اسرائيل از نگاه پست صهيونيستها
جنبش پست صهيونيسم از سال 1978 يعنى پس از آنكه اسناد جنگ 1948 بعد از يك دوره سى ساله از آرشيوهاى محرمانه بيرون آمد از محافل آكادميك و دانشگاهى آغاز شد و سپس برخى ديگر از عرصهها را در برگرفت و هماكنون در صحنه عمل سياسى در اسرائيل نمايان شده است .
از زمانى كه "ناتان برن بام"1 در يك جلسه مباحثه عمومى در شهر وين اتريش در تاريخ 23 ژانويه 1892 براى اولينبار اصطلاح " صهيونيسم" را بكار گرفت و تئودر هرتزل، روزنامهنگار مجارىالاصل ساكن اتريش در اولين كنگره صهيونيستها در تاريخ 29 اوت 1897 در شهر "بال "سوئيس، صهيونيسم را از حالت مذهبى به صهيونيسم سياسى تبديل كرد، در جهان اسلام و خود يهوديت صداى اعتراض به اين مكتب جديد بلند شد . با پيدايش رژيم صهيونيستى اسرائيل در سال 1948 و اقدامات اين رژيم در طى نيم قرن گذشته، انتقاد از صهيونيسم جان تازهاى به خود گرفته است .
نتورى كارتاها، يهوديانى هستند كه معتقد به صهيونيسم مذهبى هستند نه صهيونيسم سياسى كه هرتزل آنرا به وجود آورد . يا (Siyon)، كه ريشه صهيونيسم استبه معنى كوه خشك يا پر آفتاب و نام تپهاى در جنوب غربى شهر بيتالمقدس در سرزمين فلسطين مىباشد . در بعضى از اساطير يهودى آمده است كه ناجى قوم يهود پس از ظهور در همين كوه، قدرت مطلقه آنان را به تمام اقوام و ملل جهان مستقر مىسازد . صهيونيسم مذهبى عبارت از اميد بزرگ رهايىبخش يهوديان در آخر زمان است . بر اساس اين اعتقاد هنگام ظهور حضرت عيسى (ع)، در آخر زمان، دوره حكومتخداوند كه تمام قبايل زمين به آن دعوت شدهاند، براى تمام افراد بشر تحقق خواهد يافت و اين ملتبه سوى سرزمينهايى كه تورات حماسه ابراهيم و موسى را در آنجا قرار داده رهسپار خواهد شد . صهيونيست مذهبى سنت زيارت سرزمين مقدس و تشكيل جوامع روحانى در برخى نقاط مقدس فلسطين را بنيان نهاد . صهيونيسم سياسى به عنوان يك مقوله كاملا جدايى از صهيونيسم مذهبى در اواخر قرن نوزدهم و با افكار و اهدافى سياسى پا به عرصه نهاد .
نتورى كارتاها معتقدند نتايج صهيونيسم سياسى هم به صورت مادى و هم معنوى براى ملتيهود فاجعهآميز است . اينان معتقدند در تورات از طرف خداوند به مردم يهود حق زندگى و حاكميتبه سرزمين موعود داده است ولى اين حق بىقيد و شرط نبود . اين حق بر اساس فرمانبردارى از دستورات الهى و مشيت او به آنها داده شده است . در تورات آمده است كه اگر آنها از انجام اين كار سرباز زنند، بايد در انتظار تنبيه سخت آوارگى و تبعيد در سراسر جهان باشند، كه اين امر دو بار اتفاق مىافتد و در هر دو بار يهود مجبور به تبعيد شده كه تبعيد دوم تا به امروز به طول انجاميده است . به گفته پيامبران تورات، تبعيد دوم به صورت معجزهآسا از طريق معجزات و وقايع شگرف به پايان مىرسد . تنها راهى كه براى نجات از تبعيد وجود دارد، راهى روحانى است، يهوديان بايد از گناهان توبه كنند و به كمالاتى نظير دعا، آموزش تورات و اعمال خوب و مهربانانه روى آورند .
