند." روز جمعه روزنامه مک کلاچي از قول ديک چني گزارش داد که وي طرفدار حمله به اردوگاه هاي تعليم ستيزه جويان در ايران است.

                      حال چه اين خبر بطور عمدي براي تهديد ايران درز کرده باشد يا توسط مخالفين چني براي نشان دادن افراطي بودن او منتشر شده باشد، به هر حال آنچه واضح است اين است که امکان حمله آمريکا را نمي توان رد کرد. ولي توسل به زور عليه ايران با حضور 160000 سرباز آمريکايي در عراق نمي تواند عاقلانه باشد. از طرف ديگر چنين کاري باعث حمايت مردم از دولت غير مردمي احمدي نژاد خواهد شد.

                      آمريکا ناچار است با دخالت ها و تحريکات ايران در عراق مقابله کند ولي در عين حال بايد بداند که دامنه اين درگيري ها ممکن وسعت يافته و به مزر ايران و عراق وخليج فارس هم کشيده شود. در اين صورت ايران هم براي تلافي وسايلي مانند دستگيري ملوانان انگليسي و امثال آن را در اختيار دارد.

                      تمام کانديدا هاي رياست جمهوري آمريکا نيز از لزوم مقابله با ايران سخن گفته اند ولي آنچه آن ها به صراحت به مردم آمريکا نمي گويند اين است که واقعا امکان موفقيت يک اقدام نظامي عليه ايران چه ميزان مي تواند باشد. اسلحه هاي فروخته شده به عربستان سعودي تنها براي مقابله با سلاح هاي معمول موثر است ولي توان بسيج حزب الله و اقدامات آن را نمي توان ناديده گرفت.

                      موثرترين سلاح عليه ايران سلاح اقتصاد است. آمريکا هنوز بطور کامل موفق نشده است جهانيان را قانع کند که ايران هسته اي تا چه حد خطر ناک مي تواند باشد تا آن ها بتوانند از منافع اقتصادي خود چشم پوشي کنند. بخصوص آلمان، روسيه و چين بايد امنيت جهاني را مقدم بر منافع خود قرار دهند تا بتوانند دست از مناسبات اقتصادي با ايران بر دارند. تحريم هاي آمريکا ممکن است باعث محدوديت دسترسي ايران به بازار هاي سرمايه شود ولي ايران مي تواند کماکان به فعاليت هسته اي خود ادامه داده و زودتر از نتيجه دادن تحريم هاي اقتصادي به سلاح هسته اي دست يابد.

                      براي جلوگيري از تبديل احمدي نژاد به يک قهرمان ضد آمريکايي سياستمداران آمريکا بايد دست از سخن گفتن در باره بمباران ايران بردارند. آمريکا بايد وجهه جهاني خود را بازيابد و بدين وسيله ساير کشور ها را متقاعد سازد که تحريم هاي مالي و اقتصادي عليه ايران تنها راه جلوگيري از هسته اي شدن ايران محسوب مي شود.

                      Comment


                      • ايالات متحده در پی جلوگیری از فعاليت شرکتهای خارجی در بخش انرژی درايران است. معذلک تحليلگران می گويند تقصير نابسامانی ها در سرمايه گذاری به گردن خود ايران است. آنها می توانند با کم کردن فشارهای بين المللی و با پيشنهاد معاملات آسانتر، سرمايه خارجی بيشتری را جذب کنند.

                        ميکاييل هربرگ، يک مقام اجرايی اسبق در صنعت نفت که اکنون در اداره ملی تحقيقات آسيايی (یک مرکز مطالعاتی که توسط دولت ايالات متحده تاسيس شده) مشغول به کار است می گويد: "آنها خودشان به نفع ما، مانع از تردد کشتی ها می شوند."

                        او می گويد آنچه که ايرانی ها برای عقد قرارداد به شرکتهای خارجی پيشنهاد می کنند "بسيار ناچيز بوده و به ريسک آن نمی ارزد".

                        حتی شرکتهای چينی که مشتاق سرمايه گذاری در کشورهای پردردسری نظير سودان بوده اند، به تدريج از انجام معاملات انرژی با ايران خودداری می کنند.

                        اين شرايط نشان می دهد چگونه گاهی سياست های تهران خود مانع ايستادگی آنها عليه تلاش های غرب برای توقف برنامه های هسته ای غيرمتعارف آنها می شود.

