Important Political News

Collapse
This is a sticky topic.
X
X
 
  • Time
  • Show
Clear All
new posts
  • abadani69
    Senior Member
    • Aug 2005
    • 21339

    #5461
    آيا هفت تيرکش جنگ طلب کاخ سفيد، ايران را نشانه گرفته است؟

    شما با خواندن مطلب مجله بريتانيايي گاردين تحت عنوان "نقشه هاي حمله احتمالي پنتاگون به سايت هاي اتمي ايران بسيار پيشرفته است" به اين نتيجه ميرسيد.

    روزنامه رقيب ساندي تايمز هم براي آنکه عقب نيافتد، گزارش داده که در صورت حمله نسنجيده به ايران، پنج ژنرال و دريادار آمريکايي آماده استعفا هستند.

    در رسانه هاي آمريکايي نيز متخصصان مخالف بوش، از هيلاري من و فلينت لورت تا زبيگنيو برژينسکي، مرتب در اين مورد مي نويسند که چگونه آمريکا ميخواهد جرقه يک آتش بزرگ را بزند. انگار که ايالات متحده آمريکا همانند آلمان هيتلري در پي آن است که با تحريکات ساختگي به لهستان حمله کند. اما در حقيقت اين ايالات متحده و متحدان آن هستند که قرباني اين رويارويي شده اند.

    بياد بياوريد که گرفتاري از زماني شروع شد که ايرانيان 52 نفر را در سفارت آمريکا در سال 1979 به گروگان گرفتند. از آن زمان تاکنون عوامل ملايان مشغول جنگ با ايران هستند. حمله تروريستي به سفارت و پادگان تفنگداران دريايي آمريکا در بيروت در سال 1983 منجر به کشته شدن 258 آمريکايي شد. گروگانگيري چندين آمريکايي در بيروت. اتهام بمب گذاري در خوبار عربستان در سال 1996 که 19 آمريکايي در آن کشته شدند. و همين اواخر تامين تسليحات و آموزش نظامي براي شبه نظاميان مخالف آمريکا در عراق که منجر به کشته شدن 170 آمريکايي در عراق شد.

    انکار شواهد مداخله ايرانيان در عراق از طرف بعضي منفي بافان خنده دار است. نيروهاي آمريکايي در پادگانها خمپاره ها، راکت ها، و بمب هاي ساخت ايران را نمايش داده اند. آنها حتي تعدادي از افسران سپاه قدس را که مسئول تجهييز شبه نظاميان عراقي بودند در بازداشت خود دارند.

    با اين همه منتقدان هنوز مطمئن نيستند که اين اقدامات با تائيد رهبري ايران باشد. گويي در يک حکومت ديکتاتوري اين امري عادي است که نيروهاي امنيتي خلاف دستور ديکتاتور عمل نمايند. برعکس شواهد زيادي در دست است که نيروهاي قدس سرخود دست به اين اقدامات نزده اند، بلکه دستورات فرمانده خود را اجرا کرده اند.

    در رويارويي با اين همه ستيزه جويي ها، تازه اگر نخواهيم به تهديدهاي آقاي احمدي نژاد در مورد متحد ما اسرائيل توجهي کنيم، ايالات متحده آمريکا کاملا حق دارد که قبل از دست يابي ايران به سلاح اتمي به اين کشور حمله کند. اما اين بدان معني نيست که چنين حمله اي در شرايط کنوني بهترين استراتژي است و يا اينکه دولت بايد آنرا پيگيري نمايد.

    در واقع، دليل زيادي براي حمله به ايران وجود ندارد. در حالي که آمريکا در دو مناقشه عمده درگير است، دولت علاقه اي براي باز کردن يک جبهه ديگر را ندارد. آقاي بوش بدنبال آن است تا فشار بر ايران را افزايش دهد و به يک راه حل ديپلماتيک برسد و از رويارويي نظامي پرهيز نمايد.

    در اين مسير، آمريکا موافقت سازمان ملل متحد براي تحريم را گرفته، و تحريمهاي يکجانبه مالي خود را در مورد شبکه مالي ايران بکار گرفته است. شواهد حکايت از اين دارند که اين اقدامات به رهبري ايران آسيب رسانده و عناصر کليدي در رژيم ايران را نسبت به روش احمدي نژاد نگران کرده است. اما اين استراتژي براي کارآئي بيشتربايد يک بعد نظامي هم داشته باشد؛ به همين دليل است که دومين ناو هواپيمابر آمريکا وارد منطقه شده و عوامل ايران در عراق دستگير شده اند.

    ايرانيان فقط در صورتي حاضرند امتياز بدهند که از آمريکا بترسند. بنابراين مخالفان بوش با گفتار در مورد جنگ قريب الوقوع آمريکا به بوش خدمت بزرگي ميکنند. هشدار بيشتر بهتر، ميخواهد موجه باشد يا نباشد.

    Comment

    • Rasputin
      Senior Member
      • Jan 2005
      • 63906

      #5462
      یک گروه تحقیق سازمان ملل متحد دولت سودان را به ارتکاب جرایم جنگی و جامعه بین المللی را به واکنش ناکافی در این زمینه متهم کرده است.
      روز دوشنبه، 12 مارس، گروه تحقیق سازمان ملل متحد برای رسیدگی به وضعیت حقوق بشر در منطقه جنگ زده دارفور در سودان گزارش خود را انتشار داد که در آن آمده است "دولت سودان در سازماندهی و هماهنگ کردن جنایات علیه ساکنان غیرنظامی" در اين منطقه دست داشته است.

      هیات تحقیق به سرپرستی جودی ویلیامز، از فعالان مبارزه علیه کاربرد مین زمینی و برنده جایزه صلح نوبل، بر اساس مصوبه شورای حقوق بشر سازمان ملل در اجلاس اضطراری شورا در ماه دسامبر سال گذشته تشکیل شد.

      اعضای هیات خواستار اجازه دولت سودان برای ورود به دارفور شده بودند اما چنین اجازه ای صادر نشد و دولت سودان، که در ابتدا با انجام تحقیقات بین المللی موافقت کرده بود، اعلام داشت که در نظر ندارد با گزارشگران سازمان ملل همکاری کند.

      گزارش هیات تحقیق در سی و پنج صفحه و براساس مصاحبه با شاهدان عینی، گزارشگران خارجی و آوارگان جنگ داخلی دارفور در اردوگاه های مستقر در کشورهای همسایه، به خصوص چاد، تدوین شده است.

      در این گزارش آمده است که "جرایم جنگی و جنایت علیه بشریت به شکلی گسترده در سرتاسر منطقه دارفور ادامه دارد و مشخصه بارز آن جنگ خشونت بار دولت علیه شورشیان با همکاری و هماهنگی شبه نظامیان جانجوید است."

      گروه موسوم به جانجوید از شبه نظامیان عرب تبار دارفور تشکیل شده و افراد آن به ارتکاب قتل، تجاوز جنسی، سوزاندن روستاها و غارت اموال اکثریت آفریقایی تبار ساکن دارفور متهم شده اند.

      در گزارش سازمان ملل آمده است که غیرنظامیان هدف اصلی عملیات جانجوید ها هستند.

      اتهام علیه شورشیان

      این گزارش در عین حال گروه های مسلح شورشی را نیز به نقض فاحش قوانین بین المللی ناظر بر رعایت حقوق بشر و نادیده گرفتن ضوابط بشردوستانه متهم می کند.

      جنگ داخلی در منطقه دارفور از چهار سال پيش آغاز شد و گفته می شود تا کنون حدود دويست هزار نفر در جريان جنگ جان خود را از دست داده اند.

      دولت عمرالبشیر حاضر به همکاری با گروه تحقیق سازمان ملل نشده است

      همچنين، دو ميلون نفر از خانه های خود آواره شده و به هزاران روستا به خصوص روستاهای محل سکونت آفريقايی تباران دارفور خسارات سنگين وارد شده است.

      جنگ دارفور در پی اعتراض گروه های وابسته به اکثريت آفريقايی تباران به آنچه که بی عدالتی دولت مرکزی سودان در توزيع منافع اقتصادی بين آنان و اقليت عرب تبار می خواندند آغاز شد.

      در جريان جنگ، شبه نظاميان مسلح عرب تبار موسوم به جانجويد به حملات مداوم به غيرنظاميان آفريقايی و کشتار گسترده آنان دست زده اند و دولت سودان در موارد متعدد به حمايت و تجهيز اين شبه نظاميان متهم شده است.

      ماه گذشته دادستانی دادگاه کيفری بین المللی با تسلیم دادخواستی به قضات دادگاه، خواستار احضار و محاکمه تعدادی از مظنونین به ارتکاب جنایات جنگی در منطقه دارفور شد.

      اسامی برخی از شخصیت های سیاسی و مقامات سابق دولت سودان در فهرست مظنونین دیده می شود.

      دولت سودان گفته است که تمامی تلاش خود را برای حفاظت از غیرنظامیان و رعایت حقوق آنان به کار برده و در مورد ارتکاب جرایم جنگی نیز اصرار داشته است که پیگیری چنین اتهاماتی در صلاحیت مراجع قضایی این کشور است.


      iran

      Comment

      • Rasputin
        Senior Member
        • Jan 2005
        • 63906

        #5463
        شرکت روسی سازنده نیروگاه اتمی بوشهر هیاتی را برای مذاکره پیرامون اختلافات مالی با ایران به تهران فرستاده و ایران مراسم افتتاح بخشی از نیروگاه را به تعویق انداخته است.
        براساس گزارش خبرگزاری دولتی ایران - ایرنا - روز دوشنبه، 12 مارس، هیاتی از مقامات و کارشناسان شرکت روسی اتم استروی اکسپورت، پیمانکار طرح نیروگاه اتمی بوشهر، برای گفتگو با مقامات ایرانی پیرامون رفع موانع راه اندازی نیروگاه وارد تهران شد.

        اخیرا شرکت روسی اعلام کرده بود که به دلیل تاخیر ایران در انجام به موقع پرداخت های مربوط به قرارداد نیروگاه بوشهر تکمیل این طرح احتمالا به تعویق خواهد افتاد.

        بر اساس جدول زمانی که در ماه سپتامبر سال گذشته مورد توافق روسيه و ايران قرار گرفت، نيروگاه اتمی بوشهر باید تا ماه سپتامبر سال جاری مسيحی - هفت ماه ديگر - به طور آزمایشی راه اندازی شود.

        در این توافقنامه پیش بینی شده است که سوخت نيروگاهی نیز باید تا ماه مارس به اين نيروگاه تحويل شود.

        مقامات ایرانی ادعای شرکت روسی را رد کرده و گفته بودند که تمامی پرداخت ها به موقع صورت گرفته است.

        شرکت اتم استروی اکسپورت بعدا اعلام داشت که اختلاف نظر در مورد پرداخت ها از تصمیم ایران به تغییر ارز مورد استفاده در اجرای تعهدات مالی خود ناشی شده است.

        این شرکت در بیانیه ای که اواخر ماه گذشته صادر کرد گفت که جمهوری اسلامی به جای دلار آمریکا، از پورو برای انجام پرداخت ها استفاده کرده در حالیکه چنین اقدامی به منزله تغییر در محتوای قرارداد اولیه بوده است.

        شرکت روسی خواستار اصلاح قرارداد به منظور از سرگیری عملیات اجرای طرح نیروگاه شد و گفت که بدون اصلاح قرارداد، ممکن است مراجع دولتی روسیه این شرکت را جریمه کنند.

        در پی اعتراض شرکت روسی، یک هیات ایرانی به ریاست محمد سعیدی، معاون سازمان انرژی اتمی ایران، به مسکو سفر و با مقامات روسی دیدار کرد.

        پرداخت مازاد و تعویق افتتاح

        این هیات اعلام داشت که برای راه اندازی به موقع نیروگاه بوشهر، ایران آماده است مبالغی مازاد بر پرداخت های مالی پیش از موعد به شرکت روسی بپردازد.

        مراسم افتتاح بخش پشتیبانی نیروگاه با حضور غلامرضا آقازاده برگزار نمی شود

        وی هشدار داده بود که باید سوخت نیروگاهی تا پایان ماه مارس جاری به ایران ارسال شود.

