Special Thread Of Jashn-e Nowruz & 13 Beh Dar

Collapse
X
 
  • Time
  • Show
Clear All
new posts
  • mahsaak
    Senior Member
    • Dec 2005
    • 4933

    #241
    khahesh mikonama bachehaaaaaaaaaaaaaa.



    MAHSA














    [/CENTER]

    Comment

    • Rasputin
      Senior Member
      • Jan 2005
      • 63906

      #242
      Jashn-e Nowruz Mobarak Bad (4 Shanbeh Souri & 13 Beh Dar)

      نوروز، جشن ايرانيان از روزگاران كهن پر شكوه ترين جشن بهاری در جهان بوده است. نوروز بهارانه ای است كه روايت های تاريخ درباره پيدايش آن بسيار گوناگون است نوروز جشن شروع فروردين يا « فرودگان » است كه ياد آور اجداد و نياكان ما بود و چنان مي پنداشتند كه در پنج شب ، ارواح پاك مردگان ، برای ديدار وضع زندگي و احوال بازماندگان به زمين فرود مي آيند و در خانه و آشيانه خويش سرگرم تماشا وسركشي مي شوند . اگرخانه روشن و پاكيزه و ساكنان آن راحت وشاد باشند ، ارواح مسرور و سر افراز برمي گردند. اما درغير اينصورت ، آنان غمگين وناراحت به منزلگاه خويش باز مي گردند وتا سال آينده به انتظار مي نشينند

      درباره پيدايش نوروز در روايتي ديگر چنين آمده است كه نيشكر را جمشيد در اين روز يافت و مردم از كشف خاصيت آن متحير شدند . پس جمشيد دستور داد تا از ( شهد آن ) شكر ساختند و به مردم هديه دادند . از اين رو ، آن را نوروز ناميدند

      همچنين روايت شده كه اهريمن ، بلای خشكسالي و قحطي را بر زمين فرو نشانيد . اما جمشيد به جنگ با اهريمن پرداخت و عاقبت او را شكست داد . آنگاه خشكسالي، قحطي ونكبت را بر روي زمين از ريشه بخشكانيد و به زمين بازگشت با بازگشت ويدرختان و هر نهال و چوب خشكي سبز شدند . پس مرد م اين روز را « نوروز » خواندند و هر كس به يمن و مباركي در تشتي جو كاشت و اين رسم سبزه نشانيدن در ايام نوروز از آن زمان به امروز باقي مانده است . در خيام نامه آمده است

      چون از اميري جمشيد 421 سال گذشت ، جهان از او يكسره راست همي آمد .ايران و ايرانيان هم مطيع و مريد او شدند تا بفرمود گرمابه های بسيار ساختند و سيم و زر از معادن بر آوردند و ديبای ابريشمي بافتند كه آن روز ، روز اول « حمل » بود . پس جشني بر پا ساخته و نوروزش نام نهاد تا هر سال چو فروردين آيد ، آن روز را جشن گيرند . در ميان اقوام آريايي كه وارد ايران شدند ، جشن سال نو در اصل به دو شكل زير بوده است

      آرياييها در روزگاران باستاني دارای دو فصل گرما و سرما بودند . فصل سرما شامل دو ماه و فصل گرما شامل ده ماه مي شد . ولي پس از مدتي ، تابستان داراي هفت ماه و زمستان داراي پنج ماه شد . در هر يك از اين دو فصل جشني برگزار مي كردند كه هر دو اين جشنها را آغاز سال نو تلقي مي كردند . در جشن اول كه به هنگام آغاز فصل گرما يعني به هنگامي كه گله ها را از آغل به چمنهاي سبز و خرم مي كشانيدند و از ديدن چهره گرمابخش خورشيد شاد مي شدند. جشن دوم با شروع سرما آغاز مي شد . در اين ايام گله را به آغل باز مي گرداندند و با توشه هاي اندوخته از آنها نگهداري مي كردند . بر اساس شواهد و قرا ئن ، جشن نوروز حتي به هنگام تدوين بخش كهن اوستا نيز در آغاز بهار بر پا مي شده و شايد به نحوی كه اكنون بر ما معلوم نيست آن را در برج مزبور ثابت نگاه مي داشتند

      عيد نوروز شش روز متوالي دوام داشت و در اين روزها ، سلاطين بار عام مي دادند و نجبای بزرگ و اعضای خاندان خود را به ترتيب مي پذيرفتند و به حاضران عيدی مي دادند . در روز اول سال مردم زود از خواب برمي خواستند ، به كنار نهرها و قناتها و خود را مي شستند و به يكديگر آب مي پاشيدند و شيريني تعارف مي كردند . صبح قبل از آنكه كلامي گويند ، شكر يا عسل مي خورند و برای حفظ بدن از نا خوشي ها و بدبختي ها روغن به تن مي ماليدند.
      اما نوروز ، پس از مرگ جمشيد نيز به حيات خود ادامه داد . در معنا ، نوروز ، از هجمه ها و حمله هاي يونانيان ، اعراب ، تركها ومغول ها جان به در برد . و نوروز ثابت كرد كه مهم ترين جشن فرهنگي ميليون ها ايراني است كه در درون ايران زندگي مي كنند
















      درود بر تمام دوستان خوب.پيشاپيش جشن بزرگ و باستاني نوروز را به شما تبريك ميگوييم و از ايزد توانا خواستار سلامتي و خوشبختي شما خوبان هستيم.خوش و سر بلند باشيد

      جاويد ايران زمين و زنده باد ايرانيان

      سايت تپش
      Last edited by Rasputin; 03-05-2007, 09:30 AM.

      iran

      Comment

      • Rasputin
        Senior Member
        • Jan 2005
        • 63906

        #243
        For english info about Nowruz,please use this thread .