به زعم نتورى كارتاها، قدرت نظامى و فشار سياسى نخواهد توانست تبعيد يهوديان را به پايان رساند . ماجراجويىهاى نظامى بىربط و يا حتى زيانبار خواهند بود و هيچ تاثيرى در نجات ملتيهود نخواهد داشت . پرخاشگرى نسبتبه ديگر ملل جهان نخواهد توانست رهايى و نجات يهوديان را تسريع كند . اينها صهيونيسم سياسى را زائيده ذهن افراد سرخورده و سست ايمان نظير هرتزل مىدانند . آنها از فرمان الهى در مورد تبعيد خسته شده و اين موضوع را كه تبعيد يك مشيت الهى بود قبول نداشتند . نتورى كارتاها مىگويند اين جنبش كه بيش از صد سال عمر ندارد ولى از تمام يهوديان مىخواهد تا درك سنتى خود را از تبعيد و نجات كنار بگذارند، ترور و خونريزى و جنگ نظامى ابزار صهيونيسم شده است . تنفر جهانيان از اسرائيل ريشه در اعمال صهيونيسم سياسى دارد . اين ورود بىپايان به خوبى توسط دانيال متخصص كتابهاى مقدس به عنوان نتيجه غيرقابل اجتناب سرپيچى از شرايط تبعيد توصيف شده است . نتورى كارتاها مىگويند روش يهوديان سنتى باعثحفظ يهوديت در طول 2 هزار سال شده است و يهوديت مقيم فلسطين تا قبل از ورود صهيونيسم سياسى در صلح و آرامش با اعراب در حال زندگى بودند . ملىگرايى غيرمذهبى صهيونيسم سياسى نه تنها خالى از روح خداوندى مىباشد بلكه پرخاشگر و فاقد اصول اخلاقى نيز هست . صهيونيسم يهوديان را دعوت به جنگ دائمى عليه همسايگان غيريهود در سراسر جهان مىكند . در اين تفكر، اسرائيل كه ادعاى به وجود آوردن مكانى امن براى يهوديان را دارد در حقيقتخطرناكترين مكان در سراسر جهان براى يهوديان است . پس از آنكه صهيونيستهاى مذهبى (نتورى كارتاها) انديشه صهيونيسم سياسى را مورد انتقاد قرار دادند، گروهى ديگر از انديشمندان اسرائيلى با توجه به عملكرد نيم قرن گذشته اسرائيل، اين رژيم را از درون مورد انتقاد قرار دادهاند . اين گروه كه به پست صهيونيستها معروف شدهاند روايتهاى غلط تاريخى صهيونيستهاى سياسى و نيز تضادها و شكافهاى درونى اين رژيم را نمايان ساختهاند .
پست صهيونيسم و اسرائيل
واژه پست صهونيسم2 (فراصهيونيسم - مابعدصهيونيسم - پساصهيونيسم) يك اصطلاح سياسى است كه براى اولين بار "يورى رام"3 جامعهشناس اسرائيلى به گروهى از نخبگان اسرائيل اطلاق كرد . اين واژه دو گروه را دربرمىگيرد: 1 . مورخين جديد 2 . جامعهشناسان منتقد . تعبير پست صهيونيسم بر تمامى كسانى اطلاق مىشود كه در كارهاى علمى و تحقيقاتى خود اعمال و اقدامات اسرائيل را از آغاز تاكنون مجددا مورد بررسى قرار داده و از آن انتقاد مىكنند . جنبش پست صهيونيسم از سال 1978 يعنى پس از آنكه اسناد جنگ 1948 بعد از يك دوره سى ساله از آرشيوهاى محرمانه بيرون آمد از محافل آكادميك و دانشگاهى آغاز شد و سپس برخى ديكر از عرصهها را در برگرفت و هماكنون در صحنه عمل سياسى در اسرائيل نمايان شده است .
تاريخنگاران جديد
تاريخنگاران جديد كسانى هستند كه از سال 1978 به اين سو از دانشگاههاى اسرائيل فعاليت علمى خود را بر اساس بررسى اسناد آرشيوهاى اسرائيل، انگليس و آمريكا شروع كردهاند . تام سگو، بن موريس4، ايلان پاپ5، آوى شاليم، شلوموسند و ... مورخينى هستند كه شكلگيرى دولت اسرائيل را زير سوال بردهاند .
