Important Political News

Collapse
This is a sticky topic.
X
X
 
  • Time
  • Show
Clear All
new posts
  • abadani69
    Senior Member
    • Aug 2005
    • 21339

    #5836
    معاون امنیت دادسرای عمومی وانقلاب تهران روزگذشته اعلام کرد هاله اسفندیاری و کیان تاجبخش پذیرفته اند اقداماتی را انجام داده اند ولی بیان می کنند که قصدشان کمک بوده است. اتهام دومحقق ایرانی- آمریکایی یاد شده جاسوسی اعلام شده است. هیچ کدام ازاین دو محقق یاد شده اززمان دستگیری تا کنون به وکیل دسترسی نداشته اند. اظهارات حداد نشان می دهد افراد یاد شده از پذیرفتن عنوان جاسوسی خودداری کرده اند و مانند برخی پرونده های مشابه درطی سالهای گذشته، مسئولان اطلاعاتی فعالیت های افراد یاد شده را به گونه ای ارزیابی کرده اند که در نهایت به تعبیرآنها "مورد بهره برداری دشمنان نظام" واقع شده است.


    هیچ کدام از مواردی که طی هفته های گذشته درخصوص افراد یاد شده به عنوان موارد اتهامی ذکر شده است، از دعوت از محققان برای شرکت درکنفرانس های علمی گرفته تا مشاره تخصصی به سازمان های بین المللی، اساسا در قوانين ايران جرم به شمار نمی روند.

    اظهارات حداد، تازه ترین خبرها در خصوص بازداشت محققین ایرانی وآمریکایی است که درمورد اسفندیاری تقریبا یک ماه ازآن می گذرد. اسفندیاری که از ماه دسامبرگذشته برای خروج ازکشور منع شده بود، هشتم ماه می، درحالی که برای پاسخگویی به سوالات ماموران وزارت اطلاعات به ساختمان خیابان خواجه عبدالله انصاری مراجعه کرده بود، دستگیرشد. مدیر67 ساله برنامه خاورمیانه موسسه وودروویلسون درواشنگتن، همان روز به زندان اوین منتقل شد. تاجبخش، محقق علوم اجتماعی 45 ساله که برای دولت ایران وهمچنین سازمان های بین المللی به عنوان مشاور مشغول به کا ر بود نیز، سه روز بعد ازآن در روز یازدهم می دستگیر شد. هیچ کدام از این دو به وکیل یا خانواده هایشان دسترسی نداشته اند.

    به نتايج خوبی رسیده ایم

    حسن حداد به خبرگزاری دانشجویان گفته که مسئولیت پرونده اسفندیاری و تاجبخش با وزارت اطلاعات است: "دستگيري وي بر اساس دلايل محكم ارائه شده از سوي وزارت اطلاعات صورت گرفته است كه متعاقب آن كيان تاجبخش نيز دستگير شد. عنوان اتهامي هاله اسفندياري و كيان تاجبخش جاسوسي است ."

    طی هفته های گذشته، موسسه وودروویلسون در واشنگتن که خانم اسفندیاری مدیر بخش خاورمیانه آن است طي نامه های متعدد به مقامات ایرانی و با دراختیار گذاشتن اطلاعات درمورد فعالیت های این محقق ایرانی تاکید کرده بود که هیچ فعالیتی دراین بخش با بودجه دولت آمریکا انجام نمی شود و این موسسه هیچ چیزی برای پنهان کردن ندارد واتهامات مقامات ایرانی به هاله اسفندیاری کذب محض است. همسر اسفندیاری نیز با انتشار نامه ای به اتهاماتی که روزنامه کیهان به همسرش زده بود پاسخ داد وآنها را کذب محض دانسته وخواستار آزادی سریع همسرش شده بود.

    حسن حداد با اشاره به نتیجه تحقیقاتی که از افراد یاد شده به عمل آمده گفته است: "تحقيقات زيادي در اين زمينه صورت گرفته و به نتيجه بسيار خوبي رسيده*ايم. هاله اسفندياري يك ايراني است اگرچه داراي تابعيت مضاعف است؛ و بر اساس قانون هر فرد با هر تابعيتي هنگامي كه در ايران مرتكب جرمي شود به آن جرم در كشور رسيدگي مي*شود. آنها پذيرفته*اند كه اقداماتي را انجام داده ولي بيان مي*كنند كه قصدشان كمك بوده است." حداد اعلام نکرده که نتیجه "خوب" به چه معناست وچه زمانی افراد یاد شده خواهند توانست به وکیل دسترسی داشته باشند و همچنین از شرایط مندرج درقانون حقوق شهروندی بهره مند شوند.

    معاون امنیتی دادستانی تهران همچنین از شناسایی افراد دیگری دراین پرونده خبرداده است. موضوعی که می تواند از دستگیری های دیگری دراین پرونده حکایت کند. کیان تاجبخش محقق ایرانی که برای موسسه جامعه باز فعالیت می کرد، چند هفته پس ازدستگیری هاله اسفندیاری دستگیر شد. طی هفته های گذشته، بیش ازمسئولان قضایی وامنیتی روزنامه کیهان مسئولیت غیررسمی اطلاعات رسانی در خصوص پرونده های افراد یاد شده را با انتشار گزارش های ضد ونقیضی که به آن شهره است به عهده داشته است.

    علاوه بردومحقق یاد شده، هم اکنون نازی عظیما خبرنگار رادیو فردانیز درتهران نیز ازترک کشور منع شده است. او نیزمانند دومحقق یاد دشده تابعیت ایرانی- آمریکایی دارد. حداد درخصوص پرونده نازی عظیما گفت هاست: " اتهام پرناز عظيما همكاري با راديو ضدانقلابي فردا و ساير راديوهاي ضدانقلابي بوده كه با توجه به سابقه*ي نامبرده و ادامه كار با راديوي ذكر شده برخلاف تعهدات قبلي، دستگير و پرونده*ي وي آماده ارسال به دادگاه است. حداد درمورد دستگیری علی شاکری گفته است این دستگیری از سوي حوزه معاون امنيت دادسراي عمومي و انقلاب تهران نبوده است.

    انتقاد حسینی از دفاع آمریکا از افراد "مساله دار"

    علاوه برمعاون دادستانی تهران، محمدعلی حسینی سخنگوی وزیرامورخارجه نیز به اظهار نظر درخصوص پرونده اتباع ایرانی- آمریکایی پرداخته است. سخنگوی وزارت امور خارجه در واکنش نسبت به اظهارات مقامات آمريکايی در خصوص دستگيری برخی از اتباع ايرای مقيم آمريکا، مواضع مقامات آن کشور را "نامربوط" دانسته و با اشاره به اين نکته که بازداشت شدگان طبق قوانين جمهوری اسلامی ايران تبعه ايران محسوب می*‏شوند بر رفتار با آنان طبق قوانين ایران تاکید کرد.

    سخنگوی وزارت امور خارجه مقامات آمريکايی را به برخورد و رفتار دو گانه در قبال اتباع ایرانی متهم و اظهارات اخير آنان را فرصت طلبانه ، بدون منطق و با اغراض تبليغاتی توصيف کرد:" آنها از يک سو به دفاع از اشخاص مسئله دار با رويکردهای مداخله جويانه و شيوه*‏های براندازانه نرم پرداخته و از سوی ديگر به برنامه استمرار تضييق و رويکردهای نامناسب با ايرانيان هنگام ورود به فرودگاه*‏های آمريکا ادامه می*‏دهند." حسینی درحالی دستگير شدگان را "مساله دار" ناميده که هنوز دادگاه صالحه هیچ کدام ازافراد یاد شده را محکوم نکرده است وآنچه در مورد آنان گفته می شود تنها اظهارنظرهای مقام هایی است که به صورت پراکنده درخصوص محتویات پرونده اظهار نظر کرده اند.

    حسينی لغو عضويت دانشمندان ايرانی در انجمن شيمی آمريکا، دستگيری فرهيختگان ايرانی همچون آقای علوی از دانشمندان ايرانی مقيم آمريکا به اتهام*‏های ساختگی، برخورد غير انسانی پليس ‏آمريکا توام با ضرب و شتم دانشجويان ايرانی نظير طباطبايی و ايجاد مشکلات فزاينده*‏ برای تجار و بازرگانان ايرانی" را از مصاديق برخورد دو گانه و ناکارآمد آمريکا با ايرانيان دانست .

    اوپن سوسايتي: با وزارت کشور هم کار کرده ايم

    هفته گذشته موسسه اوپن سوسايتي (جامعه باز) با انتشار بیانیه ای که وب سایت این موسسه منتشر شد اتهاماتی که به کیان تابجبخش وارد شده را رد کرد و تاکید کرد که چنین اتهاماتی شایسته این محقق ایرانی-آمریکایی نیست. دراین بیانیه آمده است: "دکتر تاجبخش برای موسسه جامعه باز (OSI) که روی مسائلی مانند سلامت عمومی، فرهنگ کمک های انسان دوستانه وهمکاری با دولت های محلی درهرجایی که ممکن باشد فعالیت می کند و به همین منظوربه دنبال یافتن راه هایی برای بهبود فهم میان ایران ودیگر کشورها بوده است."

    بیانیه یاد شده همچنین افزوده است: "بعد از روی دادن زلزله بم، مقامات ایرانی از موسسه جامعه باز برای کمک به قربانیان وهمچنین بازسازی شهر درآن وضعیت خراب درخواست کمک کرد. مقامات ایرانی همچنین به دنبال کمک های موسسه "جامعه باز" درحوزه سلامت عمومی بودند. دکتر کیان تاجبخش روی تلاش های انسان دوستانه ای ازاین قسم متمرکز بوده است." اوپن سوسايتي تاکید کرده است که هیچ کدام از فعالیت هایی که درایران انجام شده است، توسط دولت آمریکا تامین منابع مالی نشده است.

    کیان تاجبخش درتهران درروز یازدهم می ماه توسط مقامات امنیتی دستگیرشد و بلافاصله بعد از آن به تلاش برای انقلاب مخملی متهم شد. اوپن سوسايتي درخصوص این محقق ایرانی- آمریکایی گفته است که وی به عنوان متخصص با چندین سازمان دولتی ازجمله سازمان شهرداری ها، سازمان تامین اجتماعی و وزارت کشور همکاری کرده است. او همچنین در دانشگاه علامه تهران به تدریس برنامه ریزی شهری پرداخته است.

    Comment

    • abadani69
      Senior Member
      • Aug 2005
      • 21339

      #5837
      احمدي نژاد نسبت به اعمال تحريم هاي بيشتربه دليل برنامه هاي اتمي ايران، به شوراي امنيت هشدار داد.

      آقاي محمود احمدي نژاد، رئيس جمهوري ايران روز سه شنبه نسبت به اعمال تحريم ها بيشتر در مورد برنامه هاي اتمي ايران، به سازمان ملل هشدار داد و به اعضاي اين شوراي توصيه کرد تا "با دم شير بازي نکنند".

      احمدي نژاد که در يک کنفرانس مطبوعاتي شرکت کرده بود، گفت: "ما به آنها سفارش کرديم تا در اين بازي کودکانه زياده روي نکنند. اقدامات ما قانوني است و ايران کشور بزرگي است. آنها مي گويند که ايران مثل شيري است که در گوشه اي نشسته است. و ما به آنها مي گوييم : با دم شير بازي نکنيد".

      ايران با سر باز زدن از تقاضا هاي جهاني مبني بر تعليق غني سازي اورانيوم، غرب را خشمگين ساخته است، روند غني سازي اورانيوم باعث وحشت اروپا و آمريکاي از دستيابي ايران به سلاح اتمي شده است.

      آمريکا و متحدان اروپايي اش حالا در پي آنند تا سومين دور تحريم ها را عليه ايران اعمال کند و بر تعداد تنبيه هايي که در ماه دسامبر و مارس عليه اين کشور به تصويب رسانده بود، بيفزايند.

      احمدي نژاد گفت: "تحريم هاي اخير هيچ تاثيري بر روي ايران اراده ايران براي غني سازي اورانيوم نداشته است. ما به آنها گفته ايم که هر قدمي که در اين راه پر خطا بردارند، آبروي خود را مي برند".

      سازمان ملل هرگز دستور استفاده از نيروي نظامي براي مجبور کردن ايران به رعايت ضرب الاجل شوراي امنيت سازمان ملل را در دستور کار خود قرار نداده است.

      ايران اصرار دارد که برنامه هايش فقط براي توليد انرژي است در کشوري که بر جمعيت آن روز به روز افزوده مي شود. رهبران ايران اعلام مي کنند که هر نوع حمله به تاسيسات اتمي اين کشور را تلافي خواهند کرد.

      Comment

      • abadani69
        Senior Member
        • Aug 2005
        • 21339

        #5838
        در پايان هفته اي که "تندباد گونو" به ايران رسيد و باعث شد قيمت نفت از مرز 70 دلار بگذرد، و همزمان با گردهمايي رهبران هشت کشور صنعتي جهان در هايليگندام، آيت الله خامنه اي خبر از آن داد که جمهوري اسلامي "التماس" نمي كند و با "قدرت حق خود را" مي گيرد.

        هاشمي رفسنجاني اما در مراسم سالگرد بنيانگذار جمهوري اسلامي با اشاره به جنگ ايران و عراق، تعبير خود از شرايط موجود رادر قالب اين جمله به سمع حاضران رساند: "وقتي شرايط جنگ طوري شد كه ادامه مبارزه به صلاح نبود [ايشان] با قاطعيت جام زهر را نوشيدند..."

        قاطعيتي که محمود احمدي نژاد، رئيس جمهور برکشيده اصولگرايان، تعبير خود را از آن با حمله مجدد به اسراييل و دادن درس ادبيات به رئيس جمهور جديد فرانسه نشان داد: "توصيه مي كنيم مسئولان فرانسه با ادبيات آمريكايي با ملت ايران صحبت نكنند" زيرا "ما در حال حاضر از قدرتمندترين و وسيع ترين مجموعه*‏هاي نظام سياسي اجتماعي برخورداريم." [پور محمدي، وزير کشور دولت نهم]

        در برابر اين "مجموعه قدرتمند سياسي ـ اجتماعي" بود که نورالدين پيرموذن، نماينده اردبيل ضمن آرزوي اينکه "هيچ دولتي در آينده شاهد اين نابساماني و به هم ريختگي وضعيت اقتصادي در كشور نباشد" اظهار داشت: "كساني كه زياد حرف مي*‏زنند، كم عمل مي*‏كنند."

