Announcement

Collapse
No announcement yet.

Akbar Ganji

Collapse
X
 
  • Filter
  • Time
  • Show
Clear All
new posts

  • #76

    Comment


    • #77

      Comment


      • #78
        روز سه شنبه ۲۴ اکتبر ۲۰۰۶، اکبر گنجی، روزنامه نگار ايرانی که به خاطر گزارش های افشاگرانه اش از قتل های سياسی در ايران، شهرت يافت و بعدا زندانی شد، در ادامه سفر درازمدتش دور دنيا برای چند تن از اعضای پارلمان اروپا در استراسبورگ (فرانسه) سخنرانی کرد.
        در اين برنامه که از سوی کميته فرعی حقوق بشر پارلمان و هيئت نمايندگی روابط با ايران در پارلمان اروپا برنامه ريزی شده بود اکبر گنجی با حاضران در مورد وضعيت حقوق بشر در ايران به تبادل نظر پرداخت.

        هلن فلوتر، رئيس کميته فرعی حقوق بشر پارلمان اروپا در مورد علت دعوت از آقای گنجی به بخش فارسی بی بی سی گفت: "از يک طرف او شخصيتی شناخته شده در جهان است که در زمينه های گوناگون توجه اعضای پارلمان اروپا را نيز به خود جلب کرده و از ديگر سو با دعوت و پذيرايی از او می خواستيم حمايتمان را از نيروهای دمکرات ايران ابراز کنيم".

        خانم فلوتر سخنان گنجی را "بسيار منطقی و دقيق" توصيف کرد و "برنامه کاری" ارائه شده برای اتحاديه اروپا توسط وی را "خصوصا در مورد حقوق بشر و دمکراسی، جالب" خواند.

        'روشن و مفيد'



        با دعوت و پذيرايی از گنجی می خواستيم حمايتمان را از نيروهای دمکرات ايران ابراز کنيم


        هلن فلوتر، رئيس کميته فرعی حقوق بشر در پارلمان اروپا

        او همچنين به عنوان يک شهروند اروپايی به گنجی حق داد که "از استراتژی و سياست اتحاديه اروپا در رابطه با ايران ناراضی باشد چرا که فشارها و تلاش های اروپا برای رعايت حقوق بشر در ايران، چندان نتيجه بخش نبوده است" و پيشنهادهای اکبر گنجی را "به رغم آنکه ممکن است عملی کردنشان چندان آسان نباشد، روشن و مفيد" خواند.

        وی در همين رابطه از احتمال پيگيری پيشنهاد آقای گنجی در زمينه "حمايت پارلمان اروپا از اطلاع رسانی آزاد به ايران" خبر داد.

        هلن فلوتر همچنين گفت که پيشنهادهای آقای گنجی به صورت يک برنامه، مدون خواهد شد و علاوه بر کميسيون فرعی حقوق بشر، در پارلمان و همينطور در خلال گفتگوهای احتمالی آتی هيئت نمايندگی روابط با ايران مد نظر قرار خواهد گرفت.

        اکبر گنجی در سخنانش خطاب به نمايندگان پارلمان اروپا با اشاره به نقش اروپا در مسايل جهانی، حساسيتش نسبت به مسايل ايران و نا آرامی های منطقه خاورميانه "صلح و آرامش در اروپا" را تا حد زيادی در گرو "صلح و آرامش در خاورميانه، جنوب مديترانه و شمال آفريقا" دانست.

        او گفت که مردم منطقه خاورميانه احساس می کنند در برخورد با مسئله فلسطين دوگانه برخورد می شود و اين مسئله را عامل موفقيت "بنيادگرايان" در "بسيج افکار عمومی توده ها در جوامع اسلامی به نفع خود و عليه منافع غرب" خواند.

        اکبر گنجی سپس به توصيف وضعيت در ايران پرداخت و مدعی شد که حاکمان ايران "برای بقای خود ناگزيرند که کشور را مدام در وضعيت جنگی نگه دارند تا از اين طريق بتوانند احساسات ناسيوناليستی و مذهبی مردم را تحريک کنند، و اجماع ملی را حول مبارزه با دشمن خارجی بازتوليد نمايند".

        'بنيادگرايی'

        وی همچنين رهبران ايران را متهم کرد "در پی آن هستند که رهبری افکار عمومی جهان اسلام را نيز به دست آورند، و بر جايگاه گروههای بنيادگرايی مانند القاعده تکيه بزنند".

        او سپس به انتقاد از وضعيت آزادی های سياسی و اجتماعی در ايران پرداخته، حکومت ايران را "دولتی بنيادگرا با ساختاری سلطانی" خواند که به طور "سيستماتيک حقوق انسانی اوليه آنها را نقض می کند".


        رشد بنيادگرايی، خواه از نوع اسلامی آن و خواه از نوع يهودی و مسيحی اش نهايتا به زيان صلح و ثبات منطقه ای و بين المللی می انجامد


        اکبر گنجی

        آقای گنجی در بخش ديگری از سخنانش در حالی که مهمترين چالش منطقه خاورميانه را "مقابله با رشد روزافزون بنيادگرايی" معرفی می کرد، "بنيادگرايان هوادار رژيم ايران" را متهم کرد "آماده اند که مخالفان حکومت و دگرانديشان را در داخل و خارج کشور ترور و حتی سلاخی کنند".

        وی با اين حال تاکيد کرد که "اين بنيادگرايان حاضر نيستند به خاطر آن رژيم، جان ببازند".

        او در همين رابطه خواستار همکاری "تمامی صلح طلبان جهان و نيروهای ميانه رو و صلح دوست منطقه" برای مقابله با "موج روبه گسترش بنيادگرايی" شد.

