Announcement

Collapse
No announcement yet.

Iranian Children/Teachers Education Problems

Collapse
X
 
  • Filter
  • Time
  • Show
Clear All
new posts

  • #61
    موسى حسينى راوندى:اگر فقط فارغ*التحصيل بعضى رشته*هاى فنى مهندسى باشيد، آنوقت مي*توانيد بدون هيچ زحمتى و تنها با اجاره دادن مدركتان، چند ميليونى به جيب بزنيد!
    هميشه هر حكم يا قانوني، استثناهايى هم دارد و ملت مي*گردند ببينند چطور مي*شود قضيه را پيچاند؛ چطور مي*شود نقضش كرد. مثلا هميشه گفته*اند مدركت را بگذار در كوزه آبش را بخور.

    اين جمله قصار، *حكايت از اين نكته اساسى دارد كه چيزى كه به وفور در اين مملكت يافت مي*شود، فارغ*التحصيل بيكار است و شما هم دلت را به مدرك ليسانست خوش نكن عزيز! يعنى اينكه با اين مدرك دو زار هم كف دستت نمي*گذارند.

    اما همين قضيه هم استثنا دارد؛ اگر فقط فارغ*التحصيل بعضى رشته*هاى فنى مهندسى باشيد، آن وقت مي*توانيد بدون هيچ زحمتى و تنها با اجاره دادن مدركتان، چند ميليونى به جيب بزنيد! اين گزارش درباره يكى از عجيب*ترين راه*هاى گرفتن كره از آب مدرك*هاى سابقا بي*بخار دانشگاهى است.

    كافى است فارغ*التحصيل يكى از رشته*هاى مكانيك، برق، زمين*شناسى و خصوصا فارغ*التحصيل رشته عمران باشيد تا با يك تلفن ناقابل و قدم*رنجه*اى كوچك به يكى از هزاران شركت پيمانكاري، در كمال عزت و احترام به استخدام شركت مذكور دربياييد!

    تعجب هم دارد! بالاخره در روزگار قحطى كار، اينكه بدون عجز و التماس و پارتي*بازى و در به درى و به راحتى آب خوردن به استخدام يك شركت عمرانى در بيايى و اسمت را به عنوان يكى از مهندسين شركت ثبت كنند بيشتر شبيه يك لطيفه يا خواب است. اما در اين گزارش، نه قرار است براى شما جوك تعريف كنيم و نه خوابتان را تعبير!

    تلفنتان را برداريد و قسمت استخدام يكى از نيازمندي*هاى روزنامه*ها را جلويتان باز كنيد تا ببينيد چه گوهرى را گذاشته*ايد روى تاقچه خاك بخورد. ,دعوت از مهندسين عمران، مكانيك، برق و... جهت رتبه*بندى شركت، با بهترين شرايط,، ,مهندس عمران يك ميليون و دويست هزار تومان, بشتابيد!

    مهندس اجاره*اى
    اگر فارغ*التحصيل زمين*شناسى باشيد، مي*توانيد بين 300 تا 500 هزار تومان روى مدركتان حساب كنيد. مهندس برق بين 200 تا 400 و مكانيك بين 500 تا 700 هزار تومان. مهندسين عمران هم از 800 هزار تا يك ميليون و 200 هزار تومان را نقدا جزو دارايي*هاى خود حساب كنند. اين حداقل*هاى ماجراست و البته براى كسانى كه 3 سال سابقه كار و بيمه هم داشته باشند. بدون بيمه و سابقه، اين مقادير كمتر مي*شود!

    , اگر شركت*هاى پيمانكارى مثلا مي*خواهند قراردادى بالاى 400 ميليون تومان ببندند. براى اين كار نياز به رتبه دارند. در چنين وضعيتى اگر خودمان مهندس داشته باشيم كه هيچ وگر نه با دوستانى مثل شما قرارداد مي*بنديم و شما به صورت صورى مي*شويد جزو مهندسين شركت ما. مدركتان را در اختيار ما قرار مي*دهيد و ما هم با شما قراردادى مي*بنديم و برحسب مدرك تحصيلي*تان، مبلغ موردنظر را تقديمتان مي*كنيم. مدت قراردادها در تهران يك ساله است و طى اين مدت نمي*توانيد جاى ديگرى از مدركتان استفاده كنيد. ان*شاءالله پس از اتمام قراردادتان با شركت* ما، مي*توانيد برويد با شركت*هاى ديگر هم قرارداد ببنديد!,

    اينها توضيحات منشى مودب يكى از شركت*هاى پيمانكارى است.

    خانم منشى در كمال احترام و خونسردى توضيحات مفصل*ترى درخصوص اين ,معامله پرسود دو طرفه, مي*دهد و بعد هم مدارك مورد نياز را رديف مي*كند؛ ,اصل مدرك، كپى آن، كپى شناسنامه، سوابق بيمه*اى و كارت ملى,.

    و البته يك توضيح ضرورى: ,سابقه بيمه هم نداشته باشى مشكلى نيست. فايل مربوط به مهندسين بي*سابقه*مان هم باز است. شما تشريف بياوريد اينجا. توضيحات بيشتر را خدمتتان عرض مي*كنم,.

    بزخرها
    بد نيست آدم قبل از مراجعه به اين شركت*ها مظنه بازار را در بياورد. اختلاف قيمت*ها مشكوك مي*زند و به نظر مي*رسد مي*شود پول بيشترى هم به جيب زد. كافى است بفهمند توى باغ نيستى. مدركت را بزخر مي*كنند مي*رود پى كارش!

    - مدرك شما را 300 هزار تومان مي*خريم.

    - اختيار داريد! الان با جاى ديگرى تماس گرفته بودم. مي*گفتند براى مهندسى مكانيك 700-750 هزار تومان مي*دهند.

    وقتى خانم منشى مي*بيند رنج بازار دستت است ديالوگش را عوض مي*كند: ,چند لحظه گوشى, و بعد تلفن را حواله مي*كند به ,آقاى مهندس,. ,عذر مي*خواهم، گويا اشتباهى پيش آمده، ما براى مدرك شما 800 هزار تومان پرداخت مي*كنيم. خانم منشى فكر كرده بودند سابقه كار نداريد...,

    بازار اجاره مدرك*ها آن قدر پرمايه (فقط از لحاظ مادى البته) است كه هر مهندسى را وسوسه مي*كند.

    آخرين اطلاعات حاكى از اين است كه راه*هايى هم وجود دارد كه دارندگان مدارك تحصيلى مذكور بتوانند همزمان با 2 شركت پيمانكارى وارد معامله شوند؛ يك شركت در تهران، يك شركت هم در شهرستان: ,ما مدرك شما را به مدت يك سال در اختيار مي*گيريم. البته كپى برابر با اصل مدركتان را. وقتى مدركتان را گرفتيم و رتبه*مان را به دست آورديم ظرف 3-2 ماه قراردادهايمان را مي*بنديم.

    اما به هر حال تا يك سال نمي*توانيد در تهران از مدركتان استفاده كنيد. ولى در همين مدت، *مي*توانيد برويد با يك شركت پيمانكارى در شهرستان هم قرارداد ببنديد و مدركتان را هم در اختيار آنها بگذاريد,.

    حالش را برديد؟ قيمت شهرستان*ها هم قيمت*هاى بدى نيست. فقط در شهرهاى كوچك كه كلا بازار اين شركت*ها رونق چندانى ندارد، قيمت*ها پايين مي*آيد. در شهرهايى مثل اهواز و شهركرد كه بازارشان در حد تهران داغ است، قيمت*ها بالاى 600-500 هزار تومان است و در شهرهايى مثل اروميه و زنجان اجاره مدرك*ها مي*آيد زير 450 هزار تومان.



    در هر صورت، با يك حساب سرانگشتي، دارندگان مدارك كارشناسى مكانيك يا عمران، با اجاره همزمان مدركشان در تهران و شهرستان*، مي*توانند روى درآمد ماهانه 150 تا 200 هزار تومان حساب كنند! يك ميليون و 200 هزار تومان در تهران و حدود 600 هزار تومان در شهرستان. سرجمع مي*افتد سالانه يك ميليون و 800 هزار تومان در سال. به عبارتي، ماهيانه 180 هزار تومان درآمد خالص بي*زحمت هلو برو تو گلو.

    آيا ما را مي*گيرند؟
    اينجا حوالى ميدان فاطمى است. سازمان آب كجاست؟ حوالى همان*جا! بايد از نزديك رفت يكى از اين شركت*ها را ديد و مستقيم وارد مذاكره شد. مگر مي*شود كاسه*اى زير نيم*كاسه نباشد و همين جورى به خلق*الله حال بدهند؟ وارد شركت كه مي*شوى برق از كله*ات مي*پرد. بعيد است اينجا يك شركت پيمانكارى- عمرانى باشد. يك ميز تحرير كه رويش يك كامپيوتر گذاشته*اند و يك فايل 5 طبقه و چند تا صندلى فلزي، تمام دارايى اين شركت است! به اضافه يك آشپزخانه كوچك و اتاق كوچك ديگرى كه گويا آقاى مدير گهگاه آنجا مي*نشيند.

    با قيمت*هايى كه دستت آمده وسوسه مي*شوى كه به جاى مهندس مكانيك، خودت را مهندس عمران جا بزنى. قيمت: يك ميليون. ,مداركتان همراهتان هست؟, ,مشكلى نيست. فقط مي*خواستم سؤال كنم اگر خداى نكرده شركت شما ورشكست شد، اگر به هر ترتيبى هر مشكل ديگرى پيش آمد (قبول كنيد كه نمي*شود مستقيم بهشان گفت اگر كلاهبردار از آب درآمديد!) تكليف من چه مي*شود؟ بالاخره شما با مدارك ما رفته*ايد سازمان مديريت، رتبه*تان را گرفته*ايد. نمي*آيند ما را بگيرند؟,

    ,به هيچ وجه مشكلى براى شما پيش نمي*آيد. شما جزو سهامداران شركت محسوب نمي*شويد. پس در سود و زيان شركت سهيم نيستيد. خيالتان راحت,.