                        اقتصاد ايران با تکيه بر درآمد سرشار نفت و گاز، دچار کمبود سرمايه لازم برای جلوگيری از کاهش توليد نفت است.
                        اين کمبودها می تواند در آينده توان اين کشور را به شدت کم کرده و آنرا در برابر فشارهای خارجی آسيب پذيرتر کند.

                        کاندوليزا رايس، وزير امورخارجه و رابرت گيتس، وزير دفاع ايالات متحده، به تلاشهای اخير خود برای افزايش تحريم ها عليه ايران ادامه می دهند. آنها در جريان ديدار خود از خاورميانه، کشورهای هم پيمان آمريکا را به انجام تحرکات مالی در برابر ايران فراخواندند.

                        بسیاری از تحليلگران صنعت نفت معتقدند ايران قادر است جذابيت قراردادهای نفتی خود را بيشتر کند. اما انجام اين کار بر خلاف ادعاهای محمود احمدی نژاد، رييس جمهوری ايران، بر خودباوری و آوردن درآمدهای نفتی بر سر سفره مردم فقير خواهد بود.

                        محافظه کاران ديگری در ايران، مانند هاشمی رفسنجانی رييس جمهور پيشين، در جهت پيشبرد اصلاحات اقتصادی و جلب سرمايه های خارجی فعاليت کرده اند. مدیران دوران رفسنجانی که متعلق به دسته قديمی تری از محافظه کاران متفاوت با احمدی نژاد هستند، هنوز کنترل زيادی بر بخش خصوصی فعال در صنعت نفت دارند.
                        اساس ساختارنفتی ايران به ده ها سال قبل برمی گردد. قانون اساسی ايران مالکيت خارجی ها بر منابع انرژی راممنوع می کند. اين قانون عکس العملی در برابر تسلط بلامنازع انگلستان بر صنعت نفت کشور تاپيش از ملی شدن آن در سال 1950 بود.

                        ايران در حال حاضر برای جلب سرمايه خارجی، قرارداد بيع متقابل را پيشنهاد می کند. در اين روش مالکيت در دست ايران باقی می ماند اما هزينه توسعه ميدان های نفت و گاز به شرکت های بين المللی و خارجی پرداخت خواهد شد.

                        معذلک هربرگ می گويد اين قراردادها جذابيت کمی دارند زيرا بازگشت سرمايه با ريسک سرمايه گذاری در کشوری با روابط بين المللی متشنج برابر نيست.

                        غلامحسين نوذری، مديرکل شرکت ملی نفت ايران در ماه ژانويه به خبرگزاری ايرنا گفت: "ايران با شرکت چينی سينوپک در قرارداد توسعه ميدان نفتی يادآوران دچار اختلاف شد زيرا آنها خواستار بازگشت 15% بودند و نظر ايران مبلغ کمتری بوده."

                        بالا بودن مداوم قيمت نفت در سالهای گذشته، درآمد سرشاری را نصيب ايران کرده است، چيزی حدود 50 ميليارد دلار در سال 2006. ولی اقتصاد اين کشور در تامين سرمايه لازم برای پيشگيری از افت توليد نفت دچار کمبود است. علت آن هم عمدتا" به يارانه 60 ميلياردی بر می گردد که دولت هر سال برای سوخت و ساير کالاها اختصاص می دهد.

                        اکبر ترکان، مديرعامل شرکت نفت و گاز پارس در گفتگو با خبرگزاری ايسنا گفت توليد نفت ايران سالانه 5% کاهش خواهد داشت مگر اينکه ايران سرمايه های جديدی را جلب کند.

                        بعضی از متخصصين می گويند صادرات نفت ايران می تواند ظرف 10 سال به صفر برسد.

                        نرسی قربان، يک مشاورمستقل در امور انرژی در تهران گفت همه امور صنعت انرژی ايران شامل اکتشاف، توسعه، انتقال و بازاريابی به سرمايه مازاد نياز دارد.

                        ايران ظرف چند سال گذشته با بهبود قراردادهای بيع متقابل خود، زمان لازم برای اکتشاف ميدان توسط يک شرکت و توسعه آن را افزوده است.