يكى از تئوريهاى بنيادين صهيونيستهاى سياسى اين بود كه "يهوديان ملتى بدون سرزمين هستند و فلسطين نيز سرزمينى بدون ملت است . " بر اساس تفسيرى كه تا دهه 1970 گفتمان حاكم در اسرائيل بود، جنگ 1948 يك پروسه تئولوژيكى و بازگشت رنسانس مردم يهود بود . وظيفه تاريخنگاران محدود بود به بازسازى اين موضوع و اين كه اين نهضت از سال 1880 شروع و جنگ 1948 "جنگ آزادى و رهايى" عليه انگليس بود . تاريخنگاران اسرائيلى هنگام بررسى تاريخ اين حوادث حتى نسبتبه جنگ سال و رهايى دياسپورا از يوغ ( (Shihru مىآوردند . اعراب در اين تاريخنگارى جايگاهى ندارد . تاريخنگاران گفتمان صهيونيستى از نوشتن اينكه جنگ 1948 يك تراژدى انسانى است، خوددارى مىكنند . در تاريخنگارى سنتى اسرائيل، اعراب در 1948 كاملا غايب هستند، سرزمينى كه اسرائيل در سال 1948 به آن دستيافتند را بخشى از امپراتورى عثمانى معرفى مىكنند كه بدون سكنه بوده است . بطوركلى در مباحث تاريخنگارى 1948 تا 1967 اصلا بحثى از فلسطينىها نيست و از آنها صرفا با نام آواره ياد مىشود و از سال 1967 به بعد آنها را چهرههاى تروريستى معرفى مىكنند كه درصدد نابودى قوم يهودى هستند . نتيجه مطالعات آكادميك بر روى اسناد آرشيوها توسط مورخين جديد اسرائيلى برعكس آن چيزى كه در تاريخنگارى سنتى بود نشان داد و از آن لحظه به بعد فلسطين به يكى از عناصر اين تاريخ تبديل شده و اثبات گرديد كه تئورى يك سرزمين بدون ملت واهى است .
از طرف ديگر در تاريخنگارى سنتى صهيونيستها گفته مىشد كه موقعيتيهوديان در سال 1948 نسبتبه فلسطينىها مانند يهوديان تحت كنترل نازيها در جنگ جهانى دوم بود كه در آستانه نابودى كامل قرار داشتند در تاريخنگارى جديد، مورخين پست صهيونيست اثبات كردند كه فلسطينىها در آن موقع آنچنان قدرتى نداشتند كه در 14 مه 1948 يهوديان را نابود كنند و در واقع برخلاف قياس مذكور، يهوديان گروههاى منسجمى بودند كه از جهان خارج بطور منظم حمايت مىشدند و اين اعراب بودند كه بصورت پراكنده و ضعيف قرار داشتند و روابط يهوديان و اعراب ساكن فلسطين قبل از 1948 برخلاف نظر صهيونيستها بسيار خوب بود وگرنه ميان دشمن معاملهاى انجام نمىشود . (منظور فروش زمين توسط اعراب به يهودايان است) .
