Announcement

Collapse
No announcement yet.

Enghelab-e Mashrouteh

Collapse
X
 
  • Filter
  • Time
  • Show
Clear All
new posts

  • Comment


    • برای آدمیت، مشروطیت حاصل تلاش مستمراهل تفکر و تعقل در عرصه روشنگری و کار اجتماعی و سیاسی است. در کتاب ((مجلس اول و بحران آزادی)) می نویسد: ((در حالی که حرکت مشروطه خواهی در یک امتزاج اجتماعی پدید آمد و گروه ها و رده های مختلف را جذب خود کرد، فکر حکومت انتخابی و دولت جدید و بنیادهای آن طبعاً ابتکار گروه اقلیت با دانش و فرهنگ و روشن اندیش بود... دستگاه مشروطه (با همۀ کاستی هایش) مدرسۀ تربیت سیاسی بود. دوران دیکتاتوری در فطرت خود آیینی و جباری و خود پرستی دیوانه وارش، ریشۀ ابتکار فردی و استقلال فکر و رای را سوزاند. فقط نوکر و قره نوکر پروراند.))

      در آثار آدمیت، رهروان مشروطیت عقلانی در سیر اندیشه و کوشش اجتماعی خود، سنت های موهوم و برخاسته از خرافات را بر نمی تابند. صاحبان عقل اجتماعی و سیاسی مشروطیت، به صرف استواری و دیرینه بودن سنت های خراب رایج در جامعه، بنای تفکر خود را سست یا معیوب و یا کژ نمی سازند.

      در جایگاه عقلانی مشروطیت دکتر آدمیت، آنان که می کوشند تا به پیروی از ماکیاولی هر وسیله ای را برای دستیابی به هدف توجیه کنند واز اینرو با تکیه بر باورهای دیرینۀ مردم به قدرت دست یابند و بساط خود کامگی پهن کنند، به ((شیادی)) و ((شارلاتانی)) شناخته می شوند. همچنین، آنانکه می کوشند با استناد به همان باورها، مردم را به بیراهۀ اجتماعی و سیاسی ببرند، ایضاً ((دروغگو)) و ((شارلاتان)) محسوب می شوند.

      گوشه ای از قضاوت آدمیت در بارۀ اینگونه اشخاص به نقل از کتاب ((مجلس اول و بحران آزادی)) چنین است: ((از ردۀ کثیر درس خواندگان دوران طولانی [دیکتاتوری پهلوی دوم] به اطلاق، یک مرد سیاسی هوشمند، حتی در حد متوسط، برنخاست. این جماعت، خواه درس خواندگان رشته های علوم انسانی، و خواه آنانکه درس هندسه خوانده و به هوس سیاست افتادند، به همۀ مناصب سیاسی و اجتماعی، وزارت و وکالت و سناتوری دست یافتند. اما نه یک دولتمدار، نه یک متفکر، نه نشانی از حیثیت انسانی. در تجربۀ وطنی ما، نظریه افلاطونی هم، که علم هندسه را، به دلیل منطق روشن آن، پایۀ آموزش سیاسی می شناخت، باطل از کار در آمد. مثل برخی از دیگر تئوری های او. اهل هندسه در خدمت سیاست، عملۀ مزدور بودند، نه مردان بصیر استوار. چنانکه مجلس و دولت در ریاست آنان به پست ترین رتبه تنزل یافت. بازیچۀ قدرت فردی، دیکتاتورها هم تمیز نمی دهند که سرمایۀ سیاسی جامعه را مردمان حقیر و بیمقدار نمی سازند و از مردان خرد تصمیم بزرگ بر نمی آید. قوام جامعۀ مدنی منوط به قوت بنیادهای اجتماعی و سیاسی آن است. نه دولت پنجروزۀ جباران.))

      جانبداری از روشنفکران

      در پرداختن به موضوع روشنفکران، به عنوان وجه تمایز دیگر آثار آدمیت، نخست بایستی گفت که دکتر آدمیت، تاریخ را به صورت اعم و در مورد مشروطیت، به صورت اخص، برای تشفی خاطرو وقت گذرانی خواننده نمی نگارد. تاریخ برای وی، آینده تفکر او و ماست. آینه ای که می بایست با وارسی کژ اندیشی ها و به منظور یافتن مسیر درستی که از آزمون تاریخ ایران و جهان سربلند بیرون آمده باشد، صیقل بخورد. آدمیت مفهوم مشروطیت را آنگونه که وی شناخته است، به خواننده منتقل می کند. در این امر، دکتر آدمیت خود را بی طرف قلمداد نمی کند. او طرفدار روشنفکران است و مشروطیت را محصول سالیان دراز اندیشیدن، تراوش عقلی و تلاش های ایشان می شناسد. در کتاب هایش، بی وقفه خمیر مایۀ عنصر روشنفکری را مد نظر دارد و در ارایه نظراتش در این امر دچار نقصان یا تضاد نمی گردد.

