The End Of Dictador Islamic Republic (Election fraud)

Collapse
This is a sticky topic.
X
X
 
  • Time
  • Show
Clear All
new posts
  • Rasputin
    Senior Member
    • Jan 2005
    • 63906

    #331
    سرداران ج. اسلامی
    به راهی می روند که ژنرال های
    پاکستان و ترکيه از آن بازگشته اند




    ابطحی ـ در دو طرف مرزهای کشورمان دو اتفاق جالب افتاده است. در ترکيه با انتخابات کاملاً آزاد اسلام­گرايان رای آورده­اند ولی در عين حال اسلام­گرای منتخب مردم گفته است که بر اساس قانون اساسی لائيک حکومت مي­کند. در پاکستان هم که يک ژنرال نظامی 8 سال است بر آن کشور حکومت مي­کند و با کودتا به قدرت رسيده است، اجازه بازگشت دو تن از معروفترين مخالفان خودش را که هر کدام مدتی نخست­وزير بوده­اند به کشورشان داده است. آن­ها هم بدون رودربايستی برای شرکت در انتخابات و پيروز شدن و به­دست گرفتن قدرت به کشورشان خواهند رفت. اين­ها ظرفيت­هايی است که در همسايه گان ما در کشورهای ترکيه و پاکستان که ضمن آن که مسلمانند وسابقه ی تاريخی زيادی هم ندارند وجود دارد به خصوص در پاکستان که مردم خشونت­طلب و افراطی فراوانی دارد نيز قابل اجراست.

    اين تجربه­ها برای دولتمردانی که نگران آزادی در ايران هستند مفيد است. بستن فضای سياسی، برخورد با دانشجويان، کارگران، زنان، اينترنت، جوانان، و فعالان سياسی بيشتر برای امنيت کشور خطرآفرين است. اگر در يک روش قانونمند همه بتوانند در اداره کشور سهيم شوند، و مردم و فعالان سياسی خود را تاثيرگذار در حکومت ببينند، امنيت ملی تضمين بيشتری مي­يابد. مردم ايران در طول تاريخ ظرفيت پذيرش تسامح و رواداری را بيشتر از مردم ترکيه و پاکستان داشته­اند.



    iran

    Comment

    • Rasputin
      Senior Member
      • Jan 2005
      • 63906

      #332
      فاطمه حقيقت جو:
      طراحان و مجريان قتل عام 67
      حاکميت را در اختيار گرفته اند




      راديو آلمان (بخش فارسی) بمناسبت فرا رسيدن سالگرد قتل عام سياسی سال 1367 با فاطمه حقيقت*جو از چهره*های برجسته اصلاح*طلب در مجلس ششم مصاحبه کرده است. حقيقت جو که جسورانه ترين سخنرانی را در مجلس ششم کرده و در اعتراض به قدرت حاکم و کارشکنی اين قدرت در کار مجلس اعلام استعفا کرد، دراين مصاحبه و برای نخستين بار با صراحت کامل اعلام می کند که حاکميت در جمهوری اسلامی اکنون دراختيار همانهائی است که طراح و عامل و مجری آن قتل عام بودند.

      اين مصاحبه را عينا در ادامه ميخوانيد:



      دويچه وله: تا به امروز روايات بسياری از بازماندگان اعدام*های سال ۶۷ منتشر شده*است. اما جز روايت أيت*الله منتظری روايت ديگری از درون حکومت وجود ندارد. برای روشن شدن ابعاد فاجعه بايد زوايای ديگر اين کشتار نيز روشن شوند. شما به عنوان فردی که نسل دوم حاکميت به شمار می*آييد، چه چيزهايی شنيديد؟ به عبارتی خبر اعدام*ها را کی شنيديد؟ بيان خبر چگونه بود؟ در مجموع در درون دستگاه چه بازتابی داشت؟



      فاطمه حقيقت*جو: من بازتاب اعدام*ها را در ساختار حکومتی آن زمان نمی*دانم . آن سال*ها من 19 ساله بودم و اولين سال تدريسم در مدرسه بود. همسرِ يکی از همکارانم جزو ليست اعدام*شدگان بود و من به ياد دارم که جز من کس ديگری حتی به او تسليت هم نگفت. منظورم از گفتن موضوع اين است، که در آن زمان حتی بين مردم جو سنگينی حاکم بود. در واقع اين جو پی*آمد حمله*ی مجاهدين (عملياتِ فروغ جاويدان) بود، که در فاصله*ی کوتاهی از آن زمان اتفاق افتاد و ياد*آور ترورهای تلخِ خيابانی بود. اما نکته*ی قابل توجه، تعداد نا مشخص کشته*شدگان است. حتی قائم مقام رهبری در آن زمان، آيت*الله منتظری، رقم دقيق اين کشتار را نمی*داند. همچنين اين مسئله که دادگاهی برگزار نشده*است و محکومين حتی وکيل هم نداشته*اند. اين*که يک گروه سه* نفره تصميم بگيرند، که مبنا بر اعدام است مگر آن*که پيش از آن کسی توبه کند. يعنی کسی که توبه نکرده اعدام شده، ولو اينکه، توزيع کننده*ی روزنامه*ی مربوط به مجاهدين بوده*باشد. اين موضوع واقعاً ناعادلانه و تلخ است.



      البته اعدام*ها منحصر به نيروهای مجاهدين نبوده*است. بخش بزرگی از نيروهای چپ نيز در اعدام*های سال ۶۷ جان باختند.



      بله درست است. من هم منظورم همين بود. اين يک کشتار فله*ای بوده*است. انسان*هايی را بدون دادگاه محاکمه کردند. حتی کسانی که حکم*های مشخصی داشتند هم در ليست اعدامی*ها قرار گرفتند. به نظر من هر موضوعی را بايد در متن زمانی و موقعيتی آن بررسی کرد. حقيقاً جز تعداد اندکی چون آيت*الله منتظری، مابقی که عده*ی زيادی نيز بودند، در ساختار حکومت سکوت کردند و يا حتی دفاع کردند. حتی جوی حاکم بوده*است، که سال*های بعد از آن هم نمی*شده روی اين موضوع حرف زد.



      به عنوان نسل دوم حاکميت، آيا هرگز اعدام*های سال ۶۷ دغدغه*ی شما و ديگر نيروهای اصلاح*طلب آن زمان بود؟



      حقيقت اين است، که نه به عنوان دغدغه*ی اصلی. زيرا در آن زمان به قدری مسائل سياسی روز پيچيده بود و ما محتاج ائتلاف و هم*فکری در باره*ی آن مسئله بوديم، که در مورد مسئله*ی چالش برانگيزی چون اعدام*های سال ۶۷ نمی*شد سخنی گفت. دليل عمده*ی آن اين بود، که فرمان اصلی اين اعدام*ها توسط بنيان*گذار جمهوری اسلامی صادر شده بود و بسياری از گروه*های اصلاح*طلب از حاميان بنيان*گذار بودند. آن*ها می*خواستند حداقل با سکوت از کنار اين ماجرا رد شوند. زيرا فکر می*کردند، مطرح کردن اين مسئله به بحث رهبری و بنيان*گذار کشيده**می*شود. من در يک سخنرانی خصوصی در جمع کوچکی از اعضای انجمن اسلامی دانشگاه اصفهان، نکته*ای را در خصوصِ اعدام*ها طرح کردم، که با واکنش بسياری مواجه شد. موضوع سخنرانی من بحث مربوط به بازداشت دانشجويان ۱۸ تير (سال ۷۸) و اعتراف*گيری*ها و روش*های غير انسانی و غير اسلامی نهادهای امنيتی بود. من در اين سخنرانی تنها اشاره*ی کوچکی کردم، که اين افراد همان*هايی هستند*، که دستشان به قتل*های سال ۱۳۶۷ آلوده*است. بسياری از اعدام*شدگان بی*گناه بودند و دستشان به خون آلوده نبوده*است. من شخصاً به هيچ عنوان از فردی که به خاک کشورم حمله کند و حتی مردم عادی را بکشد دفاع نمی*کنم و فکر می*کنم مجازات سنگينی در قبال همچنين فردی بايد وجود داشته باشد. اما بسيار تفاوت است ميان کسی که صرفاً يک روزنامه بخش می*کرده*است و يا هوادار سازمانی بوده*است. ولو اين*که آن سازمان مسلحانه بوده*باشد. اين*که تمام اين افراد با هم اعدام شوند را من قبول نداشتم و در آن سخنرانی بيشتر بر اين جنبه تأکيد می*کردم. اما بلافاصله با واکنش روبرو شدم.



      شما بسيار بر حمله*ی مجاهدين تأکيد می*کنيد و يا روی مشی مسلحانه*ی سازمان*ها دست می*گذاريد. آيا اين می*تواند توجيهی برای صدور حکم فرمان دسته*جمعی باشد؟ ديگر گروه*های سياسی، که پيرو مشی مسلحانه نبودند چه*طور؟



      ببينيد، من می*گويم، برای کسی که اقدام مسلحانه نکرده*است، کسی را نکشته*است و دستش به خون آلوده نيست نبايد حکم اعدام صادر می*شد. اماحتی کسی هم که دستش به خون آلوده*است، بايد در يک دادگاه عادلانه با وکيل محاکمه می*شد. هرچند هنوز هم نيروهای سياسی ما از دادگاه عادلانه و وکيل برخوردار نيستند و اين مسئله يک معضل جدی محسوب می*شود.



