Important Political News

Collapse
This is a sticky topic.
X
X
 
  • Time
  • Show
Clear All
new posts
  • abadani69
    Senior Member
    • Aug 2005
    • 21339

    #5686
    کمک 75 ميليون دلاري دولت بوش براي ترويج دموکراسي در ايران باعث ضعف برخي سازمان ها و فعالين سياسي شده است، چرا که اين کمک بهانه اي شده است براي زير فشار قرار دادن طرفداران دموکراسي در يک سال گذشته. اين نظر از سوي طيف وسيعي از فعالين ايراني و گروه هاي مدافع حقوق بشر بيان شده است.

    از زماني که کوندليزا رايس يک سال پيش برنامه کمک آمريکا را مطرح کرد، تعداد زيادي از معلمان، مدافعان حقوق زنان، کارگران، دانشجويان، روزنامه نگاران و روشنفکران مورد بازحويي، دستگيري، زندان و ضبط پاسپورت قرار گرفته اند. اتهام آن ها ارتباط با آمريکا بوده است. مقامات ايراني واشنگتن را متهم به حمايت از نوعي انقلاب آرام در ايران، به شيوه اروپاي شرقي کرده است.

    هادي قائمي، تحليل گر حقوق بشر گفت: "از زمان اعلام کمک 75 ميليون دلاري، ده ها فعال ايراني بهاي آن را پرداخته اند و تقريبا هر کس طي سال گذشته دستگير شده است در مورد گرفتن يخشي از اين پول مورد بازجويي قرار گرفته است."

    فريبا داوودي مهاجر، يک فعال حقوق زنان که ماه گذشته بطور غيابي به "گردهم آيي و توطئه براي اقدام عليه امنيت ملي" محکوم شده است در مصاحبه اي گفت: " مساله 75 ميليون دلار تقريبا در تمام بازجويي ها پيش کشده مي شود." وي همراه با سه زن ديگر سال گذشته حرکتي را براي جمع آوري يک ميليون امضاء بر عليه تبغيض جنسي در ايران سازمان دهي کرد. مهاجر براي اين اقدام به 4 سال زندان محکوم شد که سه سال از آن تعليقي است به شرط آن که تا 5 سال در فعاليت هاي مشابه شرکت نکند. پرونده وي در دادگاه تجديد نظر است.

    مهاجر و ساير فعالين جامعه مدني در ايران تاکيد مي کنند که از بودجه آمريکا استفاده نکرده اند و نمي خواهند به اين موضوع آلوده شوند. قسمت اعظم بودجه آمريکا صرف راديوي فارسي زبان ايران فردا و صداي آمريکا مي شود که داراي يک وب سايت هم هست که اخبار فرهنگي را به اطلاع مي رساند.

    نبکولاس برنز، معاون وزارت خارجه آمريکا با بيان اين مطلب گفت اين بودجه شايد در سال 2008 به 100 ميليون دلار نيز برسد که نشانه افزايش هزينه هاست. وي گفت: "اين بودجه صرف امر مفيدي شده است چرا که تبادلات فرهنگي ميان دو جامعه را در سطح وسيعي گسترش مي دهد. ما مي خواهيم سد هاي ساخته شده طي 27 سال را از ميان برداريم و اين تازه ابتداي راه است."

    يک مقام رسمي وزارت خارجه گفت ايالات متحده "بسيار دقت مي کند" که اين کمک ها به کسي آسيب نزند و معمولا به شخص يا گروه خاصي بطور مستقيم کمک نمي کند. وي گفت با انتخاب محمود احمدي نژاد در سال 2005 شبکه اي از تند روها در دولت، قوه قضاييه و نهاد هاي اطلاعاتي حاکم شده اند که شديد ترين فشار ها را بر نيروهاي مخالف وارد مي آورند که از سال 1979 بي سابقه است. دولت ايران اکنون مصمم است با تهديد و ارعاب و دستگيري ها صداي فعالين را خاموش کند و از سفر آن ها به خارج از مملکت جلوگيري کند.

    مهاجر معتقد است: "زماني که آمريکا اعلام کرد به گروه هاي مدافع آزادي هاي جامعه مدني کمک مي کند، اين يک بهانه حاضر و آماده اي را به دست دولت داد. اين امر اصلا سازنده نبوده است."

    مساله پول به موضوع مهم بازجويي ها تبديل شده است. ظهير جان محمد، دبير عفو بين المللي در خاورميانه گفت: "اگر به سابقه تهاجم به سازمان هاي غير دولتي و مدافعين حقوق بشر طي شش ماه گذشته نگاه کنيد، خواهيد ديد همه متهم به دريافت پول از خارج شده اند. مساله فقط پول نيست بلکه اين امر با لفاظي هاي مربوط به "تغيير رژيم" و "محور شرارت" نيزتوام است."

    شوراي ملي ايرانيان آمريکا به وزارت خارجه هشدار داده بود که "چنين شيوه فرستادن پول فقط کار هواداران دموکراسي را در ايران مشکل تر مي سازد." تريتا پارسي دبير اين شورا افزود: "همين قدر که آمريکا از سازمان هاي غير دولتي در ايران سخن مي گويد باعث سوء ظن به فعالين جامعه مدني به ايجاد تغييرات در کشور مي شود."

    در اقدامي ديگر که ناشي از همين حساسيت مقامات ايراني در مورد کمک هاي آمريکاست پاسپورت فرستاده راديو فردا، پرناز عظيما، يک شهروند آمريکايي و ايراني، در بدو ورود به ايران ضبط شد. وي براي ملاقات مادر بيمار خود به ايران سفر کرده است. بر اساس گزارش راديو فردا و راديو آزادي، در بازجويي هاي مکرر از وي خواسته شده است با نيروهاي اطلاعاتي ايران همکاري کند. نيمي از کمک هاي آمريکا صرف راديو فردا و تلوزيون آمريکا مي شود.

    به گزارش اين راديو به گفته وکيل عظيما مقامات اطلاعاتي دادگاه انقلاب اين هفته گفتند پاسپورت وي به او داده نخواهد شد و او ناچار است "دو يا سه سال" در ايران بماند.


    Comment

    • abadani69
      Senior Member
      • Aug 2005
      • 21339

      #5687
      نيکولا سارکوزي، کانديداي حزب اتحاد جنبش مردمي [او.ام.پ.] و وزير کشور سابق فرانسه، درخصوص پرونده هسته اي ايران معتقد است راه حل ديگري جز اعمال تحريم هاي تدريجي و قاطع عليه ايران وجود ندارد.

      او در اين خصوص گفت: "نمي توان رييس جمهور ايران را درحالي که سلاح هسته اي به دست گرفته، به حال خود رها کرد. اين واقعاً احمقانه است." وي در ادامه افزود: "من به مباحثات داخلي در ايران اطمينان دارم. تحريم ها بايد کاري کنند که جامعه مدني ايران مجبور به موضع گيري شود و دولت تهران را عقب براند."

      ازطرف ديگر، سارکوزي قاطعانه تأکيد کرد که با هرگونه مداخله نظامي امريکايي در ايران مانند عراق مخالف است. وي در اين خصوص اظهار داشت: "من نمي توانم تصور کنم که ايالات متحده چنين اشتباهي مرتکب شود. ما نتيجه حمله به کشوري با 25 ميليون نفر جمعيت را ديديم. حال تصور کنيد مداخله نظامي به کشوري ناهموار و کوهستاني مانند ايران که 75 ميليون نفر جمعيت دارد چه عواقبي درپي خواهد داشت."

      کانديداي رياست جمهوري فرانسه در ارتباط با عراق افزود: "من نيز مانند رييس جمهور ژاک شيراک با مداخله نظامي عليه عراق مخالف بودم. امروز بايد به دوستان امريکايي بگوييم که تنها راه حل براي عراق پيش بيني خروج نيروهاي امريکايي از اين کشور است. به هرحال خروج امريکايي ها به نفع خود آنهاست."

      سرکوب فعالان حقوق زن

      در ماه گذشته 31 فعال و مدافع نهضت زنان در ايران دستگير شدند. با اين افراد برخورد خشونت باري شد و برخي از آنها نيز به زندان محکوم شدند. اين سرکوب حاکي از آن است که احترام به حقوق مردم ايران از زمان به قدرت رسيدن محمود احمدي نژاد، شخصيت فوق محافظه کار، بسيار کاهش يافته است.

      31 مبارز به دريافت پول از خارج به منظور اعتراض و ايجاد اغتشاش در ايران محکوم شدند. ولي به گفته محبوبه عباس قلي زاده، يکي از معترضين، تنها جرم آنها گردهمايي در مقابل دادگاهي در تهران بود تا از 5 تن از همکاران خود حمايت کنند. اين 5 نفر به دليل تقاضا براي تغيير قوانين تبعيض آميز عليه زنان محاکمه مي شدند.

      قوانين کيفري ايران به شدت تحت تأثير موازين اسلامي و به نفع مردان است. به عنوان مثال، دختران از سن 9 سالگي بالغ محسوب مي شوند و مي توان آنها را بر اساس قوانين کيفري محاکمه و حتي به اعدام محکوم کرد. در حاليکه پسرها از سن 15 سالگي مشمول چنين قوانيني مي شوند.

      يک دختر مي تواند از سن 13 سالگي ازدواج کند، ولي پدر در صورت اجازه دادگاه مي تواند دختر خود را زودتر از اين سن به عقد کسي درآورد. اگر يک زن و يک مرد در حادثه اي آسيب ببينند، مرد دو برابر ديه دريافت مي کند. ازطرف ديگر، زنان براي انجام مسافرت بايد از سوي شوهر يا پدر خود اجازه داشته باشند.

      مردان بي چون و چرا حق طلاق دارند و درعين حال مي توانند تا چند زن اختيار کنند. البته اين مسأله در شهرهاي بزرگ کمتر ديده مي شود، ولي نمونه هاي آن همچنان در روستاها و شهرهاي کوچک به چشم مي خورد. حقوق زن در ارث کمتر از مرد است و مي تواند به دليل زنا به سنگسار محکوم شود.

      رعايت حقوق مردم ايران که در زمان رياست جمهوري محمد خاتمي، شخصيت اصلاح طلب، پيشرفت چشمگيري کرده بود، از زمان به قدرت رسيدن محمود احمدي نژاد در اوت 2005 بسيار تنزل کرده است. از زمان انتصاب احمدي نژاد به مقام رياست جمهوري، همچنين دسترسي به اينترنت محدود شده، تقريباً تمامي روزنامه هاي اصلاح طلب توقيف شده اند و معترضين و فعالين اظهار مي دارند که نظارت و کنترل بر آنها بيشتر شده است.

      در حالي که توجه بين المللي به بحران پرونده هسته اي ايران معطوف شده، تعرضات نسبت به حقوق زنان در کشور شدت گرفته. ژيلا بني يعقوب، يکي از فعالين زنداني شده مي گويد: "طي 10 ماه اخير، با وجود مسالمت آميز بودن فعاليت هاي زنان، نيروي انتظامي با خشونت بيشتري برخورد مي کند." وي در ادامه مي افزايد: "مي خواهند ميخ خود را محکم بکوبند. مي خواهند به ما بفهمانند که کوچک ترين اعتراض يا انتقادي قابل قبول نيست."

      يکي از اولين تصميمات احمدي نژاد جايگزين کردن "مرکز امور مشارکت زنان" با "مرکز امور زنان و خانواده" بود؛ نام جديدي که نشان مي دهد جايگاه زن در خانه است.

      خانم عباس قلي زاده، يک مادر مطلقه 48 ساله، به همراه ديگران عليه قوانين تبعيض آميز بسياري مبارزه مي کند: سنگسار، داشتن چند همسر در آن واحد، حمايت از مردان در يافتن شغل، بهره بيشتر مردها از ارثيه، رد کردن امکان سرپرستي فرزند توسط مادر مطلقه و ... .

      ازسوي ديگر، دولت که به هيچ وجه از رويکردهاي خود عقب نشيني نمي کند، درحال حاضر قصد تصويب قانوني را دارد که طي آن تعداد دانشجويان دختر در دانشگاه ها را به نصف تعداد فعلي برساند [امروز 65 درصد از دانشجوان ايراني دختر هستند] و دسترسي آنها به دانشگاه هاي پزشکي را محدود کند. از طرف ديگر، کارمندان دولت [زن] بايد حداکثر تا ساعت 6 بعد ازظهر محل کار خود را ترک کنند تا بتوانند به وظايف خانه داري نيز برسند.

      و باز يکبار ديگر شاهد بوديم که با آغاز فصل گرما، مسؤولين ايراني به ياد زنان "بد حجاب" افتادند. به گفته پليس، از آغاز سال تاکنون بيش از 200 زن در اين ارتباط دستگير و پس از دادن تعهد به حفظ حجاب کامل اسلامي آزاد شده اند.

      در تاريخ 12 ژوئن 2006، نيروي انتظامي جمع 5000 نفره زناني را که خواهان اصلاحات بودند متفرق کرد. در ميان آنها، 70 نفر مورد مؤاخذه قرار گرفتند و 5 برنامه ريز دستگير شدند. ازطرف ديگر، 31 فعال دستگير شده در تاريخ 4 مارس سريعاً آزاد شدند، به جز خانم عباس قلي زاده که مدت 15 روز را در زندان و در شرايط بسيار مشکل گذراند، و خانم شادي صدر وکيل او.

      خانم عباس قلي زاده در مدت حبس 5 بار توسط يکي از عوامل وزارت اطلاعات ايران مورد بازجويي قرار گرفت. او مي گويد: "من سعي کردم آنها را متقاعد کنم که ادعاي حق و حقوق هيچ ارتباطي با همکاري با دشمن ندارد." ولي به او گفته شد: "دولت هاي خارجي از نهضتي که او مدافع آن است بهره برداري و حمايت مي کنند".

