15-2 بزرگداشت مواليد و وفيات
الف - بن بارز هر گونه بزرگداشت ميلاد پيامبر را حرام و بدعت مى داند و محمد حامد فقى رئيس انصار السنة المحمدية نيز مى گويد :الذكريات التى ملات البلاد باسم الاولياء هى نوع من العبادة لهم و تعظيمهم
قرآن برخى پيشينيان مثل پيامبران را تجليل كرده و ستوده است. حال چگونه است كه اگر همين توضيحات و تجليلها از جانب مسلمانان صورت پذيرد شرك مى شود.
ج- آيا ابراز مودت ذوى القربى نمى توان در شادى آنان خوشحال و روزهاى غم و اندوه آنان اندوهناك بود.
د- آيا ارزش وجود پيامبر اكرم و اولياء الهى از يك مائده آسمانى كمتر است كه حضرت عيسى (ع) روز نزول آنرا عيد دانستند و قران بدون اشاره مى نمايد (مائده /114)
ه- بزرگداشت ميلاد پيامبر و ديگر مناسبتهاى مربوط از مصاديق و رفعنا لك ذكرك است.
و- جشن و خوشحالى در روز ميلاد پيامبر از سنت مسلمانان بوده است و مولود متعددى در توايخ شاهد آن است
ز- برقرارى بزرگداشت و تعظيم مواليد و وفيات بزرگان، اگر چه دليل استحباب خاص ممكن است نداشته باشد اما از ادله كلى وجوب احترام و مودت اهل بيت و تعظيم شعائر الهى قابل استفاده بوده، رابطه عاطفى و روحى ميان مسلمان و پيامبرشان را تعميق مى كند.
16-2 قسم دادن به حق و مقام اولياء
الف - ابن تميمه: در ميان علماء اجماع وجود دارد كه نمى توان به حق غيرخدا قسم ياد كرد. الغّر بن عبدالسلام نيز همين نظر را دارد .
ب - فتواى اين در برابر روايات استوار پيامبر و اهل بيت و ديگر امارات موجود در احاديث تاب مقاومت ندارد، مضاف بر اينكه ادعاى اجماع بى اساس مى باشد.
ج- در تعليم پيامبر به نابينا در حديث عثمان بن حنيف آمده است اللهم انى اسئلك و اتوجه اليك بنبيك محمدنبى الرحمة
د- در حديث عطيه عوفى از ابوسعيد خدرى اللهم انى اسئلك بحق السائلين عليك و اسئلك بحق هذا...
ه- علامه سيد محسن امين نقل مى كند كه تدورى مى گويد: بنده برخدا حقى ندارد تا از خدا به حق مخلوِ درخواست شود
اولا اگر چنين است چرا پيامبر خدا تعليم قسم دادن به چنين حقوقى فرموده اند
- يارب اسألك بحق محمد لما غفرت لى
ثانياً قران در مواردى بندگان را صاحب حق مى دانند "وكان حقاً عليناننج المومنين"(يونس/ 103)
"وكان حقاً عليا نصر المومنين" روم/ 47 "و عداً عليه حقاً فى التوراة والانجيل "توبه/ 11
ثالثاً در برخى احاديث بدين حقوِ تصريح شده است از جمله حق على الله عون من نكح التماس العفاف لما حرم الله
17-2 سوگند به غيرخدا
الف - ابن تميمه سوگند به غيرخدا را موجب شرك صغير دانسته و صنعانى در نظير الاعتقاد نيز آنرا مابه شرك مطرح نموده است
ب - خداوند در قران به غيرخدا سوگند ياد كرده و اگر حرام مى بود بايد متذكر مى شد در حاليكه هدف از آن تحريك براى انديشيدن در آيات الهى بوده است و مقصودى حكيمانه داشته است.
ج- مسنداحمد، فلعمرى لان تكلم بمعروف او تنهى عن منكر خير من ان تسكت
د- اينكه در برخى احاديث از قسم خوردن به پدر نهى شده است. متوجه آن بوده كه غالباً پدران مسلمان مشرك بوده و سوگند به آنها كه ارزش و احترام خاصى نداشتند توجيهى نداشت و يا اينكه مقصود سوگند در مقام شهادت و اثبات حق است كه به اتفاِ علما بايد منحصر در سوگند به خدا و صفات خاص باريتعالى باشد.
ز- در سنت پيامبر هم قسم به غيرخدا و حتى به پدر مخاطب نقل شده است از جمله در پاسخ به مسائلى كه پرسيده بود.اى الصدقة اغظم اجرا فرمودند اما و ابيك تنبأنه ، ان تصدِ و انت صحيح شيخ تخشى الفقر و تامل البقاء
18-2 نامگذارى فرزندان باپيشوند عبد و غلام
الف - وهابيان مى گويند بر مبناى ان كل من فى السموات و الارض الا اتى الرحمن عبدا مريم /93، اين نامگذارى درست نمى باشد.
ب- بندگى و عبد بودن اگر به معناى غير از پرستش خداوند باشد مى تواند به غير خدا منتسب گردد. مثل عبد در معناى اصطلاحى و فقهى آن و انكحوا الايامى منكم والصالحين من عبادكم و امائكم.
ج - هدف از اين نام گذارى ها نوعى تشبيه به بندگان قانونى و حكايت از نوعى حقيقت رمزآلود است.