        تعویق در اجرای توافقنامه تکمیل نیروگاه اتمی بوشهر با انتقاد برخی از روزنامه های ایران مواجه شده که از جمله روسیه را به "سیاسی کاری" و "باج خواهی" متهم کرده اند.

        قرارداد ساخت نيروگاه اتمی بوشهر در سال 1995 بين ايران و روسيه امضا شد و چند بار اخبار نزديک شدن زمان تکميل آن انتشار يافته است.

        طرح ساخت نيروگاه بوشهر تنها طرح هسته ای ايران است که با مشارکت طرف خارجی انجام می شود و آژانس بين المللی انرژی اتمی نيز نسبت به انطباق آن با ضوابط مورد نظر اعتراضی نداشته و طرح مشمول تحريم های شورای امنيت سازمان ملل عليه ايران نيست.

        برخی از منابع آمریکایی خواستار توقف اجرای طرح بوشهر از سوی روسیه شده اند اما مقامات روسی اين درخواست را رد کرده و همواره بر تعهد خود نسبت به اجرای به موقع طرح ساخت نيروگاه تاکيد نهاده اند.

        در خبری دیگر در مورد طرح نیروگاه اتمی بوشهر، ایرنا گزارش کرده است که مراسم افتتاح واحد پشتیبانی نیروگاه که قرار بود روز سه شنبه، 13 مارس، برگزار شود به تعویق افتاده است.

        بر اساس برنامه قبلی، انتظار می رفت غلامرضا آقازاده، رئیس سازمان انرژی اتمی ايران، ساختمان های مربوط به پمپ خانه و پست 400 کیلووات نیروگاه اتمی بوشهر را افتتاح کند.

        مشخص نیست که آیا تعویق در گشایش بخش های پشتیبانی به امکان تاخیر در اجرای طرح و حصول اطمینان از زمان راه اندازی نیروگاه مربوط بوده یا دلایل دیگری داشته است.

        ایرنا به نقل از روابط عمومی سازمان انرژی اتمی نوشته است که واحدهای پشتیبانی در دهه دوم فروردین ماه توسط معاون اول رئیس جمهوری افتتاح خواهد شد.


        iran

        Comment

        • Rasputin
          Senior Member
          • Jan 2005
          • 63906

          #5464
          مقامات امنيتی مراکش از وقوع انفجار انتحاری در شهر کازابلانکا (دارالبيضا) در اين کشور خبر داده و نسبت به گسترش خشونت در منطقه ابراز نگرانی کرده اند.
          روز دوشنبه، 12 مارس، پليس مراکش اعلام داشت که شامگاه يکشنبه وقوع انفجار در يک کافه اينترنتی در شهر کازابلانکا به کشته شدن فرد حامل مواد منفجره و زخمی شدن سه نفر ديگر منجر شد اما هنوز هويت شخص بمب گذار و انگيزه وی از اين اقدام مشخص نشده است.

          بر اساس گزارش منابع دولتی مراکش، این حادثه پس از آن روی داد که شخص بمب گذار هنگام ورود به کافه اينترنتی با مخالفت مدير اين مکان مواجه شد.

          در پی مخالفت مدیر کافه، بين وی و شخص بمب گذار درگیری روی داد که در جريان آن، بمب منفجر شد و شخص بمب گذار را کشت و سه نفر ديگر را زخمی کرد.

          معلوم نشده است که آيا مهاجم در صدد بمب گذاری در همين کافه بوده و يا اينکه بمب همراه وی هنگام زدوخورد با مدير کافه به طور اتفاقی منفجر شده است.

          در عين حال، از قول يک منبع پليس گزارش شده که این شخص بمب گذار چندین بار به منظور دسترسی به پايگاه اينترنتی يک گروه بنيادگرای اسلامی به اين کافه مراجعه کرده بود و مخالفت مدير کافه با ورود وی نیز به همین علت بوده است.

          گفته می شود مرد دیگری هم که پس از وقوع انفجار در صدد گریختن از کافه بود توسط ماموران دستگیر شد و تحت بازجویی قرار گرفته است.

          به گفته خبرنگاران، انفجار اخیر در محله سیدی مومن شهر کازابلانکا روی داد که مسببین بمب گذاری های انتحاری سال 2003 در آن سکونت داشتند.

          نگرانی در مورد عملیات بنیادگرایان

          در سال 2003، یک رشته بمب گذاری انتحاری در شهر کازابلانکا به کشته شدن سیزده بمب گذار و سی نفر دیگر منجر شد.


          اخیرا سازمانی موسوم به گروه سلفی موعظه و مبارزه در الجزایر نام خود را به سازمان القاعده در مغرب اسلامی تغییر داد و اعلام کرد در نظر دارد گروه های اسلامگرا در شمال آفریقا را به یکدیگر پیوند دهد

          به گفته ناظران، گرچه هیچ گروهی مسئولیت انفجار در کافه اینترنتی را برعهده نگرفته، این حادثه می تواند باعث نگرانی مقامات امنیتی مراکش شود.

          کشورهای شمال آفریقا نگران آن هستند که گروه های بنیادگرای جهادی به خصوص در الجزایر در صدد تشکیل گروه های مرتبط با خود برآمده باشند تا عملیات منسجمی را در این کشورها اجرا کنند.

          اخیرا سازمانی موسوم به "گروه سلفی موعظه و مبارزه در الجزایر" نام خود را به "سازمان القاعده در مغرب اسلامی" تغییر داد و اعلام کرد در نظر دارد گروه های اسلامگرا در شمال آفریقا را به یکدیگر پیوند دهد.

          هفته گذشته، پلیس مراکش فردی را که گفته می شود رهبر "گروه مسلمانان مبارز مراکش" بود به اتهام سازمان دادن بمب گذاری های سال 2003 در مراکش و بمب گذاری سال 2004 در مادرید، پایتخت اسپانیا، بازداشت کرد.

          دو کشور استپانیا و مراکش تنها توسط تنگه باریک جبل الطارق از یکدیگر جدا می شوند و اسلامگرایان وابسته به القاعده مسئول بمب گذاری های سال 2004 در شبکه راه آهن مادرید شناخته شده اند.

          مقامات امنیتی مراکش نگران آن هستند که گروه مسلمانان مبارز مراکش به سازمان القاعده مغرب پیوسته باشد.

          از زمان حملات انتحاری سال 2001 در آمریکا، دولت مراکش از سیاست دولت ایالات متحده تحت عنوان مبارزه جهانی با تروریسم حمایت کرده است.



          iran

          Comment

          • Rasputin
            Senior Member
            • Jan 2005
            • 63906

            #5465
            جورج بوش رئیس جمهور آمریکا از آلوارو اوریبه رئیس جمهور کلمبیا به خاطر حمایتش از نبرد آمریکا با مواد مخدر تشکر کرده است.
            آقای بوش به عنوان بخشی از برنامه سفرش به پنج کشور آمریکای لاتین، روز یکشنبه ساعاتی را در بوگوتا، پایتخت کلمبیا، گذراند.

            در نزدیکی محل دیدار دو رهبر، دست کم 25 نفر در جریان درگیری پلیس با تظاهرکنندگان علیه حضور آقای بوش در کلمبیا دستگیر شدند.

            رئیس جمهور آمریکا از تلاش های آقای اوریبه برای رسیدگی به معضل قاچاق مواد مخدر از این کشور که بخش عمده آن به آمریکا می رسد قدردانی کرد.

            آقای بوش در یک کنفرانس خبری به همتای کلمبیایی خود گفت: "من عزم شما را می ستایم و افتخار می کنم شما را دوست شخصی خود بنامم، و کشور شما را شریک استراتژیک آمریکا بخوانم."

            این ملاقات تحت الشعاع یک رسوایی سیاسی درباره ارتباط متحدان آقای اوریبه با شبه نظامیان دست راستی قرار گرفته است.

            انکار ارتباط با راستگرایان

            پرزیدنت اوریبه هرگونه ارتباطی میان اعضای دولتش با جوخه های مرگ را در کنفرانس خبری روز یکشنبه با آقای بوش انکار کرد.

            وی گفت: "اگر برخی از اعضای دولت با این چریک ها ارتباط داشته باشند فورا از مقام خود عزل خواهند شد."

            کلمبیا یکی از بزرگترین دریافت کنندگان کمک های آمریکا برای مبارزه با نبرد طولانی با چریک های چپگرا و قاچاقچیان مواد مخدر است.

            برخی اعضای حزب دمکرات در آمریکا درخواست کاخ سفید برای اختصاص 9/3 میلیارد دلار کمک اضافی طی هفت سال آینده به کلمبیا و همچنین عقلانی بودن معامله ای تجاری با آن کشور را زیر سوال برده اند.

            کلمبیا از سال 2000 تاکنون میلیاردها دلار کمک مالی و تجهیزات نظامی از آمریکا دریافت کرده است.

            اما آقای بوش گفت که او برای اختصاص کمک بیشتر به تلاش های کلمبیا در زمینه مبارزه با مواد مخدر به کنگره فشار خواهد آورد.

            ادامه حملات نیشدار چاوز

            نگرانی هایی در مورد احتمال تلاش چریک های چپگرا از طریق حملات تازه برای مختل کردن ملاقات آقای بوش با آلوارو اوریبه وجود داشت.

            مقام های کلمبیا 21 هزار سرباز را علاوه بر 7 هزار پلیس برای حفاظت از امنیت در بوگوتا مستقر کردند.

            آقای بوش در ادامه سفرش به گواتمالا رفته است. وی پیشتر از برزیل و اوروگوئه بازدید کرده بود.

            همزمان هوگو چاوز، رئیس جمهور ونزوئلا، سرگرم بازدید از کشورهای منطقه آمریکای لاتین است.

            وی روز شنبه در جریان دیدار از بولیوی بار دیگر با زبانی گزنده به آمریکا حمله کرد و سرمایه داری را "جاده ای به جهنم" خواند.

            بازدید آقای بوش از منطقه با تظاهرات و راه پیمایی های اعتراض آمیز روبرو شده است که برخی از آنها به خشونت گراییده است.


            iran

            Comment

            • abadani69
              Senior Member
              • Aug 2005
              • 21339

              #5466
              دانشکده روابط خارجي دانشگاه کلمبيا يکي از معروف ترين دانشگاه هاي دنيا واقع در شهر نيويورک روز چهارشنبه ميزبان يکي از مشهورترين روزنامه نگاران ايران بود. سالن اجتماعات طبقه پانزدهم از ساختمان روابط بين الملل مملو بود از جمعيتي که براي شنيدن سخنان و نظرات اکبر گنجي گردهم آمده بودند. ميزبان و گرداننده اين نشست «گري سيک» يکي از سياستمداران سابق دموکرات و يکي از استادان مطرح دانشگاه کلمبيا بود که در چند دهه اخير کتاب هاي درباره ايران به رشته تحرير در آورده است.

              اکبر گنجي که سخنانش را زير عنوان « اسلام، آزادي، دموکراسي و حقوق بشر» بيان مي کرد در ابتداي اين نشست گفت: من بايد در ابتدا به نکته اي اشاره کنم و آن اينکه اصولا هنگامي که با ديني روبرو مي شويم در واقع با سه نوع دين مواجهيم. در مقوله اسلام با اسلام يک، دو و سه، در مسيحيت با مسيحيت يک، دو و سه و همينطور در يهوديت با يهوديت يک، دو و سه.

              وقتي از اسلام يک صحبت مي کنيم منظورمان متون مقدس ديني هستند اما هيچ کس متون ديني را به طور خالص در دست ندارد. ما هميشه متون مقدس ديني را تفسير مي کنيم. از همين جا وارد اسلام 2 مي شويم يعني در اسلام 2 انسانها هميشه متون مقدس ديني را تفسير مي کنند. از طرف ديگر مومنان به هر ديني رفتارهايي انجام داده اند و مي دهند که در طول تاريخ نوع سوم از اديان را تشکيل مي دهد.

