ofcourse they should re-establish relations. its an established principle of political and human science that international liberalism leads to domestic liberalism, fast.
Announcement
Collapse
No announcement yet.
Iran-U.S.A
Collapse
X
-
Take him and cut him out in little stars,
and he will make the face of heaven so fine,
that all the world will be in love with night,
and pay no worship to the garish sun
- Shakespeare
"In all intellectual debates, both sides tend to be correct in what they affirm, and wrong in what they deny." - JS Mill
-
با آغاز تحريم*هاي جديد دولت آمريكا عليه ايران از پنجشنبه گذشته، كه شديدترين تحريم*ها پس از انقلاب اسلامي ارزيابي شده است، مقامات جمهوري اسلامي اعلام كرده*اند كه اين تحريم*ها هيچ اثري بر اقتصاد ايران نخواهد داشت و صرفا "اقتصاد جهان را بي*ثبات مي*كند".
اين موضع*گيري ظاهرا خوش*بينانه كه در بطن خود تهديدآميز به نظر مي*رسد، از سوي دانش جعفري وزير اقتصاد دولت نهم اعلام شد. وي كه روز جمعه براي شركت در نشست مشترک صندوق بين*المللي پول و بانک جهاني در واشنگتن حضور داشت، در سخنان خود مدعي اندك بودن تاثير تحريم*ها بر اقتصاد ايران شد و گفت: "هر زماني که شکاف ميان امريکا و ايران بيشتر مي*شود، دولت امريکا تبليغات بيشتري را عليه ايران به راه مي*اندازد و اين امر بازار جهاني نفت را به بي*ثباتي مي*کشاند. پس ايران همواره برنده اين کشمکش بوده است."
موضع*گيري دانش جعفري در خصوص "بي*ثبات شدن اقتصاد جهان" كمي بعد با سخنان عزيز جعفري، فرمانده كل جديد سپاه تكميل شد. فرمانده اين نيروي نظامي كه هدف اصلي تحريم*هاي جديد آمريكا بوده است، سخنان مقامات آمريكايي در خصوص تحريم*هاي جديد و احتمال جنگ را "زياده*گويي" دانست و گفت: "سپاه اکنون بيش از هر زمان ديگري آماده دفاع از آرمان*هاي انقلاب اسلامي است. من اين حرف*ها را تهديد تلقي نمي*کنم، کمااينکه روند پرونده* هسته*اي ايران خيلي خوب و ايده*آل است." وي سپس با اشاره به زمزمه*هايي مبني بر احتمال وقوع جنگ عليه ايران گفت: "هر تعرضي را با ضربه* قاطع*تر جواب خواهيم داد."
جعفري تنها مقام نظامي ايران نبود كه عليه اين تحريم*ها موضع*گيري كرد. پس از او مصطفي محمدنجار، وزير دفاع دولت احمدي نژاد هم در اين خصوص اظهارنظر كرد و تحريم*هاي يكجانبه از سوي امريكا را باعث "شتاب بخشيدن به روند خودكفايي و خوداتكايي كشور" و نيز افزايش "وحدت و انسجام ملي براي مقابله با تهديدات دشمنان" ارزيابي كرد. وي همچنين از "برخي كشورهاي اروپايي" خواست درخصوص اتهام دخالت ايران در عراق "فريب القائات هيئت حاكمه جنگ*طلب آمريكا را نخورند."
موضع رسمي ايران در خصوص تحريم*ها
اما علاوه بر اين اظهارنظرها، سخنگوي وزارت امور خارجه نيز موضع رسمي جمهوري اسلامي را در خصوص تحريم*هاي گسترده و يكجانبه آمريكا اعلام كرد. محمدعلي حسيني با "خصمانه" خواندن سياست*هاي آمريکا عليه "نهادهاي مردمي و قانوني" ايران و مغاير دانستن آنها با موازين بين*المللي، تحريم*هاي جديد را "فاقد ارزش و اثر و همچون گذشته محکوم به شکست" دانست و گفت: اتخاذ اينگونه تصميمات نمي*تواند اختلالي در راه پيشرفت، توسعه و آباداني ملت ايران و موسسات مشروع کشورمان بوجود آورد."
در كنار اين موضع*گيري رسمي، تعدادي از نمايندگان اصولگراي مجلس هفتم نيز به انتشار خبر تحريم*ها واكنش نشان دادند. کاظم جلالي، مخبر کميسيون امنيت ملي و سياست خارجي، اقدام جديد آمريكا را تنها باعث "بلندتر شدن ديوار بي*اعتمادي بين امريکا و ايران و بستن راه گفت*وگو" ارزيابي كرد.