تاريخنگاران صهيونيست مىگفتند كه معدود فلسطينىهاى موجود بطور دلخواهانه و به درخواستسران عرب آنجا را ترك كردهاند . پاپ مورخ پست صهيونيست در انتقاد از صهيونيستها مىگويد اگر فلسطينىها خود از سرزمينهايشان داوطلبانه بيرون رفتند، پس قهرمانان يهودى چه كسانى بودند و با چه كسانى مىجنگيدهاند؟
تام سگو يكى از پيشگامان تاريخنگارى پست صهيونيستى، نخستين كسى بود كه جامعه و تاريخ كنونى اسرائيل را با مطالعه خويش زير سوال برد . وى در كتاب "نخستين اسرائيلىها" كه در سال 1984 منتشر شده است، هژمونى از تاريخ و جامعه اسرائيل را پيرامون موضوعات تاريخى تشكيلدهنده اسرائيل مورد چالش قرار داد . سگو مىگويد تاكنون فقط بخشى از آرشيوها رو شده است و اسرار بسيار مهمى هستند كه هنوز كشف نشدهاند . از يادداشتهاى روزانه بن گوريون فصلهايى كه به تحقيقات هستهاى اختصاص يافته است، هنوز دور از دسترس است . در فهرستى از معادنى كه در آن هنگام اميد به يافتن آنها در صحراى نقب مىرفته و بدستبنگوريون تنظيم شده استيك كلمه حذف شده است و اين كلمه به اندازه واژه اورانيوم است . طرح ساختبمب اتمى براى فهم تاريخ سياسى، اقتصادى و ديپلماتيك اسرائيل ضرورى به نظر مىرسد . كميسيون ذىربط با مساله خارج شدن اسناد دولتى از طبقهبندى با اكراه برخورد مىكند زيرا اين كار تاريخ ما را به گونهاى نه چندان خوشايند روشن مىسازد . وى مىافزايد با مطالعه اين كتاب دريافتم كه در سال 1948 يك واحد ويژه تشكيل شده، كتابهاى بدست آمده از خانههاى تصرف شده در اروشليم را مىدزديده است . دو نهاد هنوز دور از دسترس هستند: موساد (سازمان جاسوسى) و شاباك (سازمان امنيت داخلى)
بن موريس ديگر مورخ پست صهيونيست در سال 1987 در كتابى تحت عنوان "پيدايش مساله آوارگان فلسطينى 1949 - 1947" افسانههايى كه رهبران يهودى در مورد جنگ 1948 ساخته بودند به اين شرح برمىشمارد:
1 . در حاليكه رهبران اسرائيلى از طرح تقسيم سازمان ملل در سال 1947 استقبال مىكردند; رهبران عرب با آن مخالفت مىنمودند .
2 . جنگ 1948 جنگى بود ميان يك اقليتبىدفاع و پراكنده (يهود) با گرده نسبتا قوى (اعراب) .
3 . مساله آوارگان فلسطينى به رهبران عرب برمىگردد . چون آنان به فلسطينىها مىگفتند شما فلسطين را تخليه كنيد تا ما زودتر پيروز شويم .
4 . اسرائيل به دنبال صلح بوده است اما اعراب اعتقادى به آن نداشتهاند .
جنبش پست صهيونيسم از سال 1978 يعنى پس از آنكه اسناد جنگ 1948 بعد از يك دوره سى ساله از آرشيوهاى محرمانه بيرون آمد از محافل آكادميك و دانشگاهى آغاز شد و سپس برخى ديگر از عرصهها را در برگرفت و هماكنون در صحنه عمل سياسى در اسرائيل نمايان شده است .
از زمانى كه "ناتان برن بام"1 در يك جلسه مباحثه عمومى در شهر وين اتريش در تاريخ 23 ژانويه 1892 براى اولينبار اصطلاح " صهيونيسم" را بكار گرفت و تئودر هرتزل، روزنامهنگار مجارىالاصل ساكن اتريش در اولين كنگره صهيونيستها در تاريخ 29 اوت 1897 در شهر "بال "سوئيس، صهيونيسم را از حالت مذهبى به صهيونيسم سياسى تبديل كرد، در جهان اسلام و خود يهوديت صداى اعتراض به اين مكتب جديد بلند شد . با پيدايش رژيم صهيونيستى اسرائيل در سال 1948 و اقدامات اين رژيم در طى نيم قرن گذشته، انتقاد از صهيونيسم جان تازهاى به خود گرفته است .
نتورى كارتاها، يهوديانى هستند كه معتقد به صهيونيسم مذهبى هستند نه صهيونيسم سياسى كه هرتزل آنرا به وجود آورد . يا (Siyon)، كه ريشه صهيونيسم استبه معنى كوه خشك يا پر آفتاب و نام تپهاى در جنوب غربى شهر بيتالمقدس در سرزمين فلسطين مىباشد . در بعضى از اساطير يهودى آمده است كه ناجى قوم يهود پس از ظهور در همين كوه، قدرت مطلقه آنان را به تمام اقوام و ملل جهان مستقر مىسازد . صهيونيسم مذهبى عبارت از اميد بزرگ رهايىبخش يهوديان در آخر زمان است . بر اساس اين اعتقاد هنگام ظهور حضرت عيسى (ع)، در آخر زمان، دوره حكومتخداوند كه تمام قبايل زمين به آن دعوت شدهاند، براى تمام افراد بشر تحقق خواهد يافت و اين ملتبه سوى سرزمينهايى كه تورات حماسه ابراهيم و موسى را در آنجا قرار داده رهسپار خواهد شد . صهيونيست مذهبى سنت زيارت سرزمين مقدس و تشكيل جوامع روحانى در برخى نقاط مقدس فلسطين را بنيان نهاد . صهيونيسم سياسى به عنوان يك مقوله كاملا جدايى از صهيونيسم مذهبى در اواخر قرن نوزدهم و با افكار و اهدافى سياسى پا به عرصه نهاد .