        وي در مورد "حرف هاي" رنگارنگ گردانندگان دولت نهم سخن مي گفت که خود احمدي نژاد مي داند "دروغ" است و "پشتوانه" ندارد. حرف هايي که اودر گفتن آنها تبحر زيادي دارد. او در همين راستا بود که خبر داد بعد از راي هند عليه ايران "نخست وزير هند تماس گرفت و گفت نمي خواهيم اين اتفاق در روابط دو كشور تاثير منفي داشته باشد كه ما هم گفتيم ديگر از اين اتفاقات نيفتد".

        همان وقتي که رئيس دولت نهم از قاطعيت و وزير وي از قدرتمندي سخن مي گفتند، علي لاريجاني، دبير شوراي عالي امنيت ملي جمهوري اسلامي در سوئيس و بعد از ديدار با خانم "ميشلين کالمي ري" سخناني گفت که مطبوعات از آن برداشت "تغيير مواضع" کردند. آن هم در حدي که سخنگوي وزارت امور خارجه جمهوري اسلامي مجبور شد بلافاصله آن را به تمايل "اصحاب رسانه" تعبير کند و نه ديدگاه "اصحاب سياسي". وي اظهار داشت: "در پرتو ديدارها و مذاكرات لاريجاني- سولانا هيچ تغييري در موضع ايران درباره تعليق ايجاد نشده است و چنانچه آقاي لاريجاني نيز اشاره كردند اصحاب رسانه تمايل بيشتري به طرح اين مسأله دارند تا اصحاب سياسي."

        به ويژه آنکه "زمان براي متوقف کردن برنامه هسته اي ايران خيلي دير و تهران وارد مرحله جديدي شده است". [احمدي نژاد در گفت و گو با خبرنگاران]

        در نگراني از رسيدن به همين "مرحله جديد" بود که مارگارت بكت وزير خارجه انگليس از بررسي تحريم*‏هاي جديد عليه برنامه هسته*‏اي ايران خبر داد و مجله نيوزويک فاش کرد آمريکايي ها "نهاد" رهبري کننده شبه نظاميان عراقي را در"قلب سپاه پاسداران" شناسائي کرده اند. نام اين نهاد "سازمان 9000" است.

        اماواقعيت اين است که "قاطعيت" درداخل کشور، نه فقط حرف مي زند که عمل هم مي کند. در طول هفته گذشته کميته هاي انضباطي دانشگاه ها بر اساس رهنمود نهادهاي امنيتي ـ نظامي هر روز تعداد بيشتري از دانشجويان را به "صلابه" کشيدند و ماموران تحت نظر سعيد مرتضوي از "اعترافات" بيشتر جاسوسان آمريکايي خبر دادند. حسن حداد، معاون امور امنيتي دادستان تهران در گفتگو با خبرگزاري دانشجويان ايران اعلام کرد: "پژوهشگراني که اخيراً به اتهام جاسوسي در ايران بازداشت شده اند پذيرفته *اند که اقداماتي انجام داده اند ولي مي گويند که قصدشان کمک بوده است". به گفته وي، در ارتباط با پرونده اين دو پژوهشگر "افراد ديگري نيز شناسايي" و با آنها "برخورد" شده است.

        دايره اين "برخورد" اما به آمريکايي ـ ايراني ها ختم نشد، احسان منصوري، دانشجوي دانشگاه امير کبير نيز هنگام دستگيري به حدي مورد ضرب و شتم قرار گرفت که به جاي سلول 209 يکراست راهي بهداري زندان اوين شد. در عوض در حاليکه علي فرحبخش "نياز به مداواي فوري" دارد، درخواست خانواده وي در اين مورد توسط مقامات دادستاني رد شده است.

        و اين تازه در تهران بود. در شهرستان ها کار به جايي رسيد که اكبر اعلمي، عضو كميسيون امنيت ملي و سياست خارجي از وزير کشور پرسيد: "مبناي دستگيري و بازداشت جمع كثيري از شهروندان استان*‏هاي آذربايجان شرقي و آذربايجان غربي، اردبيل و قم و دستگيري و بازداشت جمعي از فرهنگيان و محروم كردن آنان از برخي حقوق اجتماعي و شهروندي" و همچنين "مبنا و مجوز برقراري حكومت نظامي و اعمال محدوديت*‏هاي شديد و ايجاد خفقان و جو رعب و وحشت در شهرستان اقليد و ضرب و شتم و سركوب شديد مردم و تيراندازي مختلفي به نقص عضو نابينا شدن چندين نفر و همچنين هتك حرمت نسبت به بعضي از افراد و خانواده*‏هاي محترم در اين شهر" چيست؟

        به اين سئوال ها البته هنوز پاسخي داده نشده، همان طور که به اعتراض احزاب سياسي در مورد برگزاري انتخابات در روز 24 اسفند: "همين است که هست."[پاسخ ثمره هاشمي به معترضين] اما دو هفته پس از اعلام آمادگي محمود احمدي نژاد براي برقراري روابط با مصر "بار ديگر مساله تغيير نام خيابان خالد اسلامبولي در تهران که از آن به عنوان يکي موانع ايجاد رابطه بين دو کشور ياد مي شود" مطرح شد و حالا سردار محمد قاليباف منتظر ابلاغ دستور براي تغيير نام اين خيابان است. بالاخره در يک جا بايد "التماس" کرد و در يک جا بايد از"قدرت" گفت.

        Comment

        • Rasputin
          Senior Member
          • Jan 2005
          • 63906

          #5839
          قتل 12 مظنون فرقه مونگیکی در پایتخت کنیا


          پلیس در زاغه نشین محل عملیات به مردم دستور داد بر زمین دراز بکشند
          پلیس در نایروبی، پایتخت کنیا، 12 مظنون فرقه مونگیکی را در جریان عملیاتی عمده برای سرکوب پیروان این فرقه ممنوع شده به ضرب گلوله کشته است.
          پلیس و شبه نظامیان برای سومین روز متوالی به محاصره یک منطقه زاغه نشین به نام "ماتاره" در پایتخت برای یافتن اعضای این فرقه و سلاح های آنها ادامه دادند.

          کارن الن، خبرنگار بی بی سی، در صحنه حادثه می گوید شاهد بوده است که چندین جسد از این زاغه نشین به بیرون حمل می شود.

          روز سه شنبه 21 نفر در تبادل آتش با پلیس کشته شدند که در پی قتل دو مامور گشتی پلیس روی داد.

          پائول روتو، رئیس پلیس، به خبرگزاری آسوشیتدپرس گفت: "وقتی در حال بازداشت (مظنونان) بودیم، بعضی از آنها بیرون آمدند و تیراندازی کردند. ما آتش را پاسخ دادیم که 12 نفر کشته شدند."

          عملیات پلیس یک روز پس از آن انجام می شود که جان میچوکی، وزیر امنیت کنیا، قول داد تلاش ها علیه این فرقه را تشدید کند.

          بسیاری از ساکنان این زاغه نشین که 500 هزار نفر جمعیت دارد و تصور می شود پایگاه فرقه مونگیکی است، از آنجا گریخته اند.

          پیشتر اعضای این فرقه تهدید کردند افراد بیشتری را سر خواهند برید.

          آنها اخطار دادند که اگر ساکنان و تجار هزینه محافظت نپردازند، 20 نفر دیگر را گردن خواهند زد.

          این فرقه متهم به سر بریدن بیش از 10 نفر طی سه ماه گذشته در پایتخت و بخش هایی از استان مرکزی است.

          تصور می شود مونگیکی ها پیکارجویانی از بزرگترین گروه قومی کنیا، یعنی کیکویو، باشند.

          برخی ناظران آنها را به سیاستمدارانی مرتبط دانسته اند که می خواهند پیش از انتخابات ماه دسامبر نا آرامی و وحشت ایجاد کنند.

          این فرقه که ختنه زنان را ترغیب می کند در سال 2002 غیرقانونی اعلام شد.



          iran

          Comment

          • Rasputin
            Senior Member
            • Jan 2005
            • 63906

            #5840
            سران دوازده جمهوری بازمانده از اتحاد شوروی، موسوم به جامعه کشورهای همسود، قرار است امروز و فردا در شهر سن پترزبورگ روسيه گردهم آيند و قرار است در حاشيه اين همايش، رئيسان جمهوريهای آذربايجان و ارمنستان نيز با يکديگر ديدار کنند و به مذاکره بر سر مناقشه ديرينه قره باغ بنشينند.
            با اينکه سران و مقامات بلندپايه جمهوريهای آذربايجان و ارمنستان تاکنون بارها برای حل مناقشه قره باغ به گفتگو نشسته اند و نتيجه ای از اين گفتگوها حاصل نشده، اما اين بار، از جانب آمريکا و فرانسه که در کنار روسيه، ميانجی های اصلی مناقشه قره باغ، معروف به مثلث مينسک به شمار می روند، خوش بينی کم سابقه ای نسبت به ديدار سران آذری و ارمنی ابراز شده است.

            در آستانه اين ديدار ماتيو بريزا، برنار فاسيه و يوری مرزلياکف که به ترتيب از جانب کشورهای آمريکا، فرانسه و روسيه گروه مينسک را در حل مناقشه قره باغ هدايت می کنند، به باکو و ايروان سفر کرده و با سران و وزيران خارجه اين جمهوريها به گفتگو پرداختند.

            ماتيو بريزا و برنار فاسيه پس از اين گفتگوها اعلام کردند که هيچگاه طرفين مناقشه قره باغ تا اين حد به هم نزديک نبوده اند، هرچند يوری مرزلياکف، نماينده روسيه، برخوردی احتياط آميزتر داشت و گفت که هيچ توافقی که به نفع هر دو طرف باشد قابل دسترسی نيست، بلکه طرفين تنها بايد از مواضع خود کوتاه بيايند. به گفته وی بحث سازش مطرح است نه دستيابی به خواسته ها.

            مناقشه آذريها و ارمنيها بر سر حاکميت قره باغ عليا که به دليل نام روسی اش، ناگورنو قره باغ به قره باغ کوهستانی هم معروف است به اعماق تاريخ بر می گردد و طرفين هرگاه که قدرتهای همسايه مجالشان داده اند، همچون پس از سقوط امپراتوری روسيه تزاری و اتحاد شوروی، بر سر قره باغ دست به اسلحه برده اند.

            اکنون چه عاملی باعث شده که در حالی که دو جمهوری آذربايجان و ارمنستان پس از سيزده سال هيچ قرارداد صلحی امضا نکرده اند، اين چنين نسبت به حل چنين مشکل تاريخی ابراز خوشبينی می شود؟

            حل مناقشه قره باغ تنها از راه اعمال نفوذ قدرتهای جهانی و منطقه ای يا وقوع تحولی در اوضاع سياسی منطقه قفقاز امکانپذير است اما اخيراً هيچ تحول منطقه ای و جهانی پديد نيامده که بر اوضاع داخلی جمهوريهای آذربايجان و ارمنستان آن چنان تأثير بگذارد که طرفين را به حل مناقشات وادارد.


            طی چند ماه اخير، مقامات جمهوری آذربايجان از مطرح شدن مسائلی در مذاکرات خود با مقامات ارمنی سخن گفته اند که طی سيزده سالی که از روند ديپلماتيک حل مناقشه قره باغ می گذرد بی سابقه بوده است



            حمايت حاميان سنتی هر دو طرف آذری و ارمنی از آنها نيز کاهش يا افزايشی نيافته است. روسيه، آمريکا، فرانسه، ترکيه و ايران که نقششان در زمينه مناقشه قره باغ پراهميت تلقی می شود اخيراً در مواضع خود در زمينه مناقشه قره باغ و روابطشان با طرف های درگير، تغيير خاصی نداده اند.

            سرنخ خوشبينی ديپلماتهای ميانجی گر آمريکايی و فرانسوی را تنها می توان در موضع گيريها و نقل قولهايی سراغ کرد که طی ماههای اخير، عمدتاً از زبان مقامات جمهوری آذربايجان ابراز شده است.

            ارمنستان و جمهوری آذربايجان در چارچوب گروه مينسک مذاکرات پی در پی در سطح کارشناسان و وزيران خارجه داشته اند و رئيسان دو جمهوری نيز هرگاه که در اجلاسی بين المللی به هم برخورده اند با يکديگر به گفتگو نشسته اند.

            طی چند ماه اخير، در پايان هر يک از اين گفتگوها، مقامات جمهوری آذربايجان از مطرح شدن مسائلی در مذاکرات خود با مقامات ارمنی سخن گفته اند که طی سيزده سالی که از روند ديپلماتيک حل مناقشه قره باغ می گذرد بی سابقه بوده است.

            از جمله آنها، امکان باز گرداندن دو استان لاچين و کلبه جار به جمهوری آذربايجان است که قره باغ کوهستانی را به ارمنستان متصل می سازد و برای ادامه حيات دولت خودخوانده ارمنی در قره باغ اهميت حياتی دارد.

            اين دو استان که به دهليز لاچين معروفند در کنار پنج استان ديگر در اشغال ارتش ارمنستان قرار دارند و همچون هاله ای پيرامون قره باغ کوهستانی را فراگرفته اند.

            موضوع ديگری که مقامات جمهوری آذربايجان می گويند در مذاکره با طرف ارمنی مطرح کرده اند و احتمال حصول توافقی بر سر آنها می بينند، بازگشت آذريهای ساکن در قره باغ کوهستانی و استانهای اشغال شده به سکونتگاه اصلی شان است که شمارشان بيش از هفتصد هزار نفر برآورد می شود.

            همچنين، استقرار نيروهای پاسدار صلح سازمان ملل متحد به منظور خروج تدريجی ارتش ارمنستان از استانهای اشغال شده و بازگشت اين استانها به حاکميت جمهوری آذربايجان.



            چه چيز می تواند باعث شود ارمنيهايی که در حال حاضر دست بالا را در مناقشه قره باغ دارند و حدود شانزده درصد خاک جمهوری آذربايجان در اشغالشان است، حاضر شوند از موقعيت خود دست بکشند



            بدين ترتيب تنها موضوع مهمی که برای حل مناقشه قره باغ باقی می ماند، تعيين سرنوشت اين منطقه است که از لحاظ حقوقی بخشی از خاک جمهوری آذربايجان به شمار می رود و هيچ دولتی حتی ارمنستان، جمهوری خودخوانده ارمنی را که اکنون حاکميت آن را در دست دارد به رسميت نمی شناسد.

            ميانجيگران خوشبين آمريکايی و فرانسوی می گويند که مسئله تعيين حاکميت را می توان به آينده واگذار کرد و همين توافقهايی که مقامات جمهوری آذربايجان از امکان حصول آنها با ارمنيها سخن می گويند می تواند امکانی فراهم آورد که تا پيش از پايان سال جاری ميلادی سازشنامه عمده ای ميان طرفين امضا شود تا بعداً تکليف حاکميت قره باغ کوهستانی هم از طريق گفتگو مشخص شود.

