Important Political News

Collapse
This is a sticky topic.
X
X
 
  • Time
  • Show
Clear All
new posts
  • abadani69
    Senior Member
    • Aug 2005
    • 21339

    #5146
    در حالي که عبدالعزيزحکيم روحاني شيعه وپرنفوذ عراق و پرويز مشرف رييس جمهوري پاکستان طي روزهاي گذشته راهي تهران شده و به ديدار رهبرانقلاب رفته اند تا درخصوص نگراني هاي روزافزوني که نسبت به وضعيت برنامه هسته اي ايران وتنش با آمريکا وجود دارد گفت وگو کنند، برخي منابع غربي مدعي شده اند ايران دو واحد غني سازي ديگر نيزدر تاسيسات نطنز راه اندازي کرده است.

    قراراست علي لاريجاني هفته آينده راهي کنفرانس امنيتي مونيخ شود که در آن علاوه بروزير دفاع آمريکا برخي ازسران کشورهاي اروپايي نيزشرکت خواهند داشت. لاريجاني تصريح کرده است که دراين اجلاس قرار نيست با آمريکايي ها ديداري صورت بگيرد. با اين وجود اين ممکن است نشست مونيخ آخرين نشست پيش ازپايان مهلت ايران باشد که طي آن رييس پرونده هسته اي کشور و برخي ازمقامات عالي رتبه کشورهاي اروپايي و آمريکا زير يک سقف با يکديگر گفت وگو خواهند کرد.

    در چنين زماني است که هرالد تريبون درمقاله اي اقدام ايران براي اضافه کردن دو دستگاه سانتريفوژ را مبارزه طلبي تهران دربرابر قعطنامه شوراي امنيت سازمان ملل درخصوص برنامه هسته اي خود دانسته که ازنظر مقامات اين سازمان مي تواند به تهيه سلاح اتمي منجر شود.

    مقاله اين روزنامه، همزمان با آن منتشر شده که کيهان، تيتر اول خود را، به اين شعار مبارزه جويانه اختصاص داده است که: "مسئولان كشور در جمع خبرنگاران و كارشناسان خارجي بازديدكننده از تاسيسات هسته اي: مي بينيد كه ايران قطعنامه را اجرا نمي كند".

    ديپلمات هاي غربي اي که خواسته اند نامشان فاش نشود به آسوشيتدپرس گفته اند که واحد هاي جديد 164 تايي سانتريفوژ ايران طي روزهاي اخير نصب شده اند. فرآيندي که براي غني سازي به کار برده مي شود، براي تهيه سوخت براي تاسيسات اتمي به کار مي رود. مقامات غربي مي گويند که در سطوح بالاتر غني سازي، مواد توليه شده مي تواند براي تهيه کلاهک هاي هسته اي مورد استفاده قراربگيرد.

    طي ماه گذشته، هم مقامات ايراني وهم مقامات آژانس بين المللي انرژي اتمي اعلام کرده بودند که تهران به زودي اقدام به نصب سانتريفوژ هاي جديد خواهد کرد. آسوشيتد پرس نوشته که اظهارات محمود احمدي نژاد طي ماه گذشته ازآن خبر مي داد که ايران اين کار را پيش از يازدهم فوريه مصادف با بيست و دوم بهمن سالروز پيروزي انقلااب اسلامي انجام دهد. مقامات ايراني طي ماه هاي گذشته بارها ازدادن خبرهاي خوش هسته اي درايام موسوم به دهه فجر خبرداده بودند.

    ديپلمات هاي غربي وبازرسان آژانس اعلام کرده اند که ايران خود را براي نصب 3000 دستگاه سانتريفوژ آماده مي کند. به گزارش برخي منابع تا کنون سيستم هاي تهويه هوا، بخش هاي کنترل وکابل کشي و لوله کشي لازم درتاسيسات نطنز به انجام رسيده است تا آماده چنين فرآيندي شود. اگر چه يکي از مقامات سازمان ملل که با فعاليت هاي کاوشي آژانس آشنا است گفته که بازرسان آژانس که هفته پيش ازنطنز بازديد کرده اند، واحد نصب شده سانتريفوژي را مشاهده نکرده اند.

    تا روز دوشنبه عصر، مقامات آمريکايي خبر نصب سانتريفوژهاي جديد را تاييد ويا تکذيب نکرده اند. شان مک کورمک سخنگوي وزارت خارجه آمريکا گفته است که چنين اقدامي توسط ايران تنها فشار براي اعمال تحريم ها را افزايش خواهد داد.

    همزمان غلامحسين الهام سخنگوي دولت گفته است: "صنعت هسته* در كشور شكوفا شده است و اين دستاورد علمي و صنعتي در كشور تثبيت شده است. اين دستاورد از مرحله*ي تحقيق عبور كرده و به مرحله*ي صنعتي وارد شده است؛ به ويژه آن كه پس از رفع تعليق و فشارهايي كه بر اين دستاورد قرار داشت روح و اراده ملي بر مبناي توانستن و شدن ادامه يافت."

    اين درحالي است که اظهارنگراني در خصوص تهديداتي که ايران را طي هفته هاي گذشته بيش ازپيش متوجه خودکرده، ابعاد تازه اي مي يابد. درتازه ترين اظهار نظر ها، به گزارش آفتاب، رسول منتجب نيا قائم مقام دبير کل حزب اعتماد ملي با بيان اينکه "امروز تمامي کارشناسان و صاحبنظران موضوع هسته*اي اظهار نگراني مي*کنند" گفته است: "متاسفانه برخي مقامات اجرايي بجاي آنکه به نگراني نخبگان دلسوز بها دهند، با توهين به آنها و اينکه آنها «ترسو» و «بزدل» هستند، مي*خواهند صورت مساله را پاک کنند. "

    به گفته منتجب*نيا: "هم اکنون با هر کدام از نخبگان تماس مي*گيريم همه نگران هستند، اما بايد پرسيد چه شده که همه نخبگان اظهار نگراني مي*کنند اما رئيس جمهور مي*گويد هيچ نگراني نيست. آيا همه زبون هستند به جز يک نفر که هيچ ارتباطي با کارشناسان و نخبگان ندارد؟"

    عبدالواحدموسوي لاري وزير کشورکابينه خاتمي نيز به ايسنا گفته است: "ايجاد تنش در عرصه*ي بين*المللي با ارائه*ي روش*هاي غلط و نسنجيده و غيرمتناسب با شان جمهوري اسلامي به بهانه*ي استقلال*طلبي، استقلال ملت را تهديد مي*كند. اين كه متوليان امر خود را جاي مردم قرار دهند و انتخاب كردن و انتخاب شدن آن*ها را محدود كنند و مسير انسدادي در پيش بگيرد آزاديخواهي را تهديد مي*كند. اين نگراني وجود دارد كه با سياست*هاي غلط و افراطي استقلال كشور زير سوال برود... برخي فكر مي*كنند مردم قيم مي*خواهند و بايد به جاي آن*ها تصميم بگيرند كه اين امروز دغدغه*ي جدي همه*ي دلسوزان نظام و انقلاب است."

    پيشتر، آيت الله منتظري نيز هشدار داده بود که سياست هاي ستيزه جويانه مسوولان درمورد انرژي هسته اي، کشور را به خطر انداخته است. وي در سخنراني خود در شهر قم در تاريخ 1 بهمن 85، با اشاره به مناقشه هسته اي ايران به مسئولان کشور هشدار داد که از تحريک آمريکا بپرهيزند و تصريح کرد: "هر روز تکرار مي کنيم که فلان چيز حق مسلم ماست. خيلي خوب! حقتان است؛ اما حق را بايد به گونه اي گرفت که مشکلات پديد نيايد و بهانه به دست ديگران نداد و مگر حق مسلم ما فقط همين است که آقايان مي گويند و ما حق و حقوق ديگري نداريم؟"

    اين مرجع تقليد همچنين با تاکيد بر آن که "مردم دولت را براي شعار دادن انتخاب نکرده اند"، خاطر نشان کرده بود: "ما با اين همه نفت و گاز خرج هاي بيهوده مي کنيم و به فکر ديگر کشورها هستيم ولي به فکر گرفتاري مردم خودمان نيستيم ... بايستي دولت و مسئولين از خرج هاي بيهوده، از مسافرت هايي که هيچ فايده اي براي مردم و کشور ندارد جلوگيري کنند ... مالک نفت و گاز همه مردم هستند، نه فقط يک عده خاص."

    Comment

    • abadani69
      Senior Member
      • Aug 2005
      • 21339

      #5147
      در جلسه ديروز شوراي مركزي اعتماد ملي، غلا*مرضا تاجگردون، معاون سابق سازمان مديريت و برنامه*ريزي، به نقد سياست هاي اقتصادي دولت و لايحه بودجه سال 86 پرداخت.

      به گزارش روزنا، تاجگردون آغاز كلا*م خود را با اين يادآوري آغاز کرد که "اگر من هم مي*خواستم بودجه 86 را بنويسم از نظر عدد و رقم و مصارف چيزي غير از اين نمي*شد. زيرا در يك سال گذشته وضعيت به*گونه*اي به*هم ريخته كه با همين منابع شايد بودجه*اي بهتر از اين نمي*شد نوشت." وي سپس تاکيد کرد: "البته ما در نگارش بودجه هيچگاه به سمت اين بي*انضباطي و تناقض و تعارض و عدول از قوانين و چارچوب*ها حركت نمي*كرديم و مسيري را كه قبلا* پيموديم خراب نمي*كرديم."
      وي افزود: "ما در برنامه چهارم توسعه به اين نتيجه رسيديم كه اگر بخواهيم انضباط مالي بر بودجه حاكم شود 10 سال فرصت لا*زم است. بنابراين ما به اين شيوه حركت كرديم ولي اتفاقي كه الا*ن در بودجه افتاده با اين بي*انضباطي شكافي را ايجاد كرده كه براي پركردن آن به 20 سال فرصت نياز داريم."
      وي با اشاره به انتقاداتي كه به دولت خاتمي درباره عدم هزينه از منابع ذخيره ارزي مطرح مي*شد، گفت: "برخي از دوستان به ما مي*گفتند كه چرا پول*ها را در صندوق نگه داشتيد تا الا*ن به اين سرعت خرج شود و من در پاسخ به آنها مي*گويم كه عقل من هم مي*رسيد كه پول*ها را خرج كنيم، ولي ما فشارها را براي حركت 10ساله تحمل مي*كرديم."
      تاجگردون به مقايسه بودجه*هاي ارائه شده در دولت هفتم و هشتم و دولت نهم پرداخت و خاطرنشان كرد: "در سال 83 برداشت ما از درآمد نفتي 22 ميلياردو 630 ميليون دلا*ر بود و در ابتداي سال 84 اين عدد به 23 ميليارد و 800 ميليون دلا*ر تغيير كرد و اين در حالي است كه در انتهاي سال 84 برداشت ما از درآمد نفتي به عدد 35 ميليارد دلا*ر رسيد و اكنون كه در اواخر سال 85 هستيم اين عدد به بيش از 40 ميليارد دلا*ر رسيده است... بودجه تقديمي دولت به مجلس حدود 40 ميليارد دلا*ر بود كه تاكنون به 1/36 ميليارد دلا*ر كاهش يافته كه البته مجلس به آن راي نداده است ..هرچند كه به*نظر مي*رسد عطش دولت براي مصرف ارز كم شده ولي با نگاهي به بودجه درمي*يابيد كه اين بودجه به طريقي تنظيم شده كه در سال 86 حداقل 10 ميليارد دلا*ر ديگر بايد از حساب ذخيره ارزي برداشت شود تا دولت بتواند سال 86 را متناسب با تعهدات بودجه طي كند."
      انتقاد مرکز پژوهش هاي مجلس به لايحه بودجه

      در نقدي ديگر به بودجه سال 86 دولت، روزنامه همبستگي به گزارشي از مرکز پژوهش هاي مجلس هفتم در مورد لايحه بودجه اشاره کرده است.

