Announcement

Collapse
No announcement yet.

Important Political News

Collapse
This is a sticky topic.
X
X
 
  • Filter
  • Time
  • Show
Clear All
new posts

  • رابرت گيتس، وزير دفاع آمريکا، با سفر روز دوشنبه اش به اردن، دور سفر هايش به خاور ميانه که به اعتقاد مقامات آمريکايي با هدف مقابله با نفوذ روز افرون ايران در منطقه انجام مي شود را آغاز کرد.

    يکي از مقامات وزارت دفاع آمريکا که نخواست نامش فاش بشود، گفت که آمريکا از متحدانش، مصر و اردن، مي خواهد که حمايت بيشتري از از دولت عراق و نخست وزيرش، نوري المالکي، در نشست هاي بين المللي بکنند. همچنين اين کشور به دنبال مخالف بزرگتري در مقابل برنامه هاي اتمي ايران و حمايت اين کشور از نظاميان حزب الله در جنوب لبنان است.

    گيتس در امان، با ملک عبدالله دوم و مقامات ارشد اين کشور ديدار مي کند و درباره تحولات منطقه و بالاخص در مورد ايران، گفتگو خواهند کرد؛ اين مقام آمريکايي افزود که گيتس مي خواهد بداند ملک عبدالله درباره ايران چه نظري دارد. سلاح هاي فروخته شده در منطقه هم جزو موضوعات بحث خواهد بود.

    به گفته اين مقام آمريکايي: "آقاي گيتس روز سه شنبه در مصر، دولت حسني مبارک را تشويق مي کند تا خريد سلاح هاي پيشرفته و تمرکز بر مقابله با تروريسم، که همه ما در منطقه براي آن تلاش مي کنيم را مد نظر بگيرد. در مرحله بعد او قصد دارد که اسرائيل را از برنامه هاي آمريکا، مبني برفروش سلاح هاي پيشرفته، درحالي که مقدار آن هنوز مشخص نيست، به عربستان سعودي، مطمئن سازد".

    خود گيتس گفته است که با ملک عبدالله درباره اين که ما چطور مي توانيم به تلاش هاي صلح آميز اردن کمک کنيم و آنها چطور مي توانند نه فقط در عراق بلکه در روند صلح فلسطين، به ما کمک کنند، گفتگو خواهد کرد. گيتس در هواپيما و در راه امان به خبرنگاران گفت: "اردن هميشه متحد آمريکا بوده است. اين کشور مدت هاي طولاني تاثير سازنده اي در منطقه داشته و ما اميدواريم که اين روند ادامه پيدا کند".

    در جريان اين سفر، وزير دفاع آمريکا به دنبال حمايت براي گفتگوي امنيتي در خليج فارس است که اين اقدام چتري است که گفتگوي آمريکا و کشورهاي عرب نفت خيزخليج فارس را مي پوشاند.

    گفتگو ها بر محور "نگراني مشترک از هژموني ايران در منطقه و دخالت جنبش هاي سياسي شيعه در بعضي از کشور ها و اينکه چطور مي توان آن را کاهش داد و به همه اين ها در مجموع پاسخ داد"، دور مي زند.

    مقام آمريکايي مي گويد: "بهترين راه براي مقابله با ايران، مقابله با اقدامات اين کشور در عراق است. اين سفر روي اين موضوع متمرکز شده است که چگونه مي توانيم با متحدان استراتژيک خود براي رسيدن به اين هدف، همکاري کنيم".

    محمود احمدي نژاد، رئيس جمهور ايران، روز پنجشنبه گفت که کشورش به تقاضاي غرب درباره توقف غني سازي اورانيوم اهميت نمي دهد و تا آخر مقاومت مي کند.

    سازمان ملل تحريم هايي را براي ايران در نظر گرفته است که اگر اين کشور دست از غني سازي اورانيوم بر ندارد، اين تحريم ها شديد تر خواهد شد. آمريکا اين نکته را که اگر تحريم ها نتوانست ايران را تسليم کند، به اين کشور حمله نظامي خواهد کرد، رد مي کند.

    ايران هفته گذشته اعلام کرد که غني سازي اورانيوم به مرحله صنعتي رسيده است و اين درحالي است که ناظران بين المللي درباره حد ي که برنامه هاي اتمي ايران به آن رسيده است، مشکوکند.

    احمدي نژاد گفت: "مردم ايران براي رسيدن به حق خود در مورد برنامه هاي اتمي ايستادگي مي کنند و با اراده به راه خود ادامه دهند، تا اين چرخه را به تکامل برسانند و با مشت هاي گره کرده بر حق خود پافشاري مي کنند".

    احمدي نژاد در يکي ديگر از سخنراني هاي ستيزه جويانه اش در شيراز که توسط تلويزيون دولتي پخش مي شد، هشدار داد که قدرت هاي جهان نبايد از شوراي امنيت سوء استفاده بکنند.

    او اظهار داشت: "دست از روش هاي قلدرانه برداريد! وگرنه اطمينان داشته باشيد که شکست خواهيد خورد و شکست بزرگي را به ملتتان تحميل خواهيد کرد. شما در عراق و فلسطين و لبنان چه به دست آورديد؟"

    Comment


    • در حالي که در محافل سياسي تهران از اعلام آغاز توليد صنعتي سوخت هسته اي، به عنوان دومين عمل حساب نشده تبليغاتي محمود احمدي نژاد در ماه اخير سخن گفته مي شود مايکل لوي کارشناس برجسته منع گسترش سلاح*هاي اتمي و امنيت استراتژيک ترديد تازه اي را مطرح کرد و از جهان خواست بدون توجه به اغراق هاي دولت احمدي نژاد نسبت به توانائي هاي هسته اي ايران قضاوت و تصميم گيري کند.

      مايکل لوي که به همين مناسبت از سوي شوراي روابط خارجي آمريکا مورد پرسش قرار گرفته بود با بيان اينکه پذيرفتن ورود ايران به مرحله توليد صنعتي سوخت هسته*اي تنها به تقويت جبهه مخالفين اين کشور کمک مي*کند، تاکيد کرد بزرگ*نمايي مساله هسته*اي ايران به نفع هيچ*کس نيست و تنها با واقع*بيني مي*توان اين مساله را به شکلي مطلوب حل کرد.

      لوي در اين مصاحبه تاکيد کرد اعلام خبر آغاز توليد غني*سازي اورانيوم در مقياس صنعتي از سوي ايران را مي*توان همزمان از دو جنبه مورد توجه قرار داد. از يک سو اين امر نشان*دهنده آن است که ايران بيش از گذشته به توليد بمب اتم نزديک شده است. بنا به گفته لوي اعلام اين خبر از سوي ديگر مي*تواند فرصتي براي امريکا و متحدانش باشد که با استفاده از آن به اجماعي جهاني عليه ايران دست پيدا کنند.

      گفتني است که در اولين روز اعلام خبر خوش هسته اي توسط محمود احمدي نژاد در جمع مردم، علي لاريجاني مسوول پرونده هسته اي و دبير شوراي عالي امنيت ملي که معمولا جهانيان سخن وي را در مورد فعاليت هاي هسته اي ايران معتبر مي دانند، درباره سانتريفوژها سخني متفاوت گفته بود و غلامرضا آقازاده سخني ديگر. تناقص اطلاعات اين سه تن که گفته هاي منوچهر متکي وزير خارجه هم به آن اضافه شد نشريات و خبرگزاري ها را واداشت تا از ناهماهنگي ها در جريان اطلاع رساني مسائل هسته اي انتقاد کنند.

      لاريجاني تاکيد کرده بود که تعداد سانتريفوژها را نبايد فاش کرد، محمد سعيدي معاون بين المللي سازمان انرژي اتمي که در سال هاي اخير در محافل هسته اي جهاني چهره اي مطلع و شناخته شده جلوه کرده است گفت که موضوع مهم تعداد سانتريفوژ ها نيست و دلايل فني را پيش کشيد. متکي نيز سخن ديگري گفت که در مجموع با گفته هاي غيرعلمي رييس جمهور همخواني نداشت.

      در همين زمان روزنامه کيهان با نوشتن مقاله اي که در آن ادعا شده بود که ايران بايد جهانيان را در ابهام نگه دارد، و اين روش را به نفع مصالح کشور خوانده بود، اين تصور را دامن زد که اصلا خبر خوش هسته اي، که برخلاف گذشته تدارک تبليغات وسيعي هم برايش به کار گرفته نشده از اساس يک ترفند تبليغاتي است که بد طراحي شده بود.

      درست 24 ساعت بعد از اين تناقص ها و پريشان گويي ها، غلامرضا آقازاده رييس سازمان انرژي اتمي ايران در يک مصاحبه مطبوعاتي رقمي را که مي توانست رقم نهائي باشد اعلام داشت و گفت از گفته هايش برداشت نادرست شده و نطنز ظرفيت تا پنجاه هزار سانتريفوژ را دارد. البته باز وي ناگفته گذاشت که چقدر از اين ظرفيت به کار گرفته شده و همچنان علامت سئوالي براي جهانيان باقي ماند که بر اساس تصور خود عمل و قضاوت کنند.

      اين همان چيزي است که مايکل لوي هم ايران و هم جهان را از آن برحذر داشته و گفته پيشرفت*هاي هسته*اي ايران بسيار دورتر از مرحله ساخت سلاح اتمي است و بسيار کم*تر از چيزي است که مطرح مي*شود و نبايد با ايران سخت گيري کرد. بنا به گفته وي هيچ مدرکي وجود ندارد که نشان دهد ايران توانسته تا حد توليد صنعتي غني*سازي اورانيوم دستگاههاي (سانتريفيوژ) خود را به چرخش درآورد.

