Important Political News

Collapse
This is a sticky topic.
X
X
 
  • Time
  • Show
Clear All
new posts
  • abadani69
    Senior Member
    • Aug 2005
    • 21339

    #5341
    در اولين روز هفته ای که با پايان مهلت شصت روزه شورای امنيت، آشکار گرديده است که ايران تعليق غنی سازی اورانيوم را نمی پذيرد، اعضای دائم شورای امنيت به اضافه آلمان در لندن گرد آمدند و بر سر اعمال فشار بيش تر بر ايران به توافق رسیدند. در همين حال واشنگتن نيز ضمن رد حمله نظامی به ايران، از اهميت فشار هاي ديپلماتيک براي واداشتن ايران به اطاعت از مصوبه شورای امنيت خبر داد.

    دستور ديدار لندن که با شرکت کشورهاي داراي حق وتو درسازمان ملل (چين، انگليس، فرانسه، روسيه وآمريکا) به علاوه آلمان برگزار شد، گفت وگو برای برقراري تحريم هاي جديد عليه ايران بود. روسيه از پيش در مورد سودمندي تحريم هاي جدید ابراز ترديد کرده بود ولی نماينده اش در اجلاس شرکت داشت. و با حضور وی بود که مشاور نخست وزير بريتانيا اعلام داشت که شرکت کنندگان به توافق رسیدند. روسيه قبلا گفته بود توافق برروي يک قطعنامه ديگر دشوارخواهد بود.

    عضو ديگری از شورای امنيت که از رفت و آمدهای بين تهران و پاريس پیداست که ايران بر روی آن کشور حساب تازه ای باز کرده است، یعنی فرانسه، هيچ مخالفتی با تحريم ها نشان نداد، و نيكلاس ساركوزي، وزير كشور و كانديداي گليست ها در انتخابات آينده رياست جمهوری، که سخت درگير اين انتخابات است با تاييد تحريم هاي سازمان ملل اظهار داشت که اين تحريم ها کارآمد بوده است. يکي ازخبرنگاران ازوي پرسيده است که اگر به عنوان رييس جمهوري فرانسه انتخاب شود آيا از حمله نظامي به ايران حمايت مي کند؟ اودرپاسخ گفته است: "خير". علي رغم چنين جوابي، طرح سوالاتي ازاين دست، بيانگرآن که چنين گزينه اي هنوز و با همه تکذيب های آمريکا و بريتانيا و حتی ايران، در ميان رسانه های معتبر جهانی احتمال دارد. گرچه به نوشته روزنامه ها گزينه اي است که در دو سوی اقيانوس مخالفان زيادي دارد.

    موضوع تکرار احتمال حمله حتي نگراني لاوروف وزير امورخارجه روسيه را نيزموجب شده است. او درجلسه هيات دولت اين کشور که با حضور ولاديميرپوتين برگزار شد گفته: " پيش*بيني*ها در مورد حمله نظامي به ايران افزايش پيدا کرده و اين موجب نگراني است." اين در حالي است که معاون رييس جمهور آمريکا در اظهارات اخير خود چنين اوضاعي را امکان پذير دانسته است." لاوروف در پاسخ به ولاديمير پوتين كه پرسيده "در مورد چه حمله*اي بحث است؟ بدون مجوز شوراي امنيت؟" پاسخ داده: هيچ يک از کساني که اين موضوع را بررسي مي*کنند در مورد مجوز شوراي امنيت صحبت نمي*کنند. معاون رييس جمهور آمريکا در استراليا اعلام کرده که چنين امکاني حذف نشده؛ چرا که نبايد به ايران اجازه داد که نظر جامعه جهاني را ناديده بگيرد". ديک چني معاون رييس جمهوري آمريکا، درديدار اخير خود ازاستراليا با تکرار اين سخن بوش که درصورت ادامه برنامه هسته اي ايران همه گزينه ها روي ميزقرارخواهد داشت، به نگراني هايي که دراين زمينه وجود دارد دامن زده است.

    اما مک کورمک به خبرنگاران درخصوص نشست لندن گفته است: "چيزي که ما فکر مي کنيم درقطعنامه جديد شوراي امنيت سازمان ملل اتفاق خواهد افتاد....گام هاي فزآينده بيشتر که فشارديپلماتيک را بر ايران افزايش خواهد داد. من نمي توانم دقيقا بگويم اين تحريم ها چه شکلي خواهد داشت اما مي توانم بگويم فشارديپلماتيک روي ايران را افزايش خواهد داد وفکر مي کنم طبيعت قطعنامه براساس فشارفزآينده خواهد بود.... اين قطعنامه براي افزايش تدريجي ومتناسب فشار برتهران طراحي شده است."

    به زبان ديگر آمريکا تمامی وزن خود را به روی اعضای شورای امنيت انداخته است و به نظر می رسد آنان در ميان گزينه حمله نظامی آمريکا حتی بدون مجوز شورای امنيت، یا شرکت در تحريم هائی که مجوز شورای امنيت را داشته باشد، به گزينه دوم تمايل آشکاری نشان می دهند.

    سخنگوي توني بلر درخصوص جلسه روزدوشنبه لندن گفته است: "نشست 1+5 در لندن تمريني مقدماتي است با هدف كار كردن بر روي چگونگي واكنش به تمرد تهران از درخواست*هاي سازمان ملل براي تعليق غني سازي اورانيوم." او گزارش اخير البرادعي را گزارشي نگران کننده خواند وگفت روشن است همه مي*خواهند اقدام بيشتري انجام دهند، بايد بر روي چگونگي آن كار شود: آنچه فكر مي*كنم اين است كه ايران نبايد به طور مستمر با نديده گرفتن اتحاد جامعه بين المللی، اشتباهي مرتکب شود. اين عقيده* اي بين*المللي است كه ايران از الزامات بين*المللي*اش تمرد مي*كند. ايران بايد به جامعه جهاني پاسخ دهد، نه به يك يا دو كشور."

    اما از روزنامه هايی که بيانگر نظرات حکومت جمهوری اسلامی هستند چنين بر می آید که بخشی از حکومت اعتقاد دارند که وحدتی بر سر مجازات ايران بين کشور های عضو شورای امنيت پديد نمی آید. گرچه هاشمی رفسنجانی رييس مجمع تشخيص مصحلت نظام که دو روز پیش از تندروها خواسته بود زبان خود را ببندند و باعث تحريک و تندی فضا نشوند، اينک واضح تر گرفته است که به حيوان زخمی نبايد نزديک شد.

    اعضاي دائم شوراي امنيت هنگامي براي گفتگو و مقدمه ای بر قطعنامه جديد دور هم جمع شدند که ايران ضرب الاجل دوماه شوراي امنيت رادرقطعنامه 1737 ناديده گرفت وغني سازي اورانيوم را متوقف نکرد. اين دومين قطعنامه سازمان ملل پس ازماه اکتبر بود که به تصويب مي رسيد وايران آن را ناديده گرفت.

    ديروز، غلامحسين الهام سخنگوی دولت در گفتگو با خبرگاران از ادامه برنامه غني سازي خبرداد و گفت "ما تعليق را قبول نمي*كنيم و هر بحثي كه با بحث تعليق همراه باشد، منتفي است. ما فعاليت*هاي هسته*يي صلح*آميز خود را تحت نظارت آژانس و شفاف انجام داده*ايم، از اين رو درخواست تعليق، غيرمنطقي است و با خواست ملي ما همخواني ندارد." به گفته وي درخواست مردم دستيابي به انرژي هسته* است و آن را حق خود مي*دانند: "تعليق براي ما منطقي ندارد و مردم ما قبول نمي*كنند كه كار قانوني*مان را تعليق كنيم، دولت نيز با توجه به خواست مردم مكلف است حق آنان را محقق كند."

    علي لاريجاني که هم اينک درآفريقاي جنوبي به سر مي برد وعملا مذاکراتش طي ماه هايي گذشته به دليل آنکه پيش شرط طرف هاي اروپايي وآمريکا براي هرنوع مذاکره اي تعليق غني سازي است به بن بست کشيده شده، گفت "اگر آمريکايي*ها مايل به مذاکره با ايران هستند، بايد درخواست رسمي دهند و آن وقت ايران، اين درخواست را با نگاهي مثبت بررسي مي کند." لاريجاني ازآمريکا خواست که جايگاه منطقه اي ايران را نيز به رسميت بشناسد.

    از سوي ديگر، علي اصغرسلطانيه نماينده ايران درآژانس بين المللي انرژي اتمي که اين روزها بيش ازهرمقام مسئول ديگري درمواجهه با ديپلمات هاي غربي قرار دارد نيز احتمال حمله نظامی به ايران را رد نکرد. او به روزنامه دي پرسه اتريش ازنگراني هاي ايران دراين خصوص گفته است: "ايران مثل عراق نيست. ايراني*ها از هر وجب از خاك كشورشان دفاع خواهند كرد و در صورت جنگ عليه كشورشان جان خود را فدا خواهند نمود. اميدواريم كه آمريكا ديگر اشتباهاتش را در منطقه كه از عراق آغاز كرده است تكرار نكند. شرايط كنوني ايران به طور كلي با شرايطي كه در زمان جنگ عراق در اين كشور حاكم بود تفاوت دارد." سلطانيه همچنين صدور هرگونه قطعنامه*ي جديد از سوي سازمان ملل عليه ايران را موجب افزايش اعمال فشارها عليه دولت ايران براي خروج از معاهده*ي منع تكثير سلاح*هاي هسته*يي (ان.پي.تي) دانست.

    به اين ترتيب چشم ها منتظر اجلاس لندن است که در جلسه روز سه شنبه خود تا کجا در مقابله با ايران جلو خواهد رفت آيا طرحی که سيمون هرش روز گذشته فاش ساخت واقعيت خواهد گرفت و يا همچنان ماجرای هسته ای ايران در زير دندان چرکين سياست بين المللی به زندگی خود ادامه خواهد داد.

    Comment

    • abadani69
      Senior Member
      • Aug 2005
      • 21339

      #5342
      به دنبال پايان ضرب الاجل قطعنامه 1737 شوراي امنيت سازمان ملل وخودداري ايران از پذيرش قطعنامه، برنامه هاي تبليغاتي شبکه هاي تلويزيوني آمريکايي، براي نشان دادن "خطرايران" افزايش يافته است. طي هفته گذشته درچندين برنامه گوناگون گزينه هاي پيش روي براي مواجهه با ايران مورد بررسي کارشناسان دعوت شده به اين شبکه ها قرارگرفت. شبکه هايي مانند فاکس نيوز دربرنامه هاي مختلف با متهم کردن ايران به دست داشتن در ناآرامي هاي اخير از دولت آمريکا مي خواهند که با کساني که سربازان آمريکايي را به زعم آنها مي کشند، مقابله کنند. اين درحالي است که مقامات ايراني بارها گفته اند درچنين اقداماتي دست ندارند. روز گذشته غلامحسين الهام درگفت و گوبا خبرنگاران گفت که ايران کشورتهديد پذيري نيست وخطري کشور را تهديد نمي کند.

      اما حتي پس ازآنکه مقامات آمريکايي نتوانستند شواهد متقني درخصوص ادعاهاي خود ارائه کنند، ساختن چهره مقصر ازايران براي ناآرامي درعراق وضرورت برخورد ومتوقف کردن تهران توسط امريکا وحتي حفاظت ازمنافع انچه "متحدان ايالات متحده" درمنطقه ناميده مي شود، ادامه دارد. دريکي ازاين برنامه ها، "¬اندرسون کوپر"مجري معروف شبکه "سي ان ان" همزمان با افزايش تبليغات ضدايراني دربرخي شبکه هاي تلويزيوني آمريکا به نقل ازفرمانده نيروهاي آمريکاي درخليج فارس مي گويد منطقه هيچ گاه تا کنون اينچنين بي ثبات نبوده است. او همچنين مي افزايد که ايران خطربيشتري ازالقاعده دارد. چندي پيش جورج بوش درسخنراني سالانه خود، تندروهاي شيعه وابسته به ايران را درکنار تندروهاي سني القاعده گذاشت. مقايسه اي که براي اولين بار توسط مقامي در آن سطح صورت مي گرفت. ايران همواره ادعاهاي آمريکا را رد کرده است با اين وجود چنين مقايسه اي بيش ازپيش دررسانه هاي آمريکايي مورد استفاده قرار مي گيرد.

      با اعزام دومين ناوهواپيما برومين روب هاي آمريکا به منطقه، آرايش نظامي اين کشوربه سنگين وضعيت خود بعد ازجنگ عراق درسال 2003 رسيده است. ازسوي ديگر، مانورهاي نظامي پياپي ايران وآمريکا به نحوي بوده است که عملا وضعيت خاصي را درخليج فارس ايجاد کرده که تنها مي توان آن را با روزهاي پاياني جنگ ايران وعراق مقايسه کرد. تحليل گران نظامي اين شبکه درتوضيح خطري که ايران متوجه آمريکا مي کند مي گويند: " خطر حمله احتمالي ايران به تنگه هرمز انتقال نفت ازاين مکان را مختل کند." گال لافت ازموسسه "تحليل امنيت جهاني" به "سي ان ان" مي گويد که اين تنگه مهمترين تنگه جهاني به شمار مي رودکه 17 ميليون بشکه نفت درروز ازآن عبور مي کند که حدود 20 درصد نفت مصرفي درجهان است. تحليل گرشبکه سي ان ان سپس توضيح مي دهد که تنگه هرمز درکم عرض ترين بخش خود تنها 31 مايل است اما مهمترين صادرکننده نفت درمنطقه يعني عربستان بايد نفت خودرا ازاين منطقه به کشورهاي ديگر صادر کند.

