Announcement

Collapse
No announcement yet.

Bahai'at

Collapse
X
 
  • Filter
  • Time
  • Show
Clear All
new posts



  • با درود فراوان
    دوستان گرامی هرآنچه که بر خلاف رأی و ارادهء خداوند انجام شود؛ سرانجامی خوش در بر نخواهد داشت، بویژه برای سردمداران جهل و تعصب. مخالفت دولت مصر و جامعهء اسلامی الازهر با پیروان دیانت بهائی در این کشور، نیز بیانگر عدم توان جوابگویی و اجرای عدالت اجتماعی و احترام به حقوق بشر در جوامع و کشورهای اسلامیست. اینان راه حل ها را در دروغگویی و نیرنگ و تزویر، و اسارت و زندان و قتل می یابند. ناتوانی و ترس (این ترس توضیح دارد و بیهوده ننوشتم اگر کسی مایل بود شرح خواهم داد) اینان در برابر چامعهء بهائی مصر که بیش از 2000 عضو ندارد شگفت آورست. خوشبختانه به دنبال درج این اخبار در روزنامه ها و رادیو و تلویزیون های عربی زبان تعداد مراجعه کنندگان برای کسب اطلاعات بیشتر دربارهء دیانت بهائی فزونی یافته است.
    شگفتی من اینست که قاضی دادگاه راه حل را در دروغگویی می یابد




    بهائیان در مصر: دادخواستی كه طعن حكم دادگاه عالی را برملا می*سازد




    دیانت بهائی در مصر

    جمعه 20 آوریل 2007
    دادخواستی كه طعن حكم دادگاه عالی را برملا می*سازد

    امروز مقاله*ای در روزنامهء مصری الدّستور الیومی درج شد حاكی از دادخواست جدیدی كه پدری بهائی در مبارزه با حكم دادگاه عالی اداری كه بهائیان را از داشتن كارتهای هویت محروم می*سازد، به جریان انداخت.
    آنچه كه در این قضیه بسیار حائز اهمّیت است وضعیت پسر او است كه با رسیدن به سنّ قانونی 16 سالگی از دریافت كارت هویت محروم است؛ در مصر هر شهروندی كه به این سنّ می*رسد باید كارت هویت صادره توسّط حكومت را دریافت نماید. پسر او در دانشگاه كانال سوئز دانشجو است. بدون كارت هویت، او از دانشگاه اخراج و به تحصیلات او خاتمه داده می*شود.
    دادخواست علیه وزارت كشور و ادارهء امور مدنی مسئول صدور اسناد هویت است. شاكی حُسنی باخیت عبدالمسیح است كه از طرف پسرش اقامهء دعوی را شروع كرده و پرونده را تشكیل داده است. او اظهار می*دارد كه پسرش از پدر و مادری بهائی متولّد شده و دین حقیقی او بهائی است و به هیچ دیانت دیگری وابستگی ندارد. حكومت او را ملزم می*سازد كارت هویت داشته باشد، امّا از صدور كارت برای او امتناع می*كنند مگر آن كه در مورد اعتقاد دینی*اش به دروغگویی متوسّل شود و در بخش كامپیوتری مذهب در برگهء درخواست یكی از سه دیانت اسلام، مسیحی یا كلیمی را وارد نماید. چنین امری حقّ آزادی عقیده او و تضمین*های قانون اساسی مصر را كه در موادّ 40، 41، 45 و 46 قید شده نقض می*كند. او اظهار می*دارد اگر پسرش یكی از دیانت ذكر شده را به جای دیانت واقعی خود در محلّ مزبور وارد نماید اولیاء حكومت آن را جعل و كذبی می*دانند كه طبق قانون مستوجب پرداخت جریمه و زندان و مجازات است.
    این دادخواست همچنین موقف و موضع اولیاء حكومت را كه، طبق قانون اساسی مصر ناقض حقوق شهروندان در مورد آزادی مطلق در عقیده می*باشد به مبارزه می*طلبد. در قانون اساسی مصر آزادی مطلق عقیده، صرف نظر از مشروعیت و اعتبار چنین اعتقادی، تصریح شده است.
    مقالهء روزنامه تصویری از قاضی السید نوفل را درج كرده است. او در اجلاس 16 دسامبر 2006 ریاست دادگاه عالی اداری را به عهده داشت كه به محرومیت بهائیان از دریافت كارتهای هویت مگر به شرط دروغگویی در مورد وابستگی دینی حكم داد. از عجایب آن كه، اگر بهائیان به رأی دادگاه تسلیم شده در مورد دیانت خود دروغ بگویند، به نقض قانون مصر اقدام كرده*اند كه انتظار می*رود همین دادگاه، كه آنها را به دروغ گفتن راهنمایی می*كند، رعایت كرده آن را اجرا كند. طعن حكم صادره را مشاهده نمایید!


