Important Political News

Collapse
This is a sticky topic.
X
X
 
  • Time
  • Show
Clear All
new posts
  • Rasputin
    Senior Member
    • Jan 2005
    • 63906

    #5266
    موريس پاپون، مرد فرانسوی که حدود يک دهه پيش به همکاری با آلمان نازی در جريان جنگ جهانی دوم و فرستادن يهوديان فرانسوی به کمپ های نازيها محکوم شده بود، در سن نود و شش سالگی درگذشت.
    آقای پاپون که در دوران اشغال فرانسه توسط آلمان دومين مقام بلندپايه منطقه بوردو - واقع در جنوب غربی فرانسه - بود، در سال 1998 ميلادی به جرم کمک برای فرستادن هزار و پانصد يهودی فرانسوی به زندان های آلمان نازی به ده سال حبس محکوم شد.

    وی چند روز پيش از مرگش به دليل نارسايی قلبی به بيمارستان منتقل شده و تحت عمل جراحی قرار گرفته بود.

    آقای پاپون هيچگاه از اعمالش در دوران جنگ جهانی دوم ابراز پشيمانی نکرد، اما مقام های فرانسوی در سال 2002، پس از گذراندن سه سال در زندان، به دليل کهولت او را آزاد کردند.

    در ژوئن سال 2004 ميلادی عالی ترين مرجع قضايی تقاضای وی را برای تجديد نظر در حکم رد کرد.

    وکيل آقای پاپون با بيان اينکه موکلش در خواب درگذشته، گفته: "او تا آخرين لحظه مبارزه کرد. او آزاد مرد."

    بنيامين ابتن، رئيس انجمن دانشجويان يهودی فرانسه، گفته است: "شاید آقای پاپن به آرامی درگذشت، اما نه همه کسانی که او آنها را به سوی مرگ فرستاد."

    او افزود: "ما او را نه فقط به عنوان يک جنايتکار، بلکه به عنوان نماد مسئوليت فرانسه در تلاش برای از بين بردن يهوديان در اروپا، به خاطر خواهيم سپرد."


    iran

    Comment

    • abadani69
      Senior Member
      • Aug 2005
      • 21339

      #5267
      مجلس با مقاومت در برابر متمم بودجه پيشنهادي دولت که سه هزار ميليارد تومان براي دو ماه باقي مانده سال طلب مي کرد، با اختلاف ناچيز دو راي به تصميم کميسيون بودجه و برنامه تمايل نشان داد که قصد دارد براي جلوگيري از ريخت و پاش هاي دولتي و برداشت هاي بي رويه از صندوق ذخيره ارزي، محل تامين رقم درخواستي دولت را فقط بودجه عمراني محقق نشده قرار دهد.

      كليات لايحه متمم بودجه سال 85 با همه توضيحات نمايندگاني که نقش ميانجي را بازي کردند 162 راي از 232 نماينده حاضر را به دست آورد، آن هم با صحبت هايي که نمايندگان اقتصاددان کردند که پولي براي حقوق و دستمزد کارکنان دولت به ويژه آموزش و پرورش نيست.

      ديروز پس از سخنان داغ نمايندگان مخالفت و موافق، سرانجام موافقت شد که لايحه در قالب گزارش اصلاحي كميسيون برنامه و بودجه به تصويب برسد و جزييات آن به علت وجود يک لايحه دو فوريتي، به جلسه بعد موكول شد.

      حسن سبحاني، نماينده دامغان نخستين مخالف لايحه متمم بودجه بود. وي در بيان دلايل مخالفت خود گفت: "دولت در سال*جاري چهار لايحه با ماهيت متمم داشته* كه تاكنون سه لايحه تصويب شده و تراز عملياتي بودجه را نزديك به چهارهزار ميليارد تومان منفي كرده است و اين در كارنامه عملكرد مجلس نمي*تواند قابل دفاع باشد."

      بنا به توضيح اين نماينده اقتصاد دان جناح محافظه کار، با تغييرات کميسيون اعتبارات عمراني قانون بودجه سال 85 و متمم*ها، سه*هزار و 300 ميليارد تومان كسر خواهد شد تا امور جاري سامان*دهي شود. همان کاري که مجلس مخالفش بود و دولت هم تکذيب مي کرد. در حالي که همين اعمال به گفته سبحاني نشانه كارشناسي نبودن پيش*بيني*ها، بي*انضباطي*هاي مالي و در برخي موارد تعهدات غيرقانوني دولت است.

      سخنران بعدي احمد توكلي نماينده تهران و ديگر نماينده اقتصاددان مجلس بود که به*عنوان موافق سخن گفت اما همه نظرات سبحاني را تائيد كرد: "با اين*كه اين لايحه مطابق سخنان سبحاني موجب بي*انضباطي مالي و مفهوم بودجه*ريزي در كشور مي*شود، اما بهمن و اسفندماه وقت مناسبي براي استفاده از قدرت مجلس براي اجبار دولت به [ترک] بي*انضباطي مالي نيست."

      توكلي براي نشان دادن تقلبي که در ارقام پيشنهادي دولت بود به ياد نمايندگان آورد که دولت براي سه هزار ميليارد درخواستي خود محل هايي تعيين کرده که يکي از آنها پانصد ميليون از محل فروش کارخانجات دولتي است. در حالي که در بودجه سال 740 ميليارد تومان براي اين منظور پيش بيني شده بود که فقط 51 ميليارد آن محقق شده و براي دو ماه باقي مانده هنوز 700 ميليارد تومان دولت به بودجه بدهکار است، و در چنين شرايطي چطور مي تواند باز هم رقمي ايجاد کند؟

      توکلي براي آن که امکان برداشت از صندوق ذخيره ارزي را ببندد به يادآورد گرچه درآمد صندوق ذخيره ارزي از خرداد پارسال رو به افزايش است اما فعلا وضعي دارد که حتي يک دلار هم نمي توان از آن برداشت. "با وضعيتي كه شرايط سياسي و اقتصادي كشور دارد كميسيون به اين نتيجه رسيد كه برداشت از حساب ذخيره ارزي قابل استفاده نيست و وقتي منبع جديد نداشته و با كسري بودجه براي پرداخت حقوق و عيدي كاركنان مواجه هستيم چاره*اي جز جابه*جايي رديف*هاي اعتباري نداريم."

      به زبان ديگر اين رييس مرکز پژوهش هاي مجلس به نمايندگان يادآوري کرد که محلي براي پرداخت حقوق و دستمزد کارکنان دولت وجود ندارد و مجلس چاره اي جز تصويب متمم ندارد، اما راه هاي دولت نادرست است و بايد راهي ديگر جست. اما نکته مهم تر سخن او تاکيد بر اين امر بود که "نرخ تورم در شهريور 84، 3/30 درصد و در شهريور 85، 35 درصد بود. با تصويب اين متمم نرخ تورم به 41 درصد افزايش خواهد يافت."

      محمدمهدي مفتح، مخبر كميسيون برنامه و بودجه در دفاع از اصلاحات اين كميسيون گفت: "اين*كه ارايه متمم بودجه يك عمل مناسب نبوده و در فرهنگ بودجه*نويسي بهتر است از اين كار پرهيز شود و انضباط مالي در مسوولان دولتي بيش*تر شود مورد قبول است اما اين سوال مطرح است كه چه پاسخي بايد به كارمندان دولت داد."

      در اين ميان به ويژه به وضعيت کارکنان آموزش و پرورش اشاره شد که هزار ميليارد تومان کسري بودجه براي پرداخت حقوق آنان وجود دارد و در روزهاي گذشته هم زمزمه اعتصاب احتمالي شان شنيده شده است.

      وقتي که همه دچار بلاتکليفي شده بودند و کسي به شنيدن حرف هاي نماينده دولت رغبتي نداشت و جو مجلس به شدت عليه رفتارهاي دولت در سال گذشته بود، رييس جلسه پيشنهاد راي گيري کرد اما هم پيشنهاد دولت و هم پيشنهاد سبحاني براي کاهش سقف جابه جائي اعتبارات [کاهش سطح متمم بودجه] راي نياورد و در نتيجه موضوع و جزئيات آن به جلسه بعد موکول شد.

      نمايندگان مجلس بعد از جلسه در حالي که سعي مي کردند عصبانيت خود را از خبرنگاران پنهان کنند نگراني هاي خود را نسبت به اوضاع مملکت پنهان نمي کردند. اما هيچ کس هيچ راهکاري براي پرهيز از گرفتاري بزرگ نداشت. ظاهرا چهل درصد تورمي که احمد توکلي وعده داده بود مانند زنگ در گوش نمايندگان صدا مي کرد.

      محمد طبيبيان رييس موسسه عالي بانکداري در نوشته اي کوتاه در همين باره که براي روزنامه سرمايه نوشت نشان داد که حتي بيش از چهل درصد تورم را پيش بيني مي کند. به نوشته وي با توجه به كسري بودجهء دولت انتظار مي*رفت که دولت و مجلس با دورانديشي بيش*تر آخرين متمم بودجه مبني بر دريافت مجوز برداشت سه هزار ميليارد تومان از حساب ذخيرهء ارزي را مسكوت گذاشته و آخرين روزهاي سال 85 را با وضعيت موجود، سپري كنند.

      اما به گفته وي هرچند مجلس مجوز برداشت از حساب ذخيره ارزي را صادر نكرد، اما موافقتش با جابه**جايي رديف*هاي بودجه**اي، به قصد تامين کسري دولت، همچنان اين نگراني را ايجاد مي*كند كه بحث در مورد رديف*هاي بودجه پوششي براي ايجاد كسري بودجه*هاي جديد باشد. تبعاً در صورتي كه روند كسر بودجه تشديد شود، روند تورم نيز شدت خواهد گرفت.

      Comment

      • abadani69
        Senior Member
        • Aug 2005
        • 21339

        #5268
        سخنگوي وزارت خارجه ازتمايل ايران براي محدود نگهداشتن غني سازي اورانيوم به عنوان نقطه قابل قبولي براي آغاز مذاکرات با طرف هاي اروپايي خبرداده است. اين درحالي است که تاکنون ايالات متحده به اين اظهار نظرهاپاسخي نداده است. آمريکا پيش از اين اعلام کرده بود براي هرگونه مذاکره اي ايران بايد غني سازي اورانيوم را به صورت کامل متوقف کند. فايننشال تايمز پس از اظهارات حسيني نوشته است که ايران اميدها براي مذاکرات هسته اي را به باد داده است. تعليق غني سازي هم اکنون درخواست قطعنامه شوراي امنيت است وايران هم اکنون عملا ناقض اين قعطنامه به شمار مي رود.

        فايننشال تايمز آورده که تهران تلاش کرده است درابتکاري ديپلماتيک، با اعزام فرستادگان ويژه رهبر ايران به روسيه، اروپا وعربستان سعودي طي ماه گذشته اين پيام را منتقل کند که ايران آماده است که بخشي از فعاليت هاي هسته اي حساس خود را به حالت تعليق درآورد. مقامات تهران گفته اند قبول اينکه ايران تنها مي خواهد به صورت محدود غني سازي کند خودش به نوعي مصالحه به شمار مي رود.

        علي لاريجاني درکنفرانس هفته گذشته مونيخ به سولانا گفته است که غني سازي درمقدار چهار درصد مي تواند آغازخوبي براي مذاکرات قلمداد شود. اين در حالي است که ظاهرا سويس نيز طرحي را براي برون رفت بحران هسته اي ايران به مقامات تهران پيشنهاد کرده که به نوشته برخي خبرگزاري ها با موافقت مقامات تهران مواجه شده است. سخنگوي وزارت خارجه تاکيد کرده است تا جوانب طرح سويس بررسي نشود به اظهار نظر درمورد آن نخواهد پرداخت. با اين وجود تصريح کرده است که تعليق هيچ زمينه اي ندارد وپذيرفتني نيست.

        فشار برايران براي تعليق غني سازي درحالي ادامه دارد که تهران بارها اعلام کرده است که به هيچ عنوان غني سازي را نمي پذيرد. اگرچه حسيني تنها به مدت يک روز ازاينکه ايران حتي در زمينه غني سازي هم حاضر به مذاکره است خبرداد، اما بلافاصله در يک برنامه تلويزيوني از اينکه ايران به هيچ عنوان به تعليق تن نمي دهد سخن گفت تا آب پاکي را به روي دست همه کساني که انتظار تعليق براي آغاز مذاکره با تهران را مي کشند، بريزد.

        ازسوي ديگر درحالي که مدت زمان مقررشده درقطعنامه 1737 شوراي امنيت سازمان ملل به پايان رسيده وايران هم به درخواست اول اين قعطنامه مبني تعليق غني سازي اورانيوم واکنش مثبت نشان نداده است، احتمال صدور قعطنامه اي ديگر برعليه ايران طي روزهاي گذشته افزايش يافته است. حسيني گفته است که صدور قطعنامه کار را پيچيده تر خواهد کرد. ايالات متحده علاوه برپيشنهاد دادن قطعنامه اي ديگر عليه ايران، ازاتحاديه اروپا و متحدان خود خواسته است موارد مطرح شده درقطعنامه تحريم ايران را به زودي به اجرادربياورند.

