Important Political News

Collapse
This is a sticky topic.
X
X
 
  • Time
  • Show
Clear All
new posts
  • abadani69
    Senior Member
    • Aug 2005
    • 21339

    #5356
    سال 1381 متعاقب فضاي سياسي، اجتماعي و اقتصادي حاکم در آن دوران، سازمانهاي غير دولتي (NGO ها) و تشکل هاي بخش خصوصي تحرک تازه اي را به منظور ايفاي نقش مهمتري در اقتصاد کشور آغاز کردند. مهمترين هدف اين تحرکات تحول در مديريت سنتي اتاقهاي بازرگاني سراسر کشور و خاتمه دادن به دو دهه مديريت سنتي، ناکارآ و انحصار طلب حاکم بر اتاق بازرگاني و صنايع و معادن ايران بود.

    بر اساس گفته ها و شنيده ها مشخصا سه جريان فکري مختلف، با هدف فکري واحد در بخش خصوصي، از ماهها قبل از انتخابات پنجم اتاقهاي بازرگاني در اسفند ماه 1381 فعاليت و نشستهاي خود را آغاز کردند.

    کارشناسان اين سه جريان را چنين تعريف کرده اند: "جريان فکري اول با محوريت مهندس احمد موسوي اخوان و با نام تحول، جريان فکري دوم با محوريت مهندس بهزاديان و با نام ائتلاف براي نوسازي اتاق بازرگاني [ که بعدا" با ائتلاف با مديران خانه صنعت و با نام ائتلاف ملي در انتخابات شرکت کردند] و جريان سوم با محوريت دکتر جمشيد عدالتيان و با نام اقتصاد نوين پا به عرصه وجود گذاشتند و توانستند اکثريت کرسي هاي اتاق تهران را به دست آورند."

    در انتخابات آن دوره اتاق بازرگاني جريان سنتي حـاکم بر اتـاق تنها 14 کرسي را کسب کرد و بهزاديان، رئيس زاده، عدالتيان و قصاعي حائز اکثريت اعضا در هيات رئيسه جديد شدند. اين گروه بهزاديان رابه رياست اتاق تهران برگزيد. پس از آن با توجه به پاره اي ناهماهنگي ها و اختلاف نظرها، که بهزاديان آن را ناشي از يارگيري اصلاخ طلبان در فضايي غيرشفاف" مي داند وحدت نظر کافي در هيات نمايندگان اتاق ايران جهت کسب کرسي رياست اتاق ايران حاصل نشد و در نتيجه مهندس خاموشي رئيس قبلي اتاق ايران مجددا" بر کرسي رياست ابقا شد.

    مديريت سنتي

    اما خواستاران تحول در اتاق تهران ظرف سه سال و تا 1384 موفق شدند اقدامات گسترده اي در جهت تحول و اصلاح ساختار حاکم بر اتاق تهران انجام دهند که از جمله مي توان به استقلال حقوقي و فيزيکي اتاق تهران از ايران، اصلاح ساختار مالي اتاق تهران، تسهيل روند عضويت فعالان بخش خصوصي در اتاق، ارائه خدمات مورد نياز اعضا بصورت سريعتر و کارآراتر، ايفاي نقش فعال در تعامل با قواي سه گانه و روابط بين المللي اتاق، ايجاد کتابخانه مرجع تخصصي و مرکز آموزش و پرورش و بالاخره برگزاري جلسات هيأت نمايندگان و کميسيونهاي تخصصي در حضور خبرنگاران اشاره کرد. نکته جالب توجه اين است که پيش از آن از حضور خبرنگاران در اينگونه جلسات ممانعت به عمل مي آمد.

    تا اينکه در ماههاي پاييز و زمستان سال 1384 نهايتاً مديريت سنتي اتاق ايران با توسل به انواع حيل و اقدامات غير قانوني و همکاري نمايندگان جديد دولت نهم در اتاق بازرگاني، رئيس اتاق تهران (مهندس بهزاديان) را خلع و دکتر نهاونديان را به جاي وي به رياست اتاق تهران نشاند.

    اما فراکسيون تحول خواهان بيکار نماند و عاقبت با برنامه ريزي هاي مختلف، و به ويژه با انجام کار توضيحي در زمينه لزوم تغييرات جدي در اتاق بازرگاني، بار ديگر در قالب ائتلاف تعريف شده ديگري به ميدان آمد و در انتخابات اخير اين اتاق بيش از شصت در صد آرا را از آن خود کرد. گروه جديد با باور به اينکه اقتصاد ايران براي شکوفايي، نياز به تحولي عظيم دارد و تنها بخش خصوصي راستين کشور خواستار و خاستگاه اين تحول است، منشور ي تدوين کرده که بازخواني آن مي تواند آينده اتاق بازرگاني را پيش رو نهد.

    اهداف و برنامه ها

    "ارتقاء مستمر سهم بخش خصوصي و نقش آن در اقتصاد کشور از طريق توانمند سازي بنگاههاي اقتصادي با محوريت اتاقهاي بازرگاني و ساير تشکلهاي اقتصادي و با استفاده از هم افزايي و تقويت مشارکت فعالان بخش خصوصي" آرمان محوري اين جمع است. رسيدن به اين آرمان ها، از ديد تحول خواهان متضمن استقرار نظام اقتصادي آزاد، رقابتي و مردمي در کشور، توسعه اقتصادي کشور بر پايه دانش محوري مطابق با سند چشم انداز بيست ساله و برنامه چهارم توسعه اقتصادي، اجتماعي و فرهنگي کشور، لزوم اجراي دقيق سياستهاي کلي اصل 44 قانون اساسي جمهوري اسلامي ايران، تعامل فعال با اقتصاد جهاني در زمينه هاي انتقال دانش فني، افزايش مبادلات مالي و پولي و نيروي انساني و جذب سرمايه هاي خارجي و توسعه مناسبات بازرگاني، اصلاح نقش دولت در اقتصاد، کاهش دخالت ها و نيز کم شدن گستره تصدي گري هاي دولت، تأمين امنيت اقتصادي از طريق ثبات قوانين و مقررات مرتبط، تضمين امنيت اقتصادي از طريق استقرار نظام قضايي اطمينان بخش و اعتماد آفرين، ملازمت آزادي اقتصادي با دمکراسي سياسي، انحصار زدايي از اقتصاد کشور و ممانعت از ايجاد انحصارات جديد به کمک قوانين مناسب ضد انحصار و حذف عوامل مخل نظام اقتصاد آزاد و رقابتي، آزاد سازي اقتصادي به عنوان پيش شرط ضروري انجام خصوصي سازي، اجراي سياستهاي خصوصي سازي به گونه اي که از ايجاد هر گونه رانت جلوگيري نموده و منافع آن نصيب عموم مردم و همه اقشار و گروهها شود، دخالت مؤثر بخش خصوصي در سياستگزاريها و برنامه ريزي هاي اقتصادي کشور و حضور آن در مراجع تصميم گيري در قواي سه گانه، توسعه و تقويت نهادهاي مدني اقتصادي و صنفي و اهتمام به حفظ و حراست از ماهيت مدني و غير دولتي آنان، اصلاح ساختار اداري و حذف قوانين و مقررات محدود کننده رشد و توسعه بخش خصوصي کشور و جهت گيري اقتصاد ملي به سمت افزايش سرمايه گذاري و توليد و توسعه صادرات و جذب سرمايه هاي خارجي است.

    آن گونه که منتخبين جديد توضيح داده اند، اين وظايف پيش روي شوراي مرکزي جديد است:متشکل کردن بازرگانان و دست اندرکاران اقتصادي و همکاري با تشکل هاي اقتصادي، به خصوص اتاقهاي بازرگاني، صنايع و معادن کشور، برقراري ارتباط مستمر با نهادهاي تصميم گيرنده، سياستگزار و برنامه ريز کشور و همچنين رسانه ها و سازمانهاي مؤثر در افکار عمومي، ترغيب و انگيزش دولت به بهبود فضاي کسب و کار در راستاي توليد و صادرات و حمايت از کارآفرينان و توسعه بخش خصوصي کشور، ارتقاء توانمندي رقابت پذيري بنگاههاي اقتصادي جهت حضور مؤثر و روز افزون در صحنه اقتصاد کشور و جهان، کمک به تشکيل و توانمند سازي تشکل هاي صنفي بخش خصوصي، حمايت مؤثر و پشتيباني از فعالين اقتصادي ايراني در خارج از کشور و کوشش به منظور جذب و مشارکت دادن آنان در فعاليتهاي اقتصادي کشور، ايجاد فضاي مناسب جهت تبادل افکار و بيان آراء و عقايد فعالين اقتصادي بخش خصوصي و ايجاد هماهنگي و همکاري بين آنها، ارتقاء جايگاه اتاق هاي بازرگاني و صنايع و معادن به عنوان مهمترين تشکل مدني بخش خصوصي اقتصاد کشور، حفظ استقلال اداري و مالي و صيانت از شخصيت حقوقي مستقل اتاقهاي بازرگاني سراسر کشور، حراست از هويت مدني و غير دولتي اتاق هاي بازرگاني و ساير تشکلهاي اقتصادي بخش خصوصي وتلاش جهت نوسازي و به سازي تشکيلاتي اتاقهاي بازرگاني به منظور جذب مشارکت بيشتر اعضاء و تأثير گذاري بيشتر اتاقها در روندهاي اقتصادي کشور.

    اصول جديد

    منتخبين جديد براي دستيبابي به اهداف فوف، اصول خود را به اين شرح معرفي کرده اند: "ترويج اصل شايسته سالاري در انتخاب اعضاي هيأت نمايندگان، هيأت رئيسه و ديگر ارکان اتاقها، ارتقاء جايگاه هيأت نمايندگان در اتاق ايران و شهرستانها به عنوان رکن اول تصميم گيري و سياستگذاري در اين اتاق ها، مبتني کردن همه تصميمات و عملکردهاي اتاق ها به رأي و نظر اکثريت هيأت نمايندگان و تبعيت ساير ارکان اتاق ها از مصوبات هيأت نمايندگان، ارتقاء جايگاه کميسيون هاي تخصصي اتاق هاي بازرگاني به عنوان مرجع تصميم سازي و ارائه نظرات کارشناسي به هيأت نمايندگان و هيأت رئيسه اتاق ها، توسعه مشارکت اعضاء اتاق ها در همه تصميمات و فعاليت ها، ايجاد فضاي سالم و مبتني بر آزاد انديشي جهت ايجاد فرصت ابراز عقايد و نظرات کليه فعالان بخش خصوصي در مجامع و جلسات اتاقها، تلاش جهت تعامل هرچه گسترده تر اتاق ها با ديگر مجامع و تشکلات صنفي بخش خصوصي اعم از تشکلهاي کارفرمايي، کارگري، تخصصي و حرفه اي، داخلي و بين المللي، اطلاع رساني مناسب به همه اعضاء اتاق ها در جهت بهره مندي برابر ايشان از فرصت هاي تجاري و ممانعت از ايجاد رانت اطلاعاتي."

    ديگر اصول مد نظر منتخبين جديد عبارت است از: "توسعه و تسهيل ارائه خدمات و مشاوره (بازرگاني، گمرکي، مالياتي، حقوقي و...) به اعضاء اتاقها، انحصار زدايي از مديريت اتاق ها و گردش تصدي ها و مسئوليت ها، تلاش در جهت حضور مبتني بر انتخاب و نه انتصاب نمايندگان بخش دولتي در هيأت نمايندگان اتاق تهران، تلاش جهت تعامل بيشتر و سيستماتيک اتاق ها با ديگر مجامع فکري اقتصادي، دانشگاهها و ساير مراکز تحقيقاتي، توسعه و تقويت آموزش و پژوهش در اتاق هاي بازرگاني در راستاي ارتقاء دانش و توانمند سازي اعضاي اتاق ها و نيز مبتني کردن تصميمات و عملکردهاي اتاق ها بر کار پژوهشي و کارشناسي و تلاش جهت ارتباط فعال با احزاب و سازمانهاي سياسي جهت درک و فهم مواضع و تفکرات اقتصادي آنها و ارائه ديدگاهها و نظرات بخش خصوصي به ايشان."

    ارزش هاي جديد

    منتخبين جديد براي پيشبرد امور و رسيدن به مقاصد خود، ارزش هايشان را نيز باز تعريف کرده اند. ارزش هايي که بيش از هر چيز و قبل از هر چيز بر شفافيت در گفتار، کردار و اطلاع رساني مناسب به اعضاء و عموم فعالين اقتصادي در خصوص عملکردها واقدامات مبتني است.

    پاسخگويي و مسئوليت پذيري، رعايت دمکراسي درون سازماني، احترام به رأي اکثريت و به رسميت شناختن حقوق اقليت، شايسته سالاري، مشارکت و هم انديشي اعضاء، تعاون و مشارکت و علم محوري و بکارگيري مديريت علمي و اتخاذ تصميم بر مبناي خرد ورزي و عقلانيت از ديگر سرفقصل هاي ارزشي گروه جديد است.

    به هر روي کاري سخت در دوراني سخت تر که تنها پايبندي بر عهد و تن سپاري به قانون را مي طلبد.

