The End Of Dictador Islamic Republic (Election fraud)

Collapse
This is a sticky topic.
X
X
 
  • Time
  • Show
Clear All
new posts
  • Rasputin
    Senior Member
    • Jan 2005
    • 63906

    #106
    مهرداد بذرپاش ابراز عقيده كرد: هماهنگى شوراى شهر با دولت به نفع تهراني*ها، شورا و دولت است چراكه در مجموع شورا و دولت در خدمت مردم، به نفع مردم و به طور خاص مربوط به كلان*شهرهاى بزرگ است و در اين صورت با سريع*تر انجام شدن پروژه*ها كارها نيز زودتر سر و سامان خواهد گرفت و تنش*ها نيز به حداقل خود خواهد رسيد و در نتيجه فضا به يك فضاى كارى تبديل مي*شود.

    به گزارش خبرنگار سياسى خبرگزارى دانشجويان ايران (ايسنا)، رييس سابق گروه مشاوران جوان رياست جمهورى با حضور در نشست ,بررسى چالش*هاى پيش*روى شوراها, كه به دعوت بسيج دانشجويى دانشگاه تربيت معلم در اين دانشگاه برگزار شد، انتخابات شوراها را اولين انتخابات بعد از دوره*ى نهم رياست جمهورى عنوان و تصريح كرد: نتيجه و انتهاى انتخابات تاثير مستقيمى در تحليل*هاى رايج كنونى كشور خواهد داشت چراكه خيلي*ها منتظرند كه بدانند چه ليست و چه جريان فكرى راى خواهد آورد و اگر اين راى مخالف تفكر فعلى باشد عالم، آدم، جن و انس و ملك همه در كار خواهند شد تا بزنند. البته در زمينه نيز دستاويزى ندارند چراكه رييس جمهور بيش از 18 ميليون راى را همراه خود دارد.

    وي، ادامه داد: اگر در چند كلانشهر نتيجه*ى انتخابات شوراها طور ديگرى عرضه شود برخى با شيوه*هاى ژورناليستى كه در آن مهارت خاصى دارند طورى جريان را به هم خواهند زد كه نشان دهند جريان فعلى كشور ديگر سودى ندارد.


    نكته*ى مهم در انتخابات تثبيت كردن ادب انتخاباتى است

    بذرپاش، با بيان اينكه نكته*ى مهم در اين انتخابات تثبيت كردن ادب انتخاباتى است، گفت: دوستان مجموعه*ى ما همه بر اين تلاشند كه اين ادب را بسط و گسترش دهند و بيشتر از آنكه راى آوردن برايشان مهم باشد اين ادب انتخاباتى و گسترش آن مهم است، چراكه بر اين باورم اگر بتوان در دو يا سه سال آينده اين ادب را در بين مردم جا انداخت در واقع عرصه را براى كسانى كه مي*خواهند پول خرج كرده و روزنامه*هايشان را براى جنگ روانى آماده كنند و همچنين احزاب و گروه*هايشان را وارد گود سياسى كنند، تنگ خواهد كرد و با اين كار سطح توقع جامعه و مردم در سطحى قرار مي*گيرد كه برايشان قابل پذيرش نيست كه اجازه دهند اين افراد به كارهايشان دامن بزنند.

    رييس ستاد حاميان دولت اسلامي، پيروزى ليست كنونى را كمك به دولت و تهران دانست و تصريح كرد: مهم*تر از پيروزى اين ليست تثبيت و جا انداختن ادبيات انتخاباتى است كه رييس جمهورى نيز آن را از دوران كانديداتورى خود مطرح كرده است.


    در شرايطى هستيم كه اميد مي*رود يك ليست يا حداكثر دو ليست ارايه شود

    بذرپاش، در پاسخ به پرسشى مبنى بر اينكه آيا اصولگرايان همچون انتخابات مجلس مي*توانند به ائتلاف دست يابند يا مثل انتخابات رياست جمهورى دچار چنددستگى خواهند شد؟ اظهار داشت: ابتدا بايد ثابت كنيم كه اصولگرايى تنها به زبان كافى نيست و بايد عمل كرد. ولى اكنون در شرايطى هستيم كه اميد مي*رود يك ليست يا حداكثر دو ليست ارايه شود و به طور كلى با توجه به شلوغى كانديداها در انتخابات شوراها ليست*هاى شاخص از اين جناح يا جناح ديگر دو ليست خواهد بود.


    بايد به سمت بازتعريف و خالص*سازى جريان اصولگرايى برويم

    رييس سابق گروه مشاوران جوان رياست جمهوري، با بيان اينكه بايد به سمت بازتعريف و خالص*سازى جريان اصولگرايى برويم، عنوان كرد: نبايد شرايط به اين گونه باشد كه هر فردى به دليل مربوط به بودن به جناح اصولگرا دست به هر كارى بزند و اين مساله خوب نيست.


    كليت مجلس اصولگراست، اما در برخى حوزه*ها از حمايت*هاى جدى و اعتماد آنها به خود رييس جمهور و دولت نگرانيم

    وى در پاسخ به پرسش ديگرى مبنى بر اينكه مجلس كجاها جلوى پاى رييس جمهور سنگ انداخته است؟ گفت: كليت مجلس اصولگراست، ولى در برخى حوزه*ها از كابينه و لوايح همچنين اقدامات بعدى از حمايت*هاى جدى و اعتمادى كه آنها بايد به خود رييس جمهور و دولت بكنند، نگرانيم. البته اين شرايط در چند ماه اخير و بعد از برخى اتفاقات و حمايت*هاى مقام معظم رهبرى بهتر شده است.


    دولت در ابتداى فعاليتش از سوى مجلس بسيار اذيت شده است

    بذرپاش، در ادامه با بيان اينكه دولت در ابتداى فعاليتش از سوى مجلس بسيار اذيت شده است، اظهار داشت: علت اصلى آن به دليل انتخابات بود كه اين مساله در حوزه*ى كارى مجلس سر باز كرد و خود را نشان داد و مصداق آن كابينه و راى اعتماد و لوايحى همچون صندوق مهر امام رضا (ع) و سهام عدالت است و مصداق ديگر آن مصاحبه*هاى مفصل در رسانه*هاى جمعي، مطبوعات و تلويزيون عليه دولت است.


    روي*كار آمدن احمدي*نژاد غير از لطف خدا، چيز ديگرى نبوده است

    مشاور سابق رييس جمهوري، در پاسخ به سوالى مبنى بر اينكه اگر روى كار آمدن رييس جمهور معجزه*ى خداوند بوده است ولى ايشان دچار اشتباه شود، يعنى در واقع خدا دچار اشتباه شده است؟ گفت: اين مساله غير از آنكه لطف خدا بوده چيز ديگرى نبوده است، چراكه ما بر اين باوريم كه حتى قدرت تكلم و افتادن برگ از درخت نيز به اذن خدا است. ولى برخى مي*گويند كه اين مساله معجزه است و برخى ديگر بر اين باورند كه اين مساله تنها عوام*فريبى و توده*گرايى بوده است.

    وي، در پاسخ به اين سوال كه چرا مناظره*اش با عطريانفر در دانشگاه لغو شده است؟ گفت: قرار بر اين بود كه مناظره*ام با ايشان باشد ولى ايشان به هر دليلى نيامدند و قرار شد كه كس ديگرى بيايد و من نيز با عذرخواهى قبول نكردم.


    دولت در تمام حوزه*ها بهتر بوده و در حوزه*هايى كه بهتر عمل نشده، بدتر نيز نشده*ايم

    رييس سابق گروه مشاوران جوان رياست جمهوري، در ارزيابى از عملكرد دولت نهم، تصريح كرد: موفق يا عدم موفق بودن دولت را بايد در حوزه*هاى مختلف فرض كرد. ولى به دليل اطلاعم مي*گويم كه در تمام حوزه*ها بهتر بوديم و در حوزه*هايى كه بهتر عمل نشد بدتر نيز نشده*ايم. چراكه قياس در حوزه*ى مملكت بايد قياسى نسبى و بر مبناى زمان باشد.


    فضاى دانشگاه بايد به سمت زنده*تر شدن حركت كند

    وى با بيان اينكه در اين فضا دانشگاه بايد به سمت زنده*تر شدن حركت كند، اظهار داشت: البته شرايط كنونى آن معلول شرايط گذشته*اند و بهترين كار در حال حاضر اين است كه فضاى دانشگاه*ها به سمت پرسش و پاسخ از مسوولان برود.


    حضور خواهر رييس جمهور در انتخابات شوراى شهر به منزله*ى وارد شدن يك شبه ايشان در انتخابات نيست

    رييس ستاد حاميان دولت اسلامي، در پاسخ به پرسشى مبنى بر اينكه چرا خواهر احمدي*نژاد در ليست شما قرار دارد؟ گفت: قضيه به اين صورت نيست. ايشان علاوه بر كانديداتورى در مجلس ششم در شوراى شهر دوره*ى اول و دوم نيز كانديدا بودند و در برخى از اين جريانات انصراف و در جاى ديگر راى نياوردند، ولى به طور كلى ايشان عنصرى فرهنگي، فوق ليسانس و مدير مدرسه و چهره*ى سياسى و مطلع و در جريان اوضاع است و حضور ايشان در انتخابات شوراى شهر به منزله*ى وارد شدن يك شبه در انتخابات نيست.

    بذرپاش، پاسخ پرسش ديگرى در خصوص مفسدان اقتصادى را اينگونه داد: نام دو نفر از مفسدان اقتصادى اعلام شد و ديديد كه چه برخوردى با اين قضيه صورت گرفت و در شرايط كنونى شرايط كشور اقتضا اين فعاليت*ها را نمي*كند ولى آقاى احمدي*نژاد با كسى تعارف ندارد و گفت و بروز پيدا كرد.


    در مساله بانك پارسيان دولت محكم ايستاد

    وى ادامه داد: بانك پارسيان را نيز با برخوردهايشان خراب كردند و رفتند. هنگامى كه ماجراى بانك پارسيان شروع شد صداى همه درآمد. ديوان عدالت اداري، اتاق بازرگانى و نمايندگان مجلس گفتند كه برخوردها شرايط و فضاى كشور را ناامن خواهد كرد ولى با تمامى اين شرايط دولت محكم ايستاده است و شخص رييس جمهور مصمم و مجموعه*ى دولت نه به سرعت ايشان، ولى به طور جدى پا به پاى ايشان حركت مي*كند. البته اين قضيه يكسرى هزينه*هايى را داشت همچون اتهام به رياست جمهورى مبنى بر مبارزه با سرمايه*گذارى.