      لوي معتقد است ادعاي ايران مبني بر توليد صنعتي سوخت هسته*اي در اين کشور يک "محاسبه نادرست استراتژيک" است که مي*تواند به تقويت جبهه مخالفين عليه ايران کمک کند.

      وي در ادامه گفت: براساس مطالعات موسسه بين*المللي مطالعات استراتژيک، اگر ايراني ها بتوانند سه هزار سانتريفيوژي را که [بعضي منابع ] مي*گويند در تاسيسات نطنز نصب کرده*اند به مدت يک سال به طور کامل روشن نگه دارند، در آن صورت مي*توانند مواد شکاف*پذير لازم براي توليد يک بمب اتم را بدست آورند. اما چيزي که روشن است اين است که ايران هنوز نتوانسته اين کار را انجام دهد.

      لوي به نقل از ديويد ديويد آلبرايت افزود: آبشار 164 تايي سانتريفيوژهاي ايران حدود بيست درصد از زمان مطلوب را کار مي*کنند و اگر همين روند ادامه داشته باشد، پس از پنج سال مواد مورد نياز براي ساخت يک بمب اتم آماده مي*شود.

      اين کارشناس عدم تکثير هسته*اي در عين*حال معتقد است اين ارزيابي*ها نبايد بر سياستگذاري*هاي غرب سايه افکنده و مانع از مقابله جدي با تهران شود. همچنان که بزرگ*نمايي مساله هسته*اي ايران نيز نمي*تواند به ترسيم واقع*بينانه شرايط موجود کمک کند و غرب بايد به اندازه کافي نگران باشد.

      لوي به نوشته خبرگزاري آفتاب در پاسخ به اين سوال که چه راه*کارهايي براي حل مساله هسته*اي ايران وجود دارد گفت: با وجود آنکه براساس اطلاعات موجود پيشرفت*هاي هسته*اي ايران در شرايط کنوني اجازه ساخت سلاح اتمي را به اين کشور نمي*دهد اما اين امر نبايد باعث ارزيابي غلط ما از تهديد ايران شود. وي افزود: براي حل مساله ما به راه*حل*هايي احتياج داريم که از ترکيبي از هويج*ها و چماق*ها تشکيل شده باشد. بنا به گفته لوي طرح چنين گزينه*اي مي*تواند مقامات ايراني را به مصالحه با غرب تشويق کند.

      گفتني است که در جريان آزاد سازي ملوان هاي بريتانيائي هم بسياري معتقدند که نحوه آزادي سازي آن ها که به قصد ايجاد يک نمايش تبليغاتي براي رييس جمهور برنامه ريزي شده اصلا مطابق با شئون ايران نبود. و شتاب دستگاه رياست جمهوري براي تبليغات مي تواند با مصلحت عمومي مخالف باشد. اين نظر را بسياري از هواداران دولت هم پذيرفته و نسبت به تکرار آن تذکر داده اند.


      Comment


      • هاشمي شاهرودي رئيس قوه قضائيه اخيرا گفت: "متاسفانه در قوانين و مقررات فعلي بيش از هزار عنوان مجرمانه وجود دارد که مجازات آن در بسياري موارد زندان است". وي که قبلا نيز در مورد نقايص قوه قضائيه و نيازهاي اين قوه مهم کشور به اصلاح جدي، انتقاداتي از قوه تحت امر خودش کرده است، اعلام کرد که قرار است قوه قضائيه با استفاده از سيستم هاي مدرن مکانيزه شود تا بخشي از عقب ماندگي هاي فني و اداري اين قوه اصلاح گردد.

        سيد محمود هاشمى شاهرودى

        سيد محمود شاهرودي از پيروان مکتب سيد محمدباقر صدر و آيت الله خميني است که در عراق شاگرد اين دو مرجع تقليد بوده و سالها در حوزه نجف درس خوانده است. وي پس از بازگشت به ايران در سال 1358 در حوزه علميه قم به تدريس خارج فقه و اصول پرداخت. وي در حال حاضر اين مسووليت هاي سياسي را برعهده دارد: رئيس قوه قضائيه، عضو مجلس خبرگان رهبري از خراسان، عضو مجمع تشخيص مصلحت نظام، عضو شوراي عالي مديريت حوزه علميه قم، نايب رئيس جامعه مدرسين حوزه علميه قم، عضو مجمع جهاني اهل بيت و از 9 شهريور 1378 عضو شورايعالي انقلاب فرهنگي. وي در گذشته عضو شوراي نگهبان نيز بود.

        آيت الله هاشمي شاهرودي رئيس موسسه دايره المعارف فقه اسلامي بر مذهب اهل بيت است که اين موسسه توسط آيت الله خامنه اي تاسيس و رياست آن به وي واگذار شده است. اين موسسه در مدت فعاليت خودش دهها اثر در حوزه فقه و کلام منتشر کرده است. موسسه دو فصلنامه به زبان فارسي به نام "فقه اهل بيت" و "المنهاج" به زبان عربي ( در شعبه لبنان) منتشر مي کند که مسووليت هر دو اين نشريات نيز با آيت الله شاهرودي است. اين فصلنامه ها به تبيين جديدترين ديدگاههاي فقهي و بيان مسائل جديد و احکام آنها مي پردازد. آيت الله خامنه اي در حکم ‏تاسيس موسسه دايره المعارف وي را چنين خطاب کرد: "جنابعالى را که چهره درخشانى در علم و عمل بوده و بحمدالله از مقام‏والايى در فقه و علوم مرتبط به آن برخورداريد براى انجام اين اقدام بزرگ، شايسته دانسته، مسئووليت ايجاد و اداره موسسه اى براى تهيه اين ‏دائره المعارف را به جنابعالى محول مى‏کنم".

        سيد محمود هاشمي شاهرودي فرزند مرحوم آيت الله سيد محمدعلي حسيني شاهرودي از علماي شاهرود است که در سال 1327 در شهر کربلا به دنيا آمده و در نجف رشد کرده است. مادرش نيز دختر مرحوم آيت الله حاج سيد علي مددي موسوي قائيني از روحانيون مهم خراسان و از اساتيد حوزه مشهد بود. پدر ايشان از شاگردان آيت الله خوئي بود که سالها تقريرات فقهي و اصولي وي را مي نوشت. وي مسلط به زبان عربي است، زبان انگليسي را مي فهمد و فارسي را با لهجه عربي حرف مي زند. هاشمي شاهرودي از سال 1358 به ايران آمد، تا سال 1369 تابعيت عراقي خود را حفظ کرد و بعدا تابعيت ايراني پذيرفت.

        وي تحصيلات ابتدايي را در مدرسه علوي، که مخصوص ايرانيان مقيم نجف اشرف بود، به پايان برد و از همان نوجواني تحصيلات حوزه را آغاز کرد. وي به سرعت دروس مقدمات و سطح را با موفقيت به پايان رساند و در حوزه درس خارج فقه مراجع معتبر نجف شرکت کرد. وي در اين دوره شاگرد آيت الله محمدباقر صدر، آيت الله خميني و آيت الله خوئي بود. وي اجازه اجتهاد خود را پيش از سي سالگي از آيت الله صدر گرفت. آيت الله صدر در مورد وي گفته بود: "امروز ايشان از مجتهدينى است که اسلام ومسلمين به او چشم دوخته واميد بسته‏اند".

        هاشمي شاهرودي که در همان روزهاي انقلاب در سال 57 مجتهد شده بود، پيش از پيروزي انقلاب در حمله حکومت عراق به حوزه علميه نجف، همراه با گروهي ديگر از روحانيون و از جمله روحانيون ايراني و شاگردان آيت الله صدر دستگير و زنداني شد. وي پس از مدتي که مورد شکنجه جسمي و روحي بود، با وساطت روحانيون وقت نجف آزاد شد. وي در جريان شورش نجف که پس از پيروزي انقلاب صورت گرفت، تحت پيگرد حکومت وقت عراق قرار گرفت، اما چون براي سفر به ايران آمده بود، موفق به دستگيري وي نشد.

        البته، گفته شده است که آيت الله خميني با توجه به شناختي که از وي داشت، از او خواست که به تدريس در حوزه علميه قم بپردازد و به بررسي مسائل فقهي خصوصا در رابطه با احياي فقه حکومتي استوار بر ادله و استنباط جواهري (ميرزا محمدباقر صاحب جواهر الکلام) مشغول شود. و در همين روايت گفته شده است که آيت الله شاهرودي از اول فروردين 1358 به قم رفت و مشغول تدريس خارج فقه و اصول، بخصوص در مباحث "حقوق جزا در اسلام"، "کتاب الخمس" و مباحثي مانند اجاره، بيع، قضا، مضاربه، شرکت، مساقات، مزارعه و صوم شد.

        آيت الله شاهرودي در دوران فعاليت حوزوي خود، علاوه بر تدريس دو دوره خارج اصول، دو کنگره تحت عنوان "کنگره نقش زمان ومکان در انديشه‏هاى امام خمينى." و اولين "کنگره دايره المعارف فقه اسلامى بر مذهب اهل بيت" را برگزار کرد.

