Events/Havades

Collapse
X
 
  • Time
  • Show
Clear All
new posts
  • Rasputin
    Senior Member
    • Jan 2005
    • 63906

    #211
    در شهر اوزاکا، در ژاپن مردی که مورد ضرب و شتم چهار مسافر يک قطار مسافربری قرار گرفته بود در اثر شدت جراحات وارده در بيمارستان درگذشته است.
    حمله کنندگان اين مسافر را که ۴۰ ساله بود به ظن ايجاد مزاحمت جنسی برای يک دانشجوی دختر بيست ساله در ساعات پر رفت و آمد صبح، مضروب کردند.

    مسافر مورد بحث پس از اعتراض دختر دانشجو در ايستگاه از قطار پياده شد ولی چهار نفر از مسافرين قطار که دست کم يکی از آنان پليسی بود که در حال خدمت نبود پس از پياده شدن در همان ايستگاه، به ضرب و جرح اين مسافر پرداختند.

    مجروح به بيمارستان انتقال يافت ولی معالجات موثر واقع نشد و او درگذشت.

    در ژاپن ايجاد مزاحمت های جنسی برای زنان به خصوص در شهرهای بزرگ و متروهای شلوغ، سابقه طولانی دارد و پليس اين کشور در صدد چاره انديشی برای رفع اين مشکل برآمده است.

    يکی از اين راه حل ها اختصاص دادن چند واگن قطار به زنان است. ولی ظاهرا اين گونه تدابير تاثير چندانی نداشته است.

    پليس توکيو می گويد سال گذشته ۲ هزار مورد از اين گونه شکايات دريافت کرده است.



    iran

    Comment

    • jsmith
      Senior Member
      • Oct 2005
      • 3308

      #212
      خبرنگار «بازتاب» گزارش داد: ساعت 1:45 دقيقه بعدازظهر امروز، يك فروند هواپيماي جنگنده ميگ 29 نيروي هوايي ارتش، در فرودگاه مهرآباد تهران فرود اضطراري كرد.

      بنا بر اين گزارش، خلبان هواپيماي جنگنده يادشده كه يكي از دو موتور آن از كار افتاده بود، با باز كردن چترهايش، اقدام به فرود اضطراري در فرودگاه مهرآباد كرد و با سلامت در باند اين فرودگاه نشست.

      با فرود اين هواپيماي جنگي، خودروهاي آتش‌نشاني، بلافاصله به سوي آن شتافتند تا دو خلبان هواپيماي مذكور را از هواپيما خارج كنند.

      گفتني است، دو هفته پيش سانحه سقوط هواپيماي «C-130» ارتش جمهوري اسلامي، منجر به جان باختن بيش از يكصد تن از خبرنگاران رسانه‌ها و پرسنل ارتش شد

      Comment

      • donsaeid
        Senior Member
        • Nov 2005
        • 28300

        #213
        inja ke faghat khabara bad bid....
        نه غزه نه لبنان جانم فدای ایران


        «در زندگی زخم*هايی هست که مثل خوره روح را آهسته در انزوا می*خورد و می*تراشد.»
        صادق هدايت؛ بوف کور

        Comment

        • jsmith
          Senior Member
          • Oct 2005
          • 3308

          #214
          صدام حسين ديكتاتور سابق عراق در جايگاه خود در دادگاه به مدت 10دقيقه نماز خواند.

          به گزارش خبرگزاري فرانسه از بغداد، صدام به هنگام اظهارات يكي از شاهدان از «رزكار امين» رئيس دادگاه خواست براي اقامه نماز ظهر جلسه دادگاه را موقتا تعطيل كنند ولي تلاش وي بي‌فايده بود.
          بر پايه اين گزارش، صدام همزمان با شهادت يكي از شهود در جايگاه خود به مدت 10 دقيقه نماز خواند.

          اين شهود درباره قتل عام شيعيان روستاي شيعي «الدجيل» شهادت مي‌‌داد. 148نفر از ساكنان روستاي دجيل در سال 1982 بعد از سوء قصد نافرجام به جان صدام، قتل عام شدند.

