همه براي تيم ملي، تيم ملي براي همه
سيموئز تيم ملي يك كشور و رسانه*هاي آن را در يك نقطه مشترك مي*داند:« همان طور كه روزنامه*ها تنها براي پايتخت نيستند و بايد خبرهاي تمام منطقه*هاي كشور را پس از موضوع*هاي ملي و بين*المللي پوشش دهند، تيم ملي هم چنين شرايطي دارد. نبايد هميشه آن را در تهران نگاه داريم. تيم ملي بايد همه جا برود. چون از آن همه*ي مردم است. من اردوهايي در چابهار، كيش و … داشته*ام.»
** نظام بي*ثبات استعداديابي در فوتبال ايران
رسالت و كار مربياني نظير رنه سيموئز در فوتبال ارزشمند، ماندگار و بسيار ظريف است. آنها بايد نخبه*ها را شناسايي كنند و پرورش دهند؛ اما، از آن مهم*تر بايد نظامي را تعريف و پايه*گذاري كنند كه اين استعدادها به طور منظم و هماهنگ در تمام دوران از يك سيستم بهره ببرند.
آيا مرد برزيلي با پيشينه*ي درخشانش نظامي براي فوتبال پايه در ايران نوشته است؟ پاسخ اين بود:« در ايران شيوه*ي استعداديابي خوبي وجود نداشته است. يكي از شرح وظايفم اين است؛ اما، در اين مدت نكته*هاي بسيار مهمي وجود داشته كه بايد به آنها الويت مي*داديم. ما بايد اين سيستم را به راه مي*انداختيم كه مهم*ترين موضوع بود. بايد كساني كه وظيفه*ي استعداديابي داشتند را شناسايي مي*كرديم و آموزش مي*داديم. بايد بدانيم كه با چه فلسفه*اي اين كار را انجام مي*دهند. به عنوان نمونه، دوست ندارم مدافعان زير توپ بزنند؛ در ايران اين عادت وجود دارد كه بازي از خط مياني رو به جلو شكل مي*گيرد. براي همين مدافعان مي*كوشند توپ*هاي بلند را به جلو بفرستند. اين شيوه*ي سنتي انگليسي است؛ اما، اگر مدافعان با تكنيك و با استعدادي داشته باشي از عقب بازي*سازي مي*كني و بر اساس اين اصل استعداديابي مي*كني.»
سيموئز براي شكوفايي فوتبال به اصلي پايبند است "اصل خط*هاي عمودي":« خط*هاي عمودي در فوتبال بسيار مهم هستند كه اين جا خوب ساخته نمي*شوند. براي شما مثالي مي*زنم؛ تيم ملي زير هفده ساله*ها (نوجوانان) براي ديدارهاي انتخابي جام جهاني در سنگاپور بازي كرد. بازيكنان خوبي بودند. بعضي از آنها اين شايستگي را داشتند كه در فهرست تيم ملي جوانان قرار بگيرند؛ اما, از آن جا كه برنامه*اي وجود نداشت، تيم جوانان كسي را از نوجوانان نمي*شناخت و هيچ ارتباط طولي با هم نداشتند. هنگامي كه از من دعوت شد, خواستم هفت بازيكن از زير هفده* ساله*ها بيايند و با زير بيست ساله*ها تمرين كنند، اين بازيكنان به من داده نشدند. چرا؟ فكر مي*كردند مي*خواهم آنها را از تيم ملي نوجوانان بگيرم؛ اما، هدفم اين نبود. مي*خواستم آنها را بياورم تا با شرايط خو بگيرند و هماهنگ شوند تا هنگامي كه سنشان بالاتر رفت، راحت*تر با گروه جوانان كار كنند. نه اين كه شناختي از اين بازيكنان نداشته باشيم و تازه دنبالشان بگرديم. تيم ملي جوانان راهي هند است. اكنون دروازه*باني به نام علي داريم كه با زير بيست ساله*ها و زير بيست و سه ساله*ها (اميد) تمرين مي*كند. فرهاد آل خميس، مهرداد (شماره نه)، مهرداد پولادي، اسماعيل غروي، علي اميري و حجت چهارمحالي تمام اين بازيكنان زير نوزده سال شناخته شده و مهم*تر از آن هماهنگ هستند. اگر اتفاقي ناخواسته در تيم جوانان پيش بيايد، از آن جايي كه از اين دسته بازيكنان به صورت چرخشي استفاده شد، آنها را مي*شناسيم و جايگزينشان مي*كنيم. قلعه*نوعي پيش از بازي كره*ي جنوبي (مرحله مقدماتي جام ملت*هاي آسيا) كاري كرد و شش يا هفت بازيكن جوانان و اميد را به تيم ملي دعوت كرد. آن روز بعضي*ها گفتند؛ چرا احسان خرسندي رفت به تيم ملي؟! اما، او به تيم ملي نرفت. او تنها در تمرين*هاي سطح بالاتري حاضر شد تا با بازيكنان برجسته تمرين كند. با اين شناخت هر زمان كه مشكلي براي تيم ملي پيش بيايد مانند رقابت*هاي پيش روي LG در اردن مربي مي*تواند روي بازيكناني نظير جلال حسيني، شيث رضايي، سعيد رمضاني حساب كند.»
