Important Political News

Collapse
This is a sticky topic.
X
X
 
  • Time
  • Show
Clear All
new posts
  • abadani69
    Senior Member
    • Aug 2005
    • 21339

    #5761

    اسامي پنج ديپلمات ايراني كه در ماه ژانويه گذشته از سوي نيروهاي آمريكايي در كنسولگري ايران در اربيل عراق بازداشت شده بودند پس از ماهها فاش شد.

    يك منبع اگاه در گفت و گو با خبرگزاري فارس، ضمن اينكه "خواستار عدم افشاي نام خود شد" اعلام كرد: "پنج تن از ماموران كنسولگري ايران به نام هاي ناصر باقري، موسي چگيني، عباس حاتمي كاكاوند، حميد عسكري شكوه و مجيد قائمي كه در تاريخ 20 بهمن ماه سال گذشته توسط ماموران آمريكايي از سركنسولگري ايران در اربيل عراق ربوده شده اند كماكان گروگان نيروهاي آمريكايي در عراق هستند".

    وي افزود: "علي رغم سپري شدن 3 ماه از زمان بازداشت اين ديپلمات ها و درخواستهاي رسمي متعدد تاكنون به افراد مذكور اجازه ملاقات كنسولي داده نشده است".

    اسامي اين پنج گروگان در حالي افشا مي شود كه قرار بود طي هفته جاري ديدارهايي كنسولي و يا ديدار خانواده افراد بازداشت شده با آنان صورت گيرد.

    در همين رابطه هفته گذشته هوشيار زيباري، وزير امورخارجه عراق در گفت*‏وگو با روزنامه اينديپندنت با اعلام احتمال آزادي پنج ديپلمات ربوده*‏شده ايراني در ماه ژوئن آينده، گفته بود: "از نظر قانوني آمريكا مي*‏تواند به مدت شش ماه ايراني*‏ها را در بازداشت نگه دارد، پس از آن بايد آنها را به عراق تحويل دهد يا آنها را آزاد كند".

    وي با اشاره به هدف اصلي از اين دستگيري هاگفته بود: "هدف اصلي دو مقام امنيتي بلندپايه ايراني، يعني معاون شوراي عالي امنيت ملي ايران و منوچهر فروزنده، رييس اطلاعات سپاه پاسداران بود كه هر دو زمان حمله نيروهاي آمريكا براي ديدار رسمي در شمال عراق به سر مي*‏بردند. اما نيروهاي آمريكايي به دليل وجود خودروي رسمي آنها در مقر كنسولگري ايران در اربيل دچار اشتباه شدند".

    اين در حالي است كه جلال شرفي، دبير اول سفارت ايران در عراق كه مدتي قبل در مقابل شعبه بانك ملي ايران در بغداد ربوده شده بود همزمان با پذيرش ايران براي حضور در نشست شرم الشيخ آزاد شد.

    پيش از اين دو ديپلمات ايراني ديگر نيز كه در عراق بازداشت شده بودند آزاد شدند.اين دو نفر كه محمد موحد و رضا ديانتي نام داشتند پس از چند روز بازداشت در هشتم دي ماه گذشته از سوي نيروهاي آمريكايي آزاد شدند. اين افراد در حضور موفق الربيعي، مشاور امنيت ملي عراق به مقامات سفارت جمهوري اسلامي ايران در بغداد تحويل داده شدند.

    نيروهاي آمريكايي در اوائل صبحدم 11 ژانويه گذشته با يك حمله سريع زميني و هوايي و با استفاده از هليكوپتر، خودروهاي زرهي و چتر باز ساختمان متعلق به ايران را محاصره و با چترباز بر بام آن فرود آمدند و 5 نفر از افراد حاضر در آن را دستگير كردند. ايران اين افراد را ديپلمات خواند و اعلام كرد كه در شورش ها و بمب گذاري ها دست ندارند، اما آمريکا اعلام کرد مدارکي در د ست دارد که نشان مي دهد آنها با انفجارهاي عراق و گروه هاي شبه مسلح اين کشور ارتباط دارند.

    Comment

    • abadani69
      Senior Member
      • Aug 2005
      • 21339

      #5762
      همزمان با آشکار شدن نشانه هاي همکاري جديد ميان ايران و آمريکا در مورد عراق، کشمکش هاي ديپلماتيک ميان اين دو کشور با سفر سران آنها به کشورهاي خاورميانه به منظور تقويت روابط شدت يافته است.

      احمدي نژاد روز يکشنبه به منظور اصلاح روابط با شريک تجاري و استراتژيک ايران به امارات متحده عربي سفر کرد و در همين حال ديک چني معاون رئيس جمهوري آمريکا نيز با هدف آرام کردن متحدان آمريکا در منطقه و تقويت حمايت بر عليه ايران وارد قاهره پايتخت مصر شد.

      اين ديدارها در حالي اتفاق افتاد که مقامات هر دو کشور اعلام کردند ريان کراکر سفير آمريکا در عراق طي هفته هاي آتي با همتاي ايراني خود در بغداد ديدار خواهد کرد تا در مورد همکاري هاي ميان دو کشور در خصوص مسائل امنيتي عراق گفتگو کنند.

      به گزارش خبرگزاري جمهوري اسلامي، احمدي نژاد در ابوظبي به منظور تأکيد بر اهميت روابط ايران با امارات با شيخ خليفه بن زايد النهيان رئيس جمهوري امارات و شيخ محمد بن راشد المختوم حاکم دوبي و معاون رئيس جمهور ديدار کرد.

      وي در اين ديدار گفت: "ما پيشرفت و سعادت امارات متحده عربي را پيشرفت و سعادت خود مي دانيم." اما هدف رهبران امارات از اين ديدار کاهش رويارويي ميان ايران و آمريکا بود. خليفه بن زايد به احمدي نژاد گفت، امارات بدنبال "از بين بردن علل تنش در خاورميانه به ويژه در خليج فارس است."

      اين در حالي است که عبدالخليل عبدالله استاد علوم سياسي دانشگاه امارات متحده عربي در مورد احمدي نژاد مي گويد: "او در يک مأموريت مراقبت- خسارت است. بنابراين شايد براي ما زمان آن رسيده باشد که واقعا فکر کنيم او و ايران با جامعه جهاني بازي خطرناکي مي کنند."

      احمدي نژاد در کنفرانس خبري روز دوشنبه که در ابوظبي برگزار شد، در مورد حمله آمريکا به ايران گفت: "آمريکايي ها مي دانند در صورتي که مرتکب چنين اشتباهي شوند، ايران به شدت تلافي خواهد کرد و آنها پشيمان خواهند شد." وي خواستار خروج نيروهاي نظامي آمريکا از منطقه شد و حضور «نيروهاي بيگانه» را علت ناامني منطقه برشمرد. وي افزود: "کشورهاي منطقه ديگر نمي توانند بپذيرند که شما خود را به آنها تحميل کنيد."

      از سوي ديگر ديک چني در مذاکرات سه ساعته با حسني مبارک رئيس جمهوري مصر و مقامات ارشد نظامي اين کشور در مورد عراق و نفوذ روزافزون ايران در منطقه گفتگو کرد. چني پس از اين ديدار علنا هيچگونه اظهار نظري نکرد، اما سخنگوي حسني مبارک به خبرنگاران گفت: "وضعيت عراق و خليج فارس، انديشيدن تمهيدات امنيتي در خليج فارس و برنامه هسته اي ايران" از موضوعات مهم اين نشست بودند.

      به رغم تنش هاي روزافزون ميان ايران و آمريکا، اعلام مذاکرات طراحي شده در مورد عراق، اميد تازه اي را در مورد همکاري براي کمک به برقراري ثبات در عراق بوجود آورده است. طرح قبلي مذاکرات با شکست روبرو شد، اما تحقق اين امر نشانگر آن است که هر دو کشور به اين نتيجه رسيده اند که به کمک يکديگر نيازمندند.

      خبرگزاري جمهوري اسلامي به نقل از سخنگوي وزارت خارجه ايران مي گويد: "تهران پس از مشورت مقامات ايران و عراق توافق کرده با واشنگتن مذاکره کند. هدف از اين مذاکرات کاهش رنج و درد مردم عراق، حمايت و تقويت دولت نخست وزير عراق نوري المالکي و برقراري صلح و امنيت در اين کشور است."

      Comment

      • abadani69
        Senior Member
        • Aug 2005
        • 21339

        #5763

        مقامات دولت بوش روز سه شنبه به طور محتاطانه نسبت به اشارات ايران در خصوص پيشرفت قابليت غني سازي اورانيوم به عنوان سوخت راکتورهاي هسته اي واکنش نشان دادند. به اعتقاد آنها اين پيشرفت، قدم اصلي به سوي تسليحات اتمي تلقي مي شود.

        اين در حالي است که مقامات کاخ سفيد و وزارت امور خارجه آمريکا هنوز معتقدند، ديپلماسي مي تواند ايران را متقاعد کند قبل از آنکه فناوري پيچيده هسته اي را در اختيار گيرد، برنامه اتمي خود را متوقف کند.

        آژانس بين المللي انرژي اتمي نيز هفته آينده پيشرفت آشکار ايران را به شوراي امنيت سازمان ملل گزارش خواهد داد. از سوي ديگر رژيم ايران قطعنامه هاي سازمان ملل را مبني بر تعليق فوري برنامه غني سازي هسته اي ناديده گرفته است و گزارش منفي ديگر آژانس اتمي يقيناً دور جديد تحريم هاي سازمان ملل را بدنبال خواهد داشت.

        به گفته مقامات ارشد آژانس اتمي، مهندسين ايراني از اوايل سال جاري تاکنون به پيشرفت قابل ملاحظه اي دست يافته اند و برخي از مشکلات فني را که مانع از عملکرد سانتريفيوژهاي نيروگاه غني سازي سوخت در نطنز بوده اند، برطرف کرده اند.

        به گفته البرادعي، رويدادها از هدف تعليق- که ممانعت از دستيابي ايران به دانش غني سازي است- پيشي گرفته اند. وي روز سه شنبه در مصاحبه با روزنامه نيويورک تايمز گفت: "ما معتقديم ايرانيان دانش بسيآر زيآدي در مورد غني سازي دارند. از اين به بعد موضوع صرفا تکميل کردن اين دانش است. مردم دوست ندارند اين موضوع را بشنوند، اما اين يک حقيقت است."

        يکي ديگر از مقامات آژانس اتمي روز گذشته گفت: البرادعي تلاش مي کند نشان دهد بن بست ميان ايران و شوراي امنيت " باعث از دست رفتن زمان خواهد شد و ايران ظرف چند ماه به قابليت هاي صنعتي دست خواهد يافت، " مگر اينکه در اين ميان قراردادي منعقد شود. اين مقام افزود: "البرادعي مي گويد بايد بدنبال راهي براي کشاندن دو طرف به پاي ميز مذاکره بود."

        به گفته کارشناسان، ايران به منظور توليد اورانيوم غني شده بمب هسته اي، حدودا 3000 سانتريفيوژ ديگر نياز دارد تا دست کم يک سال کار کنند. مقامات سازمان اطلاعات آمريکا نگرانند که در صورت عدم توقف فعاليت هسته اي ايران، اين کشور بتواند تا سال 2009 به اين مرحله برسد.

        توني اسنو منشي مطبوعاتي کاخ سفيد روز سه شنبه اعلام کرد: "ايران همواره با نطق هايي که اين نگراني را بوجود مي آورد که در پي ساخت سلاح هاي اتمي است، خود را منزوي مي کند. اين موضوع غيرقابل قبول است."

        دولت بوش سال گذشته بدنبال مذاکره با ايران در مورد چند موضوع مهم بود و بنظر مي رسد روابط سرد دو کشور در طول سال هاي متمادي به آرامي در حال بهبودي است. کاندوليزا رايس وزير امور خارجه آمريکا در ماه جاري با منوچهر متکي ديدار کوتاهي داشت و در همين حال ديپلمات هاي ارشد ايران و آمريکا نيز توافق کرده اند در هفته هاي آتي يکديگر را در بغداد ملاقات کنند تا در مورد ناآرامي هاي عراق به گفتگو بنشينند.

        تام کيسي سخنگوي وزارت خارجه آمريکا نيز روز گذشته تأکيد کرد، راه حل ديپلماتيک بهترين روش براي مهار اهداف هسته اي ايران است. وي افزود: "ما قطعا معتقديم که راه درستي را انتخاب کرده ايم و هنوز براي حل ديپلماتيک اين مسأله زمان داريم، مي توانيم ايران را متقاعد کنيم رفتار خود را تغيير دهد و جهت گيري اين برنامه را عوض کند." وي در ادامه گفت، راه اندازي چند صد سانتريفيوژ در نطنز در طي ماههاي اخير ثابت نمي کند که ايران به "مهارت کامل چرخه سوخت" دست يافته است. در همين حال تني چند از کارشناسان هسته اي آمريکا نيز ترديد خود را نسبت به اين مسأله ابراز کرده اند.

