Important Political News

Collapse
This is a sticky topic.
X
X
 
  • Time
  • Show
Clear All
new posts
  • Rasputin
    Senior Member
    • Jan 2005
    • 63906

    #5641
    ائتلافی از گروههای پيکارجوی مرتبط با شبکه القاعده مسئوليت انفجار روز پنجشنبه در پارلمان عراق را برعهده گرفته است. شورای امنيت سازمان ملل متحد اين حمله را محکوم کرد.
    گروه 'حکومت اسلامی در عراق' با انتشار بيانيه ای گفته 'قهرمان' آن با نفوذ به داخل "منطقه سبز" بغداد، که تدابير شديد امنيتی در آن برقرار است، انفجار را انجام داده است.

    بيانيه اين پيکارجويان در حالی منتشر شد که شورای امنيت سازمان ملل متحد با صدور بيانيه ای حمله به پارلمان عراق را به شدت محکوم کرده است.

    شورای امنيت، روز جمعه ۱۳ فوريه، در بيانيه خود خواستار مجازات "عاملان"، "سازمان دهندگان" و "حاميان" آن حمله شد.

    امير جونز پری، سفير بريتانيا در سازمان ملل متحد و رئيس دوره ای شورای امنيت، بيانيه اين شورا را قرائت کرد.

    روز جمعه نمايندگان پارلمان عراق در جلسه ای ويژه به انفجار روز گذشته پرداخته و در پايان آنرا محکوم کردند.


    قهرمانی به قلب منطقه سبز رسید و ادعاهای دروغین عملیات امنیتی در بغداد را رسوا کرد


    بیانیه گروه 'حکومت اسلامی در عراق'

    با اینکه تعداد نمایندگان شرکت کننده در جلسه روز جمعه کمتر از شرکت کنندگان در جلسات عادی پارلمان بود، محمود المشهدانی، رییس پارلمان، گفت که برگزاری این جلسه به منزله به چالش خواندن کسانی است که "می خواهند حیات دموکراتیک را در عراق متوقف کنند."

    انفجار بمب در غذاخوری پارلمان عراق دستکم بیست مجروح برجای گذاشت. ساعاتی پس از وقوع انفجار شمار تلفات هشت نفر - از جمله دو نماینده پارلمان - اعلام شده بود که این آمار در مراحل بعدی تغییر کرد.

    هنوز مشخص نیست که شخص بمب گذار به چه صورت توانست به داخل ساختمانی که به شدت از آن محافظت می شود راه یابد اما برخی منابع گفته اند که ممکن است وی از محافظان یکی از شخصیت های حاضر در پارلمان بوده باشد.

    ائتلاف موسوم به 'حکومت اسلامی در عراق' که تعدادی از گروه های پیکارجوی سنی را دربر می گیرد در متنی که در اینترنت نشر یافته نوشته است: "قهرمانی به قلب منطقه سبز رسید و ادعاهای دروغین عملیات امنیتی در بغداد را رسوا کرد."

    جاناتان چارلز، خبرنگار بی بی سی در بغداد، می گوید نمی توان فهمید که این ادعا صحت دارد یا نه، اما یک موسسه که وبسایت های پیکارجویان را بررسی می کند، می گوید ادعای گروه 'حکومت اسلامی در عراق' حقیقی است.

    اگرچه منطقه حفاظت شده موسوم به کمربند سبز امنیتی در بغداد پیشتر نیز هدف پرتاب خمپاره قرار گرفته بود، اما این نخستین باری است که در یکی از ساختمان های واقع در داخل این منطقه بمب گذاری انتحاری روی می دهد.


    iran

    Comment

    • Rasputin
      Senior Member
      • Jan 2005
      • 63906

      #5642
      قرار است روز شنبه چهاردهم آوریل مخالفان ولادیمیر پوتین، رییس جمهور روسیه، در میدان پوشکین در مرکز مسکو تظاهرات کنند. این میدان خود نمونه ای بارز از تغییراتی است که این شهر و این کشور در پانزده سال اخیر به خود دیده اند: خودروهای بیشتر و محصولات خارجی بیشتر.
      در این میدان بود که دهه ۱۹۹۰ میلادی سنت اعتراض های سیاسی دسته جمعی روسیه آغاز شد. از آن هنگام تاکنون، این سنت از بین رفته، اما حالا مخافان آقای پوتین می خواهند آن را احیا کنند.

      گری کاسپاروف، قهرمان سابق شطرنج جهان، توانسته ائتلافی - موسوم به 'روسیه دیگر' - 'از منتقدان دولت کنونی روسیه تشکیل دهد که به حدی حیرت آور گسترده و پراکنده است.

      یکی از شرکای این ائتلاف میخاییل کاسیانف، نخست وزیر سابق است. شریک دیگر حزب ملی بولشویک است که حزبی افراطی تلقی می شود. گری کاسپاروف می گوید که هدف همه شان مبارزه با ساختار سیاسی روسیه است.

      وی می گوید: "این نبرد بسیار مهمی است که مانع از آن می شود که دولت تمام حقوق اساسی را که قانون اساسی روسیه بر آن صحه گذاشته، پایمال کند."


      "اگر بخواهیم این رویارویی را یک بازی شطرنج بدانیم، باید بگویم که من بازیگر نیستم؛ بلکه مهره ام، یه مهره بسیار مهم، شاید یکی از مهمترین مهره ها، ولی یکی از صدها مهره. به هرحال ما باید این بازی را ببریم


      گری کاسپاروف

      با این حال، نظرسنجی ها نشان می دهد که ائتلاف آقای کاسپاروف از حمایت بسیار اندکی برخوردار است. از او می پرسیم که فکر می کند این ائتلاف چقدر می تواند در چشم انداز سیاسی روسیه تغییر ایجاد کند؟

      او پاسخ می دهد: "زمانی که دولت رسانه های جمعی را کنترل می کند و روند انتخابات به نمایشی تمسخر آمیز تبدیل شده، حرف زدن درباره حمایت مردمی شاید بی فایده باشد."

      در غیاب رسانه ها، مخالفان آقای پوتین در خیابان ها تبلیغ می کنند. شمار آنها اندک است و اغلب شمار ماموران پلیس ضد شورش بیشتر از تظاهر کنندگان است. از همین رو، حکومت روسیه این اعتراض ها را بی فایده می داند.

      ویاچسلاو نیکونوف تحلیلگری است که ارتباط نزدیک با کرملین دارد. او استدلال می کند که 'ائتلاف روسیه دیگر' هرگز نمی تواند از سطح اعتراض خیابانی به فتح پارلمان ترقی یابد. او این تشکل را ائتلاف بازندگان می خواند.

      او می گوید: "روسیه سیستم انتخاباتی تناسبی دارد و برای آن که آنها بتوانند به پارلمان راه یابند، باید بیش از هفت درصد آرا را کسب کنند. غیر ممکن است که آنها بتوانند به این رقم نزدیک شوند."


      حضور گسترده ماموران پلیس روسیه در راهپیمایی های قبلی گواه این مدعاست که مقامات کرملین نمی خواهند ریسک کنند

      یکی از گلایه های 'ائتلاف روسیه دیگر' این است که به رسانه ها دسترسی ندارد. برای همین برای خودش روزنامه ای منتشر و بین تظاهرکنندگان توزیع می کند.

      وقتی نگاهی به این نشریه می اندازید می توانید بفهمید این گروه چقدر پراکنده است. مثلا نوشته است: "اگر لیبرال هستید، به تظاهرات بیایید. اگر کمونیست هستید، به تظاهرات بیایید، اگر ملی گرا هستید به تظاهرات بیایید. حتی اگر به سیاست علاقه ای ندارید به تظاهرات بیایید." و بعد می پرسد: "انقلاب کجاست؟"

      برای ثروتمندانی که در خیابان های مسکو سوار مرسدس بنز می شوند، انقلاب اتفاق افتاده و آنها را پولدارتر کرده است. آنها از روسیه ولادیمیر پوتین راضی هستند و تحولات اساسی نمی خواهند.

      اما چون انتخابات در پیش است، مقامات کرملین نمی خواهند ریسک کنند. حضور گسترده ماموران پلیس در راهپیمایی های قبلی گواه این مدعاست. میشا لیپمن، از مرکز کارنگی مسکو می گوید کرملین عصبی است.


      روسیه سیستم انتخاباتی تناسبی دارد و برای آن که آنها بتوانند به پارلمان راه یابند، باید بیش از هفت درصد آرا را کسب کنند. غیر ممکن است که آنها بتوانند به این رقم نزدیک شوند


      ویاچسلاو نیکونوف، تحلیلگر هوادار کرملین

      خانم لیپمن می گوید: "اعتراض های سیاسی خیابانی در عالم فرض قابل پیش بینی نیست. هیچ کسی نمی داند چه موقع این اعتراض ها به ماجرایی بزرگتر تبدیل می شود. به هر حال آنچه در اوکراین در خلال انقلاب نارنجی اتفاق افتاد، کاملا غیر منتظره بود و کرملین حالا می خواهد تدابیر امنیتی را دو سه برابر کند، چون نمی خواهد چیزی را به قضا و قدر رها کند."

      گری کاسپاروف اذعان می کند این بازی ای است که وی نمی تواند کنترل کند. "اگر بخواهیم این رویارویی را یک بازی شطرنج بدانیم، باید بگویم که من بازیگر نیستم؛ بلکه مهره ام، یه مهره بسیار مهم، شاید یکی از مهمترین مهره ها، ولی یکی از صدها مهره. به هرحال ما باید این بازی را ببریم."

      سایر مهره های این بازی از تمام طیف سیاسی روسیه هستند، و همین می تواند روی استراتژی انها تاثیر منفی داشته باشد. در حال حاضر اولین حرکت اقای کاسپاروف آن چنان قوی به نظر نمی رسد که کرملین را در موضع دفاعی فرو ببرد.


      iran

      Comment

      • abadani69
        Senior Member
        • Aug 2005
        • 21339

        #5643
        درحالي که احزاب سياسي اندک اندک خود را براي مبارزات انتخاباتي مجلس هشتم آماده مي کنند، علي اکبر هاشمي رفسنجاني، سيدمحمد خاتمي ومهدي کروبي با يکديگر ملاقات خواهند کرد تا ارودگاه اصلاح طلبان باانسجام بيشتري فعاليت هاي ماه هاي منتهي به انتخابات مجلس را دنبال کند.

