Announcement

Collapse
No announcement yet.

Important Political News

Collapse
This is a sticky topic.
X
X
 
  • Filter
  • Time
  • Show
Clear All
new posts

  • Comment


    • نشريه "صبح صادق" ارگان سپاه پاسداران ضمن مقاله*اي برخي "انتقادهاي اخير عليه دولت نهم از جمله واکنش*ها به توهين به پيامبر اسلام در آزمون ضمن خدمت فرهنگيان و نيز تجمع معلمان براي نظام هماهنگ پرداخت*ها را با برخي مسايل امنيتي همچون انفجارهاي زاهدان مرتبط ساخت و نوشت که: به يقين سرسلسله جنبانان آن در خارج مرزها قرار دارند". [آفتاب]

      اين ارگان نظامي ـ امنيتي که قاعدتا کاري ندارد جز حفظ امنيت "سرداران ميلياردي" و وابستگان "جزايري" آنها، با ارتباط دادن "انفجارهاي زاهدان، تحرکات قومي در مناطق کردنشين، بيانيه سازمان مجاهدين انقلاب، شايعه اختلاف ميان دولت ومراجع و متدينين، دامن زدن به شايعات درباره سلامتي رهبر معظم انقلاب، تعطيلي برخي مدارس در پي اعتصاب معلمان، ترويج اختلاف ميان مسئولان، بحراني نشان دادن اوضاع سياسي، اقتصادي کشور و اتهام تندروي به دولت نهم در کنار فشاري که بر پرونده هسته*اي جمهوري اسلامي ايران آورده مي*شود" خبر داده است که "زنجيره*اي از بحران سازي درکشور در حال طراحي و اجراست که به يقين سرسلسله جنبانان آن در خارج مرزها قرار دارند".





      شيوه اي "به يقين" نخ نما که تنها به کار کساني مي آيد که براي ماندن در قدرت به"دروغ" نياز دارند. هم آنان که خود را به خواب زده اند و بي ترديد بيداري هراسناکي در انتظارشان است. اما اگر شاه روزگاري "صداي انقلاب مردم" را شنيد ـ هر چند بس دير ـ شايد هنوز بتوان کساني را از اين جمع، به شنيدن نواري واداشت که "پاندارد" و "دروغ نيست". نواري که صدايش از دروني ترين لايه هاي جمع در حکومت بر مي آيد:از مجلس جمهوري اسلامي.

      تعداد زيادي از مجلسيان، که اتفاقا از ميان نمايندگان جناح اصلاح طلب در ميان آنان نيست، در احضاريه اي رئيس دولت جمهوري اسلامي را به مجلس فراخوانده اند تا بگويد"منطق و مبناي علمي و مستند قانوني مواضع تصميمات و اقدامات شگفت*انگيز فراسيستمي، غيرکارشناسي و بدون برنامه*ريزي" وي در ارتباط با" مواردي که در سؤال آمده چيست؟"[اکبر اعلمي]

      در اين سئوال قانوني که اتفاقا اشاره اي به بيانيه سازمان مجاهدين انقلاب اسلامي، جنبش زنان، اعتراض معلمان ... ندارد، محمود احمدي نژاد، به پاسخگويي به مشکلاتي از اين دست فراخوانده شده است:"ناتواني در اتخاذ سياست*هاي مناسب جهت مهار قيمت*ها، اتخاذ تصميمات و سياست*هاي پولي و مالي مغاير با قانون برنامه چهارم توسعه که منتهي به رشد نقدينگي بيش از 50 درصد در سال جاري شده و به شدت تورم*زا بوده، طفره رفتن از پذيرش ضعف و مسئوليت*هاي دولت در نارسايي*هاي موجود از جمله گراني*هاي ماه*هاي اخير، اتخاذ تصميمات غيرکارشناسي، فراقانوني و خارج از توان و ظرفيت کشور در هيأت دولت و خصوصا در سفرهاي استاني، دخالت*هاي ناروا، دستوري و غيرکارشناسي در امور اقتصادي و بانکي به منظور تنظيم بازار و پايين نگاه داشتن صوري قيمت*ها، نظير واردات بي*رويه ميوه، حذف تعرفه*ها که به اقتصاد ملي آسيب جبران*ناپذيري وارد ساخته است. نقض مکرر برخي از اصول قانون اساسي، فيلترينگ گسترده سايت*ها و وبلاگ*هاي اينترنتي مجاز و محروم کردن برخي از دانشجويان از ادامه تحصيل. اتخاذ ديپلماسي تنش*زا و ايراد سخنراني*هاي حساسيت*برانگيز و موضع گيري*هاي تحريک*کننده، غيرضرور و مغاير با مصالح ملي و عرف ديپلماتيک، اعطاي کمک*هاي مالي اعتباري به کشورهاي خارجي بدون اجازه مجلس.

      فقدان روحيه مشورت*پذيري و تحميل نظرات خود و بي*اعتنايي به هيأت وزيران، تصميم*گيري*هاي عجولانه و مبتني بر سلائق شخصي نظير تعطيلات بدون برنامه و اطلاع* قبلي و الحاق غيرمترقبه سازمان مديريت و برنامه*ريزي استان*ها و ثابت نگاه داشتن ساعت رسمي که مستظهر به تجربه جهاني بوده است. استفاده از ادبياتي که موجب تحقير مديران ارشد و مياني نظام از جمله وزرا و استانداران شده نظير تهديد آنان به گوش*بري... عدم پايبندي به شعارهاي انتخاباتي نظير مبارزه با مافياي نفتي و اقتصادي و کاهش فاصله طبقاتي، فضاسازي*هاي احساسي و هيجاني مکرر در کشور و التهاب*آفريني*هاي بي*اساس و نافي آرامش و امنيت اقتصادي کشور، تشويق مردم به عدم اکتفا به دو فرزند و خروج از سياست تنظيم و کنترل جمعيت. عدم ثبات در مديريت کشور و تغييرات ناگهاني در وزارتخانه*ها، دخالت*هاي مکرر و فراقانوني مشاوران و نزديکان رئيس جمهور در امور وزارتخانه*ها.... "

      در اين مجموعه نه نامي از مطالبات معوق مانده قوم هاي ايراني رفته، نه اشاره اي به زنان ايران و حقوق آنان شده، نه از سانسور رسمي کتاب و نشريات سخن رفته، و نه حتي از دستگيري هاي گسترده در سراسر کشور به بهانه هاي گوناگون. حتي به"چاپ اسکناس 5000 توماني هسته اي" که کيهان را به وجد آورده نيزاشاره اي نشده است. اسکناسي که در ميان آن" آرم انرژي هسته أي" حک شده، و درست وقتي که مردماني مي گويند"نان هم حق مسلم ماست". همچنين به تظاهرات معلمين در برابر مجلس نيز اشاره اي نشده است؛ تظاهراتي که تنها نگاهي به عکس هاي آن کافيست براي طرح اين سئوال که:کدام سرسلسله جنبانان؟

      Comment


      • آيا محمود احمدي نژاد در راستاي مصالح اسرائيل فعاليت مي کند؟ وي در حال حاضر دست به کارهائي مي زند که منافع زيادي براي اسرائيل دارد. ظرف مدت گذشته، ايران شاهد درگيري هاي زيادي ميان جريان هاي پراگماتيک که خواستار توقف برنامه هسته اي يا حداقل مذاکره با آمريکا هستند با ديگر گروه هاي تندرو که با هرگونه عقب نشيني مخالفند، بود. در اين ميان ما مي بايست دست هاي محمود احمدي نژاد را به گرمي فشار دهيم.

        براي اسرائيل اصلا خوشايند نيست اگر برنامه هسته اي ايران هم اکنون متوقف نشود؛ چرا که ظرف مدت کوتاهي رئيس جمهور آمريکا تغيير کرده و ايرانيان، طرح خود را با جديت بيشتري ادامه خواهند داد. اين از شانس ماست که احمدي نژاد را در اختيار داريم؛ چرا که وي کسي است که اصرار دارد تا کشورش را منزوي کرده و نداهاي سرزنش آميز تمامي جهانيان را متوجه ايران نموده و خود را به عنوان يک بچه شرور و مشکل آفرين در جهان مطرح کند.

        بيائيد تا فهرست موفقيت هاي احمدي نژاد ظرف دو سال گذشته را بررسي کنيم:

        ـ به لطف سخنان احمدي نژاد، پرونده هسته اي ايران در صدر تمامي موضوعات جهان قرار گرفته است و اگر احمدي نژاد نبود، چه کسي مي توانست خود را درگير چنين مشکل بزرگي کند؟ در اين راستا يادآور مي شويم که هاشمي رفسنجاني و محمد خاتمي دو رئيس جمهور پيشين ايران، کساني بودند که طرح هسته اي را فعال کرده ولي توجه جهانيان را جلب نکردند و اين در حالي است که آمريکا، انگلستان و فرانسه اکنون به هيچ عنوان نمي خواهند اجازه دهند تا ايران به فن آوري هسته اي دست يابد.

        ـ احمدي نژاد آمريکا را تا حدي تحريک کرده که آماده حمله نظامي به ايران شده است. در حاليکه دومين ناو هواپيمابر آمريکا در خليج فارس مستقر شده و ارتش آمريکا بر تعداد نيروهاي خود در عراق افزوده است، سناريوي حمله آمريکا به ايران ديگر موضوعي محرمانه و پيچيده تلقي نمي شود.

        ـ رئيس جمهور ايران همدلي و همراهي اروپا را از دست داده و اکنون مي بينيم که حتي کشورهائي مانند آلمان، فرانسه و انگلستان نيز با آمريکا در امر افزايش فشارها و تحريم ايران همراهي مي کنند. باور کردني نيست ولي واقعيت دارد که انگلستان و فرانسه در تعامل با ايران بسيار جدي تر از آمريکا به نظر مي رسند.

        ـ به خاطر مانور ابلهانه احمدي نژاد در موضوع هولوکاست، اکنون جهان با اسرائيل احساس همدردي مي کند و شرايطي ايجاد شده که بسياري از مردم دنيا به راستي با اسرائيل در تمايل آن به از بين بردن ايران، همراهي مي کنند. بدين ترتيب اسرائيل پس از ساليان دراز موفق شد خود را به عنوان داود و نه جالوت در سطح دنيا مطرح کند.

        ـ احمدي نژاد با دستان خود اردوگاه اهل سنت را عليه شيعيان و ايران بسيج مي کند. اکنون مي بينيم که نگراني و ترس قابل توجهي در کشورهاي خليج فارس، عربستان و حتي فلسطينيان از ايران به وجود آمده و اين ترس مي تواند اين کشورها را در مواجهه با ايران متحد کند. وحدتي که ميان اهل سنت به وجود آمده، در آينده به سود منافع اسرائيل خواهد بود.

        ـ به دليل تندروي ايران، اختلافاتي ميان تهران با تنها هم پيمانش يعني دمشق به وجود آمده و سوري ها اکنون در تعامل با زياده طلبي هاي ايران، احساس راحتي نمي کنند؛ چرا که اين روند در نهايت به ضرر سوريه تمام خواهد شد.

        ـ محاصره اقتصادي عليه ايران توسعه يافته و به زودي و با قطعنامه جديد شوراي امنيت، شاهد تحريم هاي بيشتري نيز خواهيم بود و تمام اين موارد، اقتصاد ايران را که تنها به نفت تکيه دارد، از بين مي برد.