          مردم عراق روز گذشته در شهرهاي مختلف عراق با برگزاري تظاهرات با اشاره به ظلم و جناياتي كه صدام مرتكب شده است، اعدام وي را خواستار شدند.
          جلسه دادگاه صدام امروز به اتهام كشتار 148 نفر از ساكنان شيعه روستاي «الدجيل» عراق آغاز شد.

          حمله به ايران و كويت، قتل عام شيعيان جنوب عراق، بمباران شيميايي شهر حلبچه و سركوب كردها از ديگر اتهام‌هاي صدام و اعضاي حزب بعث عراق است

          Comment

          • Rasputin
            Senior Member
            • Jan 2005
            • 63906

            #215
            ماجراي مرگ مرموز زن جواني در برابر ديدگان پسر خردسالش با به دست آمدن ردپايي از يك توطئه شوم، وارد مرحله جنايي شد.



            صحنه مرگ اين زن، نشان مي داد كه وي داخل حمام خانه اش در طبقه اول ساختماني واقع در خيابان پيروزي دچار گازگرفتگي شده است اما تجسس هاي پليسي و قضايي پرده از جزئيات يك جنايت برداشت.



            بنا به اين گزارش؛ ساعت ۱۶ و ۳۰ دقيقه عصر ۲۴ آذرماه سال جاري ساكنان ساختماني وقتي از سقف پاركينگ آب چكه كرد به در خانه زني رفتند كه با وجود شنيده شدن صداي آب هيچ كس در را به روي آنان باز نكرد. همسايگان كه نگران شده بودند مأموران كلانتري ۱۲۸ تهران نو را در جريان گذاشتند، دقايقي نگذشته بود كه مأموران پاي در قتلگاه زن ۳۱ ساله اي به نام «ليلا» گذاشتند كه پيكر بي جانش زير دوش آب حمام افتاده بود و پسر دو ساله اش در اتاقي در خواب بود. در تحقيقات نخست مأموران، با توجه به عدم وجود آثاري از بهم ريختگي در اثاثيه خانه و سرقت نشدن در صحنه حادثه چنين به نظر رسيد كه قرباني در حال حمام كردن دچار گازگرفتگي شده است. با اين فرضيه، وقتي بازپرس اصغرزاده از شعبه دوم دادسراي امور جنايي تهران و تيمي از مأموران اداره ۱۰ پليس آگاهي تهران براي تحقيقات تخصصي وارد عمل شدند، ردپايي از يك جنايت به دست آمد كه در آن زني جوان قرباني سرقت پنهاني از سوي مردي آشنا شده بود.



            كارآگاهان جنايي در بررسي قتلگاه «ليلا» به نامنظم بودن لباس هاي وي در زمان رفتن به حمام برخوردند و در سوي ديگر تحقيقات پي بردند قرباني كه حسابدار يك شركت حمل و نقل در جاده قديم قم بود چند روز قبل از مرگ، خودروي پرايدش را فروخته است. وقتي مشخص شد، ساعت ۱۱ و ۳۰ دقيقه روز جنايت «ليلا» با مراجعه به بانك پنج ميليون و ۵۰۰ هزار تومان برداشت كرده است اما هيچ اثري از پول فروش خودروي پرايد در خانه وي به دست نيامده است. تيم تحقيق كه خود را در يك قدمي افشاي جنايتي پيچيده مي ديد وقتي متخصصان پزشكي قانوني تهران علت مرگ را خفگي ناشي از انسداد مجراي تنفسي با فشار رشته اي به گردن دانستند در بازجويي از همسايگان به رفت و آمدهاي مردي آشنا به خانه قرباني برخوردند كه «ليلا» او را برادر خود معرفي كرده بود. اين مرد آشنا كه به ادعاي همسايگان نيم ساعت قبل از نشتي آب به پاركينگ ساختمان با خودروي سمندي خانه «ليلا» را ترك كرده بود از سوي كارآگاهان تحت تعقيب قرار داده شد و پليس با پي بردن به اينكه مشخصات وي هيچ شباهتي به برادران قرباني ندارد راز يك رابطه پنهاني را فاش كرد. بدين ترتيب، تحقيقات پليس روي رفت و آمدهاي «ليلا» به شركتي كه در آنجا حسابدار بود متمركز شد و با وجود بي اطلاعي بستگان اين زن از مشخصات محل كار وي، آنان توانستند به بررسي هاي مخابراتي دست بزنند و با شناسايي شركت، رئيس آن را كه مرد ۴۰ ساله اي با نام «نريمان» بود مجرم شناختند.



