Announcement

Collapse
No announcement yet.

Important Political News

Collapse
This is a sticky topic.
X
X
 
  • Filter
  • Time
  • Show
Clear All
new posts

  • يک گروه فعال در امور حقوق بشر گفته است شکنجه زندانيان عراقی که تحت بازداشت آمريکا قرار داشتند، بعد از فاش شدن رسوايی زندان ابوغريب نيز به شکل يک امر روزمره، مجاز بوده است.
    گروه ديده بان حقوق بشر که مقر آن در آمريکا است، می گويد اظهارات سربازان آمريکايی نشان می دهد که زندانيان در سال های 2003 تا 2005 به طور مرتب با ضرب و جرح شديد، محروميت از خواب و ديگر انواع سوء رفتار مواجه بوده اند.

    بنابر گزارش ديده بان حقوق بشر، سربازانی که از اين موضوع شکايت می کردند، نيز مورد بی اعتنايی قرار می گرفتند و ناديده گرفته می شدند.

    اما يکی از سخنگويان وزارت دفاع آمريکا، پنتاگون، گفته است موضوع تا به حال 12 بار مرور شده و هيچ شاهدی از تشويق و ترويج سوء رفتار در دست نيست.

    سرهنگ دوم مارک بالستروس به خبرگزاری رويتر گفته است: " رفتار با زندانيان همواره انسانی بوده است."

    اما جان سيفتون، تهيه کننده گزارش ديده بان حقوق بشر، گفته است اظهارات گروهی از سربازان سابق آمريکايی عکس اين موضوع را فاش کرده است.

    وی گفت اين اظهارات، ادعاهای دولت آمريکا را در اين مورد که شکنجه زندانيان و سوء رفتار با آنان بدون مجوز صورت گرفته و موردی استثنايی بوده است، باطل می کند.

    در سال 2004، عکس هايی که نشان می داد سربازان آمريکايی در زندان ابوغريب در نزديکی بغداد، زندانی های عراقی را مورد آزار قرار داده و به لحاظ جنسی، به آنها اهانت کرده اند، جهان را تکان داد.

    در اين ارتباط، 11 سرباز آمريکايی مقصر شناخته شده اند اما هيچ افسر بلندپايه ای در ميان آنها نيست.

    دیده بان حقوق بشر در گزارش تازه خود، به وقايع دست اولی از سوء رفتار با زندانيان بازداشتگاه هايی در فرودگاه بغداد به نام اردوگاه ناما، در نزديکی فرودگاه موصل و در پايگاهی در نزديکی القيم در مرز سوريه پرداخته است.

    بازجويی که در سال 2004 در موصل مشغول کار بوده، به سازمان ديده بان حقوق بشر گفته است افسر مسئول او و بازجويان ديگر به آنها گفته بود در مورد برخی از زندانيان به تکنيک های سوء رفتار و شکنجه رو بياورند.

    ديده بان حقوق بشر گفته است يافته های اين سازمان نشان می دهد که در تحقيق درباره اين موارد، بايد رد پای فرماندهان نظامی را گرفت و نبايد بر سربازان دارای رتبه پايين تمرکز کرد.

    Comment


    • دادستانی دادگاه رسيدگی به پرونده صدام حسين، رهبر سابق عراق، گفته که وی به بيمارستان منتقل شده است. صدام حسين به دليل دست زدن به اعتصاب غذا به مراقبت پزشکی نياز پيدا کرده است.
      گفته می شود که صدام حسين از تاريخ هفتم ژوئيه در اعتراض به کشته شدن وکيل مدافعش، از خوردن غذا اجتناب کرده است.

      وی و هفت متهم ديگر پرونده کشتار شيعيان در شهرک دجيل به جرم ارتکاب جنايت عليه بشريت تحت محاکمه هستند.

      جعفر الموسوی، رييس دادستانی دادگاه رسيدگی به پرونده دجيل، به خبرگزاری آسوشيتدپرس گفت: "ما صدام حسين را به بيمارستان منتقل کرده ايم و به وی در حال حاضر با سرم غذا داده می شود."

      آقای موسوی در پاسخ به اين سوال که آيا وضع جسمانی وی بهبود يافته است، گفت: "خير، وضع جسمانی صدام حسين هنوز تثبيت نشده است."

      صدام حسين و سه تن از متهمان ديگر پرونده دجيل عليه روند محاکمه و همچنين درخواست تدابير بهتر امنيتی برای وکلای خود، از حدود دو هفته پيش دست به اعتصاب غذا زده اند.

      سه تن از تيم وکلای اين افراد در جريان محاکمات صدام حسين که از ماه اکتبر سال گذشته آغاز شده است، کشته شده اند. سومين وکيل صدام حسين که مورد سوءقصد قرار گرفت، خميس العبيدی بود که در ماه ژوئن به دست افراد ناشناس در بغداد کشته و جسد وی در نزديکی شهرک شيعه نشين صدر پيدا شد.

      آقای خميسی، يکی از وکلای مدافع ارشد در دادگاه رسيدگی به پرونده کشتار دجيل، دفاع از صدام حسين و برزان ابراهيم التکريتی، برادر ناتنی رهبر سابق عراق را بر عهده داشت.

      صدام حسين، که 68 سال دارد، قرار بود که روز دوشنبه (24 ژوئن) بار ديگر در دادگاه حاضر شود، اما آقای موسوی گفت که وی قادر به شرکت در جلسه محاکمه نخواهد بود.

      اما رييس دادستانی دادگاه رسيدگی به پرونده کشتار دجيل به وکلای مدافع صدام حسين هشدار داد که اگر آنها در اين جلسه دادگاه حاضر نشوند، غيرقانونی عمل کرده و مرتکب خلاف شده اند.

      دادستانی عراق برای رهبر سابق اين کشور و دو تن ديگر به جرم کشتار 148 تن از ساکنان شيعی شهرک دجيل در سال 1982، خواستار حکم اعدام شده است. اين افراد پس از سوءقصدی نافرجام عليه صدام حسين به طور گروهی اعدام شدند.

      صدام حسين پيش از اين در ماه فوريه سال جاری در اعتراض به روند محاکمه خود دست به اعتصاب زد که به دليل مشکلات جسمانی پس از يازده روز آن را شکست.

      Comment


      • منوچر متکی، وزير خارجه ايران گفته است که انتقال گاز از ايران به هند، با مشکلاتی روبرو شده است.
        وزير خارجه ايران اين سخنان را در گفتگو با يک شبکه تلويزيون هندی اعلام کرده است.

        آقای متکی گفته است که دو طرف به اين نتيجه رسيده اند که مشکلاتی بر سر راه ايجاد خط لوله انتقال گاز از ايران به هند و از طريق پاکستان وجود دارد.

        آقای متکی در اظهارات خود اختلاف نظر بين دو کشور در خصوص قيمت انتقال گاز را دليل اصلی به نتيجه نرسيدن مذاکرات خوانده است.

        شکی نيست که اختلاف نظر دو کشور بر سر قيمتها از نکات مهم مورد بحث دو کشور بوده است.
        هند با تخمين رشد حدود 8 درصدی نياز زيادی به بر آورده شدن منابع انرژی خود دارد و بر اساس گزارشهای اقتصادی نياز هند به نفت و گاز تا سال 2020 تقريبا دو برابر می شود. از سوی ديگر نبايد فراموش کرد که هند 70 درصد نفت خود را وارد می کند. با توجه به اين مسايل شکی نيست که تحصيل قيمت پايين از اهميت زيادی برای دومين کشور پر جمعيت دنيا برخوردار است.

        ايران نيز از سوی ديگر کشوری است که هنوز دارای اقتصاد تک محصولی بشدت وابسته به نفت و گاز است و با توجه به شرايط کنونی بازار جهانی نفت و گاز بی شک خواهان بهره برداری مثبت از فروش نفت و گاز و خود است.

        اما اگر چه آقای متکی تاکيد کرده است اختلاف نظر بر سر قيمتها باعث مشکلات پروژه انتقال گاز از ايران به هند شده است، تقريبا شکی نيست که دلايل ديگری نيز در عملی نشدن اين پروژه موثر بوده است. آقای متکی نيز در اظهارات خود گفته است که وضعيت متغير موجود جهانی شرايط را پيچيده تر کرده است.

        دو عامل مهم در اين رابطه بطور کلی می توان در اين خصوص نام برد. ابتدا رابطه هند و آمريکا و درنتيجه فشارهای آمريکا بر هند و دوم عبور خط لوله از داخل خاک پاکستان. در حدود 800 کيلومتر خط لوله پيشنهادی از داخل خاک پاکستان می گذرد.

        رابطه هند و آمريکا

        هند و آمريکا در اوايل سال جاری ميلادی به توافقی هسته ای رسيدند که ماهها بود بر سر آن بين مقامات دو کشور بحث و تبادل نظر صورت گرفته بود. مراحل نهايی اين توافق در خلال سفر جورج دبليو بوش، به هند در ماه مارس سال جاری، به انجام رسيد.

        براساس اين قرارداد، هند به فناوری هسته ای غيرنظامی ساخت آمريکا دست خواهد يافت و در مقابل بايد برخی تاسيسات اتمی خود را به روی بازرسی های بين المللی بگشايد. در صورت تصويب از سوی کنگره، اين موافقت نامه جانشين قوانينی می شود که بر اساس آن همکاريهای هسته ای بين آمريکا و هند از زمان آزمايش اتمی هند در سال 1974 بسيار محدود شد.

        پيش از اين موافقت نامه و در جريان مذاکرات اوليه هند با آمريکا، اين کشور برای اولين بار در شهريور سال گذشته خورشيدی به قطعنامه آژانس بين المللی انرژی اتمی درباره فعاليتهای اتمی ايران رای مثبت داد و جمهوری اسلامی و برخی اعضای دولت ائتلافی هند را متعجب کرد.