        ـ احمدي نژاد حتي همراهي روسيه با ايران را نيز از دست داده است. مشخص نيست که چه اتفاقي افتاده؛ ولي روسيه اکنون در ارسال هيئت هائي که براي همکاري با ايران در پروژه هسته اي فعاليت مي کردند، تعلل مي ورزد و حتي فعاليت در نيروگاه بوشهر، که خود براي ايرانيان بنيان نهاده را به حالت تعليق درآورده است.

        ـ در عرصه داخلي نيز احمدي نژاد دستاوردهاي زيادي داشته است! وي موفق شده تا اکثر طبقات مردمي را در ايران برانگيخته و تلاش دارد تا کار دولت را با سياستي انعطاف ناپذير و تندرو به پيش ببرد و به هيچ وجه متوجه جريان تاريخ نيست که در شرايط کنوني در مقابل تندروي قرار گرفته است.

        آيا واقعا احمدي نژاد موفق خواهد شد تا پايه هاي نظام روحانيون در ايران را به لرزه درآورد؟ چنانچه در اين راه موفق شود مي توان گفت "احمدي نژاد مزدور" ماموريت خود را به نحو احسن به پايان برده است.

        Comment


        • ديدار محمود احمدي*نژاد از عربستان در زمان اعلام، اهميت قابل توجهي پيدا كرد و پس از موافقت چين و روسيه با انگلستان، فرانسه، آلمان و آمريكا در مورد افزايش مجازات*ها عليه ايران، اهميت اين ديدار بيش از پيش شد.

          مي*گوئيم "اهميت پيدا كرد"، نه براي اينكه از اهميت توافق احتمالي عربستان و ايران در سايه نگاه احتياط*آميز لبناني*ها به اين ديدار بكاهيم، چرا كه اين توافق مي*تواند به طور مستقيم بر كنفرانس بغداد كه قرار است ايران، سوريه و آمريكا را دور يك ميز جمع كند، تأثير بگذارد. ولي توافق كشورهاي 1+5 پيامي بسيار آشكار و محكم به ايران قبل از ديدار احمدي*نژاد با ملك عبدالله است بر اين مبنا كه ايران فضاي بسيار كمي را براي مانور دادن در اختيار دارد و از تهران انتظار مي*رود كه در بهبود شرايط منطقه به طور فعال عمل كند تا راه بر اقدام نظامي بسته شود.

          درست است كه احمدي*نژاد شخصيت مورد علاقه مسئولان عربستان براي مذاكره نيست، ولي بسيار دشوار است اگر بخواهيم تصور كنيم احمدي*نژاد در ديدار خود از رياض، پيامي از سوي تهران بر اساس تغيير سياست ايران را حمل نمي*كند. در نهايت احمدي*نژاد نماد تندروي ايران است و ديدار وي از عربستان بر اساس خواسته ايران پس از چند هفته تلاش ديپلماتيك ميان دو كشور صورت پذيرفت كه در ابتدا پيرامون موضوع لبنان بود و رفته رفته در سايه تهديدات آمريكا به اقدام نظامي عليه ايران، اين موضوع را نيز در برگرفت.

          اين ديدار بيانگر نياز ايران به عربستان براي جلوگيري از هرگونه نقشه آمريكا بر اساس حمله نظامي به ايران مي*باشد. تهران از طريق بهبود روابط با رياض و تلاش براي كاستن از بحران*هاي حاكم بر منطقه قصد دارد ثابت كند كه هرگونه حمله به ايران تمامي كشورهاي خليج فارس را تحت تأثير قرار مي*دهد. ايران اميدوار است كه ديپلماسي عربستان به رهبري بندر بن سلطان منجر به باز شدن راهي بين تهران و واشنگتن براي مذاكره و در نهايت دستيابي به راه*حل شود و در اين زمينه اولين نقطه تلاقي، بغداد در دهم ماه مارس است. اولويت در تحركات عربستان اكنون متوجه كنفرانس بغداد و مذاكره با ايران و سوريه است تا پس از آن نوبت به كنفرانس سران عرب برسد و در اين زمينه تماس تلفني كه حسني مبارك پس از ديدار با ملك عبدالله با بشار اسد گرفت دليلي بر اين مدعا است، چرا كه هدف از اين تماس تنها تلاش براي بهبود روابط عربستان و سوريه قبل از كنفرانس سران عرب نبود.

          اكنون شاهد مرحله*اي حساس در منطقه هستيم كه مي*تواند به تغيير آن ختم شود و به نظر مي*رسد كه امكان دستيابي به راه*حل به همان اندازه احتمال بروز تهديدات و درگيري*ها وجود دارد. در همين زمينه ايران ظرف مدت گذشته احساس كرده كه روسيه تغيير موضعي آشكار داده و از تكميل نيروگاه بوشهر سر باز زده و با افزايش مجازات*ها عليه تهران موافقت كرده است. چين نيز به نوبه خود پس از ديدار مسئولان ايراني از پكن پيامي واضح بر اين مبنا ارسال كرده است كه دستيابي به راه*حل از دست چين خارج شده است مگر در صورتي كه ايران در موضعگيري*هاي خود تجديدنظر به عمل آورد.

          حال چنانچه ايران اين پيام*ها را دريافت كند، در پاسخگوئي مثبت به آنها تعلل نخواهد كرد و نقطه شروع اين عملكرد مي*تواند در لبنان تبلور يابد يا اينكه منجر به بهبود شرايط در عراق شود. در صورتي كه سوريه اين پيام را درك كند، بايد به سرعت اقدام كند چرا كه هرگونه تعلل مي*تواند دمشق را از تهران بسيار دور سازد.

          Comment


          • يک ديپلمات سابق ايراني به ساندي تلگراف گفت ايران شبکه مخفي از عوامل خود در کشور هاي خليج فارس ايجاد کرده تا در صورت مورد حمله قرار گرفتن به دليل برنامه هاي هسته اي خود، منافع و تاسيسات غرب را در منطقه مورد حمله قرار دهد.

            وي ادعا کرد جاسوساني که تحت عنوان معلم، دکتر، و پرستار در مدارس و بيمارستان هاي ايراني در منطقه کار مي کنند در واقع سلول هاي خفته اي هستند که در صورت تهديد تهران "به کار خواهند افتاد". اين عده، که توسط سازمان هاي اطلاعاتي ايران تعليم ديده اند به جذب افراد شيعه مذهبي که در کشور هاي سني منطقه در حاشيه قرار گرفته اند نيز مي پردازند.

            به گفته وي اگر ايران مورد حمله آمريکا يا اسرائيل قرار گيرد اين گروه ها به حرکت درآمده و اختلافات قومي و مذهبي را دامن زده و تاسيسات تجاري و منافع غرب را درکشور هايي مانند دوبي و عربستان سعودي مورد حمله قرار خواهند داد.

            اين ادعا ها از سوي عادل اسدي نيا، ديپلمات سابق و کنسول ايران در دوبي و مشاور وزير خارجه سابق در زماني مطرح شده که احمدي نژاد، رئيس جمهور ايران براي کاهش تنش هاي بيشتر قومي ميان سني ها و شيعيان ديروز واردعربستان سعودي شد.

            عربستان سعودي ايران را به حمايت از جوخه هاي مرگ که به کشتار سني ها در عراق مشغول هستند و نيز پشتيباني حزب الله لبنان در کوشش براي براندازي دولت بيروت متهم کرده است. در همين حال آمريکا با انتقال ناو هاي جنگي خود به خليج فارس نشان داده است که آمادگي حمله به ايران را در صورت عدم توقف عني سازي توسط اين کشور را دارد.

            اسدي نيا، که بعد از افشاي يک پرونده فساد اداري از ايران فرار کرده گفت: "دولت ايران معتقد است که براي ادامه حيات نياز دارد پايه هايي در سراسر منطقه خاور ميانه داشته باشد. هر کس فکر تهديد ايران را به خود راه دهد اين سلول هاي موجود در منطقه عليه آن ها فعال خواهند شد."

            وي که 50 سال دارد مدت دو سال در کنسولگري ايران در دوبي خدمت مي کرده است. وي گفت اين کنسولگري براي انتقال غير قانوني منابع مالي به حزب الله لبنان مورد استفاده قرار مي گرفته است.

            به ادعاي وي عوامل وزرات خارجه ايران به طور منظم با استفاده از پاسپورت هاي ديپلماتيک چمدان هايي با حدود 11 ميليون پوند اسکناس را جا به جا مي کردند. وي گفت: "مبلغ هر چمدان متغيير بود و ماهي دوبار مي آمد. گاهي من آن را مي ديدم. تا آنجا که من خبر دارم اين پول ها همواره براي حزب الله لبنان ارسال مي شد."

            وي افزود کنسولگري ايران به عنوان مرکزي براي عمليات اطلاعاتي عمل مي کرده است. اين امر با توجه به تعداد زيادي ازايرانيان که در دوبي کار مي کنند و نقش اين بندر به عنوان دروازه تجارت با ايران اهميت زيادي پيدا مي کند. آسمان خراش ها و صنايع متعلق به چهار هزار ايراني زمينه بسيار مناسبي را براي فعاليت هاي اطلاعاتي فراهم مي آورد.

            به ادعاي او فعاليت اطلاعاتي ديگر اين کنسولگري شامل گرداندن کلوب هاي شبانه و مراکز فحشا بوده است که از طريق آن مقامات و ديپلمات هاي ايراني را به دام انداخته وعليه آن ها پرونده سازي مي شده و اطلاعات زيادي با پرداخت حق السکوت فراهم آورده مي شد و از ايرانيان مقيم شيخ نشين ها نيز، که حدود پنجاه هزار نفر برآورد مي شوند، به عنوان عوامل دهنده اطلاعات دو جانبه استفاده مي شده است.

            اسدي نيا گفت: "ايرانيان تشويق مي شدند به اروپاييان بگويند ايران مي خواهد روابط خوبي با آن ها داشته باشد در حاليکه درگير تروريسم بودند." وقتي از اوپرسيده شد آيا ايران دارد توجه را از برنامه هسته اي خود منحرف مي کند وي پاسخ داد: "دقيقا."

            مهم ترين موضوع در ميان گفته هاي وي ادعاي مربوط به ايجاد شبکه اي است که ايران براي ارتباط با شيعيان در کشور هاي خليج بخصوص بحرين، ابوظبي، شارجه و عربستان سعودي ايجاد کرده است.

            اقليت هاي شيعه که از برخي حقوق اجتماعي محروم هستند در تمام کشور هاي منطقه وجود دارند. تهران پس از انقلاب اسلامي 1979 همواره از خواسته هاي اين گروه ها حمايت کرده است ولي اکنون حمايت کشور هاي سني از آمريکا در برابر برنامه هسته اي ايران، بهانه بيشتري براي حمايت و به حرکت درآوردن اين گروه ها فراهم آورده است. هر چند اکثر کشور هاي خليج با دخالت آمريکا در ايران مخالف هستند ولي از سوي ديگر از دستيابي تهران به سلاح هسته اي براي تسلط بر خاورميانه نيزنگرانند.