    All history has been the stories of races, cultures, nations, peoples, and religions.



    Comment


    • Sheikh Bahai kojaa, Abdolbaha kojaa

      Iran's Department of Culture announces a day of Architectural Remembrance and within the scope of that day it celebrates the work of Sheikh Bahai who was an architect and a very nobel person who lived about 500 years prior to Bahaifaith. Well, I guess the Department of Culture confused things a bit and so they posted a picture of Bahai leader Abdulbaha as Sheikh Bahai on the posters. Oh and the posters where of course all over the city, the city of Kashan that is!! I always wondered why the name, Sheikh Bahai, I guess now I know....
      Attached Files

      Comment


      • minor error Abdul-Baha was the son of Baha'u'llah.
        (There are no leaders in the Bahai faith)

        i saw that poster too
        Originally posted by RedWine View Post
        Sheikh Bahai kojaa, Abdolbaha kojaa

        Iran's Department of Culture announces a day of Architectural Remembrance and within the scope of that day it celebrates the work of Sheikh Bahai who was an architect and a very nobel person who lived about 500 years prior to Bahaifaith. Well, I guess the Department of Culture confused things a bit and so they posted a picture of Bahai leader Abdulbaha as Sheikh Bahai on the posters. Oh and the posters where of course all over the city, the city of Kashan that is!! I always wondered why the name, Sheikh Bahai, I guess now I know....
        Mary's back, back again

        Comment


        • Originally posted by maryam_shirazi_9 View Post
          May his soul rest in peace
          Whoes soul?

          All history has been the stories of races, cultures, nations, peoples, and religions.



          Comment


          • Look at the first post made in this thread - Zabihollah Mahrami

            A Bahai was put in prison for no reason, and he died in prison after 10 years.
            A Baha'i who was wrongly jailed in Iran for 10 years died in his prison cell of unknown causes on Thursday, 15 December 2005, the Baha'i International...

            Originally posted by Borzo View Post
            Whoes soul?
            Mary's back, back again

            Comment


            • Originally posted by RedWine View Post
              Sheikh Bahai kojaa, Abdolbaha kojaa

              Iran's Department of Culture announces a day of Architectural Remembrance and within the scope of that day it celebrates the work of Sheikh Bahai who was an architect and a very nobel person who lived about 500 years prior to Bahaifaith. Well, I guess the Department of Culture confused things a bit and so they posted a picture of Bahai leader Abdulbaha as Sheikh Bahai on the posters. Oh and the posters where of course all over the city, the city of Kashan that is!! I always wondered why the name, Sheikh Bahai, I guess now I know....


              با درود و سلام
              مطلب جالبیست، البته من تا این لحظه چیزی در این مورد در جایی دیگر ندیده و نیافته‏ام. آیا منبع خبری دارد؟
              جناب رد واین اگر ممکن است در مورد جملهء آخرتان توضیح دهید:

              I always wondered why the name, Sheikh Bahai, I guess now I know

              آن چیست که شما حدس زدید که می‏دانید یا متوجه شدید؟

              با سپاس

              All history has been the stories of races, cultures, nations, peoples, and religions.



              Comment


              • Originally posted by maryam_shirazi_9 View Post
                Look at the first post made in this thread - Zabihollah Mahrami

                A Bahai was put in prison for no reason, and he died in prison after 10 years.
                http://news.bahai.org/story/415

                با درود
                متوجه شدم، البته فکر کنم مطالب را مدیر محترم سامان داده‏ و ادغام نموده‏اند.

                سپاس

                All history has been the stories of races, cultures, nations, peoples, and religions.



