جمعه شب اکبر گنجی در دانشگاه جرج تاون شهر واشنگتن برای جمعی از ايرانيان سخنانی ايراد کرد و به سئوالات آنان در زمينه های مختلف پاسخ گفت. گنجی ابتدا سه نوع حکومت غيردموکراتيک، يعنی حکومت نظاميان، حکومت فاشيست ها و حکومت سلطانی را توضيح داد و جمهوری اسلامی را نظام سلطانی خواند که مانند حکومت پادشاهی به جای شاه يک فقيه همه کاره است. وی سه گزينه حکومت اسلامی را مشروطه سلطنتي، جمهوری مشروطه و جمهوری ناميد و جمهوری مورد نظر خود را نظامی دانست که اصل اول قانون اساسی آن اعلاميه جهانی حقوق بشر باشد، يک جمهوری فدرال که قدرت در آن آنچنان توزيع شده باشد که راه بر ديکتاتوری بسته شود. گنجی با انتقاد از سياست دولت آمريکا و اختصاص 75 ميليون دلار برای استقرار دموکراسی در ايران گفت: دموکراسی را با 750 ميليارد دلار هم نمی توان بنا کرد. او دموکراسی را راه حل مسائل جاری ايران دانست و گفت: برغم وجود جنبش بزرگ دموکراسی خواهی در ايران و طبقه قوی روشنفکران، اين جنبش از سازماندهی و رهبری برخوردار نيست تا بتواند مردم را بسيج کند.
جمعه شب اکبر گنجي، روزنامه نگار سرشناس که هفته قبل به آمريکا سفر کرده، در گاستن هال دانشگاه جرج تاون شهر واشنگتن برای جمعی از ايرانيان اين منطقه سخنانی ايراد کرد و به سئوالات آنان در زمينه های مختلف پاسخ گفت. حدود 600 نفر در اين جلسه شرکت داشتند که در قياس با اکثر اجتماعات ايرانيان در اين منطقه، تعداد بسيار قابل توجه به شمار می رود.
امير آرمين (راديو فردا): گنجی ابتدا سه نوع حکومت غيردموکراتيک، يعنی حکومت نظاميان، حکومت فاشيست ها و حکومت سلطانی را توضيح داد و جمهوری اسلامی را نظام سلطانی خواند که مانند حکومت پادشاهی به جای شاه يک فقيه در راس حکومت و همه کاره است.
صدای اکبر گنجی: رژيم فعلي، يک رژيم سلطانی است و روز به روز اختيارات عملی رهبر نيز افزايش پيدا می کند، يعنی بيشتر اعضای سپاه پاسداران هستند که وارد ارکان حکومت می شوند و اينها فقط و فقط برای تحکيم رژيم سلطانی و افزايش اختيارات رهبر است.
ا . آ: اکبر گنجی گفت: نظام پادشاهی و نظام ولايت فقيه هر دو غيردموکراتيک هستند، چون در دموکراسی اصل بر برابری همه مردم است، در حالی که در اين نظام ها يا دودمان پادشاهی و يا فقها حکومت می کنند و با توده مردم فرق دارند. اکبر گنجی سه گزينه حکومت اسلامی را مشروطه سلطنتي، جمهوری مشروطه و جمهوری ناميد و گفت طرفداران گذار به مشروطه سلطنتی به پايگاه داخلی در کشور اعتنايی ندارند و آماده اند با مداخله آمريکا و همانند عراق حکومت اسلامی سرنگون شود و آنها به حکومت برسند.
در حکومت مشروطه اسلامی يا جمهوری مشروطه که سخنگوی آن سعيد حجاريان است، بايد با فشار از پايين و چانه زنی در بالا حاکميت دوگانه ايجاد کرد و به تدريج و بدون پرداخت هزينه و بسيج عمومی حکومت را مشروط و مقيد کرد. اما در حکومت پيشنهادی او، با توجه به نارضايتی وسيع مردم و در شرايطی که همه راه ها به سوی آزادی بسته شده، تنها با نافرمانی مدنی می توان جامعه را به سوی دموکراسی سوق داد.
گنجی جمهوری مورد نظر خود را نظامی دانست که اصل اول قانون اساسی آن اعلاميه جهانی حقوق بشر باشد. يک جمهوری فدرال که قدرت در آن آنچنان توزيع شده باشد که راه بر ديکتاتوری و استبداد بسته شود. نمونه های نافرمانی مدنی در ايران را مقاومت زنان در برابر حکومتيان، استفاده گسترده مردم از ماهواره برغم تلاش رژيم در ممنوعيت آن و تجمع زنان برای نمونه در 22 خرداد ناميد. و نمونه خارجی نافرمانی مدنی را دعوت نلسن ماندلا از مردم آفريقای جنوبی که برای شکستن ترس مردم از زندان های رژيم آپارتايد از همه دعوت کرد جلوی زندان ها بروند و با اين نافرمانی مدنی دهها هزار نفر به زندان افتادند. ترس مردم و ابهت رژيم آپارتايد به اين ترتيب شکسته شد.
