اصل مساوات اسلامى، به كلى با آن چه در فرهنگ مغرب زمين وجود دارد متفاوت است . از ديدگاه اسلام، انسان، اصولا موجود آلوده و گناه كارى نيست كه از فيض حلول به شايستگى مقام انسانيت را به دست آورد . قرآن، ارزش انسان را با مابعدالطبيعه نمىآميزد، انسان برتر، موجودى است كه آزادانه دستورات الهى را به كار بندد و خدا را پرستش كند
اسلام و حقوق زن
نزول كتاب آسمانى قرآن بر پيامبر صلى الله عليه و آله، تنها به خاطر تغيير رسوم و دگرگونى اخلاق عرب جاهليت نبوده است . قرآن، كتابى استحاوى دستورات منسجم و كامل كه اجراى آن در شرايط تاريخى و ضرورتهاى اجتماعى گوناگون كاملا امكانپذير است . در مورد حقوق زن، نخستبايد ديدگاه اسلام را در باره طبيعت زن دانست .
ديانت اسلام، زنان و مردان را برابر مىداند و قوانين اسلام، عموما انسان را مورد حمايت قرار مىدهد نه فرد يا گروه معينى را . با اين همه در مواردى از حقوق زنان بيشتر پشتيبانى كرده و مخصوصا سنت پيامبر صلى الله عليه و آله عدالت، مهربانى و نيك رفتارى با زنان را توصيه نموده و احاديثبسيارى در اين باره موجود است . در مساله ازدواج كه از نظر اسلام، بعد اخلاقى و تربيتى آن اهميت فوقالعادهاى دارد، اگر به مهريه تاكيد شده باز به خاطر احترام و تامين زندگى آينده زن بوده است .
حديثى از پيامبر صلى الله عليه و آله نقل شده كه زن را به موجود مقدس تعبير كرده و در حديث ديگر مالكيتخصوصى، حق استفاده از ارث و تساوى در برابر قانون را براى زن قايل شده است .
فقهاى اسلام، از تفاوتى كه در سهم ارث زن و مرد وجود دارد و مرد دو برابر زن ارث مىبرد، بدين صورت دفاع كردهاند كه اين امر نه تنها تضييع حقى نسبتبه زنان نيست، بلكه امتيازى هم براى آنان محسوب مىشود . مىدانيم كه در نظام اجتماعى اسلام، به طور كلى مرد مسؤول پرداخت هزينه خانواده از هر قبيل است . در حالى كه مسؤوليت و مديريت زن در خانواده نسبتبه امورى است كه براى او مستلزم هزينهاى نيست، بدين ترتيب ثروت و در آمد او مانند مرد، صرف مخارج خانواده نمىشود . حال اگر، بيشتر از او ارث مىبرد، هرگز به خاطر برترى مرد نسبتبه زن نمىباشد، بلكه به علت مخارج بيشترى است كه اجبارا مرد در زندگى برعهده دارد .
از بررسى قرآن و احاديث پيامبر صلى الله عليه و آله به اين نتيجه مىرسيم كه دين اسلام سه نوع امتياز براى زنان قايل شده است:
اول، حق زناشويى كه از نظر اسلام در عين اين كه پيوند معنوى و پرشكوه مرد و زن مسلمان است، اقدامى در مسير نظم جامعه و قرارداد عادلانهاى بين طرفين است .
دوم، رعايت احترام و ادب معاشرت در روابط زن و مرد است . با شناختى كه اسلام از طبيعتسركش مردان داشته، در اين مورد راههاى عملى ارايه داده و صرفا توصيه اخلاقى نكرده است .
سوم، تنظيم روابط زناشويى است . زناشويى صرفا اقناع غريزه جنسى نبايد تلقى شود . انگيزههاى انسانى و تربيتى، علل و موجبات اساسى زناشويى است . دورنماى اين مزاياى سه گانه كه با يك ديد كلى، مىتوان آنها را به صورت اصل واحدى پذيرفت، نظر اسلام را نسبتبه ارزش مقام زن روشن مىسازد .
مطالعه تاريخ تمدنهاى گذشته حاكى از پرداختن انسان به رسوم و عادات شرمآورى بوده كه انقلابات و تحولات اجتماعى نظير اسلام، سرانجام آن را از ميان برده است . از جمله اين عادات، رفتار غير انسانى مردان جاهليتبا زنان و دختران عشيره بوده كه پيامبر با آن مبارزه كرده است .