        اکبر گنجی در ادامه از جهان غرب خواست تا "باب گفت و گوی سازنده با صداهای طرفدار ميانه روی، مدارا، و دموکراسی را در دنيای اسلام بگشايد، و از گسترش تلاش های رسانه ای و سياسی برای خلق تصويری غير واقعی از فرهنگ و آموزه های دينی اسلام به عنوان دشمن مدرنيته و دموکراسی بپرهيزد".

        او رسانه های غربی را متهم کرد که "تنها صدای بنيادگرايان اسلامی را منعکس می کنند، و خاورميانه را کانون تروريستها و افراطيون بنيادگرا تصوير می نمايند".

        'جاه طلبی اتمی'


        به نظر می رسد که نظام جمهوری اسلامی برای تضمين امنيت و بقای خود امنيت و منافع ملی ايرانيان را به گرو گرفته باشد


        اکبر گنجی

        وی از دولت های غربی خواست "به مفهوم گسترده تری از امنيت بينديشند". وی گفت: "اين دولت ها بايد امنيت مردم و جامعه مدنی را در کشورهای منطقه خاورميانه به اندازه امنيت نظامی، امنيت آبراه ها و مناطق استراتژيک، و امنيت صدور نفت، در ملاحظات سياسی و تصميم گيريهای مربوط به سياست خارجی خود منظور نمايند".

        آقای گنجی مهمترين شيوه "مقابله با بلندپروازی" دولت ايران در زمينه فن آوری اتمی را "دموکراتيزه شدن نظام سياسی" اين کشور اعلام کرد.

        او خطاب به نمايندگان کشورهای عضو اتحاديه اروپا گفت: "جهان غرب بايد روشن کند که آيا در روابط خود با ايران در پی منافع کوتاه مدت خود است يا به تأمين منافع دراز مدت خود نظر دارد".

        به باور آقای گنجی اگر غرب منافع کوتاه مدت خود را می جويد "مسأله نفت، مبادلات تجاری، و انرژی هسته ای در صدر نگرانيهای آن قرار می گيرد" و در اين صورت "منافع اقتصادی و نگرانيهای امنيتی خود را به هزينه چشم پوشی از نقض گسترده و سيستماتيک حقوق بشر در ايران تأمين می کند".

        وی گفت: "هرگونه سازشی که به قيمت ناديده گرفتن مسائل مربوط به حقوق بشر در ايران حاصل شود، از جانب مردم ايران غير قابل قبول و نابخشودنی است".

        روابط مشروط


        تاريخ اروپا گواهی می دهد که چگونه بی اعتنايی نسبت به نقض حقوق بشر توسط نازی ها در آلمان به فجايعی هولناک انجاميد، و چگونه آن آتش از درون مرزهای آلمان فراتر رفت و جهان را طعمه خود کرد


        اکبر گنجی

        اکبر گنجی ابراز اميدواری کرد "توافق بر سر مسائل هسته ای" به هزينه "ناديده گرفتن نقض حقوق بشر" تمام نشود.

        او در خاتمه سخنانش "راه حلهای نظامی از نوع مدل افغانستان و عراق" را نيز گره گشا ندانست و گفت که هزينه سنگين و توانفرسای جانی و مالی جنگ را مستقيما "مردم بی گناه ايران" تحمل خواهند کرد.

        وی از دولتهای اروپايی خواست برای آنکه ثابت کنند در مناسبات خود با ايران صرفا در پی منافع اقتصادی و تضمين صدور نفت نيستند، بايد هرگونه روابط اقتصادی، سرمايه گذاری، و انتقال تکنولوژی به ايران را به "رعايت موازين حقوق بشر، و رعايت قواعد رقابت سياسی دموکراتيک، و نيز حاکميت قانون" در اين کشور مشروط کنند.

        اکبر گنجی افزود: "نقض حقوق بشر در داخل مرزهای سياسی يک کشور را مطلقا نمی توان از امور داخلی آن کشور بشمار آورد".

        آقای گنجی همچنين با حمايت از ورود ايران به سازمان تجارت جهانی، ادعا کرد "اين فرايند راههای رفت و آمد با جهان خارج را بر روی ايرانيان می گشايد، و جامعه بسته مطلوب حاکمان خودکامه را ناممکن می سازد".

        Comment


        • #79

          Comment


          • #80

            Comment


            • #81
              «کیو کیو، بنگ بنگ»! البته یادتان باشد که گنجی به نافرمانی مدنی غیرخشونت*آمیز معتقد است. الان هم آقای گنجی روی اراده*ی مردم دارد حساب باز می*کند. همکار رادیو زمانه، «فرید»، را برداشتم که برویم در سطح شهر و ببینیم مردم چند مرد حلاج*اند.
              بعدازظهر هست و هوا خیلی سرد است و من و فرید آمده*ایم به محله*ی ایرانی*ها در تورنتو که از مردم بپرسیم و ببینیم اصلا گنجی را می*شناسند یا نه، و آیا حاضرند برای اهداف گنجی و آرمانهایش هزینه*ای بدهند یا نه! حالا لزوما اهداف گنجی هم شاید نباشد.
              آره، البته لزوما قرار نیست اهداف گنجی باشد، ولی برای بهترشدن وضعیت مردم در ایران.