              اين روشنفکر ايراني ادامه داد: ما درباره نوع يک از اديان نمي توانيم صحبت کنيم چرا که به محض صحبت در اين خصوص وارد نوع دوم از اديان مي شويم و وقتي از نوع دوم آن صحبت مي کنيم، خود آن حداقل به 3 زير مجموعه تقسيم مي شود. چرا که از زماني که مومنان شروع به تفسير متون مقدس ديني کردند امر تفسير را با سه نوع نگاه انجام داده اند. تفاسير بنيادگرايانه، سنت گرايانه و تجدد گرايانه.

              گنجي در تشريح اين مقوله اظهار داشت: حال در اينجا با چند رويکرد مواجه هستيم. يک گروه کساني که معتقدند متون مقدس ديني تنها يک تفسير دارد و آن نيز وظيفه روحانيت است. در مقابل نيز با نگاه افراطي روبروهستيم که يک نوع آنارشي بر آن حاکم است که مي گويند هر شخصي مي تواند فهم و برداشت متفاوتي از دين داشته باشد.. اگر اين دو را کنار بگذاريم نگاه معتدلي به دست مي آيد که با تفاسير متعددي روبروست. و وقتي کسي با متني روبرو مي شود، با نکات فرعي و اصلي متفاوتي مواجه است که اصلي ها هميشه برجسته تر هستند. درست مثل کتب ديني که نکات اصلي همان نکات مهم و ضروري هستند که پيامبران نيز به آنها اشاره کرده اند و ما بقي مي شود فرعيات. در اين امر، بنيادگرايان بر يک نقطه انگشت مي گذرانند و مدرنيست ها بروي بعضي نکات ديگر.

              وي در راستاي تشريح اشکال مختلف عقايد مذهبي گفت: باز هم دو تفسير ديگر داريم. تفاسير انحصار گرايانه در برابر تفاسير پلوراليستي. در تفاسير انحصاري دو ادعاي مهم وجود دارد. اول اينکه حقيقت مطلق در انحصار ماست و دوم اينکه انحصار سعادت اخروي هم در دست ماست. در واقع مسيحيان معتقدند مسيحيت حق است و بقيه اديان باطلند. همين ادعا را اسلام، يهوديت و ساير اديان نيز دارند. تنها راه به بهشت در تفاسير انحصارگرايانه از متون ديني يافت مي شود اما از سوي ديگر در مقابل آن پلوراليست هايي هستند که مي گويند همه اديان راه هاي مختلفي هستند به سوي حقيقت.

              اين روزنامه نگار در ادامه سخنان خود اضافه کرد: تفاسير بنيادگرايان راهگشاي جنگ و نزاع است و تفاسير پلوراليست ها راهگشاي صلح و زندگي مسالمت آميز. تازه آن هم زمانيکه ما معتقد باشيم به سعادت واحد. اگر خود حقيقت را هم متکثر ببينيم و سعادت را بخش بندي کنيم، اين مقوله پيچيده تر مي شود.

              وي افزود: مقوله آزادي بيان در متون ديني يافت مي شود. چراکه علي رغم وجود نشانه هايي از عدم تحمل مخالفان، نکاتي نيز وجود دارد که روش هاي تحمل و مداراي با مخالفان را نشان مي دهد. بنيادگرايان روي عدم تحمل تاکيد مي کنند و طبعا کساني که معتقد به قرائت دموکراتيک و آزادي بيان هستند روي دسته ديگر اصرار دارند.

              گنجي ادامه داد: چنين نکاتي در قرآن هم فراوان يافت مي شود. به عنوان نمونه تمام اهانت هايي که در آن زمان به پيامبر اسلام شده از جمله مجنون، جن زده و ديوانه خواندن پيامبر و ساحر و دروغگو دانستن وي را نقل مي کند اما از سوي ديگر هم در همان قرآن خطاب به پيامبر آمده است با آنان مدارا کن، با اخلاق خوب روبه رو شو، در مقابل اهانت هايشان صبر پيشه کن و در امور اجتماعي از آنان مشورت بگير. اما امروز مي بينيم اگر کاريکاتوري از پيامبر کشيده شود، در جهان اسلام شورشي به پا مي شود. البته من تاکيد مي کنم به هيچ وجه تاييد نمي کنم که به هيچ شخص و پيامبري اهانت شود.

              زنداني باسابقه سياسي در ايران افزود: نکته ديگر اصل خود دينداري است. به صراحت در قرآن نوشته شده است در دين اکراه نيست. هيچ کس را نمي توان مجبور کرد. پيامبر هميشه در مواجهه با مشرکان و کافران پس از پايان گفت و گو تاکيد مي کرده است، شما به راه خود و ما به راه خود. نه من شما را مجبور مي کنم و نه شما ما را مجبور کنيد. حتي قرآن از زبان حضرت نوح به مخالفانش مي گويد آيا وقتي شما من را نمي خواهيد، من شما را مجبور مي کنم که بپذيريد؟

              اين روشنفکر ايراني ضمن اشاره به برخي نکات در قران گفت: خطاب قرآن به همه انسان هاي کره خاکي است و بر اصل عدالت تاکيد دارد اما متقابلا بنيادگرايان فقط در قرآن به دنبال اصل جهاد هستند و درگيري هاي طبيعي که در زمان پيامبران بين يهود و مسيحيت و... وجود داشته است را بهانه قرار مي دهند. طبيعتا هر پيامبري که مي آمده با پيروان اديان قبلي دچار مشکل بوده است(البته اگر امروز کسي ادعاي پيامبري کند زنداني اش نمي کنند بلکه او را به تيمارستان مي برند).

              در ادامه گنجي به توضيح اسلام 3 پرداخت و گفت: وقتي از تفسير خارج مي شويم، به اسلام 3 که همان دينداري است قدم مي گذاريم. ما در طول تاريخ شاهد جنگ هاي صليبي بوده ايم. در اروپا نيز شاهد جنگ هاي 30 ساله بوده ايم که با يک قرارداد پايان يافت. همچنين در اروپا شاهد واقعه هولوکاست بوده ايم. از سوي ديگر شاهد عدم رواداري با بهائيت در ايران نيز بوده ايم.

              وي ادامه داد: اما اين واقعيت است که در طول تاريخ، پيروان همه اديان مختلف در ايران در صلح و صفا زندگي کردند. ما هيچوقت مسيحي کشي يا يهودي کشي نداشتيم. يهود ها را هم ما نکشتيم اما نحوه برخورد نابخردانه احمدي نژاد سبب شده اين ماجرا به نحوي وانمود گردد گويي ايرانيان آنان را کشته اند!اگر به تاريخ دينداري انتقادي باشد به همه اديان اين انتقاد وارد است. ديندارها که از آسمان نيامده اند. همين من و شما هستيم که هر وقت مي خواهيم جنگ يا صلح کنيم از اديانمان استفاده مي کنيم.

              وي افزود: اينگونه نيست که اسلام را عامل خشونت بدانيم و محاکمه اش کنيم در حالي که بقيه اديان نيز پاک پاک نيستند.

              اکبر گنجي در خصوص رابطه اسلام با دموکراسي و حقوق بشر نيز گفت: ليبراليسم نيازي به هيچ بنياد فلسفي- اخلاقي و ديني ندارد. اگر اين رويکرد درست باشد مي توان پروژه دموکراسي و حقوق بشر را بدون اتکا به باورهاي ديني پيش برد.

              اين روزنامه نگار افزود: از سوي ديگر ما با تحولات ساختاري جوامع مواجه هستيم. دين در هر دوره تاريخي مي تواند خودش را متناسب با شرايط جامعه وفق دهد. کما اينکه در دوره فئودالي، دين هم حالت فئودالي مي گيرد و در دوره مدرن و سرمايه داري نيز همينطور. اگر خاورميانه تحولات ساختاري پيدا کند دين هم متناسب با شرايط جديد خواهد شد. اکنون نيز بحران جنگ در خاورميانه نتيجه اين بنيادگرايي هاست. از سه طرف بنيادگرايان مسيحي، يهودي و مسلمان در رويارويي با يکديگر منطقه را به جنگ کشيده اند. شما در رسانه هاي غربي هيچگاه سخن از اسلام گرايان حقوق بشري نمي شنويد. تمام روز صحبت از بن لادن، احمدي نژاد و القاعده است. در يک روزنامه، اسمي از عبدالکريم سورش شنيده نمي شود در صورتيکه جهان اسلام متفکران مسلمان نوگرا بسيار دارد. آنان جدي گرفته نمي شوند چون به درد جنگ نمي خورند در اين چارچوب است که احمدي نژاد بزرگ مي شود، بن لادن مهم مي شود.

              گنجي ضمن برشمردن نکاتي در اين زمينه گفت: مصاحبه اي از بوش مي شنيدم از صداي آمريکا. در 5 دقيقه اي که صحبت کرد 5 بار عنوان دشمن را به کار برد. اين ملاک تشخيص بنيادگرايان است که همه هم به دين استناد مي کنند. جملگي نماينده خدا بر روي زمينند و ماموريت دارند تا مردم را به زور به بهشت ببرند و به خاطر بهشت جهنم درست کرده اند. بوش هم به زور مي خواهد منطقه را به سوي دموکراسي ببرد. جنگ عراق براي همه بس است ديگر با ايران چنين کاري نکنيم.

              گنجي در پايان سخنانش به سوالات دانشجويان جوان ايراني و خارجي پاسخ داد. وي در جواب يکي از آنان گفت: دو چيز در حال حاضر به ما ضربه مي زند. فشارها و تهديدات جهاني باعث به وجود آمدن هرج و مرج در کشور مي شود و در شرايط آمادگي کشور براي مقابله با جنگ همه بحث نيروهاي دموکرات مي شود جنگ و صلح و حقوق بشر به حاشيه رانده مي شود. در حالي که ايران بهترين پيش شرط هاي پذيرش دموکراسي را دارد چراکه اگر در هر يک از کشورهاي منطقه انتخابات آزاد برگزار شود، بنيادگرايان پيروز خواهند شد اما اگر به راستي انتخابات آزادي در ايران برگزار شود، دموکرات ها انتخاب مي شوند.

              وي در پاسخ به سوال ديگري در خصوص نقش آمريکا گفت: وقتي دولت آمريکا براي براندازي رژيم در ايران بودجه تصويب مي کند، نيروهاي نظامي و امنيتي بر سر کار مي آيند و بيشترين ضربه را نيروهاي دموکرات مي بينند. من از صبح تا شب براي دموکراسي تلاش مي کنم. با حمله آمريکا به ايران مخالفت مي کنم، تحريم اقتصادي را به نفع مردم ايران نمي دانم باز با اين حال تلويزيون دولت ايران در برنامه اي مي گويد گنجي به شوراي روابط خارجي آمريکا رفته و تنها راه آمريکا را بمباران نيروهاي آنان به ايران دانسته است! در هفته اخير زنان، کارگران، معلمان و دانشجويان به شکل وسيعي براي احقاق حقوق طبيعيشان تلاش مي کنند و به زندان هم مي روند اما به آنان به چشم دشمن نگريسته مي شود. کارگران مي گويند حقوقمان را نگرفته ايم. دولت مي گويد کار سازمان سيا است. زنان خواستار لغو سنگسار هستند. دولت مي گويد از کاخ سفيد هدايت مي شوند. اين وضع همه افراد ايران است. ايران که ترمز بريده است اگر اينجا هم ترمز نداشته باشد، عقل حکم مي کند تصادف صورت گيرد.

              Comment

              • abadani69
                Senior Member
                • Aug 2005
                • 21339

                #5467
                سر انجام جبهه مشاركت هم از سكوت چندين ماهه اش دست كشيد و به مناسبت هفتمين سالگرد ترور سعيد حجاريان در اسفند سال 78، همايشي تحت عنوان "صلح براي صلح" برگزار کرد.

                ديروز عصر دوباره زير زمين جبهه مشاركت كه اكنون تبديل به سالن سخنراني شده، دوباره پذيراي عده بسيار زيادي شد كه ترور سعيد حجاريان آنان راگردهم آورده بود. علاوه بر اين، بسياري از شخصيت هاي سياسي نيز در اين نشست حضور داشتند. خشاريار ديهيمي، محمد رضا خاتمي، عيسي سحرخيز، عليرضا رجايي و بسياري ديگر.