        هاشمي رفسنجاني پس ازانتخابات خبرگان که ورود وي را با بالاترين راي تهران به اين مجلس به همراه داشت، تلاش کرده نقش فعال تري را درعرصه سياسي بازي کند. سيدمحمد خاتمي رييس جمهوري پيشين نيز که همواره ملاحظاتي را براي پشتيباني از گروه هاي مختلف سياسي داشته، درانتخابات گذشته شوراها عملا به کمک اصلاح طلبان شتافت و رسما درپيکاررقابت هاي انتخاباتي انها را ياري کرد. خاتمي 13 ارديبهشت ماه راهي ايتاليا خواهد شد تا علاوه برديدار با پاپ، نخست وزير و وزيرامورخارجه اين کشور را نيز ملاقات کند. طي ماه هاي گذشته برخي تحليلگران ابراز اميدواري کرئه اند که با ايفاي نقش موثرتراين دو - هاشمي وخاتمي- کنترل بيشتري بر روند روبه رشد تهديدات برعليه کشورشکل بگيرد.

        طي روزهاي گذشته نمايندگان فراکسيون اقليت وحتي برخي ازنمايندگان جبهه اصول گرايان مجلس با کروبي وخاتمي ديدارداشته اند. خاتمي دراين ديدار که تعداد حاضرين درآن را 100 نماينده اعلام کرده اند، با ارائه تحليل هاي خود ازمساله هسته اي خواستار تدبيردراين خصوص شده بود: "بايد با تدبير و درايت حساب شده به گونه*اي برخورد كنيم تا منافع ملي و مصالح نظام به شيوه*اي مناسب حفظ شود. حضور هاشمي رفسنجاني درکنارکروبي وخاتمي، عملا طيف عملگرا وتکنوکرات اصول گرايان را نيزبه اين سو متمايل مي کند وازهمين جهت چنين ائتلافي پيش از رفتن به سوي انتخابات مجلس هشتم بسيار راهبردي به نظر مي رسد."

        به گفته محمدرضا تابش نماينده فراکسيون اقليت مجلس دراين ديدار درخصوص موضوعاتي مانند مسايل مجلس فعلي و آينده، انرژي هسته*اي، عراق، لبنان و بطور كلي مسايل داخلي و انرژي هسته*اي بحث وتبادل نظر شده است. گستردگي مباحث مطرح شده درزمانه اي که عملا نظام تصميم گيري کشورعملا فشار بين المللي سياسي واقتصادي را متحمل مي شود، قابل توجه است.

        نزديکي هاشمي، خاتمي وکروبي درانتخابات سال گذشته شوراهاي شهر و ورود چندين چهره ازليست اصلاح طلبان و شکست انحصار اصولگرايان در شوراي شهر، ظاهرا اين بار بر انتخابات مجلس متمرکز خواهد شد. رسول منتجب نيا، قائم مقام دبيرکل حزب اعتماد ملي به ايسنا گفته است: "براي سامان دادن بيشتر به جريان اصلاحات قرار است كه كروبي، هاشمي، خاتمي با يكديگر ملاقاتي داشته باشند و اين ديدارها هم صرفا به مربوط به انتخابات مجلس هشتم نمي*شود و اهدافش كلي*تراست. اين ديدارها به دنبال احساس ضرورتي است كه اين افراد احساس مي*كنند و البته تاكيد و اصراري كه دوستان اصلاح*طلب از چهره*هاي شاخص اصلاح*طلبي دارند مزيد بر علت است."

        منتجب نيا تاکيد کرده است که عموم اصلاح*طلبان تاكيد دارند كه سه چهره*ي شاخص اصلاح*طلب محوريت اصلاحات را بر عهده بگيرند و اصلاح*طلبان را مديريت و هدايت كنند: "خواسته*ي ما اين است كه سه چهره*ي مذكور اصلاح*طلبي در كنار هم نشسته و جريان اصلاحات را هدايت كنند. با توجه به اين مسائل قرار آقايان(كروبي، هاشمي و خاتمي) اين است كه اين اقدام را عملي كنند و در جلساتي با هم به تبادل*نظر و تصميم*گيري بپردازند، البته معنايش اين نيست كه احزاب را سلب اختيار كرده و براي آن*ها تصميم بگيرند؛ بلكه به اين معني است كه با دقت بيشتر جريانات را مديريت كنند."

        همزمان حزب اعتماد ملي ازتشکيل يک شوراي فکري نه نفره خبرداده است تا "شاخص*ها و برنامه*هايي كه حزب براي انتخابات دارد را تعريف کنند و بر اساس آن شاخص*ها، افراد شناسايي و اقدامات لازم براي حضور در انتخابات انجام شود."

        محمد هاشمي، برادرعلي اکبرهاشمي رفسنجاني درخصوص ديدار ياد شده درگفت وگويي با خبرگزاري "آفتاب" چنين جلسه اي را تلاش براي تشکيل "پل ائتلاف" ارزيابي کرده است: "من از چند و چون برگزاري اين جلسه اطلاع دقيقي ندارم اما به طور کلي با توجه به تکثر گروه*هاي سياسي و احزاب موجود در هر دو جناح کشور و با توجه به شرايطي که اکنون در کشور وجود دارد و همچنين نوع رويکردي که مردم به احزاب، گروه*هاي سياسي و تشکل*ها نشان داده*اند هيچ يک از احزاب و نيروهاي سياسي به تنهايي نمي*تواند وارد انتخابات شود و انتظار داشته باشد که به طور مستقل برنده و پيروز ميدان هم باشد. براي پيروزي بايد از پل ائتلاف عبور کرد."

        Comment

        • abadani69
          Senior Member
          • Aug 2005
          • 21339

          #5644
          علي رغم شک وترديدهاي جدي که نسبت به تمايل روسيه براي تکميل نيروگاه اتمي بوشهر وجود دارد، ايران قصد دارد به منظور حل اختلافات به وجود آمده طي ماه هاي گذشته که ظاهرا برسرمسائل مالي است، هياتي را به مسکو اعزام نمايد تا به حل و فصل نهايي اختلافات فيمابين اقدام کند. همزمان ايران مناقصه* بين المللي ساخت دو نيروگاه هسته*يي را بر مقياس 1000 تا 1600 مگاوات را به اجرا گذاشته تا از اراده جدي مقامات تهران براي استفاده از انرژي هسته اي خبردهد. مقامات سازمان انرژي اتمي گفته اند اگر آمريکايي هم پيشنهاد بدهند، مورد بررسي قرارخواهد گرفت. خبري که درمطبوعات کشورهاي عربي انعکاس زيادي داشته است.

          روسيه طي ماه هاي گذشته، بارها تعهدات خود را براي راه اندازي نيروگاه ناديده گرفته و با بهانه کردند مسائل مالي وفني ايران را از بهره مندي از اولين راکتور هسته اي محروم کرده است. مقامات تهران تلاش کرده اند تا علي رغم بداخلاقي هاي ديپلماتيک مسکو برسرتوافق بر قطعنامه تحريم ايران، موضوع نيروگاه بوشهر را ازديگر مسائل جدانگه دارند. راه اندازي نيروگاه بوشهر درحالي که مناقشه هسته اي ايران هم اکنون تصويب سه قعطنامه شوراي امنيت را درکارنامه خود دارد، اقدامي استراتژيک محسوب مي شود.

          آخرين وعده گشايش نيروگاه بوشهر، شهريور 1386 بود که اسفند ماه توسط روسها اعلام شد که عملا اين اتفاق نخواهد افتاد. قرار بود براي راه اندازي نيروگاه بوشهر، روسيه اوائل امسال سوخت مورد نياز رابه اين نيروگاه ارسال کند که عملا با توجه به هم خوردن توافقات ارسال سوخت نيزانجام نشد.

          درحالي كه طرف روسي دليل اين تاخير را عدم پرداخت*هاي مالي از سوي ايران مي دانست، طرف ايراني به شدت اين ادعاها را تكذيب مي*كرد. سرانجام مذاكرات ميان تهران و مسكو بر سر حل مشكلات به وجود آمده آغاز شد كه تا به امروز نيز ادامه دارد. طرفين* اعلام كرده*اند كه به نتايج نسبي بر سر مشكلات مطرح رسيده*اند، اما هنوز هيچ نشانه*اي از ارسال سوخت و راه*اندازي به موقع نيروگاه اتمي بوشهر مشاهده نمي*شود.

          احمد فياض*بخش، معاون سازمان انرژي اتمي كه مسوول مذاكرات اخير ايران و روسيه براي رفع مشكلات مورد ادعاي طرف روسي در راه*اندازي به موقع نيروگاه اتمي بوشهر است، در خصوص نتايج اين مذاكرات در كنفرانسي مطبوعاتي گفت: "در مذاكراتي كه يك دور آن در مسكو و دو دور آن در تهران برگزار شد، توافقاتي به دست آمد كه به تفاهم بر سر قراردادي بين طرفين منجر شد. همچنين مديران بانكي دو طرف، پنجشنبه*ي گذشته در تهران قراردادي را براي اجراي توافقات مالي امضاء كردند. "

          به گفته فياض بخش نهايي شدن تفاهمات بين طرفين در سفري كه بنده هفته*ي آينده به مسكو خواهم داشت، مشخص مي*شود: " به طور كلي پيشرفت*هايي بين طرفين براي حل مشكلات بر سر راه*اندازي نيروگاه بوشهر به دست آمده است.

          مقامات ايراني مي گويند راه اندازي بوشهربه جلسه آتي درمسکو بستگي خواهد داشت. طرف روسي گفته که دوماه راه اندازي را به تاخيربياندازند که ايران قبول نکرده است. سوخت نيروگاه بر مبناي توافق قبلي بايد تا پايان ماه مارس 2007 ارسال مي*شد كه اين مساله با اعلام فدراسيون روسيه براي مدت كوتاهي به تاخير افتاده است.

          قراراست هيات اعزامي به مسکو در اين سفر در خصوص پيشرفت سريع براي تكميل نيروگاه و نيز حمل تجهيزات باقي مانده به ايران باشد تا مراحل تكميل تجهيزات نيروگاه از 3 /93 درصد به 96 و سپس 98 درصد برسد.

          اين درحالي است که ايسنا درگزارشي ازاولين پرداخت ايران به روسيه خبر داده است: "هفت روز پس از آغاز سال جديد "و پس از يك مذاكراتي طولاني ميان ايران و روسيه بر سر مشكلات و موانع مالي پيمانكار روسي كه به گفته*ي مقامات ايراني با كمبود نقدينگي براي تكميل و راه*اندازي نيروگاه بوشهر مواجه است، سخنگوي آژانس انرژي اتمي روسيه اعلام كرد ايران اولين پرداخت خود به روسيه براي ساخت نيروگاه هسته*يي بوشهر از زمان بروز مشكلات برسر مسايل مالي را انجام داده است."

          سرگئي نوويكف، از مقامات هسته* اي روسيه، گفته است: "شركت پيمانكاري روس اتم اولين پرداخت براي ساخت نيروگاه هسته*يي بوشهر از زمان بروز مشكلات مالي را دريافت كرده است. اين بسيار خوب است كه شركاي ايراني ما بر مشكلات فائق آمده*اند، ولي اين اقدام با جبران خسارتي كه ما در طول اين دوره متحمل شديم، هنوز خيلي فاصله دارد."

