Important Political News

Collapse
This is a sticky topic.
X
X
 
  • Time
  • Show
Clear All
new posts
  • Rasputin
    Senior Member
    • Jan 2005
    • 63906

    #5251
    اعضای مجلس نمايندگان آمريکا بر ضد تصميم جورج بوش، رييس جمهوری اين کشور برای اعزام نيروی بيشتر به عراق رای داده اند.
    در قطعنامه غيرالزام آوری که اعضای اين مجلس تصويب کردند، آمده است استراتژی تازه جورج بوش برای عراق دارای ايراد جدی است و باعث بروز خشونت بيشتر در منطقه خاورميانه شده است.

    اين طرح با 246 رای موافق در مقابل 182 رای مخالف تصويب شد و هفده تن از اعضای حزب جمهوريخواه جورج بوش نيز از آن حمايت کردند.

    نانسی پلوسی، رييس مجلس نمايندگان آمريکا گفت اين رای به معنای آن است که آقای بوش از اين پس چک سفيد در اختيار ندارد.

    کاخ سفيد گفته است آقای بوش آنچنان مشغول بوده و کار داشته که نتوانسته جريان رای گيری را از تلويزيون ببيند.

    اکنون اين بحث به مجلس سنا می رود و سنا امروز، شنبه هفدهم فوريه، درباره آن تصميم گيری خواهد کرد. تشکيل جلسه سنای آمريکا در روزهای شنبه، اقدامی غيرمعمول است.

    در قطعنامه مجلس نمايندگان آمده، اين نهاد قانونگذار" به حمايت و محافظت از نظاميان آمريکايی در عراق ادامه می دهد، اما از اعزام ۲۱ هزار و پانصد سرباز جدید به عراق حمايت نمی کند."

    مجلس نمايندگان در کنترل حزب دموکرات يعنی حزب رقيب جورج بوش است.

    اما اکثر جمهوريخواهان از اين سند انتقاد کرده و آن را موجب تضعيف روحيه ارتش دانسته اند.

    دولت جورج بوش ملزم به اجرای قطعنامه مجلس نمايندگان نيست ولی به عقيده بيشتر کارشناسان اين قطعنامه فشار را بر رئيس جمهور آمريکا افزايش خواهد داد.

    دموکرات ها در مجلس نمايندگان اتخاذ اين قطعنامه را گامی نخست برای تغيير سياست جنگ عراق که تا کنون جان حدود ۳۱۰۰ نظامی آمريکايی را گرفته، دانسته اند.

    پيشتر، تلاش دموکرات ها در سنا برای انتقاد رسمی از سياست جنگ عراق جورج بوش با مقاومت سناتورهای جمهوريخواه روبرو شده و بی نتيجه مانده بود.


    iran

    Comment

    • Rasputin
      Senior Member
      • Jan 2005
      • 63906

      #5252
      کاندوليزا رايس، وزير امور خارجه آمريکا وارد بغداد شده است.
      ديدار غيرمنتظره خانم رايس از عراق در زمانی صورت می گيرد که نيروهای آمريکايی و عراقی در حال انجام يک عمليات گسترده امنيتی در اين کشور هستند.

      تنها چند ساعت پيش از ورود وزير امور خارجه آمريکا به بغداد، يک انفجار قوی در بازاری در شهر کرکوک در شمال عراق رخ داده بود.

      در اثر اين انفجار دست کم ده نفر کشته و تعداد زيادی مجروح شده اند.

      اين بازار در يک منطقه عمدتا کردنشين شهر واقع شده و تعداد زيادی از مغازه های آن در اثر انفجار تخريب شدند.

      با وجود اجرای طرح امنيتی جديد، خشونت ها در عراق طی اين هفته همچنان ادامه داشت. روز سه شنبه، انفجار بمب در يک وانت در غرب بغداد موجب کشته شدن ۱۶ نفر و زخمی شدن ۴۵ نفر ديگر شد.

      روز دوشنبه نيز وقوع يک رشته انفجار در چند بازار در مرکز بغداد موجب کشته شدن دست کم ۷۶ نفر و زخمی شدن ۱۶۴ نفر شد.

      جورج بوش، رئيس جمهور آمريکا ماه گذشته اعلام کرد که بيش از ۲۰ هزار نيروی تازه نفس آمريکايی به ده ها هزار پرسنل عراقی خواهند پيوست تا شورشيان را از بغداد و ساير مناطقی که صحنه خشونت های فرقه ای است بيرون کنند.

      وزير امور خارجه آمريکا قرار است بعد از عراق به اسرائيل سفر و درباره فرايند صلح خاورميانه مذاکره کند.

      وی به طور جداگانه با محمود عباس، رييس تشکيلات خودگردان فلسطينی و اهود اولمرت، نخست وزير اسرائيل گفتگو خواهد کرد.


      iran

      Comment

      • Rasputin
        Senior Member
        • Jan 2005
        • 63906

        #5253
        وقوع انفجار در يک مجتمع دادگاهی در شهر کويته پاکستان به کشته شدن دست کم ده نفر منجر شده است.
        يک قاضی از جمله کشته شدگان اين انفجار است.

        به گفته مقامات، بيشتر قربانيان انفجار کويته وکيل دعاوی بوده اند.

        شبکه های تلويزيونی محلی گزارش کرده اند که تعداد کشته شدگان ممکن است تا 13 نفر باشد.

        هنوز هيچ گروهی مسئوليت اين بمب گذاری را به عهده نگرفته است.

        شهر کويته در جنوب غرب پاکستان واقع شده و مرکز ايالت بلوچستان اين کشور است.

        پيکارجويان ملی گرای ايالت بلوچستان از سالها قبل برای کسب خودمختاری بيشتر، مبارزه کرده اند.


        iran

        Comment

        • Rasputin
          Senior Member
          • Jan 2005
          • 63906

          #5254
          دادگاهی در ترکيه برای ۷ تن متهم به شرکت در بمب گذاری های سال ۲۰۰۳ در شهر استانبول که به مرگ ۵۸ نفر از جمله کنسول بريتانيا منجر شد حبس ابد در نظر گرفت.
          دادگاه يک سوری بنام "لوی السقا" را طراح بمب گذاری در کنسولگری بريتانيا، دو کنيسه يهوديان و يک شعبه بانک "اچ اس بی سی" (HSBC) اعلام کرده است.

          السقا هرگونه دخالت در انفجاری های استانبول را رد کرده است.

          شش متهم ديگر شهروند ترکيه اند. آنها به جرم شرکت در آن بمب گذاری ها مجرم شناخته شده و به حبس ابد محکوم شده اند.

          مارگارت بکت، وزير امور خارجه بريتانيا، با "انزجار آميز" خواندن آن حادثه مرگبار از حکم دادگاه استقبال کرده است.

          قاضی دادگاه می گويد متهمين با تشکيل گروهی بنام "رزمندگان اسلام" و به "دستور مستقيم" اسامه بن لادن، رهبر شبکه القاعده، به آن بمب گذاری ها مبادرت کردند.

          او همچنين در حکم خود السقا و ۵ تن از متهمين اصلی اين پرونده را از کاهش دوران حبس و عفو در آينده محروم کرده است.

          دادگاه در مجموع پس از رسيدگی به اتهامات ۷۴ تن، ۲۶ نفر را تبرئه و ۴۱ متهم را به مجازات های سبک تری محکوم کرد.

          گزارش شده که در زمان قرائت حکم دادگاه برخی از متهمين فرياد "الله اکبر" سرداده اند.

          در جريان محاکمه بيشتر متهمين اعتراف کردند در افغانستان آموزش نظامی ديده اند.

          اما تنها يکی از آنها به نام هارون الهام به عضويت در شبکه القاعده و شرکت در بمبگذاری سال ۲۰۰۳ استانبول اقرار کرده است.


          iran

          Comment

          • abadani69
            Senior Member
            • Aug 2005
            • 21339

            #5255
            دولت ايران خواهان چنين شرايطي است چون دوام و بقايش را در شرايط بحراني و جنگي و وجود دشمن مي بيند.

            اکبر گنجي در ادامه سخنراني هاي خود در کانادا در جمع ايرانيان و دانشگاهيان تورنتو با تاکيد بر اينکه امروز "هر ايراني آزاده اي احساس خطر مي کند" اظهار داشت: "در واقع مردم ايران و نيروهاي خواهان دمکراسي در ايران ميان دو عامل، يعني دولت ايران و دولت آمريکا گرفتار شده اند. اينها با سياستهايي که اتخاذ کرده اند مي توانند مردم ايران را به نابودي بکشانند".

            گنجي در ادامه اين سخنراني گفت: "ممکن است شرايط به گونه اي پيش برود که کشور ما را با شرايط بسيار دشواري روبرو کند و سير حوادث به رويارويي نظامي بکشد".

            وي افزود: "صحبت هاي من در اينجا تکرار برخي نگرانيها در مورد وضعيت کشورمان است. وضعيتي که الان گرفتار آن هستيم حداقل سه عامل دارد و از سه موضع مي شود به آن نگاه کرد. يکي از منظر دولت ايالت متحده آمريکا و به دنبال آن جهان غرب، بخش ديگر دولت جمهوري اسلامي ايران و موضع سومي که مي شود درنظر گرفت مردم ايران و نيروهاي خواهان دمکراسي هستند. "

            گنجي ادامه داد: "نکته اولي که ما بايد به آن توجه کنيم اين است که هدف سياست چيست؟ يک موضع پدرسالارانه اي وجود دارد که همانطور که در سطح خانواده وجود دارد در سطح دولت هم وجود دارد. اين موضع اين است که يک پدر وظيفه دارد فرزندان اش را به سوي سعادت سوق بدهد. طبعا پدر از سعادت يک ذهنيتي در ذهنش دارد و چون هميشه فرزندان خود را کودک فرض مي کند، خود راموظف مي داند مطابق مدلي که در ذهن دارد،آنها را از سر خيرخواهي به آن موضع هدايت بکند. اين موضع پدرسالارانه به سطح دولت هم نفوذ کرده و براي دولت مسئوليت اخلاقي قائل شده اند؛ دولتي هم که مسئوليت اخلاقي دارد، حيطه نفوذ و اختياراتش بسيار زياد است. "

            گنجي اين وضعيت را به ايران تسري داد و چنين نتيحه گرفت: "دولت جمهوري اسلامي ايران هم مطابق ايدئولوژيي که دارد، براي خودش چنين مسئوليتي را قائل است. "

            از ديد گنجي: "دولت آمريکا هم همينطور است. آنها هم يک تصويري از آزادي، حقوق بشر و چيزهاي ديگر دارند و مي خواهند منطقه را را به آن سو سوق بدهند. "

            به گفته گنجي: "اصل کار اين است که اينها مي گويند ما مدلي داريم و مي خواهيم جامعه و منطقه را به اين طريق سوق بديم به جايي که تشخيص مي دهيم درست است. اين مدل بر اساس مکتب فايده گرائي است. اين مکتب فرض مي کند يک فوائدي وجود دارد و وظيفه ما اين است که فايده و خير و سعادت جمعي را افزايش بدهيم. اين تلقي فايده گرايانه از سياست است. در مقابل اين تلقي ديگري وجود دارد که فايده گرائي منفي است که بر اساس آن ما مسئوليت رساندن ديگران به سعادت را نداريم. دولت چنين مسئوليتي را ندارد. دولتي که براي خودش مسئوليت اخلاقي قائل شود يک کشور ديکتاتوري و جامعه توتاليتر درست مي کند. چون بحث سر اين نيست که مردم چگونه فکر ميکنند، بلکه بر سر اين است که من يک تصويري از سعادت و آرمان و ايده آل دارم که ديگران را به زور و تحميل و ارعاب به آن سو سوق مي دهم که اين پدرسالاري و دولت ديکتاتور درست مي کند. اما تلقي درست از سياست چيز ديگري است. تنها وظيفه ما به عنوان دولت، گروههاي اجتماعي و روشنفکر اين است که از درد و رنج انسان ها بکاهيم و اين درد و رنج در درجه اول مشخص است که چيست. مردم در فقر، بيکاري، بيماري هاي جسمي گرفتار هستند و تمام سياست هاي ما بايد بر اين اساس باشد که اين چيزها را کاهش بدهيم تا افراد بتوانند سطحي از زندگي و الگويي از زندگي ايده آلي را که خودشان درست مي دانند انتخاب و آزادانه دنبال کنند. ما وظيفه نداريم کسي را به به سوي يک فره آرماني سوق بدهيم که اين مي شود توتاليتاريسم. ".