    اما خيالتان اصلا راحت نباشد، چون پايتان حسابى گير است. (براى توضيح بيشتر به همين گفت*وگوى بغلى با معاون وزير مسكن مراجعه كنيد.)

    اما شمايى كه تا اينجاى گزارش را خوانده*ايد، شد يك بار از خودتان سؤال كنيد اينها چه شركت*هاى عمرانى و پيمانكارى هستند كه 2 تا مهندس در شركتشان ندارند؟ گيريم كه با مدارك ديگران، رتبه*شان را هم گرفتند و توانستند براساس اين رتبه*ها قراردادهاى ميليونى و ميلياردى هم ببندند.

    با كدام نيروى متخصص و مهندس و دفتر و دستك و تجهيزات مي*خواهند زمين مردم را آباد كنند؟ اينجاست كه تق قضيه درمي*آيد: ,اينها اكثرا دلال هستند نه شركت*هاى پيمانكارى حقيقى. قراردادها را هم دست دوم مي*كنند؛ يعنى مي*آيند با مدارك تحصيلى ديگران رتبه*هاى لازم را براى اخذ قراردادهاى پيمانكارى به دست مي*آورند. بعد براى پروژه*هاى 400 ميليون به بالا قرارداد مي*بندند و قرارداد مذكور را مي*فروشند به شركت*هاى پيمانكارى حقيقى! خيلى از اينها اسمشان شركت*هاى پيمانكارى است ولى جز دلالي، كارى بلد نيستند. البته همين كار هم كم برايشان سودآور نيست,.

    اينها را يك مهندس جوان مي*گويد كه قصد دارد به همراه دوستانش براى رتبه 5 شركتش اقدام كند. (قضيه اينكه اين رتبه*بندي*ها اصلا به چه درد مي*خورد را هم در باكس همين صفحه بخوانيد.)

    به هر حال، هميشه هر حكم قانونى استثنا هم دارد. تا اطلاع ثانوى هم براى فارغ*التحصيلان برخى رشته*هاى فنى- مهندسي، مثل ,مدركت را بگذار در كوزه آبش را بخور,، مرد. نامبردگان مي*توانند گرد و خاك مدركشان را بگيرند و بروند باهاش آب هلو نوش جان كنند.

    قضيه رتبه*بندى شركت*ها چى هست؟
    معيارها و قوانينى وجود دارد كه طبق آن مي*آيند و شركت*هاى پيمانكارى را رتبه*بندى مي*كنند. برخلاف بوندسليگا هم كه بيشترين امتياز براى بازيكنان، 5 است، شركت*ها پايين*ترين رتبه و گريدشان 5 و بيشترين و بالاترين رتبه*شان يك است.

    به اين ترتيب كه سازمان مديريت و برنامه*ريزى توان انسانى (تعداد مهندسين)، فني، مالي، سابقة اجرايى و قراردادها و... شركت*ها را بررسى مي*كند و سرجمع امتيازى برايشان منظور مي*كند كه مي*شود رتبه آنها. تفاوت رتبه5 و يك هم در سقف قراردادهايى است كه اين شركت*ها مي*توانند ببندند.

    براى مثال، شركت*ها با گريد5 نهايتا مي*توانند تا سقف 750 ميليون تومان قرارداد منعقد كنند. از اين به بعد و براى رتبه*هاى 4، 3، 2 و 1 ديگر بيشتر به فعاليت*هاى شركت*ها بستگى دارد و سقف قراردادها به 20ميليارد به بالا هم مي*رسد.

    فقط اينكه همه صحبت*ها براى شركت*ها مثل كارت پايان خدمت است؛ يعنى شركت*ها تا زمانى كه نخواهند وارد مناقصه*هاى دولتى شوند، اساسا نيازى به اين رتبه*ها و اين جنگولك*بازي*ها ندارند. اما همين*كه بخواهند قرارداد دولتى ببندند، كارشان گير رتبه*بندى مي*افتد. ملاحظه مي*كنيد كه صحبت، صحبت قراردادهاى ميلياردى است. پس پرداخت يك ميليون بابت مدرك شما هم چندان برايشان سنگين نيست.

    مسئوليت پاى خودتان است

    مهندس خواجه*دلويي، معاون مسكن و ساختمان وزارت مسكن به اين مهندسان جوان اطمينان*خاطر مي*دهد اگر شركتى كه از مدركشان استفاده مي*كند تخلف داشته باشد، پاى آنها هم گير است!

    آقاى مهندس! شركت*ها و آدم*هاى فعال در بخش ساختمان اگر تخلف داشته باشند، با چه جريمه*اى مواجه مي*شوند؟
    در نظام مهندسى هركس كه از وزارت مسكن پروانه اشتغال گرفته باشد، در برابر كار و پروژه*هايى كه انجام مي*دهد، مسئول است؛ چه شخصيت حقيقى و چه حقوقى باشد و تخلف ممكن است موجب لغو پروانه اشتغال يا فعاليت شركت، عدم تمديد آن و دريافت تذكر شود.

    درمورد شركت*ها يا همان شخصيت*هاى حقوقي، بالاخره پاى كى گير است؟
    مديرعامل يك شركت مهندسى خودش بايد مهندس و داراى پروانه اشتغال باشد. او اولين نفر مسئول در شركت است. اما هنگام بروز تخلف مهندسان مرتبط با آن و مديرعامل به شوراى انتظامى سازمان نظام مهندسى فراخوانده مي*شوند. مثلا اگر تخلف در بخش سازه ساختمان صورت گرفته باشد، فقط مهندسان سازه*اى كه مدارك مرتبط را امضا كرده*اند، به همراه مديرعامل بايد پاسخگو باشند.

    اين جرائم جنبه كارى دارد يا قضايى هم هست؟
    فعلا جرائم مهندسى حالت قضايى پيدا نكرده مگر در مواردى كه منجر به خسارت مالى يا جانى شود و شاكى پيدا كند. اما در تدوين سياست*هاى كلى نظام مربوط به پيشگيرى از سوانح ساختماني، پيش*بينى شده است كه تخلف ساختمانى جرم محسوب شود.


    Comment


    • #62
      چقدر نظارت ضمنى براى جلوگيرى از اين*طور تخلف*ها وجود دارد؟
      آيين*نامه اجرايى ماده 33 نظام مهندسى در سال 84، به دنبال مشاهده تخلفات مهندسى و عدم نظارت صحيح يا صوري، در هيات دولت تصويب شده كه جلوى تخلفات را خواهد گرفت.

      زمينه*هاى تخلف كه با اين آيين*نامه جلويش گرفته مي*شود چه بود؟
      قبلا خود صاحب كار، مهندس ناظر را مشخص مي*كرد و بالطبع مهندس ناظر به حرفش گوش مي*داد. اما حالا مهندس ناظر از طريق شهردارى معرفى مي*شود.

      هركسى هم اجازه اجرا ندارد؛ يعنى كسى كه كار را طراحى كرده نمي*تواند بدون داشتن شرايط، كار ساخت آن را هم انجام بدهد. نكته ديگر الزام به تهيه شناسنامه ساختمان است كه در آن تمام جزئيات ساختمان و كسانى كه مسئوليت قسمت*هاى مختلف برعهده*شان است، مشخص مي*شوند.

      اينها شايد آن*طور كه بايد نظارت ضمنى ايجاد نكند.
      البته مكانيزم جديدى كه خودكنترل است به زودى فعال خواهد شد. لايحه بيمه عوامل موثر در كيفيت ساختمان، هم*اكنون در مجلس در دست بررسى است. براساس اين دستورالعمل، ساختمان هنگام شروع به ساخت بايد بيمه شود و طبيعى است كه شركت بيمه*گر، از طريق شركت*هاى كنترل و بازرسى بر عملكرد مهندس و شركت*هاى فعال در پروژه نظارت خواهند كرد.

      با همه اين تفاسير، چه اشكالى دارد كه يك مهندس جوان مدركش را وارد بازى شركت*هاى فني*اى كند كه اعتمادى به كيفيت كارشان نيست؟
      به هرحال اگر شركت*هايى كه در خواست همكارى به اين شكل مي*دهند، تخلفشان محرز شود، همان*طور كه گفتم پاى مهندسانى كه اسمشان در رزومه شركت است هم گير است. اين نكته تكميلى را هم بگويم كه براساس دستورالعمل جديد سازمان نظام مهندسي، سابقه حرفه*اى مهندسان به*طور دقيق ثبت مي*شود و يكى از مهم*ترين ملاك*ها براى ارتقاى درجه نظام مهندسي، تمديد پروانه اشتغال و گرفتن مجوز تاسيس شركت و همين سوابق خواهد بود.

      به مهندس*هاى جوان توصيه مي*كنم اخلاق حرفه*اى را رعايت كنند و وارد هر بازارى نشوند. آنها بايد مسئوليت استفاده از موقعيتشان را خودشان به عهده بگيرند.

      Comment


      • #63
        همزمان با افزايش فشارهاي امنيتي بر فرهنگيان شرکت کننده در تجمعات اعتراضي چند ماه اخير، يک مقام مسئول خبر داد وزارت آموزش پرورش براي 226 تن از معلمان، تشکيل پرونده داده و در صدد برخورد با آنهاست.

        تعدادي از معلماني که در تجمع 18 ارديبهشت بازداشت و روانه اوين شدند کماکان در بازداشت به سر مي برند و امروز نيز براساس احضار دادسراي انقلاب محمود بهشتي بازرس کانون صنفي معلمان بايد به دادگاه انقلاب مراجعه کند.حامد واعظ تقوي سخنگوي انجمن مستقل فرهنگيان نيز به گفته همکارانش از روز شنبه ناپديد شده و تاکنون خبري از وي در دست نيست.