                اين مراسم كه در واقع نوعي پاسداشت از سعيد حجاريان"جانباز اصلاحات" بود از سوي شاخه دانشجويي جبهه مشاركت برگزار شد.

                دكترغلام*عباس توسلي استاد دانشگاه تهران در آغاز اين همايش طي سخناني گفت: " نقطه مقابل خشونت و جنگ، جامعه* مدني است. وقتي افراد به خشونت متوسل مي*شوند كه گمان مي*كنند اين كار صحيح است. متاسفانه امروز به نام دين آدم*كشي صورت مي*گيرد".


                دكترتوسلي افزود: " مشي خشونت مي*‏تواند به نام مذهب، ايدئولوژي، دولت، فرد و جامعه باشد. با نگاه به تاريخ مي*‏بينيم به محض اينكه احزاب سياسي شكل مي*‏گيرند و روزنامه*‏ها آزاد مي شوند و نهادهاي مدني به وجود مي*‏آيد، بحث*‏هاي خشونت*‏آميز انقلابي از بين مي*‏رود. اگر جامعه*‏اي مي*‏خواهد دچار جنگ و خشونت نشود، بايد به تقويت اين نهادها بپردازد".

                اين استاد دانشگاه اضافه كرد: "كساني بين حركت مرحوم دكتر مصدق در نفت و مسأله هسته*‏اي مقايسه انجام مي*‏دهنداما با مختصر مطالعه اي مي*‏بينيم كه دكتر مصدق از طريق روش*‏هاي قانوني و نه فرا قانوني حركت كرد. هدف هر چند به ظاهر يكي است، اما روش*‏ها با يكديگر فرق مي*‏كند".

                اين عضو نهضت آزادي ايران در پايان با انتقاد از حاكم شدن فضاي نظامي بر كشور به تجليل از حجاريان پرداخت و گفت: " حجاريان اصل آشتي و صلح را آموخت، واز علم*‏داران جدي جامعه مدني در ايران شد".

                در اين همايش محمد رضا خاتمي، دبيركل سابق جبهه مشاركت نيز به سخنراني پرداخت و گفت: " جامعه بايد براي از بين بردن خشونت تلاش كند، چرا كه اساسا نمي*توان دولتي را يافت كه در آن خشونت وجود نداشته باشد. اما تلاش جامعه مي تواند در كاستن آن موثرباشد. خشونت رنجي است كه به انسان وارد مي*شود بدون آنكه آن فرد خواهان آن باشد".

                خاتمي اضافه كرد: " خشونتي كه اعمال ان از سوي كساني باشد كه در قدرت هستند به هيچ عنوان قابل توجيه نيست. اين خشونت تنها براي منفعت قدرت ايجاد مي* شود. به عقيده* من صاحبان قدرتمدار كه در نهايت تاب و تحمل خود را از دست مي*دهند، حتي نمي*خواهند از قانون سوءاستفاده كنند بلكه يكسره به ترور دست مي*زنند، مانند حادثه*اي كه براي آقاي حجاريان بوجود آمد".

                وي درپايان گفت: " شايد بتوان گفت ترور حجاريان، زشت*ترين حادثه* در دوران اصلاحات بود اما از نگاه ديگري نيز مي توان به بررسي آن پرداخت. شايد بسياري از ما در آن زمان به چيزي جز اعدام تروريست راضي نمي*شديم اما با عدم استقبال از اين مساله به نوعي مجازات اعدام قبح خوانده شد".

                در ادامه عليرضا رجايي نيز با گراميداشت خاطره مختاري، پوينده، فروهرها و شريف گفت: " من بايد تاكيد كنم موضوع پرمناقشه*اي كه در سالهاي اخير مطرح شد، روشنفكري ديني است كه پيوسته واجد سمبل*هاي سياسي بوده است".

                وي افزود: "به نظر ميرسد با توجه به تحولات دهه هفتاد و بخصوص پس از دوم خرداد 76، مضمون مبارزاتي نوانديشي ديني از نو اعاده شده است".

                رجايي در پايان سخنان كوتاه خود با تجليل از حجاريان گفت: " به نظر من حجاريان سمبل اين نوع روشنفكري ديني و سمبل پرداختن هزينه از سوي اين جريان فكري است".

                زمينه خشونت

                در ادامه حسن يوسفي اشكوري به سخنراني پرداخت و گفت: "ما امروز زمينه هايي از بازتوليد خشونت و سركوب در جامعه داريم، در حاليكه آنچه امروز بيش از هر چيزي لازم و ضروري* به نظر مي رسد دموكراسي، آزادي و حقوق بشر است كه يكي از شرايط آن مدارا و تساهل است".

                اشكوري اضافه كرد: "اگر دموكراسي و حقوق بشر و ارزش*هاي ديني و اخلاقي و تمدن مي*خواهيم، اين چيزها بدون مدارا بوجود نمي*آيد؛ فرهنگ*سازي كاري درازمدت است و پيش*شرط آن مداراست".

                يوسفي اشكوري در پايان تاكيد كرد: "امروزكساني كه تحت عنوان روشنفكر در جامعه هستند بايد در اين مورد نظريه پردازي كنند نه موعظه و ديگر اينكه سعي شود تا اين نشست*ها را در شهرستان*ها نيز شكل بگيرد".

                صالح نيكبخت، وكيل دادگستري نيز که در اين همايش حضور داشت، ضمن سخناني گفت: " چه كسي به سعيد عسگر اجازه داد تا حجاريان را ترور كند؟ به نظر مي رسد آنچه باعث مي*شود امثال دكتر حجاريان*ها قرباني شوند و كساني چون سعيد عسگرها در جامعه ما ديده شوند، عدم رعايت قانون است".

                نيكبخت افزود: "در جامعه كنوني ما صلح برقرار نخواهد شد مگر آنكه تربيت و آموزش حقوق مدني در كشور ريشه دار شود".

                وي در پايان گفت: "چه كسي قانون را نقض مي كند؟ هر كس قانون را نقض كند، به دليل آن است كه حقوق مدني را فرا نگرفته است. كساني كه قانون را زيرپا مي*گذارند، بايد به سزاي اعمال خود برسند. برقراري عدالت كيفري و مجازات به نوعي آموزش دادن قانون در جامعه است".

                خشايار ديهيمي نيز در اين نشست طي سخناني در مورد حافظه تاريخي ملت ها سخن گفت: " اگر ملتي حافظه تاريخي خود را از دست بدهد، در معرض انحطاط اخلاقي قرار مي*‏گيرد".

                ديهيمي افزود: "به نظر مي رسد وقايعي كه ما را به وضعيت امروز رسانده به*‏گونه*‏اي است كه بيم جنگ همه*‏جانبه با جهان غرب را داريم. به ياد مي*‏آوريم سياستي را كه بعد از دوم خرداد آغاز شد از قتل*‏هاي زنجيره*‏اي تا كوي دانشگاه تا ترور سعيد حجاريان، نظارت استصوابي مجلس هفتم، انتخابات رياست*‏جمهوري نهم و يكدست كردن حاكميت همه در همين راستا بود".

                وي در ادامه نسبت به ادامه چنين روندي هشدار داد و گفت: " تعطيل كردن سياست در داخل ما را در عرصه بين*‏المللي با موقعيت مخاطره*‏آميزي مواجه كرده است. وقتي در داخل سياست تعطيل مي*‏شود، مملكت به ورطه هلاك مي*‏افتد. در واقع پس از دوم خرداد سياستي كه رويه گفت و گو با جهان را در پيش گرفته بود با خطر مواجه شد".

                در ادامه* اين همايش محمودي، استاد دانشگاه پيرامون مفهوم جنگ و صلح سخنراني كرد.

                جنگ استثناء است

                محمودي در اين مورد گفت: " جنگ تهاجمي بطور كلي مردود است. جنگ*، پديده* اي استثنايي است جنگ مشروع وعادلانه، جنگ دفاعي است. جنگ دفاعي يك استثناء است كه كليه تلاش*هاي صلح*آميز ديپلماتيك به دلايل موجه به ناكامي*ها مي*انجامد. بنابراين به عنوان آخرين راه*حل محسوب مي*شود. پرسش اين است كه چه كاستي*ها، غفلت*ها و ناكارآمدي*ها مي*تواند كشوري را با خطر تهاجم نظامي مواجه كند".

                وي افزود: "جنگ تهاجمي مظهر ويرانگري، بربريت و فاشيسم است و هيچ مكتب اخلاقي و نظريه سياسي صلح*‏آميز آن را توصيه نكرده است".

                محمودي در پايان گفت: " در جنگ دفاعي دست زدن به اقداماتي كه موجب سلب اعتماد متقابل ميان طرفين درگيري در آينده شود، ممنوع است زيرا جنگ هرچند يك مرحله حساس و ناگزير است اما عمر آن دير يا زود به سر مي*‏رسد و دو كشور بايد به روابط صلح*‏آميز دست يابند".

                "حميدرضا جلايي*پور" عضو شوراي مركزي جبهه* مشاركت نيز در اين همايش طي سخناني گفت: " وقتي آقاي حجاريان ترور شد بسياري در مقابل اين اقدام سكوت كردند. اگر كساني را كه سكوت كردند در كنار شخصي كه آقاي حجاريان را ترور كرد، بگذاريم و حوادث قبل از اين حادثه را نيز در نظر بگيريم از جمله تخريب خوابگاههاي دانشجويان، قتل*هاي زنجيره*اي و غيره، به نكته*اي مهمي دست پيدا مي كنيم و آن اينكه در كشوري كه هفتاد ميليون نفر جمعيت دارد و بيشتر آنها هم باسواد هستند موضوعي كه مهم به نظر مي*رسد آموزش و تربيت مدني است ".

                وي افزود: "در كشور ما بحران آموزش و تربيت مدني وجود دارد. يعني ميليون*‏ها آدم در كشور آگاه شده*‏اند اما آب را از سرچشمه درست نمي*‏كنند. ما آدم*‏هايي شده*‏ايم كه انتظاراتمان رشد فزاينده*‏اي دارد اما خودمان، فرزندانمان و كساني كه در معرض صدا و سيما هستند، تربيت مدني*‏شان ضعيف است".

                جلايي پور افزود: "قسمتي از جامعه ما مدني است اما بخش ديگر آن مدني نبوده و مدني عمل نمي*‏كند. برخي از كساني كه در مقابل ترور حجاريان سكوت كردند، در بخش مياني جامعه قرار دارند كه از پايگاه، قدرت و نفوذ خوبي هم برخوردارند و حتي امكانات هم دارند".

                زنان ايران

                "زنان ايران شگفت*‏انگيزترين زنان هستند، شكنجه مي*‏شوند، كتك مي*‏خورند، بسياري از مشكلات را تحمل مي*‏كنند اما در اين شرايط باز مي*‏مانند و به راه خود ادامه مي*‏دهند اما شايد اين مقاومت روزي بشكند".

                آذر منصوري، معاون سياسي دبير كل جبهه مشاركت در ادامه همايش ضمن اشاره به مطلب بالا افزود: "دولت نهم نه*‏تنها چيزي از مشكلات زنان كم نكرده است بلكه در اين دوره مشكلات زنان شتاب بيشتري گرفته است".

                وي ادامه داد: " همان*‏طور كه دولت نهم در اكثر مسائل داخلي و خارجي به جاي حل مساله، صورت*‏مساله را حذف مي*‏كند و به طور امنيتي برخورد مي*‏كند، مساله زنان را نيز به راحتي به يك مساله امنيتي تبديل مي*‏كند".
                وي در پايان گفت: " ركود اقتصادي بيش از هر چيز زنان را تحت فشار قرار مي*‏دهد. نبود امنيت نيز بيشترين آسيب را متوجه زنان مي*‏كند، اين در حالي است كه در سايه صلح، امنيت و آرامش مي*‏توان تبعيض*‏هاي موجود عليه زنان را خاتمه داد".