اما، چه تضميني وجود دارد پس از دوران مرد برزيلي، با توجه به تغييرات گسترده در نظام مديريتي ورزش ايران، آيندگان هم به اين شيوه پايبند باشند؟ بايد "قانون نظام استعداديابي" فوتبال نوشته شود. سيموئز به خبرنگاران ايسنا توضيح مي*دهد:« تخم*ها را كاشته*ام، اميدوارم كه رشد كنند. البته ننوشتن اين شيوه استعداديابي اشتباه من است نه فدراسيون. البته من همه چيز را روي كاغذ نوشته*ام، اما، بايد تصميم* بگيري كه مي*خواهي چه كاري انجام بدهي و چه هدفي را دنبال مي*كني، در اين سيستم هيچ تضميني وجود ندارد كه اگر نتيجه نگيري بتواني به كارت ادامه بدهي. بايد در تيم ملي زير هفده ساله*ها و زير بيست ساله*ها صعود كنيم و در قطر (بازي*هاي آسيايي) موفق باشيم تا همه بگويند كه سيموئز درست مي*گويد. اگر چنين نشود، آن اتفاق هم رخ نمي*دهد. بايد به آرامي حركت كنم و اين شيوه را جا بياندازم و با اين حساب اكنون الويت با نتيجه است. بعضي از خبرنگاران گفتند كه تنها حرف مي*زنم. پس بايد راه درستي را براي رسيدن به هدفم انتخاب كنم. اما، همه چيز دقيق و محاسبه شده است.»
بايد منتظر ماند كه پس از كاميابي در بازي*هاي آسيايي و روشن شدن آينده سيموئز او برنامه و نظام استعداديابي*اش را به فدراسيون و سازمان بدهد. مربي پيشين جامائيكا درباره*ي اين انتظار گفت:« آنها منتظر هستند، نه من. فدراسيون به من گفت؛ آيا علاقه دارم بمانم يا خير. پاسخم مثبت بود. بايد شرايط را بررسي كنم. فكر مي كنم دسامبر انتخابات (فدراسيون فوتبال) است و هيچ كس نمي*تواند تا پيش از آن تصميم بگيرد. من صبر نمي*كنم، آنها را هم از اين موضوع آگاه كرده*ام. گفتند كه دسامبر با هم كمي بيشتر بحث مي كنيم به شوخي جواب دادم شايد پس از گرفتن مدال طلا كه بسيار گرانبهاست تصميمي بگيريد.»
اينجا فرصتي پيش مي*آيد تا سيموئز مشكلي ديگري را از تيم*هاي پايه براي خبرنگاران ايسنا بازگو كند:« اگر تيم ملي زير هفده ساله*ها نتيجه نمي*گيرد، نبايد مربي*اش را قرباني كرد. چرا كه برنامه خوبي نداشته است. يكي از بزرگ*ترين مشكلات نوجوانان، ديدارهاي خارجي است. به ندرت كسي را پيدا مي*كنيد كه در گذرنامه*اش چهار يا پنج مهر خورده باشد. اما، در گذرنامه*هاي نوجوانان ژاپني و برزيلي حدود سي مهر ديده مي*شود. آنها در سيزده، چهارده سالگي، شانزده سالگي و هفده سالگي اين بازي*ها را تجربه كرده*اند.»