رشيد جلالي، نماينده كرج در مجلس هفتم نيز كه پيش از نمايندگي خود يكي از فرماندهان سپاه بوده است، در اين خصوص ادعا كرد: "بسياري از تحريم*ها که عنوان مي*شود قابل اجرا نيست زيرا خود شرکت*هاي آمريکايي در بخش نفت قراردادهايي با ايران دارند... تاکنون تحريم*هاي آمريکا نتوانسته براي شرايط ما اختلال ايجاد کند شايد در جاهايي به کشور ما فشارهايي وارد شده مانند قطعات يدکي يا فروش هواپيما، اما سيستم ما دچار اختلال نشده است... اکنون شرايط همچون 5 الي 6 دهه گذشته نيست که چنين تهديدها و تحريم*هايي ما را نگران کند، اما اين بدان معنا نيست که ما وارد اقدامات تنش*آفرين شويم."
سخنان شاهي عربلو، رئيس كميسيون اقتصادي مجلس هفتم نيز جالب بود. وي با استقبال(!) از اين تحريم*ها، گفت: "تحريم*هاي آمريكا عليه ايران ممكن است در كوتاه*مدت تاثيراتي محدود به همراه داشته باشد اما در درازمدت باعث تقويت ساختارهاي اقتصادي ما خواهد شد... اين تحريم*ها به مانند سلاحي در دست دشمن خواهد بود كه فشنگ و مهمات ندارد."
حمايت فرانسه، انگليس و استراليا؛ مخالفت چين و روسيه
اعلام تحريم*هاي يكجانبه آمريكا عليه سپاه پاسداران و سه بانك دولتي ايران، با واكنش مخالف و موافق برخي از كشورهاي بزرگ جهان نيز روبرو شد.
مهمترين موضع*گيري عليه اين تحريم*ها را ولاديمير پوتين، رئيس*جمهور روسيه ابراز كرد كه ساعاتي پس از نشست خبري وزراي امور خارجه و خزانه*داري آمريكا كه در آن جزئيات تحريم*هاي تازه اين كشور عليه جمهوري اسلامي بيان شد، در نشست سران اتحاديه اروپا در پرتغال گفت: "اينکه مثل ديوانه اي تيغ بدست به اين طرف و آن طرف بدويم راه خوبي براي حل مسئله نيست. چنين رويه*اي ممکن است مناقشه اتمي ايران را به بن*بست بکشاند."
كمي بعد، چين نيز در مخالفت با اين تحريم*ها به روسيه پيوست و سخنگوي وزارت امور خارجه اين كشور اعلام كرد تحريم هاي تازه عليه ايران "تنها اوضاع را پيچيده*تر مي*کند و بهترين راه*حل مسئله اتمي ايران، برقراري مذاکره و گفتگو است."
چين و روسيه پيش از اين هم در شوراي امنيت و جلسات گروه 1+5 بيشترين حمايت را از ايران و فعاليت*هاي اتمي آن نشان داده*اند. با اين حال واكنش صريح اين دو كشور، اين بار با انتقاد صريح نيكلاس برنز، معاون رايس روبرو شد كه روسيه و چين را به كمك به نيروهاي مسلح ايران از طريق فروش سلاح نظامي و سرمايه*گذاري متهم كرد. وي در عين حال همچنان ابراز اميدواري كرد كه شوراي امنيت سازمان ملل تحريم هاي تازه*اي را بر ايران تحميل کند؛ تحريم*هايي كه بحث درباره آن به علت مخالفت روسيه و چين براي دو ماه به تعويق افتاد.
با اين حال برخلاف روسيه و چين، كشورهاي ديگري نيز هستند كه هرچند با حمله نظامي آمريكا به ايران چندان موافق نباشند، با تشديد تحريم*ها عليه ايران كاملا همراهي مي*كنند و آن را راه صحيح و باعث تقويت ديپلماسي مي*دانند. در اين زمينه علاوه بر متحدان پيشين نئومحافظه*كاران آمريكا همچون انگليس، ژاپن و استراليا مي*توان به فرانسه پس از ساركوزي هم اشاره كرد كه با وجود روابط اقتصادي گسترده با ايران، از هر اقدامي در جهت افزايش تحريم*ها عليه ايران استقبال مي*كند. همچنين روز گذشته آسوشيتدپرس از تلاش انگليس و فرانسه براي همراه كردن ديگر كشورهاي اروپا در حمايت از تشديد تحريم ايران خبر داد
تحريم*هاي جديد آمريكا عليه ايران
دولت امريکا روز پنجشنبه از اعمال تحريم*هاي تازه و يکجانبه جديدي عليه ايران خبر داد. "کاندوليزا رايس" وزير امور خارجه امريکا روز پنجشنبه در يک کنفرانس خبري مشترک در كنار "هنري پالسن" وزير خزانه*داري امريکا قرار گرفت تا با اعلام خبر فوق و بيان اينكه "ايران همچنان پيشنهاد مذاکرات از جانب ما را رد مي*کند"، هدف از اعمال اين تحريم*ها را "پيگيري دستيابي به تکنولوژي هسته*اي، ساخت موشک*هاي بالستيک و حمايت از شبه*نظاميان شيعه مستقر در عراق" ذكر كند.