    Comment

    • abadani69
      Senior Member
      • Aug 2005
      • 21339

      #5357
      سازمان دانش آموختگان ايران اسلامي (ادوارتحکيم وحدت) روز گذشته با صدور بيانيه اي تحليلي به نقد بودجه سال آينده کشور و سياست هاي اقتصادي دولت پرداخت.

      بيانيه با يادآوري اين که "لايحه بودجه 86 در حالي به مجلس ارائه شده که دولت نه تنها در ايجاد اشتغال پايدار و مهار تورم توفيقي نداشته، بلکه به بيان آمار موجود و واقعيات ملموس بر دامنه بيکاري و تورم بشدت افزوده شده و فاصله طبقاتي شدت يافته"، خاطرنشان کرده است: "طي سالهاي 83 تا 85 شاخص هاي اقتصادي فاصله آشکاري با اهداف کمي برنامه چهارم گرفته است. بنا به آمار غير رسمي در سال 1385 تنها 1 تا 1.5 درصد شغل (4.3 % هدف برنامه) يعني بين 70 تا 100 هزار فرصت شغلي در کشور ايجاد شده و نزديک به 20 درصد (هدف برنامه 9.9 %) تورم ، با لحاظ تغييرات قيمت مسکن ايجاد شده است. همچنين برآوردها نشان از رشد حداقل 40 تا 45 درصدي نقدينگي(هدف برنامه 20%) تا پايان امسال دارد. رشد دو برابري حجم نقدينگي کشور در طي دو سال دولت از 65 هزار ميليارد تومان در سال 83 به 115 هزار ميليارد تومان تا پايان امسال ( يعني نزديك به دو برابر) با توجه به اثبات رابطه مستقيم ميان تورم و نقدينگي در اقتصاد ايران، خود بيانگر شتاب فزاينده تورم در سال آتي خواهد بود. دولت طي دو سال 83 تا 85، مصارف ارزي خود را از 22.6 ميليارد دلار به 44 ميليارد دلار (دو برابر) و حجم بودجه کل کشور را از 108 هزار ميليارد تومان به 195 هزار ميليارد تومان(نزديک به دو برابر) رسانده است. تبعات افزايش دو برابري اين اقلام کليدي بر آتش بحران اقتصادي افزوده است."

      سازمان دانش آموختگان ايران اسلامي تاکيد کرده: "افزايش کسري بودجه و برداشت هاي مکرر از حساب ذخيره ارزي و تزريق بي مهاباي دلاري هاي نفتي خارج از توان تبديل اقتصاد ملي، اعمال سياست هاي انبساطي مالي و پولي و تضعيف نهادهاي مالي و پولي از طريق عدم پرداخت ديون دولتي و بخشش بي حساب و كتاب مطالبات بانك ها و تحميل فشار بيش از ظرفيت بانك ها و دخالت هاي فراوان در حوزه بانك هاي خصوصي، در کنار ضعف مفرط بازار سرمايه ، طرح شعارهاي غير واقعي که به افزايش انتظارات عمومي منجر شده و گسترده تر نمودن دايره نفوذ و اقتدار دولت در عرصه اقتصاد ملي که به ضعف بنيه بخش خصوصي انجاميده است مجموعه اقداماتي است که همراه با عدم کاربست دانش و تجارب گذشته در اداره امور و تغييرات نهادي گسترده در دستگاه هاي سياست گذار در حوزه اقتصاد ، و طرح شعارهاي پرخاشگرانه و احساسي در منطقه و جهان که به اعمال فشارهاي بين المللي و انزوا بيشتر کشور منجرشده ، توام شده است و اين همه هزينه هاي اقتصادي سنگيني را براي کشور در پي داشته است."

      بيانيه ادوار تحکيم افزوده: "از آنجا که به باور بسياري از کارشناسان و دلسوزان کشور دولت مي بايست در لايحه بودجه، جهت افزايش اعتبار و کارايي خود، اصول علمي و فني را رعايت کرده و لايحه از شفافيت، محاسبه پذيري، دقت ، نظم و عملياتي بودن برخوردار و ارتباط منطقي با اسناد توسعه اي ملي( سند برنامه چهارم و چشم انداز ) مي داشت. دولت مي بايست با اتخاذ سياست هاي انقباضي مالي براي توانمند سازي خود در عرصه اقتصاد گام بر مي داشت. دولت مي بايست جهت کم نمودن وابستگي اقتصاد به نفت، نواسانات قيمتي و تکانه هاي درآمدي آن از يک سو، و از سوي ديگر کم نمودن کسري بودجه عملياتي ، ازطريق افزايش سهم درآمدهاي غير نفتي (که حاصل از ارزش افزوده ايجاد شده در خود اقتصاد ملي است) در تامين اعتبارات هزينه اي حرکت مي کرد. همچنين توجه به زمينه هاي لازم براي ايجاد اشتغال و مهار تورم همزمان و سياست هاي حمايتي مناسب، کاهش رديف هاي متمرکز و پيش بيني دقيق و واقعي منابع و مصارف را لحاظ مي کرد و جهت افزايش منابع موجود در صندوق ذخيره ارزي تلاش مي نمود و دهها توصيه و انتظار ديگر از اين دست. "

      صادر کنندگان بيانيه يادآور شده اند: "دولت اصول گرا در عملكرد بودجه سال 85 نيز آشكارا اثبات کرد كه به هر ترتيبي كه نياز باشد منابع مورد نياز خود را تامين و هيچ نقش نظارتي براي مجلس هفتم قائل نيست و صرف ارائه يك لايحه، عمل به يك سنت مالوفه دولت ها بوده و آنرا امري تشريفاتي تلقي کرده و هيچ الزامي براي رعايت اين سند ندارد. ارائه 6 متمم در دو سال گذشته و افزايش سقف و يا جابجايي اعتبارات و يا ارائه آمار و جداول نامنظم و نادرست و خلاف واقع، فشار به مجلس و بي توجهي به اعتراضات برخي از نمايندگان گواه اين ادعاست."

      بيانيه تصريح دارد: "با مطالعه لايحه بودجه 86 مشخص مي شود كه نه تنها مصارف ارزي نسبت به سال 85 کاهش نيافته و نسبت به اهداف برنامه تعديل نشده است بلكه بنا به ارقام آشکار و نهان لايحه ، حداقل در حد عملكرد سال 1385 پيش بيني مي شود. هر چند هنوز ميزان واقعي مصارف ارزي در اين لايحه مشخص نيست و از 29.2 ميليارد، 35.7 ميليارد، 39.5 ميليارد، 43.5 ميليارد و يا 53.5 ميليارد دلار(با لحاظ ده ميليارد دلار جهت حمايت از بخش خصوصي) آمارهاي مختلفي تاكنون ارائه شده است . اما آنچه مسلم است دولت اصولگرايان در سه سال 84 تا 86 ، معادل يك سوم كل درآمد نفتي ايران طي سه برنامه اول تا سوم توسعه را در بودجه مصرف کرده و حداقل 75 ميليارد دلار بيش از پيش بيني برنامه چهارم براي سه سال از ارز حاصله استفاده خواهد کرد.عدم محاسبه پذيري و شفافيت در ارقام قيمت محاسبه شده براي نفت تا به آن جاست كه طيف گسترده اي از ارقام براي نرخ محاسبه شده نفت در بودجه از 33.7 دلار - 41.7 دلار - 45 دلار - 50.1 دلار تا 61 دلار (براي تامين 53.5 ميليارد دلار ارز) ارائه شده است. و از شگفتي هاي لايحه بودجه سال 86 است."

      ادوار تحکيم ادامه مي دهد: "دولت در لايحه بودجه سال 86 با جابجايي و لحاظ ماليات شرکت نفت و سود سهام اين شرکت و ماليات بر واردات در درآمدهاي مالياتي، به عنوان درآمدهاي غيرنفتي تلاش کرده نسبت واگذاري دارايي هاي سرمايه اي در تامين هزينه ها را كم ، و با بالا تر نشان دادن سهم ماليات ها، نسبت درآمدهاي غير نفتي را در كل بودجه را با رشد نشان دهد. دولت با پيش بيني فروش 7 هزار ميليارد تومان شرکت هاي خود و تخمين 8.5 برابري فروش آنها نسبت به عملکرد سال 85، و پيش بيني درآمدهاي غير واقعي حاصل از فروش اوراق قرضه، درآمدهاي غير واقعي و تخيلي براي خود در سال آتي منظور کرده است. از ديگر سو با کاهش 3.5 درصدي اعتبارات مربوط به جبران خدمات کارکنان نسبت به عملکرد 85 و عدم لحاظ رشد حداقلي ده درصدي سالانه براي آن، عدم پيش بيني براي واردات بنزين حداقل تا 5 ميليارد دلار، کم شدن اعتبار حمايت هاي اجتماعي و عدم پيش بيني منابع لازم براي اختصاص کمک ده ميليارد دلاري از صندوق ذخيره ارزي به بخش خصوصي و ... انقباض و نظم مالي را در قالب مصارف کم شده نشان دهد. حال آنکه اين کم نشان دادن مصارف اجتناب ناپذير و رشد خيال آور منابع، سراسر نشانه هايي از بي انضباطي، عدم شفافيت و نداشتن صداقت را به نمايش مي گذارد."

      سازمان دانش آموختگان ايران اسلامي در بخش پاياني بيانيه تحليلي خود ضمن "ابراز تاسف عميق از شرايط ناگوار ذکر شده" خطاب به ملت ايران و دولت و مجلس گوشزد کرده است: "آنچه امروز در عرصه اقتصاد و معيشت و ساير شئون مي گذرد و از آن به عنوان بحراني حاد ياد مي شود اگر چه ميراث دار گذشته است اما وخامت آن نتيجه مستقيم كاركرد، انحصارطلبي و تخيل گرايي و عدم توجه به اصول دموكراسي جريان اصول گراست و مسئوليت تاريخي آن به عهده اين جريانست. جرياني که خود در اين سالها از تمامي ابزارهاي قدرت و ثروت برخوردار بوده و مداوما فقان فقر و تبعيض و فساد را سر مي داده است و قبل از حضور در دولت ، خود را مشکل گشاي تمامي مسائل ايران و جهان مي دانسته و با گمان اينکه با داشتن پول و اتخاذ سياست هاي آمرانه و دستوري مي توانند لگام اقتصاد را مهار کنند، مصائب فراواني را براي کشور ايجاد نموده است."

      بيانيه با اين ابراز امدواري پايان مي يابد که: "مجلسيان با استفاده از توان نظارتي و حقوقي خود براي ترميم و ممانعت از ويراني بيشتر ساختار اقتصادي و سياسي كشور عمل كنند.و با پاسخگويي و شفافيت و برقراري تعامل سازنده با تمامي طبقات اجتماعي و توجه به خواست ملي در شرايط خطير كنوني، كشور را به ورطه نابودي نيفكنند."

      Comment

      • abadani69
        Senior Member
        • Aug 2005
        • 21339

        #5358
        "دستوربراي* ‬ذخيره سازي* ‬كالاهاي* ‬اساسي صادر شده است" اين گفته معاون وزير بازرگاني را خبرگزاري ها منتشر کردند. اين يکي را هم خبرگزاري فارس ديروز منتشر کرد: "وزير بهداشت از بودجه 63 ميلياردي براي ذخيره استراتژيك دارو خبر داد". اما صحبتي درباره علل ذخيره سازي نمي شود.

        خبرگزاري مهر شنبه به نقل از معاون* ‬وزير* ‬بازرگاني* ‬اعلام* ‬كرد*: "با* ‬دستور* ‬قاطع* ‬رئيس* ‬جمهور، * ‬امسال* ‬از* ‬ذخيره* ‬مطمئني* ‬در* ‬زمينه* ‬كالاهاي* ‬اساسي* ‬برخورداريم* ‬كه* ‬اين* ‬اقدام* ‬در* ‬*10‬* ‬سال* ‬گذشته* ‬بي* ‬سابقه* ‬بوده* ‬است". محمد* ‬صادق* ‬مفتح* ‬درباره* ‬آمار* ‬تفكيكي* ‬از* ‬ذخائر* ‬موجود* ‬در* ‬زمينه* ‬كالاهاي* ‬اساسي، * ‬خاطرنشان* ‬كرد*:‬" ‬ارائه* ‬اين* ‬آمار* ‬ضرورتي* ‬ندارد* ‬اما* ‬مي* ‬توان* ‬گفت* ‬كه* ‬در* ‬زمينه* ‬تمامي* ‬كالاهاي* ‬اساسي* ‬ذخيره* ‬مطمئني* ‬موجود* ‬است"*. ‬وي* ‬به* ‬سيلو* ‬سازي* ‬به* ‬عنوان* ‬يكي* ‬ديگر* ‬از* ‬اقدامات* ‬دولت* ‬در* ‬زمينه* ‬ذخيره سازي* ‬كالاهاي* ‬اساسي* ‬اشاره* ‬كرد* ‬و* ‬گفت*: ‬*"خوشبختانه* ‬در* ‬بخش* ‬سيلوسازي* ‬استقبال* ‬مناسبي* ‬صورت* ‬گرفته* ‬به* ‬گونه اي* ‬كه* ‬تا* ‬پايان* ‬سال* ‬جاري* ‬* 800 هزار* ‬تن* ‬سيلو* ‬به* ‬بهره برداري* ‬مي* ‬رسد"*. اين ‬اظهار نظر معاون بازرگاني در عين حال با ابراز نگراني از کمبود 4 ميليون تني سيلو در کشور نيز همراه بود. وي گفت:"بايد* ‬ظرفيت* ‬سيلوهاي* ‬كشور* ‬به* ‬*14 ‬ميليون* ‬تن* ‬برسد*".