        کتاب هاي تاليف شده: "بحوث في علم الاصول"( 7 جلد، تاليف تقريرات خارج اصول شهيد صدر)، کتاب الخمس( دو جلد)، "مقالات فقهيه"، "حکومت اسلامي"، "قاعده فراغ و تجاوز"، "جهان بيني اسلامي"، "تفسير موضوعي بخشي از نهج البلاغه"( ده جلد)، "تفسير آيه مودت ذي القربي" مقالات( عمدتا چاپ شده در فصلنامه فقه اهل بيت): "استقلال در استيفاء قصاص"، "ذبح با دستگاههاي پيشرفته"، "احکام فقهي کاهش ارزش پول"، کاوشي نو در اقسام ديه و چگونگي آن"، "آنچه بزهکار افزون بر ديه بايد بپردازد؟"، "اختيار ولي امر در عفو کيفرها"، "علم شخص قاضي"، "پيش بها يا بيعانه"، "محارب کيست و محاربه چيست؟"، "حکم بي حس کردن اعضاء هنگام اجراي کيفرهاي جسماني"، "حکم پيوند عضو قطع شده در قصاص"، "قصاص، حق انحلالي يا مجموعي؟"، "استبداد در استيفاي قصاص"

        شاهرودي و رياست قوه قضائيه کشور

        در سال 1378 شيخ محمد يزدي، رئيس قوه قضائيه کنار رفت و آيت الله شاهرودي رياست قوه قضائيه کشور را براي پنج سال عهده دار شد. روز هفتم تير 1383 آيت الله خامنه اي هاشمي شاهرودي را براي پنج سال ديگر روي همان صندلي نشاند. رياست قوه قضائيه براي آيت الله شاهرودي مجموعه اي از اقدامات منفي عليه آزادي و حقوق بشر و مجموعه اي از اصلاحات ناموفق بود. به نظر مي رسد هاشمي شاهرودي شخصا، شخصيت معتدلی و در ميان افواه مطرح است که رهبري کشور حتي روي او به عنوان رهبر جايگزين حساب مي کند. وي که پس از ورود به قوه قضائيه آنجا را به "ويرانه" تشبيه کرده بود، عليزاده را از خراسان سرکار آورد و در پي تاکيد رهبري، محسني اژه اي و مرتضوي را در دادگاه کارکنان دولت حفظ کرد. وي به محض برسرکارآمدن باند موتلفه را از معاونت سياسي (بادامچيان و تيم موتلفه اي ها) و مديريت زندانها که مرکزي براي درآمد موتلفه شده بود، بيرون کرد. آيت الله شاهرودي با تعيين صباح زنگنه به عنوان مسوول امور بين المللي تلاش وسيعي را براي حضور موجه در سطح بين المللي و در ژنو کرد. وی بعدا جواد لاريجانی را به عنوان معاون بين المللی قوه قضاييه نشاند اما یک سال بعد معاونت ها را تعدیل کرد و این بار جوادلاریجانی به سمت مشاور بين المللی قوه معرفی شد. سمتی که معلوم نیست وی ديگر آن را جدی بگيرد. از جمله اقداماتی که در دوران معاونت لاريجانی برای تصحيح چهره چهانی فضاوت در ايران صورت گرفت اعزام گروهی برای شرکت در يک همايش در سويس بود که عباسعلی عليزاده رييس کل وقت دادگستری تهران و سعيد مرتضوی قاضی دادگاه مطبوعات در آن شرکت داشتند که با اعتراض نهادهای حوق بشری و مخالفان جمهوری اسلامی روبرو شد. اگرچه فرستادن شخص مرتضوي که در توقيف مطبوعات و دستگيري روزنامه نگاران اصلاح طلب نقش اصلي داشت، به عنوان عضو هيات ايران در همایش حقوق بشر ژنو، براي آيت الله يک بي مبالاتي جدي به شمار مي آمد.

        قسمت پر ليوان شاهرودي

        در مقابل، دستگاه قضائي در دوران شاهرودي اقداماتي در جهت اصلاح قوه قضائيه انجام داد. اين قوه اجراي حکم سنگساررا در دسامبر 2002 متوقف کرد، با اين وجود اجراي موارد معدودي از اين حکم گزارش شده است. وي به نوشتن قانون حقوق شهروندي پرداخت، تقريبا اکثر احکام اعدام ناموسي را در مرحله نهايي متوقف کرد، دستور توقف حکم اعدام هاشم آقاجري را که به اتهام صب النبي حکم گرفته بود، داد. شاهرودي رسما اعلام کرد که "اطفال نابالغ در صورت ارتکاب جرم از مسووليت کيفري مبري هستند." شاهرودي در اوايل سال 1386 دستور استفاده از بانک اطلاعات کامپيوتري قوه قضائيه را داد. در جريان برخورد با تجمع معلمان نيز در روز 27 اسفند 85 به مرتضوي اعتراض کرد و گفت: "حضور در اجتماعات قانوني و بيان اعتراضات به روش مدني از حقوق شهروندي و از مظاهر دموکراسي است، لذا فرهنگيان نبايد در بازداشت بمانند."

        شاهرودي و پرونده مفسدين اقتصادي

        با روي کار آمدن احمدي نژاد، مجلس تن به رفتارهاي ماجراجويانه احمدي نژاد داد که براي کسب محبوبيت مي خواست به مجازات مفسدين اقتصادي بپردازد. هاشمي شاهرودي در اين موقعيت اعلام کرد: "بزرگترين فساد اقتصادي کشور فراردادن سرمايه*هاي داخلي است و براي رفع فقر و ايجاد اشتغال بايد صنعت را توسعه داده و حرمت سرمايه*گذاري را رعايت کنيم." وي گفت: "منشاء عمده*ترين پرونده*هاى كلان مفاسد اقتصادى به مسايلى بازمي*گردد كه از دولت منتقل شده است. از همين جا اعلام مي*كنم دستگاه قضايى هيچ كارى نمي*تواند بكند؛ حتى اگر اسامى مفسدان اقتصادى را اعلام كنيم هم مشكل حل نمي*شود؛ بايد قوانين و مقررات را اصلاح کرد." هاشمي شاهرودي در 17 مهر 85 اعلام کرد که "دستگاه قضايي از فعالان اقتصادي حمايت مي کند." البته، زماني که شهرام جزايري عرب، مهم ترين چهره زنداني متهم به فساد اقتصادي از زندان گريخت، شاهرودي بسرعت دستور برکناري چند مسوول زندان و قوه قضائيه را در روز 12 اسفند 85 داد.

        شاهرودي، بهترين انتخاب يا تقدير مقدر؟

        از يک سو به نظر مي رسد هاشمي شاهرودي قصد اصلاح قوه قضائيه را دارد. براي رد کردن اين نظر، کافي است نگاهي به اقدامات انجام شده در دوران شاهرودي بيندازيم. از سوي ديگر نمي توانيم گفته هاي وي را در مورد اعتقادش به اصلاح قوه قضيه سراسر دروغ بدانيم، چرا که وي نه فقط در مقابل جامعه ايران، بلکه در مقابل موقعيت خود به عنوان يکي از فقهاي مهم شيعه در ايران و عراق دائما مورد قضاوت است. به قول احمدي زيدآبادي "برخي از اقداماتي که در قوه قضائيه مي گذرد، با مسلمات فقه شيعه در تضاد است." پس بايد به اين احتمال فکر کنيم که هاشمي شاهرودي عليرغم تمايلش به اصلاح توانايي انجام آن را ندارد و اين در ايران چيز عجيبي نيست. گفته مي شود که وي براي برکناري قاضي مرتضوي پافشاري زيادي کرد، اما رهبري گفته بود: "همين يک قاضي حزب اللهي را هم مي خواهيد برداريد؟" در 17 آبان 84 کريمي راد، سخنگوي قوه قضائيه اعلام کرد که خبر استعفاي هاشمي شاهرودي صحت ندارد. مرتضوي در ماجراي قتل زهرا کاظمي تا آنجا پيش رفت که توسط نويسنده ليبراسيون متهم شد که شخصا قتل زهرا کاظمي را انجام داده است. اما شاهرودي در جريان دادگاه زهرا کاظمي گفت: "مقصر مرگ زهرا کاظمي ضابطين هستند، نه قاضي مرتضوي" وي همچنين در مقابل توقف اجراي احکام "دادگاه انتظامي قضات" که دلايل کافي براي محاکمه و برکناري مرتضوي داشت، ساکت ماند. شايد همين تعارض ظاهر خشن و نيت اصلاح طلبانه بود که روز 21 ارديبهشت 82 وقتي در هنگام بازديد از نمايشگاه کتاب با اعتراض حاضرين روبرو شد که مي گفتند هاشمي هاشمي استعفا استعفا، بسرعت نمايشگاه کتاب را ترک کرد. البته اگرچه دانشجويان و روزنامه نگاران دل خوشي از او نداشتند، اما هاشمي شاهرودي که امروز مي توانست در بغداد رئيس مجلس کشور عراق باشد، حداقل دلخوش است که 192 نماينده مجلس از اقدامات وي حمايت کردند.

        Comment


        • وزارت علوم هم به جمع سانسورچيان هنري پيوست و ماموران آن نمايش هاي ارائه شده به دهمين جشنواره بين المللي دانشگاهيان ايران را به نحو بي سابقه اي سانسور کردند بطوريکه برخي از آثار 4 بار جرح و تعديل شدند.

          سانسورچيان استفاده از هرنوع واژگان و مضمون سياسي را ممنوع و استفاده از شعار "انرژي هسته اي حق مسلم ماست" را اجباري اعلام کردند.

          به گزارش خبرنگار روز از تهران دهمين جشنواره بين المللي تئاتردانشگاهيان ايران از يکم تا هشتم ارديبهشت ماه سال 86 درسالن هاي مولوي، سمندريان، صميمي مفخم، سينما تئاترواداره تئاتر با حضورگروههاي برجسته ايراني وخارجي دربخشهاي مختلف فعاليت خودراآغاز مي کند.