            اين مرد كه مشخصاتش با مرد آشناي تحت تعقيب مطابقت داشت ابتدا دخالت در قتل كارمندش را نپذيرفت و ادعا كرد هيچ رفت و آمدي به خانه «ليلا» نداشته است اما وقتي كارآگاهان در بررسي گردش مالي او پي بردند دو روز بعد از جنايت نريمان پنج ميليون و ۵۰۰ هزار تومان پول به حساب طلبكاري واريز كرده است در برابر بازجويي ها سكوت كرد. رئيس شركت در مواجهه حضوري با همسايگان قرباني از سوي آنان شناسايي شد و به ناچار پذيرفت از چهار سال پيش با اين زن رابطه پنهاني داشته است و به خانه وي رفت و آمد مي كرد ولي هيچ دخالتي در قتل نداشت. «نريمان» وقتي در برابر ادعاي همسايگان كه او را ساعتي قبل از افشاي جنايت سوار بر خودروي سمند در حال ترك آپارتمان ديده بودند قرار گرفت، گفت:«ساعت ۱۱ و ۱۵ دقيقه بود كه «ليلا» را تا كوچه شان رساندم اما به خانه اش نرفتم و انگيزه اي براي قتل نداشته ام.» بازپرس اصغرزاده با وجود ادعاهاي گمراه كننده مظنون شماره يك جنايت، گفت: «به نظر مي رسد روز حادثه زن جوان به همراه رئيس شركتش به بانك رفته و بيش از ۵ ميليون تومان پول گرفته است و هر دو به خانه آمده اند.» بازپرس وي?ه قتل ادامه داد: «قاتل به خاطر سرقت همين مقدار پول «ليلا»، را در آشپزخانه غافلگير كرده است و با خفه كردن وي به صحنه سازي پرداخته، قرباني را داخل حمام برده و زير دوش آب گذاشته است.» وي گفت: «قاتل براي اينكه همه تصور كنند گازگرفتگي جان «ليلا» را گرفته است سعي داشته هيچ سرقت ديگري نكند و تنها پول فروش خودروي پرايد حسابدار شركتش را به سرقت برده است، اقدام وي حساب شده بود و جز چند سرنخ كه او با دستپاچگي آن را بر جاي گذاشته است ردپايي براي افشاي راز اين جنايت در دست نبوده است

            iran

            Comment

            • Rasputin
              Senior Member
              • Jan 2005
              • 63906

              #216
              سايه تجارت گلدگوئيست در قتل دختر دانشجو كه قرباني نقشه مرگبار يك آشنا شده است، سنگين تر شد. اين دختر ۲۲ ساله كه ميترا نام دارد، در تجارت گلدكوئيست يكي از سرشاخه هاي اصلي بود و پليس در قويترين فرضيه قتل وي را درون گروهي مي داند.



              بنابه اين گزارش، روز ۱۴ آبان ماه سال جاري دختر دانشجويي خانه اش در نياوران را ترك كرد تا سوار بر خودروي زانتياي خود به دانشگاه آزاد واحد مركز برود اما هيچ گاه به سر كلاس كامپيوتر نرسيد و به طرز مرموزي ناپديد شد. چهار روز بعد، پليس وقتي خودروي زانتياي «ميترا» را رها شده در خيابان جامي تهران پيدا كرد و روي صندلي سمت راست راننده آثاري از پاشيدگي خون ديد، خود را در برابر قتلي قرار داد كه در آن يكي از سرشاخه هاي اصلي تجارت گلدكوئيست از پاي درآمده بود. همزمان با اين سرنخ كه به دست آمدن پوكه گلوله اي زير صندلي راننده نشان مي داد «ميترا» با شليك گلوله به قتل رسيده است. پليس قزوين در نمابري به آگاهي تهران اعلام كرد كه روز ۱۴ آبانماه سال جاري _ روز ناپديد شدن دختر دانشجو _ پيكر بي جان دختري كه با اصابت گلوله اي به سرش از پاي در آمده است در قزوين پيدا شده است.