نتورى كارتاها معتقدند نتايج صهيونيسم سياسى هم به صورت مادى و هم معنوى براى ملتيهود فاجعهآميز است . اينان معتقدند در تورات از طرف خداوند به مردم يهود حق زندگى و حاكميتبه سرزمين موعود داده است ولى اين حق بىقيد و شرط نبود . اين حق بر اساس فرمانبردارى از دستورات الهى و مشيت او به آنها داده شده است . در تورات آمده است كه اگر آنها از انجام اين كار سرباز زنند، بايد در انتظار تنبيه سخت آوارگى و تبعيد در سراسر جهان باشند، كه اين امر دو بار اتفاق مىافتد و در هر دو بار يهود مجبور به تبعيد شده كه تبعيد دوم تا به امروز به طول انجاميده است . به گفته پيامبران تورات، تبعيد دوم به صورت معجزهآسا از طريق معجزات و وقايع شگرف به پايان مىرسد . تنها راهى كه براى نجات از تبعيد وجود دارد، راهى روحانى است، يهوديان بايد از گناهان توبه كنند و به كمالاتى نظير دعا، آموزش تورات و اعمال خوب و مهربانانه روى آورند .
به زعم نتورى كارتاها، قدرت نظامى و فشار سياسى نخواهد توانست تبعيد يهوديان را به پايان رساند . ماجراجويىهاى نظامى بىربط و يا حتى زيانبار خواهند بود و هيچ تاثيرى در نجات ملتيهود نخواهد داشت . پرخاشگرى نسبتبه ديگر ملل جهان نخواهد توانست رهايى و نجات يهوديان را تسريع كند . اينها صهيونيسم سياسى را زائيده ذهن افراد سرخورده و سست ايمان نظير هرتزل مىدانند . آنها از فرمان الهى در مورد تبعيد خسته شده و اين موضوع را كه تبعيد يك مشيت الهى بود قبول نداشتند . نتورى كارتاها مىگويند اين جنبش كه بيش از صد سال عمر ندارد ولى از تمام يهوديان مىخواهد تا درك سنتى خود را از تبعيد و نجات كنار بگذارند، ترور و خونريزى و جنگ نظامى ابزار صهيونيسم شده است . تنفر جهانيان از اسرائيل ريشه در اعمال صهيونيسم سياسى دارد . اين ورود بىپايان به خوبى توسط دانيال متخصص كتابهاى مقدس به عنوان نتيجه غيرقابل اجتناب سرپيچى از شرايط تبعيد توصيف شده است . نتورى كارتاها مىگويند روش يهوديان سنتى باعثحفظ يهوديت در طول 2 هزار سال شده است و يهوديت مقيم فلسطين تا قبل از ورود صهيونيسم سياسى در صلح و آرامش با اعراب در حال زندگى بودند . ملىگرايى غيرمذهبى صهيونيسم سياسى نه تنها خالى از روح خداوندى مىباشد بلكه پرخاشگر و فاقد اصول اخلاقى نيز هست . صهيونيسم يهوديان را دعوت به جنگ دائمى عليه همسايگان غيريهود در سراسر جهان مىكند . در اين تفكر، اسرائيل كه ادعاى به وجود آوردن مكانى امن براى يهوديان را دارد در حقيقتخطرناكترين مكان در سراسر جهان براى يهوديان است . پس از آنكه صهيونيستهاى مذهبى (نتورى كارتاها) انديشه صهيونيسم سياسى را مورد انتقاد قرار دادند، گروهى ديگر از انديشمندان اسرائيلى با توجه به عملكرد نيم قرن گذشته اسرائيل، اين رژيم را از درون مورد انتقاد قرار دادهاند . اين گروه كه به پست صهيونيستها معروف شدهاند روايتهاى غلط تاريخى صهيونيستهاى سياسى و نيز تضادها و شكافهاى درونى اين رژيم را نمايان ساختهاند .