      شما در بخشی از صحبت*هايتان، درگيری با مسائل روز آن زمان و هم*چنين خط*قرمز ها را دليل عدم بررسی و تحقيق درباره*ی اعدام*های سال ۶۷ دانستيد. آيا فکر نمی*کنيد شکستن خط**های قرمز و عدم سکوت در اين مورد، می*توانست عامل بازدارنده*ی اتفاقات اخير باشد. منظورم شکنجه و فشارهای گسترده*ای است که، بنابر آنچه در رسانه*های گروهی انتشار می*يايد، امروز بر دگرانديشان اعمال می*شود؟



      ببينيد، هر کس در قدرت قرار می*گيرد کاستی زياد دارد. در اين هيچ ترديدی نيست. اما هر سياست*مداری، اولويت*گذاری*هايی دارد و برطبق الويت*هايش عمل می*کند. من صادقانه*می*گويم، در دوره*ی اصلاحات الويت ما اين نبود. زيرا ما اگر وارد اين موضوع می*شديم، ديگر الويت*هايی که در آن زمان برای اصلاح*طلبان مطرح بود با مانع مواجه می*شد. مثلاً در آن زمان ما می*خواستيم قوه*قضاييه را پاسخگو کنيم و اگر وارد اين مسئله می*شديم، زمينه*ی شکاف بين نيروهای سياسی فراهم می*شد و کمترين قدرت مانوری برای ما در مجلس نمی*گذاشت. هر چند که ما بدون ورود به موضوع اعدام*ها بازهم موفق به پاسخگو کردن قوه*قضاييه نشديم. يا الويت ديگر ما آزادی عمل بيشتر برای روزنامه*ها بود. من هنوز هم فکر می*کنم، اين که روزنامه*ها آزادی عمل داشته باشند، به هر مسئله*ی ديگری الويت دارد. چرا که اين مطبوعات هستند که بايد به چنين موضوعاتی بپردازند.

      در هر حال هر فرد يا گروه سياسی توجيهی برای عملش دارد. اين*که نسل بعد يا جوانان اين توجيه را قبول می*کنند يا نه، نکته*ی دوم است. هرچند من معتقدم بالاخره بايد به خواست*های مردم توجه کرد، اما ما برای مجلس ششم (مجلس اصلاحات) خواست*هايی را مطرح کرديم و با آن خواست*ها رأی آورديم. مسلماً الويت*مان هم اين بود که آن خواست*ها را پيگيری کنيم. هرچند بخش بزرگی از آن خواست*ها محقق نشد. تمام اين*ها به اين معنا نيست، که اين کار قبيح نبوده و نبايد پيگيری می*شده*است. من فقط می*گويم، در الويت کار ما نبود. من هنوز معتقدم در آن*زمان ما نبايد اين موضوع را مطرح می*کرديم. اما امروز وقتش است. چرا که کسانی که در رأس قدرت هستند، همان*هايی اند، که دستشان به خون اعدام*های ۶۷ آلوده*است.*



      iran

      Comment

      • Rasputin
        Senior Member
        • Jan 2005
        • 63906

        #333
        Critique of Iranian Leader Reveals Political Rift

        TEHRAN, Nov. 22 — An influential hard-line newspaper has made a rare direct attack on President Mahmoud Ahmadinejad over his recent harsh accusations against veteran politicians before parliamentary elections in March.

        The daily, Jomhouri Eslami, criticized Mr. Ahmadinejad for calling a former nuclear negotiator, Hossein Mousavian, a nuclear spy and saying that influential politicians were using their power to have him cleared of those charges. Mr. Mousavian was a close aide to a former president, Ali Akbar Hashemi Rafsanjani.

        “Lately, defaming political rivals has become common in the country and has replaced lawful behavior,” the newspaper wrote in a front-page editorial on Wednesday. “We want to reject this kind of behavior as immoral, illegal, illogical and un-Islamic, and remind wise figures that such a trend is dangerous for the country,” it added.

        Mr. Ahmadinejad has proven a divisive leader, with both hard-line conservative and reformist opponents finding fault with his economic programs and his harsh anti-Western rhetoric. But the criticism is often indirect, to avoid political repercussions. Jomhouri Eslami, however, is so established — the current supreme leader, Ayatollah Ali Khamenei, was once the managing editor — that it is unlikely to be closed down or censored.

        With parliamentary elections scheduled for March 2008 and presidential elections in spring 2009, Mr. Ahmadinejad and his rivals are stepping up their political positioning. His comments about Mr. Mousavian’s case appear to be part of his efforts to discredit his political rivals as the West is increasing its pressure on Iran over its defiance to halt uranium enrichment activities.

        Mr. Ahmadinejad has started a second round of trips to the provinces around the country since his election over two years ago. He often speaks about development for deprived areas and about the country’s nuclear program, which appeals to nationalists. He has argued that former leaders have compromised over the program, and he has dismissed the idea that his confrontational policies could put the country in the face of a crisis. He has declared those who criticize his nuclear policy “traitors.”

        But his political opponents have become more vocal in their criticism of him and have warned that his nuclear agenda can have dangerous consequences. Two former presidents, Mr. Rafsanjani and Mohammad Khatami, have warned that the country faces serious threats from foreign governments worried that the nuclear program is meant to create weapons, not energy, as Mr. Ahmadinejad portrays it.

        France and the United States say they have not dismissed military action against Iran if it does not halt its uranium enrichment program.

        The former head of the Islamic Revolutionary Guards Corps, Mohsen Rezai, and Mayor Mohammad Baqer Qalibaf of Tehran, both influential hard-line figures, also expressed concerns over foreign threats this month.

        And Hassan Rowhani, a former nuclear negotiator and a close aide to Mr. Rafsanjani, urged the government to distance itself from tension with the West. “We must not give excuse to the enemy and provoke it with unwise statements,” he said, according to newspapers.

        In addition, Rassoul Montajabnia, the deputy head of the reformist party Etemad Melli, warned that underestimating the threats was naïve. “We have to be realistic about the issues surrounding the nuclear file,” he said, according to a news Web site, Aftab. “The government does not see the threats and thinks the case is closed,” he added. “This is very naïve and means fooling people.”

        Despite dismissing the threats, the authorities have also warned against any attacks on Iran.

        iran

        Comment

        • Rasputin
          Senior Member
          • Jan 2005
          • 63906

          #334
          Sometimes the best way to deal with your enemies is to just leave them alone.

          Take Venezuela's blowhard president, Hugo Chavez, and Iran's piously pugnacious Mahmoud Ahmadinejad. Both are dedicated anti-Americans who are flush with oil money and cannot seem to make much of the opportunity. Both furnish fresh reasons for us to rejoice that our enemies are dumber than we are.

          I find myself actually warming toward Hugo, whose brazen effort to get the Venezuelan people to anoint him dictator was slapped down in a nationwide referendum last month. You have to like a would-be tyrant who tries to cement his ascent to president-for-life with a national vote, and then loses.

          He still bears watching, if only for entertainment value, but any dictator who abides by the results of a real election is a vast improvement over the 20th-century variety.

          Chavez did not take this path out of the goodness of his heart. He has fresh memories of an attempted coup in 2002, and as the election showed, his ambition to rule a la Fidel Castro faces serious opposition. He dares go only so far. He is becoming a bolder caricature of himself, looking less like a Latin American Hitler and more like Charlie Chaplin.

          In an interview last week with supermodel Naomi Campbell, the latest in a parade of lefty celebrities granted audiences with him, Hugo invited her to feel his muscles. Naomi dubbed him her "Rebel Angel."

          His most recent effort to further the cause of pan-Latino socialism was clumsy but produced results. In December, he made a great show of brokering the release of three beleaguered kidnap victims in Colombia, playing on his solidarity with the world's least popular, least adept, and least noble revolutionary movement, the Revolutionary Armed Forces of Columbia, or FARC. Accompanying the Rebel Angel on this mission of mercy was Hollywood's most famous political fabulist and doper, Oliver Stone himself, who is (or was) planning to make a documentary film of the humanitarian triumph.

          It fizzled when the guerrillas reneged on the deal, which came as a surprise only to those who have been paying no attention to Colombia whatsoever.

          Ahmadinejad's setback was not quite as self-inflicted. There were reports from Tehran last week that Ahmadinejad might be on the outs with supreme leader Ayatollah Ali Khamenei. The country's spiritual tyrant has been distancing himself from the former student revolutionary turned politician, whose leadership has made sensational and occasionally bizarre international headlines. Ahmadinejad has proved expert at lowering the hemlines of the nation's women, but less so at lowering the country's spiraling inflation. Despite sitting on one of the largest deposits of oil in the world, Iran continues to import gasoline and sputter toward economic decline.

          The Iranian president is the inadvertent (but predictable) victim of the recent U.S. National Intelligence Estimate, which found that the country's secret nuclear-weapons program had been suspended in 2003.
          There is a wonderful lesson in this. The estimate contradicted the Bush administration's warlike rhetoric about Iran. This no doubt caused some red faces in the White House, which had been selling a wholly different story, but it had the additional and inadvertent effect of pulling the plug on Ahmadinejad, whose game for the last four years has been provoking the United States in order to raise his stature at home.
          It worked like a judo move. The sudden and unexpected removal of pressure from our side caused Ahmadinejad to fall on his face. He has found himself without The Great Satan as a foil for his rhetorical nonsense. My hopeful guess is that Iran's leadership will tilt back in a more moderate direction in coming years, and Ahmadinejad will go back to making trouble with his Revolutionary Guards.