                سيدصادق حقيقت، محقق و استاد دانشگاه نيز در اين همايش گفت: "در كشور ما به دليل مشوش بودن ادبيات صلح، هم سياست تنش*‏زدايي دولت سازندگي قابل پيش*‏بيني است، هم سياست اعتمادسازي دولت اصلاحات و هم سياست خارجي دولت نهم".

                اين محقق با بلا موضوع دانستن جهاد ابتدايي گفت: "آيت*‏الله خويي كه اصلا به ولايت فقها معتقد نيست، به جهاد ابتدايي معتقد است بنابراين مشخص است كه صدر و ذيل حرف*‏هاي ايشان متناقض است. در زمان پيامبر(ص) كشورها يا ديني بودند و يا ضد ديني، به همين دليل يك جنگ تمام*‏عيار بين اينها برگزار بود اما الان اكثر كشورها سكولار هستند، نه ضد ديني و به همين سبب جهاد ابتدايي موضوعيت ندارد".
                همچنين در اين همايش سعيد حجاريان و عيسي سحرخيز هر يك به ارايه مقالات خود به ترتيب تحت عناوين" صلح مسلح" و" جنگ*‏طلبي روي ديگر سكه خشونت*‏ورزي" پرداختند كه بطور جداگانه آورده شده است.

                Comment

                • abadani69
                  Senior Member
                  • Aug 2005
                  • 21339

                  #5468
                  سقوط هلي کوپترها در يک ماه گذشته به پنج فروند رسيد. از اين پنج فروند يک فروند حامل فرمانده لشکر سوم نيروي زميني و چهار فروند آن متعلق به شرکت هلي کوپتري ايران بود. اخبار سقوط سه فروند از اين هلي کوپترها از سوي خبرگزاري هاي رسمي کشور منتشر شد، اما تداوم سقوط هلي کوپترها سبب شد تا خبر سقوط دو فروند هلي کوپتر ديگر در طول هفته گذشته منتشر نشود.

                  از 26 بهمن تا به امروز پنج فروند هلي کوپتر در کشور سقوط کرد که در مجموع 23 کشته برجا گذاشت. دو سقوط اول در فاصله 26 تا 28 بهمن در درياچه مهارلو در 20 کيلومتري شرق شيراز، پنج کشته برجاي گذاشت. دو فروند هلي کوپتر اول از نوع آکروويل و متعلق به شرکت هلي کوپتري ايران وابسته به وزارت نفت بود. براساس گزارش خبرگزاري هاي ايرنا و ايسنا

                  هلي کوپتر اول صبح روز پنج شنبه 26 بهمن در حين پرواز از شيراز به سوي سيرجان دچار سانحه شد و در درياچه مهارلو در 10 کيلومتري شيراز سقوط کرد که بر اثر آن سه سرنشين اين هلي کوپتر جان خود را از دست دادند.

                  به گفته فرماندار شيراز، هلي کوپتر دوم در حال حمل لاشه هلي کوپتر اول بود. در سقوط هلي کوپتر دوم نيز دو سرنشين هلي کوپتر جان خود را از دست دادند و بدين ترتيب تلفات سقوط دو هلي کوپتر به 5 نفر رسيد.

                  به گفته حميد تقي*زاده دبير ستاد اتفاقات پيش بيني نشده استان فارس، هلي کوپتر دوم نيز درست در همان جايي سقوط کرد که هلي کوپتر اول سقوط کرده بود.

                  سقوط اول به گفته دبير ستاد حوادث غيرمترقبه استان فارس زماني رخ داد كه يکي از هلي کوپترهاي وزارت نفت که تحت*الاجاره سازمان زمين شناسي بود، به همراه سه سرنشين، شامل يك خلبان و دو كارشناس فني ساعت 9 روز بيست و شش بهمن، براي انجام عمليات ژئوفيزيك از مبدأ فرودگاه دستغيب شيراز به سمت منطقه «گل*گهر» سيرجان حركت کرد. پانزده دقيقه بعد زماني که ارتباط هلي کوپتر اول با برج مراقبت قطع شد، پيگيري*ها با اعزام سه هلي کوپتر براي جست*وجوي آن آغاز شد تا سرانجام در ساعت 15 و 30 دقيقه مشخص شد "هلي کوپتر گم شده در درياچه مهارلو در فاصله 13 مايلي بخش داخلي درياچه حوالي شيراز سقوط كرده است".

                  براساس اعلام حميد تقي زاده صبح شنبه 28 بهمن ماه زماني که عمليات بيرون کشيدن لاشه هلي کوپتر اول از طريق زميني و هوايي در حال انجام بود، دومين هلي کوپتر بنا به دلايل نا مشخص، جلوي چشم امدادگران سقوط کرد. دبير ستاد حوادث پيش بيني نشده استان فارس پس از سقوط هلي کوپتر دوم به خبرگزاري ها گفت: "به محض اطلاع از سقوط اين هلي کوپتر نيروهاي امداد اعم* ازهفت دستگاه*آمبولانس، يك هلي کوپتر اورژانس، هلال*احمر، آتش نشاني وسايرامدادگران و نيروها از دستگاههاي مربوط به محل اعزام شدند، و كار امداد رساني را انجام دادند".

                  برموداي ايران

                  پس از انتشار خبر سقوط دو هلي کوپتر متعلق به شرکت نفت، شايعاتي در مورد احتمال خرابکاري در اين حوادث منتشر شد اما دبير ستاد حوادث غير مترقبه استان فارس با رد اين اخبار گفت: "هنگام عمليات انتقال، گروه*هاي مختلفي از امدادگران آتش*نشاني و هلال*احمر حضور داشتند، و از اين رو احتمال هرگونه خرابكاري در منطقه منتفي است".
                  فرماندار شيرازهم پس از سقوط دو هلي کوپتر به خبرگزاري فارس گفت که هر دو هلي کوپتر ساقط شده از هلي کوپترهاي مجهزوپيشرفته استان فارس بودند و کمتر از 1000 ساعت سابقه پرواز داشتند. وي تاييد کرد که خلبانان هر دو هلي کوپتر از خلبانان با سابقه استان فارس بودند و افزود: "بر اساس گمانه زني هاي اوليه خطاي ديد به واسطه موقعيت ويژه درياچه مزبورعامل اصلي سقوط بوده است".

                  به گفته مدير روابط عمومي شرکت هلي کوپتر ايران"اين شركت براى بازگرداندن اعتماد به نفس و همچنين تغيير روحيه به صورت داوطلبانه به مدت ۲۴ ساعت تمامى فعاليت هاى مربوط به پروازهاى هلى كوپترها را به حال تعليق درآورد".

                  گرچه مسئول روابط عمومى شركت هلى كوپتر ايران يک روز بعد از سقوط دو فروند هلي کوپتر اين شرکت "علل نامعلوم" را عامل سقوط آنها اعلام کرد و گفت: "گروه هاى كارشناسى براى تعيين علل حادثه به منطقه اعزام شده اند و موضوع را از جهات مختلف بررسى كرده اند كه بعد از نظر آنها، علت حادثه اعلام خواهد شد". اما با وجود گذشت بيش از سه هفته، نه تنها نظر کارشناسان در مورد سقوط آن دو هلي کوپتر اعلام نشد بلکه سه هلي کوپتر ديگر نيز در شمالغربي و مناطق نفتي جنوب کشور سقوط کردند.

                  در اين ميان يک روزنامه در ايران پس از سقوط دو هلي کوپتر در درياچه مهارلوي شيراز، اين درياچه را برموداي ايران نام داد، برمودايي که هنوز معلوم نيست بر اثر عوامل طبيعي بوجود آمده يا عوامل غير طبيعي.

                  سقوط سوم؛ هلي کوپتر نظامي

                  سقوط سومين هلي کوپتر روز جمعه 4 اسفند در منطقه خوي در شماغربي کشور اتفاق افتاد. خبرگزاري هاي کشور ابتدا دليل سقوط هلي کوپتر هوانيروز را که حامل فرمانده لشکر سوم نيروي زميني سپاه پاسداران و تعدادي ديگر از فرماندهان اين نيرو بود*" ‬شرايط* ‬بد* ‬آب* ‬و* ‬هوايي" اعلام کردند. اما در خبرهاي ديگر از انفجار هلي کوپتر هوانيروز و کشته شدن سعيد قهاري از فرماندهان سپاه و بيش از 12 تن از همراهان وي نيز سخن رفت.

                  به دنبال پيگيري هاي خبر سقوط اين هلي کوپتر سپاه پاسداران توسط خبرگزاري ها، قرار گاه حمزه در اطلاعيه اي خبر داد: "سردار سعيد قهاري، فرمانده لشكر 3 ويژه شهدا و سردار حنيف درستي، فرمانده يكي از تيپ هاي اين لشكر، در ميان سرنشينان اين بالگرد بوده اند". اين اطلاعيه با اشاره به درگيري مسلحانه با گروهي در شماغربي کشور، افزود: "در ادامه پاكسازي مناطق مرزي شمال غرب از وجود اشرار ضدانقلاب و پس از اطلاع از حضور اشرار ضدانقلاب در 17 كيلومتري نوارمرزي، واحدهاي عملياتي لشكر 3 نيروي زميني سپاه به سرعت در منطقه حضور يافته و با محاصره اشرار ضدانقلاب، اقدام به انهدام عناصر گروه هاي متجاوز كردند".

                  سايت هاي خبري و روزنامه هاي داخل کشور هم در اخبار بعدي از اصابت موشک سخن به ميان آوردند و نوشتند: "در حالي كه برخي منابع، نقص فني و برخورد بالگرد با برخي موانع را علت انفجار بالگرد عنوان مي كنند، گروه هاي تروريستي تجزيه طلب مدعي شده اند برخورد موشكهاي7 SAM موجب انفجار بالگرد و شهادت نيروهاي ايراني شده است".

                  با اين حال مقامات رسمي تاکنون در مورد سقوط هلي کوپتر هوانيروز اظهار نظري نکرده اند.

                  تحريم هلي کوپتري

                  سايت "امروز" روز پنج شنبه 17 اسفند از "سقوط پياپي هلي کوپترهاي شرکت ملي نفت" خبر داد و نوشت"در ماه گذشته چهار فروند از هلي*كوپترهاي شركت نفت سقوط كرده اند".

                  اين سايت خبري با اشاره به "گزارش رسيده" در مورد ساير سقوط ها نوشت: "علاوه بر اخبار منتشره مبني بر سقوط همزمان دو هلي*كوپتر شركت نفت در استان فارس خبر مي*رسد كه در فاصله چند روز از اين حادثه دو فروند ديگر از هلي*كوپتر*هاي شركت نفت در خليج فارس نيز با سانحه مواجه شده و سقوط كرده*اند". سايت امروز در مورد علت سقوط پياپي هلي کوپترهاي وزارت نفت به نقل از يک مقام آگاه نوشت: "متأسفانه در ماه گذشته شركت قطري طرف قرارداد با شركت نفت با اين بهانه كه شما در تحريم به سر مي*بريد اجازه استفاده از ناوگان هلي*كوپتري خود را به اين شركت نداده است و در نتيجه شركت ملي نفت به ناچار از هلي*كوپترهاي جايگزين روسي براي حمل و نقل استفاده كرده است".

                  منبع آگاه سايت امروز در ادامه تاکيد کرده بود که به نظر مي*رسد: "هلي*كوپترهاي مذكور با آب و هواي ايران سازگاري ندارند و به احتمال زياد دليل اصلي اين چهار سانحه همين عامل بوده است".

                  اواخر دي ماه نيز اخباري مربوط به تحريم هلي کوپتري ايران در محافل رسانه اي منتشر شد. در آن خبر ها آمده بود که چند شرکت عربي که در سال هاي گذشته خدمات هلي کوپتري خود را به صورت اجاره در اختيار برخي از سازمان ها و وزارتخانه هاي غير نظامي و از جمله وزارت نفت قرار مي دادند از ادامه ارائه چنين خدماتي سرباز زده و به استناد قطعنامه شوراي امنيت سازمان ملل، هلي کوپترهاي خود را از ايران خارج کرده اند. پس از انتشار اين اخبار مسئولين وزارت نفت که از مشتريان اصلي خدمات هلي کوپتري شرکت هاي عربي بودند اعلام کردند با خريد و اجاره هلي کوپتر از وزارت دفاع ايران و شرکت هاي روسي خلاء ايجاد شده از تحريم هلي کوپتري را پر مي کنند.