      در بخشي از اين گزارش مي خوانيم: "اين مركز طي بررسي*هايي تفصيلي لايحه بودجه سال 86كل كشور، مهمترين فصول هزينه*اي در لايحه بودجه سال 86كل كشور را فصل*هاي اول و ششم عنوان كرده كه مربوط به جبران خدمات كاركنان و حقوق و دستمزد كاركنان دولت، رفاه اجتماعي و هزينه*هاي بازنشستگي است. طبق بررسي*هاي اين مركز، اگرچه رقم برآورد شده در لايحه بودجه سال 86 براي جبران خدمات كاركنان نسبت به رقم مصوب قانون بودجه سال ،85به ميزان 1/17درصد افزايش يافته است ، اما نسبت به پيش بيني عملكرد سال 85 معادل 5/3درصد كاهش نشان مي*دهد. پيش بيني عملكرد سال 1385با لحاظ كردن اعتبارات منظور شده در چهارمين لايحه متمم بودجه براي پرداخت*هاي پرسنلي ، محاسبه شده است. براساس مطالعات مركز پژوهش*هاي مجلس، همچنين رقم پيش بيني شده براي هزينه*هاي رفاه اجتماعي در لايحه بودجه سال 86نسبت به رقم مصوب سال 85 حدود 11درصد كاهش نشان مي*دهد. به عبارت ديگر، سرجمع اين دو فصل كه بيش از 50درصد از هزينه*ها را تشكيل مي*دهد، در لايحه بودجه سال 86نسبت به سال 85حدود شش درصد كاهش يافته است."

      مركز پژوهش*هاي مجلس مي افزايد: "با توجه به كسري بودجه جاري دستگاه*هاي اجرايي در سال 85بخصوص در بخش هزينه*هاي پرسنلي و تاييد بخش عمده*اي از آن توسط سازمان مديريت و برنامه ريزي و همچنين افزايش*هاي سنواتي، ارقام پيش بيني شده درلايحه بودجه سال 86عملكرد بودجه سال آينده را با مخاطره روبه رو مي*كند."

      کاستي هاي لايحه بودجه سال 86، در حالي مورد تاکيد مرکز پژوهش هاي مجلس محافظه کار قرار گرفته است که نارضايتي نمايندگان از ميزان هزينه هاي جاري بودجه، کماکان در رسانه هاي انعکاس دارد.

      در همين راستا، ايلنا ديروز اظهارات شاهرخي نماينده پل دختر در مجلس شوراي اسلامي را منعکس کرد که با اشاره به اينكه بودجه سال 86 نسبت به سال 85 حدود 20 درصد افزايش دارد، معتقد بود: "بر اين اساس، دريافتي كارگران نيز بايد بيش از 20 درصد افزايش يابد."

      وي با اشاره به اينكه "شنيده ها حكايت از افزايش 12 درصدي دستمزدها دارد" مي گفت*‏: "با توجه به افزايش 20 درصدي بودجه دولت، اگر دستمزد 12 درصد افزايش يابد، كارگران 8 درصد عقب ماندگي خواهند داشت."

      شاهرخي با اشاره به اينكه در اثر افزايش گراني*‏ها، قدرت خريد حقوق بگيران كاهش داشته*‏است، تصريح مي نمود*‏: "با بررسي زودگذر و مقايسه قيمت كالاهايي همچون ميوه, گوشت, حبوبات و به خصوص اجاره و خريد مسكن، مي*‏توان ثابت كرد كه دستمزد كارگران جوابگوي 10 روز هزينه هاي زندگي نيست. "

      شاهرخي از اينكه رييس جمهور نرخ تورم را 11 درصد اعلام كرده، اظهار تعجب كرد و اظهار مي داشت: "يكي از آمارهاي غير واقعي، نرخ تورم است كه با گراني*‏هاي جامعه همخواني ندارد، اما بر جلوگيري از افزايش دستمزد كارگران اثر مي*‏گذارد."

      Comment

      • abadani69
        Senior Member
        • Aug 2005
        • 21339

        #5148
        آيت*‏الله يوسف صانعي در ديدار كريستين امانپور، خبرنگار شبكه خبري CNN آمريكا با وي، ترور را "بزرگترين جرم" از نظر اسلام توصيف کرد.

        اين مرجع تقليد در گفتگو با شبکه سي ان ان گفت: "اسلام به ما اجازه نمي*‏دهد حتي يك مورچه را زير پا له كنيم، با اين وصف چگونه مي*‏توان گفت كه اسلام طرفدار ترور و تروريسم است ... اما چه كنيم كه قدرت*‏هاي تبليغي بزرگي به نفع تروريست*‏ها فعاليت مي*‏كنند و مانع از آن هستند كه صداي ما به دنيا برسد."

        به گزارش ايلنا، اين مرجع تقليد همچنين با غير ممکن دانستن پيروزي افراطيون حامي تروريسم گفت: "انسان*‏ها با آدم*‏كش*‏ها مخالف هستند و لذا اين جماعت هيچ موقع نمي*‏توانند پيشرفت كنند و شاهد مثال هم اين است كه هيچ*‏كس امروز جرأت نمي*‏كند در جامعه اعلام كند كه طرفدار ترور و تروريسم است، البته نبايد فراموش كرد كه بحث دفاع با بحث ترور متفاوت است."

        وي افزود: "كشتن انسان از نظر اسلام بزرگ*‏ترين جرم است. حتي كساني كه با انتحار مي*‏آيند و مي*‏زنند عده*‏اي را مي*‏كشند، آن هم به عنوان عمليات انتحاري، اينها در قعر جهنم هستند و در اين خصوص هيچ بحثي نيست اما چه كنيم كه متأسفانه كار به جايي رسيده كه در دنيا امروز عليه اسلام به عنوان حامي تروريسم تبليغ مي*‏شود."

        آيت الله صانعي، سال گذشته نيز در سخناني به مناسبت فرارسيدن ماه محرم، با ابراز تاسف شديد از آن که "اين روزها دنياي اسلام گرفتار يك مشت متحجر خوارج نهرواني شده است كه به نام اسلام ترور مي*‏كنند و به نام اسلام مردم را زير شكنجه و فشار و اذيت قرار مي دهند، به نام اسلام مراكز را منفجر مي كنند و به نام اسلام مردم را وادار به سكوت مي كنند" گفت: "همه مبلغان اعم از سخنوران، مداحان، روزنامه نگاران و عزاداران وظيفه دارند كه در دفاع از غربت و مظلوميت امروز اسلام كه ناشي از اعمال قبيح اين افراد است، اولين و عاليترين درس حادثه كربلا مبني بر اينكه اسلام دين آسايش و سهولت و دين منطق است و با ترور و تروريسم و خشونت مخالف است را، به گوش جهانيان برسانند. "

        اين مرجع تقليد، در ادامه آن سخنراني ضمن اشاره به حادثه كربلا و بيان ماجراي طراحي ترور عبيداللّه بن زياد توسط برخي از نزديكان مسلم بن عقيل سفير امام حسين(ع)در كوفه و مخالفت ايشان با اين اقدام، تصريح كرد: "اي كساني كه به نام اسلام دست به ترور مي زنيد! اي افرادي كه اسلام را دين خشونت مي دانيد! اي متحجرين و اي واپس*‏گرايان! اي كساني كه هر وقت قدرت به دست*‏تان بيفتد مردم را بي ارزش تلقي مي كنيد! بياييد قدري در اين عمل حضرت مسلم تأمل كنيد، با اينكه همه چيز براي ترور ابن زياد فراهم بود و اگر او ترور مي شد ممكن بود حادثه كربلائي بوجود نمي*‏آمد اما وقتي مسلم(ع) امتناع كرد و علت را از او جويا شدند، فرمود؛ «الايمان قيد الفتك»؛ ايمان جلوگيركننده از ترور است." (8 بهمن 84)

        در يک اظهار نظر مرتبط، آيت الله منتظري، بزرگترين مرجع تقليد شيعه مقيم داخل ايران نيز، در 21 تير 84، در پيامي به مناسبت حوادث تروريستي اخير لندن، از آن که "اين جنايات هولناک به نام اسلام عزيز ، دين رحمت و عطوفت ، انجام مي*‏شود و در اثر آنها امروز جهان اسلام در معرض اتهامي بزرگ قرار گرفته است" ابراز تاسف نمود و تاکيد کرد: "با وضعيت ناگواري که امروزه تروريسم پيش آورده است و هر روز بي*‏گناهاني را در عراق و افغانستان و آمريکا و اروپا و ساير مناطق به خاک و خون مي*‏کشد و ضربه*‏هاي پي*‏درپي بر چهره اسلام وارد مي*‏سازد، انتظار مي*‏رود علماي اعلام و نخبگان کشورها و سازمان کنفرانس اسلامي چاره*‏اي بيانديشند."

        آيت الله منتظري از رهبران اسلامي خواست: "به صرف محکوم کردن لفظي قناعت نکنند و مهمتر از هر اقدامي بايد با يک حرکت عميق، ريشه*‏هاي تفکري که اسلام و ساير اديان الهي را ابزار خشونت و پايمال کردن حقوق انساني معرفي مي*‏کند خشکاند، و اديان آسماني را از اين قرائت انحرافي که مشتي جاهل يا مزدور به آن تمسک مي*‏کنند نجات داد. "

        Comment

        • abadani69
          Senior Member
          • Aug 2005
          • 21339

          #5149
          شيرکو جهاني، روزنامه نگار مستقل و عضو سازمان دفاع از حقوق بشر کردستان، پس از تحمل 210 روز حبس با قرار وثيقه از زندان آزاد شد. وي پس از آزادي در گفت و گو با روز تاکيد کرد "در کشوري که احمدي نژاد بر آن حکومت مي کند، مجالي براي فعاليت هاي مدني نيست."