        انتقام گيري وزير از فرهنگيان

        يک هفته پس از ناکام ماندن استيضاح محمود فرشيدي وزير آموزش و پرورش، وي و همفکرانش خط و نشان کشيدن براي فرهنگيان معترض را آغاز کرده اند. در همين ارتباط مديركل دفتر هماهنگي هيأت*هاي رسيدگي به تخلفات اداري وزارت آموزش و پرورش ديروز گفت: "حدود 226 پرونده در كل كشور در ارتباط با تجمعات اخير معلمان تشكيل شده‏‏ است".

        فتاح ختار، در حاشيه نشست منطقه*اي هيأت*هاي بدوي رسيدگي به تخلفات اداري كاركنان آموزش و پرورش در مشهد به خبرنگاران گفت: "با همكاري رؤساي سازمان*هاي آموزش و پرورش استانها، همچنين تعداد بسيار محدودي كه شايد كمتر از40 نفر در سطح كشور باشند، به استناد ماده 13 قانون رسيدگي به تخلفات اداري، درارتباط با تجمعات اخير برخورد مديريتي صورت گرفت".

        وي در خصوص نوع برخورد مديريتي گفت: "اين افراد به مدت 3 ماه، آماده به خدمت شدند كه در مدت اين سه ماه به پرونده*هاي آنان رسيدگي مي*شود".

        فتاح ختار درخصوص حداقل و حداكثر مجازات درنظر گرفته شده، براي معلمان شرکت کننده در تجمعات صنفي از انفصال دائم نيز خبر داد و گفت: "به استناد ماده 9 قانون تخلفات اداري براي فرد متخلف درمجموعه نظام اداري دولت مي*توان مجازات*هايي از سبك*ترين آن بدون درج در پرونده تا انفصال كامل از خدمات دولتي صادر كرد".

        اين مقام وزارت آموزش و پرورش افزود: "دايره مجازات اين افراد طيف وسيعي را شامل مي*شود و علت عدم درج در پرونده نيز به اين خاطر است كه در روند ارتقاي شغلي فرد تأثير منفي نداشته باشد، البته به شرط اينكه حكم انفصال از خدمات دولتي براي وي صادر نشود".

        به گفته وي تاکنون مقدمات اوليه رسيدگي*ها "تقريبا" انجام شده اما هنوز رأي قطعي صادر نشده است: "با توجه به اينكه رسيدگي به پرونده، مراحل خاص ابلاغ اتهام، تشكيل پرونده و دفاع متهم را دارد، صدور راي قطعي به طول مي*انجامد".

        وي که يک هفته پس از جستن وزير آموزش و پرورش از استيضاح سخن مي گفت، به خبرنگاران گفت که قبل از استيضاح نيز اين وزارتخانه قصد داشت با معلمان شرکت کننده در تجمعات صنفي برخورد کند اما مدعي شد که به خاطر هفته معلم "صحيح نبود با متخلفان در اين هفته برخورد شود و خاطره تلخي در اذهان آنها باقي بماند؛ لذا پيگيري*ها با كمي تاخير مواجه شد".

        اين مقام وزارت آموزش و پرورش در عين حال فرهنگيان شرکت کننده در تجمعات صنفي را تهديد هم کرد:"بايد مسببان اصلي اين قضايا را شناسايي و با افرادي كه مخل نظم اجتماعي هستند، قاطعانه برخورد كرد".وي از فرهنگيان معترض با عنوان "متهم" سخن گفت و افزود: "برخورد با متهمان بر اساس ماده 12 و 13 قانون تخلفات اداري صورت گرفته و رسيدگي به اين تخلفات، از اختيارات وزير آموزش و پرورش و معاونان وي است".

        برخورد امنيتي با معلمان

        به موازات پرونده سازي اداري براي 226 تن از فرهنگيان، فشار نهادهاي امنيتي بر معلمان نيز کماکان ادامه دارد.روز چهارشنبه 2 خرداد 86، محمود بهشتي لنگرودي، بازرس کانون صنفي معلمان تهران براساس احضار دادگاه انقلاب بايد به معاونت امنيتي دادسراي انقلاب مراجعه کند.

        کانون صنفي معلمان ايران از محمود بهشتي به عنوان معلمي نامبرده که بارها بخاطر دفاع از حقوق آموزش و پرورش احضار، تهديد و زنداني شده است.وي روز ۲۳ اسفند 85 همراه شمار بسياري از معلمان دستگير و راهي بند ۲۰۹ زندان اوين شد و نوروز را نيز در سلول انفرادي به سر برد. او پس از 16 روز بازداشت با وثيقه 30 ميليون توماني آزاد شد.

        نيروي انتظامي روز 18 ارديبهشت نيز با حمله به تجمع معلمان در ميدان بهارستان و برخورد خشونت آميز با تجمع کنندگان ۲۲ نفر از معلمين را بازداشت کرد. اکبر رئيس زاده دبير منطقه ۲ تهران، مصطفي قهرماني گل دبير منطقه ۱۲ تهران، منصور عبدالحميدي دبير منطقه ۹ تهران، يوسف غلامرضايي دبير منطقه ۴ تهران، اکبر اکبري دبير منطقه ۴ تهران، احمد قنبري دبير منطقه ۴ تهران، سعيد تديني دبير منطقه ۱۳ تهران، رضا عبدي دبير منطقه ۱۸ تهران، اسماعيل رسولخاني دبير ناحيه ۲ رباط کريم، منصور ميرزايي دبير يزد، مجتبي ابطحي دبير خميني شهر اصفهان، همت شعباني دبير کرمانشاه، غلامرضا شيرواني دبير فلاورجان، عباس موسوي دبير ساري، و 5 معلم زن از جمله ثريا دارابي، طيبه ميرزايي و صفري از جمله معلماني بودند که در اين روز بازداشت و روانه بند 209 شدند.

        در همان روز در مشهد نيز ماموران دو فرهنگي ديگر به نام هاي نجف آبادي و رجبي را بازداشت کردند.
        از ميان معلمان بازداشت شده تعدادي با قرار وثيقه آزاد شدند اما کانون صنفي معلمان خبر داده که 15 تن از معلمان بازداشتي همچنان در بند 7 زندان اوين به سر مي برند و به دليل صدور وثيقه هاي سنگين 40 تا 200 ميليوني امکان آزادي آنان سلب شده است.

        يک معلم ناپديد شد

        روز سه شنبه خبر ديگري نيز از سرکوب فرهنگيان انتشار يافت. تشکل هاي صنفي معلمان خبر دادند که حامد واعظ تقوي، سخنگوي انجمن مستقل فرهنگيان از روز شنبه 20 فروردين ناپديد شده و علي رغم مراجعات خانواده وي به ستاد خبري وزارت اطلاعات و زندان اوين خبري از وي بدست نيامده است. نزديکان اين فعال صنفي احتمال مي دهند که وي به بند 209 زندان اوين منتقل شده باشد.وي يکي از شرکت کنندگان در اعتراض معلمان در مقابل مجلس شوراي اسلامي بود.

        Comment


        • #64
          بيش از دو ماه است که از آغاز سال نو شمسي مي گذرد. از لحظه تحويل سال و ايام عيد. ايامي که معلمان، روزها را در بند گذراندند و خانواده هاي بي گناهشان تلخ ترين روزها را سپري کردند. خانواده هايي که در بي گناهي، کم از فرشته هاي آسمان نداشتند. مگر نه آنکه هر که در اين دنيا بيشتر رنج کشد و رياضت برد، به خدا نزديکتر است. اين خانواده ها نيز به جرم داشتن يک معلم در ميانشان کم رنج نبردند که به همين جرم هم محکوم به گذراندن روزهاي تلخ تري شدند. پس نابجا نمي گويم. بي گناهي و رنج را در کنار هم بگذار. صد البته که سيماي فرشتگان را خواهي ديد.

          شايد به نظرتان اين بي ربط ترين يادداشت يک روزنامه نگار از فضاي موجود آيد اما بايد گفت براي خانواده يک معلم، رنج پايان ندارد. حتي دو ماه پس از دستگيري معلمان و حتي پس از گذشت سه ماه از گلايه هاي معلمان متحصن که چرا مطبوعات به ما توجه نمي کنند.

          سه ماه، زمان کافي است براي فکر کردن. انديشيدن به اينکه چرا خانواده مطبوعات، يکي از همان دردکشيده ها را در خود دارد اما او فراري است از يادآوري خاطره هاي تلخ و حتي نمي خواهد به ياد آورد دوران کودکي، نوجواني و جواني اش را که چگونه محکوم! به داشتن پدر و مادري فرهنگي بوده است.

          آري ترجيح مي دهم به سابقه 3 ساله وکالت مادرم بيانديشم و تمام 30 سال معلمي اش را پاک کنم!!
          سه سالي که پر از شادي بود برايم. نه از آن جهت که مادرم به بزرگترين آرزوي زندگي اش رسيده بلکه براي خواهرم که ديگر فرزند معلم بودن را تجربه نخواهد کرد.

          تلخ مي نويسم؟ سياه نمايي مي کنم؟ نوشته هايم تبليغ عليه نظام است؟ چه؟ عليه امنيت ملي اقدام مي کنم؟!