                  مسئولان شرکت نفت حتي اعلام کردند که پيش از اعمال تحريم براي چاره انديشي در اين مورد اقدام به خريد شش فروند هلي کوپتر از وزارت دفاع کرده بودند. اين خريد که با تصويب هيئت مديره شرکت ملي نفت ايران انجام شد در اواخر آذر 85 و طي قرار دادي ميان مديرعامل شرکت ملي نفت ايران و سازمان صنايع هوايي وزارت دفاع انجام شد که حسينعلي نوذري آن را در هواپيماي ايران 140 و طي پروازي از تهران به اصفهان امضاء کرد. پروازي که چندان "امن" به نظر نمي رسيد.

                  Comment

                  • abadani69
                    Senior Member
                    • Aug 2005
                    • 21339

                    #5469
                    کاخ سفيد ميگويد که تا پيش از توقف غني سازي با ايران مذاکره نميکند. اما مقامات آمريکايي سالهاست که بطور دو جانبه، و اغلب در پوشش سازمان ملل متحد، با طرفهاي ايراني مذاکره کرده اند.

                    تاريخ نه چندان روشن اين مذکرات حکايت از سوء تفاهم و فرصتهاي از دست رفته دارد. جوانه هاي همکاري در افغانستان، عراق و القاعده بجاي روابط گرمتر منجر به عدم اعتماد و نااميدي شد، و در حاليکه نمايندگان دو طرف آماده شرکت در اجلاس منطقه اي در بغداد ميشوند، تنش بين اين دو کشور افزايش يافته است.

                    آقاي ديويد ساترفيلد، مشاور ارشد خانم رايس در امور عراق، روز پنجشنبه گفت که جلوي ايران بخاطر تامين تسليحات و آموزش هاي نظامي براي حمله به نيروهاي آمريکايي در عراق خواهد ايستاد. او اضافه کرد که به دنبال ديپلمات هاي ايراني نخواهد گشت، اما "اگر هنگام نوشيدن شربت با يکديگر روبرو شويم، روي خود را برنخواهيم گرداند."

                    با وجود سالهاي پر تنش، واشنگتن و تهران به گفتگوي خود بر سر مسائل مورد علاقه دوطرف در منطقه "امنيت و منابع" ادامه داده اند. به گفته سخنگوي کاخ سفيد، توني اسنو "ايرانيان قادرند که در جهت صلح در منطقه کارهاي زيادي انجام دهند که به نفع خودشان است. ما تلاش خواهيم کرد آنها را تشويق به انجام اين امور نماييم. و اگر آنها روابط دوجانبه بخواهند، تصميم با آنهاست."

                    اما گفتگوهاي پنهاني دوطرف معمولا با مشکل روبرو شده است. به همين دليل سازمان ملل مکان مطمئني را براي مذاکره دو طرف فراهم کرد. در سال 1988، ديپلمات الجزائري لخدر براهيمي، گروه 6+2 را تشکيل داد که همسايگان افغانستان بعلاوه آمريکا و روسيه در آن عضويت داشتند. در سال 2001، سازمان ملل گردهمايي ديگري به نام ابتکار ژنو را ايجاد کرد تا در واقع آمريکا و ايران به مذاکره بپردازند.

                    بعد از 11 سپتامبر، دو طرف دشمن مشترکي به نام طالبان داشتند، و در اين زمينه با هم همکاري زيادي کردند. همکاري ايران در کنفرانس برلين تعيين کننده بود، اما دست آخر کولين پاول از تمامي وزراي امور خارجه شرکت کننده در کنفرانس بغير از وزير امور خارجه ايران تشکر کرد. براي يکسال پس از آن نيز ديپلمات هاي ايراني به گفتگو با زلماي خليلزاد در کابل ادامه دادند.

                    درماه مه 2003، ايران نامه اي به واشنگتن فرستاد و در آن شرايط خود براي عادي سازي روابط را اعلام کرد. اما در آن موقع آمريکا در اوج قدرت در منطقه بود و با بي توجهي به اين نامه بهترين فرصت براي متوقف کردن برنامه اتمي ايران و تغيير مسير روابط با ايران را از دست داد.

                    اما پس از آن بخت دو کشور تغيير کرد. ايرانيان احمدي نژاد را انتخاب کردند و به نفوذ خود در عراق، افغانستان و لبنان افزودند و قيمت همکاري خود را بالا بردند. در ژانويه 2006، آمريکا از ايران درخواست مذاکره در مورد عراق را کرد، اما کاخ سفيد نتوانست تصميم قطعي در اين زمينه بگيرد.

                    پاره اي از تحليلگران معتقدند که کاخ سفيد پيامهاي متناقضي به ايران ميفرستد. فلينت لافايت، مقام سابق سي.آي.اي، مي گويد: "ما از يکطرف در شوراي امنيت آنها را تحريم ميکنيم، و از طرف ديگر سعي ميکنيم همکاري آنها را در عراق جلب کنيم. آنها دليلي براي همکاري ندارند."

                    جان بولتون، مدافع سرسخت "تغيير رژيم" معتقد است که نزديکي منافع دو کشور در عراق مانند افغانستان نيست، و در هر صورت همکاري ايران در عراق منجر به پذيرش برنامه اتمي اين کشور از طرف آمريکا نخواهد شد.

                    دوبين، نماينده آمريکا در مذاکرات افغانستان گفت: بنا بر تجربه ما در افغانستان ايران هم ميتواند به اوضاع سروسامان بدهد و هم آنرا بهم بريزد. اگر ما نتوانيم همکاري ايران را در تثبيت اوضاع جلب کنيم، اوضاع تثبيت نخواهد شد. دست آخر ايران تنها کشور با نفوذي است که هم ميتواند خوب باشد و هم بد.

                    Comment

                    • abadani69
                      Senior Member
                      • Aug 2005
                      • 21339

                      #5470
                      بوگوتا، کلمبيا- رئيس جمهور بوش، روز يکشنبه گفت که ايران و سوريه بايد در مسير وعده هايشان براي کمک به عراق، باقي بمانند، اما بايد درها را براي رابطه بيشتر با آمريکا و دشمنان اصلي شان در خاورميانه، باز گذاشت.

                      بوش در جريان ديدارش با آلوارو اوريبه، رئيس جمهور کلمبيا، گفت: "اگر آنها (ايراني ها) واقعا مي خواهند که به ايجاد ثبات در عراق کمک کنند، مي توانند اقداماتي انجام بدهند، مثلا از فرستادن اسلحه و بمب گذاران انتحاري به عراق جلوگيري کنند".

                      مذاکره مستقيم بين ايران و آمريکا در يک دور مذاکرات يک روزه پشت درهاي بسته، از اتفاقات نادر بود. فرستادگان دو طرف بعد از نشست با يکديگر جداگانه ديدار نکردند و يکديگر را به ايجاد بحران در عراق، متهم کردند.

                      اما بوش اظهار داشت که اين گفتگوها سازنده بود. او گفت که اميدوار است که حرکتي که از اين کنفرانس آغاز شده است، تا کنفرانس بعدي که قرار است ماه آينده در ترکيه برگزار شود، ادامه پيدا کند. او براي نشان دادن تعهد آمريکا گفت که دفعه بعد، کاندوليزا رايس، وزير امور خارجه، بعنوان نماينده آمريکا حضور پيدا مي کند. او گفت: "همه حالا متعهد به کمک به مردم عراق شده اند، که به نظر من خيلي مثبت است. فايده ديگر کنفرانس اين بود که دولت اعتماد بيشتري را جلب کرد. ما تا ملاقات بعدي منتظر مي مانيم".

                      ايران اعلام کرد که حاضر است که هر اقدامي براي خاتمه دادن به خونريزي در کشور همسايه اش را انجام بدهد. بوش در پاسخ گفت: "اين ها اظهارات خوبي است و حالا آنها مي توانند به همين منوال پيش بروند". بوش همچنين اعلام کرد که فرستادن 4700 سرباز ديگر به عراق، فقط به قصد حمايت از نيروها است. او مي گويد که آن 21500 سربازي که در ماه ژانويه اعزام شدند، احتياج به حمايت دارند. رئيس جمهور به اين پرسش يک خبرنگار که پرسيده بود که آيا آمريکايي ها بايد منتظر افزايش دوباره نيروها بشوند يا نه؟ پاسخي نداد. بوش روز جمعه از کنگره خواسته بود که براي نيروهايشان در عراق و همچنين براي 3500 سرباز که قرار است براي تعليم پليس و واحد هاي ارتش افغانستان اضافه شوند، 3.2 ميليارد دلار بپردازد. اين مبلغ قرار است از محل بودجه 100 ميليار دلاري که براي عمليات جنگي در عراق و افغانستان درخواست کرده بود، پرداخته شود.

                      دموکرات هاي کنگره مي گويند که قبض هاي بودجه جنگ را طوري پرداخت خواهند کرد که باعث شود بوش ارتش را تا ماه اوت سال 2008 از عراق، خارج کند. اين ضرب الاجل مي توانست به پايان سال 2007 تعديل شود و اين درصورتي بود که دولت عراق در انجام تعهداتش درمورد برقرار کردن امنيت، تقسيم سود حاصل از نفت و حق پيشنهاد اصلاح قانون اساسي کشور، پايبند مي ماند.

                      نقشه دموکرات ها مانع از صف آرايي نظامياني که مشمول استاندارد هاي استفاده ازاسلحه و تعليم دادن نيستند، مي شود و به همين دليل بوش بايد از اين استاندارد ها چشم پوشي کند. بوش که تهديد کرده است که قوانين سختي را که از سوي دموکرات ها در نظر گرفته مي شود وتو خواهد کرد، گفت: "من اميدوارم که کنگره مبلغ کافي که احتياجات نيروهايمان را در عراق براي انجام وظيفه شان برطرف مي کند، بدون مفاد الحاقي در اختيارمان قرار بدهد".

                      پيشنهاد هاي دموکرات ها اخيرا راي نياورده است.

                      ديدار کوتاه بوش ار کلمبيا که سومين توقف او در تور ديدار از پنج کشور آمريکاي لاتين بود، با اعتراض گسترده مردم و صف افراد مسلح در کنار فرش قرمزو مراسم خوش آمد گويي، همراه بود.

                      Comment

                      • abadani69
                        Senior Member
                        • Aug 2005
                        • 21339

                        #5471
                        دمشق- بر اساس اظهارات منتشر شده در روزنامه هاي مختلف سوري در روز يکشنبه، سوريه خواستار توافقي سياسي است که به خشونت در عراق پايان بدهد و باعث ايجاد امنيت بشود.

                        طي اين موضع گيري که در روزنامه تشرين و روزنامه هاي ديگر منتشر شد، از احمد ارنوس، معاون وزير امورخارجه سوريه نقل شد که در کنفرانس مطبوعاتي درايران شرکت کرده بود و اعلام کرده بود که سوريه طرفدار شرکت در کنفرانس آشتي عراق به منظور کمک به پايان دادن خونريزي در اين کشور است.

                        در اين موضع گيري آمده است که "سوريه خواستار تقويم خروج نيروهاي آمريکا از عراق است و حمله به شهروندان و موسسات عراقي را يک عمل تروريستي محسوب مي کند. سوريه ار مردم عراق با هر مذهبي که دارند حمايت مي کند و هدف قرار دادن شهروندان و موسسات اين کشور را اقدام تروريستي مي داند. سوريه همچنين از توافق هاي سياسي که باعث ايجاد صلح و ثبات در عراق مي شود، حمايت مي کند".

                        ارنوس، نماينده سوريه در کنفرانس روز شنبه در عراق بود که ايران و عربستان سعودي و آمريکا هم در آن شرکت کرده بودند تا درباره راه هاي پايان دادن به خشونت در عراق، با هم گفتگو کنند.