      Comment

      • abadani69
        Senior Member
        • Aug 2005
        • 21339

        #5688
        پس ازروزها ترديد درخصوص حضور ايران درنشست شرم الشيخ مصر، مقامات ايراني اعلام کردند که درآن شرکت خواهند کرد. محمود احمدي نژاد درتماس تلفني با نوري المالکي حضور هيات ايراني دراين نشست را تاييد کرده است. هوشيارزيباري وزيرامورخارجه عراق گفته است که به احتمال زياد ايران وآمريکا نشستي را دراين کنفرانس خواهند داشت. اگرچه روز گذشته کاندوليزا رايس وزيرامورخارجه آمريکا اعلام کرده است که گفت وگو با ايران تنها درمورد عراق خواهد بود، اما انتظار مي رود، چنين نشستي درصورت برگزاري، مقدمه صحبت برسرديگرمسائل بين دوکشور را فراهم کند.

        اين درحالي است که با وجود تاکيد رايس برحضور ايران درنشست او گفته که دراين نشست از ايران خواهند خواست که از مسلح کردن جنگجويان عراق وارسال اسلحه به اين کشورخودداري کنند. او به شبکه اي بي سي آمريکا گفت که ما ازايران خواهيم خواست که ارسال فن آوري هاي IED که به کشتن سربازان ما و عراقيان منجر مي شود را متوقف کند. اتهامي که ايران بارها آن را رد کرده است: "آمريکا کاملا مطمئن است که ايران بايد چه کارهايي انجام دهد که به ثبات درعراق ومنطقه منجر شود." به گزارش خبرگزاري بلومبرگ رايس تاکيد کرده که مذاکره درمصر تنها درخصوص مساله برقراري ثبات درعراق است و نه رابطه ايران وآمريکا. او اضافه کرده که راه مناسب درخصوص بررسي پرونده هسته اي ايران ازطريق خاويرسولانا است که هم اکنون درحال مذاکره با تهران است. رايس همچنين دربرنامه "رودررو با ملت" شبکه سي بي اس آمريکا از پيشنهاد کشورهاي اروپايي به ايران به عنوان پيشنهادي سخاوتمندانه سخن گفته است.

        خاويرسولانا که هفته گذشته با علي لاريجاني درترکيه به مذاکره پرداخته بود، اعلام کرد که درگفت وگوهاي خود با رييس مذاکره کننده پرونده هسته اي ايران به اين نتيجه رسيده است که رهبرايران آماده مذاکره با آمريکاست. علي لاريجاني، روزگذشته با رد اين اظهارات گفت که اساسا درگفت وگو هاي خود با سولانا درخصوص رابطه ايران وآمريکا هيچ گفت وگويي انجام نشده است. اين درحالي است که خاويرسولانا درنشستي پس از مذاکره با لاريجاني دربروکسل در پاسخ به خبرنگاراني که از وي پرسيدند آيا مطمئن است که رهبران ايران براي مذاکره با آمريکا آماده اند گفت: " بدون هيچ ملاحظه اي به شما خواهم گفت آري!" لاريجاني در واکنش گفته که اين موضوع را دراخبارديده ولي اساسا دراين خصوص صحبتي با سولانا درميان نيامده است.

        ايران طي روزهاي گذشته تلاش کرده بود تا با استفاده ازموقعيتي که عدم حضور دراجلاس ياد شده ايجاد خواهد کرد، از همه اهرم هاي ممکن براي آزادي پنج ايراني که ماه ژانويه دردفتر کنسول گري ايران دراربيل دستگير شدند استفاده کند. هم اکنون علي لاريجاني در عراق به سر مي برد تا درگفت وگو با مقامات عالي رتبه عراقي فشارديپلماتيک براي آزادي افراد ياد شده را افزايش دهد. با اين وجود، مشخص نيست که وعده هاي مقامات عراقي وچراغ سبزهاي مقعطي آمريکا عملا به آزادي پنج نفرياد شده منجر مي شود يا همه چيزتنها براي آوردن ايران پاي ميز مذاکرات درمورد سرنوشت عراق وافزايش اعتبار نشست مصر بوده است.

        دولت بوش که هم اينک درواشنگتن فشار بي سابقه اي را درخصوص سامان دادن به جنگ عراق تحمل مي کند و لايحه افزايش بودجه نظامي اش با مخالفت کنگره رو به رو شده است، تلاش مي کند به هروسيله ممکن ثبات را به عراق بازگرداند. طي روزهاي گذشته کاندوليزارايس وديگر مقامات منطقه اي خواستار حضور ايران درنشست شده بودند. نوري المالکي درخصوص حضور ايران درنشست مصر گفته است: "حضور ايران در اجلاس شرم*الشيخ از اهميت بسياري برخوردار است و ما درطول اين اجلاس براي برقراري ملاقات*هايي بين ايران و آمريكا تلاش خواهيم كرد." او گفته بود که حتي حاضر است براي متقاعد کردن مقامات ايراني به تهران سفرکند.

        المالکي همچنين تاکيد کرده است که اگر ايران دراين اجلاس شرکت کند، ملاقات مستقيمي با آمريکا خواهد داشت و عدم حضور ايران نقطه ضعفي براي اجلاس خواهد بود: "ما هوشيار زيباري، وزير خارجه عراق را براي متقاعد كردن ايران به شركت در اين اجلاس به اين كشور فرستاده*ايم و اگر لازم باشد من خود براي متقاعد كردن ايران به اين كشور سفر خواهم كرد. شركت نكردن ايران در اين اجلاس يكي از نقطه ضعف*هاي آن خواهد بود چرا كه عراق و آمريكا اميدوارند از هرگونه حمايت منطقه*يي براي دولت عراق بهره*مند شوند. كشورهاي عربي در اين اجلاس شركت مي*كنند؛ اما تا زماني كه عراق به بهبود روابط خود با كشورهاي سني عرب نپردازد از داشتن نقشي موثر خودداري خواهد كرد." هوشيار زيباري که به همين منظور به ايران سفرکرده است درنشست خبري مشترک با منوچهر متکي گفت که حامل پيام ويژه دولت عراق براي ايران به منظور شرکت درنشست است".

        خبرموافقت ايران با شرک در اجلاس شرم الشيخ، حضور علي لاريجاني وتلاش براي آزادي ديپلمات ها وهمچنين احتمال مذاکره مستقيم ايران وآمريکا برسرمساله عراق واحتمالا ديگر مسائل فيمابين درحالي مطرح مي شود که روز گذشته روزنامه آبزرورنوشت که مقامات انگليسي درحال بررسي گزارشي هستند که نشان مي دهد ايران دردستگيري يکي از اعضاي برجسته القاعده به نام عبدلهادي العراقي که گفته مي شود اواخر سال گذشته در مرز ايران وعراق دستگير شده، دست داشته اند. به نوشته اين روزنامه اين دستگيري با کمک اطلاعاتي برخي عوامل ايراني ميسر شده است. اگر چه روزنامه نيويورک تايمز درگزارشي، به نقل ازمقامات سازمان سيا نوشت که الهادي العراقي درايران يا پاکستان دستگير نشده است.

        مذاکره ايران با آمريکا که طي روزهاي گذشته به بحث داغي درمحافل خبري ايران مبدل شده، درروزنامه محافظه کارکيهان با واکنش متفاوتي همراه بوده است. اين روزنامه درسرمقاله روزگذشته خود ازدولت ايران خواسته است تا از فرصت تاريخي ايجاد شده در منطقه براي "تاديب آمريکا" نهايت استفاده را ببرد. به نوشته اين روزنامه "بوش مي خواهد خود را از باتلاق خاورميانه و به تبع آن باخت حتمي در انتخابات آينده نجات دهد و به همين دليل خود را به ايران نزديك مي كند تا از امكانات آن براي حل مشكلات خودش استفاده كند."

        اين روزنامه درادامه آورده که آمريکا پس ازاستفاده ازايران براي حل مساله عراق، بارديگر نفس تازه خواهد کرد و به همان راه سابق خواهد رفت وبه همين جهت از مسئولان ايراني خواسته است نگذارند آمريکا ازباتلاقي که درآن گرفتاراست رهايي يابد. کيهان به اين وسيله به دولت تهران پيام داده تا نسبت به خواست بين المللي براي حمايت ازثبات درعراق بي توجه باشد: "در واقع آمريكا امروز گرفتار مشكلاتي است كه امكانات حل آنها فقط در دستان ايران است پس طبيعي است آمريكا علاقمند به استفاده از اين امكانات در مقابل دردسرهايش باشد؛ دردسرهايي كه وقتي كاهش يابد، خود آمريكا را بدل به دردسر جديد براي ايران و براي منطقه خواهد كرد. آمريكايي ها عوض نشده اند، فقط گير افتاده اند و مي خواهند راه تنفسي بيابند و وقتي نفسشان تازه شود دوباره به همان راه سابق خواهند رفت. در مقابل مسلم است كه ايران اجازه نخواهد داد دشمن خوني اش به اين سادگي از باتلاقي كه در آن فرو رفته بيرون بيايد. جهان اكنون در خاورميانه يك فرصت بزرگ به دست آورده تا اين قداره بند بين المللي را تاديب كند. مسئوليت پروژه تاديب هم ظاهرا بر عهده ايران است چرا كه ايران تنها كشوري در جهان است كه لياقت شكست تاريخي آمريكا را دارد. فرصت اينجاست."

        Comment

        • abadani69
          Senior Member
          • Aug 2005
          • 21339

          #5689
          معاون قضايي ديوان عدالت اداري حجت*الاسلام و المسلمين الله *وردي مقدسي*فرد روزگذشته اعلام کرد که سايت بازتاب کاملا توقيف شده است. او اضافه کرد که فعاليت اين سايت قبلا از سوي وزارت فناوري و اطلاعات به دليل تخلفاتي كه اين سايت داشت، تعطيل اعلام شد: "شاكي اين پرونده در ديوان دادخواستي ارايه داد و تقاضاي دستور موقت كرد كه ديوان دستور موقتي مبني بر توقف عمليات اجرايي ممنوعيت فعاليت اين سايت را صادر كرد و جلوي تعطيل شدن سايت را گرفت تا پرونده مورد بررسي بيشتر قرار گيرد."

          محمدجواد بربريان مديرمسئول سايت درخصوص اظهارات مقدسي فرد گفته است: "سايت بازتاب تاكنون بر اساس قانون به فعاليت خود ادامه داده و بر اين اساس نيز ادامه خواهد داد." تعطيلي سايت بازتاب طي ماه هاي گذشته، با مخالفت محافل مطبوعاتي درداخل وخارج کشور مواجه شده بود. صادقي عضو شوراي سياست*‏گذاري سايت "بازتاب"، اظهارات معاون قضايي ديوان عدالت اداري مبني بر توقيف سايت "بازتاب" را غيرحقوقي خواند و به ايلنا گفته است: "طبق قانون، دادسرا و دادستاني فقط مي*‏توانند رأي به توقيف فعاليت يك سايت دهند، ضمن اينكه در اين پرونده، سايت «بازتاب» عنوان شاكي را دارد و فرد يا نهادي از اين سايت به ديوان عدالت اداري اعلام شكايت نكرده*‏اند كه اين ديوان رأي به توقيف سايت «بازتاب» دهد."

          چندي پيش هيات امناي سايت بازتاب درنامه اي به محسن رضايي، حامي اصلي خود، نسبت به دورشدن محمود احمدي نژاد ازشعارهاي انتخاباتي وعملکرد مسئولان رسانه اي دولت گلايه کرده بود: "برخي دوستان و نزديكان آقاي احمدي*نژاد همان سياست بسته مديريتي را در فضاي رسانه*اي حاكم كردند و با استفاده از نيروهايي كم*توان به فضاسازي بي*سابقه*اي پرداختند كه بيشترين ضرر و هزينه*ي آن، متوجه رييس*جمهور شد."

          مقدسي فرد درخصوص نحوه صدور حکم براي اين سايت خبري درديوان عدالت اداري گفته است: "به رغم اعتراضات زيادي كه به ديوان شده بود، اخيرا قاضي رسيدگي*كننده، پرونده را مورد رسيدگي قرار دارد و مدارك و اسناد سازمان را به همراه تخلفات سايت بازتاب بررسي كرد و با توجه به اين اسناد و مدارك، شكايت سايت بازتاب را رد كرد و در واقع اقدامات وزارت فناوري اطلاعات را تاييد كرد و در حال حاضر سايت بازتاب كلا تعطيل است. "

          اين درحالي است مديرمسئول سايت بازتاب به ايسنا گفته است: "كار گروه تعيين مصاديق سايت*هاي غيرمجاز اينترنتي اطلاعيه*اي مبني بر غيرقانوني بودن و فيلتر شدن سايت بازتاب اعلام كرده بود. پيرو اطلاعيه*ي مذكور كه به دست ما نيز نرسيد و از طريق مطبوعات از آن اطلاع يافتيم، شكايتي را به ديوان عدالت اداري تسليم كرديم. در پي شكايت مذكور از كارگروه تعيين مصاديق و به طور مشخص از وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي و وزارت ارتباطات، شعبه*ي سوم ديوان عدالت اداري بعد از بررسي سوابق و ادله* حكم ابتدايي را مبني بر توقف مراحل اجرايي فيلتر كردن سايت بازتاب صادر كرد."

