The End Of Dictador Islamic Republic (Election fraud)

Collapse
This is a sticky topic.
X
X
 
  • Time
  • Show
Clear All
new posts
  • Rasputin
    Senior Member
    • Jan 2005
    • 63906

    #151
    گفته ميشود وقتی به ماری آنتوانت آخرين ملکه فرانسه گفتند مردم گرسنه چون نان ندارند، شورش کرده اند، گفت چرا بيسکويت نمی خورند. برخی هم اين را به ملکه روسيه نسبت ميدهند. به هرحال فرقی نمی کند. مراد بی خبری شکم سير از دل گرسنه است نه شکل و قيافه ظاهری. در شرايطی که مردم در سرما از بی گازی می لرزند و منابع خود رژيم از وسعت جمعيتی سخن ميگويند که سفره شان به نان و ماست محدود است، آقای حداد عادل رئيس مجلس رژيم گفته است: ,دغدغه همكاران ما اين است كه بودجه ترويج قرآن، كافى باشد.,

    منظور ايشان از همکاران، همقطاران است که به جای نماينده مردم در مجلس جازده اند. او در ,همايش سراسر نهضت قران آموزی, چيزهايی هم در مورد ,بيمه شدن, جامعه در صورت حاکم شدن درک قرانی گفت. او همچنين در باره ,مشکل, بزرگ جامعه شکوه کرد که ,اگر امروز از دانشجويانى كه موفق به ورود به دانشگاه شدند، آمار بگيريم، فكر نمي*كنم از روخوانى آنان در قران راضى باشيم و واقع* امر اين است كه ما در اين رابطه مشكل داريم., و به عنوان راه حل اين ,مشکل عظيم, وزارت آموزش و پرورش را موظف کرد بودجه خود را در راه آموزش قران صرف کنند.
    او سرآخر تاکيد کرد:, ما در مجلس به مساله قران و ترويج قران در جامعه توجه ويژه داريم و دغدغه همكاران ما اينست كه بودجه قرانى كافى باشد و به نحو درست هزينه شود.,

    به عبارت ديگر ,رئيس مجلس شورای اسلامی جمهوری اسلامی, به مردمی که نان و ماست ميخورند و از سرما ميلرزند ميگويد قران بخوانيد و به خود فوت کنيد.آنها پول نان و گاز مردم را برميدارند تا به زور قران را توی سرشان فرو کنند.

    اشتباه نکنيد، اگر چه اين ها به دين و مذهب همه کار دارند، ما به دين و مذهب مردم کاری نداريم. اما صحبت بر سر ايمان زورکی است، وانگهی به قول واقعا بزرگوارانه ی سيد احمد خاتمی خطيب نماز جمعه: ديکتاتورهای نامرد دين ندارند و خدای آنها قدرت است.[از آن کلمه نامرد در اين جمله قصار و به يادماندنی فاکتور ميگيريم چون گوينده از عصر شتر آمده است ].
    آنها تمام قوانين دولت مدرن را لگد مال کرده و اين بساط قرآن خوانی را برای اعمال قدرت خود را راه انداخته اند.

    باشد تا آقای حداد عادل و همقطاران نتيجه اين نوع ايمان زورکی و حکومت زورکی را ببينيد. بايد به خاطرش آورد که امام اول شيعه که مرام ادعايی خودشان است، گفته شکم گرسنه ايمان ندارد و نيز به ياد بياورد سر ماری آنتوانت سرانجام زير گيوتين رفت.

    اگر چه ما به مجازات اعدام معتقد نيستيم و در هر شرايطی و در مورد هر نوع جنايتکاری خواهان لغو آن هستيم، ولی نگاهی به تاريخ شکم سيران و گرسنگان و تاملی بر ,جنايت و مکافات, بد نيست، به هرحال ميتوان با زمانه به نحوی که به حقوق بشر خدشه وارد نشود انطباقش داد.



    iran

    Comment

    • Rasputin
      Senior Member
      • Jan 2005
      • 63906

      #152
      با تغيير دولت, جنگی پشت پرده ميان بازندگان و برندگان بر سر تصرف بنگاههای اقتصادی که کارشان غارت فجيع ثروت ملی و پر کردن جيب گردانندگان آن متشکل از مقامات حکومتی و آقازاده هايشان بود آغاز شد. يکی از حوزه های اين جنگ که مدتی پشت پرده جريان يافت ماجرای دارايی های عظيم "مؤسسه فرهنگ و توسعه" بود. اما پس از اين که جنگ های پشت پرده برای بيرون کشيدن ثروت های عظيم اين موسسه به ظاهر "فرهنگی" از چنگ دارودسته "پدرخوانده" بی نتيجه ماند, حدود سه ماه پيش ناگهان کار به صحنه مطبوعات و رسانه های دو طرف کشيد و رسانه های اصلاح طلب و رسانه های حامی رفسنجانی به حمايت از خصوصی بودن "موسسه" و اعتراض به وزارت ارشاد دولت احمد نژاد, و سايت ها و رسانه های نرديک به دولت در حمايت از وزارت ارشاد و دولت او وارد عمل شدند. در جريان اين جدال علنی نکات بسيار مهمی فاش شد و هنوز هم
      همچنان فاش می شود که آخرين نمونه آن مصاحبه مشروح علی رازينی با خبرگزاری فارس است که روز دوشنبه 18 دی انتشار يافته است.

      از مجموع گزارشاتی که در اين رابطه در رسانه ها منتشر شده و نيز با توضيحات رازينی چنين به نظر می رسد که ماجرای "موسسه فرهنگ و توسعه" از اين قرار است که در دوران رفسنجانی پس از فاش شدن ماجرای دزدی ها و فساد در شهرداری تهران و رشوه های نجومی غير قانونی شهرداری به گفته رازينی چون نمی دانستند با پول مصادره شده از محل اين دزدی ها چه بکنند, موسسه ای زدند به نام "موسسه فرهنگ و توسعه" که زير نظر وزرات ارشاد قرار گرفت که آن موقع تحت کنترل رفسنجانی بود. با روی کار آمدن خاتمی اين نهاد به عنوان يکی از مراکز بزرگ توليد رانت و امتياز و ثروت های کلان و توزيع آن ميان آقازاده های وزرا و هيات امنای آن به کارش ادامه داد. خاتمی, پس از دوم خرداد دستگاه اداری را کماکان در اختيار نسل فاسد و رانت خوار مديران دوره رفسنجانی قرار داد و گروههايی از اصلاح طلبان را به تدريج وارد موسسات نان و آب دار چند منظوره ايجاد شده در آن دوره ساخت. با شکست در انتخابات رياست جمهوری اولين کاری که شکست خوردگان کردند تلاش برای به در بردن اموال به غارت برده بود. در دوره قبل که دولت دست خودشان بود, موسسه فرهنگ و توسعه می توانست همچنان به لحاظ ظاهری وابسته به وزارت فرهنگ و ارشاد باشد, اما وقتی اين وزارت به دست گروه احمدی نژاد افتاد, آنها اساسنامه "موسسه" را تغيير دادند و مالکيت وزارت ارشاد بر موسسه را حذف کردند و انحلال موسسه را هم به "تصميم هيئت امنا" واگذار کردند که تماما از خودشان بود. تازه از راه رسيده گان در اولين قدم هيات امنا را منحل کردند و هيات امنا هم انحلال خود را پذيرفت, اما بلافاصله به ديوان عدالت اداری که رئيس اش علی رازينی است شکايت کرد.
      با اين شکايت جنگ بر سر دارايی های عظيم موسسه بين دو طرف داغ شد. در گزارش اين ماجرا در اين زمينه آمده است که اموال اين موسسه حقوقی "از 800 ميليارد تومان نيز فراتر مي*رود" و "اموال گسترده اين مؤسسه به ظاهر فرهنگى علاوه بر خيابان دروس، گيشا، شميرانات، ميدان شهدا، خيابان سهروردى و خيابان شهيد بهشتى به شهرستانها و جزاير خليج فارس نيز گسترش يافته و حتى در كانادا و استراليا و برخى كشورهاى ديگر نيز توسعه يافت ولى تنها اعضاى هئيت امنا از وضعيت و كم و كيف اموال اين موسسه اطلاع دارند."

