پرونده هسته*ای ايران بي*شک وارد ,نفس*گير, ترين دوره* در طول 4 سال اخير شده است. تحولات پرونده پس از کناره*گيری تيم سابق مذاکرات و تجربيات دولت نهم در گود زورآزمايی با جهان غرب، شرايط جديدی را رقم زده که منجر به آرايش جديدتری در عرصه داخلی شده است. کنارگود نشستگانی که در سال 83 فرياد ,لنگش کن, سر مي*دادند اينک رهيافت ,ديپلماسی چندجانبه, را تکرار مي*کنند و تئوريسين*های ,نگاه به شرق, با استفاده از آموخته*های خود در اين مدت، راهبرد ,چانه*زنی با غرب, را جايگزين کرده*اند. کار به آن جا رسيده که رسانه*های پرهياهويی که مذاکرات پيچيده نظام با غول*های ديپلماسی دنيا را ,انفعال, و ,خود باختگی, مي*خواندند، اکنون تاکتيک*های دولت نهم را ,ماجراجويی,! مي*نامند. طنز غريبی است: اصولگراترين منتقدان ,ديروز, به بزرگترين منتقدان ,اصولگرايی, امروز تبديل شده*اند!
چرخش ناگهانی پارتيزان*های رسانه*ای از مدت*ها قبل قابل پيش بينی بود. پارتيزان*های رسانه*ای در شرايطی که رهبری انقلاب مؤکداً از تصميمات نظام برای تعليق غني*سازی دفاع مي*کردند، راهبرد کلان نظام را که تعليق جزئی از آن بود ,انفعال,، ,وادادگی, و حتی ,مزدوری, خواندند! همچنان که بلافاصله پس از مواضع رهبری در 18/7/85 چنين کردند. پارتيزان*ها همچنين بارها در شرايطی که کشور در معرض تهديدات بين*المللی قرار داشته است، با اقدامات افراطی و ماجراجويانه خود منافع ملی را به قربانگاه برده*اند. با اين وصف، پارتيزان*های رسانه*ای تا کنون نه به ,نظام, متعهد بوده*اند و نه به آينده و امنيت ملی ,کشور,. چرا اکنون متعهد باشند؟
شعار ,نه آن نه اين,!
بزرگترين منتقدان ,ديروز, که در اقدامی حيرت*آور به بزرگترين منتقدان ,امروز, نيز تبديل شده*اند، در انتقاد از هر دو رويکرد نظام، شعار ,نه آن نه اين, را مطرح مي*کنند. يادمان نرود اين گروه همان کسانی بودند که ارجاع پرونده ايران به شورای امنيت را ,بلوف غرب, و تحريم ايران را ,غير ممکن, مي*دانستند. اين گروه همچنين تاکيد مي*کردند که مذاکره با اروپا بي*معناست و تهران بايستی به کشورهايی چون روسيه و چين دل خوش کند. همچنان که معتقد بودند واشينگتن در ميانه اين ميدان تنها خواهد ماند و ايران بايد از همکاری با آژانس بين*المللی انرژی اتمی و پذيرش قطعنامه*های شورای حکام خودداری ورزد.
اين گروه اکنون برای فرار از پاسخگويی در مقابل اشتباهات بزرگ و تحليل*های نادرستش، دوره کنونی ديپلماسی هسته*ای را دوره ,افراط, و دوره پيشين را دوره ,تفريط, مي*خواند. از اين رو ناگزير است همچنان اتهامات گذشته خود را درباره تيم سابق مذاکرات هسته*ای تکرار کند.