          آن روز که پاي صحبتهاي يک فروشنده لباس نشسته بودم تا گزارشي تهيه کنم و او مي گفت: "امان از دست اين معلمها! آنقدر چانه مي زنند که ترجيح مي دهي صدقه بدهي و هيچ پول نگيري"، جناب محافظ امنيت ملي کشور شما کجا بوديد؟ همان لحظه که فکر مي کردم مادر مرا مي گويد و خودم را به ياد مي آوردم که شب عيد بر لنگه پا مي ايستادم و از خستگي مي مردم که پس از ساعتها گشتن در يک بازار نه نسبتا بزرگ براي يافتن لباسي مناسب با حقوق يک معلم، بايد به جاي استراحت کردن، بر يک پا بايستم تا جناب فروشنده از خر شيطان پايين بيايد و تخفيف دهد تا مادري شرمنده فرزندش نشود. مي داني چرا معلم چانه مي زند؟ چون جنس مقبول را مناسب با حقوق ماهيانه اش نمي يابد. به فرزندش چه بگويد؟ که ندارد؟ ! براي فرزند همين بس نيست که سر و وضع والدينش در برابر ساير والدين ها درب و داغان است؟

          آري اين است که چانه مي زند و چانه مي زند و چانه مي زند. در اين چانه زدن ها، اولين ترکه به تن و روح خودش اصابت مي کند. او تحقير مي شود! در هر کلامي که مي گويد: "من معلمم!تخفيف بده." تحقير مي شود. اگر او مي گويد "من معلمم" معنايش اين نيست که "من گدايم. بده در راه خدا"!!. معنايش اين است که "من ارج دارم. حرمت دارم. شرف دارم. آنان که زير دستان من و زير هر نواي صداي من آموختند و بزرگ شدند تا روزي به دولت برسند و خود حقوقهاي آنچناني گيرند و براي ما حقوق اينچنينني تعيين کنند، شرم نمي کنند. تو شرم کن تا من بيش از اين شرمنده نشوم". آري تنها معناي کلام"من معلمم. تخفيف بده" اين است. اما امان از لحظه هايي که بحث برسد به آنجا که "اينقدر دندان گرد نباش. دنيا دو روز است."

          در آن لحظات اگر نمي داني چه مي شود، بيا تا برايت تعريف کنم. با اعصابي خرد، چه دست پر و چه دست خالي، بين زوج معلم دعوايي بر پا است که "تو مردي و نان آور خانواده. چرا ما بايد شرمنده باشيم؟"

          پاسخ از زهر مار تلختر را مي خواهي بشنوي، اي برادري که بوسه بر دستان معلمت مي زني؟ خوب گوش کن "چه کنم؟ دزدي؟ باج گيري؟ کارگري؟ مسافر کشي؟ لعنتي من معلمم!نمي توانم."

          حتما شما نيز نمي داني معناي اين "من معلمم" چيست. براي شما نيز مي گويم. معنايش اين است که "آبرو دارم. شرف و حيثيت دارم. غرور دارم. اگر يکي از شاگردانم مرا در آن حال ببينند از خجالت مي ميرم. آب مي شوم. مي شکنم!"

          درست انديشيدي برادر! "اليور تويست" را به يک قرص ناني مي توان خريد. چون گرسنه است. تو نيز خيل عظيمي از معلمان اين خاک بي معرفت را با وعده قرص ناني بر سر سفره شان خريدي و امروز، شب عيد را به کام آن رنجديدگان تلخ کردي تا بار ديگر "اليور " معروف را با بوسه اي بر دستش بفريبي. اما اينجا را اشتباه آمده اي! "اليور" نان مي خواهد. "ژان وان ژان " مي خواهد. بوسه نمي خواهد! محبت نمي خواهد. معلم، خود سرشار از محبت است. سرشار از عشق. همان عشقي که باعث مي شود با فرزند خود بر سر شغل شريفش بجنگد و فردا روز به صورت فرزند تو لبخند بزند! ايثار مي کند. متوجه اي که!

          وقتي والدين فرهنگي داشته باشي و در شهرکي چون شهرک فرهنگيان بزرگ شوي، آنقدر خاطره هاي تلخ از زندگي معلمان خواهي داشت که به زبان آوردنشان دو ماه وقت بگيرد. هر روز بيانديشي، بنويسي، اشک بريزي و پاره کني و ديگر بار، روز از نو و روزي از نو.

          روزي با مادرم بحث سختي داشتم. بر سر آنکه بريده بودم از زندگي و تنها يک بهانه مسخره مرا بس بود براي اعتراض... يکي از مردان نيک شهرک که همسايه نزديک ما بود به وساطت آمد که "دختر حرف حسابت چيست؟ " و من گفتم: "قحطي شغل بود؟ چرا معلم شديد؟"

          او که به تازگي در برابر پسرش هم که همسن من بود، بارجويي شده بود!در جواب پرسشم گفت: "آن زمان که ما معلم شديم مايه غرور و سرافرازي خانواده هايمان بوديم. معلم شدن در آن زمان يعني آدم حسابي شدن. خوشبخت شدن. با اطمينان خاطر زيستن. مطمئن بودن به داشتن حقوق سر ماه. به همان ميزان که تو مي دانستي از فرزند معلم شدن افسرده خواهي شد، ما نيز مي دانستيم که روز به روز از غصه شرمندگي نزد فرزندانمان پير خواهيم شد!حال اگر تو راه حلي داري، بگو ما همان کنيم."

          در آن روزهاي آرامش پس از طوفانهاي متمادي سالهاي 78-79 عذري خواستم و گفتم: "از معلم، بي عرضه تر خودش است. همه کشور به پا خاسته اند و به وضع معيشتي خود اعتراض مي کنند بعد معلمان... " حرفم را بريد و گفت: "معلم اهل فرياد نيست..."

          نگذاشتم حرفش به پايان برسد. مي دانستم مي خواهد بگويد در شان معلم نيست که به دنبال حقوقش بدود. گفتم: "معلم اگر فرياد نزند با فرياد حقش را مي خورند. چطور معلم به فکر شان خود هست و به فکر نيازهاي فرزندانش نه؟"

          سري به زير افکند و گفت: "تو راست مي گوي" و رفت اما شنيدم که به مادرم مي گفت: "اگر پسر من فهميد، دختر تو نيز خواهد فهميد."

          امروز مي انديشم که اگر به جاي آن معلمان در بند، مادرم- مادر سرپرست خانوارم- و اين دوست همسايه در بند بودند، به با عرضه بودنشان مي باليدم؟!

          آري. به گمانم مي باليدم. اگر چه تلخ مي بود اما تلختر از ديگر روزهاي عمرم نمي بود.

          تلختر از امروزم نمي بود که گرد و غبار خاطرات را بتکانم و لحظه هاي فراموش شده را بر روي کاغذ آورم تا بگويم پدرانم، مادرانم، همسايگانم، دوستان والدينم، معلمانم! مطبوعات چه بنويسند؟ چه مي خواهيد بنويسند؟ درد معلم بودن يا آنقدر عميق است که سايرين شناختي از آن ندارند يا آنقدر تلخ است که نوشتنش کار آساني نيست. اگر عميق است براي سياست خود شماست که هميشه با سيلي صورت خود را سرخ نگه داشتيد و اگر تلخ است و پنهان، شما که طعنه هاي فروشندگان را بخشيديد، شما که فريادهاي فرزندانتان را بخشيديد، شما که "ژان وان ژان" تقلبي را بخشيديد، شما که شاگردان ناخلفتان را بخشيديد اينبار ما را نيز ببخشيد.

          اينبار ما مي گوييم "شما معلميد!" و معنايش اين است که ما به جاي آن شاگردان ناخلف شرمنده ايم. شما ببخشيد!

          Comment


          • #65
            به بهانه کمک معيشتی
            تحقير معلمان
            پس از ضرب و شتم و زندان




            عضو كميسيون برنامه و بودجه مجلس هفتم "غلامحسين مظفری" از فراکسيون اقليت و نماينده نيشابور، بجای آنکه در نطق پيش از دستور و از پشت بلند گوی مجلس حرف های خود را بزند با خبرنگار دانشجوئی ايسنا مصاحبه کرده و گفته است:

            «در حوزه اقتصاد اتفاقات بدی افتاده است. چرا برخی نمايندگان وحشت دارند از رئيس*جمهور سئوال کنند؟ مگر رييس*جمهور دائما از عوامل پشت پرده سخن به ميان نمی*آورد؟ چرا اين اسامی را لااقل در جلسات غيرعلنی و غيررسمی با نمايندگان در ميان نمی*گذارد؟ چرا نمايندگان نبايد از ماهيت واقعی پدرسوخته*هايی كه مردم را بيچاره كرده و مملكت را به قهقرا برده*اند با خبر باشند!؟

            آقای رييس*جمهور وقتی سخن از برخورد با رانت، فساد و تبعيض می*كند ابتدا بايد كانون توجهش را متوجه تخلفات، اجحافات و رانت*های داخل وزارتخانه*های بازرگانی و آموزش و پرورش بکند.

            آقای رييس*جمهور چرا در مورد فروش برنج بی*كيفيت به معلمان هيچ سوالی از وزرای آموزش و پرورش و بازرگانی نكرد؟ چرا به جای دادن «بن» و مجبور كردن معلمان به خريد از فلان فروشگاه به آنان كارت اعتباری ندادند تا از هر فروشگاه يا مغازه*ای كه خواستند خريد كنند؟

            كيفيت برنج وارداتی كه به معلمان فروخته می*شود به حدی پائين است كه اگر همان برنج را به مرغ*داری*ها بدهند، آنها هرگز اين برنج را به مرغ*ها نمی*دهند.