      با توجه به ابعاد نجومی ثروت های اين "موسسه فرهنگی" پرونده شکايت به ديوان عدالت اداری زير دست علی رازينی رفت. رازينی يک قاضی به نام "قاضى ربيعى" را که داماد خواهرش است برای قضاوت اين پرونده "انتخاب" کرد. اين قاضی در حکم بدوی حكم بر توقف موقت انتقال دارايی های موسسه به وزارت ارشاد داد.
      به عبارت ديگر رازينی و عواملش جلوی انتقال نانخانه "فرهنگ و توسعه" را به وزارت ارشاد گرفتند. کار به دخالت شاهرودی کشيد و شاهرودی دستور داد "سريعاً دستور موقت لغو شده و قاضى مربوطه مورد سؤال قرار گيرد، چگونه اين شكايت را از شخصى كه در زمان شكايت هيچ سمتى نداشته قبول كرده و نتيجه را به اينجانب گزارش دهيد." اما رازينی به "تفسير" حکم شاهرودی پرداخت و آن را نه "دستور" که "توصيه" ناميد که نتيجه اش آن بود که حکم "لغو" نشد.
      و اما بشنويد از پايان اين ماجرا: از ورای توضيحات ضد و نقيض و پرتناقض رازينی معلوم می شود که سرانجام وقتی هيچ يک از دو طرف دعوا يعنی نه دارودسته احمدی نژاد و نه گروه "پدرخوانده" نتوانستند اموال موسسه را در چنگ خود بگيرند و لشکرکشی دو طرف به نوعی "پات" منجر شد, به قول معروف "سومی آمد و زر را زد و برد". و 800 ميليارد تومان اموال اين موسسه را فاميل رازينی که قاضی پرونده بوده به گفته رازينی"در اختيار زيرمجموعه هاى نهاد رهبرى قرار داده تا حتى اگر اين اموال دولتى نبود در اختيار افراد حقيقى قرار نگيرد."
      رازينی در بخش ديگری از گفتگوی خود نيز تاکيد می کند که اموال موسسه "به نفع دفتر رهبرى ضبط شده است."

      اين است چهره "عدالت" در حکومت اسلامی: ميلياردها تومان رشوه و رانت را زير پوشش شرکت هايی با اساسنامه های مبهم و مرتبط با رانت دولتی بيش از يک دهه آزگار به جيب خودشان و آقازاده هايشان سرازير می کنند و سرانجام هم زمانی که رقبای تازه نفس و خوش اشتها, برای تصرف اين دارايی جريان را به رسانه ها می کشند, اموال توسط "دفتر رهبری" ضبط می شود. از اين طريق سروصداها دوباره می خوابد تا کسی نپرسد که اموال موسسه فرهنگی توسعه چه ميزان است؟ آيا اين موسسه دولتی بود؟ يا خصوصي؟ يا عمومي؟ يا دولتي؟ چه کسانی بيش از يک دهه از قبل اين موسسه خورند و آقازاده هايشان را در خارج از کشور به خوش گذرانی فرستادند؟ و اصلا بر اساس کدام قانون و ضابطه دفتر رهبری وارد ماجرا شده و دارايی ها را ضبط کرده است؟ آيا هر چه دارايی عمومی در ايران است مال ولايت فقيه و دفتر اوست و اين دفتر حق تصرف همه دارايی های عمومی کشور را دارد؟ يا فقط حق تصرف مربوط به مواردی است که بين جناح های رژيم بر سر سهم خواهی اختلاف می افتد و بر سر تصرف دارايی های ميلياردی دچار اختلاف می شوند و نمی توانند اختلافشان را حل کنند و با هم بخورند؟
      نمونه پرونده موسسه فرهنگ و توسعه نشان می دهد که دستگاه قضايی جمهوری اسلامی که به خاطر دزديدن گوسفند از سوی يک آدم گرسنه حکم قطع عضو او را می دهد, و شب و روز قربانيان فقر و فلاکت را حلق آويز می کند, ابزار فاسدترين شيوه های حل و فصل مشاجرات باندهای رانت خوار حکومتی بر سر حق السهم است. اين پرونده همچنين نشان می دهد که به ادعای خامنه ای در مورد مبارزه با فساد و صدور فرمان به اين منظور چه جايگاهی بايد قائل شد وقتی که او و دفترش از پشت به شيوه کدخدا منشانه برای اين که جناح های فاسدش همگی زير خيمه ولايت فقيه بمانند و وحدت "بال های نظام" آسيب نبيند, عملا نقش مقسم و داور نهايی در تعيين سهم ميان گروههای رانت خوار حکومتی را ايفا می کند.

      iran

      Comment

      • Rasputin
        Senior Member
        • Jan 2005
        • 63906

        #153
        بيش از3 هزار نفر از اعضاى كانون بازنشستگان شهررى با امضاى طومارى خطاب به دكتر حداد عادل رئيس مجلس شوراى اسلامى خواستار بهره مندى خود از حداقل حقوق 200 هزار تومانى مصوب مجلس شدند.
        به گزارش خبرنگار گروه كارگرى" ايلنا", على تركاشوند نايب رئيس كانون بازنشستگان شهررى با انتقاد شديد از عدم لحاظ بودجه لازم براى بهره مندى بازنشستگان تامين*‏اجتماعى از حداقل حقوق 200 هزار تومانى گفت : اعضاى اين كانون نيز همگام با ساير كانونها سه شنبه هفته مقابل مجلس شوراى اسلامى تجمع خواهند كرد.
        وى تصريح كرد*‏: انتظار بيمه شدگان و بازنشستگان تامين اجتماعى از دولت و مجلس به حق است .

        iran

        Comment

        • Rasputin
          Senior Member
          • Jan 2005
          • 63906

          #154
          عضو هيات*‏رييسه مجلس*‏هفتم، گفت: ايران بايد در برابر تغيير رويكرد آمريكا از يك مخالفت ديپلماتيك و منطقى به سوى حركات خشن در برابر خود، با حوصله و صبر عمل كند.

          حميدرضا حاجي*‏بابايي، در گفت*‏وگو با خبرنگار" ايلنا", با بيان اين مطلب، افزود: در طى ماه*‏هاى اخير شاهد وضعيت بسيار نامناسب نيروهاى آمريكايى در عراق و شكست*‏هاى پي*‏درپى آمريكا در منطقه، به ويژه در عراق بوده*‏ايم.

          وي، با تاكيد بر شكست*‏هاى ديپلماتيك آمريكا در عراق، گفت: با توجه به محبوبيت شديدى كه جمهورى اسلامى ايران در عراق دارد، آمريكا در ماه*‏هاى اخير از يك مخالفت منطقى و ديپلماتيك كه با جمهورى اسلامى ايران داشت، به سمت يك عملكرد خشن روى آورده است.


          حاج بابايی ادامه داد: دستگيرى دو ديپلمات ايرانى در عراق در روزهاى گذشته و اقدام اخير نيروهاى امريكا نسبت به حمله به كنسولگرى ايران در عراق، ناشى از عصبانيت آمريكا به دليل وضعيت نامناسب آن كشور در منطقه است.

          عضو كميسيون امنيت ملى و سياست خارجي، افزود: سخنرانى اخير رييس *‏جمهور آمريكا در مورد عراق، در واقع چراغ سبزى در مورد صدور مجوز براى انجام امور مذكور بود كه از نظر ما از روى استيصال و نااميدى نسبت به آينده در مورد نيروهاى خود در عراق بوده است.

          وي، اضافه*‏كرد: ما بايد نسبت به عملكرد آمريكا در عراق با تدبير، حوصله و صبر بيشترى عمل كنيم و نبايد عصبانى شويم و كارهاى عجولانه, انجام دهيم بلكه بايد با تدبير و سياست از طريق راه*‏كارهاى عقلايى و منطقى قضايا را پيگيرى كنيم. قطعاً حمله به كنسولگرى ايران اولين و آخرين حركت خشن آمريكا در قبال كشور ما نخواهد بود.

          وی افزود: آمريكا همواره به اين گونه حركات خشونت*‏آميز متوسل شده است، البته تمام اين اقدامات براى اين است كه يك نوع عصبانيت را در ما ايجاد كند و ما بايد زمينه را براى آمريكا در مورد اين گونه اعمال آماده نكنيم.


          iran

          Comment

          • Rasputin
            Senior Member
            • Jan 2005
            • 63906

            #155
            عید غدیر

            در بی برقی

            و بی گازی!

            سیامک زند

            یکشنبه شب ساعت کانال یک صدا و سیما. یک روحانی میانه سال و یک غیر روحانی میانه سال تر که مجری برنامه احمد زاده خطابش می کرد، درباره عید ولایت و غدیر صحبت می کردند. صحبت که چه عرض کنم، ستایش می کردند. ساعت 11:49 شد و به سبک شمارش معکوس برای تحویل سال در ساعت 12 شب، یکباره صحنه اکشن شروع شد. هر3 ( مجری برنامه و آن دو روحانی و غیر روحانی) شروع کردند به شمارش معکوس و برای ایجاد هیجان بیشتر، ثانیه ها را ذوق زده می شمردند. در آخرین ثانیه ها نیز از همه خواستند که سکوت کنند. چنان منتظر تمام شدن ثانیه ها و رسیدن عقربه ساعت به شماره 12 بودند که گوئی منتظر یک انفجارند.

            بالاخره دو عقربه کوچک و بزرگ ساعت رسیدند به هم و شد ساعت 12. ناگهان هر سه از جا پریدند و صحنه بعدی این نمایش واقعا خنده دار آغاز شد. از آنجا که آقایان روحانی عادت ندارند دست در جیب کنند، آقای احمد زاده دست به جیب شد و صد تومان درآورد و به مجری و روحانی برنامه عیدی داد. سپس حاج آقا که عیدی صدتومانی را گرفته بود ذکر شب عیدغدیر را آغاز کرد.