              در ضمن توضیح بدهیم اینجا به این محله می*گویند «تهرانتو»، برای اینکه تماما و سرتاسر... چی هست؟

              پر از مغازه*های ایرانی، تابلوهای ایرانی، عکاسی دیجیتال، بهترین عکس پاسپورتی*ـ گارانتی.
              می*شود با چند سوال وقت شما را بگیرم؟ ما از رادیو زمانه هستیم که از آمستردام پخش می*شود. شما اکبر گنجی را می*شناسید.
              «همان که گرفتندش و زندان هست. همان آقایی که زندان هست، روزنامه*نگار است.»
              زندان بود، الان آزاد شده. آشنایی دارید با کارهایش، با اهدافش؟
              «نه والا،* نه».

              «می*دانم که یک کسی بود که زندانی* شده بود توی ایران، بخاطر افکار سیاسی*اش. در همین حد که آزاد هم شد. قرار است بیاید اینجا مگر؟»

              «اسمش را از رادیو شنیده*ام. از جراید.»
              می*دانید که قبلا زندانی بود در ایران و آزاد شد و امروز در تورنتو هست؟
              «نه، نمی*دانم.»
              شما حاضرید هیچ هزینه*ای بپردازید برای تغییرات در ایران؟
              «خب، خیلی*ها آمدند و حرفهای زیاد زدند، کنفرانسها زیاد تشکیل دادند، کتابها نوشتند و نمی*دانم... و کاری انجام نشد. هنوز ما همان اول خط* ایم، طبق همیشه. بخاطر همین دیگر مردم یکمقدار اعتمادشان سلب شده، دیگر نمی*توانند اعتماد کنند که مثلا چه کاری می*توانند انجام بدهند، کمکی بکنند یا مثلا قدمی بردارند.»
              «نمی*دانم چه هزینه*ای احتیاج دارد. چه جوری نمی*دانم.»
              «بله. اگر مالی یا وقتی، حاضریم بپردازیم.»
              «آره،* حتما!»
              «از نظر من، نمی*دانم،* خیلی مشکل است که آدم بخواهد هزینه*ای پرداخت بکند. از دیدگاه من، ممکن است حالا کسانی هم باشند هم هزینه*ای مادی*اش را پرداخت بکنند، هم هزینه معنوی، قدمی، فکری، قلمی و هر چیزی که فکر کنید.»
              «من هرکاری که از دستم بربیاید می*توانم کمک می*کنم. حالا نمی*دانم.»
              شما امروز آمده*اید اینجا برای سخنرانی آقای گنجی. من می*خواهم بدانم که گنجی برای شما چه معنایی دارد؟
              «من راجع به اکبر گنجی ایران که بودم خیلی شنیدم و همچنین افکار و اتفاقاتی که برایشان افتاد را خیلی دنبال کردم. بعد که فهمیدم اینجا مصاحبه دارند، بعنوان یک روشنفکری که مبارزه کرده* و زندان بوده*اند، آمدم الان مصاحبه*شان را بشنوم.»
              «اکبر گنجی من را یاد کنفرانس برلین می*اندازد و بعد کتابهایی که توی دانشگاه رد می*کردیم و می*خواندیم و دستنوشته*هایی که پرینت می*کردیم و خواندیم.»
              «گنجی برای من همه آن خاطرات دوسال و نیم دانشگاه*ام هست در ایران در دانشگاه تهران. برای من خاطره*ی همه آن مقاله*هایی*ست که هر روز می*رفتیم روزنامه*ها را می*گرفتیم به امید اینکه چیزی از او بخوانیم.»
              «گنجی به نظر من شاید بتوانم بگوییم عدد «پی» شرایط اجتماعی ما هست در ریاضیات که همه در آن ضرب شده*اند، مذهبی*ها، سکولارها، چپ*ها،* هنرمندها و متفکرین.»
              اکبر گنجی معتقد است که برای دمکراسی در ایران باید هزینه بدهیم. شما حاضرید هزینه*ای بدهید و اگر آری، چه هزینه*ای؟
              «راستش خیلی حرف سنگینی است. وقتی آمدم به خودش که می*رسد، ما هم که اخیرا دانشجو بودیم و هر وقت یک خبری می*شد، ما دوست داشتیم خبرهایش را بشنویم،* ولی هیچوقت خودمان نمی*رفتیم آن جلو بایستیم که همه را می*گرفتند. این هست که من فکر نمی*کنم اکثریت ملت ایران بتواند یا حاضر باشند که هزینه*ای بدهند برای چنین چیزهایی.»
              «من به شخصه فکر می*کنم بهتر است آدم توی ایران زندگی نکند. اگر مجبور باشد توی ایران زندگی بکند، باید هزینه*اش را هم بپردازد.»
              «راستش یک کمی سخت است برای من که اینجا اینور دنیا که بزرگترین مشکل*ام دمای ۲۰درجه زیر صفر است، در مورد هزینه*دادن بخواهم حرف بزنم. من فعلا اینجا درس*ام را هروقت تمام کردم و برگشتم و نذاشتند تئاترم را بسازم، آنوقت شاید زور به یک جایم بیایید و یک هزینه**هایی بدهم.»
              «هر موقع که مردم آماده باشند،* بخواهند آزادی را، بخواهند دمکراسی را، بخواهند حقوق بشر را، بخواهند برابری زن و مرد را،* حتما بخاطرش هزینه هم خواهند داد.»