            پشت صحنه واردات برنج برای يك ميليون و يکصد هزار معلم بسيار مبهم است. حجم واردات اين برنج بی*كيفيت با فرض سهميه 10 كيلوگرمی برای هر معلم، بسيار بالا بود. 30 هزار تومان بن به معلمان در قالب شش قلم كالا به آنها داده شد و به آنان گفته شد حتما از فلان فروشگاه خريد كنيد. برخی از معلمان نيز برای نشان دادن اعتراض*شان با سوراخ كردن كيسه برنج*های خريداری كرده از فروشگاه مربوطه، سعی در ريختن اين برنج بی*كيفيت در طول مسير داشتند كه تا هم اين برنج به خانه نرسد و هم به مردم نشان دهند بر معلم چه می*گذرد. حتی وضع از اين هم بدتر شد به گونه*ای كه دربرخی مدارس كالاهای تعيين شده در انظار دانش*آموزان به شكلی به معلمان داده شد كه آنان مجبور بودند با زير پا گذاشتن شان معلمی*شان در مقابل چشمان تيزبين و كنجكاو دانش*آموزان در صف ايستاده و اقلام*شان را خريداری كنند.


            Comment


            • #66
              شكايت عضو سازمان معلمان از ادارهء كل حراست آموزش و پرورش تهران


              سرمايه -عضو سازمان معلمان ايران از ادارهء كل حراست وزارت آموزش و پرورش تهران شكايت كرد.

              على پورسليمان معلم منطقهء 9 تهران با ارسال شكايتى به دادسراى رسيدگى به جرايم كاركنان دولت نسبت به اتهامات خود در حكم تبعيد به اسلامشهر انتقاد كرد. پورسليمان در اين باره گفت: ,هيات رسيدگى به تخلفات ادارى سازمان آموزش و پرورش تهران با استناد به نامهء ادارهء كل حراست وزارت آموزش و پرورش مرا به تغيير محل جغرافيايى خدمت به شهرستان اسلامشهر به مدت دو سال محكوم كرده است., او افزود: ,تحريك معلمان به اعتصاب و تحصن و تعطيلى مدارس و عدم حضور در محل كار كلاس دو اتهام من است. در حالى كه اين اتهامات بايد مستند به شواهد و دلايل محكمه*پسند باشد. من منبع صدور هيچ*گونه اطلاعيه يا نامه*اى در اين زمينه نبوده*ام و شاهدى هم براى اين مساله وجود ندارد., پورسليمان تاكيد كرد: ,ايراد و نسبت دادن اين اتهامات فاقد موازين و مبانى قانونى و شرعى است كه خوشبختانه هيات رسيدگى به تخلفات ادارى سازمان آموزش و پرورش شهر تهران فقط يك مورد را براى من احراز كرده و اين راى قابل پژوهش و تجديدنظر است.,

              پورسليمان گزارش ادارهء كل حراست آموزش و پرورش شهر تهران را كذب دانسته و خواهان اعادهء حيثيت شده است.

              Comment


              • #67
                تعليق از تحصيل به بهانه تلف كردن وقت مسئولان

                دانشجويان يك دانشگاه علوم اسلامي در مشهد مقدس در اعتراض به احكام تعليق چند تن از دانشجويان ممتاز و متعهد كه از منتقدين عملكرد مسئولين دانشگاه بودند دست به اعتصاب غذا زدند.تمامي تعليق شدگان از فعالان فرهنگي دانشگاه هستند و بعضا داراي رتبه هاي برتر پژوهشي و صاحب مقاله در كنفرانس هاي بين المللي و كشوري مي باشند .
                تعدادي از دانشجويان يكي از دانشگاه هاي علوم انساني در مشهد مقدس به بهانه اتلاف وقت مسئولان از تحصيل تعليق شدند .

                به گزارش خبرنگار « فردا »، دانشجويان يك دانشگاه علوم اسلامي در مشهد مقدس در اعتراض به احكام تعليق چند تن از دانشجويان ممتاز و متعهد كه از منتقدين عملكرد مسئولين دانشگاه بودند دست به اعتصاب غذا زدند. اين اعتراضات در نهايت منجر به تجمع 150نفره مقابل دفتر رئيس دانشگاه شد كه دانشجويان با برخورد تند وي روبرو شدند .

                بنا بر اين گزارش تمامي تعليق شدگان از فعالان فرهنگي دانشگاه هستند و بعضا داراي رتبه هاي برتر پژوهشي و صاحب مقاله در كنفرانس هاي بين المللي و كشوري مي باشند .

                يكي از تعليق شدگان حافظ قرآن و داراي رتبه 78 كنكور كارشناسي ارشد علوم قرآني است.

                در حكم تعليق اين دانشجويان يكي از دلايل تعليق ٬ اتلاف وقت مسئولين ذكر شده است و دانشجويان از چنين بهانه هاي مضحكي به خشم آمده اند.

                در اين اعتصاب و تجمع كه روز چهارشنبه 13/4/1386 صورت گرفت خبرنگار يكي از خبرگزاري ها در حال تهيه گزارش توسط مامورين حراست دانشگاه به مدت چند ساعت زنداني و تمام اطلاعات وي از او سلب شد.

                Comment


                • #68
                  از روزي كه سخنگوي همه*كاره دولت مهرورز معلمان را عامل خارجي ناميد و به بيگانگان منتسب كرد، مشخص بود كه معلمان معترض بايد منتظر تاوان سخت و ناعادلانه*اي براي چند بار تجمع جلوي ساختمان مجلس باشند. اين البته اولين بار نبود كه اعتراض صنفي معلمان توسط اصولگرايان به زبان سياسي ترجمه مي*شد. آنها در سال*هاي پاياني دولت خاتمي بارها از اين حربه عليه اصلاح طلبان استفاده كردند، اما اكنون در دوره حاكميت يكدست و با زبان خاص اصولگرايان، تنها ترجمه سياسي كه از اعتراضات معلمان ممكن است، همان است كه غلامحسين الهام گفته بود: دست خارجي در كار است.

                  تبعيد به زبان بهداشتي

                  "حكم تغيير محل جغرافيايي خدمت" نام مودبانه*اي است كه براي تبعيد معلمان انتخاب شده است. در هفته گذشته چند تن از فعالان صنفي معلمان چنين حكمي را از اداره آموزش و پرورش منطقه محل كار خود دريافت كردند. همه آنها به همراه دهها معلم ديگر پيش از اين توسط وزير آموزش و پرورش به حالت "آماده به خدمت" كه تعبير بهداشتي "تعليق" است، درآمده بودند.

                  در اين احكام كه از سوي هيات بدوي رسيدگي به تخلفات اداري سازمان آموزش و پرورش شهر تهران صادر شده، اتهاماتي نظير شركت در تحصن و تجمع غيرقانوني بر اساس گزارش حراست آموزش و پرورش ذكر شده است. اين معلمان فعال صنفي نه تنها از حضور در مدرسه منع شده*اند، بلكه با كاهش حقوق آنها به كمتر از نصف، تلاش شده است تا گذران زندگي معيشتي ايشان مخدوش شود و از اين طريق به سكوت و پايان دادن به اعتراض صنفي واداشته شوند.

                  صدور حكم آماده به خدمت و كاهش حقوق دريافتي اين معلمان، تعجب و انتقاد بسياري از ناظران را برانگيخته است، چرا كه اين امر نوعي مجازات خانواده معلمان تلقي مي*شود. از سوي ديگر، صدور اين احكام با استفاده از اختيارات وزير، نوعي دور زدن روال اداري و نقض صريح حقوق قانوني معلمان براي دفاع از خويش است. به اين ترتيب اكنون وزير آموزش و پرورش كه خود موضوع اعتراض است، در جايگاه قاضي نشسته و معترضان را محكوم ساخته است.

                  صدور احكام تنبيهي براي معلمان، احضار معلمان به هيات*هاي رسيدگي به تخلفات اداري و تشكيل پرونده قضايي براي ايشان در حجم كنوني در سالهاي اخير بي*سابقه است. بنا به اعلام كانون*هاي صنفي معلمان، تاكنون حداقل 39 نفر از معلمان "آماده به خدمت" شده*اند و بسياري از آنان از حضور در مدرسه و دريافت حقوق كامل محروم اند. غير از تهران، در كرج و تبريز نيز برخي از معلمان حكم تبعيد گرفته*اند و بايد چند سالي را خارج از محل خدمت خود به صورت اجباري اقامت داشته باشند.

                  160 پرونده قضايي، 226 پرونده اداري

                  وكيل مدافع شش تن از معلماني كه پيش از اين به خاطر اعتراضات صنفي براي مدتي بازداشت شده بودند، هفته گذشته از صدور قرار مجرميت براي چهار تن از موكلانش و ارجاع پرونده ايشان به دادگاه انقلاب خبر داد. هوشنگ پوربابايي گفت: بنا به اظهار داديار ويژه امنيت دادسراي انقلاب، براي چهار تن از موكلانم به نام*‏هاي "محمدرضا رضايي گرگاني"، "عليرضا اكبري*‏نبي"، "رسول بداقي" و "حميد پوروثوق" قرار مجرميت صادر شده كه اين قرارها پس از تأييد دادستان منجر به صدور كيفرخواست شده است. اين پرونده*‏ها در حال انجام تشريفات اداري جهت ارجاع به دادگاه انقلاب تهران است. وي كه وكالت دو تن ديگر از معلمان به نام*هاي "سيدعباس موسوي" و "ميراكبر رييس*‏زاده" را نيز برعهده دارد، در مورد وضعيت پرونده موكلانش گفت: پرونده اين معلمان نيز در مرحله اخذ آخرين دفاع است تا پس از آن، بازپرس قرار مقتضي را در اين پرونده صادر كند.

                  در ماه گذشته، قاضي حداد تعداد پرونده*‏هاي قضايي مربوط به بازداشت*‏هاي معلمان را كه تا اواسط خرداد ماه هنوز در حال بررسي بودند، 160 پرونده دانسته بود كه براي بخشي از آنها قرار مجرميت صادر شده و بسياري از آنها همچنان مفتوح است. پيش از وي، مديركل دفتر هماهنگي هيأت*هاي رسيدگي به تخلفات اداري وزارت آموزش و پرورش نيز آمار برخوردهاي صورت گرفته با معلمان را شامل تشكيل 226 پرونده تخلفات اداري و برخورد مديريتي با 40 نفر ديگر ذكر كرده بود كه "با همكاري رؤساي سازمان*هاي آموزش و پرورش استانها به سه ماه آماده به خدمت شدند."