      او مي افزايد نگراني زياد درخصوص مانورهاي نظامي ايران درخليج فارس که به منظور نشان دادن توانايي هاي نظامي دراين منطقه بوده است وجود دارد. پاتريک والش فرمانده دوم ناوگان آمريکا درمنطقه مي گويد: " اگرشما به تمرين هاي نظامي ايراني ها طي نه ماه گذشته نگاه کنيد مي توانيد نمايش ظاهري دلالت استفاده ازمين ها را ببينيد." آمريکا طي چند ماه گذشته چندين مين روب را به خليج فارس اعزام کرده است."

      شبکه تلويزيوني" سي ان ان" سپس به اين گزينه مي پردازد که اگر ايران تنگه هرمز را به هرمدتي مختل کند چه گزينه هايي براي صدور نفت عربستان موجود خواهد بود. اولين گزينه ارسال نفت ازطريق درياي سرخ است که ازمنظر تحليل گر اين شبکه نه اقتصادي است ونه قابل اعتماد وهمچنين تاکنون چندان مورد استفاده قرارنگرفته وزمان بيشتري را براي صادرات به خود اختصاص خواهد داد. سخن گفتن از تغيير مسير انتقال نفت عربستان سعودي ازجمله مواردي است که کمتر درمطبوعات به آن پرداخته شده است. مقامات ايراني پيش ازاين گفته بودند که درصورت هرگونه اقدام نظامي عليه ايران، منافع آمريکا درمنطقه با خطر مواجه خواهد بود. اگر چه پس ازآن وزير امورخارجه ايران اعلام کرد که ايران اختلالي درصدور نفت ايجاد نخواهد کرد.

      اما "سي ان ان" حفظ تنگه هرمز ازجنگ را يکي ازمشکلات آمريکا درصورت يک حمله احتمالي مي داند، تا سخن هفته گذشته ديک چني که گفت همه گزينه ها همچنان روي ميز است معني بيشتري يابد. "گال لافت" تحليلگر اين شبکه موضوع را ازمنظر آمريکا چنين تفسير مي کند: "اگردرانتقال نفت ازتنگه هرمز اختلال وانقطاعي به وجود بيايد، هر آمريکايي به زحمت خواهد افتاد." حتي با آنکه ايالات متحده بيشترين ذخيره هاي انرژي جهان را دارد، بازارجهاني دچارهرج ومرج خواهد شد وبه گفته تحليلگران انرژي قيمت نفت به صورت دراماتيکي بالا خواهد رفت وبه قيمت هفت يا هشت دلار درهرگالن خواهد رسيد.

      دان گور تحليلگر نظامي که پيش ازاين دروزارت دفاع آمريکا خدمت کرده وهم اکنون درموسسه هريتيج مشغول به کار است نيزبه "سي ان ان" مي گويد: "هرکسي درايران صرف نظر ازاينکه درکجاي طيف سياسي حضور دارد، به داشتن انرژي هسته اي – اگرنه حتي نظامي کردن برنامه هسته اي- باور دارد وازآن حمايت مي کند. اين به دليل مسائل سياسي وموضوع قدرت است واينکه ايران خود را رهبرشيعيان جهان تصور مي کند. به علاوه اين شگفت انگيز است که ايران کاري را مي تواند بکند که کشورهاي معدودي مي توانند انجام بدهد." او اضافه مي کند که موضوع هسته اي درايران نه توسط محمود احمدي نژاد بلکه توسط آيت الله خامنه اي وبخش مذهبي حکومت وطرف سياسي آن به جلو رانده مي شود.

      اما چه گزينه هاي پيش روي آمريکا قراردارد؟ اين تحليلگر نظامي مي گويد: "دوراه حل پيش روي آمريکا قراردارد. يکي ازگزينه هاي تحريم هاي سنگين ازطرف آمريکا وغرب است. اگرشما درصنعت نفت ايران سرمايه گذراي نکنيد، آنها صدمه خواهند ديد. تنها گزينه ديگر، گزينه نظامي است. که آن هم به معناي نابود کردن تاسيسات هسته اي ايران است.

      "اندرسون کوپر" مجري "سي ان ان" سپس مي پرسد: "برخلاف حمله سالها قبل اسراييل به تاسيسات هسته اي عراق، تاسيسات هسته اي ايران اولا يک جا متمرکز نيست وثانيا يک مرکز نيست که بتوان با حمله نظامي ازبين برد وچندين مرکز است وآن هم زير زمين؟" دان گور درپاسخ گفت: "اين درست است ديگرآنکه اين درمورد سايت هايي که مادر مورد آنها مي دانيم. سايت هايي وجود دارد که ما درمورد آنها نمي دانيم. تسليحاتي چون(Intercontinental Ballistic Missile )ICBM و بمب هاي بانکرباسترمي توانند درسطحي که ما مي خواهيم به خراب کردن تاسيسات هسته اي ايران اقدام کنند. " او مي افزايد که آمريکا درحال حاضر با تقويت ناوگان خود درخليج فارس وهمچنين تهديد ايران به اقدامات تلافي جويانه مي تواند جلوي ايران رابگيرد ومنافع متحدان خود را درمنطقه حفظ کند.

      اتهامات دخالت ايران درناآرامي هاي عراق (اگرچه هيچگاه مدارکي که طي هفته هاي گذشته توسط امريکايي ها ارائه شد، افکارعمومي ورسانه ها را قانع نکرد)، دنبال کردن برنامه هسته اي (که ازسوي رسانه هاي غربي به برنامه "سلاح اتمي" شناخته مي شود)، و اخيرا تلاش براي "ناامن کردن تنگه هرمز" درحالي عنوان مي شود، که پرونده هسته اي ايران با بن بست جدي مواجه شده است. ايالات متحده اعلام کرده است که درصورت تعليق غني سازي با مقامات ايراني درخصوص موضوعات مورد علاقه گفت وگو خواهد کرد وازسوي ديگر مقامات ايراني هم درسطوح مختلف از عدم قبول تعليق غني سازي به عنوان پيش شرط مذاکره سخن گفته اند.

      رويه تهاجمي رسانه هاي آمريکايي در مورد ايران درحالي افزايش مي يابد که موضوع تحريم بيشتر ايران بارديگر دردستورکاراعضاي دائم کشورهاي عضو شوراي امنيت قرارگرفته است.

      Comment

      • abadani69
        Senior Member
        • Aug 2005
        • 21339

        #5343
        تنها يک هفته پس از تاکيد مرکز پژوهش هاي مجلس بر لزوم تجديد نظر دولت در تصميم خود مبني بر عدم تغيير ساعت رسمي کشور در طول سال، ديروز غلامحسين الهام ديروز بر قابل تغيير نبودن تصميم دولت تاکيد کرد.

        سخنگوي دولت گفت: "در سال گذشته دولت تصميم گرفت كه ساعت رسمي كشور را تغيير ندهد و گزارشات كارشناسي نيز درستي اين تصميم را نشان مي*دهد و ما در پي اين تصميم شاهد كاهش مصرف بوديم و در گزارشات رسمي اين مساله اعلام شد. "

        وي بدون توضيح بيشتر در مورد "گزارشات رسمي تاييد کننده" تصميم دولت افزود: "تصميم تغيير ساعت رسمي كشور در شش ماهه اول سال در سال 70 يا 71 اتخاذ شد ولي هيچ گزارش مستند و كارشناسي وجود ندارد كه مبناي آن تصميم چه بود و اين تصميم بر اساس چه استدلالي گرفته شده است. "

        گزارش مرکز پژوهش ها

        ادعاي سخنگوي دولت مبني بر تايد نشدن تغيير ساعت توسط "هيچ گزارش مستند و کارشناسي" در شرايطي صورت مي گرفت که در 30 بهمن 85، مرکز پژوهش*هاي مجلس شوراي اسلامي با ارائه گزارشي، بر لزوم تغيير مجدد ساعت رسمي کشور از ابتداي سال 86 تاکيد کرده بود.

        دفتر مطالعات زيربنايي اين مرکز با بررسي تجربيات موفق ساير کشورها در خصوص تغيير ساعت رسمي خود متذکر شده بود که در حال حاضر دست*کم 77 کشور جهان اقدام به تغيير ساعت رسمي خود مي*کنند و افزوده بود: "تغيير يک ساعت بهترين حالت ممکن براي ايران است و هيچ مشکلي ايجاد نمي*کند. ضمن اين که اجراي طرح تغيير ساعت کشور در طول سالهاي 1370 تا 1384 مدعاي اين موضوع است."

        گزارش مرکز پژوهش ها همچنين حکايت داشت: "با توجه به ارتفاع مناطق مسکوني و گرماي هوا در فلات ايران، حداقل افزودن يک ساعت به استراحت شبانه*روزي مردم سودمند بوده و براي بالا بردن ميزان بهره*وري از اهميت خاصي برخوردار است. اين در حالي است که از يک سو، مردم کار روزانه را هر صبح زودتر و با گذراندن يک خواب کامل شروع مي*کنند و از سوي ديگر با صرفه*جويي در مصرف انرژي، ساعت کار نيروگاه*ها به همان نسبت کم شده و به طول عمر آنها اضافه مي*شود. به علاوه در دنيا پيرامون اين تغيير ساعت مطالعات متنوعي انجام شده که نتيجه آنها علاوه بر مسلم*بودن صرفه*جويي در مصرف انرژي ، بيانگر فوايدي نظير کاهش تصادف اتومبيل و آسايش بيش*تر مردم با توجه به ازدياد ساعت خواب بوده است."

        سيصد ميليارد تومان، ضرر تصميم دولت

        يکي از مسوولان سابق نهاد رياست جمهوري، در گفتگو با "روز" با ابراز تعجب از ادعاي سخنگوي دولت مبني بر وجود نداشتن طرح هاي پژوهشي تاييد کننده لزوم تغيير ساعت رسمي کشور، مي گويد: "چنانچه ايشان سري به آرشيو گزارش هاي تهيه شده در رياست جمهوري بزنند، مي توانند حداقل به يکي از اين طرح ها که در سال 1370 توسط مرکز پژوهش هاي اجتماعي نهاد رياست جمهوري تهيه شده است و «بررسي نظرات کارکنان دولت در مورد تغييير ساعت رسمي کشور» نام دارد دسترسي پيدا کنند". وي يادآوري مي کند: "آقاي الهام احتمالا با پرسش از مسوولان کتابخانه «شهيد رجايي» در روبه روي دفتر رياست جمهوري خواهند توانست سراغ طرح فوق را بگيرند."

        از بعد مصرف انرژي، يکي از دقيق ترين پژوهش هاي انجام شده در خصوص لزوم تغيير ساعت رسمي کشور، پژوهشي است که در سال 71، با موضوع " اثر تغيير ساعت در مصرف انرژي الكتريكي" صورت گرفت.

        عليرضا شيراني ـ معاون پژوهشي پژوهشگاه نيرو ـ در فروردين 85 و در پي تصميم دولت نهم مبني بر عدم تغير ساعت رسمي کشور، توضيح داد که مطابق پژوهش فوق مطابق پژوهش، تغيير ساعت رسمي کشور "دو هزار و 540 مگاوات کاهش مصرف انرژي را در طول شش ماه به همراه داشته. "

        او پيش بيني کرد که تغيير نكردن ساعت رسمي كشور در سال 1385 در حدود 300 ميليارد تومان ضرر در پي داشته باشد، ضمن اين كه حدود 300 مگاوات نيز پيك (اوج) مصرف را بالا ببرد.

        شيراني با اشاره به ارسال گزارش اين تحقيق به هيات دولت تاكيد كرد: "تمام اين موارد به صورت گزارش و مقاله منتشر شده است و به نظر مي*رسد هيات دولت بدون توجه به نظر كارشناسان وزارت نيرو در مورد تغيير نيافتن ساعت رسمي كشور تصميم گيري كرده است. "

        تاريخچه تغيير ساعت

        در پی پیروزی انقلاب اسلامی در سال 1357،عقب و جلو کشیدن عقربه ساعتها، به کنار گذاشته شد . اما با پايان جنگ، تیم کارشناسی دولت، در جریان مطالعات خود بار دیگر متوجه مزایای تغییر ساعت در بالا بردن بهره وری انرژی شد. با برگزاری مناظره های تلویزیونی و بحث های توجیهی کارشناسان، بالاخره در سال 1370 مقررشد ساعت رسمی کشور برای صرفه جویی در مصرف انرژی، در روز اول فروردین هر سال یک ساعت به جلو کشیده شده و در شهریور ماه به حالت قبلی بازگردد.

        اثرات مثبت اجرای طرح تغییر ساعت به گونه ای بود که حسن زاده، مدیردفتر مدیریت مصرف برق شرکت توانیر، پس از گذشت 15 سال از اجرای آن اعلام کرد: "این مصوبه سبب شد تا علاوه بر کاهش 5/1 درصدی مصرف برق، حداقل 5/1 درصد نیز از اوج بار(پیک) کاهش یابد."

        وقتي در چنين شرايطي، دولت احمدي نژاد مصوبه تغيير ساعت رسمي کشور را در اسفندماه سال 84 لغو کرد، نخستین اعتراضات از جانب مجلس نشینان صورت گرفت. اين اعتراضات، نه تنها ملاحظات مربوط به مصرف انرژي، که ملاحظات اجتماعي را نيز در بر مي گرفت. در همين ارتباط، در فروردين 85، امیررضا خادم رئیس کمیته تربیت بدنی و جوانان مجلس هفتم نسبت به تأثیر تغییر ساعت شروع کار مدارس بر سلامت جسمی و روحی دانش آموزان هشدار داد و گفت: "در چنین وضعیتی دانش آموزان مجبورند زودتر از معمول بیدار شوند و شب تا دیروقت بیدار بمانند. ادامه این روند بر سلامت روحی و جسمی کودکان و نوجوانان تاثیر منفی می گذارد."