        iran

        Comment

        • abadani69
          Senior Member
          • Aug 2005
          • 21339

          #244
          Eidet Mobarak va domet 3charak Siamak!! che ham ghafiye shod

          Comment

          • abadani69
            Senior Member
            • Aug 2005
            • 21339

            #245
            عید اومده خونه تکونی کن دلتو
            اب پاشی کن دورو برمنزلتو
            گرد گیری کن عکس پدر مادرتو
            ایرونی باش بالا نگه دار سرتو


            ما اومدیم عشقو تو دنیا مد کنیم
            هرکار سختی که نمیشه شد کنیم
            نو بکنیم دوره سازندگی رو
            به عشق هم نگا کنیم زندگی رو
            وسط میدون ببریم هرچی داریم
            تو سفره ها برکت و نعمت بکاریم
            بوسه به خاک پاک اجدادی کنیم
            شکر واسه نعمت خداداد ی کنیم
            عید اومده خونه تکونی کن دلتو
            اب پاشی کن دورو برمنزلتو
            گرد گیری کن عکس پدر مادرتو
            ایرونی باش بالا نگه دار سرتو

            حال درو همساده هاتونو بپرس
            نامه های عاشقونه بنداز تو پست
            امروز ضیا داره میگه
            فردا اگه نوبتی هم باشه دیگه نوبت توست
            چوب حراجی بزنش دشمنی رو
            اشتی بده هموطنای تنی رو
            ما اومدیم از اون قدیم گل بکاریم
            با همه قسمتت بکنیم هرچی داریم
            عید اومده خونه تکونی کن دلتو
            اب پاشی کن دورو برمنزلتو
            گرد گیری کن عکس پدر مادرتو
            ایرونی باش بالا نگه دار سرتو

            عید اومده خونه تکونی کن دلتو
            اب پاشی کن دورو برمنزلتو
            گرد گیری کن عکس پدر مادرتو
            ایرونی باش بالا نگه دار سرتو

            حال درو همساده هاتونو بپرس
            نامه های عاشقونه بنداز تو پست
            امروز ضیا داره میگه
            فردا اگه نوبتی هم باشه دیگه نوبت توست
            چوب حراجی بزنش دشمنی رو
            اشتی بده هموطنای تنی رو
            ما اومدیم از اون قدیم گل بکاریم
            با همه قسمتت بکنیم هرچی داریم
            عید اومده خونه تکونی کن دلتو
            اب پاشی کن دورو برمنزلتو
            گرد گیری کن عکس پدر مادرتو
            ایرونی باش بالا نگه دار سرتو

            عید اومده خونه تکونی کن دلتو
            اب پاشی کن دورو برمنزلتو
            گرد گیری کن عکس پدر مادرتو
            ایرونی باش بالا نگه دار سرتو
            ایرونی باش بالا نگه دار سرتو

            Comment

            • abadani69
              Senior Member
              • Aug 2005
              • 21339

              #246
              یه امشب شب عشقه
              همین امشبو داریم
              چرا قصه دردو واسه فردا نذاریم
              یه امشب شب عشقه
              همین امشبو داریم
              چرا قصه دردو واسه فردا نذاریم
              عزیزان همه با هم بخونیم
              که امشب شب عیده
              که امشب شب عیده
              بخندیم و بخونیم بدونیم
              که امشب شب عیده
              که امشب شب عیده
              نمیدم زندگی درد دنیا
              تمام غصه ها مال فردا
              کیه اهل جهنم
              که خونه ش تو بهشته
              کی میدونه که تقدیر
              تو فرداش چی نوشته
              یه درمونده امروز
              واسش فرقی نداره
              که فردا سر راهش
              زمونه چی میذاره
              عزیزان همه با هم بخونیم
              که امشب شب عیده
              که امشب شب عیده

              نمیدم زندگی درد دنیا
              تمام غصه ها مال فردا
              زمونه رنگارنگه
              شب و روزش یکی نیست
              خوشی دووم نداره
              غمش همیشگی نیست
              اگه فردا برامون
              پر از صلح و صفا بود
              چه خوب بود که تو دنیا
              یه فردا مال ما بود
              عزیزان همه با هم بخونیم
              که امشب شب عیده
              که امشب شب عیده
              بخندیم و بخونیم بدونیم
              که امشب شب عیده
              که امشب شب عیده

              Comment

              • Dokhtare_Malous
                Member
                • Dec 2005
                • 1819

                #247
                yezare bare goftan tabrikat bare eyd zoode vali ino taghdim mikonam be hamaye hamvatanaye azizam dar in site. Eyde norooz ro be hame tabrik arz mikonam

                Comment

                • Rasputin
                  Senior Member
                  • Jan 2005
                  • 63906

                  #248
                  I have been getting a lot of emails with people asking me when Saal Tahvil is occurring this year. I figured this would be the perfect place to post this information every year.


                  The Persian New Year of course is 1386 and it is celebrated around the world to mark the coming of Spring. So celebrate Norooz with the ones you love. Here are some major cities listed below:



                  Tehran: Wednesday March 21, 2007 at 03:37:26 AM

                  Moscow: 3:07:26 AM, Wednesday March 21, 2007

                  Athens: 2:07:26 AM, Wednesday March 21, 2007

                  Berlin:: 1:07:26 AM, Wednesday March 21, 2007

                  Paris:: 1:07:26 AM, Wednesday March 21, 2007

                  London:: 12:07:26 AM, Wednesday March 21, 2007

                  New York: 7:07:26 PM, Tuesday March 20, 2007 (EST)

                  Chicago: 6:07:26 PM, Tuesday March 20, 2007 (CST)

                  Denver: 5:07:26 PM, Tuesday March 20, 2007 (MST)

                  Los Angeles: 4:07:26 PM, Tuesday March 20, 2007(PST)


                  Tokyo: 9:07:26 AM, Wednesday March 21, 2007

                  Sydney: 11:07:26 AM, Wednesday March 21, 2007


                  iran

                  Comment

                  • Rasputin
                    Senior Member
                    • Jan 2005
                    • 63906

                    #249

                    No-Rooz, means 'New Day'. It is the new day that starts the year, traditionally the exact astronomical moment when the Spring season begins. This exact second is called 'Saal Tahvil.' No-Rooz has been celebrated for at least 3,000 years and is deeply rooted in the rituals and traditions of the Zoroastrian (This was the religion of ancient Persia before the advent of Islam in 7th century A.D.).


