شبيهسازى در آيين كاتوليك(قسمت اول)
خب
مهمترين دلايل مخالفت با شبيهسازى انسانى از ديدگاه آيين كاتوليك عبارتاند از: احتمال شكست از نظر علمى، ضرورت توليد مثل جنسى براى ايجاد فرد جديد، تحميل هويت خود بر شخص شبيهسازى شده، غصب جايگاه خداوند. در اين مقاله، اين مسئله با توجه به ديدگاه آيين كاتوليك به اخلاق زيستى و در بسترى كلىتر توصيف شده است.
اشاره:
آيين كاتوليك با كاربست برخى از دستاوردهاى مهندسى ژنتيك درباره انسان سرسختانه مخالفت مىكند و آن را ناقض كرامت و شأن انسان مىداند. يكى از تازهترين دستاوردهاى اين عرصه، امكان به كارگرفتن تكنيك انتقال هسته سلول پيكرى Somatic Cell Nuclear Transfer) با علامت اختصارى (SCNT يا شبيهسازى درباره انسان است. كليساى كاتوليك استفاده از اين تكنيك را تحت عناوينى چون شبيهسازى درمانى يا انسانى مغاير با آموزههاى اصلى كتاب مقدس و اخلاق مسيحى مىداند و دلايلى بر ضد آن اقامه مىكند. مهمترين دلايل مخالفت با شبيهسازى انسانى از ديدگاه آيين كاتوليك عبارتاند از: احتمال شكست از نظر علمى، ضرورت توليد مثل جنسى براى ايجاد فرد جديد، تحميل هويت خود بر شخص شبيهسازى شده، غصب جايگاه خداوند، نقض كرامت انسانى، نقض حق كودك براى داشتن والدين، تنزل انسان به شيئ، مغايرت با حق «نادانى» و جهل نسبت به آينده، امكان سوءاستفادههاى مختلف و فروپاشى نهاد خانواده. در اين مقاله، اين مسئله با توجه به ديدگاه آيين كاتوليك به اخلاق زيستى و در بسترى كلىتر توصيف شده است.
رشد مهندسى ژنتيك و پيدايش مسائل تازهاى در اين عرصه و امكان برخى دستكارىهاى ژنتيكى، پرسشهايى جدى در باب حيات و مرگ و مفهوم انسان و معيار انسانيت پيش كشيده است و آيين كاتوليك نيز بخشى از تلاش خود را صرف پاسخگويى به آنها كرده است. يكى از تازهترين چالشهاى اين عرصه، مسئله امكان شبيهسازى انسانى است كه پس اعلام خبر شبيهسازى گوسفندى به نام «دالى» در سال 1997 به گونهاى جدى ذهن متدينان را به خود مشغول كرده است
2) آيا به وجود آوردن انسان بىاستفاده از شيوه رايج توليد مثل و به گونهاى غير جنسى مشروع است و اخلاقى، يا بر خلاف آموزههاى دينى؟ غالب متدينان آن را تهديدى بر ضد كرامت انسانى قلمداد كردهاند و خواستار منع آن شدند. مسلمانان اهل سنت قاطعانه اين عمل را محكوم كرده و عالمان شيعه در اين زمينه نظرات گوناگونى ابراز داشتهاند. جهان مسيحى نيز موضعى استوار در اين زمينه اتخاذ كرد و شبيهسازان را ناقض كرامت انسانى دانسته است. در اين نوشته، كوشش مىشود تا تصوير روشن و نسبتا جامعى از ديدگاه كليساى كاتوليك در قبال اين مسئله به دست داده شود و اين مسئله در بسترى كلىتر از ديدگاه آيين كاتوليك به مسائل زيستى تبيين گردد. تحليل و بررسى اين ديدگاه نيازمند نوشته ديگرى است كه مستقلاً ارائه خواهد شد.
1. ملاحظات اوليه
يك. منابعى كه در اين نوشته مورد استناد قرار گرفتهاند، سه نوعاند. نخست، سخنان پاپ فقيد ژان پل دوم به عنوان عالىترين مرجع دينى آيين كاتوليك در جهان؛ دوم بيانيههايى كه به وسيله واتيكان منتشر شده است. اين بيانيهها به وسيله شوراهاى پاپى كه اعضاى آنها مستقيما به دست پاپ منصوب مىشوند فراهم آمده و به تأييد پاپ نيز رسيده است. سوم مقالاتى كه اسقفها و رؤساى كليساى كاتوليك نوشته يا موضعگيرىهايى كه در قبال مسئله شبيهسازى اتخاذ كردهاند.