        عماد افروغ رييس کميسيون فرهنگي نیز، توجیه دولت مبني بر "سردرگمی مردم" در انجام فرايض ديني در صورت تغير ساعت رسمي را به شدت مورد انتقاد قرار داد و گفت: "چه فرقي مي*‏كند به جاي ساعت 12 ساعت 13 نماز ظهر بخوانيد؟ اصل ساعت نماز كه تغيير نكرده است، اين ساعت*‏ها قراردادي است. اذان كه نبايد حتما ساعت 12 باشد و مثلا در مشهد كه حدود ساعت 11 اذان مي*‏گويند، آيا مشكلي براي نماز مردم پيدا مي*‏شود؟"

        به هر ترتيب، بي اعتنايي دولت به نظرات نمايندگان و گزارش کارشناسي مرکز پژوهش ها در مورد تغيير ساعت رسمي کشور، در شرايطي صورت مي گيرد که کمتر از دو ماه پيش نيز، دو قوه مجريه و مقننه، اين بار بر سر تصميم دولت مبني بر تغيير ساعت کار بانک هاي کشور، به شدت رو در روي يکديگر قرار گرفته بودند. در آن زمان، مصوبه دو فوريتي مجلس در رد نظر دولت، با وتوي شوراي نگهبان رو به رو شد و به ناچار، تعيين تکليف اختلاف دو قوه به مجمع تشخيص مصلحت نظام سپرده شد. بايد ديد که آيا اين بار نيز رويارويي شديد مجلس و دولت، پاي نهادهاي عالي نظام را براي حل اختلاف به ميان خواهد کشيد؟

        Comment

        • abadani69
          Senior Member
          • Aug 2005
          • 21339

          #5344
          آقاي الهام، سخنگوي رئيس جمهوري اسلامي ديروز تاکيد کرد "ايران در شرايط عادي به سر مي برد" و "با هيج تهديد نظامي روبرو نيست". و درست در لحظاتي که "مقامات نظامي آمريکايي در عراق، اسلحه و مهماتي را که گفته اند ساخت ايران بوده و در جريان عمليات عليه شورشيان عراقي از آنان به دست آمده، به نمايش" گذاشته بودند و "سرگئي لاوروف، وزير امور خارجه روسيه از احتمال حمله نظامي آمريکا به ايران ابراز نگراني" مي کرد.

          البته آقاي الهام روشن نکرد منظور او از کلمه "عادي" چيست؛ اما هاشمي رفسنجاني، به گزارش خبرنگار "ايلنا" در ششمين همايش سراسري روحانيون و مسوولان سازمان عقيدتي، سياسي ناجا درحسينيه جماران، شرايط را چنين توصيف کرد:" استكبار مي*‏داند كه نياز به انرژي در جهان به سرعت زياد مي*‏شود و حيات كشورهاي صنعتي به اين انرژي بسته است، به همين دليل منطقه ما را به ناحق، منطقه منافع ملي خود فرض كرده*‏اند و براي كسب اين حيات نيز حتي حاضرند به جنگ هم روبياورند". و لابد بر اساس همين تحليل هم بود که گفت: "دشمن عصباني را نمي*‏توان ناديده گرفت، از ببر زخمي هم نمي*‏توان به سادگي عبور كرد، بنابراين در اين شرايط زماني كه فوق*‏العاده قابل توجه است، ‏ همه بايد هوشيار باشند".

          همزمان "هفت کشور مسلمان در پايان نشست خود در پاکستان با انتشار بيانيه*اي نسبت به تشديد تنش*ها در مورد مساله هسته*اي ايران هشدار" دادند و با اعلام نگراني خود از اوضاع منطقه خاورميانه خواستار حل صلح*آميز موضوعات جاري در منطقه از جمله مساله هسته*اي ايران" شدند.

          آنها "نگراني عميق خود را از تشديد تنش*ها در منطقه و به ويژه مساله هسته*اي ايران ابراز" کردند و خواستار "تنش زدايي" به جاي " اقدامات تهاجمي و مواجهه جويانه در خليج فارس" شدند.

          وزيران خارجه اين کشورها، اتفاقا روي ميزهاي خود نسخه اي ازيک "روزنامه کويتي" را هم داشتند که در گزارشي "مدعي" شده بود: "آمريکا خود را آماده مي*کند تا ماه آوريل به ايران حمله کند". بر اساس نوشته اين روزنامه "جرج بوش اخيرا نشستي با حضور ديک چني معاون خود، رابرت گيتس وزير دفاع و کاندوليزا رايس وزير خارجه و ساير مشاورانش در کاخ سفيد برگزار کرده و در آن طرح حمله به ايران" را با "جزئيات" مورد بررسي قرار داده است.

          در اين شرايط آياطبيعي است که سخنگوي دولتي همچنان سخن از "عادي" بودن شرايطي بگويد که رئيس آن دولت سخن از بريدن ترمز ها در آن مي کند؟

          شرايطي که بر اساس آن و به موجب گزارش اکونوميست، درجه ريسک اقتصادي در ايران همپايه چاد و اکوادور است و تنها "كشورهاي نيجريه، اريتره، تاجيكستان، ونزوئلا*، گينه، تركمنستان، ازبكستان، زيمباوه، ميانمار و عراق درجه ريسك اقتصادي بالا*تري نسبت به ايران دارند."

          شرايطي که "نشست گروه 1+5 براي رايزني در خصوص پرونده فعاليت*هاي هسته*اي ايران بعد از اتمام مهلت شوراي امنيت سازمان ملل متحد براي تعليق غني*سازي در ايران" برگزار مي*شود و به گزارش خبرگزاري رويترز "قدرت*هاي غربي قصد دارند درباره تقويت تحريم*هاي شوراي امنيت سازمان ملل متحد عليه ايران رايزني کنند".

          رايزني اي که قاعدتا با استناد به سخنان آقاي الهام در مورد "عادي" بودن شرايط انجام نخواهد شد، بلکه پيش روي نمايندگان گروه 1+5 گزارش محمد البرادعي، مدير کل آژانس بين المللي انرژي اتمي قرار دارد که در آن نوشته شده: "ايران نه تنها به امور تحقيقاتي خود در زمينه غني*سازي ادامه مي*دهد بلکه تلاش مي*کند که توان سايت*هاي هسته*اي خود را گسترش را نيز گسترش دهد."

          Comment

          • abadani69
            Senior Member
            • Aug 2005
            • 21339

            #5345
            انجمن دفاع از آزادي مطبوعات به منظور بررسي اوضاع مطبوعات پس از انقلاب،همايشی تحت عنوان "مطبوعات در بستر جمهوري اسلامي؛ ديروز، امروز و چشم*‏انداز آينده" برگزار خواهد کرد.

            شمس الواعظين درحالي خبر این همایش را داد که انصار حزب الله گرگان، مراسم سخنراني وي را در این شهر به آشوب و درگيري کشانده بودند. در این درگیری که منجر به زخمی شدن نماینده امام جمعه گرگان شد، گزندي به شمس الواعظین نرسيد.

            همايش "مطبوعات در بستر جمهوري اسلامي؛ ديروز، امروز و چشم*‏انداز آينده" در شرایطی برگزار مي شود که مشکلات وموانعي که روزنامه نگاران به صورت خاص وروزنامه نگاري به صورت عام درايران با آن مواجه است، طي ماه هاي گذشته افزايش چشمگيري پيدا کرده است. دستگیری روزنامه نگاران حین انجام وظیفه، باز جویی از جمعي ازروزنامه نگاران که ازيک دوره آموزشي از کشورهلند بازمي گشتند، ممنوع الخروج کردن روزنامه نگاران و زندانی کردن سه روزنامه نگار گیلانی در روزهای اخیر ازجمله مشکلاتی بوده که طي ماه های اخیر برای روزنامه نگاران به وجود آمده است.
            انجمن دفاع از آزادي مطبوعات در آذر ماه امسال با انتشار بیانیه ای ضمن گلايه شديد ازوضعيت موجود مطبوعات، پرده از روي دور تازه اي از اختناق و فشار به کارکنان مطبوعات برداشت و خواستارپايان بخشیدن به وضعيت موجود شد: "انجمن دفاع از آزادي مطبوعات ضمن ابراز نگراني شديد و اعتراض نسبت به موج جديد اتهام و هجمه و تهديد و طعن به مطبوعات مستقل و منتقد و روزنامه*نگاران آزاده كشور، يك بار ديگر مسؤولان ارشد نظام را به بازخواني و نقد و اصلاح نحوه*ي مواجهه*ي خود با مطبوعات فرا مي*خواند. تأمين فضاي امن و آزاد براي اصحاب قلم و مطبوعات، خود عاملي مهم در بقاء نظام*هاي سياسي است. نظام*هاي دموكراتيك، از همين منظر، حضور و فعاليت مطبوعات مستقل و منتقد را گرامي مي*دارند و به اشكالِ گوناگون مورد حمايت قرار مي*دهند؛ بالعكس، نظام*هاي اقتدارگرا با ايجاد محدوديت و اعمال فشار و تهديد عليه مطبوعات منتقد و مخالف، ادامه*ي بقاء و ماندگاري خويش را در ابهام قرار مي*دهند. گرامي*داشت مطبوعات به مثابه ركن چهارم دموكراسي، شاخصه*اي مهم براي اثبات ادعاي مردمي بودن نظام است. انجمن دفاع از آزادي مطبوعات به مسؤولان ارشد نظام و متوليان مطبوعات نسبت به ادامه*ي رفتارهاي غير دموكراتيك خود عليه جرايد و روزنامه*نگاران، زنهار مي*دهد و خواستار عذرخواهي از اهالي قلم و مطبوعات، اعاده*ي حيثيت از ايشان، و تكريم و پاسداشت آزادي بيان و مطبوعات در ايران است."

            با توجه به چنين زمينه هايي است که به نظر مي رسد برگزاري همايش ياد شده، بتواندتصوير دقيق تري ازوضعيت مطبوعات را ترسيم کند. تصويري که طي سال گذشته بيش ازپيش کدر وتاريک شده است.

            انجمن دفاع ازآزادي بيان به عنوان يکي ازمعدود انجمن هاي تخصصي دفاع ازحقوق روزنامه نگاران درکنار انجمن صنفي روزنامه نگاران، بخصوص پس از آغازدوران رياست جمهوري محمود احمدي نژاد، نقش فعالي در پيگيري موارد نقض قانون اساسي وحقوق بشر درارتباط با رسانه ها وروزنامه نگاران ايفا کرده است. آخرين اقدام اين انجمن اعتراض به فیلتر کردن سایت بازتاب بود.

            شمس الواعظين دراعتراض به اين اقدام گفت: "انجمن دفاع از آزادي مطبوعات ايجاد هر گونه محدوديت در جريان توليد و توزيع اطلاعات را مغاير قانون اساسي و حقوق طبيعي ملت ايران و به ويژه اين سياست را با اصل نهم قانون اساسي مغاير مي*داند. وزارت ارشاد تحت عنوان سامان*دهي قصد دارد آن دسته از سايت*هايي را كه با سياست*هايش سازگاري ندارند، با محدوديت، بستن و فيلترينگ مواجه سازد، اما دولت بايد بداند كه اين دولت و وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي آن، صرفا چهار سال مديريت اين عرصه را، آن هم در بعد اجرايي و نه راهبردي در اختيار دارد و بايد پس از چهار سال گرايش و اراده* مردم از طريق انتخابات روشن شود."

            Comment

            • abadani69
              Senior Member
              • Aug 2005
              • 21339

              #5346
              تعداد کمي از ناظران بين المللي بر اين باورند که آمريکا در تدارک جنگ عليه ايران است. اما به نظر مي رسد خطر اين حمله بسيار بالا، عکس العمل سياسي آن وحشتناک و عواقب آن پيش بيني نشده است. کنگره آمريکا در موقعيت کنوني اش، چنين اجازه اي صادر نخواهد کرد و هيچ دولت خارجي از آن حمايت نمي کند و در اين زمينه، مخالفتي بين المللي با جورج بوش وجود دارد.

              ترجيحا، آمريکا با استفاده از سلاح ديگري از زرادخانه اش تلاش مي کند که ايران را از غني سازي اورانيوم بازدارد و آن اسلحه، منزوي کردن ايران، وارد کردن فشار سياسي، تنبيه اين کشور بوسيله تحريم اقتصادي، محروم کردن اين کشور از سرمايه گذاري هاي اقتصادي، محروم کردن صنعت نفت ايران از سرمايه گذاري و ابزار مدرن صنعتي و سرانجام تهديد نظامي است که بيشتر به قصد ترساندن صورت مي گيرد و تا يک صف آرايي واقعي.

              دست کم اين نکات از لحاظ تئوريک درست به نظر مي رسد. اما خطر در حوادث پيش بيني نشده، يا يک تصادف، پنهان شده است، مثلا ردو بدل شدن آتش بين ايران و آمريکا ممکن است منجر به يک درگيري کامل بشود. اين موقعيتي بي ثبات است که به منزله هشداري جدي براي جامعه بين المللي است.