        گرچه به نظر مي رسد اظهارات معاون وزير بازگاني از نوع همان "گراني هاي القائي" مورد ادعاي احمدي نژاد است، که اين بارز به منظور ايجاد"ارزاني القائي" صورت مي گيرد اما به گفته کارشناسان اقتصادي "در شرايط عادي نيازي به دستور قاطع رئيس جمهور براي ذخيره سازي کالاهاي اساسي نيست".

        ذخيره سازي به حساب ذخيره ارزي

        وزير بهداشت نيز ديروز در جمع خبرنگاران" از رديف جديد اعتبار 63 ميليارد توماني براي خريد استراتژيك دارو در لايحه بودجه 86" خبر داد. كامران باقري لنكراني در حاشيه ديدار با نخبگان جوان گروه پزشكي در وزارت بهداشت به خبرنگاران گفت: "در متن لايحه بودجه، اعتبار يارانه دارو و شير خشك از 224 ميليارد تومان امسال به 212 ميليارد تومان كاهش يافته اما در مقابل رديف جديدي با اعتبار 63 ميليارد تومان براي خريد و ذخيره استراتژيك دارو در نظر گرفته شده است كه تعهدات ما را افزايش مي*دهد".

        دولت براي ذخيره سازي بر روي موجودي حساب ذخيره ارزي حساب ويژه اي باز کرده است. در سال گذشته نيز بخش قابل توجهي از کسري بودجه دولت براي تامين اقلام ضروري از جمله بنزين که بيش از 60 در صد آن وارداتي است، صرف شد. ولي به گفته رضا عبدالهي رئيس کميسيون تلفيق مجلس، اگر در سال آينده قيمت هر بشكه نفت از 43 دلار كمتر شود ديگر هيچ پولي به حساب ذخيره ارزي وارد نمي*شود". وي گفته "به عقيده من با غيرواقعي بودن بعضي از ارقام هزينه*اي و درآمدي لايحه بودجه اين ارقام نگران كننده است".

        يکي از روزنامه هاي تهران براي صفهاي طولاني خريد سيب زميني چنين تيتري رابرگزيد: "سيب زميني مردم را به صف كشاند". اين روزنامه نوشت قيمت هر كيلو سيب زميني طي چند ماه اخير بين 500 تا 700 تومان در نوسان بود و سياستهاي دولت هم نتوانست قيمت آن را به سمت نقطه تعادل سوق دهد. وزارت بازرگاني در آخرين تلاش خود اين محصول را از قرار كيلويي 300 تومان به طور محدود عرضه مي كند تا شايد عنان افزايش قيمت از دست دلالان خارج شود، اما اين تصميم، مصرف كنندگان به ويژه خانوارهاي آسيب پذير را به صفهاي طولاني كشانده است و مردم از جمله در مشهد با معطلي چند ساعته در سرماي زمستان، موفق به خريد چند كيلو سيب زميني مي شوند".

        صرف نظر از اظهارات ديروز معاون امور وزيرخارجه که گفت"ما خودمان را براي جنگ هم آمده کرده ايم"، و اينکه دستور قاطع احمدي نژاد براي ذخيره سازي کالاهاي اساسي نشانه شرايط "فوق العاده عادي" کشور است، يا "شرايط خاص"، ظاهرا مردم بدون اطلاع از دستورات ويژه که در جلسات محرمانه وزارتخانه ها و مجلس و نهادهاي حکومتي براي ذخيره سازي صادر مي شود، خود دست به ذخيره سازي زده اند.


        Comment

        • abadani69
          Senior Member
          • Aug 2005
          • 21339

          #5359
          روز گذشته، محمود احمدي نژاد، رئيس جمهور ايران، به دليل اظهارات عتاب آلودش درمورد انرژي هسته اي، درحالي که آمريکا و انگليس تلاش هاي ديپلماتيک تاره اي را آغاز کرده اند تا موافقت شوراي امنيت سازمان ملل را براي اعمال تحريم هاي سخت تري عليه ايران، با هدف توقف غني سازي اورانيوم جلب کنند، در داخل کشور به باد انتقاد گرفته شد.

          محمد عطريانفر، منتقد معتبر سياسي، رئيس جمهور را متهم کرد که "لحن بازاري دارد" و اظهاراتش کار علي لاريجاني، مذاکره کننده ارشد هيئت ايراني را براي رسيدن نتيجه با ديپلمات هاي اروپايي، سخت تر مي کند.

          آخر هفته، رئيس جمهور ايران با تشبيه برنامه ايران به قطار ترمز بريده، بار ديگر خبر ساز شد وبه نشست اضطراري لندن، معناي تازه اي بخشيد. منتقدان عرصه سياست ايران، او را به دليل گفتن عبارت "قطار ترمز بريده اي که دنده عقب هم ندارد" به باد انتقاد گرفتند و اعلام کردند که ممکن است غرب نسبت به اين موضع گيري تند، واکنش نشان بدهد.

          آقاي عطريانفر، از افراد نزديک به هاشمي رفسنجاني، از تاثيرگذاران داخل رژيم و رقيب محمود احمدي نژاد، گفت: "اين اظهارات به سود رئيس جمهور نيست و در عرصه ديپلماسي، جايگاهي ندارد. اين لحن کوچه بازاري است که براي ساده ترين مسائل روزمره، بکار مي رود".

          فياض زاهد، رهبر حزب همبستگي ايران اسلامي که طرفدار اصلاحات است، از رئيس جمهور انتقاد کرد که بجاي تلاش براي چشم و همچشمي با هوگو چاوز، رئيس جمهور پوپوليست ونزوئلا، بهتر است با رهبراني که در عرصه هاي بين المللي احترام دارند، مثل نلسون ماندلا و لاسلاو هاول، برابري بجويد.

          آقاي زاهد در روزنامه اعتماد ملي نوشت: "ترمزبراي سالم رساندن قطار به مقصد است. شايد در هنگام سفر ترمز ببرد و ما مجبور شويم از دنده عقب استفاده کنيم و به راه امن برسيم. ايران سرزمين زلزله، سيل و فجايع بين المللي است! ما بايد بتوانيم به شما اعتماد کنيم".

          حتي روزنامه بنيادگراي رسالت که معمولا از آقاي احمدي نژاد حمايت مي کند، هم انتقاد کرد: "چه ضعف و چه اظهارات خشونت آميز خام و بي مورد، در سياست خارجي قابل قبول نيست".

          در لندن، جان ساورز، مدير کل سياسي وزارت امورخارجه با همتايان آمريکايي، روس، فرانسوي و چيني، چهار عضو دائمي شوراي امنيت سازمان ملل و آلمان که رياست دوره اي اتحاديه اروپا را به عهده دارد، به گفتگو نشست. وي اين نشست را "سازنده" توصيف کرد.

          آمريکا و انگليس تلاش مي کنند تا سازمان ملل قطعنامه اي صادر کند که در آن تحريم هاي شديد تر اقتصادي و تجاري براي ايران درنظر گرفته شده باشد. همچنين اين دو کشور سخت کار مي کنند تا موافقت روسيه و چين را در اين مورد به دست بياورند تا به اعتراض آنها مواجه نشوند.

          نيکلاس برنز، نماينده آمريکا و معاون وزارت امورخارجه اين کشور درتضاد با نفي مکرر کاخ سفيد در مورد حمله نظامي به ايران، به واشنگتن فشار مي آورد تا براي حل اين بحران راه ديپلماسي را در پيش بگيرند.

          سرگئي لاوروف، وزير امورخارجه روسيه، در حالي که از آمريکا به خاطر صحبت از استفاده از زور، انتقاد مي کرد، از قول ولاديمير پوتين گفت: "پيش بيني ها و حدسيات در مورد حمله نظامي به ايران، روز بروز متداول تر مي شود و اين نگران کننده است".

          قطعنامه ماه دسامبر شوراي امنيت سازمان ملل، مانع از انتقال فن آوري و دانش براي برنامه هاي اتمي و موشکي ايران شده بود. تحريم هاي جديد مي تواند شامل منع سفر و بلوکه کردن سرمايه هاي افراد و سازمان هايي بشود که در اين امر دخالت دارند. تحريم اقتصادي که شامل صادرات به اتحاديه اروپا هم بشود، کار سختي است.

          مارگارت بکت، وزير امورخارجه انگلستان، در اسلام آباد، گفت: "ايران راه خطرناکي را درپيش گرفته است، اما غرب همچنان مي خواهد گفتگو کند. قدم هايي که ما بر مي داريم قابل بازگشت است. هيچ چيز بهتر از اين نيست که بتوانيم به عقب برگرديم و تحريم را ادامه ندهيم".

          Comment

          • abadani69
            Senior Member
            • Aug 2005
            • 21339

            #5360
            رولاند دوما، وزير امور خارجه پيشين فرانسه در دوره رييس جمهور فرانسوا ميتران، اواخر هفته گذشته به تهران رفت تا با مقامات جمهوري اسلامي درخصوص پرونده هسته اي به مذاکره بپردازد.

            رولاند دوما از سوي چه کسي مأموريت يافته است؟ مطبوعات ايراني وي را به عنوان "فرستاده ويژه فرانسه" خواندند و اين درحالي بود که اين وزير امور خارجه پيشين فرانسه سفر بسيار عجيبي را به تهران انجام مي داد. براي انجام اين سفر شخصيت مورد اطمينان فرانسوا ميتران از طرف پاريس منصوب نشده و وزارت امور خارجه فرانسه نيز اين جابجايي را يک "جابجايي شخصي" [و نه دولتي] مي داند. او حتي نماينده يا فرستاده حزب سوسياليست نيز محسوب نمي شود. رولاند دوما با اشاره به اينکه نقش نماينده فرانسه را در اين سفر نداشته به روزنامه فيگارو اظهار داشت: "من هيچ کس را از سفرم مطلع نکردم."

            با اين حال، رييس سابق ديپلماسي فرانسه قصد دارد نتايج و ثمراتي را که در چارچوب مذاکره با مسؤولين ايراني به دست آورده به اطلاع رييس جمهور ژاک شيراک و ديگر مقامات فرانسوي برساند. او چند ساعت پس از بازگشت به پاريس اظهار داشت: "سفر من بسيار مفيد بود، به ويژه اينکه در زماني بسيار پرتنش انجام شد."

            رولاند دوما روز جمعه به دنبال دعوت علي اکبر ولايتي، مشاور ديپلماتيک آيت الله خامنه اي، به اين سفر عازم شد. او در اين خصوص مي گويد: "ولايتي به خامنه اي بسيار نزديک است. من از زماني او را مي شناسم که اختلافات يوروديف [کنسرسيوم چند مليتي غني سازي] و موضوع گروگان ها در لبنان را با او حل و فصل کردم." وي در ادامه مي افزايد: "او کمي قبل از اعلام آزادي استفان لربيه، ماهيگير فرانسوي، پذيراي من شد و به من گفت علي خامنه اي او را مورد عفو قرار داده است."

            علي اکبر ولايتي از چندي پيش در صحنه بين المللي فعال شده و اين درحالي است که مهلت شوراي امنيت براي توقف فعاليت هاي غني سازي ايران پايان يافته است. به گفته رولاند دوما، اين ديپلمات ايراني "داراي پيشنهادهاي بسياري است". بين اين پيشنهادها، ايده واگذاري غني سازي ايران به يک کنسرسيوم بين المللي به مديريت اروپايي ها [در خاک ايران] از همه بهتر است. طي آن مي توان مجدداً همکاري هاي بين فرانسه و ايران را از طريق يوروديف از سر گرفت؛ همکاري هايي که در گذشته باعث ساخت رآکتور هسته اي دارخوئين در نزديکي اهواز [براي اهداف صلح آميز] شد.

            عنصر تعادل

            ايران که داراي يک کرسي "اشغال نشده" در شوراي اداري يوروديف بوده است، ديگر در اين کنسرسيوم سهمي ندارد [از زمان سرنگوني شاه]. اين درحالي است که مشکل مالي بين ايران و فرانسه در سال 1989 توسط رولاند دوما و علي اکبر ولايتي، به عنوان وزراي امور خارجه وقت، حل و فصل شد. رييس ديپلماسي فرانسه در ماه فوريه همان سال با سفر خود به تهران به کدورت به وجود آمده با ايران خميني پايان داد، ولي قتل شاپور بختيار در پاريس [دو سال پس از آن] توسط عوامل حکومت تهران اين نزديکي و تفاهم را مختل نمود.

            رولاند دوما اين بار به پرونده هسته اي ايران وارد شده؛ پرونده اي که زمزمه هاي بسياري را درخصوص بمب اتمي شيعه به وجود آورده. او در اوايل ماه به دنبال جنجال به وجود آمده توسط ژاک شيراک اظهار داشت که دراختيار داشتن بمب هسته اي توسط تهران مي تواند به عنوان "عامل تعادل در منطقه" باشد و نمي توان آن را "الزاماً عاملي خطرناک دانست". او خاطرنشان کرد: "اين عاملي است که مي تواند تعادل را برقرار کند و تعادل يعني حفظ صلح. ولي برعکس اگر در منطقه اي از جهان، يک کشور قدرتمند به بمب اتمي مسلح باشد، مطمئناً قوانين آن کشور بر ديگر کشورهاي آن منطقه تحميل خواهد شد."