از ديدگاه قرآن، زن در جامعه مسلمان، از همگى حقوقى كه به مرد اختصاص داده شده، بهرهمند است و اصولا هيچ گاه تفاوتى بين زن و مرد وجود ندارد .
افسانه اغواگرى حوا و برانگيختن آدم به گناه كه در انجيل آمده، و زن را شاگرد شيطان ناميده است، مورد قبول اسلام نيست و اين بىاحترامى نسبتبه زن نه تنها در قرآن ديده نمىشود، بلكه به شهادت بعضى آيات، برترى زن نسبتبه مرد، پذيرفته شده است . (14)
در آيات مذكور، آسيه همسر فرعون و مريم دختر عمران و مادر عيسى عليه السلام نمونه پاكدامنى و استقامت در برابر شدايد و سختىها معرفى شدهاند . بنابر احاديث معتبر، خديجه همسر پيامبر صلى الله عليه و آله و فاطمه عليها السلام دختر پيامبر و همسر على عليه السلام در بزرگوارى همانند مريم و آسيهاند . (15)
مبارزهاى كه زنان مسلمان براى به دست آوردن حقوق و آزادى خود آغاز كردهاند، از پيكار زنان اروپا و آمريكا، آسانتر است، زيرا زن مسلمان برخلاف زنان مغرب زمين عليه قوانين ظالمانهاى كه حقوق زنان را از ياد برده، قيام نكرده است، بلكه منحصرا با انديشههايى مبارزه مىكند كه گرفتار كوتهبينى و عصبيتهاى جاهليتاند و مانع رسيدن زنان به حقوق كه اسلام براى آنان پذيرفته است مىگردند .
دين اسلام، به مراتب بيشتر از مسيحيت و اديان ديگر در مورد حقوق و آزادىهاى زن سخنى گفته است مانند: مالكيتخصوصى زن، مهريه، ارث، دريافت هزينه زندگى از شوهر سابق پس از طلاق، و امتيازات بسيار ديگر . دشوارى زن مسلمان و مقاومت مردانى است كه آماده اجراى احكام الهى در مورد او نيستند .
در كدام سيستم اقتصادى، از حق مالكيت زن، نظير اسلام حمايتشده است؟ شور و حرارتى كه پيامبر صلى الله عليه و آله در دفاع از آزادى و حقوق اقتصادى و اجتماعى زن، در هزار و چهارصد سال پيش، نشان داده است، واقعا شگفتانگيز است . ظهور اسلام، مقارن با فرمانروايى امپراطوران روم و ايران بود كه اصولا مرد و زن از آزادى و عدالتبىبهره بودند . اروپاى قرن بيستم، هنوز حقوقى را كه اسلام براى زنان قايل شده است، به آنان نبخشيده است .
تعدد زوجات و طلاق
انكار نمىتوان كرد كه اسلام حق چند همسرى را براى مرد پذيرفته و اجازه طلاق را به او داده است . بايد دانست كه نظر قرآن و روش پيامبر اسلام صلى الله عليه و آله در موضوع تعدد زوجات، مبتنى بر علل و موجباتى بوده كه در جامعه ابتدايى صدر اسلام وجود داشته است . نظام چند همسرى، ستم و اهانت و تحقير زن در عرب جاهلى، سنتى پا برجا و غير قابل انكار تلقى مىشد . هدف قرآن و پيامبر صلى الله عليه و آله از همان ابتدا، متوجه رفع ستم از زن و بهبود شرايط زندگانى او بوده است ولى عملى ساختن اين تصميم، با يك دستور قاطع و بى سابقه، با توجه به فضاى فكرى حاكم بر جامعه آن روز، امكان عقلى نداشته است . درستبه همين علت، پيامبر اسلام صلى الله عليه و آله، با تدابير ويژهاى كوشيده است كه عادات ناپسند و غير انسانى چند همسرى را از جامعه اسلام زايل سازد و در راه رسيدن به اين هدف، نخستين گام را كه محدود ساختن تعدد زوجات و تدوين ضوابطى براى زناشويى و طلاق باشد برداشته است . در مراحل بعد، اسلام با هرگونه تبعيض و ستم، نسبتبه انسانها اعم از مرد و زن، سياه و سفيد، برده و آزاد، مبارزه كرده است .
