The End Of Dictador Islamic Republic (Election fraud)

Collapse
This is a sticky topic.
X
X
 
  • Time
  • Show
Clear All
new posts
  • Rasputin
    Senior Member
    • Jan 2005
    • 63906

    #256
    بيانيه 700 امضائی 22 خرداد
    طرح حکومت اينست:
    نهادينه کردن ترس تدريجی




    700 فعال سياسی، فرهنگی، استاد دانشگاه و... نامه ای را در ارتباط با سالگرد 22 خرداد 1385 و بعنوان همبستگی با مبارزات برابری طلبی زنان امضاء کردند. بخش هائی از اين نامه را می خوانيد:

    تجمع گروه هايی از زنان در ميدان هفت تير به مناسبت سالگرد 22 خرداد (سالگرد تجمع زنان در مقابل دانشگاه تهران در 22 خرداد 1384)، با همراهی و همت جنبش دانشجويی و ديگر فعالان جنبش های مدنی هم چون جنبش سنديکايی، نه تنها اين بهت زدگی لزوم تداوم فعاليت های زنان را فارغ از جناح بندی های سياسی يادآوری و تثبيت کرد و بحث حقوق برابر زنان را که خواسته اين تجمع بود به شکلی بسيار گسترده در افکار عمومی مطرح ساخت.

    پس از اين واقعه نيروهای جديد و تازه نفس به جنبش زنان جذب شوند و کمپين جمع آوری يک ميليون امضاء برای تغيير قوانين تبعيض آميز شکل گرفت. در واقع تجمع اعتراضی و مسالمت آميز 22 خرداد در ميدان هفت تير باعث تکثير جنبش زنان و نيز طرح گسترده تر مطالبات برابری خواهانه زنان شد.

    فشارها شدت می گيرند و هزينه ها بالا می رود

    اين دستاوردهای مثبت اما پيامدهای منفی نيز برای برخی از فعالان حق طلب جنبش زنان به همراه داشت. نيروهای مخالف برابری حقوقی زنان نيز از پای ننشستند، چنانچه در طی يک سال گذشته ما شاهد گسترش دستگيری ها، اتهام های ناروا، احضار و بازجويی، همچنين درخواست وثيقه های کلان و احکام سنگين برای برخی از فعالان زن هستيم. از 22 خرداد سال گذشته تاکنون شاهد 121 مورد بازداشت و زندانی شدن فعالان جنبش زنان بوده ايم. نزديک به يک ميليارد تومان وثيقه و کفالت برای آنان صادر شده است و احکام صادره برای آنان مجموعا 14 سال حبس تعليقی و نزديک به 9 سال حبس قطعی (تعزيری) بوده است. پيش بينی می شد به ميزانی که خواسته های حق طلبانه زنان عمومی تر شود به همان ميزان واکنش و محدوديت در برابر آن، از سوی برخی از صاحبان قدرت (که اين خواست های عادلانه را با منافع خود در تضاد می بينند) گسترش خواهد يافت. به همين سبب است که مشاهده می کنيم در طول ماه های اخير، فشار و تهديد و احضارهای زنجيره ای برای خانه نشينی مدافعان حقوق برابر، نه تنها بر فعالان جنبش زنان که در ميان همه قشرهای مختلف زنان به طور منظم و برنامه ريزی شده دنبال می گردد. دستگيری های گسترده زنان به بهانه مبارزه با بدحجابی، بحث بازداشت زنان را از دايره فعالان جنبش زنان به بخش عظيمی از زنان جامعه تعميم يافته است. بسياری از زنان ايرانی صرفا به دليل تفاوت سليقه در نوع پوشش خود نسبت به معيارهای شخصی برخی از مسئولان، امروز مورد هجوم نيروهای انتظامی قرار می گيرند. اکنون بر اساس گزارش های منتشره تعداد 14635 نفر در مناطق مختلف کشور بازداشت شده و 67 هزار نفر نيز به خاطر پوشش خود تذکر دريافت کرده اند. ابعاد اين فاجعه در آن جاست که به نظر می رسد هدف چنين برخوردهای خشونت آميزی، نهادينه کردن تدريجی ترس در دل زنان از حضور در فضای عمومی است، يعنی خانه نشين کردن زنان در ابعادی به وسعت مرزهای کشور.

    همزمان، فعالان جنبش دانشجويی در اکثر دانشگاه های کشور با برخوردهای امنيتی بسيار گسترده ای مواجه شدند. برخی از دانشجويان پذيرفته شده در کارشناسی ارشد را«ستاره دار» کردند و از ميان آنان هنوز تعدادی از ثبت نام محروم هستند. از برگزاری انتخابات آزاد تشکل های دانشجويی در دانشگاه های مختلف با انواع و اقسام روش ها، ممانعت به عمل آوردند. با اجرای بسياری از برنامه های فرهنگی و آموزشی انجمن های دانشجويی (از جمله برگزاری مراسم 8 مارس) مخالفت شد. در يک ماهه اخير نيز شدت برخورد به دانشجويان بالا گرفته و برخوردهای قهری و فيزيکی با آنان افزايش يافته است. بيش از صد تن از دانشجويان به کميته های انضباطی فراخوانده شده، يا برای چند ترم از تحصيل محروم شده، يا به دانشگاه ممنوع الورود شده اند (برای نمونه مهديه گلرو، ماندانا چترچی، فهيمه شجاعی، حميده حسينی، مريم سيد کريمی، عسل اخوان) . دستگيری و بازداشت برخی از مدير مسئولان نشريات دانشجويی، وضعيت دانشگاه ها و امنيت دانشجويان را بيش از پيش دچار بحران کرده است. از سوی ديگر مشاهده می کنيم که به تازگی اساتيد دانشگاه ها نيز به دلايلی موهوم و تحت تاثير نگرش «توهم توطئه» با عناوينی هم چون «سوء استفاده بيگانگان از اساتيد» مورد خطاب نيروهای امنيتی قرار گرفته اند.

    زنان معلم (همچون ثريا دارابی و طيبه ميرزايی) به دليل طرح درخواست های صنفی مانند افزايش حقوق، به زندان افتادند و اکنون اين قشر زحمت کش و فرهيخته کشورمان، با هتک و توهين و زندان و احضار و بازجويی، و نيز پرداخت وثيقه های سنگين و تعليق از کار، گرفتار شده است.

    کارگران شرکت واحد و خانواده های آنان نيز از برخوردهای پليسی و خشونت آميز به شدت در عذاب اند. برای فعالان جنبش سنديکايی که تنها خواستار حقوق صنفی خود هستند احکام سنگين صادر شده است (برای نمونه پنج سال حبس برای منصور اسانلو) همچنين بسياری از کارگران شرکت واحد از کار خود تعليق يا اخراج شده اند. اين درحالی است که همه می دانيم بار سنگين اين اخراج ها و تعليق ها را بيش از همه، زنان در خانواده ها به دوش می کشند.

    در اين ميان مهاجران افغانی نيز از تيغ حمله به دور نمانده اند و طرح بازگشت افغان ها چنان ناگهانی و با شدت و خشونت غيرانسانی دنبال می شود که گويی قرار است با دشمنان يک ملت برخورد شود. متاسفانه در اين ميان وضعيت زنان ايرانی که با مردان افغانی ازدواج کرده اند به دليل قانون تابعيت نابرابر در قوانين کشور ما، اسف بار شده است و کودکان شان در بلاتکليفی و محروميت از حق اوليه مدرسه رفتن و تحصيل، روبه رو هستند. اين ها به علاوه دستگيری و اخراج گسترده و ناگهانی مردان افغان از محل کارشان، باعث شده زنان و کودکان آنان در وضعيت اضطرار و بی پناهی و خفت قرار بگيرند.

    گسترش خشونت ها در سطح جامعه

    قاتلان «خودسر» که با رای و قضاوت شخصی خود (دادن حکم مهدورالدم به افراد) هموطنان خود را به قتل رسانده اند، تبرئه می شوند (نمونه اش قاتلانی که به بهانه مهدورالدم بودن چند نفر از همشهريان شان در شهر کرمان، آن ها را به قتل رساندند و در دادگاه تبرئه شدند)، اما ولگردان بخت برگشته و «اوباشانی" که خود معلول فساد و فقر اقتصادی و فرهنگی اين جامعه هستند، به جای برخوردهای فرهنگی و آموزشی و خشکاندن زمينه های رشد چنين پديده هايی، با خشونت های عجيب و غريب و باورنکردنی چنان با آن ها در ملاء عام برخورد می شود که گويا قرار است با اين روش ها، خشونت و زورگيری را در بافت فرهنگی جامعه و در اذهان کودکان مان نهادينه سازند. اين درحالی است که نهادينه ساختن چنين فضاهای خشونت باری در جامعه بيش از همه در نهايت گريبان زنان را خواهد گرفت. زيرا اگر چرخه خشونتی چنين عريان و وقيحانه بر فضای شهرمان حاکم شود، خشونت های پنهان و آشکار بر زنان و کودکان (که ضعيف ترين حلقه های جامعه هستند) بی ترديد با شدت هولناک تری گسترش خواهد يافت.

    در چند ماهه اخير، ديگر گروه های اجتماعی که شامل زنان نيز می شوند از برخوردهای خشن مصون نمانده اند، از جمله گروه های مختلف قومی، مذهبی و زبانی (هم چون بازداشت های گسترده فعالان اجتماعی و روزنامه نگاران در آذربايجان و کردستان و يا گروه های مذهبی مانند دراويش گنابادی) و نيز گروه های مختلف موسيقی و ديگر هنرمندان، با محدوديت های بسيار بيشتری نسبت به گذشته روبه شده اند.

    اين چهل تکه نابسامانی ها و خشونت های رسمی در جامعه ما، در تحليل نهايی به زنان و کودکان بی پناه صدمه خواهد زد. يعنی سر آخر همه کاسه کوزه ها بر سر زنان در خانه ها شکسته خواهد شد.