          دبير جشنواره

          اين جشنواره که هرساله در بهمن ماه وبا نام "جشنواره تئاتر دانشجويي" فجر فعاليت مي کرد، از امسال با رويکردها وبرنامه هاي جديدوکاملتري بصورت جشنواره اي مستقل به ارديبهشت ماه منتقل شد.

          عباس اقسامي دبير جشنواره امسال، برنامه هاي اولين دوره مستقل جشنواره تئاتر دانشگاهيان را به اين شرح اعلام کرد: "برگزاري سمينارهاي آسيب شناسي تئاتر دانشگاهي با حضور اساتيد بزرگ تئاتر، راه اندازي ورک شاپ هاي مختلف دانشگاهي، دعوت از کارگردانان تئاتر برون مرزي براي ايراد سخنراني وتوليد مشترک نمايش بادانشجويان ايراني، سفرگروههاي تئاتري به نقاط مختلف دنيا براي اجراي نمايش، اضافه شدن بخش هاي اساتيد ونمايشنامه خواني خياباني."

          اما بعد از روشن شدن برنامه و وصول آثارنمايشي از داخل و خارج کشور به دبيرخانه جشنواره، وزارت علوم وفن آوري اعلام کرد که کليه آثار بايد توسط ماموران اين وزارتخانه هم بازبيني شود. درجشنواره هاي پيشين دانشجويي، بازبيني نمايشها فقط توسط اساتيد دانشگاهي انجام مي شد. امسال نيز درمراحل ابتدايي بازبيني توسط اساتيد منتخب دانشگاهي انجام شد، اما اين جريان اندکي بعد قطع شد و ماموران وزارت علوم بازبيني را بعهده گرفتند.

          ماموران سانسور وزارت علوم که کاملا مخفيانه و پشت درهاي بسته عمل مي کنند با چنان سرعتي به قلع و قمع نمايش ها پرداختند که فعاليت هاي ستاد اجرائي تحت الشعاع قرارگرفت. مهدي مکاري که دردولت احمدي نژاد با عنوان هنرمند تئاتر تهران، برکرسي رياست تالارمولوي تکيه زده است به عنوان يکي از ماموران سانسور به اتفاق علي نصرآبادي عضوکانون سياست گذاري فرهنگي هنري وزارت علوم، نمايشها را براي چندمين بار بازبيني کردند.

          کليه آثار براي اينکه در جهت اهداف سياسي وزارت علوم قرار بگيرند 4باربازبيني ودرهربار باتغييرات جديدي روبرو شدند . تغييراتي که سبب حذف چند گروه حرفه اي ايراني واعلام انصراف بسياري ازگروههاي خارجي شد. عاقبت اهداف وزارت علوم به اين شرح به اطلاع معترضين به سانسور نمايش ها رسيد:

          الف: استفاده از کلام، حرکت وهرچه که انديشه مستقيم وغيرمستقيم سياسي رادربرگيرد، ممنوع.
          ب: استفاده از مطلبي که مربوط به مساله جنسيت وغرايز انساني باشد، ممنوع.
          ج: استعمال هرگونه سيگار ويا مشروبات الکلي، ممنوع.
          د: استفاده ازفحاشي ويا اصطلاحات خلاف شرع (که حيطه آن هم مشخص نيست) ممنوع.

          طبق نظر سانسور چيان هر گروه نمايشي بايد اندازه و نوع لباس بازيگران مرد وپوشش بازيگران زن را بطور کتبي همراه متن نمايش کند.

          سانسور چيان از نويسندگان وکارگردان ها خواستند تبليغ دين، گسترش وترويج مساله نماز وقرآن را درنمايش ها بگنجانند وحتما از شعار "انرژي هسته اي حق مسلم است" استفاده کنند.

          Comment


          • Comment


            • در جريان بحران اخير ايران بر سر گروگان ها، مقاله هاي زيادي از کارشناسان خاورميانه خواندم که در آن توضيح داده شده بود که ايراني ها ايده قدرتمند بودن انگليس و توانايي هايش در اداره اوضاع به شکل پنهاني را زير سوال برده اند.

              يک ايراني معمولي، ظاهرا دست هاي امپراطوري انگليس را در پس پرده هر بحران پيش پا افتاده اي، از چسبيدن ته ديگ به کف قابلمه بگيريد تا گم شدن يک جفت دستکش، مي بيند. اين موضوع تا حد زيادي قابل توجيه است، زيرا زماني انگلستان تغييرات وحشتناکي در کشوري که پرسيا نام داشت، بوجود آورد. ما در سال 1941، به اين کشور تجاوز کرديم تا توليد فرآورده هاي نفتي را به صورت مطمئن امکان پذير کنيم و در سال 1953، با کمک سازمان سيا، با نخست وزير منتخب، محمد مصدق، مخالفت کرديم و جاي او را با شاه ضعيف، عوض کرديم. شاه، سازمان پليس مخفي اش، ساواک، را تشکيل داد که مردم را شکنجه و سرکوب کرد تا جايي که آيت الله خميني به قدرت رسيد. جرم مصدق اين بود که گمان مي کرد مي تواند سود حاصل از فروش نفت را به کشورش بازگرداند. اين موضوع به مذاق شرکت نفتي انگليسي- آمريکايي آن زمان، که امروز بي پي نام دارد، خوش نيامد و به همين دليل از دست مصدق خلاص شدند.

              از همه چيز مهم تر براي اينکه يک ايراني معمولي فکر کند که انگلستان قدرت بي پاياني براي انجام کار هاي شيطاني دارد، اين است که تا همين چند وقت پيش تنها اتومبيلي که مي شد در ايران خريد، مونتاژ محلي هيلمن هانتر بود که نامش را "پيکان" گذاشته بودند.

              شاه آنقدر از ما ممنون شد که معامله اي اختصاصي با شرکتي که آن زمان روتز گروپ نام داشت انجام داد و آنها هم تنها اتومبيلي که در ايران مي فروختند، يک هانتر درپيتي بود. راستش را بخواهيد اگر کسي من را هم مجبور مي کرد که در سال 2007، هيلمن هانتر برانم، عليه دولت شورش مي کردم و آن را با يک حکومت ديني شيعه عوض مي کردم، اما اين احتمال هم وجود داشت که خودم را قانع کنم که آنها قدرت فوق العاده اي براي شرارت دارند.

              اما موضوع فقط به اين جا ختم نمي شود که ما ايراني ها را مجبور کرديم که ماشين هاي قراضه سوار بشوند. آيا هرگز از اين موضوع شگفت زده نشده ايد که چه بلايي بر سر فروشگاه هاي لباس ورزشي ما آمد؟ وقتي من در اواخر دوران نوجواني بودم، فروشگاه هاي "ميلت" در همه شهرها بود، اما در زمان شاه، تنها فروشگاه هايي که اجازه فروش در ايران را داشت، فروشگاه هاي "ميلت" بود و به همين دليل از سال 1974 تا همين اواخرايراني ها جوري لباس مي پوشيدند که انگار همين الان از معدن بيرون آمده اند؛ شلوار هاي نايلوني پاچه گشاد، کت هاي تنگ پيچازي عجيب و چکمه هاي ليژدار. مسلما، کاپشن کوتاه رئيس جمهور احمدي نژاد (که يکي از بزرگترين اتفاقات مد در ايران است)، مدل کلاسيک "ميلت" است که در سال 1973 مد بود و آن را جيمز هانت (راننده ماشين هاي مسابقه) و اعضاي گروه موسيقي راک اسکاتلندي بي سيتي رولرز، آن را مي پوشيدند.

              حالا ديگر ايران ماشين هاي طراحي شده خودش را توليد مي کند. داشتم کاتالوگ اتومبيل هاي جهان را ورق مي زدم که متوجه شدم ايراني ها، اتومبيلي به نام سمند سرير و اتوموبيل ديگري به نام سايپا 141 ساخته اند که عقب آن به شکل ناهنجاري قلنبه است. پس من از طرف مردمي که باعث انجام اين کار ها شده اند، عذر خواهي مي کنم و با خريدن ماشين هاي آنها مي توانيم جبران مافات کنيم. من خودم قصد دارم از شرکت خودروسازي مرتب در خيابان جمهوري تهران، يک پاژن 3000 جي ال وي، سفارش بدهم. من پيشنهاد مي کنم که زماني که دولت تصميم به خريد مجدد اتومبيل براي وزارت کشورانگلستان گرفت، چند دستگاه سيناد 2 از شرکت کيش خودرو بخرد. و فقط در آن زمان است که آيت الله ها متوجه مي شوند که ما چقدر از دخالت هايي که کرديم، احساس پشيماني مي کنيم.

              Comment


              • خروج شش وزير متحد مقتدي صدر از دولت عراق، پايان کار نيست، اما آغازي است براي رقابتي جدي براي به دست آوردن کنترل شيعيان عراق. اين رقابت فقط بين دو آيت الله - مقتدي صدر جوان و تندرو و آيت الله سيستاني کهنسال و ميانه رو- نيست، بلکه بين مقامات شيعه عراقي و ايراني است.