          There is a persistently juvenile quality to him and the guards that dates all the way back to the seizure of the U.S. Embassy in Tehran in 1979, an act that has done more to damage Iran's standing in the world than any in modern history. The deadly game of chicken with the U.S. Navy in the Strait of Hormuz on Jan. 6 was more of the same.

          When your enemy is paddling toward falls, just wave.

          iran

          Comment

          • Rasputin
            Senior Member
            • Jan 2005
            • 63906

            #335
            توافق بر سر تدوین قطعنامه تازه ای علیه ایران


            توافق گروه 1 + 5 پس از چندین نشست در سطوح مختلف حاصل شد
            وزیران خارجه پنج عضو دائم شورای امنیت سازمان ملل متحد به اتفاق آلمان توافق کردند که قطعنامه تازه ای برای اعمال تحریمهای بیشتر بر ایران به شورای امنیت پیشنهاد کنند.
            این توافق طی نشستی در برلین، پایتخت آلمان و در شرایطی حاصل شد که وزیرخارجه آمریکا گفته بود این دولتها با رسیدن به توافق فاصله زیادی دارند.

            فرانک والتر اشتاینمایر که میزبانی نشست را به عهده داشت به خبرنگاران گفت که در این نشست بر سر محتوای کلی قطعنامه توافق حاصل شده و قرار است پیش نویس قطعنامه را بریتانیا، فرانسه و آلمان تهیه و طی هفته های آینده به شورای امنیت عرضه کنند.

            وی از محتوای این پیش نویس سخنی نگفت اما آن گونه که از دیپلماتهای اروپایی نقل شده، در قطعنامه تازه، تحریمهایی که در حال حاضر بر ایران اعمال شده به شکلی نه چندان سختگیرانه گسترده تر و شدیدتر خواهند شد و به احتمال زیاد موارد تازه ای بر تحریمها افزوده نمی شود.


            تحریم ایران سخت تر می شود


            گزارشی در مورد توافق وزرای خارجه کشورهای پنج بعلاوه یک


            همزمان با نشست برلین، هواداران سازمان مجاهدین خلق در این شهر دست به تظاهرات علیه فعالیت اتمی ایران زدند

            توافق میان اعضای دائم شورای امنیت و آلمان، معروف به گروه 1 + 5 پس از چندین نشست در سطوح مختلف و در حالی صورت می گیرد که ماهها از پایان مهلتی که برای ایران در نظرگرفته شده بود تا به قطعنامه های پیشین شورای امنیت عمل کند می گذرد.

            علت عدم حصول توافق میان این دولتها برای شدت بخشیدن به تحریم ایران، مخالفتهای روسیه و چین بود که دادوستد گسترده تجاری و نظامی با ایران دارند و اکنون به نظر می رسد که مخالفتهای این دو کشور سبب شده است قطعنامه ای که قرار است این بار علیه ایران در شورای امنیت به رأی گذاشته شود، متعادلتر از آن چیزی باشد که آمریکا و متحدانش در نظر داشتند.

            روند تدوین این قطعنامه و به بحث گذاشتن آن در شورای امنیت نیز احتمالاً چند هفته ای به طول خواهد انجامید که به نظر می رسد این مدت زمان مطابق با مهلتی باشد که ایران برای پاسخ گفتن به ابهامات مربوط به فعالیت اتمی اش در نظر گرفته است.

            مقامات ایرانی پس از پایان سفر اخیر محمد البرادعی، مدیرکل آژانس بین المللی انرژی اتمی به تهران اعلام کردند که ظرف چهل روز به پرسشهایی که برای آژانس در مورد فعالیت اتمی ایران باقی مانده پاسخ خواهند گفت.



            iran

            Comment

            • Rasputin
              Senior Member
              • Jan 2005
              • 63906

              #336
              The recent rebuke by Iran's supreme leader to Mahmoud Ahmadinejad may indicate that the clerical establishment is beginning to lose patience with a president whose popularity has been plummeting in recent months amid a worsening economic situation.


              There is a growing gap between president and supreme leader


              Ayatollah Ali Khamenei publicly intervened on Monday to end a dispute between Mr Ahmadinejad and parliament by ordering the president to implement a gas-sector law.

              This kind of intervention by the supreme leader is rare in Iranian politics.

              The ayatollah could have opted for a private resolution of the dispute.

              The fact that he decided to go public and send a letter to parliament to overrule Mr Ahmadinejad may suggest that he wants to convey a signal that he is not happy with the president.

              Ayatollah Khamenei's previously effusive and often unconditional praise for Mr Ahmadinejad angered many people in the clerical establishment, who believe the president's domestic and foreign policies have harmed the interests of the Islamic Republic.

              Weakened position

              Ironically, Mr Ahmadinejad's position inside the country has become more precarious since the publication of a US intelligence report in December suggesting that Iran was no longer pursuing a nuclear weapons programme.

              That report took some of the heat out of Iran's nuclear dispute with the West, and Mr Ahmadinejad consequently lost one of his strongest cards to mobilise his supporters and to overshadow his internal problems.

              In Iran's multi-layered and complicated political structure, the president is not the most powerful man.

              That status is reserved for the supreme leader, currently Ayatollah Ali Khamenei.

              After two years in power, the economy is in deeper crisis and the poor are bearing the brunt of Mr Ahmadinejad's economic policies



              But the president is certainly responsible for managing the economy. And the economy has proved to be Mr Ahmadinejad's Achilles heel.

              During his presidential campaign, he hardly ever mentioned the ambition to make Iran a nuclear power or "annihilate" Israel.

              His main slogans were about bringing "the oil wealth to every family's dinner table", fighting corruption and reducing rising inflation and chronic unemployment.

              This was essentially his appeal to Iran's poor, the constituency that elected him.

              But after two years in power and record revenues from oil, the economy is in deeper crisis and the poor are bearing the brunt of Mr Ahmadinejad's economic policies.

              'Barracks regime'

              These failures and the danger of popular revolt have caused serious concern among conservative clerics.

              The ruling clerics may decide to ultimately sacrifice him to preserve the Islamic system of government in Iran


              He has recently been facing hostile crowds in universities, and industrial action by teachers, bus drivers and factory workers has been on the rise.

              Mr Ahmadinejad's style of government has also created many enemies.

              His massive purging of the Iranian bureaucracy, installing a close-knit group of allies in key positions, labelling political rivals as traitors and spies, and his revolutionary rhetoric have caused alarm among the clerical establishment and many now see him as a liability.

              His government has been labelled as a "barracks regime" by his reformist rivals because a majority of his senior officials come from the ranks of the Revolutionary Guard.

              Many believe Mr Ahmadinejad is even using the nuclear issue to bolster his personal power

              Re-election implications


              There is no doubt that without Ayatollah Khamenei's direct support, Mr Ahmadinejad would probably not have been elected as president.



              There has been a public dispute over winter fuelling

              But the supreme leader must now feel that he got more than he bargained for.

              Over the past few months, he gave the green light to some newspapers and people close to him to criticise the president.

              But his recent public humiliation of Mr Ahmadinejad over the dispute with parliament seem to be the beginning of a new chapter in his relations with him.

              This new situation may have serious implications for Mr Ahmadinejad's re-election as president in 2009.

              If the economy does not improve, leading to a further fall in Mr Ahmadinejad's popularity, and international sanctions over Iran's nuclear programme continue, the ruling clerics may decide to ultimately sacrifice him to preserve the Islamic system of government in Iran.

              But Mr Ahmadinejad is a fighter and it does not appear that he will back down.

              iran

              Comment

              • Dokhtar Bandari
                Member
                • Oct 2007
                • 1099

                #337
                LOL...is the story of the left hand and the right hand....
                I must say my hats off to Ahmadinjad...some of our better advcates and fighters could not have done a better job than him in weakining this government. In a big way he has been a great help...thank you.

                Hala ke gandesh dar omedeh aghay supreme wahtever is pointing the finger and is looking for scape goat...boro baba jam kon en kaseh kozeh-ro
                I would be true, for there are those who trust me;
                I would be pure, for there are those who care;
                I would be strong, for there is much to suffer;
                I would be brave, for there is much to dare.
                I would be friend of all—the foe—the friendless;
                I would be giving and forget the gift;
                I would be humble, for I know my weakness;
                I would look up and laugh—and love—and lift.
                Howard Walter

                Comment

                • IranianGuards
                  Member
                  • Dec 2007
                  • 70

                  #338
                  Originally posted by Dokhtar Bandari View Post
                  LOL...is the story of the left hand and the right hand....
                  I must say my hats off to Ahmadinjad...some of our better advcates and fighters could not have done a better job than him in weakining this government. In a big way he has been a great help...thank you.

                  Hala ke gandesh dar omedeh aghay supreme wahtever is pointing the finger and is looking for scape goat...boro baba jam kon en kaseh kozeh-ro
                  Ayatollah Ali khamenei doesnt support Ahmadinejad anymore, ahmadinejad messed up the economy and dragged iran into a dangerous political game.

                  Comment

                  • Rasputin
                    Senior Member
                    • Jan 2005
                    • 63906

                    #339

                    حضور، سخنرانی و ملاقات های سياسی
                    خاتمی، قاليباف، ثمره هاشمی، متكی، لاريجانی
                    برای جلوگيری از قطعنامه جديد، خاتمه تحريم* ها
                    و بيرون آمدن از بحران
                    امام زاده "داووس"
                    حکومت آنجا دخيل بست!