              با قطعي شدن قتل «ميترا» تحقيقات كارآگاهان وارد مرحله تازه اي شد و با توجه به فرضيه اي مبني بر اينكه عامل جنايت با كشاندن دختر دانشجو به قزوين، او را هدف گلوله قرار داده و جسدش را به بيرون پرت كرده است، مأموران آگاهي قزوين وارد عمل شدند. پليس قزوين با توجه به شاخه هاي تحقيقي زيادي كه پيش رو داشتند، بررسي اصلي ترين فرضيه خود كه در آن «ميترا» از سوي اعضاي شاخه گلدكوئيست يا رقيب به قتل رسيده است را با نيابت قضايي در اختيار كارآگاهان اداره ۱۰ پليس تهران قرار داد. بدين ترتيب، تحقيقات روي تجارت گلدكوئيست اين دختر متمركز شد و در حالي كه مشخص شد «ميترا» به جز گردانندگي شاخه اي از اين نوع تجارت هيچ اقدامي كه منجر به كينه توزي نزديك آشنا شود، انجام نمي داد، پليس جنايي تهران قاتل دختر دانشجو را آشنايي در بين شاخه گلدكوئيست دانست.

              iran

              Comment

              • Rasputin
                Senior Member
                • Jan 2005
                • 63906

                #217
                دو پسر جوان كه با همكاري زني با فريب زنان و دختران جوان تحت عنوان احضار روح، هيپنوتيزم و فال قهوه، از آنان عكس ها و فيلم مبتذل تهيه مي كردند، دستگير شدند.



                به گزارش خبرنگار ما ۲۱ آبان ماه سال جاري مردي كه هراسان بود به كلانتري ۱۲ حافظيه اراك مراجعه كرد و گفت: دو مرد جوان كه به هيچ وجه آنها را نمي شناختم به عنوان مأمور مرا سوار خودرويي كردند. آنها بعد از آن كه مرا به منطقه خلوت و در بيابان هاي اطراف بردند با تهديد اسلحه مورد ضرب و شتم قرار دادند. وي افزود: همان جا بود كه متوجه شدم آنها مأمور نيستند، بلكه با تهديد از من خواستند تا هر چه زودتر همسرم را طلاق داده و مهريه اش را بپردازم. با شكايت اين مرد تحقيقات اوليه آغاز شد. مأموران در نخستين مرحله همسر مرد را تحت نظر قرار دادند و متوجه شدند او به خانه اي به صورت پنهاني رفت و آمد دارد. در اين مرحله از تحقيقات به جهت اهميت موضوع پرونده به اداره مبارزه با جرائم جنايي ارجاع شد. كارآگاهان كه دريافته بودند، زن به اين رفت و آمدهاي مشكوك ادامه مي دهد. وي را تحت مراقبت هاي شبانه روزي قرار دادند و ۲۲ آذرماه وقتي كه همسر مرد شاكي از خانه خارج شد و به محل مشكوك وارد شد.



                آنان پس از دريافت دستور قضايي در يك عمليات غافلگيرانه وارد مخفيگاه شدند. در آن جا دو جوان راكه به استاد و حسين معروف بودند به همراه آن زن دستگير كردند. مأموران پس از دستگيري متهمان به بازرسي از محل مورد نظر پرداختند و موفق به كشف دو قبضه سلاح كمري، يك قبضه سلاح كمري قلابي، مقداري مواد مخدر و آلات و ادوات استعمال آن، يك دستگاه تجهيزات ماهواره، تعدادي مدارك جعلي، سه قبضه شمشير، يك قبضه قمه و تعداد زيادي سي.دي مبتذل شدند. آنان همچنين با به دست آوردن تعداد زيادي عكس مبتذل از زنان و دختران به همراه يك دستگاه دوربين مداربسته پي بردند متهمان با استفاده از اين دوربين اقدام به كنترل ورود و خروج مراجعان مي كنند. از آن جا كه عكس هاي به دست آمده نشان مي داد كه متهمان در كارهاي فساد فعاليت دارند، آنان مورد بازجويي فني - پليسي قرار گرفتند. زن جوان پس از دستگيري در بازجويي ها گفت: از مدتي قبل با شوهرم دچار اختلاف شده بودم، از طريق يكي از همسايگان متوجه شدم زني به نام اكرم در كار فال قهوه است چون از نظر روحي در شرايط بدي قرار داشتم به اكرم مراجعه كردم بعد از اين كه او فال قهوه برايم گرفت و از حرف هاي من متوجه شد كه با شوهرم اختلاف دارم به من گفت دو نفر را مي شناسد كه صاحب شركتي به نام تجسم گرايان پويا هستند و مي توانند با نفوذي كه دارند، مشكلم را حل كنند. وي ادامه داد: بعد از مدتي سرانجام تصميم گرفتم كه به آن دو نفر مراجعه كنم با آدرسي كه اكرم به من داده بود، به شركت رفتم و در آن جا با حسين كه مديرعامل شركت بود و استاد آشنا شدم. آن ها به من گفتند كه مي توانند كاري كنند كه شوهرم مرا طلاق دهد و مهريه ام را از آنان بگيرد.