                        نوري المالکي، نخست وزير عراق، با درخواست از همه شرکت کنندگان براي کمک به رهايي کشورش از گرفتاري و جلوگيري از درگيري هاي خشونت آميز که ممکن است تمام خاورميانه را دربر بگيرد، کنفرانس را افتتاح کرد.

                        موضع گيري ارنوس چنين بود که رسيدن مردم عراق به صلح و آشتي مستلزم آماده شدن براي کنفرانس هاي آشتي و حل کردن اختلافات از طريق قوانين قانون اساسي ميسر خواهد شد. او همچنين خواستار تنظيم تقويم خروج ارتش آمريکا از عراق شد که آمريکا آن را رد کرد.

                        آمريکا و مقامات عراقي، سوريه را به دامن زدن به خشونت در عراق از طريق اجازه دادن به عبور شورشي ها به سمت عراق، متهم مي کنند. سوريه اين اتهامات را انکار مي کند و مي گويد که همه تلاشش رابراي کنترل مرز طولاني اش با عراق، به کار مي بندد.

                        Comment

                        • abadani69
                          Senior Member
                          • Aug 2005
                          • 21339

                          #5472
                          اگر کشورهاي عضو شوراي همکاري خليج فارس از مدت ها پيش درخصوص برنامه هسته اي ايران سکوت اختيار کرده باشند، اکنون شرايط و دلايلي به وجود آمده که اين سکوت و بي توجهي آنها را غيرقابل اغماض مي کند: افزايش قدرت ايران در عراق، تنش هاي منطقه اي بين شيعه و سني، بنيادگرايي سران ايران که پس از رياست جمهوري محمود احمدي نژاد به مراتب افزايش يافته است.

                          در کمال ناباوري سران سني کشورهاي خليج فارس، جنگ بين حزب الله و اسراييل در تابستان سال 2006 تأثير و نفوذ ايران را صدچندان کرده و همين جنگ [و نه وضعيت فعلي عراق] باعث شده جنبش سياسي بي سابقه اي شکل بگيرد. از تابستان سال گذشته تاکنون، برخي از متحدان امريکا تلاش هاي ديپلماتيک بسياري انجام داده اند که از مهم ترين آنها مي توان به تلاش هاي مسالمت جويانه سعودي ها در لبنان و فلسطين اشاره کرد.

                          بدين ترتيب کشورهاي خليج فارس به همراه مصر و اردن، گروه جديدي به نام "شوراي همکاري خليج فارس + 2" را تشکيل دادند؛ گروهي غيررسمي که مي توان آن را "جبهه سني عليه ايران" ناميد. اعضاي اين گروه همچنين کشورهايي هستند که در "گفتمان امنيتي خليج" مشارکت دارند؛ حرکتي امريکايي با هدف بهتر کردن همکاري هاي تدافعي با ايالات متحده. آنها در نهايت اعلام کردند که به نام "شوراي همکاري خليج" يک برنامه صلح آميز هسته اي را آغاز خواهند کرد. اين درواقع پيامي واضح براي ايران است: توان مالي اين کشورها هميشه براي آنها يک مزيت کيفي بوده و در هر اقدام رقابتي [در منطقه] سرآمد ديگران بوده اند.

                          البته مي توان اذعان داشت که اين بازي بي نهايت خطرناک است. حتي اگر ايران در نزد جامعه بين الملل منزوي شده باشد و با مشکلات اقتصادي و اختلافات داخلي بسياري دست و پنجه نرم کند، ولي باز داراي قدرت تأثيرگذاري بالايي است. در منطقه خاورميانه، ايران نيروي نظامي بسيار قدرتمند و بي همتايي در اختيار دارد و همچنين مي تواند در صورت نياز با استفاده از توان و امکانات خود در شيخ نشين هاي نفتي ايجاد بي ثباتي کند. اين کشور بزرگ با 70 ميليون جمعيت، کشوري است که از توان انساني و اقتصادي بالايي برخوردار است، درحالي که ديگر کشورهاي خليج فارس کشورهايي بسيار جوان و کوچک هستند که در معرض اغتشاشات داخلي و حتي مرگبار قرار دارند. اين کشورها همواره مجبورند اقتصاد خود را در سطح بالايي نگاه دارند و براي تضمين بقاي خود شديداً محتاج درآمدهاي نفتي هستند؛ آنها بدين طريق قادر خواهند بود با اعطاي يارانه و کمک هاي مالي بلاعوض جنبش اقليت هاي اصولگراي خود را خنثي کنند.

                          اين کاملاً ناعادلانه خواهد بود اگر ايالات متحده را مسؤول کامل بي ثباتي هاي فعلي خليج فارس بدانيم. به عنوان مثال ايران تهديد کرده که عبور و مرور دريايي از تنگه هرمز را مختل خواهد کرد و در صورت حمله امريکا يا اسراييل دست به اقدامات تلافي جويانه مي زند؛ اقداماتي که مي تواند به شديدترين نحو بر مراکز و پايگاه هاي حياتي موجود در خليج فارس نيز تأثير گذارد. ازطرف ديگر، مسؤولين ايران در مورد امنيت تأسيسات هسته اي خود هيچ توجهي به نگراني مشروع همسايگان عرب ندارند؛ رآکتور بوشهر به کويت و بحرين نزديک تر است تا به تهران.

                          اگر ايران حضور امريکا را مشکل اصلي منطقه مي داند، ولي برعکس دولت هاي عرب حضور آن را بهترين تضمين براي امنيت خود و عليه هرگونه تهديد داخلي يا خارجي [و مهم تر از همه از سوي ايران] مي دانند. هيچ کشوري در منطقه نيست که چه در زمان شاه و چه در زمان آيت الله ها شاهد بدرفتاري تهران نبوده باشد، تا جايي که حتي اقداماتي در ايجاد بي ثباتي در بحرين و کويت نيز سازماندهي و انجام شده است.

                          با اين حال مي توان گفت کشورهاي حوزه خليج فارس مسؤول شرايط به وجود آمده هستند. آنها از يک طرف در جنگ بين ايران و عراق به طور گسترده از حکومت صدام حسين حمايت کردند و امروز از سرنگوني او افسوس بسيار مي خورند؛ از طرف ديگر از ساختارهاي جديد دولتي در عراق هيچ گونه حمايت و پشتيباني نمي کنند. در حقيقت، سکوت آنها نسبت به مسايل امنيتي منطقه موضع ايران را تقويت کرده و وابستگي امنيتي آنها به ايالات متحده را افزايش داده است. آنها که از عقب نشيني و خروج احتمالي نيروهاي امريکايي نگران به نظر مي رسند، تا جايي پيش رفته اند که حتي مصرانه از دولت بوش مي خواهند توصيه هاي بيکر-هاميلتون را رد و تعهدات منطقه اي خود را تجديد کند؛ اين درخواست ها در ماه هاي اخير به استقرار واحدهاي جديد ضدموشکي و دومين ناو هواپيمابر امريکا در خليج فارس منجر شد.

                          در عين حال، اين دولت ها که از نظر سنتي و عليرغم عدم وجود تخصص و قابليت اجرايي، عطش وصف ناپذيري براي به دست آوردن تسليحات پيشرفته دارند، به خوبي از قيمت بالاي نفت بهره مي برند تا براي نيروهاي مسلح خود هواپيماهاي جنگنده، سيستم هاي ضدموشکي و تجهيزات دريايي فراهم کنند. ولي اين مسأله در وهله اول بنا به دلايل سياسي است: آنها در واقع با ايجاد تنوع در منابع تدارکاتي خود به دنبال اين هستند تا در صورت وقوع يک بحران جدي تحت حفاظت شوراي امنيت باشند.

                          به هرحال نبايد ايران را بيش از حد تحريک کرد: همسايه آنها همچنان قدرتمند است. به همين دليل برخي از اين کشورها در دقايق آخر از "طرح امنيت گسترش سلاح هاي هسته اي" [PSI] خارج شدند؛ طرحي که بر پايه انجام يک مانور نظامي استوار بود و از سوي ايران نيز به عنوان اقدامي تحريک کننده تلقي شد. ازسوي ديگر، مقامات رسمي عرب نيز در تلاشند تا از وقوع هرگونه رويارويي لفظي با همکاران ايراني خود جلوگيري کنند.

                          اخيراً شاهد پيشرفت بسياري در نزد سران عرب بوده ايم. آنها ابتدا با هرگونه ماجراجويي نظامي که مي توانست عواقب اسفناک بسياري را در منطقه رقم بزند مخالف بودند، ولي دورنماي يک ايران برتر و سلطه گر و همچنين مجهز به زرادخانه هسته اي که توسط رييس جمهوري اصولگرا مانند احمدي نژاد هدايت مي شود، در نظر برخي از آنها اين ايده را به وجود آورد که يک حمله هوايي آنچنان هم ايده بدي نيست.

                          عربستان سعودي همچنان در رأس کشورهاي حوزه خليج فارس قرار دارد و اين کشورها نيز همچنان دنباله روي رياض هستند. به همين دليل، مقامات رسمي ايراني، حتي آنهايي که در سال هاي 1990 باعث شدند تا عربستان و ايران به يکديگر نزديک شوند، ديدارهاي رسمي خود از اين کشور را افزايش داده اند تا اطمينان اين "وزنه سنگين منطقه اي" را به دست آورند؛ کشوري که خود نيز مي تواند در آينده اي نزديک به يک زرادخانه هسته اي دست يابد.

                          جايگاه و نقش قدرت هاي اروپايي در اين تکاپوي خطرناک منطقه اي چيست؟ در اين ميان، فرانسه، آلمان و بريتانيا به عنوان تأمين کننده تسليحات، دارنده کرسي دائم در شوراي امنيت [به جز آلمان]، شرکاي مهم اقتصادي و اعضاي سازمان ناتو که به واسطه قراردادهاي نظامي بسيار به کشورهاي خليج فارس نيز وصل شده اند، هر يک داراي نقشي تأثيرگذار هستند که در اصل همچنان به صورت فرعي و حاشيه اي باقي مانده است.

                          ازطرف ديگر، پيشنهادي که در تابستان 2005 از سوي اروپايي ها براي تعليق فعاليت هاي غني سازي ايران مطرح شد، شامل نکاتي درخصوص يک سيستم امنيتي منطقه اي بود که ايران نيز در آن مشارکت داشت. کشورهاي عربي که در تنظيم مفاد اين پيشنهاد هيچ گونه مشارکتي نداشتند، در برابر آن عکس العملي کاملاً منفي نشان دادند. کشورهاي حوزه خليج فارس شايد سکوت اختيار کرده باشند و بي توجه نيز به نظر رسند، ولي مطمئناً نسبت به ملاحظات منطقه اي بسيار سخت گير و متوقع اند.

                          اين در توان اتحاديه اروپا خواهد بود که پس از تعليق فعاليت هاي غني سازي تهران ضمانت هاي امنيتي لازم را از سوي ايالات متحده براي ايران به دست آورد. ولي چنين رويکردي بايد هماهنگي کشورهاي عضو شوراي همکاري خليج را نيز جلب کند. به راستي که بسيار ناگوار خواهد بود اگر ايالات متحده براي پاسخگويي به نگراني هاي متحدان عرب خود درگير يک ماجراي نظامي ديگر شود، درحالي که مي دانيم راه حل هاي مسالمت آميز بسياري امکان پذير و عملي هستند.

                          Comment

                          • Rasputin
                            Senior Member
                            • Jan 2005
                            • 63906

                            #5473
                            تحقیقات از رییس دیوان عالی پاکستان در میان تظاهرات گسترده علیه تصمیم رییس جمهوری پاکستان برای تعلیق وی آغاز شده است.
                            روز سه شنبه، 13 مارس، قاضی افتخار محمد چودری، رییس دیوان عالی پاکستان، در برابر هیاتی از قضات ارشد حاضر می شود تا به اتهام سوء استفاده از قدرت که به تعلیق وی از این سمت به دستور پرویز مشرف، رییس جمهوری، منجر شد پاسخ گوید.