                  اما آماري كه محمد خاكساري عضو كانون صنفي معلمان و مديرمسئول هفته*نامه تعطيل شده "قلم معلم" مي*دهد، بيش از اين است. به گفته وي در تجمعات اعتراضي معلمان از اسفند 85 تا ارديبهشت 86 مجموعا 286 نفر بازداشت شده*اند كه همگي در انتظار راي قضايي هستند و در حال به قيد كفالت و يا با وثيقه*هاي سنگين آزاد شده*اند.

                  خاكساري خود در دو ماه گذشته هفته*اي چند روز به خيابان معلم مي*رفت و در دادسراي انقلاب حضور مي*يافت تا به سوالات بازپرس پرونده*اش درباره اتهام حضور در تجمع معلمان و همچنين درج اخبار اين اعتراضات در نشريه "قلم معلم" پاسخ دهد. او در نهايت مجرم شناخته شد و در حال با قرار وثيقه يك ميليارد ريالي آزاد است.

                  ولي با وجود همه اين برخوردها و با آنكه فصل تعطيلات فرصت خوبي را براي برخوردهاي اداري و قضايي با معلمان فراهم كرده است، هنوز معلمان دست از اعتراض برنداشته*اند. آخرين نمونه از اين اعتراضات صنفي، تجمع هفته گذشته گروهي از معلمان زن حق التدريسي در مقابل مجلس است. اين معلمان كه از استان*‏هاي چهار محال و بختياري، فارس و اصفهان به تهران آمده بودند، به سليقه*‏اي عمل كردن آموزش و پرورش اعتراض داشتند. در دست آنها پلاكاردهايي بود كه در آنها نسبت به تبعيض در استخدام معلمان حق*‏التدريس اعتراض شده بود. اما درست دو روز پس از اين تجمع، گزارش*هايي در روزنامه*هاي تهران به چاپ رسيد كه حاكي از ابهام و ترديد درخصوص وضعيت استخدامي معلمان حق التدريسي بود و در آنها به تناقض در سخنان مقامات وزارت آموزش و پرورش اشاره شده بود. بدين ترتيب وجود تبعيض مورد اعتراض معلمان حق*التدريسي عملا توسط مقامات دولتي تاييد شد.

                  در اين شرايط ناظران اين پرسش را از مسئولان آموزش و پرورش و دستگاه قضايي مطرح مي*كنند كه آيا آنها واقعا تصور مي*كنند با تبعيد، تعليق و كاهش حقوق معلمان، اعتراضات صنفي ايشان پايان مي*يابد؟

                  Comment


                  • #69
                    ممنوعیت تازه برای تدريس معلمان مرد در مدارس دخترانه


                    تدريس و ورود معلمان مرد در مدارس دخترانه دوره های ابتدایی، راهنمایی، متوسطه و پيش دانشگاهی در شهر تهران ممنوع شد.

                    سازمان آموزش و پرورش استان تهران با صدور بخشنامه ای به تمامی مدارس اين استان بکارگيری معلمان مرد در مدارس دخترانه دولتی، غيرانتفاعی، شاهد و نمونه دولتی در همه دوره های تحصيلی را در هر شرايطی ممنوع اعلام کرد.

                    در اين بخشنامه تاکيد شده که هيچ مردی اعم از معلم يا پرسنل اداری و خدماتی حق ورود و اشتغال در مدارس دخترانه از ابتدایی تا متوسطه و پيش دانشگاهی را ندارد.

                    طی بخشنامه جديد سازمان آموزش و پرورش تهران،همچنين بکارگيری نيروهای زن در مدارس پسرانه در دوره های راهنمایی، متوسطه و پيش دانشگاهی ممنوع است و استفاده از معلمان زن در دوره ابتدایی و مدارس روستايی نيز «تابع ضوابط ويژه» است.

                    به گزارش واحد مرکزی خبر وابسته به راديو تلويزيون دولتی جمهوری اسلامی، اين بخشنامه بکارگيری نيروهای مرد در دوره پيش دانشگاهی دخترانه را برای تدريس برنامه های رسمی ممنوع کرده است.


                    با اجرای اين طرح، دبيران زن جايگزين مرد در دبيرستان های دخترانه و مراکز پيش دانشگاهی می شوند و فقط در صورتی که امکان تامين دبير زن به جای دبير مرد ميسر نباشد ناگزير از دبير مرد استفاده خواهد شد.

                    قائم مقام وزیر آموزش و پرورش ایران
                    در بخشی از اين بخشنامه آمده است: «استفاده از نيروهای مرد فقط در فعاليت های فوق برنامه و منوط به متاهل بودن دبير مرد، داشتن ۳۵ سال سن به بالا و بهره مندی از سابقه و تخصص در رشته مورد نظر برای سال تحصيلی ۸۷-۸۶ بلامانع است.»

                    شرط ديگر استفاده از نيروهای مرد در فعاليت های فوق برنامه در دوره پيش دانشگاهی دخترانه،«اعلام نظر مستدل و مکتوب مديران اين مراکز درباره علل استفاده نکردن از نيروهای زن و علل نياز به جذب نيروهای مرد به مديريت مناطق است.»

                    تکميل جداسازی در مدارس

                    سال تحصيلی گذشته نيز در برخی از استان های ايران تدريس معلمان مرد ممنوع شد، و قائم مقام وزیر آموزش و پرورش ایران اعلام کرد: «دبيران مرد در سال تحصيلی جديد از کادر آموزشی دبيرستان های دخترانه خارج می شوند.»

                    آقای هراتی گفته بود: «با تدابير اتخاذ شده، دبيران مرد در سال تحصيلی جديد، مجوز تدريس در دبيرستان ها و مراکز پيش دانشگاهی دخترانه را نخواهند داشت.»

                    وی افزود:«با اجرای اين طرح، دبيران زن جايگزين مرد در دبيرستان های دخترانه و مراکز پيش دانشگاهی می شوند و فقط در صورتی که امکان تامين دبير زن به جای دبير مرد ميسر نباشد ناگزير از دبير مرد استفاده خواهد شد، اما حذف کامل دبيران مرد از مراکز آموزش دخترانه ياد شده در دستور کار قرار گرفته است.»

                    حسين هراتی گفته بود: «با اجرای اين طرح در کشور سعی شده است تا با آموزش های لازم به دبيران زن نياز به دبيران مرد برای تدريس در دبيرستان ها و مراکز پيش دانشگاهی دخترانه نباشد.»

                    قائم مقام وزير آموزش و پرورش ادعا کرده بود که «هدف از اجرای اين طرح، سهولت در برقراری ارتباط دانش آموزان با دبيران» است.

                    وی اجرای کامل اين طرح را نيازمند زمان و آموزش نيروهای لازم دانسته و گفته بود:«هنوز برآورد دقيقی از کمبود ناشی از اجرای اين طرح برای جذب نيروهای زن وجود ندارد اما آنچه واضح است در رشته هايی که در حال حاضر دبيران مرد مشغول تدريس آنها در دبيرستان های دخترانه هستند در سطح کشور از بين خواهران استخدام خواهيم داشت.»

                    واکنش ها به طرح جداسازی

                    اعلام رسمی ممنوعيت تدريس معلمان مرد در مدارس دخترانه که اولين بار از سوی حسين هراتی در ۲۴ شهريورماه سال ۸۵ در جشنواره سپاس شهرستان خرم آباد انتشار يافت، با واکنش هایی نيز همراه بود.

                    از جمله اين واکنش ها، تجمع اولياء دانش آموزان در مقابل ادارات آموزش و پرورش کاشان و چند شهر ديگر بود.

                    گروهی از نمايندگان مجلس شورای اسلامی نيز طی سال ۸۵ به ممنوع شدن تدريس معلمان مرد در مدارس دخترانه واکنش نشان دادند.

                    هاجر تحريری نيک صفت، يکی از نمايندگان معترض به طرح ممنوعيت تدريس معلمان مرد در مدارس دخترانه گفته بود: «برای خانواده ها، زن بودن و يا مرد بودن مهم نيست و نبايد در اين خصوص تصميم عجولانه ای اتخاذ کرد.»

                    هادی دوست محمدی يکی از اعضای کميسيون آموزش و تحقيقات مجلس شورای اسلامی نيز گفته بود: «جدا سازی دبيران مرد در هر شرايطی قابل اجرا نيست.»


                    شماری از روحانيان در قم و از جمله آيت الله محمد تقی مصباح يزدی که محمود فرشيدی، وزير آموزش و پرورش از مقلدان اوست، بر جدا کردن محيط های آموزشی تاکيد دارند و اختلاط زن و مرد در مدارس و دانشگاه ها و ساير ادارات و سازمان ها را عامل «افزايش فساد» در کشور عنوان می کنند.
                    وی به روزنامه اعتماد گفته بود: «من بخشی ازاين ماجرا را قبول دارم که اگر دبير دختران در مدارس زن باشد دانش آموزان از لحاظ پوشش راحت تر هستند چون درغير اين صورت حتما بايد پوشش خاصی را رعايت کنند. گرچه معلم مثل پدر است اما مرزهايی هست که بايد رعايت شود و از اين نظر قابل قبول است.»

                    آقای دوست محمدی در عين حال از اجرای ممنوعيت تدريس معلمان مرد در مدارس دخترانه انتقاد کرده و گفته بود: «در هر شرايطی نبايد اين اتفاق رخ دهد چون در رشته هايی ممکن است دبير زن کم داشته باشيم و يا اصلا نداشته باشيم و نبايد اجرای اين طرح منجر به لطمه درسی به دانش آموز شود.»