رايس اين تحريم ها را مانعي جدي براي شرکت*ها و موسسات غير آمريکايي طرف معامله با ايران دانست و سپس وزير خزانه*داري امريکا اظهارات رايس را تکميل کرد و از "بانک*هاي ملي، ملت و صادرات" به عنوان بانک*هاي تحريم شده از سوي دولت امريکا نام برد. اين در حالي است كه پيش از اين فقط "بانک سپه" از سوي واشنگتن تحت تحريم*هاي شديد مالي قرار گرفته بود.
اين دو مقام دولت آمريکا همچنين اعلام كردند كه 9 شرکت از شرکت*هاي تحت کنترل سپاه پاسداران از جمله "قرارگاه سازندگي خاتم الانبياء، شرکت کيش اورينتال، شرکت غروب نوح، شرکت مهندسي مشاور ساحل، شرکت غروب کربلا، شرکت مهندسي سپاسد، شرکت حرا و قرارگاه سازندگي قائم" را در ليست تحريم*هاي جديد و يکجانبه خود قرار داده*اند. همچنين شش نفر از فرماندهان سپاه و سه نفر از فرماندهان ارشد سازمان صنايع هوافضا نيز در رديف افراد مورد تحريم از سوي امريکا قرار گرفته*اند.
به گفته وزير خزانه*داري دولت بوش، نيروي قدس سپاه به اين دليل که از جانب امريکا به ارائه کمک*هاي مادي به شبه نظاميان متهم شده است در ليست تحريم هاي فوق قرار گرفته است؛ بانک ملي به عنوان بزرگترين بانک ايران به اتهام ارائه خدمات مالي به برنامه هسته*اي و برخي فعاليت*هايي که از سوي سازمان ملل در زمره فعاليت*هاي ممنوعه قرار گرفته است؛ بانک صادرات در اين تحريم*هاي جديد به ارائه کمک*هاي مالي به برخي گروهها از جمله "حزب*الله لبنان و حماس" متهم شده است و بانک ملت نيز به اتهام تسهيل در مبادلات مربوط به سازمان انرژي اتمي ايران در فهرست تحريم*هاي اعلام شده از سوي "هنري پالسن" وزير خزانه داري امريکا قرار گرفته است.

Comment
-
سفر يک مقام بلند پايه خزانه داري آمريکا به دوبي ، چند روز پس از اعلام تحريم هاي اخير آمريکا عليه ايران، توجه را به اين کشور نفت خيز خليج، که دروازه اقتصاد ايران به حساب مي آيد، جلب کرده است.
روابط تجاري امارات متحده عربي با ايران و رشد دوبي به عنوان مرکز مالي بين المللي، تهران را در تحمل تحريم هاي بين المللي در برابر برنامه هسته اي اش ياري کرده است و اين چيزي است که آمريکا در صدد تغيير آن است.
بسياري از تحليل گران معتقدند تصميم روز پنج شنبه آمريکا در تحريم چند بانک و موسسه مرتبط با سپاه پاسداران انقلاب، شرکت هاي دوبي را از انجام معاملات با ايران باز خواهد داشت و اين زيان اقتصادي جدي به اقتصاد ايران وارد مي کند.
ولي گروهي ديگر معتقدند گسترش روابط تجاري ايران و چين مي تواند تا حد زيادي کاهش تجارت با امارات را جبران کند و مي گويند آمريکا با اين روش ها نمي تواند رفتار ايران را عوض کند مگر اينکه مستقيما صنايع نفت و گاز اين کشور را هدف گيرد.
در ملاقات روز دوشنبه ديويد مک کورميک ، معاون حزانه داري آمريکا در امور بين المللي با مقامات امارات راه هاي اعمال فشار بر ايران به منظور توقف غني سازي اورانيوم، مورد بحث قرار گرفت.
مک کورميک گفت: " ما با مقامات امارات در اين باره صحبت کرديم و اميد وار هستيم امارات نيز در اين امر از جامعه بين المللي پيروي کند."