              Comment


              • #82

                Comment


                • #83
                  البته نه همه*ی زن*ها!
                  قبول... قبول. این احکامی که ما می*گوییم در علوم اجتماعی است و هیچ حکم مطلقی نداریم. در گذشته، در جهان گذشته، بحث سر این بوده و جهان ناعادلانه بود. منظور ما اجتماع است. ولی می*خواهیم بگوییم زنی که پانصد سال یا هزارسال پیش کتک می*خورده، او هم درد می*کشیده، او هم رنج می*برده از این رفتارهای نابرابری که نسبت به او اعمال می*شد. اما چون فرهنگ زمانه نابرابر بوده این را طبیعی فرض می*کرده. یعنی گویی مرد حق داشته که زنش را کتک بزند. فرهنگ مدرن امروز می*گوید حق ندارید هیچ*کسی را کتک بزنید. فرد می*گوید این حق من نیست که کتک بخورم و شما هم حق ندارید که من را کتک بزنید.
                  مشکلی که حکومت در مسأله*ی* حجاب دارد همین است. رضاشاه به زور آمد زن*های ما را بی*حجاب کرد، جمهوری اسلامی به زور زن*ها را باحجاب کرده. جفت*اش هم زور است؛ منطق زور. خب، ما در این تردیدی نداریم که بسیاری از خانم*ها نمی*خواهند باحجاب باشند در جمهوری اسلامی؛ و بسیاری خانم*ها هم می*خواهند باحجاب باشند. یک راه ساده*اش این است که بگوییم آقا این پوشش، لباس، تن*پوش امری*ست مربوط به حوزه*ی* خصوصی و فرد باید تصمیم بگیرد که چه نوع لباسی بپوشد و چه رنگی داشته باشد .این یک تصمیم*گیری شخصی*ست براساس اعتقادها و باورهایی که شخص دارد. یک راه دیگر هم این است که بگوییم نه، این وظیفه*ی دولت است که به*زور، یک سبک خاص از پوشش را به دیگران تحمیل کند؛ کاری که جمهوری اسلامی با زنان می*کند و این غلط است. حرف سر این است؛ و زنان هم مقاومت نشان می*دهند. امروز شما اگر لباس خانم*ها و دخترها را در ایران ببینید، می*فهمید که ایستاده*اند جلو جمهوری اسلامی. به یک معنا، بدتر از لباسی*ست که در غرب وجود دارد. من این نوع آرایشی که دخترها در ایران می*کنند، از سن ۱۴ ـ ۱۳ سال تا خانم*های سن بالا، مطلقا در هیچ کشور غربی ندیده*ام. در هیچ کشور غربی.