                مرکز تاريخي و ديني جهان شيعه، همواره عراق بوده است و نه ايران. با اين حال صدام حسين، هميشه آيت الله هاي نجف را از سخنراني، انتشار کتاب و سفر به خارج از کشور، منع مي کرد. يکي از نتايج مثبت حمله آمريکا به عراق در سال 2003 و پايان دادن به حکومت صدام اين بود که به نفع شيعيان بود. در پي اين سرنگوني، موسسات شيعه در مرکز شهر مقدس نجف، فعاليت هاي خود را به شکل عادي از سر گرفتند. کم کم، به لطف حمايت آذربايجاني هاي ثروتمند شيعه [؟]، آيت الله سيستاني هم توانست جايگاهي را که به حق، هميشه متعلق به او بود، و تا زماني که صدام در عراق حکومت مي کرد، نمي توانست آن را بدست بياورد و آيت الله خامنه اي ايراني، جاي او را گرفته بود، برسد: يعني مرجع تقليد شيعيان جهان.

                ايراني ها، که بهتر از هر کسي ظرافت هاي حکومت شيعه را مي شناسند، هرگز برتري آيت الله سيستاني را به بحث نمي گذارند. اما به احتمال زياد، طراح نقشه هاي گوناگوني هستند که براي قتل او - دستکم پنج باراز سال 2003 تا امروز- کشيده شده است [!] شايعه هاي زيادي که اشتباه هم نيستند، اما بسيار غلو شده اند، درباره وضعيت جسماني او پخش مي شود: درواقع سيستاني که 77 سال دارد و از پاپ بنديکت شانزدهم جوان تر است، به تازگي دوران نقاهتش را از آخرين جراحي اش در لندن را به پايان برده و ديگر خطري جسمش را تهديد نمي کند. از همه چيز مهم تر اينکه، ايران با فرستادن پول و اسلحه، از سپاه المهدي، متعلق به مقتدي صدر، حمايت مي کند.

                نبرد صدر و سيستاني، ابعادي مذهبي دارد که سياست در تار و پودش تنيده شده است. سيستاني اصول کليدي خميني گرايي را قبول نمي کند، اما در عوض اين صدر است که از آن دفاع مي کند؛ طبق اين اصول در حکومت اسلامي، آخرين تصميم ها در مورد مسائل کشور شيعه، توسط مقامات مذهبي گرفته مي شود و نه مقامات سياسي. سيستاني که وارث قانون شيعه سال 1920 است، مسلما نقش ديگري هم بعنوان رهبر مذهبي شيعه دارد، اما وي معتقد است که مقامات سياسي بايد به شکل دموکراتيک و از طريق انتخابات گزينش شوند و نه از سوي مقامات مذهبي.

                اکثريت بسيار زياد شيعيان عراق، سيستاني را به عنوان رهبر مي شناسند. زماني که آيت الله کهنسال از حاميانش خواست که وارد دولت متحد بشوند، مقتدي صدر از او حمايت کرد. حالا آنها از دولت خارج مي شوند؛ زيرا تهران مي خواهد که عراق را در تنش دائمي نگه دارد. هم ايراني ها و هم صدر مي دانند که نمي توانند با سيستاني که رهبر محبوب عراق است، رقابت کنند. اما قادرند که موجب آزارش بشوند و کاري کنند که نتيجه ميانجي گري هايش عاقبت مثل نتايج انتخابات در سال 2006 بشود که به طور غير رسمي توسط همه شيعيان پذيرفته شد، اما در مقابل مواضع موافق آمريکا، تعادل لازم را نداشت. سيستاني اعلام کرده است که نيروهاي غربي بايد در زماني مناسب از خاک عراق خارج شوند و جاي آنان را ارتش خودکفاي عراقي بگيرد. همه با اين اصول موافقند و تنها جاي بحث درباره "زمان مناسب" است که باعث گرفتاري شده است و باعث مي شود که ايران از اين آب گل آلود ماهي بگيرد.

                Comment


                • غلامعلي حداد عادل در تندترين عتاب دوره رياست خود، واکنش شديدي نسبت به گفته سخنگوي دولت که سخنانش نشان از سرپيچي دولت از قانون مصوب مجلس داشت نشان داد و طي تذکري تند گفت دولت ناگزير است از اول خرداد بنزين صد توماني را سهميه بندي کند.

                  واکنش حدادعادل که تاکنون کوشيد به پيروي رهبر جمهوري اسلامي از دولت حمايت کند و ناديده گرفتن قانون توسط دولت را ناديده بگيرد، نشان از آن دارد که اعتراض به عمليات خودسرانه دولت تا دور ترين عمق محافظه کاران رفته است.

                  ابراز ترديد سخنگوي دولت در مورد اجراي قانون کوپني شدن بنزين در حالي اتفاق مي افتد که دولت احمدي نژاد در حدود يک سال است مجلس را بازي داده و با گفته هاي ضد و نقيض کوشيده تقصير گران شدن بنزين را به گردن مجلس بيندازد، در حالي که به گفته يک نماينده مجلس توزيع اعتباراتي که مجلس توزيع کرده همه بايد به حساب رييس جمهور گذاشته شود. همه اينها در حالي است که نمايندگان هم قصد گرفتن راي از مردم داريند و انتخابات نزديک است.

                  اما تندترين عمل دولت وقتي بود که بعد از تصويب مصوبه بنزين که به درخواست خود دولت صورت گرفت، از ابتداي مسوولان اجراي سال زمزمه هائي را شروع کردند که نشان مي داد قصد دارد قانون را اجرا نکنند. آخرين اين واکنش ها مربوط به مصاحبه دو روز قبل علامحسين الهام بود که که زمان سهميه بندي بنزين را قطعي ندانست و تاکيد کرد که مجلس آمادگي همراهي با برنامه دولت درباره بنزين را نداشته است. اين حرف براي مجلسي که بايد مستقل باشد گران است که دولت منتخب مجلس را هماهنگ با خود مي خواهد نه دولت را هماهنگ با مجلس.

                  اختلاف جديد دولت و مجلس درست در زماني اتفاق مي افتد که سخنگوي دولت کار ديگري هم کرد و آن زير سوال بردن مرکز پژوهش هاي مجلس بود که در گزارشي نشان داده است تورم و بيکاري در سال آينده به مراتب بيش از آن خواهد بود که بانک مرکزي اعلام کرده است. استدلال الهام اين بود که اساس، آمار بانک مرکزي است. اين در حالي است که در موارد بسياري مانند احکام قوه قضاييه درباره وزارت ارشاد و تصرف شرکت توسعه فرهنگ، يا دخالت بانک مرکزي در مديريت بانک پارسيان، چنين استدلالي در باب "اصل" بودن احکام قضايي از سخنگوي دولت که در عين حال وزير دادگستري هم هست صادر نمي شود.

                  حداد عادل در جلسه علني چهارشنبه با اشاره به سخنان الهام گفت: بايد به دولت تذکر دهيم که موظف است سهميه بندي بنزين را از اول خردادماه سال جاري انجام دهد. رئيس مجلس گفت: شب گذشته در اظهارات سخنگوي دولت شنيدم که دولت نسبت به تعيين قيمت بنزين، هر ليتر 100 تومان موافقت کرده است که از اين بابت خوشحاليم و تشکر مي کنيم. حداد عادل در عين حال افزود؛ اما سخنگوي دولت در مورد اجراي سهميه بندي بنزين از اول خردادماه اظهار ترديد کرد که اگر اظهارات وي، نظر رئيس جمهوري و دولت باشد، بايد به دولت تذکر داد. رئيس مجلس با تاکيد بر اينکه دولت موظف است سهميه بندي بنزين را از اول خرداد ماه انجام دهد، گفت: خواهش مي کنم رئيس جمهوري مراقبت کنند که داستان سال گذشته تکرار نشود.

                  نظر واقعي نمايندگان مجلس را بايد در واکنش آن ها به اين سخن رييس مجلس ديد که ناگهان صداي احسنت همه جا پيچيد. حداد عادل افزود: سهميه بندي بنزين، حرف جديدي نيست و از ابتداي سال 86 اين حرف مطرح نشد. قرار بود از اول فروردين ماه سال گذشته، دولت خود را براي سهميه بندي بنزين آماده کند.

                  مجلس سال گذشته گفته بود پس از شش ماه از تصويب، سهميه بندي بنزين بايد انجام شود اما دولت عذر آورد که امکانات لازم وجود ندارد و اشکالاتي وجود دارد و سهميه بندي بنزين مدام به تاخير افتاد که تا پايان سال 85 اين سهميه بندي در کشور عملي نشد و مجلس هم چشم خود را بست. حداد عادل ديروز تاکيد کرد: مجلس در قانون بودجه سال 86 عملاً اول خردادماه سال جاري را براي اجراي سهميه بندي بنزين تعيين کرد تا با مسافرت هاي فروردين ماه متقارن نشود. اما تاخير بيش از اين جايز نيست زيرا اگر در خرداد ماه عملي نشود، در تيرماه مسافرت هاي تابستاني شروع مي شود و تقاضا بالا مي رود و مشکلات ديگر پديد مي آيد.

                  حدادعادل در خاتمه با يادآوري اين که "وقتي يک مصوبه مجلس، قانون شد و به تاييد شوراي نگهبان رسيد و به دولت ابلاغ شد، ديگر اظهار ترديد درباره آن در محافل عمومي و رسانه ها سودي ندارد، جز اينکه مردم را سرگردان کند" ابراز اميدواري کرد: "ديگر شاهد اين ترديدها و اما و اگرها نباشيم".

                  آن چه رخ داد نشان مي دهد همچنان که روزنامه اعتماد نوشته، بنزين در ايران اين روزها به يکي از کالاهاي اساسي سياسي تبديل شده است، به گونه اي که بسياري از تحليلگران عنوان مي کنند سرنوشت رقابت هاي انتخاباتي امسال در پمپ بنزين ها رقم خواهد خورد. چرا که افزايش قيمت بنزين و از آن مهمتر کوپني کردن اين کالاي حياتي و مورد نياز مردم مي تواند تاثير مستقيمي بر جهت گيري راي دهندگان ايراني داشته باشد.