                    اين در حالی است که در سال های اول پس از انقلاب تدريس معلمان زن در مدارس پسرانه در مقطع راهنمایی و دبيرستان ممنوع شد و به گفته ناظران، بخشنامه اخير ممنوعيت تدريس معلمان مرد در مدارس دخترانه در تمام مقاطع تحصيلی را می توان تکميل جداسازی جنسيتی در مدارس ارزيابی کرد.

                    «نظام آموزشی ضد اسلامی است»

                    شماری از روحانيان در قم و از جمله آيت الله محمد تقی مصباح يزدی که محمود فرشيدی، وزير آموزش و پرورش از مقلدان اوست، بر جدا کردن محيط های آموزشی تاکيد دارند و اختلاط زن و مرد در مدارس و دانشگاه ها و ساير ادارات و سازمان ها را عامل «افزايش فساد» در کشور عنوان می کنند.

                    آقای مصباح يزدی، در پنجم مرداد سال جاری در مراسم آغازين دومين دوره اجرای طرح معرفت ويژه اعضای هيات علمی دانشگاههای علوم پزشکی کشور در مشهد گفت : «نظام آموزشی ايران بر مبنای فلسفه ای غير اسلامی ايجاد شده و بايد متحول شود.»

                    وی افزود : «اين نظام آموزشی نه تنها بر مبنای فسلفه غير اسلامی بلکه ضد اسلامی شکل گرفته است.»

                    مصباح يزدی که از وی به عنوان روحانی تندرو نامبرده می شود، گفت:«بايد اين تحول نه فقط در سطح ابتدايی تا ديپلم بلکه مقاطع بالاتر را هم دربر گيرد.»

                    وی با تاکيد براينکه «بايد اين روند به سرعت شکل گيرد»، گفت:«اگر قرار است تحولی در آموزش و پرورش ايجاد شود تب آن آموزش عالی را هم فرا خواهد گرفت زيرا تربيت شوندگان در اين مقاطع بايد در کشور فرهنگ سازی و مديريت کنند.»

                    Comment


                    • #70
                      در حالي که با شروع سال تحصيلي جديد وحضور معلمان در کلاس هاي درس رئيس جمهور براين اعتقاد است که طراحي سازه ومعماري مدارس نيز بايد بر اساس مهرورزي انجام شود، جامعه معلمان کشور روز هاي دشواري را مي گذراند. انها حتي در حد واندازه کالبد فيزيکي مدارس مشمول مهر ورزي دولت قرار نمي گيرند.

                      پرونده شمار زيادي از فعالان صنفي پس از صدور کيفرخواست به دادگاه انقلاب ارجاع شده وتا کنون تعدادي از انها در برابر دادگاه حاضر شده اند. معلماني که در زمستان گذشته وبا درخواست تصويب لايحه مديريت خدمات کشوري وافزابش حقوق، چند اجتماع ارام در مقابل مجلس بر پا کردند هنوز از بهت وحيرت بيرون نيامده اند. انها هرگز تصور نمي کردند که اعتراضات ساده صنفي انها منجر به دستگيري هاي گسترده وصدور قرار وثيقه هاي سنگين شود. اکنون بعد از چند ماه از گذشت ان حوادث، فعالان صنفي به شعب دادگاه انقلاب احضار وبا اتهامات سنگين امنيتي روبه رومي شوند وتشکل هاي انها در معرض انحلال قرار گرفته است.

                      در شرايطي که وزير در مصاحبه هاي خودگفته است که براي کمک به معلماني که گرفتار مشکلاتي از قبيل زندان وتبعيد شده اند هر کاري از دستش بر ايد انجام مي دهد، هيات هاي رسيدگي به تخلفات اداري سازمان هاي اموزش وپرورش با تشکيل پرونده براي بيش از 200 تن از معلمان تا کنون احکام شديد وبي سابقه اي صادر کرده اند. سبک ترين حکم، توبيخ کتبي با درج در پرونده وشديدترين حکم انفصال از خدمات دولتي است که تاکنون دو تن از معلمان اصفهان به نامهاي حميد مجيري وسيدمجتبي ابطحي، ويک دبير رياضيات با 8سال سابقه خدمت به نام لقمان صداقت از شهربانه کردستان، حکم اخراج دريافت کرده اند. رايج ترين تنبيه تغيير محل جغرافيايي خدمت يا همان تبعيد است. معلمان تهراني به شهر هاي اطراف مثل اسلامشهر وشهر ري تبعيد شده اند. تعدادي از معلمان استان اصفهان براي مازندران، خراسان واستان مرکزي ومعلمان همداني براي ايلام وخراسان شمالي حکم تبعيد گرفته اند.

                      روند قضايي رسبدگي به اتهامات معلمان به کندي پيش مي رود. تاکنون سنگين ترين حکم قضايي براي عليرضا هاشمي دبير اموزش وپرورش منطقه 6 تهران و دبير کل سازمان معلمان صادر شده است. هاشمي به 3 سال حبس تعزيري محکوم گرديده است. يکي از معلمان مشهد ي به نام سيد هاشم خواستار عضو کانون نيز يکسال حبس تعليقي در پرونده خود دارد.

                      در اخرين مورد روز 5 شنبه 22 شهريور نوراله اکبري دبير تهراني عضو هيات مديره کانون صنفي تهران به اتفاق وکيل خود در برابر دادگاه حاضر شد. اتهام اکبري همچون بقيه فعالان صنفي شامل :تجمع به قصد برهم زدن امنيت کشور، تمرد از دستور پليس واخلال در نظم واسايش عمومي است. در کيفرخواست به مواد 610 و607 و618 قانون مجازات عمومي استناد شده بود. اما اکبري ووکيل او در دادگاه اين اتهامات را نپذيرفتند. اکبري مي گويد: "کار ماصنفي بوده وهيچ اقدامي عليه امنيت کشور انجام نداده ام وتمردي هم در کار نبوده".

                      همچنين روز 5 شنبه 22 شهريور، هادي لطفي نيا، رجبي ونجف ابادي، معلمان مشهدي در دادگاه انقلاب مشهد حاضر شدند وپس از پايان دادرسي به انها گفته شد که به زودي دادگاه حکم خود را صادر خواهد کرد.

                      پيش از ان رسول بداقي دبير شاغل در اسلامشهر وعضو مرکزيت کانون تهران روز 4 شنبه 21 شهريور در شعبه 15 دادگاه انقلاب حضور يافت تا پاسخگوي اتهامات انتسابي به استناد مواد 610 و607 و618 قانون مجازات اسلامي باشد. جهانگير راد وکيل بداقي اظهار اميدواري کرد که باتوجه به اغاز سال تحصيلي، دادگاه حکم برائت معلماني که وکالت انها را بر عهده دارد صادر کند. وي افزود: "موکلان من همگي عضو کانون صنفي بوده اند. کانون تشکلي است داراي مجوز قانوني اگر به دليل مشکلات اداري اين مجوز تمديد نشده موضوع قابل بحث وبر رسي است. به هر حال کانون داراي مجوز تاسيس است".

                      روز 20 شهريور نيز دادگاه دوتن از فعالان صنفي عضو مرکزي کانون، علي اصغر منتجبي ومحمدتقي فلاحي برگزار شد. خانم منيژه محمدي وکيل مدافع اين دو با اشاره به اينکه اين دو معلم تهراني جرمي مرتکب نشده اند، در دادگاه خواستار تبرئه انها شد.

                      وکلاي عضو کانون مدافعان حقوق بشر به صورت افتخاري وبدون دريافت حق الوکاله دفاع از فعالان صنف معلم را بر عهده گرفته اند. عبدالفتاح سلطاني به اعضاي کانون وسازمان معلمان گفته است که به دليل انگيزه شرافتمندانه وصنفي فعاليت انها وکلاي کانون مدافعان به هر تعداد که لازم باشد دفاع از فعالان صنف معلم را عهده دار خواهند شد.

                      خبرهاي رسيده از همدان حاکي از اين است که روز 19 شهريور 9 تن از معلمان اين شهر به نام هاي :نادر قديمي، يوسف رفاهيت، يوسف زارعي، علي صادقي، هادي غلامي، جلال نادري، علي نجفي، مجيد فروزانفر، ومحمود جليليان به دادگاه انقلاب همدان احضار شدند. دادگاه، ادامه رسيدگي به اتهامات معلمان همدان به 4 مهر ماه موکول کرد. در تحولي ديگر سازمان اموزش وپرورش همدان با صدور احکام اداري براي حدود 700 تن از معلمان اين شهر به دليل شرکت در تحصن ها وتجمعات اعتراضي انها را به کسر حقوق از 10 تا 200 هزار تومان محکوم کرده است.

                      محمود بهشتي لنگرودي فعال صنفي وبازرس کانون معلمان تهران نيز روز 17 شهريور در محضر دادگاه حاضر شد. وي بدون وکيل در دادگاه حاضر شد و قاضي پرونده با تقاضاي استمهال او موافقت کرد ووقت رسيدگي به پرونده بهشتي به بعد از ماه رمضان موکول گرديد. پيش از ان علي پورسليمان ومحمد داوري اعضاي شوراي مرکزي سازمان معلمان همراه وکلاي خود در دادگاه حاضر شدند که تاکنون حکمي براي انها صادر نشده است. به گفته محمد داوري در رايزني هايي که بابرخي افراد صاحب نفوذ شده انها گفته اند که گنده کردن اين پرونده ها بي جا وبي مورد است. اشاره داوري به ملاقات اعضاي تشکل ها با شخصيت هايي مانند دري نجف ابادي، رازيني، کروبي ورهبران موتلفه است.