در مورد تعدد زوجات، هدف اسلام مبارزه با ستمگرى نسبتبه زنان و اجراى عدالتبوده و مخصوصا پافشارى قرآن بر اجراى عدالت، خود به خود مساله چند همسرى را منتفى مىسازد . اگر عدالت و احترام بر روابط زن و شوهر سايه نيفكند، يقينا تك همسرى نيز تفاوتى با چند همسرى ندارد و به هر حال آرامش خانواده به نابودى كشيده مىشود .
در باب طلاق هم اگر درستبنگريم، براى زن و شوهر هر دو حقوقى در نظر گرفته شده است . ازدواج در حقيقت نوعى قرارداد است كه زن و شوهر آن را امضا مىكنند . اين قرارداد در مواردى كه يكى از طرفين، به شرايط آن عمل نكند، قانونا نافذ نخواهد بود و اعتبار خود را از دست مىدهد . قرآن، درست هنگامى كه عقد زناشويى به اين مرحله از تزلزل برسد و تداوم زندگى مشترك ممكن نباشد، موضوع طلاق را (آن هم با شرايط عادلانه و در چند مرحله) مطرح مىسازد .
در طلاق اسلام، صلح و آشتى و بازگشتبه زندگى زناشويى پيشبينى شده و مخصوصا به زنان نيز، حق جدايى از شوهر، طبق شرايطى داده شده است . مرد به دلخواه خود و بدون دليل، هرگز نمىتواند همسر خود را طلاق دهد و در صورت طلاق شرعى، مرد مكلف است علاوه بر مهريه، ضرر و زيانى را كه همسر سابق او مطالبه مىكند، تمام و كمال بپردازد و رضايتخاطر او را فراهم آورد . در قرآن كريم سوره مستقلى به طلاق اختصاص داده شده و تمامى ابعاد آن با دقت نظر و موشكافى تجزيه و تحليل شده است . علاوه بر اين سوره (كه حاوى دستورالعملهاى كافى براى شناسايى، حفظ و تامين حقوق مادى و معنوى بانوان است) در سورههاى ديگر، ضمن آيات متعددى در موضوع نكاح و طلاق گفتوگو كرده است . با اين همه دين اسلام، طلاق را به جراحتى بر پيكر جامعه تعبير نموده است . و بر پايه اين تعبير، مقررات شديدى در راه تامين معيشت همسران مطلقه، وضع نموده تا به انحراف و فساد كشيده نشوند و جامعه را آلوده نسازند .
.
اسلام و حقوق زن
نزول كتاب آسمانى قرآن بر پيامبر صلى الله عليه و آله، تنها به خاطر تغيير رسوم و دگرگونى اخلاق عرب جاهليت نبوده است . قرآن، كتابى استحاوى دستورات منسجم و كامل كه اجراى آن در شرايط تاريخى و ضرورتهاى اجتماعى گوناگون كاملا امكانپذير است . در مورد حقوق زن، نخستبايد ديدگاه اسلام را در باره طبيعت زن دانست .
ديانت اسلام، زنان و مردان را برابر مىداند و قوانين اسلام، عموما انسان را مورد حمايت قرار مىدهد نه فرد يا گروه معينى را . با اين همه در مواردى از حقوق زنان بيشتر پشتيبانى كرده و مخصوصا سنت پيامبر صلى الله عليه و آله عدالت، مهربانى و نيك رفتارى با زنان را توصيه نموده و احاديثبسيارى در اين باره موجود است . در مساله ازدواج كه از نظر اسلام، بعد اخلاقى و تربيتى آن اهميت فوقالعادهاى دارد، اگر به مهريه تاكيد شده باز به خاطر احترام و تامين زندگى آينده زن بوده است .
حديثى از پيامبر صلى الله عليه و آله نقل شده كه زن را به موجود مقدس تعبير كرده و در حديث ديگر مالكيتخصوصى، حق استفاده از ارث و تساوى در برابر قانون را براى زن قايل شده است .