                    اجلاس سالانه سرمايه داران بزرگ و تجاری جهان، بنام "داووس" امسال در سوئيس برپا شد. از سوی جمهوری اسلامی، هر سال يک هيات با يک سرپرست در اين اجلاس شرکت می کرد، که اغلب نيز "محمدجواد لاريجانی" پای ثابت آن بود. اين سرمايه داران و تجار بزرگ جهانی، در شبکه های "ماسونی" جهانی سران "لژ" اند و "لژ" های سياسی ماسونی جهانی نيز تابع آشکار و پنهان آنها. در واقع اجلاس داووس، اجلاس سران تجاری و سرمايه داری"فراماسونر" جهانی است که سالی يکبار دور هم جمع می شوند و برای سال آينده برنامه تنظيم می کنند. نوعی کنگره جهانی.

                    تا اينجا، تشکيل اجلاس داووس، خبر تازه و ويژه ای نيست و انعکاس چندانی هم در رسانه ای جهانی ندارد، زيرا تصميمات واقعی آن علنی نمی شود، بلکه برنامه کار پنهان در کشورهای جهان می شود.

                    اما، تشکيل اين اجلاس، امسال برای ايرانی ها حامل رويدادی مهم است، چرا که از هر طيف و جناح حکومتی و پيرامون حکومتی، هياتی خود را به سوئيس رساند و به هر بهانه ای بود، به اين اجلاس دخيل بست. به همين دليل اگر داووس امسال را، امام زاده "داووس" لقب بدهيم بی راه نرفته ايم.

                    محمد خاتمی در اجلاس امسال سخنرانی کرد و ديدگاه روحانيون نوانديش ايران را تشريح کرد و درعين حال، هم زير فشاری که از بيت رهبری به او می آيد و هم برای مقاومت در برابر فشاری که در همين اجلاس از ناحيه نقض حقوق بشر و آزادی ها در ايران به وی وارد آمد، ايران را با کشورهای اطراف ايران و منطقه مقايسه کرد و گفت: "در منطقه ما، ايران دمکرات ترين کشور است!"

                    هنوز معلوم نيست، خاتمی با دعوت و ماموريت رسمی به اجلاس داووس رفته بود، يا بی دعوت و بی ماموريت و تنها به يکی از دهها بهانه ای که ديگر هيات های ايرانی نيز با توسل به آنها خود را به امام زاده "داووس" رساندند.

                    سردار سرتيپ خلبان سپاه "قاليباف" نيز بعنوان شهردار تهران و به بهانه دعوت شهردار يکی از شهرهای سوئيس خود را به اجلاس داووس رساند و با "امرموسی" مصری و قائم مقام وزارت خارجه سوئيس هم، در حاشيه اجلاس داووس ملاقات و گفتگو کرد. او که بخت نشستن بر صندلی احمدی نژاد را هنوز از کف نداده، در همين سفر، آن چنان که سرمايه داران حاضر در اجلاس شير فهم شوند، از يک ظرفيت 4 ميليارد دلاری برای جلب سرمايه خارجی سخن گفت. در همه ديدارهائی که کرد و عکس هايش مخابره شد و در مصاحبه با مطبوعات و رسانه های محلی نيز ظاهر و شمايلی متفاوت با احمدی نژاد از خود به نمايش گذاشت. هم در لباس و هم در تبسم و هم صورتی که با ماشين نمره 2 اصلاح کرده بود و تنها سايه ای بر صورتش از ريش باقی بود!

                    "محمدجواد لاريجانی" نفر بعدی بود که خود را به امام زاده "داووس" رساند. با خيلی ها چاق سلامتی کرد، چون از قبل ارادت داشت. او که در سالهای گذشته در اين اجلاس عمدتا در باره تجارت و سرمايه گذاری سخن می گفت و گاهی هم از رعايت حقوق بشر و مراعات آزادی ها، اينبار شرح کشافی از صلح آميز بودن فعاليت های اتمی جمهوری اسلامی دراختيار حاضران گذاشت و از خلع سلاح عمومی – اتمی دفاع کرد و گفت همه بايد به انرژی اتمی دسترسی پيدا کنند.

                    چون "محمد جواد لاريجانی" دبير ستاد حقوق بشر جمهوری اسلامی نيز هست و از هر سو مسئله نقض اين حقوق در ايران مطرح بود و حتی اشاراتی هم به نقض همين حقوق در انتخاباتی که در تدارک آن هستند، لاريجانی بحث تهاجم وسيع و همه جانبه عليه اسلام و مسلمانان را مطرح کرد و درباره انتخابات رياست جمهوری در امريکا سخن گفت.

                    اين هنوز پايان زيارت "داووس" نبود. منوچهر متکی وزير امور خارجه دولت احمدی نژاد هم خودش را رساند به اين اجلاس و بلافاصله نيز در سخنان خود اشاره به قطعنامه جديد و خطر تصويب آن در شورای امنيت سازمان ملل کرد. دولتی که مدعی بود قطعنامه های شورای امنيت کاغذ پاره است، فعلا دست به دامن "داووس" شده تا بلکه جلوی تصويب سومين قطعنامه را بگيرد. متکی؛ ضمن تکرار حرف ها و سياست هائی که همه کاربدستان دولتی وامام جمعه ها و رهبر در ايران تکرار می کنند، اين جمله را بعنوان حرفی تازه گفت: "شورای امنيت بايد تا اعلام گزارش آژانس، در اوايل ماه مارس در مورد فعاليت های هسته ای ايران منتظر بماند."

                    معنای اين جمله، جز آن نيست که شما حاضران در اجلاس که همه کاره*ايد، کاری کنيد که قطعنامه جديد در شورای امنيت تصويب نشود. البته اين سخن و خواهش بسيار متفاوت از آن رجز خوانی ها در خانه (داخل کشور) است که کشورهای جهان سوم را حامی برنامه اتمی جمهوری اسلامی معرفی کرده و 1+5 را از آنها می ترساند.

                    منوچهر متکی و هيات همراهش از وزارت خارجه نيز آخرين مقام جمهوری اسلامی نبود که خود را به "داووس" رسانده بود. پس از وزير خارجه دولت احمدی نژاد، نوبت به مشاور همه کاره و آچار فرانسه کابينه احمدی نژاد "هاشمی ثمره" رسيد که او هم يک نوک پا خودش را رسانده بود به سوئيس و از داخل سالن کنفرانس سر درآورده بود!

                    هاشمی ثمره هم درباره ماجرای اتمی جمهوری اسلامی سخن گفت و از حاضران خواست تا به برنامه اتمی ايران اعتماد کنند. ثمره گفت:

                    اعتمادسازی بين كشورها بايد دو طرفه باشد. ما هم به غرب بی*اعتماديم.

                    مجتبی ثمره هاشمی يا هاشمی ثمره، در ملاقات با قائم مقام وزير امور خارجه سوئيس در حاشيه اجلاس داووس نيز گفت:

                    مذاكرات ما با آژانس در حال پيشرفت است و به بسياری از سوالات آژانس پاسخ داده ايم. قطعنامه های قبلی شورای امنيت عليه ايران بر اساس اطلاعات غلط صادر شده است و احتمال تهيه قطعنامه جديد هم بی *اساس و تهی از واقعيت است. ما آماده مذاكره درباره مسايل مختلف هستيم.

                    ثمره هاشمی يا هاشمی ثمره؛ در خود اجلاس داووس هم يک سخنرانی ارشادی و الهی برای حاضران کرد و همه حاضران را- به همان سبک که مردم ايران را احمدی نژاد با اين سوره قرآن از ظهور امام زمان ترساند:

                    «اللهم عجل لوليك الفرج والعافيه و النصر واجعلنا من خير انصاره و اعوانه والمستشهدين بين يديه.»

                    خداوندا فرصت را برای ظهور صالح كل ـ كه جهان را پر از عدل می *كند فراهم ساز و ما را از ياران او قرار ده. »



                    iran

                    Comment

                    • Rasputin
                      Senior Member
                      • Jan 2005
                      • 63906