دو. آيين كاتوليك براى تبيين و دفاع از موضع خود فعاليت علمى و فرهنگى گستردهاى داشته است. اين فعاليتها شامل برگزارى كنفرانسها و كارگاههاى آموزشى، شركت در نشستها و سمينارهاى مختلف و ارسال پيام به وسيله پاپ به كنفراسهاى پزشكى، اخلاق زيستى و مانند آن بوده است.
سه. افزون بر آن، كليساى كاتوليك حضورى جدى در سطح جهانى در مجامع بينالمللى داشته و از اين طريق مواضع خود را تبيين و تقويت كرده است، مانند حضور نماينده رسمى در كميسيون تخصصى سازمان ملل و تبيين موضع آيين كاتوليك درباره مسئله شبيهسازى، حضور در كنگره آمريكا هنگام بررسى مسئله شبيهسازى، ارسال نامه به سازمان ملل و يونسكو و تحليل و بررسى بيانيههايى كه سازمان ملل يا ديگر مجامع سياسى در اين زمينه منتشر كردهاند. اين حضور فعالانه موجب شده است تا مدافعان شبيهسازى انسانى، كليساى كاتوليك را به تحميل ديدگاه خود بر جامعه متكثر معاصر متهم كنند.
چهار. موضع آيين كاتوليك در قبال شبيهسازى انسانى در حقيقت بخشى از موضع گستردهتر اين آيين در قبال مسائل زيستى ديگرى چون سقط جنين، اوتانازى يا قتل از روى ترحم، تكنيكهاى بارورى مصنوعى و مانند آن است. از اين رو، در اين نوشته از سر ضرورت به ديدگاه آيين كاتوليك در اين مسائل نيز اشاراتى رفته است.
2. انواع شبيهسازى
كليساى كاتوليك به شكل متداول و رايج به هنگام بحث از شبيهسازى دو نوع تقسيمبندى را مطرح مىكند؛ يكى تقسيمبندى اين تكنولوژى بر اساس حوزه و سوژه آن است و ديگرى تقسيم آن بر اساس هدف از به كارگيرى چنين تكنيكى. البته بحث در نوع اول بسيار مختصر و گذرا و اشارهوار مطرح مىشود، حال آنكه بحث اساسى در نوع دوم است. اين دو نوع تقسيمبندى به شرح زير هستند:
يك. شبيهسازى گياهى، حيوانى و انسانى
دو. شبيهسازى درمانى و انسانى
يك. شبيهسازى گياهى ، حيوانى و انسانى. از نظر آيين كاتوليك اعمال تكنولوژى بارورى و تكثير غير جنسى در عرصه گياهان و حيوانات مانعى ندارد و اين كار مجاز است. اسناد متعدد كليسا بر اين نكته تأكيد فراوان دارند كه با رعايت مصالح كلى مىتوان گياهان يا حيوانات را شبيهسازى كرد. براى مثال در «تأملاتى درباره شبيهسازى» كه به وسيله «آكادمى پاپى زندگى»(3) منتشر شده، به اين مسئله اشاره شده و در آن آمده است كه: «افزون بر اينْ براى تحقيق، از جمله شبيهسازى، در عرصه گياهان و حيوانات آنجا كه به نيازى پاسخ دهد يا سود قابل توجهى براى انسان يا ديگر موجودات در پى داشته باشد، در صورت رعايت قوانين حفظ حيوانات و تكليف احترام به تنوع زيستى انواع، جا وجود دارد.»(4)
كاردينال آلفونسو لوپز تروجيلو، رئيس شوراى پاپى خانواده،(5) طى بيانيهاى با عنوان «شبيهسازى: ناپديد شدن مستقيم پدرى و انكار خانواده» كه در مخالفت با شبيهسازى انسانى نوشته و منتشر شده است، از شبيهسازى در عرصه گياهان و حيوانات دفاع كرده، مىگويد: «اعتراضات اخلاقى مشخصى بر ضد شبيهسازى گونههاى غير انسانى وجود ندارد.»(6) وى نه تنها اين كار را مجاز مىشمارد، بلكه براى آن منافع متعددى ياد مىكند، مانند بهبود كيفيت محصولات غذايى، پيشگيرى از انقراض گونههاى كمياب، كمك به پيشرفت در عرصه تحقيقات زيستى و داروشناسى.(7)