    عمق خشونت های اعمال شده در جامعه را هنگامی می توان درک کرد که آن را در چارچوب بزرگتری که ناشی از تنش سهمگين بين المللی دولت ايران با ديگر کشورهاست در نظر بگيريم. بی شک اعمال اين خشونت های داخلی در شرايط کنونی که ايران به دليل سياست های تنش آفرين در بحران و زير ذره بين جهانيان قرار گرفته و در معرض قضاوت مستقيم افکار عمومی بين المللی است، اوضاع را بغرنج تر می کند. يعنی چنين برخوردهای خشونت آميزی فقط در سطح گسترش اعتراضات داخلی باقی نمی ماند بلکه به سرعت ابعاد بين المللی به خود می گيرد و بنابراين مجموعه جامعه ما را در معرض تنش و خشونت های بيشتری قرار می دهد.




    iran

    Comment

    • Rasputin
      Senior Member
      • Jan 2005
      • 63906

      #257
      امضاء کنندگان:

      آتوسا تقی نيا / آذر امينی / آراز امين ناصری / آرتا داوری / آرش بهمنی / آرش حافظی / آرش شکرلو / آرش عاشوری نيا / آرش ناطقی / آرش کيا / آرمان فدايی / آزاده احمدی ابحری / آزاده بنايی / آزاده ثبوت / آزاده خسروشاهی / آسيه امينی / آمنه شيرافکن / آوا زمانی / آيدا قجر / آينده آزاد/ ا.م. شيزلی / ابراهيم عبدالله زاده / ابراهيم مددی / ابوالفضل قاسمی / احترام شادفر / احسان رمضانيان / احسان صلح جو / احسان نوروزی / احمد سيف / احمد عشقيار / احمد فاتحی / احمد فرهادی / احمد ميناب / احمد نجات / احمد کيهان / اختای تبريزی / اختر قاسمی / ارژنگ شکرلو / ارسط سعيد / ارشيا نوری / اسد زمينی / اسد مزنبی / اسد نوزنابی / اشرف چيتگرزاده / اشرف خسروی / اعظم مهرانی / افرا شکرلو / افسانه گودرزی / افسانه وفايی / افسر خديوی / افشين اميرشاهی / اقبال مهاجرانی / اقدس مرعشی / الميرا علی حسينی / الناز انصاری / الناز ناطقی / الهام رضامند / الهام قصيديان / الهام قيطانچی / الهه امانی / اميد ايران مهر / اميد حبيبی نيا / اميد معماريان / امير اميرقلی / امير عباس نخعی / امير غلامی / امير يعقوبعلی / اميلی امرايی / انوشه شهسواری / اوکتای داراب زند / اکبر زرگر / اکبر عطری / اکبر گنجی / ايزد جابری / ايوا سليما/ بابک احمدی / باربد گلشيری / بامداد ياحقی / بامداد غلامی / باوند بهپور / بتول دولتخواه / برديا حيدری / بلال مرادويسی / بهار بهساز / بهار محمد قلی پور / بهاره فاميلی / بهاره ميرزاحسين / بهاره ورهرامی / بهاره هدايت / بهداد بردبار / بهرام سپاسگزار / بهروز خليق / بهروز فدائی / بهزاد مهرانی / بهزاد کريمی / بهمن احمدی امويی / بهناز توفيقيان / بهناز شکريار / بهنود بدلی / بيتا طاهباز / بيتا منصوری / بيژن اقدسی / بيژن پيرزاده / بيژن مشاور / بيژن مهر / بينا داراب زند/ پرتو نوری علا / پرستو اله ياری / پروانه وحيدمنش / پروشات شکرلو / پروين اردلان / پروين اشرفی / پروين ضرابی / پريچهر خداپرست / پريسا احمديان / پريسا الوند پور / پريسا شکورزاده / پريسا شيبانی / پريسا فروغی / پريسا مرعشی / پريسا کاکائی / پريناز نعيمی / پريوش نوروز / پژمان خرسند / پگاه سجادی / پوريا اميرفيض / پويا پويايی/ پويان سرداری / پويان شيروانی / پويش عزيزالدين / پيمان محتشمی / پيمان ملاز/ تارا سپهری فر / تارا نجداحمدی / ترانه بنی يعقوب / ترانه روستا / تقی رحمانی/ ثريا کيانی / ثريا يعقوبی/ جعفر حسين زاده / جلوه جواهری / جمشيد قرجه داغی / جميله داوودی / جواد صفوی زاده / جواد لگزيان / جواد موسوی خوزستانی حجت منتظری / حديث جاودانی / حسام شيرازی / حسن جعفری / حسن درويش پور / حسن زهتاب / حسن عرب زاده حجازی / حسين جاويد / حسين ميرکريمی / حسين ورجاوند / حماسه غفاری / حميد احمدزاده / حميد رستمی / حميد سرداری / حميد گل محمدی / حميدرضا رمضانی / حنيف مزروعی/ خديجه مقدم / خليل مومنی/ داريوش اسفاری / داريوش مستوفی / داوود اشرفی / داوود رضوی / داوود نوائيان / درود. د. مجلسی / دلارام علی/ راحله درخشان / راحله عسگری زاده / ربابه جليل نژاد / رزا قراچورلورضا جوشنی / رضا خندان / رضا سيدی / رضا قلی زاده / رضا گنجی / رضا گوهرزاد / رضا کاويانی / رضا کوشکی / رضوان مقدم / رضوانه حقيری / روجا باطبی / روجا بندری / روحی افضل / رودابه مختاری / روشنک زين العابدينی / روشنک قريشی / رويا پاکزاد / رويا صحرايی / رويا طلوعی / رکسانا ستايش / ريحانه حقيقی/ زارا امجديان / زری سالاری / زهرا حق دوست / زهرا صادقی / زهرا علی کردی / زهرا مالکی / زهره ارزنی / زهره اسدپور / زهره امين / زهره عبدالله زاده / زهره مالکی / زهره مجدزاده / زيبا لاهيجی / زيبا ميرحسينی / زينب پيغمبرزاده / زينب ساداتيان/ ژاله سالاری / ژيلا بنی يعقوب/ ساچلی افلاکی / سارا اسمی زاده / سارا اكبر فلاح / سارا اميدی / سارا ايمانيان / سارا باطبی / سارا حلم زاده / سارا داوديان / سارا لقايی / سارا لقمانيپ / سارا محمدی / سارا کرمانيان / ساره سالاری / ساسان ميزبان / سام الدين ضيايی / سامان رسول پور / سامان صفرزايی / سپيده پور آقايی / سپيده کوشا / ستار امينی / ستاره سجادی / ستاره عليدوستی / ستاره هاشمی / سجاد نيکنام / سحر افاضلی / سحر سجادی / سحر قنواتی / سروه مرادويسی / سعيد شعبانی ركن وفا / سعيد پورحيدر / سعيد ترابيان / سعيد حاتمی / سعيد عباسپور / سعيد غفاری / سعيد قاسمی نژاد / سعيد کلانکی / سعيده امين / سلماز مقدم / سمانه فدايی / سميرا اكبر فلاح / سميرا کلهر / سميه رشيدی / سميه فريد / سميه منصوری / سهيل آصفی / سهيلا بسکی / سهيلا تنباکوزاده / سهيلا عسگری / سودابه سيرجانی / سوسن طهماسبی / سولماز شريف / سونيا غفاری / سيامک الياسی / سيامک سلطانی / سيامک طاهری / سيامک فريد / سيامک کلهر / سياووش طاهری / سيد فريد حسينی زاده / سيمين امينی / سيمين بهبهانی / سيمين دخت فاميلی / سيمين مخبر / سيمين مرعشی / سيمين وخشورپور/ شادی جنتی / شادی صدر / شاهرخ قديمی / شايا شايق / شبنم کاظمی / شعله شاهرخی / شفيق خانبانی / شهاب ميرزايی / شهرام آقامير / شهرام شيدايی / شهرزاد هاشمی / شهره موحدی / شهلا انتصاری / شهلا شفيق / شهلا لاهيجی / شهلا محسنی / شهلا موبينی / شهلا کريم الدينی / شهين شکاری / شهين محمدی / شهين منصوری / شکوه ميرزادگی / شيرين اميری / شيرين عبادی / شيرين موسوی / شيرين مومنی / شيرين کريمی / شيما فرزاد منش / شيما کلباسی / شيوا بديهی / شيوا مقدم / شيوا نظر آهاری/ صادق نوابی / صادق کار / صبحناز داراب زند / صديقه زارعی / صديقه مقدم / صديقه کشاورز / صفار ساعد / صفورا نوربخش / صنم دولتشاهی/ طاهره ميثمی / طلعت تقی نيا/ عارف قراخانی / عاطفه جعفری / عباس عاقلی اده / عباس مخبر / عبدالله مومنی / عذرا حقيقت طلب / عرفان ايرانی / عزت السادات گوشه گير / عسگر داوودی / عسل اخوان / عطيه وحيدمنش / عفت ماهباز / علی اخوان / علی اصغر رمضانپور / علی افشاری / علی اوقانيان / علی اکبر خسروشاهی / علی اکبر موسوی خوئينی / علی پور نقوی / علی رضا اخوان / علی روزبهانی / علی صمد / علی عبدی / علی فتوتی / علی قاعدی / علی محمودی خواه / علی مختاری / علی معظمی / علی کلايی / عليرضا جباری / عليرضا عسگری / عليرضا کرمانی/ غزال شولی زاده / غزال کيهان فر/ ف. تابان / فائزه زند / فاطمه حسن پور / فاطمه خشرو / فاطمه سرابُستانی / فاطمه مقدم / فاطمه نجاتی / فاطمه کيان ارثی / فتانه فراهانی / فتانه ميرزازاده / فخری شادفر / فخری نامی / فراز يکيتا / فرانه سيد سعيدی / فرانک فريد / فرح طاهری / فرخ نعمت پور / فرخنده احتسابيان / فرزاد الهی / فرزاد جاسمی / فرزانه رسولی / فرزانه طاهری / فرزين اميری / فرشاد شعبانی / فرشاد طالبی / فرشته اسدی / فرشته نورايی / فرناز سيفی / فرنوش تهرانی / فرهاد داوودی / فرهاد مجدآبادی / فرود سياوش پور / فروغ قره داغی / فريبا مرادی گلوشجردی / فريار نيکزاد / فريبا اسدی / فريبا داودی مهاجر / فريبا شريعتی / فريبا مقدم / فريد هاشمی / فريده اسدی / فريده پورعبداله / فريده غائب / فريده يزدی / فريناز آزاده فر / فواد ابراهيمی / فيروزه رمضان زاده / فيروزه مهاجر/ کاظم علمداری / کاظم متولی / کامران زمانزاده / کامران طاهباز / کاوه داد / کاوه رضايی / کاوه مظفری / کتايون فراهانی / کتی حکی / کريم شمبياتی / کوروش جنت / کوروش خردمنش / کوهيار گودرزی / کيانوش سنجری / کيانوش ياسايی / کيوان صميمی / کيوان مهرگان / کيومرث حکيم / کيومرث کاويانی/ گلاله بهرامی / گلبانو حقيقت / گوهر بيات / گوهر تقوايی / گوهر شميرانی / گيتا طاهباز / گيتی پرويزی / گيلان نصيری / گيلدا فريد مجتهدی/ لادن کريمی / لقمان قديری / ليلا اصلان / ليلا توکلی / ليلا رحيمی بهمنی / ليلا شيرنژاد ايرانی / ليلا عسگری / ليلا ملاحی / ليلی فرهادپور / ليلی مظاهری / ليونا عيسی قليان/ مارال فرخی / مازيار سميعی / مانا طلوعی فر / مانی حکيم / مجتبی رزمی / مجيد تولايی / مجيد عبدالرحيم پور / مجيد ملکی / محبوبه بيات / محبوبه حسين زاده / محبوبه عباسقلی زاده / محبوبه ورمزيار / محبوبه کرمی / محبوبه محبی / محسن عامری / محمد استکی / محمد اسدی / محمد آشوری / محمد افراسيابی / محمد بهزادی / محمد رستمی / محمد مصطفوی / محمد معتمدی / محمد مهدی يوسفی / محمد مهديان / محمد ميلانی / محمد هادی شکرريز / محمدرضا سعادت نژاد / محمدرضا نظری / محمدصادق اصغری /