پست صهيونيسم و اسرائيل
واژه پست صهونيسم2 (فراصهيونيسم - مابعدصهيونيسم - پساصهيونيسم) يك اصطلاح سياسى است كه براى اولين بار "يورى رام"3 جامعهشناس اسرائيلى به گروهى از نخبگان اسرائيل اطلاق كرد . اين واژه دو گروه را دربرمىگيرد: 1 . مورخين جديد 2 . جامعهشناسان منتقد . تعبير پست صهيونيسم بر تمامى كسانى اطلاق مىشود كه در كارهاى علمى و تحقيقاتى خود اعمال و اقدامات اسرائيل را از آغاز تاكنون مجددا مورد بررسى قرار داده و از آن انتقاد مىكنند . جنبش پست صهيونيسم از سال 1978 يعنى پس از آنكه اسناد جنگ 1948 بعد از يك دوره سى ساله از آرشيوهاى محرمانه بيرون آمد از محافل آكادميك و دانشگاهى آغاز شد و سپس برخى ديكر از عرصهها را در برگرفت و هماكنون در صحنه عمل سياسى در اسرائيل نمايان شده است .
تاريخنگاران جديد
تاريخنگاران جديد كسانى هستند كه از سال 1978 به اين سو از دانشگاههاى اسرائيل فعاليت علمى خود را بر اساس بررسى اسناد آرشيوهاى اسرائيل، انگليس و آمريكا شروع كردهاند . تام سگو، بن موريس4، ايلان پاپ5، آوى شاليم، شلوموسند و ... مورخينى هستند كه شكلگيرى دولت اسرائيل را زير سوال بردهاند .
يكى از تئوريهاى بنيادين صهيونيستهاى سياسى اين بود كه "يهوديان ملتى بدون سرزمين هستند و فلسطين نيز سرزمينى بدون ملت است . " بر اساس تفسيرى كه تا دهه 1970 گفتمان حاكم در اسرائيل بود، جنگ 1948 يك پروسه تئولوژيكى و بازگشت رنسانس مردم يهود بود . وظيفه تاريخنگاران محدود بود به بازسازى اين موضوع و اين كه اين نهضت از سال 1880 شروع و جنگ 1948 "جنگ آزادى و رهايى" عليه انگليس بود . تاريخنگاران اسرائيلى هنگام بررسى تاريخ اين حوادث حتى نسبتبه جنگ سال و رهايى دياسپورا از يوغ ( (Shihru مىآوردند . اعراب در اين تاريخنگارى جايگاهى ندارد . تاريخنگاران گفتمان صهيونيستى از نوشتن اينكه جنگ 1948 يك تراژدى انسانى است، خوددارى مىكنند . در تاريخنگارى سنتى اسرائيل، اعراب در 1948 كاملا غايب هستند، سرزمينى كه اسرائيل در سال 1948 به آن دستيافتند را بخشى از امپراتورى عثمانى معرفى مىكنند كه بدون سكنه بوده است . بطوركلى در مباحث تاريخنگارى 1948 تا 1967 اصلا بحثى از فلسطينىها نيست و از آنها صرفا با نام آواره ياد مىشود و از سال 1967 به بعد آنها را چهرههاى تروريستى معرفى مىكنند كه درصدد نابودى قوم يهودى هستند . نتيجه مطالعات آكادميك بر روى اسناد آرشيوها توسط مورخين جديد اسرائيلى برعكس آن چيزى كه در تاريخنگارى سنتى بود نشان داد و از آن لحظه به بعد فلسطين به يكى از عناصر اين تاريخ تبديل شده و اثبات گرديد كه تئورى يك سرزمين بدون ملت واهى است .
