سست است و بى بنياد و برخاسته از نيتى شوم و غرض آلود.
افزون براين, بر فرض كه بپذيريم كه شيخ انصارى براين باور است كه روايات بر ولايت فقيه دلالت ندارند, آيا مى توان گفت: شيخ منكر ولايت فقيه است و آن را غير مشروع و خطرناك و زيانبار مى داند, همان طور كه اينان بدان اعتقاد دارند33.
بدون ترديد اين چنين نيست, زيرا خود شيخ در مكاسب, پس از آن كه در مواردى ولايت را براى فقيه اثبات مى كند, در باره موارد مشكوك نمى گويد: ثابت نيست و يا مشروع نيست, بلكه مى نويسد: اين دلايل ناتوانند و بايد به سراغ دلايل ديگر رفت.
(فلايثبت من تلك الادلّه مشروعيتها للفقيه بل لابدّ للفقيه من استنباط مشروعيتها من دليل آخر34.)
مشروعيت اين گونه موارد, از اين ادلّه استفاده نمى شود. بنابراين فقيه, براى مشروعيت اين امور, بايد از دلائل ديگر استفاده كند.
افزون براين, شيخ انصارى در بحث ولايت حاكم جائر, پس از آن كه تصدّى امور حكومتى را از سوى آنان مطرح وادلّه حرمت و جواز آن را مقايسه مى كند, به حرمت همكارى با دولت جائر و پذيرش مسؤوليتهاى حكومتى از سوى آنان, فتوا مى دهد.
ولى در همان جا, از اظهار اين اعتقاد نيز دريغ نمى ورزد كه اگر فردى به قصد خدمت به مردم و قيام براى اصلاح امور وتأمين مصالح عمومى و... در حكومت جور داخل شود مشاركت او به ادلّه اربعه جايز خواهد بود35.
در بيان اقسام ولايت مى نويسد:
(ومنها مايكون واجبه وهي ماتوقف الامر بالمعروف والنّهى عن المنكر الواجبان عليه فانّ مالايتمّ الواجب اِلاّ به وجب مع القدره36.)
برخى از اقسام ولايت واجب است و آن ولايتى است كه امربه معروف و نهى از منكر, متوقف بر آن باشد, زيرا مقدّمه واجب, در صورت قدرت, واجب خواهد بود.
وقتى ايشان ولايت و تصدّى از سوى نظام سياسى جور را براى مصالح امت اسلامى روا مى شمارد و تشكيل حكومت را در صورتى كه امر به معروف و نهى از منكر بر آن توقف داشته باشد, واجب مى داند, چگونه مى توان عدم مشروعيت ولايت فقيه را به ايشان نسبت داد؟
امّا بخش ديگر سخن اين آقايان كه مى نويسند:
(ولايت فقيه يا مجتهد, يك مسأله فقهى مستحدث در ميان فقهاست و مشموليت عامّ ندارد. ولايت فقيه, در يك قرن و نيم پيش, براى اولين بار از طرف مرحوم ملاّ احمد نراقى مطرح گرديد... كه فقط مورد قبول تعداد اندكى از فقهاى معاصر شده است.37)
به مراتب بى پايه تر از سخنان پيشين آنان است. در مورد پيشين ممكن است عذر آنان پذيرفته شود كه چون اهل فنّ نبوده وتسلّط بر كتابهاى فقهى نداشته اند, دچار چنين اشتباهى شده اند, ولى در اين جا از يك مسأله تاريخى سخن گفته اند, مسأله اى كه هركس مختصر آگاهى به تاريخ فقه شيعه داشته باشد, مى داند كه ولايت فقيه از ضروريات فقه اسلام است38, تا جايى كه عدّه اى از فقهاء بر آن ادّعاى اجماع كرده اند39.
خود شيخ انصارى نيز در مكاسب, به صراحت مى گويد: (مشهور فقهاء به ولايت فقيه اعتقاد دارند40).
در جاى ديگر, قول به ولايت فقيه را معروف در ميان اصحاب مى داند41.
ما نيز در مجلّه (حوزه)42 و مجلّه (فقه)43 گفتار برخى از معتقدان به ولايت فقيه را آورديم و پيشينه تاريخى آن را نمايانديم


Comment