بنا بر گزارش خبر گزاري امارات مک کورميک اهداف آمريکا را از اقدامات اخير براي مقاقات امارات توضيح داده و اظهار اميدواري کرده است که امارات نيز در تحريم شرکت هاي وابسته به سپاه همکاري نمايد.
شوراي امنيت سازمان ملل پس از تصويب دو قطعنامه عليه ايران اکنون در حال بررسي صدور سومين قطعنامه عليه ايران است.
تهران همچنان اظهار مي کند که برنامه هسته اي اش براي مقاصد صلح آميز است.
امارات با داشتن حدود پانصد هزار ايراني و تجارتي معادل 10 ميليارد دلار در سال با جمهوري اسلامي ايران، اين کشور از بزرگترين شرکاي تجاري ايران محسوب مي شود.
نيل پاتريک، يک تحليل گر مقيم دوبي گفت:" اماراتي ها به نقش خود واقف هستند و مي خواهند با آمريکا در اين زمينه همکاري کنند."
وي گفت اکنون با تصميمات اخير آمريکا در دوبي اين احساس تقويت شده است که تمام مبادلات ايران با کشورهاي حاشيه خليج فارس تحت نظر قرار خواهد گرفت. بسياري از بانک هاي بين المللي دوبي از هم اکنون از مبادله با ايران خودداري مي کنند.
مصطفي علاني، يک متخصص امنيتي در مرکز مطالعات خليج در دوبي گفت تحريم هاي جديد آمريکا شرکت ها را از مبادله با ايران بر حذر داشته است چرا که به زحمت بتوان تشخيص داد کدام شرکت ها با سپاه همکاري دارند.
علاني گفت: "بنا براين ساده تر آن است که هر نوع تجارتي با ايران قطع شود" وي افزود خطر حمله نظامي در واقع کشور هاي خليج را وادار به همکاري با آمريکا کرده است.
سعيد ليلاز، يک اقتصاد دان مقيم تهران گفت چين هنوز از تجارت با ايران منصرف نشده است و توانسته است حجم مبادلات خود را از چند صد ميليون دلار در دهه پيش به 20 ميليارد دلار برساند.
چين نيز مانند امارات در کار صادرات مجدد به ايران است و در واقع راه را براي دور زدن آمريکا در تحريم ها فراهم مي آورد. ليلاز افزود: "اگر قرار است با امارات قطع رابطه کنيم بايد به طرف چين برويم، که در واقع ظرف دو سه سال اخير همين نقش را براي ايران بازي کرده است."
اين تحليل گر ايراني مي گويد تا زماني که ايران 80 ميليارد صادرات نفتي دارد تحريم ها را تحمل خواهد کرد. با توجه به قيمت بيش از 90 دلار نفت بعيد است واشنگتن بخواهد تهاجمي را عليه صنايع نفت ايران انجام دهد.
مانيو لويت، معاون سابق خزانه داري آمريکا و متخصص تروريسم در موسسه شرق نزديک درواشنگتن، مي گويد: "اين کار نگراني هاي زيادي به دنبال دارد."
وي گفت هدف قرار دادن قرارگاه سازندگي خاتم الانبيا، است با داشتن ميليارد ها دلار در صنايع نفت و گاز شايد تهاجمي تر باشد.
ولي اينکه اين اقدامات تغييري در روش ايران ايجاد کند موضوعي است که آينده نشان خواهد داد.

Comment
-
آيا رييس جمهور بوش به واقع تصميم دارد به ايران حمله کند؟ اين طور که به نظر مي رسد مشکلات پيش آمده براي ارتش امريکا در عراق، رييس جمهور و اطرافيانش را از انجام يک مداخله نظامي جديد منصرف نکرده است: حمله به ايران به صورت هوايي و عليه "2000 هدف" که توسط پنتاگون شناسايي مي شوند انجام خواهد شد. فرضيه نومحافظه کاران واشنگتن اين است که نمي توان در عراق ايجاد ثبات کرد، مگر اينکه بحران هسته اي تهران حل و فصل شود.
مقايسه مسأله تهران با جنگ عراق غيرقابل اجتناب است: پنج سال پيش، جرج بوش در سخنراني خود از سازمان ملل خواست "صدام حسين را خلع سلاح کند". گره گشايي از مسأله ايران نيز درست به مانند گره گشايي از مسأله عراق، بي رحمانه است. دو ناو هواپيمابر در منطقه مستقر شده اند و ايران مسؤول شکست امريکا در عراق شناخته شده.