            البته در اين رابطه نبايد اظهارات صد در صد مخالف سگولن رويال [به عنوان دشمن برنامه هسته اي ايران چه از نظر نظامي و چه از نظر صلح آميز] را فراموش کرد. رونالد دوما که ديگر مسؤوليتي در حزب سوسياليست ندارد در پايان مي افزايد: "مخاطبان ايراني با دقت تمام مسايل را دنبال مي کنند و گاهي اوقات رفتار فرانسه غيرقابل درک مي شود. آنها از من درباره اظهارات سگولن رويال سؤال کردند. البته امکان دارد که او در صورت رسيدن به سمت رياست جمهوري فرانسه بسيار ملايم تر رفتار کند."

            Comment

            • abadani69
              Senior Member
              • Aug 2005
              • 21339

              #5361



              به گفته فيليپ دوست بلازي وزير امور خارجه فرانسه، استفان لربيه، ماهيگير فرانسوي که از اواخر سال 2005 در بازداشت بسر مي برد، روز يکشنبه از زندان آزاد شد.

              دوست بلازي در اعلاميه اي که از سوي وزارت امور خارجه فرانسه صادر شد اعلام کرد: "امروز مطلع شديم که آقاي استفان لربيه به دليل عفو آيت الله خامنه اي از زندان آزاد شده است." به گفته او، اين ناخداي فرانسوي روز يکشنبه در محل سفارت فرانسه در تهران حضور داشته است.

              استفان لربيه و دونالد کلاين، يک تبعه آلماني، در تاريخ 29 نوامبر 2005 در زمان ماهيگيري در آبهاي آزاد خليج فارس [در نزديکي جزيره ابوموسي] توسط گشت نيروي دريايي ايران دستگير و بازداشت شدند. در جريان بحران هسته اي به وجود آمده بين تهران و جامعه بين الملل، وزارت دادگستري ايران آزادي مشروط اين دو تبعه خارجي را رد و آنها را به دليل ورود غيرقانوني به آبهاي ايران به 18 ماه زندان محکوم کرده بود.

              فيليپ دوست بلازي درخصوص آزادي تبعه آلماني اظهار داشت: "اميدواريم دونالد کلاين که داراي محکوميتي درست شبيه محکوميت هموطن ماست نيز مورد عفو قرار گيرد و در چند روز آينده آزاد شود." در اين ارتباط يک سخنگوي وزارات امور خارجه آلمان خاطرنشان کرده است که برلين از دولت ايران خواسته تا تبعه آلماني را نيز آزاد کند.

              استفان لربيه مي گويد: "من به راستي غافلگير شدم، زيرا به هيچ وجه انتظار آزادي را نداشتم. اکنون هم غافلگير شده ام و هم اينکه بسيار خوشحالم، ولي کمي نگرانم زيرا دوستم دونالد کلاين هنوز آزاد نشده است."

              او با اشاره به اينکه هر چه زودتر بايد به همسر و فرزندش در دوبي ملحق شود مي گويد: "البته اخيراً مي گفتند ممکن است مورد عفو قرار گيريم، ولي هيچ خبري نشد و من کم کم مأيوس شده بودم، تا اينکه بالاخره پس از 15 ماه زندان اکنون خارج از زندان هستم." وي در ادامه مي افزايد: "من 3 ماه زودتر از زندان آزاد شدم که به واقع قابل قدرداني است، ولي البته تحمل 15 ماه زندان براي گرفتن دو ماهي در خليج فارس بسيار زياد است."

              جک لانگ، نماينده سوسياليست فرانسوي گفت از خبر آزادي استفان لربيه بسيار خوشحال شده و اين حرکت را "ثمره خواست مصرانه مسؤولين فرانسوي" مي داند. وي به عنوان مشاور ويژه سگولن رويال و رييس سابق کميسيون امور خارجه مجلس فرانسه خاطرنشان مي کند که در ماه اوت "توانست استفان لربيه را در زندان اوين ملاقات کند". جک لانگ در بيانيه اي آورده است: "در ايران، آقاي کوفي عنان نيز از آزادي اين دو خارجي حمايت بسياري کرد."

              اين مسأله به عنوان مانعي در روند روابط دوجانبه بين ايران و فرانسه محسوب مي شد. آقاي دوست بلازي همچنين گفت که چندين بار در اين رابطه با منوچهر متکي، وزير امور خارجه ايران، صحبت کرده بود.

              آزادي استفان لربيه يک روز قبل از نشست گروه 6 کشور [ايالات متحده، آلمان، بريتانيا، فرانسه، چين و روسيه] در لندن با موضوع پرونده هسته اي ايران صورت گرفت.

              دوست بلازي گفته است مسأله آزادي آقاي لربيه "هيچ" ارتباطي با جلسه لندن نخواهد داشت.

              Comment

              • abadani69
                Senior Member
                • Aug 2005
                • 21339

                #5362



                ما ايرانيان محکوميم که هميشه سر بر آستان تابويي بساييم که از تاثيرش بر زندگي مان آگاهي چنداني نداريم. اين بار قرعه به نام اتم افتاده است تا در قامت تابويي مقدس و نقدناپذير سربرافرازد و همه ما را به کرنش در مقابل خود فرا خواند.

                گويي جهان چنان پديد آمده است که امور ما ايرانيان بدون تابو نمي گذرد، و گرنه چرا درست پس از شکستن تابوي مذاکره با آمريکا، ناگهان با تابوي انرژي اتمي روبرو شديم.

                وقتي که مذاکره با آمريکا تابو بود، ارتباط با آمريکا نه فقط هيچ اثر مثبتي نداشت، بلکه همه شرور عالم از آن بر مي خاست و حال که انرژي اتمي تابو شده است، نه فقط هيچ عيب و نقصي ندارد، بلکه سعادت دنيا و آخرت خلق خدا يکسره بسته به وجود سحرآميز و طبع معجزه آساي آن شده است.

                بي هوده نيست که آقاي احمدي نژاد مي گويد اگر براي رسيدن به انرژي هسته اي ده سال مملکت را تعطيل کنيم، ارزشش را دارد چرا که انرژي هسته اي پنجاه سال کشور را به جلو مي راند.

                خب، وي راست مي گويد چون تجربه بشري هم همين را مي گويد. همسايه ما پاکستان از وقتي که به چرخه سوخت هسته اي دست پيدا کرده و حتي به يمن آن چند سلاح اتمي نيز آزمايش کرده است، به بهشت روي زمين تبدل شده است. در واقع ناصر خسرو – يا شاعر ديگري – که در وصف نقطه اي از جهان سروده است : اگر فردوس بر روي زمين است، همين است و همين است و همين است، منظورش دقيقا پاکستان دارنده چرخه سوخت هسته اي بوده است.

                بي سبب نيست که پس از اتمي شدن پاکستان بيکاري در اين کشور ريشه کن شده و ديگر اثري از گدايان ژوليده و لاغر اندام پاکستاني در شهرهاي ايران به چشم نمي خورد.

                پاکستان در پرتو دانش هسته اي تمام مشکلات ناشي از درگيري هاي فرقه اي و محلي و خطر تروريسم بنيادگرايانه را از ميان برداشته و اگر مراکز تحقيقاتي جهان، اين کشور را از نقطه نظر ثبات سياسي و اجتماعي در رده اي پايين تر از افغانستان قرار مي دهند، صرفا به علت تنگ نظري و حسادتي است که نسبت به اتمي شدن پاکستان دارند، چرا که اسلام آباد به کوري چشم دنياي غرب، با دستيابي به انرژي هسته اي انحصار دنياي کفر و استکبار را شکسته و راه هر گونه زورگويي و سلطه سلطه گران را بسته است. بنابراين اگر پرويز مشرف مي گويد که بر اثر تهديد جرج بوش مجبور به همراهي با نيروهاي ائتلاف براي سرنگوني رژيم طالبان شده است، شوخي مي کند.

                پاکستان در عين حال به دليل دستيابي به چرخه سوخت هسته اي براي قرن ها امنيت انرژي کشور خود را تامين کرده و ديگر نيازي به منابع فسيلي نظير نفت و گاز ندارد و اگر هم اين روزها رسانه هاي ايران از کشيدن خط لوله گاز ايران به پاکستان و هند سخن مي گويند، دليلش فقط اين است که پاکستاني ها و همينطور هندي ها از معجزات انرژي اتمي براي بي نياز شدن از گاز، آگاهي لازم را ندارند و يا احتمالا با واردات گاز از ايران و يا قطر قصد کمک به اين کشورها را دارند تا گاز روي دست کشورهاي فلک زده دراي منابع عظيم گاز باقي نماند.
                هند هم در زمينه دستيابي به تکنولوژي اتمي تجربه اي همسنگ پاکستان دارد و از روزي که به اين اکسير حيات دست يافته است، ديگر تمام ناکامي هاي ناشي از نظام کاستي، کثرت جمعيت، اختلافات مذهبي و فقر چشمگير در روستاها و شهرها را به سرعت پشت سر گذاشته است.

                از اين دو کشور مهمتر، کره شمالي است که يک شبه ره صد ساله رفته و با چرخه سوخت هسته اي خود توانسته مردم قحطي زده و گرسنه خود را به قله هاي سعادت و رفاه برساند. اينکه در خبرها آمده است کره شمالي در مذاکرات شش جانبه حاضر شده است در ازاي دريافت چند هزار تن از همين انرژي هاي بي ارزش فسيلي، از خير چرخه سوخت هسته اي بگذرد، مسلما شايعه و دروغي بيش نيست.

                تکليف کشورهاي غربي هم که روشن است. تمام تمدن و پيشرفت و قدرت ادعايي آنان ريشه در همين انرژي هسته اي دارد. اگر رسانه هاي بي طرف ايراني، مرتب از بروز انواع بحران ها از اقتصادي و سياسي گرفته تا اخلاقي و جنسي در آمريکا و بريتانيا و فرانسه سخن مي گويند، البته امر عليحده اي است که براي تحليل آن وقت بيشتري لازم است. شايد از زماني که ايران چشم انداز انحصار اتمي آنها را با به کار اندازي يک آبشار 64 سانتريفيوژي از نوع پي – يک به چالش کشيده است به انواع بحران ها دچار شده اند وگرنه انرژي هسته اي جاي هيچ مشکلي را براي يک کشور باقي نمي گذارد.

                بنابراين اگر بنده به عنوان يک ايراني چنان وانمود کنم که در تاريخ و فرهنگ کهنسال کشورمان، افتخاري عظيم تر از آنچه دانشمندان جوان ما در زمينه انرژي هسته اي آفريده اند، خلق نشده است، حق دارم. فردوسي و بوعلي و سهروري و بيروني و خوارزمي و و حافظ و سعدي و مولوي کجا و دانشمندان جوان اتمي کجا؟

                انشاءالله به زودي با توليد سوخت هسته اي در مقياس صنعتي جهش بزرگ صورت مي گيرد و ايران نيز فردوس روي زمين مي شود، حال اگر براي رسيدن به اين هدف والا، مختصر خساراتي از ناحيه تحريم هاي بين المللي و احيانا خمله نظامي به کشورمان وارد شد، ارزشش را دارد. فرار چند ميليارد دلار سرمايه، مهاجرت حيرت انگيز نخبگان و تحصيل کردگان، فقر و فلاکت چند ميليون ايراني و از بين رفتن بخشي از ساختارهاي نظامي و زيربنايي کشور و خداي نکرده تلفات جاني ناشي از يک حمه احتمالي البته که در ازاي کيمياي سعادت انرژي صلح آميز هسته اي به پشيزي نمي ارزد.


                Comment

                • abadani69
                  Senior Member
                  • Aug 2005
                  • 21339

                  #5363
                  هنوز چند ماهي از افتتاح مجلس ششم نگذشته بود كه يك تن از اعضاي گروههاي بنيادگراي موسوم به انصار حزب*الله بنام فرشاد ابراهيمي طي گفتگويي با چند تن از وكيلان ماجراي كوي دانشگاه به نقش بنيادگرايان در آن فاجعه و ديگر ماجراها اشاره كرد و با انتشار اين سخنان دستگاههاي وابسته به بنيادگرايان تلاش كردند كه از گسترش ماجرا جلوگيري كنند. با دستگيري شيرين عبادي و محسن رهامي دو وكيل دادگستري بحران جديدي در كشور آغاز شد. به اين ماجرا در جايي ديگر خواهيم پرداخت. روز يکشنبه نوزدهم تير ماه 1379 نماينده مشهد در مجلس طي سخناني ضمن محکوم کردن اطلاعيه دادگستري کل استان تهران در خصوص پرونده محسن رهامي و شيرين عبادي گفت: «چه مظلوميتي از اين بالاتر که اتهام بر خلاف قانون، علني اعلام شود ولي متهم نتواند در جمع دوستانش از خود دفاع کند و دادگاه مخفي باشد؟ آيا اين است معني قانونمند بودن دادگستري، استقلال قوه قضائيه، سياسي نبودن و فراجناحي بودن و تحت تأثير تهديدها و شانتاژها قرار نگرفتن؟» وي در ادامه سخنان خود با اشاره به ماده 188قانون آيين دادرسي کيفري مصوبه مجلس پنجم، گفت: «در قانون بر علني بودن دادگاه ها و عدم طرح موارد اتهام متهمين پيش از صدور حکم نهايي تأکيد شده است. در حالي که بيانيه دادگستري تهران در مورد اتهام پرونده موسوم به نوارسازان پيش از صدور حکم از طريق صداوسيما خوانده مي*شود و از آن طرف هم اعلام مي*کند که تصميم گرفته*اند دادگاه را غيرعلني کنند. تا آنجا که نبايد موضوع پرونده قبل از محکوميت مطرح شود، از صداوسيما مطرح مي شود، ولي از آنجا که بايد دادگاه علني تشکيل گردد و متهمان علني از خود دفاع کنند، غيرعلني مي*شود در حالي که پرونده مزبور نه جناحي، نه خانوادگي و نه جزو دعاوي خصوصي است، بلکه موضوعي سياسي بوده و مردم مايلند از متن محاکم آگاهي يابند.» اين شايد اولين بار بود كه پس از پايان مجلس اول و تصفيه همه مخالفان، صداي مخالفت جدي و جديدي با عملكرد غيرقانوني حاكميت از مجلس بلند مي*شد.