اما، «نتيجه*گرايي» در تيم*هاي پايه نبايد هدف باشد. سيموئز در اين باره گفت:« شايد يك درصد مردم اين چنين فكر كنند، البته من صد در صد با شما موافق هستم. رويا پرداز هستم اما، پاهايم را هم روي زمين نگاه مي*دارم. در تمام عمرم تنها يك فدراسيون به برنامه*ام پايبند و وفادار بود و در جامائيكا اين اتفاق افتاد. 1994 اين تيم را گرفتم. ژانويه 1995 به برزيل رفتيم. بيست و هشت بازيكن را به همراه خودم بردم. شانزده بازي در برزيل انجام داديم، يك تساوي گرفتيم و در ساير بازي*ها شكست*هاي سنگيني را پذيرفتيم. بسيار بد بود! به جامائيكا كه بازگشتم هجده بازيكن را كنار گذاشتم و تنها ده بازيكن را نگاه داشتم و تيم ملي زير بيست ساله*ها را به تيم اصلي آوردم. رييس فدراسيون فوتبال جامائيكا از اين تصميم ديوانه شد! چرا كه رقابت*هاي جام كارائيب را كه ميزبانش بوديم پيش رو داشتيم. او به من گفت:« عقلت را از دست دادي»؟! پاسخ دادم:« تو اين حق را داري كه در جام كارائيب موفق شوي اما، اگر بخواهي همين بازيكنان قديمي را حفظ كني بايد جام جهاني را فراموش كني! در كارائيب به مرحله يك چهارم پاياني هم نرسيديم. مطبوعات و مردم مي*خواستند من را بكشند! چرا كه به جام جهاني كار نداشتند، كارائيب براي آنها بسيار مهم*تر بود. اما، پس از اين بازي ها رييس جمهور جامائيكا هوشمندانه*ترين گفت*وگويي كه تا كنون به ياد دارم را با روزنامه*ها انجام داد. او گفت:« فكر كنيد به دكتر مي*رويد و نسخه*اي دارويي براي يك هفته، پانزده روز يا يك ماه به شما مي*دهد. اگر پس از يك هفته خوب نشديد دكترتان را عوض مي*كنيد، اگر پانزده روز اتفاقي رخ ندهد او را عوض مي*كنيد و به همين صورت براي يك ماه. رنه سيموئز نسخه*اي چهار ساله*اي را براي من نوشته است. اگر در اين مدت نتيجه نگرفتيم او را عوض مي*كنم! و پس از چهار سال همه ديدند كه چه شد. 1997 توانستيم با موفقيت در ديدارهاي انتخابي جام جهاني به رقابت*هاي فرانسه راه پيدا كنيم. 1998 در ترينيدادوتوباگو قهرمان جام كارائيب شديم. 1999 تيم ملي زير هفده ساله*ها به جام جهاني رسيد و همين سال تيم ملي زير بيست ساله*ها به جام جهاني آرژانتين راه پيدا كرد. تا آن زمان جامائيكا بازيكني نداشت كه در خارج از كشور بازي كند، اكنون بيش از بيست و پنج بازيكن در انگلستان فرانسه، بلژيك و آمريكا حرفه*اشان را دنبال مي*كنند.»
** حل مشكل فني و تكنيكي بازيكنان در تيم*هاي پايه
شيوه آموزش و گوشزد اشتباهات در تيم*هاي نوجوانان و جوانان بسيار مهم و حياتي است كه اين روند در ايران به دليل اين كه آكادمي*هاي فوتبال و تيم*هاي پايه هدف و برنامه*اي ندارند، بسيار غم*انگيز است. اشتهاي سيموئز براي اشاره به اين موضوع جالب بود:« پاسخم طولاني است. ببينيد به عنوان نمونه ضربان قلب يك بازيكن در جريان بازي 170 تا 200 است. حالا اگر با اين بازيكن آرام تمرين كنيد به طوري كه ميانگين ضربان قلبش 130 يا 150 باشد مي*بينيد هنگامي كه وارد ميدان مي*شود، آماده نيست و نمودار عملكردش هم نوسان بسياري دارد. نكته نخست، شيوه*ي ابتدايي تمرين*ها بايد محكم باشد و اصلاح شود. بدون آن كه وقفه*هاي بسياري از يك تمرين به تمرين ديگر محسوس باشد.»