        علاوه برمذاکرات هسته اي، موضوع امنيت درعراق واتهامات پياپي مقامات آمريکايي به دست داشتن ايران درعمليات هاي نظامي شورشيان اين کشور وهمچنين ناامني درسيستان وبلوچستان ازديگر موضوعاتي است که نگراني هاي مقامات ايراني را به شدت افزايش داده است. با بمب گذاري انجام شده در زاهدان وزارت خارجه سفير پاکستان را احضار و خواستار ارتقاي سطح امنيت در مرزهاي ايران با اين کشور شده است. با اين وجود به نظر مي رسد مجموعه اي ازرويدادهاي ياد شده، همگي به نوعي حول بحران هسته اي شکل گرفته اند.

        طي روزهاي گذشته ژاپن و برخي ازکشورهاي اروپايي تحريم عليه ايران را آغاز کرده اند. ازواکنش مقامات ايراني مي تواند انتظار داشت که علي رغم تحريم اين کشورها روابط خود را با ژاپن وديگر کشورهاي ياد شده ادامه مي دهند. همه کشورهاي عضو سازمان ملل موظف به تبعيت از قطعنامه شوراي امنيت سازمان ملل هستند.

        ازسوي ديگر علاء الدين بروجردي رييس كميسيون امنيت ملي*وسياست خارجي مجلس نيز با جانبداري ازايده عدم تعليق به ايسنا گفته است: "با توجه به اينكه اصل موضوع اختلاف هسته* بين جمهوري اسلامي ايران و كشورهاي1+5 برسر انجام غني*سازي كه حق مسلم و قانوني تصويب*شده در NPT است، مي*باشد؛ اگر قرار بر انجام تعليق بود بايد در دوران قبل از صدور قطعنامه چنين اتفاقي رخ مي*داد. غرب بايد اين واقعيت را بپذيرد كه ايران داراي توانمندي غني*سازي در صحنه* عمل است. جمهوري اسلامي ايران اين توانمندي را براي مصارف صلح*آميز نياز دارد و كشورهاي غربي نيز بايد در چنين فضايي همكاريهاي خود را با ايران به ويژه درساخت نيروگاههاي هسته*اي تنظيم كنند." بروجردي گفته است که علي رغم آنکه محمد البرادعي تمايل دارد موضوع پرونده هسته اي ايران از طريق مسالمت اميزحل شود مقامات آمريکايي به سازمان انرژي اتمي براي جامه عمل پوشاندن به اهدافشان فشار وارد مي کنند: " ديد البرادعي تعامل مثبت با جمهوري اسلامي ايران است. همانگونه كه در چندين موضع*گيري اخير اعلام كرده نگاه وي نسبت به نحوه*ي عمل و همكاري با ايران مثبت است ولي اين فشارهاي آمريكاست كه مي*خواهد همكاري آژانس با جمهوري اسلامي ايران كم شود."

        در عين حال، گمانه زني ها براي ادامه مذاکرات هسته اي ايران طي روزهاي گذشته از سوي مسئولين ايراني افزايش پيدا کرده است. حسيني سفير جديد ايران درعربستان درمصاحبه اي با روزنامه الرياض گفته است: "تمام كساني كه مذاكرات را ترك كرده*اند بايد بدانند كه بايد بار ديگر به پاي ميز مذاكره بازگردند چون ايران همواره آماده*ي مذاكره است... پرونده*ي هسته*يي از دو جنبه حائز اهميت است؛ نخست جنبه*ي قانوني و منفي آن و دوم جنبه*ي سياسي؛ اما برخورد يك جانبه، طرفدارانه يا به عبارت ديگر برخورد دوگانه با مسائل جهاني شيوه*يي است كه منجر به نتايج مثبت نمي*شود و مخالف حاكميت ملت ما است. هر گونه عضويت در سازمان*هاي جهاني شروطي دارد و روابط با آژانس بين*المللي انرژي اتمي و موافقت ما با معاهده*ي منع تكثير سلاح*هاي هسته*يي شروط خاصي دارد؛ البته ما به تمام تعهدات آژانس بين*المللي انرژي اتمي پايبند بوده*ايم.

        عربستان طي ماه هاي گذشته بارها مورد مشورت ايالات متحده قرارگرفته است. کاندوليزارايس وباب گيتس وزراي امورخارجه ودفاع آمريکا طي ماه هاي گذشته به اين کشورسفرکرده اند. کشورهاي عرب حوزه حاشيه خليج فارس علي رغم نگهداشتن دست دوستي درديدار با مقامات آمريکايي نگراني خود را برنامه هسته اي تهران پنهان نکرده اند. ماه آينده دراجلاس وزراي خارجه*ي عضو شوراي همكاري خليج فارس در 26 مارس، بررسي برنامه* هسته اي کشورهاي عضو به عنوان يکي ازدستور کارهاي اين شورا خواهد بود. روزنامه شرق الاوسط به نقل از يک ديپلمات عربي نوشته است که وزراي خارجه* عضو شورا در نشست خود به بررسي گزارش*هاي ويژه* كشورهايشان در خصوص برنامه*ي هسته* اي مسالمت*آميز براساس تصميمات نشست قبلي سران و نيز گزارش عبدالرحمن العطيه دبير كل شوراي همكاري خليج فارس در خصوص برنامه*ي هسته*يي اين كشورها خواهند پرداخت.

        طي روزهاي گذشته آيت الله خامنه اي رهبرانقلاب درجمع مردم آذربايجان شرقي گفته بود که " مساله انرژي هسته*اي مساله آينده و سرنوشت کشوراست و کساني که مي گويند هسته*اي با اين هزينه براي کشور ضروري نيست برخي افراد سطحي نگر و کوته*فکرهستند. "

        Comment

        • abadani69
          Senior Member
          • Aug 2005
          • 21339

          #5269
          در حالي که باب گيتس وزير دفاع آمريکا بارها اعلام کرده است که برنامه اي براي حمله به ايران وجود ندارد وکاندوليزارايس نيز در گفت وگوبا روزنامه العربيه ازتمايل جدي براي گفت وگو با تهران درصورت توقف برنامه هسته اي خبرداده است، روزنامه "گلف نيوز"با انتشاري خبري مدعي شد که دولت بوش درمراحل نهايي آماده سازي براي حمله نظامي به تاسيسات نظامي ايران است. منابع اين روزنامه مقامات رسمي آمريکايي وتحليلگران ذکر شده اند.

          به نوشته اين روزنامه وبه نقل از روزنامه گاردين تقويت نيروهاي نظامي آمريکا درخليج فارس به اين کشور اين اجازه را مي دهد که تا بهاربه ايران حمله کند. اين گزارش تنها يک روز پس ازآن منتشر شد که باب گيتس وزيردفاع آمريکا اعلام کرد که آمريکا درحال برنامه ريزي براي حمله به ايران نيست.

          درابوظبي، مارک کيميت معاون وزارت دفاع آمريکا درامورخاورميانه درکنفرانس "امنيت خليج" (فارس) گفته است که آمريکا به دنبال مواجهه نظامي برسربرنامه جنجال برانگيز هسته اي ايران نيست. اما روزنامه گاردين با نقل قول از کانيسترارو تحليلگر امنيتي وازمقامات سابق سيا نوشت که "برخلاف انکارعمومي برنامه ريزي براي حمله به ايران به پيش مي رود....هدفها انتخاب شده اند."

          اين گزارش مي افزايد که نئومحافظه کاران در آمريکا به خصوص در موسسه "امريکن اينترپرايز" ودفترمعاون رياست جمهوري ديک چني براي اقدام عليه ايران به بوش فشار مي آورند.

          با وجود چنين گزارشي، باب گيتس تصريح کرده است که هيچ قصدي براي حمله به ايران وجود ندارد وتلاش هاي نظامي آمريکا به قطع کردن تلاش هاي براي قاچاق مواد بمب سازي به عراق محدود خواهد بود. او روز پنج شنبه گفت "براي چندمين بارمي گويم که ما به دنبال يافتن بهانه براي حمله به ايران نيستيم. ما برنامه اي براي حمله به ايران نداريم." اين ازجمله صريح ترين اظهار نظرها درخصوص عدم وجود برنامه اي براي حمله به ايران به شمار مي رود.

          اظهار نظر درخصوص حمله نظامي به ايران ونوعي مواجهه نظامي بين دوکشور طي هفته گذشته وپس ازانکه مقامات آمريکايي اعلام کردند شواهدي دردست دارند که ايراني ها در ناآرامي هاي عراق به تجهيز شورشيان وتندروهاي شيعه مي پردازند، بالا گرفت. ايران بلافاصله صحت شواهد اعلام شده را زير سوال بردو گفت شواهد آمريکا ساختگي است. مسئولين آمريکايي که نيز ابتدا ازحمايت مقامات عالي رتبه ايراني از اين روند سخن گفته بودند با فشار مطبوعات براي نشان دادن مدارک قطعي براي اظهاراتشان اعلام کردند که علي رغم آنچه شواهد به دست آمده مي خوانند، دليل متقني براي ارتباط دادن رهبران ايران با ارسال اسلحه به عراق ندارند. روز گذشته شبکه سي ان ان دربرنامه اي از کاهش اعتباردولت بوش پس اعلام شواهد برعليه ايران خبرداد. گزارشگر سي ان ان گفت که اعلام دست داشتن مقامات عالي رتبه ايران وسپس پس گرفتن آن توسط مقامات عالي رتبه آمريکايي از بحران اعتبار در اظهارات آنها خبرمي دهد. جورج بوش درکنفرانس خبري روزچهارشنبه خود اعلام کرد که شواهدي مبني بردخالت رهبران عالي رتبه ايران در قاچاق اسلحه به عراق وجود ندارد. گيتس نيز تصريح کرده بود: "اينکه آيا رهبران سياسي ايراني ازماجرا مطلع هستند يا نه را نمي دانيم. به هرترتيب هردوحالت براي من نگران کننده است."

          اين درحالي است که طي روزهاي گذشته وپس ازتوافق کشورهاي شش گانه براي پايان دادن به برنامه سلاح هاي اتمي کره شمالي، برخي مقامات آمريکايي ازاينکه چنين رويدادي به عنوان مدلي براي معامله با ايران مورد استفاده قرار بگيرد ابراز خوشبيني کرده اند.

          به نوشته خليج تايمز، طي ماه گذشته بوش سياست جديد خود را مبني بر"يافتن ونابود کردن" شبکه هاي ايراني ها در عراق به سربازان عراقي اعلام کرده است. استراتژي جديد آمريکا عليه ايران از "دستگيروآزاد کردن" به "دستگيرکردن و کشتن" تغيير فازداده است. ارسال بيش از21 هزارسرباز ازمنظر تحليلگران ببش ازآنکه عراق را مدنظر داشته باشد، ايران را هدف گرفته است: "ارسال موشک هاي پاتريوت به منطقه به طور قطع ايران را مدنظر قرار دارد." به نوشته اين روزنامه ايالات متحده يک تبليغات مسلسل وارد روزانه را عليه تهران به راه ادناخته است که سلاح هاي مرگبار براي شورشيان عراقي تهيه مي کنند. سلاح هايي مانند مهمات نفوذکننده که به بدنه زره پوش آمريکايي را ذوب مي کند ودرآن نفوذ مي کند: "مقامات آمريکايي اعلام کرده اندکه ازسال 2004 تا کنون بيش از 170 آمريکايي به اين ترتيب کشته شده اند. پيش ازاين ژنرال هاي آمريکايي گفته بودند که سربازانشان مهماتي را به دست آورده بودند که سريال هاي ايراني داشته است." اين درحالي است که مقامات ايراني درپاسخ به اين اتهامات اعلام داشته اند که سريال ها وتاريخ ها آمريکايي است به اين ترتيب که اول ماه، سپس روز وسپس سال روي بدنه مهمات حک شده است که تنها درآمريکا چنين روشي براي نوشتن تاريخ به شمار مي رود.

          خليج تاميز درادامه آورده است که حمله به ايران توسعه برنامه سلاح اتمي را تضمين خواهد کرد: "بمباران نطنز واصفهان برنامه هسته اي ايران را پنج سال به عقب بازخواهدگرداند. اما ظرفيت ايران را براي بازسازي تاسيساتش ازبين نخواهد برد. پانزده اتاق فکري وگروه هاي جامعه مدني انگليسي ازجمله گروه مطالعات اکسفور ومرکز سياست خارجه گزارشي را چندي پيش به نام "زمان گفت وگو" منتشر کردند که درآن گفته شده بود که جنگ عليه ايران بي ثباتي بي سابقه اي را درمنطقه ايجاد خواهد کرد: "....اين ممکن است به عنوان پرخاشگري وتجاوز عليه دنياي اسلام تصور شود به تحريک وتهييج احساسات ضد غربي بيانجامد وانگيزه تندروها را افزايش بدهد.

          روزگذشته روزنامه واشنگتن پست درمقاله اي به راهبردي که هم اکنون در قبال دولت ايران به کار گرفته است اشاره کرد ونوشت: "اقدامات جورج بوش، رييس جمهور آمريكا در رابطه با ايران هماهنگ با دو استراتژي بسيار متفاوت است كه هر دو با اين برداشت از رفتار ايران در داخل و در منطقه آغاز مي*شود كه اين رفتار براي منافع آمريكا و چشم اندازهاي صلح و دموكراسي در خاورميانه خطرناك است. هر دو استراتژي تركيبي از افشاي اقتصادي لفظي نظامي با گشايش*هاي ديپلماتيك است. در يك سناريو اين*ها به اميد موفقيت به كار مي*رود و در درگيري نيز به اميد موفقيت اما با انتظار شكست به كار مي*رود. شكستي كه در آن نيروي نظامي آن را به اين توجيه ربط مي*دهد كه همه*ي رويكرد منطقي امتحان شده*اند. ما هيچ مدركي كه نشان دهد دولت به دنبال گزينه دوم است شاهد نبوده*ايم، اما بايد گفت كه چنين مسيري براي اين رييس جمهور حماقت خواهد بود."