                بنابراين مرا اغفال كردند. با اعترافات اين زن بلافاصله مأموران اقدام به دستگيري اكرم كردند. اكرم بعد از دستگيري در بازجويي ها گفت: بعد از اينكه از طريق گرفتن فال در جريان مشكلات مراجعانم قرار مي گرفتم آن ها را براي حل مشكل به استاد معرفي مي كردم. با اعترافات اكرم، استاد سركرده اين باند لب به اعتراف گشود و گفت: با توجه به مشكلات مختلفي كه اين زنان داشتند با روش هاي مختلفي كه به كار مي برديم، اقدام به اخاذي مي كرديم. وي گفت: در مواردي با ربودن شوهر زني كه به ما مراجعه كرده بود، تحت مأمور او را سوار ماشين كرده و به بيابان هاي اطراف مي برديم و مورد ضرب و شتم قرار مي داديم و مي گفتيم هر طور شده بايد زنش را طلاق دهد. با توجه به عكس هاي به دست آمده مأموران موفق به شناسايي چند تن از زنان فريب خورده شدند. يكي از اين زنان گفت: وقتي اكرم مرا به استاد معرفي كرد او به من گفت مي تواند با احضار روح و هيپنوتيزم مشكل مرا حل كند و از من خواست تا مبلغ زيادي پول به او بدهم. بعد از مدتي متوجه شدم او نه تنها مشكل مرا حل نكرده بلكه پس از اغفال من با توجه به عكس هايي كه از من گرفته بود، مي خواست تا به خواسته هاي او تن بدهم. من هم به خاطر حفظ آبرويم ناچار بودم كه هر كاري را كه استاد و دوستش مي خواست انجام دهم. يك دختر جوان كه از اعضاي اين باند فساد شكايت دارد گفت: وقتي اكرم مرا به شركت تجسم گرايان پويا معرفي كرد در آنجا با حسين و استاد آشنا شدم. استاد در حالي كه عينكي بر صورت داشت به من گفت نابينا است و قادر به ديدن نمي باشد و از من خواست براي حل مشكلم در تاريخ ديگري كه خودش تعيين كرده بود به آنجا مراجعه كنم. اين دختر جوان افزود: دفعه بعد كه به شركت رفتم حسين به من گفت استاد براي معالجه به هند سفر كرده است و تاريخ ديگري را براي ديدن تعيين كرد. مدتي بعد وقتي به شركت رفتم استاد را ديدم كه عينك به چهره نداشت و قادر به ديدن بود.



                وي گفت:در اين رفت و آمدها بود كه با چرب زباني، اعتمادم را به خودشان جلب كردند و تن به خواسته هايشان دادم. ولي وقتي كه متوجه شدم از من فيلم گرفته اند فهميدم در چه دامي افتاده ام. به گزارش خبرنگار ما متهمان در بازجويي ها به موارد متعددي اعتراف كرده و اظهار كردند با كمك اكرم موفق شده اند دختران و زنان را اغفال كرده و از آنان عكس و فيلم تهيه كنند و با استفاده از آن اقدام به اخاذي كنند. متهمان همچنين در مورد مدتي كه با اين روش اقدام به اخاذي، تهديد، فساد و .... مي كردند گفتند: ما كارمان را از يك سال پيش شروع كرده بوديم. زنان و دختران زيادي براي احضار روح، هيپنوتيزم و حل مشكلات خانوادگي شان به ما مراجعه كرده بودند. به گزارش خبرنگار ما به دستور بازپرس شعبه اول دادگستري اراك با توجه به مدت فعاليت اين باند و عكس هاي متعدد به دست آمده و دامنه كار اعضاي اين باند، مأموران تحقيقات گسترده اي را در اين زمينه آغاز كردند. به دستور بازپرس پرونده متهمان با قرار روانه زندان شدند و تحقيقات در اين زمينه ادامه دارد