        هند گفته برای جلوگيری از بروز يک "رويارويی بزرگ" رای مثبت داده است؛ امابسياری از تحليلگران امور منطقه معتقدند که اقدام هند تحت فشارهای آمريکا و بخصوص تحت تاثير موافقت نامه هسته ای بين دو کشور صورت گرفته است.

        از سوی ديگر گزارشهايی منتشر شده است مبنی بر احتمال دسترسی هند به منابع انرژی در آسيای ميانه و بويژه ترکمنستان و از طريق خاک افغانستان. بر اساس همين گزارشها اين پروژه از حمايت آمريکا که به طرق مختلف تلاش دارد از به انزوای ايران کمک کند، برخوردار است.

        عامل پاکستان

        از سوی ديگر عبور خط لوله گاز از خاک پاکستان برای بسياری از مقامات ارشد هند بصورت مهمترين مشکل اين پروژه بوده است.

        اگرچه پاکستان همواره تاکيد کرده است که امنيت اين خط لوله را حفظ می کند، اما با توجه به مشکلات قومی و خشونتها در پاکستان به خصوص در ايالت بلوچستان اين کشور اظهارات مقامات پاکستانی هيچگاه مقامات دهلی نو را راضی نکرده است.

        با توجه به اين اوصاف اگرچه وزير خارجه ايران پروژه انتقال گاز به هند را بطور کامل منتفی اعلام نکرده است، اما به نظر می رسد با توجه به مشکلات عديده ای که برای اين پروژه در طول بيش از يک دهه گذشته وجود داشته است، اين طرح حداقل در آينده نزديک و تا زمانی که اختلافات آمريکا با ايران وجود دارد، عملی نمی شود.

        Comment


        • کيهان خبر از در هم شکستن توطئه يک زن داده است که قصد داشت با رژيم رقابت کند و با استفاده ابزاری از دين ثروتمند شود. مسئولان ,هشيار,جمهوری اسلامی فورا به سراغ او رفتند و نشان دادند استفاده ابزاری از دين به جای خود، اما پول و مقام را بدون زور نمی توان به دست آورد، بار اول هم که با کلک به دست آوردی بايد با زور در انحصار خود نگهداری و رقيب را برنتابی.

          شرح ماجرااز کيهان
          گر مى شد چى مى شد؟! ( خبر ويژه )

          نقشه يك زن ساكن يكى از شهرستان هاى تابعه استان تهران كه با طرح ادعاى كشف مزار يك امامزاده، درصدد سوء استفاده از باورهاى دينى برآمده بود با هوشيارى مسئولان ذيربط نقش بر آب شد.
          وى با طرح اين ادعا كه در عالم خواب به وى نشانى مزار يك امامزاده مدفون را گفته اند و با انتشار موضوع خواب خود در ميان مردم شهرستان مذكور، از آنان براى ساخت مقبره اى در زمين مورد نظر خود درخواست كمك مالى كرد كه با هوشيارى مردم و مسئولان اين شهرستان در اجراى نقشه خود ناكام ماند.
          زن مدعي، همچنان مى كوشد از احساسات پاك مردم سوء استفاده كند.
          وى به برخى از نزديكان خود گفته است در صورتى كه امكان اجراى نقشه او فراهم شود، قيمت زمين هاى اطراف محل سكونت او افزايش قابل توجهى خواهد يافت كه از اين راه به پول هنگفتى خواهد رسيد.
          وى در يكى از شب هاى ايام هفته، در زمين مورد نظر خود حاضر شده و به همراهى تعدادى از زنان ساده دل به عزادارى مى پردازد.

          Comment


          • منابع پزشکی در اسرائیل از وخیم تر شدن وضع سلامت عمومی آریل شارون نخست وزیر سابق این کشور خبر می دهند.
            آقای شارون شش ماه است به خاطر خونريزی وسيع مغزی در حال کما به سر می برد و در بيمارستانی در تل آويو بستری است.

            به گفته گروه درمان کننده آقای شارون، او از دو روز پيش دچار نارسايی کليوی و تغيير بافت های مغزی شده است.

            به گفته اورلی لوی سخنگوی بيمارستان محل بستری آريل شارون، آزمايش های دقيقی بر روی بافت های مغزی و کليوی نخست وزير سابق انجام شده است که بيانگر وخيم تر شدن وضع عمومی او است.

            در اين حال به گزارش خبرگزاری فرانسه، اطرافيان آريل شارون می گويند او در معرض خطر مرگ قرار ندارد.

            در پی خونريزی مغزی آريل شارون در ماه ژانويه، اهود اولمرت معاون او به طور موقت عهده دار نخست وزيری اسرائيل شد.

            آقای اولمرت پس از انتخابات عمومی اسرائيل در ماه مارس، به نخست وزيری اين کشور انتخاب شد.


            Comment


            • آريل شارون: کهنه سرباز سرسخت


              رهبری سلطه جوی شارون به قيمت از دست دادن متحدانش تمام شد
              آريل شارون سرسخت است و به اين سرسختی افتخار می کند. برایش مهم نيست که به او نفرت بورزند يا دوستش داشته باشند؛ خواه اين دوستان و دشمنان عرب باشند خواه اسراييلی.
              برای اين سرباز پيشين و سياستمدار کهنه کار يک هدف بيشتر وجود ندارد: امنيت برای اسراييل، آن هم به شکل دلخواه او.

              اما معنای اين هدف، و اين انديشه، در طی سال ها فعاليت آقای شارون چه بوده است؟ " زمين و حقوق سياسی هر چه بيشتر برای حکومت يهوديان و بخشيدن حداقل اين دو به فلسطينيان."

              در طول زندگی، شارون برای خود يک تکليف قايل بوده: مبارزه برای امنيت اسراييل؛ و در تمام اين دوران بر اين باور بوده که در راه اين مبارزه، هدف وسيله را توجيه می کند.

              اما برنامه های او برای خروج از نوار غزه و بخش هايی از کرانه باختری رود اردن، خشم بسياری از سرسخت ترين هوادارانش را برانگيخت تا هر بار در حزب دست راستی ليکود به اين طرح او رای منفی بدهند.

              آريل شارون سرانجام در ماه نوامبر سال گذشته ميلادی حزب ليکود را ترک کرد تا حزب سياسی جديدی به نام کاديما (پيشرو) تاسيس کند؛ حزبی که به نظر می رسد در انتخابات پارلمانی مارس 2006 شانس زيادی داشته باشد.

              وقتی در روز 18 دسامبر خبر سکته خفيف او منتشر شد، دکتر شخصی اش، بولسلاو گولدمن، با تعجب اعلام کرد که آقای شارون پيش از اين هيچگونه ناراحتی جسمی، به جز اضافه وزن شديد، نداشته است.

              اما روز چهارم ژانويه، آقای شارون، دوباره سکته کرد؛ اينبار به مراتب جدی تر.

              فرمانده سرسخت


              همچون بسياری ديگر از مردان قدرت در اسراييل، سابقه نظامی آريل شارون سکوی پرتاب وی به دنيای سياست بود

              آريل شارون به سال 1928، در فلسطين تحت کنترل بريتانيا به دنيا آمد.

              وی در دوران جوانی به سازمان نظامی زيرزمينی يهوديان، هاگانا، پيوست و در جنگ اعراب و اسراييل (9-194 پس از شکل گيری کشور يهوديان، شرکت کرد.

              در دهه پنجاه ميلادی چندين عمليات نظامی را رهبری کرد - در يک نمونه از اينها به سال 1953، پنجاه خانه در روستای 'قبيه' به آتش کشيده شدند که به کشته شدن 69 نفر از ساکنين آن انجاميد.

              در يکی ديگر از اين عمليات در 1955 ميلادی، 38 نظامی مصری در نوار غزه کشته شدند.

              آقای شارون مدتی بعد به درجه سرتيپي رسيد و در 'جنگ شش روزه' با نيروی ائتلافی اعراب، فرماندهی يک لشکر را بر عهده داشت. در همين جنگ بود که اسراييل کرانه باختری رود اردن، نوار غزه، و شرق بيت المقدس را اشغال کرد.

              تدابير بسيار سخت گيرانه ای که وی در اين سرزمين های اشغالی به کار بست، برای بسياری از فلسطينی ها اولين تجربه شخصی از مردی بود که بعدها او را دشمن قسم خورده خود می پنداشتند.

              فاجعه در لبنان

              زندگی سياسی آريل شارون
              1973: عضويت در پارلمان اسراييل
              77-1975: مشاور ويژه امنيت نخست وزير اسحاق رابين
              81 -1977: وزير کشاورزی
              83-1981: وزير دفاع
              90-1984: وزير صنعت و بازرگانی
              92-1990: وزير مسکن و ساختمان
              98-1996: وزير زيرساخت های ملی
              99-1998: وزير امور خارجه
              2001 به بعد: نخست وزير اسراييل

              آريل شارون در سال 1973 ميلادی برای اولين بار به 'کنست' - پارلمان اسراييل - راه يافت، اما يک سال بعد استعفا داد تا به سمت مشاور امنيتی اسحاق رابين، نخست وزير وقت اسراييل، در بيايد.

              در سال 1977 وی برای بار دوم به پارلمان اسراييل راه يافت.

              آريل شارون کسی بود که پنج سال بعد، در 1982، حمله فاجعه آميز به کشور لبنان را طراحی کرد.

              وی که در آن زمان وزير دفاع بود، بدون اطلاع دقيق نخست وزير آن زمان اسراييل، مناخم بگين، ارتش اين کشور را به سوی بيروت، پايتخت لبنان، هدايت کرد. در جريان همين تهاجم بود که سازمان آزاديبخش فلسطين (ساف) و رهبر فقيد آن، ياسر عرفات، مجبور به ترک لبنان شدند.