          شركت روس اتم نيز در اظهارتي مجددا اعلام كرد، 60 درصد هزينه ساخت نيروگاه بوشهر را در سه ماهه چهارم سال گذشته ميلادي و 1/5 ميليون دلار در ماه ژانويه (دي) دريافت كرده است، ولي در ماه فوريه (بهمن) هيچ پولي دريافت نكرده است. مقامات هسته*يي روسيه گفتند كه به دليل اين تاخير در پرداخت نيروگاه بوشهر طبق برنامه در ماه سپتامبر (شهريور سال جاري) آماده بهره*برداري نخواهد شد.

          نوويكف افزوده: "پول*هاي پرداخت شده به شركت روس اتم نيمي از هزينه*هاي ماهيانه مورد نياز در نيروگاه را پوشش داده است." اين درحالي بود كه سازمان انرژي اتمي ايران در بيانيه*اي هرگونه در تاخير در پرداخت*هاي مالي*اش به طرف روسي را تكذيب كرد. اتم استروي اكسپورت هفته گذشته اعلام كرد كه ظرف روزهاي آينده هياتي را براي مذاكره درباره*ي تكميل ساخت نيروگاه بوشهر به ايران اعزام مي كند. سخنگوي اتم استروي اكسپورت گفته است که قصددارند هياتي را براي مذاکره دراين خصوص به تهران اعزام کنند.

          اين درحالي است که چهاردهم فروردين جاري با حضور معاون رييس جمهوري چهار واحد پشتيباني نيروگاه بوشهر كه قبلا مورد بهره*برداري قرار گرفته بود، افتتاح شد و نيروگاه در مرحله*ي پيش راه*اندازي قرار گرفت.

          كارشناسان فني شركت اسناد مناقصه را آماده كرده*اند كه به زودي توزيع خواهد شد. در اين مناقصه*ها اطلاعات مربوط به سايت نيروگاه اتمي بوشهر، مشخصات فني نيروگاه مورد نظر ايران براي تامين حداقل 2000 و حداكثر 3000 مگاوات برق اتمي لحاظ شده است. در اين مناقصه*ها سهم مشاركت پيمان*كاران داخلي در بخش طراحي، تامين تجهيزات، ساختمان و سازه، نصب و راه*اندازي و بهره*برداري مشخص شده است. به گفته مقامات ايراني، طي 20 سال توان داخلي ساخت نيروگاه*ها از 36 درصد به 88 درصد خواهد رسيد

          فياض بخش باارائه اطلاعاتي درمورد اين مناقصه ها گفته است:" در صورت وجود فضاي هموار بين*المللي مي*توان در فرآيندي كه برنامه*ريزي شده است و در مدت زمان 20 ساله توان داخلي ساخت نيروگاه*ها از 36 درصد به 88 درصد رساند. در دو نيروگاه اول نهايتا به 36 درصد توان داخلي براي ساخت نيروگاه خواهيم رسيد."

          ظاهرا اين دو نيروگاه در كنار نيروگاه اتمي بوشهر احداث خواهد شد و هيچ ارتباطي به فاز دوم نيروگاه اتمي بوشهر ندارند. هزينه*ي ساخت اين نيروگاه*ها بين يك ميليارد 400 ميليون دلار تا يك ميليارد و 800 ميليون دلار خواهد بود. معاون سازمان انرژي اتمي گفته است که شركت*هاي اروپايي تمايل خود را نشان داده*اند، اما در عين حال اگرآمريكايي*ها تمايل داشته باشند آن را بررسي خواهند کرد.

          Comment

          • abadani69
            Senior Member
            • Aug 2005
            • 21339

            #5645
            درحالي که مخالفان بين المللي ايران از برنامه هاي اتمي و به گروگان گرفتن ملوان هاي انگليسي، سردرگم شده اند، ايران از اين موقعيت استفاده کرد تا اصلاح طلباني را که رئيس جمهوراحمدي نژاد از زمان روي کار آمدن خود مورد هدف قرار داده است، مهار کند.

            براي سختگيري بيشتر، مجلس ايران قانوني را به تصويب رسانده است که بموجب آن سازمان هاي امنيتي را قادر مي سازد که افراد مشکوک را براي بازجويي ماه ها در زندان نگهدارند؛ اين قانون شامل سپاه پاسداران انقلاب اسلامي که مسئول دستگيري 15 ملوان انگليسي بودند هم مي شود.

            نيروي انتظامي هم طي گزارش هاي پي در پي در صدد است تا براي مهار مخالفان، قانون هاي جديدي در زمينه نحوه حضور در انظار عمومي را به تصويب برساند. زناني که نتوانند همه موي خود را بپوشانند يا مانتو و دامن هاي کوتاه بپوشند، جزو اولين اهداف در روز هاي اخير خواهند بود.

            بعضي از ديپلمات هاي غربي نسبت به تفاوت واقعي اصلاح طلبان با محافظه کاران مشکوکند و آنها را فقط کمي مدرن تر از احمدي نژاد مي دانند، اما از آزادي هاي داده شده در زمان رئيس جمهور قبلي، محمد خاتمي، که از تاريخ 2005 تا 1997 بر سر کار بود، استفاده کردند.

            آقاي خاتمي که سياست خارجي اش نسبت به جانشين اش صلح جويانه تر بود، به اين دليل انتخاب شد تا به بعضي از بخش هاي زندگي ايراني، آزادي بيشتري بدهد. اما سياست هاي او با مخالفت رهبر، آيت الله خامنه اي، و تندرو هاي مذهبي مواجه شد. کساني که از آزادي هاي داده شده در زمان خاتمي استفاده کردند، حالا عواقب آن را پس مي دهند.

            يکي از اين اصلاح طلبان، مصطفي تاج زاده، معاون سابق وزارت کشور است که امروز متهم به اقدام عليه امنيت ملي است.

            آقاي تاج زاده، يکي از جدي ترين طرفداران انقلاب اسلامي سال 1979 است، اما مکرارا اصرار مي کند که رژيم بايد در مقابل انتقاد ها تحمل کند.

            محمد رضا خاتمي، برادر کوچکتر رئيس جمهور سابق و سردبير روزنامه توقيف شده مشارکت نيز، متهم به فعاليت هايي که به نظام اسلامي ضربه مي زند، شده است.

            اقاي خاتمي که با نوه موسس انقلاب اسلامي، آيت الله خميني ازدواج کرده است از اعتبار انقلابي زيادي برخوردار است. وي در دوران دانشجويي در اشغال سفارت آمريکا دست داشته و سخنگوي سابق مجلس هم بوده است [!]

            اخيرا، محسن آرمين، سخنگوي حزب اصلاح طلب مجاهدين انقلاب اسلامي گفت که هدف از برخوردهاي اخيراين است که مي خواهند از حضور مخالفان در انتخابات آتي مجلس، جلوگيري کنند. وي افزود:« آنها مي خواهند شمشيرشان را روي سر ما نگه دارند و مابقي حرف ها بهانه است. موضوع اصلي اين است که سال آينده انتخابات مجلس برگزار مي شود. زيرا رد صلاحيت اصلاح طلبان در انتخابات گذشته براي حقوقدانان ايجاد مشکل کرده بود و به همين دليل اين بار راه ديگري را در نظر گرفته اند». او معتقد است که دولت ترجيح مي دهد که بجاي تحمل انتقاد بين المللي، به دليل سختگيري هاي زياد درمورد مخالفان، براي خنثي کردن فعاليت هايشان از دادگاه ها استفاده کند. او مي گويد: "کاري که آنان مي خواهند انجام بدهند اين است که اصلاح طلبان را در حال حاضر به زندان بياندازند و به هر دليلي محکوم کنند. اگر اصلاح طلبان سابقه کيفري داشته باشند، به شکل اتوماتيک از شرکت در انتخابات، حذف مي شوند. بازگشت اصلاح طلبان به صحنه براي تندرو ها سخت است و آنها هر ترفندي را بکار مي بندند تا به اهدافشان برسند".

            جريمه آقاي آرمين براي انتقادهايش از سيستم قضايي دادگاه يک مليون تومان است.

            وي گفت که مقامات دولتي حتي روزنامه ها را هم هدف قرار داده اند. روزنامه مشارکت فقط يکي از 30 روزنامه اي است در دولت خاتمي بکار خود ادامه داد، اما اين روزنامه را هم توقيف کردند.

            امير طاهري، روزنامه نگار تبعيدي که در اروپا زندگي مي کند گفت که رژيم براي گرفتن امتياز، آماده نمايش دادگاه ها است. به نظر مي رسد صحنه براي نمايش دادن دادگاه ها که ما را به ياد بدترين روزهاي استالينيزم در شوروي سابق مي اندازد، آماده است.

            Comment

            • abadani69
              Senior Member
              • Aug 2005
              • 21339

              #5646
              ايران، روز يکشنبه اعلام کرد که برخلاف فشار هاي بين المللي براي دست کشيدن از برنامه هاي اتمي، به دنبال پيشنهاد هاي مناسب براي ساختن دو نيروگاه ديگراست.

              احمد فياض بخش، جانشين معاون سازمان انرژي اتمي ايران که مسئول نيروگاه ها است، گفت که اين دو نيروگاه ها رآکتورهاي آب سبک هستند که قدرت توليد 1600 مگاوات برق دارند. وي به خبرنگاران حاضر در کنفرانس مطبوعاتي گفت که هر نيروگاه در حدود 1.7 ميليارد دلار قيمت دارد و ساخت آن 11 سال طول مي کشد.

              ساخت نيروگاه بوشهر بعد از مجادله بين ايران و روسيه، متوقف شد. روسيه از اتمام کار که قرار بود در ماه سپتامبر تمام بشود، خود داري کرد و ماه گذشته از فرستادن سوخت اورانيوم که قبلا بر سر آن توافق شده بود، سر باز زد و علت آن را تعويق در پرداخت هاي ايران ذکر کرد.

              مقامات ايراني هر گونه تاخير درپرداخت هاي قرارداد يک ميليارد دلاري را انکار کردند و روسيه را متهم کردند به اينکه تحت فشار غرب به چنين اقدامي دست زده اند.

              ايران در حال حاضر با اتکا بر دانش داخلي، يک رآکتور آب سنگين 40 مگاواتي در اراک در مرکز ايران ساخته است. همچنين اين کشور خود را براي ساختن نيروگاه اتمي 360 مگاواتي در دارخوين در جنوب کشور، آماده مي کند.

              فياض بخش گفت که دو نيروگاه جديد در نزديکي بوشهر ساخته مي شود. وي همچنين گفت که قصد دارد هفته آينده سفري به روسيه بکند و سعي کند از شدت تنش بين دو کشور بکاهد تا ساخت نيروگاه بوشهر از سر گرفته شود.