          اين روزنامه نگار مهابادي در روزهاي نخست بازداشتش در اعتراض به آنچه که خود "بازداشت غير قانوني" عنوان مي کند، دست به اعتصاب غذا زد. بعد از سپري شدن دو هفته از اعتصاب، او به بازداشتگاه اداره اطلاعات اروميه منتقل شد. اين انتقال همراه با ادامه اعتصاب، شايعاتي را در ارتباط با "مرگ احتمالي" وي در زندان دامن زد. با انتشار اين خبر، نهادهايي همچون گزارشگران بدون مرز و سازمان دفاع از حقوق بشر کردستان، با صدور بيانيه هايي اعتراض و نگراني خود را از وضعيت و مکان نگهداري شيرکو حهاني اعلام کردند که بلافاصله اين خبر از سوي مسئولان تکذيب شد.

          شيرکو جهاني در گفتگو با روز نخست در ارتباط با علل بازداشت و اتهامات وارده چنين مي گويد:" در حقيقت ابتدا تحت عنوان احضار به دادگاه انقلاب جهت پاره اي توضيحات در مورد پرونده يکي از دوستانم که از مدافعين حقوق بشر است به دادگاه فرا خوانده شدم. يعني ادعا شد که من در مقام متهم در دادگاه حاضر نميشوم، اما متاسفانه به محض مراجعه به دادگاه دستور بازداشت از سوي بازپرس ظاهري صادر شد و بلافاصله من را به زندان مهاباد انتقال دادند".

          اتهاماتي که در مراحل بازپرسي به شيرکو جهاني وارد شدند "اقدام عليه امنيت ملي" و "مصاحبه با رسانه هاي خارج از کشور" بود که وي مي گويد: "من اين اتهامات را مطلقا نپذيرفتم. اولين اتهام يعني اقدام عليه امنيت ملي، در واقع به دفاع ما از خانم سروه کامکار مربوط مي شود که فعال حقوق بشر استاو در زمستان سال گذشته به شيوه عجيبي، از سوي تعدادي از ماموران وابسته به نهادهاي امنيتي- نظامي در مرکز شهر مهاباد ربوده شد و مورد ضرب و شتم قرار گرفت. در اينجا بود که ما به اتفاق دوستان براي آزادي وي و اعتراض به اين شيوه برخورد با يک زن آنهم در مرکز شهر، به فرمانداري مراجعه کرديم تا جهت برگزاري يک ميتينگ مسالمت آميز مجوز کسب کنيم. البته مسئولان مربوطه در آغاز اين پيشنهاد ما را قبول کردنداما روز دريافت مجوز از اين کار شانه خالي کرده و حتي جواب تلفنهاي ما را هم ندادند".

          در ادامه گفتگو، شيرکو جهاني به تشريح مورد دوم که مصاحبه با رسانه هاي خارج از کشور بوده مي پردازد و بر اين باور است که چند مصاحبه اي که با رسانه ها داشته، به هيچ وجه مورد دار نبوده و از محتواي آنها نميتوان اشکال و يا اتهام خاصي بيرون کشيد. وي به اين مسئله اشاره مي کند که حتي نسخه مکتوب و يا فايل مصاحبه ها هم وجود نداشت و خاطر نشان مي سازد: "جالب است که در طول مدت بازداشت، هرگز هيچ گونه صداي ضبط شده و يا متني را در اين ارتباط ارائه ندادند و من هم همواره بر اين مسئله پافشاري کرده ام که مصاحبه به هيچ عنوان جرم نبوده و حتي مصاحبه هايي هم که صورت گرفته هيچ نوع کذب و يا تشويشي در آنها وجود نداشته است. حتي بارها از من پرسيدند با کدام رسانه مصاحبه داشته اي که البته اين همان پرسشي بود که من بايد از آنها مي پرسيدم."

          شيرکو جهاني هدف از بازداشت خودش را به نوعي "ترساندن و زهر چشم گرفتن" مي داند و به اين ترتيب اهداف آنان را از اين فشارها بر زبان مي آورد و نتيجه مي گيرد: "در کشوري که احمدي نژاد حکومت مي کند ديگر مجالي براي فعاليتهاي مدني و روزنامه نگاري و حتي قوانين جاري هم وجود ندارد و همانطور که خود بازجوها به من گفتند، در ايران قدرت فقط ما هستيم يعني نهادهاي امنيتي و..."

          او در مورد انتشار شايعه مرگش در زندان که نگرانيهاي زيادي را دامن زد چنين اظهار نظر مي کند: "آن موقع من در سلول انفرادي بودم و در بازگرداندنم به زندان مهاباد به اين مسئله پي بردم."

          وي بر اين باور است که انتشار چنين شايعاتي تنها اين را نشان مي دهد که در زندانهاي ايران هر رويدادي ممکن است و مي افزايد: "با اين کار آنها خواستند عکس العمل خانواده و جامعه را محک کرده باشند و در واقع عکس العمل رسانه ها و نهادهاي مدافع حقوق بشر هم ضربه اي بود به خودشان."

          در پايان، شيرکو جهاني نظراتش را پيرامون وضعيت آزاديها و حقوق شهروندي در ايران چنين بيان مي کند: "در جايي که مفاهيمي همچون آزادي بيان و عقيده و.. وجود نداشته باشد در حقيقت زندان بزرگتري و جود دارد و ما هم نفس مي کشيم اما بسان مردگاني هستيم که مجبورمان مي کنند طوري زندگي کنيم که خلاف ميل و عقيده خودمان است".

          شيرکو جهاني که با قرار وثيقه از زندان آزاد شده و در طول مدت بازداشت بدون وکيل مدافع بوده است، در حال حاضر هم با سازمان دفاع از حقوق بشر کردستان همکاري دارد.

          Comment

          • abadani69
            Senior Member
            • Aug 2005
            • 21339

            #5150
            علي رضا جمشيدي معاون حقوقي وتوسعه قضايي قوه قضاييه باحفظ سمت ازسوي آيت الله شاهرودي، به سمت سخنگوي قوه قضاييه انتخاب شد. جمشيدي دکتراي حقوق دارد و دردانشگاه تدريس مي کند.

            هنگام معرفي کابينه ازسوي محمود احمدي نژاد مدتها نام جمشيدي براي سمت وزير دادگستري برزبان ها بود امابعد ازمدتي علي کريمي راد، سخنگوي قوه قضاييه راهي اين وزارتخانه شد. جمشيدي طي سالهاي گذشته با استفاده از اساتيد حوزه ودانشگاه توانسته است با ارسال لوايحي به دولت، زمينه ساز برخي تغييرات درقوه قضاييه باشد.

            از جمله فعاليت هاي معاون توسعه قضايي قوه قضاييه تدوين قانون حقوق شهروندي، قانون احترام به آزادي*هاي مشروع و حفظ حقوق شهروندي ودستورالعمل اجرايي بند 15 قانون احترام به آزادي*هاي مشروع و حفظ حقوق شهروندي مصوب 15/2/ 1383است. تدوين قانون شوراي حل اختلافات- آيين*نامه اجرائ ماده (189) قانون برنامه سوم توسعه اقتصادي، اجتماعي و فرهنگي جمهوري اسلامي ايران نيزازجمله فعاليت هاي واحد تحت اداره او درقوه قضاييه بوده است.

            آيين نامه اجرايي قانون احترام به آزادي هاي مشروع وحفظ حقوق شهروندي، درحالي تصويب و ابلاغ شد که همه روزه اخبار نگران کننده زيادي درخصوص وضعيت دستگيري ها وزنداني ها منتشر مي شد. البته ابلاغ اين آيين نامه تغييري در روند دستگيري ها و بازجويي ها در بخش هايي ازقوه قضاييه، که آيت الله شاهرودي از آن به عنوان خرابه ياد کرده بود، نداد.

            اگر چه سخنگويي قوه قضاييه نقش چنداني درتصميم گيري هاي اجرايي ندارد، اما انتظار مي رود اين انتخاب به شفاف شدن حوزه اطلاع رساني قوه قضاييه منجر شود.

            وخيم بودن وضعيت حقوق شهروندي ونحوه برخورد دادسراها با زندانيان که ازجمله دلايل تصويب اين قانون بود، طي سالهاي گذشته به حدي بود که آيت الله شاهرودي درسخنراني خود گفت: "نوع* بازجويي*، نوع* استنتاق* بايد مشخص شود؛ مثلا گاهي* اوقات* مشاهده* مي*شود فردي* را بخاطر مسائل* اقتصادي* دستگير مي*كنند ولي* در بازجويي* درباره* مسائل* اخلاقي*، مسائل* خانوادگي*، عكس*ها و سفرهاي* خانوادگي* او از وي* سئوال* مي*شود. اين* خلاف* حق* است* زيرا ارتباطي* با جرمش* ندارد. آيا تا به* حال* ديده*ايد كه* چگونه* افراد را سوار ماشين* مي*كنند؟ در برخي* مواقع* مشاهده* مي*شود كارهايي* كه* در اين* زمينه* انجام* مي*شود، شبيه* كارهايي* است* كه* امريكايي*ها در زندان* ابوغريب* نسبت* به* برخورد با تروريست*ها انجام* مي*دهند لذا بايد توجه* داشت* كه* در جرايم* معمولي* اين* طور برخورد نمي*كنند. غير از قاضي* كسي* اجازه* دستور احضار و جلب* را ندارد. در برخي* مواقع* هنگام* جلب* حرمت*شكني* انجام* مي*شود. بايد توجه* داشته* باشيم* كه* حرمت* موؤمن* شوخي* نيست* و اين* ظلم* محض* است*. دادسرايي* كه* اين* طور عمل* مي*كند بهتر است* درش* تخته* شود تا احيا شود."

            Comment

            • abadani69
              Senior Member
              • Aug 2005
              • 21339

              #5151
              رنه بکمن، سردبير بخش جهان روزنامه نوول ابزرواتور، به سؤالاتي در خصوص مصاحبه مسأله ساز ژاک شيراک پاسخ مي دهد.

              زماني که ژاک شيراک چنين اظهاراتي را بيان کرد، چه چيزي در سرش مي گذشت؟
              در مصاحبه اول، روزنامه نگاران امريکايي از وي به عنوان رييس جمهور سالخورده و خرفت ياد کردند. حال آنکه به گفته روزنامه نگاران ما، گيوم مالوري و کارول بارژون، ژاک شيراک کاملاً مي دانست چه مي گويد. ظاهراً سؤال استراتژيکي درخصوص برنامه هسته اي ايران براي او خوشايندتر از سؤالات محيط زيست [موضوع اصلي و رسمي مصاحبه با شيراک] بود.

              او مانند يک کارشناس امور بين الملل [و نه يک سياستمدار] سخن مي گفت. هوبرت ودرين، وزير اسبق امور خارجه فرانسه، روز جمعه در شبکه تلويزيوني LCI اظهار داشت که "ژاک شيراک در رابطه با مسأله هسته اي ايران چيزي را گفت که درحال حاضر بسياري از کارشناسان در جهان، و حتي در ايالات متحده مي گويند".