                        بنا بر گزارش اداره اطلاع رسانی اکونوميست ، مدير اکتشافات ملی نفت ايران در ماه دسامبر اعلام کرد ايران برای اولين باراجازه توليد مشارکتی در قراردادها را می دهد.

                        هرچند اين اقدام در ساير کشورهای در حال توسعه متداول است اما پيشنهاد آن از سوی ايران حرکت مهمی تلقی می شود. شرکت های خارجی با اين اقدام بخشی از تولید را به خود اختصاص می دهند بدن اینکه مالکيت تام داشته باشند.

                        هربرگ اين روش را اقدامی هوشيارانه برای شرکت هايی که بی صبرانه منتظر سرمايه گذاری در ايران، ضمن دور زدن موضع اين کشور در مورد مالکيت خارجی هستند، دانست.

                        با اين حال، آلکس فربس يک مشاور در امور راهبردی نفت و گاز انگلستان گفت که نسبت به اجرای اين برنامه توسط ايران بدبين است.

                        "من خيلی مشکوک هستم. آنها بايد قانون اساسی خود را برای اجرای اين برنامه عوض کنند."

                        امی جف، يک متخصص امور انرژی در موسسه سياست ملی جيمز بيکر وابسته به دانشگاه رايس عنوان کرد ايران از قافله کشورهايی نظير الجزاير عقب افتاده است. آنها با استفاده از توليد مشارکتی، بازده نفتی خود را عليرغم وجود برخی ريسک ها زياد کرده اند. برای مثال در مورد الجزاير ريسک ها شامل حملات به خطوط لوله و خرابکاری ها می شود.

                        Comment


                        • اغلب می شنويم مقابله ايران و ايالات متحده يک جنگ سرد جديد است یعنی يک رويارويی ايدوئولوژيک سنگين همراه با توانايی های هسته ای طرفين و درگيری هایی که هدف آن کسب منافع ژئواستراتژيک برای آن هاست. عليرغم این که این مدلسازی به مقابله آمريکا واتحاد جماهير شوروی شبیه است، ولی شباهتی در امکانات نظامی آنها وجود ندارد. در واقع خود اين شبيه سازی می تواند خطرناک باشد.

                          تفاوت ها ميان اين دو چشمگير است. ايران برخلاف شوروی توان نظامی بالايی ندارد که خودش ممکن است يکی از دلايل تلاش آن کشور برای توسعه برنامه های هسته ای تهران باشد. آنها ممکن است اين را حداقل اقدام برای ايجاد توازن در منطقه بدانند.
                          در زمينه قدرت آتش نظامی هم، ايران سربازان زيادی دارد اما تکنولوژی نظامی اش ناچيز است.

                          جمهوری اسلامی دارای تجهيزات، افسران فداکار، 70 ميليون جمعيت آماده برای دفاع از کشور و واحدهای عملياتی در اطراف منطقه، خصوصا" درعراق، است. اما همه اين ها در مقايسه با زرادخانه گسترده، مجهز و توان هسته ای شوروی سابق ناچيز است.

                          "جنگ آرمان ها" هم متفاوت است. کمونيسم شوروی، برداشت خاصی از نظرات کارل مارکس بود که ميليونها نفر از جمعيت مستضعف دنيا را، صرفنظر از فرهنگ شان، به خود جلب کرد. اما اسلام شيعی به عنوان ايدئولوژی ايران فقط شامل حال عده کمی از مسلمانان دنيا می شود و نه بيشتر. حتی درخود ايران هم جنگ افروزی مورد پسند مردم نيست.

                          مهمتر از همه اينکه رقابت ايالات متحده و شوروی سابق بسيار سازمان يافته بود. اين مسابقه تعداد زيادی از قواعد و نهادهايی را در بر می گرفت که تلاش برای کنترل آنها شامل طیف وسیعی از سازمانهای دوجانبه يا چند جانبه، مسايل اقتصادی و تجاری، تبادلات فرهنگی و علمی و غيره را در بر می گرفت.