        Comment

        • abadani69
          Senior Member
          • Aug 2005
          • 21339

          #5764
          هفته گذشته، اسنادي که نشان مي داد جمهوري اسلامي به روايت "رئيس جمهور مقدس" درحال تبديل به "ابر قدرت بزرگ جهان" است، در نگاه هفته به اطلاع همگان رسيد. اين هفته معلوم شد اين "ابرقدرت بزرگ" به گفته حسين شريعتمداري معروف، مدت هاست "پرچمدار مبارزه بانظام سلطه جهاني" شده است؛ وبر اساس فرمايشات سردار محمدنجار سبب تجديد "مجد وعظمت اسلام" شده و در حال از ميان بردن "مرجعيت" آمريکاست.

          نگارنده که مهرداد شيباني باشد نه بر اثر گرما ـ که در غربت هوا هميشه سرد است ـ دچار تغييرات دماغي شده و نه قصد دارد بجاي همکار عزيزمان ابراهيم نبوي، طنز بنويسد. هرچه هست، در وقايع وگفتارهاست که حاصل آنها نگاه هفته آخر ارديبهشت 1386 راشکل مي دهد.

          در هفته اي که "پس از ماهها رايزني پيدا و پنهان" به نوشته روزنامه اعتماد ملي سر انجام "تابوي مذاکره" شکست و "کانال بغداد" براي عبور "پرچمدار مبارزه با نظام سلطه" يعني "ميش" پيشين و رهبر جهان سلطه همان "شيطان بزرگ" و "گرگ" سابق تعيين شد، محمود احمدي نژاد اعلام کرد: "دوران ضربه نظامي به ايران به طور قطع پايان يافته است."

          معلوم نبود او اطلاعات ديگري دارد و يا اين سخنان ديک چني رانشنيده است که بر فراز عرشه ناو جنگي آمريکا درخليج فارس گفت: "ايران در جستجوي سلاح هاي خطرناک است تا خود را نيروي مسلط در خليج [فارس] نشان دهد. آنها مي خواهند تنگه هرمز را در اختيار بگيرند. ما اين پيام را از همينجا، يعني خليج[فارس] به دوستانمان مي دهيم که اين راه را باز نگه مي داريم و اجازه هيچ تعرضي به دوستان خود در منطقه را نمي دهيم. هر نوع حمله اي به دوستان ما در منطقه بدون پاسخ نمي ماند. ما و دوستانمان ايستاده ايم که ايران به سلاح اتمي دست نيابد. اين وظيفه مهم ماست."
          هرچه بود مهره مذاکره بحرکت در آمد.

          روزنامه بوستون گلوب از "آغاز تغيير راهبرد آمريکا در قبال ايران" خبر داد. آيت الله خامنه اي مذاکره را تائيد کرد: "وزارت خارجه ايران به درخواست دولت عراق تصميم گرفت در يک گفت و گوي رو در رو با آمريکايي ها، مسئوليت و وظايف آنان را در قبال امنيت عراق يادآوري و با آنها اتمام حجت کند." محسن آرمين گفت: "از بازي*‏هاي روزگار اينكه تابوي مذاکره با آمريکا به دست كساني شكسته شود كه خود از سازندگان آن بودند. اين اتفاق فصل جديدي را در تاريخ رقم مي*‏زند كه اولين دستاورد اين تحول از هم اكنون به وضوح ديده مي*‏شود و آن شكسته شدن تابوي مذاكره با آمريكاست كه در تاريخ 27 سال بعد از انقلاب بي سابقه است. مذاكره با آمريكا تا چند سال پيش به معناي ضديت با انقلاب، ترس و وازدگي در برابر دشمن تلقي مي*‏شد تا جايي كه دادگستري تهران با صدور اطلاعيه*‏اي سخن گفتن درباره مذاكره با آمريكا را جرم اعلام كرده بود كه پيگرد قانوني داشت".

          بيهوده نبود که مصباح يزدي، از تئوريسين هاي طالبان ايراني همين هفته "نور خدائي" رادر خودش کشف و اعلام کرد؛ ورئيس جمهوري که به گفته او بادعاي امام زمان آمده بود تا "استکبار جهاني" را نابودکند "دان 8 تکوندا" گرفت تا براي عبور از "کانال بغداد" آمادگي کامل داشته باشد.

          اين "فصل جديد" بهترين فرصت براي اعلام اين امر بود که "ابر قدرت بزرگ" يعني جمهوري اسلامي درهمه زمينه ها الگوي جهان است.

          رهبرجمهوري اسلامي در مشهد گفت: "پيشرفت كشور تنها بر اساس الگوي اسلامي - ايراني امكان پذير است".

          آيت اله خامنه اي "ديكتاتوري سياه رضا خان و حكومت استبدادي محمدرضا پهلوي" را نکوهش کرد و "تشكيل نظام اسلامي در ايران را بزرگترين و شگفت آورترين تحول و پيشرفت در ايران" دانست "زيرا يك حكومت كودتايي، مستبد و موروثي به يك حكومت مردمي واقعي تبديل شد."

          رهبر جمهوري اسلامي الگوي غرب را کاملا ردکرد: "به طور قاطع مي گويم الگوي غرب براي توسعه يك الگوي ناموفق است زيرا با وجود دستيابي كشورهاي غربي به ثروت و قدرت، ارزشهاي انساني و معنويت در اين جوامع از بين رفته اند.در ديدگاه غرب، پيشرفت مادي، و محور آن سود مادي است بنابراين در چنين ديدگاهي اخلاق و معنويت مي تواند قرباني پيشرفت شود. در ديدگاه اسلام پيشرفت مادي هدف نيست بلكه وسيله اي براي رشد و تعالي است. در جهان بيني اسلام، ثروت، قدرت و علم، وسيله رشد انسان و زمينه ساز برقراري عدالت، حكومت حق، روابط انساني در جامعه و دنياي آباد هستند."

          سخنگوي دولتي که صد در صد مورد تائيد رهبرجمهوري اسلامي است، درمصاحبه هفتگي باخبرنگاران، دولت احمدي نژاد را تنها مدافع "اقتدار ميهن" و "مصالح ملي وانقلاب" دانست.

          و درست روزي اين حرف ها را زد که "رئيس جمهور مقدس" تازه از سفر به امارات متحده عربي برگشته بود که در تفاسير برخي "مطبوعات" بخشيدن جزيره نفتي ابوموسي" به امارات ارزيابي شده بود. امري که سخن محمد صدرهم مي تواند، اشاره به آن باشد: "هيچ رئيس جمهور ايران به امارات سفر نکرد، چون آنها تنها کشوري هستند که به تماميت ارضي ايران نظر دارند."

          افکار عمومي ايرانيان هم بخشش هاي "نظام" هاي پيشين ايران را بياد آورد. در عصر قاجارها 12 استان زرخيز ايران بعد از جنگي که به فتواي فقها برپا گرديد و به شکست انجاميد، در سيني زرين تقديم روس ها شد. در عصر پهلوي بحرين را بخشيدند و حالا ظاهرا نوبت جمهوري اسلامي است.

          روزنامه اعتماد ملي خطاب به جنتي والهام در سرمقاله اش نوشت: "آقايان عزيز! در دنياي بزرگ، ملتهب و پرهياهويي زندگي مي*كنيم. هم از نظر عده در مضيقه*ايم و هم از نظر عده در اقليت، شما را چه مي*شود كه علا*قه*مند هستيد، همه بزرگان گذشته انقلا*ب و اسلا*م را از قطار مملكت پياده كنيد. اين رفتارها شمشير دولبه است. اين قطار ايستگاه*هاي ديگري هم دارد. كمي هشيار باشيد."

          و تصوير ديگري از "ابر قدرت بزرگ" را ارائه داد. تصويري که دکترمصطفي معين کاملش کرد: "الان فرهنگ عمومي جامعه، با معجوني از عوام زدگي، لمپنسيم، *دين فروشي و دنيا دوستي و قدرت*طلبي و دروغگويي مورد تهاجم قرار گرفته است."

          و علي مزروعي در بخش اقتصاد يکي از هزاران پرده اش راکنار زد. او که درباره "دولت ديني" بحث مي کرد، بودجه دستگاه هاي غير دولتي فعال در زمينه تبليغات اسلامي [ارقام به ميليارد ريال] را رديف کرد: "9/331 ميليارد ريال براي شوراي عالي حوزه علميه قم - 350 ميليارد ريال براي مرکز خدمات حوزه علميه قم - 7/37 ميليارد ريال براي مرکز مديريت حوزه علميه قم - 8/238 ميليارد ريال براي دفتر تبليغات اسلامي حوزه علميه قم -3 /283 ميليارد ريال براي سازمان تبليغات اسلامي - 5/25 ميليارد ريال براي شوراي هماهنگي تبليغات اسلامي - 0/103 ميليارد ريال براي حوزه هنري سازمان تبليغات اسلامي - 6/356 ميليارد ريال براي سازمان فرهنگ وارتباطات اسلامي - 5/29 ميليارد ريال براي مجمع جهاني تقريب مذاهب اسلامي - 2/54 ميليارد ريال براي مجمع جهاني اهل بيت - 8/197 ميليارد ريال براي مرکز جهاني علوم اسلامي - 1/33 ميليارد ريال براي موسسه آموزشي وپژوهشي امام خميني (زيرنظر مصباح يزدي) - 5/423 ميليارد ريال براي رديف متفرقه کمک به اشخاص حقيقي " و به جمع کل 25200 ميليارد ريال رسيد." اونتيجه گرفت: " اگر دقتي در عدد ورقم ها بکنيد آنگاه رمز اينکه چرا راهيافتگان مجلس هفتم ودولتمردان دولت نهم نظر کرده امام زمان اند و آقاي جنتي هم پس از استقرار مجلس هفتم خواب راحت مي کند وگروه هاي فشار هم به استراحت رفته اند را درخواهيد يافت.بله رشد بودجه 64 درصدي سال 85 نسبت به سال 84 پاسخ خيلي سئوال ها را مي دهد."

          صندوق بين المللي پول هم گزارش داد: "در ايران نرخ رشد رو به کاهش و نرخ تورم رو به افزايش مى رود.
          بر پايه تازه ترين گزارش صندوق بين المللي پول درباره چشم انداز اقتصادي خاورميانه، آفريقاي شمالي، آسياي مرکزي و قفقاز که در ماه مه ۲۰۰۷ انتشار يافته، نرخ تورم ايران از ۱۱.۹ درصد در سال گذشته ميلادي به ۱۷.۶ درصد در سال جاري خواهد رسيد، که حدود دو برابر ميانگين تورم در سي کشور واقع در مناطق مورد بررسي است.
          اگر اين پيش بيني را ملاک قرار دهيم، ايران در سال جاري ميلادي بعد از عراق، جمهوري آذربايجان و يمن، بالاترين جهش قيمت ها را در اين مناطق تجربه خواهد کرد. از گزارش صندوق بين المللي پول چنين بر مى آيد که اوجگيري تورم ايران حاصل رشد شتابان نقدينگي است که در سال ۲۰۰۶، بر پايه ارزيابي اين نهاد، به بالاي ۳۴ در صد رسيد و در ۲۰۰۷ نيز از ۲۸ در صد خواهد گذاشت، که در سطوحي بسيار بالاتر از ميانگين جهش نقدينگي در چهار منطقه مورد بررسي قرار دارد."

          حتي روزنامه ابرار متعلق به جناح راست مذهبي باچاپ عكسي از احمدي*نژاد در حالي كه لباس تكواندو به تن كرده بود، نوشت: "با وجود افزايش سرسام*آور قيمت*ها و مشكل بنزين و كارت سوخت، رييس جمهور، دان 8 تكواندو گرفت."

          براي اينکه تصوير ضداستبدادي "ابرقدرت بزرگ" کامل شود، اعلمي نماينده جناح اقليت درمجلس به "حکومت نظامي در برخي از شهرها و تير اندازي و منتهي به قتل وجرح" اعتراض کرد. رئيس نيروي انتظامي تهران هم از "آغاز مبارزه با مردان بدحجاب" خبر داد و مصاديق آنرابر شمرد: "پوشيدن لباس آستين کوتاه، شلوارهاي کوتاه ياپاره شده، لباس هاي تنگ و بدن نما وآرايش مو به سبک غربي".

          دستگيري محققي سالخورده با برچسب قديمي "جاسوس" و "سرپل اسرائيل" که در روزنامه کيهان مرکز پرونده سازي طالبان توسط حسن شايان فر ساخته و پرداخته مي شود، رسما مورد پذيرش وزارت خارجه جمهوري اسلامي قرارگرفت. جهان اکنون منتظر است که هاله اسفندياري در تلويزيون ظاهر شود و يا به خبرگزاري دولتي برود و اتهامات کيهان راداوطلبانه "اعتراف " کند.

          فصل جديدي است که حميد رضا جلايي پور آن را "کوبائي" شدن مي خواند، اما طالباني شدن را بيشتر بر مي تابد: استبداد بازگشته و آمريکا پشت در است.

          Comment

          • abadani69
            Senior Member
            • Aug 2005
            • 21339

            #5765
            ايران به نحوي "آرام و پيوسته" در حال پيشروي در برنامه هسته اي خود است ولي احتمالا تا سال 2009 نخواهد توانست سوخت کافي براي يک موشک هسته اي توليد کند. اين اظهارات يک کارشناس سابق هسته اي است.

            ديويد آلبرايت، که اکنون رياست موسسه علوم و امنيت بين المللي را در واشنگتن به عهده دارد، گفت اگر ايران بخواهد اورانيوم را در حد سلاح هسته اي غني سازد هنوز بايد موانع متعددي را از سر راه بردارد و شايد متوقف کردن ايران نيازمند تحريم هاي سخت تر باشد.

