Announcement

Collapse
No announcement yet.

Important Political News

Collapse
This is a sticky topic.
X
X
 
  • Filter
  • Time
  • Show
Clear All
new posts

  • امروز رفته بودم پیش دکتر محمد میرشکرایی, رئیس پژوهشکده مردمشناسی تا در مورد رد شدن پرونده نوروز تو یونسکو باهاش حرف بزنم. در بین حرفهاش به نکته ای اشاره کرد و گفت که اینو جایی چاپ نکنم. منم به قولم وفادار موندم و جایی چاپ نکردم ولی چون خیلی جالبه روی تارنمای شخصی ام می‌گذارم. دکتر میرشکرایی می‌گفت: ما پرونده نوروز رو فرستادیم به مقر یونسکو. این پرونده اون قدر سنگین بود که فقط 500 هزار تومان پول پستش شد و دو روز قبل از پایان مهلت به وین رسید. آخه پرونده نوروز در 10 کشور بود. مسئولان یونسکو باید پولی را به پست می‌دادند و آن را تحویل می‌گرفتند، ولی چون مسئولیتی در این باره ندارند آن را به نمایندگی ایران در یونسکو سپردند.
    مسئولان ایرانی باید 190 هزار تومان می‌پرداختند تا می‌توانستند این پرونده را بگیرند و به یونسکو تحویل دهند، اما آنها به خاطر 190 هزار تومان این پرونده را دو هفته در پستخانه نگه داشتند. پرونده ای که سالها برای تکمیل آن وقت صرف شده بود.

    خلاصه اینکه ما کلی بدبختی کشیدیم و ایران مجبور شد از پستخانه آنجا استعلام بگیره که مسئولان یونسکو باور کنند که ما این پرونده رو سر موقع فرستادیم.

    مسئولیت پذیری را در نمایندگی‌های ایران در نقاط حساس ببینید

    Comment


    • حکومت ایران به مردم این کشور واقعیت را نمی گوید. این که ما مخالف برق هسته ای در ایران نیستیم. ما مخالف دست یابی حکومت به سلاح اتمی هستیم. حکومت ایران می‌خواهد کلاهک اتمی سوار موشک‌های بالستیک خود کند و جهان با این خطر روبروست.
      بسیاری از ایرانی‌‏ها نیز آرزوی آزادی بیان، دولت شفاف و دموکراتیک، احترام به حقوق اقلیت‌‏ها و یک سامانه قضایی مستقل را دارند و از زمان انقلاب مشروطه در یک قرن پیش همواره برای رسیدن به این اهداف تلاش کرده‌‏اند.
      ما باید به مردم ایران کمک کنیم تا انتخاب‌‏های آگاهانه داشته باشند و این کار را باید از طریق کمک به بهبود جریان اطلاعات به داخل کشور انجام دهیم. مردم ایران، فوق‌‏العاده تحصیل‌‏کرده و روشنفکر هستند و مشتاق آنند که نظرات خود را در مورد منافع ملی‌‏شان بیان کنند. در حال حاضر حکومت این کشور می‌‏کوشد تا از طریق انحصار رسانه‌‏های دولتی و یا مسدود کردن منابع مستقل اطلاعاتی، جریان اطلاعات به داخل ایران را در کنترل خود بگیرد همان گونه که با مسدود کردن سایت فارسی بی‌‏بی‌‏سی نشان داد.
      دوانتخابات پارلمانی و ریاست جمهوری اخیر در ایران، نه تنها آزاد نبود، بلکه مخدوش برگزار شد. حتی 80 نماینده پارلمان وقت را اجازه ندادند در انتخابات شرکت کنند

      Comment


      • وزیرخارجه آلمان:
        پیام شورای امنیت به تهران شفاف خواهد بود
        بلند پروازی اتمی کافی است!




        خبرگزاری فرانسه ضمن انتشار تفسیری پیرامون مواضع اتحادیه اروپا و اعضای شورای امنیت سازمان ملل متحد پیرامون پرونده اتمی ایران، از قول وزیر خارجه آلمان " اشتاین مایر" نوشت: وزیر امور خارجه آلمان گفت:
        ما باید از طریق شورای امنیت سازمان ملل پیامی شفاف به تهران بفرستیم. این پیام جز این نخواهد بود که جامعه بین الملل مخالف بلند پروازی‌های اتمی ایران است.