                  Comment


                  • محمود احمدي نژاد که در جريان سفر به فارس و افتتاح سد سيوند با مخالفت کارشناسان بسياري روبه رو شده است، در تازه ترين سخنان خود با اشاره به اينکه تئوري هاي مادي به بن بست رسيده گفت اگر در کشوري راجع به دموکراسي حرف بزنيم مردم حالت تهوع مي گيرند.

                    رئيس جمهوري که به دنبال تيره شدن روابط دولت با علماي بزرگ چندي است ترميم اين روابط را موضوع توجه خود قرار داده و اين روزها سعي دارد وزير آموزش و پرورشش را که مورد انتقاد علما بوده از استيضاح نجات بدهد، در جمع علما و روحانيون استان فارس با تاکيد بر اينکه درس خوانده هاي امريکا و انگليس به درد نمي خورند، از مدرسان مدارس علميه خواست دولت را در حل مشکلات فراوان در حوزه مادي ياري دهند. وي براي جلب توجه بيش تر حضار به کمک هاي دولت به مراکز ديني اشاره کرد و قول داد که باز هم در اين امر کوشش کند.

                    احمدي نژاد در اين ديدار با بيان اينکه دنيا خلق شده تا يک اتفاق مهم بيفتد، گفت: "ما بايد به سمت سعادت حرکت کنيم. در غير اين صورت همه زحمات به هدر مي رود. بايد روزي بيايد که انسان کامل يعني امام زمان(عج) بشر را به نقطه کمال برساند. هيچ کس نمي تواند انسان را به نقطه حقيقي سعادت برساند مگر امام معصوم."

                    به گزارش ايسنا رئيس جمهور تاکيد کرد: "مطمئناً براساس مادي گرايي نمي توانيم به نقطه کمال و سعادت حقيقي نزديک شويم. ما مشکلات فراواني به خصوص در حوزه مادي داريم، اما درس خوانده هاي امريکا و انگليس دواي درد ما نيستند. نمي توان جز مبتني بر احکام اسلامي حرکت و نوري را مشاهده کرد. من رسماً در اينجا از علما و مدارس علميه دعوت مي کنم که در اين باره تحقيق کنند و دولت از انديشه ها و الگوي هاي آنها در اين زمينه استفاده مي کند. ما بايد نظام تربيتي مخصوص خود را داشته باشيم."

                    احمدي نژاد ادامه داد: "دولت با همه ابعاد و توان، عقيده دارد و تلاش مي کند که فضاي مديريت کشور را به سمت الگوي اسلامي پيش ببرد. اکنون دوران تئوري هاي غربي گذشته است."

                    Comment


                    • در آغاز هفته پاياني ماه اول سال که در ايران فصل رونق گل و بلبل است، آيت اله منتظري ـ يکي از بالاترين مقامات مذهبي ايران و از اولين رهروان انقلاب اسلامي ـ که سال هاست بعنوان "ضدانقلاب" مغضوب قدرت و خانه نشين است، سال گذشته را چنين تصوير کرد: "سال شعار، تنش جهاني، فشار اقتصادي، سکوت و سانسور."

                      رويدادهاي ماه اول سال نشان داد که سال به سال دريغ از پارسال. حمله همه جانبه نيروهاي امنيتي ـ نظامي "طالبان ساکن ايران" براي استقرار هر چه بيشتر سکوت و سلطه هر چه وسيعتر سانسور ادامه يافت. درهمان حال که آزادي 2 سوئيسي دستگير شده نشانه نگاه صرفا "بشر دوستانه" دولت احمدي نژاد تبليغ مي شد، دستگيري معلمان ـ حتي در کلاس درس ـ يورش نظامي به کارگران، ربودن دانشجويان، احضار گسترده فعالان جنبش برابري زنان دامنه وسيعتري گرفت. به مردم خبر داده شد که ارتش بزرگي از ماموران انتظامي سوار بر بنزهاي چند ميليوني الگانس در چهار راه ها حضور خواهند يافت تا مراقب زنان و جوانان باشند. همزمان انصار حزب الله هم طي بيانيه اي اعلام کردند که براي مبارزه با بدحجابي راهپيمائي خواهند کرد.

                      عيسي سحر خيز گفت: "نهادهاي صنفي و مطبوعات در ليست امنيتي براندازان نرم قرار داده شده اند". اين اصطلاح را محسني اژه اي بعد از سخنان رهبري در مشهد فرموله واعلام کرده بود.

                      معصومه ابتکارهم ختم زندگي نوزاد به دنيا نيامده اي به نام "شوراها" را باطلاع همگان رساند. نوزادي که با محدودکردن اختياراتش به سراي باقي شتافت تا تنها اصل اجرا شده قانون اساسي در زمان محمد خاتمي هم به بايگاني سپرده شود.

                      ديدار بيش از صد نماينده مجلس با محمدين- کروبي و خاتمي ـ و اعلام ديدار نزديک اين دو نفر باهاشمي رفسنجاني، آتش توپخانه ارگان امنيتي ـ نظامي که خود را روزنامه مي نامد، متوجه مهدي کروبي کرد. حملات بي سابقه روزنامه ضد ايراني کيهان به کروبي و روزنامه او اعتماد ملي، در واقع نخستين خاکريز براي فتح انتخابات آينده است.

                      فشار اقتصادي بازهم بيشتر شد. در سراسر ايران معلمان گرسنه به خيابان آمدند و کارگران هم درچند شهر دست از کارکشيدند و همه جا باهجوم روبرو شدند. اين تازه مقدمات گراني هولناکي است که با اجراي سهميه بندي بنزين از اول خرداد از راه خواهد رسيد.

                      سياست ماجراجوئي و تنش جهاني هم ادامه يافت. درحاليکه آمريکائي ها اسنادي رامنتشر کردند که جمهوري اسلامي سازنده بمب هاي جاده اي مرگبار بکارگرفته شده در عراق و ارسال کننده سلاح براي طالبان است، مقامات سياسي ودولتي رجز خواني راوارد فاز تازه اي کردند.

                      پرويز داودي نژاد، معاون احمدي نژاد در مشهد گفت: "دشمن حتي به لحاظ رواني هم جرات خود را از دست داده است. ما قدم به قدم که جلو مي*رويم، دشمن عقب نشيني مي*کند."

                      فرماندهان ارتشي به مناسبت روز ارتش، دست به تهديدات حيرت آوري زدند. سرتيپ"قرائي آشتياني" جانشين فرمانده كل ارتش، "ارتش را فدائي رهبر" اعلام کرد و گفت: "ارتش امروز يكي از قدرتمندترين، زبده*ترين و كارآمدترين ارتش*هاي دنياست و هر نوع تهديد و ماجراجويي را به شكل كوبنده جواب مي*دهد؛ در واقع اين نظر كارشناسان نظامي خارج از كشور است."

                      سرلشکر فيروز آبادي، رئيس ستاد کل نيروهاي مسلح، بعنوان جمع بندي سخنان جنگي چند روز اخير فرماندهان ارتش که به بهانه روز ارتش طرح شده بود، در يک مصاحبه خبري گفت: "كساني كه بدون داشتن ارزيابي درست نظامي از توان دفاعي، ما را تهديد نظامي مي كردند، متوجه شده اند كه ايران كشوري قدرتمند است و نمي توانند با آن مواجهه كنند. نيروهاي مسلح جمهوري اسلامي ايران تجهيزات مدرني دارند كه دشمنان، هنوز نام آنها را نشنيده اند و حتي در صورت شنيدن، باور نمي كنند و آنچه كه در رزمايش هاي گذشته به نمايش درآمد، گوشه اي از توانايي نظامي ايران به شمار مي آيد. ارتش ايران امروز از مقتدرترين ارتش هاي منطقه است."

                      فرمانده كل ارتش، سرلشگر عطاء الله صالحي نيز گفت: "ما كاري به كسي نداريم، اما اگر يقه ما دريده شود روزگاري براي دشمن نخواهيم گذاشت و دشمن هم اين را مي داند." و سخنان خود را با تهديدي به پايان برد: "دشمنان چه حمله کنند و چه حمله نکنند نابود هستند."

                      اين سخنان در پيوند با خبر خوش جديد هسته اي که حتي محمدالبرادعي عم در صحت آن ترديدکرده است، سبب شد تا يک کارشناس اتمي روسيه درمصاحبه بانشريه پر تيراژ فوکوس مقامات جمهوري اسلامي را "گزافه گو" بخواند.

                      در روزهاي پاياني هفته در حاليکه همه منتظر بودند تا در رژه روز ارتش سلاح هاي مدرني که حتي دشمن اسم آنها رانشنيده به نمايش گذاشته شوند، محموداحمدي نژاد به پاسارگاد رفت تا براي نشان دادن ضد ايراني بودن خود سد سيوند را شخصا آبگيري کند و گرانبها ترين ميراث تاريخ رازير آب بفرستد. کاري حتي طالبان افغاني هم نکردند.

                      يک ضرب المثل قديمي ايراني مي گويد: سالي که نکوست از بهارش پيداست.


                      Comment


                      • مقامات بلند پايه پنتاگون روز سه شنبه اعلام کردند محموله سلاح هايي را در جنوب افغانستان توقيف کرده اند که از سوي ايران براي جنگجويان طالبان ارسال مي شده است. طالبان به طور تاريخي رقيب منطقه اي ايران محسوب مي شود.