كنفرانس كاتوليكهاى فلوريدا، طى مكتوبى موضع خود را در قبال انواع شبيهسازى روشن كرد و درباره شبيهسازى گياهى و حيوانى اعلام داشت: «شبيهسازى گياهان و حيوانات يا قسمتهايى از دى. ان. اى. انسانى، هنگامى كه براى بهسازى انسانيت به كار گرفته مىشود، نه تنها بلامانع، بلكه حتى تحت راهنمايى مناسبى مىتواند مطلوب باشد.»(
بدين ترتيب از نظر كليساى كاتوليك، شبيهسازى گياهى و حيوانى مجاز و حتى مطلوب است و اخلاقا منعى ندارد. گفتنى است كه برخى از كاتوليكهاى پاكستان به استناد كتاب مقدس، حتى شبيهسازى حيوانات را ممنوع دانستهاند. به گزارش روزنامه پاكستانى ديلى تايمز، در گفتگويى كه كليساى كاتوليك لاهور تشكيل دادْ، نديم جان شاكر گفت كه بنياد اخلاق ما كتاب مقدس است و «كليسا حتى مخالف شبيهسازى حيوانى است.»(9) از اين استثنا كه بگذريم، كليساى كاتوليك شبيهسازى گياهى و حيوانى را مجاز مىشمارد و اساسا اين بحث را چندان پيش نمىكشد، زيرا از نظرش اين مسئله با اصول و مبانى آيين كاتوليك منافاتى ندارد؛ اما آنچه كه مشكلى جدى براى اخلاق و كلام آيين كاتوليك بوده، شبيهسازى انسانى است.
دو. شبيهسازى درمانى و انسانى در جايى كه موضوع و سوژه، شبيهسازى انسان است و اين تكنيك درباره انسان به كار بسته مىشود، بر اساس هدف از اين كار، شبيهسازى به دو نوع تقسيم مىشود: شبيهسازى درمانى(10) يا غير موّلد و شبيهسازى انسانى(11) يا شبيهسازى موّلد.(12) تفاوت اين دو نوع، در نوع تكنيك به كار رفته نيست، بلكه در هدف از انجام آن است. در شبيهسازى درمانى، پس از تركيب تخمك خالى از هسته با هسته سلول و تشكيل رويان، طى زمانى اندك اين رويان نابود و از سلول بنيادى آن استفاده مىگردد، حال آنكه در شبيهسازى انسانى، پس از تشكيل رويان، آن را در رحم مىگذارند تا جنين شكل گرفته و نوزادى زاده شود. اين تقسيمبندى امروزه در مجامع علمى پذيرفته شده و در متون مختلف به آن اشاره مىشود.(13)
عمده نقض و ابرامها نيز درباره شبيهسازى انسانى است نه درمانى و برخى از كشورها مانند انگلستان، شبيهسازى درمانى را مجاز شمردهاند؛ مشروط به آنكه رويان شكلگرفته حداكثر تا چهارده روزگى نابود شود. بنابراين، ماهيت اين دو نوع شبيهسازى تفاوتى ندارد، بلكه تفاوت اصلى در آن است كه در نوع درمانى، روند شبيهسازى در ميانه كار متوقف مىشود.
اسناد و منابع كاتوليكى غالبا به اين دو نوع تقسيم اشاره كرده، از آن بحث مىكنند.(14)
البته گاه در منابع كاتوليكى از تقسيمبندى ديگرى نام برده مىشود؛ براى مثال در يكى از اسناد واتيكان با عنوان «يادداشتهايى درباره شبيهسازى» شبيهسازى با توجه به هدف آن به چهار نوع تقسيم شده است: شبيهسازى «مولّد» با هدف به دستآوردن فردى مشابه دهنده هسته سلول جسمى؛ شبيهسازى «درمانى» براى به دست آوردن رويانى ايمن از بيمارىهاى ميتوكندريا يا كروموزومى از طريق انتقال هسته تخمك به تخمك ديگرى و سپس بارورى آن؛ شبيهسازى «توليدى» براى به دست آوردن اعضاى مورد نياز بدن و شبيهسازى با هدف «تجربى» براى توسعه آفاق دانش.(15) با اين همه، تقسيمبندى معروف و جا افتاده در اين مورد همان تقسيمبندى دوگانه به انسانى و درمانى يا مولد و غيرمولد است.اين تقسيمبندىبهدلايل خاصىپذيرفتهشده و كليساىكاتوليك نيز بخشى از تلاشخود را صرف بحث دربارهاين تقسيمبندىو نقد آنكرده كهشايسته بررسىاست.