            من که تفاوت این ذکر با بقیه ذکرهائی که در این یکسال اخیر در تلویزیون و مساجد مد شده را نفهمیدم. میدانید که در این یکسال برای هر روز سال یک ذکری کشف شده است.

            بهرحال سال تحویل شد و آقای همدیگر را بوسیدند و به هم تبریک گفتند. درست مثل اینکه سال 1386 آغاز شده باشد. سپس هر سه از مردم خواستند که فردا(دیروز) در سطح شهر و مساجد و حتی شبستان های مساجد چراغانی کنند!

            البته، ذکر مردم در این روزها، بجای ذکر عید غدیر، در کوچه و خیابان ذکر مصیبت قطع برق و گاز است و تلوزیون هم دم به دم مژده می دهد که برق تهران و برخی شهرها به علت رو به اتمام بودن سوخت نیروگاه ها بزودی قطع می شود. همینطور در باره گاز، خبر خوش قطع آن را خبر می دهد.

            اقایان اعلام کردند که فردا سطح شهر و مساجد حتی شبستان های مساجد هم چراغانی می شود و مردم شادی کنند که مملکت امن و امان است.


            iran

            Comment

            • Rasputin
              Senior Member
              • Jan 2005
              • 63906

              #156
              خبرها و گزارش ها يکی پس از ديگری بر تشديد تحريم ها حکايت می کند, تحريم هايی که هنوز مرکب قطعنامه شورای امنيت خشک نشده, در حالی که در لفظ قرار بود تنها شامل تحريم تسليحاتی و تحريم مالی شرکت های مستقيما مربوط به امور تسليحاتی رژيم باشد, به تحريم مالی ايران تسری يافته است. تحريم مالی, يعنی انسداد تجارت و کشوری که صنعت آن به اعتراف دولتمردانش "بيمار" و "رانت خوار" و بيش از پنجاه درصدش "سياه" است و نفت می فروشد تا کالای مصرفی از خارج بخرد, يعنی اساسا از طريق تجارت و رابطه مالی و نه صنعت و توليدات با بازارهای جهانی مرتبط است, بسرعت به کمبودها و احتکار و گرانی کالاها در داخل کشور دامن خواهد زد. به دنبال تحريم بانک سپه از سوی خزانه داری آمريکا و اعلام احتمال قطع قرارداد همکاری شرکت الکاتل در دو پروژه گاز و مخابرات ايران, همچنين اعلام قطع معامله به دلار با ايران از سوی كامرز بانك آلمان در چهارشنبه گذشته, روز شنبه اعلام شد که بانک فرانسوی SOCIETE GENERAL نيز پای خود را از پشتيبانی مالی مربوط به توسعه فازهای ۱۷ و ۱۸ پروژه ميدان گازی پارس جنوبی پس کشيده است. اينها اما تنها يک جنبه از تحريم است. بازار داخلی ايران هم اکنون بسرعت خود را با وضع جديد تطبيق می دهد: قيمت يک کيلو گوجه فرنگی به 3500 تومان رسيده است.
              در حقيقت آمريکا و متحدانش از يک سو و جمهوری اسلامی از سوی ديگر در حالی مردم ايران را دست بسته به دهليز مرگبار تحريم ها کشانده اند که جنگ کم شتاب بر سر توزيع رانت های نفتی ميان گروههای حکومتی در داخل کشور نيز به شکل گسترش گرانی, و فشار فزاينده بر مردم پديدار شده است. کاملا آشکار است که دولت احمدی نژاد عليرغم همه ادعاهايش در مورد مبارزه با رانت خواری درست از آنجا که دولت ولايت فقيه و دولت همين نظام است و رانت خواران اصلی هم ستون های همين نظام را تشکيل می دهند, توانايی مقابله با آنها را ندارد. و فقط هرآز گاهی به حمله تبليغاتی در مورد آنها می پردازد و به ارتباط گرانی با توطئه صاحبان سرمايه کلان نامشروع در بازار اشاره می کند. نمايندگان سياسی و فکری اين سرمايه, نيز در مجلس و مطبوعات و رسانه ها و خبرگزاری های رژيم از آنجا که به خوبی می دانند که پشت شان چقدر قرص و محکم است, با لحن مدعی وارد صحنه شده اند و می گويند پس چرا دولت رانت خواران را با انگشت نشان نمی دهد؟ چرا اسامی آنها را نمی گويد؟ چرا جلوی توطئه های آنها را نمی گيرد؟
              آنها می دانند که ريشه های قدرت "پدرخوانده" های شان در نظام اسلامی بيشتر از آن است که يک کارگزار دستگاه ولايت به نام احمدی نژاد با دوره گردی در شهرستان ها و تهديدهای تبليغاتی توخالی بتواند ضربه ای اساسی به آنها وارد کند. آنها نتيجه حل و فصل دو فقره پرونده فساد را (پرونده وام بانکی 90 ميلياردی و پرونده موسسه باصطلاح فرهنگی توسعه که هر دو از پشت توسط خود دستگاه ولايی "جمع" شدند) از نزديک شاهد بودند و با شامه تيزشان پی برده اند که درست حالا که فشارهای سياسی خارجی افزايش يافته و آمريکا سياست تهاجمی در پيش گرفته و ناوگانش به سمت خليج فارس در حرکت است و هر روز خبرهای تازه ای از گسترش تحريم می رسد و بزودی مهلت 60 روزه به پايان می رسد و دستگاه ولايی به وحدت جناح هايش برای مقابله با اين فشارها نياز دارد, بهترين زمان برای بالا بردن فشار و گرفتن حداکثر امتياز است.
              روشن است که با توجه به کمبودها و ناتوانی توليد داخلی و قدرت احکتار بازار و تحريم مالی و تجاری رو به گسترش بين المللی, استفاده دولت از مکانيسم های وارداتی برای مقابله با کمبودهای تصنعی کالاهای مصرفی و يا تنطيم بازار از طريق نظام تعرفه ها تاثيری اساسی در مهار گرانی ها به جای نخواهد گذاشت, چنانکه دولت در يک سال و نيم اخير عليرغم به کارگيری اين ابزارها نتوانسته است غول غارتگر بازار را در شيشه کند و قيمت ها را مهار نمايد. و اين مساله نيز از ديد نمايندگان سياسی "پدرخوانده های" رانت خواری که حالا با کمال پر رويی فرياد آی دزد سر داده اند پنهان نيست.
              معنای تقارن و درهم تاثيری فرايند گرانی ها در داخل و تحريم ها از خارج آن است که همزمان با فشار خارجی, آقازاده های رانت خوار و صاحبان سرمايه های کلانی که بعضا بخش عمده کل تجارت يک کالا را در انحصار نامرعی خود دارند و از ستون های نظام اسلامی هم هستند بحران رو به گسترش را به فرصتی طلايی برای تعرض به دولت سرکوبگر اقتدارگرا تبديل کرده اند. و شليک اسلحه گرانی به سوی مردم در پائين را وسيله اعمال فشار بر دستگاه دولتی در بالا ساخته اند. به عبارت ديگر هر دو جناح رژيم يکی به خاطر ناتوانی در مقابله با رانت خواران دانه درشت و برخورداران از پشتوانه های قدرت حکومتی و ديگری به خاطر برخورداری از قدرت کليدی در بازار و حکومت در عمل به همدست تحريم گران عليه مردم ايران تبديل شده اند. برآيند اين وضع تشديد گرانی هاست؛ گرانی هايی که البته کمترين تاثيری بر خود صاحبان قدرت ندارد و برخورداران از رانت های ميلياردی و قدرت دولتی قيمت گوجه فرنگی را حتی اگر به ده هزار تومان هم برسد می توانند به سادگی خريداری کنند. اين بخش های فقير جمعيت است که ناچار است گوجه فرنگی را از سبد غذايش حذف کند, گوشت و ميوه و صيفی جات ديگر را حذف کند و بزودی حتی توانايی خريد يک کيلو سيب زمينی را هم نداشته باشد.
              رژيم جمهوری اسلامی فقط مردم را به باتلاق تحريم های خارجی نکشانده است, برآيند عملکردش همدستی با همين تحريم گران است عليه مردم ايران.

              iran

              Comment

              • Rasputin
                Senior Member
                • Jan 2005
                • 63906

                #157
                رييس مركز فرماندهى و مراقبت وزارت كشور گفت : در برابر رويدادها و حوادث امنيتى بايد منسجم*تر و هماهنگ تر عمل كرد.

                به گزارش روز دوشنبه پايگاه اطلاع رسانى وزارت كشور، همايش مراكز فرماندهى و كنترل نيروهاى نظامى و انتظامي، روز گذشته در وزارت كشور برگزار شد.