              مشکل اين است که ژاک شيراک نه روزنامه نگار است و نه کارشناس امور بين الملل. او يک سياستمدار و رييس دولتي است که از اعضاي شوراي امنيت سازمان ملل به شمار مي آيد و بمب اتمي نيز دراختيار دارد. طبيعتاً اينها مسايلي هستند که به او مسؤوليت هاي خاصي را مي بخشند. ولي گويي در مصاحبه اش آنچنان گرفتار شور و هيجان شده بود که اين مسؤوليت ها را به کل فراموش کرد. در واقع با توجه به جايگاه فرانسه در جهان، او مي بايست قبل از سخن گفتن فکر مي کرد.

              در موقعيت پرتنش فعلي با تهران، بر زبان آوردن اين نکته که "اگر ايران يک يا دو بمب داشته باشد، آنچنان هم خطرناک نخواهد بود"، گاف بزرگي است. زيرا اين اظهارات دقيقاً برخلاف آنچه که تاکنون در اين زمينه توسط جامعه بين الملل گفته شده مي باشد.

              ازطرف ديگر، شيراک زماني که از پرتاب بمب توسط ايران، نابودي آن پس از طي "200 متر" و همچنين ويراني تهران سخن مي گويد، ديدگاهي را در ذهن شنونده يا خواننده به وجود مي آورد که کوچکترين نشانه اي از سرکوب اتمي به همراه ندارد. او تلويحاً نام اسراييل يا يکي از متحدان خود را بر زبان مي آورد و مي گويد که امکان شناسايي موشک اتمي پرتاب شده توسط ايران کاملاً وجود دارد. شايد همين طور باشد که او مي گويد، ولي آيا به واقع بايد آن را بر زبان آورد!

              واشنگتن نيز بلافاصله با اطمينان بخشيدن به شيراک، اظهارات او را شايسته و داراي شرايط لازم قلمداد کرد.

              آيا اين بحران بيش از آنکه ديپلماتيک باشد، رسانه اي نيست؟
              به هرحال اگر هم تاکنون نبود، اليزه با اين حرکت خود آن را به موضوعي رسانه اي تبديل کرد. رييس جمهور در بيانيه هاي خود وجود چنين بحراني را به حساب مطبوعات امريکايي گذاشته است. درحقيقت، مشاوران ژاک شيراک متوجه شدند که او گاف بسيار بزرگي داده و به همين دليل تلاش کردند تا از احساسات ضدفرانسوي روزنامه نگاران امريکايي استفاده کرده و آن را کوچکتر از حد واقعي خود جلوه دهند. اين به واقع نشان دهنده عدم حسن نيت است. آنها نمي خواهند بپذيرند که ژاک شيراک به شيوه اي بسيار سبک رفتار کرده و به هيچ وجه نمي توان گفت که در "تنگنا" قرار گرفته بود.

              روزنامه نگاران امريکايي و فرانسوي صرفاً به کار خود مشغول بودند و چهار ديکتافون نيز جلوي آنها قرار داشت. پس مسأله "خاموش بودن" ديکتافون ها، آن گونه که شيراک تصور مي کرده، به هيچ وجه مطرح نيست؛ او به راحتي مي توانست از آنها بخواهد که ضبط هاي خود را خاموش کنند. اين يک شيوه معمول در انجام مصاحبه است. گاهي نيز مي بينيم که شخص مصاحبه شونده مي خواهد مسايلي را در پشت پرده اعلام کند که دراين صورت، گفته هاي غيررسمي او الزاماً در مصاحبه رسمي آورده نمي شود.

              درخصوص مصاحبه شيراک، روزنامه نگاران امريکايي و نوول ابزرواتور دو نسخه از نوار ضبط شده را کلمه به کلمه با هم مقايسه کرده و سپس چاپ نمودند که هيچ اعتراضي در اين رابطه وارد نباشد.

              اين مسأله به خوبي اخلاقيات مطبوعات فرانسوي را نشان مي دهد. زماني که يک مسؤول سياسي مسايلي را به طور ناشيانه در مصاحبه بر زبان مي آورد، ديده شده است که يک تلفن کوچک به روزنامه نگار مربوطه يا رييس او کافي است تا چنين اظهاراتي به چاپ نرسد. متأسفانه در حالت آقاي شيراک به اين صورت عمل نشده.

              آيا اين خبط مي تواند بر پرونده هسته اي ايران تأثير بگذارد؟
              مطمئناً تأثيري بر پرونده ايران نخواهد داشت، ولي مقامات ايراني که درواقع ديپلمات هاي وحشت آوري هستند، مي توانند در مذاکرات آينده از آن بهره ببرند. بسياري از کشورهاي جهان سوم مي پرسند چرا ايران نمي تواند بمب اتمي داشته باشد، درحالي که همسايه هاي آن مانند پاکستان و کمي دورتر هندوستان و اسراييل بمب اتمي دارند؟ ژاک شيراک با بيان اين مطلب که "داشتن يک يا دو بمب توسط ايران خطر چنداني ندارد"، درواقع حربه انجام چنين کاري را به دولت تهران تقديم کرده است. با اين حال مطمئن نيستم که اين مسأله بر روند مذاکرات تأثيرگذار باشد.

              آنچه که واضح است اين است که بحران اکنون به بن بست رسيده. ايران نيز عليرغم تحريم هاي تصويب شده توسط سازمان ملل، همچنان اصرار بر ادامه برنامه هسته اي خود دارد. البته اجراي اين تحريم ها آنچنان هم تضمين شده نيست. روسيه و چين هنوز مي توانند از حق وتوي خود استفاده کنند. ازطرف ديگر، تحريم هاي نفتي مي توانند باعث افزايش قيمت هر بشکه نفت شوند که مطمئناً کشورهاي کمي خواستار چنين رويدادي خواهند بود.

              ازطرف ديگر مي توان اذعان داشت که ايران صرفاً به دنبال سلاح هسته اي نيست. ايران قبل از هر چيز مي خواهد به عنوان مخاطب کشورهاي "بزرگ" درنظر گرفته شود و همچنين خود را نيز به عنوان يک "قدرت بزرگ" مطرح کند. به علاوه نبايد مسأله مهم ديگري را در اين پرونده فراموش کرد. قسمت اعظم اطلاعاتي که درخصوص برنامه هسته اي ايران دراختيار داريم ازسوي امريکايي ها تأمين شده است. و همين امريکايي ها چند وقت پيش ادعا مي کردند که صدام حسين سلاح کشتارجمعي دراختيار دارد و يکي از متحدان القاعده است. امروز همه مي دانند که آنها دروغ گفته اند. چرا همان بلا را سر ايران که يکي ديگر از مزاحمان شان است نياورند؟

              Comment

              • abadani69
                Senior Member
                • Aug 2005
                • 21339

                #5152

                خبرگزاري رسمي جمهوري اسلامي ايران به نقل از رئيس سازمان انرژي اتمي اين کشور اعلام کرد ديپلمات هاي غربي مي توانند از تاسيسات اصلي هسته اي ايران بازديد کنند، و از کشور هاي غربي خواست به نحو مشابهي عمل کنند.

                اين خبر گزاري از قول غلامرضا آقازاده، رئيس سازمان انرژي هسته اي گفت: "ما مي خواهيم برنامه اي براي بازديد ديپلمات هاي غربي مستقر در تهران از تاسيسات هسته اي ايران در آينده تدارک ببينيم." وي اين سخنان را در پاسخ اين سئوال که آيا نمايندگان کشور هاي غربي مي توانند از اين تاسيسات ديدن کنند بيان کرد.

                اين گفته ها چند روز بعد از بازديد نمايندگان کشور هاي جهان سوم از تاسيسات هسته اي اصفهان بيان مي شود و هدف آن نشان دادن اين است که ايران چيزي براي پنهان کردن ندارد.

                آقازاده گفت: "هيچ مانعي براي اين کار وجود ندارد. روشن کردن اين نکته که فعاليت هاي هسته اي ما صلح آميز است بخشي ار سياست ما در اين زمينه است." وي تاريخي براي اين بازديدها اعلام نکرد.

                ايران، پس از تصويب قطعنامه شوراي امنيت سازمان ملل متحد در 23 دسامبر 2006 که تحريم هايي را عليه اين کشور پيش بيني کرد، زير فشار هاي فزاينده بين المللي قرار گرفته است. شوراي امنيت در صورت عدم توقف غني سازي ايران در مدت 60 روز اقدامات گسترده تري عليه اين کشور انجام خواهد داد.

                هدف آقازاده از بيان مطالب فوق اشاره به کشورهايي است که به دنبال تحريم ايران با اين بهانه که برنامه هسته اي اين کشور براي دست يابي به سلاح هسته اي صورت مي گيرد هستند. اين مطلب به شدت توسط ايران تکذيب شده است و اين کشور بارها گفته است که هدفش توليد برق است.

                آقازاده گفت: "آيا آمريکا و کشور هاي اروپايي به روزنامه نگاران و نمايندگان ساير کشور ها اجازه مي دهند از تاسيسات هسته اي آن ها بازديد کنند؟"

                بازرسان سازمان ملل در آژانس بين المللي انرژي هسته اي از آغاز سال جديد ميلادي دو مرتبه از تاسيسات اصفهان و نطنز بازديد کرده اند.

                وي افزود "طي دو روز گذشته بازرسان آژانس بين المللي انرژي هسته اي دوربين هاي جديدي را در نظنز درمحل تزريق گاز و در درون انبار ها کار گذاشته اند تا فعاليت هاي اين تاسيسات را زير نظر داشته باشند."

                تهران در حال حاضر در نظز 64 سانتريفوژ رو زميني دارد و قرار است 3000 سانتريفوژزير زميني ديگر براي تسريع توليد سوخت هسته اي در اين محل ايجاد نمايد.

                ديپلمات ها در مقر آژانس بين المللي انرژي هسته اي در وين گفته اند صدها تکنيسين و کارگربا "شور و حال" زيادي، طي هفته هاي گذشته براي انجام لوله کشي ها، پانل هاي کنترل و کابل هاي برق ضروري براي نصب سانتريفوژها مشغول به کار بوده اند.

                Comment

                • abadani69
                  Senior Member
                  • Aug 2005
                  • 21339

                  #5153
                  از 11 سپتامبر تاکنون، انتخابات امريکا بيش از هر چيز حول محور امنيت ملي چرخيده است. مطمئناً انتخابات رياست جمهوري سال 2008 نيز به همين منوال خواهد بود و شايد ايران تا آن موقع جاي کشور به خاک و خون کشيده عراق را گرفته باشد.