                      #340
                      جامعه را اگر تسامحا به يک پيکر انسانی و تحريم را اگر به يک بيماری خطرناک و مرگبار تشبيه کنيم, در اين صورت همه توافق خواهند داشت که يک پيکر سالم و نيرومند قدرت دفاعی به مراتب بيشتری در برابر هجوم بيماری دارد تا پيکری رنجور و ناتوان. جامعه ايران در حالی تحريم شده است که در اثر 29 سال سلطه رژيمی ضد مردمی, فاسد و غارتگر واقعا رمق چندانی برايش باقی نمانده است. يکی از خطرناک ترين جنبه های تحريم های کنونی سکوت رژيم در برابر عوارض آن است. نه اين که می خواهند به قيمت کشيدن ته مايه رمق اين ملت هم شده, سياست نظام خود را توجيه کنند, حاضر نيستند مخارج هنگفت اقتصادی, اجتماعی و پيامدهای سياست شان را به مردم بگويند تا گزک به مخالفان سياست های ماجراجويانه خود نداده باشند. کسی نبايد بداند که محدوديت های ايجاد شده برای صادرات فرش, پسته, زعفران و صنايع دستی ايران چند هزار فرصت شلغی را در اين کشور نابود کرده و چه بلايی بر سر بازارهای اين کالاها در خارج از کشور آورده است و احيای فرضی جايگاه صادراتی ايران را (اگر که ديگر ممکن باشد) به چه هزينه هايی مشروط کرده است؟ کسی نبايد بداند که مخارج تحريم بانکی ايران واقعا چقدر است و ابعاد واقعی آن چيست؟ نمی خواهند کسی بفهمد که نتيجه کاهش 17 درصدی تراز تجاری ايران و اتحاديه اروپا در هفت ماه سال جاری نسبت به سال گذشته قيمت چه رشته کالاهايی را در بازار ايران به چه ميزان بالا برده, در چه زمينه هايی احتکار ايجاد کرده, و در کدام حوزه ها عامل ايحاد محروميت های تازه بوده و پيامدهای انسانی محروميت های مربوطه به چه سطحی رسيده است.
                      قراين, شواهد و اطلاعاتی که از لابلای مشاجرات دسته بندی های درونی شان بيرون می زند, در کنار سياست رسمی و علنی و بازی های ديپلماسی و مانورهای پی در پی و عمامه چرخانی های آخوندمابانه شان تنها نشان می دهند که اين رژيم دستپاچه است؛ اگر چه بر زبان نمی آورد و پنهان می کند, اما از عواقب تحريم ها هراسان است؛ انواع راهها را برای دور زدن تحريم ها در پيش می گيرد؛ سخاوتمندانه به هر که مفيد حال خود بيابد باج می دهد و سبيل دولت های مختلف را با قراردادهای نان و آبدار چرب می کند تا برای خود فرصت بخرد و در عين حال کشور را به انبار عظيم اجناس وارداتی تبديل کرده است و حجم واردات به بيش از سه برابر صادرات رسيده است. رژيم ستون به ستون, بدون چشم انداز و برنامه درازمدت حرکت می کند و تنها پشتوانه اصلی اش هم درآمدهای نفتی است.
                      حتی بدون هيچ گونه تاکيد اضافی کاملا روشن است که چنين وضعی فقط و فقط با سقوط هر چه بيشتر سطح زندگی مردم, تعريض تدريجا گسترش يابنده محروميت ها, ژرفش فقر و آسيب های اجتماعی و فرصت سوزی های عظيم در رفع مشکلات مردم و سرانجام با تبديل کشور به چهار راه ترکش ادواری انواع مصائب و بلايای پيدا و پنهان مترادف است. نه که هدف حفظ سلطنت خامنه ای به هر قيمت و عقيم گذاشتن فشارهای خارجی بر وی به هر قيمت است, پس موج سرما و يخبندان که از راه برسد گروه گروه در اثر گاز گرفتگی و سرما زدگی بايد بميرند و به خاطر قطع گاز دچار سرماخوردگی و ذات الريه و شکستگی دست و پا شوند باضافه انسداد راههای عبور و مرور, همراه با عدم دسترسی به پزشک و درمان, در کنار خانه نشينی اجباری و لرزيدن از سرما و قطع حقوق روزهای تعطيلی اجباری, گرانی قيمت نان و سوخت, توقف توليد کارخانه ها و کارگاهها, سرما زدگی و نابودی محصولات کشاورزی, ريزش سقف خانه های فقرا و محاصره روستاها در برف و بوران و......
                      آنفولانزای مرغی که شيوع يابد به اعتراف صريح لنکرانی وزير بهداشت(ايسنا مورخ 5 دی) 40 تا 70 هزار نفر را در ايران می کشد. ولی چون سلطنت خامنه ای و نعره های احمدی نژاد در حفظ اين سلطنت, و هزينه های سياسی و اقتصادی ناشی از لجاجت بر غنی سازی اورانيوم در قالب تحريم ها, سرمايه ای باقی نگذاشته تا مثل کشورهای ديگر از قبل برای تهيه واکسن های موثر اقدام و هزينه شود, خبرهای مربوط به ابتلا به آنفولانزای مرغی را در ايران پنهان نگه می دارند و موارد مشکوک را دائما تکذيب می کنند. زيرا آخر تکذيب هزينه ای ندارد و هزينه پنهان کاری مسوولان هم نهايتا جان مردم می تواند باشد که حفظ آن هم اصلا ربطی به "نظام" ندارد. به جای صرف هزينه نسبت به اين امور "200 ميليارد تومان از بودجه سلامت کم می کنند "(خبرگزاری فارس 11 دی. مسعود امينى. عضو کميسيون بهداشت و درمان مجلس) تا بعدا يک پاسدار سابق به نام وزير دفاع جزئيات توليد سلاح های جديد رژيم را در تلويزيون برای مردم تشريح کند و بعد به استناد همين سلاح ها باد به غبعب انداخته و با تفرعن چرکينی, به شيوه ای بس نابخردانه مدعی شود که تحريم ها بر ايران بی اثر است.
                      در کشوری که به گفته مديرکل بازسازی و حوادث غير مترقبه مازندران "هفته ای دو زلزله در آن رخ می دهد" (4 دی. خبرگزاری مهر) و مردمش عوارض زلزله رودبار و لرستان و بم را با چشم خود ديده اند, رژيم هزينه ايمن سازی و بازسازی ساختمان ها را صرف تامين مخارج ناشی از لجاجت بر غنی سازی اورانيوم و جبران خسارات ناشی از تحريم می کند. سهم ما مردن در سرزمينی است که دائم می لرزد.
                      برای اين نظام اهميتی ندارد که "طی 30 سال گذشته بيش از 10 درصد تلفات جانی در کشور مربوط به زلزله بوده است", (خبرگزاری مهر 4 دی.)؛ اهميتی ندارد که به گفته مدير کل دفتر فقرزدايى وزارت رفاه و تامين اجتماعى (ايسنا 1 دی)"*٨/٧ ميليون نفر زير خط فقر مطلق دست و پا می زنند و يك درصد افراد جامعه زير خط فقر شديد قرار دارند, يعنی توانايی تامين هزينه سير کردن شکم خود را ندارند که تعداد آن*ها 700 هزار نفر است."؛ که به گفته قاسمي، مديرعامل انجمن خيريه حمايت از بيماران كليوى، (خبرگزاری مهر: 2 دی)"بازار سياه خريد و فروش كليه رونق گرفته است." که هنوز "اسهال سالانه جان 3 هزار کودک ايرانی را می گيرد " (4دی. خبرگزاری مهر) که "10 ميليون نفر از جمعيت ايران بى سوادند (6 دی. گفتگوی آخوندزاده، مدير كل روابط عمومى سازمان نهضت سوادآموزى با روزنامه خراسان)که هزينه مالی ناشی از ادامه اعتياد يك ميليون و 700 هزار نفر در ايران سالانه دو تريليون و 687 ميليارد و 990 ميليون و 922 هزار تومان معادل سه ميليارد دلار يعنى 15 درصد از درآمد نفتى كشور است (ايرنا 30 دی) که "خسارات ناشى ازآلودگى هوا در ايران به ‪ ۱۶‬ميليارد دلار مي*رسد" (ايرنا 30 دی) که "در ايران هرساعت بيشتر از سه نفر در تصادفات رانندگى جان خود راازدست داده اند. خسارات سالانه حوادث جاده اى چهار هزار ميليارد تومان معادل حدود چهار درصد توليد ناخالص داخلى کشور است.", که "تنها 20 درصد جاده های ايران ايمن هستند" (ايسنا 24 دی) که تنها يك نفر از هر 10هزار كارگر در ايران "رسمى" *است, (14 دی. ايسنا) و از 9 اعتراض کارگری گزارش شده در آذر ماه گذشته 7 مورد به عدم پرداخت حقوق کارگران مربوط بوده است (آرشيو اخبار روشنگری. 14 دی), که آموزش و پرورش بيش از يک ميليارد و 200 ميليون تومان کسر بودجه دارد و حقوق و مزايای صدها هزار معلم پرداخت نشده است....
                      جامعه ای که از بلايای طبيعی به شکلی غير طبيعی رنج می برد, و بزرگ ترين بلايی که بر سرش نازل شده رژيمی نابهنگام و عتيقه است با اقتصاد دولتی ای مرده و عقيم که نه توان توليد دارد, نه توان پرداخت حقوق کارگران و کارمندان؛ و برده داری غير رسمی و "پيمانی" در حوزه اشتغال را با اخراج و پيگرد معترضان به اين وضع و گرسنگی دادن به خانواده های آنها و ضرب و شتم کودکان شان کيفر می دهد؛ و در شرايطی که فقر و فلاکت از در و ديوار می بارد, با سياستش تحريم ها را هم به اين مردم تحميل کرده است.