    مشاور سابق رييس جمهور، در پاسخ به پرسشى كه آيا جدايي*تان از حاميان قاليباف واقعيت دارد؟ گفت: اين قضيه اينگونه نيست و فردى كه شما نام مي*بريد براى من محترم است و تمام اين جريانات يك بازى رسانه*اى است كه من نمي*گويم همه*ى آن دروغ است، ولى اين طور كه آنها بروز داده*اند، نيست و اين تنها خطى است كه جناح داخلى براى اختلاف بين ما درست كرده است. اين استراتژى نيست و خبر است. اگر خط برخى روزنامه*ها را دنبال كنيد متوجه اين مساله خواهيد شد. البته اين مسائل در پشت پرده بوده اما اكنون در روزنامه*ها، خبرگزاري*ها و بعضى سايت*ها آنها اين خط را دنبال مي*كنند.

    بذرپاش، در پاسخ به پرسش ديگرى كه آيا دوست داشتن رييس جمهور مي*تواند گرسنگى مردم را برطرف يا فرهنگ ايرانى را در جهان پررنگ كند؟ گفت: دولت تمام ظرفيت*هايش را براى بهبود وضعيت معيشتى استفاده كرده است و ايشان تنها رييس جمهورى است كه رو در رو و به صورت مستقيم مسائل معيشتى مردم را دنبال مي*كند و با پذيرفتن اين ريسك است كه دنبال كردن اين مسائل سرعت توقعات مردم را بيشتر از سرعت كار دولت خواهد كرد.

    رييس ستاد حاميان دولت اسلامي، افزود: رييس جمهور در شعارها و سفرهاى استاني*اش بيشتر سخنش در خصوص معيشت مردم است و به نظرم اين يك جرات است كه رييس جمهور با اين منابع محدود در فضاى معيشتى وارد شود. چراكه ايشان مي*توانستند همچون رييس جمهورهاى سابق تنها وارد فضاى سياسى شوند و اين كار ايشان با وجودى كه حتى ممكن است در دوره*ى بعد نيز راى نياورد، عين شجاعت و تدبير و دلسوزى براى مملكت است.


    درباره*ى انرژى هسته*يى در نقطه*ى طلايى به سر مي*بريم

    وى در پاسخ به اين پرسش كه تا كى بايد براى مساله*ى هسته*يى به روسيه و چين باج بدهيم و بازار خود را از كالاهاى چينى پر كرده و توليدكنندگان را ورشكست كنيم؟ و آيا نبايد با داشتن انرژى هسته*يى علاوه بر مطالبه*ى فرهنگي*مان كشور را دچار اقتصاد پويا كرده و تمام اين مسائل با شرايطى است كه كم كم تعليق را پذيرفته*ايم؟ گفت: در انرژى هسته*يى در نقطه*ى طلايى به سر مي*بريم و به هيچ عنوان تعليق را نخواهيم پذيرفت و آنچه كه شما در روزنامه*ها در خصوص چين و روسيه مي*خوانيد تنها يك بازى سياسى است. درگذشته استراتژيى كه آنها اتخاذ كرده بودند جواب نداد و به نظر من غلط بود و استراتژى كنونى باعث شده كه كشور ما به فناورى سوخت هسته*يى دست پيدا كند و دو حوزه*ى چين و روسيه تنها بازى سياسى و ديپلماتيك*اند، چراكه نبايد اجازه دهيم آنها به اجماع جهانى برسند و فضاى افكار عمومى جهان بر عليه كشور ما شود اما بازار چين تمام كشورهاى دنيا و حتى آمريكا را تحت شعاع قرار داده و هيچ ارتباطى به ايران ندارد كه بازار را در اختيار آنها قرار دهد.


    حداقل چيزى بگويند كه به احمدي*نژاد بچسبد!

    رييس سابق گروه مشاوران جوان رياست جمهوري، در پاسخ به پرسشى مبنى بر اينكه چرا در زمان شهردارى احمدي*نژاد كه كل بودجه*ى شهردارى 1000 ميليارد بوده است اعلام شد 350 ميليارد آن سند نداشته و معلوم نيست به كجا رفته است؟ اظهار داشت: توقع من از شما اين است كه با تحقيقات بيشترى اين مساله را مطرح كنيد. در سال اول بودجه*ى مصوب شده 740 ميليارد تومان بوده كه 25 درصد آن براى مسائل جارى و بقيه صرف مسائل عمرانى شد. باب مساله*ى 350 ميليارد تومان زمانى باز شد كه برخى سياسيون فكر كردند كه با اين مساله مي*توانند به نوعى احمدي*نژاد را درگير كنند ولى آنها حداقل چيزى بگويند كه به ايشان بچسبد.

    iran

    Comment

    • Rasputin
      Senior Member
      • Jan 2005
      • 63906

      #107
      سخنان کريمی راد سخنگوی قوه قضاييه در نشست خبری اش با رسانه ها در سه مورد شايان توجه است: او ادعا کرده است که "تاکنون حکم سنگسار در ايران اجرا نشده است". کريمی راد روز روشن دروغ می گويد. نه تنها اکنون 10 زن و دو مرد در زندان های مختلف ايران حکم سنگسار گرفته و در انتظار اجرای حکم هستند, بلکه در "ارديبهشت ماه 1385 يک زن و يک مرد به نام هاى محبوبه. م و عباس. ح در مشهد سنگسار شده اند." (1) ادعای دروغ کريمی راد در خصوص عدم اجرای حکم سنگسار به خاطر آن است که عقب نشينی احتمالی از اجرای احکام سنگسار صادره را نه نتيجه فشارهای گسترده داخلی و جهانی و بيانيه ها و اطلاعيه های اعتراضی و محکوميت اين عمل ضد بشری از سوی نهادهای حقوق بشری, بلکه نتيجه تصميم گيری رژيم جا بزند. درست به همين دليل بر همه آنان که امکان تحقيق و جستجو و رديابی هر چه بيشتر جنايت های رژيم در زندان ها و احکام وحشيانه دادگاههای قرون وسطايی آن را دارند فرض است که پرونده های محکومين به اعدام و سنگسار را به دقت همچنان پيگيری کنند. يک لحظه, و فقط يک لحظه اگر وضعيت اين محکومان از زير نورافکن ها کنار برود, آدمکشان حکومت اسلامی آنها را از دم تيغ خواهند گذراند و بعد با کمال وقاحت خواهند گفت "تاکنون حکم سنگسار در ايران اجرا نشده است."
      مورد دوم در سخنان کريمی راد مربوط به علت دستگيری مجدد منصور اسانلوست. آنچه او به عنوان علت دستگيری ذکر کرده, خط به خط نامه اسانلو را در باره فشارهای روانی و ارعاب ماموران امنيتی و اعمال فشارها در خارج از زندان تاييد می کند. کريمی راد می گويد: "وی برخلاف تعهداتی که داده بود، مرتکب افعال گذشته بود که به دادگاه احضار شد اما مراجعه نکرد. حکم جلب وی صادر شد اما باز هم مراجعه نکرد و در نهايت دستگير شد."
      همه می دانند که منصور اسانلو هيچ کار مخفی و زير زمينی انجام نمی داد, او همراه با کارگران فعال ديگر, سنديکای کارگران اتوبوس رانی تهران و حومه را هدايت می کرد. به عبارت ديگر فعاليت های او قانونی بود و اين رژيم بود که برخلاف تعهداتش در قبال سازمان جهانی کار و مقاوله نامه هايی که امضا کرده به طرز وحشيانه به خانه های فعالان کارگری حمله برد و با مجروح و مضروب کردن زنان و کودکان اين کارگران آنان را به اسارت گرفت و به شکنجه گاهها برد. منصور اسانلو را هم باز برخلاف قوانين خودش بيش از هفت ماه در بند 209 اطلاعات زندان اوين "بازداشت موقت" کرد و تحت بازجويی و شکنجه قرار داد تا او را بزور شکنجه و بازجويی وادار کند که از فعاليت مشروع, علنی و قانونی برای منافع صنفی کارگران اتوبوس رانی تهران دست بردارد. منظور کريمی راد "از تعهداتی که اسانلو داده بود" همان درخواست شکنجه گران اوين است. او در واقع می گويد به اسانلو گفته بوديم حق فعاليت ندارد اما چون خواست غيرقانونی و ضد مردمی شکنجه گران فاشيست را رد کرد آنها با تيراندازی هوايی در خيابان او را دوباره دستگير کردند. توضيحات کريمی راد فقط و فقط جوهر فاشيستی رژيم جمهوری اسلامی را نشان می دهد که هيچ صدای حق طلبی را به رسميت نمی شناسد و هيچ فعاليت مستقل صنفی را حتی اگر در چهارچوب قوانين همين رژيم و علنی هم باشد برنمی تابد و با دستگيری و شکنجه و زندان و پرونده سازی و ارعاب و تهديد خانواده ها و آدم ربايی پاسخ می دهد.
      مورد سوم در سخنان کريمی راد به تاکيد او در مورد درخواست دادستان رژيم در صدور حکم اعدام برای چند تن از سازندگان و توزيع کنندگان سی. دی هايی مربوط است که از جشن های خصوصی و روابط جنسی افراد يا از تجاوز جنسی تهيه می شود. تهيه و توزيع اين گونه سی. دی ها مصداق بارز تجاوز به حريم خصوصی افراد است و چنين تجاوزی صرف نظر از اين که دراين يا آن مورد مشخص از سوی چه باندها يا دسته هايی و با چه اهداف و انگيزه های صورت گرفته باشد, سياست رسمی رژيم اسلامی است. جمهوری اسلامی است که دخالت در حريم خصوصی افراد را به سياست رسمی خود ارتقا داده است و روزی نيست که خبر جنايتی به دست نيروهای رژيم در همين رابطه منتشر نشود. تازه ترين نمونه آن قتل يک دانشجوی سبزواری به دست يک بسيجی است که ظاهرا از مشاهده "منکر" (يعنی از با هم بودن دانشجوی مقتول و نامزدش ) خونش به جوش آمده بوده و "احساس وظيفه" کرده بوده است. سياست دخالت در حريم خصوصی افراد بستر عريضی برای انواع جنايات و مفاسد دولتی و غيردولتی و شبه دولتی و نقض حقوق شهروندی فراهم می سازد. آنوقت رژيمی که خود سرمنشا فساد در اين زمينه است, از فسادی که اساسا از وجود خودش سرچشمه می گيرد, بهره برداری می کند تا به بهانه اجرای عدالت, وسيله گسترش اعدام ها را فراهم آورد.

      iran

      Comment

      • Rasputin
        Senior Member
        • Jan 2005
        • 63906

        #108
        بيانيه انجمن اسلامى دانشجويان پلى تکنيک تهران در رابطه با قتل دانشجوى دانشگاه آزاد سبزوار توسط شبه نظاميان بسيج:

        عصر شنبه ۲۷ آبان ماه، توحيد غفار زاده، دانشجوى دانشگاه آزاد سبزوار طى حمله اى وحشيانه از سوى يکى از عمال بسيج اين دانشگاه به قتل رسيد.