                    The actual No-Rooz ceremonies begin on the eve of the last Wednesday before the New Year. This day is referred to as Char-Shanbe souri or 'Red Wednesday.' Bonfires are lit in public places and people leap over the flames, shouting:

                    (“Sorkhi-e to az man”) Give me your beautiful red color
                    (“Zardi-e man az to”) And take back my sickly yellow pallor!


                    This ritual represents enlightenment and happiness throughout the coming year.

                    Char-Shanbe souri has a religious background that goes back to Zoroaster who introduced fire as a cleansing and purifying element, and removes all kinds of uncleanness from the earth. Through this ceremony, people symbolically burn their old year's weaknesses, sins, bad habits, and even misfortunes with the hope of starting a new and fresh life in the coming New Year.

                    Iranians consider No-Rooz as their biggest celebration of the year. A few days before No-Rooz, a large table cloth is spread on the floor or table of the main room of the home, which is called the Sofreh.

                    A major part of New Years ritual is setting the 'Haft Seen' for the Sofreh. Haft Seen means “seven s’”, essentially, seven items that begin with the letter s in Persian. These items symbolize the hope for happiness, abundance, and health in the New Year.


                    The seven items usually include:

                    · Seeb (apple): Symbolizes health, natural beauty, fragrance

                    · Sabzeh (wheat or lentil, is grown on a dish before New Years): Representing rebirth

                    · Serkeh (vinegar): Symbolizes age and patience; wards off bitterness in life


                    · Samanoo (sweet pudding made from wheat germ): Symbolizes sweetness; fertility

                    · Senjed (dried fruit from the lotus tree): Symbolizes love

                    · Sekkeh (coin): Symbolizes wealth, and prosperity

                    · Seer (garlic): Symbolizes medicine

                    · Somagh (sumak, an Iranian spice): Represents the color of sunrise

                    · Sonbol (Hyacinth flowers): Represents sweetness; with its strong fragrance welcomes the arrival of spring

                    Also, placed on the Sofreh:

                    ¨ Lighted candles: Represents the goodness and warmth that enters life with the coming of spring

                    ¨ Orange placed in a bowl of water: Represents earth floating in space

                    ¨ Goldfish: Represents life

                    ¨ Mirror: Symbolizes the reflections of creation on the first day of spring

                    ¨ Painted eggs: Representing fertility

                    ¨ Rosewater - thought to have magical cleansing powers

                    ¨ Shirini - Sugar cookies and pastries

                    ¨ Holy Book such as Qur’an (Koran), Avesta, Torah, Bible. It depends on

                    the faith which the family belongs to. Some Iranian’s found another alternative such as Divan-e Hafez (poetry book of Hefez) or Shahnameh (the Epic of Kings) from Ferdowsi.



                    On No-Rooz day, Iranians dress in their new clothes to emphasize newness and freshness. And then begin the twelve-day celebrations by visiting elderly family members, and the rest of their family and finally their friends. This tradition is called Eid-de-danni, which means visiting people for season greetings.

                    No-Rooz officially ends on the 13th day known as ‘Seezdeh beh dar’ which means getting rid of the omen of the 13th day. At the last day of the Iranian New Years celebration, it is custom for Iranians to spend as many hours as possible outdoors. People leave their homes to go to the parks or local plains for a festive picnic.


                    Have a wonderful New Years (No-Rooz) Celebration!

                    iran

                    Comment

                    • Rasputin
                      Senior Member
                      • Jan 2005
                      • 63906

                      #250
                      Haji Firooz

                      According to ancient Zoroastrian tradition, the New Year day should begin with joy, happiness and laughter so that during the rest of the year families would continue to be happy with joy in their hearts.

                      If the families are not happy, the Faravars* who are guests of the families will leave the households and the abundance and blessings will also leave them. It is for this reason that during these days a custom grew for people with funny makeup and joyful songs to come along and bring laughter and joy to the families and with their comical jests and songs bring the sound of joy to houses, streets and market places.

                      In the king’s court also during such celebrations clowns whose profession was to perform mockery and comical acts would perform their skills while musicians played upbeat songs.

                      It appears that this task in ancient times was performed by black slaves who, with their rather 'strange accents' (for the Persians) and use of rather unfamiliar expressions combined with their humorous nature, brought laughter to people's faces. Haji Firooz in today’s tradition dates back to customs of ancient times when they used clowns and comedians.

                      Ghashogh Zani - Spoon Beating

                      In ancient Iran, people placed various meals on rooftops in order to entertain and welcome the arriving Farvars. This ritual dates back to Abu Reyhani’s era and is still practiced in the Fars rural villages.

                      The ritual of spoon beating is a symbolic act representing the welcoming of these newly arrived guests from the skies who are hungry and thirsty and need water and food and offerings must be made to them. Boys and girls wearing veils so that they won't be recognized (as Farvars are spiritual in nature), go to the doorstep of others and beat spoons on copper plates. This tradition is a bit similar to trick or treat in Halloween.

                      Beating spoons on metallic plates is an indication of requesting food offerings. It is up to families to be generous to these unknown visitors. In this ritual those who have offered food will demonstrate and show the descending Farvars their generosity.

                      This was believed to bring auspiciousness and good luck and the families in need (who carry out the spoon beating) receive food for themselves and for their heavenly guests during the New Year and take the food to their homes.