              مزايده ساخت اين دو نيروگاه که تا ماه اوت منقضي مي شود، در وب سايت سازمان انرژي اتمي گذاشته شده است. فياض بخش گفت که ايران تا کنون با شرکت هاي مختلف خارجي وارد مذاکره شده است که تمايل زيادي به اين پروژه تازه نشان داده اند. او نام اين شرکت ها را فاش نکرد.

              طبق قوانين ايران، سازمان انرژي اتمي موظف است تا بيست سال آينده، 20000 مگاوات برق از طريق نيروگاه هاي اتمي، توليد کند.

              آمريکا و بعضي از متحدانش ايران را متهم مي کنند به اين که بطور پنهاني درحال ساخت سلاح اتمي است. ايران اين اتهام را همواره رد کرده است.

              ايران بر حق غني سازي اورانيوم اصرار مي کند و با موفقيت اين کار را در تاسيسات جداگانه اي در نطنز به پيش مي برد.

              شوراي امنيت ماه گذشته به تحريم هاي بيشتربه عنوان بخشي از دور دوم جريمه ها ظرف سه ماه، عليه ايران راي داد، زيرا اين کشور غني سازي اورانيوم را تعليق نکرده بود. روند غني سازي اورانيوم مي تواند براي توليد سوخت براي نيروگاه هاي اتمي باشد و يا در حد زياد مي تواند منجر به توليد مواد اوليه بمب اتمي شود.

              ايران روز دوشنبه اعلام کرد که کار 3000 سانتريفيوژکه تعداد آن تقريبا ده برابر تعداد قبلي است، برخلاف درخواست هاي سازمان ملل، در تاسيسات نطنز آغاز شده است. آمريکا، انگليس، فرانسه و ديگر کشورها از اعلام اين خبر انتقاد کردند.

              اما محمدالبرادعي، رئيس آژانس بين المللي انرژي اتمي سازمان ملل، روز پنجشنبه با گفتن اين که فقط چند صد سانتريفيوژ در نطنز کار مي کنند، تعداد سانتريفيوژ هاي اعلام شده توسط ايران را بسيار کمتر گزارش کرد.

              آخرين تحريم سازمان ملل شامل ممنوعيت صادرات اسلحه به ايران و بلوکه کردن سرمايه هاي 28 فرد و سازمان هايي بود که در برنامه هاي اتمي و موشکي ايران، شرکت دارند. ايران با بي اعتنايي به اين تحريم ها، اعلام کرد که همکاري هايش را با بازرسان سازمان ملل، آژانس بين المللي انرژي اتمي، تعليق مي کند.

              Comment

              • abadani69
                Senior Member
                • Aug 2005
                • 21339

                #5647
                جواد ظريف، از ديپلمات هاي بلند پايه ايراني در آمريکا، ماه گذشته سفر غير مترقبه اي را به واشنگتن داشت. زمان اين سفر بسيار بحث بر انگيز است.

                پنج روز قبل سپاه پاسداران ايران 15 ملوان انگليسي را دستگير کرد ودر همان لحظه سازمان ملل نيز قطعنامه جديدي را براي تحريم هاي بيشترعليه ايران و درپاسخ به عدم توقف ايران در غني سازي اورانيوم صادر کرد.
                ولي ظريف که دوران نمايندگي وي در سازمان ملل تقريبا رو به اتمام بود مورد استقبال آمريکا بود و حتي يک بار نيز به شرکت در کنگره آمريکا نيز دعوت شده بود.

                جو بيدن نماينده دموکرات ها در اين باره گفت: "ظريف يک فرد معتقد است ولي در عين حال بسيار عملي و غير دگماتيک است. وي مي تواند نقش مهمي در حل مناقشات با ايران ايفا کند."

                چند تن از دموکرات ها و نيز جان وارنر از جمهوري خواهان، وي را چهره اي مثبت در مذاکرات به شمار مي آورند و از حضور وي در سازمان ملل استقبال مي کردند. در ميهماني ناهار در شوراي روابط خارجي آمريکا، مارتين اينديک، سفير سابق آمريکا در اسرائيل، نيز به ظريف گفت: "جاي شما خالي خواهد بود."

                در ضيافت شام در مرکز نيکسون، ديميتري سايمز، رئيس اين مرکز ظريف را به عنوان "يکي از نادر ديپلمات ها" معرفي کرد و گفت: "وي به خوبي از کشورش دفاع مي کند ولي اين کار را با اعتبار و ظرافت خاصي انجام مي دهد."

                از سال 1979 و تيرگي روابط ايران و آمريکا، هم دموکرات ها و هم جمهوري خواهان خواسته اند با يک مقام ايراني قابل اطمينان مذاکره کنند. برخي از مقامات سياست خارجي آمريکا معتقدند ظريف يکي از اين گونه ديپلمات ها بود.

                بسياري معتقدند سخنان وي به نحوي بود که افراطيون رژيم نيز با آن موافق بودند. کنت تيمرمن، رئيس بنياد دموکراسي براي ايران مي گويد : " هدف همه آن ها روشن است و آن نابودي اسرائيل است. ولي در مورد تاکتيک تفاوت هايي بين آن ها وجود دارد. بعضي هامعتقدند مي توانند با حربه هايي آمريکا وادار به حمايت از آن ها کنند و در قدرت باقي بمانند. برخي ديگر به رويارويي عقيده دارند. ولي همه در دست يابي به سلاح هسته اي متفق القول هستند."

                جان بولتون، نماينده آمريکا در سازمان ملل در مورد ظريف مي گويد: "وي بهترين چهره براي يک دولت غير موجه بود و رفتار هاي غربي را به خوبي مي شناخت."

                در زماني که کاندليزا رايس يک سال پيش اعلام کرد آمريکا همراه با متحدان اروپايي با ايران مذاکره مي کند، جان بولتون مامور شد اين پيغام را به آقاي ظريف بدهد ولي نيم ساعت بعد از آنکه قرار ملاقات گذاشته شد دولت ايران اطلاع داد که نيازي به ملاقات نيست و جان بولتون پيغام را با پيک براي وي ارسال کرد.

                ظريف در ميام تند رو هاي داخلي چندان محبوب نيست و عده اي معتقدند علت خاتمه دادن به کار وي نيز همين امر است.

                ظريف قوانين جمهوري اسلامي را رعايت مي کند: "با زنان دست نمي دهد و کراوات هم نمي زند. ولي انگليسي را خوب صحبت مي کند و لهجه اي آمريکايي دارد چرا که مدرک خود را از سانفرانسيسکو گرفته است. وي در زماني که کوندليزا رايس در دنور دوره دکترا را ميگذراند در همان دانشگاه بود. وي به شوخي گقته بود: "ما استادان مشترکي داشتيم."

                سال گذشته ظريف در سميناري در پرينستون شرکت کرد (به طريق ويديويي) و در مورد هولوکاست و کنفرانس آن در تهران اظهار نظر کرد. وي همواره گفته است که وي معتقد است هولوکاست اتفاق افتاده است و اين يک عمل جنايتکارانه عليه بشريت است. در اين سمينار وي گفت معذالک فلسطينيان نبايد تاوان قتل عام آلمان ها را بپردازند. يوري لوبراني، که پيش از 1979 فرستاده اسرائيل به ايران بوده است مي گويد: "من سوال مشکلي از او(ظريف) کردم و هر چند جواب او کاملا چيزي بود که روساي وي اعتقاد دارند، ولي من احساس مي کردم او با روساي خود چندان هم توافق ندارد."

                ظريف بر خلاف بسياري از نمايندگان ايران، جزو افرادي است که دائما در تلويزيون و در برنامه هاي مختلف ظاهر مي شود. ولي اين اصلا به اين معني نيست که از دفاع ار کشور خود دست برداشته است. وي تاکيد مي کند که ايران نمي خواهد اسلحه هسته اي توليد کند. وي مي گويد ايران خواهان ثبات در عراق است و انکار مي کند که ايران در حال تشکيل يک ائتلاف شيعه هوادارايران در عراق، سوريه و لبنان است.

                در مورد تروريسم وي به طرفداري آمريکا از مجاهدين خلق در عراق اشاره مي کند. آنچه مقامات آمريکا وتحليل گران خاورميانه را به سمت ظريف متمايل مي سازد کوشش وي براي مذاکره در مورد تفاوت سياست هاست. کارشناسان نظامي از ملاقات وي با دانشمندان آمريکايي براي بحث در مورد چگونگي غني سازي اورانيوم توسط ايران بدون اينکه اين کار منجر به ساختن بمب شود، حمايت کرده اند.

                وي در حالي که سازمان ملل را ترک مي کند گفته است: "زمان به سرعت مي گذرد. مساله هسته اي ايران را دو سال پيش بهتر مي توانستيم حل کنيم. اين موضوع را حتي اکنون بهتر از دو ماه ديگر مي توان حل کرد. با وضعيت فعلي شما به تعداد بيشتري قطعنامه خواهيد رسيد و ما هم به تعداد بيشتري ساتريفوژدر نطنز." وي گفت: "نتيجه اين روند حل مساله نيست بلکه رويارويي را بيشتر خواهد کرد و اين مورد نظر ما نيست."

                دولت بوش همچنان با سوء ظن به اين موضوع نگاه مي کند. ظريف در مورد از ميان برداشتن "ديوار عدم اعتماد" بين دو کشور موفق نبوده است. وقتي از وي پرسيدند دستاورد وي در دوره نمايندگي در سازمان ملل چه بوده است وي گفت: "چندان دستاوردي نيست. فکر مي کنم غرب معناي گشودگي ما را خوب درک نکرده است. آن ها اين را به عنوان عامل ضعف تلقي کردند در حاليکه منظور از آن نشان دادن خواست واقعي مردم ما به تغيير ماهيت اين رابطه بوده است. با اين سوء تفاهم عکس العمل هاي نادرستي هم نسان داده شده که تنها سبب تشديد تنش و عدم اعتماد شده است."

                وي گفت: "در ايران مرا به عنوان ايده آليستي مي شناسند که در زندگي ديپلماتيک خود جز دادن امتيازات موردي چيزي به دست نياورده است."

                اينديک مي گويد: "تاريخ رابطه ما در دوران پس از انقلاب مانند حرکت کشتي ها در شب است؛ هر وقت ما آماده مذاکره بوديم آن ها آماده نبودند و هر گاه آن ها مايل به مذاکره بودند ما حاضر نبوديم. هرگز نتوانستيم پشت يک ميز بنشينيم. با حضور ظريف اين احتمال بيشتر بود؛ بدون او اين کار به مراتب مشکل تر مي شود."