              دلايل تنش شديد غير قابل تغيير است. ايران همچنان بر حق اساسي استفاده صلح آميز در چارچوب معاهده منع توليد سلاح اتمي، اصرار دارد. در عين حال اين کشور به ضرب الاجل براي توقف غني سازي اورانيوم که در قطعنامه 1737 شوراي امنيت سازمان ملل، در تاريخ 23 دسامبر 2006، که تا روز 21 فوريه تعيين شده بود، بي اعتنا ماند. محمود احمدي نژاد، رئيس جمهور ايران، قطعنامه را به "کاغذ پاره"، تشبيه کرد.

              با اين حال ايران بارها و بارها اعلام کرده است که قصد توليد سلاح اتمي را ندارد. در ضمن ايران پيشنهاد کرده که حاضر است تضمين بدهد که به دنبال استفاده نظامي از تکنولوژي هسته اي نيست و اعلام آمادگي کرده که با آژانس بين المللي انرژي اتمي و شرکاي بين المللي اش در اين باره وارد مذاکره بشود.

              آمريکا و اسرائيل و تعداد زيادي از کشورها اين را باور نمي کنند. آنها به اين مشکوکند که ايران قصد دارد تبديل به قدرت اتمي بشود. منظور اين است که ايران مي خواهد تا حدي به اين فن آوري برسد که در زمان مقتضي، بتواند سلاح اتمي توليد کند.

              بخصوص اسرائيل، در سطح جهاني عليه ايران تبليغ سياسي مي کند و مي گويد که رئيس جمهور اين کشور، هيتلر جديدي است و يهوديان در معرض تعديد هولوکاست ديگري قرار دارند و با دقت بيشتر بر اين اظهارات به اين نکته پي مي بريم که اسرائيل عزمش را جزم کرده تا از انحصار سلاح اتمي، که چهل سال است در خاورميانه متعلق به اين کشور است، دفاع کند. برتري نظامي اين کشور به آن اين آزادي را داده است تا عليه همسايگانش عمليات نظامي بکند. اسرائيل نمي خواهد با بر هم خوردن موازنه قدرت که در نتيجه تبديل شدن ايران به کشوري اتمي صورت مي گيرد، اين آزاد ي را از دست بدهد.

              همه اين هشدارها، ترس از آن حادثه را که منجر به رويارويي مي شود، نگراني از اينکه اسرائيل و دوستانش، آمريکا را مثل عراق، به جنگ با ايران تشويق کنند، افزايش مي دهد. نگراني از عواقب ايراني اتمي در ميان کشورهاي عرب گسترش يافته و اظهارات خشم آلود رئيس جمهور، احمدي نژاد، باعث شده است که توجه مجامع بين المللي جلب شود و اقدامات اصلاحي انجام بدهند.

              چند هفته پيش، ژاک شيراک رئيس جمهورفرانسه پيشنهاد کرد تا هيات بلندپايه اي به تهران بروند و اوضاع را آرام کنند و از مقاصد ايراني ها آگاه شوند. اين ابتکار با انتقاد مواجه شد و به نتيجه نرسيد. اما چيزي شبيه به اين ابتکار، امروزبايد بکار گرفته شود.

              منابع ديپلماتيک گزارش مي دهند که اتحاديه اروپا با تشويق فرانسه، گفتگوي مستقيم با ايران را مد نظر دارد به اين اميد که موقعيت خطرناک بوجود آمده بين ايران و آمريکا را آرام کند. روسيه که در حال حاضر درحال ساخت نيروگاه اتمي بوشهر است و به همين دليل رابطه خوبي با ايران دارد، بايد دراين دور گفتگو ها شرکت کند.

              ايران هم به نوبه خودش، راه هايي براي نزديک شدن به مجامع بين المللي دارد. اول اينکه به جهانيان ياد آوري مي کند که احمدي نژاد قدرت مطلق در ايران نيست. فرماندهي کل قوا و تصميم گيرنده آخر در ايران، رهبر انقلاب، سيد علي حسيني خامنه اي است.

              آخرين ياد آوري اين موضوع که بر همگان مبرهن است اما بعضي وقت ها فراموش مي شود، توسط علي اکبر ولايتي، مشاور ديپلماتيک خامنه اي در دهه گذشته که 17 سال وزير امور خارجه ايران بود، ياد آوري شد.

              دوم اينکه ولايتي تلاش مي کند تا نشان بدهد که مديزيت پرونده اتمي ايران با رئيس جمهور نيست، بلکه با علي لاريجاني، رئيس شوراي امنيت ملي ايران، است.

              سوم اينکه، ولايتي براي کاستن ترس جهانيان ار مقاصد اتمي ايران، به فرانسه پيشنهاد کرده است تا سرپرستي غني سازي اورانيوم در داخل ايران، به مديريت اروپايي ها و تحت نظارت کامل آژانس بين المللي انرژي اتمي را به عهده بگيرد.

              جالب توجه است که عربستان و متحدانش در شوراي همکاري خليج فارس هم وارد صحنه شده اند. آنها که نگرانند که رويارويي سني ها و شيعه ها در عراق به خليج فارس کشيده شود، گفتگو هايي را با ايران آغاز کرده اند.

              بايد ديد که اين راهکار ها به نتيجه خوبي خواهد رسيد يا نه. تنها زماني که نگراني ها و مصلحت ايران، کشورهاي عرب، اسرائيل و آمريکا و بقيه کشورها مد نظر باشد، ثبات قابل قبول حاصل مي شود. هدف اوليه، کاستن تنش و دست برداشتن از برخورد نظامي است.

              Comment

              • abadani69
                Senior Member
                • Aug 2005
                • 21339

                #5347
                بنا به گزارش سازمان انرژي اتمي، ايران بار ديگر سازمان ملل متحد را ناديده گرفته و به فعاليت غني سازي ادامه داده است. اما با وجود اين، به طور همزمان، مقامات ايران پيام بسيار متفاوت ديگري را نيز ارسال کرده اند که توجه چنداني به آن نشده، در حالي که شايسته دقت بيشتري است.

                علي اکبر ولايتي رييس گروه مشاوران سياست خارجي رهبر ايران، بعد از ملاقات با آيت الله علي خامنه اي، گفت تعليق غني سازي خط قرمز نظام نيست، و به عبارت ديگر روحانيون ممکن است حاضر به نوعي تعليق غني سازي باشند. هاشمي رفسنجاني نيز به گونه اي ديگر همين حرف را تکرار کرد، در حاليکه يک مقام ارشد رسمي نيز گفت ايران پيشنهاد ولاديمير پوتين را در مورد توقف موقت غني سازي براي شروع مذاکرات جدي با سازمان ملل را به دقت مورد بررسي قرار مي دهد.

                به نظر مي رسد ايرانيان پيشنهاد محمد البرادعي براي توقف تمامي فعاليت هاي غني سازي به استثناي تعدادي سانتريفيوژ، براي حفظ آبرو، را نيز مورد مطالعه قرار دهند.

                روحانيون مايلند در يک زمينه ديگر نيز بحران زدايي کنند. ولايتي بعد از ملاقات باآيت الله خامنه اي گفت که هولوکاست يک واقعيت تاريخي است و منکران آن را مورد نکوهش قرار داد. علي لاريجاني نيز اعلام کرد هولوکاست يک "موضوع تاريخي" است که بايد مورد بحث محققان قرار بگيرد. خلاصه آنکه اراده جديدي در مردان سياسي ايران، مبتني بر دوري گزيدن از سردادن شعارهاي مقابله جويانه براي انجام مذاکره شکل گرفته است.

                اين چرخش را به سه گونه مي توان تحليل کرد. مدافعان آمريکايي حمله به ايران مي گويند که تقويت نيروي نظامي آمريکا در خليج فارس طي ماه گذشته باعث وحشت رژيم ايران شده، و کاري که ديپلماسي نتوانست ظرف چندين سال انجام دهد، چند رزمناو در کمتر از يک ماه انجام دادند. اين مدافعان استفاده هرچه بيشتر از نيروي نظامي را تشويق مي کنند، تا رژيم ايران يا شکست را بپذيرد، يا دست به کاري بزند تا مانند جريان خليج تونکن موجبات حمله به تاسيسات اتمي ايران را فراهم کند.

                گروه دوم تجهيز نظامي را مورد انتقاد قرار مي دهند و آن را در بهترين حالت يک زورآزمايي خطرناک و در بدترين حالت پوششي براي برنامه هاي از پيش تعيين شده حمله به سايت هاي اتمي ايران مي دانند. آنها مي گويند چنين حمله اي به پرزيدنت بوش وسيله اي مي دهد تا سياست شکست خورده خود در خاورميانه را لاپوشاني کند. به گفته اين گروه، آنچه که باعث تغيير عقيده مقامات ايراني شده فقط قطعنامه سازمان ملل متحد در تهديد به تحريم و صدور قطعنامه هاي ديگر است.

                هر دو گروه تا اندازه اي بخشي از واقعيت ها را بيان مي کنند، اما با اين همه به طور خطرناکي در اشتباه هستند. راه سومي نيز براي بررسي واقعيت ها وجود دارد.

                روحانيون به طور تاريخي شامه تيزي براي تشخيص قدرت دشمنان خود دارند. بي ترديد حضور کشتي هاي نظامي آمريکا در ترغيب آنها به مذاکره موثر بوده است. اما قطعنامه ماه دسامبر شوراي امنيت سازمان ملل متحد نيز به همان اندازه عقيده آنها را تغيير داده است.

                تصويب قطعنامه باعث فروکش کردن روش قهرآميز احمدي نژاد با غرب شد و سقوط قيمت نفت، و کاهش درآمدهاي رژيم نيز تاثير اقتصادي قطعنامه را تشديد کرد. رهبران ارشد جمهوري اسلامي از خامنه اي تا رفسنجاني اثرات تحريم را به عنوان يک تهديد جدي گرفتند و حتي رفسنجاني تبعات آن را خطرناکتر از حمله نظامي به ايران ارزيابي نمود .

                به عبارت ديگر، آنچه که تحريم يک جانبه ايران از سوي آمريکا طي يک دهه نتوانست انجام دهد، تحريم محدود سازمان ملل متحد در کمتر از يکماه انجام داد. دليل موفقيت اين قطعنامه جبهه متحد اتحاديه اروپا، روسيه، چين و آمريکا بود که موجب ترس حکومت ايران شد. اين قطعنامه نماد اين جبهه متحد بود.

                در حالي که ترکيب قدرتمند کاهش قيمت نفت و قطعنامه سازمان ملل، شرايط لازم را براي حل بحران اتمي ايران از راه مذاکره فراهم کرده، هرگونه حمله يک جانبه آمريکا به ايران بدون شک به شکست خواهد انجاميد. اين عمل باعث شکسته شدن ائتلاف بين المللي برعليه ماجراجويي اتمي ايران مي دهد؛ به چين، روسيه و بعضي کشورهاي اروپايي اجازه مي دهد تا جانب ملايان را بگيرند؛ قيمت نفت و درآمد دولت ايران را بالا مي بزد؛ و سرانجام باعث حيات دوباره ستيزه جويان ايراني خواهد شد.

                آنهايي که معتقد بودند ترکيب قدرت واقعي و فشار ديپلماتيک کارساز خواهد بود، بدرستي نگران آن بودند که دولت بوش، به خاطر کلافگي حاصل از شکست در عراق و فشار عقاب هاي واشنگتن، با ايران همان بکند که با عراق کرد. در مقابله با صدام حسين و تهديد سلاح هاي کشتار جمعي او، دولت بوش اصرار مي کرد که تجهيز نظامي در خليج فارس منجر به ترس صدام و تسليم او مي شود. اما وقتي تجهيز نظامي انجام شد، آنها برنامه از پيش تعيين شده اشغال عراق را اجرا کردند.

                امروز بسياري نگرانند که برنامه حمله به ايران نيز از مدتها پيش تهيه شده، و تجهيز نظامي براي آن است که خليج تونکن ديگري را رقم بزند يا ايرانيان عملي تحريک آميز انجام دهند که بهانه اي براي حمله به ايران شود.

                در حال حاضر هم جنگ و هم صلح با ايران مي تواند اتفاق بيافتد. احتياط توام با قدرت آمريکا اگر با ذکاوت تشخيص اشارات جديد ايران همراه شود، آن کشور مي تواند به راه حلي اصولي براي بحران اتمي ايران دست يابد. کنگره، شهروندان هوشيار آمريکايي، و سياست حکيمانه متحدان اروپايي آمريکا مي توانند به اين صلح اصولي فرصتي بدهند.

                Comment

                • abadani69
                  Senior Member
                  • Aug 2005
                  • 21339

                  #5348
                  پنج عضو دائمي شوراي امنيت سازمان ملل و آلمان در ملاقات روز دوشنبه خود ترتيب اجراي تحريم تجاري و سلاح و راه هاي ديگر اعمال فشار بر ايران را به منظور توقف برنامه هاي هسته اي اين کشور بررسي خواهند کرد.

                  مقامات بلند پايه شش کشور در لندن در ساختمان وزارت خارجه گرد هم خواهند آمد تا نحوه پاسخ به ايران را به دليل عدم پيروي اين کشور از مهلت سازمان ملل در توقف غني سازي اورانيوم مورد بحث قرار دهند.

                  آژانس بين المللي ناظر بر فعاليت هاي هسته اي روز پنج شنبه اعلام کرد ايران مهلت سازمان ملل را در توقف غني سازي اورانيوم ناديده گرفته و بر عکس دست به توسعه برنامه غني سازي خود زده است.

                  يک ديپلمات بلند پايه انگليسي که در گردهم آيي دوشنبه شرکت مي کند گفت ديپلمات ها در اين ديدار تحريم هاي بيشتر از جمله حذف اعتبارات تجاري که اروپا در اختيار ايران مي گذارد را پيش بيني خواهد کرد.