        Comment


        • دانشگاه صنعتی شریف، دیروز صحنه تظاهرات دانشجوئی و یورش بسیج و لباس شخصی‌ها در متن جدالی بود که زمینه آن را دولت احمدی نژاد، احمدجنتی و شورای تبلیغات اسلامی، شورای شهر تهران و هم اندیشان مصباح یزدی فراهم ساخته اند. همان‌ها که در گذرگاه‌های تهران سقاخانه درست کرده اند و می‌خواستند در همه میدان‌های تهران یک مقبره شهید درست کنند و تهران را سراسر قبرستان.
          حفر چند قبر در وسط دانشگاه شریف و انتقال چند تابوت خالی که معلوم نیست چی در آنها هست به منطقه دانشگاه کار را به رویاروئی کشاند. بسیج و لباس شخصی‌های حامی آن که وارد دانشگاه شده بودند می‌خواستند این تابوت‌ها را در قبرهائی که آماده کرده بودند دفن کن کنند و دانشجویان که شمار آنها تا 600 دانشجو گزارش شده با فریاد "دانشگاه، گورستان نیست- استفاده ابزاری از شهیدان جنگ ممنوع" در مقابل آنها دست به مقاومت زدند. ( معمولا دراین نوع نمایش‌های تابوتی، مقداری خاک را در کیسه نایلون کرده و به همراه یک گردن بند یادگار جنگ با عراق در آن قرار داده و می‌گویند این شهید است. البته، این که پس از 20 سال استخوانی هم از شهیدی باقی مانده باشد قطعا می‌تواند دروغ باشد و به همین دلیل همان کیسه خاک را و شاید به همراه چند تکه استخوان دراین تابوت‌ها می‌گذارند و هر از چند گاهی در نماز جمعه‌ها و حالا در بازی جدیدی که راه انداخته اند در دانشگاه‌ها می‌گردانند تا دفن شود.)
          دانشجویان دانشگاه شریف نیز درتظاهرات دیروز خود، نه در مخالفت با قربانیان جنگ با عراق، که علیه میراث خواران دولتی آن شهدا دست به تظاهرات زده بودند.
          حضور تعداد زیادی لباس شخصی و از قماش همانها که به خوابگاه دانشجویان در سال 1378 شبیخون زدند، در محل مسجد دانشگاه شریف بر تشنج و رویاروئی افزود. دانشجویان در اعتراض به تصمیم شورای فرهنگی مبنی بر دفن شهید گمنام در صحن دانشگاه نتیجه یک نظرسنجی دانشجوئی را ارائه میدادند که بموجب آن 5ر82 در صد دانشجویان با این اقدام مخالف بودند. شعار اصلی چنین بود:
          آقایان! بازی سیاسی با شهیدان را تمام کنید!
          دانشجویان بسیجی با حمایت گروه زیادی از نیروهای لباس شخصی به دانشجویان ، با پرتاب گاز اشک آور حمله ور شدند و محوطه دانشگاه تبدیل به جبهه جنگ دانشگاهی شد.
          ضرب و شتم شدید دانشجویان دختر و پسر حاضر در محل توسط لباس شخصی‌ها که مداحی بنام "سعید حدادیان" رهبری آن را برعهده داشت دانشگاه را بکلی متشنج کرد. عده ای از دانشجویان با هجوم به دفتر رییس دانشگاه شریف و با شکستن شیشه‌های دفتر وی خواستار پاسخگویی او شدند. شلیک پیاپی گاز اشک آور به تمرین جنگ و گریز ختم شد. از "مهرداد بذرپاش" رئیس مشاوران جوان احمدی نژاد نیز که درمحل حضور داشته بعنوان فرمانده عملیات یورش به دانشجویان معترض نام برده شده است

          Comment


          • مطرح شدن طرح پیشنهاد کمیسیون برنامه و بودجه که براساس آن باید ده میلیارد ریال به هر راه یافته مجلس هفتم اختصاص یابد تا در موارد اجتناب ناپذیر هزینه شود، به ناآرامی طولانی و اعلام تنفس در دومین شیفت کاری مجلس منجر شد و قضیه تا آستانه درگیری فیزیکی پیش رفت.

            از مجلسی که آیت الله مشکینی مدعی شده بود، که برای راهیابی به مجلس از تائید امام زمان گذشته واز وی امضاء گرفته اند، چه می‌توان انتظار داشت؟ مدتهاست که اعمال این ماموران‌بی‌عذر توجهی را بر نمی انگیزد وحتی دستمایه جوک ساختن مردم ، بدلیل تکراری بودنش نمی شود.

            همه استدلال اکثریت راهیافته گان بر سر تصاحب میلیاردها تومان، پولی که آنرا نه مال مردم، بلکه‌بی‌صاحب می‌دانند، این بود که می‌خواهند برای حل مشلاتی که در حوزه‌های انتخابیشان پیش میاید، دست به سوی دولت دراز نکنند و وابسته به تائید دولت نباشند.

            در مملکتی که درروز روشن، وابستگان به قدرت گاو را با پوستش می‌خورند و بقول خودشان 56 اسکله مخفی دارند و پولهای هنگفتی را در راه رسیدن به سلاح اتمی مخفیانه خرج می‌کنند وکسی هم پاسخگو نیست، چه کسی میتواند این ماموران‌بی‌عذر را باز خواست وکنترلی بر پولهای به جیب زده اعمال کند؟

            همین چندی پیش بود که 18 میلیارد تومان نا قابل در وزارت ارشاد امام زمانی گم شد و به کسی هم اجازه نداند تا مسئله را پیگیری کند.

            این نمایندگان امضاء دار امام زمان، یقه مخالفینشان را درمجلس پاره می‌کنند، تا مردی از ابرقو ملتفت شود که در صورتی که جیک بزند خشتکش را به سلامتی امام زمانشان به اهتزاز درخواهند آورد. چه می‌شود گفت؟ فعلا که دُور دست اینهاست. آیا روزی خواهد رسید که حساب پس بدهند؟ روزی که از تصورآن در دل هر مرد و زن ابر قویی قند آب می‌شود!

            Comment


            • آنچه در سخنان وزیر خارجه امریکا و نماینده امریکا در سازمان ملل متحد، پس از اجلاس 5 عضو دائم شورای امنیت پشت درهای بسته آشکار بود و در شماره روز گذشته پیک نت منتشر شد، شب گذشته بعنوان یک خبر قطعی از سوی همه خبرگزاری‌های جهان مخابره شد. مهلتی 14 روزه برای تعطیل تمام فعالیت‌های غنی سازی اورانیوم از جانب ایران و گزارش تائید آن به شورای امنیت از جانب آژانس انرژی اتمی. خبرگزاری‌ها هر یک تفسیرهائی به این خبر افزوده اند، اما همگی روی مهلت 14 روزه در قطعنامه جلسه روز سه شنبه (فردا) شورای امنیت اتفاق نظر داشتند. البته این احتمال که جلسه شورای امنیت یک یا چند روز دیرتر تشکیل شود وجود دارد. آنچه که هنوز مشخص نیست و خبرگزاری‌ها نیز درباره آن گزارشی منتشر نکرده اند اینست که در قطعنامه شورای امنیت پیرامون واکنش این شورا در برابر عدم اجرای این قطعنامه از جانب جمهوری اسلامی چه واکنشی گنجانده خواهد شد.