            اما چه چيز می تواند باعث شود ارمنيهايی که در حال حاضر دست بالا را در مناقشه قره باغ دارند و حدود شانزده درصد خاک جمهوری آذربايجان در اشغالشان است، حاضر شوند از موقعيت خود دست بکشند، آن هم در حالی که فشاری از خارج روی آنها وجود ندارد، چشم اندازی از حمله نظامی جمهوری آذربايجان به چشم نمی خورد و کسی هم امتياز مهمی را مطرح نکرده که در صورت عقب نشينی آنها از موضعشان در قبال قره باغ نصيبشان شود.

            در نتيجه، می توان گفت که خوشبينيهايی که نسبت به ديدار الهام علی اف و روبرت کوچاريان، رئيسان جمهوريهای آذربايجان و ارمنستان در سن پطرزبورگ مطرح است، عمدتاً بر اظهارات مقامات جمهوری آذربايجان استوار است که هرگاه از پشت درهای بسته گفتگو با ارمنيها بيرون آمده اند، نويد پيشرفت بسوی التيام زخمی را داده اند که سالهاست بر پيکر مردمشان سنگينی می کند.

            نکته در مورد توافقات ذکر شده اينجاست که هر بار مقامات جمهوری آذربايجان از امکان حصول آنها سخن گفته اند، در ارمنستان صداهايی بلند شده که اين قبيل توافقات، بويژه بازگرداندن دهليز لاچين، امکان ناپذير است.

            در نتيجه اين گمان پيش می آيد که سخن گفتن از اين قبيل توافقات نه تنها کارکرد داخلی داشته و درجهت موفق نشان دادن ديپلماسی دولت الهام علی اف ابراز شده باشد، دولتی که حل مناقشه قره باغ، از شعارهای محوری اش در هنگام روی کارآمدن آقای علی اف بود.

            در هر حال، آنچه مشخص می کند که آيا خوشبينی ميانجيگران خارجی ريشه ای عميقتر از موضعگيريهای تبليغاتی داشته يا نه، نتيجه ديدار الهام علی اف و روبرت کوچاريان در پايتخت کهن روسيه تزاری خواهد بود و اگر توافقی جدی ميان اين دو حاصل شود، آن گاه نيز بايد همان گونه که ميانجی روس گفته، به اين محاسبه نشست که طرفين بر سر دست يافتن به چه منافعی از مواضع خود کوتاه آمده اند.


            iran

            Comment

            • abadani69
              Senior Member
              • Aug 2005
              • 21339

              #5841
              اظهارات مقامات غربي براي تشديد فشارهاي اقتصادي عليه ايران، تهديد هاي روزافزون امنيتي و گمانه زني ها درخصوص افزايش فشار بر ايران، مقامات ايراني را به موضع گيري واداشته است. درآخرين اظهارنظرها، محمدباقرذوالقدر، جانشين وزيرکشورگفته است که درصورت حمله آمريکا به ايران، منافع اين کشور درکل دنيا ومنطقه به خطر خواهد افتاد.

              ذوالقدر درجمع نيروهاي عقيدتي سياسي نيروي انتظامي گفته است: "ممكن است شروع يك شرارت در دست آمريكا باشد اما ادامه و خاتمه* آن ديگر در دست او نيست." شائول موفاز معاون نخست وزيراسراييل نيزگفته است که اسراييل گزينه حمله نظامي به ايران را ازدستورکارخود خارج نساخته اگر چه در حال حاضر، گزينه ديپلماتيک را برگزيده است. اوگفته که وقتي موضوع برخورد با برنامه هسته اي به ميان مي آيد، همه گزينه ها روي ميزاست. اوتاکيد کرده که گزينه نظامي آخرين راه حل خواهد بود.

              طي هفته هاي گذشته مقامات آمريکايي ايران را متهم به ارسال سلاح براي طالبان کرده اند. درآخرين اظهار نظرها باب گيتس وزير دفاع آمريکا گفته است که نمي داند دولت ايران در اين کاردست دارد و يا اين سلاح ها قاچاق مي شود. اتهامات جديد آمريکا درحالي مطرح مي شود که نبرد با نيروهاي طالبان بار ديگر بخشي ازتوجه نيروهاي آمريکايي را درمنطقه به خود جلب کرده است. ازسوي ديگر، ايالات متحده طي ماه گذشته با تقويت ناوگان خود درخليج فارس اعلام کرده است که از جريان انتقال نفت از تنگه هرمز مراقبت خواهد کرد. برخي ازمقامات نظامي ايراني پيش از اين گفته بودند که درصورت حمله احتمالي آمريکا به ايران، تنگه هرمز را ناامن خواهند کرد.

              محمدباقر ذوالقدر در بخشي ديگر از سخنان خود تاکيد کرده است: " ايران در طول 28 سال اخير همه*ي اقتدار و هيمنه*ي آمريكا را به بازي گرفته و امروز تمام پايگاه*هاي آمريكا در منطقه زير برد سلاح*هاي متوسط ماست. امروز اگر كوچك*ترين خللي در امنيت منطقه و تنگه*ي هرمز و خليج فارس رخ دهد، قيمت نفت در آن واحد، به بشكه*اي 250 دلار خواهد رسيد و اين براي كشورهاي اروپايي و آمريكا مرگ اقتصادي و امنيتي را در پي خواهد داشت."

              اظهارات ذوالقدردرست پس ازآن اعلام مي شود که درجلسه نشست مقدماتي کانديداهاي جمهوري خواه رياست جمهوري خواه آمريکا، برخي ازآنها درپاسخ به اين سوال که آيا درصورت ادامه برنامه هسته اي ايران درمسير دستيابي به بمب اتمي به صورت تاکتيکي ازسلاح اتمي استفاده مي کنيد پاسخ مثبت دادند. رودي جولياني، شهردارپيشين سابق نيويورک که يکي از قوي ترين کانديداها ازسوي حزب جمهوري خواه محسوب مي شود به صراحت ازخطر ايران و محتمل بودن استفاده ازچنين سلاح هايي سخن گفت و اظهارداشت که ايران بايد متوجه شد که بمب اتمي غيرقابل قبول است. ايران بارها اعلام کرده است که برنامه هسته اي اش تنها براي مقاصد صلح آميز وازجمله تهيه الکتريسيته است.

              در سوي ديگر، شائول مفاز معاون نخست وزيراسراييل پس از گفت وگوهايي که با مقامات عالي رتبه آمريکايي درواشنگتن داشته به راديو اسراييل گفته است که "تحريم ها بهترين راه براي عمل کردن عليه ايران است." به گفته اين مقام اسراييل مقامات اين کشور وآمريکا تصميم گرفته اند تا پايان سال جاري ميلادي به "ارزيابي سودبخشي تحريم ها وميزان نفوذ آن روي ايران" بپردازند. به نوشته رويتر، موفاز اشاره به اين موضوع نکرده است که پس ازپايان اين مدت گزينه پيش روي مقامات تل آويو وواشينگتن چه خواهد بود. موفاز گفته است که اسراييل وآمريکا توافق کرده اند که تحريم هاي ديگري که ايران با آن مواجه خواهد شد دو بخش دارد:" بخش اول، توسط شوراي امنيت سازمان ملل اعمال خواهد شد. اگرتيزترکردن نوک تحريم ها توسط شوراي امنيت سازمان ملل مورد موافقت قرارنگرفت سپس آيالات متحده اقدامات خودش را با ديگر کشورها پيش خواهد گرفت تا تحريم هاي اقتصادي ومالي را عليه دولت تهران اعمال کند واز بازسازي زيرساختارهاي نفتي ايران جلوگيري کند."

              اوائل ماه جاري، جورج بوش و کاندوليزا رايس از دنبال کردن راه حل ديپلماتيک براي پايان بخشيدن به بحران هسته اي ايران سخن گفته اند، اگر چه طي همين مدت منابع متعددي ازتلاش هاي جناج ديک چني معاون رييس جمهوري آمريکا براي وارد کردن اين کشور به جنگي ديگر خبر داده اند.

              ايالات متحده پنج قدرت بزرگ جهاني را براي متقاعد کردن تهران براي تعليق غني سازي اورانيوم تحت فشار گذاشته است. آلمان، فرانسه، انگليس، روسيه وچين قراراست روي قطعنامه جديد تحريم ايران تمرکزکنند.

              کشورهاي صنعتي گروه هشت دربيانيه مشترکي اعلام کرده اند که اگر تهران به خواست هاي سازمان ملل توجهي نکند، اقدامات بيشتري را عليه تهران دردستور کارقرارخواهند داد.

              Comment

              • abadani69
                Senior Member
                • Aug 2005
                • 21339

                #5842
                دكتر پرويز ورجاوند استاد دانشگاه و عضو شوراي رهبري جبهه ملي ايران صبح روز گذشته در سن 73 سالگي درگذشت.

                يکي از نزديکان دکتر پرويز ورجاوند با تاييد خبر درگذشت وي، به روز گفت: "راس ساعت 6 صبح شنبه 19 خرداد 86 ، دکتر ورجاوند دردي در قفسه سينه احساس کردند. به همين خاطر با اورژانس تهران تماس گرفتيم و موضوع را اطلاع داديم اما متاسفانه در حال انتقال به بيمارستان باهنر، ايشان به علت ايست قلبي فوت کردند."

                همچنين دفتر مردمداري جبهه ملي ايران، عصر روز گذشته با صدور اطلاعيه اي، اعلام کرد: "بااندوه بي پايان به آگاهي همه دوستان و ملت ايران مي رسانيم که دکتر پرويز ورجاوند، عضو هيئت رهبري و سخنگوي جبهه ملي ايران، امروز بامداد بطور ناگهاني دچار سکته شده زندگي را بدرود گفتند."

                در مورد مراسم ترحيم، مهندس کوروش زعيم عضو مرکزي جبهه ملي ايران در گفتگو با روز، گفت:"مراسم خاکسپاري دکتر ورجاوند روز سه شنبه و مراسم ختم را در روز جمعه برگزار خواهيم کرد."

                دکتر پرويز ورجاوند فارغ*‏التحصيل رشته باستان*‏شناسي و هنر از دانشگاه سوربن فرانسه بود. او بعد از انقلاب در كابينه دولت موقت مهندس بازرگان مسووليت وزارت فرهنگ و هنر را برعهده داشت. وي در سال 1329 به عضويت جبهه ملي ايران درآمد و با عضويت در جبهه ملي دوم در سال*‏هاي اخير، سخنگويي و عضويت در شوراي رهبري اين جبهه را بر عهده گرفت. وي پيش از وفات، استاد ممتاز باستان*‏شناسي و هنر دانشگاه تهران و همچنين رييس بخش ايلات و عشاير در مركز مطالعات اجتماعي دانشگاه تهران بود.

                دکتر پرويز ورجاوند در طول فعاليت در سال هاي قبل و بعد از انقلاب مدتي را در زندان گذراند و در دو سال گذشته بارها از طرف دادگاه هاي انقلاب و عمومي احضار و مورد تهديد قرار گرفت. وي آخرين بار در روز هفتم خرداد ماه سال جاري به اتهام نشر اکاذيب به شعبه سوم بازپرسي دادسراي كاركنان دولت احضار شده بود.

                روابط عمومي جبهه ملي ايران در اروپا نيز با صدور اطلاعيه اي در مورد دکتر ورجاوند نوشت: " زنده ياد دکترپرويز ورجاوند سازمان دهي مبتکر و آموزگاري خردمند براي هم رزمان و دوستان مبارز خويش بود. چه در دوران نظام خودکامه پادشاهي و چه در زمان استبداد مذهبي ، ورجاوندهيچ گاه از مبارزه براي تحقق آرمان هاي ملي و رهايي ميهن از استبداد و استعمار و رسيدن به آزادي و رفاه طبقات محروم ايران از پاي نايستاد و نا اميد نشد."

                سازمان هاي جبهه ملي در اروپا در ادامه بيانيه خود يادآور شده: "دکتر پرويز ورجاوند در همه دوران زندگي پرافتخار خويش مدافع خستگي ناپذير منافع ملي ايران بود. او اعتماد به نفس ملي را كه در پرتو نهصت ملي شدن صنعت نفت به رهبري دکتر مصدق آموخته بود، در عمل بکار بسته و نشان داد كه ميتوان در همه زمينه ها به مبارزه با استبداد و استعمار رفت."

                پيش از اين در روز 10 اسفند ماه گذشته، مهندس نظام الدين موحد، ديگر عضو ارشد شوراي رهبري جبهه ملي ايران، دبيرکل و از بنيانگذاران حزب ايران و از مبارزان نهضت ملي ايران به دليل بيماري سرطان درگذشته بود. شادروان مهندس موحد که در سالهاي پس از شهريور بيست به همراه جمعي از تحصيل کردگان آن زمان از سازمان دهندگان و رهبران اعتصاب مهندسين بود و به همراه جمعي از آزادي خواهان، حزب ايران را در ارديبهشت سال ۱۳۲۳ تشکيل داد. او در مبارزات نهضت ملي ايران به رهبري دکتر محمد مصدق نقش فعال داشته است.

                مهندس موحد، در ديوان بين المللي لاهه به همراه دکتر مصدق حضور داشت و چندين دوره عضو شوراي مرکزي جبهه ملي ايران بود. او همچنين در سالهاي بعد از انقلاب ۵۷ دو مرحله در دهه شصت به مدت ۳ سال در زندان به سر برد.

                Comment

                • abadani69
                  Senior Member
                  • Aug 2005
                  • 21339

                  #5843
                  به گفته نماينده جامعه بهايي در سازمان ملل، تعرض دولت جمهوري اسلامي به جامعه بهاييان ايران روز به روز ابعاد گسترده تري مي يابد، برخوردي که "از افراد سالخورده تا كودكان دبستانى" را در برگرفته است.

                  وي اظهار مي دارد "اسنادى كه در شش ماهه* اخير از ايران واصل شده حاكى از حرکتي وسيع و در عين حال حساب شده* در جهت ادامه و شدت بخشيدن تدريجى به تعقيب و آزار بهائيان ايران است".

                  تحت نظر گرفتن و شناسائى بهائيان، سوءرفتار و تبعيض عليه دانش آموزان بهائى در همه* سطوح، افزايش اقدامات در جهت محروم كردن بهائيان از وسيله* معاش و حملات مداوم به بهاييت از جمله اين برخوردها معرفي شده است.

                  خانم بانى دوگال نماينده* ارشد جامعه* بين المللى بهائى در سازمان ملل در همين ارتباط گفته است: "مجموعه اين جريانات ماهيت فوق¬العاده وحشت¬انگيزى دارد و باعث نگرانى شديد بهائيان سراسر جهان شده است."