افسانه ,تعليق,
منتقدان ديروز و امروز، ماجرای تعليق فعاليت*های اتمی ايران در دو سال نخست که در فرآيندی کاملاً کارشناسانه و با اجماع سران نظام انجام شد را ظاهراً ,پاشنه آشيل, رقبای سياسی خود مي*دانند. پارتيزان*های رسانه*ای علاوه بر بازی خطرناک خود با منافع ملي، اين واقعيت را نيز تحريف مي*کنند که همان تيمی که به انفعال و تعليق* فعاليت*های هسته*ای ايران متهم مي*شود، حداقل در دو نوبت و با اقداماتی قاطعانه و پر سر و صدا ,تعليق, فعاليت*ها را لغو کرد که مهم*ترين آن، الغای کامل توافقنامه بروکسل و آغاز مجدد قطعه*سازی و مونتاژ در تيرماه 83 است. اين گروه در اين زمينه واقعيت*های غير قابل انکار و حايز اهميت ديگری را نيز تحريف مي*کند که متاسفانه فقط و فقط با هدف مبهم*سازی فضا صورت مي*گيرد:
1ـ پارتيزان*های رسانه*ای در يک مغلطه آشکار مي*کوشند اين واقعيت را تحريف کنند که در ابتدای بروز بحران، بسياری از ابعاد برنامه*های هسته*ای صلح*آميز ايران هنوز ناتمام و نيمه*کاره بود. تکميل تأسيسات UCF اصفهان، توليد و مونتاژ سانتريفيوژ*های مورد نياز در مجتمع نطنز و اتمام بسياری از اقدامات نيمه*تمام بيش از هر چيز به ,زمان, و ,آرامش, نياز داشت. به راستی پيشرفت*های بزرگ در زمينه دانش هسته*ای که نتايج آن هم*اکنون به بار نشسته، راه*اندازی UCF، ساخت و مونتاژ سانتريفيوژها و ... در کدام دوره صورت گرفت؟ دوره*ای که توسط پارتيزان*ها دوره ,انفعال, خوانده مي*شود؟!!
2ـ کاهش شديد بدگماني*های فنی آژانس به ماهيت برنامه*های اتمی تهران و تاکيد شورای حکام بر عدم انحراف ايران يکی از مهم*ترين دستاوردهای دوره نخست است که آن نيز توسط پارتيزان*های رسانه*ای تحريف مي*شود. فراموش نکنيم که در پناه استراتژی جامع نظام در دو سال نخست و از رهگذر تاکتيک*های عملی و نه شعاري، پرونده ايران در نوامبر 2004 از دستور کار نوبه*ای آژانس خارج شد و بازرسي*های مورد انتظار غرب صرفاً به چارچوب پادمان و پروتکل الحاقی بازگشت. در اين دو سال همچنين برخی از پيچيده*ترين ابهامات فنی آژانس به*ويژه موضوع آلودگي*های سطح بالا به حل* و فصل نهايی رسيد و مبانی حقوقی آمريکا برای اثبات ,عدم پايبندی, ايران که زمينه گزارش اتوماتيک پرونده به شورای امنيت را فراهم مي*کرد به شدت متزلزل گشت. تهران تا اندازه*ای موفق شد که شورای *حکام ناگزير اذعان کرد ايران اقدامات جبرانی قانونی برای رفع قصورات گذشته را انجام داده است.
3ـ تهران در دو سال نخست در پناه چانه*زنی با غرب توانست ,تعليق, را از حالت تعهّد و الزام حقوقی قطعنامه شهريور هشتاد و دو به يک عمل ,داوطلبانه, و کوتاه*مدت با هدف اعتمادسازی تبديل کند. تيم مذاکرات هسته*ای همچنين موفق شد برداشت تهران از تعليق (به*عنوان يک اقدام داوطلبانه و غير الزام*آور) را به صراحت در قطعنامه*ای به تصويب رسانده و شوراي*حکام که در شهريور 1382 تعليق را به يک الزام تبديل کرده بود، اذعان نمايد که اقدامات ايران داوطلبانه، غيرالزام*آور و با هدف اعتمادسازی بوده است.
4ـ تهران در دو سال نخست اتحاديه *اروپايی را وادار کرد تا حق فعاليت*های صلح*آميز هسته*ای ايران را به رسميت شناخته و مهم*تر از آن؛ اِعمال اين حقوق بنيادين را نيز مورد تأکيد قرار دهد. تيم مذاکرات همچنين توانست هدف نهايی اروپا برای توقف يا تعليق نامحدود غني*سازی در ايران را به تعليق کوتاه*مدت و صرفاً برای دوره مذاکرات آن هم مشروط به ,پيشرفت روشن, محدود کند. اين نيز نکته مهمی است که توسط پارتيزان*ها تحريف شده است.