            اکبر گنجي اضافه کرد: "نکته بعدي اين است که ما وقتي راجع به انسانها صحبت ميکنيم منظورمان يک انسان انتزاعي و خيالي نيست. تصويري که در ليبراليسم از انسان هست چنين تصويري است. ليبرال ها يک انساني را فرض مي گيرند و راجع به حقوق او صحبت ميکنند؛انساني که اصلا وجود خارجي ندارد. انساني که ما با آن مواجه هستيم همين انسانهايي هستند که پوست و گوشت و خون دارند و روي زمين راه مي روند، ايراني هستند، آمريکائي هستند، من شيعه هستم شما مسيحي هستيد و.. صحبت از همين انسان هاست".

            وي بحث خود را چنين ادامه داد: "آن تلقي که کانت بنيانگزارش بود و تا به امروز به عنوان انديشه مدرن ادامه دارد، اين است که همين انساني که روي زمين راه مي رود، غايت في نفسه است. اگر چيزي مقدس است همين است و اين نبايد ابزار و وسيله و خادم يک مفاهيم انتزاعي و سياست هايي که دولت ها وضع ميکنند بشود. هرگونه سياستي که ما اتخاذ مي کنيم بايد معطوف به همين انسانها باشد که غايت هستند و نبايد آنها را وسيله رسيدن به سياست هاي خاصي قرار دهيم".

            Comment

            • abadani69
              Senior Member
              • Aug 2005
              • 21339

              #5256
              گنجي آنگاه تاکيد کرد: "آمريکا 4 مسئله با ايران دارد که اولي مسئله هسته اي است، دوم صلح اعراب و اسرائيل، سوم تروريسم و چهارم مسئله حقوق بشر. البته مسئله حقوق بشر به حاشيه رفته و دنياي غرب در برخوردي که با ايران دارد ديگر سخني از حقوق بشر نمي گويد. اصلا اين مسئله حقوق بشر و دمکراسي در گذشته هم که مطرح بوده براي اينها بيشتر هميشه هزينه منافع تجاري اينها بوده. اگر به روابط اروپا با ايران نگاه کنيد مي بينيد اروپا در درجه اول همه چيز را فداي روابط تجاري و منافع اقتصادي خود ميکند. امروز که مسئله هسته اي اضافه شده، ديگر موضوع حقوق بشر به طور کلي فراموش شده و کسي به نقض حقوق بشر در ايران توجهي نمي کند. حال در سه مسئله اي که هست، آمريکا مي گويد ايران به دنبال بمب اتمي است و مخفي کاري مي کند و اگر ايران بمب اتمي بسازد کل منافع جهان غرب به خطر مي افتد و غرب به هر صورتي که شده بايد مانع دستيابي ايران به سلاح هسته اي شود. در مورد تروريسم مي گويند ايران حامي تروريسم است و از گروههاي تروريستي پشتيباني مي کند و به آنها آموزش مي دهد، سلاح مي دهد و گروههاي تروريستي درست ميکند. در مورد مسئله صلح اعراب و اسرائيل هم بحث شان اين است که ايران مانع صلح مي شود. از مسئله آخر اگر نگاه کنيم مي بينيم هيچ طرح صلحي وجود ندارد. دولت بيل کلينتون طرح صلحي داشت و دقيقا مشخص کرده بود که بر اساس آن طرح صلح چطور بايد بين اعراب و اسرائيل صلح شود. منتها طرحي را که کلينتون داشت نه فلسطيني ها پذيرفتند و نه اسرائيلي ها. اما امروز دولت بوش هيچ طرح صلحي ندارد و در واقع اين مسئله اصلا چنان موضوعيتي براي بوش ندارد و آن را دنبال هم نمي کند. بنابراين وقتي گفته مي شود دولت ايران و هر جاي ديگري مانع صلح است بايد پرسيد اين صلح چيست که دولت ايران مانع آن است. وقتي بحث صلح مي شود يکي از حرف هايي که آمريکائي ها مطرح ميکنند اين است که دولت ايران بايد اسرائيل را به رسميت بشناسد. اما اين دولت اسرائيل چي است؟ وقتي ما از دولت سخن مي گوئيم يعني يک مرزهاي جغرافيايي مشخص دارد و در چارچوب آن مرزها حاکميت بلامنازع دارد. خوب اين دولت اسرائيل که آمريکا ميگويد شما به عنوان دولت ايران و فلسطين آن را به رسميت بشناسيد، مرزهايش کجاست؟ اين مرزهاي 1948 است؟ يا 1968 و يا 1973؟ يا دولت کنوني اسرائيل؟ يا آن ديوار هاي بتوني که آريل شارون بين فلسطين و اسرائيل کشيده ؟ بنابراين ميزان زيادي از نقدي که در اين زمينه مطرح مي شودبه خود دولت ايالات متحده وارد است چون طرح صلحي ندارد و تا مشکلات اين منطقه حل نشود، بنيادگرايي در آن رشد خواهد کرد چرا که بهترين بهانه براي بنياد گراها همين مسئله اعراب و اسرائيل است".

              به گفته گنجي " بهترين راه حل اين مسئله برقراري يک صلح و تشکيل يک دولت مستقل است" تا: "تمام فلسطيني ها بتوانند به کشور مستقل خودشان بازگردند. اساسا مسئله نابودي اسرائيل وجود ندارد، بحث بر سر نابودي فلسطينيان است که از سرزمين خودرانده و آواره شده اند. اما صورت مسئله به گونه ديگري مطرح مي شود.

              نکته بعدي تروريسم است. اين منطقه مشکلاتي دارد که به اين موضوع دامن مي زند و تا مشکلات ريشه اي حل نشود تروريسم همچنان گسترش پيدا خواهد کرد. به طور طبيعي وقتي دولت آمريکا و اسرائيل و هر دولت ديگري در اين منطقه منافع دارد، دولت جمهوري اسلامي ايران هم در اين منطقه منافع دارد. شما اگر از يک موضع سياسي واقع گرا به اين مسئله نگاه کنيد ـ فعلا از موضع شخصي مان به دولت ايران نگاه نکنيم که ما آن را خودکامه و نامشروع مي دانيم - هر دولتي که در ايران سر کار باشد در اين منطقه منافع دارد و نمي توانيد به حکم و فرمان و ايدئولوژي به اين دولت بگوئيد منافع ات را پيگيري نکن. اين دولت به طور طبيعي منافع خود را تعقيب خواهد کرد. نمي شود گفته کشوري که کيلومترها با منطقه خاورميانه فاصله دارد منافع دارد اما اين دولت ندارد. طبيعتا کشورهاي هم مرز ما هم در منطقه منافع دارند و اگر مسائل و مشکلات ريشه اي منطقه حل نشود اين مشکل ادامه خواهد داشت".

              گنجي سپس به مسئله هسته اي پرداخت و گفت: "که اگر فرض کنيم آمريکا و اسرائيل درست مي گويند که ايران به دنبال سلاح هسته اي است، خوب الان وضعيت اين منطقه خاورميانه به چه شکلي است؟ ما در منطقه اي هستيم که طبق گزارش آژانس بين المللي انرژي اتمي دولت پاکستان 60 بمب اتمي دارد، دولت هند 50 بمب اتمي دارد و دولت اسرائيل بين 100 تا 200 بمب اتمي دارد. بنابراين با اين وجود هر دولتي در ايران باشد به طور طبيعي به دنبال بمب اتمي خواهد بود. نمي شود همسايگان من داشته باشند من نداشته باشم. اين سياستي دوگانه است. اگر دولت ايران حق ندارد بمب اتمي داشته باشد پس هيچ دولت ديگري هم چنين حقي ندارد. اگر حقي وجود دارد براي همه است و اين مي تواند سياست اخلاقي باشد. بمب اتمي و سلاح هاي شيميايي محيط زيست ما را نابود مي کنند. مطابق گزارش سازمان ملل متحد اين دنيايي که ما در آن زندگي مي کنيم 50 سال ديگر قابل دوام نيست چون بشر به شدت دارد محيط زيست را نابود مي کند. خود دولت هاي آمريکا، چين، روسيه هنوز هم به پيمان کيوتو نپيوسته اند. اين سلاح هاي شيميايي در درجه اول طبيعت و در درجه دوم انسانها را نابود مي کند؛ لذا هر گونه سياستي در خاورميانه بايد با اين نگاه اخلاقي همراه باشد که به جاي اتميزه کردن منطقه به غير اتمي کردن منطقه معطوف شود. تنها راه نجات منطقه همين مسئله است و ما انتخاب ديگري نداريم. يا بايد جنگ و درگيري باشد که تا ابد ادامه خواهد داشت يا اينکه اگر مي خواهيم در منطقه يک زندگي صلح آميز داشته باشيم هيچ امکان ديگري وجود ندارد غير از اينکه اين منطقه را غير اتمي بکنيم. حالا دولت آمريکا مي خواهد مسائل اين منطقه را حل بکند در حاليکه دولت هاي قبلي منطقه استبدادي بودند و دو سال قبل آقاي بلر و بوش خودشان گفتند ما بوديم که تمام دولت هاي منطقه را سر کار آورديم و اين سياست اشتباه بوده ـ که اين حرف اينها درست است ـ ميخواهند با روش هاي ميليتاريستي براي منطقه دمکراسي بياورند و اين نشدني است. اين محل نزاع است. هيچ کشوري با روش هاي نظامي به دمکراسي نرسيده و اينهايي که چنين ايده هايي را دنبال مي کنند معلوم است که از حداقل هاي جامعه شناختي اطلاع ندارند. در جامعه اي که به دمکراسي نياز دارد بايد حداقلي از تساهل و مدارا و تحمل وجود داشته باشد. يعني دمکراسي از پائين ساخته مي شود و به بالا مي رسد. اگر ما در نهاد خانواده، دانشگاه، مدرسه و خيابان و همه جامعه نتوانيم همديگر را تحمل بکنيم ديگر در بالا هم نمي توانيم يک حکومت دمکراتيک بسازيم. حالا اگر در يک جامعه اي چنين فرهنگي وجود نداشته باشد نمي شود با حمله نظامي دمکراسي ايجاد کرد. مثلا در افغانستان و عراق چنين چيزي وجود نداشت و براي همين الان روزانه 100 نفر در عراق کشته مي شوند و اگر آمريکا نيروهايش را از عراق بيرون بکشد ممکن است روزي هزار نفر کشته شوند و حتي عراق به تجزيه کشيده شود. خود ما ايراني ها در 28 سال گذشته چقدر به هم تهمت زديم و حاضر نبوديم کنار هم بنشينيم و حرف همديگر را گوش کنيم و به روي هم اسلحه کشيديم. "

              گنجي آنگاه با تاکيد بر اينکه "ما بايد صداي همديگر را گوش و با هم گفتگو کنيم" اضافه کرد: "وجود طبقه متوسط يکي از پيش شرط هاي دمکراسي است. اگر در جامعه اي طبقه متوسط وجود نداشته باشد هيچ دولتي نمي تواند با حمله نظامي به کشور ديگري، طبقه متوسط درست کند. حمله آمريکا به عراق و افغانستان نشان داد که طبقه متوسطي ساخته نشد و همان طبقه متوسطي هم که در عراق بود از بين رفت. يکي ديگر از پيش شرط هاي دمکراسي وجود اقتصاد بازار است. دولت هاي نفتي خاورميانه، دولت هاي نفتي فاسد هستند. الان با وجود اينکه حدود 17 سال از آزاد سازي اقتصادي مي گذرد اما همچنان 85 درصد از اقتصاد ما وابسته به نفت است و اقتصاد ما کاملا دولتي است. اگر اين مشکل اقتصادي را نتوانيد حل کنيد نمي توانيد دمکراسي داشته باشيد. اين مسئله راه حل سياسي ندارد آن وقت شما مي خواهيد راه حل نظامي بدهيد؟ اين ديگر خيلي مضحک است.