              اين حرکت نظامی آقای شارون اگرچه حمله های 'ساف' از خاک لبنان عليه اسراييل را پايان داد، اما فاجعه کشتار دسته جمعی صدها فلسطينی در صبرا و شتيلا - اقامتگاه های پناهندگان در بيروت - را نيز در پی داشت.

              يک سال پس از حمله به لبنان، در 1983 ميلادی، دادگاهی در اسراييل آقای شارون را مسوول 'غیر مستقيم' آن کشتارها دانست و به تبع آن وی از سمت وزارت برکنار شد.

              بازگشت به عرصه سياست

              صدور چنين حکمی برای هر سياستمدار می توانست به معنای پايان عمر فعاليت سياسی باشد، اما آريل شارون همچنان محبوبيت خود را در ميان راستگرايان اسراييلی حفظ کرد؛ او باور داشت که با گذشت زمان فرصت دوباره ای به او روی خواهد کرد.


              جورج بوش، رييس جمهور آمريکا، آقای شارون را "مرد صلح" ناميده بود

              هنگامی که در دهه 90 ميلادی مقام وزارت مسکن را در اختيار گرفت، بزرگترين دوران ساخت شهرک های يهودی نشين در نوار غزه و کرانه باختری از زمان اشغال اين مناطق در 1967، رقم خورد.

              پس از به قدرت رسيدن ائتلاف راستگرايان در سال 1996، نخست وزير جديد، بنيامين نتانياهو، تحت فشار زيادی قرار گرفت تا آقای شارون را در کابينه خود جای دهد.

              در سال 1998، نتانياهو، او را به مقام وزير امور خارجه منصوب کرد و گفت که آريل شارون را بهترين گزينه برای اين پست می داند.

              با شکست سنگين آقای نتانياهو در انتخابات سال 1999 اسراييل، آقای شارون به رياست حزب دست راستی ليکود برگزيده شد تا به عنوان رهبر حزب اصلی رقيب دولت فعاليت سياسی خود را دنبال کند.

              چند صباحی پيش، پسر آقای شارون، عمری، پس از تحقيقاتی که درباره فساد مالی مبارزات انتخاباتی پدرش برای رسيدن به رياست ليکود انجام شده بود، به دليل شهادت دروغ و جعل اسناد، گناهکار شناخته شد.

              با اين حال خود آقای شارون به طور پيوسته هر گونه دخالت در اين ماجرا را رد کرده و تا کنون مجرم شناخته نشده است.

              پس از شکست مذاکرات صلح کمپ ديويد در سال 2000 ميلادی، آريل شارون تلاش کرد تا افکار عمومی را عليه ايهود باراک، نخست وزير وقت اسراييل، برانگيزد و او را به عنوان چهره ای معرفی کند که آماده است بر سر شهر بيت المقدس معامله کند.

              وی در يکی از جلسه های پارلمان اسراييل در نقد آقای باراک گفت: "او حق ندارد بيت المقدس، شهری را که مردم به ارث برده اند، به کسی ببخشد."

              دوران تازه، حزب تازه


              شيمون پرز، رييس سابق حزب کاگر اسراييل و رقيب ديرين آريل شارون نيز به حزب تازه تاسيس 'کاديما' پيوست

              سفر جنجال برانگيز آريل شارون به بيت المقدس شرقی در سال 2000 ميلادی و بازديد او از مسجد الاقصی - که برای يهوديان نيز مکان مقدسی به شمار می رود - يکی از عوامل برانگيزاننده انتفاضه دوم فلسطينيان بود.

              منتقدين آقای شارون بر اين باورند که وی می دانست بازديدش از مسجد الاقصی موج خشونت را به همراه خواهد داشت، و تصميمش بر انجام اين سفر، قماری بود با افکار عمومی اسراييل به اين اميد که مردم برای کنترل موقعيت سخت ايجاد شده به رهبر سرسختی همچون او روی بياورند.

              در روز ششم فوريه سال 2001 ميلادی، آريل شارون با وعده دستيابی به "امنيت و صلح حقيقی" در انتخابات سراسری اسراييل پيروز شد، در حاليکه تاکيد داشت خود را به مذاکرات پيشين با فلسطينيان مقيد نخواهد دانست.

              اگرچه رييس جمهور ايالات متحده، جورج بوش، آقای شارون را "مرد صلح" ناميده است اما بسياری از لحظه های حضور او بر مسند قدرت سياسی با تيرگی چشم انداز مذاکرات صلح با فلسطينی ها همراه بوده است.

              او کسی است که پس از موج حملات انتحاری و يورش های شبه نظاميان فلسطينی در دهه 90 ميلادی تصميم گرفت طرح جنجال برانگيز ديوار دور کرانه باختری را به اجرا بگذارد.

              در عين حال آقای شارون خروج از غزه و چهار شهرک يهودی نشين ديگر در کرانه باختری رود اردن را - با وجود مخالفت های شديد در داخل اسراييل - عملی کرد.

              او ادامه عقب نشينی يک جانبه از سرزمين های اشغالی را منتفی دانست و گفت که در ذهن خود نقشه نهايی مرزهای سرزمين اسراييل را ترسيم کرده است، اما آن را تا زمان قطعی شدن نتايج گفتگو با فلسطينيان آشکار نخواهد کرد.

              در ميان فشار فزاينده نارضايتی در درون حزب ليکود - به دليل خروج از غزه - آريل شارون سرانجام اين حزب را ترک کرد تا با تعدادی از متحدين فکری اش، حزب کاديما (پيشرو) را بنا نهد.

              بسياری اين حزب را وسيله پيش برنده ای برای آقای شارون می دانند که با آن سياستمداران با گرايش های گوناگون را از نقاط دور از هم در فضای سياسی گرد هم جمع کرده است.


              Comment


              • رييس‌جمهور مخالفت شورای امنيت با آتش بس در لبنان را جزو عجايب روزگار خواند و گفت قدرت‌های بزرگ در آتشی که در لبنان به‌پا کرده‌اند گرفتار خواهند شد.

                به گزارش خبرنگار خبرگزاری دانشجويان ايران، ايسنا، دکتر محمود احمدی‌نژاد که در بيست و سومين اجلاس روسای آموزش و پرورش سراسر کشور سخن می‌گفت با بيان اين‌که در طول تاريخ هميشه يک جريان مقابل حرکت انبيا بوده است و اکنون نيز اين‌چنين است، گفت: اين جريان هميشه به دنبال تربيت انسان‌های خودمحور بوده و سعی می‌کرده که ارتباط انسان‌ها را با آموزش‌های الهی قطع کند. انسان‌هايی که اين جريان تربيت می‌کند به صراحت می‌گويند در زندگی ما ارزش‌های اخلاقی هيچ جايی ندارد و ما به دنبال سود هستيم، آنها به خاطر سود به راحتی آدم می‌کشند و اسلحه می‌سازند، پس مطمئنا به دنبال برپايی نظام عادلانه نيستند، آنها به دنبال اومانيسم و ليبراليسم هستند و اومانيسم و ليبراليسم، منقطه‌ی مقابل حرکت شماست.

                وی با بيان اين‌که امروز خاورميانه آيينه تمام‌نمای تقابل اين دو جريان تاريخی است، رژيم اشغالگر قدس را در حال حاضر نماد ليبراليسم و اومانيسم غربی خواند که در مقابش يک گروه مردمی به نام حزب‌الله قرار دارد و تک و تنها به دنبال اين است که از آرمان‌های انسانی و اسلامی دفاع کند.

                رييس‌جمهور با اشاره به اين‌که دولت‌هايی که رژيم اشغالگر قدس را درست کرده‌اند، در دفاع از اين رژيم نه آزادی، نه حقوق بشر و نه دموکراسی را نمی‌شناسند، گفت: آنها در مواجهه با ملت ايران تودهنی خوردند و بعد از آن رفتند در اتاق‌های خود نقشه کشيدند که چگونه می‌توانند از اين وضعيت نکبت‌بار خارج شوند که به دنبال آن استراتژی حمله به لبنان را طراحی کردند. آنها می‌گويند می‌خواهيم اين کشور را ضميمه‌ی خاک خود کنيم، می‌خواهيم اين‌قدر اسلحه بفروشيم و می‌خواهيم اين‌قدر آدم بکشيم. آنها راحت در مورد قتل عام انسان‌ها تصميم می‌گيرند.

                احمدی‌نژاد گفت: آنها در ابتدا مطرح کردند که می‌خواهند غزه را به مردم فلسطين بدهند و آن را تخليه کردند و در اين منطقه يک دولت نيم‌بند به وجود آمد، ولی باز هم اين دولت نيم‌بند را تحمل نکردند و به بهانه‌های واهی به مردم منطقه حمله کردند.

                رييس‌جمهور در بخش ديگری از سخنانش با اشاره به نحوه شکل‌گيری رژيم صهيونيستی با استفاده از غفلت کشورهای اسلامی و جعل اخبار و اسناد و تبليغات روانی، با بيان فشارهايی که برای به رسميت‌شناختن اين رژيم به کشورهای جهان وارد می‌شود، گفت: اين رژيم بدون کشتار نمی‌تواند ادامه‌ی حيات بدهد. با زور و تجاوز ادامه‌ی حيات می‌دهد. اين رژيم و کشورهای حامی آن دروغ می‌گويند که به دنبال صلح هستند. اين رژيم اگر تجاوز نکند از بين خواهد رفت (مرگ بر اسراييل، مرگ بر آمريکای شرکت‌کنندگان).

                وی افزود: جالب اين است که برخی از سازمان‌های بين‌المللی به آدم‌کش‌ترين آدم‌کش‌های عالم جايزه‌ی صلح نوبل می‌دهند، ولی وقتی يک جوان فلسطينی در اثر تجاوزات رژيم صهيونيستی به تنگ می‌آيد و سنگی را پرتاب می‌کند به او لقب تروريست می‌دهند و آن‌گاه شارون جلاد و قصاب می‌شود طرفدار صلح و دموکراسی.