                Comment


                • borzo: daram ba khodom neveshtane irani yad midam pas yani faghat toonostam ino bookhoonam: "motevaje shodam, albate fekr kardam matalab...."
                  Age momkene, please mishe lotfan dobare begin, valy irani nanevisin - kheyleey mamnoon
                  Mary's back, back again

                  Comment


                  • Originally posted by maryam_shirazi_9 View Post
                    borzo: daram ba khodom neveshtane irani yad midam pas yani faghat toonostam ino bookhoonam: "motevaje shodam, albate fekr kardam matalab...."
                    Age momkene, please mishe lotfan dobare begin, valy irani nanevisin - kheyleey mamnoon
                    Ba Dorood
                    behtar ast ke shoma, neveshtane farsi ro yad begirid , chon baraye man frasi ro ba horoofe latin neveshtan moshkele. vali an jomleii ke neveshtam faghat shayad kalameh "edgham" moshkel bashad ke be UK mishavad to mix, I think, kalameh digar "saman" fekr konam be UK to arrange beshavad.

                    Sepas

                    All history has been the stories of races, cultures, nations, peoples, and religions.



                    Comment


                    • Jame Bahai ha inja jame khosh baashid hamatoon!

                      Comment


                      • تحری حقیقت نخواندن نیست

                        چرا بهائیان فرزندان خود را از خواندن این دو کتاب محروم می کنند، كشف الحيل آقاي عبدالحسين آيتي ملقب به آواره و ديگري خاطرات صبحي نوشته ي آقاي فضل الله مهتدي ملقب به صبحي. اين دوشخص از كساني بودند كه از پيروان سر سخت بهاء و عبد البهاء محسوب مي شدند، آنها از نزديكان مورد اعتماد بهاء و عبد البهاء بودند و به اصطلاح كاتب وحي آنها و از بهترين ياران و مبلغان بهائيت بودند. در مدح آنها از سوي بهاء و عبدالبهاء الواح زيادي صادر شده بود و بهائيان احترامي را كه براي اين دو نفر قائل بودند كمتر از خود بهاء و پسرش نبود و آنان به تمام احكام ودستورات و به تمام زيرو بم بهائيت آشنائي داشتند و شاهد تمام فعاليتهاي سياسي مذهبي و تمام رفتارهاي اجتماعي، شخصي و خانوادگي اين حضرات بودند.

                        چرا بهائیان این دو نفر را که از بهائیت برگشتند "طرد روحانی"نمودند و این را بهانه ای برای نخواندن کتابهایشان برای بهائیان قرار دادند.کسی که کاتب وحی بهاءالله هست واینقدر نزدیک ومورداعتمادبهاءالله بود،چه دید که ازبهائیت برگشت .چرا فرزندان بهائی نباید کتابهای این دو را بخوانند،پس تحری حقیقت چیست.

                        منطق قرآن، آن است كه انسان‏ها با درك عميق و تأمل كافى، قول احسن را برگزينند. چنين كسانى از بشارت الهى برخوردارند:


                        فبشر عبادی الذين يستمعون القول فيتبعون احسنه، اولئك الذين هديهم اللَّه و اولئك هم اولوا الالباب

                        مژده ده بندگان مرا، آنان كه سخنان را مى‏شنوند و از بهترين آن پيروى مى‏كنند، آنانند كه خداوند هدايتشان كرده است و آنان صاحبان خردند.

                        اين آيه مى‏فهماند كه انسان رشد يافته، هرگز هيچ سخنى را قبل از بررسى و تدبر نمى‏پذيرد و نيز آن را نفى نمى‏كند، و به انگيزه يافتن حق، به شناخت و بررسى نظريات و اقوال روى مى‏آورد:

                        اين گروه، كسانى‏اند كه مقصودشان درك حق و رسيدن به رشد است. لذا در گفتار ديگران تأمل كرده و هيچ سخنى را به صرف شنيدن و به خاطر ناسازگارى با گرايش‏ها و تمايلات خود، و پيش از فهم و تدبر، رد نمى‏كنند. آنان در گفته‏ها تدبر مى‏كنند تا شايد حقى در آن بيابند. و اين خصلت، همان «هدايت الهى» است.