                      The food offerings were supposed to make the poor families happy. The donors of the food would in turn be be blessed by the Farvars and their problems will go away for the coming year.

                      iran

                      Comment

                      • gg666
                        Senior Member
                        • Aug 2005
                        • 4131

                        #251
                        Sale No ro pishapish be hameye Iranihaye aziz tabrik migamo sali por az shadio movafaghiat vaseye hame arezoo mikonam!....
                        Love like you never got hurt
                        work like you don't need the money
                        Dance like no one is watching


                        تا عاقلان راهی برای یکبار خندیدن پیدا کنند دیوانگان هزار بار خندیده اند

                        Comment

                        • Rasputin
                          Senior Member
                          • Jan 2005
                          • 63906

                          #252
                          ايرانيان از ديرباز براي مراسم نوروزي، آداب و سنت*هاي خاصي را اجرا مي* كردند كه تا به امروز ادامه دارد. هواي خوب و باراني اسفندماه، خانه تكاني منازل در شهر و روستا، سبزه گره*زدن در خانه*ها و... همه از علائم فرا رسيدن سال نو است، اما نشانه*اي كه همه باور مي*كنند، سال جديد در راه است، همان چهارشنبه*سوري مي*باشد. آخرين سه*شنبه سال را شب چهارشنبه*سوري مي*گويند، شبي كه در حال حاضر تنها بوته*سوزاني و از آتش پريدن از آن باقي مانده است، اما مي*خواهيم شما را ببريم به ايران صد سال پيش،گرچه اين رسوم ديگر كمرنگ شده است ...



                          _ _ _

                          از يكي، دو روز به شب چهارشنبه سوري مانده، آب*هاي حوض و حوضچه*هاي خانه را خالي و عوض مي*كردند. به اين صورت كه تعدادي از خانم*ها ظروف دم دستي و سپس هر چيز كثيف شستني خود، مانند البسه را داخل هم شسته و آب كشيده و به روي بند پهن مي*كردند و به نيت اتصال از بغل بهم گره مي*زدند.
                          پس از آن كمي سركه و ذغال به حوض و حوضچه*ها ريخته، آب*حوض*كش خبر يا دسته جمعي كمك كرده و آنها را خالي و آب*هايشان را به نيت بيرون ريختن سياهي، كدورت و چرك دل از خانواده به جوي كوچه مي*ريختند و آب تازه كه قبلا هر كدام از اهل خانه نبات يا حبه قندي در آن حل كرده بودند، مي*ريزند. آبي كه روشنايي و صفاي تازه به خانه آورده و كسي تا بلند شدن صداي (توپ سال نو) و آمدن (عمو نوروز) حق دست زدن به آن را ندارد.
                          دومين آداب شب چهارشنبه*سوري، خريدن اسباب براي سال تازه و خريدن كوزه نو بود كه بايد تا پيش از ظهر روز سه*شنبه كه شب چهارشنبه*سوري به حساب مي*آيد و آفتاب رو به بلندي است، صورت بگيرد. اين كوزه را آب ميكردند آن روي را طاقچه رو به در اتاق ميگذاشتند. بعضي*ها آن را بعدازظهر از بالاي در نقاره*خانه (اتاقي بالاي سر در دروازه ارگ، دروازه*اي واقع در جنوب ميدان ارگ) پايين انداخته و مي*شكستند.

                          سپس تا بلند شدن اذان ظهر براي خريدن اسباب به تكاپو مي*افتادند. زن*ها به سراغ اسباب بزك مانند رنگ، روناس، حنا و سرمه و امثال آن مي*رفتند تا سياهي و تابناكي موي، مژه، چشم و ابروي آنان را زيادتر كند. از ديگر آداب چهارشنبه*سوري مي*توان به اين مسئله اشاره داشت كه اولين كار بعدازظهر سه*شنبه آخر سال اين بود كه بخت بسته*ها، مثل دختران و بيوه زنان، روانه دباغخانه مي*شدند تا آب از آن*جا بياورند و رسوم اين كار چنين بود كه هر يك كوزه يا شيشه*اي برداشته، رخت و كفش كهنه پوشيده و در كنار اتاقي كه درش رو به جنوب باز مي**شود جمع شده و از آنجا با هم حركت كنند و سخنانشان تا دباغخانه همه از بريدن، شكستن، ريشه*كن كردن، پر دادن و سوزاندن و بيرون كردن و مانند آن است تا به دباغخانه برسند.

                          همچنين (آتش*افروز)، نام نمايش*دهندگان ديگر آخر سال بود كه براي چنين روزي ظاهر شده و تا سال ديگر ديده نمي*شدند. به اين صورت كه لباس سرخ پوشيده، كلاه منگوله*دار به سر نهاده، زنگوله به لب آستين دوخته، با قوطي نفت و مشعلي كه از پارچه*اي بر سر مفتول بسته بودند، به دور محله*ها راه مي*افتادند و جلوي هر جمع، سر مشعل افروخته را در دهان برده و پس از لحظه*اي خارج مي*كردند و در حالي كه دوده نفت چهره اصليشان را تغيير داده بود شعر مي*خواندند:
                          آتيش افروزه، سالي يه روزه، دنيا دو روزه، مثل نيم سوزه و...
                          _ _ _

                          هوا كه رو به تاريكي مي*رفت، هر خانواده*اي كپه*اي بوته را بايد براي خود نيت مي*كرد و تفال را مي*گرفت به اين معني كه اگر امري را در نظر داشت كه انجام شده يا نخواهد شد؛ اگر شعله آن ديرتر از شعله ديگر كپه*ها خاموش مي*شد، آن كار انجام شده، وگرنه به سامان نمي*رسيد و چون رفع مخاصمه و فرو نشستن منازعه و دفع غم و گرفتاري را در خاطر آورده بود، عكس آن بشارت*دهنده مي*شد كه با فرو نشستن آن غائله و گرفتاري خاتمه مي**پذيرفت، در بر جا ماندن و ديرتر خاموش شدن مطابق آن حكم مي*كرد.