گنجی با انتقاد از سياست دولت آمريکا و اختصاص 75 ميليون دلار برای استقرار دموکراسی در ايران گفت: دموکراسی را با 750 ميليارد دلار هم نمی توان بنا کرد. گنجی دموکراسی را راه حل مسائل جاری ايران دانست و گفت: برغم وجود جنبش بزرگ دموکراسی خواهی در ايران و وجود طبقه قوی روشنفکران، اين جنبش از سازماندهی و رهبری برخوردار نيست تا بتواند مردم را بسيج کند و اينها نقطه ضعف های بزرگ جنبش دموکراسی خواهی در ايران است.
جمعه شب اکبر گنجي، روزنامه نگار سرشناس که هفته قبل به آمريکا سفر کرده، در گاستن هال دانشگاه جرج تاون شهر واشنگتن برای جمعی از ايرانيان اين منطقه سخنانی ايراد کرد و به سئوالات آنان در زمينه های مختلف پاسخ گفت. حدود 600 نفر در اين جلسه شرکت داشتند که در قياس با اکثر اجتماعات ايرانيان در اين منطقه، تعداد بسيار قابل توجه به شمار می رود.
امير آرمين (راديو فردا): گنجی ابتدا سه نوع حکومت غيردموکراتيک، يعنی حکومت نظاميان، حکومت فاشيست ها و حکومت سلطانی را توضيح داد و جمهوری اسلامی را نظام سلطانی خواند که مانند حکومت پادشاهی به جای شاه يک فقيه در راس حکومت و همه کاره است.
صدای اکبر گنجی: رژيم فعلي، يک رژيم سلطانی است و روز به روز اختيارات عملی رهبر نيز افزايش پيدا می کند، يعنی بيشتر اعضای سپاه پاسداران هستند که وارد ارکان حکومت می شوند و اينها فقط و فقط برای تحکيم رژيم سلطانی و افزايش اختيارات رهبر است.
ا . آ: اکبر گنجی گفت: نظام پادشاهی و نظام ولايت فقيه هر دو غيردموکراتيک هستند، چون در دموکراسی اصل بر برابری همه مردم است، در حالی که در اين نظام ها يا دودمان پادشاهی و يا فقها حکومت می کنند و با توده مردم فرق دارند. اکبر گنجی سه گزينه حکومت اسلامی را مشروطه سلطنتي، جمهوری مشروطه و جمهوری ناميد و گفت طرفداران گذار به مشروطه سلطنتی به پايگاه داخلی در کشور اعتنايی ندارند و آماده اند با مداخله آمريکا و همانند عراق حکومت اسلامی سرنگون شود و آنها به حکومت برسند.
در حکومت مشروطه اسلامی يا جمهوری مشروطه که سخنگوی آن سعيد حجاريان است، بايد با فشار از پايين و چانه زنی در بالا حاکميت دوگانه ايجاد کرد و به تدريج و بدون پرداخت هزينه و بسيج عمومی حکومت را مشروط و مقيد کرد. اما در حکومت پيشنهادی او، با توجه به نارضايتی وسيع مردم و در شرايطی که همه راه ها به سوی آزادی بسته شده، تنها با نافرمانی مدنی می توان جامعه را به سوی دموکراسی سوق داد.
گنجی جمهوری مورد نظر خود را نظامی دانست که اصل اول قانون اساسی آن اعلاميه جهانی حقوق بشر باشد. يک جمهوری فدرال که قدرت در آن آنچنان توزيع شده باشد که راه بر ديکتاتوری و استبداد بسته شود. نمونه های نافرمانی مدنی در ايران را مقاومت زنان در برابر حکومتيان، استفاده گسترده مردم از ماهواره برغم تلاش رژيم در ممنوعيت آن و تجمع زنان برای نمونه در 22 خرداد ناميد. و نمونه خارجی نافرمانی مدنی را دعوت نلسن ماندلا از مردم آفريقای جنوبی که برای شکستن ترس مردم از زندان های رژيم آپارتايد از همه دعوت کرد جلوی زندان ها بروند و با اين نافرمانی مدنی دهها هزار نفر به زندان افتادند. ترس مردم و ابهت رژيم آپارتايد به اين ترتيب شکسته شد.
گنجی با انتقاد از سياست دولت آمريکا و اختصاص 75 ميليون دلار برای استقرار دموکراسی در ايران گفت: دموکراسی را با 750 ميليارد دلار هم نمی توان بنا کرد. گنجی دموکراسی را راه حل مسائل جاری ايران دانست و گفت: برغم وجود جنبش بزرگ دموکراسی خواهی در ايران و وجود طبقه قوی روشنفکران، اين جنبش از سازماندهی و رهبری برخوردار نيست تا بتواند مردم را بسيج کند و اينها نقطه ضعف های بزرگ جنبش دموکراسی خواهی در ايران است.




Comment