        مقتول که در ايستگاه اتوبوس دانشگاه مشغول گفتگو با هم دانشگاهى اش بوده است، با دخالت ضارب مواجه شده که از نسبت آن دو سوال مى پرسد. پس از درگيرى هاى لفظى ميان اين دو فرد، قاتل با ضربه چاقو، توحيد غفار زاده را به قتل مى رساند. قاتل پس از دستگيرى در مرکز انتظامى سبزوار، انگيزه قتل را جريحه دار شدن احساسات دينى از گفتگوى دو دانشجوى دختر و پسر در انظار عمومى عنوان مى کند.

        با وجود تاسيس دولت امنيتى نهم، و تشکيل کابينه امنيتى- نظامى آن، هيچ کس تصور نمى کرد که مستبدان تا اين حد از گستاخى و وقاحت پيش روند که دانشگاه را اين چنين تحت فشار قرار داده و با انواع مشکلات و جنايات روبرو سازند. جامعه دانشگاهى که حتى در دوره اصلاحات از امنيت برخوردار نبود، در اين دوره با تهديد جانى روبرو است. قتل دو دانشجو (يکى در زندان و زير شکنجه -اکبر محمدى- و ديگرى در ملاء عام - توحيد غفارزاده-) کارنامه سياه عوام فريبان مهرورز دولت است که حفظ جان شهروندان در برنامه هاى عوام فريبانه شان جايى ندارد.

        انجمن اسلامى دانشجويان دانشگاه صنعتى اميرکبير (پلى تکنيک تهران)، ضمن عرض تسليت به خانواده داغدار مرحوم توحيد غفار زاده و اظهار تاسف عميق از واقعه روى داده، لازم مى داند نکات ذيل را به اطلاع عموم برساند:

        ۱- اين اتفاق نامبارک بطور کاملا مستقيم، محصول عملکرد محمود احمدى نژاد، رئيس جمهورى است که چندى پيش طلب فرياد از کسانى کرده است که در ۸ سال دوران اصلاحات عربده کشان جوامع دانشگاهى بوده اند و اکنون به مدد حمايت هاى بى دريغ و همه جانبه مديران ارشد وزارت علوم از جريان شبه نظامى بسيج، مبدل به چاقو کشانى شده اند که در هر کوى و برزن دشنه بر قلوب پاک جوانان ايران زمين مى کنند. رئيس جمهوري، جاى دارد به جاى طلب عربده کشى در دانشگاهها براى تسويه حساب با اساتيد مستقل دانشگاهي، ,شعبان بى مخ ها, را از ولگردى در فضاى عمومى دانشگاه برچيند و زحمت دانشجويان را در جمع آورى اين جريان لمپن شبه نظامى از عرصه عمومى دانشگاهها کم کند.

        ۲- مسئوليت اين قضيه همچنين به عهده کسانى است که با توجيهات قرون وسطايى و القاء تفکرات فاشيستى و بيمارگونه، راه وقوع فاجعه را هموار کرده اند. مفلوکان بيمارى که تصور مى کنند با انجام جنايت، به تکليف شرعى خود عمل مى کنند، متهمان رديف دوم اند. اين اقدام به واقع تحقق خارجى احکام خشونت و جنايتى است که با بودجه مردم اين سرزمين و از منابر رسمى تبليغ مى شود. رييس نهاد رهبرى در دانشگاه ها بايد در باره اين فاجعه پاسخگو باشد. کسى که چندى پيش خواستار برخورد شديد انضباطى با دانشجويان در دانشگاه ها شد و با مقدس خواندن فضاى مراكز علم و دانش و مکدر خواندن وضعيت اخلاقى دانشگاهها عنوان نمود که نقش نيروهاى متدين و با غيرت در دانشگاه*ها نقض نمي*شود.

        ۳- چرخه ,ناکامى-پرخاشگرى, سالهاست دانشگاه و دانشگاهيان را مورد تعرض قرار داده است. فاجعه کوى دانشگاه، حمله به خوابگاه هاى دانشجويي، حمله به تجمعات دانشجويى توسط انصار، بازداشت و شکنجه فعالان دانشجويي، پاکسازى دانشگاه از حضور اساتيد مستقل، ممانعت از تحصيل دانشجويان منتقد و چندين مورد از موارد آشکار شده قتل دانشجويان (عزت ابراهيم نژاد، اکبر محمدى و توحيد غفارزاده)، پرخاشگرى مطرودانى است که با وجود در دست داشتن تمامى ابزار هاى قدرت، خشونت و جنايت، از آن بابت که نه تنها مورد توجه دانشجويان نيستند، بلکه همواره مورد نفرت آنان بوده اند، ناکامى هاى خود را جبران مى کنند. تفکرات شبه بسيجيان سالهاست در دانشگاه هاى ايران به زباله دان ها سپرده شده و بوى متعفن آن، آزار دهنده روحيه دانشجويانى است که راهى براى در امان نگاه داشتن حوزه خصوصى شان از تجاوز اين جريان لمپن شبه نظامى ندارند.

        ۴- با رويگردانى ملت از ايفاى نقش سربازهاى حکومت استبداد، عمله هاى نظامى در سايه کثيف ترين سوء استفاده ها از دين و باورهاى اعتقادى جنايات گسترده اى را عليه اقشار مختلف ملت و سلب حقوق اوليه و انسانى آنها صورت داده اند. دولت امنيتى و عوام فريب نهم، در اين زمينه، روى تمامى مستبدان اين سرزمين را در سابقه تاريخ سياست، سفيد کرده است. مدتهاست که در اين مملکت، دکان قتل و جنايت در حريم ديانت باز شده و معلوم نيست صبر دانشگاه تا کى اجازه خواهد داد تفکرات بيمارگونه به نام احساسات مذهبى و از راه جنايت بر عليه دانشجويان و دانشگاهيان، عقده گشايى کند.

        ۵- کشتن يک دانشجوى ديگر توسط عمله استبداد دينى-طالبانى در حالى صورت گرفته است که هنوز صداى اعتراض دولت نهم به ضرب و شتم دانشجوى ايرانى در دانشگاه کاليفرنيا فراموش نشده و همچنان ادامه دارد. دولتى که عملکردش در حوزه دانشگاه، سراسر نقض حقوق شهروندى است و در منجلاب حذف دگرانديشان سياسى و غيرسياسى فرورفته است، در حالى مدعى نقض حقوق بشر در آمريکا شده است که در داخل کشور، نيروهاى بسيجى حامى او ديگر از قتل دانشجويان نيز ابايى ندارند.

        ۶- قاتل، عضو سازمان نظامى بسيج، شاخه دانشجويى سپاه در دانشگاه بوده است. اين چهره واقعى و عريان عمال هواداران حکومت استبدادى طالبانى است که هيچ ارزشى براى جان شهروندان و مردمش قائل نيست. سازمان بسيج، آموزش دهنده، مروج و محرک چنين فجايعى است. بى شک حضور نا مشروع و تحميلى اين نهاد فاسد و مروج توحش و خشونت، مانعى بزرگ بر سر راه رشد و توسعه و شکوفايى دانشگاه هاى ايران است. پرورش افراد پرخاشگر و بيمارى که با ديدن دو دانشجوى دختر و پسر، چنان تحريک مى شوند که براى ارضاء خود دست به قتل مى زنند، ديگر قابل تحمل نيست.

        انجمن اسلامى دانشجويان دانشگاه صنعتى اميرکبير (پلى تکنيک تهران)، مهمترين مساله را اين مى داند که با فاجعه اخير چگونه بايد برخورد شود تا چنين جناياتى مطلقاً امکان تکرار نداشته باشد. بى شک به بى دادگاه قضايى نمى توان اميد بست که سابقه آن در پاسدارى از پايه هاى استبداد و خفقان بر همه آشکار است. اين خود دانشگاه است که براى حفظ امنيت خود و در گامهاى بعدى کسب آزادى و رهايى بايد اقدام نمايد. جنبش دانشجويى ايران بايد درس آموزنده و فراموش نشدنى ديگرى را در آستانه فرارسيدن آذرماه (ماه دفاع از مظلوميت دانشگاه) به دولت و عمال وابسته به آن بدهد. نخستين گام، حذف پايگاه فاسد و مروج اختناق در دانشگاه است: بسيج بايد از دانشگاه برود.

        انجمن اسلامى دانشجويان
        دانشگاه صنعتى اميرکبير
        (پلى تکنيک تهران)
        يكم آذرماه 1385

        iran

        Comment

        • Rasputin
          Senior Member
          • Jan 2005
          • 63906

          #109
          Iran will give inspectors access to records and equipment from two of its nuclear sites, the head of the UN's atomic agency, the IAEA, has said.
          Mohamed ElBaradei said he hoped Iran's move would begin a series of measures that would clear suspicions over its nuclear programme.

          The IAEA has however rejected an Iranian request for help in building a heavy-water nuclear reactor at Arak.

          The US fears Iran could use the reactor to make fuel for a nuclear weapon.

          Plutonium released as a by-product in a heavy water reactor can serve as a substitute for highly-enriched uranium in constructing a nuclear device.

          Iran has also repeatedly rejected demands to halt its uranium enrichment work.

          The UN Security Council remains deadlocked over Iran's announcement that it will not suspend uranium enrichment as a precondition for talks over its nuclear programme.

          Iran has dismissed US suspicions that it is building a bomb and insists its nuclear work does not have a military aspect.

          Sanctions threat

          According to Mr ElBaradei, Iran has agreed to let International Atomic Energy Agency (IAEA) inspectors take environmental samples from equipment at a former military site at Lavizan.

          Iran has also said it will give the UN access to records from a uranium enrichment plant in Natanz.

          Mr ElBaradei welcomed the moves but said Iran needed to show more transparency over its nuclear programme.

          He told the AFP news agency that Iran needed to give "a full explanation of the development of its nuclear programme from start to finish".

          Iran, he said, needed "to openly corroborate this explanation with evidence, including records and access to relevant locations and individuals involved".

          According to the BBC's Pam O'Toole, Iran's latest offer may be trying to show it is co-operating with the IAEA - but western countries will probably argue more needs to be done if it is to avoid the threat of sanctions.