                          اگر آتش، جامه يا بدن را سوزانده بود، دشمن بر او غلبه مي*كرد و اگر در جهيدن به وسط آتش افتاده بود، به نعمت مي*رسيد. اگر بوته*اي سر و صدا مي*كرد، اگر مرد بود به كسب و كار دلخواه و اگر زن بود به اولاد مي*رسيد. همچنين منتظر مي*ماندند تا آخرين شعله آتش* خاموش و خاكسترهايشان سرد بشود و آن*گاه هر كس مقداري از خاكستر آن را برداشته و ذغالي به آن اضافه مي*كرد و در پارچه چرك لباس خود بسته، به آب كنار روان رفته به آب مي*داد و مي*گفتند با اين عمل سردي، خمودي و سياهي و غم از زندگي دور مي*شود. از ديگر اعمال چهارشنبه*سوري بايد به دور انداختن كوزه كهنه اشاره كرد كه پس از بوته*سوزي، خاك جاروي اتاق و حياط را در آن ريخته و از لب بام به كوچه مي*انداختند و مي*گفتند: (دور كردم و دور كردم، چشم دشمنو كور كردم.)
                          _ _ _

                          اما آجيل چهارشنبه*سوري

                          اين آجيل نيز يمن و شگوني داشت كه در اين شب با خود به خانه*ها مي*آورد كه از هفت نوع خوردني و ميوه خشك مانند: كشمش، نخودچي، توت، انجير، خرما، قيسي و باسلق تشكيل مي*شد كه فلسفه هفت نوعي و اقسام آن، اين بود كه باز عدد هفت آن از تعداد كواكب هفتگانه نشات مي*گرفت.
                          در اين شب بود كه با فال گوش ايستادن و گوش به سخنان رهگذران، سرنوشت و آينده سال جديد معلوم مي*شد! و اين نيز چنين بود كه هركس از زن و مرد كه بيشتر آنها را زنان جوان و دختران به خانه مانده تشكيل مي*دادند، بعد از غروب اين شب در پس درهاي خانه*ها و سرپيچ كوچه*ها و بالاي بام*ها كه اشراف به كوچه داشته باشد و فضاي گذرگاه*هاي كم*تردد فال گوش ايستاده و اول رهگذري كه از آن*جا گذشته چيزي بر زبان آورده، يا جمعي كه با هم حرف مي*زدند كلماتشان تفال يا نظير آينده آنها مي*شد.

                          و اما قاشق*زني

                          يكي ديگر از كارهاي شب چهارشنبه*سوري قاشق**زني به وسيله زن*ها و دخترها بود كه از دو، سه ساعت از شب گذشته كه تردد مردم در كوچه*ها اندك شده و به خانه*ها رفته بودند، شروع شده چادر به سر كرده همراه پياله مسي و قاشق چوبي كه صداي بم لطيف داشته باشد به پشت در خانه*ها رفته، به زدن قاشق*ها به لب پياله*ها مي*پرداختند و منتظر مي*ماندند تا از طرف ساكنان منازل چيزي در پياله*هاي آنها افكنده شود كه باز اين نيز تفالي بود كه به وسيله اشياء دريافتي خود را در نيات كامروا يا ناكام مي*انگاشتند.
                          به اين صورت كه اگر از طرف در پياله آنها قند، نبات، شيريني، پول يا برنج، حبوبات، ميوه و خوردني و امثال آن مي*ريخت شده بود آن را دليل بر شيرين كامي و حاجت*روايي و مقصوديابي و از قبيل آن مي*دانستند و هرگاه مخالف آن و از طرف بدذات*ها و هم*آزارها در ظرف خود سياهي و تلخي و امثال آن مي*يافتند، با دل تنگ و خبردهنده غم و تيره*روزي و عزا و رنجوري و مثل آن مي*ديدند، كه در اين مورد نيز خوشمزگي*هايي نيز به ميان مي*آمد كه هم باعث تفريح و خنده اهل خانه بود و هم قاشق*زن از آن مي*شد.



                          iran

                          Comment

                          • Rasputin
                            Senior Member
                            • Jan 2005
                            • 63906

                            #253
                            جشن چهارشنبه*سوري روز خاصي براي آتش*افروزي و پريدن از روي آتش است. غروب آخرين سه*شنبة سال يا همان شبِ آخرين چهارشنبة سال موعدي است كه در آن همه براي برپايي اين جشن به تكاپو مي*افتند.

                            .به نظر مي*رسد روشن كردن آتش به آيين زرتشتي برمي*گردد اما دكتر نيك*نام مي*گويد: «چهارشنبه*سوري رسم زرتشتي*ها نيست. اصلاً زرتشتي*ها هفته ندارند و شنبه و چهارشنبه ندارند تا جشن چهارشنبه*سوري در كار باشد.» آذرميدخت مزداپور نيز مي*گويد: «ما فقط براي همراهي با دوستان و هم*محلي*ها از روي آتش مي*پريم و اين روز را جشن مي*گيريم. معمولاً اين روز مراسم اوستاخواني در خانه*هاي زرتشتيان برقرار است و هفت نوع ميوة خشك مثل كشمش، انجير، بادام، خرما،*توت و پسته به مهمانان مي*دهند.»

                            هفت ميوة خشك زرتشتي*ها شباهت زيادي به آجيل چهارشنبه*سوري دارد كه خوردنش در اين شب واجب است. در بسياري از شهرها آش ترشي هم به نام اين شب با چند نوع سبزي درست مي*شود.