            وي در مصاحبه تلفني با آسوشيتد پرس گفت: "ايران در حال پيشرفت آهسته ولي مداوم است. ما فکر ميکنيم ايران سريع تر از آنچه (دولت آمريکا) انتظار داشت حرکت کرده است."

            وي گفت ايران مي تواند 3000 سانتريفوژ را تا پايان ژوئن در تاسيسات هسته اي نطنز مستقر سازدولي راه اندازي آن ها چند ماه آموزش نياز دارد.

            آژانس بين المللي انرژي هسته اي در وين مي بايد تا هفته آينده گزارش خود را از پيشرفت برنامه هسته اي ايران به شوراي امنيت سازمان ملل متحد ارائه کند.

            گرگوري شولت، رئيس هيئت نمايندگي آمريکا در آژانس انرژي هسته اي روز سه شنبه گفت کشورش "از گزارشي مبني بر توقف غني سازي اورانيوم توسط ايران و مجوز دسترسي بيشتر به بازرسان استقبال خواهد کرد."

            وي افزود: "متاسفانه چنين گزارشي را بعيد مي دانم. ايران نمونه کامل عدم پيروي مطلق از پيمان ان پي تي است."

            وي گفت: "ايران همچنان ازاجراي مصوبات شوراي امنيت سر باز مي زند. رهبري ايران در حال پيگيري مصرانه برنامه هسته اي خود از حيث فن آوري و مواد ضروري براي توليد سلاح هسته اي است."

            ايران تاکيد مي کند برنامه هسته اي اش صلح آميز است و به منظور توليد برق انجام مي شود. آمريکا مي گويد ايران پنهاني در تدارک توليد سلاح هسته اي است.

            بازرسان آژانس بين المملي انرژي هسته اي در يک بازديد سرزده روز يک شنبه گفتند شواهدي وجود دارد که ايران بر مشکلات فني فائق آمده و غني سازي اورانيوم را در مقياس وسيع تري شروع کرده است.

            محمد البرادعي، رئيس آژانس مي گويد کوشش هاي ديپلماتيک براي متوقف کردن ايران شايد ديگر معني نداشته باشد چرا که جمهوري اسلامي توانايي غني سازي در مقياس وسيع را پيدا کرده است.

            يک ديپلمات که خواست نامش فاش نشود گفت: "منظور البرادعي آن است اکنون از خط عبور کرده ايم. اگر اسب از طويله فرار کرده باشد ديگر موردي ندارد که مواظب طويله باشيم و بايد دنبال اسب بگرديم."

            ولي شولت گفت جامعه بين المللي درمورد توقف غني سازي فقط در "بخشي که مستقيما در چهار چوب نظامي معني دارد" تاکيد خواهد کرد.

            آلبرايت در مورد اينکه آيا ايران در آستانه توليد سلاح هسته اي است اظهار نظر نکرد ولي گفت ايران نشان داده است که ظرف شش ماه توانسته است تعدادي سانتريفوژ را براه اندازد ولي معلوم نيست توانايي کار با 1000 سانتريفوژ را داشته باشد.

            سانتريفوژ دستگاهي است که با سرعت بالا مي چرخد و براي توليد سوخت هسته اي بکار مي رود. ولي کار با اين دستگاه ها مشکل و خطر ناک است.

            علي لاريجاني موافقت کرده است روز 31 مه با خاويار سولانا، رئيس سياست خارجي اروپا در مورد بن بست مربوط به توقف غني سازي اورانيوم مذاکره کند.

            آلبرايت گفت انصراف از متقاعد کردن ايران به توقف غني سازي عاقلانه به نظر نمي آيد. وي معتقد است کاهش فشار در اين مقطع باعث ضعف "موضع برتر" آمريکا و متحدانش خواهد شد.

            او گفت: "ايران بطور مداوم در حال حرکت به سوي توانايي ساخت سلاح هسته اي است، و مذاکرات نيز به جايي نرسيده است. بدين ترتيب دچار بحراني خواهيم شد و مجبور خواهيم شد تحريم هاي بيشتري را براي منزوي کردن ايران بکار ببريم."

            وي افزود: "ولي اين به معني جنگ نيست... بايد دائم از اين وسوسه بر حذر بود چرا که جنگ حتي بد تر از دستيابي ايران به سلاح هسته اي است."

            Comment

            • abadani69
              Senior Member
              • Aug 2005
              • 21339

              #5766
              پس از انتشار گزارش وينوگراد، سيد حسن نصرالله دبير كل حزب*الله دو بار نسبت به رهبران اسراييل اداي احترام كرده است!

              از نظر آقاي نصرالله، همينكه اسراييلي*ها اقدام به تشكيل كميسيون مستقلي براي كشف و شناسايي ضعف*ها و دلايل ناكامي*هاي خود در جنگ دوم لبنان كردند، قابل احترامند.

              از اين رو، آقاي نصرالله بدون آنكه از حساسيت محافل افراطي نسبت به هر گونه اظهار نظر در باره اسراييل بهراسد، به طور روشن و شفاف گفت: من به آريل شارون احترام مي*گذارم. من به اسراييلي*ها كه تا بدين درجه نسبت به سرنوشت يك سرباز خود مسئوليت نشان مي*دهند، احترام مي*گذارم.

              سيد حسن نصرالله ضمن تاكيد بر «اخلاص و صداقت» اسراييلي*ها براي دفاع از خودشان، اين پرسش را مطرح كرد كه آيا در يك كشور عربي امكان تشكيل كميسيوني مانند كميسيون وينوگراد وجود دارد؟

              مسلما اداي احترام آقاي نصرالله به اسراييلي*ها، به معناي تغيير موضع وي نسبت به آنها نيست، بلكه فقط نشانه بلوغ يك رهبر سياسي است كه نقطه قوت*هاي دشمن خود را نه فقط ناديده نمي*گيرد، بلكه به آن اعتراف و اداي احترام هم مي*كند.

              جالب اين است كه در طول جنگ لبنان، هنگامي كه اسراييلي*ها مقاومت حزب*الله را مشاهده كردند، بارها و بارها از آقاي نصرالله تمجيد كردند.

              يكي از نويسندگان اسراييلي، به صراحت نوشت كه كشورش به رهبري مانند نصرالله نياز دارد.

              اسراييلي*ها البته با اين اظهار نظرها به دوستان آقاي نصرالله تبديل نشده بودند، بلكه همچنان بر لزوم نابودي تشكيلات نظامي تحت رهبري او اصرار داشتند، اما آنقدر از نظر روحي ضعيف نبودند كه توانايي*هاي دشمن خود را به ضعف تعبير كنند.

              اظهار نظرهاي متقابل دبير كل حزب*الله و اسراييلي*ها را مقايسه كنيد با زبان رسمي مسئولان كشور خودمان، تا عمق تفاوت آنها را دريابيد.

              من تاكنون نشنيده*ام كه يكي از مقام*هاي ايراني، نقطه قوت يا حتي توانايي محدودي در دشمنان خود ديده باشد و نسبت به آن اعتراف كند.

              به عكس، دشمن در هر مقام و موقعيتي كه باشد، هميشه زبون و ترسو و پست و ناتوان و در نهايت وحش*گري و دنائت است و هيچ كاري هم از دستش ساخته نيست.

              حتي اگر صاحب نظري در صدد بر آيد تا با ديدي بي*طرفانه اشاره*اي به توانايي*هاي دشمن كند، فوري به جانبداري از آن و يا ايفاي نقش ستون پنجم براي دشمن متهم مي*شود.

              از اين رو، جاي تعجب نيست كه چرا اين قبيل اظهارات آقاي نصرالله در رسانه*هاي ايران انعكاس نمي*يابد و اگر رسانه*اي هم خطر پوشش چنين اظهار نظرهايي را به جان بخرد، مدعيان بي*شماري يافت مي*شوند كه در مقام وكيل مدافع دبير كل حزب*الله به تكذيب خبر مي*پردازند و نزد مراجع قضايي شكايت مي*برند، كاري كه پيش از اين بر سر روزنامه شرق به دليل پوشش اظهارات آقاي نصرالله مبني بر اشتباه محاسبه وي براي به اسارت گرفتن دو سرباز اسراييلي آمد.

              چرا واقعا فردي مانند سيد حسن نصرالله مي*تواند به توانايي*هاي دشمن خود اعتراف كند، اما مسئولان كشور ما نمي*توانند؟

              شايد پاسخ به اين پرسش در صلاحيت من نباشد، اما احتمالا دم زدن در فضاي آزاد جامعه لبنان، خود يكي از دلايل اين درجه از بلوغ سياسي باشد.


              Comment

              • abadani69
                Senior Member
                • Aug 2005
                • 21339

                #5767
                با افزايش تلاشهاي دولت ايران براي ايجاد ارتباط ديپلماتيك با مصر روزنامه دولتي ايران در يادداشتي تحت عنوان «دوستي ايران و مصر، آرمان ملت ها و تقدير «زمان» به استقبال بهبود روابط دو کشور رفت. در اين يادداشت آمده بود:« مخالفان و مضنونان اين تحول چه بخواهند و چه نخواهند، توفان تحولات جو تيره خصومت را از فضاي مناسبات دو کشور کنار زده است.»

                روز بعد روزنامه راستگراي «جمهوري اسلامي» در واکنشي به مقاله ايران نوشت: «سياست نظام جمهوري اسلامي در قبال دولت کمپ ديويدي مصر تغييري نکرده و تا زماني که قاهره از کمپ ديويد فاصله نگيرد، نمي تواند انتظار عادي شدن رابطه سياسي با تهران را داشته باشد.» منظور از سياست نظام در اين مقاله ديدگاه آيت*الله خامنه*اي بودكه معمولا در مطبوعات ايران براي آنكه بصورت مستقيم اشاره نشود چنين از او ياد مي*كنند!

                اين روزنامه، بيستم تيرماه نيز در واکنشي مشابه نوشت:«چون دولت حسني مبارک همچنان به دلالي براي صهيونيسم ادامه مي دهد، موضع نظام جمهوري اسلامي مبني بر امتناع از برقراري رابطه با قاهره تغيير نکرده است.»جمهوري اسلامي روز 21تير نيز در واکنشي به يک مقاله منتشر شده در روزنامه مصري الاهرام نوشت:« به راستي، ما از هم پيماني با رژيم کمپ ديويدي قاهره که سرکوب مسلمانان انقلابي و نوکري اسرائيل را جزو افتخارات خود مي*داند، چه چيزي به دست مي*آوريم که براي ناديده گرفتن اصول و معيارهاي خود در قبال رژيم مفلوک قاهره وسوسه شويم؟»

                با اين همه خبرهايي مبني بر ادامه تلاش هاي ايران و مصر براي گسترش روابط خود همچنان منتشر مي*شد. محسن آرمين پس از ديدار با مقامات بلندپايه مصر در قاهره اعلام کرده بود: «قاهره بدون هيچ شرطي آماده برقراري رابطه با تهران است.» انتخاب نيز در روز نوزدهم تير از قول رئيس مجلس مصر نوشت:« اسرائيل از نزديکي روابط تهران –قاهره بسيار نگران است.»

                روزنامه انتخاب روز بعد از قول احمد جنتي دبير شوراي نگهبان نوشت: «اميدوارم که در آينده نزديک شاهد برداشتن گامهايي در جهت تقويت و گسترش روابط بين تهران و قاهره باشيم». وي هرگونه اختلاف نظر بين دستگاههاي تصميم گيرنده درباره آينده روابط ايران و مصر را رد کرد. بيست و يکم تيرماه نيز، همشهري از قول رئيس مرکز مطالعات سياسي مصر اغلام كرد كه رابطه دو كشور ايران و مصر به سود کشورهاي منطقه و جهان اسلام است.

                بعدها خواهيم ديد كه مقاومت بنيادگرايان در برابر رابطه ايران و مصر حتي تا آشوب بر سر تغيير نام يك خيابان در تهران نيز ادامه داشت و با وجود همراهي راستگرايان با اين طرح و حتي همكاري شوراي شهر آبادگران براي تغيير نام خيابان خالد*اسلامبولي در تهران؛ باز هم حملات پياده*نظام راست معطوف به دولت خاتمي بود. اين نكته هم جالب است كه با وجود استقبال دولت مصر از ايجاد رابطه با تهران به دنبال كارشكني*هاي بسيار اين امر محقق نشد و اخيرا احمدي*نژاد در يك موضع*گيري عجيب گفته است كه در صورت تمايل مصر ايران بلافاصله ايجاد رابطه خواهد كرد! به اين ترتيب باز هم تهران با از دست دادن فرصت مناسب و در بدترين شرايط درخواست ايجاد رابطه با مصر دارد!

                اما در تيرماه 1379 مهمترين خبر ، درباره سفر خاتمي به کشور آلمان بود. پانزدهم تير، خبرگزاري آلمان خبر داد که تاريخ سفر خاتمي به آلمان معين قطعي شده است. چهارشنبه، پانزدهم تيرماه نيز روزنامه بهار نوشت که رژيم صهيونيستي از آلمان خواسته است تا براي تحت فشار قرار دادن ايران به منظور آزادي يهوديان بازداشت شده در شيراز، سفر خاتمي به آن کشور را لغو کند.