      دکتر آدمیت روشنفکر ایرانی را محصول مشترک بخش وارستۀ فرهنگ ایران و جهان بینی متأثر از فرهنگ متمدن و روی به پیش جهان امروزی می شناسد. روشنفکر ایرانی کسی است که نه در مقابل عناصر استعمارگر خارجی وعوامل استبداد داخلی، بی شخصیت می شود، و نه در مقابل سنت پرستان قدرت طلب، تسلیم می شود. نه جاسوس بیگانگان است و نه کارگزار کهنه پرستان. روشنفکر ایرانی مدارای مردم و رعایت مناسبات انسانی رایج در جامعه را می کند و همزمان، درتدبیر و تلاشی بی امان برای پایان بخشیدن به فساد، خرابی و استبداد موجود در جامعه است.

      او درارتباط با دوست و دشمن، اخلاقی و مبادی آداب، و در بیان حقایق، صریح و بدون ملاحظات شخصی است. روشنفکر مشروطه، برآمده از سطور کتاب های آدمیت، متکی به اندیشه ناشی از عقلانیت است. دکتر آدمیت اصول این روشنفکر مشروطه را در جدالی ((آشتی ناپذیر)) با نمایندگان تفکر ((غیر مشروطگی)) می شناسد. در کتاب ((ایدئولوژی نهضت مشروطیت)) می نویسد که اختلاف میان موافقان و مخالفان مشروطگی، ((مخالفت لفظی)) نبود، ((بلکه تعارض اصولی بود: نه فقط با ((دو ساعت توجه)) اصلاح نمی گردید، بلکه آشتی ناپذیر بود. مگر اینکه یکی از حریفان تسلیم شود.))

      برای خواننده هوشیار آثار دکتر آدمیت، مشروطیت با کودتای سال ١٢٩٩ رضا خان و یا وقایع بزرگ تاریخ ایران پس از آن به پایان نمی رسد. از اینروست که دکتر آدمیت در خلال آثارش، عناصر گوناگونی که مشروطیت را رهبری کردند، یعنی طبقۀ روشنفکر و همراهان ایشان، و آنانکه با مشروطیت دشمنی داشتند، و نیز رگه های اصلی طرز تفکر این عناصر را مورد شناسایی قرار می دهد. او همچنین روابط میان این عناصر و عوامل متحرکۀ ارتباطشان را در ابعاد تاریخی مربوط، مرور و بررسی می کند. آنگاه ما را با کوله باری از تجربیات تاریخی و ابزار ماندنی برای تعقل و تدبیر در باب مسایل کشور و جامعه مان، در رویارویی با واقعیات موجود، رهسپار پی گیری اهدافی مبتنی بر عقلانیت برای نیل به نیکبختی و سربلندی میهن مان می سازد.

      در مشروطیت دکتر آدمیت، بدون هیچ تنزل شأن، ستارخان ها و باقر خان ها دارای اولویت ویژه و ممتازی نیستند. در مقابل، صنیع الدوله ها، احتشام السلطنه ها و سعدالدوله ها به عنوان نمایندگان متفکر حرکت اصلاحات اجتماعی و سیاسی مورد شناسایی قرار می گیرند. برای آدمیت، حق تقدم در قضاوت اشخاص مبتنی بر درجۀ عنصر روشنفکری ایشان و میزان تأثیر و تدبیر آنها در راه روشنگری در میان ایرانیان است. وجه نظر کلی آدمیت روشنفکری است و نسبت به آن کوچکترین عدولی نشان نمی دهد. در عین حال، در بررسی تاریخی نسبت به عملکرد مشروطه خواهان و روشنفکران، هرگز جانب اعتدال و درست بینی را رها نمی کند. آنجاییکه ایشان به خطا رفته باشند، آن را بر می شمارد. در کتاب ((ایدئولوژی نهضت مشروطیت)) می نویسد: ((چنین بود تعالی مجلس در نخستین آزمایش پارلمانی: ترقی خیره کننده ای که مدیون احتشام السطنه و چند تن دیگر از نمایندگان هوشمند و روشنفکر مجلس بود... تاکیدی که بر جنبۀ روشنفکری آن اقلیت مجلسیان می رود، نه از این بابت است که در زمرۀ درس خواندگان و تربیت یافتگان جدید بودند، بلکه آنان به مسئولیت روشنفکری خویش هشیار بودند و در ایفای مسئولیت اجتماعی خویش قصور نورزیدند. ورنه، ما آنان را روشنفکر نمی شمردیم.))