          مدير مسئول بازتاب افزوده است: "علي*رغم اين*كه حكم صادره بايد اجرا مي*شد اما وزارت فرهنگ و ارشاد از اجراي اين حكم سر باز زد و از آن*جا كه ديوان براي صدور نهايي رأي نياز به ادله*ي وزارت فرهنگ و ارشاد داشت از آنان استعلام كرد تا ادله*هاي خود را به شعبه*ي صادركننده رأي ارايه كنند، آن*ها نيز اين كار را انجام دادند. اكنون حكمي از ديوان عدالت اداري مبني بر توقيف سايت بازتاب به دست ما نرسيده است.اما طبق قانون ديوان مي*تواند يا شكايت ما يا ادله و اسناد آنها را وارد بداند." بربريان با رد توقيف سايت بازتاب، گفت: گويا ديوان عدالت اداري بررسي شكايت سايت بازتاب را ممكن تشخيص نداده و قرار بر رد شكايت سايت بازتاب صادر كرده است.

          ازسوي ديگر فواد صادقي عضو شوراي سياستگذاري اين سايت خبري نيز درخصوص اظهارات معاون قضايي ديوان عدالت اداري گفته راي صادره هيچ ارتباطي با توقيف سايت بازتاب ندارد: "بنابر اظهار شفاهي يكي از قضات پرونده، رأي شعبه سوم ديوان عدالت اداري مبتني بر عدم صلاحيت اين ديوان در رسيدگي به شكايت سايت «بازتاب» است، بنابراين رأي صادره هيچ ارتباطي به توقيف سايت «بازتاب» ندارد. علت صدور اين رأي نيز عدم اعلام حكم نهايي كارگروه تعيين مصاديق سايت*‏هاي غيرمجاز اينترنتي به درخواست تجديدنظر سايت «بازتاب» بوده است، چون اين ديوان تنها پس از اتمام مراحل رسيدگي به شكايات در دستگاه*‏هاي دولتي مي*‏تواند مبادرت به رسيدگي و صدور رأي مقتضي كند، به همين دليل شعبه سوم ديوان عدالت اداري، رسيدگي به شكايت سايت «بازتاب» از كارگروه مزبور را منوط به اعلام رأي قطعي اين كارگروه در مورد فيلترينگ سايت «بازتاب» كرده است."

          به گفته صادقي "اگر كارگروه مزبور در رسيدگي به تجديدنظرخواهي سايت «بازتاب»، بر فيلترينگ اين سايت اصرار ورزد، سايت «بازتاب» امكان شكايت مجدد به اين ديوان و تعيين تكليف نهايي را خواهد داشت، بنابراين حكم صادره از سوي شعبه سوم ديوان عدالت اداري صرفاً رد شكايت سايت «بازتاب» در مرحله فعلي است."

          در بخشي ازنامه هيات امناي سايت بازتاب به محسن رضايي آمده است: "با معرفي كابينه*ي آقاي احمدي*نژاد، اولين نشانه*ي فاصله*گرفتن ايشان از شعارهايي كه در انتخابات داده بودند، مشاهده شد و طبيعتا نقدهاي «بازتاب» نيز از همين منظر در كنار حمايت*هاي سايت از دولت آغاز شد.استفاده از نيروهاي كم*توان و كنارگذاردن نيروهاي توانمند و ارزشي، از مهمترين محورهاي انتقاد سايت به ايشان بود. بسياري از نيروهاي توانمند انقلاب كه حتي در انتخابات از ايشان حمايت كرده بودند، كنار زده شدند و افرادي كه بعضا تداوم مديريت ناسالم گذشته بودند، صرفا به دليل برخي حمايت*ها، به قدرت رسيدند و به جاي آن كه آقاي احمدي*نژاد فضاي انتخابات خود را به دايره*ي وسيع اصولگرايان گسترش دهد، بر همان دايره محدود نيروهاي مرتبط با ايشان از ابتداي انقلاب اصرار داشت؛ در حالي كه ده*ها و صدها نيروي متدين و اصول*گرا و توانمندتر از اين افراد براي انتصاب وجود داشتند

          Comment

          • abadani69
            Senior Member
            • Aug 2005
            • 21339

            #5690
            نمايندگان ارشد ايران و غرب روز چهارشنبه با اعلام اينکه قرار ملاقات ديگري براي دو هفته بعد گذاشته اند، به اين احتمال قوت دادند که پيشرفتي در زمينه شکستن بن بست ناشي از سرپيچي ايران از تقاضاي سازمان ملل براي توقف غني سازي اورانيوم بدست آمده است.

            هيچ يک از دو طرف جزئيات دو ملاقات خود، و از آن جمله مهماني نهار از پيش اعلام نشده را اعلام نکردند. اما يک مقام آگاه در يکي از پايتختهاي اروپائي گفت دو طرف در مورد چگونگي تعليق گفتگو کردند. اين مقام گفت که يک تعريف قابل انعطاف تر از تعليق که مورد قبول دو طرف باشد "موضوع اصلي" گفتگوها بوده است.

            اين مقام که نخواست نامش فاش شود، گفت اشاره اي نيز به "عقب نشيني دو طرفه" شده، که به معني همزماني توقف فعاليتهاي اتمي ايران در مقابل تعهد براي عدم تصويب قطعنامه اي جديد در زمينه تحريم ايران است. بعد از مذاکرات هم سولانا و هم لاريجاني خوشحال بودند.

            لاريجاني به خبرنگاران گفت: "ما فردا و دو هفته بعد هم مذاکراتي خواهيم داشت".او فضاي مذاکرات را "مطبوع" خواند. سولانا نيز از "مهماني اي بسيار سازنده اي" گفت و اضافه کرد که "فردا و هفته هاي آينده به مذاکرات ادامه خواهيم داد."

            پيش از مذاکرات مقامات دولتي در خارج از ترکيه به آسوشيتدپرس گفته بودند شش کشور مذاکره کننده با ايران احتمالا آماده اند به ايران اجازه دهند بجاي پياده کردن برنامه غني سازي خود آنرا دست نخورده حفظ نمايد.

            مفهوم "عقب نشيني دو طرفه" مورد تائيد محمد البرادعي است و در سندي که در اختيار آسوشيتدپرس گذاشته شده به آن اشاره شده است. اين سند يک صفحه اي، که به ابتکار سوييس تهيه شده، پيشنهاد ميکند که بر اساس اين تفاهم دو طرفه، "ايران هيچ فعاليت جديد غني سازي انجام ندهد" و شش کشور نيز "قطعنامه و تحريم جديد" را وضع نکنند.

            ديپلمات ها گفتند که آمريکا، بريتانيا و فرانسه با اين سند مخالف بودند، اما به گفته آنها اين سند ميتواند مبنايي براي توافقهاي بعدي قرار بگيرد و منجر به مذاکرات رسمي شود.

            قرار است سولانا هفته آينده خانم رايس و وزراي امور خارجه پنج کشور ديگر را، که در کنفرانس سران آمريکا- اتحاديه اروپا در واشنگتن گرد ميآيند، در جريان امور قرار بدهد. در مقابل آنها نيز مقررات پايه براي دور بعدي گفتگوها را تعيين خواهند کرد.

            ايران ميگويد 1300 سانتريفيوژ را راه اندازي کرده و قصد دارد در نهايت اين رقم را به 50000 برساند. يک ديپلمات گفت آمريکا ممکن است با برجاي ماندن تعداد محدودي سانتريفيوژ موافقت کند به شرط آنکه آنها کار نکنند. اين مقام گفت ايران احتمالا بر "کار کردن" اين ماشين ها، و نه لزوما توليد اورانيوم غني شده" اصرار خواهد کرد. شش کشور همچنين ميخواهند تعداد سانتريفيوژهاي به هم پيوسته ايران کمتر از 1000 دستگاه باشد.

            مقامات ميگويند که با توافق بر سر تعريف جديدي از غني سازي، دو طرف احتمالا خواهند توانست از موانع برقراري مجدد مذاکرات عبور کنند. مذاکرات شهريور ماه سولانا و لاريجاني به علت همين موضوع برهم خورد. در آن زمان سولانا از ايران خواست نه تنها فعاليتهاي غني سازي خود را متوقف کند، بلکه سانتريفيوژها و تاسيسات مربوطه را نيز پياده نمايد. ايران اين درخواست را نپذيرفت.

            Comment

            • abadani69
              Senior Member
              • Aug 2005
              • 21339

              #5691
              براي نشان دادن استقامت و پشتکار نيازي به موفق شدن نيست... جامعه بين الملل با افزايش فشار بر ايران تصوير درستي از اصول اخلاقي که به آن پايبند است نشان مي دهد. درحالي که تهران بدون هيچ واکنشي برنامه غني سازي خود را دنبال مي کند [برنامه اي که مي تواند تا 5 سال آينده به توليد سلاح هسته اي منتهي شود]، کشورهاي بزرگ سياست "دو جنبه اي" خود را يک درجه افزايش داده اند. اين سياست درواقع اقدامي از سوي قدرت هاي بزرگ است که اساس آن اتخاذ تدابير محدود کننده و درعين حال فزاينده مي باشد، به طوري که در صورت پذيرش تعليق فعاليت هاي غني سازي از سوي حکومت ايران قابل بازگشت خواهند بود.

              اقدامات کشورهاي بزرگ عليه ايران با تصويب قطعنامه 1737 در تاريخ 23 دسامبر 2006 توسط شوراي امنيت آغاز شد و پس از آن قطعنامه 1747 در تاريخ 24 مارس به تصويب رسيد که طي آن تحريم هاي اقتصادي و تجاري جديدي مطرح گرديد. در قطعنامه دوم، در حدود 30 سازمان و شخصيت ايراني که در فعاليت هاي هسته اي دست دارند مورد هدف قرار گرفته اند که سپاه پاسداران در کانون مرکزي آن قرار دارد.

              آيا چنين استراتژيي شانسي براي موفقيت دارد؟ اين سؤال از ديد ادارات و دفاتر کشورهاي غربي، سؤالي است که خارج از موضوع بحث تصور مي شود. از اين پس، ديپلمات هايي که پرونده هسته اي ايران را مطالعه مي کنند، مي توانند به وقايعي استناد کنند که اخيراً در پاسخ به قاطعيت آنها در اين پرونده روي داده است. دستگيري 15 ملوان بريتانيايي توسط سپاه پاسداران، آن هم يک روز قبل از تصويب قطعنامه 1747، يکي از بارزترين رويدادها در اين زمينه بوده است. اين بحران که به واقع نگران کننده به نظر مي رسيد، در ابتدا به عنوان اقدامي انحرافي تعبير شد که از سوي محافل اصولگراي دولت ايران به هدف مقابله با قطعنامه شوراي امنيت طراحي شده بود. اما مقامات اروپايي و امريکايي اينک به اين نتيجه رسيده اند که "منطق تحريم و مجازات" در حال نشان دادن اثرات خود است.

              تهران از ماهها پيش در تلاش بود تا "انسجام" جامعه بين الملل را درهم بشکند. تصويب قطعنامه هاي 1737 و 1747 به اتفاق آراء نشان دهنده شکست تلاش هاي ايران بود که درعين حال مواضع ديپلمات هاي اروپايي را مستحکم نمود. ديپلمات ها به اين نتيجه رسيدند که تهران از انزوا در سطح جهاني هراس دارد. به گفته آنها، اين فضاي سياسي بوده که بسيار کارآمد ظاهر شده، نه تحريم ها و مجازات هايي که اجرايشان مستلزم زمان و پيچيدگي هاي خاص خود است.

              ازطرف ديگر، ممنوعيت هاي اعمال شده عليه ايران بسياري از بانک ها و شرکت هاي اروپايي را از داشتن رابطه با اين "کشور مطرود" دلسرد کرده. درواقع هدف اين است که دولت احمدي نژاد بيش از پيش در سطح جهان منزوي شود تا بدين طريق شخصيت هاي ميانه رو قدرت را به دست گيرند.

              با گوش دادن به اظهارات رسمي درمي يابيم که هيچ روزنه يا شکافي بين مواضع گروه شش کشور وجود ندارد. خودداري روس ها در تأمين سوخت هسته اي مرکز اتمي بوشهر، از سوي کشورهاي غربي به عنوان يک "اقدام سياسي مهم" تلقي شد. امريکا نيز به نوبه خود قاطعيت اروپايي ها را مورد تمجيد قرار داده است.

              با اين حال، عليرغم جبهه مشترکي که در نيويورک ايجاد شده، اين طور به نظر مي رسد که اختلافاتي در سياست ها و رويکردهاي کشورهاي بزرگ به وجود آمده است. هر کشوري "متابوليسم ديپلماتيک" خاص خود را دارد: امريکايي ها از "پيش بردن" تحريم ها نگرانند، چيني ها و به ويژه روس ها همچنان مايل به "کاستن از شدت تحريم ها" هستند و اروپايي ها نيز کماکان مجبور به انجام ادا و اصول هايي در خصوص ميانجيگري هستند.

              در واشنگتن همواره سعي براين است که مداخله نظامي به طور کامل مردود شناخته نشود، حتي اگر اين "شمشير دموکلس" تا حدي توسط جبهه عراق کند شده باشد. ازطرف ديگر، امريکايي ها به خوبي موفق شده اند تا "گره اقتصادي" را بر گردن تهران محکم کنند. نيکلاس برنز، معاون وزير امور خارجه امريکا، به عنوان استاد اين سياست، اخيراً خاطرنشان کرد که ايالات متحده مي تواند از "اهرم" انرژي عليه ايران استفاده کند. اين کشور دومين ذخاير نفت جهان را داراست، ولي با اين حال مجبور است 40 درصد از بنزين مصرفي خود را وارد کند. در اين ارتباط مسلماً افزايش قيمت بنزين در پمپ، اعتراضات مردم عليه دولت را درپي خواهد داشت. اگر قرار است سيستم بانکي تهران، که از هم اکنون ازسوي تحريم ها نشانه گيري شده، محدود شود، بايد کاري کرد که توان دريافت درآمدهاي نفتي اين سيستم با مشکل روبرو گردد.