                  اين ديپلمات که خواست اسمش به دليل حساسيت موضوع فاش نشود گفت ممنوعيت صادرات سلاح به ايران نيز مورد بحث قرار خواهد گرفت.

                  وي گفت: "فشار به ايران صرفا براي فشار نيست، بلکه هدف ما آن است که آن ها را وادار کنيم به نگراني هاي ما از طريق مذاکرات پاسخ گويند."

                  در اين ديدار نتيجه نهايي گرفته نخواهد شد بلکه هر يک از ديپلمات ها به کشور خويش بازگشته و مسائل را مورد بررسي بيشتر قرار خواهند داد.

                  ايالات متحده و اروپا از ايران خواسته اند برنامه غني سازي خود را متوقف کند و به ميز مذاکره باز گردد تا بدين ترتيب ازنگراني جامعه جهاني در مورد تبديل برنامه هسته اي صلح آميز ايران به يک برنامه توليد سلاح هسته اي کاسته شود. ايران از اين امر سر باز زده است و اصرار دارد که فن آوري هسته اي را صرفا براي تهيه سوخت نيروگاه هاي خود بکار خواهد گرفت.

                  اين ديپلمات انگليسي گفت شواهدي در دست است که تحريم هاي اقتصادي محدود که از دسامبر عليه ايران اعمال شد کم کم موثر واقع مي شود. وي افزود: "ما احساس مي کنيم فشار ها بر تهران اثر داشته است وباعث بروز بحث هايي در اين کشور شده است."

                  تحريم هاي 23 دسامبر کشورهاي دنيا از تامين مواد و فن آوري مرتبط با برنامه هسته اي و برنامه توليد موشک ايران را ممنوع کرد و دارايي هاي 10 شرکت و 12 فرد مرتبط با اين برنامه ها را مسدود نمود.

                  برخي ديگر از ديپلمات ها هفته پيش گفتند علاوه بر تحريم هاي بيشتر اقتصادي و تسليحاتي، اقدامات بيشتري در جهت محدوديت سفر عده بيشتري از مقامات ايران و نيز اعمال تحريم در مورد شرکت هاي بيشتري در دستور کار قرارخواهد گرفت.

                  روسيه و چين که روابط تجاري نزديکي با تهران دارند ساير اعضاي شوراي امنيت (شامل آمريکا، انگليس و فرانسه) را وادار کردند بند هاي مربوط به ممنوعيت سفرمقامات ايراني و اقدامات شديد تررا از قطعنامه دسامبر خود حذف کند؛ همين کشور ها به احتمال زياد سعي خواهند کرد اين بار نيز از گنجاندن اقدامات شديدتر در قطعنامه جديد جلوگيري کنند.

                  ليکن ديپلمات انگليسي گفت همه شرکت کنندگان به نوعي افزايش فشاربر ايران معتقد هستند. وي اشاره کرد در صورت تحريم هاي اقتصادي، موسسات اروپايي حدود 20 ميليارد دلار اعتبارات مربوط به فعاليت هاي تجاري را بايد حذف کنند که اين اعتبارات البته در حال کم شدن نيز هست.

                  در اين حال محمود احمدي نژاد همچنان از پيگيري برنامه هسته اي خود سخن مي گويد و راديو تلويزيون دولتي روز يکشنبه از قول وي گفت ايران به برنامه هسته اي ادامه مي دهد و کشورش در اين مسير ترمز ندارد. او گفت: "قطار ملت ايران دنده عقب و ترمز ندارد و ما مدتهاست دنده و ترمز آن را کنديم." او افزود: "غربي ها از برنامه هاي ما و سانتريفوژ ها نگران نيستند. آن ها نگران کاهش غلبه و حاکميت خود هستند."

                  در پاسخ اين اظهارات کوندليزا رايس وزير خارجه آمريکا گفت: "آن ها به دنده عقب نياز ندارند و فقط يک کليد توقف نياز دارند." وي روز يکشنبه به فاکس نيوز گفت: "کافي است تهران غني سازي را متوقف کند، انگاه مي توانيم بنشينيم و در باره هر چه ايران فکر مي کند صحبت کنيم."

                  Comment

                  • abadani69
                    Senior Member
                    • Aug 2005
                    • 21339

                    #5349
                    ايرانياني که به دلايل گوناگون مجبور به ترک وطن شده و در ديار غربت زندگي مي کنند، نگاه متفاوتي نسبت به حدود آزادي در جمهوري اسلامي پيدا کرده اند.

                    برخي از هموطنان که بخصوص تحت فشارهاي طاقت فرساي دهه 60 جلاي وطن کرده اند، هنوز هم شرايط ايران را چيزي شبيه جهنم ترسيم مي کنند، آنچانکه گويي روزانه هزاران تن را به دليل اظهار نظر يا فعاليت محدودشان در ملاءعام گردن مي زنند.

                    برخي ديگر از هموطنان که جزو مهاجران سال هاي اخيراند، با مقايسه ايران با بعضي کشورهاي کوچک و توسعه نيافته منطقه، شرايط سياسي در ايران را چندان هم نااميد کننده نمي دانند و حتي معدودي از آنها، حداقل آزادي ها براي فعاليت هاي معمول سياسي در ايران را تامين يافته تلقي مي کنند.

                    نيازي به توضيح ندارد که ايران جهنم مورد ادعاي برخي از گروههاي اپوزيسيون خارج از کشور نيست و هنوز مي توان در ايران در خلوت و جلوت، سياست هاي نظام را به چالش کشيد، البته به شرط آنکه چنين حرکتي، تکرار نشود، سازمان نيابد، موج ايجاد نکند و سرانجام اينکه بر نقاط فوق العاده حساس نظام، انگشت نگذارد.

                    با همين توضيح مختصر مي توان ادعاي دسته ديگري از هوطنان را که مدعي وجود حداقل آزادي ها براي انجام فعاليت هاي عادي سياسي در ايرانند، باطل دانست.

                    اشتباه اين دسته از دوستان مانند برخي ناظران خارجي اين است که ايران را با پاره اي کشورهاي توسعه نيافته همسايه مقايسه مي کنند و آنگاه راي به بهتر بودن شرايط ايران مي دهند.

                    در واقع مقايسه سطح آزادي در دو کشور بدون در نظر داشت جمعيت، پيشينه، نرخ سواد و آموزش، رشد طبقات اجتماعي، ميزان درخواست مشارکت در امور سياسي، وجود قشر روشنفکر و دانشجو، پيشرفت هاي تکنولوژيک و غيره، امري بي هوده است و حاوي اطلاع ويژه اي در باره سطح واقعي آزادي در آن دو کشور نيست.

                    به عبارت روشنتر، آزادي در هر کشور تابعي از شاخص هايي است که در پاراگراف بالا نقل شد و بدون توجه به اين شاخص ها، حدود و ثغور آزادي سياسي در يک کشور را نمي توان دريافت.

                    ايران کشوري است باستاني و داراي سابقه اي نسبتا درخشان از يک تمدن تاريخي. کشور ما در عصر استعمار، هرگز مستعمره نشد و در اوج انحطاط مشرق زمين، صد سال پيش صاحب نخستين قانون اساسي در بين کشورهاي منطقه شد.

                    صد سال است که ما مجلس و نهادهاي مدرن حکومتي داريم و در پرتو پيشرفت هاي جهاني، طبقات تحصيل کرده، روشنفکر، متخصص و خواهان مشارکت در سرنوشت خود در ايران به اندازه اي رشد کرده که قابل قياس با بسياري از کشورهاي منطقه نيست.

                    از اين رو نبايد ايران را با کشورهايي که از استقلالشان بيش از چندين دهه نمي گذرد و داراي بافت هاي اجتماعي عقب مانده و بدون طبقات قدرتمند خواهان مشارکت در امور سياسي اند، مقايسه کرد و حکم به بالا بودن سطح آزادي در ايران داد.

                    به باور من، سطح آزادي از جمله آزادي بيان در ايران که ابتدايي ترين نوع آزادي است، در مقايسه با نيازي که جامعه ايراني و طبقات مولد فکر و انديشه براي انجام امور معمول خود دارند، حتي از کشورهايي که اغلب مورد تمسخر قرار مي گيرند، پايين تر است.

                    در کشوري مانند عمان و يا عربستان، مگر چند روشنفکر و متفکر و هنرمند پيدا مي شود که براي خلق و ارائه آثار خود با محدوديت هاي دولتي روبرو باشند؟

                    در ان کشورها، مگر چند دانشجوست که خواهان فعاليت سياسي در دانشگاهها باشند، اما دولت مانع آنها شود؟
                    در جايي که تقاضا براي مشارکت وجود ندارد و يا اندک است، تاسيس يک شوراي مشورتي شبه حکومتي نيز پيشرفت محسوب مي شود، اما در جايي که تقاضاي مشارکت بسيار بالاست، ايجاد سد نفوذ ناپذيري براي پالايش افراد خواهان ورود به نهادهاي حاکم بر مبناي گرايش هاي سياسي و اعتقادي آنها، معنايي جز عقبگرد ندارد.

                    با اين مقدمه طولاني، مي خواهم تاکيد کنم که آزادي بيان در ايران به شدت محدود است و وقتي پاي برنامه هسته اي کشور در ميان باشد، به حد صفر ميل مي کند.

                    اينک سازمان مجاهدين انقلاب تابوي مربوط به ممنوعيت هر گونه اظهار نظر متفاوت از ديدگاه رسمي حکومت در باره برنامه هسته اي ايران و نحوه اداره آن را شکسته است و همزمان با اين تابو شکني، محافل رسانه اي وابسته به حکومت به کار افتاده اند تا براي اعضاي اين سازمان دردسر ايجاد کنند.

                    اگر پرونده هسته اي امري است مربوط به همه ايرانيان و سرنوشت همه ما را رقم مي زند، چگونه ما ايرانيان حق اظهار نظر در باره چيزي که سرنوشت ما و فرزندانمان را تعيين مي کند، نداريم؟

                    چه کسي و بر مبناي کدام حق، مي تواند مانع از اظهار نظر ما در باره يک موضوع به غايت حساس و بحران زا براي کشور شود؟

                    اگر آتشي بر دامن اين کشور افتد، مگر دودش فقط به چشم چند مسئول و مقام سياسي مي رود که آنان اجازه اظهار نظر به شهروندان کشور نمي دهند؟

                    تاريخ نشان داده است که در هنگامه شدايد و سختي ها، اين مردم عادي اند که قرباني مي شوند و نه صاحبان مال و جاه و قدرت.

                    پس چگونه از ما مي خواهند که دم فرو بنديم و حتي از سرنوشتي که مانند ديوانه اي تيغ در دست در پي مان دوان است، اظهار نگراني هم نکنيم؟

                    به هر حال سازمان مجاهدين انقلاب به عنوان يکي از گروههايي که نقشي اساسي در شکل گيري نظام سياسي ايران داشته است، گامي شجاعانه برداشته است، چنانچه نظام سياسي اين گام را با برخورد شديد – از هر نوع آن – پاسخ دهد، در آن صورت کشور ما وارد همان جهنمي شده است که برخي ايرانيان مهاجر ادعا مي کنند.

                    Comment

                    • abadani69
                      Senior Member
                      • Aug 2005
                      • 21339

                      #5350

                      آقاي علي لاريجاني در همين دو ساله به درايت و سياست ورزي، در رسانه هاي خبري دنيا زبانزد شده است، و خوشبختانه ادبياتي که قبل از دبيري شوراي عالي امنيت ملي انتخاب مي کرد از يادها رفته است. اما ايشان ديروز به شرحي که آمده گفته است آمريکا اگر خواستار مذاکره است درخواست رسمي بدهد، ما با ديد مثبيت بررسي مي کنيم.

                      بر اساس درس اول کار اطلاع رساني بايد پرسيد مخاطب اين سخن کيست. مردم جهان، دولتمردان جهان، يا مردم ايران. پاسخ معلوم است هيچ کدام از دو گروه اول دچار اين توهم نيستند که با توجه به شرايط حاضر و قطعنامه شوراي امنيت و اجراي سياست ماشه، که ايران با خوش خيالي آن را نديده گرفت تا بند محکم تر شد، اين آمريکاست که نياز و اصرار به گفتگو با ايران دارد. آن ها اگر حظي هم از واقعيت در چنين خيالي باشد بدان اعتقادي ندارند. مي ماند مردم ايران که اين روزها همه تلاش براي غيرت فروشي به آنان است و به نظر مي رسد جناب لاريجاني هم به ديگران پيوستند در همين زمينه. و قصد القاي اين را دارند که ايران براي واشنگتن شرط گذاشت و در قالب بزرگ تر به آن ها گفت ورقه ات را بفرست تا بررسي کنم و نمره بدهم.
                      البته که چنين دانه هاي توهمي اطلاعاتي براي شعارگردانان نمازهاي جمعه، يا نوحه خوانان زير دست حاج منصور ارضي خوب است اما آيا اين همه دانه سازي براي آنان – که همه مي کنند - کافي نيست که حضور آقاي لاريجاني بدين ميدان هم لازم آمد.

                      اينک مي توان پرسيد جمله نقل شده کدام بخش از منافع ملي ايران را تامين مي کند. اين سئوالي است که حتما بايد بدان جواب داد. به ويژه که در اين ماه ها از اين دست غرورفروشي ها در آسمان تبليغات سياسي ايران مدام در حال چرخش و گردش است. مگر نه که چندي پيش رييس جمهور گفت غرب آن قدر بيچاره شده که به اين هم راضي بود يک ساعت هم شده به طور صوري ما تعليق را متوقف کنيم که بتوانند به دنيا بگويند حرفشان درست در آمد. [نقل به مضمون] آقاي احمدي نژاد جواب سئوال را ما را نداد که پرسيديم اگر چنين است چرا شما نکرديد که يک ساعت عمليات را متوقف کنيد تا بحران رفع شود.