در ديدارهاي بزرگ بازيكناني كه درست آموزش ديده*اند، سرنوشت*ساز مي*شوند. در يك ديدار كه بازي در يك سمت گره خورده بازيكن تيمي برنده است كه در كمترين زمان ممكن منطقه بازي را تغيير دهد. در تيم*هاي پايه بايد اين كارها آموزش داده شوند. سرمربي تيم اميد ايران ادامه داد:« اين موضوع از زندگي فاصله چنداني ندارد. نوجوان در سيزده سالگي نمي*داند روزي مهندس خواهد شد. در اين سن او بايد اطلاعات عمومي مانند رياضي، فيزيك، شيمي، هندسه بياموزد. در پانزده، شانزده و هفده سالگي به تدريج آموزش*هايي در رابطه* با رشته*اي كه انتخاب كرده مي*بيند. بازيكن فوتبال هم در سيزده سالگي بايد بازي كردن در همه منطقه*ها را تجربه كند. به گوشه*ها برود، خط مياني و حمله بازي كند تا با منطقه*هاي مختلف آشنا شود و پيشرفت كند. او به آرامي در سن پانزده سالگي به تدريج تخصصي مي*شود، در هجده سالگي بداند كجا بايد بازي كند. پيش از آن بايد به او فرصت *دهي در هر منطقه*اي بازي كند. چرا كه در آن سن، بازيكنان قهرماناني دارند. دوست دارند علي كريمي، جواد نكونام، طالب*لو يا هاشميان باشند. احساسي تصميم مي*گيرند. مربي بايد به او بگويد:« دوست داري علي كريمي شوي اما، اين مهارت را نداري. اما، تو بازيكن خوبي هستي و مي*تواني شانست را مثلا در دفاع امتحان كني.»
سيموئز تيم ملي يك كشور و رسانه*هاي آن را در يك نقطه مشترك مي*داند:« همان طور كه روزنامه*ها تنها براي پايتخت نيستند و بايد خبرهاي تمام منطقه*هاي كشور را پس از موضوع*هاي ملي و بين*المللي پوشش دهند، تيم ملي هم چنين شرايطي دارد. نبايد هميشه آن را در تهران نگاه داريم. تيم ملي بايد همه جا برود. چون از آن همه*ي مردم است. من اردوهايي در چابهار، كيش و … داشته*ام.»
** نظام بي*ثبات استعداديابي در فوتبال ايران
رسالت و كار مربياني نظير رنه سيموئز در فوتبال ارزشمند، ماندگار و بسيار ظريف است. آنها بايد نخبه*ها را شناسايي كنند و پرورش دهند؛ اما، از آن مهم*تر بايد نظامي را تعريف و پايه*گذاري كنند كه اين استعدادها به طور منظم و هماهنگ در تمام دوران از يك سيستم بهره ببرند.
آيا مرد برزيلي با پيشينه*ي درخشانش نظامي براي فوتبال پايه در ايران نوشته است؟ پاسخ اين بود:« در ايران شيوه*ي استعداديابي خوبي وجود نداشته است. يكي از شرح وظايفم اين است؛ اما، در اين مدت نكته*هاي بسيار مهمي وجود داشته كه بايد به آنها الويت مي*داديم. ما بايد اين سيستم را به راه مي*انداختيم كه مهم*ترين موضوع بود. بايد كساني كه وظيفه*ي استعداديابي داشتند را شناسايي مي*كرديم و آموزش مي*داديم. بايد بدانيم كه با چه فلسفه*اي اين كار را انجام مي*دهند. به عنوان نمونه، دوست ندارم مدافعان زير توپ بزنند؛ در ايران اين عادت وجود دارد كه بازي از خط مياني رو به جلو شكل مي*گيرد. براي همين مدافعان مي*كوشند توپ*هاي بلند را به جلو بفرستند. اين شيوه*ي سنتي انگليسي است؛ اما، اگر مدافعان با تكنيك و با استعدادي داشته باشي از عقب بازي*سازي مي*كني و بر اساس اين اصل استعداديابي مي*كني.»