          Comment

          • abadani69
            Senior Member
            • Aug 2005
            • 21339

            #5270
            دومين جلسه دادگاه محاكمه عاملان ترور قاضي مقدس روز سه*شنبه هفته گذشته[24/11/1385]، در شعبه ‪ ۱۵‬دادگاه انقلاب تهران به رياست قاضي ابوالقاسم صلواتي و به صورت علني برگزار شد و در آن مجيد كاووسي*فر به همراه حسين برادرزاده*اش به شرح اقدامات خود پرداختند. * تمام اين جلسه به شرح چگونگي*چند فقره سرقت مسلحانه اين دو از برخي بانكها و همچنين نحوه قتل چند نگهبان و... گذشت. نماينده دادستان در اين جلسه با قرائت بخش هايي از كيفرخواست، اعلام كرد «متهمين اين پرونده اقرار كردند در صورت آزادي بار ديگر به ارتكاب جنايت دست خواهند زد» و «به همين دليل متهمين اصلاح پذير نيستند و بازگشت آنان به اجتماع به صلاح نيست.» اگرچه جلسات دادگاه علني بود اما به استناد تبصره يك ماده ‪ ۱۸۸‬قانون آيين دادرسي كيفري، كه رسانه*هاي جمعي مجاز به انتشار مشروح مذاكرات دادگاه پيش از تعيين حكم نيستند، رسانه*ها گزارش چندان مفصلي از اين دادگاه منتشر نكرده*اند.

            در يازدهم آذر ماه گذشته نيز اولين جلسه دادگاه رسيدگي به ماجراي ترور قاضي مقدس برگزار شد.در آن جلسه نيز دادستان به قرائت متن كيفرخواست پرداخته و اتهامات متهمان را بيان كرده بود. مجيد كاووسي*فرد، متهم به ارتكاب جرايم «مباشرت در سه فقره قتل، ترور حسن مقدس معاون دادسراي تهران و سرپرست دادسراي ارشاد، يك درجه*دار نيروي انتظامي و يك سرباز نگهبان بانك و يك مشتري بانك و مباشرت در چهار فقره ايراد جرح عمدي از طريق تيراندازي با سلاح گرم درجريان سرقت مسلحانه نسبت به سه مامور نيروي انتظامي، مشاركت در پنج فقره سرقت مسلحانه از بانك، مشاركت در سرقت مسلحانه سه دستگاه اتومبيل، مشاركت درسرقت مسلحانه*اسلحه سازماني نگهبان يك سفارتخانه، مباشرت در سرقت سلاح كمري نگهبان دو شعبه بانك و حمل و نگهداري سه قبضه سلاح غير مجاز و مهمات» بود.

            متهم رديف دوم*اين پرونده نيزبه «معاونت در ترور شهيد حسن مقدس از طريق تهيه وسيله فرار و تسهيل ترور، معاونت در سرقت مسلحانه اسلحه از نگهبان يك سفارتخانه، مشاركت در سرقت مسلحانه از شعبه يك بانك، مشاركت در سرقت مسلحانه دو دستگاه اتومبيل و حمل و نگهداري سه*قبضه اسلحه غيرمجاز و مهمات مربوطه و استعمال مواد مخدر» متهم است.

            به اين ترتيب دادگاه متهمان قتل حسن مقدس به پايان رسيد بي*آنكه كمترين سخني درباره ارتباط اين ترور با پرونده*ط گنجي به ميان آمده باشد. اكنون مي*توان مروري داشت بر ماجراي اين ترور و سناريوهاي مضحكي كه بنيادگرايان بر اساس آن ساختند و پس از ماهها تلاش و دستگيري دهها نفر نتوانستند آن را به اثبات برسانند.

            قتل اين قاضي همزمان شد با اوجگيري اخبار مربوط به اعتصاب غذاي اكبر گنجي، روزنامه*نگار مشهور و منقد ايران كه در آن زمان از زندان به بيمارستان ميلاد منتقل شده بود. در همان ايام انتشار تصاوير گنجي در حال اعتصاب غذا نشان مي*داد كه وضعيت جسماني نامطلوبي دارد. ظهر روزي كه مقدس ترور شد گروهي از روزنامه*نگاران ايران در محل انجمن صنفي روزنامه*نگاران گردهم آمده بودند تا به روند ناعادلانه*ي رسيدگي به وضعيت همكار روزنامه*نگار خود اعتراض كنند. انتشار خبر قتل قاضي پرونده*ي گنجي نگراني*هاي بسياري برانگيخت. به نظر مي*رسيد كه اين حادثه كار گنجي را سخت*تر خواهد كرد و حكومت ايران نيز بلافاصله با مرتبط كردن اين ترور و اعتصاب گنجي فشار بر او را افزون خواهد نمود. بلافاصله پس از انتشار خبر ترور قاضي مقدس همسر گنجي ظي بيانيه*اي اين ترور را محكوم كرد اما تريبونهاي راستگراي ايران، خصوصا آنها كه به بنيادگرايان نزديك بودند انگشت اتهام خود را به سوي گنجي و هواداران او گرفتند.

            تحليل نابغه*هاي حكومت

            روز بعد محمد كاظم انبارلويي، سردبير روزنامه*ي راستگراي رسالت طي گفتگويي با خبرگزاري «مهر» مدعي شد «منافقين در حمايت از گنجي، قاضي مقدس را ترور کردند. » و حسين شريعتمداري نماينده*ي آيت*الله خامنه*اي در روزنامه*ي كيهان نيز هواداران گنجي را متهم به قتل قاضي مزبور كرد. او دو روز بعد در سرمقاله*ي كيهان پس از آنكه سناريوي مضحكي مبني بر تلاش نزديكان گنجي براي مرگ او در حال اعتصاب غذا را ترسيم كرد، نوشت: «اين احتمال در مقياس گسترده اي وجود دارد كه ناكامي در اجراي پروژه مرگ اكبرگنجي بر اثر اعتصاب غذا و تبليغات گسترده اي كه در پي آن تدارك ديده شده بود، سرويس هاي اطلاعاتي بيگانه را به اجراي پروژه ترور قاضي پرونده اكبرگنجي كشانده است.اما، چرا قاضي پرونده اكبرگنجي براي ترور انتخاب مي شود؟ پاسخ به اين سؤال چندان پيچيده نيست، محافل بيگانه و برخي از رسانه هاي داخلي طي چند هفته گذشته، از طريق شيرين عبادي و فرد نزديك به اكبرگنجي، بيشترين تبليغات تخريبي را عليه عوامل موثر در بازداشت و محكوميت او، به راه انداخته بودند، بنابراين قاضي پرونده، نشان دارترين شخصيتي بود كه ترور او مي توانست، افكار عمومي را به سمت و سويي كه طراحان اين جنايت درنظر داشتند بكشاند. يعني انتقام از كسي كه اكبرگنجي را محاكمه و زنداني كرده است!»

            همان روزها اطلاعيه*ي مضحك منتشر شده در يك وبلاگ اينترنتي با توجه به بي*سوادي مطلق بنيادگرايان در امور فضاي مجازي مورد علاقه*ي آنان قرار گرفت. خبرگزاري فارس وابسه به قوه قضائيه ايران پانزدهم مرداد ماه طي خبري مدعي شد: «يك گروه حامي گنجي مسئوليت ترور قاضي مقدس را برعهده گرفت.» اين خبرگزاري رسمي از قول بيانيه اين گروه «كه در سايت اينترنتي آن درج شده»! آورده بود: «قاضي مسعود احمدي مقدس توسط هسته هاي چريكي به هلاكت رسيد.» و در تحليل خبر نيز اضافه كرده بود:«گروهك ضدانقلابي چريكهاي فدايي خلق كه از جمله گروههاي ضد انقلابي به شمار مي*رود، پيش از اين نيز از جمله دعوت كنندگان گنجي به كنفرانس برلين به شمار مي*رفت.»

            البته اين بيانيه**ي «وبلاگي» مورد توجه حسين شريعتمداري تحليل*گر پيچيده*ي كيهان نيز قرار گرفت و در همان سرمقاله كه پرده از ارتباط عوامل قتل قاضي مزبور و دوستان گنجي برداشت، به اين «سند» مهم هم اشاره كرد! البته پيچيده بودن تحليل*هاي نماينده*ي ولي*فقيه در كيهان تنها به همين يك مورد قتل قاضي مقدس مربوط نمي*شود و استعداد و نبوغ او موارد متعدد زيادي را شامل است.

            چند روز بعد سعيد مرتضوي - جواني كه با توقيف مطبوعات مشهور شد و به دادستاني تهران نيز رسيد- طي گفتگويي با خبرنگاران از، «جلسات مشتركي با مجموعه نيروي انتظامي و وزارت اطلاعات و حتي اطلاعات سپاه پاسداران» خبر داد كه ساعتها درباره*ي اين ترور بحث شده و به اين نتيجه رسيده*اند كه «كه فرد تروريست توسط گروهي حمايت مي*‏شد و در حقيقت اين ترور يك ترور سازماندهي شده*‏اي بوده است » او مدعي شد كه ترور حسن مقدس «با سازماندهي قوي به صورت فني» اجرا شده است و وعده داد: «فكر مي*‏كنيم در آينده*‏اي نزديك اين جرم كشف شود و بتوانيم هم ضارب و هم گروهي را كه ايده ترور را به جامعه تزريق مي*‏كنند، دستگير و معرفي كنيم.»[شرق-25/5/1385] در يك تحليل شگفت*آور ديگر يك منبع آگاه در گفت*وگو با سايت «بازتاب»، از احتمال وجود ارتباط ميان آنچه حمايت*هاي گسترده دولت انگليس در عراق و اروپا از مجاهدين خلق مي*ناميد با ترور قاضي مقدس خبر داده بود!

            دستگيري*هاي گسترده

            در هفته*ها و ماههاي بعد بارها اخباري مبني بر دستگيري و كشف عوامل ترور و يا نزديك بودن آن منتشر شد
            اما اقدامي عملي صورت نگرفت. دهم خرداد ماه واحد مرکزي خبر- وابسته به تلوزيون حكومتي ايران- از قول سعيد مرتضوي خبر داد كه همه عوامل ترور قاضي مقدس دستگير شده*اند. در شهريورماه 84 نيز وزير اطلاعات دولت احمدي*نژاد – محسني اژه*اي- در حاشيه مراسم گراميداشت شهداي ‪ ۱۷‬شهريور، در گفت*وگويي كوتاه با خبرنگاران گفت: افراد مظنون به ترور قاضي حسن مقدس، دستگير شده*اند اما هنوز نتيجه روشني به دست نيامده است. او در خصوص زمان معرفي عاملان ترور قاضي مقدس اظهار داشت: معلوم نيست. اين گاف بالاترين مقام امنيتي ايران بدليل فشار زيادي بود كه بر دستگاه*هاي امنيتي وارد مي*شد.
            در نيمه*ي آذر ماه 1384هم خبري مبني بر دستگيري عامنل ترور منتشر شد اما بلافاصله تكذيب گرديد. هفدهم آذرماه سايت بازتاب-كه وابسته به طيفي از سپاه پاسداران است كه به محسن رضايي نزديك هستند- خبر داد كه تا آن زمان « حدود سي نفر از مجرماني كه با توجه به سوابق محكوميت آنان، مي*توانستند انگيزه ترور قاضي مقدس را داشته باشند، به عنوان متهمان احتمالي مورد پيگيرد قرار گرفته*اند.» مي*توان حدس زد كه آن سي* تن چگونه مورد «پيگيري*هاي فني» بوده*اند تا ماجرا فيصله يابد و تئوري*هاي بنيادگرايان به اثبات رسد!

            كمك سفارت امپرياليسم امريكا!

            پس از آن مدتها خبري از اين ماجرا منتشر نشد تا اينكه در اواخر ارديبهشت1385 خبر رسيد كه با كمك سفارت امريكا در امارات متحده عربي فردي كه قاضي مقدس را ترور كرده بود دستگير شده است. يك مقام آگاه در پليس آگاهي تهران در گفت وگو با خبرگزاري فارس خبر داده بود كه متهم 26 ساله «مجيد كاووسي» نام دارد و با همدستي برادرزاده اش «حسين» دست به اين كار زده است. به گفته*ي اين مقام آگاه وي دو روز پس از ترور قاضي مقدس به ابوظبي متواري شد و تا چهار ماه به طور مخفيانه زندگي مي كرد و نهايتا با مراجعه به سفارت آمريكا در ابوظبي خود راعامل ترور قاضي مقدس معرفي كرد و خواستار پناهندگي در آمريكا شد.» به گفته*ي اين مقام آگاه مأموران پليس سفارتخانه پس از مطرح شدن اين ادعا «مجيد» را دستگير و تحويل پليس ابوظبي دادند و متهم شامگاه جمعه بيست و دوم ارديبهشت پس از انتقال به فرودگاه مهرآباد بلافاصله به اداره آگاهي تهران انتقال داده شد و تحقيقات از او آغاز گرديد. متهم در بازجويي هاي اوليه انگيزه خود را انتقام از يكي از قضات دادسرا اعلام كرد و اين حرف را هرگز پس نگرفت.