                  "ايران امنيت اسراييل و کل جهان را به خطر مي اندازد. ما بايد از هر گزينه اي که مانع دستيابي ايران به سلاح هسته اي مي شود استقبال کنيم. بگذاريد اين عبارت را تکرار کنم: از هر گزينه اي بايد استقبال شود."

                  اين اظهارات را چه کسي بيان کرده است؟ اين اظهارات نه ازسوي جرج بوش بيان شده و نه ازسوي ديک چني. جان ادواردز، سياستمدار حزب دموکرات آن را بيان کرده است. دوست سابق جان کري ماه گذشته در زمان کنفرانس سالانه هرزليا [در شمال تل آويو] که درخصوص مسايل استراتژيک اسراييل برگزار شده بود، اين اظهارات را بيان کرد.

                  ديگر کانديداهاي امريکايي نيز در اين کنفرانس شرکت کرده بودند. موضوع سخنان آن اکثراً بر ايران و "تهديد بالقوه"اي که نسبت به موجوديت اسراييل دارد متمرکز شده بود. برخي از جمهوريخواهان، مانند جان مک کين، ميت رامني و نيوت گينگريچ نيز در اين کنفرانس به مسؤولين اسراييلي وعده حمايت و پشتيباني دادند.

                  البته گينگريچ، رييس سابق مجلس نمايندگان امريکا، با لحن شديدي در اين مورد سخن نگفت: "سه بمب هسته اي براي وقوع دومين هولوکاست کافي خواهد بود. دشمنان فعلي ما به اندازه آلمان نازي و بيشتر از اتحاد جماهير شوروي مصمم هستند. دشمنان ما همين که وسايل و امکانات لازم را به دست آورند در کشتن ما دريغ نخواهند کرد."

                  ريچارد پرل، نومحافظه کار پرنفوذ نيز به نوبه خود پشت ميکروفون رفت و به حضار اطمينان لازم را داد: "بوش قبل از اينکه ايران به بمب اتمي دست يابد، به ايران حمله خواهد کرد."

                  هيلاري کلينتون روز پنج شنبه در زمان نشست "کميته امور عمومي امريکا و اسراييل" [در منهتن نيويورک] تلاش کرد تا با سخنراني خود جوّ پرتنش به وجود آمده را آرام کند. لازم به ذکر است که اين کميته اصلي ترين لابي طرفدار اسراييل در ايالات متحده است. اين کانديداي رياست جمهوري اظهار داشت که براي اتخاذ هر گزينه اي، از جمله ديپلماسي، آماده است؛ اين عبارتي بود که حضار را قدري دلسرد نمود.

                  وي اظهار داشت: "سياست امريکا در اين زمينه بايد شفاف و بدون اشتباه باشد. ما نمي توانيم و نبايد اجازه دهيم که ايران به بمب اتمي دست يابد." فرداي آن روز رامني، جمهوريخواه و فرماندار سابق ايالت ماساچوست، هيلاري کلينتون را به "کم شهامتي" متهم کرد.

                  درعين حال که اين بحث در جريان است، دولت بوش نيز فشار بر ايران را افزايش داده. نيکلاس برنز، معاون وزير امور خارجه امريکا، در زمان کنفرانس هرزليا اظهار داشت: "ايران بايد ياد بگيرد که به قدرت و خواست جامعه بين الملل احترام بگذارد."

                  مطابق قطعنامه شوراي امنيت که به اتفاق آراء به تصويب رسيده، ايران تا تاريخ 21 فوريه مهلت دارد فعاليت هاي هسته اي خود در نطنز را متوقف کند. اگر ايران آنگونه که وعده داده، به برنامه خود ادامه دهد، قطعنامه سازمان ملل نيز درب اعمال تحريم را باز خواهد کرد.

                  اين سناريو تا حدودي آشنا به نظر مي رسد. اين فشار شايد به "گاف" ديپلماتيک ژاک شيراک کمک کرده باشد. وي در برابر دو روزنامه نگار امريکايي و يک روزنامه نگار فرانسوي تهديد فعلي را کمتر از آنچه همگان انتظار دارند ارزيابي کرد.

                  در نظر اسراييل و متحدانش، دستيابي ايران احمدي نژاد به بمب اتمي بسيار خطرناک خواهد بود، زيرا اين همان کسي است که خواهان نابودي اسراييل شده و به راحتي قتل عام يهوديان درخلال جنگ جهاني دوم را تکذيب کرده است.

                  بنيامين نتانياهو، رييس جمهور سابق اسراييل، در کنفرانس هرزليا گفته بود: "جهاني که آخرين بار هيچ کاري براي متوقف کردن هولوکاست انجام نداد، حداقل اين بار نبايد دست به سينه بنشيند."

                  بحث ها پيرامون ايران همچنان در ايالات متحده جريان دارند؛ کشوري که شايد رييس جمهور آينده اش سومين نبرد نظامي کشورش را پس از افغانستان و عراق رهبري کند. در اين خصوص فعلاً، ادواردز، کلينتون و مک کين سلايق و علايق خود را نشان داده اند.

                  Comment

                  • abadani69
                    Senior Member
                    • Aug 2005
                    • 21339

                    #5154
                    پس از انتخابات اخير شوراها در تهران که به شکست جريان محمود احمدي نژاد رئيس جمهور ايران انجاميد بسياري در جهان عرب و فراتر از آن، گمان کردند که احمدي نژاد اعتبار و مقبوليت خود را نزد علي خامنه اي رهبر ايران از دست داده است؛ اعتباري که در انتخابات رياست جمهوري او را در برابر رقيب کهنه کار و پراگماتيست اش هاشمي رفسنجاني پيروز کرده بود.

                    اما اين گمان درست نيست. نه از آن رو که همواره تهران بر بقاي اعتبار و مقبوليت وي نزد رهبري تأکيد مي کند... و البته مراد اين نيست که همه آنچه در هفته هاي گذشته پيرامون کاهش ارتباط رهبري و رئيس جمهور گفته شده نسبتي با حقيقت ندارد. از جمله آنها، انتقاد گسترده رهبران محافظه کاران در پارلمان و رسانه هاي آنها از رئيس جمهور در اين زمينه هاست:

                    1- ناکامي در وعده هاي داده شده نسبت به بهبود وضع زندگي مردم
                    2- افزايش نرخ تورم.
                    3- اهمال در وظايف اصلي اش و سرگرم شدن به سياست هاي کلي که به عهده رهبر ايران است
                    4- "موفقيت" در افزودن دشمني ها از سوي جامعه بين المللي و حتي جهان عرب؛ آن هم درست در زماني که ايران سخت ترين معرکه اش را براي ايجاد قدرتي مي گذراند که تا ابد منافع حياتي و استراتژيک اش را تأمين کند.

                    اما اين انتقادها به اين معنا نيست که احمدي نژاد از چارچوب سياست هاي استراتژيک خامنه اي خارج شده و در پرونده هسته اي و ساير موضوعات مرتبط با روابط بين المللي صفحه جديدي را بر خلاف خواست رهبري گشوده است.

                    احمدي نژاد در سخنراني هائي که به خاطر آنها مورد انتقاد قرار مي گيرد نيز از چارچوب ترسيم شده توسط رهبري بيرون نرفته است.

                    اما رهبري که تا پيش از اين همگان را از انتقاد علني به رئيس جمهور منع کرده بود اينک که روش هاي احمدي نژاد به تهديدهاي جدي براي کشور و نظام انجاميده است ديگر چنين توصيه اي نمي کند؛ چه بسا به اين دليل که رئيس جمهور را قرباني خويش کند تا مبادا ملامت هاي ناشي از شکست ايران متوجه او شود و به اين ترتيب همواره از محاکمه و محاسبه در آينده مصون مي ماند.

                    آيا محمود احمدي نژاد خواهد توانست دوره رياست جمهوري اش را تا پايان مهلت قانوني آن (سال 2009) ادامه دهد؟

                    آنان که از نزديک سياست هاي ايران را دنبال مي کنند معتقدند که کنار گذاشتن احمدي نژاد تا قبل از پايان دوره قانوني اش رخ نخواهد داد. زيرا انتخاب او با تائيد رهبري و پشتوانه بسيار مهم حوزه هاي علميه و نيز جريان تندرو و سپاه پاسداران همراه بوده است و اين، منتقدان محافظه کاران را مجبور مي کند که به گونه اي مردم را نسبت به رفتار رئيس جمهور قانع سازند که اين روند آغاز شده و کار ساده ايست؛ بهتر است حکومت ضعيف او را تا پايان دوره اش نگاه دارند به گونه اي که نسبت به سياست هاي کلي نظام شک و شبهه اي ايجاد نشود.

                    در اين زمينه نظام و رهبري آن تخصص و تجربه اي طولاني دارند تجربه اي که ناشي از مداراي وي با دو دوره رياست جمهوري رفسنجاني و خاتمي به دست آمده است (انتخابات در ايران همواره در پائين ترين سطح دموکراسي برگزار مي شود و هيچکس جز نيروهاي درون حکومت، امکان راهيابي به عرصه رقابت نمي يابند با اين همه، نتايج انتخابات هم گاه مورد پسند رهبر ايران نيست که نمونه آن انتخاب محمد خاتمي است که عليرغم حمايت رهبري و محافظه کاران از رقيب وي به پيروزي رسيد).

                    پرسش آخر اينکه آيا اين چالش ها در داخل ايران مي تواند بر شرايط خارجي آن ـ به ويژه در روياروئي ايران با آمريکا، جامعه بين المللي و جهان عرب ـ تأثير بگذارد؟

                    حداقل ممکن است تأثير مستقيمي نداشته باشد. اما در صورت شکست جرياني که جهان آن را تندرو مي شمارد (و احمدي نژاد يکي از آنهاست) چالش هاي داخلي ايران مي تواند توسط جامعه بين المللي به کار گرفته شود تا در حل اختلافات و تأمين مصالح حياتي و استراتژيک ايران و نيز مصالح کشورهاي منطقه ـ و آمريکا ـ پيشرفتي حاصل آيد.
                    اين اتفاق تاکنون رخ نداده است؛ زيرا آمريکا هنوز هيچ تضميني براي عدم سرنگوني حکومت ايران نداده است مگر آنکه غني سازي اورانيوم را متوقف کنند و به دخالت در عراق و لبنان و حمايت از فلسطيني ها پايان دهند.

                    در عين حال استفاده جامعه بين المللي از چالش هاي داخلي ايران مي تواند نوعي واقع بيني و رويکرد پراگماتيک را در ايران پديد آورد تا به جاي تأويلات معنوي و الهي، به شفافيت در داد و ستدهاي سياسي روي آورد و از افتادن در ورطه اي که در توانش نيست پرهيز کند.

                    تا اين لحظه نه در آمريکا واقع بيني ديده مي شود و نه در ايران... و اين ممکن است در زمان نه چندان دوري به ويراني عراق و لبنان و چه بسا کل منطقه بيانجامد.