                Comment

                • Rasputin
                  Senior Member
                  • Jan 2005
                  • 63906

                  #5648
                  ایران قتل چند کامیوندار ایرانی در عراق را محکوم کرده و وزیر خارجه از احتمال آزادی دیپلمات های بازداشتی در اربیل خبر داده است.
                  روز دوشنبه، 16 آوریل، سخنگوی وزارت خارجه جمهوری اسلامی قتل پنج کامیوندار ایرانی را که هنگام حمل سوخت از ایران به عراق در شمال این کشور هدف حمله قرار گرفتند و به قتل رسیدند به شدت محکوم کرد و آن را اقدامی "جنایتکارانه و ضد اسلامی" خواند.

                  سخنگوی وزارت خارجه محل این واقعه را شهر بعقوبه و روز گذشته گزارش شد که ماموران عراقی اجساد شش راننده تانکر نفتکش را که ظاهرا هدف حمله قرار گرفته و کشته شده بودند در نزدیکی شهر خانقين، واقع در شمال استان دیاله و نزدیک مرز ایران و عراق، یافته اند.

                  اکثر ساکنان دیاله را، که مرکز آن شهر بعقوبه است، اعراب اهل سنت تشکیل می دهند اما شیعیان و کردها نیز اقلیت های بزرگی در این استان هستند.

                  منابع عراقی تایید کردند که پنج تن از کشته شدگان ا یرانی و نفر پنجم عراقی بوده است.

                  هنوز دلیل قتل این افراد معلوم نیست و مشخص نشده است که آیا مهاجمان به منظور سرقت محموله کامیون ها رانندگان آنها را به قتل رساندند و یا انگیزه دیگری داشتند.

                  ایران مقادیری مواد نفتی تصفیه شده به عراق صادر می کند و حمل این محصولات عمدتا توسط تانکرهای نفت کش صورت می گیرد.

                  سخنگوی وزارت خارجه در مورد رانندگان مقتول ایرانی گفت که سه تن از کشته شدگان از ایرانیان اهل سنت و دو تن از شیعیان بودند و افزود که مردم ایران صرفنظر از علایق مذهبی آنان در صدد ارائه خدمات بشردوستانه به ملت و دولت عراق هستند.

                  'گروگانگیر دیپلماتها'

                  سخنگوی وزارت خارجه "اشغالگران خارجی" را متهم کرد که نه تنها کمکی به امنیت و ثبات عراق نمی کنند بلکه، به گفته وی، دیپلمات های ایرانی را هم به گروگان می گیرند و اتهامات ناروا به جمهوری اسلامی وارد می کنند.

                  وزیر خارجه ایران از احتمال آزادی ایرانیان بازداشت شده در اربیل خبر داده است

                  اشاره سخنگوی وزارت خارجه به وضعیت پنج شهروند ایرانی است که روز 11 ژانویه سال جاری در حمله نیروهای آمریکایی به یک دفتر متعلق به جمهوری اسلامی در شهر اربیل، مرکز کردستان عراق، بازداشت شدند.

                  جمهوری اسلامی بازداشت شدگان را دیپلمات های شاغل در کنسولگری این کشور در اربیل توصیف کرده اما منابع آمریکایی این افراد را ماموران سپاه پاسداران معرفی کرده که برای کمک به شورشیان عراقی به این کشور اعزام شده بودند.

                  در همانحال، منوچهر متکی، وزیر خارجه ایران، از احتمال آزادی این پنج نفر سخن گفته است.

                  به گزارش خبرگزاری رسمی جمهوری اسلامی - ایرنا - آقای متکی در نشست خبری مشترک با وزیر امور خارجه گامبیا در تهران در این موردگفت که "نشانه هایی مبنی بر آزادی دیپلمات های ربوده شده ایرانی در اربیل دریافت کرده ایم و امیدواریم هرچه زودتر آزاد شوند."

                  وی گفت که بازداشت این افراد مغایر قوانین بین المللی بوده و افزود "ما آمریکایی ها را مسئول گروگانگیری دپپلمات های کشورمان و دولت عراق را مسئول آزادی آنان می دانیم."

                  اوایل ماه جاری، جلال شرفی، دبیر دوم سفارت ایران در عراق که حدود دو ماه قبل در بغداد ربوده شده بود آزاد شد در حالیکه جمهوری اسلامی افراد وابسته به نیروهای آمریکایی را مسئول ربودن وی دانسته اما ایالات متحده هر نوع ارتباطی با این ماجرا را رد کرده بود.

                  به گزارش ایرنا، وزیر خارجه گامبیا که برای شرکت در مراسم گشایش سفارت آن کشور در جمهوری اسلامی در تهران به سر می برد، گفت که اقدام نظامیان آمریکایی در بازداشت این افراد برخلاف قوانین بین المللی بوده است.


                  iran

                  Comment

                  • Rasputin
                    Senior Member
                    • Jan 2005
                    • 63906

                    #5649
                    مقامات افغان می گویند در اثر یک حمله انتحاری در شهر کندوز، در شمال افغانستان دست کم ۹ نفر کشته و حدود سی تن دیگر زخمی شده اند.
                    محمد ایوب سالنگی، فرمانده پلیس کندوز گفت که تمامی قربانیان این حمله ماموران پلیس هستند.

                    این حمله در نزدیک ساختمان فرماندهی پلیس کندوز، زمانی اتفاق افتاده که سربازان پلیس مشغول تمرین صبحگاهی بودند.

                    شاهدان عینی می گویند فرد بمبگذار خود را تا نزدیکی این سربازان رساند و بمب های را که به خود بسته بود، منفجر کرد.

                    ولایت کندوز در شمال افغانستان، از مناطق عمدتا آرام بوده که حملاتی از این دست در آن سابقه ای چندانی نداشته است.

                    سال گذشته یک فرد مهاجم بمب های خود را همزمان با سفر حامد کرزی، رییس جمهور افغانستان به کندوز، در این شهر منفجر کرد و در آن به شمول فرد بمبگذار، سه نفر کشته شدند.

                    حمله به پلیس


                    نیروهای پلیس افغان در سه روز گذشته پی هم هدف حملات انتحاری قرار گرفته اند
                    پس از حملات انتحاری روزهای گذشته در قندهار و خوست، در سومین روز پی هم شهرهای مختلف افغانستان شاهد بمبگذاری های انتحاری است.

                    روز گذشته یک حمله انتحاری در ولسوالی اسپین بولدک ولایت قندهار که به هدف کاروانی از نیروهای پلیس صورت گرفت، منجر به کشته شدن سه غیرنظامی افغان شد.

                    روز پیش از آن هم یک بمبگذار انتحاری در شهر خوست، بمب های خود را در میان سربازان پلیس که در صف دریافت غذا ایستاده بودند منفجر کرد و در اثر آن هشت مامور پلیس کشته شدند.

                    حملات پی هم انتحاری در دو روز گذشته و حمله ای که امروز (دوشنبه) در شهر کندوز رخ داد، همه به هدف نیروهای پلیس صورت گرفته است.

                    منابع ناتو اعلام کرده اند که از آغاز سال جدید میلادی تا حالا بیش از چهارصد نفر در افغانستان کشته شده اند که این آمار شامل تلفات حملات انتحاری، بمب های کنار جاده و درگیری های نظامی در جنوب این کشور می شود.

                    سال گذشته افغانستان خونین ترین روزهای خود را تجربه کرد که در جریان آن حدود چهار هزار نفر کشته شدند و براساس گزارشها، یک چهارم آن غیرنظامی بودند.


                    iran

                    Comment

                    • Rasputin
                      Senior Member
                      • Jan 2005
                      • 63906

                      #5650
                      دادگاه مردی که پيش از اين به برنامه ريزی برای انفجار يک بمب راديواکتيوی در آمريکا متهم شده بود، روز دوشنبه در فلوريدا برگزار می شود.
                      خوزه پاديئا که شهروند آمريکا است، همکاری با تروريست ها و دست داشتن در طراحی قتل شهروندان کشورش را رد کرده است.

                      در اين حال، اتهام اوليه آقای پاديئا مبنی بر دخالت در برنامه ريزی برای حمله راديو اکتيوی در کيفرخواست روز دوشنبه او مطرح نشده است.

                      اين مرد ۳۶ ساله، سال ۲۰۰۲ پس از بازگشت از پاکستان بازداشت شد و بعد از آن به مدت سه سال در بازداشتگاه گونتانامو زندانی شد.

                      دولت آمريکا آقای پاديئا را به عنوان ‘عامل دشمن’ می شناسد و او را به دريافت آموزش های تروريستی در خارج از اين کشور متهم کرده است.

                      خوزه پاديئا که به نام عبدالله المهاجر هم شناخته می شود، مدتی نيز در يک بازداشتگاه نظامی در کارولينای جنوبی بازداشت بوده و به گفته وکيلانش در اين مدت شکنجه شده است.

                      محاکمه آقای پاديئا روز دوشنبه با انتخاب اعضای هیأت منصفه آغاز خواهد شد که به گفته وکيلان او کار راحتی نيست.

                      در صورت مجرم شناخته شدن آقای پاديئا، او به حبس ابد محکوم خواهد شد.


                      iran

                      Comment

                      • abadani69
                        Senior Member
                        • Aug 2005
                        • 21339

                        #5651
                        به گزارش خبرگزاري فارس محمود احمدي*نژاد رئيس جمهور عصر امروز دوشنبه در ادامه سفر استاني به استان فارس از آبگيري سد سيوند در مدت*زمان سفر خود به استان فارس خبر داد.

                        كارشناسان از زير آب رفتن بخشي از آثار باستاني ايراني مربوط به دوره هخامنشي و ساساني در صورت آبگيري سد سيوند خبر مي*دهند. اقدام به آبگيري سد سيوند در حالي صورت مي*گيرد كه اسفنديار رحيم مشائي، رئيس سازمان ميراث فرهنگي ، صنايع دستي و گردشگري چند روز پيش گفته بود: "تا شهريورماه مطمئنا امكان آبگيري سد وجود ندارد." پيش از آن، دكتر محمد علي دادخواه، وكيل دادگستري در گفتگويي با روز از"قول وزارت نيرو و تعهد سازمان ميراث فرهنگي مبني بر عدم آبگيري سد سيوند پيش از پايان كاوشهاي باستانشناسي" خبر داده بود.

                        اميررضا خادم عضو كميسيون فرهنگي مجلس نيز در واكنش به تصميم مورد نظر در گفت*وگو با مهر اعلا*م كرده بود: "بر اساس توافقي كه سال گذشته با سازمان ميراث فرهنگي، صنايع*دستي و گردشگري داشيم قرار بود ابتدا گزارش نهايي بررسي*هاي ميراث و كار كاوش*هاي باستان*شناسي در محدوده سد سيوند را به كميسيون فرهنگي مجلس ابلا*غ كنند و پس از آن درخصوص آبگيري سد سيوند اظهارنظر شود. در صورتي كه اين امر محقق نشد و سازمان ميراث فرهنگي، صنايع*دستي و گردشگري قبل از ارائه گزارش به كميسيون فرهنگي مجلس، آبگيري سد سيوند را بلا*مانع اعلا*م كرد."