                          اين اصول و روشها در بسياری از موسسات رسمی و دولتی هر يک از طرفين رخنه کرده بود. (نظير امور خارجه، تاسيسات دفاعی، امور اجرايی). در ضمن موسسات علمی، مراکز حزبی، وسايل ارتباط جمعی و جامعه شهری هم از اين مساله متاثر شده بودند. همه اين بازی ها به منظور تعديل برخوردها، و توازن متقابل در مواقع بروز رويدادها و اتفاقات صورت می گرفت. نتيجه ايجاد اين شبکه پيچيده سياسی، علمی و روابط اجتماعی، اتلاف وقت و انرژی فراوان بود. حتی در زمينه حقوق بشر هم دولت سوسياليستی شوروی سرانجام مجبور شد رفتار خود را بعد از به اجرا در آمدن توافق سال 1957 هلسينکی تعديل کند. تعهد شوروی در برابر قواعد و موسسات بين المللی برای مشروعيت يافتن و پاسخگويی به نيازهای ملی خود نظير تجارت، آنها را تبديل به کشوری منطقی و قابل پيش بينی کرد، هرچند همچنان دشمن آمريکا محسوب می شد.

                          وقتی اتحاد جماهير شوروی از هم فروپاشید، اين رويداد با آرامی و به سرعت انجام شد زيرا قواعد و اصول آن از مدت ها پيش پذيرفته شده بود.

                          چنين سيستمی از موسسات و قواعد گفته شده در رقابت ايران و آمريکا نقشی بر عهده ندارند. هيچ چيزی نظير مسير ارتباطی مستقيم، سيستم تعديل کننده، سفارتخانه ها و گفتگوهای جاری وجود ندارد.

                          ما عمدا" ايران و روند هنجار و سازمانی آنرا را با گذاردن نام رژيم تروريست، شرور و منفور بر آنها از جامعه جهانی طرد کرده ايم.

                          نبودن مبادلات رسمی، اقتصادی، تجاری و ساير ارتباط ها باعث شده ايران در برابر آمريکا رفتار شفافی نداشته باشد و اين کدورت دو طرفه است.

                          شرایط امروز وضعيت خطرناکی است. يک گام اشتباه می تواند به جنگ بیانجامد. تا زمانيکه جنگ ناخواسته در دستور کار تصميم گيران ايالات متحده است، اين حوادث هستند که کنترل امور را در دست می گيرند و نه کسانی که در ايران دوست دارند شاهد تحقير شدن بيشتر آمريکا در عراق و افغانستان باشند.

                          جنگ سرد فعلی، مطمئنا" تبعات خاص خود را خواهد داشت: زرادخانه های هسته ای و اتلاف هزينه های سنگين نظامی. در حاليکه همه چيز می توانست پيشگيری شود و اوضاع با ثبات بماند.

                          آنچه واقعا" در رويارويی ايران و ايالات متحده نگران کننده است اين است که چگونه نبود آرامش و ارتباطات می تواند منجر به وقوع جنگ شود. و همانطور که ما در عراق فهميديم، يک جنگ واقعی می تواند برای ميليونها قربانی خانمانسوز باشد و برای آغازگران آن به طرز غير قابل پيش بينی ويرانگر.

                          اگر خودمان را با اين فکر که اين فقط يک جنگ سرد کوچک و قابل کنترل است، همانطور که فکر می کرديم عراق يک لقمه کوچک است، گول بزنیم ، دومين اشتباه بزرگ آمريکا در خودبينی اش به وقوع می پيوندد.

                          Comment


                          • رودلف جولياني يکي از کانديداهاي ارشد حزب جمهوريخواه آمريکا در انتخابات رياست جمهوري اين کشور با تشريح نقطه نظرات خود در مورد سياست خارجي آمريکا اعلام کرده است، از مذاکرات با ايران استقبال خواهد کرد، اما نابودي تأسيسات هسته اي ايران را نيز بعنوان آخرين راه حل حذف نخواهد نمود.

                            در صورتي که ايران هر چه بيشتر در حوزه هسته اي قدرت نمايي کند و شواهد و مدارک نيز نشانگر تباني اين کشور با عراقي ها به منظور کشتار آمريکايي ها باشند، دولت بوش و ساير کانديداهاي جمهوريخواه آمريکا از اقدام نظامي بر عليه ايران صرفنظر نخواهند کرد.