                رييس‌جمهور با بيان اين‌که به لطف خدا عمر اين رژيم به پايان رسيده است، اظهار داشت: حمله به لبنان برنامه‌ای از قبل طراحی شده است. آنها خيال کرده‌اند که با تجاوز به لبنان می‌توانند حزب‌الله را محدود و جمع و جور کنند و يک فضای تنفسی برای رژيم اشغالگر به وجود آورند.

                وی گفت: آنها بدترين تصميم تاريخ عمر خود را گرفتند و کليد نابودی خود را زده‌اند. (تکبير جمعيت).

                رييس‌جمهور در بخش ديگری از سخنانش با بيان اين‌که از لوازم برپايی يک جامعه‌ی آرمانی اين است که انسان‌های صالح از فاسد جدا شوند که در اين صورت تکليف مشخص می‌شود، گفت: در حال حاضر جنايت‌کارترين آدم‌ها در صحنه‌ی بشريت از صلح و دموکراسی و حقوق بشر صحبت می‌کنند.

                احمدی‌نژاد ادامه داد: وضعيت کنونی لبنان يک صحنه‌ی تاريخی و آزمايش‌کننده است و در اين قضيه همه آزمايش می‌شوند.

                وی گفت: يک سری از کشورهای منطقه هستند که با اسراييل رابطه داشته و از کشتار مردم اين منطقه و چپاول ثروت‌های آنها قند توی دلشان آب می‌شود و در باطن طرفدار رژيم جنايتکار صهيونيستی هستند، و وقتی بيرون می‌آيند مدعی اسلامی بودن هستند، اينها همه آزمايش است، اين يک آزمايش معمولی نيست، در اين آزمايش، سره از ناسره مشخص می‌شود.

                رييس‌جمهور در عين حال با بيان اين‌که برخی از کشورهای مسلمان به خوبی موضع گرفته‌اند و اقدامات رژيم صهيونيستی را محکوم کرده‌اند، اظهار داشت: ولی يک مشت بی‌غيرت در برخی از کشورهای اطراف حاکمند که جلوی چشم آنها آدم‌ها را می‌کشند، ولی به يکديگر تعارف و وقت تلف می‌کنند. آنها با وقت‌کشی به دنبال اين هستند که صورت مساله را پاک کنند. فکر می‌کنند اين دفعه نيز مانند دفعات قبل است؛ در صورتی که بايد بدانند لبنان، آزمايشگاهی واقعی و صحنه‌ای است که تکليف را مشخص می‌کند. وقايع لبنان، نفاق را آشکار می‌کند، نمی‌توان نان مردم اين منطقه را خورد، نان مسلمانان را خورد و عليه مسلمانان و شاهد کشتار آنها بود.

                وی هم‌چنين با بيان اين‌که انگليس که پايه‌گذار اين رژيم منحوس است، در تمام جنايت‌های آن شريک است، گفت: آمريکا نيز همين‌طور. اين کشورهای زورگو هستند که به اين رژيم مجوز داده‌اند که اقداماتش را انجام دهد.

                رييس‌جمهور گفت: اصل سران اين رژيم اشغالگر در آن سر دنيا در حال کيف کردن هستند و يک سری آدم را در اين سرزمين جمع کرده‌اند و دائم به آنها دروغ می‌گويند. ما دلمان بر افرادی که در اين منطقه جمع شده‌اند می‌سوزد. اين بيچاره‌ها وسط صحنه هستند، ولی سران اصلی از دو هزار کيلومتری اين اتفاقات نيز عبور نمی‌کنند و خودشان به دنبال کيف کردن هستند. ما به آنها توصيه کرده‌ايم که يا بساط اين رژيم را جمع يا رفرادندوم برگزار کنند. آنها بايد بدانند که حجت برای همه در حال تمام شدن است و اگر ملت‌های منطقه حرکت خود را آغاز کنند، جنايت‌های ۶۰-۷۰ ساله‌ی اين رژيم و طرفدارانش روی ميز خواهد بود و ملت‌های جهان آنها را محاکمه و محکوم می‌کنند.

                رييس‌جمهور گفت: جزو عجايب روزگار است که در شورای امنيت با آتش‌بس مخالفت می‌شود. من به آن آقا نامه نوشتم و گفتم که زمان مرگ ليبراليسم فرا رسيده است، آنها ناراحت شدند و گفتند چرا اين سخنان را می‌گوييد. حال می‌پرسم مرگ از اين بالاتر؟. جامعه‌ی آرمانی که شما می‌خواهيد همين است که در آن کشتار، خشونت و تجاوز است.

                وی افزود: يکی از طرفداران اين رژيم درآمده و گفته تا در جغرافيای منطقه تغييراتی ايجاد نشود ما آتش‌بس نمی‌کنيم. من می‌خواهم به وی بگويم تو چه‌کاره‌ی عالم هستی که می‌خواهی برای مردم تکليف تعيين کنی؟

                رييس‌جمهور گفت: آنها برای اشغال‌گری و تجاوز خود چند دليل آورده‌اند. از جمله دلايل آنها مربوط به جنگ جهانی دوم است و به کسی نيز جرأت نمی‌دهند در مورد اين جنگ و وقايع رخ داده در آن تحقيق کنند و معلوم است که ادعای آنها باطل است. ادعای ديگری که می‌کنند اين است که می‌گويند آنها ۲۰۰۰ الی ۲۵۰۰ سال پيش دراين منطقه می‌زيسته‌اند و ۱۰۰ نسل قبل از آنها در اين منطقه زندگی کرده‌اند. خب اگر اين قانون است و بايد اجرا شود، ما نيز طرفدار قانون هستيم و همه جا قانون بايد يک جور اجرا شود. سوال من اين است که در ۲۰۰ الی ۳۰۰ سال پيش در آمريکا چه کسانی زندگی می‌کردند؟ بر اساس اين قانون در حال حاضر آنها بايد صاحبان اصلی آمريکا باشند. بسم‌الله.

                وی گفت: شما خود می‌دانيد که چرا رژيم صهيونيستی را به وجود آورده‌ايد. زمانی اين رژيم را به وجود آورديد که ملت‌های منطقه در آستانه‌ی يک خواب تاريخی بودند و شما با مظلوم‌نمايی اين رژيم را به وجود آورديد. ولی در حال حاضر همه بيدار شده‌اند و اکنون عمر اين رژيم به پايان رسيده و برای شما خرج‌آفرين شده است. ما به شما گفتيم که اين رژيم را جمع کنيد و ببريد تا کشورهای منطقه بعضا با شما رابطه داشته باشند.

                رييس‌جمهور ادامه داد: بدانيد کشورهای منطقه بيدار شده‌اند و همه مقاومت می‌کنند و شما در آتشی که در لبنان به‌پا کرده‌ايد گرفتار خواهيد شد.

                به گزارش خبرنگار سياسی خبرگزاری دانشجويان ايران (ايسنا)، دکتر محمود احمدی‌نژاد رييس‌جمهور کشورمان در بخش اول سخنان خود در بيست و سومين اجلاس روسای آموزش و پرورش سراسر کشور، شغل معلمی را شغلی مهم و تاثيرگذار عنوان کرد و با ابراز خوشحالی از حضور در جمع اين قشر از ان‌ها به عنوان بهترين‌های ملت ايران ياد کرد و مسووليت آن‌ها را سنگين‌ترين مسووليت اجتماعی و اعتقادی دانست.

                وی سال پيامبر اعظم (ص) را سال تلاش، کوشش، مهرورزی، عزت و پيروزی بيشتر برای امت اسلامی، موحدين و تمام عدالت‌خواهان جهان عنوان کرد.

                وی در بخش ديگری از سخنن خود ياد شهدای آموزش و پرورش مانند شهيدان باهنر و رجايی را گرامی و اظهار داشت که آن‌ها الگوی ما هستند.

                رييس‌جمهور با بيان اين که " تمام جهان برای دو هدف عمده خلق شده‌اند و اگر اين دو هدف عمده نباشد، جهان پوچ و بی‌اعتبار است" گفت: خداوند انسان‌های صالح و پيامبران را خلق کرد که آن‌ها زمينه را برای رشد و تعالی انسان‌ها فراهم کنند و آن‌ها به مقام خليفه‌اللهی برسند و اين نقطه‌ی غايت آفرينش انسان‌هاست. هدف ديگر ايجاد جامعه‌ی الگو و نمونه‌ی اسلامی است. پيامبران آمده‌اند تا به بشر کمک کنند تا آن‌ها در اين راستا قدم بردارند.

                احمدی‌نژاد تاکيد کرد که دولت، مجلس و قوه‌ی قضاييه و تمامی نهادهای تاثيرگذار بايد نگاهشان را به مجموعه‌ی آموزش و پرورش تغيير دهند و البته به لطف خداوند اين کار در حال تحقق است.

                رييس‌جمهور يادآور شد: طی ۲۷ سال بعد از انقلاب ما شاهد نوسانات زيادی بوده‌ايم، ولی خوشبختانه مجموعه کسانی که در آموزش و پرورش حضور دارند جزو سالم‌ترين، صالح‌ترين و آرمانی‌ترين افراد مانده‌اند و می‌بينيم که آن‌ها تحت تاثير موج‌هايی که بعضا به وجود آمده قرار نگرفته‌او کمترين تاثير را پذيرفته‌اند. آن‌ها به صورت ثابت و استوار ايستاده و از آرمان‌های خود حمايت می‌کنند و اين ذخيره و پشتوانه‌ی ارزشمندی برای انقلاب ماست. بايد مجموعه‌ی آموزش و پرورش رشد و کمال پيدا کند و موانع موجود در اين راه برطرف شود.