ويليام هارتونگ، روزنامه نگار و از اعضاي "بنياد امريکاي نو"، در اين رابطه مي گويد: "در سياست دولت امريکا نسبت به ايران دقيقاً همان شاخص هايي وجود دارد که در زمان جنگ با عراق وجود داشت. دولت در آن زمان سعي مي کرد عقيده جنگ را تحميل کند و اکنون نيز به همان شکل است."
ليست طولاني از افشاگري هاي اوليه براي ايجاد شرايط جنگ از دو سال پيش آغاز شده. با اتمام هر مهلت يا ضرب الاجل، صداي پوتين هاي نظامي به گوش مي رسد: تمديد تحريم هاي سازمان ملل، مناقشات امريکا بر سر مسأله عراق... در ماه ژانويه، جرج بوش در حالي که طرح جديد خود را مطرح مي کرد، ايران را به مداخله در عراق محکوم دانست و تنش ها را افزايش داد. او روز 13 سپتامبر نگهداشتن 130 هزار نيروي امريکايي در عراق را به دليل وجود تهديدهاي استراتژيک ايران دانست و خاطرنشان ساخت که در صورت خروج نيروهاي امريکايي از عراق، "ايران از اين هرج و مرج سود خواهد برد و براي دستيابي به سلاح هسته اي و تسلط بر منطقه ترغيب خواهد شد".
در واشنگتن مجدداً شايعات بالا گرفته. بارنت روبين، کارشناس سياسي و رييس تحقيقات مرکز همکاري هاي بين المللي دانشگاه نيويورک، در وبلاگش قصد ندارد خوانندگان خود را "هراسان کند"، ولي معتقد است که "علائم بسياري داير بر وقوع يک ماجراجويي نظامي ديگر وجود دارد".
استيو کلمونز، يکي از اعضاي "بنياد امريکاي نو"، از يک ضيافت شام مي گويد که در آن مدعوين با بالا بردن دستان خود به احتمال بمباران ايران رأي داده اند: شانزده نفر، از جمله زبيگنيو برژينسکي، مشاور امنيت ملي امريکا در دوره رياست جمهوري جيمي کارتر و دموکرات فعلي، پيش بيني کردند که جرج بوش به ايران حمله خواهد کرد. دو نفر، از جمله برنت اسکاوکرافت، جمهوري خواه، شرط بستند که اين طور نخواهد شد.
دليل اصلي کساني که به حمله معتقدند اين است که جرج بوش گفته هرگز يک ايران مجهز به سلاح هسته اي تحت رياست جمهور فعلي [احمدي نژاد] را نمي پذيرد. دوستان و حتي دشمنان بوش با شناختي که از لجاجت و يکدندگي او دارند، بر اين باورند که او به حرف خود عمل خواهد کرد. ولي هر چه زمان بيشتر مي گذرد، به نظر مي رسد که بوش الزاماً براي انجام تعهدات خود نيازي به عملي کردن خواسته هايش ندارد. جرج بوش 12 ماه ديگر، تا شروع انتخابات رياست جمهوري امريکا که طي آن جانشين وي مشخص مي شود، زمان دارد. تا آن تاريخ، احتمال اين که ايران اعلام کند به سلاح هسته اي دست يافته بسيار کم است.
بوش روز 28 اوت با اشاره به "هولوکاست اتمي" اظهار داشت: "ما قبل از اين که خيلي دير شود، با اين خطر مقابله خواهيم کرد." حال بايد عبارت "خيلي دير" را تعريف کنيم. زماني در نظر ديپلمات هاي خارجي، تبديل هگزا فلوئوريد اورانيوم يک آستانه فاجعه آميز محسوب مي شد، ولي امروز تهران در آرامش کامل در حال غني سازي اورانيوم است. به گفته کارشناسان، ايران بايد به مدت تقريباً يک سال تعداد 3000 سانتريفوژ را عملياتي نگاه دارد تا بتواند سوخت لازم براي يک بمب را به دست آورد. طبق آخرين گزارش به دست آمده از سوي آژانس اتمي، تعداد 2000 سانتريفوژ راه اندازي و عملياتي شده اند.