            گفته مي*شد مجيد كاووسي داراي چند فقره سابقه سرقت مسلحانه از بانك است كه در همين سرقت*ها چند مأمور محافظ بانك را مجروح كرده و همچنين در چند تن را كشته است. اينكه چرا يك سارق مسلح و آدمكش چنين آزادانه در شهر گز مي*كرده است از جمله موارد معمول در ساختار حاكميت ايران است كه معمولا بدليل وابستگي*هاي چنين اشخاصي چندان هم عجيب نيست.

            گفته مي*شد كه وي اعتراف كرده است در سال 83 به خاطر ارتباط نامشروع دستگيرشده و از سوي يكي از قضات دادسراي ارشاد به جزاي نقدي محكوم گرديده است.وي گفته بود: «پس از صدور حكم تصميم به انتقام گرفتم به دليل اينكه اگر قاضي صادر كننده حكم را به قتل مي رساندم مأموران به من مشكوك مي شدند تصميم به ترور رئيس مجتمع گرفتم.»

            چندي بعد اخبار بيشتري از نحوه*طي دستگيري متهم و همكاري سفارت امريكا منتشر شد و حتي گفته شد كه متهم در آغاز با آقاي Sison، سفير و سپس با كنسول آمريكا در ابوظبي، ديدارهايي داشته است. و اين سفارت مكالمات و مستنداتي كه او ضمن تشريح نحوه ترور قاضي مقدس، امكانات و برنامه*هايي را كه براي ديگر ترورها در دست دارد، بيان مي*كند را نيز به ايران تحويل داده بود. البته از آنجا كه اين ماجرا منجر به سرشكستگي بنيادگرايان ايران است در مرداد ماه 85، روابط عمومي دادسراي عمومي و انقلاب تهران به بهانه*ي مراسم اين ترور اطلاعيه*اي صادر كرد كه در آن آمده بود: « قاتل و مباشر ترور سرمست از نوشيدن خون شهيد در انگيزه جواز پناهندگي در دامن آلوده آمريکاي خونخوار بود اما به خواست خدا قبل از پناه بردن به سفارت شيطان بزرگ در چنگال عدالت گرفتار شد و به آرزويش نرسيد.»!

            سال قبل نيز همين روابط عمومي در اطلاعيه*اي ديگر آورده بود: «شهيد حسن مقدس، فداي عدالت خويشتن شد و مظلومانه به دست عده اي كوردل به شهادت رسيد و اين است استدلال برهان مناديان دروغين دموكراسي و آزادي»!

            Comment

            • abadani69
              Senior Member
              • Aug 2005
              • 21339

              #5271
              آيت الله خامنه اي رهبر ايران روز شنبه گفت منابع نفت و گاز ايران تمام شدني است و لذا نياز تهران به توليد سوخت هسته اي براي اينکه بعد ها محتاج کشور هاي غربي نباشد، توجيه پذير است.

              بنا به گزارش تلويزيون دولتي ايران، وي افزود: "نفت و گاز هميشگي نيست. اگر کشوري به فکر توليد انرژي آينده خود نباشد به قدرت هاي جهاني که به دنبال تسلط هستند وابسته خواهد شد."

              ايران در حال حاضر 4 و 2 دهم ميليون بشکه نفت در روز توليد مي کند و دومين کشور صادر کننده نفت در ميان کشور هاي اوپک و داراي بزرگترين مخازن گاز طبيعي در دنياست.

              ظرفيت ذخاير قابل استحصال نفت ايران معادل 137 ميليارد بشکه يا 12 درصد مخازن جهان است. ذخاير گاز ايران نيز معادل 28 تريليون متر مکعب برآورد مي شود.

              آمريکا و اروپا برنامه هاي هسته اي ايران را مورد ترديد قرار داده اند در حالي که تهران مي گويد هدفش توليد انرژي است نه بمب هسته اي.

              مقامات ايراني گفته اند هيچ دليلي وجود ندارد که يکي از دستاورد هاي فني بشر فقط در اختيار گروهي محدود باشد. اما از ديد ايالات متحده، برنامه هسته اي ايران پوششي براي توليد مخفيانه سلاح اتمي است.

              آقاي خامنه اي گفته است آنها که مي گويند ايران نيازي به فن آوري هسته اي ندارد "کوتاه بين" هستند. وي مجددا تاکيد کرد ايران برنامه هاي هسته اي را "به طور جدي دنبال مي کند".

              محمود احمدي نژاد، رئيس جمهور ايران هم هفته پيش گفته بود ايران تبحر زيادي در فن آوري هسته اي کسب کرده و پيشرفت ها در اين زمينه، تدريجا ظرف دو ماه آينده به اطلاع عموم خواهد رسيد.

              فوريه سال پيش ايران براي اولين بار اعلام کرد به کمک دومجموعه سانتريفوژ164 تايي موفق به غني ساختن اورانيوم شده است. اين فن آوري مي تواند براي توليد سوخت هسته اي و يا مواد ضروري براي توليد بمب هسته اي بکار رود.

              قرار بود هفته پيش ايران راه اندازي 3000 سانتريفوژ جديد در نطنز را اعلام کند، ولي اين اتفاق نيافتاد که باعث حدسياتي در مورد مشکلات فني در راه اندازي آنها و يا اجتناب از عواقب سياسي آن شده است.

              مطابق قوانين ايران رهبر جمهوري اسلامي، آقاي خامنه اي، حرف آخر را در تعيين سياست هاي نظام مي زند. وي هر چند از هواداران انرژي هسته اي براي ايران است، ليکن اخيرا با برخي از ميانه روها در انتقاد از سياست ها و تاکتيک هاي ديپلماسي هسته اي احمدي نژاد همصدا شده است.

              ايران قصد دارد تعداد 54هزار سانتريفوژ براي توليد سوخت نيروگاه هسته اي هزار مگاواتي برق بکار گيرد. ايران گفته است از حق خود در توليد سوخت هسته اي در چهار چوب پيمان منع گسترش سلاح هاي هسته اي (ان پي تي) نخواهد گذشت.

              در سال 1970، زماني که حکومت طرفدار غرب محمد رضا شاه پهلوي بر سر کار بود، ايالات متحده و اروپا قبول کردند 20 نيروگاه اتمي در ايران بسازند و فن آوري هسته اي را براي متحد خود تامين کنند. اين روند پس از انقلاب اسلامي سال 1979 معکوس و متوقف شد.


              Comment

              • abadani69
                Senior Member
                • Aug 2005
                • 21339

                #5272
                با جدي تر شدن فعاليت هاي اتمي ايران و تلاش هاي غرب براي متوقف کردن آن، تنش ميان ايران و غرب، بالا گرفته است. رهبران ايران در هفته جاري و در سالگرد انقلاب اسلامي در ايران، به روشني اعلام کردند که آماده مذاکرات بر سر برنامه هاي اتمي هستند اما متوقف کردن غني سازي اورانيوم را به عنوان پيش شزط، نمي پذيرند.

                رهبران ايران مي گويند که تا زماني که تحت پوشش پيمان منع توليد سلاح هسته اي و آژانس بين المللي انرژِي اتمي قرار دارند، از حق استفاده "صلح آميز" از انرژي هسته اي، چشم پوشي نمي کنند.

                با اين حال منبع اصلي تنش آمريکاست که با بي رحمي دو ناو هواپيما بر خود را در خليج فارس و به حالت آماده باش مستقر کرده است.

                پرزيدنت جورج بوش به نيروهاي خود در عراق دستور داده است تا شبکه هاي جاسوسي ايران را در عراق پيدا کنند و از بين ببرند. راهکار آمريکا در قبال مظنونين ايراني از " دستگير کن و آزاد کن" به "دستگير کن و بکش" تغيير کرده است. هدف اصلي از افزودن 20 هزار سرباز آمريکايي در عراق، احتمالا ايران است. موشک هاي پاتريوت، مسلما به قصد ايران فرستاده شده اند.

                آمريکا هر روز عليه ايران تبليغ مي کند و ادعا مي کند که اين کشور به شورشي هاي عراقي سلاح هاي خطرناک و مواد منفجره مي دهد. آمريکا اعلام کرد که تجهيزات انفجاري ايران از ماه ژوئن 2004 تا امروز، 170 آمريکايي را کشته است. فرمانده دوم آمريکا در عراق، سلاح هايي با شماره سريال ايراني، پيدا کرده است.

                اين زودباوري است. اگر يک کشور سلاحي را توليد کرده باشد، دليل نمي شود که آن را توزيع هم کرده باشد. ايران يک جنگ هشت ساله با عراق داشته است. کشور عراق پر است از سلاح هاي ايراني که در دست مردم است. شواهد آمريکا در مورد ايران باعث زير سوال رفتن اعتبار آمريکا مي شود.

                شيعه هاي عراق با آمريکا نمي جنگند. دو گروه نظامي شيعه، تحت کنترل احزاب پيشرو عراق هستند که طرفدار نيروهاي متحد هستند. به نظر بي معني مي رسد که ايران شيعه، شورشيان عراق را که اکثرا سني هستند، مسلح کند تا آمريکا را هدف قرار بدهند.

                در عين حال، آمريکا دست به اقدامات تحريک آميز ديگري مثل گشت هوايي در طول مرز ايران و عراق، مي زند. اين اقدامات تحريک آميز ممکن است افزايش پيدا کند و يا تبديل به يک رويارويي بشود.

                خط مشي آمريکا در قبال ايران، همراه با پيشداوري و خصومت است که بعضي از آنها ريشه در انقلاب اسلامي ايران دارد که خود واکنشي بود در قبال باج گيري هاي آمريکا از شاه. آمريکا متقاعد شده است که ايران مي خواهد به قدرت منطقه و به کشوري اتمي تبديل بشود.

                به همين دليل جرج بوش در سخنراني اش در سال 2002، عليرغم کمک هايي که ايران بعد از 11 سپتامبر 2001، کرده بود، اين کشوررا "محور شرارت" خطاب کرد. ايران در زمان حمله آمريکا به افغانستان، از آمريکا کشور حمايت کرده بود. ايران هميشه با القاعده مخالف بود.

                به نقل از شماره آخر نيوزويک، بدون ميانجي گري ايران با اتحاد شمال که بر ضد طالبان بودند، معلوم نبود که حامد کرزاي به رياست جمهوري مي رسيد.

                آمريکا نسبت به فعاليت هاي اتمي ايران دچار يک حس اغراق و پارانوئيد است. ايران يک برنامه اوليه اتمي دارد که بر غني سازي اورانيوم بنا شده است. معلوم نيست که اين برنامه به مرحله صنعتي برسد. ايران اعلام کرده است که علاوه بر 328 سانتريفوژ سال گذشته، 328 سانتريفوژ ديگر هم نصب کرده است و اين درحالي است که براي ساختن بمب اتمي به چند هزار سانتريفوژ احتياج دارد.

                طبق گزارش يک موسسه بين المللي مطالعات استراتژيک در لندن، مشکل اصلي ايران در تبديل کردن کيک زرد به گاز خالص هگزافلورايد است. به نظر مي رسد که اين گاز براي سانتريفوژ شدن، آلوده است.

                هرچقدر هم که مقاصد ايران اشتباه باشد-آيا همه کشورهاي داراي سلاح اتمي مقصود افتخار آميزي داشته اند؟- و به غير از بعضي ار پنهان کاري هايش در طول هجده سال، ايران از هيچيک از وظايفش بعنوان کشور عضو ان پي تي، فروگذار نکرده است. آژانس بين المللي انرژي اتمي هم هيچ ماده اتمي که براي استفاده نظامي باشد، پيدا نکرده است.

                بهترين کاري که مجامع بين المللي مي توانند انجام بدهند اين است که ايران را متعهد نگه دارند و فعاليت هاي اتمي اش را تحت کنترل شديد بازرسان قرار بدهند. اما آمريکا و اسرائيل جور ديگري فکر مي کنند. آنها نقشه حمله به تاسياست اتمي و تاسيسات نظامي مهم ايران را کشيده اند. به نقل از نيويورکر و ساندي تايمز، آمريکا يا اسرائيل، ممکن است از سلاح هاي اتمي "تاکتيکي" استفاده کنند. نئوکان ها بوش را بشدت تحت فشار گذاشته اند که به ايران حمله کند و رژيم را در اين کشور تغيير بدهد. حمله به ايران عواقب جهاني فاجعه آميزي دارد که يکي از آنها خشم دنياي اسلام است. ميليارد ها نفر در سرتاسر جهان عليه آمريکا شورش مي کنند.

                اين حمله دستيابي به سلاح اتمي را تضمين خواهد کرد. بمباران نطنز و اصفهان، برنامه هاي اتمي را پنج سال به تعويق مي اندازد. اين حمله، توانايي ايران در ساختن تاسيسات را ازبين نمي برد. پانزده « اتاق فکر» انگليسي و گروه هاي جامعه مدني از جمله گروه تحقيقاتي آکسفورد و مرکز سياست خارجي، گزارشي تهيه کرده اند که در آن آمده است که جنگ با ايران باعث بي ثباتي بي سابقه اي خواهد شد. اين جنگ باعث خشونت در جهان اسلام مي شود و به آتش احساسات ضد غربي دامن مي زند و نيروي تازه اي به تندروها مي دهد. جنگ ايران باعث ويراني بازار جهاني نفت مي شود و ممکن است قيمت نفت به بشکه اي 100 دلاربرسد. اگر قيمت نفت 10 دلار هم زياد بشود، توليد ناخاص داخلي کشورهاي آفريقايي زير خط صحرا، سه درصد کاهش پيدا مي کند و کشورهاي توسعه يافته را به فقر بزرگي دچار خواهد کرد.