                            چهارشنبه*سوري هم روز پُركاري براي زنان است و هم رسم*هايي دارد كه مختص زنان است. فال*گوش ايستادن يكي از اين رسم*هاست كه در آن چند زن يا دختر جوان نيت*هايي مي*كنند، پشت ديواري مي*ايستند و به حرف*هاي رهگذران گوش مي*دهند و سپس با تفسيرِ حرف*هايي كه مي*شنوند پاسخ نيت خود را مي*گيرند. رسم ديگرْ قاشق*زني است. به اين ترتيب كه زنان و حتي پسران جوان چادري به سر مي*كنند، روي خود را مي*گيرند و به در خانة همسايه*ها و دوستان مي*روند. صاحبخانه از سر و صداي قاشق*هايي كه به كاسه مي*خورد، در خانه را باز مي*كند و آجيل چهارشنبه*سوري، شيريني، شكلات، نقل و حتي پول به كاسة آنها مي*ريزد.

                            چهارشنبه*سوري براي پسران و مردان جوان هم روز پرجنب*وجوشي است. در روستاهاي لرستان، مردان جوان قبل از غروب اسب*هايشان را بيرون مي*آورند و نمايشي اجرا مي*كنند. در شهرهاي ديگر، پسران براي ايجاد هياهو دست به ابتكارهاي عجيب و غريب مي*زنند. در بعضي جاها كوزه*هاي گلي را با باروت پر مي*كنند و روي آن را مي*كوبند تا سفت شود، بعد سپس فتيله*اي در كوزه مي*گذارند و با آتش زدن فتيله اين*طور به نظر مي*رسد كه از كوزه آتش بيرون مي*زند. يا ممكن است موشك*هايي از كاغذهاي براق در مدل*هاي مختلف درست كنند و در آن باروت بريزند و روي پشت*بام*ها فتيله*اش را آتش بزنند و به هوا بيندازند.

                            در بسياري از نقاط ايران، اعتقاد بر اين است كه بايد چهارشنبه*سوري از خانه بيرون رفت و همراه بقية مردم جشن گرفت و شاد و سرخوش بود تا سال جديد سالي شاد و پر از موفقيت باشد.

                            iran

                            Comment

                            • Rasputin
                              Senior Member
                              • Jan 2005
                              • 63906

                              #254
                              چهارشنبه سوری در شهرهای مختلف تهران

                              در تهران قديم، بوته*هاي خشك را از بيابان*هاي اطراف جمع مي*كردند و با شتر به شهر مي*آوردند و در محلات مختلف مي*چرخاندند. پس از غروب خورشيد، بوته*هاي خشك و اسباب و اثاثية كهنه و شكسته*اي را كه پس از خانه*تكاني بيرون گذاشته شده بود جمع مي*كردند و با آنها آتشي درست مي*كردند كه همه بايد از روي آن مي*پريدند و مي*خواندند: «سرخي تو از من، زردي من از تو.» فشفشه و هفت*ترقه هم بود اما از بمب*ها و نارنجك*هاي دستي كه نوجوانان امروزي مي*سازند و با انفجار آنها شيشه*هاي ساختمان*ها به لرزه مي*افتد، خبري نبود.

                              شيراز

                              در شيراز به دو شب چهارشنبه*سوري گفته مي*شود: يكي چهارشنبه آخر ماه اسفند (چهارشنبه آخر سال)* و ديگري چهارشنبه آخر ماه صفر.

                              با توجه به ارادتي كه شيرازيان به حافظ دارند، در شب چهارشنبه سوري دور هم جمع شده و از ديوان حافظ فال مي*گيرند.

                              شيرازيان چهارشنبه آخر سال را همانند ديگر شهرهاي كشور چهارشنبه سوري مي*گويند و غروب سه شنبه مرسوم است كه هفت كپه و يا سه كپه خار تهيه مي*كنند. آنها را آتش زده و از آتش مي*پرند و مي*گويند: زردي من از تو ، سرخي تو از من.

                              در قديم برخي از زنان و دختران شيراز به سعديه رفته و د*ر آب حوض ماهي آب*تني مي*كنند و با جام دعا و چهل كليد آب به سر مي*كنند. اين كار هم به خاطر سلامتي و هم به خاطر مهدگرمي انجام مي*شود.

                              همچنين رسم است كه دختران دم بخت در اين شب براي بخت گشايي به زيارت حضرت احمد بن موسي شاه*چراغ (ع) مي*روند. شاه چراغ (ع) از امامزاده*هاي واجب*التكريم است. مردم شيراز نيز به شاه چراغ علاقه زيادي دارند و شب زيارتي شاه چراغ شب جمعه مي*باشد.

                              فال گوش ايستادن در چهارشنبه سوري نيز نزد زنان شيرازي مرسوم است و زني كه بخواهد فال گوش بايستد چادر سر كرده، نيت مي*كند و در گوشه*اي در كوچه مي*ايستد و بر اساس گفته عابران تفأل مي*زند. اگر گفته را مطابق ميلش ديد، خود را به مراد رسيده مي*داند.

                              رسم است كه بعضي از زنان براي برآورده شدن حاجت در زير منبر مسجد جامع شيراز حلوا درست مي*كنند. به اين منبر، مرتضي علي مي*گويند. از جمله مراسم ديگري كه شيرازيان دارند پخت آشي است به نام “آش ابودردا”؛ بعضي معتقدند كه وسايل اوليه اين آش بايد حتما از راه گدايي تأمين شود. اين آش را هم به خاطر درمان بيماري و هم به خاطر بخت گشايي مي*پزند.

                              در شب چهارشنبه سوري در شيراز رسم است كه دختران دم بخت ابريشم هفت رنگ به كمر بسته و صبح روز چهارشنبه كودك نابالغي را وامي*دارند كه ابريشم را باز كند به اين نيت كه گره از بختشان باز شود.

                              باز رسم است در شيراز دخترهاي بخت بسته به محل معروفي به نام “خانه سيد ابوتراب” كه در داخل شهر در كوچه “شيشه*گرها” واقع شده است مي*روند و زير درخت كهنسالي كه در آن خانه وجود دارد حلوا مي*پزند و بين فقرا تقسيم مي*كنند و از صاحب آن خانه يعني “سيد ابوتراب” كه گويا سيد بزرگواري بوده و ششصد سال قبل از اين مي*زيسته و صاحب كرامت بوده حاجت مي*خواهند.
                              در اين شب شيرازيان “بوخوش اسفند” را در آتش مي*ريزند كه خانه را معطر كند. بوي “بوخوش” خاصيت گندزدايي هم دارد و از گذشته*هاي دور مورد توجه مردم بوده است.