سيموئز براي شكوفايي فوتبال به اصلي پايبند است "اصل خط*هاي عمودي":« خط*هاي عمودي در فوتبال بسيار مهم هستند كه اين جا خوب ساخته نمي*شوند. براي شما مثالي مي*زنم؛ تيم ملي زير هفده ساله*ها (نوجوانان) براي ديدارهاي انتخابي جام جهاني در سنگاپور بازي كرد. بازيكنان خوبي بودند. بعضي از آنها اين شايستگي را داشتند كه در فهرست تيم ملي جوانان قرار بگيرند؛ اما, از آن جا كه برنامه*اي وجود نداشت، تيم جوانان كسي را از نوجوانان نمي*شناخت و هيچ ارتباط طولي با هم نداشتند. هنگامي كه از من دعوت شد, خواستم هفت بازيكن از زير هفده* ساله*ها بيايند و با زير بيست ساله*ها تمرين كنند، اين بازيكنان به من داده نشدند. چرا؟ فكر مي*كردند مي*خواهم آنها را از تيم ملي نوجوانان بگيرم؛ اما، هدفم اين نبود. مي*خواستم آنها را بياورم تا با شرايط خو بگيرند و هماهنگ شوند تا هنگامي كه سنشان بالاتر رفت، راحت*تر با گروه جوانان كار كنند. نه اين كه شناختي از اين بازيكنان نداشته باشيم و تازه دنبالشان بگرديم. تيم ملي جوانان راهي هند است. اكنون دروازه*باني به نام علي داريم كه با زير بيست ساله*ها و زير بيست و سه ساله*ها (اميد) تمرين مي*كند. فرهاد آل خميس، مهرداد (شماره نه)، مهرداد پولادي، اسماعيل غروي، علي اميري و حجت چهارمحالي تمام اين بازيكنان زير نوزده سال شناخته شده و مهم*تر از آن هماهنگ هستند. اگر اتفاقي ناخواسته در تيم جوانان پيش بيايد، از آن جايي كه از اين دسته بازيكنان به صورت چرخشي استفاده شد، آنها را مي*شناسيم و جايگزينشان مي*كنيم. قلعه*نوعي پيش از بازي كره*ي جنوبي (مرحله مقدماتي جام ملت*هاي آسيا) كاري كرد و شش يا هفت بازيكن جوانان و اميد را به تيم ملي دعوت كرد. آن روز بعضي*ها گفتند؛ چرا احسان خرسندي رفت به تيم ملي؟! اما، او به تيم ملي نرفت. او تنها در تمرين*هاي سطح بالاتري حاضر شد تا با بازيكنان برجسته تمرين كند. با اين شناخت هر زمان كه مشكلي براي تيم ملي پيش بيايد مانند رقابت*هاي پيش روي LG در اردن مربي مي*تواند روي بازيكناني نظير جلال حسيني، شيث رضايي، سعيد رمضاني حساب كند.»
اما، چه تضميني وجود دارد پس از دوران مرد برزيلي، با توجه به تغييرات گسترده در نظام مديريتي ورزش ايران، آيندگان هم به اين شيوه پايبند باشند؟ بايد "قانون نظام استعداديابي" فوتبال نوشته شود. سيموئز به خبرنگاران ايسنا توضيح مي*دهد:« تخم*ها را كاشته*ام، اميدوارم كه رشد كنند. البته ننوشتن اين شيوه استعداديابي اشتباه من است نه فدراسيون. البته من همه چيز را روي كاغذ نوشته*ام، اما، بايد تصميم* بگيري كه مي*خواهي چه كاري انجام بدهي و چه هدفي را دنبال مي*كني، در اين سيستم هيچ تضميني وجود ندارد كه اگر نتيجه نگيري بتواني به كارت ادامه بدهي. بايد در تيم ملي زير هفده ساله*ها و زير بيست ساله*ها صعود كنيم و در قطر (بازي*هاي آسيايي) موفق باشيم تا همه بگويند كه سيموئز درست مي*گويد. اگر چنين نشود، آن اتفاق هم رخ نمي*دهد. بايد به آرامي حركت كنم و اين شيوه را جا بياندازم و با اين حساب اكنون الويت با نتيجه است. بعضي از خبرنگاران گفتند كه تنها حرف مي*زنم. پس بايد راه درستي را براي رسيدن به هدفم انتخاب كنم. اما، همه چيز دقيق و محاسبه شده است.»