                        در واكنش به آبگيري قريب الوقوع سد سيوند، سه شنبه هفته پيش اعضاي كانون مدافعان حقوق بشر از جمله محمد علي دادخواه و شيرين عبادي، از تنظيم شكواييه هايي عليه اسفنديار رحيم مشايي، رييس سازمان ميراث فرهنگي و پرويز فتاح، وزير نيرو خبر داده بودند.

                        محمدعلي دادخواه وكيل پيگيري*كننده پرونده آبگيري سد سيوند در گفت**وگو با ايسنا، در رابطه با آخرين وضعيت پرونده سد سيوند گفت: "به دنبال شكايت ما از معاون رئيس**جمهور و وزير نيرو، پرونده اين دو نفر به دادگاه كيفري استان تهران ارجاع شد كه شعبه 76 اين دادگاه نيز براي اين پرونده قرار صادر كرد و آن را به دادسراي كاركنان دولت ارجاع داد."

                        او در عين حال يادآوري کرد: "بهتر بود دادگاه كيفري استان تهران خود نسبت به اين پرونده رسيدگي و تحقيق مي*كرد تا احتمالا* رسيدگي*ها به دادسراي محل ارجاع نشود." * *

                        Comment

                        • abadani69
                          Senior Member
                          • Aug 2005
                          • 21339

                          #5652
                          امير محبيان با اشاره به محوريت بيش از پيش «محمد خاتمي» رئيس جمهورسابق در ميان اصلاح*طلبان و بازسازي دروني اين جريان براي شرکت در انتخابات مجلس هشتم، گفت: "متاسفانه اخبار خوبي از اردوگاه اصولگرايي در اين رابطه به گوش نمي*رسد و هنوز مکانيسمي براي ايجاد وحدت يا حداقل اتحاد، در ميان اصولگرايان به وجود نيامده است."

                          امير محبيان کيست؟
                          نام امير محبيان در ميان نيروهاي سياسي کشور نامي آشناست. آنان که اندکي او را مي شناسند، وي را يکي از تئوريسين هاي راست يا روشنفکري برخورده در اردوگاه اصولگرايان مي دانند و آنان که او را بهتر مي شناسند، وي را يکي از نظريه پردازان و سياستمداران ميانه روي محافظه کاران مي دانند.

                          امير محبيان متولد 1342است. وي در خانواده اي غيرمذهبي متولد شده و در دانشگاه تهران با کساني مانند عليرضا رجايي همکلاس بوده است. مدرک تحصيلي دانشجوي دکتراي دوره دکتري فلسفه ذکر شده است. در مورد امير محبيان گفته هاي زيادي وجود دارد. گفته مي شود که محبيان وب سايت «دريچه» را که به عنوان يک وب سايت محافظه کار به کار افشاي اصلاح طلبان مشغول بود، اداره مي کرده و گفته مي شود که وي يکي از اداره کنندگان «آريا نيوز» است. محبيان يک وبلاگ خوان حرفه اي است و تقريبا در محافل هنري و فرهنگي و سياسي هميشه حضور دارد. وي دوستان زيادي در ميان روشنفکران کليه جناح ها و اصلاح طلبان دارد. مدتي قبل به گفته خبرگزاري مهر محبيان تصميم گرفت گزيده اي از سه هزار مقاله خود را در کتابي منتشر کند. موضوع مقالات محبيان اين موارد بود: ريشه هاي ظهور دوم خرداد، بررسي و نقد جريان تاريخ معاصر ايران و رويدادهاي دوران معاصر و انقلاب اسلامي. ظتهرا وي در اداره ماهنامه اي به نام « فاطر» نيز دخالت داشته.

                          امير محبيان و روزنامه رسالت
                          امير محبيان يکي از اعضاي شوراي سردبيري روزنامه رسالت است. در عکس سياه و سفيدي که موجود است و در تاريخ 17 ارديبهشت 1365 عکاسي شده است، پنج عضو سردبيري در کنار آيت الله خامنه اي به چشم مي خورند. اين افراد شامل محمد کاظم انبارلوئي، مرتضي نبوي، حبيب الله عسگراولادي و علي اکبرپرورش است. موسسين روزنامه رسالت آيت الله راستي کاشاني، عسگراولادي و مرتضي نبوي بودند. مرتضي نبوي در مورد دغدغه روزنامه رسالت گفته است: "دغدغه اصلي روزنامه رسالت تفکر حکومتي است." امير محبيان تا پيش از دوم خرداد 76 تنها به عنوان نويسنده تئوريک رسالت شناخته شده بود. او در کنار کساني مانند بيژن مقدم و اکبر نبوي از بچه مسلمانهاي ميانه روي جناح راست بود که رسالت را به عنوان پايگاهي معتدل براي انديشه و گفته و نوشته خود انتخاب کرده بودند. در روزنامه رسالت ميان اکبر نبوي، محبيان، بيژن مقدم و گبرلو(خبرنگار سينمايي) روزنامه که طبعي معتدل و زباني نو داشتند، با کساني چون کاظم انبارلوئي، محمود فرشيدي و مرتضي نبوي تفاوت اساسي وجود داشت. اکبر نبوي درباره سينما مي نوشت و بعدا از رسالت جدا شد و شايد بکلي از سياست فاصله گرفت، تا آنجا که حتي دوستان گذشته مشکلات مالي نشريه سينمايي اش را هم حاضر نبودند حل کنند. بيژن مقدم صورت ظاهر را نگه داشت، اما رفيق بچه هاي هنرمند بود. گبرلو هم اخيرا از سوي ده نمکي متهم شد که بچه قرتي شده است و ديگر آن خبرنگار خشن و تندروي رسالتي نيست. در اين ميان محبيان با يک جمله وصف مي شد: "همان که با شلوار لي روزنامه رسالت مي رود." در روزنامه رسالت ستون امير محبيان وجه تئوريک و معقول داشت. با سر رسيدن دوم خرداد، امير محبيان به تدريج از شدت فلسفي ستونش کاست و سوخت سياسي آن را زياد کرد. در روزهاي تند و تيز انتخابات مجلس ششم در پائيز سال 1378، هنوز چند ماهي از همسفري پاريس وي با خبرنگاران اصلاح طلبي که همراه خاتمي به پايتخت فرانسه رفته بودند، نمي گذشت که تئوري « تور قانون» را براي اصلاح طلبان نوشت.

                          تئوري « تور قانون»
                          تئوري «تور قانون» مي گفت که حال که اصلاح طلبان از موضع قانوني وارد شده اند، جناح محافظه کار بايد با تمام ابزارهاي قانوني اش وارد شود و براي آنان تور قانون را پهن کند. چندي پس از نوشتن اين مقاله پر سروصدا بود که برخوردهاي قوه قضائيه براي تعطيل روزنامه هاي اصلاح طلبان و دستگيري و ايجاد فشار مداوم بر آنان آغاز شد. وي در گفتگو با روزنامه اعتماد چنين گفته بود که "چون قوه قضائيه مستقل است و احتمالا براي توقيف مطبوعات دليلي داشته است و وجود قانون بد بهتر از بي قانوني است، بنابراين توقيف مطبوعات مي تواند يک اقدام قانوني باشد. با اين وجود مي گويد قوه قضائيه بايد اغماض بيشتري مي کرد نه اينکه جناح منتقد به قصد تخريب با خاتمي برخورد کند."(نقل به مضمون) وي در همان زمان گفته بود: "من قبول ندارم که صدا و سيما در اختيار جناح ماست." وي که جناح محافظه کار را جناح منتقد دولت مي ناميد، در مصاحبه با شهرام رفيع زاده و روزبه مير ابراهيمي گفت: "جناح منتقد دولت، جناح کارشکني نبوده است. بلکه در يک روند دموکراتيک ضمن نقد قدرت رقيب سياسي از ابزارهاي مشروعش براي اثبات ناکارآمدي يا ناتواني دوم خرداد در حد قانوني استفاده کرد." امير محبيان گفت: "ما قوه قضائيه را بخشي از جناح خودمان نمي شناسيم." او گفت: "من رسما نوشتم و نظرم را پيشنهاد کردم که اگر رد صلاحيت بکنند شديدا به ضرر ماست. چون باعث مي شود آنها در افکار عمومي مظلوم نمايي کنند و اين به ضرر ماست. اقدامات قوه قضائيه و شوراي نگهبان بيش از آنچه به نفع ما باشد به ضرر ما و به نفع طرف مقابل است. نمونه اش همين انتخابات شورا که وقتي شوراي نگهبان نبود ما پيروز شديم."

                          نظريه « بازگشت به نقطه صفر»
                          وقتي 35 روزنامه و نشريه اصلاح طلب در سال 1379 تعطيل شد و روزنامه نگاران زير چکش قوه قضائيه قرار گرفتند، همزمان با طرح شدن موضوع نيروهاي ملي مذهبي، امير محبيان مقاله اي با عنوان «بازگشت به نقطه صفر» نوشت. در اين مقاله وي مي گفت که اکنون که اصلاح طلبان زير فشار قرار دارند، بايد آنان را تا مرز صفر پيش برد. به فاصله کمي از اين نوشته، قوه قضائيه 22 تن از نيروهاي ملي مذهبي را دستگير کرده بود. امير محبيان بعدها در مصاحبه اي اعلام کرد که منظورش از نقطه صفر، نابودي کامل نبوده است. وي گفت: "به* هر حال* زماني* كه* من* از رساندن* به* نقطه* صفر سخن* مي*گفتم* نقطه* صفر را نقطه* مرز مي*دانستم* در حاليكه* اصلا چنين* برداشتي* صورت* نپذيرفت*. آن* هم* در حاليكه* نقطه* صفر دقيقا نقطه* مرزي* است*. در واقع* مرزي* است* براي* جلوتر آمدن* و يا عقب*تر رفتن*. نقطه* صفر مرز شناخته* شده*، مطلوب* و قانوني* است*. وقتي* من* مطرح* كردم* بازگشت* به* نقطه* صفر يعني* رساندن* به* منطقه* مرزي*، دلايل* مختلفي* داشت*.... من* از آن* مطلع* نيستم*. من* اين* را مطرح* كردم*. اما طرح* اين* مقارن* شد با يك* اقدام* قضايي* و بسياري* گمان* كردند اين* توجيه* يا توصيف* يا تجويز و يا توصيف* يك* عمل* قضايي* بوده* است*. در حالي* كه* در زمان* نوشتن* آن* مطلب* هيچ* كدام* از اينها در ذهن* من* نبود، بلكه* من* تنها يك* تحليل* سياسي* ارايه* كردم*..." محبيان در مورد اصلاح طلبان مي گويد: "اصلاح طلبان چهره ما را در جامعه مخدوش کردند. و از سوي ديگر عملکرد برخي دستگاههاي حکومتي را به ما الصاق کردند، مثل قوه قضائيه."