فقهاى اسلام، از تفاوتى كه در سهم ارث زن و مرد وجود دارد و مرد دو برابر زن ارث مىبرد، بدين صورت دفاع كردهاند كه اين امر نه تنها تضييع حقى نسبتبه زنان نيست، بلكه امتيازى هم براى آنان محسوب مىشود . مىدانيم كه در نظام اجتماعى اسلام، به طور كلى مرد مسؤول پرداخت هزينه خانواده از هر قبيل است . در حالى كه مسؤوليت و مديريت زن در خانواده نسبتبه امورى است كه براى او مستلزم هزينهاى نيست، بدين ترتيب ثروت و در آمد او مانند مرد، صرف مخارج خانواده نمىشود . حال اگر، بيشتر از او ارث مىبرد، هرگز به خاطر برترى مرد نسبتبه زن نمىباشد، بلكه به علت مخارج بيشترى است كه اجبارا مرد در زندگى برعهده دارد .
از بررسى قرآن و احاديث پيامبر صلى الله عليه و آله به اين نتيجه مىرسيم كه دين اسلام سه نوع امتياز براى زنان قايل شده است:
اول، حق زناشويى كه از نظر اسلام در عين اين كه پيوند معنوى و پرشكوه مرد و زن مسلمان است، اقدامى در مسير نظم جامعه و قرارداد عادلانهاى بين طرفين است .
دوم، رعايت احترام و ادب معاشرت در روابط زن و مرد است . با شناختى كه اسلام از طبيعتسركش مردان داشته، در اين مورد راههاى عملى ارايه داده و صرفا توصيه اخلاقى نكرده است .
سوم، تنظيم روابط زناشويى است . زناشويى صرفا اقناع غريزه جنسى نبايد تلقى شود . انگيزههاى انسانى و تربيتى، علل و موجبات اساسى زناشويى است . دورنماى اين مزاياى سه گانه كه با يك ديد كلى، مىتوان آنها را به صورت اصل واحدى پذيرفت، نظر اسلام را نسبتبه ارزش مقام زن روشن مىسازد .
مطالعه تاريخ تمدنهاى گذشته حاكى از پرداختن انسان به رسوم و عادات شرمآورى بوده كه انقلابات و تحولات اجتماعى نظير اسلام، سرانجام آن را از ميان برده است . از جمله اين عادات، رفتار غير انسانى مردان جاهليتبا زنان و دختران عشيره بوده كه پيامبر با آن مبارزه كرده است .
از ديدگاه قرآن، زن در جامعه مسلمان، از همگى حقوقى كه به مرد اختصاص داده شده، بهرهمند است و اصولا هيچ گاه تفاوتى بين زن و مرد وجود ندارد .
افسانه اغواگرى حوا و برانگيختن آدم به گناه كه در انجيل آمده، و زن را شاگرد شيطان ناميده است، مورد قبول اسلام نيست و اين بىاحترامى نسبتبه زن نه تنها در قرآن ديده نمىشود، بلكه به شهادت بعضى آيات، برترى زن نسبتبه مرد، پذيرفته شده است . (14)
در آيات مذكور، آسيه همسر فرعون و مريم دختر عمران و مادر عيسى عليه السلام نمونه پاكدامنى و استقامت در برابر شدايد و سختىها معرفى شدهاند . بنابر احاديث معتبر، خديجه همسر پيامبر صلى الله عليه و آله و فاطمه عليها السلام دختر پيامبر و همسر على عليه السلام در بزرگوارى همانند مريم و آسيهاند . (15)
مبارزهاى كه زنان مسلمان براى به دست آوردن حقوق و آزادى خود آغاز كردهاند، از پيكار زنان اروپا و آمريكا، آسانتر است، زيرا زن مسلمان برخلاف زنان مغرب زمين عليه قوانين ظالمانهاى كه حقوق زنان را از ياد برده، قيام نكرده است، بلكه منحصرا با انديشههايى مبارزه مىكند كه گرفتار كوتهبينى و عصبيتهاى جاهليتاند و مانع رسيدن زنان به حقوق كه اسلام براى آنان پذيرفته است مىگردند .
دين اسلام، به مراتب بيشتر از مسيحيت و اديان ديگر در مورد حقوق و آزادىهاى زن سخنى گفته است مانند: مالكيتخصوصى زن، مهريه، ارث، دريافت هزينه زندگى از شوهر سابق پس از طلاق، و امتيازات بسيار ديگر . دشوارى زن مسلمان و مقاومت مردانى است كه آماده اجراى احكام الهى در مورد او نيستند .