              کاخ سفيد به منظور ايجاد اختناق اقتصادي در ايران، ديپلماسي بسيار فعالي را به نمايش گذاشته که از حمايت کنگره دموکرات نيز برخوردار است. مقامات امريکايي در اروپا و آسيا با اصرار از مخاطبان خود مي خواهند که روابط خود را با ايران قطع کنند. همچنين از دولت ها دعوت شده که ضمانت هاي خود را در زمينه گشايش اعتبار مبادلات بازرگاني با ايران کاهش دهند و حتي در اين خصوص مورد تشويق نيز قرار مي گيرند.

              ازطرف ديگر، شرکت هاي امريکايي که از طريق شرکت هاي تابعه غيرامريکايي با اين کشور کار مي کنند نيز تحت نظارت شديد قرار گرفته اند. برخي از آنها که تعدادشان نيز کم نيست، مانند شرکت جنرال الکتريک يا هاليبرتون، تحت فشار بسيار مجبورند اعلام کنند که به دنبال تمديد قراردادهاي فعلي نخواهند بود. اين مسأله سرمايه گذاران انرژي را نيز تحت الشعاع قرار داده و آنها را مجبور کرده تا ميزان مشارکت خود را در شرکت هايي که به شکلي به ايران مربوط مي شوند، به ميزان چشمگيري کاهش دهند.

              حال اين موضوع باقي مانده که اين سياست خفه کننده تا چه زماني بايد ادامه يابد. مطمئناً ايران به جز مسايلي که مربوط به بقاي حکومت مي شود، از انجام هرگونه تعهد يا تکليفي که مشمول آن است خودداري خواهد کرد. گام بعدي مطمئناً تصويب يک قطعنامه جديد در سازمان ملل خواهد بود . کشورهاي بزرگ ليست بلندي از تحريم ها را تنظيم کرده اند و آماده اند تا جايي که لازم است آنها را اعمال کنند. همه انتظار يک بحران طولاني مدت را دارند، ولي در برابر ايران بايد گفت که ديگر نمي توان اميدي در جلب نظر اين کشور داشت.

              Comment

              • abadani69
                Senior Member
                • Aug 2005
                • 21339

                #5692
                در سی وششمين کنگره فدراسيون بين المللی جامعه های حقوق بشرکه در ليسبون پايتخت پرتغال برگذار شد، عبدالکريم لاهيجي رئيس جامعه دفاع از حقوق بشر در ايران برای چهارمين دوره پياپی به عنوان نايب رئيس فدراسيون انتخاب شد.
                در کنفرانس سه روزه ای که پيش از کنگره داخلی فدراسيون زير عنوان "مهاجرت بين المللی و حقوق بشر" تشکيل شد، نمايندگان بيش از 200 نهاد حقوق بشری و ديگر نهادهای جامعه مدنی، سنديکا ها، سازمانهای بين المللی و اروپايي (کميساريای حقوق بشر و کميساريای پناهندگی سازمان ملل، سازمان بين المللی کار، کميته سازمان ملل ناظر به حقوق کارگران مهاجر، کميسيون و پارلمان اروپا)، دبيرکل سازمان کشورهای فرانسوی زبان، رئيس جمهور پيشين پرتغال، اساتيد و محققّان دانشگاه .... شرکت داشتند.
                انگيزه فدراسيون بين المللی جامعه های حقوق بشر در انتخاب موضوع اين کنفرانس طرح و بررسی اين واقعيّت بود که علی رغم گسترش روزافزون مهاجرت و با اذعان به اينکه طّی 25 سال گذشته رقم مهاجران دو برابر شده، بر طبق آمار رسمی، کلّ مهاجران بيش از 200 ميليون تن (و از آن جمله 10 ميليون پناهنده) نيستند.
                با اينکه اين رقم حدود 3 درصد کلّ جمعيّت جهان است، سياست ضّد مهاجرت کشورهای ثروتمند موجب شده که از يکسو موج مهاجرت بيشتر در محدوده کشورهای جنوب صورت گيرد و از سوی ديگر رقم مهاجران غيرقانونی افزايش يابد. آمار رسمی رقم مهاجران غيرقانونی در کشورهای اروپايی را 10 تا 15 درصد کلّ مهاجران (56 ميليون) تخمين می زنند، در حالکيه اين رقم فرضا در هند نزديک به 20 ميليون است. نزديک به 40 درصد از مهاجران در جستجوی کارند و بقيه آنان يا قربانی قهر طبيعت (خشکسالی، سيل، زلزله)، گرسنگی و فقرهستند و يا مقهور جنگ های داخلی يا منطقه ای.
                مجمع عمومی سازمان ملل متحّد در سال 1990 "عهدنامه بين المللی حمايت از حقوق تمامی کارگران مهاجر" را تصويب کرد. هر چند که اين عهدنامه هفتمين عهدنامه بنيادی حقوق بشر (همچون ميثاق های بين المللی حقوق مدنی، سياسی، اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی، عهدنامه حقوق کودک، عهدنامه منع شکنجه ....) به شمار می رود، ولی طّی ساليان گذشته تنها 35 دولت به آن ملحق شده اند. مهم اينکه هيچ يک از کشورهای اروپايی، ايالات متحده امريکا و ديگر کشورهايی که مقصد اصلی مهاجران به شمار می آيند، تا کنون به اين عهدنامه نپيوسته اند. از اين رو کشورهاي فوق نخستين مخاطب اين کنفرانس محسوب می شدند و جامعه های مدافع حقوق بشر شرکت کننده در کنفرانس متعهد شدند که از طريق بسيج افکار عمومی و رسانه های خبری دولت هايشان را ناگزير از الحاق به اين عهدنامه بنمايند.
                در جريان کنگره داخلی فدراسيون بين المللی جامعه های حقوق بشر کارنامه و ترازنامه مالی هيأت مديره پيشين و همچنين عضويّت 15 نهاد جديد حقوق بشری در فدراسيون به تصويب رسيد. بدين ترتيب فدراسيون مرکز تجمّع 156 نهاد مدافع حقوق بشر از قاره هاّی آسيا و آفريقا و اروپا و امريکا شد. سپس 27 قطعنامه درباره وضعيّت بحرانی حقوق بشر در کشورها و مناطق گوناگون از جمله سودان، ايران، فلسطين اشغالی، زيمبابوه، چين، ويتنام، جمهوری دموکراتيک کنگو، کلمبيا، گواتمالا، بيلوروسی، قزاقستان و روسيه و همچنين دو قطعنامه موضوعی درباره مجازات اعدام و مهاجرت بين المللی به تصويب رسيدند.
                در قطعنامه مربوط به ايران کنگره ضمن محکوم کردن قاطع نقض فاحش و روزافزون حقوق بشر درباره اقليّت های قومی و مذهبی، مدافعان حقوق بشر، روزنامه نگاران، فعالاّن سياسی و سنديکايي، وکلای دادگستری، زنان و مدافعان حقوق زن و رواج و افزايش مجازات اعدام و شکنجه و مجازات های بدنی و اظهار تاسف از اينکه شورای حقوق بشر سازمان ملل طّی دو اجلاس گذشته اش وضعيت بحرانی حقوق بشر در ايران را مورد رسيدگی قرار نداده، حمايت خويش را از نهادهای جامعه مدنی و مدافعان حقوق بشر به ويژه آنانکه در بازداشت هستند اعلام نمود و خواستار آزادی فوری تمامی زندانيان عقيدتی شد.
                کنگره همچنين خواستار توقف فوری مجازات اعدام در راستای لغو قطعی مجازات اعدام و ديگر مجازات های اهانت آميز و ضد بشری در ايران شد.
                در انتخابات هيأت مديره جديد فدراسيون بين المللی جامعه های حقوق بشر، خانم سُهير بِلحَسن عضو جامعه حقوق بشر تونس و نايب رئيس پيشين فدراسيون بين المللی جامعه های حقوق بشر به عنوان رئيس اين فدراسيون برای مدّت سه سال انتخاب شد. طّی 85 سالی که از عمر فدراسيون بين المللی جامعه های حقوق بشر می گذرد، برای نخستين بار يک زن به رياست اين فدراسيون انتخاب شد. همچنين آقای عبدالکريم لاهيجی رئيس جامعه دفاع از حقوق بشر در ايران برای چهارمين دوره پياپی به عنوان نايب رئيس فدراسيون انتخاب شد.
                از 22 عضو دفتر بين المللی فدراسيون بين المللی جامعه های حقوق بشر که عاليترين ارگان تصميم گيری فدراسيون به شمار می آيد، 15 تن از کشورهای آسيا، آفريقا و امريکای لاتين هستند.

                Comment

                • abadani69
                  Senior Member
                  • Aug 2005
                  • 21339

                  #5693
                  هيچ کدام ازاعضاي اصلاح طلب سومين شوراي شهر تهران، دربين اعضاي هيات رييسه نخواهند بود. پس ازپايان انتخابات هيات رييسه، نامي ازاصلاح طلبان درترکيب نهايي ديده نشد، تا گمانه زني هايي که طي هفته هاي گذشته درخصوص فشار شديد براي کنارگذاشتن اصلاح طلبان ازتصميم گيري هاي عمده شورا وبه حاشيه راندن آنها به عنوان اقليت شده بود، اندک اندک جامه عمل پوشانده شود. درحال حاضر چهارنماينده جزو ارودگاه اصلاح طلبان هستند ودرصورت اجماع بقيه اعضاي شورا عملا توان چنداني براي تغيير تصميمات ندارند.


                  محمد علي نجفي عضو شاخص اصلاح طلبان درشورا، بعد ازجلسه انتخابات تصريح کرده است که انتخاب هيات رييسه يک موضوع سياسي است ونمي توان اين موضوع را کتمان کرد. نجفي، شاخص ترين عضو اصلاح طلبان درشورا به شمار مي رود. او به صورت تلويحي فشارهاي حاکم برشورا رابراقليت تاييد کرده و به ايسنا گفته است: "در تركيبي كه هم اكنون وجود دارد، احساس مي*كنم اگر مسؤوليتي بپذيرم، نمي*توانم افكار مورد نظر را پياده كنم و دليل ندارد كه جا را تنگ كنم. "

                  اگرچه برخي گمانه زني ها حاکي ازآن است که به دليل جوفشار ازبيروني که برروي شوراي شهر سايه افکنده است، اصلاح طلبان هوشمندانه ازاينکه درچنين فضايي، براي هيات رييسه خيزبردارند، خودداري کرده اند. دکتر محمد علي نجفي پس ازپايان انتخابات ودراولين جلسه رسمي شورا همچنين به فشارهايي که تنها براي انتخاب شهردار طي هفته هاي گذشته به بدنه شورا وارد شده اشاره کرده است. اعضاي شورا پيش ازاين گفته بودند که تا پايان ارديبهشت ماه، شهردارانتخاب خواهد شد. نجفي با اشاره تلويحي به تاثيرپذيري برخي ازاعضاي شوراي شهردرخصوص فشارهايي که ازبيرون شورا وارد مي شود گفته است: "براي انتخاب شهردار، بخشي از تصميمات داخل شورا گرفته و بخشي ديگر نيز فشارهايي است كه از بيرون به برخي از اعضاء در اين خصوص وارد مي*شود و اميدواريم اعضاي شورا استقلال راي خود را حفظ كنند و تحت تاثير هيچ گروه سياسي نگيرند. چراكه ما حامل امانت مردم هستيم." او تاکيد کرده است که هر "تصميمي كه تحت تاثير مسايل سياسي اتخاذ شود خلاف امانتداري است و بايد بر اساس ملاكها و شاخصها تصميم گيري كرد."

                  وزيرسابق آموزش وپرورش درپاسخ به اينکه چرا اصلاح طلبان درانتخابات هيات رييسه کانديدا نشدند گفته است: "در دو ــ سه جلسه غيررسمي و خصوصي كه اعضاي شوراي سوم شهر با يكديگر داشتند، رأي*گيري انجام شد تا مشخص شود هر يك از اعضا براي مسووليتهاي مختلف چقدر رأي مي*آورند و به اين نتيجه رسيديم كه نامزدهاي اصلاح*طلب و همچنين خانم آباد و آقاي طلايي رأيي ندارند. با توجه به اين كه رأي برخي دوستان مشخص بود، مقرر شد كه در صحن علني شورا نامزد نشويم." به نظر مي رسد، راي سفيد وممتنع متعلق به اصلاح طلبان بوده است، اگرچه نجفي ازهرگونه تصريحي دراين زمينه خودداري کرده است.

                  معصومه ابتکارصراحت بيشتري نسبت به نجفي ازخود نشان مي دهد. او گفته است که "فعلا فعاليت در انحصار يك طيف است." علي رغم اين موضوع ممکن است اصلاح طلبان سخنگويي شورا را به عهده داشته باشند. موضوعي که حتمي نشده است. اگرچه چنين سمتي درميان مجموعه سمت هاي شورا، عملا ناچيز وپيش پا افتاده به شمار مي رود. دراين ميان هادي ساعي عنوان منشي شورا را عهده دارخواهد بود.

                  به نظر مي رسد پنج راي ممتنعي که درانتخابات هيات رييسه به صندوق ريخته شده، متعلق به اصلاح طلباني است که احتمالا حاضر نيستند با وضعيتي که شورا دارد، مسئوليت هاي کليدي درآن قبول کنندو ترجيح مي دهند خودرا درموقعيتي نگاه دارند که بتوانند، پاسخگويي وشفافيت بخش هاي ديگر را طلب کنند. ازسوي ديگر با توجه به ترکيب شورا، امکان اينکه درصورت کانديداتوري سمت هاي مهم را به دست بياورند نيزپايين بوده است چرا که ظاهرا ملاحظات سياسي، برملاحظات تخصصي درانتخابات هيات رييسه سايه انداخته است.