در مقاله اي تحت عنوان "چرا بوش به ايران حمله نخواهد کرد؟"، منتشر شده در مجله اينترنتي "Salon"، آقاي کلمونز بر اين عقيده بود که رييس جمهور از اينکه چين و روسيه در انتظار يک گام اشتباه از سوي واشنگتن هستند آگاه است: اين اشتباه به آنها فرصت مي دهد تا نظارت و کنترل خود را بر جريانات مربوط به انرژي افزايش دهند. او مي افزايد: "اگر بمب ها آماده بودند، بوش براي آماده کردن مردم و ارتش تلاش بيشتري مي کرد." در حقيقت، نبود فوريت عمل براي مقابله با تهديد ايران تعجب آور است. در تابستان 2005، گزارش تحليلي سرويس هاي اطلاعاتي و تخمين اطلاعات ملي [NIEs]، مدت 5 تا 10 سال زمان را براي دستيابي ايران به توان هسته اي نظامي در نظر گرفت. يک سال بعد، جان نگروپونت، مدير ملي اطلاعات وقت، اين زمان را تا سال 2015 برآورد کرد. گري ميلهولين، مدير پروژه ويسکانسين [کنترل سلاح اتمي]، در اين خصوص اظهار داشت: "اين برآورد کاملاً اشتباه است. دولت در تلاش است تا اين باور را در ما به وجود آورد که اگر نمي توانيم آن را رفع کنيم، دليلش اين است که هيچ چيز برخلاف جهت حرکت نمي کند." کارشناسان اروپايي در نهايت تعجب کردند که چرا در اين مسأله نسبت به همتايان امريکايي خود مضطرب تر و بدبين تر ظاهر شده اند.
کساني که باور ندارند آقاي بوش تصميم خود را گرفته، از اين واهمه دارند که شايد سناريوي يک جنگ "تصادفي" به وقوع بپيوندد [به گفته واشنگتن پست، "فرماندهان امريکايي براي جلوگيري از وقوع چنين سناريويي در خليج فارس، قصد دارند با مسؤولان ايراني به توافق برسند"]. با اينکه حلقه اطرافيان ديک چني بسيار کوچک شده، ولي او داراي قدرتي است که به آساني نمي توان مرزهاي آن را مشخص کرد، تا حدي که کاندوليزا رايس، وزير امور خارجه، و باب گيتس، وزير دفاع، در تلاش اند تا مانع پيشرفت آن شوند. ديويد ورمسر، يکي از مشاوران ارشد چني، قبل از ترک کاخ سفيد در ماه ژوئيه، از امکان "غافلگير کردن" رييس جمهور سخن گفت: به عنوان مثال، اسراييل بدون اطلاع واشنگتن به بمباران رآکتور نطنز اقدام کند... در چنين شرايطي، حمله مرموزانه اسراييل به يکي از تأسيسات سوريه [6 سپتامبر] که بسيار مشکوک به نظر مي رسيد، نگراني کساني را برانگيخت که معتقدند سناريوي حمله بازدارنده اسراييل بهانه اي براي کشاندن پاي امريکا به درگيري خواهد بود.
طرح ديگري که بسيار شايع شده اين است که بوش بايد قبل از مبارزات انتخاباتي ايالات متحده حمله را آغاز کند. در اينجا نيز اين دليل مي تواند به شکل ديگري مطرح شود: نه رييس جمهور و نه معاون او نامزد انتخابات نيستند. بوش و چني هر دو دستشان باز است و هيچ گونه نگراني در قبال ملاحظات و مبارزات انتخاباتي ندارند.
از نظر پروفسور نورمن بيرن باوم، يکي از مهم ترين منتقدان در امريکا، محتمل ترين سناريو اين است که "او مقدمات حمله را آماده کند و نقشه هاي آن را به جانشين خود دهد"، همان طور که دوايت آيزينهاور در سال 1961، مسأله کوبا و حمله به خليج خوک ها را به جان کندي واگذار کرد. جرج بوش صرفاً از تهديد ايران استفاده مي کند تا بهانه اي براي عدم خروج نيروهاي خود از عراق داشته باشد. اين بدين معني نيست که او قصد حمله به ايران را دارد.

Comment
-
opening relations with the US is like dealing with the devil.
Why should we be like the arab countries who are puppets of the USA, iran use to be a puppet of the usa until 30 years ago when we grew independant. those who are the USA's puppets dont realise that they are being used. remember saddam..Vote Mohammad Baqer Ghalibaf
Comment
-
well I think the question of the thread is whether the US administration should consider ties with Iran. Is dealing with Iran a deal with the devil from the US point of view? should it be?Originally posted by ghalibaf View Postopening relations with the US is like dealing with the devil.
Why should we be like the arab countries who are puppets of the USA, iran use to be a puppet of the usa until 30 years ago when we grew independant. those who are the USA's puppets dont realise that they are being used. remember saddam..Take him and cut him out in little stars,
and he will make the face of heaven so fine,
that all the world will be in love with night,
and pay no worship to the garish sun
- Shakespeare
"In all intellectual debates, both sides tend to be correct in what they affirm, and wrong in what they deny." - JS Mill
Comment
-
Originally posted by ghalibaf View Postopening relations with the US is like dealing with the devil.