                iran

                Comment

                • Rasputin
                  Senior Member
                  • Jan 2005
                  • 63906

                  #218
                  مرد زنداني وقتي پشت تريبون دفاع ايستاد، قتل همسر جوانش را نپذيرفت و ادعا كرد بيگناه است.



                  اين مرد جوان ساعت ۹ صبح پنجشنبه يكم آبانماه سال ۸۲ سراسيمه از خانه اش واقع در شهرك وليعصر تهران بيرون دويد و خبر قتل همسرش در غياب خود را داد. بنابه اين گزارش، با وجود صحنه سازي ماهرانه اي كه درقتلگاه زن ۲۱ ساله اي به نام «پرستو دوستدار» صورت گرفته بود، تيم تحقيق به خانوادگي بودن اين جنايت دلخراش پي برد. قفل هاي در سالم بود و هيچ سرقتي رخ نداده بود، در چند قدمي قرباني نوزاد ۴۰ روزه خوابيده بود و اثاثيه خانه بخاطر درگيري پرستو و قاتل آشنا به هم ريخته بود. شوهر ۲۵ ساله قرباني از نخستين برخورد پليس و بازپرس وي?ه قتل مجرم اصلي شناخته شد و تحت تحقيق قرار گرفت. اين مرد ادعا كرد صبح جنايت به همراه «پرستو» براي واكسن زدن به «فاطمه كوچولو» به درمانگاه رفته اند و در راه بازگشت به خانه وي از همسرش جدا شده است تا سراغ يكي از بستگانش برود و از داروخانه نيز خريد كند اما وقتي به خانه برگشته با صحنه قتل «پرستو» روبرو شده و به خيابان دويده است. وي وقتي ديد ادعاي گمراه كننده اش از سوي تيم تحقيق پذيرفته نشده است و همه او را عامل جنايت شناخته اند، اين بار با اشاره به جزئيات جنايت، قتل پرستو را به گردن گرفت.



                  اين مرد گفت: «همسرم بداخلاق بود، روز جنايت وقتي از درمانگاه به خانه برگشتيم بين من و پرستو مشاجره لفظي درگرفت كنترل كارهايم را از دست دادم و او را به باد كتك گرفتم با سنگي كه زير كمد بود به سرش كوبيدم، وقتي بيهوش شد بي توجه به گريه هاي فاطمه كوچولو به آشپزخانه رفتم، چاقويي برداشتم و چند ضربه به گردنش زدم.



                  ساعت ۱۰ و ۳۰ دقيقه ديروز _ سه شنبه ۲۹ آذرماه سال جاري _ قاضي عزيزمحمدي _ رئيس دادگاه و چهار مستشار _ رحيمي، باقري، شهرابي فراهاني و مظفري _ در شعبه ۷۱ دادگاه كيفري استان تهران رسيدگي به پرونده اين جنايت خانوادگي را در دستور كار خود قرار دادند. در ابتداي جلسه، داديار دلداري در مقام نماينده دادستان با اشاره به جزئيات جنايت به ۱۰ دليل علمي و جنايي در صحنه قتل «پرستو» استناد كرد كه نشان مي داد هيچ كس جز «صابر» نمي تواند قاتل باشد. در ادامه جلسه وقتي پدر و مادر «پرستو» خواستار مجازات قصاص براي دامادشان شدند، اين مرد زنداني در جايگاه ايستاد و گفت بي گناه است و قتل همسرش به پاي او نوشته شده است

                  iran

                  Comment

                  • Rasputin
                    Senior Member
                    • Jan 2005
                    • 63906

                    #219
                    دختر 13 ساله وقتي با فرار از خانه به يگ معتاد تزريقي پناه برد ، در سراشيبي سقوط قرار گرفت.