                  به گفته خانم دوگال " وقايع اخير، به تحريک وزارت اطلاعات و در اغلب موارد به طور حساب شده توسط اين وزارتخانه برنامه¬ريزى شده تا در بهايئان ايجاد رعب و وحشت نمايد، آنها را از نظر مادى آسيب¬پذير سازد و در آنها احساس عدم امنيت شغلى و اجتماعى بوجود آورد."

                  وي مي افزايد:"نيت آنان آشكارا اين است كه بهائيان ايرانى را با ايجاد سوء ظن، عدم اعتماد، و حتى با کاشتن بذر كينه و نفرت در دل هم¬وطنانشان از هم¬ميهنان خود جدا سازند تا همچنان از پيشرفت اجتماعى، اقتصادى و فرهنگى اين اقليت بى¬گناه دينى جلوگيرى به عمل آمده و حيات اجتماعى آنان متزلزل گردد."

                  Comment

                  • abadani69
                    Senior Member
                    • Aug 2005
                    • 21339

                    #5844
                    همه ساله شروع فصل گرما و آغاز ساخت و ساز در ايران، که با افزايش فوق العاده قيمت سيمان همراه است، مسوولين دولتي را به تکاپو مي اندازد تا در راستاي ارائه و اجراي راه حلي براي برطرف كردن بحران موجود در بازار اين كالا وارد عمل شوند.اما به اعتقاد کارشناسان اين صنعت، بسياري از تصميمات دولت نهم در اين زمينه مشکلات سيمان را دو چندان کرده است.

                    به همين جهت بسياري از مديران شركت هاي سيماني و هلدينگ هاي اين صنعت، اعم از دولتي و خصـوصـي نسبـت بـه بـلاتكليفي و سياست گذاري هاي نادرست در اين صنعت و همچنين كاهش بودجه ها و درآمدهاي خود اعتراض دارند. به نظر اين کارشناسان و دست اندرکاران، مشکلات صنعت سيمان در ايران به چند عامل مهم ارتباط مستقيم دارد. مهمترين عامل بازدارنده در راه رشد اين صنعت استراتژيک کشور، عدم وجود امنيت اقتصادي براي سرمايه گذاران است. به ويژه آنکه تحريم بانک هاي ايراني و تحريم هاي اقتصادي ديگر نيز بر مشکلات اين حوزه افزوده تا جائي که شرکتهاي توليد کننده سيمان در کشور به جاي اجراي طرح هاي توسعه، در گير و دار فرآيند پيچيده گشايش اعتبارات بانکي دست و پا مي زنند.

                    همچنين تامين مالي طرحهاي سيماني، اولين پيش نياز صنعت سيمان كشور محسوب مي*شود كه اين نياز از روش*هاي مختلف مانند اعطاي وام بانكي و همين*طور افزايش قيمت سيمان به منظور بالا رفتن سود كارخانه*ها و تامين اعتبار لازم براي اجراي طرح*ها قابل برطرف شدن است.

                    به گفته برخي كارشناسان، سرمايه لازم براي اجراي طرح*هاي توسعه*اي سيمان توسط واحدهاي شبه دولتي طي پنج سال آينده حدود سه هزار ميليارد تومان است كه اين اعتبار بايد از طريق اعطاي تسهيلات توسط بانك*هاي داخلي و خارجي تامين شود. از سوي ديگر با توجه به اينكه صنعت سيمان به سرمايه گذاري کلان نياز دارد و سرمايه مورد نياز براي ساخت يک کارخانه يک ميليون تني سيمان در ايران بيش از 100ميليارد تومان برآورد مي*شود، تامين اين سرمايه هنگفت تنها توسط معدودي ازسرمايه گذاران امكان پذيراست؛ آن هم در شرايطي که عدم حمايت دولت از سرمايه داران و نبود فضاي امن سياسي و اقتصادي به مشکلات اين بخش افزوده است.

                    صادرات بي رويه

                    فعالان حوزه صنعت سيمان يکي از علل اصلي گراني سيمان و کمبود آن را افزايش صادرات به كشورهاي همجوار، به دليل اختلاف فاحش قيمت فروش در داخل نسبت به قيمت آن در مبدا خروجي، و انگيزه*هاي صادراتي دانسته*اند.

                    قيمت فروش داخلي سيمان به طور متوسط 40 دلار براي هر تن تعيين شده است، در حالي كه اين قيمت در مبدا خروجي و مرزهاي كشور حدود110 دلار براي هر تن است.

                    با توجه به روند عرضه و صادرات سيمان در سالهاي اخير شواهد نشان مي*دهد كه در زمان حاضر اگر اجازه صادرات سيمان به واحدهاي توليدكننده داده شود، به دليل مابه التفاوت بالاي قيمت سيمان در بازارهاي خارجي وداخلي، سيمان به خارج از كشور صادر مي*شود كه اين امر خود به افزايش قيمت سيمان در بازار داخلي منجر مي*شود.

                    از سوي ديگر واردات سيمان بدون كمك دولت نيز بسيار گران تمام مي*شود و اگروارداتي نيز صورت گيرد، سيمان نامرغوب خارجي به كشور آورده مي*شود و در اين زمينه نيز كشور دچار زيان خواهد شد و بسياري از طرحهاي عمراني، سياست اصلاح بافت*هاي فرسوده و...، با مشكل مواجه مي*شوند.

                    بازگشت سيمان به سبد حمايتي

                    يك ماه پس از استقرار دولت نهم، سيد مسعود ميركاظمي، وزير بازرگاني از بازگشت سيمان به سبد كالاهاي حمايتي دولت و تعليق صادرات آن تامدتي نامشخص خبر داد. وزير بازرگاني اعلام كرد: "از اين پس [نهم مهرماه 84 ] بازگشت سيمان به سبد حمايتي با هدف حمايت از مصرف*كننده داخلي صورت مي*گيرد وتا زماني كه تامين نياز بازار داخلي با مشكل مواجه است، امكان صادرات آن ميسر نمي*باشد."

                    از آن تاريخ تاكنون اين تصميم بازتاب*هاي مختلفي در پي داشته و دولت هيچ رفتاري مبني بر تغيير تصميم خود نشان نداده است. دوماه پس*از اعلام بازگشت سيمان به سبد حمايتي، مركز پژوهشهاي مجلس شوراي اسلامي از تصميم دولت در زمينه قراردادن مجدد سيمان در سبد كالاهاي حمايتي انتقاد كرد و خواستار حذف حداقل يكساله اين محصول از سبد كالاهاي حمايتي كشور شده بود. وزير بازرگاني نيز در آخرين اظهارات خود درخصوص سيمان گفت: "شوراي اقتصاد بايد در خصوص باقي ماندن سيمان در سبد حمايتي يا خروج آن تصميم*گيري كند." ميركاظمي در گفت و گو با ايسنا در عين حال گفت: "تا زماني كه ظرفيت توليد سيمان كشور به حد تامين نيازهاي داخلي نرسد، امكان صادرات آن وجود ندارد."

                    به گفته وي، سيمان محصولي راهبردي و زيرساختي است و اگر قرار باشد آزاد شود و مشمول قيمت*گذاري نشود، بخش عمده آن صادر خواهد شد كه اين امر مشكلاتي را ايجاد خواهد كرد.

                    وي با بيان اينكه برخي توليدكنندگان علاقه مند به افزايش قيمت سيمان هستند، تصريح كرد: "اگر قيمت سيمان افزايش يابد، همان مشكلات قبلي تكرار مي*شود."

                    انتقادات توکلي

                    مركز پژوهشهاي مجلس شوراي اسلامي در تازه*ترين واكنش نسبت به زيان ناشي از بازگشت سيمان به سبد حمايتي، تاکيد کرده است: "قرار گرفتن سيمان در سبد حمايتي زيانهاي بسياري رابر صنعت كشور و نيز مردم تحميل كرد و تغييرات سياست*هابراي ساماندهي وضعيت سيمان نه تنها اين هدف را محقق نكرده، بلكه باعث نابساماني بازار در يك سال گذشته شده است."

                    درنامه رييس مركز پژوهشهاي مجلس شوراي اسلامي آمده است: "به رغم آنكه بسياري از كارشناسان بر استفاده از موقعيت سازندگي در كشورهاي همسايه چون عراق و افغانستان تاكيد دارند، اما مشكلات اين صنعت و ناكارآمد بودن سياست*ها اين فرصت طلايي را از صنعت سيمان كشور ربود."

                    ورود سيمان به بورس فلزات

                    ورود سيمان به بورس فلزات نيز يکي از تصميماتي بود که در ماه هاي اخير سبب به وجود آمدن سر در گمي هايي در صنعت سيمان شده است. تصميم دولت در اين مورد، همانند قرار دادن آن در سبد حمايتي، تصميم نابخردانه اي بود. به هر حال ورود سيمان به بورس فلزات، نيازمند بسترسازي ها و تغييراتي است كه با تصميمات شتابزده همخواني ندارد. به عبارت ديگر آزادسازي قيمت سيمان، نيازمند اصلاح ساختار نظام توزيع سيمان و به وجود آوردن آيين نامه اجرايي كامل براي كنترل فرآيندهاي مصرف سيمان است كه هيچ كدام از آنها در اين اقدام دولت لحاظ نشد.

                    در واقع تصميم اخير هيات دولت، دومين تصميم در ماه هاي گذشته درباره سيمان بود كه همه ابعاد بحث سيمان را در بر نگرفت. اشتباه مضاعفي كه در مصوبه اخير هيات دولت صورت وجود داشت، در كنار فراموش كردن موضوع مصرف صحيح سيمان، مشكلات حاكم بر وضعيت بورس كشور بود. هر چندبه نظر مي رسد هدف از مصوبه اخير هيات دولت بيش از آنكه پيدا كردن راه حلي براي مشكل توزيع سيمان باشد، ايجاد شوك مثبت در بورس بوده، چراكه به قولي بيش از 25 درصد سهام بورس اوراق بهادار متعلق به شركت هاي سيماني است و به خاطر آشفتگي بازار بورس و ركود حاكم بر اين بازار، تصور شده كه در صورت آزادسازي قيمت سيمان، شاهد رشد سهام شركت هاي سيماني و به تبع آن رونق نسبي در بورس خواهيم بود. حال آنكه وضعيت به وجود آمده در بورس، دلايل متعددي دارد كه عرضه سيمان به نرخ تعادلي يا آزاد، در دل اين دلايل به چشم نمي آيد.

                    با اين شرايط قوي ترين احتمالي كه مي توان در نظر گرفت افزايش قيمت سيمان بدون ورود به بورس فلزات و آزادسازي قيمت بر اساس حاشيه بازار است كه معضلات اين صنعت مانند بازار سـياه، رانت خواري، سـرگرداني مصرف كنندگان و... را كاملا رفع نمي كند و تنها ممكن است حاشيه سود توليدكنندگان را اندكي افزايش دهد كه آن هم چندان مطلوب نيست.

                    توزيع نامناسب

                    توزيع نامناسب سيمان نيز يكي ديگر از موانع اصلي عدم سامان بازار سيمان ايران به حساب مي*آيد كه به گفته بسياري از كارشناسان، عامل اصلي وجود بازار سياه و رونق قاچاق كشور است.

                    هم اكنون از 33 ميليون تن سيمان كه به نرخ دولتي توزيع مي شود، 65 درصد آن يعني 21 ميليون تن سهميه بخش خصوصي است. اين در حالي است كه كل نياز اين بخش حدود 10 ميليون تن است، زيرا طبق آمار وزارت مسكن، در شرايط عادي و در زمان رونق ساختمان سازي، حدود 700 هزار واحد مسكوني درسال ساخته مي شود. با توجه به اينكه براي هر مترمربع يكصد كيلو سيمان اختصاص مي يابد، حدود هفت ميليون تن سيمان براي اين بخش كافي است و با احتساب دو ميليون تن سيمان براي تعميرات ساختمان، جمعا9 تا 10 ميليون تن سيمان در بخش خصوصي مصرف مي شود. اين در حالي است كه بيش از 11 ميليون تن سيمان مازاد در بخش خصوصي توزيع مي شود، اما همه مصرف كنندگان واقعي اين بخش كه از اقشار متوسط و كم درآمد جامعه هستند، نمي توانند سيمان را به نرخ دولتي مصوب در بازار تهيه كنند.

                    سؤالي كه سالها در زمينه توزيع سيمان وجود دارد اين است كه سهميه ها كجا توزيع مي شود و حواله هاي آن ها را چه كساني در بازار آزاد به نرخ هاي دو تا سه برابر خريد و فروش مي كنند. بازار سيمان آن گاه داغتر مي شود كه بدانيم سود كساني كه از اين فاصله مازاد مصرف استفاده مي كنند حدود 400 ميليارد تومان در سال است. واقعا اين پول نصيب چه كساني مي شود؟

                    Comment

                    • abadani69
                      Senior Member
                      • Aug 2005
                      • 21339

                      #5845
                      هويت "شمالي ها" در جنگل، كوه، باغ هاي چاي، شاليزار، رودخانه ها و دريا معني مي يابد و هم اينهاست كه مي تواند زمينه مساعدي براي زيستي همراه با آرامش و سلامت براي شان پديد آورد. هويتي که به خطر افتاده است. دريا، جنگل زمين و بطور كل طبيعت مهربان و بخشنده درمعرض نابودي است و نه تنها "شمالي" كه هر ايراني در اين نابودي، نابودي خود را مي ببيند.

                      ناظران محيط زيست معتقدند از درياي خزر كه در گذشته ايران جايي پر ارج داشته، چيز زيادي براي مردمانش باقي نمانده: بخش اعظمي از آن و سواحلش در اختيار و درتصرف ارگانهاي دولتي است، بخشي به سرمايه داران ايراني و عربي فروخته شده و قسمت هاي ناچيزي هم براي استفاده مردم باقي مانده است.

                      گذشته از بحث مالكيت دريا بگذريم، بحث آلودگي ها، صيدهاي بي رويه و بهره برداريهاي گوناگون شن و ماسه نيز در اخبار مطبوعات محلي و ملي خبرساز هستند. هر روز اخباري منتشر مي شود كه آبزيان زيادي درحاشيه دريا مي ميرند و صحنه هاي دلخراشي در سواحل به وجود مي آورند. اين در حالي است که فاضلابهاي خانگي و صنعتي به راحتي و بدون هيچ نظارتي به رودخانه ها سرازير مي شوند؛ زباله هاي گوناگوني كه اكو سيستم را در معرض خطر جدي قرار داده اند. صيدهاي بي رويه و غيرمجاز در فصل هايي كه نبايد هيچ صيدي انجام شود، عامل ديگري است كه زندگي آبزيان را تهديد مي كند.