                        Comment


                        • Originally posted by RedWine View Post
                          تحری حقیقت نخواندن نیست

                          با درود و سلام
                          قبل از هرچیز از ردواین برای درج مطلب بالا- شماره 119- که چند مطلب آن نیاز به توضیح دارد تشکر کنم. اما مناسب دیدم پیش از دادن توضیحات، این نوشتار را خوانندهء محترم بخواند تا شاید کمک نموده تا بدانیم یک فرد بهائی چگونه به مسائل نگاه میکند و می اندیشد.
                          بنده چند روزی صبر خواهم کرد تا دوستان این مطلب را بخوانند
                          با سپاس

                          محبت واتحاد؛ شعار يا آرمان؟

                          All history has been the stories of races, cultures, nations, peoples, and religions.



                          Comment





                          • با صبحي و آيتي چه بايد کرد؟

                            نگارش: شینتو
                            ۲۹ بهمن ۱۳۸۵

                            مديران و دبيران محترم سايت http://bahaallah.blogfa.com مطلبي با عنوان "تحري حقيقت ،نخواندن نيست"درج کرده اند که اهم مفاد ان اين است:

                            1-چرا بهاييان فرزندان خودرا از خواندن دو کتاب "کشف الحيل" از عبدالحسين آيتي و" خاطرات صبحي" نوشته فضل الله مهتدي ملقب به صبحي محروم مي کنند؟

                            بايد گفت که اصولا در ديانت بهايي، مطالعه هيچ کتابي بطور رسمي منع نشده است.ممکن است پدري بنا به تشخيصي که مي دهد فرزندش را از مطالعه بعضي کتب بر حذر دارد اما اين به هيچ وجه به اصل ديانت بهايي مربوط نمي شود.هيچ شاهدي مبني بر اينکه بهاييان براي مطالعه بعضي کتب بايد مجوزي از طرف جامعه شان دريافت کنند وجود ندارد و بر عکس شو اهدي دال بر لزوم مطالعه کتابهايي از نوع کتاب آقاي صبحي و آيتي ، موجود است .مثلا همين اصل" تحري حقيقت " که آنرا به سخره گرفته ايد ولي در ديانت بهايي مورد تاکيد شديد قرار گرفته است،بدون مطالعه اراء ديگران قابل تصور نيست و يا اين که مي فرمايند بهاييان بايد در " رد من رد علي الله" بکوشند.آيا مي توان بدون مطالعه "رد علي الله" در رد ان چيزي نوشت؟ از مصاديق بارز " من رد علي الله" همين دو شخصي هستند که ذکر نموده ايد.پس ملاحظه مي فرماييد که بهاييان به اعتباري حتي موظف به اين کار شده اند و نه نهي از آن.در کتابخانه اين حقير کتاب خاطرات آقاي صبحي که همکاران شما زحمت نشر آنرا کشيده اند موجود است.

                            اما اگر منظورتان اين است که جامعه بهاييان مطالعه اين کتابها را به عموم بهاييان توصيه بل تاکيد نمايد و يا آنها را تکثير نموده و احيانا رايگان در جامعه بهايي ( و شايد هم در کل ايران وجهان)منتشر کند و يا در برنامه دروس اخلاقيه خود جزء دروس اجباري قرار دهد ( و مثلا هر ساله براي آن آزمون سراسري بر گذار نموده و به بهترين ها جايزه دهد )و يا کارهايي از اين قبيل ، با کمال شرمندگي بايد به عرض برسانم که هر چند احتمالا اين کارها در نظر شما ار اهم امور است ولي تصديق مي فرماييد که بهاييان کارهاي مهمتري هم دارند.آنها در فکر اصلاح ايران و تجديد عظمت و شکوه آن،بهبود وضعيت مردم ايران،ايجاد دلگرمي و اميدوار کردن خيل عظيم جوانان مايوس و سرخورده ايراني،شرکت در حيات اجتماعي بشري، تحکيم مباني خانوادگي ،تعليم و تربيت اطفال و جوانان و دهها برنامه منظم ،انساني و متعالي ديگر هستند.آنها مي بايستي در کنفرانسهاي بين المللي بسيار مهمي شرکت مي کردند .مجامعي مثل"کنفرانس آموزش و پرورش براي همه"( در تايلند-1990)، "کنفرانس سران در باره کودکان"( نيويورک-1990)،"کنفرانس محيط زيست سازمان ملل متحد" (در ريودوژانيرو-1992)،"کنفرانس جهاني حقوق بشر"(در وين-1993)،"کنفرانس بين المللي جمعيت"(در قاهره-1994)، "کنفرانس سران جهان در باره پيشرفت اجتماعي"(در کپنهاگ-1995) و مخصوصا"کنفرانس پر شور زنان"( در پکن-1995).در چنين مجامعي بهاييان به کرات و مرات و با تاکيد دعوت مي شدند تا به جاي آنکه فقط اعلاميه اي تسليم کنند،به نطق و خطابه بر خيزند و چنين امتيازي که همه شرکت کنندگان خواستار آن بودند همواره نصيب نمايندگان جامعه بهايي مي شد و اين همه به خاطر اعتماد اعضاي سازمانهاي غير دولتي به جامعه بهايي بود.