                وی با بيان اين‌که مديران در آموزش و پرورش نقشی تعيين‌کننده دارند، گفت: آن‌ها فضای آموزش و پرورش را بايد به گونه‌ای طراحی کنند که فضايی آرام، دوستانه و پرنشاط در اين مجموعه حکم‌فرما باشد. مديران بايد برای معلمان فضای آرامی را ايجاد کنند تا آن‌ها بدون دغدغه در کلاس درس حاضر شوند. البته بخشی از لوازم تحقق اين امر جزو وظايف ماست و ما در اين راستا تلاش و ظرف ۳-۴ سال آينده با افتخار، مشکلاتی که در اين راستا وجود دارد را حل می‌کنيم و انشاءالله نيازهای معلمان در زمينه‌ی حقوق و مسکن برآورده می‌شود و بعد از اين‌که سهام عدالت را به دو دهک مشخص شده ارايه کرديم، دهک سوم برای گرفتن سهام عدالت، فرهنگيان هستند.



                *** در حاشيه ***

                در بيست و سومين اجلاس روسای آموزش و پرورش سراسر کشور حدود ۷۰۰ نفر از روسای مناطق، ۳۱ نفر از مديران نهضت سوادآموزی، ۳۱ نفر از مديران مدارس استثنايی، ۱۰ نفر از مديران عشاير و ۶ نفر از مديران خارج از کشور و تعدادی از نمايندگان مجلس حضور داشتند.

                زمانی که رييس‌جمهور در اين جلسه حضور پيدا کرد معلمان شعار دادند «صلی علی محمد، بوی رجايی آمد»، «صل علی محمد، ياور رهبر آمد».

                قبل از سخنان رييس‌جمهور، محمود فرشيدی وزير آموزش و پرورش سخنرانی کرد و به ارايه‌ی گزارشی از فعاليت‌های وزارتخانه‌ی متبوعش پرداخت.

                رييس جمهور از نمايشگاهی که در حاشيه اين مراسم در ارودگاه شهيد باهنر از سوی فرهنگيان برپا شده بود بازديد کرد و با برخی از فرهنگيان حاضر در مراسم به گفت‌وگو پرداخت.

                Comment


                • در حاليکه نبرد زمينی در جنوب لبنان شدت گرفته، اسرائيل با استقرار مشروط نيروهای بين المللی در مرز لبنان موافقت کرده و ايالات متحده خواستار برقراری فوری آتش بس شده است.
                  از ساعات اوليه بامداد روز دوشنبه، 24 ژوئيه، واحدهای نيروی زمينی ارتش اسرائيل که روستای مارون الراس، واقع در جنوب لبنان را در تصرف خود دارند، پيشروی در داخل خاک لبنان را از سر گرفته اند و ظاهرا در نظر دارند يک شهرک مرزی را که از جمله محل های استقرار نفرات حزب الله است به تصرف خود در آورند.

                  همزمان، در آنچه که تغييری در موضع اسرائيل نسبت به جنگ لبنان توصيف شده، گزارش شد که امير پرتز، وزير دفاع اين کشور، گفته است که اسرائيل در صورت تحقق شرايطی، با استقرار نيروهای بين المللی پاسدار صلح در جنوب لبنان موافق است.

                  اظهارات وزير دفاع اسرائيل، که می تواند به منزله آمادگی برای توقف عمليات نظامی و خودداری از تکرار چنين عملياتی در آينده باشد، با موضعگيری قبلی اين کشور در مورد اعزام نيروهای بين المللی تفاوت دارد.

                  پيشتر، اهود اولمرت، نخست وزير اسرائيل، زمان را برای اعزام چنين نيرويی مناسب ندانسته بود و عملا در صدد استفاده از زمان بيشتر برای ادامه عمليات نظامی عليه آنچه که مواضع حزب الله در لبنان می داند برآمده بود.

                  با اينهمه، آقای پرتز شرايط دشواری را برای استقرار نيروی بين المللی عنوان کرده که شامل پاکسازی جنوب لبنان از حزب الله و مشارکت کشورهای اروپايی و احتمالا اعضای پيمان اتلانتيک شمالی - ناتو - در چنين نيرويی است.

                  وزير دفاع اسرائيل، که پس از ديدار با وزير خارجه آلمان سخن می گفت، افزود که پس از آنکه اسرائيل موفق شد حزب الله را از جنوب لبنان اخراج کند، يک نيروی پاسدار صلح می تواند در اين منطقه مستقر شود.

                  وی گفت که بهتر است چنين نيرويی از سربازان با تجربه کشورهای عضو اتحاديه اروپا تشکيل شود و رهبری و فرماندهی آن را ناتو بر عهده داشته باشد.

                  اظهارات وزير دفاع اسرائيل در حالی انتشار می يابد که تلاش های ديپلماتيک برای يافتن راهی برای توقف جنگ در لبنان ادامه داشته است.

                  موضع آمريکا و 'ضرورت برقراری آتش بس'

                  جان بولتون، نماينده آمريکا در سازمان ملل متحد، گفته است که کشور وی به دقت امکان اعزام يک نيروی بين المللی پاسدار صلح به لبنان را در دست بررسی دارد اما سپردن فرماندهی چنين نيرويی به سازمان ملل را رد کرده بود.

                  وزير خارجه عربستان در ملاقات با بوش و رايس خواستار فشار آمريکا بر اسرائيل شد

                  از سی سال قبل تا کنون يک نيروی پاسدار صلح سازمان ملل در مرز لبنان و اسرائيل مستقر بوده که عموما به دليل ناکارآيی در جلوگيری از بروز تنش بين دو کشور در معرض انتقاد قرار داشته است.

                  در ادامه تلاش های ديپلماتيک، بامداد روز دوشنبه، کاندوليزا رايس، وزير خارجه آمريکا از لزوم برقراری آتش بس در جنگ اسرائيل و لبنان سخن گفت.

                  خانم رايس که برای ديدار از اسرائيل و چند کشور ديگر خاورميانه عازم منطقه شده است، در عين حال تاکيد کرد که مهم است شرايط مناسب برای برقراری يک آتش بس با دوام فراهم آيد و گفت که اگر حزب الله همچنان قادر به حمله به اسرائيل باشد، استقرار آتش بس نتيجه ای در پی نخواهد داشت.

                  مقامات وزارت خارجه آمريکا گفته اند که کاندوليزا رايس در سفر منطقه ای خود اوضاع کلی خاورميانه را مورد بررسی قرار می دهد و با نخست وزير اسرائيل و رييس تشکيلات خودگردان فلسطينی هم ملاقات خواهد داشت و سپس در اجلاس مشترک رهبران عرب و اروپايی در رم شرکت خواهد کرد.

                  قبل از عزيمت به سوی خاورميانه، خانم رايس در جلسه مذاکرات جورج بوش، رييس جمهوری، و سعود الفيصل، وزير خارجه عربستان سعودی، در واشنگتن حضور داشت.

                  وزير خارجه سعودی از رييس جمهوری آمريکا خواسته است بر اسرائيل فشار آورد تا حملات خود به لبنان را متوقف کند اما به نظر نمی رسد که ايالات متحده با چنين اقدامی بدون قيد و شرط موافقت نکرده است.

                  گفته می شود که عربستان سعودی و مصر نيز به نوبه خود بر سوريه فشار می آورند تا از حمايت از حزب الله دست بردارد هرچند اين دو کشور از نفوذ لازم بر ايران، که از ديگر حاميان حزب الله است، برخوردار نيستند.

                  در عين حال، مقامات ايرانی همواره تاکيد داشته اند که حمايت آنان از حزب الله لبنان جنبه نظامی ندارد.

                  هشدار حزب الله

                  در همانحال، حزب الله لبنان هشدار داده است که عمليات نظامی اسرائيل در جنوب لبنان مانع از پرتاب موشک به سوی هدف هايی در داخل اسرائيل نخواهد شد.

                  سيد حسن نصرالله، دبيرکل جنبش حزب الله، در مصاحبه ای با روزنامه لبنانی السفير گفته است که اين گروه از امکانات لازم برای ادامه موشکباری به سوی اسرائيل برخوردار است.

                  حزب الله هشدار داده است که عمليات اسرائيل مانع حملات موشکی نمی شود

                  دبيرکل حزب الله گفته است که حملات هوايی و توپخانه و عمليات نيروی زمينی اسرائيل در جنوب لبنان به نتايج سياسی مورد نظر دولت اسرائيل، که به گفته وی "توقف بمباران آبادی های صهيونيستی است" منجر نخواهد شد.

                  در اثر پرتاب موشک های حزب الله به سوی شهر حيفا در شمال اسرائيل در روز يکشنبه، دو غيرنظامی اسرائيلی کشته شدند.

                  همزمان، مقامات لبنانی گفته اند که حملات اسرائيل به نقاط مختلف در اين کشور در روز يکشنبه به کشته شدن دست کم هشت نفر منجر شده است.

                  از زمان آغاز حملات اسرائيل به لبنان، که در واکنش نسبت به گروگانگيری دو نظامی اسرائيلی توسط حزب الله لبنان در روز 12 ژوئيه آغاز شد، تا کنون دست کم 362 لبنانی، که بسياری از آنان افراد غيرنظامی بوده اند، و 37 اسرائيلی، که حدود نيمی از آنان غيرنظامی بوده اند، جان خود را از دست داده اند.

                  همزمان، از ادامه درگيری بين نفرات ارتش اسرائيل و چريک های حزب الله در جنوب لبنان خبر رسيده است.

                  بامداد روز دوشنبه راديو ارتش اسرائيل اعلام داشت که در درگيری دو طرف در نزديکی يک روستای لبنانی که روز شنبه به تصرف اسرائيل در آمده است دو چريک حزب الله توسط نيروهای اسرائيلی دستگير شدند.