                      باغهاي چاي

                      يک کارشناس محيط زيست گيلان مي گويد: "باغهاي چاي پرداخت كه نفسهاي آخر را مي كشند. براي اثبات اين ادعا مي توان به زمينهاي چاي كه غيرقابل استفاده مانده يا اسكلت كارخانه هاي چاي كه به مخروبه تبديل شده اند، اشاره كرد. ازآن همه كارخانه چاي كه تعدادشان سه رقمي بود، تنها اسكلتي باقي مانده و زمينهاي چاي تغيير كاربري يافته اند. امروزه كشاورزان چايكار هيچ رغبتي براي كار در باغها ندارند زيرا هيچ كس حمايتي از آنها نمي كند. آنها ميگويند وقتي براي يك كيلو چاي بيش از ده هزار ريال هزينه شده اما بعداً سه يا چهار هزار ريال بر مي گردد، اصلاً نمي شود به چاي فكر كرد. صاحبان باغهاي چاي چشم به پولداراني دارند که از پايتخت مي آيند تا زمينهايشان را براي ساختن ويلا و منازل مسكوني بخرند و آنها بتوانند به امرار معاش ادامه دهند."

                      شاليزارها

                      به گفته اين کارشناس: "در برنجكاري نيز وضعي مانند توليد و عرضه چاي حاكم است. هر روز از تعداد شاليكاران كاسته مي شود و زمينها به مصارفي غير از كشاورزي اختصاص مي يابد. نجاري ها، كارگاههاي مكانيكي، موسسات توليد مواد شيميايي و منازل مسكوني قدم به قدم و متر به متر شاليزارها را در مي نوردند و هر لحظه بخشي از حيات باقيمانده آن را مي گيرند. برنجكاراني كه به خاطر معيشت مجبور به ترك كار و فروش اراضي مي شوند، معتقدند دولت نه تنها به آنها توجه نمي كند بلكه با وارد كردن بي رويه برنج عامل اصلي ورشكستگي شان شده است. آنها مي گويند وقتي برنج هاي درجه چندم تايلندي، مكزيكي، پاكستاني، هندي و آمريكايي با قيمتي كمتر از آنچه دولت مي خرد در بازار عرضه مي شود و در عوض برنجكار ايراني مجبور است محصولش را كمتر ازآنچه هزينه كرده، بفروشد طبيعي است كه ممر حياتي برنجکار ايراني قطع شود. ضمن آنکه به موارد فوق مي توان وضع تهيه و توزيع ادوات كشاورزي، سموم وكودهاي شيميايي و... را افزود وهمچنين آب زراعي راكه معضل بزرگي براي برنجكاران است. آن هم در شرايطي که رودخانه ها عملاً مرده اند يا دسترسي مردم به آنها مقدور نيست. اينجاست که تنها سد ها مي توانند به ياري مردم بيايند، که آن هم با همه مانووري كه حاكميت مي دهد ـ در همين رابطه آثار تاريخي هويتي مان را هم با خطر جدي و نابودي مواجه كرده اند ـ با عدم مديريت صحيح در آبگيري به موقع، هميشه مشكلاتي وجود دارد. چنين است كه بيشتر زمينهاي كشاورزي در فصل برداشت با كم آبي و خراب شدن محصول مواجه اند. امري که باعث شده شركتهاي متعدد بيمه احداث يا گسترش بيابند و سودهاي كلاني به جيب بزنند."

                      جنگل ها

                      آيت الله خميني در همان سالهاي اول انقلاب گفته بود: " جنگل ها مال مردم است نبايد آنها را خراب كرد." اما بسياري از آنهايي كه بر سر کار آمدند يا خود به چپاول جنگلها پرداختند يا امكان سوء استفاده براي قاچاقچيان را فراهم كردند. در بسياري مواقع حتي قوانين و تبصره هاي حكومتي، غارت جنگل در جلوي چشم مردم را آزاد اعلام كرده است. مثلاً تأسيس شركت هاي دولتي احياء و بهره برداري كه به نابودي جنگل انجاميد، زائيده طرح ها و تبصره هاي حكومتي است. محلي ها معتقدند که اين شركت ها تنها بهره برداري كردند و احيايي ديده نشد. آنها درخت هاي عظيم، باستاني و كمياب را قطع كردند و از اين راه به سرمايه هاي كلاني رسيدند و زمين هاي سوخته را روي دست مردم گذاشتند. تنها در بعضي نقاط و براي خالي نبودن عريضه، نهالهاي برگ سوزني و بي خاصيتي ديده مي شود كه نه بازده است نه در فتوسنتز نقشي دارد. در كنار قاچاقچيان رسمي و غير رسمي و شركت هاي بهره برداري، توريست هاي داخلي و بعضي از اهالي اطراف جنگل هايند كه لطمات زيادي به آن وارد كرده و مي كنند. سالانه خبرهاي زيادي در رسانه ها ديده و شنيده مي شود كه فلان نقطه از جنگلهاي شمال در آتش سوخت. بخش قابل توجهي از اين مسئله به عدم مديريت صحيح بر مي گردد كه اولاً هيچ آموزشي در زمينه حفاظت از جنگل ارائه نمي كند ثانياً هيچگونه حفاظت درستي از آن بعمل نمي آورد.

                      اما موضوعي كه جنگل را در حال حاضر و به صورت آني تهديد مي كند، احداث كارخانه پتروشيمي است. اين پروژه قرار است در 120 هكتار از جنگلهاي سراوان كه مملو از گونه هاي متعدد، باستاني و نادر درختي است و يكي از برجسته ترين جنگلهاي گيلان بشمار مي آيد، اجراء شود. اگر چنين امري به وقوع بپيوندند، 400 هزار درخت در آنجا نابود خواهد شد كه دولت توجيه عملي اش را ايجاد اشتغال اعلام كرده است. اگر چه اين طرح بصورت مقطعي مسكوت ماند و به كميسيون رفت اما تاكنون 20 هزار درخت قطع شده است.

                      کارشناس مورد گفتگو با روز – که مايل به ذکر نام خود نيست – مي گويد: "سئوال اساسي اين است كه آيا براي ايجاد اشتغال بايد منابع عظيم طبيعي را نابود كرد؟ بنظر مي رسد اين پروژه هم مانند اكثر طرح هاي كارشناسي نشده دولت، تنها محيط زيست را نشانه رفته است. تاكنون كسي به اين پرسش، پاسخي نداده كه مگر فولاد گيلان با تخريب بيش از چند هكتار از جنگل و منابع طبيعي، چه تعداد شغل ايجاد كرد؟"

                      در حالي که دولت اعلام كرده بود كه با راه اندازي فولاد گيلان حدود 17 هزار نيروي كار جذب خواهند شد اما تمام پرسنل اين شركت به 1500 نفر نمي رسند.

                      کارشناس مزبور تاکيد دارد: " در اجراي پروژه هاي صنعتي در شمال از تمركز زدايي از تهران و عدم مهاجرت حرف به ميان مي آيد. اما مگر مهاجرت از گيلان رابطه تنگاتنگي با نابودي صنايعي همچون شاليكاري، چايكاري، صنايع دستي و بومي، توريسم و... ندارند؟ در مجاورت شركت فولاد گيلان با آن همه داعيه، بيش از 200 كارخانه صنعتي ورشكسته و بسته شدند كه دولت مي توانست و مي تواند با صرف هزينه اي معادل يك دهم هزينه احداث مجموعه پتروشيمي آنها رااحيا وبيش از صد هزار نيروي كار را جذب کند.دولت از وضعيت آن 200 كارخانه و كارخانه هاي ورشكسته ديگرگيلان اطلاعات كافي دارد. اما طبيعي است كه مقاصد سياسي از اهميت بيشتري برخوردارند. كه اگر اهميت اهداف سياسي و زور بيش از حد و فرا قانوني عده اي نبود، هيچگاه جنگلهاي گيلان بخاطر كارخانه نئوپان خلخال يا فلان كارخانه شير و... قزوين به تاراج نمي رفت."

                      صحنه را تجسم كنيد: ماهي ها در حال جان کندن روي ساحل، زمين هاي سوخته به جاي جنگل، ويلا به جاي باغ چاي و شاليزار، مرداب به جاي رودخانه....

                      اسم اين اگر نابودي محيط زيست نيست، پس چيست؟

                      Comment

                      • abadani69
                        Senior Member
                        • Aug 2005
                        • 21339

                        #5846
                        در جنوب تهران گروهي دانش آموز با پرچم ايران به سوي مرقد ايت الله خميني پيش مي روند؛ مناره هاي طلايي مرقد در نور خورشيد مي درخشد. در پشت اين گروه تظاهرکننده، يک آمبولانس، گروهي معلم و يک آخوند با عمامه سفيد و عباي قهوه اي ديده مي شوند. دانش آموزان در لباس هاي بلند زرد رنگ، پلاکاردي در دست گرفته اند که روي آن نوشته شده: "انرژي هسته اي مايه غرور ماست."

                        ايران 18 سال پس از مرگ آيت الله خميني، بنيانگذار جمهوري اسلامي، به دليل وجود برنامه هسته اي خود درگير کشمکشي ديپلماتيک با ديگر کشورهاي جهان شده است. تهران با از سرگرفتن نقشه هاي باقي مانده از دوران شاه، وارد ورطه اي شده که مي تواند اين منطقه حساس را دچار بحران هاي جدي کند.

                        اهداف ايران از نظر رسمي کاملاً صلح آميزند. حميدرضا حاجي بابايي، يکي از اعضاي کميسيون امنيت ملي و امور خارجه مجلس ايران مي گويد: "ما صرفاً دنبال دستيابي به فنآوري اتمي صلح آميز هستيم." ولي او کمي بعد اين اظهارنظر مبهم را مي کند که: "ما معتقديم مانند هر کشور ديگري حق گسترش سلاح اتمي را داريم. هر ملتي حق دارد از منافع ملي خود دفاع کند و توان علمي خود را افزايش دهد. اين عاملي براي ايجاد صلح و پيشرفت خواهد بود."

                        درواقع، اظهارات مبهم يا ستيزه جويانه مسؤولين عالي رتبه ايراني شک و ترديدهاي بسياري را درخصوص نيات واقعي جمهوري اسلامي به وجود آورده. سخنراني هاي فتنه انگيز محمود احمدي نژاد و پيشرفت هاي ايران در زمينه موشک هاي بالستيکي بيش از هر چيز شک و ترديد جامعه بين الملل را افزايش داده است.

                        شهر کوچک نطنز در 250 کيلومتري جنوب تهران و در نزديکي اصفهان، پايتخت سابق پارس، کارخانه اي مخفي را در کنار کوهستان کرکس جاي داده. وجود اين کارخانه در سال 2002 توسط يکي از مخالفين دولت جمهوري اسلامي برملا شد و از آن تاريخ تاکنون پيشرفت تهران در زمينه هسته اي همچنان بر نگراني هاي جامعه جهاني مي افزايد.

                        امکان ساخت بمب اتمي

                        در تأسيسات زير زميني نطنز که با چندين لايه خاک و بتن پوشيده شده و يک سيستم ضدهوايي نيز از آن مراقبت مي کند، اورانيوم به شکل گاز به مجموعه سانتريفوژها تزريق مي شود. اين فنآوري بسيار پيش پاافتاده ولي درعين حال کارآمد توسط دانشمند پاکستاني، عبدالقادرخان، بسط يافته و به طور مخفي به ايران منتقل شده است. اين سيلندرهاي بلند که در کنار يکديگر به صورت "آبشاري" قرار گرفته اند، مي توانند با چرخش سريع خود ايزوتوپ هاي اورانيوم 235 [قابل استفاده در شکافت اتمي] را جدا کنند. در اين روند مي توان اورانيوم 235 را به ميزان 3 تا 5 درصد غني کرد؛ اين ميزاني است که به عنوان سوخت هسته اي براي مراکز اتمي قابل استفاده خواهد بود. ولي ازطرف ديگر، با تکرار اين عمل مي توان به مخلوطي با 90 درصد اورانيوم غني شده دست يافت که مي تواند به عنوان ماده اصلي تشکيل دهنده بمب اتمي به کار رود.

                        يک ديپلمات غربي که مسؤوليت رسيدگي به پرونده هسته اي ايران را برعهده دارد در اين مورد مي گويد: "درحال حاضر ايران مقادير بزرگي اورانيوم غني شده براي مراکز خود توليد مي کند؛ مراکزي که البته هنوز وجود خارجي ندارند. اين درحالي است که سوخت اتمي را نمي توان از يک مرکز به مرکز ديگر انتقال داد، يعني درواقع قابل مبادله نيست. و به علاوه در تنها مرکزي که ايران دراختيار دارد [بوشهر] نيز قابل استفاده نيست." وي در ادامه مي افزايد: "ازطرف ديگر بايد اذعان داشت که سانتريفوژهايي که ايران درحال تجهيز خود به آنهاست، قادر خواهند بود مقادير مورد نياز مواد شکافت پذير را براي ساخت بمب توليد کنند."

                        آستانه نهايي و بحراني اين برنامه از سوي کارشناسان امر تا تعداد 3000 سانتريفوژ برآورد شده؛ البته به طوري که تمامي آنها عملياتي باشند. مسؤولين ايراني از آن زمان به بعد اين توان را خواهند داشت که اولين بمب اتمي را در مدت يک سال توليد کنند. اکنون ايران در سايت نطنز تعداد 1200 سانتريفوژ دراختيار دارد که به صورت هشت آبشار نصب شده اند و تنها يکي از آنها بي وقفه کار مي کند. يک ديپلمات غربي در اين مورد مي گويد: "نبايد مقوله نصب و عمليات را يکي دانست. ايران همچنان با مشکلات فني بسياري روبروست."

                        از ديگر مراکز مخفي، مرکز آب سنگين اراک است که قرار است تا سال 2009 عملياتي شود و پلوتونيوم توليد کند. اين مرکز نيز نگراني هاي بسياري براي آژانس اتمي فراهم کرده. ولي درحال حاضر مرکز نطنز در فوريت قرار دارد.

                        شکست اقتصادي

                        مقامات امريکايي همواره خاطرنشان کرده اند که اجازه نخواهند داد ايران به بمب اتمي دست پيدا کند. ازطرف ديگر، مقامات اروپايي همچنان در تلاشند تا ايران را به توقف برنامه غني سازي خود متقاعد و در عوض فنآوري و سوخت هسته اي لازم را براي آن تأمين کنند. دو قطعنامه تصويب شده توسط شوراي امنيت در دسامبر 2006 و مارس 2007، تحريم هايي را در زمينه واردات فنآوري مورد نياز براي برنامه هسته اي ايران اعمال کرده و دارايي هاي چندين بانک ايراني نيز توقيف شده است.