      iran

      Comment

      • Rasputin
        Senior Member
        • Jan 2005
        • 63906

        #258
        احمدی نژاد اگر تاکنون نتوانسته است, تورم و گرانی را مهار کند, بيکاری را کاهش دهد, و.. "موفقيت" های او را در اقدامات دستگاه سرکوبش در اعدام و شکنجه و زندان بايد خلاصه کرد,اما....


        روشنگری:محمود احمدی نژاد اگر پس از دو سال حضور در کسوت رييس جمهور و عليرغم وعده های کلان انتخاباتی اش نتوانسته است, تورم و گرانی را مهار کند, بيکاری را کاهش دهد, جلوی ورشکستگی کارخانه ها را بگيرد, و اگر در اين مدت "موفقيت" های او را در اقدامات دستگاه سرکوبش بايد خلاصه کرد ( در اجرای طرح هايی چون حمله به زنان به بهانه بدحجابی و دستگيری و ضرب و شتم خيابانی جوانان به نام مبارزه با اوباش و اعدام های فزاينده در ملاعام و برقراری حکومت نظامی اعلام نشده در مناطقی چون سيستان و بلوچستان و خوزستان و...) در عوض در چهارچوب رقابت های جناحی و لاپوشانی مقاصد خود هم که شده توانسته است تا حدودی چهره فاسد و مافيايی نظامی را که وی خود رييس جمهور و بخشی از آن است نشان دهد؛ چهره ای که او خود را تا حدودی ناگزير يافته است آن را علنی کند تا همزمان بتواند مدعی شود که او شخصا خواست و تلاش کرد که دست رانت خواران دانه درشت را قطع کند و به وعده های انتخاباتی اش عمل کند و عدالت را حاکم سازد, اما مافيای حکومتی قدرقدرت نگذاشت.

        احمدی نژاد هر بار که از سوی منتقدان خود در جناح رقيب هدف انتقادهای سازمان يافته قرار گرفت, در واکنش به اين انتقادات گوشه ای از پرده اعمال منتقدان خود را بالا زد. تازه ترين نمونه سخنان او در جريان سفر به سمنان است که بعد از غوغای نشريات و رسانه های وابسته يا نزديک به جناح رفسنجانی در مورد نرخ بهره و نامه ای که در انتقاد از سياست های اقتصادی احمدی نژاد به نام "اساتيد اقتصاد" انتشار دادند مطرح کرد.

        او در سمنان به "دهان قلدری" اشاره کرد که "شيلنگ 8 اينچ به بيت*المال وصل کرده و با يک پمپ و برق سه فاز مي*مکد و به حساب و به جيب خود مي*ريزد و بستگان خود را متنفع مي*کند" و منظورش البته رفسنجانی و خاندان او بود.

        او به يکی از مصاحبه های پيشين رفسنجانی در مورد دارايی ها و اموالش که طی آن ادعا کرده بود که پس از انقلاب نه تنها ثروتی به هم نزده که بخشی از دارايی اش را هم از دست داده, بدون ذکر نام اشاره کرد و گفت:"وقتى به اين افراد زياده*خواه و فرصت طلب و رانت خوار مي*گوييم از كجا آورده*اي، مي*گويد من اين ثروت را از قبل داشتم، ما كه تو را مي*شناسيم، وقتى انقلاب شد تو چيزى نداشتي، در طول انقلاب هم كه تو مسووليت داشتى و فرصت سرمايه*گذارى نداشته*اي، پس اين ثروت كلان از كجا به دست آمده است."

        او در سمنان از تصميمش در باره کاهش نرخ بهره دفاع کرد و نويسندگان نامه انتقاد از سياست های اقتصادی اش را به همدستی با مافيا که از نظر او اسم شب هاشمی رفسنجانی و گروهبندی حامی اوست متهم کرد و گفت:"ما را متهم به شتابزدگی در تصميم*گيری مي*كنند، يك نفر از اقتصاددانانی كه مدعی است و كاهش نرخ سود تسهيلات را به ضرر كشور مي*داند، بيايد ادعای خود را به صورت علمی ثابت كند."

        او در تشريح رابطه نامه منتشره با "مافيا" گفت:"عده*ای با كار مافيايی بعضی مواقع حقايق را دگرگون جلوه مي*دهند و ديگران را به*جای خود مي*نشانند و هدف آنها ضربه زدن به دولت است."

        احمدي*نژاد در تشريح "کار مافيايی" به "ايجاد شوك كاذب در بازار مسكن، اخلال در نظام دارويی كشور و واردات بي*رويه شكر" به عنوان نمونه هايی از "اقدامات مافيايی اين گروه*ها" اشاره کرد و گفت: "اين شبكه مافيايی با دسترسی به منابع قدرت و ثروت، با فضاسازی خدمات دولت را تخريب مي*كند."

        احمدی نژاد که زير حمله دائم جناح رفسنجانی و رسانه های اوست در واکنش به فشارهای وارده بر خود از سوی اين جناح به "شيلنگ هشت اينچی" اشاره کرده است و به نقش "مافيايی" گروهبندی مزبور در زمينه بازار مسکن و دارو و شکر. با اين حال او هر قدر هم که شعار بدهد قادر به قطع دست اين مافيا نخواهد بود, زيرا اين مافيا بخشی از نظامی است که او رييس جمهور آن است و برای حفظ آن تلاش می کند. از اين جهت او همان وضعی را دارد که زمانی اصلاح طلبان داشتند. آنها اگر می خواستند قدمی در جهت وعده های خود بردارند اول از همه بايد ولايت فقيه و همه نهادهای فراقانونی و دولت سايه تحت اختيار وی را از سر راه کنار می زدند ولی اين کار معادل واژگون سازی همان نظامی بود که آنها در چهارچوب آن و برای حفظ موجوديتش به مصادر قدرت دولتی رسيده بودند. نتيجه را همه می دانند: از اين دوران فقط رسوايی و سرشکستگی برای مدعيان اصلاحات ماند و واقعيت اصلاح ناپذيری رژيم و اين واقعيت اساسی ديگر که, جناح های جمهوری اسلامی اگر بر سر پست و مقام گوشت تن هم را بخورند, استخوان هايشان را برای روز مبادا نگاه می دارند. مشابه همين وضع اکنون گريبانگير احمدی نژاد شده است. کاملا روشن است که او نمی خواهد و اراده آن را ندارد که دست رانت خواران دانه درشت حکومتی را قطع کند, چرا که اين کار در واقع زيرپای رژيم خودش را خالی خواهد کرد. بنابراين تنها خاصيت واکنش های احمدی نژاد به انتقادات هماهنگ و هدايت شده جناح رفسنجانی از سياست های دولتش برملا شدن چهره نفرت انگيز رژيم فاسد جمهوری اسلامی است. در چهارچوب رژيم جمهوری اسلامی نه اصلاحات آينده دارد نه اقتدارگرايی. خانه از پای بست ويران است.

        iran

        Comment

        • Rasputin
          Senior Member
          • Jan 2005
          • 63906

          #259
          انجمنهای وزارت اطلاعات رژيم ايران در کشورهای اروپايی را افشا کنيم.

          ولی فقيه نظام مذهبی حاکم بر ايران سال 1386را ,سال اتحاد ملی, برای ايرانيان و ,انسجام اسلامی, برای مسلمانان جهان ناميد.
          در اين سال شوم باز هم جراثقالها جوانان ميهن ما را در ملاء عام به دار می کشند.
          هجوم گسترده پاسداران جنايتکار به زنان ميهن ما ابعادی باور نکردنی پيدا کرده و چهره خون آلود برخی از آنها در سراسر جهان پخش شده است.
          هم زمان در ماههاى اخير شاهد گسترش فعاليت مأموران و مزدبگيران وزارت اطلاعات جمهوری اسلامی در كشورهاى اروپايى هستيم.
          در شهريور 1371 فلاحيان وزير اطلاعات سابق و مشاور امنيتى سيدعلى خامنه اى در مورد مبارزه با نيروهای سياسی اپوزيسيون گفت:,در خارج از كشور هم ما آنها را تعقيب مي*كنيم. ..... فعاليتهاى آفندى وزارت اطلاعات در بعضى كشورها منجر به اين شد كه سرويسهاى اطلاعاتى پيشنهاد بدهند كه ما حاضر هستيم كه فعاليتهاى جاسوسى از دو*طرف متوقف بشود و اين افتخارى است براى سربازان گمنام,.
          هموطنان،ايرانيان آزاده
          امروز ماشاهد فعاليت سربازان گمنام رژيم ولايت فقيه در اروپا و به طور مشخص در فرانسه هستيم. مأموران مخفی و علنی رژيم به همراه لابيهای داخلی و خارجی خود، تحت عناوين مختلف کمر به نابودی مخالفان بسته اند. تجربه نشان داده است که کشورهای غربی به خاطر مصالح سياسی و اقتصادی خود، نه تنها اسباب آزردگی آخوندها را فراهم نمی کنند، بلکه به علت ادامه سياست مماشات زمينه ساز فعاليتهای آنها هم هستند. در چنين شرايطی وظيفه همه ی ايرانيان آزاديخواه افشای عناصر خود فروخته و ماموران جمهوری اسلامی در خارج از کشور است.
          حقوق بگيران وزارت اطلاعات رژيم ايران در يک ترفند شيادانه برای برگزاری جلسه ای در روز يکشنبه 17 ژوئن در سالن فياپ در پاريس 14 فراخوان داده است. در اين فراخوان آمده است:,انجمن حمايت از مهاجرين و ايرانيان مقيم فرانسه اعلام موجوديت کرده و سميناری را به همين منظور برگزار می کند.,
          ما امضا کنندگان اين بيانيه که به ناگزير ميهن و خانواده خود ترک کرده ايم، با ابراز نفرت و انزجار از اقدامات حقوق بگيران وزارت اطلاعات استبداد مذهبی حاکم در ايران توجه هموطنانمان را به حيله های دستگاههای جاسوسی و تروريستی اين رژيم جلب کرده و خواستار آن هستيم که دولتهای اروپايی قاطعانه مانع فعاليتهای مزدوران و جاسوسان رژيم ايران در کشورهای اروپايی شوند.
          ما از همه ی ايرانيان آزاده درخواست می کنيم باهمه توان در شناساندن و افشای انجمنها و رسانه هايی که به وسيله سرويسهای امنيتی رژيم ايران در کشورهای اروپايی هدايت می شوند، تلاش کنند.