                ايران مي تواند مشکلات عمده اي براي آمريکا در عراق بوجود بياورد. در داخل ايران هم اين حمله مي تواند تندروها را تقويت کند و شانس اصلاحات را – درست در زماني که موقعيت رئيس جمهور احمدي نژاد تضعيف و موقعيت اصلاح طلبان، قوي شده است- از بين ببرد. مشخص نيست که کشورهاي زيادي از آمريکا حمايت بکنند. اما بسيج شدن مجامع مدني عليه جنگ در ايران، حتمي است.

                Comment

                • abadani69
                  Senior Member
                  • Aug 2005
                  • 21339

                  #5273
                  نانسي پلوسي، رئيس دموکرات مجلس نمايندگان، روز گذشته با اعلام اينکه جورج بوش، قانونا اجازه حمله به ايران را ندارد و با دفاع از راي دادن برضد سياست هاي وي در مورد عراق، يک حمله دو سويه به او کرد.

                  خانم پلوسي، درحالي که مجلس ديشب، قطعنامه اي را بر ضد استراتژي آمريکا در جنگ عراق به تصويب رسانده بود، بر اين اعتقادش پافشاري کرد که دموکرات ها با پيروزي که در انتخابات ميان دوره اي در ماه نوامبر به دست آوردند، مي توانند در مقابل بوش بايستند. او گفت: «کنگره بايد به روشني از اين نظريه دفاع کند که اين رئيس جمهور و هيچ رئيس جمهوري اجازه ندارد به ايران برود». او با اشاره به اينکه وظيفه بوش پيدا کردن راه حلي ديپلماتيک براي تهديد اتمي ايران است، افزود:« من او را بر سر قولش باز مي گردانم».

                  قطعنامه مجلس با 256 راي در مقابل 182 راي به تصويب رسيد که 17 نماينده جمهوري خواه هم به نفع اين قطعنامه راي داده بودند. با وجود اينکه اين قطعنامه سمبوليک است، اما خانم پلوسي معتقد است که پيام کوبنده اي به آقاي بوش است و هشداري است براي اينکه بوش روش خود را در عراق تغيير داده و به جنگ پايان دهد و سربازان ما را به خانه بازگرداند.

                  در اين قطعنامه آمده است که مجلس نمايندگان همچنان به حمايت خود از نيروهاي آمريکايي ادامه مي دهد، اما تصميم آقاي بوش مبني بر افزودن 20 هزار سرباز آمريکايي ديگر در عراق را جايز نمي داند.

                  حالا مجلس نمايندگان مبارزه سختي را براي کسب راي براي قطعنامه در مجلس سنا در پيش رو دارد، زيرا جمهوريخواهان در مقابل تاکتيک آنها مي ايستند.

                  با مطرح شدن اين سووال که نظرفرماندهان نظامي آمريکا تا چه حد در تصميم گيري درمورد جنگ و صلح، نقش دارد، صحنه را براي درگيري شديدتري بين گنگره و بوش آماده تر مي کند. بحث بر سر اين مسئله که بوش نبايد سربازاني که آماده نبرد نيستند را به جنگ بفرستد هم، مشکل تازه اي براي او ايجاد کرده است. معناي آن اين است که سربازان اجازه دارند قبل از بازگشت به عراق يک سال درخانه باشند.

                  دموکرات ها که با شور زياد و با حمايت حزب شان بر ضد جنگ فعاليت مي کنند، مي خواهند اختيارات بوش را در مورد سياست هايش در عراق بدون در نظر گرفتن بودجه براي جنگ -سياست خطرناکي که آخرين بار در جنگ ويتنام مورد استفاده قرار گرفت- محدود کنند.

                  بوش با خشم زياد اختيارات قانوني اش را که از بعد از يازده سپتامبر، سمت فرماندهي کل را براي او پيش بيني کرده است، ياد آوري کرد و دموکرات ها را که به اين دليل که به ژنرال ديويد پتريوس به عنوان فرمانده کل عراق راي داده اند و در عين حال با برنامه افزايش سرباز در عراق، که او در تدوين آن نقش داشت مخالفت کردند، انتقاد کرد.

                  آقاي بوش گفت: «اين اولين بار در تاريخ کنگره آمريکا است که برا ي فرستادن فرمانده جديد به جنگ، راي گرفته مي شود و بعد عليه برنامه هاي وي که براي موفقيت در ميدان نبرد، لازم است، راي مي دهند».

                  در جلسه بحث بر سر عراق، صحنه هاي تاثير گذاري اتفاق افتاد. جان بوهنر، رهبر اقليت جمهوريخواه، بعد از شنيدن صحبت هاي هم حزبي اش، سام جانسون که هفت سال در جنگ ويتنام حضور داشت، گريست. او به خاطر آورد که چگونه کساني که او را به اسارت گرفته بودند، شعار هاي ضد آمريکايي را که در آمريکا مي دادند، در گوشش فرياد مي زدند و به اين وسيله روحيه اش را خراب کرده بودند. آقاي جانسون گفت: «دشمن مي خواهد که مردان و زنان سرباز ما گمان کنند که کنگره اهميتي به آنها نمي دهد و حمايت هاي مالي را قطع مي کند و آنها را در هنگام انجام وظيفه، تنها مي گذارد.»

                  دموکرات ها اين توضيح را قبول نکردند. پاتريک مورفي از حزب جمهوريخواه و کهنه سرباز جنگ عراق گفت: «طرح رئيس جمهور براي فرستادن بهترين و شجاع ترين سربازان ما و کشته شدن آنها در جنگ داخلي عراق، کار اشتباهي است».

                  Comment

                  • Rasputin
                    Senior Member
                    • Jan 2005
                    • 63906

                    #5274
                    به گفته مقام های هندی دست کم 65 نفر در آتش سوزی ناشی از انفجار در قطاری در ايالت شمالی هاريانای اين کشور جان باخته اند.
                    قطار سامجهائوتا اگسپرس مسافر و بار را در مسير دهلی، پايتخت هند، و لاهور، واقع در پاکستان، حمل و نقل می کند و يک مقام ارشد شرکت خط آهن هند به بی بی سی گفته است که انفجارها و آتش سوزی هنگامی روی داد که قطار از نزديکی پانيپات، واقع در 80 کيلومتری شمار دهلی، پايتخت، عبور می کرد.

                    به گفته شاهدان عينی پيش از زبانه کشيدن شعله های آتش، صدای يک رشته انفجار شنيده شد.

                    سخنگوی مانموهان سينگ، نخست وزير هند، گفت که انفجارها و آتش سوزی احتمالا "يک عمل تروريستی" بوده است.

                    شماری از مسافران نيز مجروح شده اند و مقام ها می گويند شمار کشته ها ممکن است افزايش يابد.

                    ناوديپ دهاريوال، خبرنگار بی بی سی در دهلی، می گويد در حدود نيمه شب به وقت محلی زمانی که قطار به روستای ديوانا نزديک می شد رشته انفجارهای کوچکی در دو واگن آن روی داد.

                    به گفته وی قطار سپس متوقف شد در حاليکه آتش از بخشی از آن زبانه می کشيد.

                    زخمی ها با کمک ساير مسافران از واگن ها خارج شدند.

                    مقام های راه آهن گفته اند که اکثر قربانيان اين حادثه شهروندان پاکستانی بوده اند اما تعدادی از ماموران امنيتی هند نيز در اين حادثه چان خود را از دست داده اند.

                    به گفته منابع امنيتی هند، پنج وسيله انفجاری ديگری نيز که قادر به ايجاد آتش سوزی بود در قطار کشف و خنثی شده است.

                    تارا چاند از مسافران قطار به خبرگزاری رويتر گفته است که "صدای انفجار شديدی را شنيدم و بعد دود همه جا را گرفت. از آنجا که دود خيلی غليظ بود احتمالا خيلی از مسافران پيش از سوخته شدن در آتش خفه شده اند."

                    خط سريع السير ساميهواتا يکی از دو سرويسی است که هند را به پاکستان متصل می کند.

                    اين سرويس پس از وقفه ای دو ساله در سال 2004 به عنوان بخشی از فرآيند صلح ميان دو کشور بازگشايی شد.


                    iran

                    Comment

                    • Rasputin
                      Senior Member
                      • Jan 2005
                      • 63906

                      #5275
                      وزير خارجه آمريکا قرار است روز دوشنبه ميزبان گفتگوهای سه جانبه در بيت المقدس با رهبران اسرائيلی و فلسطينی باشد.
                      کاندوليزا رايس می گويد او در گفتگوهايش با اهود اولمرت نخست وزير اسرائيل و محمود عباس رهبر فلسطينی ها به بررسی چشم انداز صلح خواهد پرداخت.

                      اما فرآيند تشکيل يک دولت تازه وحدت ملی در سرزمين های فلسطينی احتمالا اين اجلاس را تحت الشعاع قرار خواهد داد.

                      آقای اولمرت گفته است که اسرائيل و آمريکا هر نوع دولت فلسطينی که اسرائيل را به رسميت نشناسد، بايکوت خواهند کرد.

                      اما خانم رايس گفت که آمريکا از داوری در اين باره تا زمان تشکيل دولت پيشنهادی وحدت ملی خودداری خواهد کرد.

                      حماس که بزرگترين گروه در دولت تازه خواهد بود، از به رسميت شناختن حق وجودی اسرائيل خودداری کرده است، درحالی که اين يکی از درخواست های کليدی کشورهای غربی برای رفع تحريم ها عليه دولت فلسطينی است.

                      گروه های رقيب حماس و فتح پيشتر در ماه جاری برای سهيم شدن در قدرت به توافق رسيدند که به هفته ها نبرد داخلی پايان داد.

                      تهديد به تحريم

                      بتانی بل، خبرنگار بی بی سی در بيت المقدس، می گويد که در آستانه اجلاس روز دوشنبه، خوشبينی زيادی نسبت به پيامدهای آن وجود ندارد. اين نخستين نشست رهبران اسرائيلی و فلسطينی با حضور يک مقام ارشد آمريکايی از ماه ژوئن 2003 تاکنون است.


                      آقای اولمرت می گويد اگر دولت بعدی فلسطينی اسرائيل را نپذيرد، تحريم خواهد شد

                      به گفته خبرنگار ما هرچند خانم رايس می گويد او خواهان بررسی چشم انداز صلح است اما اذعان کرده که اکنون زمان چندان مناسبی برای اين کار نيست.

                      خانم رايس روز يکشنبه بيش از دو ساعت وقت صرف گفتگو با محمود عباس در شهر رام الله در کرانه باختری کرد. وی سپس در بيت المقدس با آقای اولمرت به گفتگو نشست.

                      آمريکا و اسرائيل تاکيد کرده اند که هر دولتی در فلسطين شکل بگيرد، بايد اسرائيل را به رسميت بشناسد، خشونت را نفی کند و به تعهدات قبلی ميان دولت خودگردان و اسرائيل متعهد باشد.

                      آقای اولمرت در آستانه اين اجلاس گفت که او و جورج بوش رئيس جمهور آمريکا با تحريم دولت وحدت ملی فلسطينی ها در صورتی که اسرائيل را به رسميت نشناسد موافقت کردند.

                      آقای اولمرت گفت که اگر دولت آتی فلسطينی از پذيرش شروط پيشنهادی گروه چهارجانبه - شامل آمريکا، اتحاديه اروپا، روسيه و سازمان ملل - سر باز زند "به رسميت شناخته نخواهد شد و از همکاری با آن خودداری خواهد شد."

                      انتظارات پايين

                      اتحاديه اروپا، آمريکا و روسيه از زمان پيروزی حماس در انتخابات مجلس قانونگذاری در ژانويه سال گذشته، دولت فلسطينی را تحت تحريم قرار داده اند.


                      آقای عباس (راست) از اسماعيل هنيه خواسته است دولت وحدت ملی تشکيل دهد

                      در همين حال نبرد جناحی ميان حماس و فتح باعث مرگ بيش از 90 فلسطينی از ماه دسامبر تاکنون شده است.

                      اسماعيل هنيه، نخست وزير سابق فلسطينی ها از جناح حماس، اکنون پنج هفته فرصت دارد کابينه ای که مورد قبول پارلمان تحت کنترل حماس است را معرفی کند.

                      اما به گفته خبرنگاران اگر حماس همچنان موضع خود در برابر اسرائيل را تغيير ندهد، اين نگرانی وجود دارد که هر نوع گفتگويی با وساطت واشنگتن بی ثمر خواهد بود.

                      به گفته آنها اين واقعيت که قرار نيست پس از گفتگوهای سه جانبه دوشنبه در بيت المقدس کنفرانسی خبری درباره آن برگزار شود نشان از پايين بودن انتظارات دارد.

                      iran

                      Comment

                      • Rasputin
                        Senior Member
                        • Jan 2005
                        • 63906

                        #5276
                        در پی بررسی افکار عمومی در 27 کشور جهان معلوم شد به طور متوسط 56 درصد بر اين باورند که پيوندهای مثبت ميان اين دو فرهنگ وجود دارد.

                        با اين حال 28 درصد پاسخ دهندگان اظهار نظر کردند که مناقشه خشونت بار ميان اين دو بخش جهان اجتناب ناپذير است.

                        در پاسخ به سوالی درباره علل کنونی اصطلاک ميان جهان اسلام و غرب، 52 درصد گفتند که نتيجه اختلافات سياسی است و 58 درصد گفتند که گروه های اقليت به اين تنش ها دامن زده اند.