              با حمله نظامي نمي شود پيش شرط هاي دمکراسي را ايجاد کرد و بدون اين پيش شرط ها هم دمکراسي وجود نخواهد داشت بنابراين حمله به ايران فقط به رشد بنيادگرائي منتهي مي شود همانطور که در افغانستان و عراق مي بينيم. به همين جهت اسلام سازگار با دمکراسي در حاشيه قرار گرفته و اصلا ديده نمي شود و صداي آن کساني که به عنوان روشنفکر ديني سالها تلاش کردند تا قرائتي از اسلام بدهند که با دمکراسي و آزادي و حقوق بشر سازگار باشد، حتي در ايران هم شنيده نمي شود؛الان مريکائي ها از ايراني هايي که در کشورهاي اروپائي و آمريکائي و کانادا زندگي مي کنند آمار بگيرند. اينها همه راديکال شده اند. مسئله شان شده اسرائيل و آمريکا. ايراني ها امروز وقتي عليه آمريکا و اسرائيل برايشان حرف مي زنيم، کف مي زنند. اما وقتي از اسلامي که با دمکراسي سازگار است صحبت مي کنيم و قرائتي از اسلام را که دمکراتيک است ارائه مي دهيم ما را محاکمه مي کنند. "

              گنجي آنگاه با ذکر اين نکته که "اين مسئوليت اخلاقي تک تک ما است که در داخل و خارج کشور به صراحت مخالفت خود با حمله نظامي را بيان کنيم" افزود: "فکر نکنيدسکوت چاره کار است و زورمان نمي رسد. به همان حدي که مي شود بيان کرد بايد مطرح شود. هر کس سکوت کند در آن جنايتي که اتفاق خواهد افتاد مسئوليت اخلاقي دارد".

              Comment

              • abadani69
                Senior Member
                • Aug 2005
                • 21339

                #5257
                در ادامه اين سخنراني، گنجي مسادل را از زاويه استدلال هاي دولت ايران براي داشتن توانايي هسته اي نيز مطرح کرد و اظهار داشت: "فرض کنيد همين امروز آمدند در تلويزيون گفتند: ملت ايران ما به شما هديه مي دهيم، ما به بمب اتمي دست يافتيم. خوب حالا اين براي چيست؟ آن کسي که دنبال بمب اتمي مي رود مي خواهد براي خودش يک حفاظت و حاشيه امنيتي درست کند. آيا امروز به دنبال بمب اتمي رفتن براي ما به عنوان دولت ايران و جامعه ايران حاشيه امنيتي درست کرده يا يک شرايط دشوار بين المللي و داخلي؟ ما در خوشبينانه ترين حالت ، شايد 5 سال ديگر به يک بمب 500 کيلويي دست پيدا کنيم. خوب حالا اگر دست پيدا کرديم مي خواهيم آن را به کجا شليک کنيم؟ به هر کجا بزني، 200 تا مي ريزند روي سرت. دنياي سياست که شوخي نيست. البته در ايران هيچ کس حرفي نمي زند. در نيروهاي اصلاح طلب، در بين روشنفکران، در بين نيروهاي ملي مذهبي، جبهه ملي و همه نيروها. اما من مي بينم يک عده آدم بي مسئوليت در خارج در آمريکا و کانادا و جاهاي ديگر، مي گويند بمب اتمي حق ماست و ما نبايد کوتاه بياييم. بله تو که اينجا نشسته اي نبايد هزينه بدهي، هزينه اش را آن ملت بدبختي که در ايران هستند بايد پرداخت کند. اگر قرار باشد بمب بزنند سر آن مردم مي زنند نه شما. و شما اگر اين حرف را مي زني خوب بيا برو دم نطنز بنشين و دفاع کن و بگو حالا بمب اتمي هم حق ماست و اگر آنجا مقاله اي نوشتي من مي فهمم که صداقت داري".

                گنجي افزود:"ما در شرايطي قرار گرفته ايم که همه مي بينند سياستهاي غلطي که دولت ايران در پيش گرفته چه پيامدهايي دارد. اصلا سياست اين دولت چه دستاوردي داشته ؟ از اول يکي يکي نگاه کنيد. اول مسئله هولوکاست را نگاه کنيد. هولوکاست يک واقعه تاريخي است که اتفاق افتاده و يهودي ها را کشتند. اين چه ربطي به ما دارد مگر ما کشتيم؟ يهودي ها را اروپائي ها کشتند و اسنادش هم موجود است، اما با اين سياست احمقانه اي که دولت ايران اتخاذ کرده صورت مسئله عوض شده. انگار مسلمان ها و ايراني ها يهودي ها را کشتند. من هر جا مي روم مي پرسند موضع شما چيست؟ من مي گويم مگر ما يهودي ها را کشتيم؟ شما کشتيد و اگر هم قرار باشد کسي پاسخگو باشد شما بايد پاسخگو باشيد. اما دستاورد اين سياست چيست؟ يکي اينکه اجماع جهاني عليه ما شکل گرفت و دوم اينکه ايالت متحده قطعنامه را به مجمع عمومي سازمان ملل برد و تمام کشورها بدان راي مثبت دادند. خوب اين دستاورد سفرهاي خارجي دولت چه شد و اينکه مي گفتند همه دنبال احمدي نژاد هستند؟ چي شد نتيجه پول هايي که به خارجي ها دادند؟ و لايحه فروش نفت مجاني به سوريه و از اين چيزها. پس اين سوريه، ونزوئلا و اينها کجا رفتند و چرا نيامدند به نفع ايران راي بدهند. تنها راي منفي به اين قطعنامه فقط راي دولت ايران بوده".

                وي آنگاه با اشاره به واقع کربلا گفت: "الان درماه محرم هستيم. ما شيعيان در مورد واقعه کربلا چه نظري داريم ؟ 72 نفر کشته شدند و 1400 سال است که ما داريم عزاداري مي کنيم. افراد مختلف و حتي کساني که رژيم را هم قبول ندارند در اين عزاداري ها شرکت ميکنند. همين احساس را يهودي ها نسبت به هولوکاست دارند. ما چرا بايد خودمان را درگير چيزي بکنيم که به ما ربطي ندارد؟ و احساسات کساني را جريحه دار مي کنيم که رسانه دارند، قوي هستند و در دنيا نفوذ دارند و مي توانند جو جهاني را بر عليه ايران بشورانند؟. هزينه اين کار را را احمدي نژاد و حکومت ايران نمي دهد، ملت بدبخت ايران بايد بدهند. سياست هاي دولت ايران در منطقه، چه پيامدهايي براي ما دارد؟ الان دوباره نزاع اعراب و اسرائيل تبديل به نزاع اعراب با ايران و نزاع شيعه و سني شده. وقتي دعوا شروع شد دو طرف به پيشينه فرهنگي خودشان بر مي گردند و تمام سنت ها را مرور مي کنند تا ببينند عليه هم چه چيزي دارند تا مطرح کنند. در کنفرانسي هم که اخيرا در قطر برگزار شد و از ايران هم نماينده رفت، تمام جلسه بحث محاکمه شيعيان بود که اين يکي از دستاوردهاي سياست اخير دولت جمهوري اسلامي ايران است که دعواي اعراب و اسرائيل را به دعواي اعراب و ايران و نزاع سني ها با آمريکائي ها و نزاع شيعه و سني تبديل کرده است. يکي ديگر از مشکلاتي که براي ما بوجود آورده اند تحريم اقتصادي است که فقط مردم از آن آسيب مي بينند. در طي 10 سال هم صدام حسين و هم سرهنگ قذافي را تحريک کردند و اين فقط مردم بيچاره عراق و ليبي بودند که به خاطر بي غذايي و بي دارويي تلف شدند. حالا در ايران هم سياست هاي غلطي که دولت ايران – کل ساختار حکومت – در پيش گرفته فقط باعث مي شود مردم صدمه ببينند".

                گنجي با نادرست خواندن سياستي که دولت جمهوري اسلامي اتخاذ کرده و تاکيد بر اينکه اين سياست هيچ منفعتي براي ايران ندارد، گفت: "دولت ايران خواهان چنين شرايطي است چون دوام و بقايش را در شرايط بحراني و جنگي و وجود يک دشمن مي بيند. همه چيز شده دشمن. يعني، مطبوعات کي اند؟ پايگاه دشمن، روشنفکران کي اند؟ مزدوران دشمن، تهاجم فرهنگي دشمن، هجمه دشمن، صبح تا شب ما در راديو تلويزيون و سياست دنبال دشمن هستيم. گوجه فرنگي هم الان دشمن است. رسما در تلويزيون گفته شده که مسئله گراني ها به وزارت اطلاعات داده شده تا رسيدگي بکنند. ما تا حالا زور مي زديم که بگوييم اقتصاد راه حل سياسي ندارد و الان برعکس شده و بايد بگوئيم که مسئله سياسي راه حل نظامي امنيتي ندارد. وقتي مي گوئيد گرانيها را وزارت اطلاعات رسيدگي کند يعني چه؟ وزارت اطلاعات کارش امنتي است و مگر مي تواند اين مسئله را حل کند؟ نگاه مان به هر مسئله اي امنيتي شده و حالا ببينيد يک مسئله اقتصادي را تبديل کردند به يک سوژه امنيتي. اين است کشور ما. همه چيز شده بر اساس دشمن تراشي. در پناه اين اقدامات هم يک دشمن فرضي درست کرده اند که اين دشمن فرضي ايالات متحده و اسرائيل است و بقيه هم مزدوران اينها هستند و تحت اين عنوان مي توانند همه را سرکوب کنند. اين دولت نفتي که پول يامفت نفتي را مي گيرد، به ماليات مردم هم محتاج نيست تا بدانها پاسخگو باشد و سياست آن هم سياست باج دهي و باج گيري است. پول مفت نفت را با سياست پوپوليستي به جامعه تزريق ميکند. باج مي دهد و رضايت سياسي را هم باج ميگيرد. بعد يک دستگاه عريض و طويل انتظامي و نظامي درست کرده که مردم و مخالفان را سرکوب کند. پيامد اين وضعيت جنگي، که دولت طالب آن است، سرکوب جامعه مدني در سطح داخلي خواهد بود. در سطح خارجي هم پرچم مبارزه با استکبار را در دست مي گيرند و مي گويند جهان اسلام ما هستيم که در مقابل آمريکا ايستاده ايم".

                گنجي در ادامه اين بخش از سخنان خود به وضع نهادهاي مدني در کشور رسيد و گفت: "تمام ان جي او ها و گروههاي مدني را به وزارت کشور احضار کرده و خيلي راحت گفته اند اگر شما ان جي او هستيد که ما نبايد به شما پول بدهيم، پس پولتان را از کجا ميگيريد؟ از خارج؟ ما هم شما را سرکوب ميکنيم و اجازه نمي دهيم با پول خارجي روي پاي خودتان بايستيد. فعلا هم تا اطلاع ثانوي برويد چند تا از اعضاي هيئت امناي مسجد محل را توي گروه تان ببريد و يک نسخه از تمام گزارش ها و صورت جلسات تان را به وزارت کشور و يک نسخه هم به بسيج محل ب دهيد. يعني امروز همه چيزدر ايران با نگاه امنيتي ديده مي شود".