                هجدهم تيرماه بيانيه دفتر خاتمي درباره سفر به آلمان منتشر شد. بنابر اين اطلاعيه خاتمي از تاريخ 20 تا 22 تيرماه بنابه دعوت رسمي صدراعظم آلمان به اين کشور سفر کرده و علاوه بر صدراعظم با رئيس*جمهوري و چند تن از مقامات بلندپايه آلمان نيز ديدار مي*کرد. او همچنين قرار بود در جمع صاحبان صنايع آلمان حاضر شود و در نشستي با حضور انديشمندان آلماني درباره گفتگوي تمدن ها سخن بگويد. سفر خاتمي به آلمان چند ماه پس از ماجراي كنفرانس برلين و بحراني كه بر سر آن بوجود آمد به نوعي در برابر اين ادعاي بنيادگرايان قرار مي*گرفت كه آلمان را متهم به حمايت از مخالفان حكومت مي*كردند و خصوصا پس از ماجراي دادگاه ميكونوس در سال 1375هر روز بدنبال بهانه*اي جديد براي ايجاد مشكل در روابط دو كشور بودند.

                اعلام سفر خاتمي به آلمان بازتاب گسترده اي در رسانه هاي خبري جهان يافت. خرازي، وزير خارجه معتقد بود: «بسط مناسبات ميان ايران و آلمان، دير يا زود اين نگرش را در ايالات متحده ايجاد خواهد کرد که آنها بايد سياست و روابط خود را با ايران تغيير دهند.»

                در چنين شرايطي روزنامه دولتي ايران طي گزارشي خبري پرسيده بود: «سومين سفر اروپايي خاتمي، استقبال جهاني، کم توجهي محافل داخلي، چرا؟» در اين گزارش از قول مجيد انصاري نماينده مجلس آمده بود: «هر زماني که روابط ما و آلمان دستخوش يک تحول مثبت شده و دو طرف گام هايي را براي گسترش روابط برداشتند، يک سلسله اقدام هاي مشکوک در داخل و خارج رخ داده است.»

                همان روزها رسالت روزنامه راستگراي وابسته به موتلفه ، از قول يکي از خوانندگان خود نوشت: «وقتي آلمان ها اين طور رابطه نزديک با تروريست ها دارند و در امور داخلي ما با برگزاري کنفرانس برلين دخالت کردند، واکنش دولت ما چه بايد باشد؟ آيا واقعاً عزت ما در سفر رئيس جمهوري به آلمان حفظ مي شود؟»[روزنامه رسالت- نوزدهم تيرماه1379]

                اين روزنامه روز بعد با چاپ مطلبي با عنوان «مطالبات ملت ايران از دولت آلمان» به قلم فردي كه محمدعلي رامين (مديرمسئول هفته نامه امامت) معرفي شده بود از هيأت عاليرتبه جمهوري اسلامي مي*خواست که مطالبات ملت ايران را پيگيري کند. از ديدگاه نويسنده رسالت «محکوم کردن توطئه کنفرانس برلين» و «عذرخواهي رسمي آلماني ها به خاطر بيست سال بي حرمتي و جنايت و حق کشي عليه اهداف و آرمان هاي ملت مسلمان ايران» خواسته*هاي ملت ايران بود.

                عين همين مطلب روز قبل از آن در روزنامه کيهان نيز منتشر شده بود اما نويسنده آن يك «فارغ التحصيل آلمان» معرفي گرديده بود! کيهان روز بيستم تير نيز در نوشته*اي با عنوان «شهادت هاي زنجيره*اي!» آلمان را با «هيتلر» و «گوبلز»ش سمبول ديکتاتوري دانست.

                اما بالاخره در روز مقرر خاتمي در رأس يک هيأت بلندپايه عازم آلمان شد. روز بعد روزنامه بهار طي خبري از قول «عيسي سحرخيز» مديرمسئول روزنامه توقيف شده اخبار اقتصاد نوشت: «برخي ها مي*خواهند رابطه ايران و اروپا، خصوصاً آلمان و فرانسه را به هم بزنند چرا که فکر مي*کنند رابطه با آلمان و اروپا، بر روابط ايران و انگليس تأثير منفي مي*گذارد»! داودهرميداس باوند، استاد دانشگاه نيز معتقد بود: «برخي از جناح ها در ايران و آلمان مايل به موفقيت آميز انجام شدن سفر آقاي خاتمي نيستند.»

                Comment

                • Rasputin
                  Senior Member
                  • Jan 2005
                  • 63906

                  #5768
                  منع سکونت خارجیان در مرزهای شرقی ایران


                  اتباع خارجی اجازه سکونت در هیچیک از شهرهای استان سیستان و بلوچستان را ندارند
                  یک مقام نیروی انتظامی جمهوری اسلامی گفته است که اتباع خارجی حق سکونت در شهرهای واقع در نزدیکی مرز شرقی ایران را ندارند.
                  سرتیب حسین ذوالفقاری، جانشین فرمانده نیروی انتظامی جمهوری اسلامی، اعلام داشته است که شهروندان خارجی در ایران اجازه سکونت در هیچیک از شهرهای استان سیستان و بلوچستان را ندارند و در این مورد، بین کسانی که به طور مجاز یا غیر مجاز در ایران به سر می برند تفاوتی نیست.

                  به گزارش خبرگزاری دولتی ایران - ایرنا - جانشین فرمانده نیروی انتظامی گفته است که هیچگونه عذری از جمله مشارکت در کارهای اقتصادی و تجاری با اتباع ایرانی برای ادامه سکونت خارجیان در این شهرها پذیرفتنی نیست.

                  وی با تاکید بر اینکه طرح جمع آوری و طرح اتباع خارجی غیر مجاز در حال اجراست، گفته است که خارجیانی که به صورت مجاز در ایران اقامت دارند باید شهرهای استان سیستان و بلوچستان را ترک کنند و در استان های دیگر سکونت گزینند.

                  ماموران انتظامی وظیفه دارند اتباع خارجی را که این دستور را نادیده می گیرند جمع آوری کرده و به سایر مناطق ایران انتقال دهند.

                  سرتیپ ذوالفقاری، که در شهر زاهدان، مرکز استان سیستان و بلوچستان سخن می گفت، افزود که برنامه نظارت مرزی شامل احداث دیوار بتونی و حفر کانال ادامه دارد و در نقاط مرزی استان سیستان و بلوچستان در دریاچه هامون که احتمال بالا آمدن سطح آب وجود دارد، برای جلوگیری از رفت و آمد مرزی دژ ساخته می شود.

                  به گفته وی، تا کنون بیش از 350 کیلومتر کانال و 13 کیلومتر دیوار بتونی در طول مرز در استان سیستان و بلوچستان ساخته شده و تمهیدات دیگری از جمله نصب و تقویت تجهیزات رادار و کاربرد کایت نیز در دست بررسی است.

                  مبارزه با قاچاق مرزی

                  جانشین فرمانده نیروی انتظامی جمهوری اسلامی افزوده است که "با توجه به افزایش کشت و تولید مواد مخدر در کشور همسایه، احتمال رشد قاچاق این مواد خانمانسوز از طریق مرزهای جنوبی سیستان و بلوچستان وجود دارد که در این رابطه تدابیر لازم اتخاذ شده است."

                  اتباع خارجی مقیم شهرهای سیستان و بلوچستان به سایر مناطق منتقل می شوند

                  در مورد نا امنی های اخیر در مناطق شرقی، سرتیپ ذوالفقاری گفت که با همکاری بین پلیس ایران و پاکستان ضربات بزرگی به اشرار و قاچاقچیان مسلح وارد آمده و افزود که تعدادی از افراد مسلح در پاکستان مخفی هستند و گزارش های مستندی در این زمینه به پلیس آن کشور تسلیم شده است.

                  در سال گذشته و همچنین سال جاری میلادی، مناطق مختلف سیستان و بلوچستان شاهد حملات افراد مسلح به نیروها و مقامات دولتی و چند مورد بمب گذاری بوده است که تلفاتی را برجای گذاشته است.

                  به گفته مقامات امنیتی ایران، مهاجمان پس از انجام عملیات خود با عبور از مرز به پاکستان می گریختند.

                  همچنین، مرزهای شرقی ایران محل اصلی رفت و آمد قاچاقچیان مواد مخدر است و موارد متعددی از درگیری بین نیروهای دولتی و قاچاقچیان مسلح در این مناطق گزارش شده که تلفاتی هم در پی داشته است.

                  جانشین فرمانده نیروی انتظامی جمهوری اسلامی گفته است که در مناطقی که سرمایه گذاری بیشتری برای تقویت نظارت مرزی صورت گرفته، رفت و آمدهای غیر مجاز کاهش یافته است.

                  اخیرا مقامات ایرانی برنامه جمع آوری و اخراج مهاجران افغان را که به طور غیرقانونی در ایران اقامت دارند به اجرا گذاشته و گفته اند که تا کنون چند هزار تن از این افراد به کشور خود بازگردانده شده اند.



                  iran

                  Comment

                  • abadani69
                    Senior Member
                    • Aug 2005
                    • 21339

                    #5769
                    يک هفته بعد از فاش شدن خطاي احمدي نژاد از صدور عزل مديران بيمه ايران بر اساس يک گزارش مخدوش، و در حالي که مقامات دولتي به دلجوئي از مديران متهم شده مشغولند، و يک روز بعد از آشفتگي وسيعي که اختلافات دروني دولت در اعلام نرخ بنزين، در بين مردم ايجاد کرد، اعلام ناگهاني کاهش نرخ بهره بانکي بار ديگر بخش پولي و بانکي کشور را زير فشار قرار داد و به گفته کارشناسان بانک هاي خصوصي و دولتي را از جهات مختلفي در استانه ورشکستگي و تعطيل قرار داد.

                    اين تصميم در حالي گرفته شده که دو روز پيش رسما اعلام شد که احمدي نژاد نظر کارشناسان را براي ثابت ماندن بهره بانکي پذيرفته و قبل از آن نيز شوراي پول و اعتبار خواستار ثابت ماندن بهره شده بود و از همه اين ها مهم تر پذير تفاوت نرخ بهره بانک هاي خصوصي و دولتي است که سال گذشته بعد از بحث هاي مختلف دولت آن را پذيرفته بود.

                    ساعتي پس از پخش اين خبر يک استاد دانشگاه در گفتگوئي با يک راديو خارجي اعلام داشت که تصميم تازه دولت با تصميم هفته گذشته مبني بر اجازه ورود به بانک هاي خارچي به بازار پولي تهران مرتبط است. در حقيقت دولت قصد دارد با کشاندن بانک هاي خصوصي خارجي به بازار داخلي به دست آن ها بخش خصوصي ايراني را از بازار خارج کند. استدلال دولتي ها اين است که چون بهره در بانک هاي اروپائي به مراتب پائين تر از دوازده در صدي است که براي بانک هاي ايراني تعيين شده، با ورود بانک هاي خارجي، خلاء کاملا پر ميشود.

                    نکته ديگري که در تصميم احمدي نژاد با اهميت به نظر مي رسد خصومتي است که دولت با مديران سابق دارد و با اين تصور که آنها در موسسات بزرگ خصوصي به کار مشغولند و سرمايه لازم را براي مقابله با دولت وي به کار مي اندازند و اگر چشمه اين درآمدها خشگ شود، از ميزان نفوذ و حضور احزاب و گروه هاي مخالف دولت هم کاسته ميشود.

                    تصميمي براي تبليغات

                    آن چه تصميم اعلام شده توسط مرکز اطلاع رساني رياست جمهوري را تعجب برانگيزتر مي کند ماجرائي است که در دو روز گذشته بر سر اين تصميم آمده . در حقيقت ماه گذشته با روشن شدن نظر کارشناسي شوراي پول و اعتبار که با کاهش بهره مخالفت کرد، روشن شد که عمدا اين تصميم با سروصدا اعلام شده تا به دنبالش رييس جمهور اعلام دارد که مخالف است و محبوبيت ها متوجه وي شود. کاري که در اکثربرنامه هاي اقتصادي و اجتماعي در نظر گرفته ميشود. بر همين اساس مدتي گذشت و رسانه ها چنين پنداشتند که احمدي نژاد نظر شوراي پول و اعتبار را نپذيرفته بنابراين بهره ها کاهش مي يابد. اما در هفته گذشته چند نماينده مجلس و دو مقام دولتي با انتشار اين خبر که سرانجام احمدي نژاد قانع شد، جهت اخبار و شايعات و تحليل ها را تغيير دادند. يعني که بانک هاي خصوصي و بازار آماده شدند که سال جاري را با بهره ثابت مانده کار کنند.

                    در چنين زماني ناگهان باز ورق برگشت و در حالي که «شوراي پول و اعتبار» و بسياري از کارشناسان اقتصادي کشور قانع شده بودند که سرانجام عقل به سر دولت برگشت، سخنگوي دولت عصر سه*شنبه در اظهاراتي غيرمنتظره اعلام کرد «با تصميم نهايي رئيس جمهور، نرخ سود تسهيلات بانکي در سال 86 کاهش يافته و 12 درصد تعيين شده است.»