                        تنها در يک کشور، نيجريه، که گروه های مسلمان و مسيحی اغلب در آن درگيری های خشونت آميزی دارند، اکثريت نظرسنجی شوندگان (56 درصد) اختلافات مذهبی و فرهنگی را ريشه اختلاف ميان غرب و جهان اسلامی دانستند.

                        داگ ميلر، رئيس موسسه نظرسنجی "گلوب اسکن" گفت که نتايج حاکی از آن است که جهان به سمت يک نبرد اجتناب ناپذير و وسيع ميان تمدن ها پيش نمی رود.

                        وی گفت: "اکثر مردم احساس می کنند که مساله به قدرت سياسی و منافع مربوط می شود، نه مذهب و فرهنگ".

                        وی به دوقطبی شدن جامعه نيجريه به عنوان هشداری برای ديگران اشاره کرد، اما نتايج مربوط به لبنان، کشوری که اغلب درگير مناقشه است، را ستود.

                        در حدود 78 درصد لبنانی ها قويا بر اين باورند که تنش ها ميان شرق و غرب دارای انگيزه سياسی است، درحالی که 68 درصد احساس کردند امکان يافتن زمينه های مشترک ميان جهان اسلام و غرب وجود دارد.

                        مقصر شناختن اقليت ها

                        نظرسنجی بی بی سی از تقريبا هزار نفر در هر يک از 27 کشور سه سوال درباره تعبير آنها از جهانی که در آن زندگی می کنند پرسيد.


                        آشکارا در مورد اجتناب ناپذير بودن حوادث بدبينی وجود دارد. اما دو برابر اين تعداد معتقدند که زمينه مشترک را می توان يافت. اينجاست که فرصت های واقعی برای صلح سازان وجود دارد


                        مدير گلوب اسکن

                        اکثر آنها ابراز عقيده کردند که تنش های کنونی را می توان بدون توسل به خشونت حل کرد.

                        اندونزی، که دارای بزرگترين جمعيت مسلمانان در جهان است، تنها کشوری بود که اکثريت نظرسنجی شوندگان در آن (51 درصد) گفتند خشونت اجتناب ناپذير است.

                        اما نتايج نشان داد که يک اقليت قابل توجه از پرسش شوندگان نسبت به آينده بدبين هستند.

                        آقای ميلر گفت: "آشکارا در مورد اجتناب ناپذير بودن حوادث بدبينی وجود دارد. اما دو برابر اين تعداد معتقدند که می توان زمينه های مشترکی يافت. اينجاست که فرصت های واقعی برای صلح سازان وجود دارد."

                        مثبت ترين پاسخ ها به کشورهای غربی مربوط می شد به طوری که 78 درصد ايتاليايی ها، 77 درصد بريتانيايی ها و 73 درصد کانادايی ها می گويند يافتن زمينه های مشترک وجود دارد.

                        بسياری از پرسش شوندگان اقليت های کم تحمل را در دامن زدن به مناقشه ها و اختلاف ها مقصر شناختند.

                        در حدود 39 درصد کليه پاسخ دهندگان گفتند که اقليت ها در هر دو سو مقصر هستند.

                        تنها 12 درصد گفتند که اقليت های عمدتا مسلمان مقصر هستند، و تنها هفت درصد انگشت اتهام را به سوی گروه های حاشيه نشين غربی نشانه رفتند.


                        iran

                        Comment

                        • abadani69
                          Senior Member
                          • Aug 2005
                          • 21339

                          #5277
                          روز اول اسفند ماه چهارمين دوره*ي مجلس خبرگان رهبري در ايران افتتاح خواهد شد. مجلس خبرگان بر اساس قانون*اساسي در صورت لزوم مي*تواند رهبر كشور را از مقام خود خلع كند. همچنين در شرايط فوت يا بركناري رهبر، اين مجلس مي*تواند رهبر آينده را نيز تعيين نمايد.

                          رقابت هاي مقدماتي تشكيل اين مجلس كه به جنگ قدرت تمام عيار رقيبان هاشمي رفسنجاني با حاميان دولت تبديل شد، حساسيت اين مجلس را دوچندان كرده است. رقابت هايي که باعث شده تا چهارمين مجلس خبرگان ، تبديل به يک ميدان مهم چالش جناح هاي نظام بر سر رهبري شود.

                          مقدمات تشكيل مجلس خبرگان

                          دهم مرداد سال1361، علي اكبر ناطق نوري، وزير كشور دولت اول ميرحسين موسوي، در گفت وگويي با خبرگزاري جمهوري اسلامي، از برگزاري انتخابات مجلس خبرگان سخن گفت. وزير كشور روز برگزاري انتخابات را 19آذر1361 اعلام كرد، پيش از آنكه روز نوزدهم آذر فرا رسد اظهارات مهمي از جانب برخي نامزدهاي خبرگان ابراز شد. آيت الله طاهري، امام جمعه اصفهان، كه بعدها به نمايندگي خبرگان نيز برگزيده شد، معتقد بود: «آنچه كه امروز مردم بر امام اتفاق نظر دارند بر آيت الله منتظري هم منطبق است و بسياري از شخصيتهاي انقلاب نيز بر اين نظر معتقدند.» دوم آذرماه، اكبر هاشمي رفسنجاني، رئيس مجلس، كه او نيز نهايتا به نمايندگي انتخاب شد، درباره اظهارات آيت الله طاهري گفت: «مردم، الآن در ميان علما، توجه بيشتري به آيت الله منتظري دارند. ولي اگر فرض بر اين باشد كه اكثريت مردم بر آيت الله منتظري اتفاق نظر دارند، ديگر خبرگان كاري ندارد وخبرگان مي شود مثل همين وضعي كه الآن هست. يعني مثل اينكه اصلاً مجلس خبرگان نداريم.» در آن زمان علاوه بر آيت الله طاهري ديگراني هم بودند كه از انتخاب جانشين براي رهبر انقلاب سخن مي*گفتند ونهايتا نيز همين خواسته عملي شد. نوزدهم آذرماه اولين انتخابات مجلس خبرگان رهبري برگزار شدو بر اساس اعلام دولت ايران از حدود 23ميليون واجد شرايط رأي دادن، 18ميليون نفر در انتخابات شركت كردند.

                          اولين مصوبه خبرگان اول

                          اولين مجلس خبرگان رهبري، علاوه بر تنظيم و تصويب مقدماتي آيين نامه خود و تأسيس دبيرخانه*اي دايمي در قم، چند مصوبه مهم و سرنوشت ساز داشت. اين مجلس در اولين اجلاسيه فوق العاده خود در تاريخ19 آبانمان1364، ماده واحده اي راتصويب كرد كه بعدها يكي از مناقشه انگيزترين مباحث سياسي كشور شد. در اين ماده واحده آمده بود: «حضرت آيت*الله منتظري دامت بركاته در حال حاضر مصداق منحصر به فرد قسمت اول از اصل107 قانون اساسي است ومورد پذيرش اكثريت قاطع مردم براي رهبري آينده مي باشد و مجلس خبرگان اين انتخاب را صائب مي داند.»

                          ليكن در طول سالهاي بعد حوادثي پيش آمد كه منجر به حذف آيت الله منتظري شد. مهمترين حادثه را در اين زمينه بازداشت، محاكمه و سپس اعدام مهدي هاشمي از نزديكان بيت آيت الله منتظري توسط دادگاه ويژه روحانيت مي دانند. شگفتي ماجرا در آنجا بود كه مهدي هاشمي به همان اتهام و با همان پرونده*اي محاكمه شد كه پيش از پيروزي انقلاب در ساواك تشكيل شد و بر مبناي آن او تا پيروزي انقلاب در زندان بود.

                          حكم وي توسط علي رازيني، حاكم شرع دادگاه ويژه روحانيت صادر شد و روح*الله حسينيان و علي فلاحيان در پرونده*ي او نقش آفريني كردند. محمد ري*شهري وزير وقت اطلاعات نيز نقش هدايت كننده*ي اين پرونده را داشت. پس از آن، «روند جدايي» آيت الله منتظري شدت گرفت. روز 22بهمن1367، او طي يك سخنراني جنجال برانگيز گفت: «بعد از ده سال بايد عملكرد خود را حساب كنيم... بايد حساب كنيم در ظرف اين ده سال كه جنگ را به ما تحميل كردند آيا جنگ را خوب طي كرديم يا نه، دشمنان ما كه اين جنگ را تحميل كردند آنها پيروز از كار درآمدند. چقدر نيرو از ايران و از دست ما رفت و چقدر جوانهايي را از دست داديم كه هر كدام يك دنيا ارزش داشتند... چقدر در اين مدت شعارهايي داديم كه غلط بود...ما در جنگ خيلي اشتباه كرديم و خيلي جاها لجبازي كرديم و شعارهايي داديم كه مي*دانستيم نمي*توانيم آنها را انجام دهيم... بايد در مديريت كشور تحولي پيش بيايد و بازسازي كشور از نيروهاي مديريت كشور شروع شود و خيلي ها كه منزوي هستند در كارها وارد شوند چه از داخل و چه از خارج.»

                          اين اظهارات، پاسخي تند گرفت. آيت*الله خميني طي پيامي به روحانيون نوشت: «من در اينجا از مادران و پدران و خواهران و برادران و همسران و فرزندان شهدا وجانبازان به خاطر تحليلهاي غلط اين روزها رسماً معذرت مي خواهم و از خداوند مي خواهم مرا در كنار شهداي جنگ تحميلي پبذيرد. من در جنگ براي يك لحظه هم نادم و پشيمان از عملكرد خود نيستم. راستي مگر فراموش كرده*ايم كه ما براي اداي تكليف جنگيده*ايم و نتيجه فرع آن بوده است؟... تحليل اين مطلب كه جمهوري اسلامي ايران چيزي به دست نياورده و يا ناموفق بوده است، آياجز به سستي نظام و سلب اعتماد مردم منجر مي شود؟» چندروز بعد، آيت*الله خميني نامه اي در تاريخ6 فروردين 1368 به آيت الله منتظري ارسال كرد كه متن آن منتشر نشد. آيت الله منتظري نيز در پاسخ نوشت: «... راجع به تعيين اينجانب به عنوان قائم مقام رهبري، خودمن از اول جداً مخالف بودم و با توجه به مشكلات زياد و سنگيني بار مسؤوليت همان وقت به مجلس خبرگان نوشتم كه تعيين اينجانب به مصلحت نبوده است و اكنون نيز عدم آمادگي خود را صريحاً اعلام مي*كنم واز حضرتعالي تقاضا مي*كنم به مجلس خبرگان دستور دهيد مصلحت آينده اسلام و انقلاب و كشور را قاطعانه درنظر بگيرند.» آيت*الله خميني نيز روز هشتم فروردين ماه در نامه اي ديگر كه بصورت علني منتشر شد، ضمن پذيرش استعفاي آيت الله منتظري نوشت: «هم شما وهم من از ابتدا با انتخاب شما مخالف بوديم و در اين زمينه هر دو مثل هم فكر مي*كرديم ولي خبرگان به اين نتيجه رسيده بود و من هم نخواستم در محدوده قانوني آنها دخالت كنم.» به اين ترتيب اولين مصوبه رسمي خبرگان اول لغو شد.

                          پايان كار خبرگان اول

                          اما مهمترين مصوبه خبرگان اول به دنبال درگذشت رهبر فقيد ايران و بلافاصله پس از آن در انتخاب رهبر جديد بود. تابستان سال1368، حدود هفت سال از انتخاب خبرگان مي گذشت و تنها يك سال به پايان دوره آن باقي مانده بود. ليكن در چهاردهم خرداد سال1368 و به دنبال مرگ آيت*الله خميني، نمايندگان خبرگان بلافاصله تشكيل جلسه دادند.

                          به گفته نماينده شيراز درمجلس خبرگان، 60نفر از 74نفر حاضر در جلسه به رهبري آيت الله خامنه اي رأي دادند. هاشمي رفسنجاني بعدها و زماني كه به دليل يك سخنراني آيت الله منتظري در سال 1376 فضاي سياسي متشنج شده بود، در نماز جمعه حاضر شد و تاكيد كرد: «آنها كه تصور مي*كنند آقاي خامنه اي با تلاش و برنامه ريزي اين مسند را به دست آورده*اند سخت اشتباه مي*كنند... اينكه من، ايشان و مرحوم حاج سيداحمد آقا اينطور برنامه ريزي كرده ايم درست نيست.» وي در همان سخنراني تأكيد كرد كه آيت الله خامنه*اي و او، طرفدار تشكيل شوراي رهبري بوده*اند ولي خبرگان اين نظر را نپذيرفته اند.

                          درباره*ي انتخاب آيت*الله خامنه**اي به رهبري چند مساله مهم توسط منتقدان وي مطرح شده است. مهمترين نقد آنجاست كه انتخاب وي در آن زمان بر اساس قانون اساسي اول جمهوري اسلامي ايران انجام شده و در آن قانون شرط مرجعيت رهبري تصريح شده بود در حالي كه آيت*الله خامنه**اي هيچ*گونه جايگاه مرجعيت نداشت. به عقيده*ي اين مخالفان انتخاب آيت*الله خامنه**اي به رهبري براساس قانون اساسي ايران نيز غيرقانوني بوده است.