          ليست امضاها

          سری اول:28 امضا

          اناهيتا اردوان(آمريکا) � حسين اخوان توحيدی(فرانسه) � يوسف اکرمی(کانادا) � فرشاد ايمانپور(آمريکا) � جعفر پويه(هلند) _ ولی پيامی(سوئد) _ ليلا جديدی(آمريکا) - ناهيد جعفرپور(آلمان) � صمد جديری (فنلاند) � سحر جديری (فنلاند) - مهناز جوان خوشدل(فرانسه) � نادر جوان خوشدل(فرانسه) � پرويز خزايی(نروژ) _ پرويز داور پناه(آلمان) _ محمد رضا روحانی(فرانسه) � فريدون رمضانی(آلمان) � مهدی سامع(فرانسه) � صدرالدين سيدی(هلند) _ نيلوفر شميرانی(آلمان) حميد رضا ظريفی نيا(انگليس) _ منصور عدالت(فرانسه) _ علی فرمانده(سوئد) _ علی فياض(سوئد) � منصور قدرخواه(آلمان) _ مهری مالکی(فنلاند) � ايرج مصداقی(سوئد) _ علی معصومی(فرانسه) _ زينت ميرهاشمی(فرانسه)

          سری دوم:43 امضا
          مينو الوندی(آلمان) � رضا اوليا(ايتاليا) - مرتضی آهنگر(استراليا) � حسين ابراهيمی(آلمان) - محمود اشرف پور(آلمان) - زری اصفهانی � رسا افشار � مينا انتظاری(آمريکا) � امير اميری(دانمارک) � مهدی برزين(آلمان) - محمد علی برزگرزاده(آلمان) � بهاری(آلمان) - مريم پروين(سوئد) - حسن پورحسينی(سوئد) � اميد پوينده(آلمان) � سيروس جوان خوشدل(سوئد) - سارا حافظ(دانمارک) � حنيفه حافظ(دانمارک) - فرخ حيدری(آمريکا) � سيامک دهقانی - کيانوش رشيدی(آلمان) � محمود رحمتی(ايتاليا) � داود رحيمی - فريبا زنگنه(سوئد) - هوشنگ دانيالی(آمريکا) - سايه سعيدی سيرجانی - رضا شمس(کانادا) � بهروز شهرياری(سوئد) - محمد علی صوفی زاده(دانمارک) - اسد طاهری(آمريکا) � عزيز فولادوند(آلمان) - کريم قصيم(آلمان) - مهناز قزللو � علی قاسمی(دانمارک) - کوشا کاظمی(هلند) � مسعود گل مينايی(آلمان) - مراد گودرزی(هلند) - يدی لرستانی(سوئد) � شهاب مجاب(اطريش) � ميلاد مختوم(آلمان) - علی مزرعه کار(کانادا) - مجيد مشيدی(سوئيس) � علی مهاجر(نروژ) .......امضاها ادامه دارد.........
          در صورتی که مايليد اين بيانيه را امضا کنيد، لطفا با آدرس زير تماس بگيريد.
          ahmad_rezaiyan@yahoo.com

          iran

          Comment

          • Rasputin
            Senior Member
            • Jan 2005
            • 63906

            #260
            هاشمى شاهرودى با اشاره به وجود برخى فشارها و ناملايمات عليه قوه قضاييه، تاكيدكرد: در حالى كه ريشه بسيارى از جرايم، مفاسد و مشكلات در خارج از دستگاه قضايى است, متاسفانه برخى تريبون*‏ها و بلندگوها تبليغات سوئى عليه قوه قضاييه به راه *‏انداخته*‏اند و از اين جهت دستگاه قضايى بيشترين فشارها را تحمل مي*‏كند و بسيار مظلوم واقع شده است.
            رييس قوه قضاييه, افزود: در آستانه هفته قوه قضاييه بايد به موضوع مظلوميت دستگاه قضايى پرداخته شود و مسوولان امر در سطوح مختلف بايد حقايق مربوط به فعاليت*‏هاى چشمگير و خدمات دستگاه قضايى را به خوبى تبيين و به اطلاع مردم برسانند.
            شاهرودى تاكيدكرد: در بسيارى از موارد از جمله در بحث مفاسد اقتصادي، زمين*‏خوارى و جعل ريشه اكثر مشكلات در خارج از قوه قضاييه است, آن وقت اعلام مي*‏شود كه قوه قضاييه برخورد نمي*‏كند. در حالى كه ريشه واقعى بسيارى از اين مشكلات, مسايل و دعاوى, به بخش*‏هاى ديگر از جمله بخش اجرايى و تقنينى باز مي*‏گردد, و وجود قوانين و مقررات مهم و ناقص, عدم نظارت لازم و وجود ساختارهاى غلط و ناكارآمد موجب بروز اين مشكلات شده است.
            وى با تاكيد بر اين كه بخش اجرايى و قانون*‏گذارى كشور بايد به صورت جدى به فكر اصلاح برخى رويه*‏ها, قوانين و مقررات و تقويت نظارت بر اراى امور باشند, گفت: بسيارى از مسايل و مشكلات كه دامنگير قوه قضاييه شده و انتقادها و فشارهاى مختلف را بر اين دستگاه وارد كرده است، به بخش*‏هاى ديگر مربوط است و اگر اين مسايل به صورت ريشه*‏اى و اصولى حل شود، آمار پرونده*‏ها نيز به نحو چشمگيرى كاهش خواهد يافت.
            رييس قوه قضاييه افزود: عمده آسيب*‏ها و مشكلاتى كه ظاهراً به دستگاه قضايى مربوط است، در واقع هيچ ربطى به دستگاه قضايى ندارد و ريشه اين مشكلات عمدتاً به زيرساخت*‏ها و برخى قوانين موجود باز مي*‏گردد. به عنوان مثال كثرت قوانين, تعارضات و ابهامات موجود, مفرهاى قانوني، زمينه سهل و آسان براى جعل اسناد و غيره از جمله مشكلاتى است كه تبعات و آثار آن به قوه قضاييه باز مي*‏گردد.
            شاهرودى, دادن چك بدون ضابطه*‏ از سوى بانك*‏ها به افراد مختلف, مشكلات مربوط به مبادى ورود و خروج كالا, برخى قوانين مرتبط به زمين شهرى, شهرداري*‏ها و يا مشكلات مربوط به انبوه*‏سازى مسكن و عدم نظارت لازم بر آن را از جمله مواردى برشمرد كه موجب بروز مشكلات متعدد, ايجاد اختلاف و پرونده*‏سازى و طرح دعوى در دستگاه قضايى شده و كار دستگاه قضايى را مضاعف كرده است و در نهايت به قوه قضائيه انتقاد مي*‏شود كه چرا اين قدر پرونده وجود دارد. در حاليكه كمتر سوال مي*‏شود كه چرا و چگونه اين جرايم و تخلفات شكل مي*‏گيرد.
            وي، تلاش مجموعه مسوولان قضايى و كاركنان دستگاه قضايى را ارايه هرچه بهتر خدمات به مردم و رفع مشكلات آنان توصيف كرد و گفت: بسيارى از اين تلاش*‏ها و خدمات به خوبى منعكس نشده است و بايد سعى شود در اين بعد نيز اطلاع*‏رسانى لازم از سوى قوه قضاييه صورت گيرد تا عموم مردم بدانند كه خدمتگزاران آنان در قوه قضاييه تنها به خدمت*‏رسانى بيشتر فكر مي*‏كنند و در اين راه همه ناملايمات را به جان مي*‏خرند.
            رييس قوه قضاييه تصريح*‏كرد: هم*‏اكنون در برخى استان*‏ها وقت*‏هاى رسيدگى به پرونده*‏ها به ميانگين يك هفته رسيده است و بايد از تمام كسانى كه در راه رسيدن به اين وضعيت مطلوب تلاش كرده*‏اند، تقدير و تشكر شود.

            iran

            Comment

            • Rasputin
              Senior Member
              • Jan 2005
              • 63906

              #261
              بيانيه کانون نويسندگان ايران
              سرکوب کارگران، معلمان
              و دانشجويان را خاتمه بدهيد





              کانون نويسندگان ايران، پيرامون رويدادهای اخير دانشگاه ها و سرکوب دانشجويان بيانيه ای صادر کرد. در اين بيانيه آمده است:



              موج تازه*ای از سرکوبِ جنبش دانشجويی که قربانيان اصلی آن* دانشجويان مستقل*اند، در دانشگاه*ها به راه افتاده*است. پخش نشرياتِ جعلی و مشکوک به نام دانشجويان و به دنبال آن پرونده سازی*های سنگين و نگران کننده، بخشی از اين جريان است. حذف و اخراج استادانِ مستقل، احضار هر روزه دانشجويان به کميته*های انضباطی، جلوگيری از تحصيل قبول شدگان امتحانات ورودی بدون هيچ*گونه توجيه، بستن فضای دانشگاه*ها و تبديل محيط*های دانشگاهی به جولانگاه مزدوران ضدِ دانشجو، به قصد ارعاب و ارهاب و فراهم کردن دستاويزهايی برای تشکيل پرونده و تعقيب دانشجويان، از نمودهای ديگر اين موج تازه است.