      در جایی نیز اشاره به شکست روشنفکران در دوران بعد از مشروطیت می کند: ((این نشانه ای بود از شکست نخبگان در ایفای مسئولیت روشنفکری، نخبگانی که درس خوانده بودند، اما نه همیشه خدمتگزار روشنفکری بودند.))

      و این تاکید موکد و مکرر و خدشه ناپذیر دکتر آدمیت بر نقش و عنصر روشنفکری در تحول مشروطیت است که نوشته های او را برجسته می کند و خواندن آثارش را برای همـۀ میهن دوستان و به ویژه جوانان اندیشه ور، ضرورت می بخشد. در اینجا لازم می دانم که به جسارت بگویم که هیچ اثر و قضاوت تاریخی خالی از ایراد احتمالی نیست. لیکن ایراد در آثار استاد به غایت کم دیده می شود.

      ماحصل خواندن آثار دکتر آدمیت، تزکیه نفس دانش خوانندۀ آزاد فکر در زمینه مشروطیت است. نوشته های وی خوانندۀ متمایل به عقلانیت را به روشن بینی سوق می دهد. معترفم که خواندن آثار دکتر آدمیت، در معنا برای من به منزله سفری بوده است با زورق کوچک تواناییم به اقیانوس بیکران دانش و تفکر استاد. بنابراین ((بسیار سفر باید، تا پخته شود خامی.))

      اما دو مقصود انگیزۀ اصلی نگارش این مقاله شد: یکی در میان گذاردن برداشت های خود از آثار دکتر آدمیت با خوانندگان گرامی و به ویژه دانشجویان ایرانی. دو دیگر ادای سپاسگزاری به مورخی بزرگ. می خواهم در ارتباط با پرسشی نغز از خود استاد درپیشگفتار کتاب ((تاریخ فکر)) به وی بگویم که جنبش فکری من و بسیاری از ما را، آثار ژرف شما به حرکت در آورده است، و بگویم که بحث در عقلانیت ناشی از آثار شما، فارغ از آمدن ها و نیامدن های زمانه، برای ما همواره جاریست.

      این مقاله را با نقل قولی از آخر کتاب ((اندیشه ترقی و حکومت قانون)) استاد در بارۀ آنچه بر مشروطیت رفته است، خاتمه می دهم: ((امروزه که مردم از سپهسالار یاد می کنند، مسجد و مدرسه و خانۀ او را یاد می آورند - دستگاه عمارتی که با جنبش ملی مشروطیت ملازمت تاریخی یافت؛ مسجد وعظ و خطابه بود، مدرسه کانون اجتماع ملی بود، خانۀ او خانۀ ملت شد - خانه ای که بر آن ماجراها گذشت؛ گاه سنگرگاه آزادیخواهان بود؛ گاه در روشنایی مشروطیت عیان شد؛ گاه در تیره شامی استبداد فرو رفت؛ گاه جلوگاه شور و امید بود؛ گاه آماج تیر بیگانه شد؛ قزاق [و غیر قزاق] بر آن چیره شد. بوم در آن خانه کرد.))

      یادداشت: این مقاله نخستین بار در سال ١٣٨٢ در نشریه ((مهرگان)) به
      مدیریت خانم دکتر ستاره درخشش منتشر شد. بنیانگذار این نشریه وزین که
      سالها بصورت مرتب در شهر واشنگتن دی سی و بنام معلمان ایران منتشر می شد،
      شخصیت سرشناس، آقای محمد درخشش بود. مایلم که در هنگام انتشار مجدد این
      مقاله با پاره ای تغییرات، یاد و کوشش های خستگی ناپذیرآقای درخشش در راه
      استقرار دموکراسی در ایران را گرامی بدارم.

      Hamid Akbari, Ph.D., Chair of Department of Management and Marketing and Associate Professor of Management, Northeastern Illinois University, USA.

      Comment

      Working...
      X