                    آن چه در تکرار اين روش ها اعتراض نهادهاي خصوصي و دولتي را برانگيخته، دشمني روشني است که دولت با برنامه ريزي نشان مي دهد و اصرار دارد که همه کشور را مانند دولت به تصميم هاي غيرقابل پيش بيني و جنجالي و ناگهاني بکشاند. همان طور که تا ساعت يازده شب خبرهاي مختلفي از درون دولت درباره نرخ بنزين منشتر شد.

                    بانک هاي خصوصي

                    بنا بر خبري که دبيرخانه شوراي اطلاع رساني دولت منتشر کرده، « غلامحسين الهام» با اعلام اين مطلب فوق همچنين تصريح کرده است که «با توجه به تاكيد رياست جمهوري و نظر هيات دولت مقرر شد به منظور كمك به بهره مندي اقشار مختلف مردم از تسهيلات بانكي و نيز افزايش رقابت واقعي ميان بانك*هاي دولتي و خصوصي، سود تسهيلات همه بانك*ها به صورت يكسان 12 درصد تعيين گردد». اين امر بدان معناست که با دستور نهايي محمود احمدي*نژاد، سود تسهيلات بانكهاي دولتي با كاهشي 2 درصدي و سود تسهيلات بانكهاي خصوصي با كاهشي 5 درصدي به صورت يكسان درآمده و 12 درصد تعيين شده است.

                    اين تصميم دولت در حالي از سوي غلامحسين الهام اعلام شد که پيش از اين کارشناسان هشدار داده بودند در صورت کاهش سود تسهيلات با توجه به وضعيت تورم و بازار پول و سرمايه، بانک*ها با مشکلات بسيار جدي روبرو خواهند شد. در همين زمينه حتي شوراي پول و اعتبار نيز که متشکل از وزرا و روئساي بانک*ها و رييس کل بانک مرکزي است در ابتداي ارديبهشت*ماه تصويب کرد که نرخ سود بانکي در سال 86 تغيير نکند. اين تصميم شوراي دولتي پول و اعتبار البته از آنجا که مغاير با شعار*هاي اوليه احمدي*نژاد بود در جلسه هيئت دولت براي تصويب، مورد ترديد قرار گرفت. گفته مي*شد که رئيس جمهور در آن جلسه صراحتا با نظر شوراي پول و اعتبار در خصوص کاهش نرخ سود بانکي مخالفت کرده است.

                    مخالفت رئيس*جمهور با تصميم شوراي پول و اعتبار در حالي بود که کارشناسان اين شورا در گزارشي صراحتاً تاکيد کرده بودند «هر گونه کاهش در نرخ*هاي سود بدون توجه به شاخص*هاي اقتصادي (همانند تورم) باعث ايجاد اختلال در فعاليت*هاي سيستم بانکي، تشديد سرکوب مالي و تاثير منفي بر تخصيص منابع در اقتصاد مي شود. به عبارت ديگر، نرخ تورم و نرخ سود واقعي سرمايه، مهمترين عوامل تعيين کننده نرخ سود بانکي مي*باشند. در حال حاضر و با توجه به شرايط حاکم بر اقتصاد سياست کاهش نرخ*هاي سود بانکي توصيه نمي شود». با اين حال، 3 روز پس از اين تصميم دفتر رئيس جمهوري اعلام کرد براساس ماده دو آئين*نامه اعطاي تسهيلات بانکي مصوب *١٤/١٠/٦٢ هيئت وزيران و اصلاحي *١٢ خرداد *١٣٧٢ نرخ سود بانکي بايد به تائيد رئيس*جمهوري برسد تا نهايي شود.

                    بانک هاي دولتي

                    افتاب نيوز نوشته گمانه*زني*ها بعد از آن جلسه در مورد ميزان کاهش احتمالي نرخ بهره بانک**ها آغاز شد. بسياري از آگاهان معتقد بودند که وزراي دولت تنها براي اينکه ثابت ماندن اين نرخ سود با شعار*هاي رئيس کابينه مغايرت نداشته باشد راي به کاهش نيم درصدي بهره تسهيلات خواهند داد. استدلال آنان اين بود که اصولا کاستن از نرخ بهره در شرايطي که ميزان تورم بسيار بيشتر از نرخ سود بانک*ها است با هيچ*يک از معيارهاي علم اقتصاد سازگاري ندارد و مي*تواند بانک*هاي دولتي را به شرايط ورشکستگي نزديک کند.گرچه دولت پيشاپيش مجلس را در مقابل عمل انجام شده قرار داده و گفته بايد ميلياردها تومان به بانک ها تزريق کرد..

                    پيش از اين، داود زارع اسکندري رئيس شوراي هماهنگي مديران عامل بانک*ها و مدير عامل بانک تجارت در يک جلسه خصوصي به سوال يک خبرنگار که از وي پرسيد آيا دولت در سال 86 نرخ سود تسهيلات بانکي را کاهش مي*دهد يا خير پاسخ داد: از آنجا که دولت احمدي نژاد يک دولت پايبند به اصول، علم و منطق اقتصادي است، امکان کاهش نرخ سود تسهيلات بانک*ها در سال 86 وجود ندارد!.

                    خبرگزاري افتاب اظهار نظر کرده اعلام کاهش 2 درصدي سود تسهيلات بانکي که به احتمال بسيار به کاهش سود سپرده*ها نيز خواهد انجاميد، با آن که استقبال وام*گيرندگان را در پي خواهد داشت اما به دليل تبعات هشداردهنده*اي چون «کاهش درآمدهاي بانکي»، «افزايش رانت*هاي اقتصادي» و تقويت موج نقدينگي سرگردان (چرا که با کاهش سود تسهيلات احتمالاً سود سپرده*ها کاهش يافته و سرمايه*ها به سمت بازارهاي غير رسمي شوق داده مي*شوند) مي*تواند اثرات کوتاه*مدت و بلند*مدت مهمي را بر بازار سرمايه بگذارد. اين دورنما به انضمام هشدارهايي که حتي در زمينه احتمال ورشکستگي بانک*هاي کشور داده شده است متضمن شرايطي بود که اعلام چنين تصميمي از سوي دولت را به امري دور از ذهن تبديل مي*کرد.

                    Comment

                    • abadani69
                      Senior Member
                      • Aug 2005
                      • 21339

                      #5770

                      ايران روز گذشته هاله اسفندياري را که دو هفته گذشته در تهران بازداشت شد، به توطئه برپايي انقلاب مخملي متهم کرد. در بيانيه وزارت اطلاعات ايران که در تلويزيون دولتي پخش شد، آمده است: هاله اسفندياري و کانون بين المللي وودرو ويلسون در واشنگتن دي سي و نهادهاي مشابهي چون بنياد سوروس تلاش کرده اند شبکه اي را به منظور فعاليت "بر عليه حاکميت و استقلال کشور ايجاد کنند. هدف اين مدل طراحي شده توسط آمريکايي ها که داراي ظاهر فريبنده اي است، انجام پروژه براندازي نرم است."

                      در بيانيه وزارت اطلاعات جمهوري اسلامي آمده: هاله اسفندياري تأييد کرده است که کانون ويلسون "ايرانيان را براي شرکت در کنفرانس ها دعوت مي کند، به آنها پروژه هاي تحقيقاتي و کمک هزينه ارائه مي دهد و تلاش مي کند عناصر بانفوذ را جذب کند و آنها را به مراکز تصميم گيري آمريکا ارتباط دهد."

                      اين در حالي است که کانون ويلسون اين قبيل اتهامات را نگران کننده و باورنکردني خوانده است. لي هميلتون مدير کانون ويلسون مي گويد: "هاله در هيچ فعاليتي براي تضعيف هيچ دولتي از جمله دولت ايران شرکت نداشته است. کانون ويلسون نيز در چنين فعاليت هايي شرکت نداشته است. کمترين مدرکي دال بر حمايت از اين ادعاهاي وقيحانه وجود ندارد."

                      شائول بخاش همسر هاله اسفندياري و استاد رشته تاريخ خاورميانه در دانشگاه جرج ميسون ويرجينيا مي گويد: "هرگونه ادعا مبني بر اينکه همسر من هاله در توطئه سرنگوني بي سر و صداي دولت ايران شرکت داشته، کاملا بي پايه و اساس است." به گفته آقاي بخاش، همسر وي از زمان دستگيري هر روز غروبدر تماس هاي تلفني يکي دو دقيقه اي با مادرش، فقط اندازه اي وقت داشته که بگويد حالش خوب است و جوياي حال خانواده اش شود.

                      خانواده هاله اسفندياري از شيرين عبادي، وکيل فعال در زمينه حقوق بشر در ايران و برنده جايزه صلح نوبل، درخواست کرده اند وکالت وي را بر عهده بگيرد، اما زماني که نمايندگان خانم عبادي تلاش کردند باخانم اسفندياري ملاقات کنند، دادستان به آنها اجازه نداد و نگذاشت وکالت وي را به عهده بگيرند.

                      به گفته تحليلگران مسائل ايران، اين تصور که يک فرهنگي 67 ساله يک تهديد اصلي براي جمهوري اسلامي بشمار مي رود، نشان مي دهد که دولت احمدي نژاد يا بدگمان و کج خيال است و يا برخي از عناصر تندروي درون دولت مصمم هستند مذاکرات ميان مقامات بلندپايه ايران و آمريکا را که قرار است 27 ماه مه در مورد امنيت عراق در بغداد برگزار شود، با شکست روبرو کنند. در طول تاريخ طولاني روابط متشنج ايران و آمريکا هر زمان که بنظر رسيده آشتي در راه است، تندروهاي ايران که رويارويي با واشنگتن را اساس انقلاب مي دانسته اند، بدنبال برهم زدن اين رويارويي بوده اند.

                      گري سيک استاد رشته سياست خاورميانه در دانشگاه کلمبيا مي گويد، احتمال ديگر اين است که تهران با اين اقدام بدنبال مبادله است. نظاميان آمريکايي در 11 ژانويه سال جاري پنج تن از سپاهيان ايران را در شهر اربيل عراق دستگير کردند و اين نفرات تاکنون ممنوع الملاقات بوده اند. اين رويداد پس از بازداشت اوليه خانم اسفندياري صورت گرفته است.

                      برخي از تحليلگران معتقدند، دولت ايران نگران بودجه 75 ميليون دلاري است که دولت آمريکا به منظور حمايت از گسترش جامعه مدني در ايران اختصاص داده است. بنابراين، آخوندها در تلاشند ايرانيان ذينفع در اين قضيه را مرعوب کنند.

                      خانم هاله اسفندياري کنفرانس هايي را در واشنگتن در مورد مسائلي چون برنامه هسته اي ايران و اوپزسيون سياسي برگزار کرده، اما در عين حال از اعضاي دولت ايران نيز دعوت کرده است تا نقطه نظرات تهران را بيان کنند.

                      کريم سجادپور عضو موسسه صلح بين المللي کارنگي که مسائل ايران را دنبال مي کند، مي گويد: " تصور مي کنم درصد بسيار کمي از نخبگان سياسي ايران واقعا معتقدند که امنيت ملي کشور با زنداني کردن يک مادربزرگ 67 ساله ارتقا پيدا مي کند. آنچه که مسلم است اين است که دولت ايران فقط مقام و منزلت کساني را در واشنگتن بالا برده است که معتقدند رژيم ايران آنقدر ظالم است که نمي شود به آن نزديک شد."

                      Comment

                      • abadani69
                        Senior Member
                        • Aug 2005
                        • 21339

                        #5771
                        همزمان با افشاي نام دکتر کيان تاج بخش استاد ايراني دانشگاه که چند روز بعد از بازداشت هاله اسفندياري در تهران دستگير شده است، اطلاعات رسيده حاکي است از ده روز قبل علي شاکري يک ايراني ديگر مقيم آمريکا که با "انجمن صلح شهروندي" همکاري داشت هنگام خروج از کشور دستگير و بدون حق داشتن وکيل زنداني شده است.

                        انجمن صلح شهروندي يک گروه فعال صلح در لوس آنجلس است که در سال 1999 در دانشگاه کاليفرنيا در شهر ايرواين تاسيس شده و هدف از آن ياري رساندن به شهروندان جامعه جهاني براي يافتن راه هاي واقع گرايانه در جهت ارتباطات انساني در سطح ملي و يا جهاني است.

                        علي شاکري که در سايت www.socsci.ucil به عنوان مشاور اين انجمن معرفي شده است، ماه پيش همزمان با وخامت حال مادرش به ايران سفر کرد، مادري که سه روز بعد از ديدار با فرزندان خود درگذشت. وي دو هفته قبل هنگام خروج از ايران در فرودگاه دستگير و بدون اطلاع خانواده اش که تا سه روز بعد در جست و جوي وي بودند به نقطه اي نامعلوم منتقل گشت. بعد از آن تماسي با خانواده خود گرفت و از آن پس است که خانواده وي در مقابل پرسش ها تنها يک پاسخ دارند آقاي شاکري گفته است که در فرانسه هستم. به نظر مي رسد اين چيزي است که بازجويان و دستگيرکنندگانش از وي خواسته اند.

                        دوستان و همفکران آقاي شاکري در تماس هاي بعدي با شرکت هواپيمائي و پليس فرودگاه ها به اين نتيجه رسيدند که او هرگز از ايران بيرون نرفته و چمدانش نيز در تهران از هواپيمائي تحويل گرفته شده است. همسر و فرزندان شاکري که در لوس آنجلس سکونت دارند هنوز نتوانسته اند وکيلي براي وي تعيين کنند و در عين حال به نظر مي رسد، با اين هدف که پرونده وي را دشواري تازه اي نبخشند قصد دارند به توصيه هائي که وي در تماس هاي تلفني از محل نگهداريش بر زبان مي آورد عمل کنند.