                      آمارهای فوق وضعی را ترسيم می کند که ضربه تحريم ها بر آن سوار شده است. تحريم ها مستقيم يا غيرمستقيم کل حوزه هايی را که وضعيت آنها به استناد آمارهای ذکر شده واقعا اسفناک است, متاثر می کند. ضربه تحريم در هر سطحی و بر هر حوزه ای از حوزه های پيش گفته که فرود آيد, وخامت وضعيت آن حوزه بلافاصله مثل ارتعاش سنگی رها شده در آبی ساکن, حوزه های ديگر را از خود متاثر می کند. حاصل اين فرايند ايجاد يک چرخه شيطانی نامنقطع با هزاران شبکه ارتباطی تو درتو با حلقات متعدد بحران اقتصادی و اجتماعی در ايران است که دائما مثل سلول های سرطانی تکثير می شود و بافت های سالم را نابود می کند و قدرت مقاومت جامعه را به تدريج بيشتر و بيشتر درهم می شکند و از درون فرو می پاشاند.
                      البته برای خامنه ای و احمدی نژاد هيچ يک از اين امور ارزش ندارند. آنها ملت ايران را همراه با دلارهای نفتی اش گروگان گرفته اند و حاضر نيستند دست از سر اين مردم بردارند. آنها نفت را به اسلحه ای برای حفظ رژيم خود, همدستی با تحريم گران در شکنجه تدريجی مردم ايران و محروميت اين مردم از پيشرفت و توسعه اجتماعی تبديل کرده اند.

                      iran

                      Comment

                      • Rasputin
                        Senior Member
                        • Jan 2005
                        • 63906

                        #341
                        Iran bans thousands of election hopefuls

                        Iran's regime was yesterday accused of trying to secure an "obedient parliament" after almost a third of the potential candidates in next month's general election were banned from standing.

                        Anyone hoping to contest the parliamentary polls due on March 14 must first be screened by the powerful Guardian Council. This body, dominated by conservative clerics, can exclude anyone deemed to lack loyalty to the Islamic Revolution of 1979.

                        During the last election in 2004, the Guardian Council helped Iran's hardline politicians by preventing all but a handful of the liberal reformers from contesting the poll. The reformers won the previous election outright in 2000.

                        The signs are that this scenario is being repeated. Of the 7,200 prospective candidates for next month's election, some 2,200 have been disqualified so far. In Teheran, about 400 of the 1,400 hopefuls have been banned from standing. The final list will be disclosed on March 5.

                        Among those considered unworthy to stand for the Majlis, or parliament, was Ali Eshraghi, the 39-year-old grandson of the revered leader of the Revolution, the late Ayatollah Khomeini.

                        "I do not agree with activities of barring candidates, but neither do I protest it and I will not plead with them to change their decision," Mr Eshraghi said.

                        "They sent a message asking me to write a single sentence appealing the decision. I said 'if you think you are wrong, change your decision by yourselves'."

                        By disqualifying such large numbers of his opponents, the Guardian Council may help President Mahmoud Ahmadinejad, who has become increasingly unpopular.

                        iran

                        Comment

                        • Rasputin
                          Senior Member
                          • Jan 2005
                          • 63906

                          #342
                          آنها که آن همه ابتکار و همبستگی ملی را بر باد دادند، آزادی را به بند کشیدند، نظام سلطنتی را زیر عنوان نظام ولایت فقیه احیاء کردند، تمام اصطلاحات و فرهنگ شاهنشاهی و دیکتاتوری را به جامعه باز گرداندند، تاریخ را در کتاب ها دگرگونه جلوه دادند و دوروئی و فریب را سیاست حاکم کردند، به تاریخ پاسخگو هستند، اما پیش از آنکه در آن دنیا پاسخگو باشند و یا به تاریخ، در همین دنیا، در شهرها و خیابان های ایران پاسخ خود را خواهند گرفت. همین عجز و ناتوانی که برای نگهداشتن قدرت به چنین قلع و قمعی برای در اختیار داشتن مجلس هشتم تن داده اند، پاسخ نیست؟ آنان که در پناه حمایت مردم به آسودگی سر بربالین می گذاشتند و به رای 99 و نیم در صد به جمهوری اسلامی می بالیدند، امروز و در همین انتخاباتی که در پیش است، چه دارند که به آن بنازند؟ روحانیت از بیم سپاه، سپاه از بیم بسیج، هر سه از بیم زدوبند دیگری با امریکا و همگی نگران حمله نظامی، جنگ داخلی، تجزیه ایران و.... حتی اگر هیچیک از اینها نیز نباشد و رخ ندهد، بیکاری 23 میلیون نیروی کار، واردات 60 میلیارد دلاری، خشم ونفرت مردم خواب را به چشم حکومتیان حرام نمی کند؟ دیدار آیت الله خمینی در کوچه های قم با مردم، یعنی سفر شاهنشاهی خامنه ای به یزد؟ تظاهرات میلیونی مردم تهران در خیابان انقلاب، یعنی تظاهراتی که حالا بسیج و سپاه و آموزش و پرورش و حراست ادارات با دستور و بخشنامه در پی پر کردن یک میدان آزادی اند؟ آن پرستاران و پزشکانی که آنچنان دست در دست به استقبال آزادی و رهائی از قید دیکتاتوری شاه رفتند، دلشان برای دیکتاتوری ولایت فقیه و مجلس فرمایشی لک زده بود؟ آنها که راست و چپ آیت الله منتظری نشسته بودند، قرار بود آیت الله متنظری را در خانه اش حبس کنند؟ پشت و پهلوی یک ملت از این خیانت ملی دریده است!

                          iran

                          Comment

                          • Rasputin
                            Senior Member
                            • Jan 2005
                            • 63906

                            #343
                            تاج زاده: می*خواهند "جمهوری اسلامی" را به "حکومت اسلامی" تبديل کنند، نوروز
                            معاون سياسی وزارت کشور در دوره اصلاحات در گفت*وگو با خبرنگار نوروز دربارة گزارش سايت الف از جلسه انتخاباتی شورای مرکزی جبهه مشارکت گفت: اگرفرض را بر صحت اين گزارش بگذاريم آقای توکلی بايد توضيح دهد چگونه به اين گزارش دست يافته و چرا آن را منتشر کرده است. در واقع او يا از طريق افراد نفوذی در شورای مرکزی جبهه و يا با شنود به آن دست يافته است که اعمال هر دو روش برای احزاب رقيب غيراخلاقی و غيرقانونی است. تاج*زاده افزود: نکته قابل توجه ديگر اين است که به فرض دسترسی آقای توکلی به شنود، چرا سايت وی اين گزارش را منتشر کرده تا غيرمستقيم اعلام *کند که ما جلسات مشارکت را شنود می*کنيم يا افراد نفوذی در آن داريم. به گفته تاج*زاده اين روش ما را به ياد شيوه*های سعيد امامی می*اندازد و بيانگر آن است که اصولگراها دنبال کسب قدرت به هر قيمت حتی با بهره*برداری از روش*های غيرقانونی و غيراخلاقی هستند و ادامه داد: اگر هم گزارش دروغ باشد اتهامات بيشتری متوجه آقای توکلی می*شود که بايد پاسخگو باشد.

                            عضو شورای مرکزی جبهه مشارکت با اظهار تاسف از عملکرد اصولگراها در نازل کردن شيوه*های رقابت*های سياسی در ايران گفت: با وجود چنين روش*هايی آقايان منشور اخلاقی تهيه می*کنند که بايد به آنان گفت منشور اخلاقی پيشکش. رسماً* اعلام نکنيد جلسات حزب رقيب خود را شنود می*کنيد. وی افزود: در آمريکا که آن را نظامی غيراخلاقی می*خوانند و اترگيت منجر به استعفای نيکسون از رياست جمهوری شد. و لی در ايران رفتار مشابه نشانه قدرت جريانی تلقی می*شود که خود را اصولگرا و طرفدار مردم*سالاری دينی می*خواند. در حالی که اين روش*ها «ماکياوليسم اسلامی» است نه اصولگرايی. به همين علت هيچ يک از اصولگراها به اقدام مذکور انتقاد نکرد.

                            سرپرست وزارت کشور در دولت خاتمی با اشاره به اظهارات اخير سخنگوی شورای نگهبان منبی بر اينکه تحصن نمايندگان مجلس ششم دليل رد صلاحيت آنان بوده است، گفت اين نخستين بار است که آقای کدخدايی رسماً اعلام می*کند که شرکت در تحصن چهار سال پيش عليه رد صلاحيت فله*ای داوطلبان انتخابات مجلس هفتم دليل نقض حقوق شهروندی و محروم شدن متحصنين از شرکت در انتخابات است و به اين ترتيب غيرمستقيم اقرار *کرد که مشکل عزيزان رد صلاحيت شده کنونی عدم اعتقاد و عدم التزام به اسلام، *انقلاب اسلامی، *نظام جمهوری اسلامی ايرن و قانون اساسی نبوده و نيست بلکه اعتراض آنان به اقدام غيرقانونی و ساختارشکن آقای جنتی و دوستانش که می*خواهند «جمهوری اسلامی» را به «حکومت اسلامی» تبديل کنند،* دليل اصلی رد صلاحيت شدن داوطلبان است.

                            عضو شورای مرکزی مجاهدين انقلاب اسلامی در ادامه گفت: اين اعتراف به تنهايی ثابت می*کند که ملاک هیأت*های اجرايی منتخب دولت نهم و هیأت نظارت شورای نگهبان در رسيدگی به صلاحيت داوطلبان قانون نبوده است بلکه ديدگاه*های متفاوت داوطلبان با مواضع اعضای شورای نگهبان و اعتراض آنان به اقدام غيرقانونی آن نهاد بوده است.