                            اعلام تعلیق آقای چودری، که ارشدترین عضو قوه قضاییه پاکستان است، با اعتراض و تظاهرات گسترده و در مواردی خشونت آمیز بسیاری از قضات، حقوقدانان و احزاب مخالف رییس جمهوری همراه بوده است.

                            روز دوشنبه در اسلام آباد، پایتخت، حقوقدانان با حمل پرچم های سیاه به نشانه همبستگی با آقای چودری، در دادگاه حضور یافتند و در تظاهرات خشونت آمیز حقوقدانان در لاهور، دست کم بیست نفر در درگیری با پلیس زخمی شدند.

                            تظاهرات اعتراضی از بامداد روز سه شنبه در تعدادی از شهرهای پاکستان از سر گرفته شده است.

                            به گزارش خبرگزاری دولتی پاکستان، علت تصمیم رییس جمهوری در برکناری آقای چودری شکایت های متعدد در مورد نحوه کار وی بوده است.

                            این خبرگزاری گزارش کرده است که رییس جمهوری شکایت های متعددی علیه آقای چودری حاوی اتهاماتی بسیار جدی در زمینه تخلفات، قضاوت نادرست و اقدامات مغایر شئونات مقام ریاست دادگاه عالی پاکستان دریاف کرده بود.

                            در مقابل، بسیاری از حقوقدانان، احزاب مخالف، فعالان حقوق بشر و حتی تعدادی از قضات دستور رییس جمهوری را به عنوان اقدام مغایر قانون اساسی و تلاشی برای خدشه دار کردن استقلال قوه قضاییه محکوم کرده اند.

                            موضعگیریهای چودری

                            یکی از روسای سابق کانون قضات دیوان عالی پاکستان در مصاحبه ای با بی بی سی رییس جمهوری را متهم کرده که، به گفته وی، در صدد تخریب قوه قضاییه برآمده و در این زمینه به هر اقدامی دست می زند.

                            وی افزوده است که آقای چودری عملا در حبس خانگی به سر می برد و ماموران دولتی، پس از پایین آوردن پرچم قوه قضاییه از فراز ساختمان محل اقامت وی در اسلام آباد، در برابر این ساختمان مستقر شده اند.

                            تظاهرات حقوقدانان علیه تعلیق رییس دیوان عالی در مواردی به خشونت کشیده شد

                            افتخار محمد چودری در سال 2005 به سمت ریاست دیوان عالی پاکستان منصوب شد و از آن زمان، پرونده هایی را نیز مورد رسیدگی قرار داده که برای دولت خوشایند نبوده است.

                            وی به خاطر تاکید بر استقلال قوه قضاییه و نادیده گرفتن ملاحظات سیاسی در قضاوت شهرت دارد و از محبوبیت قابل توجهی در میان حقوقدانان پاکستانی برخوردار است

                            به گفته مخالفان رییس جمهوری پاکستان، علت تعلیق افتخار چودری از سمت ریاست دیوان عالی صدور آرایی در مغایرت با خواست دولت از سوی وی بوده است.

                            از جمله وی به لزوم اقدام دولت در یافتن افراد ناپدید شده ای که گفته می شود توسط نهادهای اطلاعاتی ربوده شده اند رای داد و اخیرا نیز واگذاری شرکت دولتی فولاد پاکستان را غیرقانونی اعلام کرد.

                            به گفته خبرنگاران، از زمان صدور حکم تعلیق رییس دیوان عالی پاکستان، تنها معدودی از بازدید کنندگان با وی ملاقات کرده اند.

                            به گفته کانون قضات دیوان عالی، آقای چودری تاکید داشته که از سمت ریاست دیوان عالی استعفا نخواهد داد و در برابر اتهاماتی که به وی وارد شده از خود دفاع خواهد کرد.

                            استقلال قضایی

                            دیوان عالی - "عدالت عظمی" - در پاکستان در راس قوه قضاییه این کشور قرار دارد و عالی ترین مرجع رسیدگی به اختلافات حقوقی و همچنین مسایل مربوط به قانون اساسی این کشور است.

                            با توجه به این واقعیت که پاکستان در بخش عمده ای از زمان کسب استقلال تحت حکومت های نظامی و تعلیق قانون اساسی قرار داشته، کارشناسان حقوقی، اختیارات و اقتدار دیوان عالی را قابل ملاحظه می دانند.

                            در تاریخ پاکستان دیوان عالی نقش ویژه ای را در ثبات قضایی کشور ایفا کرده است

                            بر اساس قانون اساسی، دیوان عالی علاوه بر رسیدگی به مسایل قضایی، نقش نظارت بر اقدامات قوای دیگر حکومت را نیز ایفا می کند و از جمله حق دارد برخی از دستورهای رییس جمهوری و مصوبات پارلمان را که مغایر قانون اساسی تشخیص می دهد لغو کند.

                            به همین دلیل، دیوان عالی از احترام و موقعیت ویژه ای در میان مردم پاکستان برخوردار است و حتی در دوره های حکومت نظامی نیز انتظار می رود اقتدار و استقلال قضایی خود را حفظ کند.

                            دیوان عالی معمولا از شانزده قاضی و یک رییس تشکیل می یابد که به عنوان عالی ترین مرجع دادرسی قضایی و اظهار نظر پیرامون قانون اساسی عمل می کنند.

                            معمولا دولت های پاکستان نیز استقلال دیوان عالی را مراعات کرده و در نتیجه، حتی در دوره های بی ثباتی سیاسی نیز نهادی برای دفاع از حقوق اولیه مدنی و ثبات قضایی در این کشور فعالیت داشته است.

                            این نخستین بار در تاریخ پاکستان است که رییس دیوان عالی به اتهام سوء استفاده از قدرت توسط رییس جمهوری از مقام خود برکنار می شود.

                            برکناری آقای چودری در حالی اعلام می شود که انتظار می رود در ماه های آینده دو پرونده مهم در دیوان عالی مطرح شود.

                            یکی از این پرونده ها به موضوع تابعیت دوگانه شوکت عزیز، نخست وزیر، و صلاحیت وی برای تصدی این سمت ارتباط دارد و پرونده مهمتر به اجازه شرکت ژنرال پرویز مشرف در انتخابات ریاست جمهوری مربوط می شود.


                            iran

                            Comment

                            • Rasputin
                              Senior Member
                              • Jan 2005
                              • 63906

                              #5474
                              قدرت های بزرگ جهان می گویند یک گام دیگر به توافق بر سر قطعنامه تازه ای علیه ایران به خاطر خودداری از معلق کردن غنی سازی اورانیوم، نزدیک شده اند.
                              پس از ملاقات دوشنبه نمایندگان اعضای دائم شورای امنیت و آلمان، نماینده بریتانیا در سازمان ملل به خبرنگاران گفت که این جلسه به "پیشرفت های ملموسی" دست یافته است.

                              در عین حال، لورا ترولیان، خبرنگار بی بی سی در مقر سازمان ملل، می گوید نمایندگان این کشورها به طور خصوصی اذعان می کنند که تحریم های مورد بحث محدود خواهد بود.

                              اما دیپلمات ها می گویند به عقیده آنها مهم این است که جبهه ای متحد مقابل ایران تشکیل و به آن کشور نشان داده شود که سازمان ملل برنامه غنی سازی اورانیوم در این کشور را تایید نمی کند.

                              تدابیر مورد بررسی کنونی شامل تحریم تسلیحاتی و خودداری از دادن اعتبارات دولتی به شرکت هایی است که با ایران تجارت می کنند.

                              به گفته خبرنگار بی بی سی، چین و روسیه استدلال می کنند ابعاد تحریم ها خیلی وسیع است و خطر آن وجود دارد که به مردم ایران صدمه بزند.

                              هر دو کشور دارای روابط تجاری گسترده با ایران هستند.

                              آلمان نیز گفته است که برخی از این تدابیر می تواند به شرکت های کوچک طرف معامله با ایران آسیب برساند.

                              قطعنامه 1737 که در 23 دسامبر تصويب شد تا روز 21 فوریه (سه هفته پیش) به ايران مهلت می داد تا فعاليت های حساس اتمی خود را به حالت تعلیق در آورد اما ايران از اجرای این قطعنامه خودداری ورزید.

                              قطعنامه شماره 1737، که پس از تقريبا چهار ماه کشمکش کشورهای غربی با روسيه و چين تصويب شد، فروش مواد و فناوری های اتمی و موشکی به ايران را ممنوع و دارايی های برخی مقام های ايرانی درگير در بخش های حساس آن برنامه ها را مسدود می کند.

                              به گفته ديپلمات ها اکنون اين شش کشور سعی دارند همان تحريم ها را يک درجه تشدید کنند.

                              مقام های کشورهای عضو دائم شورای امنیت و آلمان اعلام داشته اند که این بار تاکید آنها بر سرعت عمل در تصویب قطعنامه ای جدید است و نه شدت تحریم ها.

                              به گفته ناظران، تصویب سریع قطعنامه جدیدی علیه ایران، ولو شامل تنبیه های معتدلی نیز باشد، به این کشور گوشزد می کند که جامعه جهانی در مخالفت با سیاست هسته ای کنونی این کشور وحدت نظر دارد و ممکن است در صورت لزوم، اقدامات شدیدتری را مورد توجه قرار دهد.


                              iran

                              Comment

                              • Rasputin
                                Senior Member
                                • Jan 2005
                                • 63906

                                #5475
                                بی سی می گوید نگران امنیت جانی آلن جانستون، خبرنگار خود در نوار غزه است که روز دوشنبه ناپدید شد.
                                بی بی سی می گوید نتوانسته است با آلن جانستون تماس بگیرد.

                                مقامات پلیس فلسطینیان گفته اند که او توسط 4 مرد مسلح در شهر غزه ربوده شده است ولی مدیران بی بی سی اظهار نظری درباره این خبر نکرده اند.

                                اتومبیل خالی و رها شده آقای جانستون لختی پس از آنکه وی دفتر کار خود را به مقصد منزلش در باریکه غزه ترک کرد پیدا شد.

                                آلن جانستون، 44 ساله، که طی سه سال گذشته از نوار غزه گزارش می داد، تنها خبرنگار خارجی یک سازمان خبری عمده خارجی مستقر در غزه است.

                                بی بی سی در بیانیه ای گفت: "ما درحال حاضر قادر به تماس با او نیستیم و نگرانی امنیت جانی او هستیم. سعی داریم حداکثر اطلاعات ممکن را جمع آوری کنیم."

                                متیو پرایس، خبرنگار بی بی سی در بیت المقدس، می گوید تمامی گروه های پیکارجوی فلسطینی خواستار آزادی آقای جانستون شده اند.

                                جزئیات پیرامون این حادثه مبهم است. پلیس فلسطینی می گوید چهار مرد مسلح در مجاورت محل یافته شدن اتومبیل آقای جانستون رؤیت شده اند.

                                سعید سیام، وزیر کشور فلسطینی ها، گفت ناپدید شدن آقای جانستون یک "عمل مجرمانه" است.

                                نیروهای امنیتی ایستگاه های بازرسی در اطراف غزه برپا کرده اند و در جستجوی خبرنگار بی بی سی هستند.

                                مدیران بی بی سی آلن جانستون را خبرنگاری بسیار قابل احترام و با تجربه توصیف کردند.

                                آلن جانستون در تانزانیا به دنیا آمد و در اسکاتلند تحصیل کرد. وی در سال 1991 به بخش جهانی بی بی سی پیوست و هشت سال از 16 سال گذشته را به عنوان خبرنگار از جمله در ازبکستان و افغانستان کار کرده است.

                                وی در آوریل 2004 خبرنگار بی بی سی در غزه شد و آخرین هفته های ماموریت خود را در غزه سپری می کند.

                                اخیرا چندین خبرنگار و امدادگر در نوار غزه ربوده شده اند.

                                تمام این افراد بدون این که آسیبی به آنان وارد شده باشد اندکی بعد آزاد شده اند.

                                تازه ترین خارجی که اخیرا در غزه به گروگان گرفته شده بود خایمه رازوری، عکاس خبرگزاری فرانسه بود که در تاریخ اول ژانویه 2007 ربوده شده و یک هفته بعد آزاد شد.


                                iran

                                Comment

                                Working...