                        شاکري از هواداران اصلاحات آرام در ايران است و در مناسبت هاي مختلف، سخنراني هايش با مخالفت اوپوزيسيون تندرو جمهوري اسلامي روبه رو شده است. وي در عين حال در انجمني با عنوان دموکراسي براي ايران فعاليت دارد که تاکنون با دعوت از عده اي از اصلاح طلبان ميانه رو و ترتيب جلسات سخنراني در ايرواين توانسته است گام هائي براي شناخت جامعه آمريکائي از ايران بردارد. در اولين ساعات دستگيري وي گمان مي رفت که تشابه اسمي با دکتر علي شاکري رهبر گروهي با نام نهضت مقاومت ملي [هواداران شاپور بختيار آخرين نخست وزير دوران پادشاهي] باعث دستگيري وي شده باشد.

                        روز گذشته روزنامه واشنگتن پست در گزارشي به قلم رابين رايت نويسنده اين روزنامه که مسائل ايران را تعقيب مي کند از دستگيري کيان تاج بخش خبر داده که او نيز دوازده روز قبل در تهران دستگير شده اما بستگان و دوستانش تنها هفته گذشته از اين خبر مطلع شده اند. کيان تاج بخش مشاور پروژه هاي انستيتو جامعه ازاد بنيادگذاري شده توسط جورج سوروس طبيعت دوست و سرمايه دار مشهوري است که در روزهاي اخير در نوشته روزنامه هاي تندرو تهران و بنا به اظهار وزير اطلاعات از جمله مراکزي خوانده مي شود که قصد دارند در ايران انقلاب نرم ايجاد کنند. در خبرهايي که به نظر مي رسد توسط مقامات امنيتي پخش شده باشد ادعا شده که از بازجوئي هاي هاله اسفندياري، مشخصات مشاور بنياد سوروس در تهران کشف و وي دستگير شده است که ظاهرا اشاره اي است به کيان تاج بخش محقق مسائل اجتماعي و طراح پروژه هاي شهري است.

                        دکتر کيان تاج بخش جامعه شناس شهري و مشاور طرح مطالعاتي که با شهرداري تهران مي کرد از دانشگاه لندن فارغ التحصيل شده و از دانشگاه کلمبيا دکتراي خود را دريافت داشت و چنان که در سايت اينترنتي خود نيز نوشته است به عنوان مشاور با چند مرکز بين المللي از جمله بانک جهاني، جامعه شهرداري هاي هلند، کار مي کرد. او سال گذشته طرح مفصل مطالعه سه ساله خود را در مورد حکومت هاي استاني در ايران به پايان برد در عين حال در دانشگاه هاي تهران و آمريکا به تدريس مشغول بود.

                        دکتر تاج بخش تاليفاتي دارد که همگي در ايران به چاپ رسيده از جمله تمرکز زدائي، دموکراسي و حکومت هاي محلي در ايراني، سرمايه اجتماعي، اعتماد و توسعه در ايران [که به فارسي ترجمه و منتشر شده است]، نظريه جامعه شهري، و تاريخ روشنفکري شهرنشيني در ايران.

                        گفته مي شود تعداد ايرانيان مقيم آمريکا و دانشگاهياني که در يک سال اخير دستگير و زنداني شده اند بيش از تعدادي است که نام آنان در مطبوعات جهاني منعکس شده، اما اکثريت اين عده به دليل آن که اصلا تمايلي به ورود به مسائل سياسي ندارند خواستار مسکوت ماندن موضوع شده اند. در هر مورد هم به زنداني شدگان وعده داده شده در صورتي که جنجالي به پا نکنند بزودي ازاد خواهند شد.

                        عده زيادي از تحليلگران سياسي معتقدند طرح دستگيري دانشگاهياني که با مراکز خارج از کشور تماس دارند، به قصد جلوگيري از انعکاس واقعيت هاي داخل، ادامه تفکر گروه سعيد امامي است که اينک همراه محسني اژه اي به وزارت اطلاعات بازگشته اند و قصد دارند روابط فرهنگي و علمي ايجاد شده در دوران دولت خاتمي را پايان يافته اعلام دارند و از جمله از رفت و آمد ايرانيان دانشگاهي به داخل کشور جلوگيري کنند.

                        از نظر اين عده دستگيري رامين جهانبگلو، بازجوئي و دستگيري حسين موسويان ديپلومات سابق و نزديک به هاشمي رفسنجاني و ممنوع الخروج کردن نازي عظيما و هاله اسفندياري، زنداني کردن دکتر کيان تاج بخش و علي شاکري و گروهي ديگر که نام آن ها اعلام نشده همگي در يک راستاست.

                        اما گروهي ديگر از تحليلگران سياسي معتقدند در آستانه گفتگوهاي ايران و آمريکا، حکومت قصد دارد کانال هاي متعدد را مسدود کند و به طرف آمريکائي نشان دهد که تنها از طريق تعيين شده توسط حکومت مي توانند با ايران گفتگو کنند.

                        هر يک از اين تحليل ها با واقعيت نزديک تر باشد يک نکته مسلم است که جمهوري اسلامي بار ديگر به صف اول ناقصان حقوق بشر رفته و با سيل اعلاميه ها و بيانيه هايي که عليه تهران از سوي مجامع مدافع حقوق بشر صادر مي شود بايد در انتظار تحولاتي بزرگ تر در اين زمينه بود. همان زمينه اي که در دو سال گذشته با حاد شدن بحران هسته اي به فراموشي سپرده شده بود.

                        مقامات ايراني بارها نوشته و گفته اند که با پايان يافتن بحران هسته اي، غربي ها توقعات ديگري را بيان خواهند کرد که اول از همه مسائل حقوق بشر است. به اين ترتيب تهران فاش مي کند که حتي اگر در زمينه فعاليت هاي هسته اي و حمايت از گروه هاي تروريست و از جمله گروه هاي عراقي نرمشي نشان دهد، باز هم در مسائل حقوق بشر قادر و مايل به هيچ گونه نرمشي نيست، و اميد دارد با گستردن چتر روابط سياسي و بازرگاني خود با آمريکا و اروپا، در کنار کشورهائي مانند سعودي و پاکستان قرار گييرد و فشارهاي حقوق بشري برداشته شود.

                        Comment

                        • abadani69
                          Senior Member
                          • Aug 2005
                          • 21339

                          #5772
                          امشب مهلت دوماهه اي که اعضاي شوراي امنيت سازمان ملل به اتفاق آرا براي ايران تعيين کرده بودند تا به غني سازي اورانيوم پايان دهد و به مذاکرات با هيات اروپائي بنشيند، در حالي پايان مي گيرد که ايران در پي اعتنائي به قطعنامه و پايان مهلت آن مدعي شده است که مرحله غني سازي را پشت سر گذاشته و شرط خود به خود منتفي است. در اين فاصله آمريکا هم در حالي که به علت شرايط عراق مجبور شده با ايران به مذاکره بنشيند مجموعه سياست هايي را در پيش گرفته که به معناي اعمال فشار و سياست هاي فرسايشي عليه ايران است.

                          شوراي امنيت روز گذشته بررسي پايان مهلت جمهوري اسلامي را با گزارشي آغاز کرد که رئيس آژانس بين المللي انرژي اتمي درمورد عملکرد ايران در دو ماه گذشته تهيه کرده و تاييد آن است که ايران وقعي به قطعنامه ننهاده است.

                          در قطعنامه 1747 به ايران دو ماه فرصت داده شده بود که غني سازي اورانيوم و کليه فعاليتهاي مرتبط با آن را متوقف کند اما ايران در اين دو ماه نه تنها فعاليت خود در اين زمينه را متوقف نکرده بلکه آن را گسترده تر نيز کرده و از آغاز غني سازي اورانيوم در سطح صنعتي در تأسيسات اتمي خود خبر داده است و در ضمن اعلام داشته که موفق شده در تأسيسات اتمي نطنز به اورانيوم غني شده (با جرم اتمي 235) با غلظت 4.8 درصد توليد کند و به همين مناسبت هم رييس جمهور ايران جشني برپا داشته که البته با ترديدهائي همراه شده است.

                          در گزارشي که محمد برادعي، رئيس آژانس بين المللي انرژي اتمي به شوراي امنيت تسليم کرده، آمده که در بازرسي سرزده اي که مأموران آژانس در سيزدهم مارس ( 22 اسفند) گذشته از تأسيسات نطنز به عمل آوردند هشت سري 164 تايي دستگاههاي سانتريفوژ به صورت همزمان در حال کار بوده و گاز هگزا فلوئوريد اورانيوم براي غني سازي به آنها تزريق مي شده است. در عين حال دو سري 164 تايي دستگاههاي سانتريفوژ اورانيوم نيز در حال آزمايش خلأ و سه سري ديگر در حال ساخت بوده اند.

                          به اين ترتيب بخشي از ادعاهاي رييس جمهور ايران تائيد شده گرچه که بخش ديگري از آن تائيد نشده و تبليغاتي نموده است. نکته اختلاف آميز ديگر گزارش برادعي با اخبار منتشر شده توسط ايران اعلام اين خبرست که ايران از سيزده آوريل (24 فروردين) گذشته به آژانس اجازه بازرسي از رآکتور آب سنگين اراک را نداده است. ايران قبلا اين خبر را تکذيب کرده بود.

                          آقاي برادعي در پايان گزارش خود نتيجه گيري کرده که تا زماني که ايران به پروتکل الحاقي به پيمان منع گسترش جنگ افزارهاي هسته اي را اجرا نکند و پرسش هايي را که همچنان بي پاسخ مانده جواب ندهد، آژانس بين المللي انرژي اتمي نخواهد توانست اطمينان دهد که آيا فعاليت اتمي ايران کاملاً صلحجويانه است يا نه.

                          گرچه کشورهاي امضاکننده پيمان منع گسترش جنگ افزارهاي اتمي داراي حق دستيابي به فناوري صلح آميز هسته اي و حتي دريافت کمک فني بين المللي در اين زمينه اند، اما آن گونه که در همين پيمان آمده، اين نوع فعاليت ها بايد با اطلاع و زير نظارت آژانس بين المللي انرژي اتمي صورت گيرد.

                          مخالفان برنامه هاي هسته اي ايران مي گويند که از آنجا که ايران سالها از افشاي بخش حساسي از فعاليت اتمي خود و اطلاع رساني شفاف به آژانس خودداري ورزيده بود، لازم است تا قبل از جلب اطمينان جامعه بين المللي از صلح آميز بودن برنامه خود، از ادامه بخشي از اين فعاليتها خودداري ورزد.

                          با نزديک شدن پايان مهلت تعيين شده در قطعنامه آخر، رسانه هاي جهاني به گمانه زني هائي درباره سياست آمريکا در مقابله با ايران پرداخته اند. گروهي با توجه به شرايط آمريکا در عراق و فشارهاي داخلي و جهاني بر دولت بوش معتقدند که چاره اي جز نرمش در برابر ايران باقي نمانده و خريدن يک زمان دو ساله تا پايان عمر دولت نومحافظه کاران، براي تهران چندان مشکل نخواهد بود. اما گروه ديگري از تحليلگران شرايط را بسيار خطرناک توصيف مي کنند و هر آن منتظرند که بهانه اي پيدا شود و نومحافظه کاران با بهانه هائي که زمينه اش را هم فراهم آورده اند دست به عمل خشني عليه ايران بزنند. چنان که تهديد نظامي ديک چني که از فراز رزمناو آمريکائي در خليج فارس به گوش جهان رسيد همين پيام را داشت.

                          راه هاي مقابله

                          در اين حال مقابله قهر آميز، از راههايي است که همچنان برخي از رهبران غربي به عنوان يکي از گزينه ها از آن ياد مي کنند، و اين همان مقابله اي است که مسوولان ايراني مي گويند از آن ترسي ندارد.

                          تلاش براي باز نگاه داشتن راه ديپلماسي با ايران و تشويق گفتگوهاي سياسي با دولت جمهوري اسلامي – منجمله گفتگوهاي ايران و آمريکا که قرار است در روز بيست و هشتم ماه مه جاري در بغداد برگزار شود و همچنين ديدار آينده علي لاريجاني با خاوير سولانا مسئول سياست خارجي اتحاديه اروپا که براي هفته آينده تدارک شده – به نوعي ادامه وضع موجود است. با تعيين اين زمان، جمهوري اسلامي از روش قديمي خود استفاده مي کند که امتيازهايش را بيهوده صرف نکند. يعني اگر شوراي امنيت تصميم حادي عليه تهران گرفت گفتگو با سولانا يک وضع خواهد داشت و اگر نرمشي نشان داد زمان آن است که ايران هم نرمشي نشان دهد.
                          آخرين پديد خطرناکي که در منطقه شکل گرفته تحريک اعراب و مسلمانان عليه جمهوري اسلامي است که از قرائن چنين مي نمايد که با موفقيت شکل گرفته و اين همکيشان که قديمي ترين دشمنان هم هستند به اشاراتي چنان تهمت هائي نثار تهران مي کنند که کشورهاي غربي معمولا از آن پرهيز دارند. سفر محمود احمدي نژاد به امارات که با زير پاگذاشتن پرهيز 28 ساله جمهوري اسلامي براي سفر رييس دولتش به جنوب خليج فارس همراه شد و انتقاداتي را هم در ايران در پي آورد، زماني بود که نظام ايران تصميم گرفت اعتماد اعراب و همسايگان خود را جلب کند، همان کاري که موفق به انجامش در دنيا نشده است. اما اين سفر هم نتوانست به تندگوئي هاي سران کشورهاي عرب از ايران پايان دهد.