                اکبر گنجي در پايان سخنان خود با تاکيد بر حق آزادي فردي، اظهار داشت: "يک زندگي سعادتمندانه، ايدئولوژي ها و سبک هاي زندگي خودش را دارد. اين را مي شود از دو موضع اول شخص و سوم شخص نگاه کرد. از موضع اول شخص اين است که من خودم تشخيص مي دهم که چه چيزي من را سعادتمند ميکند، اما از موضع سوم شخص کس ويا نهاد ديگري به جاي من تصميم مي گيرد و اين ديکتاتوري است؛ چون هر نوع تشخيص و تصميم بايد از موضع اول شخص انجام بگيرد نه سوم شخص. اين فقط دولت نيست بلکه من و شما هم همين کار را مي کنيم. مثلا حجاب بايد با انتخاب اول شخص انجام بگيرد نه سوم شخص و به هيچ کس هم ربط ندارد که کسي با حجاب است يا بي حجاب و همه در مورد نوع پوشش خودشان آزادند. اين سوم شخص هم مي تواندهم مسجد باشد هم کليسا و يا هر نهاد ديگري. امروز در ايران و ايالات متحده آمريکا از موضع سوم شخص براي ما تعيين تکليف ميکنند. مسايل واقعي ملت ايران اين است که هوا آلوده است، تصادفات در جاده ها زياد است ، مسائل واقعي جامعه ما فقر، فحشا، بيکاري ، تورم، اعتياد و... هستند. اما در شرايط امنيتي نظامي و اطلاعاتي که دولت آمريکا و دولت ايران بوجود آورده اند، اين مسائل اصلي ما به حاشيه مي روند. در شرايطي که مسئله اصلي مي شود مرگ و حيات، دمکراسي و آزادي در حاشيه قرار ميگيرد. ما امروز دچار چنين شرايطي هستيم که آن را آمريکا، اسرائيل و ايران باهم ايجاد کرده اند و اگر قرار باشد محکوميتي باشد، هر سه بايد همزمان محکوم شوند. "

                Comment

                • abadani69
                  Senior Member
                  • Aug 2005
                  • 21339

                  #5258
                  آیت الله خامنه ای رهبر جمهوری اسلامی با تاکید برادامه برنامه هسته ای کشور و با انتقاد از آنچه " برخی افراد سطحی نگر وکوته فکرکه می گویند انرژی هسته ای با این هزینه برای کشور ضروری نیست"، مساله انرژی هسته ای را مساله آینده وسرنوشت کشورخواند. این درحالی است که ایالات متحده خود را برای پیشنهاد تحریم دوم ایران آماده می کند وژاپن نیزدرهمراهی با آمریکا پیش ازدیگر کشورها اعلام کرده تحریم ها را عملی می کند.

                  سخنان رهبرایران تنها چند روز پس ازآن بیان می شود که کشورهای اروپایی اعلام داشته اند که خود را برای اجرای طرح تحریم ایران آماده می کنند. آیت الله خامنه ای با اشاره به خطراتی که کشوررا تهدید می کند، گفته است: " در اين مسير نبايد مرعوب دشمن شد و جانب احتياط را هم نبايد از دست داد. مسوولان بايد با درنظر گرفتن جوانب امور، به هيچ وجه عزم جلو رفتن را از دل خود و ملت خارج نکنند. "

                  طی روزهای گذشته گمانه زنی های متعددی در مورد موافقت ایران با تعلیق موقت غنی سازی به منظور آغازمذاکرات منتشر شد .از جمله محمد علی حسینی سخنگوی وزارت خارجه اعلام کرد ایران برای مذاکره درمورد هرموضوعی وازجمله تعلیق غنی سازی آماده است. وی اما تعلیق غنی سازی را امکان ناپذیرخواند. ایالات متحده وکشورهای اروپایی نیز برپیش شرط خود مبنی برتعلیق غنی سازی پیش ازآغاز هرنوع گفت وگویی تاکید کردند. ژاپن نیزاز تصمیم خود برای آغاز تحریم ها علیه ایران سخن گفته است.

                  پیش ازاین بانک های ژاپنی 10 قرارداد اعتباری خود با ایران را به حالت تعلیق درآورده بودند. دولت ژاپن همچنین تصميم گرفته بر اساس قطعنامه 1737 سازمان ملل دارایي*های 10 گروه و 12 شخص مرتبط با برنامه*ي هسته* ای ايران را مسدود كند. تام كيسی، سخنگوی وزارت امور خارجه* آمريكا در واكنش به حمايت ژاپن از اين امر گفت: جامعه* جهانی در حال واكنش نشان دادن است كه اين امر نگراني جدي و حقيقي كشورهاي مربوطه را نشان مي*دهد.

                  بر همین اساس کوندولیزا رایس اعلام کرد:" آمريكا احتمالا خواستار قطعنامه دوم تحريم*ها عليه ايران از سازمان ملل خواهد شد، اما تصميم قطعي در اين باره هنوز گرفته نشده است. ما در حال بررسي اين موضوع هستيم. بايد ببينيم يك قطعنامه ديگر در متقاعد كردن ايران براي زير سئوال بردن راهي كه در پيش گرفته است، تاثير گذار خواهد بود يا نه."

                  این درحالی است که لاوروف وزیرامورخارجه روسیه ابراز امیدواری کرده است درسایه رابطه نزدیکی که با مقامات ایرانی دارد بتواند نظر آنها برای تعلیق غنی سازی جلب کند.

                  خبرگزاری نووستی به نقل از سرگئی لاوروف نوشت:" ما در چارچوب روابط بسيار نزديک*مان با تهران تلاش خواهيم کرد که همکاران ايراني ما به دعوت جامعه جهاني واکنش نشان داده و بتوانند روشي براي تعليق در امور مربوط به غني سازي اورانيوم پيدا کنند که به ما اجازه آغاز مذاکرات بسيار مهم در اين زمينه را بدهد. فعلا اين تلاش*ها به نتيجه نرسيده*اند، اما هنوز زمان براي انجام اين كار باقي مانده است. زماني که گزارش آژانس بين المللي انرژي اتمي آماده شود، ما آماده خواهيم شد تا آن پيشنهاداتي را که در شوراي امنيت ارايه مي*شوند بررسي کنيم."

                  مهلت دوماهه ایران برای تعلیق غنی سازی اورانیوم براساس قطعنامه 1737 شورای امنیت سازمان ملل هفته گذشته به پایان رسید وتلاش های علی لاریجانی درکنفرانس امنیتی مونیخ هم برای بازکردن روزنه ای به منظور ادامه مذاکرات به هیچ انجامی نرسید.

                  در این شرایط است که آیت الله خامنه ای درمیان مردم آذربایجان شرقی از قوی بودن درمقابل دشمن سخن گفته واینکه هر گونه اظهار ضعف موجب جري*تر شدن دشمن مي*شود:" متأسفانه برخي افراد با سخنان و مطالب خود و بزرگ*نمايي برخي مشکلات و يا بيان ضعف*هايي که وجود ندارد موجب جرأت پيداکردن دشمن مي*شوند که اين اشتباه است... خوشبختانه ملت ايران متوجه اين قضيه شده و بر سر مسئله هسته*اي ايستاده است و مسوولان هم آگاهانه و با جديت اين موضوع را پي*گيري مي*کنند و به جاهاي بسيار خوبي رسيده*اند که ان شاءالله به جاهاي بهتري هم خواهند رسيد. "

                  Comment

                  • abadani69
                    Senior Member
                    • Aug 2005
                    • 21339

                    #5259
                    دومين انفجار در زاهدان در حالي رخ داد که مراسم تشييع جان 12 تن از اعضاي تيپ 110 سلمان سپاه پاسداران که صبح چهارشنبه در اثر انفجار بمب اول جان باخته بودند برگزار مي شد. مسئولان انتظامي و نظامي قبل از انفجار دوم از دستگيري عاملان انفجار صبح چهارشنبه خبر داده بودند.

                    اتفاقات جمعه شب زاهدان به گفته فرماندار اين شهر ناشي از انفجار بمب صوتي بود. در پي اين حادثه و صداي تير اندازي و قطع برق در مناطقي از زاهدان، مردم نگران به خيابان ها ريختند.

                    فرماندار زاهدان نيز نيمه شب شنبه در گفتگو با خبرگزاري ايرنا با اشاره به صوتي بودن اين بمب، گفت: "اين انفجار هيچگونه خسارت مالي و تلفات جاني نداشته است". حسنعلي نوري همچنين عاملان انفجار دوم را "ايادي و مزدوران استكبار كه از حضور گسترده و كم سابقه مردم در تشييع جنازه شهداي حادثه تروريستي زاهدان ناخرسند و نگران شدند"، معرفي کرد و گفت اين انفجار"اقدام به تحركات كور و ضد انساني "است. وي افزود: "در پي اين حادثه بلافاصله ماموران انتظامي در محل حضور يافتند و به تعقيب اشرار پرداختند". او در عين حال از "متواري شدن اشرار" خبر داد.

                    اما خبرگزاري فارس به نقل از فرمانده بسيج سيستان و بلوچستان خبر از دستگيري مظنونان بمب*گذاري جمعه شب زاهدان داد. علي مولوي حقيقي در گفتگو با اين خبرگزاري انفجارهاي روز چهارشنبه و جمعه در شهر زاهدان را "تلاشي براي ايجاد فضاي رعب و ترس در اين استان" دانست و افزود: "گروهک تروريستي جندالله با تغيير نام خود به «جنبش مقاومت مردمي ايران» به سرکردگي عبدالمالک ريگي و سازماندهي نيروهاي آمريکايي، به دنبال عملياتي کردن استراتژي نيروهاي بيگانه براي ناامن نشان دادن منطقه سيستان و بلوچستان هستند".

                    فرمانده بسيج سيستان و بلوچستان علت انفجار دوم در زاهدان را "پخش بخشي از اعترافات اشرار در شبکه استاني" دانست و گفت: "پس از پخش بخشي از اعترافات اشرار در شبکه استاني سيستان و بلوچستان، باقيمانده اين تروريست*ها، در يک اقدام کور در مسير تردد نيروهاي امنيتي و نظامي بمبي صوتي را کار گذاشتند تا بدين وسيله حضور خود را اعلام کنند که در اين خصوص نيز چند مظنون دستگير شده*اند".

                    کشف خانه هاي تيمي

                    به گفته فرمانده بسيج سيستان و بلوچستان چند خانه تيمي متعلق به گروه جندالله در زاهدان کشف و در بازرسي از اين خانه ها "120 پوند مواد منفجره " هم کشف و ضبط شده است. قبل از اين نيز فرمانده قرار گاه فتح زاهدان خبر کشف دو خانه تيمي متعلق به گروه جندالله را داده بود. محمد غفاري خبر دستگيري سه نفر، عامل اصلي و 65 مظنون در رابطه با بمب گذاري روز چهارشنه زاهدان را در کمتر از 24 ساعت به خبرگزاري ايرنا داده بود: "به دنبال اعتراف هاي دستگيرشدگان چهارشنبه شب تعدادي از اعضاي اصلي مرتبط با گروه جندالله دستگير شدند".
                    وي در همان گفتگو از کشف هفت قبضه سلاح کلاشينکف، يک قبضه آرپي جي هفت، ۸۰‬ پوند تي ان تي آماده کار گذاري در نقطه اي از شهر زاهدان، ‪ ۱۶‬قبضه نارنجک دستي و دست سازجنگي، و تعدادي شمشير و قمه" در يک خانه تيمي خبر داد و گفت: "يکي از گروه هاي وابسته به گروهک تروريستي جندالله که از مرز وارد شده و اقدام به عمليات خرابکارانه و ضدانساني ترور ماموران انتظامي و بمب گذاري کرده بود، ديروز(چهارشنبه) متلاشي شد".