          'Medical purposes'

          Diplomats meeting at IAEA headquarters in Vienna, Austria, rejected Iran's request for help in building the heavy water reactor.

          BBC correspondents say the IAEA has left open the possibility of reconsidering Iran's request in the future.

          Iranian Foreign Minister Manouchehr Mottaki said work on the Arak reactor would continue, regardless of the IAEA decision.

          "It is the duty of the IAEA to help. If they help, we will appreciate it. If not, we will do it on our own," he said.


          Iran says the heavy-water plant at Arak will help it make radio isotopes for medical purposes.

          The US fears the reactor at Arak, when complete, could produce enough plutonium to build one bomb every year.

          iran

          Comment

          • Rasputin
            Senior Member
            • Jan 2005
            • 63906

            #110
            پيش نويس قطعنامه کانادا در مورد نقض حقوق بشر در ايران روز سه شنبه گذشته با 70 رای مثبت در کميته سوم مجمع عمومی سازمان ملل به تصويب رسيد. اين قطعنامه با واکنش تند رژيم روبرو شد. در اين قطعنامه به منع فعاليتهاى آموزشي، اجتماعى, عدم دسترسى به تحصيلات عالى، اشتغال، بيمه*هاى تامين اجتماعى و حق مسكن و خشونت عليه مليت های ايران نظير کردها، اعراب، آذري*ها و همچنين اقليت های مذهبی نظير بهايي*ها و صوفي*ها اعتراض شده و چنانچه در متن قطعنامه آمده است: "امحاء تمامى اشكال تبعيض عليه اقليتهاى قومى، مذهبى و زبانى چه در مقام عمل و چه در مقام اجراء در قبال اعراب، اكراد، آذريها، بلوچها، مسيحيان، يهوديان، مسلمانان سنى و بهائيان" درخواست شده است.
            قطعنامه همچنين خواستار "رفع تبعيض عليه زنان و منع كامل بهره*گيرى از شكنجه و رفتارهاى تحقير آميز و اعدام در ملاء عام، تضمين احترام به حق دادرسى عادلانه، حق دسترسى زندانيان به وكيل و مشاور قضايى" شده و "خوددارى از نظارت بر افراد براساس عقايد مذهبى و اطمينان از دسترسى يكسان همه افراد به آموزش و پرداختن به اين موضوعات در فضايى باز و با مشاركت كامل اقليت ها" را مورد تاکيد قرار داده است.

            در اين که رژيم جمهوری اسلامی يک رژيم سرکوبگر است که کارگران, زحمتکشان, جوانان, زنان, اقليت های ملی و مذهبی, دانشجويان و فعالين هر قشر و گروهی را که متفاوت از خواست های رژيم بخواهند سرکوب می کند جای کمترين ترديدی وجود ندارد. اين رژيم حتی از اعدام کودکان و سنگسار زنان هم کوتاهی نمی کند. بنابراين پايان دادن به اعدام و شکنجه و آدم ربايی, آپارتايد جنسی, نظام آموزش ايدئولوژيک و مغزشويانه, ظلم و بی عدالتی در حق مليت های ايران؛ پذيرش مطالبات ملی و رعايت کامل حقوق اقليت های مذهبی, حق برپايی تشکل های مستقل مدنی و صنفی برای گروههای مختلف مزد و حقوق بگيران, تضمين عادلانه بودن محاکمات قضايی, برچيدن هر گونه بساط شکنجه و زندان های خصوصی, آزادی کليه زندانيان سياسی و عقيدتی و ..... حقوق و مطالباتی نظير اين ها هميشه مورد تاکيد عموم نيروهای طرفداران آزادی و عدالت اجتماعی قرار داشته است.
            از آنجا که وجود يک ناظر و گزارشگر ويژه حقوق بشر, از سوی سازمان ملل برای ايران بنا به تجربه می تواند تا حدودی در کندتر کردن تيغ سرکوب رژيم موثر شود, خواست وجود چنين ناظری و اعمال فشار بر رژيم اسلامی نيز مورد تاکيد آزاديخواهان ايران است.

            عليه معامله با حقوق بشر

            با اين حال آزاديخواهان ايران نمی توانند خصلت محدود و معامله گرانه فشارهای دولت های غربی به رژيم اسلامی در رابطه با نقض حقوق بشر را از نظر دور داشته باشند. بايد روشن باشد که فشار بر رژيم اسلامی در زمينه حقوق بشر نيز حوزه دنباله روی از مقاصد و نيات و منافع دولت های غربی نيست, بلکه حوزه تلاش و پيکار مستقل برای جلب آرای افکار عمومی مردم اين کشورها و نهادهای واقعا مستقل و غير دولتی بين المللی و چهره ها و شخصيت های موجه آنها و نهادسازی به اين منظور و در چنين چهارچوبی است.
            جمهوری اسلامی و دولت های غربی جنگ رسانه ای ناسالمی را در حوزه حقوق بشر پيش می برند: هر يک موارد نقض حقوق بشر طرف ديگر را برجسته می کند و برای امتيازگيری فشار می آورد. جمهوری اسلامی هر وقت که به خاطر جناياتش در زمينه حقوق بشر محکوم می شود, اعتراض می کند که غربی ها از حقوق بشر استفاده ابزاری می کنند و اگر راست می گويند چرا در قبال جنايت اسرائيل و کشتار کودکان فلسطينی سکوت می کنند. و چرا قطعنامه محکوميت اين جنايات را در سازمان ملل وتو می کنند. در حالی که اولا آنها به اين سوال جواب نمی دهند که مگر سکوت دولت های غربی در برابر جنايت اسراييل عليه حقوق بشر در فلسطين, جنايت رژيم اسلامی عليه حقوق بشر در ايران را مجاز و مشروع می سازد؟ و اگر از نظر رژيم مشروع می سازد در اين صورت آيا غير از اين است که جمهوری اسلامی مثل رژيم اسراييل از غرب حق ويژه برای ارتکاب جنايت عليه حقوق بشر در ايران می خواهد؟

            ثانيا, اگر بر فرض دولت های غربی جنايات اسراييل را محکوم می کردند, مگر رژيم جمهوری اسلامی حق محکوم کردن خودش را به خاطر جناياتش در زمينه حقوق بشر در ايران می پذيرفت؟
            کاملا معلوم است که رژيم جمهوری اسلامی به جنايات رژيم اسراييل احتياج دارد تا اصل جنايت ورزی عليه حقوق بشر به عنوان حق ويژه خودش را توجيه کند. درست همانطور که به جنايات شنيع تبهکاران متوسل می شود تا اصل اعدام را قابل توجيه سازد, به گوانتامو اشاره می کند تا اوين را توجيه کند و کشتار کودکان فلسطينی را برجسته می کند تا حمله مغول وار ماموران وحشی خودش به کارگران بی دفاع بابلسر و خانواده هايشان را توجيه کند.
            ثالثا: اگر چه برخورد دولت های غربی با مساله حقوق بشر ابزارگونه و رياکارانه است است, اما انتقاد رژيم اسلامی از اين رياکاری, از اصل رياکاری غربی ها هم ناسالم تر و رياکارانه تر است. برای اين که رژيم جمهوری اسلامی درست به همان وسيله ای متوسل می شود که ظاهرا به آن اعتراض می کند. اين رژيم معترض است که غربی ها حقوق بشر را وسيله فشار برای معامله و امتياز سياسی کرده اند و در حالی که نسبت به جنايات روزمره اسراييل خاموش هستند و قطعنامه محکوميت اين رژيم را در سازمان ملل وتو می کنند عليه جمهوری اسلامی قطعنامه تصويب می کنند.
            در حالی که اين درست همان کاری است که همين رژيم شب و روز خودش انجام می دهد. نمونه می خواهيد: يک بسيجی روز روشن جوان دانشجوی سبزواری را در خيابان با کارد به قتل می رساند, همزمان ماموران پليس يک دانشجوی ايرانی را در آمريکا ضرب و شتم می کنند. رژيم مورد اول را کاملا ماست مالی می کند و با بی شرمی حتی هويت بسيجی ضارب را با تناقض گويی های فراوان انکار می کند, اما در مورد دوم قيل و قالی به پا می کند که انکار سقف آسمان به پائين آمده است. رژيمی که خودش حقوق بشر را ابزار معامله می داند چه حق دارد که از ابزار معامله بودن حقوق بشر نزد غربی ها شاکی باشد؟. هر کس چنين حقی داشته باشد رژيم رياکار و سرکوبگر جمهوری اسلامی چنين حقی ندارد.

            حقيقت اين است که جمهوری اسلامی از جهت خود و دولت های غربی از جهت خود حقوق بشر را ابزار معامله و نيات و مقاصد خود می دانند. درست به همين دليل استقلال عمل از اين هر دو گرايش در زمينه حقوق بشر و محکوم کردن نقض حقوق بشر هميشه و در همه جا و به دور از لحاظ منافع و مقاصد سياسی دولت ها و رژيم های ناقض اين حقوق برای عموم آزاديخواهان يک اصل غير قابل ترديد است. معنای اين اصل عبارت است از اين که, تمرکز ويژه روی نقض حقوق بشر در ايران يا خارج از ايران نمی تواند و نبايد بهانه ای برای دنباله روی تلويحی از نيات و مقاصد دولت های غربی يا از رژيم اسلامی در زمينه حقوق بشر تلقی شود. از ترس همسو شدن با جمهوری اسلامی نبايد از مساله ضرب و شتم دانشجوی ايرانی در آمريکا گذشت و يا در قبال جنايت های روزمره اسراييل در حق فلسطينيان چشم فرو بست و از ترس همسو شدن با آمريکا و ساير دولت های غربی نبايد بر جنايات روزمره رژيم اسلامی در حق شهروندان ايرانی چشم پوشی کرد. حقوق بشر عام است و مرز نمی شناسد. نقض حقوق بشر را بايد هم در اسراييل و هم در ايران و هم در آمريکا محکوم دانست و به آن اعتراض کرد. تاکيد بر اين سه کشور و نقض حقوق بشر در آنها بويژه مهم است. برای اين که اولا: اين هر سه رژيم در زمينه نقض حقوق بشر بسيار بدنام و صاحب پرونده های سياه هستند و ثانيا: اضلاع شوم يک مثلث هستند که بر سر گسترش قدرت و نفوذ خود در خاورميانه شديدا با هم رقابت می کنند و به اين منظور از توسل به هيچ جنايتی هم روگردان نيستند و خاورميانه را به خاک و خون کشيده اند و يکی از ابزارهای رقابت آنها هم ابزارسازی برای استفاده موثرتر ابزاری از حربه حقوق بشر است. به وجهی که "ناگهان" با تشکل ها و نهادهايی روبرو می شويم که ظاهرا خيلی "حقوق بشری" هستند و پيگيرانه هم روی موارد نقض حقوق بشر در ايران متمرکز هستند, ولی هرگز سخنی و اعتراضی از آنها عليه جنايت آمريکا در عراق يا شکنجه در زندان گوانتامو يا کشتار فلسطينی ها شنيده نمی شود. اين گونه تشکل ها بويژه آنها که باصطلاح منطقه ای هم هستند و آن هم مناطقی که گزارش های متعددی از سوی گزارشگران مستقل غربی در باره تلاش اسراييل برای نفوذ در آنها منتشر شده است حتی اگر مستقيما ابزارهای ساخته دست اسراييل و آمريکا برای موثرتر کردن فشار سياسی اين دولت ها عليه رژيم اسلامی نباشند, و هزينه مبارزه با نقض حقوق بشر در ايران را از بودجه اختصاصی آمريکا برای "دموکراسی در ايران" تامين نکنند, عملا با سکوت عامدانه شان بر عليه موارد خصلت نمای نقض حقوق بشر در اسراييل و آمريکا نمی توانند ثابت کنند که حقوق بشر را يک ارزش عام و جهانشمول می دانند.