                          ناامن شدن همه مرزهاي ايران، يکي از بخش هاي برنامه مفصلي است که آمريکا و هم پيمانانش براي عمليات فرسايشي عليه جمهوري اسلامي تدارک ديده اند. گرچه نيروي انتظامي در مقابله با ناامني هاي سال گذشته در استان هاي شرقي خود، اين منطقه وسيع را غيرقابل سکونت براي همه خارجي ها اعلام داشت، اما اين واکنش به نظر کارشناسان همان کاري است که نظام حاکم بر ايران را در درون خود سرگرم مي کند.

                          به هر ترتيب، عده اي از ناظران معتقدند راه سومي که آمريکائي ها – و به ويژه دموکرات ها – آن را براي مقابله با حکومت ايران پي گيري مي کنند، زياد کردن فاصله حکومت و مردم است، عملي که دولت ايران، خود در حال دامن زدن به آن است.


                          Comment

                          • abadani69
                            Senior Member
                            • Aug 2005
                            • 21339

                            #5773
                            "دكترين* آنفلوانزاي* نيويوركي*" عنوان سخنراني حسن* عباسي، از نظريه پردازان جناح راست افراطي بود که در دانشگاه گيلان عرضه شد. عباسي در اين سخنراني تاکيد کرد ايران و آمريکا مانند دو ماشين با سرعت تمام به سمت هم حرکت مي کنند"تا بالاخره يکي کم بياورد.

                            عباسي، از چهره هاي سپاهي جمهوري اسلامي که اخيرا شايعه دستگيري او در اربيل پخش شده بود، در آغاز سخنان خود گفت: "استراتژي* جديد ايران* و آمريكا چيكن* استراتژي* است. شبيه* بازيهاي* چيكن* جوانان* آمريكايي* كه* دو ماشين* با سرعت* تمام* به* سوي* هم* درحركتند تا بالاخره* يكي* كم* بياورد و پس* بكشد. اين* استراتژي* شاخ* به* شاخ* شدن* دو سيستم* هيچگاه* بيش* از چند ماه* طول* نكشيده* است* اما از شهريورماه* سال* 84 تا ابتداي* خردادماه* طولاني*ترين* زماني* است* كه* دو سيستم* در مقابل* هم* قرار گرفته*اند. يعني* يك* دوره* 15-16 ماهه* التهاب. مثل* همان* بازي* چيكن* كه* جوانان* آمريكايي* در نصف* شب* انجام* مي*دهند و با زدن* عينك* آفتابي* حريف* را متوجه* مي*كنند كه* من* جايي* را نمي*بينم* و تو فكري* به* حال* خودت* بكن. حتي* بطري* ويسكي* را هم* نشان* حريف* مي*دهند تا حريف* از مست* و لايعقل* بودن* طرف* مقابل* بترسد و كنار بكشد و يا سومين* تعريفي* كه* مي*كنند، حتي* فرمان* ماشين* را از جا كنده* و دور مي*اندازند تا حريف* را تحت* تاثير قرار دهند تا بترسد. در حال* حاضر هم* آقاي* جرج* دبليو بوش* پشت* فرمان* ماشين* نشسته* و خانم* كاندوليزا رايس* هم* به* وي* مي*گويد كه* برو جلو ژياني* كه* آقاي* احمدي* نژاد در آن* نشسته* را له* كن، اما جرج* بوش* مي*گويد اگر زديم* و در ژيان* پر از بمب* بود آن* وقت* چه* كنيم. لذا اين* دو ماشين* به* سرعت* به* سمت* يكديگر در حركتند و در طول* اين* مدت* ايران* هر بار هم* طي* سه* ماه* يك* كار كرد؛ يعني* اول*UCF اصفهان* را فعال* كرد، بعد مركز نطنز و آب* سنگين* اراك* را فعال* كرد و ما از دوره* هسته*اي* شدن* عبور كرده*ايم".

                            آنفلوانزاي اعتقادي

                            حسن* عباسي* در بخش* ديگري* از سخنان* خود گفت: "استراتژي* اصلي* آمريكا براي* براندازي* ايران، حوزه* تهديد نرم* است. آنها مي*گويند هدف* ما سرزمين* ايران* نيست، بلكه* شهروند ايراني* است. تهديد سخت* حوزه*اش* سرزمين* است. تهديد نرم* هم* حوزه*اش* قلبها و مغزها است* و اين* حوزه* بخشهاي* مختلفي* دارد كه* شامل* نفرت* از اسلام، نفرت* از ايرانيت، شماتت* مسوولان* و نظام* جمهوري* اسلامي، نفرت* از مسوولان* و رهبران* اسلام* مي شود و نفرت* از يكديگر آخرين* بخش* استراتژي* آنهاست. مثل* آنفلوانزا سيستم* را ضعيف* مي*كند و شهروند ايراني* را از اعتقاد و نظام* و ايرانيت* و خانواده*اش* متنفر مي*كند و چنين* كسي* براي* فروپاشي* آماده* است".

                            وي* به* فيلم* 300 و اسكندر اشاره* كرد و گفت: "در اين فيلم* براي* نقش* اصلي* كسي* را انتخاب* كردند كه* ميميك* صورتش* شبيه* جرج* بوش* باشد تا او هم* مثل* اسكندر كه* حكومت* بابل* را گرفت* و وارد ايران* شد، آقاي* جرج* دبليو بوش* هم* اسكندري* باشد كه* عراق* را بگيرد و وارد ايران* شود، تمام* اينها جهت* گيريهايي* است* كه* مي*توانيم* در اين* فيلم* ببينيم. شش* ماه* قبل* از فيلم* 300 هم* فيلم* يك* شب* با شاه* در سينماي* هاليوود ساخته* شد كه* در آن* داستان* استر همسر يهودي* خشايارشا را به* تصوير كشيدند. يهوديان* بانوي* مقدسي* به* نام* استر دارند و اين* در كتب* عهد عتيق*شان* آمده* است. زماني* كه* يونان* دولت* شهر داشت، ايران* از دوران* تمدن* سازي* گذشته* بود و به* امپراطوري* رسيده* بود. لذا اين* شبهه* كه* مي*گويند يونان* مهد دموكراسي* بوده* به* خاطر آن* است* كه* آمريكايي*ها از 300 تا 400 سال* قبل* عقده* تاريخي* دارند و بنابراين* به* يك* انباري* نياز دارند كه* اين* انباري* يونان* است* و هر وقت* كم* مي*آورند مي*روند از اين* انباري* چيزي* را علم* مي*كنند كه* بقيه* فراموششان* شود اينها تاريخ* ندارند. المپيك* را هم* از يونان* گرفتند. عمده* شهرهاي* آمريكا هم* عنوان* يوناني* دارد".

                            وي* در ادامه* سخنان* خود با بيان* اينكه* انگلستاني* كه* يك* ششم* خاك* ايران* را دارد، الان* جمعيتش* 64 ميليون* نفر است، گفت: "جمعيت* انگليس* در 1804، 40 ميليون* نفر بود، الان* در 2007 دو برابر نشده* است. يعني* در بيش* از 110 سال* جمعيت* انگلستان* دو برابر نشده* است. اين* نكته* خيلي* مهم* است* كه* بيش* از 300 ميليون* آنگلو ساكسون* كه* بيرون* خاك* انگليس* زندگي* مي*كنند، كجا هستند؟ در جايي* به* نام* نيوزلند، استراليا، كانادا، آمريكا و آفريقاي* جنوبي. يعني* سر ريز جمعيت*شان* را در 200-300 سال* در كشورهاي* ديگر ريختند و قاره*هاي* جديد آمريكا و استراليا و. . . را به* وجود آوردند".

                            دکتر ارنست و مهاجران

                            رييس* مركز دکترينال امنيت* بدون* مرز به* كارتون*هاي* سالهاي* قبل* هم* اشاره*اي* كرد و گفت: "در دوره* كودكي* و نوجواني*تان* وقتي* كارتون* دكتر ارنست* و مهاجران* را مي*ديديد، اين* كارتون* غارتگران* و اشغالگران* بود. همانطور كه* الان* عراق* را اشغال* مي*كنند، قبلا هم* استراليا را اشغال* مي*كردند. اين* چيزي* است* كه* در دانشگاههاي* ما به* جوانان* ما درس* داده* نمي*شود و آنان* فكر مي*كنند استراليايي، آمريكايي، كانادايي* چون* دين* را كنار گذاشت* به* اينجا رسيد. آنهايي* كه* از دموكراسي* ياد مي*كنند فكر مي*كنند با واژه*هايي* مانند جامعه* مدني* و حقوق* بشر و. . . به* اينجا رسيده*اند. نمي*دانند كه* انسان* آمريكايي* امروز در 112 كشور نيروي* نظامي* دارد. يعني* اول* ستون* نظامي* براي* خودش* درست* كرده* است. شما در كارتون* دكتر ارنست* كودك* سياه* پوستي* را مشاهده* مي*كرديد كه* كودك* تاسماني* بود. امروز جزيره* كوچكي* در استراليا مشاهده* مي*شود به* نام* تاسماني* كه* هنوز هم* مردم*اش* بدوي* و وحشي* هستند. پس* كشورهايي* مثل* ايران* و هند و آفريقايي*ها را به* همين* نسبت* استعمار كردند. بريتانياي* كبير اين* همه* غارت* كرد اما هنوز هم* تعداد كارتن* خوابهايش* از جامعه* ما بيشتر است".

                            مسيح روح حماسي نمي دهد

                            حسن* عباسي* در ادامه* صحبتهاي* خود تصريح* كرد: "آمريکائي ها خواستند بفهمند رمز و راز اين* پيروزي* جوانان* شيعه* چه* بوده* كه* متوجه* شدند آنها عاشورا و امام* حسين* دارند. هميشه* مي*گفتند پيغمبر ما مظلوم* بوده* و موهاي* بلوند و چشمهاي* آبي* و بره* به* بغل* داشته* و گفته* اگر يك* طرف* صورتتان* را سيلي* زدند، بگذاريد طرف* ديگر را هم* بزنند، اين* ايجاد روح* حماسي* نمي*كند. اما مسلمانها يك* بعد حماسي* دارند و آن* امام* حسين* است. گفتند چه* كار كنيم* ما كه* با سيلوستر استالونه* و آرنولد نتوانستيم* روحيه* حماسي* بدهيم. ما آمده*ايم* در ليبراليسم* گفته*ايم* تسامح* و تساهل، اين* مخالف* و مغاير روحيه* سلحشوري* است. بنابراين* گفتند ما نياز به* عاشورا و كربلا و بعد حماسي* داريم* لذا بدو بدو رفتند سراغ* انبار يونان* و ديدند در جايي* 300 فرمانده* بودند كه* جلوي* خشايارشا ايستادند. اين* كارها در نتيجه* باعث* شد تمام* جوانان* و فيلمسازان* ما دنبال* اين* كار بروند و عقبه* تاريخي* ما شفاف* شود. جوانان* مي*گويند راجع* به* اين* هشت* سال* جنگي* كه* پدران* ما جلوي* شما دفاع* كردند چه* مي*گوييد. پس* اين* چيزهايي* كه* در فيلم*هايتان* نشان* مي*دهيد كو؟ شما با اين* كارها جوان* ما را به* سمت* دين* هل* مي*دهيد. اما يك* مصرف* داخلي* براي* شما داشته* و آن* اينكه* شما نياز به* يك* كربلا و عاشورا داشتيد كه* اين* انجام* شد. در صحنه* آخري* كه* لئونيداس* (در فيلم* 300) و يارانش* كشته* مي*شوند صحنه* را طوري* درست* كرده*اند عين* همين* تعزيه*خواني*ها و يا فيلم* روز واقعه* كه* اينجا ساخته* شده* است*. حالا ببينيد اگر تا چند سال* ديگر از اين* منطقه* ترموپيل* يك* كربلا درست* نكردندو زيارتگاهي* آنجا نساختند. چون* غربي*ها استاد موزه* ساختن* هستند. تازه* فهميده*اند با پيامبري* كه* چشم*هايش* آبي* و موهايش* بلوند و بره* بغل* باشد نمي*شود و بايد در عقبه* تاريخي*شان* بگردند كه* ريشه* اعتقادي* داشته* باشند. لذا فيلم* 300 به* خاطر نيازي* كه* به* حماسه* داشتند ساخته* شده* است".