                  پرسش شما، که خیلی خیلی طولانی شد پاسخ*اش، از لحاظ دینی راه حل دارد. و من سعی کردم یک مقدار صورت مسأله را بشکافم.
                  این*طور که می*گویید خیلی طول می*کشد...
                  اتفاقا در این زمینه من خیلی امیدوارم. اتفاقا من اگر در بعضی زمینه*ها امیدوار نباشم، در این یک مورد بسیار امیدوارم و فکر می*کنم تحولاتی که، در مجموع، در این ۲۷ سال در جمهوری اسلامی شکل گرفته برای رفع تبعیض جنسی خانم*ها مؤثر بوده. هرچند که فاصله*ی* شگرفی با آن وضعیت مطلوب داریم ولی من در این زمینه خوشبین هستم. دلیلش هم این است که، در درجه*ی اول، این مستقیما امری سیاسی نیست که با نظام قدرت سیاسی درگیر باشد. مثلا فرض کنید خانم*ها می*گویند حق طلاق چرا متعلق به مردهاست... یا حق حضانت؟ و می*بینیم که حکومت راه می*آید در اینجور مواقع؛ و فشارها مؤثر است. مثلا مجمع تشخیص مصلحت نظام تصویب کرده و الان هر مردی از زنش جدا بشود باید نصف اموالی که در دوران ازدواج به دست آورده به زنش بدهد. یا مثلا ازدواج مجدد، که واقعیت هم ندارد، یعنی مردها اصلا نمی*توانند و همین یک مورد را هم نمی*توانند ازدواج کنند.
                  نه دیگر آقای گنجی... این را نمی*توانید بگویید.
                  دلیلش هم روشن است؛ چون به لحاظ معیشتی...
                  یکی از دلایل تجمع ۲۲ خرداد همین موضوع بود و یکی ازخواسته*های زنان درآن تجمع برداشتن قانون ازدواج مجدد بود.
                  ببینید! این کار خوبی*ست. من هم صددرصد موافقم. اما چقدر واقعیت دارد در جامعه*ی ما؟ و چندتا مرد هستند که می*توانند ازدواج مجدد داشته باشند؟
                  خیلی زیاد است آقای گنجی. به خودتان نگاه نکنید...
                  نه، این*طور نیست.
                  ازدواج موقت مورد جاافتاده*ای در جامعه است.
                  ازدواج موقت را نمی*گویم.
                  خب ازدواج موقت ممکن است به ازدواج مجدد هم ختم بشود. اصلا خودش یک ازدواج دیگر است در حالی*که همسری وجود دارد.
                  الان وضع معیشتی در ایران بسیار دشوار شده است. پسری که می*خواهد ازدواج کند هم خودش، هم پدرش و هم مادرش می*گردند دختری را پیدا کنند که شاغل باشد. در حالی*که به لحاظ فقهی، وقتی می*گویم قوانین تغییر می*کنند، همین است. به لحاظ فقهی می*گویند مرد حق دارد زنش را حتی...
                  منع کند از کار؟
                  حتی منع کند از خانه*ی* پدرش رفتن. می*شود ناشزه اگر بدون اجازه*ی* شوهرش برود. ولی الان به خاطر ضرورت*های تمدنی که به شما گفتم، این اتفاق افتاده که جوان از ابتدا می*گردد دنبال دختری که شاغل باشد...
                  چند درصد چنین مواردی شما می*شناسید؟
                  خب آمارها را باید نگاه کرد. مثلا در مورد دانشگاه. الان تعداد دختران دانشجو از پسران بیشتر است. اینجا آمار داریم. افراد نمی*توانند همین*طور نظر دهند.
                  شما در مقاله*ی* آپارتاید جنسی گفته*اید تعداد دخترها و استقبال دخترها از تحصیل بیشتر است و خودتان همان*جا گفته*اید با این حال کار برای دخترها کمتر است و محدودیت خانواده*های سنتی بر دختران بیشتر...
                  قبول دارم.
                  اینها را هم باید در نظر بگیرید. چون آن کلی را که می*گویید، بدون این مسایل نمی*توان تحلیل کرد.
                  من دو مورد را همیشه می*گویم. زمانی با آرمان*هایی که داریم، مثل برابری کامل زن و مرد، به لحاظ حقوقی فاصله*ی* شگرفی داریم. این را قبلا گفتم و الان هم دوباره تکرار می*کنم. میان این چیزی که امروز هست و آن چیزی که می*خواهیم، فاصله وحشتناک است.اما می*بینیم در این ۲۷ سال چقدر تغییرات انجام شده است. من می*گویم تغییرها خوب بوده. کافی نیست، خیلی تغییر باید شکل بگیرد.می*گویم چرا این شده. می*گویم محتویات زمانه این تغییرات را ایجاد کرده. این*که الان تعداد دخترها در دانشگاه ها بیشتر شده ده ها دلیل دارد.
                  این فقط کمیت است آقای گنجی!
                  می*دانم. قبول. ولی این هم مثبت است. این را هم باید در نظر بگیریم اگر یک تحول مثبتی شده، نمی*گویم جمهوری اسلامی برنامه*ریزی کرده بود دخترها بروند دانشگاه و تعدادشان بیشتر از پسرها شود. نه! می*گویم که در همه*ی زمینه*ها این اتفاق افتاده. الان ساختار اقتصادی *ـ اجتماعی کشور به گونه*ای*ست که چند همسری را تقریبا دارد ناممکن می*کند. نمی*گویم وجود ندارد، می*گویم ناممکن می*کند.
                  بیشتر می*شود آقای گنجی. شما تقریبا پنج شش سالی نبودید در این فضا.
                  خب آمار بدهیم.
                  شاید آماری در این زمینه وجود نداشته باشد. ولی شما می*توانید ازاتفاق*های اجتماعی اطرافتان و اعتراض زنان این موضوع را درک کنید.
                  نه. اتفاقا من اطرافم را ندیده*ام. چیز دیگری دیده*ام که می*گویم.
                  خیلی جالب است. شما اطرافتان آدم*هایی دیده*اید که برای ازدواج شرط اشتغال خانمشان را گذاشته*اند، که خیلی باید خانواده*ی مدرنی باشند، اما ازدواج مجدد را ندیده*اید و در اطرافتان نداشته*اید. این دو مورد، از مواردی*ست که در خانواده*های سنتی خیلی زیاد است.
                  ممکن است مردهایی مخفیانه بروند ازدواج کنند. ممکن است مردهایی مخفیانه روابطی با بعضی از خانم*ها داشته باشند. این یک بحث است؛ ولی چند همسرگزینی نداریم و استثنایی*ست اگر چنین چیزی باشد.
                  می*خواهم بگویم بخش زیاد اینها غلو است. قانون اجازه داده، ولی در واقعیت وجود ندارد و من نمی*توانم این را بپذیرم. من افراد بسیار زیادی می*شناسم، با آنها ارتباط دارم. در میان این افراد، چندهمسر نمی*شناسم. و مردی هم که ازدواج موقت هم کرده باشد نمی*شناسم. نمی*گویم وجود ندارد. شما مسایل خانم*ها برایتان اهمیت دارد و کار درستی*ست. برای من هم اهمیت دارد. منتها من با یک عده آدم*ها رابطه دارم و سعی می*کنم بر آن اساس آمار بدهم. شما یک کار دیگری هم می*کنید. می*روید سراغ آن خانم*هایی که درگیر این مسایل هستند و برایشان پیش آمده. طبیعی هم هست. و بعد همین را تعمیم می*دهید به کل کشور. یعنی ممکن است شما رفته باشید، سوژه*تان باشد با ۵۰ تا زن، یا با ۱۰۰ یا با ۲۰۰ تا زن، که اینها شوهرشان رفته همسر دیگری اختیار کرده و مخفیانه ازدواج رسمی هم کرده، روبه*رو شوید و بعد بیاید این را گسترش*اش دهید. وگرنه غیر از این، مستند دیگری موجود نیست. یعنی شما نمی*توانید بگویید آمار دارم.

                  می*خواهم بگویم به لحاظ علمی نمی*توانید این را تعمیم بدهید. اشکال کار همین است.

                  Comment


                  • #84

                    Comment


                    • #85
                      مجلس عوام بريتانيا ضمن تجليل از مبارزات اکبر گنجي، جايزه معتبر مطبوعاتي آبوت را به خاطر مبارزات وي براي دموکراسي پارلماني در ايران به اين روزنامه نگار معترض ايراني اعطا کرد.

                      مايکل مارتين رييس مجلس عوام در ميهماني که به همين مناسبت در مجلس عوام برپا شده بود گفت گنجي به دليل مشکلاتي که در راه رواديد وي به وجود آمد نتوانسته است براي دريافت جايزه اش در جلسه حاضر شود. و اين خود يکي از مسائلي است که براي روزنامه نگار ايراني وجود دارد.