            اصلی ترين بهانه اين گروهها اين است که "ما روی اوضاع ايران متمرکز هستيم, بقيه به ما مربوط نيست" ولی طبيعی است که اين بهانه کارايی ندارد. زيرا درست به همان دليل که روی اوضاع ايران متمرکز هستند بايد نه تنها با نقض حقوق بشر از سوی جمهوری اسلامی, بلکه به هر سياست و اقدامی که شرايط ايران را به سمت جنگ قومی و مذهبی, اشغال خارجی, تجزيه و پاره پاره کردن کشور تحت توطئه های خارجی می کشاند مخالفت کنند. کدام طرفدار واقعی حقوق بشر را می توان يافت که خواستار جهنم خونينی باشد که در عراق برپا شده است؟ و کدام فعال حقوق بشر هست که اگر ريگی به کفش نداشته باشد نداند که طرح آمريکا و اسراييل برای ايران جانی برای حقوق بشر در ايران باقی نخواهد گذاشت. فعال حقوق بشر که بر ايران متمرکز است بويژه بايد شامل آمريکا و اسراييل هم باشد, زيرا چه بخواهيم و چه نخواهيم آنها فعلا همراه با جمهوری اسلامی بازيگران صحنه سياست ايران هستند و سياست ايران در جنبه های مختلف از هر دو سو از اين بازيگران نقش می گيرد.
            ناگفته روشن است که ايران امروز می تواند فردا به عراق تبديل شود, اگر قرار باشد مبارزه با مظاهر عمده ستمگری جمهوری اسلامی از مجرای وابستگی به منافع دولت های آمريکا و اسراييل و با پول و پشتوانه تبلغاتی آنها و به قصد باز کردن راه نفوذ بيشتر آنها در ايران تعقيب شود. در چنين صورتی اعتراض به نقض حقوق بشر در ايران به خودی خود به معنای اعتقاد به خصلت عام و جهانشمول حقوق بشر نيست؛ و با اعتراض به نقض حقوق بشر از موضع ارتجاعی بی مرز است.

            iran

            Comment

            • Rasputin
              Senior Member
              • Jan 2005
              • 63906

              #111
              خامنه*‏اي، مقام معظم رهبرى امروز در آستانه سالروز صدور فرمان امام خمينى (ره) مبنى بر تشكيل بسيج، در مراسم تحليف و اعطاى سردوشى در دانشكده افسرى دانشگاه امام حسين سپاه پاسداران انقلاب اسلامى با تأكيد بر تفاوت منطق نظامي*‏گرى در اسلام با نظامي*‏گرى در دنياى مادي، تصريح كردند: نيروهاى مسلح در نظام جمهورى اسلامى پيش*‏قراولان ملت براى دفاع از عدالت، حقوق مردم و مستضعفان و حصن مستحكم امنيت ملى و حافظ ارزش*‏هاى اسلام و انقلاب هستند.

              iran

              Comment

              • Rasputin
                Senior Member
                • Jan 2005
                • 63906

                #112
                گزارش زير را خبرگزاری مهر در باره اقدامات اخير در لندن در رابطه با دامن زدن به اختلافات مذهبی از طريق فشار بر مسلمانان بريتانيا منتشر کرده است. محور اصلی اقدامات لندن اتکاء بر حقوق پايه ای بشر و عدم دخالت دولت در زندگی مردم و انتخاب افراد، آزادی کامل مذهب و بويژه آزادی شهروندان و زنان در انتخاب پوشش است و بدون اين محور که در انگلستان فرض شمرده ميشود و دولت انگليس خود را موظف به حفاظت از آن ها ميداند، هيچيک از تظاهرات و سخنرانی ها و راه پيمايی ها در لندن امکان پذير نبود.

                حال چطور ميتوان برای پوشش زنان دستور العمل صادر کرد و پای متخلفين را در کيسه سوسک گذاشت و روزانه ده ها نفر را به خاطر اين که طبق دستور دولت لباس نپوشيده اند، يا آواز خوانده اند، يا رقصيده اند بازداشت و جريمه کرد و زنان را مجبور کرد لباس هايی بپوشند که مجلس و وزارت خانه و مدرسه را شبيه لانه سوسک کرده است ودر مدرسه و دانشگاه و اتوبوس و خيابان سيستم آپارتايد برقرار کرد و دولت را به پاسبان اتاق نشيمن مردم تبديل کرد و سپاه و بسيج و لشگر برای حمله فيزيکی و غير فيزيکی به مردم درست کرد... و باز از عدم دخالت دولت در زندگی خصوصی مردم در کشوری ديگر صحبت کرد؟ البته اين به سطحی از رياکاری نياز دارد که تنها در جمهوری اسلامی ميتوان مشابهش را پيدا کرد. گزارش اقدامات لندن را ميتوانيد در لينک زير بخوانيد.


                گزارش مهر در زير آمده است:
                راهپيمائی مسلمانان بريتانيا در اعتراض به اسلام هراسی
                جمعی از شخصيتهای برجسته بريتانيا و سازمانهای مبارزه با نژادپرستی طی هفته گذشته به منظور محکوم کردن بدنامی و تاريک جلوه دادن چهره مسلمانان، راهپيمايی کردند.

                سازمان اقدامات مبتکرانه مسلمانان بريتانيا طی يک بيانيه مطبوعاتی به عنوان برگزار کننده اصلی اين راهپيمائی اعلام کرد: هدف اصلی تشکيل يک ستاد ملی به منظور دفاع از آزادی دين و فرهنگ، مبارزه با افزايش اسلام هراسی است. اين رويداد شعار "حمله به مسلمانان را خاتمه دهيد" دربرگيرنده چندين سخنرانی از عرصه های سياسی و نمايندگان اديان بود.

                کن ليوينگستون شهردار لندن، محمد عبدالباری دبير کل شورای مسلمانان بريتانيا، طارق رمضان متفکر مسلمان و استاد دانشگاه آکسفورد در اين راهپيمائی سخنرانی کردند.

                سازمان اقدامات مبتکرانه مسلمانان بريتانيا در ماه فوريه امسال آغاز به کار کرد و به عنوان يک سازمان مستقل تلاش می کند حقوق 8/1 ميليون مسلمان اين کشور را احيا کند. اين سازمان در بيانيه خود يادآور شده است: بريتانيای امروز با يک ستاد روشمند رسانه ها و سياستمداران رو به رو است که فعاليتهای خود را عليه مسلمانان متمرکز کرده اند از اين رو اهانت به زنان و حملات فيزيکی که انواع اسلام هراسی بوده به اوج خود رسيده اند. ستادهای ناشی از انزجار موجبات حمله به آزادی های مدنی و دينی را فراهم کرده و اين اقدامات به سرکوبی حقوق پيروان اديان منتهی خواهد شد.

                کن ليوينگستن تصريح کرد: اقليت مسلمان بريتانيا به نحو غير منصفانه ای بدنام شده اند. طی چند هفته اخير شاهد تاريک جلوه دادن چهره پيروان اسلام بوده ايم که اين امر را تنها می توان به بدنام کردن يهوديت در اواخر قرن نوزدهم قابل مقايسه دانست.

                حمله به مسلمانان در حقيقت آزادی همه ما را تهديد می کند، آزادی که کسب آن صدها سال به طول انجاميده است.

                شهردار لندن خواستار مبارزه با تعصب شده و تأکيد کرد که جوامع اقوام و فرهنگهای مختلف در فضای تساهل و احترام زندگی کنند.

                iran

                Comment

                • Rasputin
                  Senior Member
                  • Jan 2005
                  • 63906