                            عضو شورای سياسی دولت ميرحسين موسوی اضافه کرد: جالب آنکه درصد عظيمی از رد صلاحيت شدگان اساساً *نماينده مجلس ششم نبودند که در تحصن شرکت کرده باشند. برای مثال چهار وزير،* ۱۲ استاندار و تعداد قابل توجهی معاون وزير و مديرکل دوران اصلاحات جزء رد صلاحيت شدگان هستند. بگذريم از آن*که اعتراض مدنی و مسالمت*آميز به هر اقدام غيرقانونی در قالب صدور اعلاميه و بيانيه يا برپايی تجمع و تحصن طبق اصول قانون اساسی و قوانين موضوعه حق مسلم همه شهروندان است چه رسد به وکلا و منتخبان آنان. همان طور که اصولگرايان خود بارها عليه دولت اصلاحات دست به تحصن زدند و حتی بعضی نمايندگان مجلس هفتم در مجلس تحصن کردند اما نه تنها رد صلاحيت نشدند بلکه بعضاً در دولت نهم پست و مقام هم گرفته*اند.

                            رييس اسبق ستاد انتخابات کشور در خصوص اين ادعا که چشم اميد اصلاح طلبان به آقای جنتی است گفت: آقای جنتی اساساً* به انتخابات آزاد اعتقاد ندارد که بخواهد انتخابات را رقابتی کند. اساساً خود او متهم رديف اول رد صلاحيت*ها و نقض حقوق شهروندان در انتخابات گوناگون به خصوص در انتخابات مجلس ششم و هفتم است. وی گفت چشم اميد اصلاح*طلبان به لطف خداوند و حمايت*های مردمی است که حد بالای احتمال رأی آوردن آن*ها موجب نگرانی اصولگراها از صدر تا ذيل شده است.

                            تاج*زاده همچنين گفت: در اين انتخابات ما با پديدة بازگشت روح سعيد امامی و تعميم روش*های او مواجه شده*ايم. ببينيد آقای جنتی و همفکرانش سطح رسيدگی به صلاحيت داوطلبان را آن قدر تنزل داده*اند که کار شورای نگهبان گرفتن توبه نامه برای تأييد صلاحيت شده است. يعنی همان شيوه*هايی که بازجوها در اوين به کار می*برند تا با تحت فشار قرار دادن افراد، اقرارهای خود خواسته از آنان بگيرند. در همين جهت سايت آقای توکلی با افتخار اعلام می*کند که ما جلسات حزب رقيب را شنود و منتشر می*کنيم. آقای باهنر زنده ماندن اصلاح*طلبان را ناشی از رأفت اصولگرايان می*خواند. آقای حسين شريعتمداری ضرورت تشکيل دادگاه*های جديد و مجازات سنگين اصلاح*طلبان را به قاضی مرتضوی يادآوری می*کند. آ*قای حسينيان هنوز به مجلس پا نگذاشته، از لزوم دخالت نظاميان در عرصه انتخابات البته به نام دفاع از ارزش**ها و اصول انقلاب دفاع می*کند. معاون سياسی وزارت کشور در دولت اصلاحات افزود: در اين فضا آقای فلاحيان مدعی می*شود که پروژة قتل*های زنجيره*ای نه در دورة وزارت او بلکه در دولت اصلاحات شکل گرفت. آقای شمقدری عليه اصحاب هنر و سينما بيانيه تند و تيز صادر می*کند. وزير ارشاد اولين خطا را در هر سايتی مساوی با توقيف آن می*خواند. بعضی فرماندهان نظامی تمام قد به سود يک جناح سياسی وارد صحنه شده*اند و صدا و سيما همچنان به يک جانبه*نگری و دروغ پراکنی عليه اصلاح*طلبان مشغول است. با وجود اين اقدام*های غيرقانونی يا غيراخلاقی و به رغم رد صلاحيت فله*ای داوطلبان، بعضی اصولگراها انتخابات مجلس هشتم را که تاکنون تکليف بيش از دويست کرسی آن مشخص شده است،* رقابتی*ترين و سالم*ترين انتخابات ايران و منطقه می*خوانند و وزارت اطلاعات اطلاعيه می*دهد با کسانی که به سلامت انتخابات انتقاد کنند، برخورد خواهد شد.

                            سرپرست اسبق ستاد انتخابات کشور در ادامه گفت: ما پيش*بينی کرديم که اصولگرايان در دولت و شورای نگهبان، ابتدا صلاحيت رقبای خود را به صورت فله*ای رد و سپس به صورت قطره چکانی تأييد می*کنند تا هم شورای نگهبان تطهير مدافع حقوق ملت خوانده شود و هم اجازه ندهند انتخابات کاملاً رقابتی شود و اصلاح*طلبان با آمادگی قبلی و کامل در انتخابات شرکت کنند. تاج*زاده گفت اگر بخواهم تفاوت دوجريان سياسی کشور را دريک جمله خلاصه کنم بايد بگويم اصولگرايان پيرو رذائل غربند و اصلاح طلبان طرفدار فضائل آن. آنان تفسير فاشيستی از تمدن جديد را دنبال می*کنند و اصلاح*طلبان قرائت دموکراتيک از آن را. اصولگراها واترگيت و گوانتانامای غرب را کپی برداری می*کنند و اصلاح*طلبان شيوه*های رقابت پارلمانتاريستی و انتخابی دموکراسی*های غربی را در چارچوب تفکر و معيارهای اسلامی خود دنبال می*کنند. آنان انتخابات را حداقلی و يکبار مصرف می*خواهند اما اصلاح*طلبان انتخابات حداکثری و رأی به قول امام خمينی «ملت بالفعل» يعنی رأی همين مردم کوچه و بازار را در هر دوره و زمان مبنای مشروعيت نظام مردم*سالار و تشکيل نهادها می*دانند و به آن تمکين می*کنند.


                            iran

                            Comment

                            • Rasputin
                              Senior Member
                              • Jan 2005
                              • 63906

                              #344
                              دریغ از آن دو دلسوزی

                              جوادلاریجانی و ثمره هاشمی




                              آقای جواد لاریجانی که خود را دیپلماتی کارکشته می داند و مانند ماهی، لیز در "مانور"، در حاشیه اجلاس امسال "داووس" که از هر جناح حکومتی و حاشیه حکومتی خود را به آن رسانده بودند، یک مصاحبه مطبوعاتی کرد. او در این مصاحبه مطبوعاتی، بسیار مظلومانه درباره متهم شدن "اوباما" کاندیدای حزب دمکرات امریکا برای انتخابات ریاست جمهوری به "مسلمان" بودن سخن گفت. البته آن مصاحبه پیش از پروازهای بلند هفته های اخیر "اوباما"ی دو رگه(سفید وسیاه) برای رسیدن به کاخ سفید بود.

                              آقای لاریجانی اشاره به یکی از کنفرانس های خبری اوباما کرد و اینکه خبرنگاران، هدایت شده و موذیانه از او درباره ریشه های اسلامی پدرش سئوال کرده بودند. یعنی نوعی تفتیش مذهبی با هدف بهره گیری از جو نا مساعدی که رسانه های امریکائی نسبت به اسلام در این کشور بوجود آورده اند.

                              در ادامه نیز، آقای لاریجانی از "اوباما" که مظلومانه زیر رگبار تفتیش و ضد تبلیغ قرار گرفته تا بدلیل گرایش و ریشه اسلامی نتواند رئیس جمهور شود دفاع کرده و همین مسئله را نمونه نقض حقوق بشر و آزادی ها در امریکا معرفی کرده بود.

                              دست برقضا، در روزها و هفته های بعد از این مصاحبه دیپلماتیک آقای لاریجانی، نه تنها کسی مانع ادامه سفرهای تبلیغاتی "اوباما" نشد، نه تنها این تفتیش مذهبی و نقض حقوق بشر مانع ادامه فعالیت او نشد، بلکه موقعیت او در رای گیری های ایالتی بهتر هم شد و از "هیلاری کلینتون" جلو افتاد!

                              این نقض حقوق بشر است یا تفتیش مذهبی و سر کردن در اتاق خواب مردم و تحقیق از همسایه ها برای رد صلاحیت ها؟

                              در حاشیه همین کنفرانس و درجریان دیدار مستقیم منوچهر متکی و ثمره هاشمی با زلمای خلیل زاد پشت یک میز دراز، آقای ثمره هاشمی پس از چند بار بالا و پائین بردن عینکی که بند آن به گردنش آویزان بود، با لحنی بسیار حق به جانب و مظلومانه و در دفاع از تزهای احمدی نژاد درباره "هولاکوست" گفت: ما مگر چه می گوئیم که اینطور زیر رگبار حمله تبلیغاتی قرار گرفته ایم؟ ما می گوئیم حقوق بشر را رعایت کنید، آزادی را رعایت کنید، به ادعاهای خودتان عمل کنید و اجازه بدهید در فلسطین یک انتخابات آزاد انجام شود، نتیجه هرچه بود ما با جان و دل می پذیریم و به روی چشم می گذاریم!

                              ثمره هاشمی که دستی توانا در قلع و قمع هر وزیر و مدیر کمی نا همخوان با دولت احمدی نژاد دارد و در جریان رد صلاحیت های هیات اجرائی (بخوانید دولت) لیست حذف را او تهیه کرده بود، از مرگ دفاع می کند، اما برای همسایه!

                              این لالائی را چرا در خود ایران نمی خواند؟ خود بهتر میداند چرا!