                "سردار نامجويان" وظايف اصلى مراكز هدايت و كنترل رويدادهاى امنيتى و حوادث كشور را هماهنگى در اطلاع رسانى لحظه*اي، شناخت و پيشگيرى زمينه*هاى بحران و حوادث و تسلط بر آن در كوتاه*ترين زمان ممكن دانست.

                وى بر ضرورت تشكيل جلسات مستمر براى كارايى بيشتر اين مراكز تاكيد كرد و اظهار داشت : در حال حاضر ايجاد بانك اطلاعاتى واحد، استقرار و بهره*گيرى از اتاق وضعيت مكانيزه، مداومت كارى ‪ ۲۴‬ساعته، امنيت اطلاعات، آموزش همكاران و تعاملات چند سويه براى اقدامات منسجم تر اين مراكز، بسيار حائز اهميت است.

                در اين همايش كه با حضور فرماندهان " مراكز فرماندهى و كنترل ستاد كل نيروهاى مسلح، ستاد مشترك ارتش جمهورى اسلامي، ستاد مشترك سپاه پاسداران انقلاب اسلامى و نيروى انتظامى جمهورى اسلامى" برگزار شد، بر لزوم تبادل اطلاعات و آگاهى از تصميمات يكديگر به منظور جلوگيرى از موازى كارى و اتخاذ دستورات واحد براى هدايت و كنترل رويدادهاى مختلف امنيتى وحوادثى كشور تاكيد شد.

                در اين همايش مقرر شد، اين مراكز با مجموعه*هايى كه به* نحوى با رويدادهاى امنيتى و حوادث طبيعى كشور در ارتباط هستند، چارچوب*هاى قانونى مدون و تعريف شده*اى براى تبادل اخبار، اطلاعات و نحوه مديريت بحران*هاى احتمالي، براى واكنش عملياتى همزمان در خصوص پيشگيرى و مقابله با رويدادهاى امنيتى و حوادث طبيعى كه در كشور رخ مي*دهد، طراحي، تدوين و ارائه كنند.

                iran

                Comment

                • Rasputin
                  Senior Member
                  • Jan 2005
                  • 63906

                  #158
                  رژيم جمهوری اسلامی در کلان شهرهای ايران حق نفس کشيدن و بهره بردن از هوای سالم را با بی سياستی های خود به طور جدی برای مردم ايران به خطر انداخته و عملکردش سبب می شود که آلودگی هوا سالانه بيشتر از ايدز از مردم ايران قربانی بگيرد.



                  روشنگری: در گرماگرم تبليغات و تحريکات جنگی آمريکا و متحدانش در رابطه با ايران و در حالی که تحريم اقتصادی ايران روز به روز گسترش بيشتری می يابد, گزارش ها و آمارهای جديدی از ميزان آلودگی هوای کلان شهرهای ايران و در راس آنها تهران انتشار يافته است که براستی تکان دهنده است. براساس آمارهای اعلام شده از سوی رييس ستاد هواى پاك شهردارى تهران "تنها در آبان*ماه سال*جارى 3600 نفر بر اثر آلودگى هوا در تهران جان باخته*اند."

                  براساس نتايج يک مطالعه منطقه* ای در تهران که از سوی خبرگزاری مهر مورخ 25 دی منتشر شد: "در مدت 140 روز، 1160 بيمار تهرانی به دليل مشکلات تنفسی و قلبی ناشی از آلودگی هوا در 5 بيمارستان تحت معالجه قرار گرفتند."

                  بر اساس اعلام بانک جهانی: "ميزان خسارات سالانه ذرات معلق در هوای تهران به طور متوسط برابر 600 ميليون دلار و در 7 شهر بزرگ کشور برابر 5/1 ميليارد دلار است که اين رقم برابر با 26/1 درصد از توليد ناخالص داخلی کشور است."

                  همچنين بر اساس اعلام بانک جهانی:"هزينه های آلودگی هوا در سال 1384 در تهران برای اقامت در بيمارستان 10 ميليارد ريال، ويزيت پزشک 92 ميليارد ريال، مراجعه به اورژانس 130 ميليارد ريال و خسارات روزهای کاری از دست رفته با احتساب کار خانگي، يک هزار و 540 ميليارد ريال بوده است."

                  روزانه ۱۲۰۰ تن آلاينده در هوای تهران پخش می *شود و ميزان آلاينده *ها در شهر تهران 2/8 برابر استاندارد جهانی است"

                  گزارش ديگری از بانک جهانی حاکی از آن است که: "سالانه 40 هزار نفر از ساكنان تهران در اثر آلودگى هوا جان مي*بازند که اين تعداد چهار برابر آمار قربانيان ايدز است."

                  براساس شاخص*هاى پايدارى، محيط زيست ايران در بين 146 كشور جهان در رديف 132 قراردارد و ميزان اين آلاينده*ها 2/8 برابر استاندارد جهانى است.

                  آلودگی هوا در ايران به عامل مرگ و مير شهروندان تبديل شده است. ولی مرگ در اثر آلودگی تنها عارضه نهايی بايد تلقی شود. آلودگی هوا منجر به بروز "بيماری های مزمن تنفسی و ريوي، کم هوشی کودکان، کاهش بازده فکری و کاری افراد جامعه، تنش های عصبی و خستگی جسمی و روحی در طول روز و اثرات اين عوامل بر افت سلامت اقتصادی و روانی جامعه و همچنين هزينه *های ناشی از درمان و بهبود بيماران" می شود.


                  رژيم اسلامی و آلودگی هوا

                  در مقابل آلودگی هوا اين فاجعه بدتر از ايذر که در کلان شهرها و بويژه در تهران بيشتر از همه قربانی می گيرد, رژيم اسلامی چه اقدامات و راهکارهايی در پيش گرفته است؟ در گزارش مورد اشاره در خبرگزاری مهر در اين رابطه آمده است:"تدابير مسئولان در شرايط بحرانی برای مهار آلودگی در شهر و کاهش خسارت انساني، کارآمدی کافی ندارد. بدين معنی که با وقوع شرايط بحراني، مسئولان با تاخيری چند روزه جلساتی را برای تصميم *گيری در مورد تمهيدات جبرانی برگزار می *کنند. معمولا برای آنکه وضع آلودگی هوا سريع تر به وضع عادی برگردد، تصميم يا تعطيلی گسترده مدارس و ادارات است يا محدوديت *های جدی تردد که در هر صورت هزينه* های زيادی به شهر تحميل می *کند و با اعتراض و نارضايتی مردم روبرو می *شود." (1)

                  به اعتراف كارشناسان و بازرسان سازمان بازرسى كل كشور: "علي*رغم مصوبه مورخ 9/4/69 هيأت وزيران مبنى بر انتقال صنايع آلوده كننده و مزاحم محيط زيست شهر تهران به خارج از شهر، با گذشت قريب 16 سال، تنها 30 درصد از اين طرح اجرا گرديده است."
                  (2)

                  بر اساس مصوبه 2/5/1384 هيأت وزيران، مي*بايستى 200 هزار دستگاه خودرو فرسوده در سال 1384 از رده خارج ‏مي*شد.. ليكن به *دليل وجود اشكالاتى..در نهايت با تحقق 20 درصد از اين برنامه در سال 1384، كمتر از 40 هزار دستگاه خودرو فرسوده از رده خارج شده است."( منبع بالا)

                  مدير كل محيط زيست استان تهران آذرماه گذشته اعلام كرد: "امسال حتى يك ريال هم براى كاهش آلودگى هوا و پالايش صنايع آلاينده در استان تهران در اختيار اين اداره كل قرار نگرفته و اين در حالى است كه بر اساس اعلام شركت كنترل كيفيت هوا در سال جارى تا پايان آبان*ماه، در 25درصد روزها شاخص كيفى هواى پايتخت در وضعيت ناسالم به بالا قرار داشت!" (3)

                  "چهار ايستگاه سنجش آلودگى هواى ,تجريش,، ,قلهك,، ,بهمن, و ,آزادى, كه در نقاط پرتردد و آلاينده شهر تهران واقعند، قطع است و دفتر طرح جامع كاهش آلودگى هواى تهران به دليل ,عدم تخصيص بودجه لازم براى اجراى طرح, پس از 5سال از ايجاد، در آستانه تعطيلى و انتقال وظايف به وزارت كشور قرار گرفته و مجرى طرح جامع كاهش آلودگى هواى تهران نيز استعفا داده است." (منبع بالا)