              خبرگزاری‌ها گزارش کرده اند که در قطعنامه شورای امنیت، علاوه بر تاسیسات نطنز واصفهان، روی تعطیل شدن ساخت رآکتور آب سنگین نیز تاکید شده است. شورای امنیت حق فعالیت انرژی اتمی را برای ایران محفوظ اعلام خواهد کرد، به این شرط که آژانس انرژی اتمی غیر اتمی بودن این فعالیت را تائید کند و‌بی‌وقفه تحت کنترل این سازمان باشد

              Comment


              • از دفتر ریاست جمهوری زنگ زدند به روزنامه که از این به بعد اخبار مربوط به گرانی را کار نکنید . تاکید کردند در ستون ارتباط‌های مردمی هم گله و شکایت‌های مربوط به تورم شب عید چاپ نشود . مملکت گل و بلبل.
                پس دروغ است که 75 درصد مردم زیر خط فقرند . کذب است که 5/3میلیون تحصیلکرده بیکار وجود دارد . آمار مربوط به قتل و جنایت و خشونت هم لابد فقط شایعه است. مملکت گل و بلبل !
                حالا گیریم که همین روزنامه‌های‌بی‌رمق و نیمه جان هم لال و چشم و گوش بسته تر شوند ، یعنی این گونه همه از فقر و بیکاری و مصیبت غافل می‌شوند و امن و آسایش جایگزین می‌شود ! مملکت گل و بلبل
                دیروز یکی از روزنامه نگار‌های قدیمی می‌گفت اواخر روزگار محمد رضا نیز همین بساط به پا شده بود. اعلیحضرت خوش نمی داشت که گفته شود در مملکت او قتل و فحشا و جنایت وجود دارد برای همین میخواست صفحات حوادث روزنامه‌ها را تعطیل کند . مملکت گل و بلبل
                پس هیچ بعید نیست که امروز هم بعد از دستور العمل‌های پیاپی شورای عالی امنیت ملی و تذکار‌های کتبی و شفاهی دادستانی ا ز جانب دولت فخیمه دستور رسد که تنها مجازید اخبار مربوط به ظهور امام زمان و نایب بر حقش را منتشر کنید. مملکت گل و بلبل

                Comment


                • سر جدتان این نوشته را بخوانید تا بفهمید ‌بی‌خبری بهترین خبر نیست، آن هم توی مملکتی که کوچکترین تصمیمی ، توی تمام زوایای زندگی ما تاثیر می‌گذارد .

                  حرف ایران این است : انرژی هسته ای حق مسلم ماست . منظور از انرژی هسته ای تنها استفاده از سوخت صلح آمیز هسته ای ست و تمام . خوب ؟ ایران عضو آژانس بین المللی انرژی هسته ای _ NPT _ ست . بنابراین نمی تواند مانند کشور هند در زمینهء هسته ای هر فعالیتی انجام دهد و هر کارش باید زیر نظر آژانس انجام شود . طبق قوانین آژانس هر کشوری حق دارد از انرژی صلح آمیز هسته ای استفاده کند . ولیکن زیر نظر مستقیم آژانس. ایران طی این سال‌ها که به کار تحقیقات هسته ای مشغول بوده ، کارهایش را از آژانس مخفی کرده . بنابر این شرایط برزیل را هم ندارد و نمی تواند ‌بی‌سرو صدا به کارش بپردازد . همین مخفی کاری‌های چندین ساله، باعث مخالفت آژانس به ادامهء کار و درخواست برای تعلیق غنی سازی اورانیوم شده است . ایران مدعی ست که دلیلش برای مخفی کاری، جنگ ایران و عراق بوده و معتقد است با آن شرایط بهر حال آژانس مخالفت می‌کرده. اما این دلیل قانع کننده نیست. خوب ؟ بنابر این ایران یا باید تابع آژانس باشد یا از آژانس خارج شود و کارش را ادامه دهد .

                  در حالت اول وقتی آدم عضو یک سازمان، حزب، تشکل می‌شود مجبور است تابع قوانین آن سازمان باشد، هر چند بر خلاف میلش باشد . هیچ راه دیگری هم ندارد .

                  در حالت دوم شرایط کمی پیچیده تر است. یعنی ایران باید تن به تحریم بدهد و به ادامهء کارش بپردازد. در این حالت ایران تبدیل به یک کشور جنگ طلب می‌شود که می‌خواهد به سلاح‌های هسته ای دسترسی پیدا کند.

                  حالت دوم ( خروج از NPT ) حقیقتا به ضرر ایران است .