                    والدين يگ دختر 13 ساله پس از مراجعه به شعبه ششم دادياري با ارائه دادخواستي عنوان گردند ، فرزند 13 ساله آنها به نام فريده با باقي گذاشتن نامه اي ، از خانه فرار گرده است.



                    با ارائه اين دادخواست ، داديار قريشي زاده دستور تحقيق و پيگيري در اين زمينه را در پليس آگاهي صادر گرد. يگ هفته پس از مطرح شدن اين دادخواست قضايي ، ماموران با سرنخ هاي به دست آمده اين دختر را همراه جوان 24 ساله اي مشاهده و دستگير گردند. با انتقال هر 2 نفر به دادسراي جنايي ، اين دختر عنوان گرد به هيچ قيمتي حاضر به بازگشت به خانه اش نيست و قصد ازدواج با جوان دستگير شده را دارد. با موافقت والدين اين دختر و تعهد مبني بر ازدواج ، هردو نفر آزاد شدند. روز گذشته اين دختر بار ديگر با مراجعه به دادسراي جنايي از داديار قريشي زاده خواست تا او را نجات دهد ، زيرا مرد روياهاي او يگ معتاد تزريقي است و پس از ارتباط با اين فرد ، او با ضرب و شتم از من نيز خواسته تا مواد مخدر تزريق گنم.



                    در پي اين ماجرا ، داديار جنايي دستور بازداشت جوان 24 ساله را صادر گرد و نامبرده اعتراف گرد از 18 سالگي اعتياد شديدي به مواد مخدر پيدا گرده و از يگ سال پيش نيز به يگ معتاد تزريقي تبديل شده است

                    iran

                    Comment

                    • Rasputin
                      Senior Member
                      • Jan 2005
                      • 63906

                      #220
                      تحقيق در خصوص ادعاي مرگ يك كودك 4 ساله كه به دلايل نامعلوم جان باخته است، از سوي بازپرس دادسراي امور جنايي تهران ادامه دارد.



                      به گزارش خبرنگار ما، رسيدگي به اين پرونده در پي شكايت مردي از همسر و برادر زنش در خصوص مرگ كودك ۴ ساله اش به نام ابوالفضل در دستور كار پليس قرار گرفت. اين مرد كه فرزندش عصر روز يكشنبه ۲۷ آذرماه جان باخته بود نزد بازپرس حسيني مدعي شد، چند روز قبل وقتي از محل كارم به خانه آمدم مرد غريبه اي را در خانه ام ديدم. همسرم گفت او برادر ناتني اش است. من هم پس از خوشامدگويي به مرد ناشناس، از او خواستم تا پيش ما زندگي كند. تا اين كه فرزندم به طرز مشكوكي جان باخت.با طرح شكايت پدر كودك ،مادر و مرد جوان بازداشت شدند و تحقيق از آنان آغاز شد.



                      در نخستين بررسي ها مشخص شد كه مرد ايراني ،مدت كوتاهي است كه با زن افغاني رابطه برقرار كرده است.اما مادر كودك ۴ ساله پس از بازجويي مدعي شد روز حادثه پس از مدتي جروبحث با هم درگير شديم او من و فرزندم را كتك زد كه در همان موقع ابوالفضل بي حال شد.برپايه اين گزارش بازپرس حسيني دستور داد تا ادعاي اين دو مظنون به مرگ كودك ۴ ساله، تحت رسيدگي وي?ه قرار گيرد تا نظريه پزشكي قانوني در مورد علت اصلي مرگ ابوالفضل اعلام شود

                      iran

                      Comment

                      • Rasputin
                        Senior Member
                        • Jan 2005
                        • 63906

                        #221
                        در ميان كوه‌هاي قشم به جزيره هرمز، كوه قرمز رنگي وجود دارد كه خاكش خوراكي است و مردم محلي از خاك سرخ آن به عنوان ادويه در طبخ ماهي و نان و تهيه ترشي و مربا استفاده مي‌كنند.
                        در مسير دريايي قشم به جزيره هرمز كوه‌هايي به رنگ زرد، سفيد و قرمز ديده مي‌شود. در ميان اين كوه‌ها، كوه قرمز رنگي وجود دارد كه خاكش خوراكي است و مردم محلي از خاك سرخ آن به عنوان ادويه در طبخ ماهي و نان و تهيه ترشي و مربا استفاده مي‌كنند.