                            جولياني در چاپ جديد مجله فارين افرز به صراحت ديدگاههاي خود را در مورد سياست خارجي تشريح کرده است. وي اظهار داشته است:" روحانيون ديني حاکم بر ايران بايد بدانند که ما مي توانيم علاوه بر سياست هويج، سياست چماق را هم در پيش بگيريم. اين سياست از طريق تضعيف حمايت مردمي از رژيم آنها، ضربه زدن به اقتصاد ايران، تضعيف ارتش ايران و نابودي زيربناي هسته اي اين کشور ميسر خواهد بود. "

                            مقاله جولياني پس از اظهارات کنايه آميز جرج بوش در مورد ايران در يک کنفرانس خبري که هفته گذشته برگزار شد، منتشر مي شود. بوش در اين کنفرانس خبري اظهار داشت، اقدام ايرانياني که به عراقي ها براي کشتار آمريکايي ها کمک کنند، " پيامدهايي بدنبال خواهد داشت." بوش افزود، " در صورتي که ما شما را در حين ايفاي نقشي غيرسازنده غافلگير کنيم، بهاي آن را خواهيد پرداخت." بوش ايران را " کشوري بسيار دردسرساز " خواند.

                            بر اساس گزارش هاي خبري، در کاخ سفيد " مناظره شديدي " بر سر چگونگي واکنش در مقابل حمايت ايران از شيعيان عراق و برنامه هسته اي ايران درگرفته است. بر اساس اين گزارش ها، ديک چني معاون رئيس جمهوري آمريکا اظهار داشته است، در صورت آشکار شدن شواهد و مدارک مشخص مبني بر فعاليت ايران بر عليه آمريکايي ها، احتمال اقدام نظامي بر عليه اين کشور وجود خواهد داشت.

                            جولياني و ميت رامني ديگر کانديداي ارشد حزب جمهوريخواه آمريکا و فرماندار اسبق ماساچوست در يک مناظره در سال جاري اعلام کردند، از استفاده از تسليحات اتمي " تاکتيکي " بر عليه ايران به منظور ممانعت اين کشور از دستيابي به سلاح هاي اتمي صرفنظر نخواهند کرد.

                            کانديداهاي ارشد رياست جمهوري آمريکا عضو حزب دموکرات به ويژه سناتور هيلاري رادهم کلينتون از ايالت نيويورک و باراک اوباما از ايالت ايلنوي به کرات با يکديگر در مناظرات بر سر تجربه هايشان و ديدگاهايشان در خصوص اجراي سياست خارجي از جمله چگونگي برخورد با کشورهايي مانند ايران درگير شده اند.

                            اوباما برخلاف دولت بوش اعلام کرده است، بعنوان بخشي از استراتژي جديد پرداختن به آنچه که مقامات آمريکايي کشورهاي شرور مي خوانند، با سران اين کشورها از جمله ايران ديدار خواهد کرد. اما هيلاري کلينتون محتاط تر عمل کرده و اظهار داشته است، ابتدا اطمينان حاصل خواهد کرد که از او براي مقاصد تبليغاتي استفاده نخواهد شد.

                            Comment


                            • Edwards would open talks with Iran if elected

                              WASHINGTON (Reuters) - Democratic presidential candidate John Edwards says if elected president his administration would open direct talks with Iran to try to contain Tehran's nuclear ambitions.

                              Edwards proposes an abrupt shift in Bush administration policy toward Iran in an article he wrote for Foreign Affairs magazine's upcoming issue, in which he says he would increase U.S. diplomacy worldwide if elected in November 2008.

                              Edwards does not rule out the option of military force, saying: "With a threat so serious, no U.S. president should take any option off the table."

                              But he would be prepared to engage the government of Iranian President Mahmoud Ahmadinejad in a way that has not been done since the United States severed relations after Tehran's 1979 revolution.

                              President George W. Bush has refused talks with Iran over its nuclear program, limiting contacts to talks about Iraq. Tehran denies it is seeking nuclear weapons.

                              Edwards said "instead of saber-rattling about military action, we should employ an effective combination of carrots and sticks" and try to isolate Ahmadinejad from moderate forces within his country while continuing to offer Iran economic incentives for good behavior.

                              "At the same time, we must use much more serious economic sanctions to deter Ahmadinejad's government when it refuses to cooperate. To do this, we will have to deal with Iran directly. Such diplomacy is not a gift, nor is it a concession," the former North Carolina senator wrote.

                              Edwards did not say he would be willing to meet Ahmadinejad. A Democratic rival, Illinois Sen. Barack Obama, was accused of being naive by front-runner New York Sen. Hillary Clinton for saying he would be willing to meet with Ahmadinejad and other leaders of hostile nations in his first year as president.