                            ملاحظه مي کنيد که بهاييان خود را متعهد به شرکت در چه فعاليتهايي مي دانند و بديهي است که براي طبع و نشر کتب آقايان صبحي و آيتي وقتي ندارند از اين گذشته اين قبيل کارها ،اگر هم واجب باشند ،از نوع واجب کفائي است و نه واجب عيني ،يعني اگر يک نفرآنرا انجام دهد لزوم انجام آن از بقيه سلب مي شود و الحمد لله که شما يا همکارانتان زحمت اين کار را بعهده گرفته و انرا به بهترين شکل انجام داده و مي دهيد پس ديگر نيازي به اقدام بهاييان نيست.البته من بد بين نيستم ولي اشخاصي بدبين ممکن است فکر کنند که خداي ناکرده شما در منافع حاصل از فروش اين کتابها سهيم هستيد وآن مطا لب را اصولا در جهت تشويق و يا تحريک به خريد انها نوشته باشيد.

                            2- نوشته ايد:

                            " اين دو نفر از کساني بودند که پيروان سر سخت بها و عبدالبها محسوب مي شدند....و باصطلاح کاتب وحي آنها بودند و الواح بسياري به افتخار آنها صاد رشده بود......و بهاييان احترامي که براي اين دو نفر قائل بودند کمتر از خود بها و پسرش نبود......آنان به تمام زير و بم بهاييت آشنا ئي داشتند و شاهد تمام فعاليتهاي سياسي، مذهبي و تمام رفتارهاي اجتماعي، شخصي و خانوادگي اين حضرات بودند "

                            البته مستحضر هستيد که مقام حضرت بهاء الله از نظر بهاييان ،نه صرفا مقام احترام بلکه مقام ستايش است.ايشان مظهر امر الهي و شارع مقدس ديانت بهايي مي باشند و به گونه اي است که فرزند ايشان خود را منحصرا "عبدالبها " يعني " بنده بها" ناميد.پس ملاحظه مي نماييد که چه تفاوتي عظيم در ميان است.همچنين بين مقام حضرت عبدالبها و ديگر بهاييان فاصله بسيار است و شما هرگز نخواهيد توانست براي اين سخن خود که " ... بهاييان احترامي که براي اين دو نفر قائل بودند کمتر از خود بها و پسرش نبود" شاهدي ارائه کنيد.

                            اما از اعتبار و نقش و رتبه اين دو نفر سخن رانده ايد. به فرض صحت تام و تمام آنها،چه امري را اثبات مي کند؟جنابعالي به احتمال زياد پيرو مکتب تشيع علوي و اثني عشري مي باشيد و لذا محتملا نظر مساعدي در باره حضرت ابوبکر و عمر نداريد اما گمان نمي کنم که منکر اين باشيد که اين دو شخص در نظر حضرت محمد از چه مقام والايي برخوردار بودند.درست است که اين دو نفر بر عليه ايشان اقدامي نکردند اما در اصل استدلال تفاوتي نمي کند از نظر شما،انها مردودند زيرا شما مخالفت با حضرت علي را عين مخالفت با حضرت محمد مي دانيد.البته اين را فقط از باب تشکيل مقدمات استدلال عرض کردم و منظورمن موافقت و يا مخالفت با نظر شما در اين باره نيست.از اين گذشته آيا يهودا از حواريون حضرت مسيح نبود؟شما فکر مي کنيددر زمان غيبت حضرت موسی گوساله زرين سامري ،را چه کساني و با چه هدفي ساختند؟راه دور نرويم.در همين انقلاب اسلامي،چه مقدار نفوس از ياران و همراهان اوليه،که مورد ثقه و اعتماد مراجع متعدد بودند اما پس از مدت کوتاهي ،مشکوک،مردود و در نهايت مطعون و بلکه ملعون و حتي مقتول شدند.هر چه در اين باره مي گوييد در آن باب هم بشنويد.استدلال نگارنده اين سطور در اين باب ،ناظر به نوشته شما ست و ان شاء الله در فضائي فارغ از اين قيل و قالها به گونه اي ديکر خواهد نگاشت.