                              ازجمله خوردني*هايي كه شب چهارشنبه سوري شيرازي*ها ميل مي*كنند آجيل چهارشنبه سوري است كه بدان آجيل شيرين هم مي*گويند. اين آجيل مخلوطي است از كشمش، نخودچي، مغز بادام، مغز گردو، انجير،* مويز، توت خشك، كنجد بوداده، شاهدانه، تخمك يا تخمه، گندم برشته، بدنجك، قصب، خارك (نوعي خرماي خشك) و قيسي.

                              در شيراز به دو شب چهارشنبه سوري گفته مي*شود يكي چهارشنبه آخر ماه اسفند (آخر سلا) و ديگري چهارشنبه آخر ماه صفر. در هر دو شب مراسمي به عمل مي*آيد كه كاملاشبيه به هم است؛ ولي در چهارشنبه آخر سال مفصل*تر مي*باشد.

                              مردان و زنان شيراز معتقدند كه هرگاه عصر روز سه شنبه آخر سال در آب سعدي (آبي كه از قنات *آرامگاه سعدي يا حوض ماهي جريان دارد) شست*وشو كنند، تا سال ديگر بيمار نمي*شوند. از اين رو عصر سه شنبه آخر سال ازدحام غريبي در اطراف جدول مزبور ديده مي*شود.

                              گيلان

                              در آخرين سه*شنبه سال، در گيلان هم مانند ساير استان*ها آيين*هاي خاصي اجرا مي*شود.

                              در شب چهارشنبه*سوري، اسپند و كندر و گلاب و شمع حتما بايد در خانه باشد.

                              اسپند و كندر را دود مي*كنند، گلاب را به صورت خود مي*زنند و شمع را به نيت روشنايي روشن مي*كنند..
                              گيلاني*ها خاكستر آتش*افروز شب چهارشنبه*سوري را صبح چهارشنبه پاي درخت*ها مي*ريزند و معتقدند كه درخت ها بارور مي*شوند و كساني كه قصد زيارت اماكن متبركه را دارند به نيت سفر از خانه خارج مي*شوند.

                              آجيل مخصوص چهارشنبه سوري هم كه در همه جاي ايران مرسوم است، فسلفه عميقي دارد. اجزاء اين آجيل رنگارنگ و زيبا همه از دانه*هاي خودردني و رستني*هايي است كه بيش از هزاران سال پيش از زمين و طبيعت مي*گيرد. در واقع مجموعه آجيل چهارشنبه سوري طبقي است آراسته از هدايا و دهش*هاي خاك كه رابطه انسان و طبيعت را تاييد و تاكيد مي*كند.

                              در بسياري از ايل*ها و نيز در نقاط كوهستاني ايران از جمله دهكده*هاي كوهستاني گيلان و مازندران كه به آداب و سنن ايرانيان باستان دلبستگي بيشتري دارند، در استقبال از سال نو، مراسم آتش*افروزي را در شب چهارشنبه برگزار مي*كنند. دور ريختن وسيله*هاي كهنه و فرسوده زندگي در قريب باتفاق مناطق ايران معمول است. رسم كوزه شكستن يا كوزه پرت كردن به كوچه به نيت دور كردن بلا در همه ايران عموميت دارد.

                              در گيلان دخترانِ دم*بخت را غروب چهارشنبه*سوري با جارو مي*زنند و از خانه بيرون مي*اندازند به اين اميد كه تا سال بعد ازدواج كنند.

                              مازندران

                              رسم چهارشنبه*سوري در مازندران با برپايي هفت بوته*ي آتش به نشانه*ي هفت فرشته و امشاسپند اجرا مي*شود و مردم باور دارند كه آتش تطهيركننده است و بدي و مرگ را مي*سوزاند.

                              مردم مازندران سرخي آتش را نشانه*ي سلامت و گرمايش را زندگي بخش مي*دانند.

                              مردم در هنگام پريدن از آتش با اين عبارت*ها با آتش سخن مي*گويند: ”زردي من از تو، سرخي تو از من، سرخي آتش مال ما، زردي ما مال شما، چهارشنبه*سوري مي*كنيم، سينه بلوري مي*كنيم. گل چهارشنبه سوري، درد و بلا رو ببري” سپس آش “چهل گياه” مي*پزند كه دوا و درمان است. صداي برخورد قاشق و كاسه نيز نشان دهنده*ي شروع مراسم قاشق*زني است و دختر و پسر با پوشيدن چارقد و چادر در كوچه*ها قاشق*زني مي*كنند و مي*گويند: ”اي اهل محل، اهل در اين منزل شگون امشب است، هديه بريزيد داخل پيمانه و كاسه”.

                              وي ادامه داد: در هنگام غروب دختران دم بخت به كوچه*ها مي*روند و در پشت پنجره يا دكه*ي كسب فال گوش مي*ايستند تا ببينند پدري با دخترش چه مي*گويد، آن سخن را به فال خوب يا بد ازدواج خود تعبير مي*كنند.

                              استان مرکزي

                              يكي از آيين*هاي ايراني كه ساليان بسيار طولاني در قلمرو فرهنگي ايران برگزار شده است، آيين چهارشنبه*سوري است؛ به عبارت ديگر گستره برگزاري جشن چهارشنبه*سوري، حوزه حضور فرهنگ ايراني را نشان مي*دهد.