                  همان روزها مجلس طرح «الحاق يک تبصره به ماده 1130 قانوني مدني» که مربوط به موارد عسروحرج زنان در زندگي خانوادگي مي*شد تصويب كرد. اين طرح از طرف شوراي نگهبان مغاير با شرع تشخيص داده شده و به مجلس بازگردانده شده و شوراي نگهبان در اظهار نظر خود تمامي نه مورد را غيرشرعي خوانده و آن را رد کرده بود. اين طرح بار ديگر توسط شوراي نگهبان رد شد و آن اولين مصوبه مجلس ششم بود که به مجمع تشخيص مصلحت نظام ارجاع شد.

                  در هفته آخر تيرماه طرح تغيير قانون مطبوعات كه قبلا با يک فوريت به تصويب نمايندگان رسيده بود، در دستور كار مجلس قرار گرفت و اعتراض هاي بنيادگرايان افزايش يافت. رسالت در روز شانزدهم تير از قول امام جمعه خرمشهر نوشت: «عده اي از نمايندگان هنوز از راه نرسيده به مسائلي غير از اشارات مقام معظم رهبري پرداخته*اند، مگر ما توسعه سياسي نداريم؟ اگر نداشتيم که شما به مجلس نمي رفتيد.»!

                  هفته نامه طنز «گل آقا» به دنبال اعتراض*هاي گسترده*اي که از طرف محافظه*کاران به تصويب يک فوريت اصلاح قانون مطبوعات در مجلس ششم صورت گرفت، در يکي از نوشته*هاي طنز خود با عنوان «بيانيه» آورد:« مجلس موفق پنجم يک قانون مطبوعاتي تصويب کرد که گر چه قرار بود از لحظه تصويب لازم الاجرا بشود، اما به لحاظ اينکه خيلي خوب بود، قبل از تصويبش هم به اجرا در آمد. اما حالا اين مجلس ششم دارد قانوني را تهيه مي*کند که کارشناسان ريز و درشت حقوقي و غيرحقوقي حتي قبل از مشخص شدن ابعاد آن، هزاران عيب و ايراد در آن ديده*اند. (واي به وقتي که ابعادش هم مشخص بشود). فلذا خوب دست بردارند ديگر!»

                  در چنان شرايطي مجمع تشخيص مصلحت نظام با رياست هاشمي رفسنجاني كه اكنون زخم خورده از انتخابات بود قانوني تصويب كرد كه بر اساس آن نهادهاي زير نظارت رهبر ايران از نظارت مجلس خارج مي*شدند. اين مصوبه كاملا دربرابر نص صريح قانون اساسي بود كه درآن مجلس مي*توانست در همه مسائل كشور تحقيق و تفحص كند. از طرفي در قانون اساسي تنها مرجع قانون*گذاري مجلس بود و مجمع تشخيص مصلحت نظام نمي*توانست راسا دست به قانون*گذاري بزند.

                  به اين ترتيب نوعي رويارويي خفيف رهبر ايران با مجلس نيز در حال شكلگيري بود.پس از انتقادات تندي كه نمايندگان به عملکرد صداوسيما وارد کردند، روابط عمومي اين سازمان جوابيه اي خطاب به يكي از اين نمايندگان – محمدرضا خاتمي- نوشت كه بي*سابقه است: «جنابعالي که تسلط بر روان و اعصاب خود نداريد که بر لبانتان سخناني جاري مي*شود که يک سره تخريب و بوي تفرعن از آن مي*بارد، اين ادعاي بزرگ متکي بر چه باوري از خود است که فکر مي*کنيد سخنانتان را ديگران باور مي*کنند؟» لحن پاسخ تلوزيون حكومتي ايران چنان بود كه اين جوابيه در روزنامه جام جم (متعلق به سازمان صداوسيما) با حذف جملات بي*ادبانه آن منتشر شد!

                  اين نامه با انتقادات تند نمايندگان مواجه شد و مهمترين سخن را رجبعلي*مزروعي عنوان كرد و گفت: «مشکل اصلي سازمان صداوسيما اين است که خود را پاسخگوي مجلس و مردم نمي*داند...دليل اين امر نيز مصوبه اخير مجمع تشخيص مصلحت نظام است که حق تحقيق و تفحص مجلس در مورد نهادهاي زير نظر رهبري را سلب کرده است.» نماينده مردم اصفهان معتقد بود: «اگر قرار است مجلس بودجه صداوسيما را تصويب کند، بايد صداوسيما در مقابل اين بودجه پاسخگو باشد و اگر قرار است صداوسيما به نمايندگان اعتنا نکند، نمايندگان مردم نيز آنها را مورد اعتنا قرار نمي*دهند.»

                  همان روز جمهوري اسلامي در گزارشي از جلسه مجلس، از قول موسوي خوئيني نماينده مردم تهران نوشت: «در ارتباط با مسأله بودجه صداوسيما بايد فکري شود.» او با اشاره به دريافت مبالغي از سوي صداوسيما به عنوان بودجه تحت عنوان قبوض برق هر خانوار و دريافت وجوهي از طريق گمرک در ازاي واردات هر دستگاه تلويزيون گفته بود:« منتظريم ببينيم عملکرد صداوسيما به کدام سمت خواهد بود، اگر قابل اصلاح نبود پيگيري*هاي اين چنيني را در دستور کار قرار خواهيم داد.» موسوي خوئيني گفته بود: «اگر اوضاع به همين منوال ادامه يابد و صداوسيما همچنان در اختيار يک جريان کوچک و يک جناح خاص قرار داشته باشد، بهتر است بودجه اين رسانه را همان جناح تأمين کند.»!

                  مشخص بود كه اين نگراني در ميان بنيادگرايان بوجود خواهد آمد كه ممكن است اقدامات مجلس باقيمانده اقتدار آنان را به مخاطره اندازد و برنامه*ي بي*اثر كردن مجلس ششم از همينجا شتابي افزونتر گفت. بايد توجه كرد كه حركت بعدي بنيادگرايان در ماجراي قانون مطبوعات بي*ارتباط با اين مقدمات نبود.

                  Comment

                  • Rasputin
                    Senior Member
                    • Jan 2005
                    • 63906

                    #5364
                    منابع نظامی آمريکايی در عراق از حمله به مراکز تجمع شورشيان وابسته به شکبه القاعده خبر داده اند و همزمان، انفجار بمب در بغداد تلفاتی برجای گذاشته است.
                    روز چهارشنبه، 28 فوريه، سخنگوی نيروهای آمريکايی در عراق گفت که در جريان عمليات مشترک واحدهای نظامی آمريکا و عراق در حومه شهرک تاجی، واقع در شمال بغداد، هشت نفر مظنون به عضويت در شبکه القاعده کشته شده اند.

                    اين سخنگوی آمريکايی گفته است که در اين عمليات، چهار نفر نيز که احتمال می رود از شورشيان وابسته به القاعده باشند نيز دستگير شده اند.

                    در اين عمليات جنگنده بمب افکن و هلی کوپترهای نظامی آمريکايی در پشتيبانی از واحدهای زمينی نقاط تمرکز شورشيان را زير آتش گرفتند.

                    دستور اجرای عمليات در شهرک تاجی پس از دريافت گزارش هايی در باره مشاهده گروهی از افراد مسلح در منطقه صادر شد.

                    نيروهای آمريکايی و عراقی عمليات فشرده ای را به اجرا گذاشته اند که هدف از آن سرکوب شورشيان مسلح و خاتمه دادن به درگيری های فرقه ای در عراق، به خصوص شهر بغداد، اعلام شده است.

                    اين عمليات بخشی از سياست جديد جورج بوش، رييس جمهوری آمريکا، برای حل بحران امنيتی عراق است و قرار است بيش از بيست هزار سرباز تازه نفس برای پيشبرد اين سياست به عراق اعزام شوند.

                    اين افراد عمدتا در شهر بغداد مستقر خواهند شد و ماموريت آنان دستگيری يا نابودی گروه های شورشی مسلح و خلع سلاح شبه نظاميان است.

                    در جنبه سياسی، اعلام شده است که ايالات متحده آمادگی خود را برای مذاکره با ايران و سوريه پيرامون راه های پايان دادن به نا امنی در عراق ابراز داشته است.

                    انفجار در بغداد

                    در خبری ديگر از عراق، گزارش شده است که روز چهارشنبه انفجار نيرومندی در يکی از محله های شهر بغداد دست کم ده نفر را کشت.

                    بغداد همچنان شاهد بمب گذاری و تلفات سنگين غيرنظاميان است

                    به گفته پليس عراق، در اين حادثه، يک اتومبيل بمب گذاری شده در محله بيعه، از مناطق تجاری شهر بغداد، منفجر شد.

                    شمار زخمی های اين انفجار نيز دست کم بيست نفر گزارش شده است.

                    بيعه از محله هايی است که ساکنان آن را شيعيان و سنيان تشکيل می دهند و يکی از مراکز خريد عمده بغداد در آن واقع شده است.

                    شاهدان عينی گفته اند که در اثر انفجار دود غليظی فضای منطقه را پوشاند و تعدادی از فروشگاه ها و دکه های اين مرکز خريد به شدت آسيب ديد.

                    کوتاه مدتی پس از انفجار در بيعه، صدای چهار انفجار ديگر از نقاط ديگر بغداد به گوش رسيد اما هنوز مشخص نيست که علت اين انفجارها بمب گذاری يا خنثی کردن بمب توسط نيروهای امنيتی بوده است.

                    همچنين، در ساعات اوليه بامداد روز چهارشنبه، شش گلوله خمپاره به يکی از روستاهای عمدتا شيعه نشين جنوب بغداد اصابت کرد که در اثر آن، يک نفر کشته و چهارده نفر ديگر زخمی شدند.

                    در محله شيعه نشين محموديه، واقع در جنوب بغداد نيز انفجار يک وسيله منفجره که در کنار جاده کار گذاشته شده بود يک غيرنظامی را کشت و تعدادی ديگر را زخمی کرد.

                    عمليات امنيتی نيروهای آمريکايی و عراقی در خلال روزهای اخير به خصوص متوجه خلع سلاح شبه نظاميان شيعه بوده است و روز سه شنبه، 27 فوريه، نيروهای آمريکايی فردی را که گفته می شود از رهبران جوخه های مرگ شيعه بوده است بازداشت کردند.

                    جوخه های مرگ وابسته به شبه نظاميان شيعه به انجام حملات تلافی جويانه و ربودن و قتل سنيان متهم هستند.


                    iran

                    Comment

                    • Rasputin
                      Senior Member
                      • Jan 2005
                      • 63906

                      #5365
                      مارگارت بکت، وزير خارجه بريتانيا، به منظور ديدار و گفتگو با مقامات ارشد دولت افغانستان وارد کابل شده است.
                      هدف از اين سفر، تجديد تعهد بريتانيا در مورد افغانستان اعلام شده و تصور می رود در ديدار خانم بکت با مقامات افغان، موضوع افزايش تعداد سربازان بريتانيايی در افغانستان نيز مطرح شود.

                      بريتانيا اخيرا اعلام کرد که ۱۴۰۰ سرباز تازه نفس به افغانستان می فرستد که بيشتر آنان در ولايات جنوبی اين کشور مستقر خواهند شد، مناطقی که با موجی از نا آرامی ها روبرو بوده است.

                      دولت افغانستان از اين تصميم استقبال کرده و گفته که تصميم دولت بريتانيا برای اعزام اين تعداد سرباز اضافی به افغانستان "گامی ديگر در راستای مبارزه با تروريسم و نشانه تعهد بريتانيا برای کمک به تامين ثبات در افغانستان است."

                      اين نخستين بار است که خانم بکت در مقام وزارت خارجه بريتانيا به افغانستان سفر می کند و انتظار می رود در جريان اين سفر با حامد کرزی، رييس جمهوری، و دادفر اسپنتا، وزير خارجه ديدار و گفتگو کند.

                      خانم بکت روز گذشته و ساعاتی پس از آن وارد کابل شد که يک حمله انتحاری در نزديک پايگاه هوايی بگرام، محلی که ديک چنی، معاون رييس جمهوری آمريکا نيز در آن حضور داشت، چندين کشته و زخمی برجای گذاشت.