                  معصومه ابتکار با انتقاد صريح ازعملکرد اصولگرايان شورا پيام مهم انتخابات هيات رييسه را اينچنين برشمرد: "انتخاب هيات رييسه پيام مهمي داشته كه در سال وحدت ملي كساني كه داعيه پيروي از ولايت دارند، چگونه عمل مي*كنند زيرا وحدت نه با زور و اجبار بلكه با تعامل به وجود مي*آيد. در عين حال اكثريت را در شورا نداريم و فعلا در اقليت هستيم و دوستداران اصلاحات بايد اين را بدانند. اصلاح طلبان تاثيرشان كيفي است نه كمي، بنا داريم كار كنيم و فعاليت كيفي انجام دهيم؛ زيرا همه چيز كه هيات رييسه نيست."

                  حضوراعضا درکميسيون هاي مختلف، طبق قانون وروال شوراها با پيشنهاد رييس شورا امکان پذيرخواهد بود. به اين ترتيب با توجه به سابقه دکتر نجفي به عنوان رييس سازمان برنامه و بودجه ووزارت آموزش وپرورش، به احتمال زياد او راهي کميسيون بودجه شوراي شهرخواهد شد. اصلاح طلبان اعلام کرده اند که تلاش مي کنند شورايي موفق وتوانمند داشته باشند.

                  عدم حضور اصلاح طلبان درهيات رييسه به آنهافرصت خواهد داد، تا صداي بلند تري براي بيان فشارها وعملکردبرخي ازبخش هاي شورا وشهرداري که طي سالهاي گذشته، ابهامات زيادي درخصوص نحوه فعاليت آنها شکل گرفته، داشته باشند. درحال حاضر اعضاي شوراي شهر، براي انتخاب شهردار به تعيين شاخص هابراي شهردارآينده تهران مشغول هستند وقراراست فعاليت وعملکرد محمدباقرقاليباف شهردارتهران نيزموردارزيابي قرارگيرد. اولين تصميم شورا به لحاظ قانوني انتخاب شهردار است وپيش ازآن نمي توان هيچ مصوبه ديگري را درصحن مورد بررسي قرارداد. به همين جهت ماه جاري، فشرده ترين زمان براي اعضاي شوراي شهرتهران خواهد بود.

                  طي ماه هاي گذشته، طرفداران محمود احمدي نژاد وبرخي جناح هاي محافظه کار ازحضورقاليباف درشهرداري تهران ابرازناخشنودي کردند. حضور قاليباف به عنوان شهردار پس ازوقايع انتخابات رياست جمهوري، درفضاي انحصاري اصول گرايان برشورا، به اعتقاد بسياري ازتحليلگران نتيجه تصميم گيري هاي خارج ازشورا بود. پس ازآن همواره تنش هاي جدي بين قاليباف، مقامات دولتي و اعضاي شورا وجود داشته است وعلي رغم آنکه قاليباف نيزخود به اردوي محافظه کاران تعلق دارد، انتظار مي رفت طبق يک روال معمول دردولت، به عنوان شهردار تهران يکي ازميهمانان جلسات کابينه باشد. درحالي که او هيچگاه به کابينه دعوت نشد، تا مانند احمدي نژاد که راهي به کابينه اصلاح طلبان نيافت، او نيزجامه غيرخودي رابه اين وسيله به تن کند.

                  درتاييد فشارها نجفي وابتکاراما تنها نيستند. بيادي، نايب رييس شوراي شهر تهران نيز پس ازجلسه شوراگفته است: "حرفهايي در خصوص مشاركت و همكاري زده مي*شود اما عمل نمي*كنند و هم اكنون كساني كه در انتخاب شهردار به شورا فشار وارد مي*كنند،* هر كاري خواستند براي تضعيف شوراها كرده*اند." او مشاركت و همكاري ساير ارگانها با شوراي شهر را در عمل ضعيف خواند و عده*اي كه وي آن را از بدنه دولت و مجلس خواند، منتسب كرد كه فشارهاي براي ابقا و يا برداشتن قاليباف مي*آورند.

                  به صورت رسمي، شهرداري که ازاول دوره چهارساله شورا انتخاب مي شود، پس ازپايان يافتن فعاليت شورا، به فعاليتش خاتمه داده مي شود، اما ازآنجا که قاليباف پس از رفتن محمود احمدي نژاد ازعمارت خيابان بهشت به کاخ رياست جمهوري راهي شهردار شده است وشهردارميان دوره اي به حساب مي آيد، دوره چهارساله وي تمام نشده است.

                  Comment

                  • abadani69
                    Senior Member
                    • Aug 2005
                    • 21339

                    #5694
                    علي لاريجاني تنها دوروزمانده به اجلاس شرم الشيخ با آيت الله سيستاني درنجف ديدار کرد تا حجم ديدارهاي مقامات ايراني درآستانه کنفرانسي که گفته شده مي تواند ديدارمقامات تهران و واشنگتن راپس از28 سال رقم بزند، به بالاترين حد خود برسد. آيت الله سيستاني، ازبانفوذترين شخصيت هاي مذهبي درعراق به شمار مي رود وديدارلاريجاني با وي حاوي پيام هاي مهمي براي طرف آمريکايي است.

                    احمد دعيبل، سخنگوي استانداري نجف تاكيد كرد كه روزگذشته علي لاريجاني، دبير شوراي عالي امنيت ملي وارد نجف شده و آيت*الله سيستاني ديدار كرده است. اين ديدار درخصوص مرورآخرين تحولات عراق ونقش ايران دربرقراري ثبات وامنيت عراق بوده است. لاريجاني پس ازديدارخود درجمع خبرنگاران درميان خبرنگاران حاضر شده وبه سوالات آنها پاسخ داده است. وي اتهامات مقامات آمريکايي درخصوص تجهيزشورشيان شيعه وسني عراقي را به کل رد کرده وگفته است: "هيچ نگراني در اين خصوص وجود ندارد، آمريكايي*ها به خوبي مي*دانند كه ايران همواره از روند سياسي عراق حمايت مي*كند. عمليات*هاي تروريستي كه در عراق روي مي*دهد نتيجه*ي برخورد*ها و روش*هاي غلط آمريكاست." طي روزهاي گذشته کاندوليزا رايس مدعي شد که از ايران خواهد خواست که به چنين اقداماتي که تهران آن را بارها رد کرده است پايان دهد.

                    همزمان با نزديک شده به نشست دوروزه شرم الشيخ مصر به منظور بررسي وضعيت عراق وکمک به ثبات اين کشور با کمک کشورهاي همسايه وهمچنين ديگرکشورهاي قدرتمند جهاني وسازمان ملل مارگارت بکت وزيرامورخارجه انگلستان گفته است درصورتي که با منوچهر متکي وزيرامورخارجه ايران درحاشيه کنفرانس شرم الشيخ ديدارداشته باشد، پيام مهمي را به وي منتقل خواهد کرد. اودرخصوص محتويات اين پيام سخني به ميان نياورده است. او پس ازانکه ماه گذشته 15 ملوان انگليسي توسط ايران دستگير شدند، دستوربازنگري درروابط ميان لندن با تهران را صادر کرد. بکت درگفت وگو با روزنامه اينديپندنت گفته است که موضع انگلستان درخصوص مساله هسته اي ايران همچنان به قوت خود باقي است.

                    با اين وجود، اگرچه ازواشنگتن خبرهايي مبتني برديداراحتمالي تيم ايران وآمريکا درنشست مصرمي رسد، اما ارسال علائم متضادي که مي تواند جو بين مذاکرات را ازخود متاثرکند نيز همچنان ادامه دارد. اظهارات رييس جمهوري امريکا مبني بر ضرورت استفاده سيستم موشكي در اروپا براي جلوگيري از تهديد ايران، ازجمله اظهاراتي است که واکنش مقامات تهران را برانگيخته است. بوش روزگذشته گفته بود که اگر رايس با وزيرامورخارجه ايران روبروشود، متين ومودب، اما راسخ خواهد بود. سيدمحمد علي حسيني سخنگوي وزارت خارجه اولين کسي است که به اظهارات بوش واکنش نشان داد. او مدعي شد که "سخن بوش ادعاهايي ساختگي وخيالي است که واقعيت نداشته واين موضوع براي براي افكار عمومي جهان و به ويژه آمريكا و نمايندگان مجلس اين كشور به وضوح روشن است."

                    حسيني اظهارات مقامات آمريکايي درخصوص استقرار سپر موشکي دراروپا را اينچنين ارزيابي کرده است: "روسيه و بسياري از كشورهاي اروپايي به خوبي دريافته*اند كه آمريكا در چارچوب رويكرد*هاي سلطه*گري و يكجانبه گرايي خويش استقلال امنيت منافع ملي آنها را به چالش كشيده و با فرصت طلبي و بزرگ نمايي در عرصه جهاني درصدد هنجارشكني فزون طلبي و بازگشت به دوران جنگ سرد مي*باشد. "

                    ازجمله رويدادهاي ديگري که درفاصله اندکي نسب به برگزاري اجلاس شرم الشيخ، وگمانه زني براي ديدارمسئولين ايراني وآمريکايي مطرح شده، گزارش ساليانه وزارت امورخارجه آمريکا درخصوص تروريسم است. دراين گزارش ايران درصدر کشورهاي حامي تروريسم قرارداده شده است. بر اساس گزارش وزارت امور خارجه آمريکا، تنها در سال 2006 ميلادي، بيش از 13 هزار شهروند غيرنظامي عراقي، بر اثر حملات شورشيان جان خود را از دست داده اند. بنابراين گزارش ايران ازبرخي ازشورشيان ياد شده حمايت مي کند.

                    آمريکا جمهوري اسلامي را متهم کرده است در سال 2006 ميلادي كه حملات تروريستي در عراق نزديک به 25 درصد افزايش يافته و موجب شده تا آمار قربانيان عمليات تروريستي در اين کشور، نسبت به سال 2005 ميلادي، 40 درصد رشد کند، دست داشته است.

                    سپاه پاسداران جمهوري اسلامي ووزارت اطلاعات ايران به صورت مستقيم درگزارش وزارت امورخارجه به حمايت ازبسياري ازگروه هاي تندرو متهم شده اند. دراين گزارش آمده است: "وزارت اطلاعات و سپاه پاسداران انقلاب اسلامي ايران، مستقيما در طراحي و حمايت از اعمال تروريستي دست دارند و گروه*هاي مختلفي را به چنين اعمالي تشويق مي*کنند؛ به ويژه گروههاي فلسطيني که کادر رهبري آنها در سوريه مستقر هستند و گروه حزب*الله لبنان را تشويق مي*کنند که در مسير منافع جمهوري اسلامي ايران، دست به اقدامات تروريستي بزنند."

                    درادامه اين گزارش پخش مواد منفجره اي که به مرگ نيروهاي ائتلاف مي انجامد وآموزش به گروه هاي شيعه عراقي براي ساخت بمب، به سپاه پاسداران نسبت داده شده است. تشوق اقدامات ضد اسراييلي وفاش نکردن هويت عضو ارشد القاعده که درسال 2003 درايران بازداشت شده وعدم تلاش براي تحويل وي نيزازموارد ديگري است که دراين گزارش مورد اشاره قرارگرفته است.

                    حسيني سخنگوي وزارت خارجه درواکنش به اين گزارش نيزبا اشاره به اقدامات آمريکا درزندان گوانتاناموگفته است: "رويكردهاي فزاينده غير انساني كارگزاران آمريكا در اعمال انواع شكنجه*هاي ضد بشري در عراق گوانتانامو بازداشتگاه*هاي سيار در اروپا و حمايت بي*محابا از رژيم صهيونيستي در شعله*ور ساختن جنگ 33 روزه لبنان و هدف قرار دادن كودكان زنان و مردان مظلوم بي*پناه لبنان و فلسطين، قرائن روشني از پرونده سنگين مقامات آمريكاست."

                    در اظهار نظرط جداگانه، علاء الدين بروجردي رييس کميسيون امنيت ملي وسياست خارجي مجلس شوراي اسلامي تصريح کرده است که هيچ زمينه اي براي ملاقات وزراي امورخارجه ايران وآمريکا وجود ندارد. اوگفته است آمريکا درصورت چنين قصدي پيش ازهرچيزبايد پنج ايراني دستگيرشده دراربيل را آزاد کند: "اگر آمريكا قصد ديدار با وزير امور خارجه ايران را در حاشيه اجلاس شرم*الشيخ دارد بايد به عنوان اولين گام آزادي پنج ديپلمات ايراني را در دستور قرار دهد. آمريكا بايد به عنوان اولين گام حسن نيت و صراحت خود را در آزادي 5 ديپلمات نشان دهد." به گفته وي "در غير اين صورت انجام ديدار وزراي خارجه ايران و آمريكا ضرورتي نخواهد داشت."

                    Comment

                    • abadani69
                      Senior Member
                      • Aug 2005
                      • 21339

                      #5695
                      وزارت خارجه آمريکا يک بار ديگر ايران را مهمترين دولت حامي تروريسم دانست و جمهوري اسلامي را متهم به کمک به تمام افراطيون خاورميانه به خصوص در عراق کرد.

                      هر چند اين موضوع تازگي ندارد ولي گزارش ساليانه وزارت خارجه در زمان حساسي منتشر شده است، چرا که تنها چند روز به ملاقات احتمالي کاندوليزا رايس و ديپلمات هاي ايراني باقي مانده است.

                      احتمال دارد منوچهرمتکي وزير خارجه ايران در کنفرانس همسايگان عراق با کاندليزا رايس ملاقات کند. هدف از اين کنفرانس بازگرداندن ثبات به عراق است. بوش روز دوشنبه گفت: "اگر وزير خارجه ايران با کاندليزا برخورد کند مطمئن هستم که کاندليزا شرط ادب را به جا خواهد آورد."