                    پخش اعتراف يک متهم

                    شبکه محلي تلويزيون استان سيستان و بلوچستان با نام هامون شب پنج شنبه اعترافات يک متهم بمب گذاري صبح چهارشنبه را پخش کرد. در اين اعترافات که به گزارش خبرگزاري ها مدت آن دو دقيقه بود، متهمي با نام نصرالله شمسي زهي خود را عضو گروه جنبش مقاومت مردمي ايران[جندالله] معرفي کرد و گفت براي اين حمله خودرويي را دزديده و راننده آن را به قتل رسانده است. وي در فيلم پخش شده شرکت داشتن در بمب گذاري صبح چهارشنبه را نيز پذيرفت. اين متهم سابقه عضويت خود در گروه جندالله را 45 روز اعلام کرد و گفت به خاطر دريافت پول در بمب گذاري شرکت کرده است.

                    اين اعترافات در حالي پخش شد که مسئولان امنيتي در زاهدان تعداد "عاملان اصلي بمب گذاري صبح چهارشنبه" را 6 نفر اعلام کرده بودند. شايد به همين علت خبرگزاري فارس ديروز[شنبه] ابتدا از برگزاري دادگاه هر 6 متهم خبر داد و پس از آن گزارش کرد: "دادگاه علني رسيدگي به اتهامات يكي از متهمان حادثه تروريستي زاهدان، ساعت 18 در محل سالن شهيد بهشتي دادگستري استان سيستان و بلوچستان با حضور اولياي دم و جمعي از خانواده*هاي شاهد و ايثارگر برگزار شد". بر اساس گزارش اين خبرگزاري "در اين جلسه محمد مرزيه معاون دادستان استان سيستان و بلوچستان كيفر خواستي را ارائه كرد و در آن با اشاره به اتهامات نصرالله شنبه زهي، يكي از متهمان حادثه تروريستي زاهدان، خواهان صدور اشد مجازات براي وي شد".

                    متهم اين دادگاه به نوشته خبرگزاري فارس در پاسخ به ابوالفضل ماهگلي، قاضي اين دادگاه که از وي خواست درقبال اتهامات وارده از خود دفاع كند، "به دست داشتن در سه عمليات سرقت از بانك رفاه، حادثه بزرگمهر كه چهار نفر از پرسنل نيروي انتظامي در آن به شهادت رسيدند و عمليات ميدان ثارالله زاهدان اعتراف كرد". وي در دفاعيات خود گفت:"من 45 روز است كه وارد گروه عبدالمالك شدم و قصد من از اين عمليات فقط پول بوده است و سواد چنداني ندارم و از اعمال خويش به شدت نادم هستم و براي تلافي اين اعمال از قاضي جلسه فرصت مي*خواهم". اكبري وكيل تسخيري وي نيز به نوشته اين خبرگزاري" با بيان اينكه متهم به مشاركت در سه عمليات اعتراف كرده و اكنون نادم است از دادگاه خواست تا طبق مقررات، اظهارات متهم را لحاظ كند". قاضي اين دادگاه نيز گفت بزودي حكم متهم از سوي دادگاه اعلام خواهد شد.

                    پخش اين اعترافات در حالي است که گروه جندالله نيز با استفاده از روش مشابهي، اعترافات برخي از گروگان هاي خود را که بر اساس ادعاي اين گروه از ماموران انتظامي و امنيتي محلي هستند در شبکه هاي تلويزيوني ماهواره اي به نمايش گذاشته است.

                    بيانيه هاي جندالله

                    در حالي که حکومت مرکزي گروه جندالله و اعضاي آن را "قاچاقچي و اشرار" مي نامد و از وابستگي آنها به طالبان و القاعده و امريکا و انگليس به طور همزمان سخن مي گويد، عبدالمالک ريگي رهبر سني مذهب گروه جندالله با انتشار بيانيه هايي در اينترنت و مصاحبه با رسانه هاي خارج از کشور وابستگي خود و گروهش به قاچاق، القاعده و طالبان را رد کرده است. وي ساعتي پيش از انفجار جمعه شب زاهدان در برنامه اي مستقيم در تلويزيون سازمان مجاهدين خلق، خبر انجام انفجار و عمليات نيروي هاي خود را پيش از اجرا اعلام کرد.

                    در بيانيه هاي اين گروه از عبدالمالک به عنوان "امير عبدالمالک بلوچ" و از گروه جندالله با عنوان "جنبش مقاومت مردمي ايران" نامبرده مي شود. اين گروه در روزهاي اخير بيانيه ديگري هم با عنوان "هشدار به رژيم شيعه ايران" منتشر کرد. در اين بيانيه از مسئولان جمهوري اسلامي با عنوان "مسئولين رژيم ظلم آخوندي" نامبرده شده: "به آنان هشدار مي دهيم كه براي خاموش كردن عطش خشم و كينه تان مردم بيگناه و شهروندان عادي بلوچ و اهل سنت را هدف قرار ندهيد".

                    در ادمه اين بيانيه گروه جندالله خطاب به مقامات کشور آورده "اين جنگ بين ما و شماست و نگذاريد دودش به چشم مردم عادي فارس و بلوچ و يا شيعه و سني برود و خوب بدانيد كه اگر جنگ عنصري مردم ايجاد شود خون هزاران انسان بيگناه ريخته خواهد شد و اين شما هستيد كه متضرر مي شويد". اين بيانيه از "بعضي از علماي اهل سنت و اهل تشيع در منطقه" نيز با عنوان" حامي سياستهاي تبعيض گرايانه رژيم که از مبارزين مي خواهند كه براي رسيدن به حقوقشان به راههاي مسالمت آميز و گفتمان روي بياورند" نامبرده و افزوده است: "اين رژيم است كه تمام فرصتهاي گفتمان و روشهاي مسالمت آميز را بر خود بسته است و هيچ فرصت و زمينه اي را براي فعاليتهاي دموكراتيك باقي نگذاشته است".

                    اين گروه در بيانيه ديگري انفجارها و حوادث اخير زاهدان را عمليات يکي از شاخه هاي نظامي خود معرفي کرده است. گروه جندالله که از حوادث سال 84 اسمش به رسانه ها راه يافت مدعي است: "هنگامي که به اعتراضات مسالمت آميز مردمي با خشونت پاسخ داده مي شود ديگر اين روش ها ناکارآمد شده و توسل به اين روش ها پايان مي پذيرد و در اين مرحله است که چاره اي جز دست به سلاح بردن وجود ندارد". با اين حال اين گروه در همين بيانيه ادعا مي کند:"اگر رژيم از امروز اين زمينه را فراهم نمايد ما در انظار مردم ايران و حهان اعلام مي کنيم که سلاح را بر زمين مي گذاريم و در صورتي که رژيم اين زمينه را مهيا نکند ما نيز چاره اي به جز سلاح نداريم زيرا در کشوري که فضاي خفقان بر آن حاکم باشد هيچ راهي براي زنده ماندن جز مقاومت مسلحانه نخواهد بود".

                    واکنش مسئولان کشور اما به حوادث يک سال گذشته واکنشي امنيتي ـ نظامي بود. ايجاد چند قرار گاه مشترک در شرق کشور و اعزام چند هزار نيروي نظامي و انتظامي، و انجام ده ها مورد عمليات براي بازگشت آرامش به سيستان و بلوچستان که در مواقعي به جنگ تمام عيار ميان نيروهاي مسلح کشور و گروه جندالله ختم شد، ده ها کشته از دو طرف برجا گذاشت. گروگانگيري و دستگيري از دو سو، بخشي از ناآرامي در اين استان طي يک سال اخير بود. چند تن از گروگان ها هم به طرز فجيعي به قتل رسيدند و بقيه به تدريج و با پادرمياني ريش سفيدان طوايف آزاد شدند.

                    حجت الاسلام نکونام رييس دادگاه ويژه روحانيت با حکم ويژه رئيس قوه قضاييه به سيستان و بلوچستان اعزام شد و اختيار رييس قوه قضاييه در مورد تنفيذ احکام نهايي به وي تفويض شد. بر اساس اعلام مسئولان کشور در اين مدت دستکم 44 نفر در منطقه به اتهام شرارت، گروگانگيري، افساد في الارض و محاربه اعدام شده اند.

                    همچنين مسئولان محلي استان سيستان و بلوچستان در چهار روز گذشته امريکا و انگليس را به دست داشتن در حوادث اين استان متهم کرده اند. خبرگزاري فارس نيز ديروز به نقل از "يک مقام امنيتي" با انتشار يک عکس از سلاح و مهمات نوشت امريکا، انگليس و پاکستان در آموزش و تجهيز گروه جندالله نقش داشته اند.

                    مسئولان کشوري در باره حوادث چند روز گذشته زاهدان تاکنون موضعي اتخاذ نکرده اند. چند روز قبل از اين حوادث فرمانده نيروي انتظامي در سفر به پاکستان با مقام هاي انتظامي و امنيتي اين کشور خواستار برخورد با گروه جندالله شده بود.

                    Comment

                    • abadani69
                      Senior Member
                      • Aug 2005
                      • 21339

                      #5260
                      علي اکبرولايتي فرستاده ويژه رهبرانقلاب به روسيه ومردي که شانزده سال سکان وزارت خارجه کشور را دردستان خود داشت، درمصاحبه اي با روزنامه فرانسوي ليبراسيون ولارپبليکاي ايتاليا تصريح کرده که "هولوکاست" يک واقعيت تاريخي است. او در خصوص برگزاري کنفرانس هولوکاست درتهران نيزتاکيد کرد که درآن شرکت نکرده است.

                      ازسوي ديگر، هفته گذشته هنگامي که علي لاريجاني دبيرشوراي امنيت ملي دراجلاس امنيتي مونيخ با سئوالات مشابهي از سوي نمايندگان کنگره آمريکا وازجمله سناتور گراهام درخصوص اظهارات محمود احمدي نژاد درنفي هولوکاست مواجه شد، اين موضوع را موضوعي تاريخي دانست تا سياسي، که بايد توسط تاريخ شناسان مورد بررسي قرارگيرد نه سياستمداران. اوسپس ازاينکه درخصوص واقعيت داشتن يا نداشتن اين رويدادتاريخي صحبت کند، خودداري کرد وخواست که مساله هسته اي با موضوع نفي هولوکاست توسط رييس جمهوري گره زده نشود.

                      علاوه برعلي اکبرولايتي وعلي لاريجاني که از معتمدترين مشاوران رهبري محسوب مي شوند، تنها چند روز قبل، جواد ظريف نماينده ايران درسازمان ملل نيز درمصاحبه با چارلي رزيکي ازمشهورترين مصاحبه گرهاي شبکه هاي تلويزيوني آمريکا درپاسخ به اين سئوال که بسياري ازمردم ايران معتقدند که اظهارات احمدي نژاد درخصوص واقعه هولوکاست براي مردم ايران ودولت مضروخسارت آور بوده گفت همان طورکه درآمريکا صداهاي مختلفي وجود دارد درايران هم صداهاي مختلفي وجود دارد و مردم نظر خودرابيان مي کنند. مجري پرسيدآيا قبول داريد که آنچه رخ داده نسل کشي بوده است؟ ظريف پاسخ داد، البته که نسل کشي بوده است ونبايد بارديگر اتفاق بيافتد. سيدمحمد خاتمي نيز وقوع حادثه هولوکاست را هنگامي که براي ارائه مجموعه سخنراني هاي خود درآمريکا به سر مي برد، تاييد کرده بود.