                    Comment

                    • Rasputin
                      Senior Member
                      • Jan 2005
                      • 63906

                      #5155
                      وزارت خارجه ايران اعلام داشته که يک ديپلمات ايرانی در بغداد ربوده شده و عوامل مرتبط با نيروهای آمريکايی را مسئول اين آدم ربايی معرفی کرده است.
                      روز سه شنبه، 6 فوريه، محمد علی حسينی، سخنگوی وزارت خارجه ايران، گفت که روز يکشنبه گذشته، مجموعه ای از عوامل مرتبط با وزارت دفاع عراق، که به گفته وی زير نظر نيروهای آمريکايی اداره می شوند، در خيابان عرصات هنديه در مقابل شعبه بانک ملی ايران ار بغداد، جلال شرفی، دبير دوم سفارت ايران را ربودند و به مکان نامعلومی انتقال دادند.

                      به گزارش خبرگزاری دولتی ايران - ايرنا - آقای حسينی ربودن آقای شرفی را اقدامی تروريستی توصيف کرده است.

                      سخنگوی وزارت خارجه گفته است که ربودن ديپلمات ايرانی "اقدامی تجاوزکارانه و مغاير با مقررات بين المللی" است.

                      وی از دولت عراق خواستار اقدام سريع برای آزادی اين ديپلمات و مجازات افراد مسئول ربودن وی شده و افزوده است که اين افراد "منافع مشترک دو کشور جمهوری اسلامی و جمهوری عراق را هدف قرار داده اند."

                      آقای حسينی آمريکاييان را به طراحی اين برنامه متهم کرد و هشدار داد که چنين اقداماتی اثراتی منفی بر رويه های ديپلماتيک در سطح جهان خواهد گذاشت.

                      سخنگوی وزارت خارجه ايران تاکيد کرد که بر اساس اطلاعات موثق، کسانی که به ربودن ديپلمات ايرانی دست زده اند و تعدادی از آنان هم دستگير شده اند زير نظر نيروهای آمريکايی در عراق فعاليت می کند و نيروهای آمريکايی در عراق را مسئول حفظ جان و سلامت ديپلمات ايران دانست.

                      گزارش ربودن ديپلمات ايرانی در عراق پيشتر در روزنامه آمريکايی نيويورک تايمز انتشار يافته اما مورد تاييد قرار نگرفته بود.

                      ماه گذشته نيز نيروهای آمريکايی به ساختمانی که جمهوری اسلامی آن را دفتر کنسولگری خود در اربيل می خواند حمله کردند و چند کارمند اين دفتر را با خود بردند.


                      iran

                      Comment

                      • Rasputin
                        Senior Member
                        • Jan 2005
                        • 63906

                        #5156
                        رهبران جناح های رقيب فلسطينی با هدف خاتمه دادن به درگيری های خونين جناحی و دستيابی به توافق در باره تشکيل دولت وحدت ملی ملاقات و مذاکره کنند.
                        اسماعيل هانيه، نخست وزير تشکيلات خودگردان از جناح اسلامگرای حماس، اعلام داشته است که روز سه شنبه، 6 فوريه، همراه با خالد مشعل، رهبر جنبش حماس، در شهر مکه با هياتی از سوی جنبش فتح به رياست محمود عباس ملاقات خواهد کرد.

                        آقای هانيه در پايان جلسه کابينه فلسطينی در روز دوشنبه نسبت به نتيجه اين مذاکرات ابراز اميدواری کرده و گفته است که هيات حماس با "نيتی واقعی" برای دستيابی به توافق بين فلسطينيان، خاتمه دادن به تنش ها و تقويت وحدت ملی عازم مکه می شود.

                        وی گفت که فلسطينيان هيچ راه ديگری جز دستيابی به توافق نخواهند داشت و افزود که آتش بس پذيرفته شده از سوی هواداران مسلح فتح و حماس همچنان برجاست و برجای خواهد ماند.

                        اجلاس مکه در پی درگيری های خونين بين هواداران مسلح جنبش فتح، به رهبری محمود عباس، و حماس، برگزار می شود که از ماه دسامبر سال گذشته شدت گرفته است.

                        در جريان زدوخورد بين دو طرف، دست کم هشتاد نفر کشته شده اند که شصت نفر آنان در خلال حدود دو هفته اخير جان خود را از دست دادند.

                        هفته گذشته دو طرف بر سر آتش بس به توافق رسيدند اما از روز پنجشنبه، درگيری مسلحانه به خصوص در شهر غزه شدت گرفت و تا توافق مجدد بر سر آتش بس در روز شنبه ادامه يافت.

                        خبرنگار بی بی سی می گويد که به استثنای درگيری های جزيی، آتش بس تا روز سه شنبه بر قرار بوده و دو طرف تعدادی از اعضای گروه رقيب را که در روزهای گذشته به گروگان گرفته بودند آزاد کرده اند هر چند گفته می شود هنوز هم تعدادی از گروگان ها آزاد نشده اند.

                        دولت وحدت ملی

                        در انتخابات پارلمان فلسطينی در اوايل سال گذشته، جنبش اسلامگرای حماس توانست اکثريت کرسی های پارلمان را به دست آورد و با تشکيل کابينه فلسطينی، به انحصار جنبش فتح بر تقريبا تمامی نهادهای اصلی تشکيلات خودگردان خاتمه دهد.

                        گفتگوهای عباس و مشعل در دمشق به نتيجه ای نرسيد

                        پيروزی حماس قطع بخش قابل توجهی از کمک های مالی کشورهای غربی و بحران اقتصادی در سرزمين های فلسطينی را در پی آورد در حاليکه اين کشورها از سرگيری کمک های خود را به اقدام حماس در نفی خشونت، شناسايی موجوديت اسرائيل و احترام به توافق های قبلی فلسطينيان و اسرائيل موکول کرده اند.

                        محمود عباس، رهبر جنبش فتح و رييس تشکيلات خودگردان، به منظور خاتمه دادن به تحريم اقتصادی سرزمين های فلسطينی خواستار تشکيل دولت وحدت ملی با شرکت حماس و فتح شده است اما جنبش حماس شرايط وی را نپذيرفته است.

                        در ماه دسامبر سال گذشته، آقای عباس تهديد کرد که در صورت خودداری حماس از تشکيل دولت ائتلافی، انتخابات زودرس برای گزينش نمايندگان پارلمان فلسطينی و رييس تشکيلات خودگردان را برگزار خواهد کرد.

                        جنبش حماس اظهارات محمود عباس را به تلاش برای کودتا تعبير کرد و از آن زمان، درگيری بين هواداران مسلح حماس و فتح، که از ماه ها قبل به طور پراکنده آغاز شده بود، شدت گرفت.

                        رييس تشکيلات خودگردان فلسطينی، که قبلا مذاکرات بی نتيجه ای را با خالد مشعل در پايتخت سوريه برگزار کرده، گفته است که آمادگی دارد تا به تلاش برای تشکيل دولت ائتلافی "فرصت ديگری" بدهد.

                        سخنگوی جنبش فتح نيز گفته است که اين جناح خواستار توافق برای خاتمه دادن به بحران داخلی و خارجی سرزمين های فلسطينی است اما افزود که مذاکرات قبلی به دليل امتناع حماس از قبول خواست کمک دهندگان غربی با شکست مواجه شده است.

                        گرچه تا کنون ميانجيگری چندين کشور عربی، از جمله مصر، سوريه و قطر، برای خاتمه دادن به جنگ جناحی فلسطينيان نتيجه بخش نبوده، اما با توجه به قدرت مالی و نفوذ سياسی پادشاهی سعودی احتمال موفقيت مذاکرات مکه ممکن است بيشتر باشد.


                        iran

                        Comment

                        • Rasputin
                          Senior Member
                          • Jan 2005
                          • 63906

                          #5157
                          سناتورهای جمهوريخواه در کنگره آمريکا با جلب آراء کافی توانستند جلوی بررسی يک طرح را که با برنامه ها ی دولت اين کشور در عراق مخالفت می کرد بگيرند.
                          تعدادی از سناتورهای هر دو حزب اصلی ايالات متحده در نوشتن متن اين طرح مشارکت داشتند و می خواستند برای مخالفت با اعزام بيست و يک هزار و پانصد سرباز آمريکايی ديگر به عراق آن را در کنگره بررسی کنند.

                          اين طرح حتی در صورت بررسی و تصويب هم برای جورج بوش، رئيس جمهور آمريکا، الزام آور نبود اما می توانست به عنوان گام اول در تقابل رسمی دموکرات های حاکم در کنگره با دولت تلقی شود.

                          سناتور های تنظيم کننده اين طرح از کاخ سفيد خواسته بودند همه راه های ديگر را برای بهبود وضع امنينی عراق امتحان کند؛ اقدامی که جورج بوش، رئيس جمهور آمريکا، می گويد پيش از تصميم به عزام سربازان انجام شده است.

                          بحث در سنا اندک زمانی پس از آن طرح شد که آقای بوش بودجه سال آينده آمريکا را به کنگره اين کشور ارايه کرد. در اين بودجه بيش از دويست ميليارد دلار برای هزينه های نظامی در عراق و افغانستان در نظر گرفته شده است.

                          هری ريد، رهبر اکثريت دموکرات سنای آمريکا، گفته است که بوجه پيشنهادی دولت آقای بوش همراستا با نيازهای مردم عادی آمريکا نيست.

                          در حال حاضر نمايندگان حزب دموکرات کنترل کنگره آمريکا را بر عهده دارند و برخی ناظران می گويند دو سال آخر رياست جمهوری آقای بوش با مشکلات بيشتری در جلب نظر کنگره همراه خواهد بود.

                          متن مصوبه غير الزام آور سنای آمريکا که از سوی جان وارنر، از سناتورهای ارشد حزب جمهوريخواه، پيشنهاد شده بود، پس از يک هفته بحث مورد توافق پيشنهاد کنندگان آن از هر دو حزب جمهوريخواه و دموکرات شد.

                          با اين حال تعداد حاميان جمهوريخواه اين مصوبه به اندازه ای نبود که بر تلاش ديگر نمايندگان جمهوريخواه وفادار به آقای بوش - که خواهان توقف اين طرح بودند - غلبه کند.

                          به گفته خبرنگار بی بی سی، علاوه بر اين جمهوريخواهان، احتمالا برخی نمايندگان دموکرات نيز با اين استدلال که متن مصوبه به اندازه کافی در مخالفت با دولت پيش نمی رود، با آن مخالفت کرده اند.



                          iran

                          Comment

                          • Rasputin
                            Senior Member
                            • Jan 2005
                            • 63906

                            #5158
                            علی لاریجانی، دبیر شورای عالی امنیت ملی ایران گفت که در کنفرانس امنیتی مونیخ آلمان شرکت می کند اما با مقامات آمریکایی در حاشیه این کنفرانس دیدار نخواهد کرد.
                            چهل و سومین دوره کنفرانس امنیتی مونیخ از 9 تا 11 فوریه (20 تا 23 بهمن) برگزار می شود و قرار است آنگلا مرکل، صدراعظم آلمان در مراسم افتتاحیه سخنرانی کند.