                      چنين ملاقاتي در حاشيه کنفرانس مصر، ملاقات در بالاترين سطح ميان ايران و آمريکا از سال 2004 به حساب مي آيد.

                      دولت بوش قبلا از تماس ديپلماتيک با ايران خودداري مي کرد چرا که درمورد غني سازي اورانيوم و حمايت ايران از گروه هاي ضد اسرائيلي و گروه هاي شورشي عراق با ايران اختلاف داشت. ولي در روز هاي اخير انعطاف بيشتري از سوي بوش و دولت او نشان داده شده است. وي گفت: "رايس سعي خواهد کرد به دولت ايران بگويد راه هاي بهتري هم به جز انزوا براي ايران وجود دارد."

                      بوش از سوي ديگر ايران را "تهديدي جدي براي صلح جهاني" ناميده است ولي گزارش روز دوشنبه در مورد تروريسم مساله اي جدا از برنامه هسته اي ايران به شمار مي آيد. در اين گزارش از جزئيات اقدامات ايران در اين زمينه سخن گفته شده است.

                      ايران در سال جاري که عمليات تروريستي در آن 25 درصد و ميزان کشته شده ها 40 درصد نسبت به سال 2005 افزايش داشته است، از سوي آمرطکا به عنوان عامل اصلي حامي تروريسم معرفي شده است.

                      در گزارش وزرات خارجه در مورد تروريسم در سال 2006 از ايران به عنوان "فعال ترين دولت حامي" تروريسم ياد شده است. در اين گزارش گفته شده بسياري از اعضا و عناصر دولتي از جمله سپاه پاسداران و وزارت اطلاعات در حمايت از بسياري از گروه ها دست دارند.

                      بنا بر اين گزارش اين گروه ها "مستقيما در برنامه ريزي و حمايت ازعمليات تروريستي بخصوص در فلسطين و گروه هاي افراطي سوريه و لبنان شرکت دارند."

                      سپاه پاسداران قبلا با "بمب هاي ضد تانک در عراق مرتبط" شناخته شده بود و به عنوان عامل کمک به حزب الله لبنان و تعليم افراطيون شيعه عراق معرفي شده بود.

                      در عين حال به عقيده آمريکايي ها "ايران نقش مهمي در تشويق لفظي، عملي و مالي گروه هاي ضد اسرائيلي" داشته است. از تعداد 13338 حمله تروريستي در سال 2006 تعداد 6630 در عراق صورت گرفته است. همچنين تعداد 13340 نفر از مجموع 20498 نفر کشته شده در اين سال در عراق اتفاق افتاده است. افغانستان نيز شاهد رشد عمليات تروريستي بوده است. تعداد اين عمليات در سال 2006 معادل 749 فقره بوده است که افزايشي برابر 50 درصد نسبت به سال 2005 داشته است.

                      Comment

                      • abadani69
                        Senior Member
                        • Aug 2005
                        • 21339

                        #5696

                        به گفته ديپلمات هاي اروپايي، ايران مي تواند کار 188 کشور امضا کننده پيمان منع گسترش اتمي [NPT] را که از روز دوشنبه به مدت دو هفته در وين گردهم آمده اند دشوار کند. اين گردهمايي به هدف تدارک ديدن کنفرانسي در زمينه بازنگري اين پيمان در سال 2010 برگزار شده است.

                        در اولين کنفرانس بازنگري که در ماه مه 2005 در نيويورک برگزار شد، کشورهاي عضو درخصوص يک دستور جلسه به توافق نرسيدند و اين کنفرانس با شکست مواجه شد.

                        علي اصغر سلطانيه، سفير ايران در آژانس اتمي، روز دوشنبه پس از مصاحبه با روزنامه نگاران بي تفاوتي خود را نسبت به اين کنفرانس نشان داد. وي در اين خصوص خاطرنشان کرد که مايل نبوده در دستور جلسه از برخي کشورها جانبداري شود. او گفت: "اين مسأله مي تواند تنش هاي بسياري را براي يک کشور رقم بزند."

                        به گفته يک ديپلمات، اين موضع نشان مي دهد که ايران قصد جلوگيري از هرگونه مذاکره واقعي درخصوص تعهدات دولت هاي عضو را دارد. درحال حاضر ديپلمات ها نگراني خود را از اينکه سرنوشت اين گردهمايي دو هفته اي نيز به سرنوشت گردهمايي نيويورک و مشاجرات جديد دچار شود اعلام کرده اند.

                        روديگر لودکينگ، نماينده آلمان، به نام اتحاديه اروپا اظهار داشت که يک مباحثه در خصوص روند اجرايي اين پيمان "بي حاصل" خواهد بود و در حال حاضر نبايد براي انجام يک مذاکره اصولي پيرامون محتوا و مشکلات ريشه اي NPT مانع تراشيد.

                        اين پيمان که در بحبوحه جنگ سرد در سال 1970 مطرح و در سال 1995 تمديد شد، موجبات نارضايتي بسياري از کشورها را فراهم کرده است. درواقع اين پيمان، با شکل فعلي خود نمي تواند در برابر خطرات گسترش هسته اي که به ويژه از سوي برنامه اتمي ايران و کره شمالي به وجود آمده واکنش نشان دهد و به علاوه کاملاً ناسازگار به نظر مي رسد.

                        يوکيا آمانو، سفير ژاپن و رييس جلسه وين در اين خصوص اظهار داشت: "بر همه کشورها واضح است که NPT در سال هاي اخير با چالش هاي بسيار جديي روبرو بوده و پرونده هاي هسته اي ايران و کره شمالي نيز شرايط سخت تري را براي آن به وجود آورده است."

                        اورسولا پلاسنيک، وزير امور خارجه اتريش، با افتتاح اين کنفرانس خاطرنشان کرد که "امروز NPT يک بحران وخيم را پشت سر مي گذارد".

                        اين پيمان که به هدف خلع سلاح هسته اي و جلوگيري از دستيابي کشورهاي جديد به بمب اتمي مطرح شده بود، امروز در برابر برنامه اتمي کره شمالي که در اکتبر 2006 به آزمايش هسته اي نيز مبادرت ورزيد، بسيار ناتوان ظاهر شده است. ازطرف ديگر، اين پيمان عليرغم تحريم هاي تصويب شده توسط سازمان ملل، نتوانسته ايران را از گسترش فعاليت هايش در زمينه غني سازي اورانيوم بازدارد.

                        ايالات متحده مانند اکثر کشورهاي غربي اظهار اميدواري مي کند که يک دولت حتي درصورت رعايت نکردن مفاد اين پيمان، نسبت به تعهدات خود پايبند بماند؛ مانند اقدامي که پيونگ يانگ انجام داد و تهران نيز قادر به انجام آن است.

                        کريستوفر فورد، رييس هيأت امريکايي، در اين مورد گفت: "کشوري که مفاد اين پيمان را نقض مي کند بايد مسؤوليت اعمال خود را بپذيرد و نبايد با يک اعلام ساده مبني بر خروج از پيمان شيوه اي را براي پاک کردن تخطي هايش تحميل کند."

                        ازطرف ديگر، گروه کشورهاي غيرمتعهد نيز به نوبه خود بر قدرت هاي بزرگ هسته اي که همچنين امضاء کننده اين پيمان هستند خرده گرفته اند که چرا تعهدات خود را در زمينه خلع سلاح و شفافيت در فعاليت هاي اتمي اجرا نمي کنند. گروه کشورهاي غيرمتعهد خواهان اين هستند که اسراييل نيز در چارچوب اين پيمان تعهداتي مشابه با تعهدات ايران را بپذيرد.

                        قابل ذکر است که پيمان منع گسترش اتمي همچنين از سوي برخي اقدامات کشورهاي بزرگ هسته اي بسيار آسيب ديده: رويکرد جديد ايالات متحده مبني بر حملات پيشگيرانه و اقدامات بريتانيا در مدرنيزه کردن زرادخانه هاي هسته اي خود.

                        تهران در چارچوب NPT مي خواهد حق و حقوق خود را در زمينه گسترش يک چرخه کامل هسته اي به منظور اهداف صلح آميز تضمين کند. ولي کشورهاي غربي به ترفندهاي اين کشور در دستيابي به توان نظامي مظنون هستند.

                        يک ديپلمات اروپايي اظهار داشت: "شرکت کنندگان، مطابق با آيين نامه هاي کنفرانس، بايد از امروز تا چهارشنبه ظهر درخصوص دستور جلسه به توافق برسند."

                        Comment

                        • abadani69
                          Senior Member
                          • Aug 2005
                          • 21339

                          #5697
                          ايران روز سه شنبه با گفتن اين موضوع که زمان براي مذاکره مناسب نيست، احتمال گفتگو را با وزير امور خارجه آمريکا، کاندوليزا رايس، ذر کنفرانس امنيت عراق که اين هفته برگزار مي شود، منتفي دانست.

                          حضور منوچهر متکي، وزير امور خارجه ايران، که روز سوم و چهارم ماه مه به همراه رايس دراين کنفرانس حضور دارد، انتظارات را مبني بر اينکه اين دو کشور بتوانند از بعد از سال 1980، گفتگوهاي دوجانبه اي را در سطح بالا انجام بدهند، بوجود آورده است.

                          اما مهدي مصطفوي در جواب به اين سوال که آيا نمايندگان دو کشور در شرم الشيخ، گفتگو خواهند کرد يا نه؟ گفت: "در حال حاضر شرايط براي چنين گفتگويي فراهم نيست. امريکا نمي تواند رفتار خشونت آميز داشته باشد و از طرف ديگر موافق مذاکره باشد".

                          غلامحسين الهام، سخنگوي دولت گفت: "مسئله گفتگو با آمريکا، جدي نيست. تا زماني که آمريکا از رويکردها و نگاه*هاي يکجانبه و استکباري و شيطاني خود دست برندارد، مشکلي حل نمي*شود".

                          ايران در ابتدا با گفتن اين نکته که از حضور قدرت هاي جهان مانند آمريکا، به عنوان بخشي از حاضرين در کنفرانس در کنار همسايگان عراق، خشنود نيست، بي ميلي اش را از حتي شرکت در کنفرانس شهر ساحلي شرم الشيخ در درياي سرخ ابراز کرد.

                          با اين حال در اين هفته تصميم گرفته شد که متکي را فورا به آنجا بفرستند تا وزير امورخارجه بتواند با رايس، گفتگويي تاريخي بکند. آمريکا هم چنين برخوردي را منتفي نمي داند. آخرين اظهارنظرها توسط مقامات ايراني، حاکي از آن است که تهران در حالي که درها براي ارتباط غير مستقيم همچنان بازنگه داشته است، نمي خواهد گفتگويي رودررو با رايس داشته باشد.

                          تبادل کلام بين دو دشمن که از سال 1980 رابطه ديپلماتيک نداشته اند و به دليل اينکه آمريکا ايران را متهم مي کند که به شورشيان عراق کمک مي کند و در پي سلاح اتمي است، شديدا سرد خواهد بود. واشنگتن از سال 1980 و بعد از اينکه دانشجويان تندرو در سال 1979 سفارت اين کشور را در تهران به مدت 444 روز اشغال کردند، با ايران روابطش را قطع کرد. اين قطع رابطه همچنان ادامه دارد.

                          کانال هاي رابطه بين دو کشور گاه و بي گاه باز شده اند، بخصوص زماني که ايران و آمريکا بعد از سرنگوني طالبان در افغانستان، با هم همکاري کردند.

                          آمريکا گفته است که فقط در صورتي با ايران مذاکره مي کند که اين کشور دست از غني ساري اورانيوم بردارد و اين اقدامي است که ايران انجام نمي دهد. ايران گفته است که آماده گفتگو است، منتهي بدون پيش شرط.

                          مصطفوي اظهار داشت: "آمريکا نمي تواند يک روز بودجه براي مواجهه با ايران تصويب کند و اين کشور را تهديد نظامي کند و روز بعد بگويد که مي خواهد با ما مذاکره کند. آنها بايد نشان بدهند که خواستار روابط منطقي و صحيح هستند. هدف اين نيست که فقط مذاکره بکنيم. هدف اين است که رابطه اي سالم بين دو کشور شکل بگيرد. براي رسيدن به چنين منظوري، شرايط بايد مهيا شود".

                          جورج بوش، رئيس جمهور آمريکا، گفت که رايس در صورت رويارويي با متکي در جريان کنفرانس " مودب، اما راسخ" خواهد بود، اما هر گونه گمانه زني در مورد احتمال بهبود روابط كشورش با ايران را كه به علت برنامه هسته اي تهران دچار تنش است را رد كرد.

                          اگر متکي و رايس ملاقات کنند، اولين ديدار بعد از اينکه کمال خرازي، وزير امور خارجه وقت ايران و کالين پاول توسط ميزبان مصري شان در کنفرانسي مشابه در مورد عراق در نوامبر 2004، سر ميز شام در کنار هم نشانده شدند، خواهد بود.

                          مصطفوي با اشاره به پيشنهادي که سال گذشته از سوي کاخ سفيد رد شد، گفت: "ما همانطور که احمدي نژاد گفت که آماده مناظره تلويزيوني با بوش است، ما مي توانيم بحث کنيم".

                          Comment

                          • abadani69
                            Senior Member
                            • Aug 2005
                            • 21339

                            #5698
                            يک روز پس از انتشار اولين خبرها درباره بازداشت حسين موسويان عضو ارشد تيم مذاكره كننده هسته اي سابق و معاون مركز تحقيقات استراتژيك مجمع تشخيص مصلحت، يک سايت نزديک به جناح تندرو اعلام داشت که اتهام وي جاسوسي است و ربطي به مسائل اقتصادي ندارد. اما محمد عطريانفر از اعضاي اصلي حزب کارگزاران سازندگي با رد اتهام جاسوسي موسويان دستگيري وي را اقدامي در جهت ايجاد فضاي پليسي در کشور توصيف کرد.