                  باید پذیرفت نمی شود دنیا را قانع کرد که ایران به کار تحقیقاتی اش در زمینهء هسته ای ادامه دهد . چون ایران توی این بیست و هفت سال علنا اسرائیل را تهدید کرده ، آن هم از جانب مسئولین رسمی کشور . چون مردم ایران توی تظاهرات شان ، رسما امریکا را نفرین می‌کنند . چون ایران از کشوری مثل سوریه که متهم به انجام کاهای تروریستی ست ، یا از حماس ، حمایت می‌کند . چون ریخته اند توی سفارت دانمارک- که حکم خاک آن کشور را دارد - و یک ماشین را آتش زده اند . یعنی در ابعاد خیلی کوچکی به آن کشور حمله کرده اند . چون رئیس جمهور ایران دربارهء هولوکاست اظهار نظر‌های‌بی‌ربط و اشتباهی کرده ... و با کمال تاسف ایران در شرایط حاضر کشور منفوری ست و نمی شود حتی انتظار حمایت سازمان‌های مستقل و غیر دولتی را داشت . (شاید فکر کنید حمایت آن‌ها‌بی‌تاثیر است همان طور که توی جنگ عراق بوده ولی من معتقدم راحت تر می‌شود به کشوری حمله کرد که در ذهن مردم دنیا ، یک کشور تروریستی ست )
                  پس ایران خواه نا خواه یا باید تابع قوانین آژانس باشد و یا تن به تحریم و شاید هم جنگ بدهد ( این بستگی به نظر شورای امنیت سازمان ملل در روز چهارشنبه دارد ) . اگر پروندهء ایران به شورای امنیت نرفته بود وضعیت ایران بهتر بود . اصولا توی آژانس بهتر می‌شود با گفت و گو به حل مشکل پرداخت .

                  محض اطلاع آن‌هایی که‌بی‌خبری را به هر خبری ترجیح می‌دهند ؛ تحریم ، تورم شدید و نابسامانی را بهمراه دارد . این تورم و فشار اقتصادی برای همه یکسان است . چه‌بی‌خبر و چه با خبر باشید . حقیقتا نمی شود وضعیت ایران را با عراق مقایسه کرد . ولی نمی شود منکر این شد که وضع از حالا خیلی خیلی بدتر می‌شود . پس خواهشا انقدر راحت دهنتان را باز نکنید و بگویید به هر قیمتی دست یابی ایران به انرژی هسته ای را حق مسلم ایران می‌دانید . حملهء نظامی برای امریکا به این راحتی‌ها هم نیست . ولی دربارهء عراق هم همین فکر را می‌کردیم . حتی تا بعد از آن اولتیماتوم چهل و هشت ساعته به صدام حسین ، همه انتظار داشتیم مشکل را بشود توی قرن بیستم با هر چیزی غیر از جنگ حل کرد . دیدیم که نشد . دیدیم که نکردند . پس شاید جنگ به ضرر امریکا باشد ولی خیلی بیشتر به ضرر ماست . با این حساب نمی شود خیلی راحت گفت امریکا حمله نمی کند . هر اتفاقی ممکن است بیفتد . اتفاق‌های خیلی وحشتناک و دور از تصور حتی .
                  شاید خیلی‌ها مخالفتی با تحریم نداشته باشند ، شاید عده ای مخالف جنگ نباشند حتی ، اما من جزء آن دسته ای هستم که معتقدم جنگ و تحریم به ضرر کشورم و هموطنانم است . من هم به استقلال کشور اهمیت می‌دهم اما سلامت و امنیت مردم کشورم را مهم تر می‌دانم . دوست ندارم زندگی خانواده ام توام با دو تا جنگ ، طی مدت زمانی کمتر از سی سال باشد .

                  از نظر من بهتر است اگر مخالف جنگ هستید ، همین حالا ، قبل از آن که دیر شود ، هر کاری از دستتان ، از دستمان بر می‌آید بکنیم . همین

                  Comment


                  • شوراى امنيت سازمان ملل درباره پيش‌نويس بيانيه‌اى كه از ايران مي‌خواهد تعليق كامل و مداوم همه فعاليت‌هاى مربوط به غني‌سازى اورانيوم را به اجرا درآورده و ساخت تاسيسات تحقيقاتى هسته‌اى جديد را متوقف كند، بحث كردند.پيش‌نويس اين بيانيه كه قرار است توسط 15 عضو شوراى امنيت مورد بحث قرار بگيرد، بدين شرح است:

                    - با اشاره به اينكه متاسفانه دولت ايران فعاليت‌هاى مربوط به غني‌سازى را از سر گرفته و همكارى با آژانس بين‌المللى انرژى اتمى را به حال تعليق درآورده است، شوراى امنيت از ادامه تلاشهاى فنى و بي‌طرفانه آژانس براى حل مسائل باقيمانده در ايران حمايت مي‌كند.

                    - از ايران مي‌خواهد گامهايى را براى اطمينان از هدف صرفا صلح‌آميز برنامه هسته‌ايش و پايبندى كامل به ملزومات آژانس بين‌المللى انرژى اتمى بردارد.

                    - درخواست‌هاى خاصى را براى اعمال دوباره تعليق مداوم و كامل همه فعاليت‌هاى مربوط به غني‌سازى اورانيوم و بازفرآورى شامل تحقيق و توسعه مطرح مي‌كند. آژانس بين‌المللى انرژى اتمى بايد قادر به راستي‌آزمايى تعليق باشد.

                    - خواستار تجديد نظر در ساخت رآكتور تحقيقاتى آب سنگين مي‌شود.

                    - خواستار تصويب و اجراى كامل و به موقع پروتكل الحاقى پيمان منع گسترش تسليحات هسته‌اى به منظور انجام بازرسي‌هاى سرزده در ايران توسط آژانس بين‌المللى انرژى اتمى است. خواستار ازسرگيرى اجراى پروتكل الحاقى مي‌شود كه ايران در دسامبر 2003 آن را امضا كرد و همچنين پايبندى به مقررات پروتكل‌ مي‌شود.