                          تئوري « وفاق ملي»
                          پس از دستگيري و آزادي نيروهاي ملي مذهبي، در سال 1380، وقتي ابراهيم يزدي براي يک سال از ايران رفت و پس از يک سال اقامت در آمريکا بازگشت، امير محبيان تئوري «وفاق ملي» را مطرح کرد. در اين تئوري مخاطب وي دکتر ابراهيم يزدي و نيروهاي ملي مذهبي بودند. محبيان در اين مورد گفته است: "اينجا بود كه* من* لازم* ديدم* آن* مقاله* را بنويسم* خب* بالطبع* شرايطي* هم* پيش* آمد كه* منجر به* ايجاد فضاي* نرم* و لطيفي* شد. يكي* از اين* شرايط* درگذشت* دكتر سحابي* و نامه* رهبر به* خانواده* وي* بود كه* خيلي* نامه* قوي* و محكمي* بود نسبت* به* كساني* كه* انتقاد شديدي* به* حكومت* داشتند. يا بازگشت* آقاي* يزدي* و عدم* دستگيري* وي* با توجه* به* صدور حكم* جلب* آقاي* يزدي*. خيلي* چيزهاي* ديگر هم* بود، اينها همه* نشاندهنده* اين* بود كه* نظام* كينه* از كسي* ندارد و نمي*خواهد جرياني* را نابود كند، اما باطبع* يكسري* شاخص*هاي* قانوني* براي* خود داشت*. همان* زمان* من* آن* مطلب* را در مورد وفاق* ملي* نوشتم* و سه* شرط* براي* جريان* ملي* مذهبي* متصور شدم*. اول* آنكه* تكليف* و موضع* خود را روشن* كنند.... دومين* نكته* مساله* اپوزيسيون* بود.... اما نكته* سوم* آنكه* آنها به* قرائتي* از ولايت* فقيه* دست* پيدا كنند كه* قابل* دفاع* باشد."

                          محبيان و انتخابات احمدي نژاد
                          امير محبيان نيز مانند ديگر اصولگرايان در انتخابات تير 84 سرگرم ايجاد شرايط مناسب براي پيروزي اصولگرايان در انتخابات بود. محبيان در 29 دي 83 در جلسه هفتگي حزب موتلفه اسلامي قم شرکت کرد و چنين گفت: "دغدغه*اي كه هم*اكنون در بين دوستان ارزشي و اصولگرا وجود دارد اين است كه احتمال اين*كه در انتخابات پيروز مي*شوند باعث غرور آنها شود و از مسير طبيعي خارج شوند." محبيان پيش بيني کرد: "احتمال است كه انتخابات به مرحله* دوم كشيده شود و رييس*جمهوري با راي پايين انتخاب شود، پس بايد در دور اول رييس*جمهور با راي بالا انتخاب كنيم كه مصلحت نظام است و تحقق اين امر، كار گسترده و فعاليت زياد را مي*طلبد." محبيان در مورد وضع جبهه مشارکت گفت: "اگر براي جبهه مشاركت مثلثي ترسيم كنيد و آن را در وسط مثلث قرار دهيد، يك ضلع مثلث به حاكميت برمي*گردد، يك ضلع آن هم به جناحي*هاي آنها وصل مي*شود و ضلع ديگر به اپوزيسيون كه تا قسمتي ضدانقلاب هستند وصل مي*شود.... جبهه مشاركت به دنبال اخراج از بازي است و شايد يكي از دلايلي كه به دنبال كانديداتوري معين است اين باشد كه شايد معين ردصلاحيت شود و به همين دليل بر روي معين سرمايه*گذاري كرده* است تا ردصلاحيت شود و به اين وسيله* آقاي عارف را بالا بكشد." امير محبيان در مورد هاشمي رفسنجاني گفت: "من* از شش* ماه* پيش* اعلام* كرده* بودم* كه* هاشمي* وارد عرصه* انتخابات* خواهد شد... ايشان آدم كمي نيستند. 50 سال عمر سياسي دارند. از اول انقلاب نيز 8 سال رييس مجلس، 8 سال رياست*جمهوري و 8 سال رييس مجمع تشخيص مصلحت نظام بوده*اند. ايشان آدم پيچيده*اي است كه در سراسر كشور نيز تشكيلاتي دارد. هم هوادار دارد و هم مخالف. اگر ايشان بيايد، تمام معادلات بر هم مي*خورد، اما چقدر تاثير مي*گذارد معلوم نيست. اما آقاي هاشمي بازي را مي*چيند و قدم به قدم جلو مي*رود. من از 6 ماه پيش گفتم و حالا هم مي*گويم قطعا ايشان مي*آيد. آقاي هاشمي آرام آرام جلو مي*رود تا زمان اعلام شود، حرف آخر را آخر مي*زند." او در مورد انتخابات بطور کلي گفت: "در مجموع وضع اصولگرايان نسبت به جبهه دوم خرداد بهتر است."

                          مذاکره با آمريکاي کلينتون، فرصت از دست رفته
                          امير محبيان يک روشنفکر محافظه کار ميانه رو به معناي دقيق کلمه است. اگرچه گفته مي شود که جز نويسندگي و کار روزنامه نگاري به امور تجاري نيز اشتغال دارد، اما تا به امروز هميشه به عنوان يک صاحب نظر سياسي در يک جناح مشخص وفادار به حکومت در ميان محافظه کاران عمل کرده است. او مي گويد: "شخصا به* نظارت* استصوابي* شوراي* نگهبان* اعتقاد دارم* و معتقدم* بسيار عقلاني* است*. و اين* مخالف* خواست* مردم* نيست*." وي به نظر يک فعال سياسي مي آيد، چنانکه مي گويد: "مسائل سياسي مسائلي نيست که بتوان با اغماض از آن گذشت." البته محبيان همواره جانب اعتدال و رفتار قانوني را توصيه مي کند، وي گفته است: « ما از هر حركت* قانوني* حمايت* مي*كنيم*." اما در مورد رابطه با آمريکا، شايد با اندکي نهان روشي و شايد با نگاهي از سر تاسف به دوران خاتمي مي گويد: "اين* نظر ما را به* افسوس* گذشته*ها وا مي*دارد. در زمان* دولت* كلينتون* گامهاي* مثبتي* برداشته* شد. چرا آن* فرصت*ها را از دست* داديم*؟ آيا توجيهاتي* چون* توجيهات* امروز دليلش* نبود؟"

                          Comment

                          • abadani69
                            Senior Member
                            • Aug 2005
                            • 21339

                            #5653
                            روز سه شنبه در کنفرانس خبري کاخ سفيد، رئيس جمهور در پاسخ به پرسشي در باره سفر نانسي پلوسي به سوريه گفت: "اين عکسها و ملاقاتها با رئيس جمهور سوريه، به دولت آن کشور اين اعتقاد را ميدهد که بخشي از جريان اصلي جامعه بين المللي است، در حاليکه اين دولت حامي تروريسم شناخته مي شود."

                            همان شب برايان راس از اي.بي.سي نيوز گزارش داد که ايالات متحده از سال 2005، "گروه تندرو" جندالله در پاکستان را تشويق ميکند تا به نواحي بلوچ نشين ايران حملات چريکي کند. رهبري اين گروه را يک عضو سابق طالبان و "يک قاچاقچي مواد مخدر" بر عهده دارد. به گفته راس "مقامات آمريکائي گفته اند که هيچگونه منابع مالي، که نياز به مجوز رسمي رئيس جمهور يا نظارت گنگره داشته باشد، در اختيار جندالله قرار نداده اند." بر اساس شواهد گذشته، اين تشويقها و توصيه ها بايد از طرف سي.آي.اي. انجام شده باشد.

                            در ماجراي آزادي ناگهاني ملوانان انگليسي نيز يک ديپلمات ايراني در عراق آزاد شد که هشت هفته قبل از آن توسط نيروهاي نامعلومي که گمان مي رود وابسته به سي.آي.اي باشند دستگير شده بود. عده اي از مقامات امنيتي ايراني نيز قبلا در عراق دستگير شده اند. اين اقدامات همگي در اين قالب توجيه ميشود که "دولت غيرمردمي و منزوي ايران در تلاش براي جلب حمايت و تقويت خويش است." اين هفته ناو هواپيمابر نيميتز نيز از آمريکا راه افتاد تا به دو ناو ديگر در خليج فارس بپيوندد و از اين طريق "قصد آمريکا در برقراري امنيت و تامين ثبات بلند مدت منطقه" را نمايش دهد.

                            به نظر ميرسد ثبات منطقه از طريق بي ثبات کردن ايران به هر طريق ممکن حاصل ميشود. بنابراين "جنگ جهاني بر عليه وحشت" به "جنگ جهاني وحشت" تبديل شده است. و هيچکس "وحشت تحت حمايت دولت" را در کشور آمريکا بهتر از نوام چامسکي بررسي نکرده است.

                            جاي تعجب نيست که علي رغم مخالفت آمريکائيان و عراقي ها، دولت بوش افزايش نيرو در عراق را اعلام ميکند. و به دنبال آن گزارشهايي در مورد مداخله ايران در عراق با هدف برهم زدن ماموريت آمريکا از سوي مقامات آمريکائي در واشنگتن و بغداد مطرح ميشود.

                            بحث مداخله ايران در عراق نمونه اي از اصول پيچيده تبليغات سياسي است. اتهامات عليه ايران بخشي از جريان تدارک پشتيباني از گسترش کار در عراق و حمله به ايران به عنوان "منشاء بحران" است. جهان از احتمال چنين جنگي در وحشت است. بر اساس اطلاعات محدود ما، بخش عمده اي از نيروهاي نظامي آمريکا با اين حمله مخالف هستند. نتايج حمله به ايران وحشتناک است. بر اساس تحقيقات انجام شده توسط متخصصان تروريسم، "پيامد جنگ عراق" هفت برابر شدن تروريسم بوده است. به گفته کرلي بارنت، تاريخدان نظامي بريتانيائي، "حمله به ايران ميتواند به جنگ جهاني سوم منجر شود." حتي اگر کاخ سفيد براي جنگ نيز برنامه ريزي نکند، ارسال نيروي دريايي، پشتيباني از نهضتهاي تجزيه طلب، و اقدامات تروريستي در درون ايران، و ساير اقدامات خصمانه ميتواند منجر به جنگي ناخواسته شود. تنها راه جلوگيري از جنگ، سازماندهي مخالفت عمومي است که باعث ترس رهبري سياسي- نظامي خواهد شد.

                            بدون ترديد اقدامات اخير دولت ايران که موجب بالا گرفتن بحران شده است بايد بشدت محکوم گردد. اما با اين وجود خوب است از خود بپرسيم: ما چه ميکرديم اگر ايران به کشورهاي کانادا يا مکزيک حمله وآين مناطق را تصرف ميکرد، و ماموران ديپلماتيک ما را به جرم مخالفت با نيروهاي مهاجم ايراني دستگير مينمود.