                            تحليلگران رسانه اي جهان نوشتند گروه هاي تندرو گامي به هاشمي رفسنجاني مرد دوم قدرت در جمهوري اسلامي نزديک شدند که اين مي تواند موجب تحولات بزرگي در سياست داخلي و خارجي ايران باشد. روزنامه فايننشال تايمز به نقل از محمد عطريانفر، روزنامه نگار و از مقامات سابق دولتي ايران که از او با عنوان چهره اي نزديک به آقاي موسويان ياد کرده، نوشته که حسين موسويان ارتباطاتي با لابي هاي سياسي در خارج از ايران داشته است. وي در عين حال مطرح شدن اتهام جاسوسي عليه موسويان را بعيد دانسته و گفته اگر وي بزودي آزاد نشود، انتظار مي رود حسن روحاني، دبير پيشين شوراي عالي امنيت ملي و اکبر هاشمي رفسنجاني رئيس مجمع تشخيص مصلحت ايران به دفاع از او برخيزند.

                            اقتصادي يا جاسوسي

                            در فاصله يک روزي که از انتشار خبر دستگيري حسين موسويان در روزنامه اعتماد تا گزارش خبرگزاري فارس گذشت، احتمال ها بيش تر اين بود که موسويان نيز مانند سيروس ناصري سرمذاکره هسته اي سابق ايران، به بهانه مسائل اقتصادي به دام افتاده باشد. احتمالي که با وجود خبر فارس همچنان نمي تواند دور از ذهن باشد.

                            نام سيروس ناصري از روزهاي پاياني دولت خاتمي به عنوان متهم اقتصادي در روزنامه هاي کيهان و حزب الله و رسالت نقش بست. خبرهائي که ادعا داشت وي به علت سوء استفاده هاي مالي در يک شرکت نفتي [کيش اورينتال] طرف معامله با هالي برتون آمريکا تحت پيگرد قراردارد. اين اتهام که نزديک شش ماه به شکل هاي مختلف ادامه يافت و تا سرحد خبر دستگيري سرمذاکره گر هسته اي ايران جلو رفت، سرانجام بعد از آن که شرکت کيش اورينتال به سپاه پاسداران فروخته شد و امتيازها و دارائي هايش هم به مجموعه اقتصادي سپاه واگذار گرديد، منتفي شد و ديگر هيچ خبري درباره آن انتشار نيافت.

                            خبرگزاري فارس که مدعي شده اتهام موسويان اقتصادي نيست منبع "موثق" خود را افشا نکرد، و در مقابل گزارش داد که دوشنبه شب موسويان به دادسرا احضار شد و بعد از آن دستگير گرديد و به زندان اوين فرستاده شد، در حالي که خبر اوليه نشان مي داد که نيمه شب هشت مامور به خانه وي مراجعه کرده و وي را به محلي نامعلوم برده اند.

                            گرچه در موارد بسيار در مورد کساني که به دام دستگاه امنيتي و اطلاعاتي افتاده اند، سايت ها و روزنامه هاي وابسته به اين دستگاه، اتهام هائي رديف تند رديف کرده اند که در موقع رسيدگي به پرونده آنان اصلا جائي نداشته است، اما دست کم اعلام "يک سري ارتباطات با عوامل خارجي و تبادل اطلاعات با آنها" در سايت هاي تندرو به عنوان اتهام موسويان نشان مي دهد که پرونده اي که براي يک عضو برجسته مجمع تشخيص مصلحت در حال ساخته شدن است، چه مبنائي دارد. سابقه نشان مي دهد که در گذشته فشارهاي پشت پرده و حمايت ها گاهي بدان انجاميده که متهم بعد از ماه ها بدون هيچ نوع اتهام و اعتراضي از زندان آزاد شده است. در اين موارد معمولا تفاهم هائي صورت مي گيرد که متهم در مقابل آزاديش از هر نوع شکايت و پي گيري دست بشويد.

                            اين نوع پرونده ها که تنها رقابت هاي سياسي روز، علت تشکيل آن هاست، به گفته آگاهان مصرف داخلي دارد و در شرايط حاضر مي تواند به نوعي گروگان گيري براي ساکت کردن قوي ترين گروه رقيب دولت فعلي تعبير شود.

                            از جمله شباهت هاي ديگر خبر منتشر شده فارس با موارد پيشين که پرونده سازي براي يکي از جناح هاي قدرت در دستورست، تکرار چند باره اتهام جاسوسي و تاکيد بر اين است که موسويان در حال حاضر در مرحله بازجويي قرار دارد و تحقيقات درباره او ادامه دارد. لذابحث آزادي وي فعلاً منتفي است.

                            شروع ماجرا

                            ساعت هاي مياني چهارشنبه يک خبر رسيده به دفتر بي بي سي در تهران، ادعا داشت که حسين موسويان بعد از حضور ناگهاني هشت مامور امنيتي در خانه اش دستگير شده است. اما تا ساعت ها خبر جديدي به دست نيامد. تلفن هاي خانه وي جواب نمي داد و دفترش در مجمع تشخيص مصلحت نظام هم هر سئوالي را بي جواب مي گذاشت. اما از غروب آن روز که خبر، پس از سايت فارسي بي بي سي، در برنامه اين راديو پخش شد، در جهان پيچيد.

                            خبر از قول منبعي که مي خواست نامش فاش نشود گزارش مي داد که روز اول مه هشت مأمور امنيتي به خانه آقاي موسويان در تهران مراجعه کرده و او را با خود بردند. همان اتفاقي که قبل از دوم خرداد نيروهاي اپوزيسيون علاقه مند بودند در آلمان رخ دهد و موسويان به عنوان متهم در پرونده رستوران ميکونوس برلين دستگير شود.

                            در آخرين سال رياست جمهوري هاشمي رفسنجاني قتل عده اي از سران کردها که در حال گفتگو درباره مباحث سياسي بودند، موسويان سفير جمهوري اسلامي در آلمان را در صندلي اتهام نشاند. گروه هاي مخالف جمهوري اسلامي ادعا داشتند که عاملان آن قتل با حمايت سفارت ايران دست بدان کار زده بودند.

                            آخرين مصاحبه

                            خبرگزاري هاي جهاني با دريافت خبر دستگيري حسين موسويان، براي يافتن علت و سرخطي از اين اقدام، به سراغ ارشيوهائي رفتند که نشان مي دهد آخرين بار وي در آقاي موسويان در مصاحبه اي با خبرگزاري ايسنا، مذاکرات هسته اي ايران در دوره سرپرستي آقايان روحاني و لاريجاني را ارزيابي کرده و اين دو دوره را "دو بال هسته اي ايران" توصيف کرده بود.

                            در اين مصاحبه آقاي موسويان اظهار داشت که در دوره آقاي روحاني، حرکت در زمينه پيشرفت فني در برنامه هسته اي به کندي صورت گرفت اما، به گفته وي، فضاي سياسي، حقوقي و امنيتي در کنترل بود در حالي که در زمان سرپرستي آقاي لاريجاني، عملياتي کردن توان غني سازي سرعت گرفت اما در مقابل، ارجاع پرونده هسته اي به شوراي امنيت سازمان ملل متحد کشور را با مشکلاتي مواجه کرده است.
                            وي در عين حال تأکيد کرد که حتي در صورتي که به جاي آقاي احمدي نژاد، آقاي رفسنجاني به رياست جمهوري برگزيده مي شد، بازهم برنامه غني سازي ادامه مي يافت.

                            حسين موسويان که از وي به عنوان يکي از ديپلمات هاي مورد وثوق هاشمي رفسنجاني رييس جمهور اسبق ياد مي شود در زمان رياست جمهوري اکبر هاشمي رفسنجاني سفير ايران در شوروي و آلمان و بعد از آن که به عضويت هيات مذاکره گر هسته اي انتخاب شد، به معاونت مرکز پژوهش هاي مرکز تحقيقت استراتژيک وابسته به مجمع تشخيص مصلحت رسيد که حسن روحاني همچنان رياست آن را به عهده دارد.

                            در ماه هاي اخير که از گفتگوهاي لابي هاي مختلف قدرت ايران با آمريکا و اروپا اخباري منتشر شد، همواره از موسويان به عنوان يکي از افرادي که در اين لابي ها حضور دارد ياد مي شد. به همين جهت روزنامه فايننشنال تايمز به سفرهاي متعدد خارجي وي در ماه هاي اخير اشاره کرده است.

                            Comment

                            • abadani69
                              Senior Member
                              • Aug 2005
                              • 21339

                              #5699
                              "من بعد از مهاجرتم به خارج از ايران ياد گرفتم که ديگر تنها از سياهي ها ننويسم و آنها را با طنز و کنايه بياميزم".

                              جملات اين دردآشنا به دل مي نشيند. نه براي آنکه شخص معروفي است و ميشناسيمش که اگر شناخته شده هم نبود باز به دل مي نشست. چرا که از دل بر مي خيزد. درد او را، يعني اجبر به سکوت، ديگران هم کشيده اند. راه تلخ او را، يعني آميختن سياهي با طنز و کنايه، را ديگران هم آزموده اند و اينگونه است که سالها با تلخي و تاريکي کنار آمده ايم.

                              اين راه را نه تنها من و شما که نويسنده هاي ايراني دعوت شده به جشنواره جهاني قلم نيز در پيش گرفته اند. به هيمن دليل بود که مهمانان خارجي کنفرانس نويسندگان ايراني اينگونه مي خنديدند و از سخن گفتن نويسندگان لذت مي بردند. لذتي تلخ!

                              گلي ترقي، شهريار مندلي پور و منيرو رواني پور قلم به دستاني بودند که روز شنبه (28 آوريل) با طنز و کنايه هاي خود، داستان تلخ و پر درد نويسندگي در ايران را براي مهمانان انجمن قلم در نيويورک تشريح کردند.

                              هر يک از تجربيات، خاطرات و از وطن خود گفتند و البته از سانسور هم. اما اکثر سوالات شنوندگان تنها بر محور سانسور چرخيد.

                              گلي ترقي در ارائه تصويري از ايران به تفاوتهاي تهران با ساير شهرهاي ايران اشاره کرد و گفت: "اين تفاوت از زمين تا آسمان است. آنچه در تهران ديده مي شود براي ساير شهر ها يک دروغ بزرگ است. در تهران مي توان همه چيز ممنوعه را به صورت مخفي تهيه و استفاده کرد و بعد با هزاران راه بر روي آن سرپوش گذاشت. اما در شهرستانها نه مي توان يافت و نه مي توان مخفي کرد".

                              وي در همين رابطه افزود: "در شهرستانها نمي توان ودکا خورد بعد مسواک زد تا بوي آن از بين برود. همواره اين يکي از مسائل شخصي من بوده که چرا کودکان بايد در اين وادي دچار چندگانگي بشوند. دو نوع زندگي را تجربه کنند و ياد بگيرند. بچه هايي که عاشق خانواده هايشان هستند و در خانه يک چيز مي شنوند اما در مدرسه چيز ديگر. طبيعي است که نمي شود فهميد من دقيقا کي هستم.. من دقيقا به دنبال چه مي گردم".

                              در واقع من در آغوش اين مرد چاق قرار گرفتم البته به طور طبيعي هم فضاي ديگري باقي نمانده بود اما کسي به ما چيزي نگفت و کاري نداشت. من هم ديگر به خود سختي و تحقير ندادم و تا انتهاي مسير نشستم! از همين مثال عمومي مي توان تضاد و دوگانگي را براي يک نوجوان دريافت. تضادهاي فراواني که در جامعه و در زندگي هرروزه وجود داشت و ما در آن فضا رشد کرديم".

                              نويسنده بعدي منيرو رواني پور بود که صحبتش را اينچنين آغاز کرد: "دو نفر هستند که در درون من هر روز مي نويسند و در اين سالها من را ترک نکرده اند و من اينک نمي دانم بايد با آنها چه کنم و به چه نحو مي توانم از هم جدايشان کنم. کودکي و نوجوانيم در ميان داستانهاي پري دريايي، پري چشمه ها، فرشته هاي کوچک و در ميان ماه پرستان و آب پرستان گذشت که به اين اعتقاد باور داشتند. بعد از نوجواني به شهر هاي شيراز و بوشهر و تهران نقل مکان کردم و با فرهنگ و فضاي شهري نيز آشنا شدم. يعني دنيايي متفاوت. وي در ادامه افزود: "هيچوقت قصه هاي مادربزرگم را درباره پري دريايي فراموش نخواهم کرد. يا زماني را که وي گريه مي کرد تا فرشته ها بيايند و اشک هاي او را از روي گونه هايش بردارند. شايد به خاطر اين است که ديگر فرشته اي در کشور من نيست و يا اگر هست خيلي پير و خرفت است. تصور کنيد زناني را که موهاي دخترانشان را گيس مي کردند و شب چهاردهم ماه دختر را جلوي «ماه» مي نشاندند تا فرزندشان از آن زيبايي و خوبي بگيرد و زندگي خوبي داشته باشد. زماني را به خاطر مي آورم که خود من نيز به لب دريا رفتم و با ديگران بر روي طبل زديم و خوانديم تا ماه گرفتگي از بين برود. من هنوز با اين فضا و با لب دريا نشيناني که ماه پرستند و آب پرست و مخفيانه زندگي مي کنند، ارتباط دارم".

                              منيرو رواني پور افزود: "همين امروز با يکي از آنان صحبت مي کردم از من دارويي خواست تا در آب بريزد بلکه اثرات سوء اتمي و هسته اي که شنيده است در آن مي ريزند از بين برود. او مي گفت آب را کثيف کرده اند. ما را نفرين خواهد کرد!"