                            در این کنفرانس معمولا مقامات عالی رتبه سیاسی و دفاعی کشورهای اروپایی و آمریکا شرکت می کنند و پیش از این گفته می شد که احتمال دارد در حاشیه این کنفرانس دیداری میان آقای لاریجانی و مقامات آمریکایی صورت گیرد اما مذاکره کننده ارشد هسته ای ایران در جریان یک کنفرانس خبری در تهران، دیدار با مقام های آمریکایی را رد کرد اما گفت که با رهبران و نمایندگان سایر کشورها دیدار خواهد کرد.

                            آقای لاریجانی گفت که امیدوار است در حاشیه این کنفرانس بتواند گفتگوها و مذاکرات خوبی داشته باشد. دبیر شورای عالی امنیت ملی ایران با توجه به پرونده هسته ای ایران افزود "مذاکره و گفتگو بی ثمر نیست و ما همیشه تاکید کرده ایم که می خواهیم مساله هسته ای از طریق مذاکره حل شود."

                            شورای امنيت سازمان ملل در آخرين روزهای سال گذشته ميلادی به اتفاق آرا قطعنامه ای را عليه ايران تصويب کرد که کشورهای عضو سازمان ملل را از فروش تجهيزات مرتبط با برنامه هسته ای به ايران منع کرده و سرمايه های افراد و شرکت های مرتبط با اين برنامه ها را در بانک های خارج از ايران مسدود می کند.

                            ايران برای تعليق غنی سازی اورانيوم طبق مهلت تعيين شده در قطعنامه شورای امنيت سازمان ملل متحد فرصت چندانی ندارد اما مقام های ايرانی که اين قطعنامه را بی اعتبار می دانند، بر ادامه برنامه های هسته ای خود تاکيد کرده اند.

                            کشورهای غربی خواستار تعليق غنی سازی اورانيوم در ايران هستند و می گویند که برنامه اتمی ایران ماهیتی نظامی دارد در حالی که جمهوری اسلامی تاکيد دارد که برنامه غنی سازی اورانيوم را به منظور تکميل چرخه سوخت نيروگاه های هسته ای دنبال می کند و اتهام کشورهای غربی در مورد تلاش برای دستيابی به تسليحات اتمی را مردود می داند.

                            کنفرانس امنیتی مونیخ که امسال چهل و سومین دوره خود را می گذراند به داووس امنیتی مشهور است. شرکت کنندگان در این کنفرانس عمدتا به مسایل بین المللی و امنیتی می پردازند و بررسی روابط آمریکا و اروپا در زمینه امنیتی نیز در این کنفرانس مورد توجه قرار می گیرد.

                            به غیر از خانم مرکل، ولادیمیر پوتین رییس جمهوری روسیه، خاویر سولانا مسئول سیاست خارجی اتحادیه اروپا و رابرت گیتس وزیر دفاع آمریکا نیز قرار است در این کنفرانس حضور داشته باشند.

                            رابرت گیتس که پس از شکست جمهوریخواهان در انتخابات میان دوره ای آمریکا جانشین دونالد رامسفلد، وزیر دفاع سابق آمریکا شد قرار است در کنفرانس امنیتی مونیخ اولین سخنرانی عمومی خود را داشته باشد.


                            iran

                            Comment

                            • Rasputin
                              Senior Member
                              • Jan 2005
                              • 63906

                              #5159
                              مقام های عربستان سعودی روز سه شنبه در شهر مکه ميزبان رهبران فتح و حماس خواهند بود تا اين دو گروه رقيب در مورد تشکيل دولت وحدت ملی فلسطينيان گفتگو کنند.
                              پيش بينی مقام های فتح و حماس از نتيجه مذاکرات رهبران خود در شهر مکه، بسيار خوش بينانه است. قدوره فارس از مقام های بلند پايه فتح به روزنامه اسراييلی ها آرتص گفته است که محمود عباس، رئيس دولت خودگردان فلسطينی، و خالد مشعل، رهبر در تبعيد حماس، در اجلاس مکه سند تشکيل دولت وحدت ملی را امضا می کنند.

                              آقای فارس که از افراد مورد اعتماد مروان برغوثی، از رهبران فلسطينی در بند اسراييل به شمار می رود، تاکيد کرده است که بدون هر گونه تعجبی، سند تشکيل دولت وحدت ملی روز سه شنبه و يا يک روز پس از آن امضا خواهد شد.

                              روز يکشنبه خالد مشعل نيز ضمن بيان اين نکته که "مذاکرات در عربستان نبايد شکست بخورد"، گفته بود که "گفتگو با فتح بايد به نتيجه برسد."

                              يکی از عواملی که رهبران حماس و فتح را به لزوم دستيابی به توافق در مکه متقاعد کرده است، درگيری های اخير بين افراد مسلح وابسته به دو جناح در نوار غزه است که تلفات جانی و مالی بسياری بر جا گذاشته است.

                              ظاهرا رهبران دو گروه رقيب فلسطينی پی برده اند که ادامه اختلاف های سياسی آنان، نوار غزه و حتی کرانه باختری رود اردن را اسير هرج و مرج و جنگ داخلی خونباری خواهد کرد.

                              عربستان سعودی؛ آخرين ميانجی؟


                              پيش از اين، تلاش های ميانجی گرانه کشورهايی مانند مصر، اردن و سوريه برای آشتی دادن فتح و حماس به نتيجه نرسيده است و اينک اگر سعودی ها هم موفق نشوند، در بين اعراب ديگر کشوری نمی توان يافت که قادر به ميانجی گری موثر بين فتح و حماس باشد



                              به جز عامل نگرانی از شدت گرفتن دامنه جنگ داخلی، به نظر می رسد نقش ميزبان هم در توافق احتمالی فتح و حماس برای تشکيل دولت وحدت ملی، بی اهميت نيست.

                              عربستان در واقع آخرين کشور عرب صاحب نفوذ در مساله فلسطينيان است که اقدام به ميانجی گری بين فتح و حماس می کند.

                              پيش از اين، تلاش های ميانجی گرانه کشورهايی مانند مصر، اردن و سوريه برای آشتی دادن فتح و حماس به نتيجه نرسيده است و اينک اگر سعودی ها هم موفق نشوند، در بين اعراب ديگر کشوری نمی توان يافت که قادر به ميانجی گری موثر بين فتح و حماس باشد.

                              عربستان سعودی که از متحدان نزديک ايالات متحده آمريکا در خاورميانه قلمداد می شود، معمولا سياست خارجی آرام، کم سر و صدا و محتاطانه ای دارد.

                              از همين رو، اين کشور، اغلب اقدام های ديپلماتيک آشتی جويانه و يا خصمانه خود را در حوزه سياست خارجی، در روندی تدريجی و کمابيش ناپيدا دنبال می کند به گونه ای که تا آخرين لحظات، اين اقدام ها از چشم ناظران مخفی می ماند.

                              عربستان سعودی به رغم روابط گرم و صميمانه اش با آمريکا در دهه های گذشته، در برابر اسراييل اما موضعی محکم و البته بدون جنجال داشته است، به طوری که برخی از محافل اسراييلی اين کشور را مهمترين کشور "خط مقدم جبهه" می دانند، تعبيری که کشورهای راديکال عرب مخالف صلح با اسراييل را شامل می شود.

                              طرح "صلح عربی"



                              در سال ۲۰۰۲ ميلادی در جريان کنفرانس سران عرب در بيروت، عربستان طرحی را ارائه کرد که طبق آن اگر اسراييل به مرزهای شناخته شده پيش از جنگ شش روزه (1967) بازگردد و مساله بازگشت آوارگان فلسطينی به زادگاه خود را به نحوی حل کند، تمام کشورهای عرب، موجوديت اسراييل را به رسميت خواهند شناخت



                              در سال های اخير اما دولت عربستان سياست بی هياهويی را برای حل نهايی بحران خاورميانه در پيش گرفته است.

                              در سال ۲۰۰۲ ميلادی در جريان کنفرانس سران عرب در بيروت، عربستان طرحی را ارائه کرد که طبق آن اگر اسراييل به مرزهای شناخته شده پيش از جنگ شش روزه (1967) بازگردد و مساله بازگشت آوارگان فلسطينی به زادگاه خود را به نحوی حل کند، تمام کشورهای عرب، موجوديت اسراييل را به رسميت خواهند شناخت و با آن کشور روابط ديپلماتيک برقرار خواهند کرد.

                              طرح عربستان از تصويب سران عرب در اجلاس بيروت گذشت و به عنوان "طرح صلح عربی" معروف شد، اما دولت وقت اسراييل به رهبری آريل شارون از پذيرش آن خودداری کرد.

                              به نظر می رسد در طول پنج سال گذشته، سعودی ها به صورت آرام برای قبولاندن طرح خود به طرف های درگير در بحران خاورميانه تلاش کرده اند.

                              هر چند که هنوز طرح عربستان مورد قبول همه طرف های درگير در بحران خاورميانه قرار نگرفته است، اما در ماههای اخير تعدادی از وزيران برجسته کابينه اهود اولمرت، نخست وزير اسراييل، از طرح عربستان به عنوان پايه ای برای حل بحران فلسطين حمايت کرده و خواستار آغاز گفتگو با آن کشور به منظور بررسی جزئيات طرح شده اند.

                              تاثير اسرائيل و حماس

                              قاعدتا دولت اسراييل حاضر به پذيرش نهايی طرح عربستان در قالب کنونی آن نيست، اما در صورت اعلام آمادگی عربستان برای گفتگو بر سر طرح خود و تغيير پاره ای از جزئيات آن، وضع تغيير خواهد کرد.


                              اجلاس مکه هم در صورتی موفقيت آميز خواهد بود که حماس به نحوی با طرح صلح عربستان موافقت کند، چرا که در غير اين صورت، امکان توافق با فتح و فراهم کردن زمينه لغو تحريم اقتصادی دولت فلسطينی و از سرگيری مذاکرات صلح با اسراييل نيز فراهم نخواهد شد



                              به جز طرف اسراييلی، اما در سمت فلسطينی ها هم طرح عربستان مخالفانی دارد که مهمترين آنها حماس است.

                              حماس تا کنون هر چند که به زبان های مختلف، به وجود واقعيتی به نام اسراييل اذعان کرده اما از پذيرش هر طرحی که در بردارنده شناسايی رسمی آن کشور باشد، سر باز زده است.

                              اينک اجلاس مکه فرصت مناسبی را در اختيار سعودی ها قرار داده است تا طرح خود را به نحوی به رهبران حماس بقبولانند. قاعدتا اجلاس مکه هم در صورتی موفقيت آميز خواهد بود که خالد مشعل به گونه ای با طرح صلح عربستان موافقت کند، چرا که در غير اين صورت، امکان دستيابی به توافق با فتح و فراهم کردن زمينه لغو تحريم اقتصادی دولت فلسطينی و از سرگيری مذاکرات صلح با اسراييل نيز فراهم نخواهد شد.