                            3-فرموده ايد که:

                            " چرا بهائيان،اين دو نفر را که از بهاييت برگشته اند را طرد روحاني کرده اند"

                            نمي دانم چه مشکلي را مطرح کرده ايد.بحث "طرد"، داراي ابعاد گوناگون الهي، اخلاقي،اجتماعي،حقوقي،انضباطي و غيره است که چنانچه مقاله منسجم تري که بطور اصولي اين مساله را مطرح کرده باشد از شما ديدم به آن خواهم پرداخت اما شما که مسلمان هستيد در مورد کسي که از اسلام برگردد چه مي کنيد؟حکم ارتداد را شما بهتر از من مي دانيد ( گر چه من آن را بهتر درک و لمس کرده ام زيرا شما فقط مي دانيد، حال آن که من و هزاران بهايي ديگر محکومين آن بوده ايم ).حتي عالمي از علما گفته بود که حکم ارتداد در مورد کسانيکه اجدادشان هم مسلمان بوده اند صادق است يعني لازم نيست که فقط پدر يک بهايي، مسلمان باشد تا آن بهايي مشمول حکم ارتداد باشد بلکه اگر جد يا پدر جد او هم مسلمان باشد باز هم او مرتد است.با اين فرض اکثريت بهاييان از مجازات ارتداد ( يعني مرگ) در امان نمي باشند.اين را با "طرد روحاني " ، از لحاظ وسعت شمول حکم و شدت مجازات مقايسه نماييد.چه نتيجه اي مي گيريد؟حد اقل شما، بعنوان يک مسلمان،نمي توانيد چنين ايرادي را وارد بدانيد اما ديگران اگر چنين کنند البته به زبان آنها و بر طبق مرامشان به گفتگو خواهم نشست.

                            4-اما در پايان به منطق قران اشاره نموده ايد که:

                            " فبشرعبادي اللذين يستمعون القول فيتبعون احسنه "يعنی " به آن بندگانم که اقوال را می شنوند و بهترين آنها را انتخاب می کنند،بشارت ده

                            اي کاش به اين شاهکار قران توجهي در خور مي نموديد.از نظر من علت اصلي نزول اين آيه اين بود که مسلمانان در هنگام ظهور حضرت باب وحضرت بهاءالله ، از گفتار آنان و در نتيجه از هدايت الهي محروم نشوند که متاسفانه اکثريت قريب به اتفاق آنان شدند و نتيجه آن،انحطاطي است که شاهد آن هستيد و موضوع سخن من در اين لحظه نيست. اما يک سوال و ختم مقال،آيا فقط بهاييان معتقد به " تحري حقيقت" هستندو در اسلام چنين اصلي وجود ندارد؟آيه فوق صراحتاامر به تحري حقيقت مي کند.حال شما که بهاييان را مخاطب و معاتب مي سازيد که چرا اجازه نمي دهند که ديگر بهاييان کتب "صبحي" و "آيتي" را مطالعه کنند آيا اجازه داده ايد که مسلمانان کتب بهاييان( و نه صرفا کتاب "بهاييان"اثر آقاي نجفي) را مطالعه کنند؟نگارنده با فرزند يک روحاني اهل مطالعه روبرو شدم که پدرش کتابخانه مجهز سه هزارجلدي داشت. وي متعجب بود که چگونه حتي يک جلد از کتب بهاييان در آن نبود. آيا مسلمانان حق " يستمعون القول " را ندارند؟آيا هميشه بايد اين " القول " را با واسطه و تحريف شده و از زبان معدودي بشنوند؟آيا نبايد اين "القول " را از زبان بهاييان که قائلان اصلي آن هستند بشنوند تا بتوانند " فيتبعون احسنه " را بدرستي انجام دهند؟فرزندان بهاييان ،خواهي نخواهي در معرض مطالب دهها روزنامه و نشريه و سايت وتريبون وراديو و تلويزيون(و از جمله شما) قرار دارند که بر عليه آنها حرف(و از جمله حرفهاي صبحي و آيتي ) ميزنند.اما فرض کنيم ( فرض محال ) که بهاييان،فرزندان خود را از قرائت آن دو کتاب ممنوع کرده باشند، شما چرا اين ممنوعيت را براي صدها اثر بهاييان و براي عموم مسلمين و از فجر تاريخ اين ديانت ،شروع کرده و هنوزهم ادامه مي دهيد حال آنکه اين بيت رامکرر شنيده ايد که:
                            من اگر نيکم و گر بد،تو برو خود را باش که گناه دگري بر تو نخواهند نوشت