                              "از سوي ديگر وارد شهر مي شوم که هر کسي به هر جايي نگاه مي کند به جز ماه. در اين دوگانگي غرق مي شوم اما نمي توانم از هم جدايشان کنم و يا کنار هم بگذارم. هنوز که به چشمه ها نگاه مي کنم پري سبز مي بينم. اگر چه چشمه تر و تميزي ديگر باقي نمانده است. اين نگاه تاثير زيادي روي نوشته هاي من گذاشته است. به گونه اي که انگار دو انسان متفاوت داستان مي نويسند."

                              "به عنوان مثال در دو کار اخيرم که در ايران مجوز چاپ نگرفت و با خود به آمريکا آورده ام، دو داستان وجود دارد. يکي به نام "شبهاي شور انگيز" داستان 7 شب از زندگي يک زن است. از کودکي تا جواني اش و زماني که براي يافتن مردي که دوستش دارد، به تهران مي آيد. يکديگر را پيدا مي کنند اما مرد براي برقراري ارتباط هميشه دچار ترس و وحشت است تا آنجا که اين رابطه به مضحکه کشيده مي شود. در نهايت مرد بر ترس خود غلبه مي کند و با هم به خانه مي روند. در اين لحظه است که بمباران عراق بر سر ايران آغاز مي شود."

                              وي براي تشريح بيشتر از فضاي ايران از يکي از داستانهايش مثال آورد: "در يکي از داستانهاي من به نام «شرق بنفشه» آمده است در يک کتابخانه عمومي پسر و دختر نوجواني عاشق هم هستند اما ممنوع است که با هم حرف بزنند يا به بيرون بروند و يکديگر را ملاقات کنند.. پسر جوان براي تداوم ارتباطي که حتي نمي توانند در خيابان قدم بزنند، به نامه نگاري پناه مي آورد و به دنبال راه مخفيانه اي براي اين ارتباط مي گردد. بدين طريق که يک کتاب را از کتابخانه امانت مي گرفت. زير کلماتي که متن نامه اش در آن وجود داشت، نقطه اي مي گذارد. کتاب را باز مي گرداند و دختر همان کتاب را از کتابخانه امانت مي گيرد. کلماتي را که علامت گذاري شده اند در کنا رهم مي چيند و متن نامه هويدا مي شد".

                              وي در ادامه افزود: و البته مضمون اين نامه ها بر اساس کتابهايي چون" سبکي تحمل ناپذير هستي"، "آنارکانينا" و... تغيير مي کند.

                              مندلي پور داستانش را مقدمه اي کرد براي توضيح بيشتر فضاي ادبيات ايران. وي گفت: "اين تمثيل ديگري از ادبيات ايران است. زير نوشته هاي ايراني معناي ديگري نيز نهفته است. شايد به اين دليل است که ادبيات ايران براي ترجمه با مشکلات زيادي مواجه است. من بر اساس شروع درخشان آناکارنينا مثال ديگري مي زنم. بدبختي نويسنده هاي بدبخت در همه جاي دنيا شبيه هم هست. اما در مورد خوشبختي مثل خوشبختي همه خانواده هاي خوشبخت جهان که خوشبختيشان شبيه هم نيست، خوشبختي نويسنده هاي خوشبخت نيز شبيه هم نيست. بر همين اساس است که تنها سانسور و سرکوب شدن نويسنده ها در جهان شبيه هم مي شود".
                              وي افزود: "ما ايرانيها انگار عادت داريم که مرتکب انقلاب شويم. براي هر انقلاب هم آرزوي آزادي بيشتر داشتيم اما بعد از هر کدام دستگاه سانسور قويتر و ماثرتر ظاهر شد. همين مي شود که اکنون بيش از هزار عنوان کتاب در دستگاه سانسور ايران ماندگارند و اجازه آنان صادر نمي شود".

                              وي ادامه داد: "حالا به بخش روشن ماجرا مي پردازيم. ادبيات ايران تا 300 سال پيش همپاي ادبيات غرب پيش رفت. يعني تا دوران رنسانسها. اما وقتي غرب شروع کرد به نگاشتن مادام بوواري ما داستانهاي هزارو يکشب را تکرار کرديم. اما بعد از 100 سال يعني بعد از يکي از همان انقلابها، ادبيات ايران تلاش کرد تا عقب ماندگي اش را جبران کند. تصور رايج غرب اين است که اگر اقتصاد کشوري عقب باشد ادبيات و هنر نيز در آن کشور عقب خواهد ماند. اما اين چنين نيست. ادبيات ايران در هر فرصتي که براي نفس کشيدن يافته، شاهکار خودش را خلق کرده است. اين موضوع از بوف کور شروع شد و تا به امروز ادامه دارد.
                              به طوريکه امروز حتي با وجود سانسور نابخردانه که در ايران رايج است اما باز هم گرايشهاي ادبي در بين نويسندگان نسل قبل و نسل جوان وجود دارد. گرايشهايي چون مدرن- پست مردن- مينيمال و.... قول مي دهم اگر روزي ادبيات ايران بتواند از سد ترجمه بگذرد داستانهاي خواندني زيادي براي ترجمه پيدا خواهد کرد..
                              وي در پايان افزود: در اينجا مي خواهم ياد آرتور ميلر را زنده کنم که در جريان اعلاميه 134 نويسنده از ما حمايت کرد و از انجمن قلم که نويسندگان ايراني را فراموش نکرده است".

                              گلي ترقي در پاسخ به سوال حاضرين در خصوص سانسور گفت: "آخرين کتاب من اينک دو سال است که منتظر جواب مانده اما مجوز چاپ نگرفته است. اما در اين رابطه مي توانم به کتاب شعر کوچکم اشاره کنم که در خصوص يک پري دريايي بود که از دريا و اقيانوس بيزار بود و دوست داشت وارد شهر شود. وارد زمين شود و دنياي زميني را تجربه کند. اگر من به شما بگويم چه موارد سانسوري در خصوص اين پري دريايي اعمال شد باورتان نخواهد شد. از سينه هايي که با يک سينه بند براي اين پري گذاشته بودم و ارتباطي که با يک پسر روستايي پيدا مي کند و درباره آنان براي کسب مجوز بحث شد".

                              منيرو رواني پور در پاسخ به سوالي در خصوص تفاوت سانسور در دوران خاتمي و احمدي نژاد گفت: "کتاب سنگهاي شيطان من اينک 16 سال است که توقيف شده و هيچوقت جوابي به آن نداده اند که خود نشان از سيستم سانسور دارد اما براي نشان دادن اين تفاوت، ميزان اصلاحيه هايي که براي يک کتاب در دوران مهاجراني آمد و ميزان اصلاحيه هايي که براي همان کتاب در دوران صفار هرندي آمد، اشاره مي کنم.
                              اين کتاب در دوران اول به 14 مورد اصلاح نياز داشت و در دوران دوم به چند مرحله براي اصلاح با ميزان هاي 97 موردي، 47 موردي و 67 موردي نياز پيدا کرد. در واقع يعني اکثريت کتاب! من دليل اين سانسور را ترس مي دانم. چرا که ما ايرانيها با فرهنگ ترس بزرگ شده ايم و اين در ما ريشه دوانده است. از شيطان مي ترسيم. از بلا مي ترسيم. به کودکانمان مي گوييم نخند که بعد از خنده گريه است. و اين بحث امروز و ديروز نيست. در تاريخ ما ريشه دوانده است. حتي ما براي ابراز خوشيمان مي گوييم گوش شيطان کر امروز خوبم! "

                              شهريار مندلي پور نيز در آخر در پاسخ به اين پرسش گفت: "سانسور هميشه و در همه حال يک عمل کريه است. چه خردمندانه باشد و چه نابخردانه. اما من يک مثال از دو دوران خاتمي و احمدي نژاد مي آورم تا تفاوت بين سانسور خردمندانه و نابخردانه مشخص شود. در دوران رياست جمهوري آقاي خاتمي که وزارت ارشادش سعي مي کرد با نويسندگان، مهربان باشد به مترجم و ناشر کتاب يونيسيس اعلام کرد که اگر مي خواهند کتاب را چاپ کنند، مي توانند مشروط برآنکه ديالوگ دروني شخصيت اصلي داستان با خودش را، به زبان ايتاليايي چاپ کنند. اما در دوران رياست جمهوري آقاي احمدي نژاد وزارت ارشاد، دليل عدم اعطاي مجوز به کتاب من را تنها يک بخش از داستان عنوان کرد. در آن بخش آمده بود موتورسواري در صحرا بنزين تمام مي کند. وانت باري به کمکش مي آيد. يک سر شلنگ را درون باک ماشين خود فرو کرده و سر ديگر آن را ميمکد تا هواگيري کند و به محض هواگيري شدن سر شلنگ را در درون باک موتور فرو کرده و از اين راه بنزين را با موتورسوار تقسيم مي کند تا او نيز بتواند به راه خود ادامه دهد. وزارت ارشاد از اين بخش ايراد گرفت که شما از جملات سکسي استفاده کرده ايد! "

                              حال به کمک يک گروهان نياز بود تا خنده حاظران را بند بياورد! و مندلي پور بتواند به سخنان خود ادامه دهد. وي ادامه داد: اگر چه نکته اينجاست که اگر تمام نويسندگان ايراني دور هم جمع مي شدند و تمام تخيلات جنسي خود را روي هم مي گذاشتند تا صحنه اي را خلق کنند، به اين نحو نمي توانستند ترسيم کنند که آقايان وزارت ارشاد توانستند، اما اين خود نشانگر تفاوت دورانهاست...

                              Comment

                              • abadani69
                                Senior Member
                                • Aug 2005
                                • 21339

                                #5700
                                علي رغم زمينه چيني هاي گسترده براي عملي ساختن مذاکره دو جانبه ميان مقامات ايراني و کوندليزا رايس، وزير خارجه آمريکا در حاشيه کنفرانس روز جمعه در مصر، به نظر مي رسد چنين ملاقاتي يورت نگيرد.

                                قرار است منوچهر متکي، وزير خارجه ايران و کاندوليزا رايس روز دوم از کنفرانس دوروزه در مصر در اين کنفرانس شرکت کنند. اين کنفرانس به ابتکار آمريکا با شرکت همسايگان عراق و به منظور برقراري ثبات در اين کشور برگزار مي شود و دولت بوش اميدوار است از اين طريق از گسترش خشونت ها در عراق جلوگيري کند.
                                رايس هفته پيش اظهار کرد که عدم حضور ايران در اين کنفرانس "از دست دادن فرصت" است. ليکن تماس هاي دو جانبه بين نمايندگان دو طرف در اين روزها بيشتر جنبه شوخي پيدا کرده است.

                                بوش بعد از مذاکره با مقامات اروپا به اين نتيجه رسيد که گفتگو با ايران بايد بيشتر از طريق نمايندگان رهبري ايران يعني آيت الله خامنه اي صورت گيرد تا از طريق وزير خارجه. در حکومت ايران آقاي خامنه اي رهبري عمري داشته و قدرت وتو در مورد تصميمات دولت دارد در حاليکه وزير خارجه پاسخگوي رئيس جمهوري است که هر چهار سال يک بار انتخاب مي شود.

                                اين تصميم آمريکا پس از مشورت با خاويار سولانا، دبير سياست خارجي اروپا گرفته شد. وي دوشنبه با رايس و هفته پيش با علي لاريجاني در ترکيه ملاقات کرد.لا ريجاني که به دفتر رهبري گزارش مي دهد، مشاور شوراي امنيت ملي و رئيس هيئت مذاکره کننده ايران در گفتگو با اروپا بوده است. هدف از اين مذاکرات حصول اطمينان از اين نکته بوده است که ايران از نيروي هسته اي براي ساخت سلاح استفاده نخواهد کرد.

                                متکي در تهران و واشنگتن به عنوان چهره مهمي در دولت محمود احمدي نژاد تلقي نمي شود. مقامات آمريکايي ديروز گفتند: "اين فرصت نه از نظر زمان، نه مکان و نه اشخاص مذاکره کننده" زمان درستي براي مذاکره نيست.

                                در تهران موضوع مذاکره مورد بحث هاي زيادي واقع شده است. برخي از مقامات معتقدند از کنفرانس شرم الشيخ بايد براي شروع مذاکرات با آمريکا استفاده کرد در حاليکه گروهي ديگر باور ندارند آمريکا در اين کار جدي باشد.

                                غلامحسين الهام، سخنگوي دولت ايران در تهران گفت ايران براي مذاکره آمادگي ندارد. وي افزود: "تا زماني که آمريکا لحني خود خواهانه و يک طرفه دارد ما نمي توانيم مذاکره کنيم."

                                طرفين ديروز از انجام مذاکره نا اميد بودند. يک مقام مزارت خارجه گفت: "من فکر نمي کنم مذاکره اي درکار باشد ولي احتمال آن را نمي توان رد کرد." مقامات ايراني نيز گفتند: "امکان مذاکره چندان زياد نيست."

                                مقامات آمريکا و عراق نيز کم کم چشم انداز انتظارات خود را از کنفرانس تقليل داده اند. يک ديپلمات عرب گفت: "انتظار معجزه نمي توان دا شت." همسايگان عراق که در اين کنفرانس شرکت مي کنند عبارتند از ايران، اردن، کويت، عربستان سعودي، سوريه و ترکيه.

                                مقامات آمريکا طي ماه گذشته شرمايه گذاري زيادي روي اين کنفرانس انجام داده اند. رايان کاکر، سفير آمريکا در عراق ديروز در کنفرانس خبري گفت: "همسايگان عراق نقش مهمي را ايفا مي کنند. اين همسايگان مي توانند در بهبود يا بدتر شدن وضعيت و برقراري ثبات در عراق بسيار موثر باشند."

                                Comment

                                Working...