                          اشكال دوم كه منتقدان مذهبي حكومت ايران به اين مساله وارد كرده*اند مخالفت خود وي با طرح رهبري يك فرد است. اگر بپذيريم كه اين نظر وي واقعي بوده است، اشغال جايگاهي كه خود به آن اعتقادي نداشته است غيرشرعي نيز خواهد بود.

                          اشكال سوم تغيير قانون اساسي در زمان رهبري آيت*الله خامنه*اي است كه متن قانون بر شرايط وي منطبق شده است. يعني اول رهبر بر اساس قانون قبلي به صورتي غيرقانوني انتخاب شده و سپس در زمان رياست وي قانون اساسي چنان تغيير كرده كه با وضعيت وي منطبق گردد. از اين نظر نيز تغيير قانون اساسي كه هيات آن در زمان آيت*الله خميني تشكيل شد و پس از مرگ وي كار خود را پايان داد غير قانوني تلقي شده است.

                          تجديد نظر در قانون اساسي

                          در اوايل سال1368 گروهي از نمايندگان مجلس و اعضاي شوراي عالي قضايي با ارسال نامه هايي جداگانه به رهبر فقيد ايران پيشنهاد بازنگري در قانون اساسي را مطرح كردند. آيت*الله خميني نيز، در دوم ارديبهشت1368 (تنها 43 روز قبل از فوت)، طي نامه اي به رئيس جمهور، شورايي 25 نفره را تعيين كرد تا متمم قانون اساسي را تدوين كنند. بيست نفر از اين شورا توسط رهبر انقلاب و پنج نفر توسط مجلس انتخاب شدند. تأكيدآيت*الله خميني بر متمم قانون اساسي نيز به جهت وعده اي بود كه پس از تصويب قانون اساسي در سال1358، درباره متمم آن داده شده بود و البته در آن زمان قرار بود متمم قانون اساسي را مجلس منخب مردم تدوين كند.

                          در آن نامه حيطه*ي بازنگري شوراي مزبور نيز مشخص شد. شوراي بازنگري قانون اساسي از هفتم ارديبهشت سال1368 تا 20تيرماه همان سال ادامه يافت كه هفده جلسه*ي آن قبل از درگذشت آيت*الله خميني تشكيل شد. پس از برگزاري همه پرسي قانون اساسي در ششم مرداد1368 خبرگان رهبري در اجلاسيه*اي فوق العاده رهبري آيت الله خامنه اي را مورد تأييد قرار داد تا مطابق قانون اساسي جديد شود.

                          لازم به ذکر است که در مجلس بررسي نهايي قانون اساسي يا همان خبرگان قانون اساسي (سال135، تصويب شده بود که رهبر ايران بايد از ميان "مراجع مذهبي"، توسط اکثريت مردم يا توسط مجلس خبرگان انتخاب شود. اما در بازنگري قانون اساسي در سال1368 عبارت "اكثريت مردم" و همچنين شرط "مرجعيت" از اين اصل حذف شد.

                          در مذاكرات شوراي بازنگري مباحث قابل توجهي درباره مجلس خبرگان رهبري نيز صورت گرفت. در جلسه هجدهم، ميرحسين موسوي پيشنهاد كرد كه علاوه بر فقيهان، کارشناسان ديگر نيز در مجلس خبرگان حاضر شوند. گرچه پيشنهاد موسوي چندان مورد توجه قرار نگرفت ليكن در قانون اساسي نيز بر اين نكته تصريح نشد كه خبرگان، مجلسي از فقيهان خواهد بود. شايد به همين دليل است كه بعدها مجدداً اين مسأله مطرح مي شود.

                          در جلسه سي و يكم نيز، عبدالله نوري، ديگر عضو شوراي بازنگري، مسأله ديگري را مطرح كرد. وي گفت با واگذاري تأييد صلاحيت نامزدهاي خبرگان به شوراي نگهبان مخالف است چرا كه شبهه «دور» مطرح خواهد شد: «يعني رهبر، فقهاي شوراي نگهبان را انتخاب مي كند، فقهاي شوراي نگهبان كساني هستند كه صلاحيت منتخبين رهبري را تأييد مي*كنند من فكر مي*كنم كه اگر بحث اين باشد كه همه خوبيم و همه عادليم و همه باتقواييم اصلاً اينها را نياز نيست. شما قانون مي*نويسيد براي آنجايي كه ممكن است خداي ناخواسته در معرض خطا باشيم. ما مي*آييم مي*گوييم رهبر فقهاي شوراي نگهبان را مي گذارد، خداي ناخواسته كساني را مي*گذارد كه منتخبين آنها او را انتخاب بكنند، اين اشكال است.»

                          اما به هر ترتيب، بعدها به وظايف نظارتي شوراي نگهبان در انتخابات مجلس و رياست جمهوري و برگزاري همه پرسي، نظارت بر انتخابات خبرگان نيز افزوده شد. بعدها شوراي نگهبان نظارت خود بر انتخابات مختلف را استصوابي و در تمام مراحل نامزدي، رأي گيري و تأييد آن دانست.

                          Comment

                          • abadani69
                            Senior Member
                            • Aug 2005
                            • 21339

                            #5278
                            آخرين مصوبه خبرگان اول

                            اما پيش از آنكه شوراي نگهبان نظارت خود را «استصوابي» تفسير كند، خبرگان اول هشتمين اجلاس رسمي خود را در تيرماه 1369 تشكيل داد و تغييرات مهمي را در آيين نامه خود به وجود آورد. آيت الله عبايي*خراساني، بعدها درباره آخرين جلسه خبرگان اول به طرح دوفوريتي «تغيير مرجع تعيين صلاحيت نامزدهاي خبرگان به شوراي نگهبان» اشاره كرده و مي نويسد: «عمده نكته همين جاست. كدام موضوع جديد و امر پيش بيني نشده*اي اتفاق افتاده بود كه از مجلس رأي فوريتي يا دوفوريتي بخواهند. اگر رأي گيري در موضوع جديد را به يك ماه يا دوماه بعد به تأخير مي*انداختند از چه مفاسدي ترس و وحشـت داشتند؟» [جمهوري اسلامي ـ 23 خرداد 77]

                            براساس مصوبه جديد خبرگان شرايط نامزدي براي اين مجلس ومرجع تشخيص آن كاملا تغيير كرد: « خبرگان منتخب مردم بايد داراي شرايط زير باشند:… اجتهاد درحدي كه قدرت استنباط بعضي مسائل فقهي را داشته باشند و بتوانند ولي فقيه واجد شرايط رهبري را تشخيص دهند. تبصره 1 ـ مرجع تشخيص دارابودن شرايط فوق، فقهاي شوراي نگهبان قانون اساسي مي باشند. تبصره 2ـ كساني كه رهبر معظم انقلاب ـ صريحاً يا ضمناً ـ اجتهاد آنها را تأييد كرده باشند، از نظر علمي نياز به تشخيص فقهاي شوراي نگهبان نخواهند داشت». به اين ترتيب همه چيز به رهبر يا منتخبان خود وي واگذار شد.

                            امتحان كتبي و شفاهي!

                            شانزدهم شهريور، آيت الله خزعلي، از فقهاي شوراي نگهبان در سخنراني قبل از نماز جمعه تهران، گفت: «كانديداهايي كه براي تأييد صلاحيت شان لازم است از آنان امتحان به عمل آيد، كتاب هايي مشخص شده است و در امتحان سختگيري نخواهد شد!»

                            آيت الله مؤمن ديگر فقيه عضو شوراي نگهبان نيز در همان ايام تأكيد كرد از آن دسته از داوطلباني كه نمره لازم را در امتحان كتبي كسب كرده اند، امتحان شفاهي هم به عمل آمده و تصميم گيري نهايي و اعلام صلاحيت آنان، تا هفتم مهرماه خواهد بود. و بالاخره در آن روز اسامي 109 نفر ازنامزدهاي تأييد صلاحيت شده اعلام شد. در روزهاي بعد مجلس شوراي اسلامي چند بار متشنج شد. از ميان نمايندگان سرشناس، مهدي كروبي، سيدهادي خامنه اي، صادق خلخالي، اسدالله بيات و علي اكبر محتشمي رد صلاحيت شده بودند. نامه جمعي از نمايندگان مجلس نيز خوانده شد كه در آن اشاره شده بود در هفت استان كشور، تعداد نامزدها برابر تعداد نمايندگان مورد نياز و در بعضي استانها نيز تعداد نامزدها كمتر از تعداد مورد نياز است. در بيانيه تصريح شده بود: «چنين انتخاباتي از نظر حقوقي اشبه به انتصاب است تا انتخاب و اثر عملكرد شوراي نگهبان و جناح مورد اتفاق، چنين وضعي را پيش آورده است».

                            اعتراض*ها به جايي نرسيد و شانزدهم مهرماه 1369، دومين انتخابات مجلس خبرگان رهبري برگزار شد. ليكن اين بار حضور مردم به شكل قابل توجهي كاهش يافته بود. از حدود 31 ميليون واجد شرايط رأي، تنها 11 ميليون نفر در انتخابات شركت كردند. به اين ترتيب در كل كشور تنها 37 درصد از واجدان شرايط در انتخابات شركت كردند و اين كمترين آمار شركت كننده تا آن زمان بود.

                            خبرگان دوم

                            بيست و هشتم بهمن ماه 1369، دومين دوره مجلس خبرگان رهبري افتتاح شد. در نخستين جلسه، هيأت رئيسه سابق مجدداً برگزيده شدند. آيت الله مشكيني رئيس، هاشمي رفسنجاني و آيت الله اميني نايب رئيسان اول و دوم و حسن طاهري خرم آبادي و محمد مؤمن به عنوان منشيان مجلس انتخاب شدند. مجلس خبرگان دراين دوره نيز با برگزاري اجلاس سالانه، كمترين اطلاع رساني را در مورد مذاكرات ومصوبات خود داشت.

                            البته گويا كميسيون هاي تخصصي مجلس دراين دوره فعال تر شدند. تأسيس مركز تحقيقات علمي و انتشار فصلنامه حكومت اسلامي از جمله اقدامات اين مجلس در دوره دوم بود. همچنين صدور اطلاعيه*هاي مختلف در مناسبت هاي گوناگون نيز از همين دوره آغاز شد! با اين حال در تمامي سالهاي تشكيل اين مجلس، مذاكرات اجلاس آن به صورت محرمانه باقي مانده و هيچ گاه منتشر نشده است.

                            در آخرين ماههاي دومين دوره*ي مجلس خبرگان بود كه سيد محمد خاتمي به رياست جمهوري برگزيده شد. با نزديك شدن به پايان دوره دوم خبرگان رهبري، از آنجا كه انتخابات دوم خرداد 76، حال و هواي جديدي را در فضاي سياسي كشور ايجاد كرده بود، بسياري ازگروهها و افرادي كه در طول سالهاي قبل منزوي شده بودند، مجدداً كوشيدند تا باورود در عرصه انتخابات خبرگان، در اين عرصه نيز پيروزي خود را تكرار كنند. ليكن حوادث به گونه اي ديگر پيش رفت.

                            آغاز انتقادها

                            اواسط بهمن ماه 1376، هشتمين اجلاس سالانه خبرگان در مشهد به پايان رسيد و از اوايل اسفند، خبرهايي از تلاش هاي تبليغاتي برخي جريانهاي سياسي براي پيروزي در سومين انتخابات خبرگان منتشر شد. چهارم خرداد 1377، نامه سرگشاده مهدي كروبي دبير مجمع روحانيون مبارز خطاب به هيأت رئيسه مجلس خبرگان منتشر شد كه با اشاره به تغييراتي كه در آخرين جلسه خبرگان اول درباره نحوه تعيين صلاحيت كانديداها صورت گرفته بود خواستار بازگشت خبرگان به قانون انتخابات اوليه خود شده بود.

                            آيت الله مصباح يزدي از همين زمان آرام آرام وارد صحنه*ي سياسي ايران شد. او طي سخناني گفت: «اگرچه اين اشكال در تمام نظامهاي دنيا به شكلي جاري است ولي در اينجا اين خبرگان نيستند كه ولايت را به رهبري مي بخشند، بلكه آنها تعيين مصداق مي كنند». وي معتقد بود: «اعتبار رهبر از ناحيه امام معصوم است»! [رسالت ـ22 خرداد 1377]. چندي بعد مشاور رئيس قوه قضاييه، فردوسي پور نيز در سخنراني قبل از خطبه هاي نماز جمعه تهران تأكيد كرد: «كار خبرگان كشف مجتهد منصوب از سوي امام زمان است» [سلام - 13 تير 1377]. اين بحث در سالهاي بعد به مهمترين چالش بنيادگرايان در باره*ي جايگاه رهبري در حكومت شيعي ايران تبديل شده است.

                            در آستانه*ي انتخابات خبرگان و با افزايش اعتراضها نسبت به مشكلات حقوقي اين مجلس و نحوه انتخاب اعضاي آن، روزنامه سلام در ستون راهروهاي مجلس خود، از قول يكي از فقهاي شوراي نگهبان آورده بود: «اشكالي ندارد. اينها چهار ماه سروصدا به پا مي كنند اما خيال ما براي هشت سال راحت است» [سلام- 16/7/1377] بالاخره پس از رد صلاحيت بسيارط از رقباي محافظه کاران، انتخابات سومين دوره خبرگان رهبري نيز برگزار شد. دراين دوره، از 38 ميليون واجد شرايط براي رأي دادن، حـدود 17 ميليون نفر شركت كرده بودند.