                  با حکومت ناپاک و مستبد نمی توان هوای پاک و سالم داشت

                  مستندات پيش گفته خيلی روشن و صريح نشان می دهد که رژيم جمهوری اسلامی حداقل در کلان شهرهای ايران حق نفس کشيدن و بهره بردن از هوای سالم را با بی سياستی های خود به طور جدی برای مردم ايران به خطر انداخته و عملکردش سبب می شود که آلودگی هوا سالانه بيشتر از ايدز از مردم ايران قربانی بگيرد. اين رژيم ميلياردها دلار صرف انرژی هسته ای کرده, ميلياردها دلار خرج توليد و خريد سلاح و جنگ افزارها کرده و با لجاجت بيهوده و مسخره خود مردم ايران را به دهليز تحريم های مرگبار کشانده, و دائم دم از "حق هسته ای" می زند, ولی حق بديهی نفس کشيدن در هوای سالم را از اين مردم دريغ کرده است. و نه فقط اين: اگر سراپای رسانه های مجاز و تحت سانسور رژيم را مرور کنيد, از آنجا که آلودگی هوا حوزه ای از بی سياستی های رژيم است که کمتر از همه "خودی" و "غيرخودی" می شناسند و خارج از جنسيت, تعلق گروهی و سياسی, مذهبی و قومی قربانی از توده شهری قربانی می گيرد (البته رانت خواران و آقازاده های حکومتی که با دلارهای نفتی به غارت برده, در مناطق ييلاقی خوش آب و هوای ايران کاخ های اعيانی برپا کرده اند را بايد مجزا دانست) در باره همه انواع جزئيات آلودگی هوای کلان شهرها و بويژه تهران خبر و گزارش به وفور خواهيد يافت, اما به ندرت ممکن است در باره لزوم ايجاد و تقويت و گسترش نهادهای مستقل مردمی مدافع حفظ محيط زيست خبری و گزارشی انتشار يابد. رژيم نه تنها برعليه آلودگی هوا سرمايه گذاری نمی کند و نه تنها در نتيجه تصادم با منافع دسته بندی های محتلف مافيايی و شبه مافيايی اش, راهکارهای شناخته شده کاهش آلودگی هوا را به طور قاطع به کار نمی بندند و نه تنها طرح های پيشگيرانه موثری ندارد, بلکه مواظب است که تشکل های مستقل زيست محيطی هم نتوانند قدرتمند شوند و در افزايش آگاهی شهروندان که در مقابله با آلودگی هوا اهميت اساسی دارد نفش موثر خود را ايفا کنند. تصادفی نيست که در ميان گروهبندی های حکومتی همه انواع دسته ها را می توان يافت, ولی يک حزب سراسری طرفدار محيط زيست وجود ندارد و تصادفی نيست که همه گروههای قديمی يا خلق الساعه حکومتی که در دوره های انتخابات رژيم سرهم بندی می شوند در باره همه چيز طرح و وعده می دهند, به جز محيط زيست.
                  با وجود رژيم جمهوری اسلامی حق تنفس هوای پاکيزه برای اکثريت عظيم شهروندان کلان شهرهای ايران به تدريج به يک رويا تبديل می شود. مساله مردم ايران با رژيم جمهوری اسلامی فقط اين نيست که اين رژيم نمی تواند حق کار, اشتغال, بيمه, بهداشت و درمان, و سوخت رسانی را تامين کند, اين هم هست که اين رژيم حتی نمی تواند حق تنفس هوای پاک را برای مردم به رسميت بشناسد و روزانه 1200 تن آلاينده سمی فقط به حلق مردم تهران می ريزد. خاصيت استبداد فراگير همين است: هر چه بيشتر بماند, سلامت, موجوديت و آينده مردم را بيشتر و عميق تر و بنياتی تر به خطر می اندازد. در ايران ما با شهرنشينی پيشرفته و توده عظيم سحابی وار حاشيه نشينيان کلان شهرها, هوای سالم بيش از هر زمان و به طرزی بلافصل با حکومت سالم و مردمی گره خورده است. حکومتی که به جای کشاندن مردم به قتلگاه تحريم و جنگ به خاطر موجوديت منفور خويش, از خود شهروندان باشد و پاکيزگی هوا و حفظ سلامت محيط زيست, تجهيز مدارس و مراکز آموزشی, بيمارستان ها, درمانگاهها, بهبود شبکه های حمل و نقل و شبکه های انرژی سالم را در اولويت قرار دهد.

                  iran

                  Comment

                  • Rasputin
                    Senior Member
                    • Jan 2005
                    • 63906

                    #159
                    در مقاله بازتاب در زير اشاره ای است به وضعيت ميدان انقلاب که اشکال جديد سوء استفاده جنسی از زنان ايران را نشان ميدهد. در قسمتی از مقاله اعتراف شده که بخش اعظم دخترانی که گرفتار اين مصيبت هستند به علت فقر اقتصادی و نياز مجبور ميشوند به اين وضعيت تن در ميدهند.در هردو قسمت مساله تازه ای مطرح نشده، ولی اعتراف به آن توسط يک سايت وابسته به رژيم به ابعاد گسترده فاجعه شهادت ميدهد. البته نمايندگان مجلس اسلامی راه حلی در آستين دارند: اشد مجازات و لابد تعدادی اعدام ديگر.

                    بازتاب

                    براى يك پژوهشگر مسائل اجتماعى و خصوصا معضلات جوانان، قدم زدن چند ساعته در خيابان انقلاب كافى است تا او را با آخرين اخبار و تحولات مربوط به حوادث ناگوار اجتماعى آشنا كند؛ سي*دى پارتى تيم ... ، سي*دى خانم ... ، فيلم عروسى ... ، عكس*هاى بازيگر فيلم ...، فيلم شب*هاى ... خوابگاه دانشگاه ... و بسيارى ديگر ... صداهايى هستند كه با گوش*هاى محققى كه مي*خواهد بيشتر و دقيق*تر در جريان اتفاقات قرار گيرد، آشنا و مأنوسند.

                    ميدان انقلاب، تنها اتاق كوچكى از اين عمارت بزرگ و ويران اخلاقي، اجتماعى امروز شهر تهران است. در گوشه*هاى ديگر شهر هرچه ساعت*هاى روزانه به دقايق و ثانيه*هاى غروب و ساعات نخست شب نزديك مي*شوند، بر تعداد چهره*ها و قيافه*هايى كه برخى از آنان را در هيچ فيلم و سريال خارجى هم نديده*ايم، افزوده مي*شود؛ از زنان و دخترانى كه بر سر معابر مخصوص، در انتظار توقف ماشين مخصوص ايستاده*اند تا پسران و مردان جوانى كه با چشمان خمار و سيگارهاى آويخته بر لب، مشغول جمع*آورى مشترى براى ترياك، *هروئين، كراك، شيشه و نورچيزك هستند. در حالى كه ما سال*هاست در چنين محيطى زندگى مي*كنيم و تا به حال صدها و شايد هزاران نفر، فغان دردمندانه به وضعيت كنونى اجتماع و غليان مظاهر شهوت و ضداخلاق،* سر داده*اند، نمايندگان مجلس شوراى اسلامى در نامه*اى به رئيس قوه قضائيه، خواستار برخورد با مفاسد اجتماعى شده*اند؛ كارى كه در سال*هاى اخير جسته و گريخته، اما بي*نتيجه از سوى مسئولان و نمايندگان ديگر هم انجام شده است.

                    در اين نامه كه به امضاى 180 نفر از نمايندگان رسيده، برخورد قاطع با مصاديق ترويج فساد و فحشا و ضرورت در پيش گرفتن راهكارى براى مقابله با شبيخون فرهنگي، از رئيس دستگاه قضا درخواست شده است. اين نامه محملى شد تا نكاتى را درباره مفاسد اجتماعى و وظيفه نهادهاى حكومتى در اين*باره برشمارم:

                    1ـ تأكيد نمايندگان محترم در مقوله مفاسد اجتماعى كه در اين نامه به آن پرداخته شده، معطوف بر موضوع سوءاستفاده از دختران و تهيه فيلم و سي*دى از آنان بوده است، اما آيا نمايندگان محترم، معضل توزيع و مصرف مواد مخدر را، كه به خاطر همجوارى ما با مركز توليد مواد مخدر جهان، گريبانگير ما شده است، بحران نمي*دانند كه با اقدامى قاطع و قانوني، در صدد مسدود كردن نزديك به هزاران كيلومتر مرز مشترك ايران و افغانستان برنمي*آيند؟ اين در حالى است كه اولويت ابتدايي، قطع كوره*راه*هايى است كه قاچاقچيان افغان به راحتى از آنجا عبور و ايران را مسير ترانزيت مواد مخدر خود در سراسر دنيا كرده*اند.

                    2ـ در اين نامه، نمايندگان محترم خواستار برخورد رئيس قوه قضائيه با اين*گونه مفاسد ـ كه در حكم محاربه با خداوند ذكر گشته ـ شده*اند، ولى به نظر فراموش كرده*اند كه قوه قضائيه و مجريه، *عوامل اجرايى قوانين مصوب همين نمايندگان هستند! آيا زمان آن نرسيده كه كميسيون*هاى مربوطه تشكيل شود و با تصويب قانون*هاى بجا، به همراه پشتوانه مالى مناسب، اين دستگاه*ها را در وظايف خود يارى رساند؟ بسيارى مواقع قوه قضائيه و ضابطان مربوطه پس از دستگيرى و برخورد با عوامل فساد به خاطر محدوديت وظايف و تنگناهاى موجود در مجارى قانوني، مجبور به آزاد كردن و به تبع آن جرى شدن مفسدان مي*شوند.