د- عبد در اينجابه معناى مطيع بوده و بندگان و مومنان هم مطيعان خدا و رسول خدا و اولى الامرند. واطيعوالله واطيعوا الرسول واولى الامرمنكم نساء/ 59
الف - بن بارز هر گونه بزرگداشت ميلاد پيامبر را حرام و بدعت مى داند و محمد حامد فقى رئيس انصار السنة المحمدية نيز مى گويد :الذكريات التى ملات البلاد باسم الاولياء هى نوع من العبادة لهم و تعظيمهم
قرآن برخى پيشينيان مثل پيامبران را تجليل كرده و ستوده است. حال چگونه است كه اگر همين توضيحات و تجليلها از جانب مسلمانان صورت پذيرد شرك مى شود.
ج- آيا ابراز مودت ذوى القربى نمى توان در شادى آنان خوشحال و روزهاى غم و اندوه آنان اندوهناك بود.
د- آيا ارزش وجود پيامبر اكرم و اولياء الهى از يك مائده آسمانى كمتر است كه حضرت عيسى (ع) روز نزول آنرا عيد دانستند و قران بدون اشاره مى نمايد (مائده /114)
ه- بزرگداشت ميلاد پيامبر و ديگر مناسبتهاى مربوط از مصاديق و رفعنا لك ذكرك است.
و- جشن و خوشحالى در روز ميلاد پيامبر از سنت مسلمانان بوده است و مولود متعددى در توايخ شاهد آن است
ز- برقرارى بزرگداشت و تعظيم مواليد و وفيات بزرگان، اگر چه دليل استحباب خاص ممكن است نداشته باشد اما از ادله كلى وجوب احترام و مودت اهل بيت و تعظيم شعائر الهى قابل استفاده بوده، رابطه عاطفى و روحى ميان مسلمان و پيامبرشان را تعميق مى كند.
16-2 قسم دادن به حق و مقام اولياء
الف - ابن تميمه: در ميان علماء اجماع وجود دارد كه نمى توان به حق غيرخدا قسم ياد كرد. الغّر بن عبدالسلام نيز همين نظر را دارد .
ب - فتواى اين در برابر روايات استوار پيامبر و اهل بيت و ديگر امارات موجود در احاديث تاب مقاومت ندارد، مضاف بر اينكه ادعاى اجماع بى اساس مى باشد.
ج- در تعليم پيامبر به نابينا در حديث عثمان بن حنيف آمده است اللهم انى اسئلك و اتوجه اليك بنبيك محمدنبى الرحمة
د- در حديث عطيه عوفى از ابوسعيد خدرى اللهم انى اسئلك بحق السائلين عليك و اسئلك بحق هذا...
ه- علامه سيد محسن امين نقل مى كند كه تدورى مى گويد: بنده برخدا حقى ندارد تا از خدا به حق مخلوِ درخواست شود
اولا اگر چنين است چرا پيامبر خدا تعليم قسم دادن به چنين حقوقى فرموده اند
- يارب اسألك بحق محمد لما غفرت لى
ثانياً قران در مواردى بندگان را صاحب حق مى دانند "وكان حقاً عليناننج المومنين"(يونس/ 103)
"وكان حقاً عليا نصر المومنين" روم/ 47 "و عداً عليه حقاً فى التوراة والانجيل "توبه/ 11
ثالثاً در برخى احاديث بدين حقوِ تصريح شده است از جمله حق على الله عون من نكح التماس العفاف لما حرم الله
17-2 سوگند به غيرخدا
الف - ابن تميمه سوگند به غيرخدا را موجب شرك صغير دانسته و صنعانى در نظير الاعتقاد نيز آنرا مابه شرك مطرح نموده است
ب - خداوند در قران به غيرخدا سوگند ياد كرده و اگر حرام مى بود بايد متذكر مى شد در حاليكه هدف از آن تحريك براى انديشيدن در آيات الهى بوده است و مقصودى حكيمانه داشته است.
ج- مسنداحمد، فلعمرى لان تكلم بمعروف او تنهى عن منكر خير من ان تسكت
د- اينكه در برخى احاديث از قسم خوردن به پدر نهى شده است. متوجه آن بوده كه غالباً پدران مسلمان مشرك بوده و سوگند به آنها كه ارزش و احترام خاصى نداشتند توجيهى نداشت و يا اينكه مقصود سوگند در مقام شهادت و اثبات حق است كه به اتفاِ علما بايد منحصر در سوگند به خدا و صفات خاص باريتعالى باشد.
ز- در سنت پيامبر هم قسم به غيرخدا و حتى به پدر مخاطب نقل شده است از جمله در پاسخ به مسائلى كه پرسيده بود.اى الصدقة اغظم اجرا فرمودند اما و ابيك تنبأنه ، ان تصدِ و انت صحيح شيخ تخشى الفقر و تامل البقاء
18-2 نامگذارى فرزندان باپيشوند عبد و غلام
الف - وهابيان مى گويند بر مبناى ان كل من فى السموات و الارض الا اتى الرحمن عبدا مريم /93، اين نامگذارى درست نمى باشد.
ب- بندگى و عبد بودن اگر به معناى غير از پرستش خداوند باشد مى تواند به غير خدا منتسب گردد. مثل عبد در معناى اصطلاحى و فقهى آن و انكحوا الايامى منكم والصالحين من عبادكم و امائكم.
ج - هدف از اين نام گذارى ها نوعى تشبيه به بندگان قانونى و حكايت از نوعى حقيقت رمزآلود است.
د- عبد در اينجابه معناى مطيع بوده و بندگان و مومنان هم مطيعان خدا و رسول خدا و اولى الامرند. واطيعوالله واطيعوا الرسول واولى الامرمنكم نساء/ 59



Comment