                  #113
                  اين را زهره معيني،مدير عامل موسسه زنان و كودكان رهياب در نشستى كه در اين موسسه به مناسبت روز جهانى حذف خشونت عليه زنان(چهار آذر) برگزار شده بود گفت.و ادامه داد:, اين خشونت هاى پنهان سبب از بين رفتن اعتماد به نفس و خودباورى در زنان مى شود و زنانى كه در زندگى دچار اين نوع خشونت ها مى شوند مسلماً اين خشونت ها را به كودكان خود نيز منتقل مى كنند.,
                  محمد رجايى مقدم،معاون مركز اطلاعات سازمان ملل متحد در ايران نيز كه در اين نشست حضور داشت به تاريخچه نام گذارى اين روز اشاره كرد و گفت:,در 25نوامبر سال 1961سه تن از زنان فعال سياسى در زمينه حقوق زنان در جمهورى دومينيكن به طرز فجيعى توسط حاكم وقت به قتل رسيدند به همين خاطر در 17 دسامبر سال 1999 سازمان ملل روز 25 نوامبر را روز حذف خشونت عليه زنان نام گذارى كرد.,
                  او در ادامه پيام كوفى عنان ،دبير كل سازمان ملل متحد به مناسبت اين روز جهانى را قرائت كرد.در اين پيام آمده است:,خشونت عليه زنان موجب رنجى نا گفته است كه زنان را از تحقق توان بالقوه بازداشته و رشد اقتصادى آنان را محدود مى كند.تا زمانيكه خشونت عليه زنان مطرح است ،هيچ جامعه اى متمدن نيست.,در بخش ديگرى از اين پيام آمده است:,طى پ*ژوهشى كه ماه گذشته منتشر كرده ام نيمى از جامعه بشرى در معرض اين تهديد قراردارند.به عبارتى ديگر در هر قاره ،كشور و فرهنگى بدون در نظر گرفتن درآمد،طبقه اجتماعى ،نژاد و قوميت،خشونت عليه زنان وجود دارد.گرچه حقوق بشر به وسيله قانون به رسميت شناخته شده و از طريق ابزار بين المللى ضمانت شده است.,
                  كوفى عنان در پايان اين پيام دولتها را به همكارى دعدت كرده است:,مبارزه عليه اين بلا نيازمند تغيير طرز فكرى است كه هنوز بسيار عادى و ريشه دار است.از كشورهاى عضو مى خواهم تا در راستاى اجراى تعهداتى كه به آن پايبند شده اند بكوشند تا محيطى ايجاد شود كه در آن خشونت عليه زنان غير قابل تحمل باشد.,
                  رزا قراچورلو عضو هيئت علمى دانشگاه آزاد ؛سخنران ديگر اين همايش به وضعيت حقوق زنان در قانون اساسى ايران پرداخت و گفت:,طبق اصل بيستم قانون اساسى همه افراد ملت اعم از زن ومرد به طور يكسان از سوى قانون حمايت مى شوند و از همه حقوق انسانى ،سياسى ،اقتصادى ،اجتماعى و فرهنگى با رعايت موازين اسلامى برخوردارند.,
                  به گفته قراچورلو عبارت با رعايت موازين اسلامى كه ابهام زيادى در آن وجود دارد سبب شده تا برخى از مخالفان برابرى زن ومرد با استناد به همين عبارت از آن به عنوان ملاك قانونى براى اعمال تبعيض ميان زن و مرد استفاده كنند.
                  او به دو ميثاق حقوق بشر مصوب سال 1966 كه در آن به اصل عدم تبعيض بر مبناى جنسيت و برابرى زن و مرد تاكيد شده اشاره مى كند :,ايران در سال 1347 هر دو ميثاق را امضاء كرد و در سال 1354 هر دو را به تصويب مجلس شوراى ملى آن زمان رساند.,
                  به گفته اين حقوق دان اين ميثاق ها براى تضمين رعايت حقوق انسان ها بوده و هميشه لازم الاجرا هستند و با تغييراتى چون جنگ و انقلاب و كودتا از قدرت الزام آور حقوقى برخوردارند.
                  او سپس به كنوانسيون منع تبعيض عليه زنان اشاره مى كند و مى گويد:, اين كنوانسيون از سال 1981 توسط مجمع عمومى سازمان ملل لارم الاجرا شد و ايران نيز در 28 آذر سال 1380 لايحه الحاق به اين كنوانسيون را با رعايت دو شرط در مجلس تصويب كرده است.,
                  به عقيده او شرط اول آن است كه مفاد كنوانسيون با شرع اسلام مغايرت نداشته باشد و دوم آنكه دولت حل و فصل اختلافات را از طريق ارجاع به دادگاه هاى بين المللى نمى پذيرد. كه اين شرط ها هدف كنوانسيون را زير سوال مى برد.
                  او ادامه داد:,پس از تصويب اين كنوانسيون توسط مجلس ،شوراى نگهبان به دليل مغايرت مفاد اين كنوانسيون با نه اصل از اصول قانون اساسى و ضروريات دين اسلام در مواردى چون ارث،طلاق،شهادت،سن بلوغ،حجاب،تعدد زوجات اين كنوانسيون را رد كرد.,
                  سپس گفت:, مهمترين سندى كه درباره خشونت عليه زنان موجود است اعلاميه 20 دسامبر مصوب سال 1993 مجمع عمومى سازمان ملل است؛كه فقط يك اعلاميه است و الزام حقوقى ندارد.,
                  ,در اين اعلاميه خشونت چنين تعريف شده است: هر گونه عمل خشونت آميز مبتنى بر جنسيت كه باعث بروز يا احتمال بروز صدمات و آسيب هاى جسمى ،جنسى يا روانى و يا رنج و آزار زنان از جمله تهديد به انجام آن شود و نتيجه آن محروميت اجبارى يا اختيارى در آزادى در اجتماع يا زندگى خصوصى باشد.,
                  او ادامه داد:,در ماده دو سند انواع اين خشونت ها مشخص شده است؛اين خشونتها شامل خشونت هاى جسمى ،جنسى و روانى در خانواده ،جامعه و ناشى از قوانين دولتى است.,
                  او مواردى چون كتك زدن زنان ،سوء استفاده جنسى از دختر بچه ها ،خشونت در روابط زناشويى ،ختنه زنان و استثمار و بهره كشى جنسى از زنان را از خشونت هاى خانگى و سوء استفاده ،آزار،تهديد جنسى در محل كار و خريد و فروش زنان را به عنوان خشونت هاى اجتماعى مطرح مى كند.
                  قراچورلو در ادامه گفت:,از آن جا كه بحث خشونت عليه زنان از اهميت ويژه اى برخوردار بود ؛كميسيون حقوق بشر سازمان ملل طى قطعنامه اى در سال 1994 تصميم گرفت گزارشگر ويژه اى براى بررسى دلايل و پيامدهاى خشونت عليه زنان منصوب كند,
                  او متذكر شد:,خانم رادهيكا كومارا سوآمى از سريلانكا از سال 1994 تا 2003 اين سمت را بر عهده داشت و پس از آن خانم ياكين ارتورك از تركيه به اين سمت منصوب شده است.,
                  او ادامه داد:,ارتورك در ژانويه 2005 به ايران آمد و در طى اقامت دو هفته اى خود با برخى مقامات دولتى ،سازمان ها ى غير دولتى ، وكلاى دادگستري،روزنامه نگاران و زنان خشونت ديده ديدار كرد.او در اين سفر از شعبه 256 دادگاه خانواده نيز بازديد كرد.,
                  قراچرلو گفت:,اين گزارشگر ويژه در گزارش خود به مواردى از جمله مساله حضانت اطفال در قانون مدنى اشاره كرده است كه زنان پس از طلاق از همسر و ازدواج با شخص ديگر حضانت طفل خود را از دست مى دهند و بايد طفل را به پدر يا خويشاوند پدرى بسپارند مگر اينكه بتوانند ثابت كنند كه پدر صلاحيت كافى براى نگهدارى از طفل را ندارد.,
                  " ياكين در بخش ديگرى از گزارش خود به قانون حمايت از خانواده مصوب سال 53 در محدود كردن تعدد زوجات و حق نا محدود طلاق براى مردان اشاره كرده است.قانونى كه پس ار انقلاب و به منظور انطباق قوانين حقوقى زنان با سنت و فرهنگ ايرانى منسوخ شد. يايكين به تبعيض هاى سازمان يافته و دولتى از طريق قوانين مدنى و كيفرى در مورد موضوعاتى چون ارث نيز اشاره كرده است.,
                  قراچورلو با اشاره به مطلب فوق گفت:,قاچاق زنان و دختران ايرانى به كشورهاى حاشيه خليج فارس به ويژه به كشور امارات براى به كار گيرى در امر فحشاءو روسپيگرى ،سنگسار زنان و مردان به خاطر ارتكاب زنا از موارد ديگرى است كه دراين گزارش آمده است و در اين جا ياكين به تبعيض در سنگسار اشاره مى كند. تبعيضى كه در آن زنان تا گردن و مردان تا كمر در خاك قرار مى گيرند .ياكين به ازدواج موقت نيز اشاره كرده و مى گويد من خود نيز مسلمان هستم و قصد تخديش دين اسلام را ندارم اما اين گونه ازدواج ها هيچ گونه ارزشی براى زنان قائل نيست مگر اينكه زنان حقوق مورد مطالبه خود را در هنگام نكاح شرط كنند كه متاسفانه بيشتر زنان از اين امر آگاهى ندارند.,
                  اين استاد دانشگاه در ادامه مى گويد:, عدم امكان ازدواج زن مسلمان با مرد غير مسلمان ،نصف بودن ديه زنان در برابر مردان،نصف بودن ارزش شهادت زنان در برابر مردان،ممنوعيت ورود زنان به مكان هاى ورزشى ،اجبارى بودن پوشش زنان در ايران و حضور بسيار كمرنگ زنان ايرانى در پست هاى كليدى ،سياسى و مديريتى از موارد ديگرى است كه اين گزارشگر در گزارش خود ذكر كرده است.,
                  قراچورلو در مقابل ،به روز كردن نرخ مهريه ،افزايش حداقل سن ازدواج از 9 به 13 سالگى و بهبود شرايط به نحوى كه زنان بتوانند بيش از گذشته در فضاهاى آموزشى حضور پيدا كنند را به عنوان حمايت هاى كه از زنان در ايران شده بر شمرد.گزارشگر ويژه سازمان ملل در پايان خواسته هاى خود را ازدولت ايران چنين بيان كرده است: دولت كنوانسيون منع تبعيض عليه زنان را بدون قيد و شرط تصويب نمايد و قوانين داخلى و ملى خود را با آن منطبق كند. از سوى ديگر پروتكل پيشگيرى ،سركوب و مجازات قاچاق اشخاص به ويژه زنان و كودكان كه مصوب سازمان ملل نيز هست را تصويب كند .ياكين از دولت ايران خواسته تا مقررات حقوق بشر مندرج در اسناد بين المللى جهانى از جمله دو ميثاق حقوق بشر مصوب سال 1966 را رعايت كند و براى زنانى كه مورد قاچاق و بهره كشى اجبارى جنسى قرار گرفته اند ، جبران خسارت كرده و خانه هاى امنى را جهت استقرار و اسكان اين زنان فراهم كند. يايكين همچنين از دولت ايران خواسته تا اصلاحات شفافى را در قوانين مدنى و كيفرى خود اعمال كند.,

                  iran

                  Comment

                  • Rasputin
                    Senior Member
                    • Jan 2005
                    • 63906

                    #114
                    معاون فرمانده بسيج به نام "سردار مير احمدی" در سخنانی در "مراسم افتتاحيه دومين جشنواره فرهنگى و ورزشى سازمان بسيج كارمندان، كارگران و اصناف" تلويحا به مداخله سازمانيافته بسيجی ها در جريان انتخابات رياست جمهوری سوم تير و انتخاب احمدی نژاد اعتراف کرد. به گزارش ايسنا وی گفت:"اگر هوشمندي، بصيرت و عمل به موقع بسيجيان نبود شاهد اداره كشور توسط مديران اصولگرا نبوديم."

                    iran

                    Comment

                    • Rasputin
                      Senior Member
                      • Jan 2005
                      • 63906

                      #115
                      One of Iran's most senior clergymen has issued a fatwa on an Azeri writer said to have insulted the Prophet Muhammad.
                      The call on Muslims to murder Rafiq Tagi, who writes for Azerbaijan's Senet newspaper, echoes the Iranian fatwa against Indian writer Salman Rushdie.