              از سوی ديگر، سرکوب جنبش کارگری و اخراج*های کارگری هم*چنان ادامه دارد. کانون نويسندگان ايران ضمن محکوم کردن تعرض­های اخير، خواهان آزادی فوری همه زندانيان سياسی، به ويژه دانشجويان، کارگران و معلمانِ دربند، توقفِ اين موج جديد تعقيب و سرکوب و تمکين حکومت کنندگان به خواسته*های بر حق مردم است.



              iran

              Comment

              • Rasputin
                Senior Member
                • Jan 2005
                • 63906

                #262
                فرمانده نيروی انتظامی:طرح*‏هاى پليس مقطعى نيست و عقب نشينى ندارد
                *وزير فرهنگ و ارشاد, ضرب و شتم خيابانی زنان و جوانان را "يک امر فرهنگی" خواند
                *مرتضوی,هدف رژيم از پيگردهای ماههای اخير را اثبات "کارآمدی" نظام دانست
                *احمد خاتمی, امام جمعه موقت تهران:طرح*‏هاى اخير نيروى انتظامى.. متوقف شود اوضاع جامعه از اول هم بدتر خواهد شد


                روشنگری: دستگاههای عمده مجری سرکوب رژيم با برگزاری "همايش مبانی و راهبردهای افزايش امنيت اجتماعی" به جمع بندی کارنامه عملکرد دستگاههای خود در حوزه سرکوب در دو ماهه اخير پرداختند. سخنان و مواضع مطرح شده از سوی نمايندگان و سخنگويان دستگاههای مختلف رژيم در اين "همايش" چهره عريان سرکوب رژيم را نمايان می کند و نشان می دهد که رژيم اسلامی در متن حيات روزمره اش, جايی که به طور دائم با مردم رودرورست هيچ طرح و راهکار و نقشه ديگری ندارد به جز تقويت دائم سرکوب؛ و نشان می دهد که توسل به جنايت دولتی و سرکوب گروههای مختلف اجتماعی نه ديگر يک راهکار موقت و غيرعادی و اضطراری برای حفظ و احيای کنترل رژيم بر مردم که دوره به دوره صورت بخواهد صورت بگيرد, بلکه تنها شکل عادی, دائمی واکنش رژيم در برابر مردم است که بدون آن تامين امنيت رژيم ديگر مقدور نخواهد بود. فاشيسم عريان بدون هر نوع لاپوشانی و توسل به خشونت هار و لجام گسيخته و ايجاد رعب و وحشت در جامعه به شکلی صريح به عنوانت يگانه راه حل حفظ کنترل رژيم بر جامعه و تامين امنيت آن در سمينار مزبور مورد تاکيد قرار گرفته است. اشاره به بخش هايی از سخنان شرکت کنندگان در اين سمينار در اين زمينه روشنگر است. در اين همايش "سردار احمدى مقدم، محمد حسين صفار هرندي، سعيد مرتضوي، احمد خاتمى و احمد رادان" سخن گفتند.

                سردار احمدی فرمانده نيروی انتظامی با انتقاد شديد از مطبوعاتی که برخوردهای خشن نيروهای انتظامی در ملاعام با زنان و جوانان را مورد نکوهش قرار دادند و ستايش از حمايت ائمه جمعه و حمايت دويست نماينده مجلس از برخوردهای خيابانی اين نيرو در دو ماه اخير تاکيد کرد:" طرح*‏هاى پليس درخصوص ارتقا امنيت اجتماعى مقطعى نيست و پليس در اجراى طرح هاى خود عقب نشينى ندارد."
                اين "سردار" اما توضيح نداد که چرا پليس "در اجراى طرح هاى خود عقب نشينى ندارد." و جامعه ای که پليس دائما به صورت سازماندهی شده و رعب آور به بخش هايی از آن به بهانه تامين امنيت حمله ور می شود چگونه جامعه ای است؟
                محمد صفار هرندی, وزير ارشاد که سابقا از اعضای تيم تواب پروران روزنامه کيهان بوده در اين سمينار هر گونه مبارزه فرهنگی و آموزشی در برخورد با آنچه از نظر رژيم ناهنجاری اجتماعی تلقی شود را با صراحت هر چه تمام تر رد کرد و بر لزوم به کار بردن داغ و درفش و اعدام و بگير و ببند به عنوان تنها راه برخورد رژيم تاکيد کرد. او مفهوم واقعی "فرهنگ" و کار فرهنگی در رژيم اقتدارگرايان را باز کرد و ضرب و شتم خيابانی زنان و جوانان توسط اوباش انتظامی و امنيتی را "يک امر فرهنگی" خواند و گفت:"كار نيروى انتظامى تحت عنوان طرح ارتقاى امنيت اجتماعى هرچند در ظاهر يك اقدام عملياتي، مواجهه كتاب و يا جلب افراد است، اما در واقع يك امر فرهنگى محسوب مي*‏شود."
                و گفت:"اگر فردى امنيت اخلاقى جامعه را بر هم مي*‏زند و تا حد مفسد فى الارض هم پيش مى رود دستگاه فرهنگى نيز او را با همين عنوان خواهد پذيرفت."

                هرندی درست به خال زده است و جوعر عريان فاشيسم مذهبی حاکم را بازتابانده است. در رژيمی که خود يک نابهنجار پوسيده تاريخی است که ظرفيت و استعداد سازگاری با مبانی زندگی عرفی را ندارد و صرفا با اتکا به زور عريان می تواند دوام بياورد, جز شلاق زنی و اعدام و کشتار کسانی که او "مقاومان" در برابر "ارزش های بنيادين" رژيم ناميده چه کار ديگری لازم است صورت بگيرد و می تواند صورت بگيرد؟ در انديشه هرندی وظيفه "دستگاه فرهنگی" مبارزه با فساد اخلاقی از طريق ترويج ارزش های اخلاقی و تمرکز بر توليد و تبليغ فراورده های فرهنگی نيست, قتل عام معلول ها از طريق لشکرکشی های خيابانی ماموران و گزمه های حکومتی است. هرندی به خوبی می داند که با هيچ ترويج و تبليغ و روشنگری صرفا فرهنگی قادر نيست, ذات متصلب و واپس گرای نظام ارزشی اين رژيم را به نرم واقعی اخلاقی و رفتاری جامعه ايران تبديل کند. و از اين روست که برخوردهای خشن و منزجر کننده نظامی و انتظامی را "امر فرهنگی" می نامد. او يقين دارد که جز زبان شلاق و اعدام و بگير و ببندهای بی انتها و ممتد هيچ راهی برای واداشتن مردم به پيروی از "ارزش های بنيادين" رژيم وجود ندارد.

                سخنران بعدی اين سمينار سلاخ معروف مطبوعات و متهم به قتل زهرا کاظمی بود که سر راست به رابطه سرکوب های دو ماه اخير دستگاههای رژيم با "کارآمدی حکومت" اشاره کرد و در واقع صراحت داد که هدف رژيم از پيگردهای ماههای اخير اثبات "کارآمدی" خويش است. مرتضوی گفت:"هر حكومتى كه بخواهد كارآمدى خودش را به ظهور برساند بايد نسبت به تامين امنيت شهروندان اقدام كنند."
                او سپس توضيح داد که "بعد از چندين مرحله اجراى طرح امنيت اجتماعى در هيجده ناحيه دادسرا يك بازپرس و يك داديار ويژه امنيت اجتماعى مستقر شده است كه وظيفه اين افراد صرفا رسيدگى به پرونده*‏هاى مربوط به حوزه امنيت اجتماعى است و عمدتا به اين افراد پرونده*‏هاى ديگرى ارجاع نمي*‏شود تا با فراغ خاطر نسبت به رسيدگى به پرونده*‏هاى امنيت اجتماعى اقدام كند."

                احمد خاتمی امام جمعه موقت تهران سخنران ديگر سمينار بود که ضمن توهين آشکار به زنان و "هرزه" و "منشا فساد" ناميدن زنانی که آرايش می کنند و "در سطح جامعه حاضر می شوند", سرکوب اين زنان را به نام "غيرت" و "خانواده پاک" مورد تاکيد قرار داد و طرح های سرکوب خيابانی زنان از سوی نيروی انتظامی را در خدمت همين امر دانست. او گفت:"هدف از اجراى اين طرح*‏ها خدمت به جامعه است و همه كسانى كه غيرت انسانى دارند خواستار داشتن جامعه و خانواده*‏اى پاك و عارى از هرگونه ناامنى هستند."

                اگر سردار احمدی بلاتوضيح گذاشت که چرا پليس "در اجراى طرح هاى خود عقب نشينى ندارد.", احمد خاتمی به عنوان يک سخنگوی دستگاه روحانيت حکومتی علت را توضيح داد. او گفت:"در صورتى كه طرح*‏هاى اخير نيروى انتظامى در راستاى ارتقاى سطح امنيت اجتماعى متوقف شود اوضاع جامعه از اول هم بدتر خواهد شد و بنابراين انتظار داريم نيروى انتظامى و ديگر نهادها اين مسير را با جديت دنبال كنند."

                اين اشاره اعتراف صريح به رابطه سرکوب و موجوديت رژيم است. در واقع آنچه احمد خاتمی می گويد اين است که رژيم بدون سرکوب سرپا نخواهد ماند.

                سخنران آخر اين "همايش" سردار احمد رادان رييس پليس تهران بزرگ بود که در سخنانش به تناقض گويی افتاد. او از يک سو ادعا کرد که متاثر از سرکوب های دو ماه اخير "در موضوع نوع پوشش افراد به ويژه بانوان به نتايج خوبى دست يافته*‏ايم" و " مزاحمت*‏ها در بخش اراذل و اوباش به شدت كاهش يافته است و همچنين در حوزه سرقت*‏هاى مسلحانه و زورگيرى نيز كاهش قابل توجهى داشته*‏ايم."

                با اين حال او نيز مانند سردار احمدی و احمد خاتمی بر لزوم توقف ناپذير بودن طرح سرکوب و "استمرار طرح*‏هاى اخير" تاکيد کرد و گفت: "در صورتى كه طرح در مقطعى متوقف شود شروع دوباره آن غير ممكن خواهد بود بنابراين طرح*‏ها را با جديت ادامه خواهيم داد."

                iran

                Comment

                • Rasputin
                  Senior Member
                  • Jan 2005
                  • 63906

                  #263
                  تشكيل جلسه محرمانه در مجلس در پي اعلام نارضايتي مقام رهبري

                  يك نماينده مجلس اعلام كرد: سران سه قوه روز سه شنبه ديداري را با حضرت آيت الله خامنه اي مقام معظم رهبري داشته اند كه در اين ديدار رهبر معظم انقلاب بار ديگر نارضايتي خود را از عملكرد قوا در اجراي اصل 44 قانون اساسي اعلام كردند.