                              در بسياري از روستاهاي استان مركزي رسم بر اين است كه جواناني كه نامزد دارند از روي بام خانه دختر، شال خود را پايين مي*اندازند و دختران در گوشه شال، شيريني و تخمه مي*پيچند. اين رسم را شال*اندازي مي*گويند. از ديگر رسم*هاي چهارشنبه سوري، مراسم قاشق زدن است كه مردم و بعضا كودكان كاسه و قاشق را به هم كوبيده و در پشت در نهان مي*شوند و صاحبخانه نيز تخم*مرغ يا تنقلاتي داخل كاسه مي*گذارد.


                              iran

                              Comment

                              • Rasputin
                                Senior Member
                                • Jan 2005
                                • 63906

                                #255
                                آشتيان

                                در آشتيان از توابع استان مركزي، مرسوم است كه كوزه*اي خالي را از بالاي بام در شب چهارشنبه سوري به پايين مي*اندازند. اهالي اين كار را به اين نيت انجام مي*دهند كه قضا و بلاي خانه و اهل آن با شكستن كوزه از خانه بيرون برود.
                                از ديگر رسم*هايي كه در شب چهارشنبه سوري در آشتيان مرسوم است، رسم قاشق زني است كه در اين رسم عمدتا دختران، چادري به سر كرده و بر در خانه اهالي محل رفته و با قاشق به كاسه مي*كوبند. صاحب خانه كه مقصود آنان را خوب مي*داند، به آنها آجيل و شيريني* مي*دهد.
                                فالگوش ايستادن به وسيله دختران دم بخت نيز در غروب چهارشنبه سوري بين اهالي آشتيان مرسوم است.

                                آذربايجان

                                خريد چهارشنبه آخر سال ازجمله سنت*هاي قديمي مردم تبريز در اين روز محسوب مي*شود.
                                كودكان نيز چهارشنبه سوري را به خاطر ترقه*ها، آتش *افروختن*ها و خريدهايش دوست دارند. چرا كه بخشي از خريد سنتي اين روز مخصوص كودكان مي*باشد و مردم براي بچه*هاي خود اسباب*بازي مي*خرند. پسربچه*ها به خريد (ماشون) ماشين اسباب*بازي و تفنگ علاقه زيادي نشان مي*دهند و اكثر دختر بچه*ها اسباب بازي چهارشنبه آخر سال را “قولچاخ” يعني عروسك مي*خرند.
                                خانم*هاي خانه*دار هم به خريد “آينا” و “دراخ” (يعني آيينه و شانه) و همچنين “سوپورگه” (يعني جارو) مي*پردازند و مي*خواهند سال جديد را با آيينه و جارو و شانه جديد آغاز كنند.

                                خريد آجيل چهارشنبه سوري از ديگر بخش*هاي خريد سنتي اين روز در تبريز مي*باشد. شهر تبريز كه به خاطر آجيل*هاي متنوع و مرغوبش شهره است، براي اين روز سنتي نيز آجيل مخصوص را دارد.
                                «شال ساللاماق» يا «باجالئق» از جمله سنت*هاي قديمي آذربايجاني*ها در چهارشنبه*ي آخر سال محسوب مي*شود. برخي از جوانان و نوجوانان آذربايجاني با برداشتن شال يا توبره*اي در چهارشنبه سوري خود را براي اجراي اين رسم قديمي آماده مي*كنند و اغلب با تاريكي هوا به خانه*ي دوست و آشنا و فاميل و حتي ديگران مي*روند و شال خود را آويزان مي*كنند؛ به طوريكه ديده نشوند.
                                در گذشته اكثر خانه*ها در سقف دريچه*اي براي تهويه داشتند و معمولا شال از آن قسمت آويزان مي*شد؛ تا صاحبخانه هديه*اي را در آن بپيچد. اما امروزه اين رسم حالتي ديگر يافته است. براي مثال در را مي*كوبند و وقتي صاحبخانه در را باز كرد بدون ديده شدن بخشي از شال را به داخل خانه در حاليكه*ي گوشه*ي شال را در دست دارند، در را به روي صاحب*خانه مي*بندند و بعد از گرفتن هديه شال را برداشته فرار مي*كنند.

                                هديه* گذاشته شده در داخل شال مي*تواند چيزهاي مختلفي باشد كه از آن جمله مي*توان به انواع شيريني و آجيل چهارشنبه سوري و ميوه و ... اشاره كرد.
                                در شب چهارشنبه گروهي از جوانان در كوچه*ها يا پشت*بام منازل خود مخصوصا در روستاها اقدام به افروختن آتش مي*كنند و سپس از روي آن پريده و مي*گويند
                                ”اتيل باتيل چارشنبه
                                بختيم آچيل چارشنبه
                                باش آغديم ديش آغديم
                                بوردا قالسين”

                                در همين شب گروهي از دختران دم بخت و آرزومند از روزنه بام*ها يا كنار پنجره*ها به فال گوش ايستاده و بعضي نيز بر سر چهار راه ها مي*ايستند تا به صحبت*هاي عابرين گوش داده و نيت و حاجت خود را با توجه به گفته*هاي آن*ها تفسير و تعبير نمايند.
                                صبح روز چهارشنبه دم دماي طلوع آفتاب مردم شهرها و روستاها از بزرگ گرفته تا افراد كوچك، دسته دسته بر سر انهار و چشمه*سازها رفته و ضمن شادي و تركاندن ترقه سه يا هفت بار از روي آب مي*پرند و براي خود در سال جديد آرزوي سلامتي مي*كنند.
                                وي ادامه داد: گروهي نيز با اعتقاد بر اين كه آب*ها هنگام تحويل سال از نو متولد مي*شوند، كوزه*هاي كهنه خود را شكسته و كوزه*هاي تازه را با آب پر مي*كنند تا بعدا در سال جديد به كنج اتاق*ها بپاشند يا در مشك بريزند يا چايي دم كنند و به اين ترتيب ضمن دور كردن قضا و قدر الهي براي آنها در سال جديد مايه بركت باشد.

                                iran

                                Comment

                                Working...