                    - از ايران مي‌خواهد اقدامات شفاف‌سازى را انجام داده و با آژانس بين‌المللى انرژى اتمى فعالانه همكارى كند.

                    - اعلام مي‌كند تعليق كامل و دائم براى اعتمادسازى و حل مسائل باقيمانده لازم است.

                    - بار ديگر تاييد مي‌كند توليد تسليحات هسته‌اي، شيميايى و بيولوژيك و وسائل انتقال آن تهديدى براى صلح و امنيت بين‌المللى محسوب مي‌شود.

                    - هشدار مي‌دهد سر باز زدن ايران از تعليق برنامه‌هاى غني‌سازي، نگرانى بين‌المللى را تشديد مي‌كند. پايبندى ايران به الزومات آژانس بين‌المللى انرژى اتمى مي‌تواند منجر به راه حلى مورد مذاكره شود و تضمين كند كه برنامه هسته‌اى ايران در جهت مقاصد صرفا صلح‌آميز است.

                    ديپلماتها گفتند اعضاى شوراى امنيت براى برگزارى نشست غيررسمى روز پنج‌شنبه و نشست رسمى روز جمعه به توافق رسيده‌اند

                    Comment


                    • انگليس پيشنهاد ضرب‌‏الاجل 14 روزه براى توقف تمامى فعاليت‌‏هاى هسته‌‏اى ايران را به شوراي‌‏امنيت سازمان‌‏ملل‌‏متحد ارائه كرد.
                      "ايمير جونز بارى" نماينده انگليس در شوراي‌‏امنيت سازمان ‌‏ملل‌‏ متحد، اين پيشنهاد را در جريان نشست ديشب اعضاى اين شورا ارائه كرده است.
                      به نوشته "تايمز"، وى مشخص نكرد كه در صورت عدم اجراى اين اقدام از سوى ايران، چه تنبيهاتى متوجه ايران خواهد شد.
                      از سوى ديگر "جين مارك دلا سابلير" نماينده فرانسه در سازمان ‌‏ملل‌‏ متحد در اين‌‏ باره گفت: اين مهلت 14 روزه مي‌‏تواند افزايش يابد.
                      سابلير ادامه داد: اگر ايران طى ضرب‌‏الاجل تعيين ‌‏شده اقدام به تعليق كامل فعاليت‌‏هاى هسته‌‏اى خود نكند ديپلمات‌‏هاى انگليسى قطعنامه‌‏اى اجرايى را به تصويب خواهند رساند كه راه را براى اعمال تحريم باز مي‌‏كند.
                      در اين گزارش آمده است: به‌‏رغم مخالفت‌‏هاى روسيه و چين، متن پيش ‌‏نويس مشترك آمريكا، انگليس و فرانسه، به هر 15 عضو شوراي‌‏امنيت سازمان ‌‏ملل‌‏ متحد ارائه شده است

                      Comment


                      • روزنامه آمريكايى "واشينگتن‌‏پست" از جلسه سرّى "جرج بوش" رئيس‌‏جمهور آمريكا با معاونان و مشاوران خود براى بررسى اوضاع ايران خبر داد.
                        به گزارش سرويس ديپلماتيك خبرگزارى كار ايران (ايلنا)، اين روزنامه با انتشار گزارشى در شماره امروز خود درباره اوضاع ايران و تعامل دولت آمريكا با تهران، نوشت: هنگامى كه پرونده هسته‌‏اى ايران به مرحله شوراي‌‏امنيت سازمان‌‏ملل‌‏متحد رسيد، موضوع ايران به صدر اولويت‌‏هاى سازمان‌‏هاى امنيت‌‏ملى آمريكا ارتقا يافت و اين در حالى است كه برنامه‌‏هايى هم در دولت آمريكا براى هدف قرار دادن حكومت ايران وجود دارد.
                        بنابر اين گزارش، رئيس‌‏جمهورى آمريكا با هدف رايزنى با كارشناسان، بهره‌‏گيرى از فعاليت‌‏هاى اعضاى اپوزيسيون ايران، راه‌‏اندازى دفتر ايران در واشينگتن و تأسيس مراكزى براى شنود در خارج از مرزهاى ايران، با نزديكان و مشاوران خود نشست‌‏هايى را پشت درهاى بسته برگزار مي‌‏كند.
                        گزارش اين روزنامه آمريكايى مي‌‏افزايد: به نظر مي‌‏رسد كه اختلاف‌‏نظر و جدالى كه در دوره نخست انتخابات رياست‌‏جمهورى بوش ميان طرفداران تعامل گسترده با ايران و طرفداران مقابله با اين كشور وجود داشت، در دومين دوره رياست‌‏جمهورى وى به صحنه فعاليت گروه دوم تبديل شده است زيرا به‌‏رغم آنكه مسؤولان دولت آمريكا از اصطلاح "تغيير حاكميت ايران" به صورت علنى استفاده نمي‌‏كنند اما به شكل عملى به دنبال اجراى آن هستند.
                        در ادامه اين گزارش آمده است: بوش و مشاوران وى در نشست‌‏هاى خود، صراحت لهجه بيشترى به خرج داده و با وضوح بيشترى سخن گفتند. اعضاى هيأت‌‏مديره مركز "هوفر" دو هفته پيش، پس از ديدار با بوش، "ديك چنى" معاون رئيس‌‏جمهورى و "استفان هادلى" مشاور امنيت‌‏ملى آمريكا اعلام كردند كه واشينگتن سياست شديدترى عليه دولت ايران در پيش گرفته است.
                        يك بازرگان ايرانى ـ آمريكايى كه در شوراى مشورتى اين مركز فعاليت مي‌‏كند، گفت: پيامى كه دريافت كرديم اين بود كه دولتمردان آمريكايى ميان ملت و دولت ايران تفاوت قائل هستند