                      فشار بر پاکستان

                      وزير خارجه بريتانيا پس از ديدار با سران پاکستان در اسلام آباد، وارد کابل شده است.

                      خانم بکت در سفر به اسلام آباد تلاش برای مبارزه با طالبان را مورد بحث قرار داده است.


                      iran

                      Comment

                      • Rasputin
                        Senior Member
                        • Jan 2005
                        • 63906

                        #5366
                        بازارهای بورس جهانی در پی نگرانی شديد سرمايه گذاران در مورد چين افت کرده به طوری که فوتسی 100 بريتانيا شاهد حداکثر افت خود طی 9 ماه گذشته بوده است.
                        اين وضع ناشی از افت تقريبا 9 درصدی شاخص سهام مرکب شانگهای بود زيرا سرمايه گذاران نگرانی بودند چين به زودی مقرراتی برای محدود کردن تقاضا برای سهام وضع کند.

                        فوتسی 100 با افتی تقريبا دو و سه دهم درصدی نزديک به 149 رقم سقوط کرد.

                        کاهش 9 درصدی شاخص سهام بازار شانگهای در يک روز، که بزرگترين کاهش در ارزش سهام اين کشور در ده سال گذشته بوده است، سهامداران را به ميزان يک صد ميليون دلار متضرر کرده است.

                        سقوط ارزش سهام در بازارهای آسيا، لندن، فرانکفورت و پاريس حدود دو درصد بوده است.

                        بازار سهام هنگ کنگ (شاخص سنگ) 2/2 درصد و بورس ژاپن (نيکی) به ميزان نيم درصد کاهش داشت.

                        بورس نيويورک (داو جونز) هنگام آغاز کار در روز سه شنبه نيز با کاهش يک درصدی شاخص سهام روبرو شد.

                        سقوط ارزش سهام در مهم ترين بورس چين يک روز پس از آن رخ داد که روز گذشته شاخص سهام اين بازار برای اولين بار از مرز سه هزار واحد گذشت.

                        برخی گفته اند هجوم شمار زيادی از سهامداران برای نقد کردن منفعت حاصل از افزايش واحدها باعث سقوط ارزش سهام در روز سه شنبه بوده است.

                        با اين حال، دولت چين اخيرا ابراز نگرانی کرده بود که ارزش سهام بيش از حد افزايش يافته است. ارزش سهام در چين در سال گذشته ميلادی دو برابر شد.

                        مردم چين در سال های اخير به خريد و فروش سهام به عنوان سرمايه گذاری پرمنفعت تر از سود بانکی علاقمند شده اند.

                        رشد خوب

                        چين همزمان با رشد قوی اقتصادی و اقدام دولت در فروش برخی از بزرگترين و جذاب ترين کمپانی های خود، به يکی از بازارهای عمده نوظهور در جهان برای بسياری از سرمايه گذاران بدل شده است.

                        با اين حال پکن در پی راه هايی برای کاهش دادن سرعت رشد به منظور جلوگيری از داغ شدن بيش از حد موتور اقتصادی اين کشور بوده است و بسياری از سرمايه گذاران نگرانند که اين وضع ممکن است به وضع مقررات سخت تر که سرمايه گذاری در بازار بورس را محدود خواهد کرد منجر شود.

                        همزمان، بيم آن می رود که ممکن است نرخ بهره های بانکی برای مهار رشد افسارگسيخته قيمت ها به ناچار افزايش داده شود که اين خود عامل ديگری در افت تقاضا برای سهام در اين کشور شد.

                        پيتر ديکسون، کارشناس کامرزبنک، گفت: "شرکت های خارجی که به خصوص در معرض بازار چين هستند به شدت تحت الشعاع قرار گرفته اند."


                        iran

                        Comment

                        • abadani69
                          Senior Member
                          • Aug 2005
                          • 21339

                          #5367
                          "حد بهره برداري از پتانسيل شعار انرژي هسته اي حق مسلم ماست بسيار محدود است. چند سال كه بگذرد واين بحث فايده اي براي مردم نداشته باشد آن زمان ديگر معلوم نيست حاكميت چه جوابي به ملت خواهد داد".
                          اين بخشي از سخنان دكتر احمد شيرزاد، استاد دانشگاه و كارشناس مسايل هسته اي و همچنين نماينده مجلس در دوره ششم بود كه به دعوت انجمن اسلامي دانشكده علوم اجتماعي دانشگاه تهران، در اين دانشكده سخن مي گفت.

                          شيرزاد در سخنان خود با اشاره شعار ها و برنامه هاي دولت در زمينه انرژي هسته اي، غني سازي اورانيوم، بومي كردن اين تكنولوژي، توليد بيست هزار مگاوات برق از نيروگاههاي اتمي و... را به چالش كشيد.

                          وي از جمله گفت: "اكنون سه سال است كه بحث ايجاد چرخه غني سازي اورانيوم در ايران مطرح و باعث شده انواع اتهامات از سوي كشور هاي غربي متوجه ايران شود. اين اتهام ها سبب شده رابطه ما با دنيا تغيير كند و به ضرر ما تمام شود در حاليكه اساسا وقتي معادن اورانيوم ما بسيار محدود هستند چگونه مي خواهيم چرخه سوخت داشته باشيم".

                          وي افزود: "برآورد كل معادن ما حاكي از اين است كه بيش از 400هزار تن ذخيره نداريم و اين در معادن بندر عباس و ساغند يزد قرار دارد در حالي كه حتي كشورهايي كه چند صد برابر اين مقدار ظرفيت دارند معتقدند تكميل چرخه سوخت به دليل كم بودن ذخيره و نيز بالا بودن هزينه تكميل اين چرخه اصلا به صرفه نيست".

                          دكتر شيرزاد اضافه كرد: "ايران با توجه به اينكه ذخيره بسيار پاييني، آن هم با خلوص پايين دارد، اكنون به دنبال تكميل اين چرخه است در حالي كه همواره هزينه هاي زياد اقتصادي و سياسي در اين رابطه پرداخت كرده است".

                          اين استاد فيزيك دانشگاه در ادامه گفت: "من سئوالم اين است كه اين همه هزينه دادن به خاطر چيست. اصلا از ابتدا چه كسي در جريان اين مسايل و اين پروژه ها بود؟ من به شما مي گويم هيچ كدام از مجالس اول تا ششم كه ما بوديم در جريان اين پروژه ها نبودند و هيچ نوع شفافيتي وجود نداشت، آنوقت چگونه انتظار داريد در يك فرايند عقلانيت وجود داشته باشد".

                          وي افزود: "مجلس ششم خيلي تحقيق كرد و در نهايت به اينجا رسيديم كه در مورد پروژه هاي هسته اي ايران تنها يك گزارش تخصصي در سازمان انرژي اتمي ايران وجود دارد كه آنهم گزارش يك كارمند ليسانسيه اين سازمان است كه در اين گزارش توليد برق هسته اي توصيه مي شود، در حالي كه در تمام ادله هايي كه در اين گزارش آمده، دستكاري شده است".

                          احمد شيرزاد سپس افزود: "اين روند اكنون به جايي رسيده است كه اساسا امروز هركارشناسي مي خواهد گزارشي بنويسد و بحثي بكند ناچارا به شعار انرژي هسته اي حق مسلم ماست مي رسد. چرا؟ چون در نهايت در اين مسير به نهادهاي امنيتي مي رسيم و كسي نمي تواند حرفي بزند".

                          اين استاد دانشگاه اضافه كرد: "من نمي دانم آقاي آقازاده و آقازاده هاي ديگر اين بحث را از كجا آورده اند. اكنون هم هيچ مقامي نمي آيد بگويد آقازاده سر ما كلاه گذاشته است. اما بايد برويم دنبال اينكه در تاسيس 34 هزار متر فضا در زير زمين، معاملات در چين و روسيه و... چه كساني منافع دارند".

                          وي ادامه داد: "در اين سالها برخي افراد در قيافه هاي دلسوز، حزب الهي، امنيتي و... آمدند و حرفهايي زدند تا اينكه همه چيز به اينجا ختم شد".

                          شيرزاد در ادامه در پاسخ به سئوالي در ارتباط با علت تاكيد بر انرژي هسته اي گفت: "اساسا فناوري هسته اي براي رژيم هاي جهان سومي جاذبه دارد. چرا؟ چون گمان مي كنند راه ميان بر به قدرت است. درواقع طايفه اي از دولت ها كه مي خواهند فاصله بين توسعه نيافتگي با قدرت زياد را يكشبه طي كنند به اين روش روي مي آورند و بعضي آدم ها هم تحت عنوان دلسوز مدام زير گوش آنان تحليل هاي آنچناني ارائه مي دهند. به عنوان مثال همين نوع منافع باعث شد كه سه سال قبل 800 سانتريفيوژ مورد بررسي بازرسان را ساخت داخل اعلام كردند اما آزمايش ها نشان مي داد كه آنها آلوده به مواد با غني سازي بيش از 50 درصد هستند كه خودش باعث تحميل هزينه هاي زيادي شد و عاقبت پس از سه سال زير اتهام بودن كشور، مجبور شدند اعتراف كنند اين سانتريفيوژ ها از بيرون خريداري شده است".

                          وي افزود: "اكنون سئوال من اين است اين سانتريفيوژ ها را چه كسي خريده و به چه مبلغي خريداري شده است. بايد معلوم شود اين باندي كه در مالزي است و دلال اين معامله بود چه كساني هستند. اما برعكس، در اين شرايط من در مظان اتهام هستم، منتقدين و روشنفكران و كارشناسان در متهم هستند".

                          شيرزاد تاكيد كرد: "اگر همه اين مسايل بررسي شود و جنبه هاي مختلف اين ادعا ها و شعار ها مورد تحليل قرار گيرد متوجه مي شويم كه بر اساس تحليل همان آدم هايي كه با قيافه اي دلسوز اما براساس منافع خود تحليل ارائه مي دادند، تمام مسوولين كشور سر كار گذاشته شدند".

                          وي در ادامه در خصوص ميزان اطلاعات اروپايي ها از تاسيسات و برنامه هاي اتمي ايران گفت: " ما متوجه شديم كه اطلاعات تمام فعاليت هايي كه ايران با روسيه و چين از سالها قبل داشت همه در اختيار اروپايي ها قرار دارد. آنها اطلاعات دقيقي داشتند. اساسا نوع بازرسي هاي آنها به شكلي بود كه گويا آنها همه چيز را مي دانند و مي دانند كه بايد به كجاها بروند. اطلاعات آنها از اطلاع مقامات مسوول ما بيشتر بود اما منابع آنها بر اساس مثلا جاسوسي وچيزهايي از اين دست نبود".

                          وي در خصوص علت عدم برخورد غرب با ايران از ابتداي امر گفت: "ببينيد از ابتدا مساله غرب با ايران، انرژي هسته اي نبود. اين مساله در اختيار اروپايي ها ماند تا در زمان مناسب خودش اعلام شود كه شد".

                          شيرزاد در ادامه در پاسخ به اين سئوال كه تحليل شما از برخورد حاكميت با عموم مردم در خصوص انرژي هسته اي و اعلام اينكه ايران از اين حق خود عقب نشيني نخواهد كرد چيست؟گفت: "بر فرض كه اين چاه براي مردم هيچ آبي هم نداشته باشد باز هم آقاي احمدي نژاد در سخنراني هايش ذره اي كم نمي آورد. اساسا من گمان نمي كنم اينها كم بياورند".

                          وي ادامه داد: "البته حرف ما اين است كه اين همه پول را براي چه كاري خرج مي كنند؟ نفع آن براي مردم چيست؟وقتي آقاي آقازاده مي گويد ما روزي 10 ميليارد تومان هزينه مي كنيم، خب اين در نهايت چه چيزي به ارمغان خواهد آورد؟ وقتي چند سال بگذرد و نتوانيم نه برق و نه چيز ديگري از آن توليد كنيم آن وقت به مردم چه خواهيم گفت؟"

                          وي افزود: "باشاخ و شانه كشيدن كه نمي توان گفت دنبال انرژي هسته اي هستيم. ما مي توانيم با برنامه اي دقيق و حساب شده منافع خود را در اين مساله تضمين كنيم و از اروپا امتياز بگيريم. اما حد استفاده از اين پتانسيل، محدود بود".

                          شيرزاد ادامه داد: "البته بحث ديگري هم در همان زمان مطرح شد مبني بر اينكه زمين گفت و گوي خود با اروپا را خودمان تعيين كنيم تا مثلا بحث حقوق بشر و صلح اعراب و اسرائيل كه ما نمي توانيم در اين خصوص وفاق داخلي ايجاد كنيم موضوع بحث نباشد بنابراين موضوع را به انرژي هسته اي كشانديم".

                          شيرزاد گفت: "انرژي هسته اي از ابتدا پتانسيل ايجاد وفاق داشت و با شعار انرژي هسته اي حق مسلم ماست اين وفاق ايجاد شد، اما اين وفاق تا كي مي تواند ادامه پيدا كند؟"

                          وي در پايان گفت: "اگر در جريان اين وفاق مذاكره مي كرديم و امتياز مي گرفتيم خوب بود اما اين كار را نكرديم. نمي توان اين وفاق را همچنان ادامه داد. مطمئن باشيم كه اگر در راه اين وفاق قرار باشد مردم هزينه بدهند، ديگر انرژي هسته اي قادر نخواهد بود بسيج توده اي ايجاد كند".