بايد منتظر ماند كه پس از كاميابي در بازي*هاي آسيايي و روشن شدن آينده سيموئز او برنامه و نظام استعداديابي*اش را به فدراسيون و سازمان بدهد. مربي پيشين جامائيكا درباره*ي اين انتظار گفت:« آنها منتظر هستند، نه من. فدراسيون به من گفت؛ آيا علاقه دارم بمانم يا خير. پاسخم مثبت بود. بايد شرايط را بررسي كنم. فكر مي كنم دسامبر انتخابات (فدراسيون فوتبال) است و هيچ كس نمي*تواند تا پيش از آن تصميم بگيرد. من صبر نمي*كنم، آنها را هم از اين موضوع آگاه كرده*ام. گفتند كه دسامبر با هم كمي بيشتر بحث مي كنيم به شوخي جواب دادم شايد پس از گرفتن مدال طلا كه بسيار گرانبهاست تصميمي بگيريد.»
اينجا فرصتي پيش مي*آيد تا سيموئز مشكلي ديگري را از تيم*هاي پايه براي خبرنگاران ايسنا بازگو كند:« اگر تيم ملي زير هفده ساله*ها نتيجه نمي*گيرد، نبايد مربي*اش را قرباني كرد. چرا كه برنامه خوبي نداشته است. يكي از بزرگ*ترين مشكلات نوجوانان، ديدارهاي خارجي است. به ندرت كسي را پيدا مي*كنيد كه در گذرنامه*اش چهار يا پنج مهر خورده باشد. اما، در گذرنامه*هاي نوجوانان ژاپني و برزيلي حدود سي مهر ديده مي*شود. آنها در سيزده، چهارده سالگي، شانزده سالگي و هفده سالگي اين بازي*ها را تجربه كرده*اند.»
اما، «نتيجه*گرايي» در تيم*هاي پايه نبايد هدف باشد. سيموئز در اين باره گفت:« شايد يك درصد مردم اين چنين فكر كنند، البته من صد در صد با شما موافق هستم. رويا پرداز هستم اما، پاهايم را هم روي زمين نگاه مي*دارم. در تمام عمرم تنها يك فدراسيون به برنامه*ام پايبند و وفادار بود و در جامائيكا اين اتفاق افتاد. 1994 اين تيم را گرفتم. ژانويه 1995 به برزيل رفتيم. بيست و هشت بازيكن را به همراه خودم بردم. شانزده بازي در برزيل انجام داديم، يك تساوي گرفتيم و در ساير بازي*ها شكست*هاي سنگيني را پذيرفتيم. بسيار بد بود! به جامائيكا كه بازگشتم هجده بازيكن را كنار گذاشتم و تنها ده بازيكن را نگاه داشتم و تيم ملي زير بيست ساله*ها را به تيم اصلي آوردم. رييس فدراسيون فوتبال جامائيكا از اين تصميم ديوانه شد! چرا كه رقابت*هاي جام كارائيب را كه ميزبانش بوديم پيش رو داشتيم. او به من گفت:« عقلت را از دست دادي»؟! پاسخ دادم:« تو اين حق را داري كه در جام كارائيب موفق شوي اما، اگر بخواهي همين بازيكنان قديمي را حفظ كني بايد جام جهاني را فراموش كني! در كارائيب به مرحله يك چهارم پاياني هم نرسيديم. مطبوعات و مردم مي*خواستند من را بكشند! چرا كه به جام جهاني كار نداشتند، كارائيب براي آنها بسيار مهم*تر بود. اما، پس از اين بازي ها رييس جمهور جامائيكا هوشمندانه*ترين گفت*وگويي كه تا كنون به ياد دارم را با روزنامه*ها انجام داد. او گفت:« فكر كنيد به دكتر مي*رويد و نسخه*اي دارويي براي يك هفته، پانزده روز يا يك ماه به شما مي*دهد. اگر پس از يك هفته خوب نشديد دكترتان را عوض مي*كنيد، اگر پانزده