                      از آن سخنان لابد فرض بر اين بود که غرب از افکارعمومي اروپائي رودربايستي دارد که ما نداريم. اگر چنان باشد هم باز مي پرسم چرا براي منافع ملي خود چنان کاري نکرديم. اگر بعد از فرموده رييس دولت اين يک دلار از ثروت ملي ايرانيان بر سر اين کار هدر رود يا جان يکي از مردم به خطر افتد، يا موسسه اي ويران شود، ملت ايران خواهند توانست از رييس دولت شاکي باشد که مي توانست به بهائي اندک [يک ساعت تعليق غني سازي] جلو اين خسران را بگيرد، و نگرفت. چنان که تا همين جا هم ملت ايران اگر دادگاهي بود حق داشت عارض شود که آقاي احمدي نژاد در دفعات مختلف چنان سخناني بر زبان آورده که شان رياست جمهور منتخب مردم ايران را حفظ نکرده است. عزت مردم ايران تنها بدان نيست که آقاي لاريجاني به ملت بگويد ديديد آمريکائي ها نامه نوشتند و تقاضاي مذاکره کردند. بلکه عزت واقعي بدان است که کسي بالاترين مقام اجرائي اين کشور را چندان پائين نبرد که نامه هايش در دنيا بي جواب بماند، وقتي رييس دولت سخناني مي گويد در حضور يک عالم روحاني که بعد خود ناچار به تکذيبش مي شود، وقتي آشکارا اطلاعات دروغ به مردم ايران مي دهد. با گفتن داستان هاي ساختگي مانند توليد انرژي هسته اي در خانه توسط يک نوجوان تا شانزده ساله، شان مردم ايران را تا کودکان نابالغ پائين مي آورد و شان صاحب آن مقام را در اندازه کارآموزان تدريس در مهدکودک. آقاي احمدي نژاد با ارائه آمار غلط، و سخنان جلف و نسنجيده همه تصويري از اين مقام عالي خود به دست مي دهد که گوئي کسي به تعمد قصد دارد نشان دهد ملت ايران ضعيف و غيرقابل اعتنا و نابالغ است. تا قبل از سوم تير سال 84 قرارمان بود که در روز مبادا دامن آقايان چمران و دکتر شيباني را بگيريم که بر اساس کدام پيام و تکليف و يا مصلحت آقاي احمدي نژاد را به شهرداري تهران برگزيدند، اما اينک کار از آن حد گذشته است.

                      اينک سئوال اين است که آيا با آن چه از آقاي علي لاريجاني نقل شده، بايد حکم داد که ما در وضعيتي بدتر از آن که تصور مي رفت گرفتار آمده ايم و يک فرهنگ عمومي اينچنيني بر تمام اجزاي حکومت حاکم شده، به گونه اي که عقلا نيز نه با تدبير و درايت، بلکه به تاسي از رييس دولت به غرورفروشي خلق مشغولند و فقط مانده است به تکرار شعارهائي که معلولا پشت کاميون هاي صحرائي نوشته مي شود. پس تمام آن نشانه ها بر لزوم شطرنج بازي کردن به جاي بوکس، يا حرکت در جهت برد – برد به جاي باخت – باخت، چه شد.

                      نگارنده اين سطور در همه ماه هاي گذشته خوش بيني و اميدواري از دست نداده، در جواب کساني که نگراني زياد وادارشان کرده که کفه ايران را در مجادله امروز سياه و سبک مي بينند، استدلالم اين بوده است که نه مذاکره کنندگان از هيچ يک از ميزهاي طرف مقابل چيزي کسر دارند و نه پشتوانه علمي و سياسي شان کمترست. مي ماند اين که ما اطلاعاتمان کمتر است يا آن که اين گونه سياست ورزي را نمي شناسيم. با خود و ديگران گفته ام همان طور که سخنان جورج بوش هم توسط خبرگان و نخبگاني تهيه مي شود و چندين اتاق فکر پشتوانه نظراتي هستند که اعلام مي دارد، ايران نيز امروز، ايران سال هاي اول انقلاب نيست، نيروهاي کارکشته و تحصيل کرده و هم تجربه ديده دارد که تصميم ها گرچه از دهان يکي بر مي آيد اما حاصل جمع همه آن هاست. اين خوش به دلي و اميدواري از اطمينان به درايت کساني از جمله آقاي علي لاريجاني بوده است که مي توان پذيرفت که زير فشار فوق العاده اي که شرح آن در سال هاي بعد داده خواهد شد. اما ناگزير بايد اعتراف کرد که اظهار نظرهائي چنان که آورده شد، اميدي باقي نمي نهد.

                      بهتر آن است که کساني که برما نهيب مي زنند که نگران نباشيد و اصرار دارند که نگراني را دشمن برساخته و جنگ رواني اوست، به جز دستوري که صادر مي کنند، شرايط آرامش را هم فراهم آورند. در اين شرايط اگر پرده نبوشيم به ظاهر همان دشمن بيش تر آرامش مي دهد، چون شب و روز به زبان هاي مختلف اعلام مي دارد که جنگي نيست و در دستور جز مذاکره نيست. بنابراين نمي توان جنگ رواني کار دشمني باشد که فرماندهان نظامي اش اعلام مي دارند که دستور داريم به هيچ نوعي ايران را تحريک نکنيم و دنبال بهانه براي آغاز جنگ نمي گرديم. اما به راستي در اين سو که خودي است چنين آرامشي ساخته مي شود. وقتي روزنامه مي گشائي همه اش رزمايش است که در کنار اخبار مربوط به ناکارآمدي نيروهاي نظامي و انتظامي در دفع يک گروه نياموخته و برهنه و گرسنه مي آيد. در کنارش اظهار نظرهائي مانند ترمز و دنده عقب قطار هسته اي را کنده ايم، که حتي مديران کيهان که واضع نظريه درخشان "بي فرمان و ترمز در جاده يک طرفه" بودند نيز اين بار در به کار بردنش اکراه نشان دادند. کيهان روز يکشنبه ترجيح داد از خير اين گفته بگذرد و خبر يک ماه گذشته و کهنه شده پرتاب موشک فضائي را در صدر گزارش هاي خود بنشاند.

                      انگار باز حکايت همان کنيز برزنگي است که علت گريه و شيون کودک مي پرسيد و مادر گفت هم از تو مي ترسند او را زمين بگذار، گريه اش مي افتد. دولتمردان هم اگر مردم را به حال رها کنند کمتر اسباب نگراني و پريشاني هست. مردم به راستي مي روند دنبال خريد عيد و همچنان سرگرم رساندن خرج به دخل مي شوند که خود به اندازه کافي کارسازست.

                      Comment

                      • Rasputin
                        Senior Member
                        • Jan 2005
                        • 63906

                        #5351
                        همزمان با بازديد معاون رييس جمهوری آمريکا از يک پايگاه نظامی آمريکايی در افغانستان انفجاری روی داده و تلفاتی برجای گذاشته است.
                        گزارش های رسيده از افغانستان حاکی از آن است که بامداد روز سه شنبه، 27 فوريه، هنگام بازديد ديک چنی، معاون رييس جمهوری آمريکا، از پايگاه نظامی بگرام، واقع در 60 کيلومتری کابل، انفجاری در برابر در ورودی اصلی اين پايگاه روی داد و چند کشته و زخمی برجای نهاد.

                        گزارش ها رسيده حاکی از آن است که در اين انفجار دست کم هجده نفر کشته و يازده نفر ديگر زخمی شده اند.

                        گفته می شود سه نظامی خارجی، از جمله يک سرباز آمريکايی، در اين انفجار کشته شده اند اما ساير کشته شدگان کارگران افغان بوده اند که در برابر در ورودی در انتظار ورود به پايگاه بودند.

                        اين انفجار ناشی از عمليات انتحاری گزارش شده و طالبان مسئوليت اين حمله با برعهده گرفته است.

                        هنگام وقوع انفجار، آقای چنی برای ملاقات با نظاميان آمريکايی در داخل پايگاه بود و به وی آسيبی نرسيده است.

                        محل انفجار با ساختمان های محل اقامت نظاميان آمريکايی فاصله زيادی دارد و به نظر نمی رسد که هدف از اين عمليات، ترور آقای چنی بوده باشد.

                        يک سخنگوی نظامی آمريکايی گفته است که در پی وقوع انفجار، وضعيت اضطراری در پايگاه اعلام شد اما اين وضعيت لغو شده است.

                        آقای چنی روز دوشنبه پس از ديداری از پاکستان و گفتگو با مقامات آن کشور، از جمله پرويز مشرف، رييس جمهوری، عازم افغانستان شد.

                        قرار است معاون رييس جمهوری آمريکا روز سه شنبه با حامد کرزی، رييس جمهوری افغانستان، ديدار و گفتگو کند.

                        انتظار می رود در اين ديدار، معاون رييس جمهوری آمريکا ادامه حمايت کشور خود را از دولت افغانستان در مقابله با شورشيان مخالف دولت اعلام دارد.

                        ناظران نظامی می گويند که انتظار می رود شورشيان وابسته به طالبان و القاعده به زودی تهاجم بهاره خود را عليه نيروهای ائتلاف بين المللی و افغان آغاز کنند.


                        iran

                        Comment

                        • Rasputin
                          Senior Member
                          • Jan 2005
                          • 63906

                          #5352
                          آمريکا می گويد اعضای دائم شورای امنيت و آلمان روز پنجشنبه گفتگوهای بيشتری درباره تحريم وسيعتر ايران به خاطر برنامه جنجال آفرين اتمی آن کشور خواهند داشت.
                          اين موضوع پس از نشست لندن ميان اين کشورها که طی آن بر سر تهيه پيش نويس قطعنامه ديگری در شورای امنيت عليه ايران توافق شد اعلام می شود.

                          یک مقام وزارت خارجه بریتانیا که ریاست این نشست را به عهده داشت ضمن سازنده توصيف کردن گفتگوها تاکيد کرد مذاکره کنندگان به یافتن راه حل دیپلماتیک پایبند هستند.

                          آمريکا نشست لندن را گامی در جهت اعمال فشار بيشتر بر ايران می داند و آن را مثبت ارزيابی کرده است، با اين حال به گفته يک خبرنگار بی بی سی دستاوردهای آن خيلی ملموس به نظر نمی رسد.

                          آمريکا می گويد که تحريم های محدود فعلی شورای امنيت عليه ايران آن کشور را تحت فشار قرار داده و لازم است اين اقدامات با تحريم های وسيعتر پيگيری شود تا به نتيجه "مطلوب" برسد.

                          اصلاح طلبان در داخل ايران به شدت از محمود احمدی نژاد، رئيس جمهور ايران، انتقاد کرده و می گويند که رودر رو شدن با سازمان ملل به اقتصاد کشور لطمه خواهد زد.

                          وزارت خارجه آمريکا روز دوشنبه گفت که ديپلمات های ارشد پنج عضو دائم شورای امنيت و آلمان روز پنجشنبه تلفنی درباره پيش نويس قطعنامه ای تازه گفتگو خواهند کرد.

                          تصويب قطعنامه 1737 عليه ايران که صادرات برخی کالاها و فناوری های حساس اتمی و موشکی به ايران را ممنوع می کند تقريبا سه ماه طول کشيد. مهلت اوليه شورای امنيت به ايران برای تعليق غنی سازی اورانيوم آخر ماه اوت سال گذشته پايان يافته بود اما بر سر قطعنامه 1737 تا 23 دسامبر توافق نشد که عمدتا ناشی از مخالفت روسيه با آنچه "شدت" آن می دانست بود.

                          قطعنامه 1737 که 23 دسامبر تصويب شد و تا 21 فوريه به ايران مهلت می داد بخش های حساس برنامه اتمی اش را معلق سازد بسيار کمرنگ تر از خواسته واشنگتن بود.

                          به گزارش جاناتان بيل، خبرنگار بی بی سی در واشنگتن، هرچند اين هفته گفتگوهای ديگری در مورد پيش نويس تازه صورت خواهد گرفت اما ممکن است رسيدن به توافق مدت ها طول بکشد.

                          'آمريکا در پی راه حل ديپلماتيک'

                          با اين حال آمريکا هنوز اميدوار است بتواند متحدان خود را نسبت به تنگتر کردن حلقه دور ايران قانع سازد.

                          از سوی ديگر واشنگتن سعی کرده است هرگونه صحبتی در باره اقدام نظامی عليه ايران را کمرنگ جلوه دهد. يک سخنگوی وزارت خارجه اين کشور اصرار ورزيد که هيچ طرحی برای حمله به ايران وجود ندارد.


                          جورج بوش، رييس جمهور آمريکا، به پنتاگون دستور داده بمباران ايران را طوری طراحی کند که با آماده باشی 24 ساعته قابل اجرا باشد.


                          سيمور هرش خبرنگار نيويورکر

                          با اين حال آمريکا درحال فرستادن پيام های ضد و نقيضی در مورد ايران بوده است که يا ناشی از اختلافات داخلی در دولت بوش است يا تلاشی عمدی برای نگاه داشتن ايران درحالت ترديد.

                          ديک چنی، معاون رييس جمهوری آمريکا روز شنبه در سفری به استراليا هشدار داد که اگر ايران همچنان خواسته های غرب در مورد توقف غنی سازی اورانيوم را ناديده بگيرد، تمامی راه حل ها ممکن است مد نظر قرار گيرد. وی آشکارا به راه حل نظامی اشاره داشت.