                            بيشک هيچکس نميخواهد ايران سلاح اتمي بسازد. يک راه حل منطقي براي اين بحران آن خواهد بود که به ايران اجازه توسعه انرژي اتمي و نه سلاح اتمي، در چارچوب پيمان نامه منع گسترش داده شود. چنين راه حلي از حمايت اکثريت مردم ايران و آمريکا برخوردار است. خلاصه آنکه اگر آراء عمومي بر سياست دولت در آمريکا و ايران تاثير گذار باشد، ميتوان به پيدا کردن احتمالي راه حلي براي اين بحران اميدوار بود.

                            Comment

                            • abadani69
                              Senior Member
                              • Aug 2005
                              • 21339

                              #5654
                              جمهوري اسلامي ايران از دستگيري و سپس اعلام آزادي 15 ملوان و تفنگدار بريتانيائي اين پيام را به مخالفان خود فرستاد: همانگونه که ايران دشمني را با دشمني پاسخ مي دهد، جواب انعطاف را با واقعگرائي خواهد داد. در حاليکه بنظر ميرسد آمريکا و ايران بسوي روياروئي حرکت مي کنند، جا دارد که اين پيام مورد توجه قرار بگيرد.

                              اين دستگيري همزمان با قطعنامه سازمان ملل در مورد تحريم ايران، اعزام ناوهاي هواپيمابر آمريکا به خليج فارس، و تحريم بانک هاي ايراني بود. گرچه آمريکا سياست رويارويي با ايران را موفقيت آميز ميخواند، اما رفتار ايران در خليج فارس غير از اين را ميگويد. در چنين شرايطي بريتانيائي ها از اين سياست پيروي نکردند و با تاکيد بر ديپلماسي، از خود واقعگرائي نشان دادند و ايرانيان نيز در مقابل همانگونه عمل کردند.

                              در مقابل سياست خصمانه آمريکا، ايران نه تنها موضع اتمي خود را تغيير نداده بلکه از همکاري خود با سازمان انرژي اتمي نيز کاسته است. بعلاوه مذاکرات ايران و عربستان در مورد لبنان به نتيجه اي نرسيده و مذاکرات بغداد هم ايران را مجبور به مذاکره نکرده است. بلکه برعکس ايران خواستار جدول زمانبندي خروج آمريکا از عراق شده است.

                              آمريکا با دو گزينه روبروست: يا بايد رويارويي را تشديد کند و يا سياست گفتگو را برگزيند. ادامه سياست رويارويي موجب ماندگاري آمريکا در منطقه براي مدت نامحدود و رشد فضاي تندروي مي شود. از طرف ديگر انتخاب سياست رويارويي باعث پيچيده شدن سياست آمريکا در عراق خواهد شد و به ضديت شيعيان و دولت عراق با آمريکا دامن خواهد زد.

                              ايران از ابتداي اشغال عراق از فرايند سياسي در اين کشور پشتيباني کرده است. اگر عراق ايران را ناديده بگيرد و از نفوذ منطقه اي اين کشور بکاهد، از ميزان علاقه ايران به عراق نيز کاسته و بي ثباتي در اين کشور بيشتر خواهد شد. ادامه درگيري آمريکا با ايران به ثبات منطقه و دستاوردهاي اقتصادي اميرنشينان خليج فارس نيز لطمه خواهد زد.

                              در حال حاضر ايران ثبات منطقه اي را به نفع خود ميداند و در پي حفظ وضع موجود است. روياروئي باعث تغيير سياست خارجي ايران و گرايش به سوي ستيزه گري بيشتر خواهد شد.

                              آمريکا براي يک سياست گفتگو نيازمند شکيبائي و تغيير اساسي در ديپلماسي خود است. آمريکا بايد فضاي ديپلماسي مناسب را ايجاد کند و به تدريج ديوارهاي عدم اعتماد را پائين بکشد. آمريکا ميتواند به اعزام نيروي دريايي خود به خليج فارس پايان دهد، به بانک هاي اروپائي و آسيائي اجازه دهد با ايران کار کنند، و نمايندگان ايران را به تمامي کنفرانس هاي منطقه اي دعوت نمايد. آمريکا بايد کلام ديپلماتيک خود را نيز تغيير دهد. پس از آن آمريکا بايد براي عادي سازي روابط به ايران پيشنهاد گفتگوي بي قيد و شرط بدهد. اين گفتگو بايد تمامي زمينه هاي اختلاف را شامل شود و به منافع ايران در منطقه توجه نمايد.

                              بعد از 28 سال تحريم، اکنون وقت آن رسيده که بپذيريم اين فشارها باعث تغيير رفتار ايران نخواهد شد. اعلام آزادي اسيران بريتانيائي نشان داد که ايران حاضر است ايدئولوژي خود را با واقعگرائي همراه سازد. سياست گفتگوي شکيبانه زمينه را عوض کرده و به ايران نشان خواهد داد که رابطه با آمريکا به نفع آن کشور است. فقط در اين صورت است که ايران روشي نوين در داخل و خارج اتخاذ خواهد کرد.

                              Comment

                              • abadani69
                                Senior Member
                                • Aug 2005
                                • 21339

                                #5655
                                شاه ايران که ربع قرن پيش از سرطان در گذشت، نکته اي را در مورد ملت ايران گوشزد کرد که امروز و بخصوص در دو هفته اخير مصداق زيادي پيدا کرده است. آنچه وي گفت مربوط به رويارويي ايران و ابر قدرت ها بود.

                                محمد رضا پهلوي چند هفته پس از ملاقات ما در قاهره در 1980 در گذشت. اين بر عهده آيت الله ها و راديکال هاي اسلامي است که نشان دهند سخنان شاه تا چه اندازه گوياي وضعيت آن هاست.

                                ايران سرزميني است که واقعيت در آن به زبان در نمي آيد بلکه در زير و لابلاي کلمات درک مي شود. مضحکه کردن خارجي ها و رقبا يک هنر کهن ايراني است. بيان صريح منظور خود راهي خشن و خطرناک براي صحبت کردن و مذاکره به شمار مي رود.

                                اين ضرب المثل در واقع جوهر چيزي بود که شاه در تشريح ادعاي خود در مورد چگونگي کمک هاي عمدي انگليس و آمريکا در سرنگوني رژيم خود در سال 1979 مي خواست بيان کند. ترس وي از انگليس ها، وقتي فيلم محمود احمدي نژاد را در مورد آزادي تاريخي 15 ملوان انگليسي نگاه ميکردم دوباره به يادم آمد.

                                شاه در تشريح موضوع، لندن را در سرنوشت خودبيش از واشنگتن مقصر مي شمرد. آمريکايي ها مانند بچه هايي سرگرم بازي هاي قدرت و عمليات جاسوسي بوده اند در حاليکه امپراطوري بريتانيا به عمد توطئه اي را درست کرد که به نفع آيت الله ها بود. حداقل شاه اينگونه فکر مي کرد.

                                دستگيري 15 ملوان توسط سپاه پاسداران در آب هاي عراق در 23 مارس ظاهرا هدفي اتفاقي به شمار مي آيد. ولي من ترديد دارم. مسلما اين دستگيري به قصد چانه زني انجام شده است. به هر صورت احمدي نژاد به نحوي از در ملي گرايي درآمد که ياد آور دوران استعمار بود، گويا هنوز مساله مهم، حتي در کشوري که مستعمره مستقيم نبوده (انگليس از طريق اقتصادي و غير مستقيم حضور داشته)، چرخاندن دم شير بريتانياست.

                                شرايط تاريخي فرهنگي ايران در موضوع تقابل اين کشور با غرب در زمينه برنامه غني سازي اورانيوم نيز نقش مهمي ايفا مي کند. من با هر کدام از مقامات ايراني در مورد برنامه هسته اي ايران صحبت کردم، همه گفتند اين برنامه اي بوده که از زمان شاه شروع شده بوده (با همکاري آمريکا و فرانسه) و احمدي نژاد و آيت الله ها تنها ادامه دهندگان آن هستند. ولي در واقع هيچ يک به صراحت نمي گويند که رها کردن غني سازي اورانيوم آن ها را در معرض اين اتهام قرار خواهد داد که آن ها از رژيم شاه کمتر ملي و وطن پرست هستند.

                                دخالت هاي قديمي و تاريخي در امور ايران مسلما توجيهي براي قبول گروگان گرفتن ملوانان انگليسي، يا پيگيري برنامه هسته اي، يا حمايت از تروريسم در عراق، اسرائيل يا جاي ديگر نمي تواند باشد. ولي آمريکاييان بايد بدانند که جاي پاي آن دخالت ها تا چه حد عميق است و چگونه ميتواند در هنگام گرفتاري مورد سوء استفاده عوام فريبان قرار گيرد. لذا نوعي تبليغات و فشار سياسي و اقتصادي وسيع لازم است تا تغييري در رفتار رژيم ايران ايچاد شود.

                                سخنان تند احمدي نژاد را در زمينه گروگان گيري و يا خروج از پيمان عدم گسترش سلاح هاي هسته اي (ان پي تي) و يا توقف مذاکرات با سازمان ملل در صورت ادامه غرب به محکوم کردن برنامه هسته اي ايران در نظر بگيريد. تمام تهديد ها به توقف مذاکرات با غرب به اين معني است که ايران عملا دارد با غرب مذاکره مي کند ولي به زباني تآتر گونه و غير قابل استناد.

                                اين نشان دهنده آن است که فشار هاي مالي و ديپلماتيک خزانه داري و وزارت خارجه آمريکا به رژيم احمدي نژاد آسيب وارد آورده است. اين فشار ها بايد ادامه يابد و هر جا بشود بايد تشديد شود. کشور هايي که با راي عليه ايران در شوراي امنيت مخالف بودند يکي افريقاي جنوبي بود، که به دليل مسائل سياسي خود دائم در حال قطع رابطه با غرب است و ديگري اندونزي که بزرگترين جمعيت مسلمان چهان را دارد.
                                ادعاهاي تهران مبني بر اينکه برنامه هسته اي اش مورد حمايت تمام کشور هاي جهان سوم است. خشم روسيه نيز از تهران به دليل عدم پذيرش پيشنهاد اين کشور براي تامين انرژي هسته اي صلح آميز ضربه ديگري بود.

                                کوشش هاي ديپلماتيک براي ايجاد جبهه اي بين المللي عليه ايران موفق بوده است. دليل مهم آن هم اين است که بوش ديگر عجله اي براي اقدام نظامي عليه ايران ندارد. تاريخ جديد و قديم هر دو نشان مي دهد که بهترين راه ادامه فشارهاي چند جانبه و دائمي است.

                                Comment

                                Working...