                              iran

                              Comment

                              • Rasputin
                                Senior Member
                                • Jan 2005
                                • 63906

                                #345
                                در حالیکه با آغاز تبلیغات انتخاباتی جناح های مختلف در جمهوری اسلامی می کوشند طرفداران خود را روانه مجلس کنند، تورم قیمت ها باعث ناخرسندی بسیاری از شهروندان شده است.
                                همزمان با تلاش گسترده رادیو و تلویزیون دولتی و روزنامه ها برای تشویق مردم به شرکت در انتخابات، اکثر مردم عادی بیشتر به فکر خرید شب عید هستند و انتخابات برای آنان در درجه اول اهمیت قرار ندارد و بعضی از خریداران شب عید ظاهرا از تاریخ برگزاری انتخابات نیز خبر ندارند.

                                عصرها خیابان های اصلی در بسیاری از شهرها به خصوص تهران مملو از جمعیتی است که برای خرید سال نو از این پاساژ به آن پاساژ و از این مغازه به آن مغازه می روند و دلنگرانی آنها گرانی و تورمی است که باعث شده تا قدرت خرید آنها کمتر شود.

                                نگار که به همراه خانواده در خیابان ولیعصر تهران سرگرم خرید سال نو است از انتخابات دلخوشی ندارد و می گوید "اصلا برایم مهم نیست که انتخابات کی برگزار می شود دوست هم ندارم بدانم، همین چندباری که در انتخابات شرکت کردم برای هفت پشتم بس است."


                                سئوالم این است که چرا با وجود افزایش شدید قیمت نفت، وضع زندگی من بدتر شده و نمی توانم همان چیزهایی را بخرم که دو سال پیش خریده بودم


                                هنگامه - شهروند تهرانی

                                افزایش قیمت ها و گرانی نقل محافل خصوصی و دولتی ایران است و گروه های سیاسی تمام برنامه های انتخاباتی خود را بر مهار قیمت ها و بهبود وضعیت معیشتی خانواده ها متمرکز کرده اند.

                                نگار که دو فرزند دارد سیاستمداران را متهم می کند که "فقط شعار می دهند و رای می گیرند اما کاری برای ما نمی کنند. سئوالم این است که چرا با وجود افزایش شدید قیمت نفت، وضع زندگی من بدتر شده و نمی توانم همان چیزهایی را بخرم که دو سال پیش خریده بودم. من و شوهرم هر دو کار می کنیم اما حقوق ما تغییری نکرده در حالی که همه چیز از اجاره مسکن گرفته تا قیمت شیر و ماست چند برابر شده."

                                مقصران گرانی

                                بخش عمده ای از این انتقادها به عملکرد اقتصادی دولت بر می گردد اما برای مردمی که این روزها سرگرم خرید هستند، چندان تفاوتی نمی کند که علت گرانی چیست و نمایندگان مجلس تا چه اندازه می توانند در برطرف کردن آن نقش داشته باشند.

                                غلام علی، راننده تاکسی در تهران، همه را در کاهش توان خرید خود مقصر می داند.

                                سیاست اقتصادی دولت باعث شده تا برخی نمایندگان حامی احمدی نژاد از او فاصله بگیرند

                                به گفته او "نمایندگان مجلس و دولت نمی توانند نقش خود را در این وضعیت انکار کنند. گرانی که خود به خود درست نمی شود. دولت و مجلس با هم تصمیم می گیرند بنابر این بهتر است صادقانه قبول کنند که کارشان غلط بوده است. وقتی من لاستیک، روغن و نیازهای دیگر زندگی ام را گرانتر می خرم پولش را از مسافرانم می گیرم و بقیه هم همین کار را می کنند. همه اینها یعنی گرانی بیشتر."

                                این راننده تاکسی می گوید "مسافرانم این روزها بیشتر در باره گرانی حرف می زنند تا در باره انتخابات. به محض این که رادیو خبری در باره انتخابات پخش می کند بعضی از مسافرانم اعتراض می کنند و می گویند رادیو را خاموش کنم. طبیعی است آنها هم مثل من از گرانی و مشکلات دیگر کلافه اند. اما من فکر می کنم ما می توانیم با انتخاب آدم هایی که می توانند مشکلات را برطرف کنند وضعیت را تغییر دهیم."

                                در مواردی مردم اعتراض به عملکرد دولت، مجلس و شوراها را با شرکت نکردن در انتخابات نشان داده اند اما مهرداد جوان تهرانی می گوید: "نتیجه اش همیشه بدتر از آن چیزی شده که انتظارش را داشتیم."

                                مهرداد در رشته مکانیک از دانشگاه فارغ التحصیل شده و گرچه مدتی است دوره سربازی خود را تمام کرده اما هنوز نتوانسته است کاری پیدا کند.

                                این جوان جویای کار می گوید "هر روز به امید یافتن کاری از خانه بیرون می زنم اما دیگر خسته شده ام. همین چند روز پیش به یکی از شرکت هایی که اگهی استخدام داده بود رفتم، باورم نمی شد بیشتر از سیصد چهارصد نفر فرم پر کرده بودند و قرار بود تنها از بین آنها دو نفر استخدام شوند. این وضعیت کار ماست. از گرانی هم که نگو. خدا را شکر می کنم که زن و بچه ندارم وگرنه نمی دانم باید چکار می کردم."


                                گرچه هنوز تصمیم نگرفته ام که در انتخابات شرکت کنم اما نمی توانم نسبت به بدتر شدن این وضعیت هم بی تفاوت باشم


                                مهرداد - جویای کار

                                این جوان تهرانی با وجود مشکلاتی که برای پیدا کردن کار دارد می گوید "گرچه هنوز تصمیم نگرفته ام که در انتخابات شرکت کنم اما نمی توانم نسبت به بدتر شدن این وضعیت هم بی تفاوت باشم."

                                ایران بیش از سه و نیم میلیون نفر بیکار دارد و تلاش های دولت برای ایجاد شغل موفقیت آمیز نبوده است.

                                بیکاری، تورم و گرانی از مهمترین مشکلات اقتصادی ایران است و اکثر جناح های سیاسی شعارهای خود را بر روی مسایل اقتصادی متمرکز کرده اند بلکه بتوانند نظر رای دهندگان را به خودشان جلب کنند.

                                سرنوشت کرسی های مجلس

                                افزایش فشار اقتصادی به خانوارهای ایرانی و کم شدن قدرت خرید آنها دامنه انتقادها از سیاست های دولت و مجلس را افزایش داده که در اختیار اصولگرایان است و این جناح سیاسی که اکنون تمام نهادهای سیاسی انتخابی و انتصابی را در اختیار دارد نگران است که در انتخابات مجلس این انتقادها باعث شود مردم به نامزدهای مورد حمایت این گروه رای ندهند.

                                البته رد صلاحیت چهره های شاخص اصلاح طلبان به عنوان مهمترین رقیب سیاسی اصولگرایان، قوت قلبی برای طرفداران دولت و نمایندگان مجلس فعلی ایران است که در سه انتخابات اخیر موفق شده اند رقیب را از صحنه خارج کرده یا آنها را به اقلیتی نه چندان سرنوشت ساز تبدیل کنند.

                                محمود احمدی نژاد، رئیس جمهور، بخشی از مشکلات اقتصادی را به عملکرد مجلس نسبت داده است و برخی از نمایندگان فعلی مجلس که از مدافعان آقای احمدی نژاد به شمار می روند بعضی سیاست های دولت را به باد انتقاد گرفته اند زیرا نگران آن هستند که همراهی تمام عیار با دولت در انتخابات آینده مجلس به زیان آنها تمام شود.

                                ساسان مغازه دار، در خیابان ولی عصر تهران، با اشاره به ازدحام مشتریان در مغازه اش می گوید "بیشتر اینها فقط قیمت می کنند ولی از خرید خبری نیست. اجناس ما نسبت به یک سال پیش گرانتر شده و مشتریان هم ترجیح می دهند از جاهای مختلف قیمت بگیرند تا بلکه پول کمتری برای خرید بپردازند."

                                این مغازه دار شرکت در انتخابات را لازم می داند و می گوید "نمایندگان فعلی مجلس امتحان خود را پس داده اند و در انتخابات آینده مجلس من فقط به چند نفر از نمایندگان فعلی رای می دهم و بقیه را از میان افراد دیگر انتخاب می کنم."

                                تهران ۳۰ نماینده در مجلس دارد و شهروندان تهرانی می توانند این افراد را از میان بیش از 800 داوطلب نمایندگی مجلس انتخاب کنند.

                                این مغازه دار تهرانی می گوید "چند نفر را از میان نمایندگان فعلی می شناسم که به درد بخورند. نمی دانم اصلاح طلبان چه نامزدهایی دارند و چه کسانی به صورت مستقل در انتخابات حضور دارند. در چند روز آینده با مشورت دوستان و خانواده ام در باره بقیه نامزدها تصمیم می گیریم."

                                اصلاح طلبان در شش انتخابات سراسری گذشته در سه انتخابات پیروز بودند ولی در سه انتخابات اخیر شکست خورده اند.

                                این گروه در انتخابات آینده مجلس با رد صلاحیت تعداد زیادی از نامزدهای شاخص خود روبرو شده اما به این نتیجه رسیده است که با چهره های کمتر شناخته شده در انتخابات حاضر شود و صحنه را خالی نکند.

                                مشخص نیست تلاش این جناح برای حضور در مجلس آینده ایران ثمربخش خواهد بود یا نه و آیا آنها خواهند توانست کرسی های بیشتری را در مجلس در اختیار بگیرند و در چنین صورتی، آیا قادر خواهند بود راهی برای حل مشکلات معیشتی مردم بیابند؟


                                iran

                                Comment

                                Working...