            متهم کردن عوامل ايراني در شيخ نشين هاي خليج فارس قبلا هم اتفاق افتاده است ولي اين بار اين اتهام توسط يک مقام پيشين دولتي صورت مي گيرد. اسدي نيا از بيمارستاني در دوبي نام برده که بسياري از پزشکان و پرستاران آن براي وزارت اطلاعات ايران کار مي کنند. ساندي تلگراف از فاش کردن نام اين بيمارستان به دلايل حقوقي خود داري مي کند.

            اسدي نيا شغل خود را در سال 2002 در دوبي ترک گفت ويک سال بعد، پس از احضار توسط وزارت اطلاعات ايراني، به اروپا پناهنده شد. وي قرار است جزئيات بيشتري را در کنفرانسي در ماه آينده در وست مينيستر ارائه دهد. اين کنفرانس توسط "انجمن دوستي بريتانيا و عرب هاي اهواز" برگزار خواهد شد. وي معتقد است ساير مقامات دولتي نيز بايد راه مشابه با وي را بروند.

            وي گفت: "دولت خود را خيلي قوي مي پندارد ولي درست مثل صدام در آخرين روز هاي خود، بسيار شکننده است."

            يک سخنگوي سفارت ايران در لندن اظهارات آقاي اسدي نيا را "بي اساس و ساختگي" خواند و گفت انجمن دوستي بريتانيا و عرب هاي اهواز سازماني "غير قانوني" است وهدفش ايجاد اختلاف ميان ايران و همسايگانش است.

            Comment


            • امروز دوشنبه اعضاي اتحاديه اروپا دربروکسل دورهم جمع مي شوند تا در مورد اتخاذيک روش هماهنگ براي اقدام عليه ايران گفت و گو کنند. طي روزهاي گذشته اعضاي دائم شوراي امنيت سازمان ملل درخصوص طراحي دومين قعطنامه تحريم ايران جلسات متعددي درسطوح مختلف برگزارکرده اند.

              قراراست ادامه گفت وگوهاي اعضاي دائم شوراي امنيت براي صدور قطعنامه عليه تهران، درنيويورک وبا حضورسفراي کشورهاي عضو دائم شوراي امنيت به علاوه آلمان انجام شود. به گفته منابع ديپلمات غربي، رسيدن به توافقي براي تنگ کردن دامنه تحريم ها با دشواري هايي همراه خواهد بود، بخصوص آنکه روسيه طي هفته هاي گذشته انتقاداتي جدي به فشار آمريکا عليه ايران وارد کرده است.

              اين درحالي است که انتظار مي رفت با فراخواندن ايران به اجلاس بغداد، که همسايگان عراق به علاوه کشورهاي امريکا وانگليس نيزقرار است در آن شرکت کنند، روزنه هايي براي گفت وگوي مستقيم ميان تهران وواشنگتن به منظوربرون رفت ازبحران موجود پديد آيد. اما محمدعلي حسيني سخنگوي وزارت خارجه ايران، روز يکشنبه در نشست هفتگي خود با خبرنگاران در تهران گفت ديدار با آمريکايي ها در نشست بغداد "فعلاً در دستور کار نيست".

              ازسوي ديگر امروز شوراي حکام آژانس بين المللي انرژي اتمي نيزبراي بررسي پرونده ايران تشکيل جلسه مي دهد. خبرگزاري فرانسه درآستانه اين اجلاس درخبري آورده است: "كشورهاي غربي به دنبال اعمال فشار بر ايران در شوراي امنيت سازمان ملل به علت خودداري از توقف غني سازي اورانيوم هستند. در عين حال قرار است ايران و آمريكا در كنفرانسي منطقه*اي درباره عراق شركت كنند كه ممكن است به پيشرفت*هايي در تماس*هاي اين دو دشمن منجر شود."

              محمد البرادعي، مديركل آژانس بين*المللي انرژي اتمي نيز قرار است اواخر ماه جاري ميلادي به كره شمالي سفر كند تا اجراي توافق بين*المللي مهم در زمينه رها كردن برنامه* تسليحات هسته*يي را در پيونگ يانگ آغاز كند. انتظار مي*رود اين تحولات بر نشست دوشنبه* 35 عضو شوراي حكام سايه اندازد. نشستي که قرار است البرادعي گزارش خود رادرباره* تمرد ايران از اجراي قطعنامه شوراي امنيت سازمان ملل و قطع نزديك به نيمي از كمك*هاي فني آژانس به ايران را به آن ارائه دهد. يك ديپلمات غربي گفت: "نشست شورا بايد عاري از بحث و جنجال باشد تا فضايي براي ديپلماسي را باز گذارد".

              ازسوي ديگر جواد وعيدي، معاون امنيت بين الملل شوراي عالي امنيت ملي، به ايسنا گفته است: "آمريكا در مسير محروم كردن ايران از انرژي هسته*اي كاملا جدي است و براي مقابله با ايران از همه ابزارهاي خود استفاده مي*كند. آمريكا با برنامه هسته*يي ايران مخالف بوده و هست، اما آنچه مربوط به ايران مي*شود اين است كه ما همچنان بر حق خود در دستيابي به دانش هسته*يي اصرار داريم. ايران تا هنگامي كه برنامه*اي براي توليد بمب اتمي ندارد كاملا قانوني و به حق مي*تواند براساس پيمان منع گسترش سلاح*هاي اتمي به فعاليت*هاي هسته*يي خود ادامه دهد."

              اين درحالي است که طي روزهاي گذشته محمود احمدي نژاد با سفر به عربستان تحرک جديدي به تلاش هاي تهران براي نزديک شدن به کشورهاي همسايه متحد آمريکا بخشيد. همزمان با سفر محمود احمدي نژاد خبري مبني برموافقت وي با طرح عربستان براي حل مساله اسراييل-فلسطين منتشر شد که پس ازبازگشت وي به تهران تکذيب شد. دفتر وي اساسا اينکه احمدي* نژاد در جريان* سفر به* عربستان* از طرح* عربي* در خصوص* عادي* سازي* روابط با اسرائيل* حمايت* کرده* باشد، اظهار بي اطلاعي کرده است. به گزارش "انتخاب" خبرگزاري* رسمي* عربستان* روز شنبه* ادعا کرده بود احمدي* نژاد در مذاکرات* خود با ملک* عبد الله* پادشاه* اين* کشور از طرح* صلح* اعراب* که* سال* دو هزار و دو در نشست* سران* عرب* تصويب* شد حمايت* کرده* است*. اما احسان* جهانديده* از دفتر مطبوعاتي* رئيس* جمهور ايران* به* خبرگزاري* فرانسه* گفته است: "در ديدار احمدي* نژاد با ملک* عبد الله* مطلقا درباره* اين* ابتکار صلح* سخني* به* ميان* نيامده* است*."

              بر اساس* طرحي* که* عربستان* تدوين* کرده* است،* جهان* عرب* در برابر عقب* نشيني* کامل* اسرائيل* از سرزمين* هاي* عربي* که* از سال* هزار و نهصد و شصت* و هفت* اشغال* شده* است* و نيز تشکيل* کشور فلسطيني* روابط خود را با اسرائيل* عادي* خواهند کرد. انتخاب درتوضيح نگاه احمدي نژاد به اسراييل آورده است: "احمدي* نژاد گفته* است* اسرائيل* بايد از صحنه* روزگار محو شود و پيش* بيني* کرده* اسرائيل* محکوم* به* نابود شدن* است."

              Comment


              • زماني که نيروي دريايي امريکا دومين ناو هواپيمابر خود را به سوي آب هاي ايران اعزام کرد، افکار ضدآمريکايي سريعاً بوش را به جنگ طلبي محکوم کردند و اينکه سرسختانه درپي به آتش کشيدن خاورميانه است. حتي برخي ها به تاريخ چنين حمله اي نيز اشاره کردند: در سپيده دم روز چهارشنبه گذشته. ولي هيچ حمله اي صورت نگرفت و برعکس ديپلماسي امريکا به اقدامات قبلي خود ادامه داد و با جلب يک توافق نظر بين المللي، مبني بر تعليق فعاليت هاي غني سازي ايران، مجدداً به شوراي امنيت و اعمال مجازات هاي بيشتر متوسل شد؛ مسلماً تحريم و مجازات هاي شديدتر از نظر اقتصادي و سياسي فشار زيادي را بر ايران وارد خواهد کرد.

                درحقيقت اگر حمله اي نيز صورت مي گرفت، مقصر آن امريکايي ها نبودند، بلکه اروپايي ها بودند که در عمل تلاش کافي براي متقاعد کردن ايران انجام ندادند. علي لاريجاني، نماينده حکومت آيت الله ها، با چهره اي رضايت آميز از خواست ايران در بازگشت به ميز مذاکره سخن مي گويد؛ مذاکراتي که پس از وارد عمل شدن شوراي امنيت از سوي ايران به طور يک جانبه متوقف شد. برخي از مقامات اروپايي نيز تمايل خود را براي بازگشت به ميز مذاکره نشان مي دهند، ولي انجام چنين اقدامي از جانب آنها به عنوان يک اشتباه بزرگ تلقي مي شود. مسؤولين ايراني نه تنها سازمان ملل را به چالش مي طلبند، بلکه حتي کلام ستيزه جويانه و اقدامات تحريک آميز خود را نيز فراموش نکرده اند؛ پرتاب موشک هاي ضددريايي در تنگه هرمز، حضور سران سپاه پاسداران در عراق و پرتاب اولين ماهواره به فضا.

                کساني که ايالات متحده را به دليل ايجاد هرج و مرج در عراق مورد انتقاد قرار مي دادند، اکنون کاملاً دلسرد شده اند زيرا پنتاگون درحال بررسي و بازنگري نقشه هاي غيرمترقبه خود نسبت به ايران است. ولي ازطرف ديگر حقيقت اين است که درحال حاضر هيچ کس خواستار وقوع جنگ نيست. اکنون مسأله چيز ديگري است: افزايش فشار بر تهران از هر جهت، تا زماني که برنامه اتمي خود را متوقف کند. دومين قطعنامه شوراي امنيت که بزودي تصويب خواهد شد، در اين جهت گام برمي دارد.

                برخي از ناظرين توسل بيش از حد به اقدامات ديپلماتيک را علت ظهور مشکلات به وجود آمده در عراق مي دانند، ولي اين استدلال درستي نيست، به ويژه در زماني که نيروي هوايي و دريايي براي هرگونه حمله به تأسيسات حياتي و هسته اي ايران از هر لحاظ آمادگي کامل دارد. اگر جامعه بين الملل تاکنون اعمال فشار را بر هرگونه اعمال خشونت ترجيح داده، دليل آن اين است که حکومت احمدي نژاد و رفسنجاني فشارها و دوگانگي هاي داخلي بسياري را تجربه مي کند و اينکه آسيب پذيري اين حکومت بيش از هر زمان ديگري احساس مي شود. با اعمال تحريم هاي بيشتر بر سران اين کشور، مطمئناً اين تنش ها به "آيت الله هاي عمل گرا" اجازه خواهد داد تا بار ديگر زمام اين حکومت را به دست گيرند. به همين دليل عقيده بر اين است که مي توان سران جديد حکومت را با ارائه مشوق هاي اقتصادي و تکنولوژيکي مناسب به تعليق برنامه هسته اي متقاعد کرد. درواقع ايده يک حمله نظامي عليه ايران از داشتن اطمينان بر تغيير حاکميت داخلي اين کشور ريشه مي گيرد.