                        Comment


                        • :"كوندوليزا رايس" در جريان سفرى دو روزه به اندونزى پيش‌‏ گويى كرد كه در شوراى ‌‏امنيت سازمان‌‏ ملل ‌‏متحد اجماع بين‌‏ المللى بسيار تندى در مورد ايران حاصل شود.
                          اين در حالى است كه چين و روسيه تاكنون از پيش ‌‏نويس بيانيه شوراي‌‏ امنيت كه خواستار تعليق برنامه غني‌‏سازى اورانيوم ايران شده حمايت نكرده‌‏اند.
                          به گزارش خبرگزارى رويترز، رايس در نشست خبرى مشترك با همتاى اندونزيايى خود گفت: آمريكا، اروپا، روسيه و چين، هنوز درباره اينكه در شوراي‌‏ امنيت چه اقداماتى عليه ايران در پيش گيرند، درحال مذاكره هستند.
                          وى ادعا كرد: مطمئنم حالا كه هر كس فرصتى براى فكر كردن به اهميت ارسال پيام بسيار جدى به ايران را دارد، زمان آن است كه ايران به درخواست بين‌‏المللى براى توقف برنامه تسليحات هسته‌‏اى خود توجه كند.
                          وزير خارجه آمريكا با بيان اين پيش‌‏بينى كه "كاملاً مطمئنم براى تأكيد بر اتحاد جامعه بين‌‏المللى بر سر ايران، ابزار مناسبى خواهيم يافت."، مدعى شد: "ايراني‌‏ها تا به حال كارى انجام نداده‌‏اند تا به جهان نشان دهند آنها نبايد به شوراى ‌‏امنيت سازمان ‌‏ملل‌‏ متحد ارجاع شوند."
                          وزير امور خارجه آمريكا تأكيد كرد: در يك جامعه مسؤوليت ‌‏پذير، هيچ‌‏ كسى نيست كه مايل باشد شاهد دستيابى ايران به تسليحات هسته‌‏اى باشد.
                          "حسن ويراجودا" وزير خارجه اندونزى نيز در اين نشست خبري، ايران را به ازسرگيرى مذاكرات با قدرت‌‏هاى اروپايى و بررسى طرح پيشنهادى روسيه تشويق كرد.
                          ويراجودا با بيان اينكه اميدواريم اوضاع كنونى به ‌‏طور مسالمت ‌‏آميز حل ‌‏و فصل شود، افزود: بايد براى دستيابى به راه‌‏حل صلح‌‏آميز درباره مسأله هسته‌‏اى ايران زمان داده شود

                          Comment


                          • جرج بوش با تاکيد بر اينکه واشنگتن جمهوری اسلامی را همچنان خطری برای منافع خود می داند، قانون تحريم و مجازات رژيم حاکم بر ايران را تمديد کرد. تمديد اين قانون درست يکروز پيش از يازدهمين سالگرد تصويب آن انجام می گيرد. قانون تحريم و مجازات جمهوری اسلامی 11 سال پيش در دوران رياست جمهوری بيل کلينتن وضع شد. بوش در يادداشتش به کنگره نوشت: "اقدامات وسياست های حکومت ايران با منافع آمريکا در منطقه در تضاد است." فردريک جونز سخنگوی شورای امنيت ملی کاخ سفيد گفت حمايت رژيم ايران از تروريسم، مداخله در امور منطقه، نقض گسترده حقوق بشر و تلاش برای دستيابی به سلاح های هسته ای منجر به تمديد قانون تحريم و مجازات تهران شده است

                            Comment


                            • دو نماينده مجلس هفتم در اعتراض به روند اداره جلسات بررسى لايحه بودجه توسط هيات رييسه از سمت نمايندگى استعفا دادند.

                              على احمدي، نماينده ممسنى و غلامحسين مظفري، نماينده نيشاور دو نماينده‌‏اى هستند كه استعفاى خود را تقديم هيات رييسه مجلس هفتم كردند.

                              غلامحسين مظفري، نماينده نيشابور با اعلام خبر استعفاى خود تصريح كرد: بنده استعفا نامه خود را در اعتراض به هيات رييسه و نحوه اداره جلسات بررسى بودجه به آقاى حدادعادل تقديم كردم اما ايشان از اعلام وصول آن خوددارى كرده است.

                              وى افزود: در مورد مصوبه شب گذشته و موافقت مجلس با درآمدهاى مشكوك‌‏الوصول دولت كه مشخص نيست به چه شكلى مي‌‏خواهد خرج شود، اعتراض وجود دارد.

                              وى ادامه داد: بنده نيز در اعتراض ترجيح مي‌‏دهم از سمت نمايندگى استعفا دهم.

                              در متن استعفاى نماينده نيشابور در مجلس هفتم خطاب به رييس مجلس آمده است: با عنايت به ماده 92 آيين نامه داخلى مجلس شوراى اسلامى و از آنجايى كه احساس مي‌‏نمايم امكان نمايندگى واقعى از طرف مردم با توجه به شرايط و نحوه تصميم‌‏گيري‌‏ها در مجلس شوراى اسلامى مخصوص بحث بودجه( از جمله جلسه مورخ 22 اسفنماه كميسيون تلفيق)براى اينجانب فراهم نمى باشد.