                          خبرنگاران تلويزيونی بی بی سی هفته پيش گفتند از وجود طرح های احتياطی آمريکا برای حمله هوايی به ايران در صورت بی نتيجه ماندن ديپلماسی آگاه شده اند و اينکه اين طرح ها از هدف قرار دادن تاسيسات اتمی اين کشور بسيار فراتر می رود و شامل اکثر زيرساخت های نظامی ايران می شود.

                          سيمور هرش، خبرنگار مجله معتبر نيويورکر نيز در شماره اين هفته اين مجله نوشت که جورج بوش، رييس جمهور آمريکا، به پنتاگون دستور داده بمباران ايران را طوری طراحی کند که با آماده باشی 24 ساعته قابل اجرا باشد.

                          سيمور هرش در مقاله خود که روز دوشنبه چاپ شد نوشت که يک گروه ويژه از برنامه ريزان نظامی آمريکا، که گروهی از بلندمرتبه ترين مقامات نظامی عضو آن هستند، طبق دستور آقای بوش شمار اهداف در نظر گرفته شده برای بمباران در ايران را افزايش داده است.

                          به گفته مقاله نويس مجله نيويورکر اين اهداف نه تنها شامل تاسيسات هسته ای ايران بلکه همچنين شامل مکان هايی می شود که (از ديد آمريکا) محل برنامه ريزی و کمک رسانی به شورشيان شيعه در عراق است.

                          مقام های جمهوری اسلامی طرح حمله احتمالی آمريکا به ايران را به عنوان شايعه و جنگ روانی رد کرده و به علاوه می گويند آماده دفاع از کشور هستند.

                          ایران قویا هر نوع تعلیق در برنامه غنی سازی اورانیوم را رد می کند اما می گوید که حاضر است بدون هیچ پیش شرطی در مذاکرات شرکت کند.


                          iran

                          Comment

                          • Rasputin
                            Senior Member
                            • Jan 2005
                            • 63906

                            #5353
                            رهبران مسلمانان بوسنی نسبت به حکم دادگاه لاهه داير بر تبرئه صربستان از مسئوليت مستقيم نسل کشی در جريان جنگ بوسنی ابراز ياس کرده اند.
                            دادگاه بين المللی لاهه وابسته به سازمان ملل متحد روز دوشنبه صربستان را از اتهام دخالت در نسل کشی در جنگ بوسنی هرزه گوين تبرئه کرد.

                            نيکلاس والتون، خبرنگار بی بی سی در سارايوو، می گويد بسياری از مسلمانان بوسنی اميدوار بودند حکمی بدون ابهام در مورد اينکه صربستان مسئول نسل کشی در دهه 1990 در بوسنی بوده است صادر شود.

                            هريس سيلاجيچ، عضو مسلمان شورای سه نفره رياست جمهوری بوسنی، به بی بی سی گفت حکم دادگاه "باعث ياس" است.

                            با اين حال وی از اینکه به موجب رأی دادگاه، صربستان تعهدات خود براساس قوانین بین المللی، برای جلوگیری از نسل کشی را رعایت نکرده، ابراز رضایت کرد.

                            اين پرونده به درخواست دولت بوسنی که دولت صربستان را عامل کشتار 8 هزار مرد مسلمانان و کروات های ساکن بوسنی در جريان جنگ داخلی اوايل دهه 1990 می داند، به جريان افتاده بود.

                            اين نخستين بار است که دادگاه بين المللی در مورد اتهام جنايت جنگی درباره يک دولت رای داده و در صورتی که دولت صربستان را مقصر می شناخت، بوسنی می توانست برای دريافت چندين ميليارد دلار غرامت از صربستان اقدام کند.

                            در رای دادگاه آمده است که اقدام به نسل کشی در سربنيتسا را نمی توان به نهادهای دولت صربستان نسبت داد.

                            دادگاه بين المللی لاهه صرفا به اختلافات بين کشورهای عضو سازمان ملل رسيدگی می کند و از آنجا که عضويت يوگوسلاوی سابق در سال 1992 به حالت تعليق در آمد و در سال 2001، جمهوری صربستان و مونته نگرو کرسی يوگسلاوی را در اختيار گرفت، صربستان گفته بود که دادگاه صلاحيت پيگرد اين کشور را ندارد.

                            در مقابل، قضات دادگاه استدلال کرده بودند که صربستان هويت حقوقی يوگسلاوی سابق را تقبل کرده اما جمهوری مونته نگرو را نمی توان حايز اين هويت دانست.

                            در همین حال کرستان سیمیچ، رهبر اتحادیه سوسیال دموکرات های مستقل بوسنی که حکومت را در دست دارد از قضاوت دادگاه استقبال کرده است.

                            نسل کشی در جنگ داخلی

                            در جريان جنگ داخلی در بوسنی در سال های 1992 تا 1995، دست کم 100 هزار نفر کشته شدند و به شهرهای بوسنی خسارات گسترده ای وارد شد.

                            اين جنگ در پی اعلام استقلال مسلمانان بوسنی و تصميم آنان به جدايی از يوگوسلاوی سابق آغاز شد.


                            خويشاوندان قربانيان قتل عام سربنتيتسا نسبت به رای دادگاه اعتراض کرده اند

                            صرب های ساکن بوسنی با اين اقدام مخالف بودند و برای جلوگيری از جدايی بوسنی به سرکوب مسلمانان پرداختند.

                            دولت بوسنی در ادعانامه خود گفته است که دولت صربستان ساکنان صرب بوسنی را به اقدام عليه مسلمانان تحريک کرد و اسلحه و تجهيزات لازم را در اختيار آنان گذاشت و به اين ترتيب، دولت صربستان عامل اصلی نسل کشی در بوسنی محسوب می شود.

                            در مقابل، صربستان گفته است که کشتار بوسنی نتيجه جنگ داخلی بين گروه های قومی ساکن اين بخش از يوگوسلاوی سابق بود و دولت صربستان در آن نقشی نداشت.

                            رسيدگی به پرونده شکايت بوسنی عليه صربستان و مونته نگرو يک سال پيش در دادگاه بين المللی آغاز شد و قضات دادگاه در ماه مه سال گذشته ختم رسيدگی به پرونده را اعلام کردند.

                            رای دادگاه الزام آور است.

                            پس از صدور رای دادگاه، تعدادی از خويشاوندان حدود هشت هزار مرد و نوجوان مسلمان بوسنی که در جريان قتل عام سربنيتسا جان خود را از دست دادند در مقابل ساختمان دادگاه دست به تظاهرات زدند و نسبت به اين رای اعتراض کردند.

                            دادگاه بين المللی رسيدگی به جنايات جنگی در لاهه تا کنون چند نفر را در ارتباط با نسل کشی در بوسنی مجرم شناخته است.

                            رای دادگاه در حالی اعلام می شود که دولت صربستان هنوز هم با دشواری های ناشی از تجزيه يوگوسلاوی سابق دست به گريبان است.

                            درخواست صربستان برای عضويت در اتحاديه اروپا به دليل خودداری از تحويل تعدادی از مظنونين به جنايت جنگی به دادگاه بين المللی به تصويب اعضای اتحاديه نرسيده است.

                            همچنين، صربستان در مذاکراتی برای تعيين سرنوشت استان کوزوو، که ساکنان آلبانيايی تبار آن خواستار کسب استقلال هستند، شرکت دارد.


                            iran

                            Comment

                            • abadani69
                              Senior Member
                              • Aug 2005
                              • 21339

                              #5354
                              عبدالله نوري، مهدي کروبي، موسوي خوئيني ها غائبند رهبر جمهوري اسلامي در حكمي برتعداد کرسي هاي مجمع تشخيص مصلحت نظام افزود و با معرفي پنج عضو جديد، تركيب جديد مجمع را براي يك دوره پنج ساله ديگر منصوب كرد و هاشمي رفسنجاني را بر رياست اين مجمع گمارد.

                              گرچه اعضاي جديد به گونه اي انتخاب شده اند که زمينه قدرت گرفتن يکي از جناح هاي موجود را به نظر نمي آورد اما کارشناسان معتقدند ترکيب تازه که عملا مانند مجلس سنا [يا مجلس لردها] عمل مي کند بر قدرت مجمع تشخيص مصحلت نظام خواهد افزود. مطابق قانون اعضاي حقوقي اين مجمع رؤساي سه قوه، فقهاي شوراي نگهبان، وزير يا رئيس دستگاهي كه موضوع مورد بحث در مجمع به آن دستگاه مربوط است، و رئيس كميسيون متناسب با موضوع بحث در مجلس شوراي اسلامي هستند.

                              با حکم جديد اعضاي حقيقي عبارتند از: جنتي، واعظ طبسي، اميني نجف آبادي، حداد عادل، امامي كاشاني، موحدي كرماني، حسن حبيبي، ميرحسين موسوي، علي اكبر ولايتي، دري نجف آبادي، محمدي ري شهري، حاج شيخ حسن صانعي، حسن روحاني، حبيب الله عسگراولادي، علي لاريجاني، محمدرضا باهنر، مجيد انصاري، سيدمصطفي ميرسليم، توسلي محلاتي، سيدمرتضي نبوي، علي اكبر ناطق نوري، سيد حسن فيروزآبادي، غلامرضا آقازاده، بيژن نامدار زنگنه، محسن رضايي، حسين مظفر، محمد هاشمي، محمد رضا عارف، محمد جواد ايرواني، پرويز داودي، غلامحسين محسني، علي آقا محمدي، محمد فروزنده و داود دانش جعفري.

                              بر اساس اين حكم پرويز داودي، غلامحسين محسني، علي آقا محمدي، محمد فروزنده و داود دانش جعفري اعضاي جديدي هستند كه به اعضاي حقيقي مجمع تشخيص مصلحت نظام اضافه شده*اند و تركيب اين مجمع از 39 نفر به 44 نفر افزايش يافته. علي آقامحمدي، محمد فروزنده و داوود دانش جعفري قبلا نيز در کميسيون هاي مجمع اشتغال داشتند.

                              دو تني که هر کدام ده سال رياست سازمان صدا و سيما را به عهده داشتند [محمد هاشمي و علي لاريجاني]، دو نفر دبيران شوراي عالي امنيت ملي [حسن روحاني و علي لاريحاني] در مجمع مانده اند. از ميان روحانيوني که تنها به دليل سابقه و کسوت خود عضويت دارند، واعظ طبسي، اميني نجف آبادي، امامي کاشاني، موحدي کرماني، حسن صانعي و توسلي محلاتي در جمع اعضاي مجمع حضور خواهند داشت.
                              به اين ترتيب از روساي سابق دولت [ميرحسين موسوي؛ هاشمي رفسنجاني و خاتمي] تنها محمد خاتمي است که به خواست خود بعد از پايان دوره رياست جمهوري اش از پذيرفتن هرشغلي عذر خواسته است. چنان که از روساي مجلس شوراي اسلامي [هاشمي رفسنجاني، مهدي کروبي، علي اکبر ناطق نوري و حدادعادل] تنها مهدي کروبي است که بنا به خواست خود که بعد از اعلام نتايج دور اول انتخابات رياست جمهوري اتفاق افتاد از مجمع کنار رفته است.

                              عبدالله نوري و موسوي خوئيني ها دو مقام عالي رتبه ديگر از اعضاي دوره اول مجمع تشخيص مصلحت نظام هستند که در اين دوره عضويت ندارند. موسوي خونيني ها خود در دوره اصلاحات از شرکت در جلسات خودداري کرد و عبدالله نوري بعد از افتادن به زندان عملا باز ماند و ديگر در آن حاضر نشد.

                              غلامعلي حدادعادل تنها کسي است که در هر دو مقام حقيقي و حقوقي [رياست مجلس] در مجمع عضويت خواهد داشت. پرويز داوودي معاون اول رييس جمهور، غلامحسين محسني اژه اي و داوود دانش جعفري از اعضاي کابينه احمدي نژاد هستند که در ترکيب تازه وارد شده اند در حالي که غلامرضا آقازاده رييس سازمان انرژي اتمي هم در صندلي سابق خود ابقا شده است.

                              از ميان وزيران اطلاعات اولين و آخرين آن ها در مجمع عضويت يافته اند و در مقابل، علي فلاحيان و علي يونسي [ وزيران هاشمي و خاتمي]در مجمع نيستند و دري نجف آبادي هم که مدتي در ابتداي دولت خاتمي در آن سمت قرار گرفت، کماکان عضو مجمع مانده است.

                              سه تني که تاکنون مقام معاون اول رييس جمهور را در سه دولت به دست آورده اند [حسن حبيبي؛ محمد رضا عارف و پرويز داوودي] در مجمع عضويت دارند. چنان که تنها نخست وزير باقي مانده [ميرحسين موسوي] نيز صندلي خود را حفظ کرده است.

                              Comment

                              • abadani69
                                Senior Member
                                • Aug 2005
                                • 21339

                                #5355
                                علي لاريجاني رييس پرونده هسته اي ايران درگفت وگوبا خبرنگاران گفته است که زمان امتيازدادن و گرفتن نيست، بلکه ايران به دنبال مسيري است که راه حلي براي مساله هسته اي پيدا کند. اوبا اشاره تلويحي به پيش شرط آمريکا به تعليق غني سازي اورانيوم تصريح کرده که نمي*توان مذاكراتي را انتظار داشت كه از پيش نتيجه*اش مشخص شده باشد. اين اظهارات درزماني بيان مي شود که اولين دور مذاکرات کشورهاي عضودائم شوراي امنيت سازمان ملل براي توافق روي قعطنامه دوم تحريم ايران روز دوشنبه در لندن برگزار شد. مذاکراتي که انتظار مي رود مدتها براي رسيدن به توافق نهايي طول بکشد. همچنانکه توافق براي تحريم ايران درراستاي قطعنامه 1737 چهارماه زمان برد.