                مسلماً تصويب قطعنامه دوم به اتفاق آراء مي تواند آيت الله هاي ايران را از موضع فعلي خود دور و آنها را بيش از پيش نزد جوامع بين الملل منزوي کند. برخلاف آنچه که احمدي نژاد در سفرهاي اخير خود به چين و ونزوئلا پيش بيني کرده بود، ايران در آينده اي نزديک مي تواند به يک کشور "طاعون زده" تبديل شود. با اين حال، بسيار بعيد به نظر مي رسد که تحريم هاي سازمان ملل بتواند به برنامه هسته اي ايران پايان دهد، مگر اينکه اين تحريم ها به طور جامع و بدون هيچ گونه چشم پوشي يا خويشتن داري اعمال شوند. البته هميشه نيز اينگونه نبوده، به عنوان مثال بانک هاي بسياري هستند که روابط مالي خود را با دولت ايران قطع کرده اند. ولي ازطرف ديگر، در مدتي که اروپايي ها با ايران مذاکره مي کردند، صادرات به اين کشور در حدود 70 درصد افزايش يافت.

                درواقع استراتژي تحريم استراتژيي است که بايد هر چه سريعتر در اين مورد اجرا شود. دولت احمدي نژاد و سياست رويارويي او نارضايتي داخلي بسياري را در ايران رقم زده است و اين نارضايتي نيز روز به روز افزايش مي يابد. ولي ازطرف ديگر، جاه طلبي هسته اي هم در نزد اصولگرايان و هم در نزد عملگرايان حکومت ديده مي شود، به طوري که سال ها به صورت مخفي اين فعاليت ها را ادامه داده اند؛ تا جايي که حتي خاتمي "ميانه رو"، به عنوان محبوب دولت هاي غربي نيز از اين قاعده مستثني نيست.

                مشکل اين استراتژي اين است که جبهه بين المللي آنچنان متحد و منسجم نيست تا تحريم و مجازات به ثمر بنشيند. به عنوان مثال، روسيه و اتريش نبايد در عين حال که عليه ايران در سازمان ملل رأي مي دهند، به ايران تسليحات بفروشند. در نزد مقامات اروپايي و اسپانيايي، تلاش براي مذاکره و گفتگو هميشه به ظهور يک ايران اتمي ارجحيت داشته و دارد.

                با گذشت زمان، بايد تأثير و کارآمدي تحريم ها را افزايش داد؛ يعني بايد قبل از اينکه ايران به ساخت اولين بمب هسته اي نايل شود، نتيجه اين مجازات ها رؤيت شود. تا جايي که مي دانيم، ايران براي ساخت کلاهک هسته اي خود روي دو نکته ضروري [از سه نکته] حساب مي کند. تهران درحال حاضر فنآوري موشکي لازم براي پرتاب چنين کلاهک هايي را دراختيار دارد و اکنون در تلاش است تا کلاهک هايي را که حامل مواد راديواکتيو خواهند بود طراحي کند. چيزي که کمبود آن احساس مي شود، مقدار کافي از مواد اوليه است: اورانيوم يا پلوتونيوم. برنامه توليد پلوتونيوم در رآکتور آب سنگين اين کشور با تأخير زيادي مواجه شده، ولي ازطرف ديگر برنامه غني سازي اورانيوم بسيار تسريع شده و ايران به زودي خواهد توانست زنجيره 160 سانتريفوژي خود را به 3000 سانتريفوژ افزايش دهد. پس از نصب چنين زنجيره اي، تنها چند ماه کافي خواهد بود تا ايران به اولين سلاح هسته اي خود دست يابد.

                آيا تحريم هاي فعلي و آتي مي توانند مانع انجام چنين کاري شوند؟ آري، ولي به شرطي که درست اجرا شوند؛ تاکنون که چنين نبوده است. اين شيوه اجراي تحريم بيشتر به رفتار حکومت آيت الله ها شباهت دارد که در يک زمان توان تکنولوژيکي خود در غني سازي را به نمايش مي گذارند و در زمان ديگر خواست خود براي گفتمان و پذيرفتن بازرسي هاي آژانس را. ولي در نهايت مي بينيم که برنامه غني سازي سؤال برانگيز خود را بيش از پيش فعال کرده اند. مخفي کردن تعدادي از تأسيسات به بهانه مشروعيت تعدادي ديگر بهتر از اين است که کل تأسيسات تعطيل شود. به همين دليل است که ايران بايد به طور کل برنامه غني سازي و هسته اي خود را فراموش کند. در غير اين صورت، دير يا زود با يک ايران اتمي مواجه خواهيم شد و اين چيزي است که بايد از آن حذر کرد.

                بنابراين اگر به واقع قصد داريم که از هرگونه حمله اي عيله ايران خودداري کنيم، بايد روند تحريم و مجازاتي را که از سوي سازمان ملل تعيين شده، به قاطعانه ترين شکل بر رهبري سياسي و "دستگاه هاي آيت اللهي" حکومت اسلامي اعمال کنيم. چنين حرکتي مسلماً به ثمر خواهد نشست و از رويدادهاي اسفناک جلوگيري خواهد کرد. اين بهترين حالت ممکن خواهد بود و تا حد ممکن بايد از بدترين حالت دوري کرد: حمله به ايران اصولگرا که نه منطق را قبول دارد و نه فشار و زور را.

                ولي اگر اروپايي ها و ديگر کشورهاي جامعه بين الملل به طور ظاهري به اعمال تحريم روي آورند و در خفا با تهران به داد و ستد مستقيم و غيرمستقيم مشغول شوند و يا ديگران را به انجام آن تشويق کنند، مطمئناً سيستم استراتژي همه جانبه افول خواهد کرد.

                پس بايد بپذيريم که اين نه تقصير بوش است و نه تقصير اسراييل، بلکه ما خود مقصريم...!

                Comment


                • ايالات متحده و عراق در نظر دارند تا کنفرانسي منطقه اي با حضور ايران و سوريه برگزار کنند. تغيير 180 درجه اي سياست امريکا، آن هم در زمان رياست جمهوري بوش، بسيار عجيب به نظر مي رسد و اين مسأله را بايد از دو زاويه نگاه کرد.

                  ديپلماسي امريکا با تصميم فعلي خود مبني بر اينکه با مقامات ايراني به دور يک ميز بنشيند، بسيار غيرمنتظره عمل کرد، به ويژه اينکه در هفته هاي اخير لحن شديدي نسبت به ايران اتخاذ کرده بود. ولي ازطرف ديگر، تأکيد واشنگتن بر اين "رويکرد جديد ديپلماتيک" بيشتر برگرفته از يک استراتژي کلي است تا يک تناقض گويي.

                  کاندوليزا رايس، وزير امور خارجه ايالات متحده، روز سه شنبه در کنگره امريکا مشارکت اين کشور را در دو کنفرانس بين المللي سازماندهي شده توسط دولت عراق مطرح کرد. در اولين کنفرانس که در روز 10 مارس در بغداد برگزار خواهد شد، سفراي تمامي کشورهاي هم مرز با عراق، به اضافه مصر و پنج عضو دائمي شوراي امنيت سازمان ملل حضور خواهند داشت. در نشست بعدي که در ماه آوريل و در يکي از کشورهاي منطقه پيش بيني شده، رؤساي ديپلماسي همين کشورها به اضافه گروه هشت کشور [G8] حضور خواهند داشت. در کنفرانس دوم، کاندوليزا رايس اين فرصت را خواهد داشت که براي اولين بار در کنار همتاهاي ايراني و سوري [منوچهر متکي و وليد معلم] خود بنشيند و مذاکره کند.

                  آخرين کنفرانسي که در اين سطح برگزار شد، در سال 2004 و در شرم الشيخ [مصر] بود، البته با موضوعي متفاوت: در آن زمان تهران تا اين حد در فعاليت هاي غني سازي وارد نشده بود؛ سران سپاه انقلاب اسلامي محکوم به تقويت شورش هاي عراق نبودند؛ دمشق در ترورهاي سياسي لبنان درگير نشده بود... در آن زمان، کالين پاول، وزير امور خارجه وقت امريکا، و کمال خرازي همتاي ايراني او، در کنار يکديگر نشسته و بدون اينکه اشاره اي به موضوعات حساس کنند، با يکديگر به گفتگو پرداختند.

                  اين بار، وزارت امور خارجه امريکا تمايل بسيار بيشتري نسبت به مذاکره با تهران نشان مي دهد. واشنگتن حکومت ايران را به تحويل مواد منفجره خطرناک به شبه نظاميان شيعه در عراق محکوم مي کند؛ اعتراضي که به گفته شان مک کورماک، سخنگوي ديپلماسي امريکا، "در ابتداي ليست موضوعات" کنفرانس بغداد جاي خواهد گرفت. وي با اشاره به اينکه امکان بحث مستقيم در زمينه هاي ديگر نيز وجود خواهد داشت اظهار مي دارد: "من در اين مقطع گفتگوهاي ويژه درخصوص موضوعات مهم را منتفي نمي دانم."

                  جلب رضايت کنگره

                  کاندوليزا رايس در برابر کميسيون امور خارجه مجلس سنا، تا حدودي نسبت به تصميم عجولانه خود روي گزارش هاميلتون- بيکر [چاپ شده در ماه دسامبر] اظهار پشيماني کرد و اظهار داشت: "اين يک بعد مهم است که بسياري از شما توجه ما را نسبت به آن جلب کرديد و ما نيز به سخنان شما گوش داديم." هدف اين است که قبل از يک مناقشه پارلماني درخصوص تأمين بودجه جنگ [طبق خواسته کاخ سفيد 100 ميليارد دلار] رضايت نمايندگان در اين رابطه جلب شود. اين درحالي است که نمايندگان پارلمان با سياست هاي بسيار متفاوت خود [برگرفته از اردوگاه هاي مختلف] از ايده "بسط سياسي" بسيار استقبال کرده اند.

                  البته نبايد فراموش کرد که بين شرکت در يک کنفرانس و گفتگوي بدون شرط [پيشنهاد شده توسط بيکر] تفاوت بسيار زيادي وجود دارد. کاندوليزا رايس از مدت ها پيش به مقامات ايراني وعده داده که در صورت تعليق فعاليت هاي غني سازي مطابق با قطعنامه هاي سازمان ملل، با آنها به مذاکره خواهد پرداخت. شان مک کورماک در اين رابطه مي گويد: "اين شرايط همچنان بر قوت خود باقي است." واشنگتن روز دوشنبه مذاکراتي را با شرکاي خود و به هدف تشديد تحريم ها عليه ايران آغاز کرده است. سخنگوي وزارت امور خارجه امريکا در ادامه مي افزايد: "در سياست ما تغييري حاصل نشده."

                  رايس نيز اظهار مي دارد: "تلاش هاي ما در عراق همه جبهه ها را در آن واحد دربر مي گيرد و به يک اقدام نظامي محدود نمي شود: امنيت، سياست، اقتصاد و ديپلماتيک."

                  آنچه که به ويژه در نظر سران امريکايي بسيار تفاوت کرده، اوضاع و شرايط کنوني است. واشنگتن با انزوا کردن ايران در سازمان ملل، سر دادن وعده "نابودي شبکه هاي مخرب ايران" در عراق، افزايش نظارت بر مرز ايران و عراق، افزايش فشار بر سيستم بانکي ايران و بر سرمايه گذاري در بخش نفتي اين طور مي انديشد که به اندازه کافي موضع قدرتمند رييس جمهور احمدي نژاد را تضعيف کرده است.