                      صداهاي تاييد اين واقعه درحالي حتي ازنزديک ترين افراد به رهبري وديگر مقامات عالي رتبه ايران به گوش مي رسد که محمود احمدي نژاد ظي چند ماه گذشته براي اثبات حرفي که موضوعش نه جزو اولويت هاي سياست خارجي ايران بوده واست، ونه اساسا درزمانه اي که به سر مي بريم طرح وعدم طرحش دردهاي کشوردوا مي کند با برگزاري چند برنامه تلاش کرده که محکم کاري هاي لازم را هم به عمل بياورد. برگزاري کنفراس هولوکاست دردسامبرگذشته وهمچنين رويدادهايي همچون مسابقه کاريکاتور هولوکاست، ازجمله اين موارد بوده است.

                      همان زمان که کنفرانس هولوکاست برگزارمي شد رييس مركز اسلامي هامبورگ با انتقاد از برگزاري همايش "بررسي هولوكاست، چشم*انداز جهاني" توسط يك دستگاه رسمي و دولتي همچون وزارت خارجه گفت: " برگزاري اين همايش هيچ بخشي از منافع ملي را نه تنها تامين نمي*كند، بلكه به مخاطره نيز مي*اندازد؛ چرا كه اين كار وظيفه*ي دستگاه ديپلماسي كشور نيست. " سيدعباس قائم مقامي به نکته اي اشاره کرد که معمولا ازچشم برخي ازافرادي که ازحساسيت نسبت به اين موضوع آگاه نيستند، به دور مي ماند: "مساله*ي هولوكاست در جهان غرب و اروپا به عنوان يك مقوله*ي پژوهشي مطرح نيست؛ بلكه مقوله*اي اعتقادي است كه از قانون نيز برتر است و يكي از مولفه*هاي اصلي هويت اجتماعي و سياسي اروپاي جديد را تشكيل مي*دهد. "

                      اوبا انتقاد صريح ازبرگزارکنندگان گفت: "وزارت خارجه به عنوان دستگاه متولي ديپلماسي كشور بايد به دنبال يافتن زبان تفاهم به منظور حفظ و تامين حداكثري منافع ملي باشد و قطعا برگزاري كنفرانس هولوكاست، زبان تفاهم با كشورهاي ديگر نيست، بلكه زبان نفي تفاهم است و شخصا توجيه نيستم كه چرا وزارت خارجه اين كار را انجام داده است. " عباسي اضافه کرد که اين اقدام به شدت تحريك*كننده و توهين به اعتقادات غرب است وبا توجه به اين كه وزارت خارجه* ايران اين چنين كاري را انجام داده، طبيعي است كه آن*ها برداشت*هاي متفاوتي از موضوع مي*كنند كه به نفع منافع ملي كشورمان نمي*باشد. همان زمان اتحاديه اروپا دربيانيه با محکوک کردن اين کنفرانس نوشت :برگزاري كنفرانس هولوكاست در ايران به گفت*وگوي تمدنهاي مختلف آسيب مي*رساند. "

                      و اما چند نکته:

                      1- تنها يک سال پس از آنکه محمود احمدي نژاد به اظهار نظر درمورد واقعه هولوکاست پرداخت وآن را افسانه خواند، بسياري ازمقامات عالي رتبه ايراني به اين موضوع که چنين اظهار نظري تا چه اندازه منافع ملي کشور را به خطر انداخته ودر پي خود مخاطرات ديگري رامتوجه کشور کرده، آگاه شده اند وبا توجه به ضرب المثل جلوي ضرررا از هرکجا که بگيريد منفعت است تلاش مي کنند اظهارات احمدي نژاد را يا تلطيف کنند و يا بابيان مخالفت صريح خود را نفي هولوکاست، بگويند درايران فقط نظر احمدي نژاد نيست که وجود دارد.

                      2- اين درحالي است که طي سال گذشته، هجمه تبليغاتي غرب – چه درست وچه نادرست—چنان تصويري از ايران ساخته است که درکنار عوامل ديگري مانند برنامه هسته اي ايران وديگر اتهاماتي که معمولا طي سالهاي گذشته متوجه دولت ايران بوده است، براي افکار عمومي بسياري ازکشورها وازجمله ايالات متحده آمريکا چنين نمايانده شود که ايران خطر بزرگي براي امنيت جهاني است وبالاخره بايد به نحوي متوقف شود.

                      3- مجموعه اقدامات واظهارنظرهاي دولت ايران وشخص محمود احمدي نژاددرمورد هولوکاست، اساسا هيچ گاه جزو برنامه هاي انتخاباتي رييس جمهوري نبوده است. او تا پيش از انتخابات، هيچگاه نگفت که درصورت انتخاب شدن مي خواهد، راه گفت وگوي تمدن هايي که توسط رييس جمهوري قبلي وبه منظور تنش زدايي با جامعه بين المللي انتخاب شده را به ناگهان با چنين شوکي مواجه کند وهمه زحمت هايي که طي اين دوره کشيده شده را با هل من مبارز طلبي خود به باد بدهد. اگر راي دهندگان ايراني مي دانستند که او پس از انتخاب مي خواهد آرزوها ودغدغه هاي شخصي خود را به عنوان برنامه سياست خارجي دنبال کند، شايد درانتخاب گزينه مورد نظر خود دقت بيشتري به عمل مي آوردند.

                      4- اگرچه مسئولين عالي رتبه ايراني که اندک اندک متوجه خسارت هاي بي پايان اظهارات حساب نشده ونسنجيده محمود احمدي نژاد شده اند، تلاش مي کنند با همراهي جامعه بين المللي جمهوري اسلامي را از اينکه جزو نفي کنندگان هولوکاست بدانند مبراکنند اما صداي اين تاييد هيچگاه مانند صداي نفي رييس جمهوري درجهان تاثير ندارد. درميان مسائلي که امروز مي توان احمدي نژاد وايران را به شناخت يکي هم نفي هولوکاست است واين موضوعي است که تا مدتها تاثيرات دامن دارش با ايران خواهد بود.

                      5- محمود احمدي نژاد طي سال گذشته، خودآگاه ويا ناخودآگاه، آب به آسياب جنگ طلبان وافرادي ريخته است که از اينکه ايران، ايران بماند، هراس دارند ويا اساسا آن را منطبق برسياست هاي خود نمي دانند. آنها حاضر بودند ميليارد ها دلار خرج کنند تا کسي مثل رييس جمهوري ايران حرف هايي را بزند که مسير اجراي سياست هاي آنها را ده پله ده پله باز کند. به همين جهت است که حرف هاي رييس جمهوري صفحه اول روزنامه ها ومطبوعات مي شود. با اين وجود درچنين هنگامه اي که فشار اقتصادي واجتماعي ازدرون وفشارهاي بين المللي ازبيرون (مانند تحريم ولشکرکشي آمريکا به خليج فارس، جوضد ايراني درکشورهاي همسايه ومخالفت با برنامه هسته اي و. . . . )گلوي کشوررا فشار مي دهد، تبري جستن از حرف هاي محمود احمدي نژاد اگر چه مي تواند گام خوبي باشد، اما خيلي ديروکند به نظر مي رسد.

                      6- ظاهرا تنها کمتر ازيک سال از مقامات عالي رتبه نظام به اين نتيجه مي رسند که درمذاکرات بين المللي ويا مصاحبه هايي که انجام مي شود، با تاکيد برصحت چنين رويدادي ازآنکه بيشتر ازآنچيزي که تا کنون از کيسه کشور ومردم ايران رفته، هزينه براي جاه طلبي هاي روشنفکرانه رييس جمهوري شود جلوگيري مي کنند، که اتفاقا رويداد خوب ومبارکي به شمار مي رود. اما سئوال اينجاست که حساب مردم وکشور با موضوعات ديگري که توسط رييس جمهوري اقامه ويا ادعا شده وبعد ازيک سال نسبت به تحقق ويا صحت آن ترديد هاي جدي وجود دارد چه بايد کرد؟ از وعده ها وبرنامه هاي اقتصادي ناکام گرفته تا موضع گيري هاي منطقه اي ويا جهت گيري هاي فرهنگي وسياسي داخلي؟ براي رسيدن به اين نقطه که رييس جمهور مشورت ناپذير، درمسيري قدم مي گذارد که هرروز بايد عده اي را پيشاپيش براي عذرخواهي از جمعي به جلو فرستاد چه مقدار زمان لازم خواهد بود وهزينه چنين صبروتحملي را چه کساني بايد پرداخت کنند؟ به علاوه چه کسي مسئول برآورد هزينه سياست هايي است که عملاکشوررا طي يک سال ونيم گذشته از گفت وگوي تمدنها به شاخ وشانه کشي بين المللي کشانده وتهديدات امنيتي عليه ايران را به بيشترين حد آن بعد ازپايان جنگ تحميلي رسانده است؟


                      Comment

                      • abadani69
                        Senior Member
                        • Aug 2005
                        • 21339

                        #5261
                        مجموعه فشارهاي بين المللي ناشي از بحران هسته اي، نابساماني هاي اقتصادي حاصل عملکرد اقتصادي دولت، و تنش هاي سياسي ايجاد شده در داخل حکومت بر اثر خط مشي بي اعتناي احمدي نژاد نسبت به ساير جريانات محافظه کار، بسياري از نيروهاي معتقد به نظام جمهوري اسلامي ايران را به فکر چاره جويي براي وضعيت پيچيده موجود انداخته است.

                        در بعد اقتصادي، آنچنانکه اكونوميست در تازه*ترين گزارش خود پيش**بيني كرده، از سال 2006 رشد اقتصادي ايران روي نوار نزولي قرار گرفته و در سال 2007 به 4 و 6 دهم درصد مي*رسد.

                        رشد اقتصادي ايران براي سال*هاي 2008 تا 2011 به ترتيب 4، 3 و 6 دهم، 3 و4 دهم و 3 و 3 دهم درصد پيش*بيني شده است. * ميزان تورم كالا*هاي مصرفي در سال 2006 نيز15 و 8 دهم درصد برآورد شده است و اين رقم در سال 2007 به 16 درصد افزايش خواهد يافت. نرخ تورم در سال*هاي 2008 تا 2011 نيز به ترتيب 15 و 5، 15، 15 و 14 و 8 دهم درصد پيش*بيني شده است. *تراز حساب*هاي جاري ايران در سال 2006 معادل 5 و 7 درصد توليد ناخالص داخلي ايران در اين سال بوده است. بر اساس پيش*بيني اكونوميست اين رقم در سال*هاي 2007 و 2008 کماکان مثبت و به ترتيب معادل 3 و 1 درصد توليد ناخالص داخلي خواهد بود، اما از سال 2009 تراز حساب*هاي جاري ايران منفي خواهد شد و در سال 2009 به منفي 8 دهم درصد مي*رسد. اين رقم در سال*هاي 2010 و 2011 به ترتيب به منفي 2 مميز 2 ، و منفي 3 مميز2 دهم درصد مي*رسد.
                        *
                        آمارهايي که در روزهاي اخير از سوي بانک مرکزي منتشر شده اند، نشان مي دهد، که نرخ تورم به بيش از 12 درصد رسيده است، و پيش بيني هم مي شود که بايد در انتظار بالا رفتن نرخ تورم باشيم. پاره اي از اقتصاد دانان مستقل عقيده دارند، که نرخ واقعي تورم، بالاتر از نرخي است، که دولت محمود احمدي نژاد ارائه مي کند، و در اين ارتباط، به گراني قابل ملاحظه اغلب اجناس و کالاهاي روزمره مورد استفاده مردم اشاره مي کنند

                        نگراني هاي اقتصادي - هسته اي

                        شايد نگراني هاي ناشي از شرايط اقتصادي است كه به زعم روزنامه "تهران امروز" ديپلماسي هسته*اي ايران در مسكو و مونيخ جهت رسيدن به توافقي چند ضلعي در قالبي تلفيقي از طرح البرادعي و پيشنهاد روسيه، با اندكي اصلاح و در چارچوب توافقات پيشين لاريجاني ـ سولانا، قوت بخشيده است.