                        ژنرال دريايي پيتر پيس، رئيس ستاد مشترک، گفت مواد منفجره و خمپاره هاي از نوع سي-4 در طي ماه گذشته در نزديکي قندهار، که مقر نظامي و اداري جنوب افغانستان است، کشف شده است. اين منطقه درماه هاي اخير هدف حملات طالبان قرار داشته است.

                        دولت بوش قبلا ايران را مکررا متهم به تامين سلاح هاي پبچيده و مواد منفجره ضد تانک براي گروه هاي عراقي کرده بود. اظهارات پيس اولين سخنان از اين نوع در مورد افغانستان است. پيس گفت معلوم نيست چه کسي اين سلاح ها را فرستاده است، ولي علائم موجود روي آن ها منابع اطلاعاتي ما را مطمئن ساخته که سلاح ها ساخته ايران هستند!

                        پيس به خبر نگاران گفت: "در افغانستان به وضوح عراق معلوم نيست گروه هاي وابسته به ايران کدام گروه ها هستند و چه گروه هايي سلاح ها را تحويل مي دهند."

                        مقامات آمريکايي در عراق سپاه قدس يا شاخه بين المللي سپاه پاسداران را متهم به تامين سلاح براي شبه نظاميان عراق کرده اند، ولي گفته اند که مشخص نيست اين سپاه از مقامات بلند پايه تهران دستور مي گيرند يا نه.

                        مقامات آمريکايي مي دانستند که ايران در افغانستان فعال است، ولي اين فعاليت را مثبت و محدود مي پنداشتند به خصوص در ايالات غربي افغانستان مانند هرات که ارتباط تنگاتنگ اقتصادي با ايران داشته است.

                        دولت شيعه تهران طالبان را به عنوان يک رقيب مي نگرد که در سال 1988 تقريبا به جنگ آن رفت، چرا که گروه هاي سني حاکم بر افغانستان در آن زمان 9 [11] ديپلمات ايراني را در مزار شريف در حاليکه در حال فرونشاندن يک شورش بودند کشتند.

                        مقامات آمريکايي در عراق اخيرا اظهار کرده اند که ايران درمورد گروه هايي که به آن ها کمک تسليحاتي و مالي مي کند چندان سختگير نبوده و به گروه هاي سني و عرب در عراق نيز کمک مي کند.

                        گروه هاي در تبعيد ايراني تاکيد دارند که سپاه قدس چندين سال است در افغانستان فعاليت مي کند. شوراي مقاومت ملي، يک گروه مخالف دولت ايران در پاريس، اظهار کرد فعاليت ايران در افغانستان تا حد زيادي محدود به تعليم گروه هاي شيعه است.

                        معذالک محمد محدثين، رئيس کميته امور خارجي اين شورا گفت تهران علاقمند بود حتي الامکان از انتخاب حميد کرزاي نيز جلوگيري کند. وي گفت: "صدور تروريسم و بنيادگرايي به کشور هاي مسلمان همسايه همواره يکي از محور هاي اصلي سياست خارجي رژيم تهران به حساب مي آمده است."

                        Comment


                        • Comment


                          • Comment


                            • مارتين هاگسن کمي پيش از تنش اخير ميان ايران و انگليس از تهران ديدن کرد. در آنجا وي با گروه هاي موسيقي متال با شعر هايي از اسطوره هاي ايران و دختران نوازنده در گروه هاي پاپ، در کنارفرهنگ اسلامي که سعي دارد غرب را تفسير کند مواجه شد.

                              يک شب سرد در تهران. هفته ها بعد از مراسم عاشورا. هنوز پرچم هاي سياه در مرکز شهر بر سردر برخي ساختمان ها آويخته است. ترافيک سنگين در هشت خط از کنار تابلو هاي بزرگ شهداي جنگ ايران و عراق عبور مي کند. در کنار آن ها بيل بورد هاي عظيم که تلفن هاي موبايل را تبليغ مي کنند. هر چه به شب نزديک تر مي شويم دود و غلظت هوا بيشتر مي شود.

                              در شهرک اکباتان با انبوهي از مجموعه اي از بتون و مسير هاي اتوبان و درسايه يکي از برج ها دريک اتاقک ضد صدا گروهي به نام 127 مشغول تمرين است. در زير پوستري از جترو تال نوعي موسيقي که شايد نام پانک محلي را بتوان بر آن گذارد در حال اجراست: جاز، موسيقي ايراني،ترومبون و پيانو. آهنگ ها به زبان انگليسي هستند و توسط سهراب محبي، يک جوان باريک 26 ساله خوانده مي شود. اشعار آن سياسي نيست ولي گوياي نا اميدي و سياهي است. محبي در حاليکه يک دست را در شلوار جينش فشار مي دهد روي ميکروفن خم شده است: "اخبار را مي بينم، مازوخيست هستم/ بايد شکست بخورم تا مطمئن تر شوم/ توسرم پر از آزمون هاي سخت بي گناهي است/ناني در نمي آورم و از آرزو پرهيز مي کنم."

                              تا چندي پيش تصور چنين چيزي ممکن نبود. با انقلاب 1979 موسيقي پاپ ممنوع شد. افراطيون مذهبي آن را ابتذال مي دانستند. هر کس مخالف بود در معرض کتک، بازداشت و حتي زندان قرار مي گرفت. محدوديت ها تا حدي بر طرف شده ولي نه کاملا؛ کنسرت ها گاهي مجوز مي گيرند ولي رقص همچنان ممنوع است. آواز زن فقط به صورت همراهي مجاز است. موسيقي همچنان تحت نظارت وزارت ارشاد اسلامي قرار دارد.

                              هر موسيقي بايد مراحل مميزي شعر و موسيقي را طي کند. از آن جا که موسيقي راک مجاز نيست، تنها تعدادکمي از موسيقي هاي اجرا شده با گيتارمجوز گرفته اند. محبي از گروه 127 مي گويد: " سه سال پله ها را بالا و پايين مي رويد ولي آخر هم مجوز داده نمي شود چون موسيقي غربي است." لذا گروه 127 هم آهنگ هاي خود را در اينترنت پخش مي کند و چند کنسرت در خارج از کشور اجرا کرده است. ولي اين چيزي نبوده که آن ها انتظار داشتند. آن ها مي خواستند حضور واقعي داشته باشند و موسيقي زنده اجرا کنند.

                              انقلاب 1979 در واقع مي خواست فرهنگ ايراني را زنده کند و در روزهاي اول انقلاب شاعران و موسيقي دانان کنسرت هايي را اجرا مي کردند ولي به مرور و با فشار روحانيون براي زدودن مظاهر غرب به تدريج هنر مندان نيز به غرب کوچ کردند. آن ها که کوچ نکردند به زير زمين ها رانده شدند. رامين بهنام از پليس تشکر مي کند که وي را به يک موسيقي دان حرفه اي تبديل کرده است. وي که در مسير تمرين گروه خود دستگير شده بود مي گويد: " در اين لحظه فهميدم که موسيقي جدي است و تنها کاري که مايلم بکنم نواختن موسيقي است."

                              وي که چند ساعت بعد آزاد شد گروه خود به نام تاتار 2 تشکيل و نوارهايي را از کار هاي خود بطور غير رسمي منتشر کرد. اين گروه کنسرت هايي را در پارکينگ خانه ها و با صداي کم اجرا مي کردند.

                              موسيقي پاپ در ايران از دهه 1990 با بهبود جراحات ناشي از جنگ با عراق شکل گرفت. گروهي معتقدند اين شکل گيري با تصميماتي در بالاترين سطح دولتي همراه بوده است و مي گويند ملايان خواستند موسيقي خودي را درمقابل موسيقي ايرانيان خارج که در بازار سياه پخش مي شد تشويق کنند.

                              يکي از ستاره هاي اين حرکت علي رضا عصار است. وي با ريشي سياه و مو هاي بسته شده در سن 37 سالگي، مي گويد قصد داشته براي ادامه کار موسيقي ايران را ترک کند و به رهبري ارکستر بپردازد ولي با باز شدن فضاي فرهنگي در زمان خاتمي وي در ايران ماندو امروز سي دي هاي او در يک ميليون نسخه به فروش مي رود. وي آخرين آلبوم خود را در ابي رود لندن و با ارکستر سمفونيک لندن ضبط کرده است.

                              در ايران همه از خط قرمز در هنر صحبت مي کنند: مسائلي چون روابط جنسي که مسلما نمي تواند مطرح شود. ولي در بسياري موارد هيچ کس حدود و ثغور اين خط را بطور مشخص نمي داند. نينف اميرخاص نوازنده گروه آرين مي گويد مساله اين است که هيچ قانون نوشته شده اي در اين زمينه وجود ندارد. گاهي اشعاري مجوز مي گيرند که حدس نمي توان زد.

                              در صحبتي با علي پهلوان خواننده گروه آرين وي گفت: "ما نمي توانيم بسياري از حرف ها را بطور واضح بزنيم و بايد بگذاريم مردم خودشان حدس بزنند."

                              اين نحوه برخورد با بيان هنري تنها عکس العملي در برابر سانسور نيست بلکه بنا به گفته رامين صديقي، مدير شرکت هرمس، شعر و فرهنگ ايراني همواره زباني غير مستقيم داشته است."مثلا درمورد عشق افراطي اگر سخن گفته شود خواهند گفت اين عشق به خداست و لذا کسي ايراد نخواهد گرفت."