                    3ـ لحن نامه اين نمايندگان، نشان از كم*توجهى آنان از برخورد ريشه*اى با مفاسد اخلاقى جامعه دارد، چراكه در كنار قوه قضائيه، نام نهادهايى مانند وزارت كشور، اطلاعات، ارشاد، بسيج، سپاه و پليس آمده و اين؛ يعنى بي*توجهى به اين نكته كه بيش از نيمى از دخترانى كه در دام مفاسد اخلاقى و جنسى گرفتار شده و به قول نمايندگان محترم در اختيار افراد مرفه قرار مي*گيرند، به خاطر مشكلات مالى و اقتصادى به اين كار روى آورده*اند. اگر وكلاى محترم ملت اندكى نيز در اين موضوع بينديشند كه راهكارهايى براى مقابله با گراني*ها، حمايت از حقوق اقشار مستضعف و ساماندهى وضعيت معيشتى و تحصيلى كودكان بي*بضاعت، بيانديشند و به اين ترتيب، شكى نيست كه بسيارى از مفاسد رخت بر بسته براى هميشه ريشه*كن خواهند شد.
                    در جامعه*اى كه گرانى بيداد مي*كند، سرپرست خانواده تا كى مي*تواند نگاه به چشم پرنياز فرزندش ببندد؟آی جز اينستکه فقر از هر درى كه وارد شد، ايمان از در ديگر خارج مي*شود ونيز اينکه، مادر همه مفاسد، *گرانى است!

                    4ـ از اين نكته نيز نبايد غافل بود كه كسانى كه به صورت حرفه*اى و حساب*شده، اقدام به اعمال منافى عفت و تجاوز به نواميس مردم مي*كنند، با كسانى كه يك*باره و بدون قصد و غرض، در دام چنين بليه*اى گرفتار مي*آيند، يكسان نيستند و چاره مشكل آنان را در جاى ديگرى بايد جست. تصويب طرح و قانونى براى تسهيل ازدواج جوانان و در نظر گرفتن اقدامات منطقى و ريشه*اى دولت براى كمك به اشتغال و معيشت آنان، بهترين راه براى خاموش كردن آتش گرايش به اعمال منافى عفت است.
                    آمارها حكايت از آن دارند كه جوانان شاغل و ورزشكار و نيز متأهلان ، اشتياق و گرايش بسيار كمترى از ديگران، نسبت به اعمال منافى عفت و بزهكاري*هاى معمول اجتماعى دارند.

                    شايسته است نمايندگان محترم با ديدى عميق*تر و ريشه*اى با معضلات اجتماعى برخورد كرده، راه قانونى شفاف و وسيع براى اعمال قانون، توسط مجريان و ضابطان قضائي، فراهم آورند.

                    هر لحظه و ثانيه*اى كه مي*گذرد، بر حجم جوانانى كه آلوده به مفاسد متداول اجتماعى مي*شوند، افزوده مي*شود و اين تاوان غفلت و بي*توجهى كسانى خواهد بود كه با قلم و سخن خود، مي*توانند قانونى را به وضع و تصويب برسانند كه وضعيت جوانان و جامعه را از اين كه هست بدتر نكند.
                    اختصاص بودجه*ها و رديف*هاى ويژه و منطقى در كنار دورانديشى قانونگذاران، مي*تواند منجر به ايجاد مراكزى شود كه در عين توجه به اقتصاد و كمبودهاى مادى و اوليه مردم و به ويژه اقشار كم*درآمد، جوانان را با فرهنگ*سازى صحيح و تربيت اجتماعى مطلوب، مهياى ورود به عرصه مديريتى و اجرايى آينده كشور كنند.
                    و در مقابل از كارهايى كه به نوعى عجين با واژه*ها و رويكردهاى برخوردى است، بپرهيزيم و در صدد رفع زيربنايى مشكل برآييم يعنى به جاى آن*كه مجبور شويم دستگاه قضائي، قوه مجريه، نيروهاى نظامى و انتظامى را ملزم به برخورد و دفع كنيم، با برنامه*ريزي*هاى درست و حساب*شده،*مشكلات را از پيش روى برداشته و رفع كنيم.

                    جايى كه مجال هر نوع خلافى فراهم باشد چطور مي*توان جان و روح سالم به در برد؟ مسئولان بايد توجه داشته باشند كه فلسفه حكومت اسلامي، آماده كردن محيط جامعه براى پرورش يافتن و رشد انسانها مطابق فطرت انسانى است. اين البته امر آسانى نيست و به مدد تلاش تمام اعضاى جامعه و به*ويژه مسوولان آنان امكان*پذير است.

                    iran

                    Comment

                    • Rasputin
                      Senior Member
                      • Jan 2005
                      • 63906

                      #160
                      دبير مجمع تشخيص مصلحت نظام در گفت*وگوی ويژه خبری شبکه دوم سيمای جمهوری اسلامی گفت: آمريکا از شش ماه پيش وارد فاز برخورد جدی با ايران شده است و احتمالا تا دو ماه آينده شاهد نشانه*های آغاز اين برخورد خواهيم بود.

                      دکتر محسن رضايی افزود: استراتژی جديد بوش در عراق برخلاف مواضع قبلی وی در پنج سال گذشته دارای ابهاماتی بود که اين ابهامات احتمالا مربوط به برخورد با ايران است و آمريکا قصد دارد تا با برخورد با ايران، مشکل خود در خاورميانه را حل کند.

                      فرمانده سابق سپاه پاسداران، ابعاد برخورد آمريکا با ايران را عمدتا اقتصادي، سياسی و امنيتی توصيف کرده و افزود: آمريکايي*ها قصد دارند با استفاده از حربه تحريم و گسترش آن برای کشور، مشکلات جدی اقتصادی ايجاد کند و از آن برای ساختن نارضايتی اجتماعی استفاده کند و سپس با استفاده از اپوزيسيون وارد فاز سياسی شود و در ادامه از منافقين و گروه*های تروريستی برای ايجاد مشکلات امنيتی برای کشور استفاده کند که البته اقدامات محدود نظامی از قبيل حمله موشکی به مراکز هسته*ای ما نيز بعيد نيست به عنوان اقدامات حاشيه*ای مطرح باشد.

                      رضايی درباره ميزان جدی بودن دولت بوش در تصميم برخورد با ايران گفت: بعد از آغاز دور جديد فعاليت هسته*ای ايران، آمريکايي*ها خيز بلندی برای بردن پرونده هسته*ای ايران به شورای امنيت و اقدام عليه جمهوری اسلامی برداشتند که در اين راه، شکست خوردند و با اعلام همراهی خود با ,1+5, و حمايت از بسته پيشنهادی و بيانيه خانم رايس برای آمادگی آمريکا برای مذاکره با ايران، دور نخست رويارويی ايران و آمريکا به نفع جمهوری اسلامی به پايان رسيد. اما از اوايل تابستان، آمريکايي*ها دور جديد برخورد با ايران را آغاز کردند که در اين دوره به تعبير صدام، ,استراتژی جوجه تيغی, را عليه جمهوری اسلامی استفاده کردند و به جای رويارويی مستقيم با ايران، مانند يک جوجه تيغی که در درگيری با مار، به دم مار حمله مي*کند، سعی کردند دنباله نفوذ ايران در منطقه را هدف بگيرند و با حمله به لبنان در تابستان و اقدامات گسترده در عراق در زمستان، سعی کردند نفوذ ايران در اين دو بخش مهم خاورميانه را کاهش دهند و همزمان مقدمات برخورد جدی با ايران را آغاز کردند که قطعنامه نخست شورای امنيت در مرداد و قطعنامه تحريم در دی ماه در اين راستا به شمار مي*رود. البته با توجه به ناکامی آمريکا در لبنان، اگر مذاکرات لاريجانی ـ سولانا به نتيجه مي*رسيد و قطعنامه تحريم تصويب نمي*شد، دور دوم رويارويی ايران و آمريکا نيز به سود جمهوری اسلامی خاتمه پيدا مي*کرد، اما اين فرصت گذشت.

                      دبير مجمع تشخيص مصلحت نظام درباره حجم گسترده تبليغات آمريکا در مقطع اخير گفت: البته بخشی از مطالبی که مقامات آمريکايی مي*گويند، جنگ روانی است و هدف آن، تسليم ايران و وارد شدن جمهوری اسلامی به دادن امتيازات بدون اقدام عملی در برخورد است. اما ما نه بايد دشمن را دست کم بگيريم و نه فريب جنگ روانی آنها را خورده و تسليم شويم. بلکه بايد آمادگی لازم در کشور برای مقابله با اين تهديد ايجاد شود.