                      جايزه مطبوعاتي آبوت يک جايزه معتبر در زمينه روزنامه نگاري است که نام آن از "آبوت" يکي از چهره هاي مجلس عوام گرفته شده که در زمان وي، جايگاه مخصوص مطبوعات در آن مجلس پيش بيني شد. جايزه آبوت هر سال به روزنامه نگاري تعلق مي گيرد که توسط گروهي از شخصيت هاي جهاني برگزيده شده و بيش ترين فعاليت را در راه حمايت، ترويج و گسترش دموکراسي پارلماني در جهان به کار گرفته باشد.

                      اکبر گنجي در پيامي که به همين مناسب خطاب به رييس مجلس عوام بريتانيا فرستاد ضمن تشکر از وي و بخش مطبوعاتي مجلس عوام به خاطر حمايت هاي آنان از تلاش هاي وي براي ايجاد نظامي که پايه آن به احترام به حقوق بشر، جدائي نهادهاي ديني از حکومت، جلوگيري از دخالت حکومت در احوالات شخصي مردم و انتخابات کاملا آزاد باشد، سپاسگزاري کرد.

                      گنجي در پيام خود خواستار حمايت جامعه بين الملللي از مطالبات آزاديخواهانه مردم ايران شد تا نقص حقوق بشر در ايران متوقف شود.

                      مايکل مارتين رييس مجلس عوام در سخنراني مطايبه آميز خود گفت در بريتانيا روزنامه نگاران آزادند که از سياستمداران انتقاد کنند. حتي از رييس مجلس عوام که البته نبايد آن ها را به اين کار تشويق کرد . اما در بريتانيا اين آزادي ها را عادي تلقي کرد.

                      وي از اين که اکبر گنجي نتوانست به علت مشکلات ويزا، در مراسم حاضر باشد ابراز تاسف کرد و گفت او اگر در بريتانيا به دنيا آمده بود اين مشکلات برايش پيش نمي آمد. اين نشان مي دهد چقدر راحت مي توان ارزش آزادي هاي دموکراتيک را از ياد برد.

                      اولين جايزه آبوت به دومساني موليا گزارشگر روزنامه مستقل زيمبابوه تعلق گرفت و در سال 2005 به آلفرد تابان از روزنامه خارتوم مونيتور چاپ سودان که براي بخش جهاني بي بي سي هم کار مي کرد رسيد.


                      Comment


                      • #86
                        نظام هاي خودکامه، فضايل اخلاقي را به رذايل اخلاقي و رذايل اخلاقي را به فضايل اخلاقي تبديل مي کنند. دروغ (گفتن، بافتن، ساختن) بهترين و اصلي ترين فضيلت اين نوع رژيم هاست. از دروغ تغذيه مي کنند و با دروغ دوام مي يابند. اين نوع رژيم ها فرهنگ را به تبليغات فرومي کاهند و تبليغات را هم به دروغ پردازي تقليل مي دهند.

                        اين نوع رژيم ها براي بقا، يک دشمن خارجي مي سازند تا بتوانند حول گفتمان "دشمن" تکليف همه را روشن کنند. مطبوعات پايگاه دشمن است. روشنفکران عوامل دشمن اند. مخالفان سياسي مزدوران دشمن اند. اگر دشمن خارجي وجود نداشته باشد، اگر شرايط بحراني و جنگي نباشد، نمي توان اجماع ملي ادعايي ساخت، مخالفان را سرکوب کرد و مطالبات اجتماعي را تا اطلاع ثانوي به تعويق انداخت. دولت ايران ضروري است با دولت آمريکا وارد مذاکره شود، ارتباط ديپلماتيک برقرار کند و در شرايط عادي به حل مسائل واقعي جامعه بپردازد. اما در اين صورت ديگر دليلي براي سرکوب علائق و منافع متنوع اجتماعي وجود نخواهد داشت. پس بايد هميشه مردم را ترساند که دشمنانی خارجي وجود دارند که به دنبال نابودي ايران هستند و مخالفاني در داخل وجود دارند که با دشمن در اين جهت همکاري مي کنند.

                        در همين راستا صدا و سيما هر چند وقت يک بار دروغي عليه من مي سازد و منتشر مي کند و تکذيب آن دروغ ها هم فايده اي ندارد. در سه مورد زير به برخي از آنها اشاره مي شود.

                        1- صدا و سيمای جمهوري اسلامي به وسيله باشگاه خبرنگاران جوان در تاريخ 26 دي ماه 1385 خبري تماماً جعلي منتشر مي کند. سپس در تاريخ 26 دي ماه خبر جعلي خود را به نقل از روزنامه اعتماد قرائت مي کند. روزنامه اعتماد تکذيبه مرا در تاريخ 30 دي ماه 85 منتشر مي نمايد.

                        2- باشگاه خبرنگاران جوان در تاريخ 7 بهمن 85 خبر جعلي ديگري مي سازد. روزنامه کيهان 7 بهمن 85 همان خبر دروغ را منتشر مي کند. سپس اخبار ساعت 20 شبکه شش در تاريخ 11 بهمن ماه 85 همان خبر جعلي را منتشر مي نمايد.

                        3- اخبار 20 شبکه شش سيماي جمهوري اسلامي روز شنبه 8 ارديبهشت 86 اعلام مي کند اکبر گنجي در پارلمان اروپا در شهر استراسبورگ فرانسه به نمايندگان پارلمان اروپا گفته که رژيم ايران را سرنگون کنيد، براي اين مقصود کليه روابط خود را با جمهوري اسلامي قطع و دانشجويان بورسيه ايراني را اخراج کنيد. روزنامه جوان هم همين خبر را عيناً منتشر مي کند.