                        همين ديپلمات مي افزايد: "در حال حاضر، تأثير مستقيم تحريم ها صفر است. ولي اين تدابير توانسته اند تمامي سرمايه گذاري هاي خارجي در ايران را، به ويژه در بخش نفتي، متوقف کنند. و اين درحالي است که اقتصاد ايران از قبل دچار مشکل بوده است." تورم شديد و نياز عمده ايران به هيدروکربن تصفيه شده که دانش توليد آن را ندارد، مي تواند منجر به ايجاد نارضايتي در ميان مردم شود که آن نيز به نوبه خود مي تواند عناصر عمل گراي حکومت ايران را به کار وادارد؛ عناصري که از سال 2005 يعني از زمان انتخاب محمود احمدي نژاد به عنوان رييس جمهور عملاً از حرکت ايستاده اند.

                        مسأله اي که در بحبوحه برنامه هسته اي مطرح مي شود، مسأله روابط ايران با جهان خارج است. همين ديپلمات غربي مي گويد: "انتخاب آنها بين يک رويکرد واقع بينانه و يک گام به سوي انقلاب در نوسان است." درحقيقت، گردانندگان ايران دچار چند دستگي هاي پيچيده اي شده اند. در يک اردوگاه "اصلاح طلبان" گردهم آمده اند که مي خواهند ايران فردا را عجين شده با دموکراسي مدرن و لائيک ببينند. آنها از دنباله روهاي محمد خاتمي، رييس جمهور سابق ايران بين سال هاي 1997 و 2005 هستند. در اردوگاه ديگر، "رئاليست ها"يي مانند هاشمي رفسنجاني گردهم آمده اند؛ محافظه کاري عقايد اين اردوگاه باعث نشده که اعضاي آن نسبت به روابط بين المللي جبهه بگيرند، بلکه خواستار گشايش در روابط هستند و از رويکردهاي ستيزه جويانه نيز دوري مي کنند. اردوگاه سوم که اصولگراتر از محافظه کاران عمل مي کند، احمدي نژاد را به عنوان سخنگوي خود برگزيده است. شهردار سابق تهران که از طريق راه اندازي يک برنامه مردمي به سمت رياست جمهوري برگزيده شده، برنامه اتمي را به موضوعي ملي تبديل کرده و از آن براي پوشاندن شکست هاي اقتصادي خود بهره مي جويد.

                        علي لاريجاني، مذاکره کننده اصلي پرونده هسته اي، رقيب انتخاباتي احمدي نژاد و شخصيتي کارآزموده در دستگاه هاي مختلف، يکي ديگر از چهره هاي سرسخت و سازش ناپذير حکومت اسلامي است. وي در حال حاضر به عنوان دبير کل شوراي امينت ملي مشغول به کار است و گزارش کار خود را به طور مستقيم به نظر رهبر انقلاب، آيت الله خامنه اي، مي رساند. لاريجاني و احمدي نژاد هر دو در گذشته در سپاه پاسداران فعاليت داشته اند. درواقع اين "پاسداران انقلاب" براي خود يک دولت در دولت تشکيل داده اند. سپاه پاسداران سرويس هاي امنيتي و نيروهاي مسلح خاص خود را دارد؛ همچنين بر قسمتي از بخش صنعتي نظارت مي کند و به طور مستقيم در برنامه هسته اي دست دارد. درحال حاضر، بالاترين منصب در جمهوري اسلامي توسط آيت الله خامنه اي، "وارث" آيت الله خميني، اشغال شده و با اينکه او به هيچ وجه از عطيه الهي و جذبه روحاني سلف خود برخوردار نيست، ولي در مرکزيت تمامي تصميم گيري ها قرار دارد.

                        منطق ضدغربي

                        يک تحليلگر در خصوص عملکرد داخلي دولت تهران مي گويد: "نگران کننده ترين موضوع در نزد حکومت ايران اين است که شايد هيچ کس براي تصميم گيري وجود نداشته باشد. از سرگيري برنامه هسته اي ايران توسط خامنه اي تصميم گيري شده، ولي خود او نيز مطمئن نيست که قادر به توقف آن باشد، زيرا حفظ منطق انقلابي و مخالفت با غرب از مهم ترين راهکارهاي جمهوري اسلامي است." وي در ادامه مي افزايد: "تصميم گيري بر توقف برنامه هسته اي آنقدر اهميت دارد که مي توان آن را با پذيرش آتش بس در سال 1989 مقايسه کرد. خميني نيز پس از سال ها ترديد و دودلي در نهايت آتش بس را قبول کرد."

                        حساسيت در زمينه ملي گرايي در ايران به قبل از انقلاب اسلامي باز مي گردد و درواقع مي توان گفت که ثمره کشمکش هاي متعدد با غرب است. ايران با تمدن غني و کهن خود در تمامي سال هاي قرن 19 متحمل دخالت هاي مستقيم امپراطوري هاي روسيه و بريتانيا شد. امريکايي ها در قرن بيستم جانشين انگليسي ها در خاورميانه شدند و کودتاي سال 1953 که توسط سازمان سيا عليه دکتر مصدق به راه افتاده بود، باعث شد تا يک روحيه نفرت انگيز عليه مداخلات غربي ها در نزد مردم ايران ريشه بگيرد.

                        جمهوري اسلامي با گروگان گرفتن ديپلمات ها در سفارت امريکا به يک منطق ضدغربي وارد شد و پس از آن همواره ناچار بوده تا اين شيوه ناسيوناليستي را براي دفاع از خواسته هاي خود حفظ کند. و اکنون نوبت به برنامه هسته اي رسيده که به عنوان عاملي براي استقلال ملي مطرح مي شود.

                        در زمان جنگ ايران و عراق بين سال هاي 1980 و 1989، پس از اينکه آسيب پذيري آسمان ايران محرز شد، برخي از دستگاه هاي انقلابي به فکر دراختيار گرفتن سلاح اتمي افتادند تا از آن به عنوان ضمانتي براي بقاي حکومت استفاده کنند. در اين ميان، حضور ايالات متحده در عراق و افغانستان نيز به عنوان کاتاليزور عمل کرد. دستگاه هاي ديگر از اين نگران بودند که شايد پيشرفت در اين برنامه نتيجه اي عکس به همراه داشته باشد و قدرت و اختيار فعلي آنها را دستخوش ناملايمات کند.

                        يک جامعه شناس ايراني در اين خصوص مي گويد: "همه چيز حاکي از آن است که درحال حاضر بحث هايي درخصوص برنامه هسته اي بين جريانات مختلف داخل حکومت مطرح شده. به نظر من، در مورد خواست آنها در تجهيز به سلاح اتمي هيچ شکي وجود ندارد، ولي رئاليست ها معتقدند که ادامه اين برنامه ديگر ممکن نيست زيرا مي تواند کل جهان را عليه آنها تحريک کند." وي در ادامه مي گويد: "آنها مي خواهند برنامه هسته اي را متوقف کنند و به پاي ميز مذاکره بازگردند. ولي بنيادگراها به ويژه نمي خواهند در برابر فشارهاي موجود تسليم شوند و مي خواهند اين برنامه را ادامه دهند."

                        امکان عقب نشيني وجود ندارد

                        از ديد يک تحليلگر اروپايي که ايران را از زمان شاه به خوبي مي شناسد، برنامه هسته اي منطق خاص خود را پيدا کرده است. وي در اين مورد مي گويد: "برنامه هسته اي درست مانند رويکردهاي ضدامريکايي عمل کرده و اکنون به چنان موضوع مهم و تبليغاتي تبديل شده که ديگر نمي توان در آن عقب نشيني کرد. اين برنامه روند خود را ادامه خواهد داد و برخي از شخصيت هاي بلندپرواز مانند احمدي نژاد و لاريجاني نيز از آن به عنوان اهرمي در پياده کردن سياست هاي خود استفاده خواهند کرد."

                        ازطرف ديگر، حسين موسويان، يکي از مذاکره کنندگان پرونده اتمي در گذشته و شخصيتي نزديک به رفسنجاني، بازداشت و پس از چند روز با قرار وثيقه آزاد شد. دستگيري و آزادي وي از نظر بسياري از ناظران به عنوان نشانه اي از درگيري خاموش بين دو جريان موجود در حکومت به شمار مي رود.

                        با آنکه سانتريفوژهاي نطنز درحال نصب شدن اند و "سري" جديد تحريم هاي شوراي امنيت نيز دارد تهيه مي شود، بي شک انتخابات آتي مجلس و رياست جمهوري ايران شديداً مورد مشاجره وارثان آيت الله خميني خواهد بود. مطمئناً هيچ يک از آنها مايل نيست آينده جمهوري اسلامي را که توسط او به وجود آمده در خطر ببيند.

                        Comment

                        • abadani69
                          Senior Member
                          • Aug 2005
                          • 21339

                          #5847
                          دو روز بعد از اعلام شوراي "سياست گذاري و نظارت بر انتشار آثار و انديشه هاي احمدي نژاد"، که مشابه آن تا کنون تنها در مورد بنيان گذار جمهوري اسلامي و رهبر کنوني صورت گرفته است، مشاور رسانه اي رييس جمهور از منقدان خواست آن را يک امر معمولي بدانند و درباره آن حساسيت به خرج ندهند.

                          شوراي موسوم به «شوراي سياست*گذاري و نظارت بر انتشار آثار و انديشه*هاي رييس*جمهور» با محوريت حلقه*اي از نزديک*ترين مشاوران و همکاران محمود احمدي*نژاد تشکيل شده و افرادي از جمله غلامحسين الهام، محمدحسين صفار هرندي، مجتبي ثمره هاشمي، روح*الله حسينيان، حاج علي اكبري، صادق محصولي، رحيم*پورازغدي، علي مطهري، علي اكبر اشعري، علي اكبر جوانفكر، محمدعلي فتح*اللهي،* محمد شفيعي*فر، محمد جعفر بهداد و مجتبي زارعي در آن عضويت دارند، که چند تن از آن ها از نويسندگان روزنامه کيهان هستند.

                          به نظر کارشناسان اين برنامه تبليغاتي به قصد ساختن جزوات و کتاب هائي به نام محمود احمدي نژاد و در حالي به کار گرفته شده که کوشش هاي قبلي براي نشان دادن ارتباط رييس جمهور با امام زمان، قياس وي با پيامبر اسلام [ادعاي رييس ديوان محاسبات]، محافظت نيروهاي ماوراء الطبيعه اي وي [ ادعاي خود وي که هاله نور مشهور شده است] و معجزه خواندن وي [توسط فاطمه رجبي] همه به شکست انجاميده و نتوانسته در توده مردم براي وي جايگاه مطمئني ايجاد کند.

                          همين کارشناسان معتقدند شدت گرفتن امور تبليغاتي و کوشش دولت براي بستن دهان منقدان، همزمان با شکست دولت در اجراي وعده هاي اقتصادي، و شدت گرفتن اعتراض هاي عمومي به بالارفتن تورم و بهاي کالاهاي اساسي و بلاتکليفي و نابساماني امور دولت ايحاد تشکيلاتي با عرض و طول براي تبليغات درباره وي لازم آمده است.

                          پايگاه اطلاع رساني بازتاب ديروزدر پي انتشلر خبر تشکيل "شوراي سياستگذاري و نظارت بر انتشار آثار و انديشه*هاي دكتر احمدي*نژاد" توسط دفتر رييس جمهور، متذکر شد که تعدادي از اعضاي اصلي معرفي*شده در اين شورا، اساسا از اقدام مذكور اظهار بي اطلاعي کرده اند.

                          بنا بر اين گزارش، در فهرست پانزده نفره مذكور در كنار تعدادي از دانشجويان يا كارمندان و مديران دولتي، نام سه چهره صاحب تأليفات به چشم مي*خورد كه تاكنون دو نفر از آنان كه از تشكيل شوراي مذكور و عضويت خود در آن بي*اطلاع بودند. پس از اعلام رسمي خبر، تصميم خود را براي عدم حضور در آن اعلام كرده*اند. چنان كه حسن رحيم*پور ازغدي و روح*الله حسينيان كه چهره*هاي صاحب تأليفات و آثار منتشرشده در ميان اعضاي شوراي مذكور هستند، در خبر تصحيح*شده،* جزو اعضاي شورا نمي*باشند.

                          به نوشته با زتاب، دکتر علي مطهري، فرزند ارشد آيت*الله مطهري نيز در پاسخ به اين پرسش که آيا درباره عضويت در شوراي نظارت بر آثار دکتر احمدي*نژاد با شما هماهنگي شده، گفته: البته يک تماس دو دقيقه*اي با من گرفته بودند و قرار هم نبود که موضوع به اين شکل اعلام شود و از اين رو من به دوستان انتقاد خواهم کرد.

                          از سوي ديگر علي اکبر جوانفکر که خود نيز به عنوان عضو شوراي سياست*گذاري و نظارت بر انتشار آثار و انديشه*هاي محمود احمدي*نژاد معرفي شده بدون اشاره به ابهامات ناظر بر تشکيل شوراي فوق، در ارتباط با لزوم تشکيل آن تنها اظهار داشته: "حتما لازم بوده که تشکيل شده است، نمي*دانم چرا شما اين قدر به اين موضوع حساسيت نشان مي*دهيد! اين شورا يک کار معمولي محسوب مي*شود که حکم آن نيز ارسال گشته است."

                          وي در پاسخ به اين سؤال که آيا احمدي*نژاد نيز با تشکيل اين شورا موافق است؟ گفته: "اين شورا حتما با صلاحديد ايشان تشکيل گشته و حتما دکتر احمدي*نژاد نظر مثبت و موافق نسبت به اين موضوع دارند که تصميم بر تشکيل اين شورا گرفته شده است. "

                          نه جوانفکر و نه دفتر رياست جمهوري توضيح نداده* اند که احمدي*نژاد چه آثاري دارد که انتشار آن نيازمند يک شوراي بزرگ 15 نفره است. گفتني است که تنها اثر مکتوبي که از محمود احمدي نژاد وجود دارد کتابي درباره اسفالت سرد است.

                          در واکنشي به تشکيل شوراي مزبور، محمدعلي ابطحي معاون حقوقي رييس جمهور سابق در نوشته اي طعنه آميز از کساني که به به دفتر رئيس جمهور انتقاد کرده اند که چرا شوراي سياست گذاري و نظارت بر انتشار آثار و انديشه هاي دکتر احمدي نژاد را از بيت المال راه اندازي کرده است، توصيه کرده "بي انصافي" نکنند و افزوده: "احتمال زيادي دارد که اين شورا بخواهد خيلي از حرفهاي ايشان در تاريخ ثبت نشود. اين که کار بدي نيست. چرا اينقدر بعضي رسانه ها نسبت به عملکرد رئيس جمهور سياه نمايي مي کنند؟"

                          واکنش ديگري که مي تواند طعنه آميز تعبير شود از سوي مريم بهروزي از چهره هاي قديمي جناح راست و عضو شوراي مرکزي جبهه پيروان خط امام و رهبري صورت گرفته که گقته بهتر است اين شورا کار مشاوره به آقاي احمدي*نژاد را انجام دهد تا رفتار و گفتار ايشان از پشتوانه فکري برخوردار باشد. مريم بهروزي افزوده بسياري از اصولگرايان همواره به آقاي احمدي*نژاد پيشنهاد مي*دادند که مشاوران قوي و کارشناس براي خود انتخاب کنند تا گفتار و اعمالشان "حساب شده*تر" و با پشتوانه فکري و علمي باشد.