                              آيا حماس به واقع آماده است که تشکيل دولت وحدت ملی فلسطينيان را مبنای طرح صلح عربستان بپذيرد؟ اگر بپذيرد، نه فقط موفقيتی برای ديپلماسی سعودی ها خواهد بود بلکه روند تحولات خاور ميانه را به کلی دگرگون خواهد کرد.


                              iran

                              Comment

                              • abadani69
                                Senior Member
                                • Aug 2005
                                • 21339

                                #5160
                                با ربودن يک ديپلمات ايراني دربغداد، رابطه دو کشور وارد مرحله تازه اي شد. اينک بعد از دستگيري چند ايراني توسط نيروهاي آمريکايي در حمله به کنسولگري ايران در اربيل، آدم ربايي نيز به سياهه خطراتي که ديپلمات ها و مامورين ايراني درپايتخت نزديک ترين دولت همسايه را تهديد مي کند، اضافه شده است. به گفته مقامات عراقي بيش از بيست تن دراين آدم ربايي دست داشته اند.

                                سخنگوي وزارت خارجه ايران آمريکايي ها را مسئول اين آدم ربايي دانسته است: "بر اساس اطلاعات موثق عواملي كه دست به اين اقدام كاملا تروريستي زده*اند و تعدادي از آنها نيز دستگير شده*اند زير نظر نيروهاي آمريكايي در عراق فعاليت مي*نمايند و سوابق اقدامات آنها وجود دارد. جمهوري اسلامي ايران نيروهاي آمريكايي در عراق را مسوول حفظ جان و سلامتي ديپلمات ايراني مي*داند و رفتار آنها را در اين خصوص به شدت محكوم كرده و خواستار آزادي سريع ديپلمات ايراني مي*باشد."

                                کاظمي قمي سفير ايران درعراق هم به تايمز آنلاين گفته است به نظر مي رسد آدم ربايي ياد شده به دنبال دستور جورج بوش براي برخورد با ايرانيان به منظور تشديد تنش ها ميان دوکشور انجام شده باشد.

                                با وجود اطلاع رساني مقامات ايراني، روايت هاي مختلف ازماجرا همچنان ادامه دارد. يکي ازمقامات نظامي آمريکا گفته است که نيروهاي خارجي دراين عمليات دست داشته اند. در عين حال به گفته مقامات پليس عراق معلوم نيست ربايندگان، پليس قانوني عراق بوده يا تنها يونيفورهاي عراقي به تن داشته اند.

                                تنها يک روز پس از اين آدم ربايي، هوشيارزيباري وزير امورخارجه عراق با سفير ايران ملاقات و درخصوص لزوم حفاظت بيشتر از ديپلمات هاي ايراني با وي گفت وگو کرد.

                                نکته جالب توجه اين است که مقامات وزارت خارجه جمهوري اسلامي اين بار برخلاف دفعات قبل، هويت فرد دستگيرشده را اعلام کرده اند. سيدمحمد علي حسيني بلافاصله بعد ازاين آدم ربايي به ايسنا گفت: "روز يكشنبه شرفي، دبير دوم سفارت جمهوري اسلامي ايران در بغداد توسط مجموعه*اي از عوامل مرتبط به وزارت دفاع كه زير نظر نيروهاي آمريكايي در عراق اداره مي*شوند در خيابان عرصات هنديه در مقابل شعبه بانك ملي جمهوري اسلامي ايران در يك اقدام تروريستي ربوده و به مكان نامعلومي منتقل شد."

                                سخنگوي وزارت خارجه ضمن محکوم کردن اين حادثه، افزود که ايران: "از دولت عراق مي*خواهد هرچه سريعتر در مورد آزادي ديپلمات مزبور و مجازات شديد عوامل اين اقدام كه منافع مشترك دو كشور جمهوري اسلامي ايران و جمهوري عراق را هدف قرار داده مبادرت ورزند."

                                ايران همچنين سفيرسوييس درتهران را به عنوان کشور حافظ منافع آمريکا در ايران به وزارت خارجه احضار واعتراض شديد خود را نسبت به اين اقدام اعلام کرد.

                                در واکنش به اين رويداد، اسدالله بادامچيان، عضو حزب موتلفه* اسلامي گفته است: " اين اقدام تروريستي مربوط به آمريكا است. حتي اگر خود آمريكايي*ها نيز اين عمل را انجام نداده باشند، با توجه به قوانين اشغال نظامي كشورها مسووليت آن به آمريكايي*ها بر مي*گردد." او ازمردم خواسته است که جواب آمريکا را در راهپيمايي 22 بهمن امسال بدهند: "*آمريكايي*ها از ارتباط دوستانه* ايران و عراق ناراضي و نگرانند لذا تلاش مي*كنند به هر اقدامي دست بزنند تا اين روابط تيره شود."

                                اما عکس العمل اصلي از جانب گردانندگان روزنامه کيهان نشان داده شد که تيتر اصلي خود را به "گزارش اختصاصي كيهان از پشت صحنه گروگان گيري دبير دوم سفارت ايران در عراق" اختصاص داد. اين نشريه در "گزارش اختصاصي" خود از عراق نوشت: "روز يكشنبه گذشته «جلال شرفي» ديپلمات ايراني كه براي افتتاح يك بانك ايراني به خيابان «عرصات هنديه» بغداد رفته بود، توسط حداقل 30 نفر از نيروهايي كه يونيفورم وزارت دفاع عراق پوشيده بودند و سه خودرو بليزر در اختيار داشتند، ربوده و به نقطه نامعلومي برده شد. گزارش هاي تكميلي حكايت از آن دارد كه نيروهاي مهاجم اگرچه سعي مي كردند رسمي و مربوط به دولت تلقي شوند، ولي هيچ ارتباطي با وزارت فعلي دفاع عراق نداشته اند. يك مقام امنيتي عراق كه خواست نامش فاش نشود، به مسئولان ايراني گفت بعضي از مهاجمين جزو نيروهاي سابق وزارت دفاع عراق بوده اند كه در طول 3-4 سال گذشته رابطه خود را با اين وزارتخانه قطع و به گروه هاي تروريستي حزب منحله بعث عراق پيوسته بودند. يك گزارش ديگر از يك منبع موثق حاكي است در جريان ربودن دبير دوم سفارت ايران در بغداد يك سازمان تروريستي ديگر اطلاعات لازم را در مورد زمان رفت و آمد دبير دوم سفارت ايران و هويت فيزيكي وي را در اختيار نيروهاي بعثي عمل كننده قرار داده و نيروهاي آمريكايي از آنان پشتيباني و در فرار ربايندگان و اختفاي «علي شرفي» به مهاجمين كمك كرده اند. به گفته اين منبع مثلث آمريكا، بعث و القاعده اقدامات خودرا عليه نيروهاي ايراني هماهنگ كرده اند".

                                کيهان در ادامه با تاکيد بر "اقدام مشترك آمريكايي ها، بعثي ها و القاعده" مي نويسد: "ربودن يك ديپلمات برجسته ايراني در بغداد پس از آن صورت گرفته است كه طي روزهاي گذشته چند مقام ارشد عراقي از جمله عبدالمهدي معاون رئيس جمهور، حكيم رئيس بزرگترين فراكسيون در مجلس عراق و چند مقام امنيتي اين كشور بر اخراج منافقين از عراق تاكيد كرده اند. ربوده شدن ديپلمات ايراني در خيابان هنديه بغداد كه منطقه نفوذ اين گروهك خوانده مي شود، بيانگر نقش حقيرانه آنان در اين عمليات است".

                                کيهان در ادامه گزارش اختصاصي خود با اشاره به تاريحچه اين برخوردها، مي آورد: "گفتني است اقدام عليه ديپلمات هاي ايراني در عراق سابقه دارد. در فروردين 83، «حاج خليل نعيمي» نفر دوم سفارت ايران در بغداد در يك عمليات تروريستي در بغداد به شهادت رسيد. فريدون جهاني كنسول ايران در كربلا نيز چندي بعد در كربلا به گروگان گرفته شد و پس از مدتي به شهادت رسيد. دو ماه پيش آمريكايي ها دو ميهمان ايراني جلال طالباني رئيس جمهور عراق را در منزلي متعلق به يك مسئول ارشد عراقي ربودند ولي هشت روز بعد ناچار به آزادي آنان شدند. با اين حال يك هفته پس از آزادي دو ديپلمات ياد شده، آمريكايي ها با حمله شبانه به سركنسولگري ايران در اربيل و وارد كردن خسارت به ساختمان و اموال كنسولگري ايران، پنج نفر از ديپلمات هاي رده پايين اين كنسولگري را ربوده و با خود بردند كه اينك نزديك به چهار هفته از اين عمليات غيرقانوني آمريكا مي گذرد".

                                کيهان البته از اين "پنج نفر ديپلمات هاي رده پايين" اسم نمي برد؛ اما واقعيت اين است که در آن سو نيز کسي از سرنوشت اين افراد خبري نداده است. تنها زلماي خليل زاد سفير آمريکا درعراق، پيش ازاين ادعا کرد که ايالات متحده مدارکي دردست دارد که دستگير شدگان درنا آرامي هاي عراق دست داشته اند واز افراد سپاه قدس به شمار مي روند. پس از آن مقام هاي ايراني از آمريکا خواستند که مدارک خود رادراين زمينه ارائه کنند. اما تاکنون مقامات آمريکايي ازانجام چنين کاري سرباززده اند وآن را منوط به تکميل پرونده دانستند.

                                به هر روي کيهان اين آدم ربايي را با تزديک شدن به پايان مهلت دو ماهه شوراي امنيت مرتبط دانسته و نوشته است: "آمريكا كه نتوانسته است جامعه بين المللي را براي شروع فشارهاي موثر متقاعد نمايد، ناچار است بار فشار بر ايران را يك جانبه بر دوش بكشد از اين رو اقدام به ربودن ديپلمات ها مي كند تا مردم ايران گمان كنند با عدم پذيرش تعليق هسته اي چند قدم به درگيري نظامي با آمريكا نزديك شده اند".

                                و البته با اين تهديد که: "اما زمان زيادي سپري نخواهد شد تا آمريكايي ها دريابند در مواجهه امنيتي با ديپلمات ها، تنها طرفي نيستند كه امكاناتي دارند".

                                گفته مي شود چهار نفر ازآدم رباياني که در اين عمليات شرکت داشته اند دستگيرشده و بازجويي ازآنان آغازشده است. کريستوفر گارور، سخنگوي نيروهاي نظامي آمريکا درعراق هم درخصوص اين رويداد گفته است که "اين مساله دولت عراق است".

                                Comment

                                Working...