                              بدينوسيله و ضمن احترام به ملت بزرگ ايران، استعفاء خود را از سمت نمايندگى در مجلس شوراى اسلامى اعلام مى دارم.


                              Comment


                              • پارسال چهارشنبه سوری را به سفر زمان رفتم! سفر به دوران کودکی. آن خانه بزرگ و پر از رزهای قرمز و صورتی و ياسهای امينالدوله که از ديوارهايش توی کوچه سرک کشيده بودند. ميخواستم از آنچه که برسرچهارشنبه سوری آمده بود بگريزم. شايد. از سر آن کوچه کودکی که پيچيدم هوا تاريک بود. و هيچ آتشی آن را روشن نکرده بود. کوچه خلوت بود و تاريک. آرام ميرفتم. مثل کابوسهايم. کابوسهايی که از سرکوچه شروع ميشود و هرگز به خانه نميرسد. کوچه کش ميآيد. اضطراب زياد ميشود. هرچه به خانه نزديکترميشوم زيادتر. آنقدر زياد که از خواب ميپرم. فکر ميکنم خانه کودکی در خواب چيز ديگری است. کاش ميشد يکبار تا دم درش ميرفتم!
                                آن شبهم مثل همان کابوسها بود. تاريک و خلوت. به نيمه کوچه نرسيده بودم که انگار بمبی جلوی پايم منفجر شد. جيغ بلندی کشيدم. پس قرار بود اين اتفاق بيفتد! شايد آن اضطراب توی خواب مال همين بود. از جلوی پايم دود بلند ميشد و در سايه ديوار کسی آرام به داخل خانهای خزيد. نميدانم مرد بود يا زن. چهرهاش ديده نميشد. ولی رفته بودم که تا خانه کودکی بروم. همان خانه با درهای آهنی و دوتا مرغابی رويش. همان خانهايی که اگر نميتوانستم تويش بروم اقلا ميتوانستم ياسهايش را از روی ديوار ببينم. شايد هم کسانی آن جلو ايستاده بودند و در باز بود و من آن رزهای صورتی و قرمز را ميديدم. در حال و هوای چهارشنبهسوريهای کودکی بودم. توی آن بيابانی جلوی خانه. چه آتشی برپا ميکرديم. بزرگ و کوچک، مرد و زن از روی آتش ميپريدند. ترقه هم در ميکرديم ولی هيچ شباهتی به بمبها و نارنجکهای امروزی نداشت. "سرخی تو از من، زردی من از تو "که تمام ميشد همهامان از بزرگ و کوچک واقعا سرخی به لپهايمان نشسته بود. از شادی و از گرما. گرمای آتش و گرمای باهم بودن. با خودمان؛ با آنهايی که رسم چهارشنبهسوری را برايمان گذاشته بودند و با آنها که قرار بود ما برايشان بگذاريم. هرگز يادمان نميرفت که قبل از مراسم قاشقزنی آخرين نفسهای آتش را خاموش کنيم. تلويزيون وراديو از غروب آفتاب تا به آخر شب مراسم چهارشنيه سوری بپا ميکردند. در باره گذشتهاش؛ مراسمش و با ساز و آواز.
                                چيزی به خانه نمانده بود. حتی جلوتر از خوابهايم رفته بودم که باز کسی از دل تاريکی بيرون آمد و نارنجکی ديگر جلوی پايم منفجر کرد. اين بار ديگر جيغ نکشيدم. آموخته شده بودم. چهارشنبه سوری بود. به سبک و سياق جوانهای عصيانزده و ناراضی. خشونت هميشه پاسخ خشونت خواهد گرفت. گذشت آن دورانهايی که کسانی مسيحوار طرف ديگر صورتشان را هم برای سيلی دوم جلو ميآوردند.
                                قاشقزنی ولی بهترين قسمت چهارشنبه سوری بود. با چادرهايی که زيرپايمان گير ميکرد و مدام کلهپا ميشديم. به يکباره محله پر ميشد از صدای قاشقهايی که برکاسههای مسي، و روحی ميخورد. چه صدای دلنوازی! تا نيمههای شب بارها و بارها کاسههايمان را پراز شيرينی و آجيل و شادی به خانه ميآورديم. هربار مادر ميگفت :"ديگر بس است!" ولی شادی بيدردسری بود هم برای ما هم برای آنهايی که بردرب خانههايشان ميکوفتيم. گاه به زور چادر از سرمان برميداشتند و ما بسرعت چادر را زير بغل مچاله ميکرديم و در ميرفتيم. هرگز فالگوش نياستيم. فالگوش ايستادن مال جوانها بود. ما هنوز کودک بوديم. مال جوانهای عاشق. ما عشقو عاشقيمان توی انقلاب گم شد. توی کوچهپسکوچههای بمب و نارنجک و تانک و مسلسل.