                  در عمليات ديگری در جنوب لبنان، توپخانه ارتش اسرائيل همچنان به گلوله باران نقاطی که متعلق به حزب الله می داند ادامه داده و گزارش شده است که در اين حملات، يک اردوگاه آوارگان فلسطينی و يک خودرو حامل تعدادی از غيرنظاميانی که از منطقه می گريختند نيز مورد اصابت قرار گرفته است.

                  يک روزنامه نگار که گزارشی را در مورد وضعيت آوارگان جنگ تهيه می کرد از جمله کشته شدگان اين حادثه بوده است.

                  Comment


                  • خروج نيروهای اسرائيلی از جنوب لبنان در سال ۲۰۰۰ تا حدودی به خاطر افزايش فشار افکار عمومی در اسرائيل برای تخليه جنوب لبنان بود.
                    ولی اکنون اسرائيلی ها تقريبا به اتفاق آراء از تصميم به راه انداختن يک جنگ تازه در طول مرزهای شمالی کشورشان حمايت می کنند.

                    طبق يک نظر سنجی که اخيرا صورت گرفته ۹۰ درصد شهروندان اسرائيلی از حملات عليه حزب الله پشتيبانی کرده و خواهان ادامه آن هستند.

                    رافی اسميت، يک از مسئولين پرتجربه در برگزاری اين نظرسنجی می گويد:" مسئله با ايران و حزب الله موجب شده که مردم فکر کنند تحت محاصره قرار گرفته اند. هربار که به اسرائيل حمله می شود، مردم ميهن پرست تر شده و از دولت بيشتر حمايت می کنند. بهمين دليل است که اکنون يک چنين عده زيادی با اين جنگ موافقند."

                    نارضايی از جنگ به ندرت ديده می شود ولی با وجود حمايت گسترده اسرائيلی ها از جنگ کنونی، در اين کشور کسانی هستند که ازآن انتقاد می کنند.

                    روز شنبه ۲۲ ژوييه، نزديک به ۲۰۰۰ تظاهرکننده اعم از يهودی و عرب برای اعتراض به جنگ و نيز اتحاد اسرائيل با آمريکا، در يک ميدان در تل آويو، گرد آمدند.


                    یواو بار می گوید اگر دولت اسرائیل فکر می کند با جنگ، صلح برقرار خواهد شد اشتباه می کند

                    تظاهرکنندگان می گفتند که اهود اولمرت، نخست وزير اسرائيل و جورج بوش رئيس جمهور آمريکا در مورد اشغال لبنان، با يکديگر توافق کرده اند.

                    پرفسور گاليا گولان، يکی از تظاهرکنندگان،با اذعان به اين که مخالفين جنگ اکنون گروه کوچکی هستند ابراز اميدواری کرد که شمار مخالفين افزايش يابد.

                    آتش بس هم اکنون

                    چندين فقره تظاهرات ضد جنگ در چند شهر ديگر اسرائيل نيز برپا شده است.

                    در بندر حيفا که تعداد زيادی از موشک های حزب الله در آنجا فرود آمده، نزديک به ۵۰ نفر در مخالفت با جنگ دست به تظاهرات زدند.

                    تظاهرکنندگان پلاکاردهايی همراه داشتند و شعارهايی مانند" آتش بس بلاشرط هم اکنون" و " از لبنان خارج شويد" می دادند.

                    يوآو بار، برگزار کننده اين تظاهرات که ۵۱ سال دارد گفت: "دولت اسرائيل فکرمی کند با بمباران لبنان به صلح دست خواهد يافت ولی آنها در گذشته چندين بار به يک چنين سياستی متوسل شده ولی موفقيتی به دست نياورده اند."


                    تظاهرکنندگان ضد جنگ می گویند شمار آنان افزایش خواهد یافت

                    در خارج يکی از هتل های شهر حيفا که خبرنگاران خارجی در آنجا به سر می برند، نزديک به ۲۰ زن جمع شده اند و شعارهايی در مخالفت با جنگ می دهند و سعی می کنند حمايت افکار عمومی را به دست آورند.

                    اورنات تورين، يکی از اين زنان، می گويد برخورد مردم با مخالفين جنگ، خصمانه بوده است ولی آنها مصمم هستند به مخالفت با جنگ ادامه دهند.

                    اورنات تورين می گويد: "مردم به ما دشنام می دهند و ما را زن هرجايی می خوانند ولی اين مخالفت ها ما را در تعقيب آرمان خود مصمم تر می کند."

                    متفاوت بودن وضعیت با سال 1982

                    ولی با اين وجود، مخالفين هنوز اقليت کوچکی هستند و حتی جنبش" صلح هم اکنون" که مخالف احداث آبادی های يهودی نشين است به مخالفين جنگ نپيوسته است.

                    پرفسور جرالد اشتاينبرگ، استاد مطالعات سياسی در دانشگاه "بار ايلان" در اسرائيل می گويد: "مخالفین جنگ گروه بسيار کوچکی هستند و حتی چپ گرايان اسرائيلی نيز از آنان انتقاد می کنند زيرا به نظر نمی رسد مخالفين برای جان اسرائيلی ها ارزشی قائل باشند."

                    ولی پرفسور اشتاينبرگ خاطر نشان می سازد که اشتباه است اگر اين مناقشه را مشابه جنگ لبنان در سال ۱۹۸۲ بدانيم.

                    اشتاينبرگ می گويد: "در آن جنگ، افکارعمومی نهايتا مخالف با جنگ شد. فکر می کنم در مناقشه اخير، انتظار حزب الله وبرخی ديگر اين بود که مخالفين در اسرائيل مانند سال ۱۹۸۲ سربلند خواهند کرد ولی اين مورد کاملا متفاوت است و مقايسه مناقشه کنونی با سال ۱۹۸۲ بهيچوجه درست نيست. اسرائيلی ها می دانند که اين بار بقای کشور اسرائيل و رويارويی بالقوه با حزب الله و ايران در آينده، مطرح است."

                    Comment


                    • کاندوليزا رايس، وزير امورخارجه آمريکا، در نخستين مرحله از سفر خود به خاورميانه به اسرائيل می رود اما انتظار نمی رود که آتش بس فورا برقرار شود.
                      تلاش برای برقراری آتش بس ميان اسرائيل و لبنان در چارچوب برنامه های بلندمدت تر ديپلماسی آمريکا در خاورميانه مورد نظر قرار گرفته است و تحليلگران می گويند به خاطر ارتباط مستقيم درگيری گروه حزب الله و اسرائيل با طرح ايالات متحده برای گسترش مردم سالاری در خاورميانه نبايد منتظر برقراری فوری آتش بس باشيم.

                      در همين حال، به گفته کارشناسان، تعلل آمريکا برای برقراری آتش بس در منطقه را نبايد تنها به معنی اعطای مجوز اين کشور به اسرائيل برای سرکوب گروه حزب الله تلقی کرد.

                      در حقيقت نومحافظه کاران هیأت حاکمه آمريکا در پی ايجاد تغييرات گسترده در ساختار سياسی خاورميانه هستند.

                      دولت جورج بوش سرکوب گروه حزب الله لبنان را در درگيری های فعلی فرصت مناسبی برای تسهيل تغييرات مورد نظر خود در خاورميانه و تضعيف ايران و سوريه می داند.

                      به گزارش روزنامه نيويورک تايمز، خانم رايس قصد دارد در اين سفر با ايجاد فاصله ميان تهران و دمشق، دولت سوريه را وادار به اعمال فشار بر حزب الله کند.

                      در اين حال با توجه به شرايط منطقه و رقم رو به افزايش تلفات غيرنظامی، اجرای چنين برنامه ای به آسانی امکان پذير نيست.

                      'آتش بس'

                      بسياری از افراد خواستار تمرکز فعاليت های بين المللی بر برقراری آتش بس و يا کم کردن از حجم آتش باری اسرائيل بر خاک لبنان هستند و ايالات متحده هم حمايت از اعزام نيروهای حافظ صلح به جنوب لبنان را حداقل توقع از اين کشور در عرصه بين المللی می داند.

                      ولی برقراری آتش بس کار چندان ساده ای نيست.


                      آمریکا آتش بس فوری میان حزب الله و اسرائیل را برای پایان دادن به تنش های موجود مفید نمی داند

                      اسرائيل خواستار ادامه نبرد برای از کار انداختن حزب الله است و اين گروه لبنانی نيز چندان به پايان دادن درگيری ها علاقمندی نشان نمی دهد.

                      از طرف ديگر، اسرائيلی ها به فشارهای سياسی اتحاديه اروپا برای خاتمه درگيری ها اهميت چندانی نمی دهند.

                      به همين علت کارشناسان می گويند خانم رايس برای نتيجه گرفتن از مذاکراتش در خاورميانه، پس از اين سفر بايد بار ديگر از منطقه ديدن کند.

                      خود او هم هدف از اين سفر را آماده سازی زمينه لازم برای رسيدن به يک توافق جامع عنوان کرده است.

                      اما در اصل هدف از اين سفر آماده سازی شرايط گسترش تغييرات سياسی در منطقه است.

                      در لبنان، اين تغييرات به معنی خلع سلاح گروه حزب الله و تبديل آن به يک حزب سياسی، اجرای کامل قطعنامه ۱۵۵۹ شورای امنيت سازمان ملل درباره لزوم حاکميت دولت اين کشور بر تمامی خاک آن و حضور ارتش ملی در مرزهای جنوبی است.

                      اسرائيلی ها اميدوارند با جايگزينی ارتش ملی لبنان در مرزهای جنوبی آن کشور بتوانند با بيروت درباره مرز مشترک دو کشور به توافق برسند و با امضای سومين موافقتنامه صلح، موقعيت سياسی خود را در خاورميانه تحکيم بخشند.