                      فرمانده سابق سپاه پاسداران با تاکيد بر نقش دولت در پيش بينی تمهيدات اقتصادی برای جلوگيری از اثرگذاری اقدامات اقتصادی آمريکا بر زندگی مردم، فعالتر شدن وزارت خارجه، کمک به مسئولان پرونده هسته*ای و هشيارتر شدن نهادهای امنيتی کشور برای مقابله با اقدامات جديد را در کنار آمادگی نيروهای مسلح برای دفاع از تماميت ارضی کشور در کاهش تهديدات موثر ارزيابی کرد و افزود: بنده نيز به عنوان يک سرباز کوچک دولت ايران در صورت لزوم آماده انجام وظيفه در نيروهای مسلح و هر جبهه*ای که کشور مورد تهديد قرار بگيرد، هستم.

                      دکتر محسن رضايي، استراتژی جديد دولت بوش را ,يا همه يا هيچ, ارزيابی کرده و افزود: نومحافظه*کاران به اين نتيجه رسيده*اند که بدون تعامل با ايران قادر به حل مسئله عراق نيستند و شکست در عراق نيز به معنای نابودی کامل آنان است. به همين علت تصميم گرفتند برخورد با ايران را آغاز کنند که در صورت پيروزي، يک فتح بزرگ برای دولت بوش است و در صورت شکست نيز فاجعه شکست آنها در خاورميانه تداوم مي*يابد. البته انسان*های عاقلی نظير خانم آلبرايت در آمريکا هم هستند که به دولت بوش توصيه مي*کنند به جای راه برخورد، مسير مذاکره با ايران را در پيش گيرد. اما خوی جنگ*طلبی بوش وی را به سوی عراق سوق داده

                      iran

                      Comment

                      • Rasputin
                        Senior Member
                        • Jan 2005
                        • 63906

                        #161
                        سازمان ميراث فرهنگى و گردشگرى استان فارس, از تجمع اعتراض*‏آميز مخالفان آب*‏گيرى سد سيوند در اين استان, جلوگيرى كرده است.
                        به گزارش خبرنگار ايلنا, پيش از برگزارى همايش بررسى دستاوردهاى كاوش در تنگه بلاغى, بسيارى از NGO هاى غيروابسته به دولت قصد داشتند طى تجمعى اعتراض*‏آميز, بانيان آب*‏گيرى سدسيوند را محكوم كنند كه سازمان ميراث فرهنگى و گردشگرى استان فارس با اطلاع از در جريان بودن اين اقدام, از برگزارى اين تجمع جلوگيرى كرد.

                        iran

                        Comment

                        • Rasputin
                          Senior Member
                          • Jan 2005
                          • 63906

                          #162
                          مهدی کروبی دبيرکل حزب اعتماد ملی در سخنانی در جلسه دفتر سياسی اين حزب بدون اشاره صريح به خطر حمله نظامی آمريکا به ايران و وضعيت گسترش تحريم ها به خاطر خودداری رژيم از تعليق غنی سازی اورانيوم گفت:"امروز عموم مردم از شرايط به وجود آمده در كشورمان احساس دغدغه مي*كنند."

                          وی گفت:"امروز در شرايطى هستيم كه نمي*گويم بحرانى است و نمي*گويم خطرناك است، اما مي*گويم اكثر مردم و نيروهاى انقلاب اعم از چپ و راست نسبت به اين شرايط دغدغه و نگرانى دارند."

                          وى با اشاره به اين که رژيم اسلامی "آسان به دست نيامده كه آسان از دست رود" بر گفتگو و همکاری با خاتمی و رفسنجانی تاکيد کرد و هدف از اين همکاری را بررسی" راهكارهاى رفع دغدغه* و نگراني*ها" دانست.

                          iran

                          Comment

                          • Rasputin
                            Senior Member
                            • Jan 2005
                            • 63906

                            #163
                            اين است رئوس برخی از آمارهای رييس پليس تهران در حوزه "حوادث" در 10 ماه اخير در تهران بزرگ:147 فقره قتل, 14 فقره آدم*ربايى, 539 فقره جعل، 57 فقره سرقت مسلحانه,545مورد تجاوز جنسی, 677 مورد كلاهبردارى, 1700 فقره سرقت خودرو ,674 فقره كيف* قاپى, و دستگيری 322 زن به جرم تن فروشی, 691 تن به نام "اراذل و اوباش", 30 هزار نفر به نام "تبعه غيرمجاز" و....1817 نفر به جرم قاچاق و 21 هزار و 462 نفر به نام "معتاد تابلو"و....


                            روشنگری: زمان به سرعت می سوزد و مهلت دو ماهه شورای امنيت سازمان ملل برای توقف غنی سازی اورانيوم ايران به سرعت به پايان خود نزديک می شود. آمريکا و اتحاديه اروپا از هم اکنون صراحت داده اند که حداقل اقدام آنها در صورت بی اعتنايی تهران به مصوبه شورای امنيت شدت دادن به تحريم هاست. آمريکا حتی منتظر پايان مهلت دو ماهه نمانده و تلاش گسترده ای را برای فشار بر بانک های غربی برای قطع روابط مالی با ايران صورت داده است. با وجود چنين چشم انداز وخيمی تا جايی که به رژيم برمی گردد هيچ نمود و نمادی برای کنار گذاشتن سياست های منتهی به تشديد تحريم های اقتصادی ايران ديده نمی شود. اين در حالی است که آمارها و گزارش های مسوولان و گردانندگان همين رژيم شفاف تر از هر زمان نشان می دهد که جامعه ايران واقعا تاب تحريم های گسترده اقتصادی را ندارد و تبديل فن آوری هسته ای به اولويتی که به خاطر آن همه انواع بحران های بدخيم و ريشه دار اجتماعی و فرايند رشد و گسترش بی وقفه آنها بايد تحمل شده و يا خارج از دايره اولويت های اساسی برای مقابله و مهار قرار گيرند, همدستی عامدانه با تباهی ها و تباه سازان است.

                            اين است رئوس برخی از آمارهايی که رييس پليس تهران در روز چهارشنبه 4 بهمن در حوزه "حوادث" ارائه داده است.

                            در 10 ماهه اخير:
                            هزار و 152 تن در تصادفات درون شهرى جان باختند.
                            11 هزار و 252 فقره جرم در حوزه استحفاظى استان تهران رخ داد
                            7 هزار و 146 تن، در رابطه با کشف 90 درصد از جرايم به وقوع پيوسته دستگير شدند
                            147 فقره قتل به وقوع پيوست و 112 مرد و 35 زن به قتل رسيدند
                            آمار دختران و پسران فراری 14 درصد نسبت به سال قبل افزايش يافت: 228 دختر و 46 پسر از خانه فرار كردند
                            14 فقره آدم*ربايى رخ داد, 539 فقره جعل، 57 فقره سرقت مسلحانه,545 مورد تجاوز جنسی, 677 مورد كلاهبردارى, 1700 فقره سرقت خودرو ,674 فقره كيف* قاپى.
                            در 10 ماهه اخير در تهران 322 زن به جرم تن فروشی, 691 تن به نام "اراذل و اوباش", 30 هزار نفر به نام "تبعه غيرمجاز",217 تن به نام "لهو و لعب در 63 مجلس عروسى" و "30 پارتى مختلط",368 نفر به جرم سرقت خودرو,289 مرد و 3 زن به نام كشف 334 قبضه سلاح غيرمجاز,1892 نفر در رابطه با توقيف 3 هزار خودرو, 1817 نفر به جرم قاچاق و 21 هزار و 462 نفر به نام "معتاد تابلو" دستگير شدند.
                            به استناد آمارهای سردار زراعی فرمانده انتظامى استان تهران در 10 ماهه اخير 5/11 ميليارد تومان كالاى قاچاق, از جمله 6 ميليون و 750 هزار ليتر سوخت قاچاق, دو ميليون و 521 هزار و 771 قلم داروی غيرمجاز در تهران کشف شد. در همين مدت 6 هزار و 400 كيلو ترياك, 223 كيلو هروئين و 273 كيلو مرفين به دست آمد و 70 باند قاچاق مواد مخدر منهدم شدند."
                            اين آمارها بخشی از آمارهای حوزه حوادث در 10 ماهه اخير در تهران است, آمارهايی که تصوير وحشت انگيزی از گسترش آسيب های اجتماعی: قتل, تجاوز جنسی, تن فروشی, سرقت مسلحانه, اعتياد, قاچاق و مواد مخدر به دست می دهد. و تازه اين آمارها بکلی ناقص است. و ابعاد بحران در حوزه اجتماعی را فقط زمانی می توان بهتر دريافت که آمارهای "حوادث" در کلان شهرهای کشور بر آمارهای فوق اضافه شود. در آن صورت منظره دقيق تر و ميخکوب کننده تری از ابعاد انفجاری آسيب های اجتماعی در جامعه ايران به دست خواهد آمد.

                            بی ترديد برای مقابله با اين وضعيت و کاهش آسيب ها و جرايم, سرمايه گذاری, برنامه ريزی, پيشگيری, آموزش, و سامانيابی مدنی از زمره ملزومات حياتی هستند, اما درست در همين شرايط رژيم اسلامی, مردم ايران را به کام تحريم اقتصادی گسترده و بحرانی ديگر با عواقبی مرگبار بر سطح زندگی اکثريت شهروندان می کشاند؛ اقدامی که از هر جرم و جنايتی در حق ملت ايران شنيع تر و غيرانسانی تر است.