                          يکي ديگر از متعجبان تشکيل شورا، محسن غرويان از مبلغان و شاگردان آيت**الله مصباح يزدي است که گفته خبر اين شورا را روزنامه ها خواندم و برايم هم تازگي داشت و هم تعجب*آور بود اين مساله در مورد روساي جمهور قبلي سابقه نداشته است.

                          گفتني است، در طول 26 سال گذشته، روساي جمهور قبلي، به رغم دارا بودن كتب و آثار منتشرشده پيش از انتخاب به سمت رياست*جمهوري، هيچ*گاه به تشكيل شوراي نظارت بر نشر آثار و انديشه*هاي خود در زمان تصدي رياست*جمهوري، اقدام نكرده اند و در تاريخ جمهوري اسلامي، تنها نهاد رهبري داراي چنين زير مجموعه اي بوده است.

                          Comment

                          • abadani69
                            Senior Member
                            • Aug 2005
                            • 21339

                            #5848
                            امروز، همزمان با برگزاري نشست فصلي شوراي حکام آژانس بين المللي انرژي اتمي، جواد وعيدي قائم مقام دبيرشوراي امنيت ملي با معاون خاوير سولان دبيرسياست خارجي اتحاديه اروپا در وين ديداروگفت وگو مي کنند تا به پيگيري مذاکرات علي لاريجاني وخاويرسولانا که دهم خرداد ماه انجام شد، بپردازند.

                            يکي از عناوين دستور کار نشست شوراي حکام، بررسي وضعيت پرونده برنامه هسته اي ايران خواهد بود. به گزارش منابع غربي ايران در نشست شوراي حكام آژانس بين*المللي انرژي اتمي در وين با انتقاد بسياري درباره* فعاليت*هاي هسته*اي *اش روبه رو خواهد شد. يکي ازديپلمات ها به اين خبرگزاري گفته است که اين انتقادات از گذشته جدي تر خواهد بود. اگر چه سلطانيه نماينده ايران درآژانس در اظهاراتي تاکيد کرده است که هيچ جاي نگراني نخواهد بود. انتقاداتي که ديپلمات ها ازآن سخن گفته اند درخصوص توسعه برنامه غني سازي تهران علي رغم قطعنامه هاي شوراي امنيت سازمان ملل وکاهش همکاري با آژانس خواهد بود.

                            گزارش بيست وسوم ماه مي آژانس بين*المللي انرژي اتمي تاکيد مي کند كه ايران نه تنها ضرب*الاجل سازمان ملل را براي توقف غني سازي ناديده گرفته بلكه در برنامه خود گام*هاي بلندي را از آغاز سال جاري ميلادي تاكنون بر داشته است. يك مقام سازمان ملل در اين باره گفته است: "ايران در حال حاضر 2000 دستگاه سانتريفوژ فعال دارد و تا ماه آينده اين تعداد به 3000 مي*رسد. اين تعداد مبناي غني سازي در مقياس صنعتي خواهد بود."

                            قراراست همچنين شوراي حکام آژانس، نسبت به آنچه "وخامت آگاهي آژانس از فعاليت*هاي ايران آن طور كه در گزارش آژانس ذكر شده" خوانده ابراز نگراني عميق کند.

                            يك ديپلمات اروپايي عالي*رتبه به رويتر گفته است كه هيچ عضوي در شوراي حكام، حتي كشورهاي عضو جنبش عدم تعهد كه ايران عضو آنهاست، وقتي در نشستي كه هفته گذشته انجام شد از سوي يك مقام عالي*رتبه آژانس از سرفصل هاي گزارش مطلع شدند مخالفتي نكردند: "رفتار ايران اين كشور را كاملا تنها كرده است. اگر ايران به سرعت رويكردش را تغيير ندهد هيچ جايگزيني به غير از ازسرگيري رويكرد شوراي امنيت وجود نخواهد داشت." يك ديپلمات غربي افزوده است كه ايران هم چنين از توافقي كه اجازه مي*دهد بازرسي*هاي سرزده از تاسيسات زيرزميني سانتريفيوژ*ها انجام گيرد عدول كرده و به بازرسان اجازه نداده است در اطراف دستگاه*ها حركت كنند و عكسبرداري كنند.

                            طي هفته هاي گذشته، ايالات متحده فشار ديپلماتيک زيادي را به کشورهاي عضو شوراي امنيت سازمان ملل وارد آورده تا بتوانند قعطنامه تحريم سوم ايران را که به افزايش فشارهاي اقتصادي عليه تهران منجر خواهد شد، دردستورکارقراردهند. اگرچه تا کنون اختلاف نظرهايي درميان برخي ازاعضا دراين زمينه وجود داشته است. برخي ازاعضا نگران آن هستند که با توجه به سرسختي تهران براي ادامه برنامه غني سازي و بي توجهي مقامات ايراني به تحريم هاي پياپي سازمان ملل، از يک سوي اعتبار قطنامه هاي اين سازمان با خدشه مواجه شود و از سوي ديگر، ازآنجا که واشنگتن بارها اعلام کرده است که همه گزينه ها روي ميز است، رفتن به سوي قطعنامه سوم احتمال استفاده از گزينه هاي شديدتر را افزايش دهد.

                            امروز درنشست فصلي شوراي حکام آژانس بين المللي انرژي اتمي، گزارش اخير محمد البرادعي درخصوص فعاليت هاي هسته اي ايران دروين مورد مطالعه قرارخواهد گرفت. طي هفته هاي گذشته محمد البرادعي با برخي اظهارات درخصوص برنامه هسته اي ايران و از جمله گفتن اين موضوع که ايران به نقطه غيرقابل بازگشت دردانش هسته اي رسيده است، خشم مقامات کاخ سفيد را برانگيخته بود. البرادعي گفته بود: "درخواست آنها براي تعليق به عنوان مبناي مذاكرات ديگر واقع گرايانه نيست و تلاش غرب براي محروم كردن ايران از دستيابي به اين فناوري تحت تاثير واقعيات قرار گرفته است." ازجمله واکنش ها اظهارات کاندوليزا رايس وزير امورخارجه آمريکا بود که ازالبرادعي خواست از بيان مطالبي که در اجماع بين المللي عليه ايران خلل وارد مي کند، خودداري کند.

                            در مقابل، در نشست آتي شوراي حكام آژانس قرار است، جنبش عدم تعهد در بيانيه*اي از فعاليت*هاي هسته* اي ايران و لزوم حل اين مساله از طريق مسالمت*آميز حمايت خود را اعلام كند. همچنين پيش بيني مي شود در اين بيانيه از برخي تحركات و اقدامات برخي كشورهاي اروپايي و آمريكا نسبت به تحت فشار قرار دادن دبيرخانه آژانس و شخص مدير*كل در خصوص وظايف و اظهارات فني و بي*طرفانه* وي درباره* مساله*ي هسته* اي ايران اعتراض شود.

                            پيش از اين علي*اصغر سلطانيه، نماينده* دائم ايران در آژانس پيش از اين از اعتراض جنبش عدم تعهد نسبت به برخي تحركات و اقدامات آمريكا و اروپا و برخي ديگر از كشورهاي عضو شوراي حكام در وظايف فني، تخصصي و بي*طرفانه*ي دبيرخانه* آژانس در نشست اين هفته* شوراي حكام سخن گفته بود. نماينده* دائم ايران در آژانس به ايسنا گفته بود: " دستور جلسه اين نشست درباره ايران، به موضوع اجراي پادمان هسته* اي در ايران مي*پردازد. سلطانيه گفته بود علي رغم همه فشارها "هيچ موضوع نگران کننده اي وجود ندارد."

                            Comment

                            • abadani69
                              Senior Member
                              • Aug 2005
                              • 21339

                              #5849
                              درحالي که دستگاه هاي قانوني علي رغم دستگيري برخي افراد به جرم "براندازي نرم" هيچ تعريفي ازآن ارائه نکرده اند، نماينده ولي فقيه درنيروي انتظامي از ترويج فساد وفحشاء به عنوان يکي از راه هاي "جنگ نرم" آمريکا عليه ايران نام برد. بدين ترتيب علاوه برجاسوسي، برگزاري کنفرانس ودوره هاي آموزشي، اخذ بورس هاي تحصيلي، همکاري باسازمان هاي بين المللي ومواردي از اين دست، "فساد وفحشاء" هم به مصاديق "براندازي نرم" اضافه شد.

                              محمدعلي رحماني، رييس سازمان عقيدتي سياسي نيروهاي انتظامي گفته است: " دشمن هر روز با شيوه جديد و ترفندهاي نو سعي دارد تا با پشتيباني اشرار و مزدوران خود ضمن بر هم زدن نظم و امنيت عمومي فساد را در جامعه افزايش دهد. امروز يكي از راهكارهايي كه آمريكا با عنوان جنگ نرم در قبال ايران برگزيده، اشاعه فساد و فحشاء تحت نام*هاي گوناگون است. امروز نيروي انتظامي در جهت ارتقاي امنيت اخلاقي و اجتماعي و امنيت فردي و عمومي جامعه در حال تلاش است كه با هدايت*هاي ديني بايد در برابر انواع فشارهاي بيروني و داخلي مقاوم*تر شود. اين رسالت مهمي است كه بر عهده* ماست."

                              مسئولين کشور، هيچگاه مسائل مربوط به فحشا درکشور را به صورت عمومي مطرح نکرده اند با اين وجود دستگيري افراد وباندهايي دراين رابطه، ميهمان ثابت صفحات حوادث روزنامه ها به شمار مي رود. سخنان نماينده ولي فقيه درنيروي انتظامي درحالي مطرح مي شود که اين نيرو طي ماه هاي اخير با اجراي طرح "ارتقاي امنيت اجتماعي" دست اندر کار تذکر وارشاد هزاران نفر از زناني بوده است که نوع آرايش و پوشش متفاوتي ازآنچه مسئولين انتظار دارند را انتخاب کرده اند واز سوي ديگر وزير کشور نيز براي حل مساله نيازهاي جنسي جامعه پيشنهاد قانوني کردن ازدواج موقت را مطرح کرده است. پيشنهادي که واکنش هاي مختلفي را برانگيخته است. با اين وجود، طرح موضوع حاکي از آن است که مساله نيازهاي جنسي، پوشش لباس، فحشا وفساد و به صورت عمومي بازار عرضه وتقاضايي که حوزه هاي مختلف اين چرخه را تشکيل مي دهد، از مسائلي است که سياست گذاران اجتماعي کشور را با چالش مواجه کرده است.

                              با وجود برخي برخوردهاي ناپسند نيروي انتظامي که به عنوان ضابط قضايي نيز به انجام وظيفه مي پردازد، نماينده ولي فقيه درنيروي انتظامي معتقد است که اين نيرو، به يک نيروي نظامي بلکه يک نيروي اجتماعي است: "نيروي انتظامي يك نيروي اجتماعي است و نه نظامي هر چند كه كارهاي نظامي هم انجام مي*دهد. امروز نيروي انتظامي فقط با افراد و اشرار خرده* پا درگير نيست بلكه در بعضي ماموريت*ها با باندهاي مخوفي درگير است كه آموزش*هاي فني بالايي ديده*اند و حرفه* ايي هستند."

                              چندي پيش ائمه جمعه استان فارس درگردهمايي يک روزه "بررسي مقابله با مظاهر ناامني، فسادوفحشا" خواستار تشکيل دادگاهي ويژه براي حدود الهي شدند. دربيانيه اين گردهمايي آمده بود: "استقرار شعبه*اي از دادستاني*ها در مساجد و مكان*هاي مناسب ديگر و فعال كردن پايگاه*هاي مقاومت بسيج، مساجد، اصناف، ادارات و ستادهاي حفاظت اجتماعي براي برخورد جدي با متجاوزان به عنف و نواميس مردم و برهم زنندگان نظم و امنيت عمومي، لازم است." ائمه جمعه فارس همچنين خواستار تشكيل دادگاهي ويژه براي اجراي حدود الهي در ملاء عام توسط قضات شجاع براي مفسدين في*الارض به*ويژه *باندهاي فساد، فحشا و تبهكاران مسلح شده*اند.

                              طي سالهاي گذشته، به صورت متناوب مراسم شلاق زني در برخي ميدان شهر براي کساني مزاحمان نواميس مردم ناميده مي شدند، برگزارشده بود که به دليل واکنش هاي منفي متوقف شد. اگرچه هم اکنون درراستاي طرح مبارزه با اراذل واوباش، کتک زدن آنها در خيابان هاي شهرو آويزان کردن آفتابه وديگر اشيا به منظور تحقير آنها، صورت مي گيرد.

                              دربيانيه امام جمعه هاي فارس درخواست شده بود که اعتبار وبودجه فوق العاده اي به مراکز دينبي وفرهنگي براي خشکاندن ريشه هاي آنچه تهاجم فرهنگي خوانده اند، اختصاص داده شود: ايجاد شبكه* ملي رايانه*اي بانك اطلاعات مربوط به مفسدان *و بزهكاران باسابقه، تشكيل كميته امنيتي قضايي با اختيارات ويژه متشكل از دادستان، يك *قاضي* شجاع تام*الاختيار و نيروهاي نظامي، امنيتي و انتظامي، تجهيز و استفاده از بسيجيان و عشاير براي امنيت *مناطق كوهستاني و صعب*العبور، اجراي طرح حجاب برتر براي بانوان شاغل در ادارات، سازمان*ها و نهادها و اختصاص اعتبار و بودجه فوق*العاده *به *مراكز ديني و فرهنگي براي خشكاندن ريشه*هاي تهاجم فرهنگي بخشي ازاين بيانيه بوده است.

                              طي سالهاي گذشته، نيروهاي انتظامي صدها باند فحشاء را کشف ومتلاشي کرده است. با اين وجود بسياري از کارشناسان معتقدند مسئولين درخصوص ريشه يابي و طراحي برنامه هايي که به کاهش عوارض مسائل يادشده منجرشود، اقدامات موثرچنداني انجام نداده اند. جليل عفتي رييس سازمان بهزيستي استان يزد سال گذشته درجريان يک دوره آموزشي دراين شهر اظهار داشت: "فقر، فحشا، اعتياد و بزه*هاي اجتماعي در کشور ما روز به روز در حال افزايش است و بعضي مسؤولين اصلا خوششان نمي*آيد که آمار واقعي ارايه شود. نگاهي که به کودکان خياباني و معتادين مي*شود آنها را چيزي جز زباله*هاي شهري که باعث نازيبايي شهر شده، نمي*بيند و تنها بعضي از مسؤولين با هدف زيباسازي شهر مي*خواهند آنها را از سطح شهر جمع*آوري کنند." موضوعي که پديده مشابهي دربسياري ازشهرهاي کشور به شمار مي رود.