                  فيليپ زليکو، مشاور اسبق ديپلماتيک کاندوليزا رايس در اين خصوص مي گويد: "ما متقاعد شديم که مقامات ايراني ما را جدي نمي گيرند. به همين دليل کاري کرديم که اين وضعيت تغيير يابد و اکنون مي توانيم راه ديپلماسي را آزمايش کنيم."

                  Comment


                  • واشنگتن- طي دو هفته گذشته، ايالات متحده آمريکا موافقت خود با مذاکره با مقامات عالي رتبه ايران و سوريه و حرکت در جهت برقراري روابط ديپلماتيک رسمي با کره شمالي را اعلام کرد.

                    آيا دولت بوش با دشمنان خود نرم شده است؟

                    اما خانم رايس تا همين اواخر بر سياست خارجي دولت بوش در زمينه عدم مذاکره ديپلماتيک با ايران، سوريه و کره شمالي تاکيد مي کرد. به گفته او: "اين ديپلماسي نيست، اين باجگيري است."

                    مقامات دولتي اصرار دارند که پيشنهاد روز چهارشنبه براي مذاکره با ايران و سوريه در مورد عراق به معني تغيير سياست نيست. توني اسنو گفت: "شکافي به وجود نيامده است. بعضي شرکت آمريکا در يک اجلاس منطقه اي را تغيير سياست ميدانند؛ اما اين چنين نيست."

                    اما متخصصان، منتقدان و ديپلماتهاي سابق موافق نيستند، و ميگويند دولت متوجه شده که نبايد فقط با دوستان خود مذاکره کند. حتي خانم رايس نيز گشايش باب مذاکره با ايران وسوريه را " يک ابتکار ديپلماتيک" خواند.

                    دانيل سرور، معاون موسسه صلح و ديپلمات سابق در گروه تحقيق عراق، گفت: "مسئله اين نيست که محور شرارت از ميان رفته؛ بلکه مفهوم آن تغيير کرده است. براي رسيدن به هدف اگر لازم است بايد مذاکره نيز کرد."

                    دو جناح داخل دولت، از يک طرف ديپلمات هاي وزارت خارجه که گاهي رهبري آنها را خانم رايس برعهده داشت، و آناني که دنبال منزوي کردن دشمنان بودند به رهبري ديک چني و سفير سابق آمريکا در سازمان ملل جان بولتون، مدتها با هم اختلاف نظر داشتند. در سالهاي منتهي به جنگ عراق و سالهاي پس از آن طرفداران انزوا غالب بودند. اما نتايج انتخابات ماه نوامبر، به همراه وضعيت دشوار عراق و علاقه شديد به کسب موفقيت در سياست خارجي، راه را براي طرفداران مذاکره باز کرد. يک مقام ارشد دولتي و طرفدار مذاکرات محدود با دشمنان گفت: "اين طور نيست که يکدفعه حرف ما را قبول کنند. بلکه به نظر ميرسد که توجه بيشتر به موفقيت محدود اين رويکرد معطوف ميشود."

                    در يک مهماني شام و سخنراني در سه شنبه شب، طرفداران مذاکره جمع بودند. هنري کيسينجر، جان نگروپونته و رابرت گالوچي. اينها مدافعان سياست واقعگرا بودند. در صف اول آنها جيمز بيکر قرار داشت که خطاب به شوندگان گفت: "آمريکا بايد آماده شود تا با دشمنان خود مذاکره کند."

                    تندروهاي محافظه کار، چه در داخل يا خارج دولت از خانم رايس انتقاد ميکنند. در مورد کره شمالي، سه ماه پس از پيشنهاد خانم رايس به شوراي امنيت براي تحريم کره شمالي، او از برلين به آقاي بوش زنگ زد تا اجازه عقد قرارداد با کره شمالي در زمينه اتمي را بگيرد. او با اين کار تمامي رده هاي دولتي را که در گذشته باعث توقف مذاکرات ميشدند دور زد.

                    روز چهارشنبه وزارت امور خارجه اعلام کرد که در پي توافق با کره شمالي، دو کشور مذاکره براي عادي سازي روابط را آغاز خواهند کرد. در مورد ايران و سوريه نيز خانم رايس از همين روش استفاده کرد. در هفته هاي منتهي به چرخش روز سه شنبه، او با باقي مقامات دولتي در زمينه محکوم کردن مداخله ايران در عراق همصدا بود و آنرا غير قابل تحمل ميخواند.

                    يک مقام دولتي گفت اين سخنان تند پاسخي بود به منتقداني که خانم رايس را متهم به نرمش ميکردند. از طرف ديگر اين سخنان به آمريکا کمک کرد تا هنگام مذاکره با ايران و سوريه در موضع قدرت قرار بگيرد.

                    يک مقام دولتي گفت: "دولت آمريکا اکنون احساس ميکند که اهرم فشار را در اختيار دارد. مردم ميپرسند چه چيز تغيير کرده است؟ اين آن چيزي است که تغيير کرده."

                    اما معلوم نيست دولت بتواند صادقانه به اين چرخش تمام عيار دست بزند. در حال حاضر مقامات دولتي ميگويند برنامه اي براي مذاکره دوجانبه با ايران وسوريه ندارند. اما در مورد کره شمالي نيز همين را ميگفتند و اينکه آمريکا فقط در چارچوب مذاکرات شش جانبه حاضر به مذاکره است، در حاليکه عملا مذاکرات دوجانبه در جريان بود. اما عده زيادي در داخل دولت باور نميکنند آقاي چيني به اين سرعت تغيير عقيده داده باشد. پس خانم رايس بايد سريعا به نتيجه برسد. آقاي لي هميلتون، که از مدافعان گفتگو با ايران و سوريه است، گفت: "نميتوانيم انتظار معجزه داشته باشيم. تلاشها بايد تداوم داشته باشند. ديپلماسي موفق نيازمند زمينه سازيهاي دقيق و پيگيري هاي گسترده است."

                    Comment


                    • با اضافه شدن گرفتاريهاي آمريکا در عراق، دولت بوش بر دامنه شکايتهاي خود از ايران افزوده است: دشمني با اسرائيل، رها نکردن برنامه اتمي، پشتيباني از حزب الله، مداخله پنهاني در عراق و همکاري با القاعده.

                      اما آنگونه که دولت بوش جنگ عراق را شروع کرد، نبايد از شک و ترديدها در باره اين ادعاها تعجب کرد. همه از خود ميپرسند آيا آقاي بوش براي پرت کردن حواسها از جنگ عراق در حال طرح ريزي جنگ با ايران است؟

                      دو هفته پيش موعد سازمان ملل براي توقف برنامه اتمي ايران تمام شد. آقاي احمدي نژاد گفت ايران در صورتي حاضر است برنامه خود را متوقف کند که آمريکا و اروپا نيز چنين کنند. هيچ کس اين حرف را جدي نگرفت، اما اين نشان ميدهد که ايران ميخواهد با انرژي هسته اي در زمره کشورهايي مانند آمريکا، روسيه و بيشتر کشورهاي اروپايي قرار بگيرد. ايران را بسادگي نميتوان از اين هدف منصرف کرد. انرژي هسته اي به ايران قدرت چانه زني با غرب و به ويژه آمريکا را ميدهد. و اين چيزي است که خوشايند آقاي بوش نيست. به نظر آقاي بوش، کشورها بايد براي حضور آمريکا بر سر ميز مذاکره بايد امتيازاتي به اين کشور بدهند.

                      اما اگر هدف از مذاکره ترغيب ايران به کنار گذاشتن برنامه اتمي است، نميتوان انتظار داشت که قبل از انجام مذاکره اين تقاضا تحقق يابد. اما براي موقعيت جهاني آمريکا بسيار فرق ميکند که از راه مذاکره به اين منظور برسد و يا از راه چشم غرٌه.

                      يک اصل در روابط بين الملل

                      پذيرش مذاکره لزوما به معني قبول هرآنچه که طرف مقابل ميگويد نيست. عدم مذاکره نيز در بيشتر مواقع ما را به هدف خود نميرساند. در سال 1930 وزير امور خارجه مکزيک اصلي را بيان کرد که به نام خود او ثبت شد: اصل استرادا. بنا بر اين اصل، برقراري روابط ديپلماتيک با کشوري ديگر فقط به معني داشتن اختيار کامل کشور خود است. شناسايي کشوري ديگر به معني پذيرش ضمني آن کشور يا عدم تائيد سياستها و اقدامات آن نيست.

                      همانگونه که در مصوبه کنگره آمريکا در سال 1969 آمده، برقراري روابط ديپلماتيک "به معني تائيد شکل، ايدئولوژي، يا سياست آن کشور خارجي از سوي ايالات متحده آمريکا نيست." در همين راستا، کنگره در سال 1978، اعلام کرد: "هدف اصلي از برقراري روابط سياسي با يک کشور خارجي، گفتگو و مذاکره در باره موضوع هاي معوقه است... و به معني تائيد ضمني آن کشور يا نظام سياسي- اقتصادي آن کشور نيست."

                      دولت بوش اخيرا موافقت کرده تا در اجلاسي منطقه اي، که ايران نيز در آن حضور دارد، شرکت نمايد- اما فقط براي مذاکره در مورد عراق. اين شايد گامي در جهت درست باشد، اما کافي نيست.

                      Comment


                      • نخست وزير عراق دستور داده است پيرامون عمليات مشترک نيروهای بريتانيايی و عراقی عليه يک مجتمع متعلق به سازمان اطلاعات عراق در شهر بصره تحقيقاتی صورت گيرد.
                        روز دوشنبه، 5 مارس، دفتر نوری مالکی، نخست وزير عراق، با صدور اطلاعيه ای اعلام داشت که وی خواستار انجام تحقيقات و مجازات مسببين "اقدام غيرقانونی و غيرمسئولانه" عليه يکی از بازداشتگاه های وابسته به سازمان اطلاعات پليس عراق شده است.

                        به گفته منابع نظامی بريتانيا، حمله به اين مرکز به عنوان بخشی از عمليات نيروهای ضد تروريست عراقی به منظور يافتن و بازداشت يکی از "رهبران شناخته شده جوخه های مرگ در بصره" به اجرا گذاشته شد.

                        گفته می شود که در جريان درگيری های فرقه ای در عراق، گروه های مختلف، از جمله شبه نظاميان شيعه، با تشکيل جوخه های مرگ به ربودن و قتل افراد مبادرت کرده اند.

                        سخنگوی نظاميان بريتانيايی در بصره گفته است که شواهدی در اين زمينه در اين بازداشتگاه يافته شده است.

                        در بيانيه سخنگوی نخست وزير عراق آمده است که وی از شکستن در و ورود به مجتمع امنيتی بصره ناخرسند است.

                        نيروهای بريتانيايی نيز در واکنش، بيانيه ای صادر کرده و گفته اند که ورود به مجتمع سازمان اطلاعات ملی عراق در بصره اقدامی عمدی عليه اين سازمان نبوده بلکه براساس اطلاعاتی که در عمليات ديگری به دست آمده بود به اجرا گذاشته شد.

                        بيانيه نيروهای بريتانيايی می افزايد که "در جريان اين عمليات، نيروهای عراقی حدود سی زندانی، از جمله يک زن و دو کودک را يافتند که در بازداشت بودند و بر بدن بعضی از آنان نشانه هايی از شکنجه و آزار ديده می شد.