                            iran

                            Comment

                            • Rasputin
                              Senior Member
                              • Jan 2005
                              • 63906

                              #164
                              بعد از سخنرانی جرج بوش، رئيس جمهور آمريکا واعلام استراتژی جديد آمريکا که ايران را مقصر اصلی مشکلات آمريکا در عراق و خاورميانه معرفی کرد مرکز تضارب افکار ,شورای سياست خارجی آمريکا, که نهادی فوق*العاده تندرو و نزديک به جمهوريخواهان است تبليغات گسترده و هدفداری را با کمک تعدادی از رسانه*های آمريکايی عليه فعاليت*های صلح آميز هسته*ای ايران آغاز کرده است. در اين تبليغات که هدف آن تحريک افکار عمومی و جلب حمايت اجتماعی مردم آمريکا برای اقدام يکجانبه و غيرقانونی نئوکان*ها عليه تهران است، ادعا شده که امروزه ايران بزرگترين چالش برای اهداف و منافع آمريکا در خاورميانه و مانعی برای پيروزی آمريکا در جنگ عليه تروريسم است.

                              در همين خصوص بخش موسوم به ,آزادی ايران,! در شورای سياست خارجی آمريکا که در سال 2006 با هدف کمک به سياستمداران آمريکايی برای توسعه و اجرای استراتژي*های آمريکا در قبال ايران تاسيس شده از سه*شنبه گذشته پخش تبليغاتی را به صورت آگهي*های تبليغاتی 30 ثانيه*ای از شبکه*های تلويزيونی CNN، MSNBC و همچنين کانال فاکس*نيوز عليه فعاليت*های هسته*ای صلح آميز ايران آغاز کرده است.

                              در متن يکی از اين تبليغات که بر روی سايت اينترنتی شورای سياست خارجی آمريکا قرار گرفته با اشاره به اينکه زمان در حال اتمام است و عقربه ساعت رستاخيز هسته*ای در حال نزديک شدن به ساعت 12 (زمان نابودی دنيا به وسيله جنگ جهانی اتمی) است ادعا شده است: ايران بزرگترين حامی جهانی تروريسم است که از حملاتی که منجر به کشته شدن صدها آمريکايی شده حمايت کرده است. اين تيزرهای تبليغاتی همچنين ادعا مي*کنند که ,يک گروه ايرانی که 25 هزار عضو دارد برای انجام عمليات*های انتحاری در اروپا و آمريکا آماده است,!

                              در ادامه متن اين تبليغ با اين ادعا که ايران با نقض قطعنامه*های شورای امنيت در حال توسعه قابليت*های خطرناک هسته*ای است و حتی تهديد به در اختيار گذاشتن دانش هسته*ای خود در اختيار ساير کشورها کرده آمده است: برای صلح بپاخيزيد، به کاخ سفيد بگوئيد که تحريم*ها عليه ايران را با زور به اجرا درآورد!

                              اما اين تبليغات به اينجا ختم نمي*شود، در متن تبليغ ديگری آمده است: محمود احمدي*نژاد، رئيس جمهور ايران هولوکاست را انکار مي*کند و خواستار حذف اسرائيل از نقشه جهان شده است. در قسمت ديگری از متن تبليغ دوم عليه ايران همچنين ادعا شده است: ,ايران هزاران کودک را که تنها به کليدهای پلاستيکی مجهز بودند برای پاکسازی ميادين مين به سوی مرگ فرستاده تا قفل دروازه*های بهشت را باز کنند,!

                              دروغ*های آشکار اين تيزرهای تبليغاتی و پخش همزمان آن از سه شبکه تلويزيونی نشان مي*دهد که نومحافظه*کاران کاخ سفيد برنامه*های پنهانی را برای خروج آشکارتر و صريح*تر از قوانين بين*المللی و افزايش فشار يکجانبه بر جمهوری اسلامی ايران سازماندهی کرده*اند. برنامه*هايی که بي*شک دقت نظر بيشتر تهران، همگرايی آشکارتر، دقت مضاعف در موضع*گيري*های سياسی و استفاده از تمام پتانسيل موجود برای مقابله با تهديدات ايالات متحده را طلب مي*کند.

                              ديروز جمعه آيت*الله هاشمی رفسنجانی در خطبه*های نماز جمعه تهران با اشاره به فشارهای چندجانبه جهان غرب به جمهوری اسلامی و يادآوری اين موضوع که هم*اکنون ,در شرايط نسبتاً سختی قرار گرفته*ايم, تاکيد کرد ,شرايط فعلی عادی نيست، شرايط امروز تدبير خاص خود را مي*خواهد و بايد در زدن حرفها، سنجيده*تر صحبت شود,. وی گفت: بعد از يک دوره شکست*های مکرر از انقلاب اسلامی امروز دشمنان از در ديگری وارد شدند با چند پرونده به سراغ ما آمده*اند و الان در شرايط نسبتا سختی قرار گرفته*ايم و آنها در بسيار ی از مراکز جهانی توانسته*اند عليه ما رای جمع کنند.

                              هاشمی رفسنجانی اظهار داشت: يکی از کارهای مهم امروز ما اين است که بايد به خودمان بگرديم و توجه به مردم و اسلام را محور واقعی بگيريم و برای مقابله با يک توطئه وسيع جهانی آماده شويم. وی در عين حال افزود: فکر نمي*کنم اگر اقدامی کنند نتيجه*ای بگيرند، *اما آنها با امکانات زيادی وارد شده*اند و ما بايد در داخل هوشمندانه عمل کنيم.

                              iran

                              Comment

                              • Rasputin
                                Senior Member
                                • Jan 2005
                                • 63906

                                #165
                                درمحافل سياسی گفته می شود
                                موج ترور دولتی
                                بزرگترين نگرانی امنيتی کشور
                                زيرپوشش دفاع از برنامه اتمی و مخالفت با قبول قطعنامه شورای امنيت، می خواهند موج ترور شخصيت های شناخته شده حاکميت را آغاز کنند! اندام های شبکه ترور را حکومتيان مدعی اند کشف کرده اند!




                                در برخی محافل سياسی ايران، در دو روز تاسوعا و عاشورا که فرصت ديدارهای مهمی فراهم آمد، اخباری دهان به دهان نقل شده که حتی اگر بخشی از آنها واقعيت داشته باشد، بايد در آينده نزديک شاهد حوادث مهمی در داخل کشور بود. از جمله اين اخبار تدابيری است که در هفته های اخير انديشه شده تا مانع يک موج ترور در داخل کشور شوند. حتی گفته می شود اطلاعاتی درباره برنامه ريزی اين موج ترور بدست آمده و اعترافاتی نيز گرفته شده است. هدف از اين ترورها که هنوز معلوم نيست موفق به متلاشی کردن اندام های سلولی شبکه های آن شده باشند برخی بلندپايگان و مقامات حکومتی را در نظر دارد و سرنخ های طراحان آن به داخل دولت احمدی نژاد رسيده است. حتی گفته می شود ليست موج اول ترور نيز بدست آمده است. دفاع از برنامه اتمی و حمايت از دولت برای اين ترورها تئوريزه شده و تحت عنوان از بين بردن مخالفان مقاومت در برابر امريکا و مقابله با کسانی که می خواهند عقب نشينی اتمی کرده و حتی از عراق نيز عقب بنشينند درمحافل و سلول های ترور تبليغ شده است.

                                گفته می شود ليستی از موج دوم ترور شامل حال چهره های سياسی پيرامونی حکومت نيز وجود دارد.

                                در محافل سياسی گفته شده که درحال حاضر بزرگترين نگرانی امنيتی حکومت همين ماجراست و تمام تلاش روی کشف شبکه های اين ترور متمرکز شده، اما از آنجا که از درون بافت های امنيتی حکومت نيز کسانی با اين توطئه در پيوند هستند، بی اعتمادی به گزارش ها اجازه سرعت کشف نمی دهد. حتی درباره بازداشت سه فعال زن درفرودگاه نيز گفته شده که برای فلج سازی تمرکز روی خطر ترور حکومتی، چنين ماجرائی را آفريدند که با اخطار بسيار جدی ستاد بحران به آن خاتمه بخشيده شد.

                                با مطالعه اين اطلاعات بسيار محدودی که بدست ما رسيده، اکنون می توان حدس زد که به چه دليل سايت امنيتی- دولتی "رجانيوز" وزارت اطلاعات و امنيت را تشويق و حتی تهديد می کند تا بجای هر فعاليت امنيتی روی دستگيری فعالان سياسی دوران اصلاحات متمرکز شود و نوک تيز پيکان حمله را متوجه هاشمی رفسنجانی بعنوان کانون توطئه عليه دولت احمدی نژاد کرده است. دراين ارتباط مقاله رجاء نيوز را از اينجا می توانيد بخوانيد:







                                iran

                                Comment

                                Working...