از طرف ديگر در تاريخنگارى سنتى صهيونيستها گفته مىشد كه موقعيتيهوديان در سال 1948 نسبتبه فلسطينىها مانند يهوديان تحت كنترل نازيها در جنگ جهانى دوم بود كه در آستانه نابودى كامل قرار داشتند در تاريخنگارى جديد، مورخين پست صهيونيست اثبات كردند كه فلسطينىها در آن موقع آنچنان قدرتى نداشتند كه در 14 مه 1948 يهوديان را نابود كنند و در واقع برخلاف قياس مذكور، يهوديان گروههاى منسجمى بودند كه از جهان خارج بطور منظم حمايت مىشدند و اين اعراب بودند كه بصورت پراكنده و ضعيف قرار داشتند و روابط يهوديان و اعراب ساكن فلسطين قبل از 1948 برخلاف نظر صهيونيستها بسيار خوب بود وگرنه ميان دشمن معاملهاى انجام نمىشود . (منظور فروش زمين توسط اعراب به يهودايان است) .
تاريخنگاران صهيونيست مىگفتند كه معدود فلسطينىهاى موجود بطور دلخواهانه و به درخواستسران عرب آنجا را ترك كردهاند . پاپ مورخ پست صهيونيست در انتقاد از صهيونيستها مىگويد اگر فلسطينىها خود از سرزمينهايشان داوطلبانه بيرون رفتند، پس قهرمانان يهودى چه كسانى بودند و با چه كسانى مىجنگيدهاند؟
تام سگو يكى از پيشگامان تاريخنگارى پست صهيونيستى، نخستين كسى بود كه جامعه و تاريخ كنونى اسرائيل را با مطالعه خويش زير سوال برد . وى در كتاب "نخستين اسرائيلىها" كه در سال 1984 منتشر شده است، هژمونى از تاريخ و جامعه اسرائيل را پيرامون موضوعات تاريخى تشكيلدهنده اسرائيل مورد چالش قرار داد . سگو مىگويد تاكنون فقط بخشى از آرشيوها رو شده است و اسرار بسيار مهمى هستند كه هنوز كشف نشدهاند . از يادداشتهاى روزانه بن گوريون فصلهايى كه به تحقيقات هستهاى اختصاص يافته است، هنوز دور از دسترس است . در فهرستى از معادنى كه در آن هنگام اميد به يافتن آنها در صحراى نقب مىرفته و بدستبنگوريون تنظيم شده استيك كلمه حذف شده است و اين كلمه به اندازه واژه اورانيوم است . طرح ساختبمب اتمى براى فهم تاريخ سياسى، اقتصادى و ديپلماتيك اسرائيل ضرورى به نظر مىرسد . كميسيون ذىربط با مساله خارج شدن اسناد دولتى از طبقهبندى با اكراه برخورد مىكند زيرا اين كار تاريخ ما را به گونهاى نه چندان خوشايند روشن مىسازد . وى مىافزايد با مطالعه اين كتاب دريافتم كه در سال 1948 يك واحد ويژه تشكيل شده، كتابهاى بدست آمده از خانههاى تصرف شده در اروشليم را مىدزديده است . دو نهاد هنوز دور از دسترس هستند: موساد (سازمان جاسوسى) و شاباك (سازمان امنيت داخلى)
بن موريس ديگر مورخ پست صهيونيست در سال 1987 در كتابى تحت عنوان "پيدايش مساله آوارگان فلسطينى 1949 - 1947" افسانههايى كه رهبران يهودى در مورد جنگ 1948 ساخته بودند به اين شرح برمىشمارد:
1 . در حاليكه رهبران اسرائيلى از طرح تقسيم سازمان ملل در سال 1947 استقبال مىكردند; رهبران عرب با آن مخالفت مىنمودند .
2 . جنگ 1948 جنگى بود ميان يك اقليتبىدفاع و پراكنده (يهود) با گرده نسبتا قوى (اعراب) .
3 . مساله آوارگان فلسطينى به رهبران عرب برمىگردد . چون آنان به فلسطينىها مىگفتند شما فلسطين را تخليه كنيد تا ما زودتر پيروز شويم .
4 . اسرائيل به دنبال صلح بوده است اما اعراب اعتقادى به آن نداشتهاند .



Comment