                      اسرائيل پيش از اين با مصر و اردن موافقتنامه صلح امضا کرده است.

                      در همين حال، آمريکا اميدوار است به اين وسيله از نفوذ ايران در منطقه بکاهد.

                      افزايش توانايی هسته ای ايران باعث نگرانی آمريکا از افزايش نفوذ اين کشور در منطقه شده است و ايالت متحده می خواهد با محدود کردن حزب الله در لبنان، از قدرت ايران در منطقه بکاهد.

                      در اين حال به نظر می رسد که تحقق اين هدف برای آمريکا بيشترين منفعت را داشته باشد.


                      Comment


                      • رسانه‌های وابسته به مراکز قدرت در ايران، پس از يک وقفه طولانی، بار ديگر آنچه را که «کشورهای مرتجع و سازشکار عرب» می‌ نامند به باد انتقاد گرفته ‌اند.
                        انتقاد اين رسانه‌ها بيشتر متوجه عربستان سعودی است که بر اساس خبرهای تاييد نشده ‌ای که خبرگزاری ‌های نزديک به محافل رسمی جمهوری اسلامی انتشار داده ‌اند، پادشاه آن کشور طی نامه ‌ای محرمانه به اهود اولمرت نخست وزير اسراييل از وی خواسته است که فرصت پيش آمده را از دست ندهد و توان نظامی حزب‌ الله را از بين ببرد.

                        رهبران مصر و اردن نيز که کشورهايشان با اسراييل روابط رسمی دارند، از انتقاد اين دسته از رسانه‌ های ايران مصون نمانده‌ اند و متهم به خيانت به اعراب و مسلمانان شده‌ اند.

                        اين انتقادها که با لحنی تند و گزنده صورت می‌ گيرد، پس از آن در رسانه ‌های ايران اوج گرفت که سيد حسن نصرالله رهبر حزب‌ الله لبنان در گفتگو با شبکه خبری الجزيره، برخی از کشورهای عرب را متهم کرد که در مناقشه جاری لبنان نه فقط بی‌طرفی پيشه نکرده ‌اند، بلکه جانب اسراييل را گرفته ‌اند.


                        کشورهای عرب خاورميانه از اينکه سرنگونی صدام باعث پايان تسلط اقليت سنی و تشکيل دولت از سوی اکثريت شيعه در عراق شد، آشکارا ناخشنود شدند و ظاهرا ضمن عدم همکاری برای استقرار صلح و ثبات در عراق، نسبت به تشکيل يک هلال شيعی که به زعم آنان ايران و عراق و حزب ‌الله لبنان را از طريق سوريه به هم پيوند می ‌داد، هشدار دادند



                        اين در حالی است که مقام‌ های رسمی جمهوری اسلامی تا کنون از انتقاد صريح و مشخص به کشورهای عرب خودداری کرده ‌اند و معمولا بدون آنکه از کشور خاصی نام ببرند، به طور کلی از اعراب خواسته ‌اند که موضع خود را در برابر جنگ بين اسراييل و لبنان روشن کنند و سکوت خود را بشکنند.

                        به نظر نمی ‌رسد مقام‌ های جمهوری اسلامی علاقه ‌ای به ايجاد تشنج در روابط ايران و کشورهای عرب داشته باشند، چرا که چنين تشنجی ضمن آنکه علامت بازگشت ايران به دهه نخست انقلاب است، تبليغات پر حجم سال‌های اخير جمهوری اسلامی را مبنی بر شکل‌گيری يک جبهه گسترده اسلامی عليه اسراييل و آمريکا را بی‌ اثر می‌ کند.

                        در حقيقت، جمهوری اسلامی پس از يک دوره روابط بسيار تيره و متشنج با کشورهای عرب متحد آمريکا، تلاش کرد تا روابط خود را با اين کشورها بهبود بخشد. اين تلاش که خارج از ايران، نشانه حرکت جمهوری اسلامی به سمت ميانه‌ روی پس از فوت آيت‌الله خمينی تلقی می‌شد، در داخل به عنوان «اتحاد جهان اسلام در برابر غرب» معرفی شد تا از يک سو نيروهای تندرو داخل نظام را نسبت به «جوهر انقلابی» اين حرکت متقاعد کند و از ديگر سو، مخالفان و منتقدان نظام را که به انزوای کشور در منطقه معترض بودند، خلع سلاح کند.


                        حسنی مبارک، رييس جمهور مصر، که کشورش روابط رسمی با اسرائيل دارد چندی پيش در مورد اوجگيری شيعيان در ايران و عراق و لبنان ابراز نگرانی کرد

                        اينک جمهوری اسلامی که از سکوت و يا احتمالا رضايت پنهان برخی از کشورهای عرب در برابر تهاجم اسراييل به مواضع حزب‌ الله دل‌نگران شده است، نمی‌ خواهد اعتراض خود را به اين مسئله به گونه ‌ای نشان دهد که تبليغات سال‌های گذشته‌ اش را مبنی بر اتحاد جهان اسلام بی‌ اثر کند و خاطره انزوای ايران در جهان عرب را بار ديگر زنده کند.

                        واقعيت اما اين است که اتحادی که مقام‌های جمهوری اسلامی در باره جهان اسلام مدعی بودند، هرگز رنگ واقعيت نداشته است. کشورهای اسلامی از جمله اعراب هر کدام منافع خاص خود را دنبال می‌ کنند و اين منافع گرچه در زمينه‌های ويژه ‌ای همسو بوده، اما چيزی به عنوان ترجيح «منافع اسلامی» بر منافع ملی و يا قومی و حتی فرقه ‌ای را در پی نداشته است.

                        نمونه ‌ای از تعقيب منافع فرقه ‌ای برخی از کشورهای عرب و ايران را می ‌توان در عراق پس از سرنگونی صدام حسين جستجو کرد.

                        کشورهای عرب خاورميانه از اينکه سرنگونی صدام باعث پايان تسلط اقليت سنی و تشکيل دولت از سوی اکثريت شيعه در عراق شد، آشکارا ناخشنود شدند و ظاهرا ضمن عدم همکاری برای استقرار صلح و ثبات در عراق، نسبت به تشکيل يک هلال شيعی که به زعم آنان ايران و عراق و حزب ‌الله لبنان را از طريق سوريه به هم پيوند می ‌داد، هشدار دادند.


                        ظاهرا ايران و حزب‌ الله نخواستند دريابند که آنچه آنها خطر اسراييل و آمريکا برای خاورميانه و جهان اسلام می‌ نامند، لزوما مورد پذيرش همه کشورهای عرب نيست، بنابراين، آن دو از تحولات اخير غافلگير شده‌ و خود را تنها يافته ‌اند



                        ملک عبدالله پادشاه اردن و حسنی مبارک رئيس جمهور مصر دو رهبر متنفذ عربی بودند که در اين باره صراحت به خرج دادند به طوری که مبارک حتی تا آنجا پيش رفت که مدعی شد همانطور که يهوديان به جای وفاداری به کشور محل اقامت خود به اسراييل وفادارند، شيعيان ساکن در ساير کشورها نيز به ايران وفادارند.

                        اين سخنان پس از آنکه موجب خشم شيعيان عراق، حزب ‌الله لبنان و دولت ايران شد، مبارک را بر آن داشت تا گفته‌های خود را تعديل کند، هر چند که ظاهرا از نگرانی وی و ساير کشورهای عرب منطقه از شکل‌گيری هلال شيعی نکاست.

                        چنين به نظر می ‌رسد که پس از به قدرت رسيدن شيعيان در عراق، کشورهای عرب نسبت به نفوذ حزب ‌الله در منطقه از جمله مسئله فلسطين بيش از پيش نگران شدند بخصوص اينکه حزب‌ الله با تاکيد دائمی بر موفقيت خود در وادار کردن ارتش اسراييل به عقب نشينی از جنوب لبنان کوشش می‌ کرد تا استراتژی خود را به گروه های اسلام‌گرای سنی در منطقه بقبولاند.

                        اين اقدام حزب ‌الله از سوی برخی از اعراب به عنوان ترويج تشيع و گسترش نفوذ ايران تلقی می ‌شد و اسباب نگرانی آنها را فراهم می ‌آورد.

                        ظاهرا ايران و حزب‌ الله نخواستند دريابند که آنچه آنها خطر اسراييل و آمريکا برای خاورميانه و جهان اسلام می‌ نامند، لزوما مورد پذيرش همه کشورهای عرب نيست، بنابراين، آن دو از تحولات اخير غافلگير شده‌ و خود را تنها يافته ‌اند.

                        Comment


                        • جورج بوش رئيس جمهور آمريکا روز شنبه بار ديگر حزب الله را به همراه کشورهای سوريه و ايران که او آنها را حاميان حزب الله خواند، برای بحران کنونی لبنان مسئول شناخت.
                          آقای بوش در گفتار راديويی هفتگی خود ايران و سوريه را مهمترين حاميان حزب الله لبنان دانست و اظهار داشت که اين دو کشور تمام خاورميانه را به خطر انداخته اند.

                          آقای بوش همچنين تکرار کرد که اسرائيل حق دارد از خود در برابر آنچه او "حملات تروريستی" خواند دفاع کند.

                          "حمايت سوريه با اسلحه ايران"

                          به گفته آقای بوش سوريه حامی اصلی حزب الله لبنان است و سلاح های ساخت ايران را در اختيار اين گروه قرار می دهد.

                          رئيس جمهور آمريکا درباره ايران گفت: "رژيم ايران همچنان با بلند پروازی های اتمی خود و حمايت از گروه های تروريستی مکررا به جامعه بين المللی بی اعتنايی نشان داده است. رفتارهای ايران تمام خاورميانه را به خطر انداخته و مانعی در حل و فصل بحران جاريست."