5ـ تهران برای کشورهای عضو جنبش عدم *تعهد روشن کرد که جهان غرب، ايجاد نوعی شکاف دائمی ميان کشورهای توسعه*يافته و در حال توسعه را دنبال مي*کند و اين رويکرد در پی اِعمال تبعيض جديدی نسبت به حق بهره*برداری و استفاده از فناوري*های پيشرفته (به*ويژه تکنولوژی هسته*ای) است. تلاش*های تيم مذاکرات هسته*ای در دو سال نخست و اعتمادسازی نظام در نهايت باعث شد تا جنبش عدم تعهد در سال جاری بيانيه* مهمی را در دفاع از ايران صادر کند که توسط دولت نهم بارها و بارها مورد استناد قرار گرفته و به آن افتخار شده است.
6ـ تهران با ديپلماسی هوشمندانه و با گريز از دام*های نهاده شده توسط اسرائيل و ايالات متحده قادر شد در اوج قدرت سياسی و نظامی آمريکا (نه اينک که کاخ سفيد در موضع ضعف قرار گرفته) از ارسال پرونده اتمی ايران به شورای امنيت جلوگيری کند. به نظر مي*رسد که تحولات اخير ثابت کرده باشد که درخواست آمريکا برای ارسال پرونده به شورای امنيت يک بلوف نبوده است.
7ـ تهران توانست تلاش*های اسرائيل برای حمله نظامی محدود آمريکا به تاسيسات اتمی ايران را ناکام کرده و با بهره*برداری از شکاف ميان اروپا و آمريکا، خواسته*های خود را در لابلای اسناد حقوقی شورای حکام به کرسی بنشاند.
8ـ تيم مذاکرات در دو سال نخست توانست بر خلاف موضع صريح آمريکا و اروپا، شرايط لازم برای عضويت در کميته *بين*المللی چرخه*سوخت (MNA) و اثرگذاری بر تصميمات اين کميته را مهيّا کرده و در سند نهايی اين کميته، عباراتی را بگنجاند که متاسفانه هنوز هم مورد توجه و بهره*برداری مسئولين جديد پرونده قرار نگرفته است.
9ـ تهران توانست به موازات تکميل دانش هسته*ای خود آن هم در فضايی نسبتاً آرام، در کوتاه*مدت برخی از اهداف مورد*نظر جمهوري*اسلامی به*ويژه درزمينه عضويت در سازمان تجارت جهانی (W.T.O) و T.C.A را نيز تأمين کرده و بن*بست چند سال اخير را بشکند.
دوره*پردازی ...
منتقدان ,ديروز و امروز, برای کمرنگ کردن تدبير و تعقل نظام در دو سال نخست و پاک کردن تحولات بعدي، مديريت بحران هسته*ای در چهارسال گذشته را به سه يا چهار دوره مختلف تقسيم مي*کنند. در اين تقسيم*بندي*ها، دوران مديريت حسن روحانی ,دوره تفريط,، دوران مديريت مستقيم محمود احمدي*نژاد ,دوره افراط, و دوره کوتاه مديريت علی لاريجانی دوره ,کم*ترين هزينه و بيشترين فايده, خوانده مي*شود. اين افراد وضعيت فعلی پرونده، صدور قطعنامه تحريم و اجماع شورای امنيت پيرامون برخورد با ايران را محصول شرايطی مي*دانند که از ارديبهشت 85 و با ورود مستقيم محمود احمدي*نژاد به پرونده و کمرنگ شدن نقش علی لاريجانی به وجود آمد. همچنان که معتقدند از مرداد 84 تا ارديبهشت 85، تهران توانسته است بدون هيچ گونه هزينه*ای ,ايران اتمی, را تثبيت و اثبات کند نگراني*های تيم سابق درباره گزارش پرونده به شورای امنيت اشتباه بوده است.
به نظر مي*رسد که در اين زمينه نيز تحريفی آشکار در حال شکل*گيری است. فراموش نبايد کرد که شورای حکام در قطعنامه شهريور 84 به صراحت ,عدم پايبندی, ايران را محرز اعلام کرد و با استناد با ماده 12C اساسنامه آژانس و بند 3، برای نخستين بار گزارش پرونده ايران به شورای امنيت را قطعی کرد. تعيين زمان گزارش پرونده ايران به شورای امنيت البته در اين قطعنامه به ,بعد, موکول شد. چندی بعد يعنی در فوريه 2006 شورای حکام در قطعنامه ديگری به تعيين اين ,زمان, پرداخت و مديرکل را موظف کرد ,فوراً, گزارشی از پرونده ايران به شورای امنيت ارسال کند. اين گزارش قبل از پايان سال 84 به شورای امنيت ارسال و نخستين بيانيه شورای امنيت عليه برنامه*های هسته*ای ايران نيز در فروردين 85 صادر شد. بنابراين با آن که مي*توان گفت سخنراني*های تند و تيز رئيس*جمهور در تشديد فضای بين*المللی عليه ايران مؤثر بوده، اما وضعيت کنونی پرونده نه محصول سخنراني*های ايشان که معلول تصميمات تهران در دوران دکتر علی لاريجانی بوده است.