                  به گفته اين نماينده مجلس در اين ديدار رهبر معظم انقلاب به طور جدي خواستار اهتمام بيشتر دستگاه هاي نظام براي اجرايي شدن اين اصل قانون اساسي شده اند.

                  در پي اين نشست ، كميسيون ويژه بررسي الزامات اجرايي اصل 44 قانون اساسي مجلس شوراي اسلامي شب گذشته براي بررسي انتقادات صريح رهبري با حضور غلامعلي حدادعادل رييس مجلس تشكيل جلسه داد.

                  به گزارش خبرنگار پارلماني براي شركت در اين جلسه ابتدا خبرنگاران نيز دعوت شده بودند اما به هنگام حضور حدادعادل در كميسيون براي ارايه گزارش ديدار با مقام معظم رهبري از حضور خبرنگاران در اين نشست به علت آنچه "محرمانه بودن موضوعات" خوانده شد ، ممانعت به عمل آمد.

                  هنوز از محتواي دقيق اين جلسه اطلاعي در دست نيست ولي آنچه از شواهد بر مي آيد اينكه دستگاه هاي اجرايي براي اجرايي شدن اصل 44 چندان موفق به ترغيب سرمايه گذاران داخلي براي خريد واحدهاي دولتي نشده اند و مجلس نيز نتوانسته است به وظايف نظارتي خود در اين باره به درستي عمل كند .

                  اين در حالي است كه مقام معظم رهبري به طور جدي به سران سه قوه تاكيد كرده اند كه مبادا به بهانه اينكه سرمايه گذاران حاضر به سرمايه گذاري نشده اند بار ديگر بخش هاي دولتي را در سرمايه گذاري ها وارد كنيد.

                  كارشناسان معتقدند با عملي شدن اصل 44 كه به طور جدي مورد توجه رهبري است ، يك انقلاب عظيم اقتصادي در كشور به راه مي افتد و بسياري از زيرساختهاي اقتصادي اصلاح مي شود .


                  iran

                  Comment

                  • Rasputin
                    Senior Member
                    • Jan 2005
                    • 63906

                    #264
                    عليرضا جمشيدى در جمع خبرنگاران رسانه*‏هاى گروهى در شيراز درباره*آخرين وضعيت پرونده* دانشجويان بازداشت*‏شده دانشگاه اميركبير تاكيد كرد كه عوامل جانبى پرونده دانشگاه اميركبير دستگير شده*اند.
                    وى درباره *پرونده* هاله اسفنديارى نيز گفت: بر اساس تماس اخير با وزارت اطلاعات، بارپرس و قاضى پرونده اعلام كردند كه تحقيقات مقدماتى رو به اتمام است و به زودى نتيجه تحقيقات اعلام خواهد شد.
                    جمشيدى همچنين درباره پرونده حسين موسويان گفت: خوشبختانه آقاى موسويان با قرار وثيقه مناسب آزاد هستند و هيچ مشكلى براى انجام تحقيقات در خصوص ايشان وجود ندارد و در صورت نياز، تحقيقات ادامه پيدا مي*كند.
                    سخنگوى قوه قضاييه در پاسخ به سوالى درباره اعدام افراد زير 18 سال نيز گفت: دشمن در اين خصوص مغرضانه گزارش مي*دهد. ما اعدام افراد كمتر از 18 سال را در سال*هاى اخير نداشته*ايم و با تصويب لايحه*اى در مجلس، مجازات اعدام براى كودكان از قانون حذف خواهد شد.
                    بر اساس اين گزارش، سخنگوى قوه قضاييه طى سخنانى ضمن تبريك هفته قوه قضاييه اظهار داشت: در دوره توسعه قضايى كه رفته رفته به پايان دوره دوم نزديك مي*‏شويم، محورهاى اساسى و اصلى كه در قالب برنامه مدون پنج ساله برنامه*‏ريزى شده و هم*‏اكنون در حال اجراست، تحولات بسيار خوبى را شاهد بوديم.
                    عليرضا جمشيدى با اشاره به بخش مديريت دستگاه قضايى كشور، گفت: امروزه در اين بخش سيستم با استفاده از فناورى روز شاهد يك تحول زيربنايى و اساسى هستيم. در استان فارس ما شاهد ايجاد سامانه ابلاغيه الكترونيك به عنوان يك ارزش افزوده در بحث فناورى اطلاعات و ارتباطات بوديم. اين*‏گونه ارتباطات مي*‏تواند مزاياى بسيارى را براى مردم در بر داشته باشد. اين موضوع از جهت كاهش اطاله دادرسى مفيد است و اعمال نظارت*‏ها را نيز دقيق تر مي*‏كند.
                    جمشيدى تصريح كرد: يكى از دستاوردهاى اين دو دوره توسعه قضايى بحث استفاده از تكنولوژى و بحث فناورى اطلاعات و ارتباطات است كه با ايجاد نرم*‏افزار سيستم مديريت پرونده كه يكى از نرم*‏افزارهاى پيشرفته جهانى است، مي*‏توان گفت نمونه آن در كشورهاى پيشرفته مشاهده نشده است و شهادت مي*‏دهم كه مهندسين كشور ما دست به كار مهمى زده*‏اند. اميدواريم بتوانيم تا پايان شهريور ماه اين نرم*‏افزار را در شهر شيراز به بهره*‏بردارى برسانيم و پس از آن نيز در شهرستان*‏هاى استان فارس آن را پياده سازيم.
                    وى با اشاره به ,حقوق شهروندى,، گفت: يكى از وظايف ما كه در قانون اساسى نيز ذكر شده است، اهتمام به حقوق شهروندى و حفظ كرامت انسانى است كه خوشبختانه در اين سال*‏ها قوه قضاييه توانسته است ساختار مناسبى را در اين خصوص پياده سازد. در آينده*‏اى نزديك شهروندان مي*‏توانند از سيستم نظارت بر اجراى حقوق شهروندان بهره*‏مند شوند. اين بحث شخصا توسط آيت*‏الله شاهرودى در استان*‏هاى مختلف پيگيرى مي*‏شود.
                    وى افزود: از تحولات مهم ديگرى كه در اين سال*‏ها رخ داده است، مي*‏توان به بحث امنيت اقتصادى اشاره كرد. هم*‏اكنون در تمام بدنه اجرايى كشور اين بحث نهادينه شده است. ما هم در قوه قضاييه امنيت براى سرمايه*‏گذارى را دنبال مي*‏كنيم تا بسترهاى سرمايه*‏گذارى را فراهم سازيم. در قوه قضاييه فعاليت*‏هايى از جمله در زمينه ايجاد دادگاه*‏هاى تخصصى اقتصادى و شوراى عالى نظارت قوه قضاييه به رياست آيت*‏الله شاهرودى با هدف نظارت بر امنيت سرمايه*‏گذارى به شدت دنبال مي*‏شود.
                    سخنگوى قوه قضاييه در ادامه با اشاره به بحث مبارزه با مفاسد اقتصادى و افزايش امنيت اجتماعي، اظهار داشت: در اين خصوص هم در بخش*‏هاى اجرايى و هم در بخش*‏هاى قضايى موفقيت*‏هايى به دست آمده است.
                    جمشيدى گفت: هم*‏اكنون 100 هزار نفر شهروند ايرانى در 20 هزار شعبه حل اختلاف به دستگاه قضايى كمك كرده و به ترويج فرهنگ صلح و سازش مي*‏پردازند.
                    سخنگوى قوه قضاييه خاطرنشان كرد: سال گذشته نزديك به چهار ميليون پرونده به شوراهاى حل اختلاف ارجاع شد كه قريب به 40 درصد پرونده*ها به صلح و سازش ختم شده است.

                    iran

                    Comment

                    • Rasputin
                      Senior Member
                      • Jan 2005
                      • 63906

                      #265
                      حدادعادل: اعطای نشان به رشدی، بی جواب نمی ماند


                      حداد عادل، اعطای لقب به رشدی را، اقدامی "تحریک آمیز" خواند
                      رئیس مجلس شورای اسلامی ایران گفته است اقدام دولت بریتانیا در دادن لقب شوالیه به سلمان رشدی، بی جواب نخواهد ماند.
                      غلامعلی حداد عادل، اعطای لقب شوالیه از سوی ملکه بریتانیا به نویسنده کتاب جنجال برانگیز آیه های شیطانی را، اقدامی "بی شرمانه و گستاخانه" خوانده است.

                      به گزارش ایرنا، خبرگزاری دولتی ایران، آقای حداد عادل در نشست روز یکشنبه مجلس شورای اسلامی گفته است: "ملکه انگلیس باید بداند که مسلمانان جهان ، اقدام بی *شرمانه و گستاخانه دولت انگلیس را در اعطای نشان شوالیه به سلمان رشدی نویسنده مرتد را بی *جواب نخواهند گذاشت".

                      ملکه بریتانیا، هفته گذشته به مناسبت هشتادمین سالگرد تولد خود به سلمان رشدی که کتاب آیه های شیطانی او اعتراض شدید مسلمانان را برانگیخت، لقب شوالیه اعطا کرد.

                      این اقدام دولت بریتانیا، در میان برخی از جوامع اسلامی، از جمله ایران، پاکستان و افغانستان، با واکنشهای معترضانه ای روبرو شد.

                      آیت الله خمینی رهبر ایران، در سال ۱۹۹۸ با صدور فتوای قتل سلمان رشدی، او را مرتد (واجب القتل) خواند و یک نهاد مذهبی در این کشور، برای قتل آقای رشدی، یک میلیون دلار جایزه تعیین کرد.



                      iran

                      Comment

                      • Rasputin
                        Senior Member
                        • Jan 2005
                        • 63906

                        #266
                        جوانان ايران عليرغم کوه مصائب ناشی از سيطره حکومتی که هر روز بيش از پيش به پستوهای منسوخ تاريخ حرکت ميکند، به تلاش خود برای حرکت به جلو ادامه ميدهند. بيش از يک ميليون و نيم داوطلب از فردا کارت کنگور را دريافت ميکنند. تازه بعد از /و در صورت عبور از سد کنکور بايد به مبارزه سخت دانشجويان کنونی با سرکوب عرفی و سياسی و صنفی و آپارتايد جنسی بپيوندند.