                            All history has been the stories of races, cultures, nations, peoples, and religions.



                            Comment


                            • نسخه هاي ديگري از توبه نامه باب پيدا شد

                              پس از آن كه پژوهشگران متوجه شدند نسخه اصلي توبه نامه سيد علي محمد شيرازي ملقب به باب در صندوق كارپردازي مجلس وجود دارد ، تصاوير جديدي از توبه نامه هاي ديگر وي نيز در ايران كشف شد.

                              دو تصوير تازه يافت شده از دو متن حاوي توبه نامه هاي ديگري از سيد علي محمد شيرازي به تازگي در يكي از آرشيوها يافت شده است . اين دو متن پيش از انقلاب از سوي محفل مقدس روحاني ملي ايران در مجموعه اي با نام " مجموعه آثار حضرت اعلي " در ايران منتشر شده بود. اين تصاوير كه به تازگي از سوي مركز اسناد وزارت اطلاعات در اختيار پژوهشگران قرار گرفته براي نخستين بار است كه در سطح وسيع منتشر مي شود و سياست رسمي آئين بهايي مانع انتشار عمومي آن است.

                              اصل اين اسناد در محلي با عنوان "ارض اقدس" واقع در شهر حيفا در فلسطين نگهداري مي شود و تصوير آنها در دهه 1350 شمسي از روي متن اصلي برداشته شده است . اين دو سند با شماره 91 در " مجموعه آثار حضرت اعلي " منتشر شده و شرح آن در اين كتاب اين گونه است : " مجموعه تواقيع و ادعيه مباركه حضرت باب ارواحنا فداه كه به خط جناب ملاحسين (منظور ميرزا حسين علي نوري است) مي باشد در شيراز از نسخه خطي متعلق به سركار خانم افسر خليلي استنساخ عكسي شده است" .

                              در "مجموعه آثار حضرت اعلي" متون مختلفي گردآوري شده كه همگي به انشاي سيدعلي محمد شيرازي و حاوي توقيع، دعا، و لوح است و دو متن مذكور از ميان اين آرشيو بيرون كشيده شده است كه متن آنها حاوي توبه و انابه به درگاه پروردگار از سوي وي بوده است . سيد علي محمد باب در اين متون از كردار گذشته خود توبه و اظهار ندامت كرده بود. بر اساس متون تاريخي، وي در سه مقطع مختلف نسبت به ادعاهاي خود موضع انكار گرفته بود كه بهائيان اين موضوع را به شدت رد مي كنند .

                              با پيدا شدن توبه نامه باب كه به دستور ميرزا تقي خان اميركبير و در حضور علماي آذربايجان تهيه شده بود اين ادعاي تاريخي مورد ترديد قرار گرفت و همچنين با توجه به اين دو متن صحت تاريخي اين موضوع قوت مي يابد

                              Comment


                              • vaaaay mesle catolika ke noskheye asle ketab moghadas ro ghayem kardan, inaham noskheye asle tobe namero ghayem kardan... looool

                                omidvaram khoda tobehaye bab ro maghbol bedare va az gonahanesh kam kone
                                نه غزه نه لبنان جانم فدای ایران


                                صادق هدايت؛ بوف کور

                                Comment

                                Working...
                                X