                        اين بيانيه تاييد می کند که در جريان عمليات، نيروهای عراقی قفل تعدادی از درهای مجتمع را شکستند که باعث شد چند تن از بازداشت شدگان فرار کنند اما اين اقدام عمدی نبوده است.

                        پيشتر، پليس بصره پنج نفر را به اتهام دست داشتن در بمب گذاری در مسير عبور نيروهای نظامی خارجی و غيرنظاميان عراقی، آدم ربايی، شکنجه و قتل بازداشت کردند.

                        اقدام عليه شبه نظاميان شيعه

                        همزمان، نيروهای نظامی عراق با پشتيبانی نيروهای آمريکايی عمليات مشترکی را عليه شبه نظاميان شيعه در بغداد به اجرا گذاشته اند.

                        نخست وزير عراق از حمله بصره ناخرسند و از عمليات بغداد راضی است

                        به گفته منابع آمريکايی، در اين عمليات بيش از يکهزار و يکصد تن از نفرات عراقی و آمريکايی شرکت داشتند و هدف از آن پاکسازی شهرک صدر، از محله های اصلی شيعه نشين بغداد، و گسترش حاکميت دولت به اين محله بوده است.

                        شهرک صدر از نقاطی است که شبه نظاميان سپاه مهدی، وابسته به مقتدی صدر، روحانی تندرو شيعه، بر آن مسلط هستند اما به گفته منابع نظامی آمريکايی، در اين عمليات اسلحه و مهمات کشف نشد و نفراتی دولتی کسی را به ظن ارتباط با شبه نظاميان بازداشت نکردند.

                        پيشتر نخست وزير عراق گفته بود که خواستار آشتی با شبه نظاميانی است که زبان صلح و مصالحه را درک می کنند.

                        وی در عين حال هشدار داد که کسانی که در صدد اختلال در نظم و امنيت برآيند با عمليات نيروهای امنيتی مواجه می شوند که در نظر دارند وجب به وجب خاک عراق را زير پوشش خود قرار دهند اما در مورد عفو احتمالی شورشيانی که دست از عمليات مسلحانه بردارند سخنی نگفت.

                        وی افزود که در نظر دارد ظرف دو هفته آينده کابينه خود را ترميم کند.

                        هنوز از جزييات تغييرات مورد نظر نخست وزير در ترکيب کابينه اطلاعی در دست نيست اما برخی منابع گفته اند که وی تمامی شش وزير کابينه را که از مقتدی صدر حمايت می کنند از کار برکنار خواهد کرد.

                        ايالات متحده شبه نظاميان شيعه مقتدی صدر را يکی از گروه های موثر در ادامه نا آرامی و درگيری قومی در عراق، به خصوص شهر بغداد، دانسته است.

                        نخست وزير عراق در سخنان خود گفت که تفاهم سياسی تنها زمانی امکانپذير می شود که ثبات و امنيت در کشور برقرار شده باشد.

                        کابينه آقای مالکی با برنامه ای حاوی پيشبرد تفاهم بين گروه های سياسی و فرقه ای گوناگون تشکيل شد اما تا کنون در اين امر توفيق چندانی نيافته و نا آرامی و درگيری فرقه ای همچنان ادامه داشته است.

                        Comment


                        • شورای حکام آژانس بين المللی انرژی اتمی پرونده هسته ای ايران را مورد بررسی قراز می دهد و يک گروه تحقيقاتی بريتانيايی هشدار داده است که حمله نظامی به ايران می تواند باعث سرعت گرفتن برنامه دستيابی اين کشور به اسلحه اتمی شود.
                          گروه تحقيقاتی آکسفورد در گزارشی که انتشار داده گفته است که اگر کشورهای خارجی به منظور متوقف کردن برنامه هسته ای ايران به حمله نظامی عليه اين کشور دست بزنند چنين اقدامی ممکن است جمهوری اسلامی را ترغيب کند که ماهيت برنامه های اتمی خود را تغيير دهد.

                          گزارش گروه تحقيقاتی آکسفورد، که در سال 1982 تاسيس شد و تحت عنوان يک موسسه مستقل پژوهشی فعاليت می کند، در آستانه برگزاری اجلاس شورای حکام آژانس بين المللی انرژی اتمی به منظور بررسی برنامه های هسته ای ايران و کره شمالی انتشار يافته است.

                          شورای امنيت سازمان ملل در قطعنامه ای که در ماه دسامبر سال گذشته صادر کرد ضمن اعمال تحريم هايی عليه ايران به اين کشور دو ماه مهلت داد تا بخشی از برنامه های اتمی خود به خصوص غنی سازی اورانيوم را به حالت تعليق در آورد.

                          با انقضای مهلت شورای امنيت، آژانس بين المللی انرژی اتمی ضمن گزارشی در مورد ايران گفته است که اين کشور به جای تعليق برنامه های هسته ای خود، اين برنامه ها را وسعت بخشيده است.

                          کشورهای غربی که ايران را به تلاش برای دستيابی به اسلحه اتمی در پوشش برنامه های صلح آميز هسته ای متهم می کنند خواستار تشديد تحريم های بين المللی عليه جمهوری اسلامی شده اند.

                          همچنين، ايالات متحده، ضمن تاکيد بر اقدامات ديپلماتيک برای وادار کردن ايران به پذيرش خواست شورای امنيت، کاربرد نيروی نظامی عليه اين کشور را نيز مردود ندانسته است.

                          گزارش گروه تحقيقاتی آکسفورد

                          گزارش گروه تحقيقاتی آکسفورد به قلم فرانک بارنابی، مشاور اين گروه در مسايل هسته ای و تسليحاتی، نوشته شده است.


                          اگر ايران در تلاش برای دستيابی به توانايی تسليحات اتمی باشد، در حال حاضر پيشرفت اين کشور در اين مسير نسبتا کند است و اکثر ارزيابی ها حکايت از آن دارد که رسيدن به اين هدف، دست کم به پنج سال وقت نياز دارد


                          گزارش گروه تحقيقاتی آکسفورد

                          وی در اين گزارش اظهار داشته است که "اگر ايران در تلاش برای دستيابی به توانايی تسليحات اتمی باشد، در حال حاضر پيشرفت اين کشور در اين مسير نسبتا کند است و اکثر ارزيابی ها حکايت از آن دارد که رسيدن به اين هدف، دست کم به پنج سال وقت نياز دارد."

                          وی می افزايد "حمله نظامی عليه تاسيسات هسته ای ايران به احتمال قوی باعث تسريع در برنامه ای برای توليد تعداد اندکی ابزار نظامی اتمی در حداقل زمان ممکن خواهد شد."

                          آقای بارنابی می گويد که برنامه ايران در چنين صورتی شبيه آن خواهد بود که به جای ساختن يک کارخانه توليد اتومبيل، کشوری در صدد توليد قطعات يدکی اتومبيل برآيد.

                          به گفته خبرنگاران، اگر اقدامی نظامی عليه ايران صورت گيرد، چنين حمله ای محدود يا کوتاه مدت نخواهد بود.

                          کارشناسان نظامی بر اين باورند که عمليات نظامی عليه ايران شامل حمله به هدف های متعدد خواهد بود اما نتيجه اين حملات قطعی نيست به خصوص اگر ايران دارای مراکز هسته ای مخفی باشد که سازمان های اطلاعاتی آمريکايی از آنها آگاهی ندارند.

                          پيش از اين نيز برخی صاحبنظران گفته بودند که حمله نظامی به ايران می تواند بهانه خوبی به جمهوری اسلامی بدهد تا برنامه تسليحات اتمی را به عنوان يک ضرورت دفاعی دنبال کند هر چند مقامات ايرانی تاکيد داشته اند که جنگ افزارهای اتمی را به دلايل اعتقادی مردود می دانند.

                          در همانحال، کشورهای غربی، اسرائيل و برخی از مقامات کشورهای منطقه گفته اند که به هيچ عنوان دستيابی ايران با تسليحات اتمی را تحمل نخواهند کرد.

                          کاهش کمکهای فنی هسته ای به ايران

                          در خبر ديگری در مورد ايران، قرار است جلسه شورای حکام آژانس بين المللی انرژی اتمی در وين برنامه های هسته ای ايران و کره شمالی را مورد بررسی قرار دهد.

                          آژانس بين المللی انرژی اتمی به زودی پرونده هسته ای ايران را بررسی می کند

                          سی و پنج عضو شورای حکام مذاکرات خود را از روز دوشنبه، 5 مارس، در مقر آژانس در وين آغاز می کنند و ادامه برنامه های اتمی ايران و تحول در سياست هسته ای کره شمالی موضوع های اصلی اين مذاکرات است.

                          قرار است محمد البرادعی، مديرکل آژانس، هفته ديگر به کره شمالی سفر کند.

                          کره شمالی در سال 2002 بازرسان آژانس را اخراج کرد و اعلام داشت که برنامه هايی را برای توليد اسلحه اتمی به اجرا گذاشته است.

                          اين کشور بعدا از آزمايش يک بمب اتمی خبر داد اما ماه گذشته اعلام شد که کره شمالی با توقف برنامه های اتمی خود در برابر دريافت برخی امتيازات بين المللی موافقت کرده است.

                          مديرکل آژانس همچنين گزارش خود در مورد خودداری ايران از عمل به قطعنامه شورای امنيت را مطرح خواهد کرد.

                          انتظار می رود وی مجددا از ايران دعوت کند به خواست های مندرج در قطعنامه های شورای حکام و شورای امنيت سازمان ملل شامل تعليق غنی سازی اورانيوم، همکاری گسترده تر با آژانس و مذاکره برای حل بحران هسته ای اين کشور عمل کند.

                          آقای البرادعی احتمالا از شورای حکام خواهد خواست تا با کاهش يا قطع کامل کمک های فنی آژانس به ايران موافقت کند.

                          بر اساس پيمان منع گسترش جنگ افزارهای هسته ای - ان پی تی - کشورهای امضا کننده از کمک های فنی آژانس بين المللی در فعاليت های صلح آميز هسته ای خود برخوردار می شوند.

                          Comment


                          • مقامات افغان از آغاز تحقيقات در مورد حادثه روز يکشنبه، 4 مارس، در شرق اين کشور خبر داده اند که در آن شماری از غيرنظاميان هدف تيراندازی نيروهای آمريکايی قرار گرفتند.
                            در اين حادثه که پس از وقوع يک حمله انتحاری به کاروانی از نيروهای آمريکايی در مسير يک جاده منتهی به مرز پاکستان روی داد، چندين نفر از غيرنظاميان کشته و زخمی شدند.

                            وزارت داخله (کشور) افغانستان می گويد در اين حادثه ده نفر از غيرنظاميان کشته و بيست و پنج نفر ديگر زخمی شده اند.

                            ولی آماری که نيروهای آمريکايی از این تلفات ارايه داده اند، هشت کشته و سی و پنج زخمی است.

                            کشتار غیرنظامیان در اثر تیراندازی نيروهای آمريکايی، مردم محلی را خشمگین کرد و هزاران تن در اعتراض به این حادثه دست به تظاهرات زدند.