Why should we be like the arab countries who are puppets of the USA, iran use to be a puppet of the usa until 30 years ago when we grew independant. those who are the USA's puppets dont realise that they are being used. remember saddam..
Are you kidding me????????????????????????????????? Do you really think we have grown independent since these clowns took over our country?
Comment
-
وقوع جنگ بين ايالات متحده و ايران حتمي نيست، ولي نامزدهاي کاخ سفيد از هم اکنون مواضع خود را روي اين جبهه جديد که داراي جايگاه خاصي در سياست خارجي امريکاست آماده کرده اند و درخصوص آن به بحث مي نشينند. مسأله ايران که به عنوان فرصت جديدي براي جبران اشتباهات در عراق شناخته شده، در حقيقت آزموني است که در مباحث اصلي انتخابات 2008 در زمينه ديپلماسي و امنيت ملي مطرح شده.
هيلاري کلينتون، در رأس گمانه زن ها، نقش مهمي را در اين پرونده برعهده دارد. سناتور ايالت نيويورک در سال 2002 تمامي اختيارت براي آغاز يک جنگ را به رييس جمهور داد و هرگز نيز اين انتخاب خود را انکار نکرد؛ البته يک بار اظهار داشت که مطمئناً به گونه اي ديگر رأي مي داد، "اگر در آن زمان، آنچه را که امروز مي داند مي دانست". اين موضع او را مجبور کرده تا همواره يک حالت تدافعي ثابت را در برابر اردوگاه دموکرات ها اتخاذ کند. او به دنبال تأييد تصميم جرج بوش مبني بر قرار دادن نام سپاه پاسداران در ليست سازمان هاي تروريستي اظهار داشت: "تحريم هايي که در اين زمينه به تصويب رسيده اند، موضع امريکا را تقويت مي کنند. دولت بايد از اين فرصت استفاده و خود را درگير يک تلاش ديپلماتيک مستمر کند."
از طرف ديگر، براک اوباما، سناتور جوان ايالت ايلي نويز نيز، بر داشتن قاطعيت در اعمال تحريم ها تأکيد کرده است. ولي او اواخر ماه سپتامبر در رابطه با رأي موافق رقيب خود براي قطعنامه سنا [قرار دادن نام سپاه در ليست سازمان هاي تروريستي] در برابر او به شدت موضع گيري کرد. براساس مفاد اين قطعنامه، نيروهاي امريکايي مستقر در عراق يک نقش اساسي در جلوگيري از اشاعه تهديد ايران در کل خاورميانه ايفا مي کنند. از همين جا مي توان به چراغ سبز براي انجام عمليات نظامي ارتش امريکا خارج از مرزهاي عراق پي برد. ديگر نامزدهاي دموکرات در خصوص مخالفت با اين ماده تنها يک گام برداشته اند. خانم کلينتون مي بايست در اوايل اکتبر اصلاحيه اي مبني بر ممنوعيت انجام عمليات بدون توافق صريح کنگره تنظيم مي کرد.
اين اقدامات بيش از پيش بر اين جنجال دامن زد که "ايران عراق نيست": تا زماني که کار به رويارويي مستقيم نينجاميده، امکان مانور وجود دارد و از اين پرونده آسان تر از "باتلاق آشفته عراق" مي توان در وعده هاي انتخاباتي سود برد. اين يک فرصت طلايي براي براک اوباما و جان ادواردز است، زيرا اين دو نامزد در کمين نشسته، همه اعتبار خود را براي همايش سياسي آيووا که در ماه ژانويه برگزار خواهد شد گذاشته اند.
تبليغات در اردوگاه جمهوري خواهان
ادواردز در رابطه با مواضع جنگ طلبانه رييس جمهور اظهار داشت: "من از رويدادهاي سال 2002 درس گرفته ام. اگر شما تنها يک سانتيمتر به اين رييس جمهور فضا دهيد، او يک کيلومتر را اشغال خواهد کرد و جنگي را به راه خواهد انداخت. سناتور کلينتون و ديگران به جاي متوقف کردن استراتژي جنگ طلبانه بوش عليه ايران، بار ديگر امکانات لازم را به او داده اند."