خب
مهمترين دلايل مخالفت با شبيهسازى انسانى از ديدگاه آيين كاتوليك عبارتاند از: احتمال شكست از نظر علمى، ضرورت توليد مثل جنسى براى ايجاد فرد جديد، تحميل هويت خود بر شخص شبيهسازى شده، غصب جايگاه خداوند. در اين مقاله، اين مسئله با توجه به ديدگاه آيين كاتوليك به اخلاق زيستى و در بسترى كلىتر توصيف شده است.
اشاره:
آيين كاتوليك با كاربست برخى از دستاوردهاى مهندسى ژنتيك درباره انسان سرسختانه مخالفت مىكند و آن را ناقض كرامت و شأن انسان مىداند. يكى از تازهترين دستاوردهاى اين عرصه، امكان به كارگرفتن تكنيك انتقال هسته سلول پيكرى Somatic Cell Nuclear Transfer) با علامت اختصارى (SCNT يا شبيهسازى درباره انسان است. كليساى كاتوليك استفاده از اين تكنيك را تحت عناوينى چون شبيهسازى درمانى يا انسانى مغاير با آموزههاى اصلى كتاب مقدس و اخلاق مسيحى مىداند و دلايلى بر ضد آن اقامه مىكند. مهمترين دلايل مخالفت با شبيهسازى انسانى از ديدگاه آيين كاتوليك عبارتاند از: احتمال شكست از نظر علمى، ضرورت توليد مثل جنسى براى ايجاد فرد جديد، تحميل هويت خود بر شخص شبيهسازى شده، غصب جايگاه خداوند، نقض كرامت انسانى، نقض حق كودك براى داشتن والدين، تنزل انسان به شيئ، مغايرت با حق «نادانى» و جهل نسبت به آينده، امكان سوءاستفادههاى مختلف و فروپاشى نهاد خانواده. در اين مقاله، اين مسئله با توجه به ديدگاه آيين كاتوليك به اخلاق زيستى و در بسترى كلىتر توصيف شده است.
رشد مهندسى ژنتيك و پيدايش مسائل تازهاى در اين عرصه و امكان برخى دستكارىهاى ژنتيكى، پرسشهايى جدى در باب حيات و مرگ و مفهوم انسان و معيار انسانيت پيش كشيده است و آيين كاتوليك نيز بخشى از تلاش خود را صرف پاسخگويى به آنها كرده است. يكى از تازهترين چالشهاى اين عرصه، مسئله امكان شبيهسازى انسانى است كه پس اعلام خبر شبيهسازى گوسفندى به نام «دالى» در سال 1997 به گونهاى جدى ذهن متدينان را به خود مشغول كرده است
1. ملاحظات اوليه
يك. منابعى كه در اين نوشته مورد استناد قرار گرفتهاند، سه نوعاند. نخست، سخنان پاپ فقيد ژان پل دوم به عنوان عالىترين مرجع دينى آيين كاتوليك در جهان؛ دوم بيانيههايى كه به وسيله واتيكان منتشر شده است. اين بيانيهها به وسيله شوراهاى پاپى كه اعضاى آنها مستقيما به دست پاپ منصوب مىشوند فراهم آمده و به تأييد پاپ نيز رسيده است. سوم مقالاتى كه اسقفها و رؤساى كليساى كاتوليك نوشته يا موضعگيرىهايى كه در قبال مسئله شبيهسازى اتخاذ كردهاند.
دو. آيين كاتوليك براى تبيين و دفاع از موضع خود فعاليت علمى و فرهنگى گستردهاى داشته است. اين فعاليتها شامل برگزارى كنفرانسها و كارگاههاى آموزشى، شركت در نشستها و سمينارهاى مختلف و ارسال پيام به وسيله پاپ به كنفراسهاى پزشكى، اخلاق زيستى و مانند آن بوده است.