                      به موازات اقدامات قضايي عليه معلمان، هيات هاي تخلفات اداري که زير مجموعه سازمان هاي اموزش وپرورش هستند با صدور احکام تنبيهي بي سابقه اي فشار را بر فعالان صنفي تشديد کرده اند. هيات رسيدگي به تخلفات اموزش وپرورش همدان، نادر قديمي را به 60 ماه تبعيد به خراسان شمالي، يوسف زارعي را به 36 ماه تبعيد به ايلام، هادي غلامي را به 12 ماه انفصال از خدمت، نصرت اله دوستي را به 8 ماه انفصال، محمدي ومحمود حکمتي از معلمان شهرستان رزن هر يک به 4 ماه انفصال، يوسف رفاهيت به کسر 2 گروه خدمتي محکوم کرده است. نکته جالب اينکه براي 80 تن از معلمان مشهدي که در تجمعات معلمي در هفته معلم حضور داشته اند حکم کسر حقوق به مدت يک روز از طرف اداره متبوع صادر شده است. همچنين در تهران، اسلامشهر، کرمانشاه وهمدان وبرخي شهرهاي ديگر تعدادي از مديران مدارش که در جريان اعتراضات با معلمان همدلي نشان داده بودند ازسمت هاي خود برکنارشده اند.

                      اعضاي کانون صنفي معلمان کرمانشاه با صدور اطلاعيه اي اعلام کردند که پس از کش وقوس فراوان، سرانجام در تاريخ 14 شهريور 86 فرمانداري کرمانشاه طي نامه اي رسمي با استناد به راي کميسيون ماده 10 وزارت کشور انحلال رسمي کانون صنفي معلمان کرمانشاه را اعلام کرد. پيش از اين کانون همدان غيرقانوني اعلام شده بود. در همين حال فعالان صنفي از عزم دولت براي انحلال همه تشکل هاي مستقل فرهنگيان خبر مي دهند. يک عضو کانون همدان مي گويد: "دفتر کانون صنفي معلمان همدان با تابلو آبي رنگ که روي ان شماره مجوز وتاريخ افتتاح ذکر شده بود در فروردين 86 مورد تعرض قرار گرفت وشبانه 45 نفر از اعضاي ان دستگير شدند وهمان روزها فرمانداري همدان طي نامه اي به اموزش وپرورش نوشت که کانون همدان مجوز قانوني ندارد و فعاليت ان مجاز نيست".

                      وي با اشاره به اينکه عمر هيات مديره کانونها محدود است مي افزايد: "وزارت کشور وفرمانداري ها به کانونها اجازه انتخابات مجدد ويا رفع نواقص پرونده نمي دهند وعملا انها را در مسير انحلال قرار مي دهند". فشار بر تشکل هاي صنفي در شرايطي تشديد شده است که که فعالان صنفي همواره با وسواس از نزديکي به احزاب وگروه هاي سياسي دولتي وغير دولتي اجتناب کرده و بر استقلال اين تشکلها وصنفي بودن فعاليت هاي خود تاکيد کرده اند. دوري از سياست واحزاب وگروه هاي سياسي از نظر بسياري از معلمان تاکتيک مناسبي بود براي قانع کردن مقامات به تحمل تشکل هاي صنفي مستقل. با برخوردهاي اخير اين روش ظاهرا کارايي خود را از دست داده است.


                      Comment


                      • #71
                        بيش از چهارده ماه از بازداشت خودسرانه فرزاد کمانگر، عضو انجمن صنفي معلمان استان کردستان و دو ‏تن از همکاران او با نام هاي فرهاد وکيلي و علي حيدريان مي گذرد. آخرين خبرهاي به دست آمده از ‏وضعيت و سرنوشت اين سه معلم دربند حاکي از آن است که هر سه نفر علاوه بر اينکه تحت فشارها و ‏شکنجه هاي شديد جسمي قرار گرفته اند، هنوز در سلول هاي انفرادي نگهداري مي شوند. طي روزهاي ‏گذشته خانواده فرزاد کمانگر چندين بار از سازمان ها و نهادهاي حقوق بشري و دفاع از حقوق زندان براي ‏مداواي فرزندشان که گفته مي شود از چندين قسمت به شدت آسيب ديده، درخواست کمک کرده اند. ‏

                        در گزارش سازمان دفاع از حقوق بشر کردستان در خصوص وضعيت فرزاد کمانگر آمده است:‏‎ ‎‏"بيش از 14 ‏ماه از بازداشت فرزاد کمانگر مي گذرد و در طول اين مدت وي در زندان هاي کامياران، سنندج، کرمانشاه و ‏بند 209 زندان اوين زنداني بوده است. وي هم اکنون در بازداشتگاه اطلاعات سنندج زنداني است و تحت بي ‏رحمانه ترين شکنجه هاي جسمي قرار دارد و به ناراحتي هايي همچون سوختگي دست و ران چپ ناشي از ‏آب جوش، ناراحتي کليه ها و عفونت و خونريزي مجراي ادرار، دچار شده است."‏

                        اين گزارش در ادامه مي افزايد که سلامتي وي در معرض خطر جدي و اکنون سه هفته است که ممنوع ‏الملاقات مي باشد و بيم آن مي رود که هنوز تحت شکنجه باشد.‏

                        مراجع قضائي و امنيتي استان کردستان اتهامات اين معلم دربند را "محاربه" و "اقدام عليه امنيت ملي" ‏عنوان کرده اند، اما تا کنون فرزاد کمانگر هيچ يک از دو اتهام وارده به خود را نپذيرفته است.‏

                        خانواده اين معلم زنداني در مورد وضعيت فرزندشان مي گويند:‏‎ ‎‏"بعد از بيش از 14 ماه سرگرداني و پيگيري ‏ها و مراجعات مستمر به مراکز قضائي و امنيتي در چهار شهر کشور هنوز فرزندمان تحت فشار و شکنجه ‏هاي بيرحمانه قرار دارد. او اکنون از چند ناحيه به شدت آسيب ديده که آسيب ديدگي دست و ران چپ و ‏همچنين عفونت و خونريزي مجراي ادرار او کاملا جدي است و او به مداواي سريع و مراقبت هاي ويژه ‏پزشکي و هر روزه احتياج دارد. اين درحالي است که نه نتها مسئولين زندان هيچ توجهي به وضعيت وخيم و ‏نگران کننده فرزندمان ندارند و او را ممنوع الملاقات کرده اند، بلکه از مداواي او جلوگيري به عمل آورده و ‏همچنان او را با اين وضعيت در سلول انفرادي نگه داشته اند".‏

                        خانواده کمانگردر ادامه همچنين مي گويند که وضعيت جسمي پسرشان چنان وخيم و نگران کننده است که ‏چاره اي ندارند جز آنکه از نهادها و سازمان هاي دفاع از حقوق بشر و دفاع از حقوق زندانيان درخواست ‏کمک کنند. خانواده اين زنداني از سازمان ها و نهادهاي حقوق بشري خواسته اند براي نجات جان فرزندشان ‏تلاش کنند و از مقامات قضائي بخواهند که هر چه سريعتر اين معلم شکنجه شده را تحت مداواي پزشکي قرار ‏دهند. ‏

                        از سوي ديگر برخي خبرها حاکي از آن است که فرهاد وکيلي و علي حيدريان، دو تن از همکاران فرزاد ‏کمانگر که تقريبا همزمان با او دستگير شده اند نيز تحت فشار و شکنجه هستند و همچنان در سلول انفرادي ‏بسر مي برند. ‏

                        دادگاه انقلاب سنندج چند روز پيش اعلام کرده بود که هنوز مشخص نيست اين سه معلم دستگير شده در کدام ‏شهر محاکمه خواهند شد. همچنين گفته شده که دادستاني کل کشور در حال بررسي پرونده آنان است و بزودي ‏محل برگزاري دادگاه آنان را اعلام خواهد کرد. در اين ارتباط هفته گذشته خليل بهراميان، وکيل مدافع فرزاد ‏کمانگر گفته بود که از سرنوشت و وضعيت موکل خود هيچ خبري ندارد.‏

                        فرزاد کمانگر سال گذشته در منزل شخصي خود توسط نيروهاي امنيتي و اطلاعاتي دستگير و به مکان ‏نامعلومي انتقال داده شد. دست کم 4 ماه هيچ کس از محل نگهداري و علت دستگيري وي اطلاعي بدست ‏نياورد. با گذشت بيش از 4 ماه خانواده او با مراجعه هاي پي درپي به مراکز قضائي و امنيتي شهرهاي ‏کامياران، سنندج و کرمانشاه سرانجام دريافتند که وي را به همراه دو معلم ديگر بازداشت شده به بند 209 ‏زندان اوين تهران انتقال داده اند.‏

                        خانواده اين زنداني پس از گذشت هفت ماه توانستند براي اولين بار با وي ملاقاتي حضوري داشته باشند. او در ‏اولين ملاقات خود مي گويد در مدت 4 ماهي که در زندان اوين بوده سه بار براي بازجوئي به کرمانشاه و ‏سنندج انتقال داده شده است.‏

                        بعد از اين نيز او به همراه هر دو همکار خود به بازداشتگاه اطلاعات کرمانشاه انتقال داده شد و به مدت دو ‏ماه در آنجا نيز تحت بازجوئي و شکنجه هاي بي رحمانه قرار گرفت. اين سه معلم بازداشت شده هم اکنون در ‏سلول انفرادي بازداشتگاه اطلاعات سنندج بسر مي برند و روزبروز وضعيت جسمي آنان وخيم تر و نگران ‏کننده تر مي شود. ‏

                        تاکنون که بيش از 14 ماه از بازداشت اين سه معلم استان کردستان مي گذرد هيچ گونه دادگاهي براي ‏رسيدگي به اتهامات انتسابي آنان برگزار نشده است. خليل بهراميان وکيل مدافع فرزاد کمانگر هنوز موفق به ‏ملاقات با وي نشده و به پرونده وي نيز دسترسي پيدا نکرده است.‏

                        Comment

                        Working...
                        X