چرخش ناگهانی پارتيزان*های رسانه*ای از مدت*ها قبل قابل پيش بينی بود. پارتيزان*های رسانه*ای در شرايطی که رهبری انقلاب مؤکداً از تصميمات نظام برای تعليق غني*سازی دفاع مي*کردند، راهبرد کلان نظام را که تعليق جزئی از آن بود ,انفعال,، ,وادادگی, و حتی ,مزدوری, خواندند! همچنان که بلافاصله پس از مواضع رهبری در 18/7/85 چنين کردند. پارتيزان*ها همچنين بارها در شرايطی که کشور در معرض تهديدات بين*المللی قرار داشته است، با اقدامات افراطی و ماجراجويانه خود منافع ملی را به قربانگاه برده*اند. با اين وصف، پارتيزان*های رسانه*ای تا کنون نه به ,نظام, متعهد بوده*اند و نه به آينده و امنيت ملی ,کشور,. چرا اکنون متعهد باشند؟
شعار ,نه آن نه اين,!
بزرگترين منتقدان ,ديروز, که در اقدامی حيرت*آور به بزرگترين منتقدان ,امروز, نيز تبديل شده*اند، در انتقاد از هر دو رويکرد نظام، شعار ,نه آن نه اين, را مطرح مي*کنند. يادمان نرود اين گروه همان کسانی بودند که ارجاع پرونده ايران به شورای امنيت را ,بلوف غرب, و تحريم ايران را ,غير ممکن, مي*دانستند. اين گروه همچنين تاکيد مي*کردند که مذاکره با اروپا بي*معناست و تهران بايستی به کشورهايی چون روسيه و چين دل خوش کند. همچنان که معتقد بودند واشينگتن در ميانه اين ميدان تنها خواهد ماند و ايران بايد از همکاری با آژانس بين*المللی انرژی اتمی و پذيرش قطعنامه*های شورای حکام خودداری ورزد.
اين گروه اکنون برای فرار از پاسخگويی در مقابل اشتباهات بزرگ و تحليل*های نادرستش، دوره کنونی ديپلماسی هسته*ای را دوره ,افراط, و دوره پيشين را دوره ,تفريط, مي*خواند. از اين رو ناگزير است همچنان اتهامات گذشته خود را درباره تيم سابق مذاکرات هسته*ای تکرار کند.
افسانه ,تعليق,
منتقدان ديروز و امروز، ماجرای تعليق فعاليت*های اتمی ايران در دو سال نخست که در فرآيندی کاملاً کارشناسانه و با اجماع سران نظام انجام شد را ظاهراً ,پاشنه آشيل, رقبای سياسی خود مي*دانند. پارتيزان*های رسانه*ای علاوه بر بازی خطرناک خود با منافع ملي، اين واقعيت را نيز تحريف مي*کنند که همان تيمی که به انفعال و تعليق* فعاليت*های هسته*ای ايران متهم مي*شود، حداقل در دو نوبت و با اقداماتی قاطعانه و پر سر و صدا ,تعليق, فعاليت*ها را لغو کرد که مهم*ترين آن، الغای کامل توافقنامه بروکسل و آغاز مجدد قطعه*سازی و مونتاژ در تيرماه 83 است. اين گروه در اين زمينه واقعيت*های غير قابل انکار و حايز اهميت ديگری را نيز تحريف مي*کند که متاسفانه فقط و فقط با هدف مبهم*سازی فضا صورت مي*گيرد:
1ـ پارتيزان*های رسانه*ای در يک مغلطه آشکار مي*کوشند اين واقعيت را تحريف کنند که در ابتدای بروز بحران، بسياری از ابعاد برنامه*های هسته*ای صلح*آميز ايران هنوز ناتمام و نيمه*کاره بود. تکميل تأسيسات UCF اصفهان، توليد و مونتاژ سانتريفيوژ*های مورد نياز در مجتمع نطنز و اتمام بسياری از اقدامات نيمه*تمام بيش از هر چيز به ,زمان, و ,آرامش, نياز داشت. به راستی پيشرفت*های بزرگ در زمينه دانش هسته*ای که نتايج آن هم*اکنون به بار نشسته، راه*اندازی UCF، ساخت و مونتاژ سانتريفيوژها و ... در کدام دوره صورت گرفت؟ دوره*ای که توسط پارتيزان*ها دوره ,انفعال, خوانده مي*شود؟!!