                              پس از تائيد شعر از سوي وزارت ارشاد بايد براي هر اجرا نيز مجوز گرفت. رقص نيز ممنوع است و محافظين حاضرين را زير نظر دارند. پهلوان مي گويد: " مردم مي توانند دست بزنند و کمي حرکت بکنند ولي گاهي ما مجبور مي شويم اجرا را قطع کنيم و از جمعيت بخواهيم سر جاي خود بنشينند. حتي نوازندگان هم نمي بايد حرکت شديد بکنند و گاهي به آن ها نيز روي صحنه تذکر داده مي شود که آرام باشند.

                              آرين اولين گروهي بود که در آن نوازنده مرد و زن در کنار هم وجود داشت. حتي قبل از سال 1979 نيز اين فکر تازگي داشت. زنان هنوز مجاز نيستند به تنهايي آواز بخوانند. حتي در گروه نيز نبايد بلند بخوانند. خواندن زنان در جمع زنان يا کنسرت براي زنان آزاد است.

                              به پشت بام مي رويم تا شهر را تماشا کنيم و چند عکس بگيريم. وجه ديگري از کوشش تند رو ها براي ممنوع کردن فرهنگ غرب نمايان مي شود: موج عظيم آنتن هاي ماهواره اي. اين وسايل قانونا غير مجاز است ولي برخورد با آن ها جنبه پراکنده و اتفاقي دارد. هر چند اينترنت با سرعت بالا نيز محدود شده است و سايت هاي غير اسلامي نيز فيلتر مي شوند ، ليکن جوانان به زودي راه خود را پيدا مي کنند. با وجود ممنوع بودن موسيقي غربي انواع آهنگ هاي جديد به سرعت در بازار سياه قابل دسترسي هستند.

                              در مغازه حسين در شمال شهر انواع دي وي دي هاي فيلم ها و موسيقي غربي که غير مجاز تکثير مي شوند وجود دارد. چون ايران عضو پيمان جهاني حقوق مولف نيست، فروش اين محصولات هم غير قانوني نيست. آنچه غير مجاز است آهنگ هايي است از بريتني اسپيرز و پينک فلويد در زير ميز و بر روي سي دي ضبط مي شوند. آن چه کسب و کار حسين را نگاه مي دارد بچه هاي نسل انقلاب هستند: 70 در صد جمعيت زير 30 سال سن دارند و خاطره اي از دوران شاه ندارند. اين همان نسلي است که در شمال تهران و در بوتيک هاي مد روز با گوشواره و موهاي ژل زده به چشم مي خورند.

                              تقريبا تمام غربي هايي که از ايران ديدن مي کنند با تضاد بين زندگي عمومي مردم و روي گشاده ايرانيان در فضاي زندگي خصوصي آشنا هستند. خبر نگاران اغلب مي بينند که ايرانيان بذله گو و خوش اخلاق هستند و تفاوت زيادي با آن روحيه اي که "مرگ بر آمريکا" را فرياد مي زند دارند. نوعي ناهمخواني شديد ميان قوانين سخت جمهوري اسلامي و زندگي روزمره مردم عادي وجود دارد.

                              نمي دانم کدام يک چهره ايران است. ژيلا مي گويد:"هردو. يک لايه بيروني و يک لايه دروني وجود دارد. وقتي من بيرون مي روم بايد از آن تبعيت کنم و روسري سر کنم ولي در خانه يا جاي امن مي توانم خودم باشم."

                              محسن رجب پور 35 ساله نقش سايمون را در ايران بازي مي کند و به کشف گروه هاي موسيقي مشغول است. گروه آرين از گروه هايي است که او به وجود آورده و اکنون نيز بنيامين که صدايش در تمام جاها شنيده مي شود از هنر منداني است که با وي کار مي کند. وي مي گويد در دهه بعد از 1995 حدود 750 عنوان آلبوم منتشر شده ولي از سال 2005 با انتخاب محمود احمدي نژاد اين رقم به 100 آلبوم کاهش يافته است.

                              احمدي نژاد به رسانه ها گفته است از پخش موسيقي غربي خودداري کنند. پرسيدم آيا تضادي بين موسيقي پاپ و آرمان هاي اسلامي وجود دارد، با احتياط کامل و حساب شده جواب داد: "برداشت هاي مختلفي از اسلام هست. برخي سخت گير تر و برخي کمتر سخت گير هستند. شما هم در اروپا در قرون وسطي دچار همين مسائل بوده ايد ولي بعد به ثبات رسيده ايد. ما هم اکنون دقيقا در چنين بحراني به سر مي بريم."

                              Comment


                              • اقدام ايران در اواخر ماه مارس که به گروگانگيري 15 ملوان و تفنگدار بريتانيايي در خليج فارس منجر شد، به تدريج درحال فراموش شدن از اذهان عمومي است؛ ولي از نظر غرب و در برابر استراتژي هاي جمهوري اسلامي، اين رويداد به منزله يک رويداد مهم و يک فرصت بي سابقه تلقي مي شود که به واسطه آن مي توان در آن سوي اقيانوس اطلس به يک رضايت عمومي دست يافت.

                                مسئولين ايران از ابتدا اين اقدام سازماندهي شده خود را به عنوان يک اقدام غيرمتداول در صحنه سياسي قلمداد کردند. هدف چه بود؟ نشان دادن عزم و ثبات قدم جمهوري اسلامي در برنامه هسته اي.

                                اين پيام که تنها به فاصله چند روز پس از تصويب مجازات ها و تحريم ها توسط شوراي امنيت درخصوص اقدامات هسته اي غيرمجاز ايران ارسال شد، پيامي کاملاً واضح و عاري از هرگونه ابهام بود: حکومت ايران براي برنامه هسته اي خود کاملاً راغب و آماده مبارزه است.

                                از ديد ملل اروپايي، اين پيام به منزله يک "بيدارباش" همه جانبه است. درواقع، اروپا به مدت يک دهه و نيم تمامي مذاکرات را رهبري کرد تا شايد يک همزيستي يا سازش موقت با حکومت ايران به دست آورد. در سال 1992 در زمان نشست شوراي اروپا در ادينبورگ، اتحاديه اروپا گفتگويي را آغاز کرد که به "گفتمان منتقدانه" مشهور شد: يک رويارويي اقتصادي و ديپلماتيک که با هدف اثر گذاشتن بر موقعيت ايران در زمينه هاي سلاح کشتارجمعي، تروريسم و حقوق بشر برنامه ريزي شده بود.

                                اين تلاش دوام چنداني نداشت و درنهايت نيز شکست خورد؛ تا زماني که مجدداً در سال 1997 به روي ميز بازگشت. اين "گفتمان منتقدانه" حکومت ايران را به داشتن تماس هاي بيشتر در زمينه هاي سياسي و تجاري مجاب کرد، ولي به هرحال نتوانست به طور کامل روند رفتاري اين حکومت را تغيير دهد. از سال 2003 تا 2005، سه کشور بزرگ اروپايي [آلمان، فرانسه و بريتانيا] تلاش کردند تا مجدداً "گفتمان منتقدانه"اي درخصوص گسترش فعاليت هاي هسته اي با ايران داشته باشند، ولي باز نتايج مشابهي به دست آمد.

                                گروگانگيري روز 23 مارس بر شکست کامل اين ديپلماسي مهر تأکيد زد. دراختيار داشتن سلاح هاي کشتارجمعي براي آيت الله هاي ايران به عنوان يک نقطه قوت در سطح جهان محسوب نمي شود، بلکه به منزله عاملي براي ثبات نظام و وسيله اي براي سيطره بر منطقه به شمار مي آيد و اروپا نيز به تدريج درحال پي بردن به اين مهم است.

                                سياست اروپا اکنون بايد با اين واقعيت سازگار شود و واشنگتن نيز مطمئناً مي تواند در اين دگرگوني سهمي داشته باشد. سال هاي سال است که مقامات امريکايي در مهار کردن جاه طلبي هاي هسته اي ايران و توان ايجاد اغتشاش اين کشور در منطقه ناموفق ظاهر شده اند. در اين مدت، تلاش امريکا در برابر حکومت اسلامي به دليل نبود يک عامل واقعي اقتصادي و نفوذي مختل شده، ولي اروپا قدرت تغيير چنين وضعيتي را دارد.

                                کشورهاي عضو اتحاديه اروپا به طور يکجا بزرگ ترين شريک بازرگاني ايران محسوب مي شوند. تنها سه کشور اروپايي [آلمان، فرانسه و ايتاليا] به طور سالانه 30 درصد واردات تجاري ايران را تشکيل مي دهند و اصلي ترين خريداران اروپايي اين کشور [فرانسه، ايتاليا و هلند] به طور سالانه بيش از 10 ميليارد دلار از صادرات آن، به ويژه نفت و توليدات پتروشيمي را مصرف مي کنند.

                                تمامي اين نکات نشان دهنده آن است که با مشارکت اروپا و تدابير اقتصادي جدي مانند توقيف دارايي، کاهش سرمايه گذاري هاي مستقيم خارجي و تحريم هاي بازرگاني دوجانبه مي توان اقتصاد ايران را تحت تأثير قرار داد. با انجام چنين اقداماتي مي توان اين پيام آشکار را به سران ايراني داد که رفتارهاي فريبکارانه و غيرقابل قبول آنها مطمئناً پيامدهاي قاطع و مشخصي به همراه خواهد داشت.

                                مقامات اروپايي و امريکايي بايد با استفاده از اين فرصت، استراتژي هاي خود را در برابر دولت تهران هماهنگ کنند. اگر اين هماهنگي صورت نگيرد، مسلماً اين خطر وجود خواهد داشت که حکومت بنيادگراي ايران برداشت اشتباهي از ثابت قدمي غربي ها داشته باشد.

                                Comment

                                Working...
                                X