سه. افزون بر آن، كليساى كاتوليك حضورى جدى در سطح جهانى در مجامع بينالمللى داشته و از اين طريق مواضع خود را تبيين و تقويت كرده است، مانند حضور نماينده رسمى در كميسيون تخصصى سازمان ملل و تبيين موضع آيين كاتوليك درباره مسئله شبيهسازى، حضور در كنگره آمريكا هنگام بررسى مسئله شبيهسازى، ارسال نامه به سازمان ملل و يونسكو و تحليل و بررسى بيانيههايى كه سازمان ملل يا ديگر مجامع سياسى در اين زمينه منتشر كردهاند. اين حضور فعالانه موجب شده است تا مدافعان شبيهسازى انسانى، كليساى كاتوليك را به تحميل ديدگاه خود بر جامعه متكثر معاصر متهم كنند.
چهار. موضع آيين كاتوليك در قبال شبيهسازى انسانى در حقيقت بخشى از موضع گستردهتر اين آيين در قبال مسائل زيستى ديگرى چون سقط جنين، اوتانازى يا قتل از روى ترحم، تكنيكهاى بارورى مصنوعى و مانند آن است. از اين رو، در اين نوشته از سر ضرورت به ديدگاه آيين كاتوليك در اين مسائل نيز اشاراتى رفته است.
2. انواع شبيهسازى
كليساى كاتوليك به شكل متداول و رايج به هنگام بحث از شبيهسازى دو نوع تقسيمبندى را مطرح مىكند؛ يكى تقسيمبندى اين تكنولوژى بر اساس حوزه و سوژه آن است و ديگرى تقسيم آن بر اساس هدف از به كارگيرى چنين تكنيكى. البته بحث در نوع اول بسيار مختصر و گذرا و اشارهوار مطرح مىشود، حال آنكه بحث اساسى در نوع دوم است. اين دو نوع تقسيمبندى به شرح زير هستند:
يك. شبيهسازى گياهى، حيوانى و انسانى
دو. شبيهسازى درمانى و انسانى
يك. شبيهسازى گياهى ، حيوانى و انسانى. از نظر آيين كاتوليك اعمال تكنولوژى بارورى و تكثير غير جنسى در عرصه گياهان و حيوانات مانعى ندارد و اين كار مجاز است. اسناد متعدد كليسا بر اين نكته تأكيد فراوان دارند كه با رعايت مصالح كلى مىتوان گياهان يا حيوانات را شبيهسازى كرد. براى مثال در «تأملاتى درباره شبيهسازى» كه به وسيله «آكادمى پاپى زندگى»(3) منتشر شده، به اين مسئله اشاره شده و در آن آمده است كه: «افزون بر اينْ براى تحقيق، از جمله شبيهسازى، در عرصه گياهان و حيوانات آنجا كه به نيازى پاسخ دهد يا سود قابل توجهى براى انسان يا ديگر موجودات در پى داشته باشد، در صورت رعايت قوانين حفظ حيوانات و تكليف احترام به تنوع زيستى انواع، جا وجود دارد.»(4)
كاردينال آلفونسو لوپز تروجيلو، رئيس شوراى پاپى خانواده،(5) طى بيانيهاى با عنوان «شبيهسازى: ناپديد شدن مستقيم پدرى و انكار خانواده» كه در مخالفت با شبيهسازى انسانى نوشته و منتشر شده است، از شبيهسازى در عرصه گياهان و حيوانات دفاع كرده، مىگويد: «اعتراضات اخلاقى مشخصى بر ضد شبيهسازى گونههاى غير انسانى وجود ندارد.»(6) وى نه تنها اين كار را مجاز مىشمارد، بلكه براى آن منافع متعددى ياد مىكند، مانند بهبود كيفيت محصولات غذايى، پيشگيرى از انقراض گونههاى كمياب، كمك به پيشرفت در عرصه تحقيقات زيستى و داروشناسى.(7)
كنفرانس كاتوليكهاى فلوريدا، طى مكتوبى موضع خود را در قبال انواع شبيهسازى روشن كرد و درباره شبيهسازى گياهى و حيوانى اعلام داشت: «شبيهسازى گياهان و حيوانات يا قسمتهايى از دى. ان. اى. انسانى، هنگامى كه براى بهسازى انسانيت به كار گرفته مىشود، نه تنها بلامانع، بلكه حتى تحت راهنمايى مناسبى مىتواند مطلوب باشد.»(