                            خبرگان سوم

                            اولين نشست خبرگان سوم، چهارم اسفندماه 1377، برگزار شد و بار ديگر همان هيأت رئيسه پيشين انتخاب شد. تنها به جاي آيت الله مؤمن، قربانعلي دري نجف آبادي به عنوان منشي انتخاب شده بود. او در آن زمان به دليل ماجراي قتل هاي زنجيره*اي از وزارت اطلاعات كنار رفته بود.

                            خبرگان سوم نيز تغييري در رويه*هاي سابق خود ايجاد نكرد. هم مذاكرالت مجلس محرمانه بود، هم قانون انتخابات آن تغيير نكرد و هم اجازه*ي ورود غيرفقيهان در آن مطرح نشد. از طرفي تشكيل جلسات اين مجلس در موسسه*ي وابسته به آيت*الله مصباح*يزدي كه تقريبا سالي دوبار صورت مي*گرفت، معني سياسي ويژه*اي داشت. در اواخر سال 1384 كه پايان كار خاتمي نيز نزديك بود هاشمي رفسنجاني بحث*هايي درباره انتخابي بودن رهبري در ايران مطرح كرد كه اعتراض بنيادگرايان نزديك به مصباح*يزدي را در پي داشت. او برخلاف نظر بنيادگرايان وظيفه*ي خبرگان را كشف رهبر مورد نظر خداوند نمي*دانست و تنها معتقد بود كه آنها يك نفر فرد واجد شرايط قانوني را انتخاب مي*كنند. شكست هاشمي رفسنجاني در انتخابات رياست*جمهوري نهم او را - که پس از رويارويي با رفورميست ها در انتخابات مجلس ششم در اسفند 78 در نقطه مقابل آنها قرار گرفته بود - بار ديگر به رفورميست ها نزديك كرد. خصوصا آنكه در تمام اين مدت با هجوم بي*سابقه*ي بنيادگرايان مواجه شده بود.

                            خبرگان چهارم؟

                            انتخاب مجدد هاشمي رفسنجاني در انتخابات چهارمين دوره مجلس خبرگان آن هم با فاصله اي بسيار زياد نسبت به رقيبان ديگر و ناكامي هواداران آيت*الله مصباح*يزدي در حذف وي رويارويي دو نگاه به جايگاه رهبري در ايران را به وضعيت جدي*تري كشانده است.

                            اگرچه هنوز چهارمين دوره مجلس خبرگان تشکيل نشده تا بتوان تحليل دقيق تري در مورد صف بندي هاي جريانات داخلي آن ارائه کرد، اما به نظر مي رسد با وجود پيروزي هاشمي و هوادارانش بر جريان مصباح يزدي در انتخابات خبرگان، اين مجلس هنوز آبستن بحث هاي مهمي در مورد منشا مشروعيت رهبري، مصاديق مشخص جانشيني رهبري ... و امثال آن باشد.

                            Comment

                            • abadani69
                              Senior Member
                              • Aug 2005
                              • 21339

                              #5279

                              در پي حمله نيروهاي انتظامي و شهرداري شهر مهاباد به مکان تجمع شماري از فروشندگان بنزين قاچاق، در اين شهر اعتراضاتي بوقوع پيوست که درنهايت منجر به کشته شدن نوجوان 17 ساله اي به نام "بهمن مرادي" شد.شماري از مردم هم توسط نيروهاي انتظامي بازداشت شدند.

                              اين برخوردها از آنجا آغاز شد که مناطق "باغ شايگان" و "فلکه شوانه" از ماهها پيش به پاتوق فروشندگان بنزين قاچاق مبدل شده و خريد و فروش اين ماده سوختي پس از جيره بندي بنزين در شهر، رونق زيادي گرفته بود.

                              تا اينکه در يک اقدام هماهنگ، نيروهاي انتظامي با همکاري شهرداري مهاباد به مکان تجمع فروشندگان بنزين که مردم شهر آنجا را "ميدان اوپک" اسم گذاري کرده بودند حمله و با بولدوزر اقدام به تخريب دکه ها و جمع آوري مواد سوختي حاضر در آن مکان کردند. اين برخورد با واکنش مردم اين مناطق روبرو شد و به تدريج با افزايش جمعيت معترض، رويارويي بين نيروهاي حاضر و مردم اين مناطق به خشونت گراييد. نيروهاي انتظامي هم براي متفرق کردن جمعيت اقدام به تيراندازي کردند و در نتيجه زد و خوردها، شماري از معترضين بازداشت و يک نوجوان 17 ساله بنام " بهمن مرادي" از ناحيه سينه زخمي شد که پس از انتقال به بيمارستان مهاباد، در آنجا جان سپرد.


                              مناطق "باغ شايگان" و "پشت تپ" که در حاشيه شهر مهاباد واقع شده اند، در سالهاي گذشته شاهد اعتراضات وسيعي بوده است که از آن جمله به کشته شدن "شوانه قادري" و" شيرکو اميني" مي توان اشاره کرد.

                              اما نکته اساسي اينکه روز 26 بهمن ماه يعني روز وقوع برخوردها، مصادف با هشتمين سالگرد دستگيري "عبدالله اوجالان" رهبر کردهاي ترکيه بود. سال گذشته مردم شهر ماکو براي محکوميت اين عمل درسالگرد دستگيري وي به خيابانها ريختند و در محکوميت عمل دولت ترکيه اقدام به راهپيمايي کردند. البته اين حرکت هم به خشونت کشيده شد و چند تن کشته شدند.

                              انبوه مطالبات و مشکلات سياسي، فرهنگي و معيشتي در مناطق کردنشين از يک سو و تداوم برخوردهاي امنيتي و سخت افزاري 2حاکميت از طرف ديگر باعث شده که فضاي سياسي اين مناطق عمدتا ملتهب باشدو واکنشها اکثرا به خشونت کشيده شوند.

                              Comment

                              • abadani69
                                Senior Member
                                • Aug 2005
                                • 21339

                                #5280
                                در حالي که بيش از يک ماه از دستگيري پنج نفر درکنسولگري ايران درشهر اربيل عراق مي گذرد، علي آقا محمدي عضو تشخيص مصلحت نظام گفته است که اقدام آمريکا هرکشوري را مجاز به مقابله به مثل مي کند. وي همچنين اظهارات مربوط به حمله آمريکا به ايران راتنها داراي جنبه تهديد و مرعوب سازي و جنگ رواني براي آثار اقتصادي دانسته که به زعم وي سرمايه*گذاران را از سرمايه*گذاري در ايران منصرف کرده و حتي سبب خروج از سرمايه* از كشورمي شود. پورمحمدي اولين مقام مسئول ايراني است که از مقابله به مثل در مقابل آمريکا سخن مي گويد. نوري المالکي نخست وزير شيعه عراقي که مورد حمايت ايران است، ازتهران وواشنگتن خواسته است که از عراق به عنوان زمين جنگ بايکديگر استفاده نکنند.

                                طي هفته هاي گذشته، بسياري ازمسئولين کشورتلاش کرده اند تاحل مساله ايراني هاي دستگير شده دراربيل را از طريق ديپلماتيک پيگيري کنند. محمد هاشمي عضو ديگر مجمع تشخيص مصلحت نظام پيش ازاين گفته بود که آمريکا به دنبال تحريک ايران است. هم اکنون با حضور دومين ناوهواپيما برآمريکا، خليج فارس بيشترين و مجهزترين ناوگان ايالات متحده را پس ازآغاز جنگ با عراق درسال 2003 دراختيار دارد. جورج بوش پس از دستگيري ايراني ها وادعاي اينکه شواهدي دارند که نشان مي دهد ايراني ها شبه نظاميان شيعه عراقي را تجهيز مي کنند به سربازان آمريکايي حق شليک به ايرانياني که به گفته او درکشتن سربازان اين کشور دست دارند را داد.

                                تام کيسي معاون سخنگوي وزارت خارجه آمريکا علت دستگيري ديپلمات*هاي ايراني در عراق را "کشف اطلاعاتي مبني بر دخالت عناصر ايراني در خشونت*هاي فرقه*اي عراق" عنوان کرده بود. مقامات عراقي همگام با آمريکا اعلام کرده بودند که اين دفتر که مراحل تبديل شدن آن به کنسولگري در حال طي شدن است مدت زمان طولاني مشغول فعاليت بوده است. طي ماه گذشته هيچ اطلاعاتي درمورد افراد ياد شده توسط مقامات ايراني وآمريکايي ويا عراقي منتشر نشده است.

                                اظهارات پورمحمدي، درحالي عنوان مي شود که طي ماه گذشته تنش ميان آمريکاوايران به بيشترين حد خود طي ماه هاي گذشته رسيده است. علي آقامحمدي همچنين دستگيري ايراني*ها در اربيل و بغداد را سبب زير سوال بردن حيثيت اكراد كه ادعاي حفظ امنيت منطقه را مي*كردند دانسته و افزوده است: "اين دستگيري*ها بيشتر جنبه نسبت سوء اتهام داشته كه عليه خودشان هم تمام شده است. از لحاظ ديپلماتيك هم اقدامات* آمريكاييان هر كشوري را مجاز به مقابله به مثل مي*كند."

                                گزارش خبرگزاري فرانسه همزمان به نقل از وزير امور خارجه عراق با اشاره به اين که "اين دفتر هنوز از مصونيت ديپلماتيك برخوردار نيست و عراق با مقام*هاي آمريكايي سرگرم حل اين مساله است" گفت: "دفتر مذكور يك دفتر ارتباطي است و البته درخواست براي تغيير وضعيت آن به يك كنسولگري داده شده است، اين دفتر سالهاست در شهر اربيل فعال است." او که اطلاعاتي درمورد وضعيت دستگيرشدگان نداشت تصريح کرد: "آنها در اختيار ما نيستند، بلكه در بازداشت آمريكا قرار دارند. ما با سفارت آمريكا تماس گرفتيم و همه اطلاعات موجود را درخصوص ماهيت كار اين افراد و دفتر آنها در اختيارشان قرار داديم، آنها با تاييد دولت عراق مشغول فعاليت هستند."

                                طي ماه گذشته مقامات ايراني وعراقي بارها از آزادي قريب الوقوع افراد ياد شده که ايران آنها را ديپلمات وآمريکا آنها را اعضاي سپاه پاسداران قلمداد مي کند خبرداده انداما به زعم قول هاي داده شده هنوز هيچ خبرروشني درمورد هويت افراد ياد شده وهمچنين زمان آزادي آنها وجود ندارد. تنها چند روز پس ازدستگيري افرادياد شده، حسن کاظمي قمي، سفير ايران در عراق اعلام کرد که ديپلمات*هاي ايراني ربوده شده توسط آمريکا به زودي آزاد مي*شوند. اوگفت که دولت عراق اطمينان داده که پنج ديپلمات ايراني که نيروهاي آمريکايي ‪آنها را اواسط دي ماه دستگير کردند تا هفته اول بهمن آزاد مي شوند. درحالي که مقامات عراقي طي هفته هاي بعد ازآن درمصاحبه با خبرگزاري هاي خارجي ازمشکوک بودن هويت افراد دستگير شده خبردادند.

                                علي آقامحمدي که همچنين رييس انجمن دوستي ايران و عراق نيزمي باشد درموردحمله احتمالي آمريکا به ايران گفته است: "اين اقدام آمريكا را از دو زوايه مي*توان تحليل كرد؛ يكي از لحاظ بين*المللي كه هيچ نوع آمادگي بين*المللي براي همراهي كشورها با آمريكا وجود ندارد؛ ديگر ظرفيت داخلي كشور آمريكاست. در آمريكا درباره اعزام 21 هزار نيرو به عراق اختلاف نظر است و كنگره با مصوبه* سنا كه گذراند مخالفت خود را اعلام كرد. اين مصوبه گرچه الزام آور نيست، ولي به معناي سلب اعتماد مردم آمريكا نسبت به اعزام نيرو به عراق است. از طرفي ظرفيت واقعي ارتش آمريكا هم چنين اجازه*اي را به آمريكا نمي*دهد. آنها علاوه بر عراق، مشكلات افغانستان را مي*دانند. سرزمين*هاي زيادي كه زير سلطه طالباني رفته كل اقدامات قبلي آمريكا را زير سوال مي*برد، لذا همه اين مسايل حاكي از عدم اجراي عمليات است."

                                کاندوليزا رايس وزير خارجه آمريکا بلافاصله بعد ازاقدام تحريک آميزدستگيري ديپلمات*هاي ايراني در عراق گفت که اين اقدام بر اساس دستور مستقيم جرج بوش صورت گرفته است. وزير خارجه آمريکا به روزنامه نيويورک تايمز گفت رئيس جمهور آمريکا چند ماه قبل دستور حملات دفاعي نظامي گسترده عليه اقدامات ايران در عراق را صادر کرده بود واضافه کرد که حمله روز پنج*شنبه 11 ژانويه ارتش ايالات متحده به دفتر ديپلماتيک ايران در اربيل عراق تصميمي بوده که از سوي جرج بوش اتخاذ شده است: " تصميم براي سرکوب شبکه*هاي اين چنيني پيش از اين گرفته شده بود و آقاي بوش پس از آنکه شاهد افزايش فعاليت*هاي غيرقانوني ايران در عراق بود اين تصميم را گرفت." رايس همچنين مدعي شد مقامات نظامي آمريکا به او گفته*اند مدارک بسياري به دست آمده که حمايت ايران از شورشيان عراق عليه نيروهاي نظامي آمريکا در عراق را تائيد مي*کند.

                                Comment

                                Working...