                          Comment

                          • abadani69
                            Senior Member
                            • Aug 2005
                            • 21339

                            #5368
                            کميسيون تلفيق مجلس، پيشنهاد دولت در لايحه بودجه سال 86 مبني بر اختصاص 1200 ميليارد تومان به فعاليت هاي هسته اي را تصويب کرد. در لايحه بودجه کل کشور اين مبلغ تحت عنوان "مطالعه و احداث نيروگاه هسته اي" آمده است.

                            خبرگزاري ها و روزنامه هاي ديروز به نقل از محمد مهدي مفتح، مخبر کميسيون تلفيق مجلس اين خبر را دادند و از قول وي افزودند: "كميسيون تلفيق مقرر كرد 10 درصد از مبلغ فوق براي تربيت نيروي متخصص و آموزش علوم هسته*اي از طريق عقد قرارداد با دانشگاه*هاي كشور اختصاص يابد".

                            تخصيص اين بودجه در حالي به تصويب کميسيون تلفيق مجلس رسيد که اخبار متناقضي در خصوص ادامه ساخت آن توسط شرکت اتم روسيه منتشر مي شود.

                            هفته قبل محمود احمدي نژاد در سفر به شمال کشور گفت: "استفاده از انرژي هسته*اي آنقدر مهم است كه يك كشور را 50 سال به جلو خواهد برد و بي دليل نيست كه دولت*هاي زورگو جلوي احقاق حقوق ملت ما را مي*گيرند". وي در ادامه اعلام کرد: "انرژي هسته*اي آن*قدر ارزش دارد كه حتي مي*توان به مدت 10 سال تمامي فعاليت*ها را تعطيل كرد و تنها به دنبال انرژي هسته*اي بود".

                            در اين ميان احمد شيرزاد استاد فيزيک هسته اي و نماينده سابق مجلس ششم در واکنش به ادعاهاي احمدي نژاد وي را به مناظره در مورد ادعاهايش در خصوص فعاليت هاي هسته اي فراخواند. وي تاکيد کرد: "نکته مهم اين است که آقاي رئيس جمهور شايد براي اولين بار مدعي شده اند که اين فناوري حتي به قيمت تعطيل شدن بقيه کارهاي کشور براي ما مي ارزد". به گفته اين نماينده سابق مجلس "اين سخن بسيار مهمي است که به سادگي نمي توان از آن گذشت".
                            شيرزاد افزود: "از رئيس جمهور محترم دعوت مي کنم که در يک مناظره آزاد تلويزيوني دلايل سنجيده خود را در ارزشيابي ميزان مفيد بودن انرژي هسته اي در حدي که ارزش داشته باشد که تا ده سال همه چيز را به خاطر آن تعطيل کنيم عرضه کنند و به اين شهروند ايراني نيز اجازه دهند آنچه در ترديد نسبت به اين ادعاي بزرگ به ذهنش مي رسد و از واقعيتهاي موجود نتيجه مي گيرد را مطرح کند". وي با اشاره به اتهاماتي که برخي رسانه هاي دولتي به خاطر انتقادش از سياست هاي حکومتي به او وارد مي کنند، تاکيد کرد "دلايلي دارم که بنا بر آنها اين فناوري هسته اي که امروز محل مناقشه است [منظور همين فناوري صلح آميز هسته اي است که عمدتا بر بحث توليد سوخت هسته اي متمرکز شده است] براي مردم ايران حاوي آنچنان منافعي که مدعي اند نيست و برعکس به قيمتي بسيار کلان ما را به نتيجه اي بسيار اندک مي رساند".
                            تاکنون بودجه اي که صرف فعاليت هاي هسته اي در ايران شده از سوي مقام هاي حکومتي محرمانه باقي مانده اما اختصاص 1200 ميليارد تومان به اين امر تنها در سال 86 مي تواند بخشي از ابعاد مالي فعاليت هاي هسته اي را مشخص کند.
                            تاخير؛ مالي يا سياسي

                            اين بودجه در حالي به تصويب کميسيون تلفيق مجلس رسيد که اخبار متناقضي در خصوص ادامه ساخت نيروگاه بوشهر توسط شرکت اتم روسيه منتشر شده است. روسيه که در سال 1995 قرار داد ادامه ساخت نيروگاه هسته اي بوشهر را با مقامات جمهوري اسلامي منعقد کرد، در طي سالهاي گذشته به دفعات آن را متوقف و يا با کندي انجام داده است.

                            اواخربهمن ماه سال جاري و با شدت گرفتن فشارهاي بين المللي براي توقف فعاليت هسته اي جمهوري اسلامي، شرکت اتم استروي اکسپورت روسيه که مجري ساخت نيروگاه هسته اي بوشهر است، اعلام کرد زمان راه اندازي اين نيروگاه باز با تاخير مواجه مي شود. مسئولان اين شرکت مدعي شدند طرف ايراني در ماه ژانويه از پرداخت اقساط چندين ميليون دلاري ماهيانه به اين شرکت خودداري کرده و خواستار آن شدند تا به منظور حل مساله، اصلاحيه اي براي قرارداد امضا شود.

                            خبرگزاري نووستي نيز به نقل از بيانيه شرکت اتم استروي اکسپورت خبر داد: "تغيير ارز پرداخت*ها فقط پس از امضا اصلاحيه براي اين قرار داد از جانب دو طرف امکان پذير خواهد بود". مديران اين شرکت روسي در بيانه خود اطلاع دادند: "شرکت يادشده همه اسناد لازم را به منظور توافق بر سر پرداخت*ها براي ايران ارسال کرده و آماده است هر چه سريع تر اين اسناد را امضا کند". اتم استروي اکسپورت در بيانه خود به مقامات ايران هشدار داد: "در صورتي که اين اصلاحيه امضا نشود ممکن است روسيه آن را به خاطر نقض قانون جريمه کند" و همچنين اينکه "روسيه ممکن است ارسال سوخت هسته*اي براي نيروگاه بوشهر را به خاطر تاخير در اين پرداخت*ها به تعويق بياندازد".

                            اما محمد سعيدي، معاون امور بين*الملل سازمان انرژي اتمي پس از ادعاي طرف روسي گفت: "ايران هيچ گونه تاخيري در پرداخت مالي قرارداد نيروگاه اتمي بوشهر به شرکت روسي «اتم استروي اکسپورت» نداشته است". سعيدي افزود: "تاکنون، پرداخت*ها طبق قرارداد و بر اساس زمانبندي توافق شده انجام شده است".

                            مقامات ايراني در عين حال روس ها را متهم کردند که به دلايل سياسي راه اندازي نيروگاه هسته اي بوشهر را به تاخير مي اندازند. پس از آن ميخائيل مارگيلف رئيس کميسيون امور بين*الملل شوراي فدراسيون روسيه به ايران سفر کرد ودر بازگشت با اشاره به ايجاد تغييراتي در جدول زماني تحويل نيروگاه بوشهر گفت: "هيچ مساله سياسي پنهاني در پشت اين خبر وجود ندارد و نبايد باعث نگراني شود". وي دلايل تاخير در راه اندازي نيروگاه بوشهر را صرفا اقتصادي دانست و با تاييد ناراحتي طرف ايراني از اين تاخير گفت:"ما به آنها توضيح داديم که بازار فقط درمقابل پول تعهد دارد".

                            صاحب نظران بارها به مقامات جمهوري اسلامي در مورد نقش دوگانه روسيه هشدار داده اند. به اعتقاد اين کارشناسان اگرچه قطعنامه 1737 شوراي امنيت سازمان ملل، نيروگاه بوشهر را از تحريم ها مستثني کرده، اما روس ها مي کوشند با استفاده از اين شرايط بحراني، بيشترين استفاده اقتصادي را نصيب خود کنند.

                            نيروگاه هسته اي بوشهر به دنبال خلف وعده هاي بسيار، قرار است در شهريور 86 راه اندازي شود. شايد 7 ماه ديگر مشخص شود که هزينه هاي هزاران ميليارد توماني سرانجام به توليد برق خواهد آمد يا نه؟

                            Comment

                            • abadani69
                              Senior Member
                              • Aug 2005
                              • 21339

                              #5369
                              مقامات آمریکا روز سه شنبه اعلام کردند که موافقت کرده اند در بالاترین سطح با مقامات ایرانی در یک گرد هم آیی بین المللی در مورد عراق به مذاکره بنشینند. این مذاکرات که در ظرف دو ماه آینده پیش بینی شده است با شرکت کوندلیزا رایس وزیر خارجه آمریکا و همتای ایرانی و سوری وی انجام خواهد شد.

                              این ملاقات ها که از سوی کوندلیزا رایس وزیر خارجه آمریکا در بغداد تائید شد تغییری در سیاست بوش مبنی بر عدم تماس با مقامات بلند پایه سوریه و بخصوص ایران محسوب می شود.
                              منتقدین به دولت بوش بارها تکرار کرده اند که آمریکا می بایست در مورد بسیار از مسائل از جمله مساله اسرائیل و فلسطین و موضوع لبنان با ایران و سوریه وارد مذاکره شود.

                              هر چند این مذاکرات به طور مستقیم بین آمریکا و ایران انجام نمی شود و هدف آن بیشتر تامین ثبات عراق است، لیکن این حرکت می تواند دری به سوی مجراهای دیپلماتیک بگشاید.

                              مقامات عراقی مدت هاست برای چنین ملاقاتی پافشاری می کنند ولی دولت بوش با آن مخالفت می کرد. این موضوع تا زمانی که دولت عراق تکلیف نحوه توزیع درآمد های نفتی و سرمایه گذاری خارجی در صنایع عظیم نفت این کشور را روشن نکرده بود ادامه داشت. ناظران معتقدند حل شدن این موارد راه را برای این مذاکرات باز کرده است. دولت فعلی عراق روابط نزدیکی با ایران دارد.

                              رایس روز سه شنبه گفت: " این مهم است که دولت عراق از سوریه و ایران برای شرکت در هردو گردهم آیی دعوت کرده است." در این گردهم آیی ها بريتانیا، روسیه و میهمانانی از سازمان های بین المللی و کشورهای خاور میانه شرکت خواهند کرد.

                              گردهم آیی اول، که مقامات آمریکایی از جمله دیوید ساتر فیلد فرستاده وزارت خارجه آمریکا نیز در آن شرکت خواهد کرد، در نیمه اول مارس در بغداد خواهد بود. دراوائل آوریل خانم رایس در کنفرانسی در سطح وزیران، و احتمالا همپای سوریه و ایرانی خود شرکت خواهد کرد.

                              یک سال پیش مقامات آمریکایی اعلام کردند ملاقاتی میان سفیر سوریه در بغداد و مقامات ایرانی انجام خواهد شد ولی این ملاقات انجام نشد.
                              هوشیار زبیاری، وزیر خارجه عراق، ملاقات آتی آمریکا و سوریه و ایران، یعنی کشور های عضو محور شرارت را یک موضوع " بسیار معنی دار" خواند. وی افزود: "عراق می تواند به محلی برای کمک به کشورهای همسایه و حل اختلافات آن ها تبدیل شود."

                              آمریکا مرتبا ایران را به دخالت درعراق و حمایت از شبه نظامیان شیعه متهم کرده است. شن مک کورمک ، سخنگوی وزارت خارجه آمریکا، گفت: "مساله سلاح های ساخت ایران در عراق در صدر مسائلی خواهد بود که در دیدار عراق مطرح می شود."
                              جورج بوش رييس جمهور آمریکا در ماه دسامبر با هرگونه مذاکره با ایران که توسط گروه مطالعه عراق [بیکر – هامیلتون] مطرح شده بود مخالفت کرد. با توجه به برنامه های هسته ای ایران دیک چنی هفته پبش گفت: "در مورد ایران هنوز تمام راه ها در دستور کار قرار دارند."

                              مقامات آمریکایی علائم تناقض آمیز رد و بدل شده بین دو کشور را به عنوان استراتژی اساسی معمامله با ایران ارزیابی کرده اند. یک مقام بلند پایه گفت دولت بوش در فکر مذاکره با سوریه وایران بوده است ولی نمی خواسته این کار را از موضع ضعف انجام دهد. با تشدید اختلافات اکنون ایالات متحده دست بالا را خواهد داشت.

                              وی که خواست نامش فاش نشود افزود: "ایرانی ها ما را جدی نمی گرفتند. ما کاری کردیم که ما را جدی بگیرند و اکنون میتوانیم مذاکره کنیم."

                              سناتور هری رید از نوادا گفت: "مساله امنیت ملی ما مستلزم یک سیاست قوی در خاورمیانه است."
                              البته مقامات آمریکایی گفتند فعلا مذاکرات محدود به مسائل عراق است و شامل مسائل مهم تر مانند برنامه هسته ای ایران نمی شود.

                              آمریکا از سال 1979 با ایران قطع رابطه کرد ولی با سوریه همچنان رابطه دارد. کنفرانسی که خانم رایس بدان اشاره کرد از پاییز امسال در دست تدارک بوده است و گاه به عنوان کنفرانس بین المللی عراق از آن نام برده شده است. لیکن درج اخبار آن موکول به تعیین تکلیف قانون نفت عراق شده بود. پیش نویس این قانون روز دوشنبه به تائید دولت عراق رسید.