روز اتفاقي رخ ندهد او را عوض مي*كنيد و به همين صورت براي يك ماه. رنه سيموئز نسخه*اي چهار ساله*اي را براي من نوشته است. اگر در اين مدت نتيجه نگرفتيم او را عوض مي*كنم! و پس از چهار سال همه ديدند كه چه شد. 1997 توانستيم با موفقيت در ديدارهاي انتخابي جام جهاني به رقابت*هاي فرانسه راه پيدا كنيم. 1998 در ترينيدادوتوباگو قهرمان جام كارائيب شديم. 1999 تيم ملي زير هفده ساله*ها به جام جهاني رسيد و همين سال تيم ملي زير بيست ساله*ها به جام جهاني آرژانتين راه پيدا كرد. تا آن زمان جامائيكا بازيكني نداشت كه در خارج از كشور بازي كند، اكنون بيش از بيست و پنج بازيكن در انگلستان فرانسه، بلژيك و آمريكا حرفه*اشان را دنبال مي*كنند.»
** حل مشكل فني و تكنيكي بازيكنان در تيم*هاي پايه
شيوه آموزش و گوشزد اشتباهات در تيم*هاي نوجوانان و جوانان بسيار مهم و حياتي است كه اين روند در ايران به دليل اين كه آكادمي*هاي فوتبال و تيم*هاي پايه هدف و برنامه*اي ندارند، بسيار غم*انگيز است. اشتهاي سيموئز براي اشاره به اين موضوع جالب بود:« پاسخم طولاني است. ببينيد به عنوان نمونه ضربان قلب يك بازيكن در جريان بازي 170 تا 200 است. حالا اگر با اين بازيكن آرام تمرين كنيد به طوري كه ميانگين ضربان قلبش 130 يا 150 باشد مي*بينيد هنگامي كه وارد ميدان مي*شود، آماده نيست و نمودار عملكردش هم نوسان بسياري دارد. نكته نخست، شيوه*ي ابتدايي تمرين*ها بايد محكم باشد و اصلاح شود. بدون آن كه وقفه*هاي بسياري از يك تمرين به تمرين ديگر محسوس باشد.»
در ديدارهاي بزرگ بازيكناني كه درست آموزش ديده*اند، سرنوشت*ساز مي*شوند. در يك ديدار كه بازي در يك سمت گره خورده بازيكن تيمي برنده است كه در كمترين زمان ممكن منطقه بازي را تغيير دهد. در تيم*هاي پايه بايد اين كارها آموزش داده شوند. سرمربي تيم اميد ايران ادامه داد:« اين موضوع از زندگي فاصله چنداني ندارد. نوجوان در سيزده سالگي نمي*داند روزي مهندس خواهد شد. در اين سن او بايد اطلاعات عمومي مانند رياضي، فيزيك، شيمي، هندسه بياموزد. در پانزده، شانزده و هفده سالگي به تدريج آموزش*هايي در رابطه* با رشته*اي كه انتخاب كرده مي*بيند. بازيكن فوتبال هم در سيزده سالگي بايد بازي كردن در همه منطقه*ها را تجربه كند. به گوشه*ها برود، خط مياني و حمله بازي كند تا با منطقه*هاي مختلف آشنا شود و پيشرفت كند. او به آرامي در سن پانزده سالگي به تدريج تخصصي مي*شود، در هجده سالگي بداند كجا بايد بازي كند. پيش از آن بايد به او فرصت *دهي در هر منطقه*اي بازي كند. چرا كه در آن سن، بازيكنان قهرماناني دارند. دوست دارند علي كريمي، جواد نكونام، طالب*لو يا هاشميان باشند. احساسي تصميم مي*گيرند. مربي بايد به او بگويد:« دوست داري علي كريمي شوي اما، اين مهارت را نداري. اما، تو بازيكن خوبي هستي و مي*تواني شانست را مثلا در دفاع امتحان كني.»

Comment