                        اولاً: در روز سه شنبه 2 آبان 1385 در پارلمان اروپا در شهر استراسبورگ سخنراني کردم ولي معلوم نيست که چرا صدا و سيما پس از 7 ماه به نقل اين خبر مي پردازد.

                        ثانياً: سخنراني علني و در حضور خبرنگاران بود. متن کامل سخنراني توسط بسياري از سايت ها و راديوها منتشر شد و همچنان در اينترنت قابل دسترسي است.

                        ثالثاً: در آن سخنراني، همچون ديگر سخنراني ها، ضمن مخالفت با هر گونه اقدام نظامي عليه ايران، هر گونه تحريم اقتصادي که به مردم ايران صدمه وارد کند، خواهان پشتيباني جهان غرب از عضويت ايران در سازمان تجارت جهاني شدم.

                        مهمترين نکته در سخنراني مزبور، تأييد بر مساله حقوق بشر بود. اين که حقوق بشر بايد به گفتمان اصلي روابط بين الملل تبديل شود و هر کشوري که ناقض حقوق بشر باشد، بايد محکوم گردد. در همان سخنرانی از دولت آمریکا و دولت انگلیس به دلیل نقض حقوق بشر به شدت انتقاد کردم. اما نقض گسترده و سازماندهی شده حقوق بشر توسط دولت ایران، موضوع دیگری است. یک نمونه از آن سرکوب گسترده زنان است و صدور احکام بسیار سنگین علیه زنان فعال و شجاع و دگراندیش.

                        دروغگويي فضيلت است، اگر حفظ قدرت همه چيز باشد. دروغ را از طريق تلويزيون که همه مردم مي توانند آن را ببينند منتشر مي کنند، ولي پاسخ آن را انتشار نمي دهند که مردم ندانند همه کار و بارشان دروغ و حليه و نيرنگ است. این آخرین باری است که دروغ های دستگاه تبلیغاتي رژیم جمهوری اسلامی ایران را تکذیب می کنم. چون به هر حال آنها همچنان به کار خود ادامه خواهند داد. اگر دولت ها ذاتی داشته باشند، دروغ و افترا، ذات دولت ایران است. اعلام وابستگی زنان، معلمانان، کارگران، دانشجویان و دیگر مخالفان به دول خارجی، نمونه دیگری از دروغ های رژیمی است که مخالف را بر نمی تابد و مخالف را دشمن فرض می کند.

                        Comment


                        • #87

                          Comment


                          • #88

                            Comment


                            • #89

                              Comment


                              • #90
                                مقاله تحقيقي اکبر گنجي درباره شريعتي همانگونه که انتظار مي رفت واکنش هايي را برانگيخت. او انديشمندي است متهور و موثر که محض تحمل مصايب بسيار مورد التفات صاحبنظران است و البته به دليل سوابق قلمي و تحقيقي پر بار مورد توجه و در نتيجه انتقاد همگان.

                                از سويي او خود، *نيز به شهادت گفته ها و نوشته هايش گزندگي بيدارکننده نقد را به نوازش خواب آور تعريف و تمجيد، ترجيح مي دهد. اين چند سطر با همين مقصود نوشته شده است.

                                اجماع نخبگان در ايران پديده اي کمياب بلکه ناياب است. اگر يک تجربه گرانسنگ تاريخي در دوره پس از خرداد 76 و توافق حداکثري نخبگان و روشنفکران بر سر نفي عنصر خشونت در روند اصلاح گري را مستثنا کنيم در تاريخ 150 ساله ايران بعيد است که توافقي تا به اين اندازه فراگير در ميان صاحبان فکر و انديشه يافت شود. از سويي اثبات وجود چنين اجماعي نيز دشوار است.

                                گنجي خود، آن روز که ناگهان از مسير پروژه قبلي خود خارج شد و به جاده نقد هاشمي پيچيد و در زماني که مورد انتقادي با اين مضمون قرار گرفت که اين "راديکاليسمي هزينه ساز" است و از آنجا که ممکن است موجب زيان هاي بسيار شود مخالف اجماع نخبگان است، چنين استدلال کرد که اثبات مطابقت يا عدم مطابقت يک موضوع با اجماع نخبگان ممکن نيست و اگر باشد دشوار است و هيچ روش محصل، مدون و مقبولي در اين زمينه وجود ندارد.

                                به اين ترتيب آن "نقد نابهنگام" از کنار بساط اين چند و چون هاي نطري به راه خود رفت. انتشار "مانيفست جمهوري خواهي" در زماني که گنجي در بند گرفتار بود نيز همين دغدغه را بيدار کرد. عده اي قلم به نقد آن جزوه بر مي داشتند و در عين حال با خود مي گفتند که چه بهتر که صبوري کنيم تا صاحب جزوه از شرايط دشوار در آيد و در مقام پاسخگويي امکان ورود به اين مجادلات قلمي را داشته باشد. با اين همه پرسشي فراتر از اين، آن بود که چنين جزوه هزينه سازي در شرايط فعلي چرا و به چه منظور انتشار يافته است؟ نويسنده، استدلال مي کرد که هزينه آن نوشتار را خود، مي پردازد و ديگران نيز بايد چنين کنند.

                                با اين همه آنان که انتشار آن جزوه در آن روزگار را "نابهنگام" مي دانستند از نگراني براي کليت جنبش سخن مي گفتند و نه يک فرد. چه، آن فرد نيز بخشي و جزئي از همان کل بود و از قضا جزئي ارزشمند و تاثيرگذار هم.