                        مهر
                        آغاز توزيع کارت بيش از 5/1 ميليون داوطلب کنکور از فردا / برگزاری کنکور 86 از هفتم تا نهم تير ماه
                        توزيع کارت آزمون سراسری 1386 که از هفتم تا نهم تير ماه به صورت همزمان در 382 حوزه داخلی و 17حوزه خارجی برگزار می شود، از فردا آغاز می شود. يک ميليون و 526 هزار و 405 کارت برای داوطلبان کنکور 1386 صادر شده است.

                        iran

                        Comment

                        • Rasputin
                          Senior Member
                          • Jan 2005
                          • 63906

                          #267
                          دست دادن و ندادن خاتمی که نان و آب نمی شود
                          جواب مردم را بدهيد
                          شير و ماست و پنير چرا گران شده؟




                          محسن آرمين سخنگوی سازمان مجاهدين انقلاب ضمن گزارش آخرين جلسه* شورای سياسی اين سازمان، با اشاره به جنجال تکراری دست دادن مقامات جمهوری اسلامی با خانم ها و فرياد "وا اسلاما" گفت که چنانچه همگان شاهدند ماجرای اخير دست دادن آقای خاتمی با يک خانم در ايتاليا رابطه مستقيم دارد با انتخابات آينده و بحران گرانی. در همين روزها که جنجال دست دادن را راه انداخته بودند قيمت برخی از كالاها به خصوص مواد لبنی به ميزان چشمگيری افزايش يافت. البته هرگونه افزايش قيمت رسمی كالاها مرتبا تكذيب می*شد.

                          "در واقع اين بلواهای تبليغاتی، هدفی جز اين ندارد كه افكار عمومی را نسبت به افزايش قيمت كالاها، منحرف كند."

                          سخنگوی سازمان مجاهدين انقلاب همچنين، در رابطه با ناتوانی دولت در اداره اقتصاد کشور و نامه اخير 57 اقتصاد دان گفت:

                          سازمان ما به سهم خود اعلام آمادگی می*كند تا در زمينه* سياست اقتصادی، سياست خارجی، سياست داخلی دولت و حاكمان جديد در يک برنامه تلويزيونی بحث و مناظره* علنی کند.



                          iran

                          Comment

                          • Rasputin
                            Senior Member
                            • Jan 2005
                            • 63906

                            #268
                            شکنجه در
                            طول بازجوئی
                            عادی است
                            و گفتن ندارد!





                            آقای "م. صادق" که لابد اسم مستعار همان "مم صادق" خودمان باشد، يک ياداشت کوتاه و پراز پرخاش برای پيک نت نوشته و معترض شده که "آن را که عيان(بازجوئی توام با شکنجه) است، چه حاجت به بيان(پرداختن به آن) است؟". يعنی آنچه همه ميدانند، ديگر چرا شما می نويسيد؟ آقای "صادق" فراموش کرده که با نگفتن گرهی باز نمی شود و اگر گرهی را بتوان باز کرد با همين گفتن و فاش گوئی تا حد يک آگاهی ملی است. به فرض اين که مردم می دانند، نمی توان در باره اين يا آن موضوع سکوت کرد.

                            حالا برويم سر يادداشت تند و تيز ايشان:



                            در مورد مقاله فاجعه اعتراف گيری قرعه برای مجازات:

                            آقا مگرشما از ايران هيچ اطلاعاتی نداريد که اين داستان را نوشتيد؟! مگر تازه امروز شما متوجه شده ايد که در تمامی مراحل قضائی در ايران، بازجويی و شکنجه يک روش معمول و عادی است!

                            در تمامی کلانتری ها، اداره آگاهی، بازداشتگاه های قوه قضائيه بازجويی همراه با شکنجه است، فارغ از اينکه شما گناهکار باشيد يا بيگناه. کافی است شما به عنوان مراجعه کننده به يکی از ادارات آگاهی مراجعه کنيد و منتظر بازپرس پرونده خود باشيد. هنگاميکه فريادهای دلخراش ناشی از درد انسانها را با گوش خود شنيديد، خودتان متوجه می شويد که بطور علنی شکنجه شدن، در جمهوری اسلامی بطور قانونی و با مجوز بازپرس پرونده انجام می شود.

                            من راجع به بازداشتگاه های مخفی سپاه و اداره اطلاعات، حفاظت و اطلاعات سازمانهای مختلف و زندان ها چيزی نمی نويسم که ابعاد شکنجه و زجر دادن مردم در آنجا در حد اين نامه نيست! فقط می خواستم در باره کلانتری ها و ادارات آگاهی بنويسم.



                            iran

                            Comment

                            • Rasputin
                              Senior Member
                              • Jan 2005
                              • 63906

                              #269
                              فاجعه اعتراف گيری
                              قرعه
                              برای مجازات
                              بهرام نگاه




                              يک قاضی برای صدور حکم ميان دو متهم قرعه کشی کرد که خبر آن را به نقل از خبرگزاری ايسنا می خوانيد. اما فاجعه به همينجا خاتمه نمی يابد و در گزارشی که خبرگزاری ايسنا منتشر کرده ابعاد ديگری از فاجعه قضائی و از آن دردانگيز تر، فاجعه بازجوئی از متهمين و اعتراف گيری بر ملا شده و مشخص می شود که اعتراف گيری از سطح سياسی به عمق جنائی نيز راه يافته و کسی خبر ندارد.

                              قضيه اين است که در جريان بازجوئی از دو متهم که اتهام اوليه شان شرکت در تظاهرات کوی دانشگاه بوده، دروغ يا راست، يک داستان جنائی فاش و آشکار می شود که يکی از دو متهم دستگير می شود. يعنی يکی از دو متهم تظاهرات کوی دانشگاه، سالها پيش عمو و زن عموی خود را کشته است! البته او زير بازجوئی سياسی چنين اعترافی می کند.

                              ماجرا به اينجا ختم نمی شود و تازه معلوم می شود که در ارتباط با اين قتل، پيش تر متهمی که از سوی پليس دستگير شده بوده زير فشار اعتراف به قتل کرده است!

                              در آن زمان اداره اگاهی به فردی که از مقتولين طلبکار بوده مظنون می شود و او را دستگير می کند. اين فرد زير فشار بازجويان به قتل اعتراف کرده وحتی صحنه قتل نکرده را باز سازی می کند. حال بموجب اعتراف دانشجوئی که سروش نام دارد و دست به اعتراف در زير باجوئی زده معلوم شده که آن فرد بی گناه بوده و زير فشاربازجويان قتل را به گردن گرفته و حتی صحنه قتل را بازسازی کرده است!

                              با خواندن متن خبر دقيق تر متوجه می شويد که چه می خواهم بگويم. می خواهم بگويم فاجعه اعتراف گيری در زير بازجوئی عملا به عادی ترين شيوه در بازجوئی ها و تشکيل پرونده ها- حتی جنائی- تبديل شده است و بازجويان قضائی نيز ديگر زحمت تحقيق و جمع آوری مدرک به خود نمی دهند و از همان راهی می روند و به همان شيوه هائی برای تشکيل پرونده ها متوسل می شوند که بازجوهای سياسی در زندان ها و بازداشتگاه های امنيتی متوسل می شوند. فاجعه اينست!

                              بخوانيد:

                              قرعه*كشی برای مجازات

                              روز 18 تيرماه سال 82 پسر دانشجويی بنام سروش، در جريان تظاهرات كوی دانشگاه بازداشت شد و از سوی پليس امنيت پايتخت تحت بازجويی قرار گرفت.

                              سروش، پس از 20 روز بازداشت ناچار به اعترافات هولناكی شد و ادعا كرد که همراه يكی از دوستانش بنام نادر،* راننده خودرو آژانسی را حوالی شهريار به قتل رسانده*اند!

                              او گفت:«روز 14 بهمن*ماه سال 81 من و نادر به بهانه رفتن به باغمان در شهريار آژانس كرايه كرديم، در مسير هر دو وسوسه شديم تا خودرو را بدزديم، من در صندلی جلو نشسته بودم. نادر، كمربندش را از پشت سر دور گردن راننده كه كريم نام داشت انداخت و او را خفه كرد. سپس با انداختن جسد به بيرون از خودرو، گريختيم.»

                              با اين اعترافات، پليس امنيتی، نادر را دستگير كرد و از او شنيد که سروش قاتل اصلی است و او در مسير رباط *كريم كمربند را دور گردن راننده گره زده و او را خفه كرده است.

                              پليس آنها را با هم روبرو کرد، هر دو يكديگر را متهم كردند و سپس نادر، پرده از يك جنايت فاميلی برداشت. مطابق اين اعتراف جديد سروش، عمو و زن*عمويش را به قتل رسانده بود!
                              پليس اين*بار به بررسی پرونده*های بايگانی پرداخت و پی برد روز 23 اسفند*ماه سال 80 پس از اينكه عمو و زن*عموی سروش، بنام*های ميرزا ابوالقاسم و مهين*دخت به قتل رسيده*اند، مردی از بستگانشان به خاطر اختلافات مالی كه با قربانيان داشت به اتهام اين جنايت بازداشت شده بود. وی در بازجوئی ناچار به اعتراف شد و حتی صحنه قتل را بازسازی کرد.

                              چند ماه پيش از بازداشت سروش، مظنون پرونده قتل فاميلی، يعنی همان که صحنه قتل را بازسازی کرده بود و كامبيز نام دارد، تبرئه شد.

                              «سروش» بازجويی شد و اين*بار به قتل عمو و زن*عمويش اعتراف كرد و گفت:« روز حادثه به همراه يكی از دوستانم به نام امير، به خانه عمويم رفتم، خيلی عادی برخورد كرديم. وقتی زن*عمويم به آشپزخانه رفت به دنبالش رفتم و او را خفه كردم. وقتی عمويم با شنيدن سر و صدای زنش به آشپزخانه آمد، او را نيز خفه كردم و با همدستی دوستم، اجسادشان را داخل وان پر از آب حمام انداختيم تا شانسی برای زنده ماندن نداشته باشند. سپس با سرقت گاوصندوق و جواهرات خانه گريختيم.