                              In the article, Edwards slams Bush's approach to foreign policy and said if he wins, he would lead a U.S. re-engagement with the world, starting by ending the Iraq war.

                              He would immediately withdraw 40,000 to 50,000 U.S. troops followed by an orderly and complete pullout of the rest.

                              "Once we are out of Iraq, the United States must retain sufficient forces in the region to prevent a genocide, a regional spillover of the (Iraqi) civil war, or the establishment of an al Qaeda safe haven,' he said.

                              Edwards said quick-reaction U.S. forces would be needed in Kuwait and a significant naval presence in the Gulf.

                              As he has in the past, Edwards took issue with Bush's use of the phrase "war on terror" to describe the U.S.-led struggle against Islamic radical extremists.

                              Edwards called the phrase "a political sledgehammer used to stifle debate and justify policies that would otherwise be utterly unacceptable."

                              While he said the United States must stay on the offensive against al Qaeda, he would also go after the causes of terrorism to prevent it from taking root in the first place. He did not explain how he would do that.

                              "In fact, defining the current struggle against radical Islamists as a war minimizes the challenge we face by suggesting that the fight against Islamic extremism can be won on the battlefield alone," Edwards said.

                              Comment


                              • Want to scare the turbans off the heads of Iran's ayatollahs? Don't threaten to bomb them, which will only give them greater popular support. Instead make plans to open a U.S. Embassy in Tehran. A very large embassy.



                                A veteran U.S. diplomat well familiar with the Middle East and particularly the Gulf and Iran, and who requested anonymity, told me over dinner this weekend that if the Bush administration wanted to really upset the apple cart in a greater Middle East it would go ahead with plans to bomb Iran's nuclear facilities. This in turn would rally the vast majority of Iranians behind their government, much as many of them dislike the Islamist regime of the ayatollahs and frown upon Iran's President Mahmoud Ahmadinejad's antics.



                                Indeed, several reports from Iran indicate many Iranians do not associate themselves with their government, nor see it as the true representative of the people. More than 70 percent of Iran's 65 million people happen to be under 30 years of age. Observers and travelers who have been to Iran recently will attest to the great curiosity and desire by Iran's youth to explore all things Western. Indeed many, including government officials, never miss a chance to ask visiting Westerners about the possibilities of immigrating to Europe, or what is needed to acquire a Green Card to open the magic door to settling in the United States.



                                Despite all superficial signs of obedience to the ayatollah's regime, such as women covering their hair with scarves and wearing modest dresses tucked beneath the obligatory chador, one should not be fooled by these outward signs of modesty. In private, the women shed the veils, chadors and long s***ts, revealing their inner selves with clothes that would make more than one ayatollah blush, or redden with rage. Those women are a mirror of Iranian society. What is beneath the surface, under the chadors, is very different from the little that is outwardly visible. The same goes for the country: What you see is not what you get.



                                These outward signs tend to confuse both Iran's rulers and the U.S. administration. Iran's leaders might think they enjoy the people's support, which in many ways they do. Should the United States decide to attack Iran it will find the millions of young people wishing to look to the West for their future will rally around the government in a show of nationalism, a feeling very deep in Iranian society. By the same token the United States will wrongly assume that the majority of the Iranians are opposed to the United States. In truth, they are not.



                                However, here is the challenge and the innovative idea for the Bush administration. Instead of dispatching bombs and rockets and missiles, which would only accentuate the crisis around the greater Middle East with Iran trying to reciprocate by attacking — albeit by proxy — American forces in Iraq or European forces serving in South Lebanon with the United Nations interim force, Washington should consider launching a charm offensive on Iran. This could start with opening an embassy and a major U.S. cultural center, accessible to Iran's youth.



                                Such a move is bound to frighten the ayatollahs far more and bombs. Indeed, bombs would play in their favor, supporting their rhetoric that the United States is the "the Great Satan."



                                After the Iranian people have been fed anti-U.S. propaganda for nearly 30 years, a U.S. raid on Iranian targets, undoubtedly causing numerous civilian casualties, would play into the hands of the regime. But if the United States established an embassy in Tehran that would debunk the legends propagated since the fall of the shah to the 1979 Islamic revolution of the many "evils of America," the long-term psychological damage to the regime would be far greater.

                                Comment

                                Working...
                                X