                                به خانه رسيدم. خانه کودکی. ولی ديگر آن خانه نبود. به جای آن ديوارهای کوتاه که ميشد از بيرون توک سروها و کاجهايش را ديد و حتی داربست نسترن را؛ حالا ساختمانی پنج طبقه نشسته بود. قهوهای و خاکستری. در بسته بود و بيابانی جلوی خانه خالی ، سرد و بدون آتش. هيچکس در کوچه نبود ولی صدا ميآمد از همه جای شهر. صدای بمب بود يا نارنجک؟ صدای مسلسل بود يا تيرهوايي؟ چه کسانی را به رگبار ميبستند؟ شايد هم جنگ چريکی بود؟ جنگی که آن "دوستان" خارج کشوری هر سال اميدش را دارند؟ نه هيچکدام. سايههايی در پناه ديوارها بودند. از سايه بيرون ميآمدند نارنجکی پرتاب ميکردند و دوباره در سايه فرو ميرفتند. همانطور در تاريکی محله جلو ميرفتم. در آن دوردورها جايی آتشی ميسوخت. بايد از روی آتش ميپريدم وگرنه زردی تا سال ديگر به چهرهام ميماند. به راستی در کوچهای فراخ آتشی بزرگ برپا بود. سايههايی در پناه ديوار ايستاده بودند. وقتی ديدند من به آتش نزديک ميشوم همه باهم فرياد کشيدند:"نه!" دير گفته بودند. خوشبختانه فقط از صدايش ترسيدم و ميخی بلند از آن چوبهای سرگردان که دوروبر آتش بود کفشم را سوراخ کرد و درست از وسط دوتا از انگشتهای پايم بيرون زد. شانس آوردم وگرنه معلوم نبود با آن ميخ زنگ زده چه بلايی سرم ميآمد. ولی کوتاه نيامدم. وقتی همه مطمئن شدند که همه بمبها و نارنجکهای توی آتش ترکيده به من اجازه دادند که زرديام را به آتش بدهم. زرديام را به آتش آنها دادم ولی نميدانم آنها هم زردياشان را به آتشی دادند يانه. در راه بازگشت به خانه، خانه بزرگسالي، خانه توپ ، تانک و مسلسل و جنگ چريکی گروهی از پسران جوان را ديدم که ماموران 110 را به مصاف ميطلبيدند و با نارنجکهايشان جيغ و فرياد زنان، دختران، کودکان، پيرزنان و پيرمردان را در ميآوردند. کسی آتشی روشن نکرده بود. همه جا صدای انفجار بود. عين روزهای انقلاب و جنگهای خيابانی و چريکی.
                                توی تاکسی پيرمردی گريه ميکرد. سرتاپايش سفيد بود. حتی در آن تاريکی ماشين هم به سفيدی ميزد. همان جوانان عصيان زده که در عصيانشان عليه دولت عملا آب به آسياب آنها ميريزند، جلوی پايش نارنجکی منفجر کردهاند و او اعتراض کرده. حتما چندتايی هم فحش نثارشان کرده، ترديدی ندارم. آن هم حسابی از خجالت پيرمرد بيچاره بيرون آمده بودند. تمام سرتاپايش آرد پاشيده بودند. و لابد بعد هم آب به او پاشيده بودند چون شده بود شبيه ميگويی که قرار بود برای سوخاری شدن توی تابه بياندازند. بيچاره!
                                نميدانم چرا در ضديتمان با دولت به جان يکديگر افتادهايم. ميدانم که در اين ندانم کاری آخر همانی خواهد شد که دولت از روز اول ميخواست. اينکه هر ساله چهارشنبه سوری روز بگيرو ببند جوانهای عاصی شود. و خانوادههای عاصی از اين عصيانگری جوانان نيز، نه تنها با عصيان آنها همدلی نکنند که از بگير و ببندشان راضی باشند. بعد از آن هم ديگر نه از سرخی آتش چيزی خواهد ماند، نه از آجيل چهارشنبه سوری و نه آن کاسههای پر از شادی. مردم هرگز شاديهايشان را با طيب خاطر وانميگذارند. آنها را از ايشان به زور ميگيرند و ما ندانسته خود به غاصبان ياری ميکنيم. بگذاريم شاديهايمان را شادی کنيم. وقت جنگ و گريز هم به وقت خودش. حال که آنها اجبارا کوتاه آمدهاند و ترديدی ندارم که اين کوتاه آمدن بواسطه پايمردی همان جوانان عصيانگر بوده، به شادی بپردازيم و شاديها را برخودمان حرام نکنيم. بگذاريد آنها که ميخواهند روزهای شادی ما را به ياد روزهای خون و آتش به خون بکشند راه خودشان را بروند.
                                امروز روز دوشنبه است و فردا چهارشنبه سوری. از دوهفته پيش هر وقت رئيس مجتمع جديدی که تويش ساکن شدهام مرا ديده از من خواهش کرده که شب چهارشنبه سوری را خانه نمانم. ميگويد: "ديوار خانه شما جايی است که بچهها نارنجکهايشان را ميزنند." پارسال شيشه های خانه شکسته و امسال او نگران است که آسيبی به خانه برسد و ترجيح ميدهد که من خانه نمانم. به او ميگويم:"ميتوانم آنها را قانع کنم که جشن بگيرند و مزاحم کسی نشوند." ميگويد:"هيچکس نميتواند!" ولی ميدانم که ميتوانيم. اگر بخواهيم. به نظرم بايد اين يادگارهای شاديبخش را همانطور که به واقع بايد باشند نمونه سازی کنيم. دستهحمعی. در محلات، در ميدانهای شهر. همه ميتوانند بکنند. هم محلهايها، هم مدرسهايها، همکاران و زنان. زنان که هميشه آرزويشان صلح است و آرامش. ميتوان هرساله نمونههايی از مراسم چهارشنبه سوری را در محلات مختلف برپا کرد همانطور که هميشه بوده. سرخی آتش ، آجيل شيرين؛ کاسهها و قاشقهای خواهنده و تپيدن دل عاشقان برای شنيدن اولين کلامی که رهگذری از سربيسری ميگويد

                                Comment

                                Working...
                                X