                        برخي معتقدند که ديپلماسي هسته اي جديد ايران، بيشتر ناشي از تحركات بين المللي است كه براساس آن آژانس بين المللي انرژي اتمي بعضي از کمک هاي فني خود را به ايران معلق ساخته و تهران را براي پنهان کردن بعضي فعاليت هاي اتمي مشخص و کوتاهي در پاسخ دادن به بعضي پرسش ها در باره برنامه اتمي خود مورد انتقاد قرار داده است.

                        تحركات اخير ديپلماتيك ايران همزمان با انتشار اخباري صورت گرفته که حاکي از افزايش تحرک جنگ طلبان آمريکايي دارد. برخي مقامات ارشد دفاعي آمريکا مدعي شده اند بمب هاي به کار رفته عليه نيروهاي آمريکايي به دستور دولت ايران براي افراطيون در عراق فرستاده شده اند كه طي استفاده ازآن ها دست کم صد وهفتاد سرباز ائتلاف در عراق از سال ۲۰۰۴ به بعد از بين رفته اند. آنها سپاه قدس سپاه پاسداران انقلاب اسلامي ايران را مسئول شناخته اند.

                        اين اتهامات در شرايطي اعلام مي شد که همزمان با برگزاري کنفرانس امنيت جهاني مونيخ، حجم بزرگي از اخبار و تصاوير مربوط به کشته شدن سربازان امريکايي با سلاح هاي ساخت ايران و کارت عضويت يکي از افسران سپاه با عکس وي منتشر شدند.

                        سخنراني شديداللحن صدراعظم آلمان که بتازگي از خليج فارس و ديدار با رهبران عرب منطقه بازگشته عليه دولت ايران، همزمان با ورود علي لاريجاني دبير شوراي عالي امنيت جمهوري اسلامي و همراهانش به کنفرانس - با تاكيد براين كه ايران بدون هيچ دوز و کلکي بايد قطعنامه شوراي امنيت را بپذيرد- فشار بر روي ديپلمات هاي ايراني حاضر در مونيخ را مضاعف کرد. نيويورک تايمز و واشنگتن تايمز طي اخبار و گزارش هايي، عملا حوادث وتحولات عراق را به ايران پيوند زده و آمريکا را درحال جنگ در دو جبهه نشان دادند. سناتور امريکايي "اسکلتون"، رئيس کميته تسليحات امريکا در سناي اين کشور نيز، خواهان واکنش ديپلماتيک در مرحله اول و هر واکنش ديگري از جانب کاخ سفيد در مرحله بعدي شد.

                        در همين راستا، سايت "يو.اس.اي.تودي" عکس هاي سلاح هاي کشف شده ساخت ايران درعراق را به همراه نقشه انتقال اسلحه از ايران به عراق منتشر کرد. سايت مذکور مدعي شد: "شواهد زيادي نشانگر پشتيباني ايران از گروه*هاي راديکال شيعي و همچنين آموزش و حمايت آنها درعراق است. سپاه قدس تروريست*ها را زير نظر خود آموزش داده و پول و انواع تسليحات در اختيارشان مي گذارد. طي شصت روز گذشته ايراني ها و عراقي هاي بازداشت شده اعتراف کرده اند که ايران شبهه نظاميان عراقي را مورد حمايت مالي و تسليحاتي خود قرار داده است."

                        رويکرد احتياط آميز احمدي نژاد؟

                        به نظر مي رسد مجموعه تحولات هفته هاي اخير، از احمدي نژاد تندرو، فردي محتاط تر ساخته است. او خبر خوش اتمي وعده داده شده را در جشن سالگرد انقلاب ايران مطرح نكرد که شايد نشان از آن داشت که او نيز مي داند بايد در چارچوب مذاکرات ولايتي درمسکو و لاريجاني درمونيخ حركت كند. برخي منابع معتقدند که گفت و گوهاي ولايتي در مسکو، حول نظر مثبت ولاديمير پوتين، رييس جمهوري روسيه، به پيشنهاد محمد البرادعي، مدير کل آژانس بين الملل انرژي اتمي، براي حل بحران اتمي جمهوري اسلامي ايران بوده است. البرادعي پيشنهاد کرده است که تهران، فعاليت اتمي و شوراي امنيت سازمان ملل متحد، تحريم هاي خود عليه ايران را به حال تعليق در آورند. وي در عين حال، تاکيد داشته که طرفين براي يافتن راه حلي درزمينه برنامه اتمي با يکديگر مذاکره کنند. دراين ميان هرچند پوتين در کنفرانس مونيخ به شدت نسبت به بلند پروازي آمريكا حمله كرد ولي سياست هاي ايران را حول عدم تعليق غني سازي زير سوال برد.

                        در چنين شرايطي است که آيت الله العظمي منتظري مي گويد: "فشارهاي بين المللي برسربحث انرژي هسته اي يكي از عوامل ايجاد مشكلات اقتصادي شده است. ما هم اعتقاد داريم كه انرژي هسته اي حق ما است، اما آيا ما حق وحقوق ديگري نداريم كه برسرآن اين همه هزينه بپردازيم؟ ما نبايد با شعارهاي تند و بدون پشتوانه، ديگر كشورها را عليه خود تحريك كنيم. تندرويه ا به ضرر ملت وكشور است ودودش در چشم مردم مي رود. بايد در بحران ازهمه ظرفيت هاي، نخبگان، *واهل بصيرت استفاده كرد."

                        گفته مي شود اكبر هاشمي رفسنجاني در سفر اخير به قم شرايط حساس كشوررا با مراجع تقليد درميان گذاشته است؛ آن هم در حالي كه رييس جمهور ايران احمدي نژاد به دليل برخورد با مراجع برسر مسايل مختلف قادرنشده راه قم را درپيش گرفته تا حمايت آنان را كسب كند. اين موضوعي بود كه روزنامه حزب الله به صراحت به آن اشاره كرد. هاشمي رفسنجاني درسخناني در سيماي جمهوري اسلامي که خاطرات دوران انقلاب را بازگو مي كرد از برکناري بني صدر از رياست جمهوري سخن گفت، به نحوي كه برخي ناظران از آن بوي شبيه سازي شرايط فعلي ايران را استشمام کردند. وي گفت: "مساله بني*صدر از مواردي بود كه بين ما و حضرت امام اختلاف نظر پيش آمد، نه اين كه بني*صدر را آدم صالحي نمي*دانستيم؛ بني صدر از همرزمان ما بود، وقتي هم كه به ايران آمد، ما وي را وارد شوراي انقلاب كرديم؛ اما در اين مدتي كه با آقاي بني*صدر كار كرده بوديم، به اين نتيجه رسيده بوديم كه وي براي رياست جمهوري مناسب نيست ..."

                        آيا سران حكوت ايران همين نزاع را برسر دولت كنوني ايران دارند؟ روزنامه حزب*الله در سرمقاله خود با توصيف شرايط امروزين كشور و حضور مردم در راهپيمايي 22 بهمن به دولت احمدي نژاد حمله كرد و نوشت: "به هيچ*وجه نبايد اين حماسه حضور به معني مهر تاييدي بر تمامي اقدامات و تصميمات اجرايي و وضعيت موجود در كشور ترجمه شود و هيچ مدير و مسوولي حق ندارد مصادره به مطلوب كند و اين اجتماع عظيم مردم را پشتوانه تمامي تصميمات خود بداند و براي اثبات رضايت مردم از عملكرد خود و نهاد مربوطه به اين حضور ميليوني استناد كند... در اين راهپيمايي اصل نظام بار ديگر مورد تاييد قرار مي*گيرد و اين بار شرمندگي مقامات و مديران كشور را كه كليد معضلات معيشتي مردم در دستان آنهاست، بيشتر مي*كند، آنگاه كه مشاهده مي*كنند تعداد بسياري از اقشار ضعيف و متوسط جامعه در حالي كه با معضلات و گرفتاري*هاي بسياري همچون گراني مسكن، ارزاق عمومي و... دست و پنجه نرم مي*كنند، با اين حال شور انقلابي خود را حفظ كرده و با مشتان گره كرده در روز 22 بهمن به سيل خروشان مردمي مي*پيوندند و از اساس اين انقلاب حمايت مي*كنند."

                        آيا دولت تحت کنترل "مديران و مسوولان" احمدي نژاد، سرانجام براي حفظ "اساس انقلاب" قرباني خواهد شد؟

                        Comment

                        • abadani69
                          Senior Member
                          • Aug 2005
                          • 21339

                          #5262
                          واشنگتن - ماهیت سپاه قدس، که عملیات خارج از کشور سپاه پاسداران انقلاب اسلامی ایران را انجام می دهد، مثل بسیاری از مطالب مرتبط با دولت ایران، همچنان، حتی برای اشخاصی که از نزدیک آن را بررسی کرده اند، در پرده ابهام باقی مانده است.
                          سپاه قدس توسط سازمان اطلاعات آمریکا تحت بررسی موشکافانه است چرا که این سپاه مشکوک به تامین مواد منفجره پیچیده برای شبه نظامیان عراق است. در میان دستگیر شدگان اخیر در عراق، تعدادی ایرانی وجود دارند که توسط ارتش آمریکا به عنوان عوامل قدس شناسایی شده اند، از جمله انها یک دیپلمات ایرانی است که گفته می شود مرد شماره 2 سپاه قدس به شمار می آید.

                          این مساله که افراد سپاه قدس چه کرده اند و چگونه از رهبری ایران دستور می گیرند، با توجه به گسیل نیروهای بیشتر آمریکا به منطقه، از فوریت بیشتری برخوردار شده است.

                          رابرت گیتز، وزیر دفاع آمریکا گفت: "ما می دانیم که سپاه قدس در عراق درگیر است و می دانیم که این نیرو یک گروه شبه نظامی وابسته به سپاه پاسداران انقلاب اسلامی است. لذا چنین فرض می کنیم که آن ها از فرماندهی سپاه پاسداران دستور می گیرند. حال رهبران سیاسی تا چه حد از موضوع اطلاع دارند را نمی دانیم."

                          متخصصین مستقل گفتند که کاملا منطقی است که ایران، به دنبال سقوط صدام حسین در سال 2003، تعداد زیادی از عوامل خود را در عراق مستقر کرده باشد. بسیار ی از روحانیون شیعه و رهبران سیاسی و نظامی عراق رابطه نزدیکی با ایران دارند و بسیاری در زمان حکومت صدام و حزب بعث در ایران پناهده بوده اند.

                          نقش قبلی سپاه قدس به عنوان بازوی انقلاب اسلامی در خارج از کشور، که وظایف متعدد نظامی، اطلاعاتی، و آموزشی را بر عهده دارد، در سایر درگیری ها نیز در لبنان و بوسنی گزارش شده بود. اسم آن نیز، که در واقع واژه عربی بیت المقدس است، بیان کننده خواست ایران به بیرون راندن اسرائیل از سرزمین های اشغالی فلسطینی است.


                          عباس میلانی، رئیس بخش مطالعات ایرانی در دانشگاه استانفور، گفت: "سپاه قدس دستچین شده نخبگان ارتش ایدئولوژیک است."
                          این سپاه به عنوان بخشی از سپاه پاسداران مستقیما از رهبر انقلاب، آیت الله خامنه ای و نه از ریاست جمهوری، دستور می گیرد، هر چند محمود احمدی نژاد شخصا روابط نزدیکی با تعدادی از سران سپاه دارد.