                      It was issued by the conservative Grand Ayatollah Mohammed Fazel Lankarani.

                      The writings of Rafiq Tagi sparked recent demonstrations outside the Azerbaijani embassy in the Iranian capital, Teheran.

                      The Iranian media is reporting that Grand Ayatollah Lankarani's followers inside the republic of Azerbaijan wrote to him asking for advice about what they called "the apostate writer".

                      They accuse the Azeri writer of portraying Christianity as superior to Islam and Europe as superior to the Middle East.

                      They allege that he has ridiculed all the sanctities of Islam and done it knowingly, fully aware of the consequences of his action.

                      In response, Grand Ayatollah Lankarani is said to have issued a fatwa calling for the death of the writer and also the person responsible for publishing his articles.

                      Earlier, an Iranian cleric had offered his house as a reward to anyone who killed the Azeri writer.

                      But this latest fatwa comes from one of the dozen or so Grand Ayatollahs in Iran, who has a large following.

                      An Azerbaijani court sentenced the writer Rafiq and his publisher to two months in jail for an article which was illustrated by the same cartoons of the Prophet Muhammad originally published in Denmark that caused outcry in the Muslim world.

                      iran

                      Comment

                      • Rasputin
                        Senior Member
                        • Jan 2005
                        • 63906

                        #116
                        گزارشگران بدون مرز نگرانى خود را از تصويب "آييننامه ساماندهى فعاليت پايگاه اطلاع رسانى اينترنتى كشور" توسط هيات وزيران دولت ايران اعلام مى دارد. بنا بر اين مصوبه همه ی "پايگاه های اطلاع رسانى اينترنتى كشور بايد مشخصات مربوط و هويت مدير مسوول خود را در وزارت ارشاد ثبت كنند." اين آيين نامه که به سختى قابل اجراست به مقامات حکومتى اجازه مى دهد تا سياست مسدود سازی سايت های اينترنتى را با ابزار قانونى گسترش دهند.
                        کشورهای ديگری چون چين و بحرين نيز بدون بدست آوردن هيچ موفقيتي، سعى کرده بودند تا " ثبت رسمى" را به سايت های اطلاع رسانى اينترنتى تحميل کنند. مجبور کردن ده ها هزار سايت اطلاع رسانى در باره ايران که بخشى از آنها در خارج از کشور ثبت شده و ميزبانى مى شوند، به دريافت مجوز برای فعاليت، امکان ناپذير است. اما چنين آيين نامه ای امکان مسدود سازی و فيلتر کردن خودسرانه سايت های اطلاع رسانى را فراهم مى سازد، ابزاری قضايى ست در دست مقامات دولتى برای سانسور بيشتر، سانسوری که پيش از اين" آيين نامه" نيز بر اينترنت ايران حاکم بود.
                        سايت بازتاب نزديک به محافظه کاران پيرو آيت اله خامنه ای که به برخى از سياست های دولت احمدی نژاد انتقاد مى کند و در گذشته نيز چندين بار قربانى مسدودسازی شده است، با "اقدامى غيرممكن و تنها در صلاحيت مجلس شوراى اسلامى" خواندن اين مصوبه، اعلام کرده است که هيات وزيران "با تصويب يك آيين نامه، آشكارا به نقض قانون اساسي، مصوبات مجلس شوراى اسلامى و اصول انقلاب" پرداخته و به آن اعتراض کرده است.
                        فصل سوم آيين نامه مصوب هيات وزيران به " تخلفات پايگاههاى اطلاع رسانى و نحوه ى رسيدگى به آنها" اختصاص داده شده است. كه بنا بر "تخلف" انجام شده، مجازات در نظر گرفته شده شامل " تذكر رسمى تا مسدود سازى موقت يا تعطيل دائمى" است. از جمله تخلفات مى توان به "اهانت به اديان آسمانى و مقدسات اسلامي، درج مطالب تفرقه افكنانه و توهين به اقوام و اقليتهاى مذهبي، اشاعه منكرات و ترويج فحشا، انتشار اطلاعات خصوصى و شخصى افراد و نشر اكاذيب و افترا، اشاره کرد.

                        گزارشگران بدون مرز ياد آور مى شود که ايران در ليست ١٣ کشور "دشمنان اينترنت" قرار دارد

                        iran

                        Comment

                        • Rasputin
                          Senior Member
                          • Jan 2005
                          • 63906

                          #117
                          خبر زير که در روزنامه اعتماد آمده است، مربوط به عراق است. اما ترديدی نيست که استراتژيست های آمريکا طرحی در دست دارند که در آن قرار است به جای
                          "دموکراسی" که تکيه کلام "خاورميانه بزرگ" بو ، دولت فرقه ای را محور تشکيل
                          "خاورميانه جديد" قرار دهند. آن ها تازگی ها می گويند و می نويسند مردم خاورميانه عقب مانده اند و شايسته دمکراسی نيستند، پس بهتر است از طرح "دمکراتيزه کردن" خاورميانه صرفنظر کرده و به جای آن فرقه استان هايی درست شود، که حتی اگر تعدادی از آن هاهم قابل مديريت نباشد، آنقدر از نظر ژئوپلتيک و سياسی و اقتصادی بی اهميت باشند و آنقدر فرقه استان مخالف آن ها در کنارشان وجود باشد که بتوان کل مجموعه را "مديريت" کرد.
                          اما مردم از هرچه بوی "مدير"، کنترل کننده، شورای نگهبان، شورای خبرگان و ريش سفيدان و ولی بدهد بدشان می آيد و اين نشانه علاقه مردم عصر جديد به دموکراسی و نخستين گام در راه آن است، و حتی در مورد مردمی صادق است که به اشتباه به يک نيروی ارتجاعی رای ميدهند. در اين موارد آن ها تصور ميکنند با اين کار خود را از قيمومتی نجات ميدهند و نميدانند گرفتار قيمومتی ديگر خواهند شد. بنابراين آن ها که غرض و مرضی ندارند ميدانند راه دمکراسی فقط از طريق رهايی از قيمومت ميگذرد: چه داخلي، چه خارجی.

                          حالا سوال اين است که روزنامه اعتماد که با تيتر خود نشان ميدهد که ميداند شيعستان و سنستان و قومستان کردن يک کشور خريدن بلا به جان ملت هاست، ونيز ساير رسانه های رژيم، چرا به "شيعستانی" که ولی فقيه شان در ايران بوجود آورده اعتراض نميکنند؟ مگر نه اين که ما در کشوری زندگی می کنيم که دولتش رسما اولا اسلامی دوما از نوع شيعه، سوما از نوع اثنی عشري، چهارما از فرقه آخوندی يعنی ولايتی و فقاهتي، و پنجما از فرقه ويژه تر خامنه ای چی هاست؟ و رسما ادعای قيمومت برايران دارد؟ چرا با شيعستان کردن دولت ايران به "اجانب" خدمت ميکنيد؟ آيا ما حق نداريم شما را نوکران بی جيره و مواجب "اجانب" در طرح شان برای فرقه استان کردن خاورميانه بخوانيم؟

                          نفی يک دولت فرقه اي، به معنای دفاع از دولتی است که هيچ مرامی اعم از مذهبی و حزبی و هيچ تعلق طايفه ای نداشته باشد. اين را ديگر حتی ديگر تيتر های رسانه های رژيم هم فرياد و خود را رسوا ميکنند.

                          مطلب اعتماد
                          طرح بيکر - هاميلتون: تشكيل *شعيستان، سنستان وكردستان به جای عراق
                          روزنامه اعتماد:تشكيل *شعيستان، سنستان وكردستان جديدترين پيشنهادى است كه از ميان گزارش كميته بيكر ـ هاميلتون خارج وراه خود را بسوى رسانه هاى مختلف پيدا كرده است. با وجود آنكه فعاليت ، توصيه ها وگزارش اين كميته محرمانه مى باشد اما رسانه هاى گروهى از پديدار شدن راه حل ميانه اى بين خواسته هاى دمكرات ها ونگرش ورويكرد دولت جورج بوش خبر مى دهند كه در چارچوب آن تشكيل دولت هاى شيعستان ،*سنستان وكردستان به جاى عراق يكپارچه مطرح شده است.

                          بر اساس اطلاعاتى كه روزنامه هاى عربى امروز (جمعه) آن را منتشر كردند اين كميته دو گزارش يكى علنى وديگرى محرمانه است كه گزارش محرمانه بسيار فراگير تر بوده اما اجازه قرار دادن آن در اختيار افكار عمومى وجود ندارد ، نسخه مذكور همانى است كه قرار است در كنگره آمريكا بعنوان طرف اصلى درخواست كننده بارى تشكيل اين كميته قرار خواهد گرفت.
                          در بخش توصيه ها آمده است بايد در كوتاه مدت بار ديگر نگاه ها را به سوى پيروزى هاى آمريكا در عراق معطوف كرد ودر اين زمينه انجام انتخابات يا به رفراندوم گذاردن مجدد قانون اساسى با انجام برخى تعديلات در آن مد نظر مى باشد.
                          همچنين در اين طرح مسئله تقسيم عراق غير قابل قبول اعلام شده اما برخى از نظرات خواهان شكل گيرى نوع فدراتيو در عراق شده است كه در چارچوب آن عراق به سه منطقه شيعستان ، سنستان وكردستان تقسيم شود. اما هنوز اعضاى اين كميته در مورد شكل وساختار ارتش كه در چارچوب اين تقسيم بندى ونيز وضعيت بغداد با يكديگر اختلاف نظر دارند.

                          iran

                          Comment

                          • Rasputin
                            Senior Member
                            • Jan 2005
                            • 63906

                            #118
                            طرح لزوم انگشت*نگارى از اتباع آمريكايى از سوى شوراى نگهبان مغاير با موازين شرع و قانون اساسى شناخته نشد.

                            سخنگوى شوراى نگهبان درباره*ى مصوبات مورد بحث و بررسى شوراى نگهبان اظهار داشت: طرح لزوم بازرسى و انگشت *نگارى از اتباع آمريكايى در مبادى ورودى كشور مصوب جلسه*ى بيست و هشتم آبان ماه سال جارى مجلس شوراى اسلامى در جلسه*ى اول آذر سال جارى شوراى نگهبان مورد بحث و بررسى قرار گرفت و مغاير با موازين شرع مقدس و قانون اساسى شناخته نشد.