بدين ترتيب از نظر كليساى كاتوليك، شبيهسازى گياهى و حيوانى مجاز و حتى مطلوب است و اخلاقا منعى ندارد. گفتنى است كه برخى از كاتوليكهاى پاكستان به استناد كتاب مقدس، حتى شبيهسازى حيوانات را ممنوع دانستهاند. به گزارش روزنامه پاكستانى ديلى تايمز، در گفتگويى كه كليساى كاتوليك لاهور تشكيل دادْ، نديم جان شاكر گفت كه بنياد اخلاق ما كتاب مقدس است و «كليسا حتى مخالف شبيهسازى حيوانى است.»(9) از اين استثنا كه بگذريم، كليساى كاتوليك شبيهسازى گياهى و حيوانى را مجاز مىشمارد و اساسا اين بحث را چندان پيش نمىكشد، زيرا از نظرش اين مسئله با اصول و مبانى آيين كاتوليك منافاتى ندارد؛ اما آنچه كه مشكلى جدى براى اخلاق و كلام آيين كاتوليك بوده، شبيهسازى انسانى است.
دو. شبيهسازى درمانى و انسانى در جايى كه موضوع و سوژه، شبيهسازى انسان است و اين تكنيك درباره انسان به كار بسته مىشود، بر اساس هدف از اين كار، شبيهسازى به دو نوع تقسيم مىشود: شبيهسازى درمانى(10) يا غير موّلد و شبيهسازى انسانى(11) يا شبيهسازى موّلد.(12) تفاوت اين دو نوع، در نوع تكنيك به كار رفته نيست، بلكه در هدف از انجام آن است. در شبيهسازى درمانى، پس از تركيب تخمك خالى از هسته با هسته سلول و تشكيل رويان، طى زمانى اندك اين رويان نابود و از سلول بنيادى آن استفاده مىگردد، حال آنكه در شبيهسازى انسانى، پس از تشكيل رويان، آن را در رحم مىگذارند تا جنين شكل گرفته و نوزادى زاده شود. اين تقسيمبندى امروزه در مجامع علمى پذيرفته شده و در متون مختلف به آن اشاره مىشود.(13)
عمده نقض و ابرامها نيز درباره شبيهسازى انسانى است نه درمانى و برخى از كشورها مانند انگلستان، شبيهسازى درمانى را مجاز شمردهاند؛ مشروط به آنكه رويان شكلگرفته حداكثر تا چهارده روزگى نابود شود. بنابراين، ماهيت اين دو نوع شبيهسازى تفاوتى ندارد، بلكه تفاوت اصلى در آن است كه در نوع درمانى، روند شبيهسازى در ميانه كار متوقف مىشود.
اسناد و منابع كاتوليكى غالبا به اين دو نوع تقسيم اشاره كرده، از آن بحث مىكنند.(14)
البته گاه در منابع كاتوليكى از تقسيمبندى ديگرى نام برده مىشود؛ براى مثال در يكى از اسناد واتيكان با عنوان «يادداشتهايى درباره شبيهسازى» شبيهسازى با توجه به هدف آن به چهار نوع تقسيم شده است: شبيهسازى «مولّد» با هدف به دستآوردن فردى مشابه دهنده هسته سلول جسمى؛ شبيهسازى «درمانى» براى به دست آوردن رويانى ايمن از بيمارىهاى ميتوكندريا يا كروموزومى از طريق انتقال هسته تخمك به تخمك ديگرى و سپس بارورى آن؛ شبيهسازى «توليدى» براى به دست آوردن اعضاى مورد نياز بدن و شبيهسازى با هدف «تجربى» براى توسعه آفاق دانش.(15) با اين همه، تقسيمبندى معروف و جا افتاده در اين مورد همان تقسيمبندى دوگانه به انسانى و درمانى يا مولد و غيرمولد است.اين تقسيمبندىبهدلايل خاصىپذيرفتهشده و كليساىكاتوليك نيز بخشى از تلاشخود را صرف بحث دربارهاين تقسيمبندىو نقد آنكرده كهشايسته بررسىاست.


Comment