                            هيات بلند پايه


                            تظاهرکنندگان شعارهای "مرگ به آمريکا و مرگ و کرزی" سر می دادند.
                            به گفته نظاميان آمريکايی، پس از وقوع حمله انتحاری به هدف يک کاروان آنان در ولايت ننگرهار، از چندين جهت مورد تيراندازی قرار گرفتند و سربازان آمريکايی نيز به اين حمله جواب دادند.

                            وزارت داخله (کشور) افغانستان می گويد هيات بلند پايه دولتی را به منظور تحقيق روی اين ادعا و نيز چگونگی وقوع اين حادثه تعيين کرده است.

                            ازمری بشری، سخنگوی وزارت داخله گفت که هياتی به عضويت نمايندگانی از رياست مبارزه با جرايم جنايی، رياست استخبارات، مبارزه با تروريسم و نماينده نظاميان آمريکايی در کابل، به ننگرهار اعزام شده اند.

                            قبلا حامد کرزی، رييس جمهور افغانستان با ابراز تاسف از وقوع اين حادثه، دستور اجرای تحقيقات فوری در مورد را صادر کرده بود.

                            برخورد با غيرنظاميان

                            در گذشته نيز چندين بار دولت افغانستان حوادثی را مورد بررسی قرار داده که در آن غيرنظاميان هدف تيراندازی نيروهای خارجی قرار گرفتند، ولی نتايج اين تحقيقات، به ندرت در اختيار رسانه ها قرار گرفته است.

                            رييس جمهور کرزی بارها از تلفات غيرنظاميان در کشورش ابراز نارضايتی کرده و از نيروهای خارجی خواسته است تا در اجرای برنامه های نظامی خود از احتياط بيشتری کار گيرند.

                            آقای کرزی يک بار در جريان سخنرانی در کابل، از آنچه ناتوانی حکومت اش در جلوگيری از آسيب رسيدن به غيرنظاميان خواند، به شکل واضح اشک ريخت.

                            فرماندهان ارشد ناتو و نظاميان تحت فرمان آمريکا در افغانستان، چندين بار در مورد "بی احتياطی" سربازان خارجی در برخورد با غيرنظاميان، به دفتر رييس جمهور کرزی احضار شده اند.

                            نزديک نشويد!


                            هشدار

                            نظاميان خارجی مستقر در افغانستان، در کنار جاده های عمومی و چهارراه ها در شهرهای مختلف از جمله کابل، لوحه های بزرگی را نصب کرده اند که به مردم هشدار می دهد به آنان نزديک نشوند


                            ولی به نظر می رسد، اين تلاشها در راستای کاهش تلفات غيرنظاميان در افغانستان کمتر مفيد بوده است.

                            بيشتر افغانها به اين باور هستند که نيروهای خارجی در گشت و گذار در داخل شهرها، در حالت آماده باش قرار دارند و هر حرکتی که شک آنان را برانگيزد، منجر می شود تا دست به اسلحه برده و تيراندازی کنند.

                            نظاميان خارجی مستقر در افغانستان، در کنار جاده های عمومی و چهارراه ها در شهرهای مختلف از جمله کابل، لوحه های بزرگی را نصب کرده اند که به مردم هشدار می دهد به آنان نزديک نشوند.

                            خبرنگاران می گويند، اين پيامها در ولايات نا امن جنوب افغانستان لحن تندتری دارد و به مردم هشدار می دهد که اگر به وسايط نظامی نزديک شوند، هدف تيراندازی قرار خواهند گرفت.

                            'تخطی آشکار'

                            حادثه روز گذشته در ولايت شرقی ننگرهار، از نگاه تلفاتی که به غيرنظاميان وارد کرد، ظرف ماه های اخير بی سابقه بوده است.

                            اين حادثه خشم بيشتر مردم را در جلال آباد برانگيخت و هزاران نفر در اعتراض به آن به جاده های اين شهر برآمدند و شعارهای "مرگ بر آمريکا و مرگ به کرزی" سر دادند.

                            شورای متحد ملی افغانستان نيز که متشکل از ۵۷ حزب سياسی و نهاد اجتماعی است، با انتشار يک اعلاميه ابراز کرده که "حمله به غيرنظاميان با هر توجيهی که صورت گيرد، تخطی آشکار از قوانين جنگ و معيارهای حقوق بشری" است.

                            در اين اعلاميه همچنين از پارلمان افغانستان تقاضا شده که برای جلوگيری از وقوع اين گونه حوادث در آينده، حضور نيروهای خارجی در افغانستان را قانونمند کند.

                            Comment


                            • برخی از نزدیکان به فعالان جنبش زنان ایران که صبح یکشنبه مقابل دادگاه انقلاب تهران دستگیر شدند، در گفتگو با بخش فارسی بی بی سی از انتقال این زنان به بند ۲۰۹ زندان اوین خبر داده اند.
                              این گروه از فعالان جنبش زنان در آستانه روز جهانی زن (هشتم مارس) در حالی که در اعتراض به آنچه 'برخوردهای امنیتی با فعالیت های مدنی' نامیده اند، مقابل دادگاه انقلاب تهران تجمع کرده بودند، بازداشت شدند.

                              منصوره شجاعی، از فعالان جنبش زنان، به بخش فارسی بی بی سی گفته است در حالی که تجمع کنندگان در پیاده رو نشسته بوده و پلاکاردهایی با مضمون 'تجمع آرام، حق مسلم ماست' در دست داشتند، با برخورد ماموران انتظامی مواجه شده و گروهی از آنان به وسیله مینی بوس به مقر نیروی انتظامی در خیابان وزرای تهران منتقل می شوند.

                              خانم شجاعی شمار بازداشت شدگان را دستکم سی و چهار نفر اعلام کرده و افزوده است که تنی چند از شرکت کنندگان در تجمع مورد ضرب و شتم قرار گرفته اند.

                              وبسایت های نزدیک به جنبش زنان ایران در روزهای گذشته از قصد خود برای برپایی تجمع در روز یکشنبه سیزدهم اسفند ماه (چهارم مارس) خبر داده و دلیل آن را اعتراض به 'برخورد امنيتی و قضايی با فعاليت* های مدنی و مبارزات مسالمت *آميز زنان' اعلام کرده بودند.


                              نوشين احمدی *خراسانی، پروين اردلان، شهلا انتصاری، فريبا داوودی *مهاجر، و سوسن طهماسبی پنج نفری هستند که به اتهام دعوت به تجمع خرداد ماه 85 در میدان هفت تیر تهران، در دادگاه انقلاب حاضر شده بودند



                              ظاهرا این تجمع همزمان با حضور پنج تن از فعالان حقوق زنان در دادگاه انقلاب برپا شده بوده که به اتهام دعوت به تجمع زنان در خرداد ماه (ژوئن سال گذشته میلادی) در ميدان هفت تير، به شرکت در جلسه دادرسی فراخوانده شده اند.

                              نوشين احمدی *خراسانی، پروين اردلان، شهلا انتصاری، فريبا داوودی *مهاجر، و سوسن طهماسبی پنج نفری هستند که روز یکشنبه در دادگاه انقلاب حاضر شده بودند و نام آنها در میان لیست هایی که وبسایت های فعالان جنبش زنان از بازداشت شدگان منتشر کرده اند، نیز به چشم می خورد.

                              اعتراض دیده بان حقوق بشر

                              پیشتر ديده بان حقوق بشر از قوه قضائيه ايران خواسته بود تا سريعا تعقيب کيفری شماری از فعالان حقوق زنان در اين کشور را که به گفته اين گروه از حق قانونی خود برای تجمع صلح آميز استفاده کرده بودند، متوقف کند. این سازمان مدافع حقوق بشر خبر داده بود که قوه قضائيه ايران روز يکشنبه، چهار مارس، قرار است محاکمه چند تن از فعالان جنبش زنان در ایران را آغاز کند.

                              بازداشت شماری از فعالان حقوق زنان در ایران در حالی صورت می گیرد که تنها چهار روز تا هشتم مارس، روز جهانی زن، باقی است.


                              ايران، زنان را به خاطر اعتراض صلح آميز آنها به قوانين تبعيض آميز تحت پيگرد کيفری قرار می دهد و اين برخورد، قوانين ايران و قوانين بين المللی را نقض می کند


                              سارا لی ويتستون، مدير اداره خاورميانه و شمال آفريقای دیده بان حقوق بشر

                              حدود یک ماه پیشتر نیز مقام های امنیتی ایرانی سه فعال جنبش زنان را که برای شرکت در یک دوره آموزش روزنامه نگاری عازم هند بودند، در فرودگاه بازداشت و به زندان اوین منتقل کردند، اما قریب به بیست و چهار ساعت بعد آنها را با قرار کفالت آزاد کردند.

                              سارا لی ويتستون، مدير اداره خاورميانه و شمال آفريقای دیده بان حقوق بشر می گويد "ايران، زنان را به خاطر اعتراض صلح آميز آنها به قوانين تبعيض آميز تحت پيگرد کيفری قرار می دهد و اين برخورد، قوانين ايران و قوانين بين المللی را نقض می کند."

                              طبق اصل بیست و هفتم قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران تشكيل اجتماعات و راه ‏پيمايی‏ها، بدون حمل سلاح، به شرط آن كه مخل مبانی اسلام نباشد، آزاد است.

                              Comment


                              • پيگيري هاي روزگذشته خانواده هاي بيش از33 تن از فعالين حوزه زنان که روز يک شنبه دستگيرشدند وبه صورت دستجمعي به بند 209 زندان اوين منتقل شدند، عملا با عدم پاسخگويي مسئولين قضايي بي نتيجه ماند و بار ديگر اين زندان شاهد حضور زناني شد که براي دستيابي به مطالبات انساني خود به صورت مسالمت آميز تلاش مي کنند. با اين وجود درساعات پاياني شب گذشته، مسئولين پرونده افراد ياد شده درتماس با برخي ازخانواده ها ازآنها خواسته اند تا امروز براي آزادي اعضاي خانواده شان به قرار کفالت به دادگاه مراجعه کنند.

                                خانواده هاي زنان دستگيرشده پس ازانتظاري طولاني درجلوي زندان اوين با انتشار بيانيه خواستاراطلاع رساني مسئولان شدند. دراين بيانيه آمده است: "با گذشت بيست و چهار ساعت از دستگيري سي و سه نفر از روزنامه نگاران و فعالان جنبش زنان، ما، به عنوان خانواده هاي آنها، همچنان درنگراني و بي خبري از وضعيت عزيزانمان به سر مي بريم. اين در حالي است که متاسفانه از ساعات اوليه بازداشت هيچ فرد پاسخگويي در مقام ابهام زدايي از وضعيت رسيدگي به امور بازداشت شدگان نيست و خانواده هاي آنها نيز علي رغم قول مساعد برخي مقامات قضايي و انتظامي از صبح امروز با مراجعه به زندان اوين اطلاعي از وضعيت آنها نيافتند. بر اين اساس ما به عنوان اعضاي خانواده افراد بازداشت شده خواستار اطلاع فوري از وضعيت عزيزانمان هستيم و اميدواريم هرچه سريعتر شاهد آزادي آنها باشيم."