                                ايران درمسيرخطرناکي است

                                قطعنامه شوراي امنيت ازايران خواسته بود که غني سازي اورانيوم را تعليق کند اما ايران بعد ازضرب الاجل دوماهه ازاين کارسرباززد. توني بلر نخست وزير انگليس روز سه شنبه در لندن به رويترز گفت که ايران درمحاسبات خود خطاي بزرگي را مرتکب شده است. او هشدار داد که مقابله با قعطنامه هاي شوراي امنيت پيامدهاي خوبي براي تهران به همراه نخواهد داشت. بلرتصريح کرده است که خبرهاي نگران کننده اي ازتهران به گوش مي رسد چرا که مقامات ايراني مي خواهند با آنچه وي جامعه بين المللي ناميد، مقابله کنند. او تاکيد کرده است که تا زماني که ايران تعليق غني سازي را انجام ندهد، به حمايت از - به گفته وي - افراط گرايي درعراق و لبنان پايان ندهد وازتمايل خود به تغييررويه سخن نگويد، حرفي براي مذاکره با ايران باقي نمي ماند.

                                بکت، وزير امورخارجه انگليس نيز درخصوص انتخاب ايران گفته که تهران مسير بسيار خطرناکي را انتخاب کرده است: "گام*هايي كه ما برداشته*ايم برگشت*پذير است و ما چيزي را بيش از اين دوست نداريم كه بتوانيم از آنها بازگرديم و ديگر مجبور به بررسي تداوم تحريم*ها نباشيم. اما مسيري كه ايران در آن قدم مي*گذارد بسيار خطرناك است و اين راهي است كه آنها برگزيده*اند. ما ترجيح مي*دهيم شاهد انتخاب گزينه*اي متفاوت و با خطر كمتر از سوي آنها باشيم. "

                                علي لاريجااني همچنين از آمادگي ايران براي اجراي پروتکل الحاقي به شرط آنکه پرونده هسته اي از شوراي امنيت سازمان ملل به آژانس بين المللي انرژي اتمي باز گردد سخن گفته است. به گفته وي "ارجاع پرونده از يك سازمان حرفه*اي بين*المللي به يك جايگاه سياسي دست ايران را براي همكاري*هاي اضافي با آژانس بسته* است ". او همچنين تصريح کرده که قرار نبوده سه هزار سانتريفوژ دربيست ودوم بهمن ماه راه اندازي شود. پيش از اين انتظار مي رفت "خبرهاي خوش هسته اي" که رييس جمهوري گفته بود درايام بيست ودوم بهمن ماه از آن سخن خواهد گفت، همان نصب سه هزار دستگاه سانتريفوژ باشد.

                                ايران طي روزهاي گذشته ازايده غني سازي درسطح چهاردرصد حمايت کرده است، اما انگليس وآمريکا تنها به تعليق کامل غني سازي اورانيوم توسط ايران رضايت مي کنند. برخي ازکشورهاي اروپايي تلويحا از ايده غني سازي چهاردرصد حمايت کرده اند. اين درحالي است که دراثناي برگزاري نشست لندن، طرف هاي ايراني وآمريکايي ازعلاقه خود به مذاکره با يکديگر درصورت محقق شدن پيش شرط هاي مطرح شده سخن گفته اند. ايران ابراز اميدواري کرده است که قعطنامه ديگري عليه تهران صادر نشود.

                                گفت وگو بدون پيش شرط

                                منوچهرمتکي وزير امورخارجه ايران که پيش ازاين مورد خطاب کاندوليزارايس براي مذاکره درصورتي که ايران غني سازي را متوقف کند، قرارگرفته بود نيز گفته است: "اظهاراتي كه از سوي برخي مقامات آمريكايي مطرح مي*شود با دقت در دست بررسي است. و در بحث هسته*اي ما همواره اعلام آمادگي كرده*ايم تا در موضوع هسته*اي با طرف*هاي مختلف گفتگو كنيم. اين آمادگي عام است و ما براي اين گفتگوها هيچ گونه پيش شرطي نمي*پذيريم. آمريكا تاكنون اشتباهات زيادي در برخورد با ايران داشته است اظهار داشت: اگر اين اشتباه برطرف شود و اگر اين جمله دقيق باشد فكر مي*كنم زمينه براي رسيدن به تفاهم همه جانبه در گفتگو فراهم خواهد شد. "

                                متکي درحالي ازاشتباهات آمريکاسخن مي گويد که يکي از ديپلمات هاي اروپايي به لس انجلس تايمز درخصوص محاسبات مقامات ايراني براي مذاکرات هسته اي گفته است: "مقامات ايراني در خصوص چگونگي متحد بودن جامعه بين*المللي محاسبات غلطي داشتند. آنها با فشار بين*المللي در پي مشخص كردن آن هستند كه چه كار مي*كنند و چرا اين كار را انجام مي*دهند. براي بازگشت به راه*حل مذاكراتي و محقق شدن فعاليت*هاي هسته*اي در بلندمدت ما ازايران مي*خواهيم فعاليت*هاي غني سازي را متوقف كند و زماني كه چنين چيزي رخ دهد و راستي آزمايي شود ما براي فرصت*هايي به منظور ازسرگيري مذاكرات باز برخورد مي*كنيم. "

                                پيش ازاين هنگامي که مقامات آمريکايي از جمله کاندوليزا رايس ازتمايل مذاکره با ايران وگفت وگو برسرمسائل فيمابين به شرط تعليق غني سازي سخن گفتند، علي لاريجاني، دبير شوراي عالي امنيت ملي به ايرنا گفت: "اگر آمريكا درخواستي را براي مذاكرات از طريق كانال*هاي رسمي ارايه كند و اين پيشنهاد سازنده و منطقي به نظر برسد، ما حاضريم اين درخواست را با نگاه مثبت بررسي كنيم. " لاريجاني گفته بود که ايران تنها به شرطي به مذاکره علاقه مند است که پيش شرطي براي آن وجود نداشته باشد.

                                ايران انتظار دارد که دربرابرغني سازي درمقياس چهاردرصد کشورهاي عضو شوراي امنيت از تصويب قطعنامه ديگري عليه ايران خودداري کنند. به نوشته لس*آنجلس تايمز منابعي كه بر مذاكرات هسته* اي ايران نظارت دارند گفته اند نشانه*هايي وجود دارد مبني بر اينكه برخي كشورها از جمله فرانسه، آلمان، روسيه و چين به سوي ديدگاه سقف *٥/٣ درصد براي غني سازي به همراه مكانيزم*هاي فشرده *تر نظارتي حركت مي*كنند كه ممكن است تنها پايان ممكن براي اين بن بست باشد. اين درحالي است که آمريکا با هرسطح ازغني سازي مخالفت کرده است.

                                چشم اندازقطعنامه تحريمي دوباره

                                برخي تحليل گران با اشاره به اين که آمريکا ماه ها طول کشيد تا بتواند براي تحريم هاي ملايم ايران موافقت اعضاي دائم شوراي امنيت را جلب کند، تکرار اين کار براي بار دوم را دشوار مي دانند. نيويورک تايمز با اشاره به اين دشواري مي نويسد: "هرچند مقامات آمريكايي و انگليسي ظاهرا خوشحال و اميدوار به نظر مي*رسند، اما آمريكا سال گذشته دريافت كه بين آغاز كار بر روي قطعنامه تحريم*ها عليه ايران و تصويب آن در شوراي امنيت فاصله بسياري وجود دارد. تنظيم اولين قطعنامه تحريم*ها عليه ايران پس از مخالفت*هاي آمريكا و روسيه حدود چهار ماه طول كشيد؛ قطعنامه*اي كه در پايان و دو روز قبل از كريسمس تصويب شد ملايم*تر از آنچه مقامات آمريكايي در نظر داشتند بود. "

                                اين قطعنامه واردات و صادرات مواد و فناوري كاربردي در غني سازي اورانيوم بازفرآوري، و موشك*هاي بالستيك را ممنوع و دارايي*هاي 12 ايراني و 10 شركت را كه در برنامه*هاي هسته*اي و موشك*هاي بالستيك دخالت داشتند مسدود كرد، اما بر خلاف پيشنهاد دولت بوش شامل ممنوعيت اجباري مسافرتي تمام كساني كه در فعاليت*هاي هسته*اي دخالت دارند نمي*شد. آمريكا براي جلب رضايت روسيه و كسب اتفاق آرا از پافشاري بر ممنوعيت مسافرتي دست كشيد. مسكو علاوه بر آن مانع اعمال تحريم*ها عليه نيروگاه هسته*اي بوشهر شد.

                                توسعه تحريم هاي ديگر ازطرف ديگر، ممکن است اين بار مخالفت کشورهايي همچون آلمان را به همراه داشته باشد که بيشترين صادرات را درمنطقه به ايران دارند. طي سال گذشته آلمان بيش از چهارميليارد وپانصد ميليون يورو به ايران صادرات داشته است که درصورت هر گونه وقفه اي به اين روند، خسارت جدي به برخي ازصنايع اين کشوروارد خواهد آمد.

                                مذاکره ايران وآمريکابرسرمساله عراق؟

                                پافشاري آمريکا برغني سازي واز سوي ديگراصرارايران براي عدم پذيرش هرگونه پيش شرطي است که قرار است مقامات ايراني وآمريکايي به زودي براي حل مساله امنيت درعراق به دور ميزهاي مذاکره بنشينند. به نوشته سايت بي بي سي فارسي، مقامات عراقي تأييد کرده اند که قرار است ايران در مذاکراتي چند جانبه بر سر عراق که آمريکا نيز در آن حضور دارد شرکت جويد. اين مذاکرات قرار است در نيمه نخست ماه آينده ميلادي در بغداد ميان نمايندگان دولتهاي همسايه عراق و نمايندگان دولتهاي عضو دائم شوراي امنيت سازمان ملل متحد انجام گيرد و طي آن، نحوه پايان دادن به بحران و درگيري در عراق مورد بررسي قرارگيرد. خبر تشکيل چنين نشستي که طي آن نمايندگان دولتهاي ايران و آمريکا در واقع دور يک ميز خواهند نشست ابتدا در روزنامه آمريکايي واشنگتن پست چاپ شد و سپس، مقامات عراقي به تأييد آن پرداختند.

                                هوشيار زيباري به خبرگزاري رويتر گفته است که اين نشست به دعوت دولت عراق برگزار مي شود شرکت کنندگان آن در سطح معاون وزيرخارجه يا مقامات عالي رتبه اي در همين سطح خواهند بود.

                                مقامات ايران پيش ازاين بارها گفته بودند که هرآنچه بتوانند انجام خواهند داد تا امنيت درعراق برقرار شود. اما آمريکا طي ماه هاي گذشته توصيه گروه مطالعاتي عراق مبني بر گفت وگو با ايران وسوريه براي برقراري امنيت درعراق را ناديده گرفته بود. به نوشته بي بي سي، نوزدهم ژانويه گذشته، روزنامه عربي الحيات مصاحبه اي با جلال طالباني، رئيس جمهور عراق را چاپ کرد که وي در آن گفته بود که طي يک سال گذشته او و سيدعبدالعزيز حکيم، رئيس مجلس اعلاي انقلاب اسلامي عراق تاکنون دو بار طرفين ايراني و آمريکايي را راضي به مذاکره مستقيم کرده اند اما هر دو بار مذاکرات به هم خورده است.

                                ايران بمب اتم وجنگ رواني

                                با اين وجود بدبيني به برنامه هسته اي هنوز ادامه دارد. راديو فردا درخبري اورده است: "مايکل مک کونل، مدير اداره ملي اطلاعات آمريکا، روز سه شنبه ۲۷ فوريه به کميته نيروهاي مسلح سنا گفت ايران مصمم به توليد جنگ افزار اتمي است و تا اوايل و يا اواسط دهه آينده ميلادي قادر خواهد بود که يک بمب اتمي توليد کند.... ايران بيش از دست يافتن به راه حل ديپلماتيک مايل است از اين گفت و گوها کنار بماند... شرايط کنوني بسيار خطرناک است، يک ايران اتمي مي تواند به بي ثباتي در اين منطقه حساس منجر شود. "

                                اين درحالي است که سفير ايران درپاسخ به گمانه زني هايي که درخصوص نوعي برخورد با ايران طي هفته هاي گذشته صورت گرفته گفته است: ايران در صورتي که مورد حمله آمريکا قرار گيرد، آماده است در "هر کجا" به اين کشور حمله کند. " راديو فردا به نقل از خبرگزاري روسي اينترفکس روز سه شنبه ۲۷ فوريه اظهارات غلامرضا انصاري سفير ايران در روسيه را نقل کرده که گفته "حمله به ايران ممکن است. اما به اعتقاد ما معلوم خواهد شد که تهديد آمريکا يک جنگ رواني است. ما اميدواريم آمريکا به منطق رو کند و با ايران وارد مذاکره شود.. يکي از راه هاي جلوگيري از جنگ، آمادگي در مقابل آن است و افزود ما هم در مقابل جنگ آماده ايم.... اگر آمريکايي ها اين اشتباه را مرتکب شوند و به ايران حمله کنند، مطمئن هستم که مردم ايران به آنها درس آموزنده اي خواهند داد. "

                                Comment

                                Working...