                              تا کنون خبری از ملاقات دو جانبه رایس و منوچهر متکی در جائی منتشر نشده است

                              Comment

                              • abadani69
                                Senior Member
                                • Aug 2005
                                • 21339

                                #5370
                                یک سرباز اسرائیلی به یک برنامه تلویزیونی که این هفته، عملیات نظامی در بلندی های جولان را گزارش می داد، گفت:«ما آماده جنگ آینده هستیم».

                                کدام جنگ؟ با چه کسی؟ به چه دلیلی؟ به این سووالات کسی پاسخی نداد و البته کسی هم این سووالات را نپرسید. سرباز، شخصا معتقد بود که جنگی در پیش است و اینکه این جنگ در مقابل چه کسی است، برایش آنقدر ها مهم نبود.

                                سیاستمداران با احتیاط بیشتری ابراز عقیده می کنند و می گویند:«اگر خدای نخواسته جنگی اتفاق بیافتد...». اما جنگ آینده نزد افکار عمومی اسرائیل، یک پدیده طبیعی است، مثل طلوع خورشید است. مسلما جنگی در خواهد گرفت. تنها سوال این است که علیه چه کسی. درست است، علیه چه کسی؟ شاید باز هم علیه حزب الله؟

                                احتمالش زیاد است. در هفته جاری در پارلمان و رسانه درباره این موضوع بحث می کردند که آیا حزب الله قدرتش را به قبل از جنگ دوم لبنان رسانده است یا خیر. در پارلمان اسرائیل این بحث بین مقامات نظامی، که به شدت اصرار داشتند که چنین است و وزیر دفاع که عقیده داشت حزب الله فقط پتانسیل این کار را دارند، درگرفته بود.

                                حسن نصرالله ، کسی که استعداد غریبی برای مقابله با اسرائیل دارد ، با گفتن این نکته درسخنرانی اش که سلاح ها از سوریه به دست او می رسند و او سلاح ها را در وانت ها با کاه می پوشاند و به جنوب لبنان منتقل می کند، هیزم به این آتش می ریزد. بگذارید همه بدانند.

                                منتقدان ما با اعلام این نکته که ارتش اسرائیل تا قبل از تابستان نمی تواند برای برطرف کردن خطر و جبران شرمندگی و بازگردادن قدرتی که تابستان گذشته در میدان جنگی ناکام از دست داده بود، آماده شود.

                                شاید این بار جنگ با سوریه در بگیرد؟

                                این هم ممکن است. هرچه باشد مانور نظامی این هفته در بلندی های جولان و مستقیما علیه سوریه انجام شد. این درست است که سوری ها پیشنهاد صلح داده اند. آنها با اغوا کردن اسرائیل برای آغاز کردن دور مذاکرات، از راه خود خارج شده اند.

                                اما جای بحث نیست که پرزیدنت بوش، اسرائیل را از برداشتن حتی یک قدم کوچک در این مسیر، منع کرده است. آمریکا، سوریه را به جنگ تهدید می کند و جای تردید نیست که متحد وفادارش، اسرائیل، با کشوری که آمریکا نمی خواهد، صلح نمی کند. خیر، صلح با سوریه مورد نظر نیست. فراموشش کنید. و همانطور که رومی های باستان گفته اند: «اگر صلح نمی خواهید، آماده جنگ شوید».

                                آماده کردن ارتش با تعلیم نیروی زمینی شروع شد. این عمل بعد روانی هم داشت. پریروز، هاآرتض در تیتر صفحه اول نوشت: «ارتش سوریه، با کمک ایران، [با اسراييل] رقابت خواهد کرد». رسانه های دیگر هم به دنبال آن شروع کردند. گفته شد که روسیه تعداد زیادی سلاح ضد تانک در اختیار سوریه قرار داده است. این سلاح ها از نوع سلاح هایی است که می تواند تانک هایی به مراتب پیشرفته تر از تانک های اسرائیل در جنگ اخیر را منهدم کند. و اگر این هم کافی نیست، روسیه موشک های ضد ناو هم در اختیار سوریه گذاشته است که تهدیدی جدی برای نیروی دریایی محسوب می شود، و همچنین موشک های دور بردی که تا دورترین نقاط اسرائیل، برد دارد. این گزارش های خبری، سه کشور ایران، سوریه و روسیه را در کنار هم قرار می دهد که به شکلی اتفاقی "محور شیطان" جدید بوش را تشکیل می دهد.

                                مسلم است که تبلیغات خبری توسط مقامات ارشد نظامی هدایت می شود و به مانور نظامی تل آويو ارتباط مستقیم دارد. در واقع، این اولین اقدام گبی اشکنازی، فرمانده کل نیروهای اسرائیلی است که مانور را به همراه امیر پرتز، وزیر دفاع تماشا کرد (اتفاقا عکاسی مچ پرتز را در حالی که عملیات نظامی را با دوربین بسته تماشا می کرد، گرفته بود و در واقع او بجز سیاهی چیزی را ندید).

                                واقعیت این است که هیچ خطری از آن سو، در کمین نیست. حتی کوچکترین احتمالی وجود ندارد که سوریه به اسرائیل حمله کند. توانایی نظامی سوریه، باوجود کمک های روسیه هم به پای ارتش اسرائیل نمی رسد. همه در مجموعه اطلاعاتی اسرائیل، این را می دانند. اگر سوریه ارتشش را باز سازی می کند، فقط به دلایل دفاعی است. آنها بدرستی از اسرائیل و آمریکا، می هراسند. اما اگر یکی از آنها طالب جنگ باشد، آیا تفاوتی می کند؟ و شاید این ها فقط تاکتیک هایی هستند تا اذهان عمومی را نسبت به هدف اصلی جنگ آینده - ایران- منحرف کند.

                                ماه هاست که رسانه های ما هرروز درباره ایران هشدارمی دهند. اینکه تا چند سال آینده ایران قادر خواهد بود که "هولوکاست دوم" را خلق کند! تصاویری که نشان می دهند از یک کشور دیوانه است که رئیس جمهور آن هیتلر دوم است که حاضر است حتی به قیمت از بین رفتن ایران، اسرائیل را از نقشه جهان حذف کند. یک ضرب المثل عبری درباره چنین دشمنی می گوید: «او کسی است که قصد جان تو را کرده است، پس برخیز و او را بکش». بعد از جنگ شش روزه، یک طنز نویس صلح طلب برای مطلبش چنین تیتری گذاشت:"من و تو و جنگ آینده". شاید بهتر باشد که ازاین تیتردوباره استفاده کنیم.

                                در چند روز اخیر، این شکوائیه در روزنامه ها به چشم می خورد که توسط گروهی که خود را "سربازان ذخیره" نامیده اند، نوشته شده بود؛ آنها اعلام کرده اند که نمایندگان سربازان سرخورده ذخیره ارتش اسرائیل هستند. در این نوشته تمام دلایل برای برکنار کردن المرت از قدرت را ذکر کرده و نسبت به قله های خطرناکی که قصد رسیدن به آن را دارند، هشدار داده اند: المرت روی صندلی اش می نشیند و جنگ آینده را هدایت می کند.

                                شاید این دقیقا همان چیزی باشد که المرت در ذهنش دارد. ما هرگز نخست وزیری نداشتیم که تا این حد در باتلاق مشکلات اش فرورفته باشد. تا چند هفته دیگر، کمیسیون تحقیق بر روی جنگ دوم لبنان، نتیجه تحقیقاتش را منتشر خواهد کرد. درست است که خود المرت اعضای کمیسیون را تعیین کرده است تا خودش را از گرفتار شدن در دستان هیئت منصفه کمیسیون که اعضای آن توسط دادگاه عالی انتخاب می شوند، نجات بدهد. با این وجود ممکن است خطر از بیخ گوشش بگذرد. در عین حال، پلیس درحال تحقیق روی پرونده های متعدد ارتشاء اوست.

                                درست است که المرت هفته گذشته موفق شد رئیس پلیس جدید (که از دوستان خودش بود) و وزیر دادگستری مورد علاقه اش را تعیین کند، اما این امنیت کامل او را تضمین نمی کند. عملکرد او نمونه ای است از این عبارت قدیمی که می گوید: آدم باهوش می تواند خودش را از دامی بیرون بکشد که یک آدم عاقل هرگز گرفتار آن نمی شود.

                                او هیچ برنامه ریزی ندارد. خودش هم این نکته را گفته است. المرت رئیس یک حزب بی نظم است که هیچ عضو و تشکیلات و ریشه واقعی در جامعه ندارد. آرای افکار عمومی نشان می دهد که جایگاه او به پله آخر نزدیک می شود( فقط وزیر دفاع از او به پله آخر نزدیک تر است). المرت فقط به این دلیل در قدرت مانده است که همه معتقدند افراد در دسترس و موجود از او بدتر اند.

                                نخست وزیر کلبی مسلکی که در چنین موقعیتی گرفتار شده باشد، براحتی می تواند وسوسه شود تا به امید به دست آوردن دوباره محبوبیت از دست رفته اش و منحرف کردن توجه از مشکلات شخصی و سیاسی، دست به یک ماجراجویی نظامی دیگر بزند. اگر هدف این باشد، دیگر مهم نیست که این جنگ علیه کدام کشور باشد، فلسطین، لبنان، سوریه یا ایران. مسئله مهم این است که این جنگ باید هرچه زودتر، ترجیحا همین تابستان، اتفاق بیافتد. تنها کاری که باید بکند این است که افکار عمومی را از خطرموجود، بترساند که در کشور ما این کار، کار سختی نیست.

                                همه این گفته ها، ما را به یاد یکی دیگر از رهبران برجسته می اندازد: جورج بوش. جالب اینجاست که هر دو نفر- المرت و بوش- در موقعیتی مشابه قرار دارند.

                                سیستم سیاسی آمریکا را افراد زیادی در اسرائیل ستایش می کنند. هر از گاهی فریادشان بلند می شود که ما هم باید همین روش را در پیش بگیریم. یک رهبر قدرتمند که به شکلی منصفانه مستقیما از سوی مردم انتخاب می شود و وزیران را انتخاب می کند، چه چیزی از این بهتر می شود؟

                                اما به نظر می رسد که سیستم آمریکایی در موقعیت وحشتناکی گرفتار شده باشد: پرزیدنت بوش دو سال دیگر رئیس جمهور است و با وجود اینکه مردم آمریکا در انتخابات کنگره بیزاری شان را از جنگ عراق، نشان دادند، می تواند تا آن زمان جنگ بپا کند. او به عنوان فرمانده قوی ترین ارتش جهان، قادر است جنگ را در عراق گسترش بدهد و جنگ تازه ای را علیه سوریه یا ایران آغاز کند.

                                مجلس و کنگره، در تئوری، می توانند با قطع کردن تخصیص بودجه به ارتش آمریکا، او را از این کار باز دارند، اما اعضای این دو عضو غول پیکر، سخنرانانی پرچانه هستند که از همان ابتدا ترسیده بودند. هر یک از سربازان آمریکایی دل و جراتش از همه سناتورها و اعضای کنگره، بیشتر است. آنها حتی در خواب هم نمی بینند که رئیس جمهور را استیضاح کنند.

                                پس، فقط یک نفر می تواند فاجعه جنگی عالم گیر را بپا کند. او ترمز بریده است و با سرعت به سمت جنگ می رود: تا به تصوراتش جامه عمل بپوشاند(تصوراتی که خدا در یک گفتگوی خصوصی به او گفته است) و چهره اش را برای همیشه در تاریخ ثبت کند.

                                آیا این یک مورد خاص است؟ خوب، ارتش آمریکا برای یک جنگ بزرگ زمینی، کوچک است. اما بوش و مشاورانش معتقدند که نیازی به این کار نیست. آنها جانشینان همان ژنرال آمریکایی هستند که می گفت: «باید ویتنام را چنان بمباران کنند که به عصر حجر باز گردد». هرچه باشد این اقدام در صربستان و افغانستان، جواب داده است.

                                نومحافظه کاران که هنوز در واشنگتن فرمانروایی می کنند، متقاعد شده اند که انداختن صد ها بمب هوشمند روی تاسیسات اتمی، نظامی، دولتی و مکان های عمومی ایران، کارساز نیست. دوستانشان در اسرائیل، آنها را تشویق می کنند زیرا این عمل می تواند اسرائیل را وادار کند تا اقدامی مشابه، اگرچه در عرصه ای کوچک تر، بکند.

                                اما ماجراجویی آمریکا یا اسرائیل، فاجعه خواهد بود. بمب ها ممکن است کشور را تخریب کنند اما ملتی مثل ایرانیان را نه. خشمگین ترین اقدامات، قادر به توصیف واکنش بیش از یک میلیارد مسلمان در کشورهای مختلف نسبت به تخریب یک کشور مسلمان دیگراست که بعضی از آنها همسایگان ما هستند. این اقدام بازی کردن با آتش و مقدمه جنگی عالم گیر است.

                                بوش و المرت و جنگ آینده- کمک!


                                * اوری انری، نویسنده و فعال صلح و موسس جنبش "گوش شالوم" است که یک دوره نماینده مجلس اسرائیل بود.

                                Comment

                                Working...