                              Comment

                              • abadani69
                                Senior Member
                                • Aug 2005
                                • 21339

                                #5850
                                روزنامه رسالت از قول آيت الله احمد جنتي نوشت: «احمدي نژاد در حال مبارزه با فساد است و خيلي بايد از او قدرداني كرد.» وي گفت: «احمدي*نژاد يكي از بسيجي*هاي ناب است كه مخلصانه كار مي*كند و از امكانات بيت*المال نيز استفاده نمي*كند و چون با وضعيت زندگي*اش آشنا هستم، مي*بينم چگونه براي حفظ خط امام خميني(ره) مي*جوشد و براي جلوگيري از انحرافات به وجود آمده و اصلاح آن، تلاش مي*كند... رييس جمهوري در حال مبارزه با فساد است و خيلي بايد از او قدرداني كرد. البته هيچ فردي بدون عيب و نقص نيست اما به عنوان تاييد، اين نعمت را قدرداني مي*كنيم.» کساني که اين نظر را مي خوانند، مي دانند که از ابتداي روي کار آمدن احمدي نژاد، آيت الله جنتي همواره از وي حمايت کرده است.
                                آيت الله جنتي کيست؟

                                احمد جنتي مساح، فرزند هاشم در سال 1305 در روستاي لادان اصفهان و در خانواده اي روحاني به دنيا آمد. تحصيلات علوم قديم و بخشي از دروس حوزوي را در مدرسه جده بزرگ در اصفهان طي کرد. در سال 1324 به قم رفت و تحصيلات حوزوي را در مدارس فيضيه و حجتيه پي گرفت . از سال 1340 به تدريس اصول فقه و شرح لمعه ، رسائل ، مکاسب ، معالم و کفايه پرداخت. آيت الله جنتي همراه با آقايان صدوقي و بهشتي و حاج آقا حقاني از سال 1342 به بعد در شوراي مديريت مدرسه حقاني همکاري مي کرد و در همين دوره به فعاليت سياسي- تبليغي روي آورد و در جلسات جامعه مدرسين حوزه علميه قم شرکت مي کرد.

                                آنکه کشته شد و آنکه سفير شد

                                دو پسر آيت الله جنتي به نام هاي علي و حسين بيشترين شهرت را در خانواده وي دارند. هر دو از هواداران سازمان مجاهدين خلق در سالهاي قبل از انقلاب بودند و حسين به عنوان عضو فعال شناخته مي شد. روزنامه اطلاعات 24 آذر 1361 نوشته است که جنتي در سال 1351 دستگير و به مدت سه سال به اسدآباد همدان تبعيد شد. و گفته است که جنتي در سال 1345 دستگير شد و به مدت 77 روز در زندان قزل قلعه زنداني گرديد، اما واقعيت اين است که دستگيري جنتي در آن سال بخاطر فعاليت هاي سياسي خودش نبود، بخاطر اين بود که ساواک در جستجوي حسين به خانه رفته بود و چون حسين فرار کرده بود، پدرش را به جاي او دستگير کردند. مدت ماندن او در زندان هم بنا به گفته کساني که ناظر زنداني شدن او بودند، بيش از دو هفته نبود. علي جنتي پسر ديگر آيت الله در آمريکا درس خوانده بود و مدتي نيز با انجمن اسلامي تگزاس همکاري مي کرد. پس از انقلاب حسين جنتي که از نيروهاي فعال مجاهدين خلق بود، در يک درگيري نظامي کشته شد.

                                مراسم ختم وي در خانه جنتي برگزار شد و نحوه حضور جنتي در مراسم ختم پسرش در شهر اصفهان که نيروهاي مذهبي و حزب اللهي آن چنين انتظاري از جنتي نداشتند، باعث شد تا جنتي در اصفهان و در ميان حزب الله اين شهر چندان خوشنام نماند، اگرچه بسياري از آشنايان جنتي مي گويند که تا آن زمان جنتي هنوز مسائل مجاهدين خلق را نمي دانست. اما علي جنتي بدشانسي برادر را نداشت، او همراه با دوست قديمي اش مدتي در صدا و سيما کار کرد و مدير کل سيماي دوران محمد هاشمي شد. مدتي نيز از مديريت هاي رسمي کناره گرفت، اما در آغاز دوران احمدي نژاد همراه با پورمحمدي، وزير کشور به اين وزارتخانه رفت و چنان نشان داد که هوادار هاشمي است، اما مدت کوتاهي قبل از برگزاري انتخابات شوراها استعفا داد و به عنوان سفير به يکي از کشورهاي حاشيه خليج فارس رفت.

                                مردي در همه ارگان هاي قدرت

                                آيت الله احمد جنتي پس از انقلاب مدتي حاکم شرع تهران ، اصفهان و اهواز بود. در بهار 1360 به دعوت آيت الله امامي کاشاني به عضويت شوراي تبليغات مدرسه عالي شهيد مطهري در آمد و از آنجا طرح تأسيس سازمان تبليغات اسلامي را به همراه آقايان عبايي ، شرعي و امامي کاشاني پي ريزي و پياده کردند. وي در سال 1361 به عنوان نماينده مردم خوزستان در مجلس خبرگان رهبري انتخاب شد. ساير مسئوليت هاي او در جمهوري اسلامي چنين بوده است : عضويت در شوراي مرکزي نمايندگي هاي آيت الله منتظري در دانشگاه ها ( 69 _ 1366) ، عضويت در شوراي مرکزي نمايندگان رهبري آيت الله خامنه اي از سال 1369 به بعد ، عضويت در مجمع تشخيص مصلحت نظام ، امامت موقت نماز جمعه تهران ، عضويت در شوراي نگهبان از اواخر 1358 تا کنون. برخي از نيروهاي سابق حزب الله مانند امير فرشاد ابراهيمي وي را يکي از نيروهاي اصلي در رهبري گروههاي فشار مانند اصنار حزب الله دانسته اند، برخي ديگر نام وي را به عنوان يکي از فتوادهندگان براي قتل روشنفکران و دگرانديشان دانسته اند، اما به نظر نمي رسد در اين مورد مدرک مستدلي وجود داشته باشد. شايد دليل اين موضوع تندروي هاي تقريبا هميشگي آيت الله جنتي در مقابل مخالفان حکومت، اصلاح طلبان و حتي نيروهاي ميانه رو بوده است. جنتي تقريبا هميشه در نمازهاي جمعه آغاز کننده دستور تهاجم به مخالفان بوده است. موضوع مورد توافق اين است که وي رهبر معنوي تشکيلات حزب الله کشور است. وي در دوران هاشمي رفسنجاني و خاتمي موضع مخالف سياستهاي اين دو را در پيش گرفت و با روي کار آمدن احمدي نژاد، همواره از او دفاع کرده است.

                                27 سال در شوراي نگهبان

                                اگر هر کسي که با ايران به تازگي آشنا شده است، از بيرون قوانين کشور به قانون اساسي با شتاب نگاهي بيندازد، احتمالا به ابن نتيجه مي رسد که قانون اساسي ايران، يکي از پيشرفته ترين قوانين اساسي جهان و نظام سياسي ايران يکي از مترقي ترين حکومت هاي منطقه است، اما اين احتمال وجود دارد که پس از شنيدن مشخصات و وظايف شوراي نگهبان، کاملا نفس اش بند بيايد و نظرش را تغيير دهد. شوراي نگهبان قانون اساسي شاما شش فقيه که به حکم مستقيم رابر عزل و نصب مي شوند و شش عضو حقوقدان که با معرفي رئيس قوه قضائيه و تائيد نمايندگان مجلس انتخاب مي شوند و وظيفه دارند صلاحيت نمايندگان مجلس شوراي اسلامي و خبرگان را تائيد کنند، بر تطابق قوانين مصوب با شريعت و قانون صحه بگذارند و بر انتخابات نظارت کنند. اگرچه گفته مي شود که مورد اول يعني تائيد صلاحيت نمايندگان مجلس جزو وظايف اوليه شوراي نگهبان نبوده، ولي مهم ترين نقش اين شورا در سالهاي اخير روي اين موضوع متمرکز شده است. جايي که احمد جنتي نقشي بسزا در آن دارد. بي ترديد مهم ترين خصوصيت و ويژگي آيت الله جنتي حضور دائمي وي در شوراي نگهبان است که اگرچه در برخي دوره ها چندان در سياستهاي کشور اثر زيادي نمي گذاشت، اما سالهاست که اين نهاد و ايشان را يکي از مهم ترين نيروهاي اثرگذار بر حکومت و دولت کرده است. احمد جنتي با حکم آيت الله خميني در تاريخ اول اسفند 1358 يعني يک سال و 8 روز پس از انقلاب عضو شوراي نگهبان شد و از اولين دوره شوراي نگهبان يعني از 26 تير 1359 تا پايان پنجمين دوره شوراي نگهبان که تا 26 تيرماه سال جاري( 1386) تمام مي شود، همواره در اين شورا حضور داشته و از آغاز سه ساله دوم دومين دوره، يعني از 26 تير 1368 دبير اين شورا بوده است. وي 27 سال در شوراي نگهبان حضور داشته و جز وي آيت الله مومن( 24 سال)، آيت الله امامي کاشاني( 21 سال)، آيت الله خزعلي( 18 سال) و آيت الله رضواني( 15 سال) در اين شورا حضور داشتند.

                                رمز ماندگاري در نظام حکومتي ايران

                                آيت الله جنتي يکي از مصداق هاي روشن و بارز در مورد نيروهايي است که در رهبري کشور حضور دارند و هرگز حضور آنان دچار خلل نمي شود. وي با وجود اينکه به عنوان يک روحاني انقلابي از يک سال پس از انقلاب همواره در بالاترين موضع قدرت سياسي بود، اما هرگز قبل از انقلاب به عنوان يک روحاني مبارز با حکومت پهلوي شناخته نشد. با اين وجود پس از انقلاب هرگز از راديکال ترين مواضع عدول نکرد. وي با وجود اينکه مدتهاي طولاني دومين شخصيت بيت منتظري بود، اما با حذف منتظري از قدرت، خللي به او وارد نيامد و با وجود اينکه با روي کارآمدن خاتمي، اصلاحات نسبي در شوراي نگهبان از سوي آيت الله خامنه اي انجام شد، اما حضور جنتي در اين شورا حفظ شد. آيت الله جنتي يکي از مصاديق بارز محافظه کاري در ميان نيروهاي حافظ حکومت و يکي از مهم ترين حاميان جدي رهبري( در هر زماني) در مقابل نيروهاي اصلاح طلب يا کساني است که خواستند تا تغييراتي در شکل حکومت بوجود بياورند. نگاهي به مواضع منتقدانه او به هاشمي و خاتمي و تقديس وي در مورد احمدي نژاد، نشان مي دهد که حکومت احمدي نژاد نمونه روشن حکومتي است که پيرمرد تندرويي که با صداي نازکش روزهاي جمعه عليه دشمنان به گفتن خطبه هاي جمعه مي پردازد، مورد نظر دارد.

                                پس از احمدي نژاد

                                برخي از جملاتي که آيت الله جنتي در دو سال گذشته گفته است و تقريبا همه اين گفته ها در ستايش دولت وقت است، چنين است. جنتي در مورد آمريکا و دشمنان خارجي گفته است: « وظيفه هر مسلماني است که منافع آمريکا و انگليس را به خطر بيندازد»، « يکي از برکات آمدن آمريکا به خليج فارس اين بود که آنان در تيررس ما قرار گرفتند.»، « ما ضدآمريکايي و دشمن آمريکا هستيم»، « با وجود دشمني هاي آمريکا، نظام اسلامي کارآمدتر مي شود.( 9 بهمن 84)»، « قدرت پوشالي آمريکا شکسته خواهد شد.( 29 بهمن 84)»، « امروز روز تهاجم ما و عقب نشيني دشمن است.( 22 بهمن 84)» و آيت الله جنتي در مورد کاريکاتورهاي دانمارکي گفت: «امروز امپرياليزم و غرب در برابر يک و نيم ميليارد نفر جمعيت مسلمان دنيا ايستاده است.» ( 23 بهمن 84) آيت الله جنتي همزمان با درگيري هاي مذهبي در سطح جهان، در سال گذشته گفت: « غير مسلملنان حيواناتي هستند که روي زمين راه مي روند و فساد مي کنند.» وي از ابتداي دولت احمدي نژاد از وي حمايت کرد. وي در مورد نامه احمدي نژاد به بوش گفت: «نامه احمدي نژاد، از الهامات خداوند بود.»، وي در همين مورد در 23 ارديبهشت 85 گفت: «نامه احمدي نژاد بوي حکمت، اقتدار و عزت را به مشام مي رساند»، جنتي جمله احمدي نژاد را تکرار کرد و گفت: « به زودي به قله علم و عالم خواهيم رسيد.»

                                او که همواره از دولت هاي هاشمي و خاتمي انتقاد مي کرد روز اول بهمن 84 در مورد دولت احمدي نژاد گفت: « مردم به دولت اميدوار شدند.»، جنتي در 20 اردي بهشت 85 گفت: «امنيت در جامعه حاکم است.» جنتي سياست هسته اي ايران در دوران خاتمي را نادرست توصيف کرد و گفت: « از اول هم تعليق داوطلبانه درست نبود.» وي در 12 آذر 84 پس از راي شوراي حکام سازمان انرژي اتمي گفت: « بازگشت به تفکر بسيجي موجب عقب نشيني غرب در اجلاس اخير شوراي حکام شد» جنتي در مورد انرژي هسته اي گفت: « ملت ايران از حقوق مسلم خود عقب نشيني نمي کند.» وي در نمازجمعه و همزمان با خبرخوش رئيس جمهور خواست که 20 فروردين روز ملي فنآوري اعلام شود. آيت الله جنتي در آغاز روي کارآمدن احمدي نژاد و در نقد دولت هاي پيشين در روز 27 اسفند 84 گفت: « اگر جلوي ولخرجي ها را بگيريم، کسري بودجه پيدا نمي کنيم.» اگرچه اين جمله ها هرکدام گوشه اي از شخصيتي به نام آيت الله احمد جنتي را نشان مي دهد، اما جمله طلايي که از وي به يادگار خواهد ماند، اين جمله است: « شوراي نگهبان ذره اي در مقابل جوسازيها عقب نشيني نخواهد کرد.»

                                Comment

                                Working...