2ـ کاهش شديد بدگماني*های فنی آژانس به ماهيت برنامه*های اتمی تهران و تاکيد شورای حکام بر عدم انحراف ايران يکی از مهم*ترين دستاوردهای دوره نخست است که آن نيز توسط پارتيزان*های رسانه*ای تحريف مي*شود. فراموش نکنيم که در پناه استراتژی جامع نظام در دو سال نخست و از رهگذر تاکتيک*های عملی و نه شعاري، پرونده ايران در نوامبر 2004 از دستور کار نوبه*ای آژانس خارج شد و بازرسي*های مورد انتظار غرب صرفاً به چارچوب پادمان و پروتکل الحاقی بازگشت. در اين دو سال همچنين برخی از پيچيده*ترين ابهامات فنی آژانس به*ويژه موضوع آلودگي*های سطح بالا به حل* و فصل نهايی رسيد و مبانی حقوقی آمريکا برای اثبات ,عدم پايبندی, ايران که زمينه گزارش اتوماتيک پرونده به شورای امنيت را فراهم مي*کرد به شدت متزلزل گشت. تهران تا اندازه*ای موفق شد که شورای *حکام ناگزير اذعان کرد ايران اقدامات جبرانی قانونی برای رفع قصورات گذشته را انجام داده است.
3ـ تهران در دو سال نخست در پناه چانه*زنی با غرب توانست ,تعليق, را از حالت تعهّد و الزام حقوقی قطعنامه شهريور هشتاد و دو به يک عمل ,داوطلبانه, و کوتاه*مدت با هدف اعتمادسازی تبديل کند. تيم مذاکرات هسته*ای همچنين موفق شد برداشت تهران از تعليق (به*عنوان يک اقدام داوطلبانه و غير الزام*آور) را به صراحت در قطعنامه*ای به تصويب رسانده و شوراي*حکام که در شهريور 1382 تعليق را به يک الزام تبديل کرده بود، اذعان نمايد که اقدامات ايران داوطلبانه، غيرالزام*آور و با هدف اعتمادسازی بوده است.
4ـ تهران در دو سال نخست اتحاديه *اروپايی را وادار کرد تا حق فعاليت*های صلح*آميز هسته*ای ايران را به رسميت شناخته و مهم*تر از آن؛ اِعمال اين حقوق بنيادين را نيز مورد تأکيد قرار دهد. تيم مذاکرات همچنين توانست هدف نهايی اروپا برای توقف يا تعليق نامحدود غني*سازی در ايران را به تعليق کوتاه*مدت و صرفاً برای دوره مذاکرات آن هم مشروط به ,پيشرفت روشن, محدود کند. اين نيز نکته مهمی است که توسط پارتيزان*ها تحريف شده است.
5ـ تهران برای کشورهای عضو جنبش عدم *تعهد روشن کرد که جهان غرب، ايجاد نوعی شکاف دائمی ميان کشورهای توسعه*يافته و در حال توسعه را دنبال مي*کند و اين رويکرد در پی اِعمال تبعيض جديدی نسبت به حق بهره*برداری و استفاده از فناوري*های پيشرفته (به*ويژه تکنولوژی هسته*ای) است. تلاش*های تيم مذاکرات هسته*ای در دو سال نخست و اعتمادسازی نظام در نهايت باعث شد تا جنبش عدم تعهد در سال جاری بيانيه* مهمی را در دفاع از ايران صادر کند که توسط دولت نهم بارها و بارها مورد استناد قرار گرفته و به آن افتخار شده است.