                              پس از 6 سال، بالاخره قاضی به دليل مشخص نبودن قاتل اصلی راننده آژانس و اصرار بر بی*گناهی سروش و نادر، حكم به پرداخت ديه از بيت*المال و زندان برای آنان صادر كرد كه اين رای از سوی قضات ديوان نقض شده و به شعبه هم ارز ارجاع داده شد.

                              قرعه*كشی عجيب

                              روز سه*شنبه 29 خردادماه سال جاری،* قاضی شعبه 1156 دادگاه جزايی و عمومی تهران برای روشن ساختن سرنوشت اين پرونده به ابتكار عجيبی دست زد و برای تعيين مجازات دو متهم بين آنان قرعه*كشی كرد. به اين ترتيب، «سروش» به 5 سال زندان و نادر، به پرداخت ديه محكوم شد.

                              البته پرونده قتل عمو و زن*عموی «سروش» هنوز در حال بررسی است.



                              iran

                              Comment

                              • Rasputin
                                Senior Member
                                • Jan 2005
                                • 63906

                                #270
                                حاشيه ای بر دو تيتر

                                *از سخنرانی خامنه ای در جمع رييس و کارکنان قوه قضاييه فورا دو جمله در رسانه های حکومتی تيتر شد:يک:"نبايد حيثيت و آبروى افراد در جامعه، بازيچه قرار گيرد" و دو: "لازمه*ى امنيت اقتصادى برخورد جدى با مفسدان اقتصادى است"...


                                روشنگری: سيد علی خامنه ای روز پنجشنبه در جمع رييس قوه قضايی و جمعی از کارکنان دستگاه شاهرودی در سالروز به هلاکت رسيدن بهشتی و هفتاد و دو تن ديگر از سران رژيم سخنرانی کرد. از اين سخنرانی دو جمله بلافاصله در رسانه های رژيم تيتر
                                شد. اين دو جمله اين هاست:1: "نبايد حيثيت و آبروى افراد در جامعه، بازيچه قرار گيرد" و 2: "لازمه*ى امنيت اقتصادى برخورد جدى با مفسدان اقتصادى است".

                                کسی که وضعيت جناح های رژيم اسلامی و رابطه رهبر رژيم با آنها را می شناسد و در ضمن ناميدن سال جاری به نام سال "اتحاد ملی و انسجام اسلامی" از سوی خامنه ای را به ياد می آورد, به سرعت می تواند دريابد که اين دو جمله هر کدامش خوراک يکی از دو جناح رژيم است. و شان بيان آنها و به نعل و به ميخ زدن خامنه ای هم جنبه ای از معنای واقعی شعار "انسجام اسلامی" دستگاه ولايت فقيه را روشن می کند.

                                دست بر قضا جمله اول به شکلی کوتاه شده و با عنوان "تاکيد رهبری بر حفظ حيثيت افراد" بلافاصله به تيتر اول خبری روز پنجشنبه يکی از سايت های معروف جناح رفسنجانی تبديل شد. مخاطب اين تيتر سايت"آفتاب" البته کسانی هستند که اخيرا نام يکی از بزرگترين قاچاقچيان کالا در ايران را علنی اعلام کرده اند و به هاشمی رفسنجانی با اشاره های صريح اما بدون ذکر نام حمله کرده و گفته اند که او "شيلنگ 8 اينچ به بيت*المال وصل کرده و با يک پمپ و برق سه فاز مي*مکد و به حساب و به جيب خود مي*ريزد و بستگان خود را متنفع مي*کند" و موسويان که آدم دستگاه قدرتمند رفسنجانی است را به جرم جاسوسی دستگير و از او بازجويی کرده اند. زدن تيتری با عنوان "تاکيد رهبری بر حفظ حيثيت افراد" يعنی القا اين موضوع به خواننده که خامنه ای با طرح مسايلی نظير ماجرای شلينگ 8 اينچی مخالف است؛ با اعلام علنی نام بزرگترين قاچاقچی ايران مخالف است و "آبروی" او را مهم می داند؛ با ذکر علنی اتهام جاسوسی "موسويان" به خاطر "حيثيت" او مخالف است و ... در واقع با احمدی نژاد و دارودسته اش مخالفت است و به جايش با خود اين جماعت موافق است.

                                نکته اين جاست که آنها در اين تعبير خود اگر چه اغراق می کنند اما چندان هم بيراهه نمی روند. زيرا اين خود خامنه ای است که آگاهانه جا برای چنين تعبيری باز گذاشت. او گفت:"نبايد حيثيت و آبروى افراد در جامعه، بازيچه قرار گيرد و بدون دليل، افراد مورد سوال قرار گيرند و درباره*ى آنها شايعه*سازى و به آنها تهمت زده شود؛ زيرا اين برخلاف شرع و احكام اسلامى است."

                                معلوم است که منظور خامنه ای از "افراد" همين آدم های معمولی که شب و روز زير تيغ دستگاه قضايی می روند و برخی از آنها هم در حين بازجويی به قتل می رسند و عکس و تفصيلاتشان دائما در ستون های حوادث روزنامه ها منتشر می شود نيست. آنها اصلا از نظر خامنه ای آدم حساب نمی شوند و حيثيت و آبرو ندارند. منظور او از "افراد" هاشمی رفسنجانی و آدم های نزديک به اوست. بنابراين طبيعی است که بنگاههای تبليغاتی خط رفسنجانی بلافاصله همين موضوع را تيتر کنند. از سوی ديگر جمله دوم خامنه ای خوراک گروه احمدی نژاد است.

                                دو روز پيش از اشاره صريح خامنه ای به "خلاف شرع" بودن تهمت زنی به "افراد" احمدی نژاد در افتتاحيه "همايش قوه قضائيه و حقوق شهروندى" در سالن اجلاس سران گفته بود:"دست اندازان به بيت المال و كسانى كه حقوق عمومى را مخدوش و ثروت عمومى را با روش*هاى ويژه و امتياز جويى خاص در اختيار گروه و دوستان خود قرار مي*دهند، حق برخوردارى از كرامات انسانى را ندارند."

                                و گفته بود: "كسانى كه به خاطر منافع شخصى و شهوتراني*ها حيثيت ملى و منافع كشور را مخدوش مي*كنند، آبرويى ندارند و بايد به خاطر بي*حرمتى به جامعه بشرى و كرامت انسانى نامشان فاش شود."

                                خامنه ای اگر به نام "انسجام اسلامی" بايد افشای "افراد"ی نظير رفسنجانی را به تلويح زنهار دهد, به نام همين "انسجام" بايد لقمه ای هم به طرف امنيتی ها و شبه نظاميان دولت که رييس شان بی پروا می گويد که "حق برخوردارى از كرامات انسانى را" برای دارندگان شلينگ های 8 اينچی قائل نيست پرتاب کند. و آن همان تيتر دوم در سخنان اوست که رسانه های رژيم برجسته کردند؛ آنجا که گفت:"لازمه*ى امنيت اقتصادى برخورد جدى با مفسدان اقتصادى است". او به تلويح نظر گماشته اش شاهرودی را رد کرد که پيش از اين, برخورد با فساد اقتصادی را عامل "فرار سرمايه" از ايران دانسته بود و گروهبندی رفسنجانی و متحدان اصلاح طلب آنها و ليبرال های داخل و خارج تا مدتها حول آن مشغول جوسازی و وحشت پراکنی در باره عواقب "فرار سرمايه" از ايران بودند.

                                خامنه ای گفت:"لازمه*ى امنيت اقتصادى برخورد جدى با مفسدان اقتصادى است و اين تصور كه برخورد با مفسدان اقتصادى موجب ناامنى اقتصادى مي*شود صحيح نيست." اين جمله خامنه ای بيان نوعی حمايت از سياست های دولت احمدی نژاد است که در ماههای اخير افشای چند پرونده کلان سواستفاده مالی جناح رفسنجانی را علامت " برخورد جدى" دولت "با مفسدان اقتصادى" خواند. پس تا اينجا خامنه ای با به نعل و به ميخ زدن" انسجام اسلامی" جناح های رژيم يا به تعبير سابق خودش "دو بال نظام" را به نوعی حفظ می کند. هم وانمود می کند که حامی احمدی نژاد در "برخورد جدى با مفسدان اقتصادى" است و از اين طريق نظاميان و امنيتی ها را در کنار خود نگاه می داند, هم به او و ساير "اصولگرايان" همفکر او تشر می زند که مراقب "حيثيت افراد" باشند و "خلاف شرع" رفتار نکنند. يک نيش کوچک هم از گماشته اش در قوه قضايی می گيرد تا از اين به بعد با نظرش در باره "فرار سرمايه" خوراک لذيذ تبليغاتی در خدمت "عوامل استکبار" قرار ندهد. هر چه باشد تا زمانی که جناح ها از هم شاکی هستند و به هم می زنند, به داور هم احتياج خواهند داشت و مگر ولايت فقيه چيست جز بندبازی ميان جناح ها و تلاش برای حفظ تعادل ميان گروهبندی های ناهمگرای درونی و دارودسته های مافيايی رژيم؟
                                اين ميان اگر کسانی در پی آن هستند تا بدانند که بالاخره تکليف تناقض ميان "برخورد جدی با مفسدان اقتصادی" و حفظ "حيثيت" برخی از همين افراد "مفسد" صاحب شلينگ 8 اينچی چه می شود بهتر است بدانند که اين تناقض اگر چه گاهی به سمت يک سو و گاهی به سمت سوی ديگر حل می شود, اما راه حل سوم هم دارد و آن فيصله دادن به اختلاف ميان رقبای سهم خواه از طريق مداخله مستقيم خامنه ای است. چنان که در جريان کشاکش ميان وزارت ارشاد, يعنی نمايندگان تيم امنيتی های کيهان و عوامل رفسنجانی بر سر بالا کشيدن موسسه فرهنگ و توسعه که تنها ارزش يک قلم سواستفاده مالی در آن 800 ميليارد تومان بوده است سرانجام ماجرا از پشت صحنه با مداخله شخص خامنه ای, ماست مالی شد. هم روزنامه جمهوری اسلامی و هم سايت بازتاب به اين موضوع اشاره کردند, اما البته نگفتند که آن 800 ميليارد تومان به جيب خود "آقا" رفته است يا از جای ديگر سردرآورده است؟ در نظام فقاهتی, "حيثيت" و "برخورد جدی با مفسدان " آنقدر مفاهيم نسبی هستند که می توانند مرز روشنی با بی حيثيتی و مماشات گری با مفسدان نداشته باشند و هر جا به نفع نظام باشد ندارند!

                                iran

                                Comment

                                Working...