                            واکسيناسيون ايراني

                            عباسي افزود: "بنابراين* بايد جاي* اين* نفرت* از اسلام* راعشق* به* اسلام* بگيرد به* يك* شرط* كه* اسلام* به* نيازهاي* روز پاسخ* روز بدهد. نبايد براي* مشكلات* و سئوالات* امروز، جوابهاي* 300 سال* پيش* را بدهيم. دوم* بايد نفرت* از ايرانيت* تبديل* به* عشق* به* ايرانيت* شود. در حوزه* نظام، نفرت* از آن* بايد به* عشق* به* نظام* تبديل* شود به* شرط* آنكه* نظام* اصلاح* خود را شروع* كند و مسوولان* هم* نبايد با بي*عرضگي* به* مردم* پاسخ* دهند و مقام* مسوول* خودش* بايد خود را اصلاح* كند. ضمن* اينكه* نفرت* از يكديگر چرا؟ نگاهها بايد محبت* آميز باشد. شهروند ايراني* بايد واكسيناسيون* بشود جلوي* آنفلوانزاي* نيويوركي* و راهش* اين* است* كه* شهروند ايراني* نسبت* به* مدرنيته* نفرت* پيدا كند. همچنين* نفرت* به* مسيحيت* افراطي، يهوديت* افراطي. نفرت* از نظام* هم* بايد با اين* مسايل* حل* شود. مثلا معلمان* يا كارگران* در جايي* براي* احقاق* حقوق* خود تجمع* و اعتراض* كنند، فورا مي*گويند اينها مي*خواهند براندازي* كنند. در حالي* كه* ما مي*خواهيم* از درون* اصلاح* كنيم. اما به* خاطر انتخابات* رياست* جمهوري* در فرانسه* ده* هزار ماشين* را نابود كردند كه* اين* بي*سابقه*ترين* اعتراض* خياباني* است* اما استاد دانشگاه* ما مي*گويد اين* نماد دموكراسي* است* ولي* اگر چنين* اتفاقي* در كشور ما بيفتد ما مي*خواهيم* براندازي* كنيم. پس* اگر اينجوري* باشد همه* مسايل* امنيتي* مي*شود اما در فرانسه* نمي*گويند مساله* امنيتي* است".

                            انتقاد به همايش دولت مدرن

                            وي* در بخش ديگري از سخنان خود بار ديگر سياست هاي ايالات متحده آمريکا را مورد انتقاد قرار داد و افزود: "آمريكا با چند واژه* کليدي مي*خواست* بر جهان* حكومت* كند اما آنها را به* گند كشيد. از جمله* آزاديخواهي، ليبراليسم* به* معني* آزاديخواهي* نابود شده* و امروز كسي* نمي*خواهد ليبرال* باشد و از چشم* همه* افتاد. دوم* دموكراسي* را با موشك* كروز نمي*شود صادر كرد. سوم* حقوق* بشر كه* كلمه* زيباي* قرآني* حقوق* را جلوي* كلمه* (Human rights) گذاشته* است* و معادل* حق* و حقيقت* در زبان* انگليسي* نداريم. مثل* شهادت* طلبي* كه* غرب* معادل* آن* كلمه* ندارد. اصلا مفهوم* حقوق* بشر در غرب* وجود ندارد. «هيومن* رايتس» در گوانتانامو صورت* گرفته، اما 70 درصد دانشجويان* ما دختران هستند. آن* وقت* مي*گويند حقوق* زنان* در ايران* نقض* مي*شود. اما پادشاه* عربستان* كه* 37 زن* دارد مشكل* ندارد وديكتاتور نيست* يا دموكراسي* در مصر كاربرد ندارد. بله* در ايران* دموكراسي* و حقوق* بشر مشكلاتي* دارد، ما پايش* ايستاده*ايم* و براي* اصلاحش* هم* مصريم. چهارمين* مساله* هم* جامعه* مدني* بود. اما الان* مثلا مي*بينيم* تنها چيزي* كه* در عراق* نيست* جامعه* مدني* است. پس* اگر آمريكا به* عراق* حمله* نكرده* بود معاني* اين* كلمات* رااز دست* نمي داد. كاري* كردند كه* الان* روشنفكر مدني* نمي*تواند سرش* را بالا بگيرد آن* وقت* بعضي*ها آمدند در دانشگاه* تهران* و صحبت* از دولت* مدرن* مي*كنند. دولت* مدرن* كه* جواب* نمي*دهد و يعني* اينكه* يك* دست* نشانده* را بنشنانند و به* او بگويند نفت* و گازمان* را مجاني* بدهيد. "

                            Comment

                            • abadani69
                              Senior Member
                              • Aug 2005
                              • 21339

                              #5774
                              از زمان آغاز به کار دولت نهم در جمهوري اسلامي، شنيدن نقل قول ها و اخباري غير متعارف از سوي مسئولين ذيربط به امري عادي براي اصحاب رسانه و مردم بدل شده است. پيشنهاد تشکيل "اتحاد جماهير اسلامي" از سوي يک مقام محلي دولت احمدي نژاد، در شمار آخرين اظهاراتي است که مي توان در فهرست پيشنهادات نزديکان سياسي رئيس جمهور اسلامي قرار داد.

                              فيروز احمدي، معاون سياسي و امنيتي استاندار اردبيل در حالي اتحاد جماهير اسلامي را مطرح مرده، که پيش از اين بارها از سوداي تشکيل امپراتوري بزرگ شيعه توسط حکومت ديني ايران سخن گفته شده است.

                              در حاليکه سرنوشت پرونده هسته اي رژيم اسلامي هنوز در پيچ و خم مذاکرات جاري با غرب قرار دارد و همزمان با بحراني تر شدن هر چه بيشتر وضع معيشتي و اجتماعي مردم، اين مقام محلي دولت احمدي نژاد گفته است که ملت ايران با تمام قوا و قدرت در مسير رشد و ترقي قرار گرفته*‏ و با قدرت فائق خود مي*‏تواند "اتحاد جماهير اسلامي" را تشکيل دهد و رهبري کند.


                              وي مي افزايد: "دشمن با تحرکات متعدد در داخل کشور درصدد تزريق نااميدي در بين مردم ايران است در حالي که گويي از سيستم ديني و الهي ملت ما خبر ندارند و ما را هم*‏طراز کشورهاي لائيک و غيرديني به شمار مي آورند."

                              اين مقام مسئول، که دولت احمدي*‏نژاد را الگوي تمام جهان اسلام خوانده، همچنين گفته است: "مقام رهبري به صورت ويژه از اين دولت حمايت مي*‏کند و مصداق حمايت خود را عدالت*‏محوري، توجه به ارزش*‏هاي اسلامي و آرمان*‏گرايي برمي*‏شمارد."

                              او راه مقابله با "هجمه*‏هاي فرهنگي کشورهاي بيگانه" را هم توليد پيام*‏هاي فرهنگي توام با ظرافت*‏هاي هنري ضرورت امروز جامعه اسلامي معرفي کرده است.

                              بحث کهنه

                              "ياابن الحسن آخه پس کي ميخواي بياي؟... تا کي سکوت؟ تا کي بي رحمي؟... قامون تو جووني محاسنش سپيد شد... قلب رهبرمون جريحه دار شد... فريادمون مثله بغضي تو گلو موند... اي رهبر آزاده آماده ايم آماده."


                              آنچه در طول بيست و هشت سال گذشته و با استقرار جمهوري اسلامي در ايران از آن با عنوان "تهاجم فرهنگي" ياد مي شود، با واقعه دوم خرداد 76 که منجر به روي کار آمدن دولت موسوم به "اصلاحات"، در مقياس گسترده تري مطرح شد.در همين راستااعتراض جناح بازنده انتخابات نسبت به وضعيت فرهنگي جامعه تشديد شد و نشريات و تريبون هاي اين جريان در مدت هشت سال زمام داري محمد خاتمي، بارها دولت وي و در راس آن وزير فرهنگ و ارشاد اسلامي را به اهمال و تساهل در اين زمينه متهم کردند. محمد تقي مصباح يزدي، از چهره هاي سرشناس اين جريان سياسي به صراحت "متحجر" خواندن خود از سوي اين جريان ها را به "شعارهاي زيبا" مربوط دانست و گفت: "تهاجم فرهنگي از همه تهاجم ها خطرناک تر است."

                              در همين ارتباط است که سعيد ابوطالب ـ از همفکران سياسي رئيس جمهور اسلامي و عضو کميسيون اجتماعي مجلس که حالا در شمار منتقدين اصولگراي احمدي نژاد قرار گرفته ـ مي گويد:"تهاجم فرهنگي توهم توطئه نيست.واقعاً وجود دارد. براي مبارزه با آن بايد تهاجمي برخورد کرد نه سلبي."

                              و در راستاي همين مبارزه تهاجمي است که پيشنهاد تشکيل "اتحاد جماهير اسلامي" با محوريت دفع "تهاجم فرهنگي" از سوي منصوبين رئيس جمهور مطرح مي شود.اراده اي که سوداي گسترش هژموني خود در منطقه و در صورت مجال يافتن در سطح جهان و پيگيري راهکارهاي برپايي الگوي بديع "اتحاد جماهير اسلامي" را در سر مي پروراند.

                              Comment

                              • abadani69
                                Senior Member
                                • Aug 2005
                                • 21339

                                #5775

                                کانون بين المللي محققان وودرو ويلسون روز گذشته اعلام کرد، ديپلمات هاي سوئيسي که خواهان ملاقات هاله اسفندياري، محقق برجسته ايراني ـ آمريکايي زنداني شده در ايران، بودند، نتوانستند به وي دست پيدا کنند.

                                در همين حال شيرين عبادي، برنده جايزه صلح نوبل و وکيل فعال در زمينه حقوق بشر که دفاع از خانم اسفندياري را به عهده گرفته است، روز گذشته تأييد کرد به دو تن از وکلاي دفتر وي اجازه داده نشده موکلشان را ملاقات کنند، اما آنها به تلاش هاي خود ادامه خواهند داد.

                                ايران روز دوشنبه اعلام کرد که خانم اسفندياري متهم به تلاش براي برپايي انقلاب مخملي در اين کشور است. کانون ويلسون و خانواده وي از دولت آمريکا و يا هيچ دولت ديگري تقاضاي وساطت نکرده بودند تا زماني که دو هفته قبل خانم اسفندياري به زندان اوين فرستاده شد.

                                لي هميلتون مدير کانون ويلسون در واشنگتن در يک کنفرانس خبري اظهار داشت: دولت سوئيس که در زمان فقدان روابط ديپلماتيک ميان ايران و آمريکا حافظ منافع آمريکا در ايران است، درخواست کرده به يکي از مقامات کنسولگري سوئيس اجازه ملاقات خانم اسفندياري داده شود، اما تاکنون چنين اجازه اي صادر نشده است.

                                هميلتون افزود: از زمان زنداني شدن خانم اسفندياري در 8 ماه مه، دولت هاي ديگر نيز که وي از بردن نام آنها خودداري کرد، در اين مورد وساطت کرده اند. سفارت سوئيس در واشنگتن مسائلي را با دفتر امور ايرانيان در وزارت امور خارجه آمريکا مطرح کرده است. اين دفتر اعلام کرده که دولت آمريکا درخواست هاي مکرري در مورد خانم اسفندياري داشته است.

                                ديويد فولي سخنگوي دايره امور خاور نزديک در وزارت امور خارجه آمريکا مي گويد: " تاکنون همه آنچه که عايدمان شده، سکوت بوده است." وي افزود: وزارت خارجه آمريکا با درخواست هاي مکرر در خصوص ملاقات خانم اسفندياري با يکي از مقامات کنسولگري سوئيس، بر لزوم ارائه اطلاعات بيشتر در مورد علت بازداشت و آزادي وي تاکيد کرده است.

                                به گفته آقاي هميلتون، به مادر خانم اسفندياري اجازه داده شده براي دخترش دارو به زندان ببرد، اما ملاقات با وي ممنوع بوده است. در همين حال آقاي هميلتون به کرات اعلام کرده که اتهامات خانم اسفندياري بي پايه و اساس است.

                                هميلتون مي گويد: "ايران در تلاش است يک محقق را به يک جاسوس تبديل کند. هاله محقق نامداري است و بيشتر عمر خود را صرف تلاش براي افزايش گفتگو و مذاکره ميان آمريکا و کشورهاي خاورميانه از جمله ايران کرده است."

                                خانم اسفندياري 67 ساله مدير برنامه خاورميانه در کانون ويلسون است و پنج ماه قبل براي ديدن مادر بيمار 93 خود به ايران رفت. دسامبر سال گذشته که وي قصد عزيمت از ايران را داشت، ممنوع الخروج شد.

                                خانم عبادي در يک مصاحبه تلفني از آتلانتا گفت، تهران معمولا ً حق زندانيان سياسي را براي گرفتن وکيل ناديده مي گيرد و حتي به وکلا اجازه مرور پرونده ها را هم نمي دهد. خانم عبادي هم اکنون در يک تور معرفي کتاب در آمريکا بسر مي برد و انتظار مي رود 8 ماه ژوئن به ايران بازگردد.

                                خانم عبادي اظهار داشت، دو تن از وکلاي دفتر وي در تهران همچنان دادگاه انقلاب را تحت فشار خواهند گذاشت، اما در گذشته شرايط به اين صورت بوده که يک سال طول کشيده است تا اجازه گرفتن وکيل داده شود و در طول اين يک سال بازجويي ها به اتمام خواهد رسيد. خانم عبادي در ادامه افزوده اين يک مسأله عادي است که قوه قضاييه از شهروندان مي خواهد از قانون اطاعت کنند، اما خود قانون را زير پا مي گذارد.

                                Comment

                                Working...