                          لیکن سپاه قدس که در داخل ایران کاملا محرمانه تلقی می شود، مورد بررسی بسیاری از محققین در ایالات متحده قرار گرفته است که تعداد افراد آن را بین 3000 تا 50000 نفر تخمین می زنند. آقای میلانی گفت تعداد واقعی، نیرو و بودجه کل سپاه پاسداران نیز محرمانه بوده و حتی از مجلس نیز پنهان نگاه داشته می شود.

                          حتی برخی تردید دارند که این سپاه اساسا به عنوان نیرویی مستقل از سپاه پاسداران وجود داشته باشد.
                          ولی نصر، که ایران و اسلام سیاسی را مطالعه می کند گفت: "حتی ممکن است هر عضو سپاه پاسداران که نقش اطلاعاتی دارد قدس نامیده شود."

                          حال چه این سپاه مستقل باشد یا نباشد ، واضح است که اعضای سپاه پاسداران نقش اطلاعاتی مهمی در تجهیز شبه نظامیان لبنان در سال 1980 و آموزش گروه حزب الله لبنان ایفا کرده اند؛ در افغانستان نیز در دوره جنگ علیه شوروی در سال 1980 همین نقش را بر عهده داشتند؛ در یوگسلاوی سابق نیز همین گروه از مسلمانان هرزگوین بر علیه نیروهای صرب دفاع وحمایت می کردند. این مورد در سایر مناطق مساله دار دنیا نیز اتفاق افتاده است.

                          سپاه همچنین به حمایت از تروریست ها در خارج از ایران متهم شده است بخصوص در حمایت از بمب گذاری 1996 در برج های الخبر در عربستان سعودی که منجر به کشته شدن 19 آمریکایی شد. در ماه دسامبر یک قاضی فدرال حکم داد که دولت ایران مسئول بمب گذاری های الخبر است و می باید به بازماندگان این رویداد 253 میلیون دلار پرداخت کند.

                          سپاه پاسداران که بعد از انقلاب 1979 و به منظور جایگزینی برای ارتش سلطنتی و با گرد آوردن افراد معتقد و انقلابی، به و جود آمد و نیروی آن بین 125000 تا 300000 نفر برآورد می شود، هر چه بیشتر به سمت یک ارتش متداول تمایل پیدا کرده است. این نیرو به سمت کارهای انتفاعی در داخل و خارج از ایران کشیده شده است. ولی علی رغم این مطلب این سپاه تحت پوشش سپاه قدس به صورت علنی یا مخفیانه به عملیات در خارج از ایران ادامه داده است.

                          اقدامات سپاه قدس لزوما توسط آیت الله خامنه ای فرماندهی نمی شود و شاید حتی رهبری از تمام عملیات آن نیز اطلاع نداشته باشد. این اظهارات را هوشنگ امیر احمدی، رئیس مرکز مطالعات خاورمیانه در دانشگاه راتگردز بیان داشت. وی افزود: "حکومت ایران مجوعه ای از مراکز متعدد و شناورقدرت است که دارای مرز های مبهمی از حیث محدوده اقتدارو اختیارات است."

                          وی همچنین گفت که رهبری ایران نمی تواند از مسئولیت خود در این زمینه چشم پوشی کند و این درست مثل این است که :" دولت بوش بگوید ما یک سازمان سیا داریم ولی این سازمان تحت گنترل ما نیست."

                          هر چند اتهامات آمریکا در مورد سپاه قدس در هفته های اخیر توجه محافل خبری را جلب کرده است، ولی این امر تازگی ندارد چرا که طی سال گذشته مقامات پنتاگون بارها بطور علنی در مورد دخالت ایران در عراق سخن گفته اند.

                          اخیرا نیز دولت بوش مدارک و شواهد متعددی از دخالت ایران در عراق را به نمایش گذارد. ولی به هر حال، ماهیت ناقص اطلاعات سازمان های اطلاعاتی آمریکا در مورد ایران، مانع از هر گونه نتیجه گیری قاطع در این زمینه است. پاتریک کلاوسون، متخصص مسائل ایران در موسسه سیاست ها خاور نزدیک، در این باره می گوید: " من فکر می کنم ما درک دقیقی از نحوه کارکرد رژیم ایران نداریم."

                          Comment

                          • Rasputin
                            Senior Member
                            • Jan 2005
                            • 63906

                            #5263
                            وزارت امور خارجه ایران سفیر پاکستان در تهران رابرای ارائه توضیحات در مورد انفجارهای زاهدان به این وزارتخانه احضار کرد.
                            زاهدان طی هفته گذشته شاهد دو انفجار بوده است. در انفجار اول، روز چهارشنبه، 27 بهمن، يک خودروی بمب گذاری شده در مسير اتوبوس متعلق به نيروی زمينی سپاه پاسداران ايران منفجر شد که يازده کشته و سی و یک زخمی بر جای گذاشت. انفجار دوم نیز جمعه شب روی داد که تلفاتی در بر نداشت.

                            مسئولیت این حملات را يک گروه سنی مذهب و بلوچ موسوم به گروه "جندالله" بر عهده گرفته است.

                            محمد علی حسینی، سخنگوی وزارت خارجه ایران در نشست هفتگی خود با خبرنگاران در مورد انفجارهای اخیر در زاهدان در جنوب شرقی ایران گفت که موضوع انفجارها از سوی نیروهای امنیتی و نظامی ایران تحت بررسی است و اعترافات بازداشت شدگان نشان می دهد که بیگانگان در این انفجارها دست داشته اند.

                            مدیر کل سیاسی استانداری سیستان و بلوچستان روز گذشته در مصاحبه با خبرگزاری مهر، آمریکا و بریتانیا را به دخالت در حوادث اخیر در این استان متهم کرده بود.

                            آقای حسینی با اعلام احضار سفیر پاکستان در تهران به وزارت امور خارجه برای ارائه توصیحات گفت که کمیته ای برای ارتقای امنیت مرزهای ایران و پاکستان تشکیل شده است.

                            گروه جندالله که مسئولیت این انفجار را پذیرفته، پیشترنيز مسئوليت حملاتی را که در استان سيستان و بلوچستان بر عليه سربازان ايرانی صورت گرفته بود، بر عهده گرفته بود. این گروه اظهارات مقام های ایران در مورد داشتن ارتباط با آژانس های اطلاعاتی خارجی و گروه های بنيادگرای سنی مذهب در خارج را رد کرده است.

                            سازمان ملل متحد و اتحادیه اروپا انفجارهی اخیر در زاهدان ا را محکوم کرده اند.

                            iran

                            Comment

                            • Rasputin
                              Senior Member
                              • Jan 2005
                              • 63906

                              #5264
                              کاندوليزا رايس، وزير امور خارجه آمريکا که در ادامه سفر خاورميانه ای خود به اسرائيل سفر کرده با ایهود اولمرت، نخست وزیر اسرائیل و تزیپی لیونی وزیر امور خارجه این کشور دیدار کرده است.
                              خانم رایس قرار است تا ساعتی دیگر با محمود عباس، رییس دولت خودگران فلسطینی نیز دیدن کند.

                              وزیر امور خارجه آمریکا در دیدار خود با مقامات اسرائیلی درباره جریان صلح خاورمیانه گفتگو کرده است. خانم رایس در مورد تشکیل یک کشور مستقل فلسطینی در کنار اسرائیل نیز صحبت کرده است.

                              قرار است فردا، دوشنبه 19 فوریه، مذاکرات سه جانبه ای میان وزیر امور خارجه آمریکا، نخست وزیر اسرائیل و رییس دولت خودگران فلسطینی صورت گیرد اما تردید درباره دولت وحدت ملی فلسطینی و موضع آن در برابر به رسمیت شناختن اسرائیل، موجب بروز برخی تردید ها شده است.

                              جنبش حماس که هم اکنون دولت فلسطینی را در اختیار دارد از به رسمیت شناختن اسرائیل خودداری می کند. از زمان روی کار آمدن حماس، آمریکا، اسرائیل و کشورهای اروپایی تحریم هایی را علیه آن وضع کرده اند که این مساله موجب بروز مشکلات گسترده ای در مناطق فلسطینی شده است.

                              خانم رایس پس از ورود به اسرائيل در شهر بيت المقدس با تزيپی لوينی، وزير امور خارجه اسرائيل، ديدار کرد. دو طرف در يک کنفرانس خبری مشترک از ضرورت پذيرش شروط سه گانه (به رسميت شناختن اسرائيل، تعهد به پيمان های قبلی، و محکوم کردن خشونت) از جانب دولت فلسطينی سخن گفتند.

                              برخی ناظران می گويند با توجه به موضع دولت اسرائيل در قبال دولت وحدت ملی فلسطينيان و گروه حماس، خانم رايس ماموريت دشواری برای از سرگيری روند متوقف شده مذاکرات صلح در پيش خواهد داشت.

                              در عين حال يک سخنگوی محمود عباس گفته فلسطينيان اميدوارند بتوانند آمريکا را قانع کنند تا از اقدام دولت تازه تشکيل شده وحدت ملی - متشکل از گروه حماس و جنبش فتح - حمايت کند.

                              دو گروه رقيب فلسطينی پس از هفته ها کشمکش خشونت بار در سرزمين های فلسطينی، بر سر تشکيل دولت وحدت ملی به توافق رسيدند و اسماعيل هنيه، نخست وزير دولت تحت کنترل حماس، از سمت خود استعفا کرد تا مجددا از سوی آقای عباس مامور تشکيل دولت جديد شود.

                              دولت اسرائيل اعلام کرده تا زمانی که اعضای گروه حماس حاضر در دولت وحدت ملی موجوديت اسرائيل را به رسميت نشناسند، خشونت را محکوم نکنند، و تعهد خود را به توافقنامه های صلح قبلی اعلام نکنند، با دولت وحدت ملی فلسطينی مذاکره نخواهد کرد.

                              وزیر امور خارجه آمریکا که شامگاه شنبه هفدهم فوريه (بيست و هشتم بهمن ماه) وارد تل آويو شده، پيشتر به طور غیر منتظره به بغداد سفر کرده و با جلال طالبانی رییس جمهور عراق و نوری مالکی نخست وزیر اين کشور دیدار کرده بود.


                              iran

                              Comment

                              • Rasputin
                                Senior Member
                                • Jan 2005
                                • 63906

                                #5265
                                بشار اسد، رییس جمهوری سوریه که برای دیدار و گفتگو با مقامات جمهوری اسلامی به تهران سفر کرده بود با بدرقه محمود احمدی نژاد رییس جمهوری ایران این کشور را ترک کرد.
                                آقای اسد در طول مدت اقامت خود با مقامات بلندپایه ایران از جمله هاشمی رفسنجانی، رییس مجمع تشخیص مصلحت نظام و علی لاریجانی دبیر شورای عالی امنیت ملی دیدار کرد.

                                در دیدار آقای رفسنجانی با رییس جمهوری سوریه، همکاری های دو جانبه، مسایل عراق، لبنان و مناطق فلسطینی مورد بحث و بررسی قرار گرفت.

                                رییس مجمع تشخیص مصلحت نظام ایران در این دیدار بار دیگر موضع ایران مبنی بر لزوم خروج نیروهای خارجی از عراق تاکید کرد و گفت امنیت عراق مستلزم خروج این نیروها از این کشور است.

                                ایران می گوید حضور نیروهای آمریکایی عامل اصلی خشونت ها در عراق است و تا زمانی که این نیروها در عراق بمانند، امنیت و ثبات در این کشور برقرار نمی شود.


                                iran

                                Comment

                                Working...