در حقيقت، هيلاري کلينتون که هفته گذشته شصتمين سالگرد تولد خود را جشن گرفت، بر فاز بعدي مبارزات انتخاباتي چشم دوخته که در صورت به دست آوردن منصب دموکرات ها، بايد جناح ميانه رو و پس از آن کاخ سفيد را به تسخير خود در آورد. از استراتژي قاطع او مي توان پي برد که موضوع ايران در اردوگاه جمهوري خواهان، يک موضوع جنجال برانگيز نيست، بلکه يک موضوع تبليغاتي است. به گفته رودي جولياني، شهردار سابق نيويورک، "ما اجازه نخواهيم داد که ايران به يک قدرت اتمي تبديل شود. اين مسأله هرگز روي نخواهد داد." او سپس تأکيد کرد که اين يک تهديد نيست، بلکه يک "وعده" است.
ميت رومني، مهم ترين رقيب او، مجدداً مسايل را بازبيني مي کند: "گزينه هاي نظامي از محاصره گرفته تا بمبارن، در دسترس اند. ولي بايد آنها را تعريف کرد." اين نامزد فرقه مورمون به دليل "مشاوره با وکلايش" پيرامون اختيارت جنگي رييس جمهور، خود را مورد تمسخر احزاب راست قرار داد. در عين حال، جان مک کين، جمهوري خواه و يکي از بازهاي امريکا، فرياد "ايران را بمباران کنيم!" سر داد. از طرف ديگردر اردوگاه دموکرات ها، کريس دود "تشديد تحريم ها را به عنوان گامي خطرناک که به رويارويي منجر خواهد شد" دانست. هيلاري کلينتون با اشاره به "انتقادات نادرست" به جانب خود و در ميان صداي پوتين هاي نظامي و فرياد بازها که با مبارزات انتخاباتي در هم آميخته شده، اظهار مي دارد: "من با هرگونه اقدام عجولانه که به جنگ منجر شود مخالفم، ولي معتقدم که بايد کاري کرد."
آيا "ايالات متحده پس از 11 سپتامبر" هنوز به دنبال رييس جمهوري قاطع است که در برابر دشمنان از مواضعش دفاع کند؟ آيا ايالات متحده از اين پس مايل نيست که صرفاً اظهارات صلح جويانه را، آن طور که اکثر دموکرات ها به آن معتقدند، بشنود؟
تا يک سال آينده بايد پاسخ به اين سؤالات را از زبان جرج بوش شنيد و پس از آن، در درون صندوق هاي رأي.

Comment
-
the US's stance towards iran is only because we wont allow them to dry up our countries resources like they were doing before the revolution, the way they see it is anyone who doesnt follow their orders is a terrorist, or an enemy.Originally posted by zubin View Postwell I think the question of the thread is whether the US administration should consider ties with Iran. Is dealing with Iran a deal with the devil from the US point of view? should it be?Vote Mohammad Baqer Ghalibaf
Comment
-
assuming you're right, then the US should open itself to Iran, even if Iran doesn't open itself. The US shouldn't put up artificial conditions for preventing peace.Originally posted by ghalibaf View Postthe US's stance towards iran is only because we wont allow them to dry up our countries resources like they were doing before the revolution, the way they see it is anyone who doesnt follow their orders is a terrorist, or an enemy.Take him and cut him out in little stars,
and he will make the face of heaven so fine,
that all the world will be in love with night,
and pay no worship to the garish sun
- Shakespeare
"In all intellectual debates, both sides tend to be correct in what they affirm, and wrong in what they deny." - JS Mill
Comment
-
judging by their current government foreign policy, i doubt they will be achieving anything postive anytime soon.Originally posted by zubin View Postassuming you're right, then the US should open itself to Iran, even if Iran doesn't open itself. The US shouldn't put up artificial conditions for preventing peace.
They are starting to lose their ally's support at a high speedVote Mohammad Baqer Ghalibaf
Comment
-
some people think the democrats are going to win and that's going to make a difference. they are sure that clinton or obama would be one of the greatest presidents of the US and will solve this problem. afterall, both are attractive in terms of their mature stance towards Iran. I'm only a bit skeptical if they'll win, as well as if mrs. clinton would make good progress.Originally posted by ghalibaf View Postjudging by their current government foreign policy, i doubt they will be achieving anything postive anytime soonTake him and cut him out in little stars,
and he will make the face of heaven so fine,
that all the world will be in love with night,
and pay no worship to the garish sun
- Shakespeare
"In all intellectual debates, both sides tend to be correct in what they affirm, and wrong in what they deny." - JS Mill
Comment
-
i am persoanly convinced that america does not want normal relations with iran
look it is irelevant of the president incharge this country has had a history under voth parties to wage war and furthur whats best for america
they are going to the same
america wants to fix it dollar problam and the oil problam iran is the only ovstical in its path
iraq is gone
sudi arabia is already under their control
G-d determines who walks into your life....It is up to you to decide who you let walk away, who you let stay, and who you refuse to let go.
Comment

Comment