                                در زمان انتخابات رياست جمهوري نهم نيز وقتي گنجي آواز تحريم انتخابات را سر داد عده اي همدلانه مي پرسيدند که اگر اين عمل سياسي معطوف به نتيجه و فايده اي براي کل پروژه دموکراسي خواهي است، با کدام روش و ساز و کار و رو به سوي کدام قبله و هدف است و اگر زمينه آن حرکت فراهم نشد ـ اگر زمينه اي داشته باشد ـ چه بايد کرد؟

                                و تازه اين سخنان امروز است که ديگر آشکارشده آنچه در سوم تير ماه رخ داد نتيجه مستقيم تحريم انتخابات بود و اگر در دوره اول اميد انسجام و اتحاد حول اين محور مي رفت و سخني در اين باره گفتني مي نمود در دور دوم ديگر آن سخنان، سخت بي محمل و فاقد توجيه بود.

                                باري خروج گنجي از بند و حضورش در مملکت فرنگ هم توام با گفتار و رفتاري بود که مستقل از ارزشداوري درباره آن ها داراي يک ويژگي ثابت بود و آن ايجاد حيرت در شنوندگان و به ويژه هم سلکان و همراهان و مخاطبان همدل او بود.

                                و اکنون... در انداختن مدعايي تا به اين اندازه فربه درباره رويکرد لنينيستي در انديشه شريعتي!

                                اين قلم درباره محتواي آن مقاله پژوهشي سخني ندارد اما درباره هدف آن چرا.

                                آيا هدف از آن نوشتار درانداختن مجادله اي ميان صاحبنظران بر سر انديشه شريعتي بود؟ اگر بهانه اين نوشتار فرا رسيدن سالمرگ شريعتي (29 خرداد) باشد در زمان تحرير آن مقاله (15 تيرماه) بيش از 15 روز از آن گذشته است. گنجي خود، مي داند 29 خرداد امسال رونقي مانند سالهاي گذشته نداشت و به جز چند ويژه نامه در مطبوعات که انتشار آنان به سنتي معمول تبديل شده منتقدان و حتا هواداران جدي شريعتي دست به قلم نشدند. دليل آن آن البته ناروشن نيست. شايد در ادوار پيشين به ويژه در سالهاي پس از دوم خرداد 76 ـ از آنجا که تکثر و تعدد در فضاي انديشگي فراوان مي نمود و فضا بر خلاف امروز گشوده تر بود ـ کمتر سخني نابهنگام به نظر مي رسيد اما امروز و در شرايط ويژه اي که ما در آن به سر مي بريم گويي بايد به نوعي اولويت بندي در پرداختن به مسائل قائل بود.

                                مي توان ليستي بلندبالا از امور مبتلابه جامعه ايراني تهيه کرد و آنگاه انصاف داد که نقد شريعتي آن هم تا به اين اندازه تند و فربه در رتبه چندم آن قرار مي گيرد؟

                                آيا تمام آن مقاله بلندبالا از سر توصيه به نوانديشان ديني براي تاکيد بر سکولاريزاسيون و عدم استفاده از واژه مردمسالاري ديني بود و اينکه معيار نقد قدرت بايد دموکراسي و حقوق بشر باشد؟

                                نقد شريعتي يا هر انديشه و انديشه ورز ديگري مي تواند محملي براي بيان حرف هاي کلي امروز و استنتاج احکام کلان باشد. آنچنان که گنجي از ايستگاه نقد شريعتي آغاز کرده و به نقطه اي شبيه به اين رسيده است. اما بايد انصاف داد که در شرايط کنوني با همه مسائل فوري و فوتي اش چنين مقاله اي نابهنگام به نظر مي رسد. آنچنان که گنجي خود، انديشمندي نابهنگام است. او همواره به تشخيص خود عمل مي کند. تا به اينجا البته با بسياري ديگر هم روش است. اما در گنجي گويي تعمدي هست براي فاصله گيري از دغدغه هاي رايج و موجود و انجام رفتارهاي حيرت آفرين.

                                اين حيرت افکني البته گاه مورد استقبال قرار مي گيرد و گرهي مي گشايد و راهي باز مي کند و هر از گاه نيز تنها وصفي که مي توان درباره آن بکار برد ـ فارغ از قضاوت درباره محتواي رفتار و گفتار و نوشتار او ـ همين وصف "نابهنگامي" است.

                                گنجي در مهد آزادي بيان نشسته است و در شرايطي که سرزمينش با انبوهي از اخبار و حوادث دست و پنجه نرم مي کند براي شهروندان مضطرب و نگران پيغامي از نقد فلان انديشمند مي فرستد تا عده اي بگويند که اين نيست جز پيامي به کساني که سه دهه با شريعتي نزيستند و اکنون که به هر دليل و براي نخستين بار در رسانه ملي آرشيو تصاوير و سخنراني هاي او را گشوده اند تا راهي براي همراهي با او در اين مسير تازه بيابند.

                                هر صاحب قلمي مي تواند و حق دارد در هر شرايطي و از هر کجاي جهان هرچه مي خواهد درباره هر موضوعي که صلاح مي داند بنويسد تنها به اين شرط که گنجي نباشد و گفتار و رفتار او تا به اين اندازه موثر تلقي نشود و در شرايط دشوار از او انتظار عمل به مسئوليت خويش نرود.

                                شايد ازقلم امروز بايد انتظار مرهم گذاشتني را داشت و بس. وگرنه در جغرافياي ذهني و سرزميني "نابهنگامي" ماند و ماند.

                                Comment

                                Working...
                                X