                          آقای بوش گفت که کوندوليزا رايس وزير خارجه به زودی از منطقه ديدار می کند تا اين موضوع را آشکار سازد که برای پايان دادن به خشونت بايد با حزب الله و دو کشور حامی آن يعنی ايران و سوريه برخورد کرد.

                          او همچنين گفت که حزب الله با به آشوب کشيدن کشور لبنان، به مردم لبنان خيانت کرده است.

                          از سوی ديگر، روزنامه نيويورک تايمز در شماره روز يکشنبه خود به نقل از مقامات آمريکايی که نخواسته اند نامشان فاش شود نوشته است که کاخ سفيد تلاش می کند از طريق عربستان سعودی و مصر سوريه را به پايان دادن به حمايت از حزب الله تشويق کند.

                          گفته می شود خانم رايس امروز پيش از سفر به اسرائيل در کاخ سفيد با عده ای از مقامات عربستان سعودی در اين زمينه گفتگو خواهد کرد.

                          مارتين اينديک سفير سابق آمريکا در اسرائيل می گويد طی سی سالی که در خاورميانه فعاليت داشته شاهد اين همه تحولات که او آنها را منفی ارزيابی می کند نبوده است.


                          وزير خارجه آمريکا عقيده دارد آتش بس در لبنان بدون تغيير شرايط سياسی بيهوده است

                          او می گويد: "صرف نظر از درگيری های اسراييل با حزب الله و فلسطينی ها، ماجراجويی آمريکا در عراق ناموفق بوده و اينک با بلندپروازهای اتمی ايران مواجه است. افکار عمومی در جهان اسلام و به ويژه کشورهای عرب عليه آمريکاست و ترس من اينست که اين تحولات پيش درآمد يک بحران عظيم تر باشد."

                          اين در حاليست که برخی کارشناسان معتقدند از زمان آغاز درگيری ها بين اسرائيل و حزب الله موضع کاخ سفيد نسبت ايران سخت تر شده است.

                          نيويورک تايمز نوشته است دولت های عرب مانند عربستان سعودی خواستار نابودی کامل حزب الله لبنان و تحت فشار قرار دادن ايران هستند ولی اين مواضع را به طور علنی مطرح نمی کنند.

                          رابطه ايران با حزب الله

                          ايران اين ادعاها را بی اساس می خواند و ميگويد تنها از حزب الله لبنان حمايت معنوی می کند و برنامه هسته ای اش صلح آميز است.

                          فرماندهی ارتش ايران خود را به حمايت سياسی و ديپلماتيک از حزب الله لبنان متعهد دانسته، اما دخالت نظامی در لبنان را رد کرده است.

                          سرلشگر حسن فيروزآبادی رئيس ستاد کل نيروهای مسلح ايران گفته است که عمليات اسرائيل در لبنان بخشی از طرح مشترک آمريکا و بريتانيا است برای تضمين بهره برداری از منابع نفتی خاورميانه.

                          Comment


                          • ادعای نيوزويك
                            13 هزار موشك
                            حزب الله لبنان از ج.ا دريافت كرده


                            هفته نامه نيوزويك چاپ آمريكا با انتشار مقاله ای با عنوان 'دستی كه آتش بيار معركه است'، ضمن درج بخشهايی از مصاحبه اختصاصی اين نشريه با رئيس جمهوری آمريكا، به بررسی وقايع اخير لبنان و نقش جمهوری اسلامی در ايجاد بحران و تنش در اين كشور و در كل منطقه خاورميانه پرداخته است.

                            نيوزويك نوشت: رژيم تهران حزب الله را ايجاد كرد، حزب الله شيعه لبنان بخشی از رژيم تهران است و فقط در زمينه حمايت های لجستيكی نزديك به 13 هزار موشك با بردهای متفاوت از جمهوری اسلامی دريافت كرده است. معمولا هنگام تصميم گيری در شورای رهبری حزب الله، دو نفر از طرف رژيم تهران نيز حضور دارند.
                            اين هفته نامه به نقل از مصاحبه اختصاصی خود با رئيس جمهور امريكا می نويسد:
                            بسياری معتقدند رژيم تهران تلاش می كند نفوذ هرچه بيشتری در خاورميانه اعمال كند و بخشی از استراتژی رژيم تهران ايجاد شرايطی است كه حكومتهای ميانه رو با ترس از آن عقب نشينی كرده و آنگاه اين خلاء را با طرفداران يك ايدئولوژی تهاجمی و افراطی پر می كند.
                            اين نشريه می نويسد: چالش رژيم اسلامی حاكم بر ايران، گره ای نيست كه بتوان آن را با يك حركت باز كرد، بلكه مجموعه ای از گره ها است كه بايد يكی يكی باز شود.


                            سنای آمريكا به اتفاق آراء قطعنامه ای را تصويب كرد كه در آن رژيم های تهران و دمشق بعنوان عوامل اصلی بحران لبنان معرفی و محكوم شدند.
                            در قطعنانه سنای آمريكا از تهران و دمشق خواسته شده از حمايت حزب الله و دخالت در امور داخلی لبنان دست بردارند.
                            رئيس جمهوری آمريكا نيز در ديدار با نمايندگان كنگره آمريكا، رژيم تهران و عوامل آن را عامل اصلی بحران اخير لبنان دانست. بوش گفت در نشست اخير گروه 8 اين اجماع وجود داشت كه جامعه جهانی بايد با ريشه بی ثباتی اخير در خاورميانه مقابله كند. حملات تروريستی الهام گرفته از رژيمهای تهران و دمشق است.
                            برای حل بحران لبنان بايد رژيم تهران را منزوی ساخت و مقابل حزب الله و رژيم سوريه ايستاد.



                            Comment


                            • New York Times-22july
                              طرح امريكا و كشورهای عرب
                              برای جدا ساختن سوريه از ايران




                              درحاليكه كوندليس رايس روزيكشنبه عازم اسرائيل می شود، مقامات امريكا اعلام كردند كه آنها تشخيص می دهند سوريه در مركز بحران های خاورميانه قرار دارد و در تلاش هستند تا سوريه را از متحد خود ايران جدا كنند.

                              درحال حاضر برنامه گفتگوی مستقيم با سوريه هنوز مطرح نيست ولی مقامات امريكا در اين هفته در گفتگوهای خود با مقامات سعودی و مصر، مقامات اين كشورها را تشويق به گفتگوی مستقيم با سوريه كردند تا عليه حزب الله تغييرموضع بدهد. در همين ارتباط بوش با مقامات وزارت خارجه عربستان و يك مقام امنيتی عربستان بنام "پرنس بندربين سلطان" كه به ادعای خودش رابطه نزديكی با بوش و ديك چينی معاون بوش دارد، قرار است ملاقات كند . رايس سفر به خاورميانه را تا پس از نتيجه اين ديدار به عقب انداخت.

                              يك مقام امريكايی گفت كه ما نمی دانيم عربستان تا چه نسبت به عمليات نظامی اسراييل صبورانه برخورد خواهد كرد اما می دانيم كه آنها نيز تمايل دارند حزب الله نابود شود و جمهوری اسلامی سر جايش بنشيند.



                              Comment


                              • خلع سلاح حزب الله دركانون شروط 7 گانه است
                                اعلام 7 شرط اسرائيل
                                برای آتش بس در لبنان
                                وزيرخارجه امريكا برای شكل بخشيدن به يك مجمع
                                " فروم" منطقه ای از كشورهای عرب خاورميانه
                                و منزوی ساختن ايران بزودی وارد خاورميانه می شود.




                                همزمان با سخنرانی راديوئی بوش و پيشنهادهای غير مستقيم رايس برای صلح جديد در خاورميانه، وزير خارجه اسرائيل نيز در يك كنفرانس مطبوعاتی 7 برای آتش بس در لبنان و فلسطين اعلام داشت:

                                1- آزادی سربازان اسير،

                                2- توقف شليك موشك به اسرائيل،

                                3- اجرای قطعنامه ‪۱۵۵۹

                                4- انحلال سازمان حزب الله

                                5- تضمين عدم تجهيز مجدد حزب الله به سلاح در آينده،

                                6- استقرار ارتش لبنان در سراسر كشور

                                7- دور شدن حزب الله از مرزی مشترك لبنان و اسرائيل.

                                طرح رايس برای بحران خاورميانه

                                پيش از وزير خارجه اسرائيل، كوندوليزا رايس وزير خارجه امريكا اشاره طرحی كرد كه تقريبا مضمون شرايط 7 گانه وزيرخارجه اسرائيل را داشت. رايس گفت اين طرح بصورت تدوين شده بعدا اعلام خواهد شد. بموجب اين طرح كه برای همآهنگ كردن كشورهای منطقه با آن وی راهی خاورميانه می شود و نه برای تحميل آتش بس به اسرائيل قرار است يك فروم منطقه ای درباره آسيا برپا شود كه هنوز محل برگزاری آن معلوم نيست. اين فروم منطقه ای، كشورهای عربی خاورميانه را شامل می شود و عملا ايران از آن كنار گذاشته می شود و با تصويب و تائيد هر طرحی كه در آن مورد موافقت قرار گيرد، جهان عرب عملا در برابر هر نوع مداخله ايران در منطقه قرار خواهند گرفت و امريكا و اسرائيل نيز از چنين مخالفتی حمايت خواهند كرد. بدين ترتيب و با پيش زمينه هائی كه فراهم آمده و رايس برای تحقق آن راهی خاورميانه می شود، ايران به كشوری منزوی و در محاصره تبديل خواهد شد. و اين درست خلاف آن شعارها و خوش باوری هائی بود كه علی خامنه ای و دولت دست پرورده او در باره حمايت جهان اسلام از جمهوری اسلامی در سر داشتند و انديشه نامه پراكنی های احمدی نژاد برای رهبران اروپا و امريكا و هولوكاست بازی نيز همين بود.











                                Comment

                                Working...
                                X