                                يکي از فعالان زنان درتهران به "روز" گفت بازجويي از افراد دستگير شده روزگذشته آغاز شده وظاهرا قرار است افرادي که پيش ازاين پرونده اي دردادستاني ندارند، فردا (امروز سه شنبه) آزاد شوند وکساني که پرونده قضايي دارند، براي ادامه بازجويي ها فعلا درزندان بمانند. به گفته اين فعال حوزه زنان که جزو افراد شرکت کننده درجلوي زندان اوين بوده است: "طي سالهاي گذشته نيزجمعي ازافراد ياد شده پيش ازسالروز جهاني زن، به نهادهاي امنيتي واطلاعاتي احضار شده اند تا از برگزاري مراسم مربوط به اين روز جلوگيري کنند. اما اين تلاش ها فايده اي نداشته و به همين جهت به نظر مي رسد، گمان کرده اند که امسال با دستگيري اين افراد مي توانند به کم رونق کردن اين برنامه ها اقدام کنند."

                                دادستاني تهران که دستور بازداشت افراد ياد شده را صادرکرده ازارائه توضيحات بيشتر خودداري نموده است. دادستاني تهران، طي سالهاي گذشته مهمترين نقش را دردستگيري فعالان سياسي، اينترنتي، زنان وحقوق بشر ايفا کرده است. دادستاني تهران درراستاي محدودسازي بيشتر فضاي عمومي جامعه، عملا تجمعات مسالمت آميزي که طبق قوانين جمهوري اسلامي، مجازشمرده مي شود را نيزتحمل نکرده است. دستگيري سي وسه تن از فعالان اجتماعي حوزه زنان که برخي ازآنها دهها سال سابقه حضور درصحنه هاي مختلف جامعه مدني را دارند، درنوع خود اتفاقي بي نظير به شمار مي رود وپس از توقيف فله اي مطبوعات درسال 1378، فله اي ترين برخورد قضايي از نوع خود به شمار مي رود.

                                سهراب سليماني، مديرکل زندان هاي استان تهران گفته است که خانواده ها براي پيگيري وضعيت افراد ياد شده به قاضي پرونده آنها مراجعه کنند. به گفته مقامات زندان درصورت تصميم گيري براي آزادي با خانواده هاي زنان دستگير شده تماس گرفته خواهد شد.

                                ياران ما را آزاد کنيد

                                "مرکزفرهنگي زنان" ازموسسات فرهنگي زنان که طي سالهاي گذشته نقش فعالي درحوزه آگاه سازي وفعاليت هاي ترويجي حوزه زنان داشته است، دربيانيه نسبت به اين دستگيري ها اعتراض کرده است. برخي ازاعضاي اصلي و افراد نزديک به اين مرکز همچون نوشين احمدي خراساني، پروين اردلان، ناهيدجعفري، مريم حسين خواه وناهيد کشاورز ازجمله اين افراد هستند. دراين بيانيه آمده است: "دستگيري سي و سه نفر از فعالان جنبش زنان در13 اسفندماه، نشان از توجه ويژه قانونگذاران و مجريان نسبت به حقوق و مطالبات زنان در آستانه روز جهاني زن دارد. ضرب و شتم نيروهاي انتظامي به تجمع مسالمت آميز زنان در مقابل دادگاه انقلاب انتظامي وانتقال دستگيرشدگان به بازداشتگاه مبارزه با مفاسد اجتماعي خيابان وزرا و سپس زندان اوين رويکرد خشونت بار مسئولين را نسبت به جنبش برابري خواه زنان برملا ساخت. ازسوي ديگر انتشار اطلاعيه مشترک وحضور طيف هاي مختلف جنبش زنان در اعتراض به روند دستگيري و بازجويي فعالان جنبش زنان بارديگر نيرويي تازه در کالبد جنبش زنان دميد."

                                نويسندگان بيانيه مرکزفرهنگي زنان درادامه با اشاره به پيگيري هاي خانواده هاي افراد دستگير شده آورده اند: "از اولين دقايق انتقال دستگيرشدگان به بازداشتگاه وزرا، جمع زيادي از خانواده ها، فعالان زنان و فعالان دانشجويي در محل جمع شده و پس از 3 ساعت ونيم حضور در خيابان و پياده روي مقابل، عليرغم ممانعت نيروهاي انتظامي وارد محوطه شده وممصم شدند که تا روشن شدن وضعيت دستگيرشدگان خارج نشوند. سرانجام در ساعات آغازين شب عليرغم اعتراض و حضورگسترده افراد در مقابل در پارکينگ و خيابان وزرا، تمامي دستگيرشدگان با دو مينبي بوس به زندان اوين منتقل شدند."

                                "مرکز فرهنگي زنان" با اعتراض به به دربند شدن ياران فعال جنبش زنان در کنار شش عضو متعهد و کوشايش( نوشين احمدي خراساني، پروين اردلان، ناهيد جعفري، مريم حسين خواه، ناهيد کشاورز و مريم ميرزا) و با توجه به نامعلوم بودن وضعيت پرونده آنان، در آستانه روزر جهاني زن، خواهان آزادي تمامي ايران افراد و متوقف کردن روند احضارها، دستگيري ها، و تهديدهايي است که نسبت به اعضاي جنبش زنان صورت مي گيرد، شده است. سوسن طهماسبي، محبوبه حسين زاده و آسيه اميني از اعضاي موسسه کنشگران ومحبوبه عباسقلي زاده، شادي صدر، نسرين افضلي نيز از اعضاي سايت "ميدان" به شمار مي روند که فعاليت هاي آموزشي- ترويجي اجتماعي زيادي را درحوزه زنان سازمان مي دهند. افراد ياد شده فعال اجتماعي، نويسنده، روزنامه نگار ووکيل هستند.

                                اين در شرايطي است که کماکان گروه هاي مختلف زنان براي برگزاري مناسبت هايي درخصوص روزجهاني زن يا هشتم مارس، ازمردم دعوت به عمل آورده اند. ازجمله فراخواني براي تجمع روز جهاني زن - ٨ مارس/ ١٧ اسفند ٨٥ براي تجديد ميثاق و ابراز همبستگي تا رفع هر گونه تبعيض و نابرابري و بي*عدالتي عليه زنان، در روز ٨ مارس، ١٧ اسفند ٨٥ از ساعت ٢ تا ٣ بعد از ظهر در مقابل در اصلي مجلس برگزار خواهد شد.

                                در همين حال، روز يکشنبه روزنامه کيهان، با حمله به به "کمپين يک ميليون امضاء" که يکي ازحرکت هاي مسالمت آميز زنان براي تغيير قوانين درکشور به شمار مي رود، با اتصال آن به سرويس هاي اطلاعاتي هلندوآمريکا واعلام اين مطلب که چنين حرکت هايي از" بودجه هاي 57 ميليون دلاري و 51 ميليون يورويي آمريكا و هلند" تغذيه مي کنند، بخش ديگري ازسناريويي که عليه زنان تدارک ديده شده است را افشا کرد. روزنامه کيهان، درحالي دستگيري بي سابقه سي وسه فعال اجتماعي حوزه زنان را با فروپاشي اين جنبش همسان دانسته وآورده است: "علي رغم اين ائتلاف التقاطي، با گذشت شش ماه از فعاليت كمپين و برگزاري كارگاههاي آموزشي گردانندگان آن نشانه هاي فروپاشي كمپين، در آستانه روز جهاني زن (هشتم مارس)، ظاهر شده است."

                                اعتراض گروه هاي مختلف اجتماعي و سياسي

                                جبهه مشارکت اسلامي يکي از جرياناتي است که با انتشار بيانيه اي به دستگيري زنان ياد شده اعتراض کرده است. بيانيه اين تشکل با تاکيد بر اين*كه "دستگيري تعدادي از فعالان زن در يک تجمع مسالمت*آميز و در اعتراض به برخورد با تعدادي ديگر از فعالان زن كه به دليل شركت در تجمع 22 خرداد محاكمه شده*اند، اقدام نابه*جايي بود که در آستانه روز جهاني زن صورت گرفت" آورده است: "متأسفانه اتخاذ آن*چه تدابير امنيتي و محدودسازي خوانده شده، در مواجهه با مطالبات و حقوق انساني زنان، همواره به عنوان اولين و بهترين پاسخ به کار گرفته مي*شود و همان*طور که در تجمع 22 خرداد ماه و اقدامات اعتراضي ديگر صوت گرفت، هيچ*گاه پاسخ درخور و قانع*کننده*اي به آنان داده نشده است."

                                در ادامه اين بيانيه خاطر نشان شده: "سؤال اين است آيا مي*توان بين زنان اين کشور و زنان ديگر دنيا، ديوار جدايي کشيد و آيا در کشوري که زنان توانايي خود را در عرصه*هاي علمي، سياسي و اجتماعي اثبات كرده*اند و همواره در همه صحنه*هاي مبارزات آزادي*خواهانه ملت مسلمان ايران حضور داشته*اند، آن هم در شرايطي که کشور را به نقض حقوق بشر و تبغيض عليه زنان متهم مي*کنند، به يک اعتراض مسالمت*جويانه آنان، بايد اين*گونه پاسخ داده شود! تصميم*گيرندگان بدانند برابري حقوقي، اجتماعي و فرهنگي و سياسي مطالبه انساني زنان ايراني است که بر اين باورند اين نظام ظرفيت به اجرا درآوردن مباني عدالت جنسيتي را در همه عرصه*ها دارد و به همين منظور براي تحقق آن در مجموعه قواعد موجود تلاش مي*کنند. اگر با اين خواسته کاملاً* انساني و در قالب يک حرکت اعتراضي مسالمت*جويانه برخوردهاي امنيتي و محدودسازي صورت گيرد، در آينده*اي نه چندان دور اين مسأله مي*تواند به بحران*هاي اجتماعي غيرقابل کنترل تبديل شود، که نمونه*هاي آن را در اجتماع و به وفور و در گسترش آسيب*ها و مشکلات اجتماعي مي*توان مشاهده كرد."

                                جبهه مشارکت ايران اسلامي، در پايان با گراميداشت روز جهاني زن، تأسف شديد خود را از اين وقايع و آنچه درک*نكردن واقع*بينانه متوليان از مطالبات و خواسته*هاي زنان خوانده، اعلام داشته و خواستار آزادي فعالان دستگير شده و اتخاذ تدابير مقتضي، توأم با درک عميق از مطالبات زنان ايران، شده است، هم*چنين توجه همه دلسوزان نظام را به شرايط کنوني کشور نيز جلب کرده و ضمن اعلام پشتيباني از حقوق برابر زنان ايران، خواستار ايجاد زمينه*هاي لازم براي طرح و احقاق مطالبات معوق آنان شده است.

                                کميسيون زنان دفتر تحکيم وحدت(طيف علامه) نيز به بازداشت گسترده روزهاي اخير اعتراض کرده است. اين کميسييون دراطلاعيه ايي با اشاره به نحوه و روند دستگيري افراد مذكور، اين امر نقض قانون اساسي دانسته و نگهداري دستگيرشدگان بدون تفهيم اتهام به آنان را بازداشت غير قانوني خوانده و برگزاري دادگاه رسيدگي به اتهامات شركت كنندگان در تجمع 22 خرداد در آستانه*ي روز جهاني زن را هتك حرمتي دوباره به جايگاه زنان ارزيابي كرده است. کميسيون زنان دفتر تحکيم وحدت(طيف علامه) در اين بيانيه ضمن محکوم کردن اين اقدامات خواستار پيگيري نهادها و سازمان*هاي فعال سياسي و مدني در اين ارتباط شده*است.

                                Comment

                                Working...
                                X