6ـ تهران با ديپلماسی هوشمندانه و با گريز از دام*های نهاده شده توسط اسرائيل و ايالات متحده قادر شد در اوج قدرت سياسی و نظامی آمريکا (نه اينک که کاخ سفيد در موضع ضعف قرار گرفته) از ارسال پرونده اتمی ايران به شورای امنيت جلوگيری کند. به نظر مي*رسد که تحولات اخير ثابت کرده باشد که درخواست آمريکا برای ارسال پرونده به شورای امنيت يک بلوف نبوده است.
7ـ تهران توانست تلاش*های اسرائيل برای حمله نظامی محدود آمريکا به تاسيسات اتمی ايران را ناکام کرده و با بهره*برداری از شکاف ميان اروپا و آمريکا، خواسته*های خود را در لابلای اسناد حقوقی شورای حکام به کرسی بنشاند.
8ـ تيم مذاکرات در دو سال نخست توانست بر خلاف موضع صريح آمريکا و اروپا، شرايط لازم برای عضويت در کميته *بين*المللی چرخه*سوخت (MNA) و اثرگذاری بر تصميمات اين کميته را مهيّا کرده و در سند نهايی اين کميته، عباراتی را بگنجاند که متاسفانه هنوز هم مورد توجه و بهره*برداری مسئولين جديد پرونده قرار نگرفته است.
9ـ تهران توانست به موازات تکميل دانش هسته*ای خود آن هم در فضايی نسبتاً آرام، در کوتاه*مدت برخی از اهداف مورد*نظر جمهوري*اسلامی به*ويژه درزمينه عضويت در سازمان تجارت جهانی (W.T.O) و T.C.A را نيز تأمين کرده و بن*بست چند سال اخير را بشکند.
دوره*پردازی ...
منتقدان ,ديروز و امروز, برای کمرنگ کردن تدبير و تعقل نظام در دو سال نخست و پاک کردن تحولات بعدي، مديريت بحران هسته*ای در چهارسال گذشته را به سه يا چهار دوره مختلف تقسيم مي*کنند. در اين تقسيم*بندي*ها، دوران مديريت حسن روحانی ,دوره تفريط,، دوران مديريت مستقيم محمود احمدي*نژاد ,دوره افراط, و دوره کوتاه مديريت علی لاريجانی دوره ,کم*ترين هزينه و بيشترين فايده, خوانده مي*شود. اين افراد وضعيت فعلی پرونده، صدور قطعنامه تحريم و اجماع شورای امنيت پيرامون برخورد با ايران را محصول شرايطی مي*دانند که از ارديبهشت 85 و با ورود مستقيم محمود احمدي*نژاد به پرونده و کمرنگ شدن نقش علی لاريجانی به وجود آمد. همچنان که معتقدند از مرداد 84 تا ارديبهشت 85، تهران توانسته است بدون هيچ گونه هزينه*ای ,ايران اتمی, را تثبيت و اثبات کند نگراني*های تيم سابق درباره گزارش پرونده به شورای امنيت اشتباه بوده است.
به نظر مي*رسد که در اين زمينه نيز تحريفی آشکار در حال شکل*گيری است. فراموش نبايد کرد که شورای حکام در قطعنامه شهريور 84 به صراحت ,عدم پايبندی, ايران را محرز اعلام کرد و با استناد با ماده 12C اساسنامه آژانس و بند 3، برای نخستين بار گزارش پرونده ايران به شورای امنيت را قطعی کرد. تعيين زمان گزارش پرونده ايران به شورای امنيت البته در اين قطعنامه به ,بعد, موکول شد. چندی بعد يعنی در فوريه 2006 شورای حکام در قطعنامه ديگری به تعيين اين ,زمان, پرداخت و مديرکل را موظف کرد ,فوراً, گزارشی از پرونده ايران به شورای امنيت ارسال کند. اين گزارش قبل از پايان سال 84 به شورای امنيت ارسال و نخستين بيانيه شورای امنيت عليه برنامه*های هسته*ای ايران نيز در فروردين 85 صادر شد. بنابراين با آن که مي*توان گفت سخنراني*های تند و تيز رئيس*جمهور در تشديد فضای بين*المللی عليه ايران مؤثر بوده، اما وضعيت کنونی پرونده نه محصول سخنراني*های ايشان که معلول تصميمات تهران در دوران دکتر علی لاريجانی بوده است.




Comment