در كدام سيستم اقتصادى، از حق مالكيت زن، نظير اسلام حمايتشده است؟ شور و حرارتى كه پيامبر صلى الله عليه و آله در دفاع از آزادى و حقوق اقتصادى و اجتماعى زن، در هزار و چهارصد سال پيش، نشان داده است، واقعا شگفتانگيز است . ظهور اسلام، مقارن با فرمانروايى امپراطوران روم و ايران بود كه اصولا مرد و زن از آزادى و عدالتبىبهره بودند . اروپاى قرن بيستم، هنوز حقوقى را كه اسلام براى زنان قايل شده است، به آنان نبخشيده است .
تعدد زوجات و طلاق
انكار نمىتوان كرد كه اسلام حق چند همسرى را براى مرد پذيرفته و اجازه طلاق را به او داده است . بايد دانست كه نظر قرآن و روش پيامبر اسلام صلى الله عليه و آله در موضوع تعدد زوجات، مبتنى بر علل و موجباتى بوده كه در جامعه ابتدايى صدر اسلام وجود داشته است . نظام چند همسرى، ستم و اهانت و تحقير زن در عرب جاهلى، سنتى پا برجا و غير قابل انكار تلقى مىشد . هدف قرآن و پيامبر صلى الله عليه و آله از همان ابتدا، متوجه رفع ستم از زن و بهبود شرايط زندگانى او بوده است ولى عملى ساختن اين تصميم، با يك دستور قاطع و بى سابقه، با توجه به فضاى فكرى حاكم بر جامعه آن روز، امكان عقلى نداشته است . درستبه همين علت، پيامبر اسلام صلى الله عليه و آله، با تدابير ويژهاى كوشيده است كه عادات ناپسند و غير انسانى چند همسرى را از جامعه اسلام زايل سازد و در راه رسيدن به اين هدف، نخستين گام را كه محدود ساختن تعدد زوجات و تدوين ضوابطى براى زناشويى و طلاق باشد برداشته است . در مراحل بعد، اسلام با هرگونه تبعيض و ستم، نسبتبه انسانها اعم از مرد و زن، سياه و سفيد، برده و آزاد، مبارزه كرده است .
در مورد تعدد زوجات، هدف اسلام مبارزه با ستمگرى نسبتبه زنان و اجراى عدالتبوده و مخصوصا پافشارى قرآن بر اجراى عدالت، خود به خود مساله چند همسرى را منتفى مىسازد . اگر عدالت و احترام بر روابط زن و شوهر سايه نيفكند، يقينا تك همسرى نيز تفاوتى با چند همسرى ندارد و به هر حال آرامش خانواده به نابودى كشيده مىشود .
در باب طلاق هم اگر درستبنگريم، براى زن و شوهر هر دو حقوقى در نظر گرفته شده است . ازدواج در حقيقت نوعى قرارداد است كه زن و شوهر آن را امضا مىكنند . اين قرارداد در مواردى كه يكى از طرفين، به شرايط آن عمل نكند، قانونا نافذ نخواهد بود و اعتبار خود را از دست مىدهد . قرآن، درست هنگامى كه عقد زناشويى به اين مرحله از تزلزل برسد و تداوم زندگى مشترك ممكن نباشد، موضوع طلاق را (آن هم با شرايط عادلانه و در چند مرحله) مطرح مىسازد .
در طلاق اسلام، صلح و آشتى و بازگشتبه زندگى زناشويى پيشبينى شده و مخصوصا به زنان نيز، حق جدايى از شوهر، طبق شرايطى داده شده است . مرد به دلخواه خود و بدون دليل، هرگز نمىتواند همسر خود را طلاق دهد و در صورت طلاق شرعى، مرد مكلف است علاوه بر مهريه، ضرر و زيانى را كه همسر سابق او مطالبه مىكند، تمام و كمال بپردازد و رضايتخاطر او را فراهم آورد . در قرآن كريم سوره مستقلى به طلاق اختصاص داده شده و تمامى ابعاد آن با دقت نظر و موشكافى تجزيه و تحليل شده است . علاوه بر اين سوره (كه حاوى دستورالعملهاى كافى براى شناسايى، حفظ و تامين حقوق مادى و معنوى بانوان است) در سورههاى ديگر، ضمن آيات متعددى در موضوع نكاح و طلاق گفتوگو كرده است . با اين همه دين اسلام، طلاق را به جراحتى بر پيكر جامعه تعبير نموده است . و بر پايه اين تعبير، مقررات شديدى در راه تامين معيشت همسران مطلقه، وضع نموده تا به انحراف و فساد كشيده نشوند و جامعه را آلوده نسازند .
.



Comment