                            گفتنی است احمدی نژاد در مقاله ای در وبلاگ خود انگشت نگاری از اتباع ايرانی در آمريکا را "برخورد قرون وسطايى" ناميده و خواستار خودداری از برخورد مشابه از سوی حکومت اسلامی شده بود.

                            iran

                            Comment

                            • Rasputin
                              Senior Member
                              • Jan 2005
                              • 63906

                              #119
                              انجمن صنفى روزنامه*نگاران ايران در پاسخ به سخنان اخير صفار هرندي، وزير فرهنگ و ارشاد اسلامى اطلاعيه*اى صادر كرد:

                              در پاسخ انجمن صنفى روزنامه*نگاران با انتقاد از اظهارات وزيرفرهنگ و ارشاد اسلامى كه گفته بود:,من احضار خبرنگاران را نشنيده ام.به نظرم خوب است خود آن خبرنگاران به مردم توضيح دهند,،آمده است:,چنين پاسخى از سوى وزيرى كه متولى امور مطبوعات در كشور است تا حد زيادى نشان از عدم پيگيرى و مطالعهء اخبار توسط ايشان دارد چرا كه خبر نحوهء برخورد با روزنامه*نگاران ياد شده پس از بازگشت در فرودگاه و ضبط تمام وسايل همراه ايشان و احضار آنان در رسانه*ها منتشر شد، اما جالب*تر از آن درخواست ايشان از خبرنگاران براى توضيح گزارش سفرشان به مردم است.

                              متاسفانه بايد گفت با شيوه برخوردى كه با اين روزنامه*نگاران در فرودگاه شد كوچك*ترين فرصتى براى آنان براى ارايه گزارش سفرشان به مردم باقى نماند.

                              خوشبختانه يكى از وظايف رايج در كار روزنامه*نگارى ارايهء گزارش سفر به مردم است( !هرچند واژهء مردم در اين اظهارنظر كلى و مبهم بوده و جايگاه حقوقى آن نيز معلوم نيست) و قطعاً اگر فرصت داده شده بود اين كار را انجام مي*دادند اما برخلاف انتظار و سخن وزير متولى امور مطبوعات آن*ها قبل از انجام اين كار و در بدو ورودشان به تهران سر و كارشان با برخى نهادهاى فرودگاهى افتاد و تاكنون نيز گرفتار پاسخگويى به همين نهادها مانده و فرصت نوشتن گزارش سفر به مردم را نيافته*اند! واقعاً از وزيرى كه خود روزنامه*نگار بوده*اند و حالا هم بايد بيش*ترين حساسيت و توجه را نسبت به حقوق حرفه*اى و قانونى روزنامه*نگاران داشته باشند بيش*تر از اين انتظار مي*رفت كه خود را نسبت به احضار و برخورد با روزنامه*نگاران به هر دليل بي*اطلاع اعلام كنند.

                              آقاى وزير مشخص كنند كه بر طبق چه قانونى شهروندان ايرانى و از جمله روزنامه*نگاران بايد براى سفر به خارج اجازه بگيرند؟ متاسفانه نوع نگرشى كه پس از روى كارآمدن دولت نهم در وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامى نسبت به مطبوعات و روزنامه*نگاران حاكم شده است مبتنى بر يك چنين ديدگاهى است كه روزنامه*نگاران بايد براى سفر به خارج از كشور با معاونت مطبوعاتى وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامى هماهنگى كرده و از آن*ها اجازه بگيرند.

                              ضمن آن*كه اين نگرش هيچگونه انطباقى با موازين حقوقى و قانونى جارى در جمهورى اسلامى ايران ندارد و خواسته*اى كاملاً غيرقانونى است و قطعاً ناقض استقلال حرفه*اى و امنيت شغلى روزنامه*نگاران در انجام وظايف حرفه*اى شان است.

                              به*نظر ما اين*گونه سخنان و اقدامات فقط پيامد نوعى سوءظن و نگرش بدبينانه به شهروندان و از جمله روزنامه*نگاران است، در حالى كه انجمن صنفى و اعضاى آن خود را متعهد به رعايت همهء موازين حقوقى و قانونى و پايبندى به منافع ملى مي*دانند و هرگونه ارتباط و مراوده*اى با ديگران را در چنين چارچوبى پى مي*گيرند.

                              در ادامهء پاسخ انجمن صنفي*روزنامه*نگاران آمده است: ,متاسفانه بايد گفت حاكميت نگاه امنيتى بر مطالب اظهار شده هويداست و مشكل اصلى نيز از همين جا ناشى مي*شود كه وزير متولى امور فرهنگ و هنر در مطبوعات با ديدى امنيتى به فعاليت*هاى زيرمجموعه*اش مي*نگرد و اصل را هم بر اين گذاشته است كه ديگران در پى تاثيرگذارى و تغيير احوال مايند و بايد از اين اقدام جلوگيرى كرد، حاكميت اين نگاه ديگر جاى هيچ*گونه تعاملى توسط نهادهاى مدنى و از جمله انجمن صنفى روزنامه*نگاران با نهادهاى مشابه در ديگر كشورها نمي*گذارد چرا كه تفسير اين*كه چه نهادى دولتى است يا غيردولتي، به ارادهء حاكم بستگى دارد و خلاصهء كلام اين*كه نهادهاى مدنى هم بايد همچون زيرمجموعهء دولت عمل كرده و با اجازه، ارتباط برقرار كنند كه طبعاً اين با فلسفهء كار نهادهاى مدنى و بخش خصوصى تناقض دارد، ضمن اين*كه انطباقى با موازين حقوقى و قانونى هم ندارد.

                              در عين حال وزيرمحترم مي*توانند از همكاران خود در دولت گزارش كامل آنچه را در اين سفر انجام شده دريافت كنند و دريابند كه اين*گونه نگاه به سفر روزنامه*نگاران چقدر اشتباه و هزينه*زاست، و به نظر ما از طريق تعامل مثبت و سازنده با انجمن و روزنامه*نگاران به راحتى مي*توان چنين برخوردها و هزينه*هايى را براى نظام برجا نگذاشت.

                              انجمن صنفى روزنامه*نگاران در بخشى ديگر از پاسخ خود به اظهارات وزير فرهنگ و ارشاد اسلامى آورده است:, انجمن مشروعيت و هويت خود را مديون اعضاست و در نهايت اين آن*ها هستند كه بايد در مورد سرنوشت انجمن تصميم بگيرند و منتخبان آن*ها در هيات مديره تمام تلاش و تعامل خود را براى حل و فصل مسايل حقوقى با وزارت كار به كار بسته*اند.

                              جهت اطلاع ايشان بيان مي*شود كه پس از روى كارآمدن دولت نهم انجمن نهايت تلاش خود را در تعامل مثبت و سازنده با وزارتخانهء مرتبط از جمله معاونت مطبوعاتى وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامى به كار بست و با اين*كه در آن زمان مشكلى به لحاظ انتخابات و اساسنامه هم نداشت نه*تنها مورد پذيرش مسوولان مربوطه قرار نگرفت بلكه اقدام*ها به گونه*اى در جهت حذف و ناديده*گرفتن انجمن جريان يافت.

                              بازپس*گيرى هديهء رييس*جمهور خاتمى كه قرار بود به صورت كامپيوتر دستى به روزنامه*نگاران داده شود از انجمن و تبديل آن به وجه نقدى و توزيع بدون ضابطهء آن در ميان گروهى خاص از روزنامه*نگاران، پس*گيرى برگزارى مسابقهء جشنوارهء مطبوعات پس از سال*ها از انجمن و دولتى كردن آن و در عين حال حمايت آشكار مسوولان ارشاد از نهاد صنفى - سياسى موازى با انجمن نشانه*هاى آشكارى بر اين مدعاست و اميدواريم اين گونه نباشد كه وزير فرهنگ و ارشاد اسلامى منتظر اعلام انحلال انجمن از سوى وزارت كار و تشكيل انجمنى ديگر توسط دوستان همفكر باشند.,


                              iran

                              Comment

                              • Rasputin
                                Senior Member
                                • Jan 2005
                                • 63906

                                #120
                                مصاحبه دادستان قم
                                قم هيچ چيزی کم ندارد
                                سراسر ايران شده قم
                                دستگيری امام چهاردهم، کشف 150 کيلوترياک و دستگير
                                400 معتاد، تشکيل دادگاه اطفال، رواج رمالی و دعانويسی.




                                دادستان قم در يک مصاحبه مطبوعاتی دراين شهر شرکت کرد و گفت: رمالی و دعانويسی از مشكلات استان قم شده است. مثلا اخيرا فردی را دستگير کرده ايم که مدعی بود امام چهاردهم است. (يعنی امام 12 که غايب است و آيت الله خمينی را هم که امام خطاب کردند و به اين ترتيب بايد امام 13 باشد. بنابراين طرف بی گدار هم به آب نزده!)

                                دادستان قم اطلاعات جالب تری را هم فاش کرده، از جمله اينکه طرف از حواريون مصباح يزدی و احمدی نژاد بوده؛ زيرا "جمکران" را قبله معرفی کرده است. البته صاحب کتاب هم بوده است. او علاوه بر قم در کاشان هم فعال بوده و عده ای را هم مريد خود کرده که تاکنون 55 تن از مريدان او دستگير شده اند.

                                لازم به يادآوری است که دو ماه پيش يک روحانی سيد بنام "بروجردی» که همين نوع ادعاها را داشته در تهران و درجريان يک درگيری و تظاهرات هوادارانش بازداشت شد. دادستان گفت که قرار است اين نوع افراد و همچنن رمال ها از اين پس به 7 سال زندان محکوم شوند، اما متاسفانه نگفت تکليف ادعاهای احمدی نژاد درباره هاله نور و يا ادعاهای مشابه از جانب مصباح يزدی و مشگينی و خزعلی چه می شود؟

                                از دادستان درباره جرم های امنيتی سئوال کردند. او گفت: جرائم جاسوسی، امنيتی و سياسی در قم وجود ندارد و در بحث اراذل و اوباش و اعتياد نيز مشكل حادی وجود ندارد.

                                فقط - تنها در يک فقره - 400 معتاد در قم دستگير شده اند و 150 کيلوگرم ترياک هم در قم کشف شده است! ضمنا يک دادگاه هم برای اطفال در شعبه دوم دادگستری قم برپا شده است.

                                دادستان قم نگفت که اين استان ديگر چه چيز کم دارد؟ ضمنا راست می گويد که مشکل امنيتی و سياسی را نه تنها در قم، بلکه در سراسر ايران حل کردند و حالا همه جای ايران قم است.



                                iran

                                Comment

                                Working...