                        مردم محلي اين كوه را «دلك» مي‌نامند و خاك سرخ آن را مانند نمك در تهيه انواع غذاها مصرف مي‌كنند.

                        رعنا، زن 65 ساله محلي در مورد نحوه استفاده از اين خاك مي‌گويد:« تمام مردم منطقه مقداري از خاك سرخ اين كوه را كه به آن خاك معدن مي‌گويند در خانه خود دارند و در پخت انواع نان و ماهي در كنار ساير افزودني‌ها به عنوان طعم دهنده از آن استفاده مي‌كنند. اين خاك بسيار نرم است و نيازي به صاف كردن ندارد. »

                        اين كوه با ارتفاع تقريبي 200 متر در جنوب جزيره هرمز قرار گرفته و از خاك آن در صنايع سراميك‌سازي و رنگ‌سازي نيز استفاده مي‌شود.

                        جزيره هرمز مانند صدفي با 9/14 كيلومتر مربع در جنوب‌شرقي بندرعباس و در ميان آب‌هاي خليج‌فارس قرار گرفته است. سطح جزيره هرمز را طبقات رسوبي و آتشفشاني تشكيل داده است. طبقات نمكي نيز به صورت تپه‌هايي، قسمت اعظم جزيره را پوشانده‌اند و اغلب از جنس نمك طعام هستند.


                        iran

                        Comment

                        • Rasputin
                          Senior Member
                          • Jan 2005
                          • 63906

                          #222
                          هنگام‌ غروب‌، در گورستان‌ حاشيه‌ امامزاده‌ طاهر كرج‌ فريادهاي‌ وحشت‌بار دو دختر، در فضاي‌ تاريك‌ اين‌ گورستان‌ پيچيد و توجه‌ چند زن‌ و مرد را كه‌ كنار قبر عزيزان‌ خود نشسته‌ بودند به‌ خود جلب‌ كرد

                          چند مرد با شنيدن‌ جيغ‌ و فرياد دختران‌ به‌ آن‌ سمت‌ دويدند و دو دختر جوان‌ را ديدند كه‌ بيهوش‌ در ميان‌ قبرها بر زمين‌ افتاده‌اند. هر دو به‌ درمانگاه‌ مهرشهر انتقال‌ يافتند و با مداواي‌ پزشكان‌ به‌ هوش‌ آمدند.به‌ گزارش‌ ايسكانيوز، اين‌ دو دختر بيست‌ ساله‌ و بيست‌ و يك‌ ساله‌ كه‌ مريم‌ و ريحانه‌ نام‌ دارند، گفتند: هنگام‌ غروب‌ براي‌ فاتحه‌ خواني‌ بر سر مزار يكي‌ از دوستانمان‌ به‌ قبرستان‌ رفته‌ بوديم‌. سرگرم‌ فاتحه‌خواني‌ بوديم‌ كه‌ ناگهان‌ ديديم‌ يك‌ روح‌ سرگردان‌ از قبر كناري‌ بيرون‌ آمد و ما جيغ‌ زنان‌ از هوش‌ رفتيم‌.در اين‌ گزارش‌ آمده‌ است‌: بعضي‌ از خانواده‌هايي‌ كه‌ نزديك‌ گورستان‌ ساكن‌ هستند با شنيدن‌ گفته‌هاي‌ اين‌ دو دختر، شبانه‌ محل‌ زندگي‌ خود را از شدت‌ ترس‌ ترك‌ كردند و تا بامداد ديروز به‌ خانه‌هاي‌ اقوام‌ خود پناه‌ بردند

                          پزشكان‌ گفته‌اند اين‌ دو دختر حتماص در اؤر توهم‌ با روح‌ خيالي‌ روبرو شده‌اند و از ترس‌ بيهوش‌ شده‌اند

                          iran

                          Comment

                          • Rasputin
                            Senior Member
                            • Jan 2005
                            • 63906

                            #223
                            دختري كه بخاطر ازدواج با پسر مورد علاقه اش در توطئه قتل دختر عموي پولدار پدرش شركت كرده است براي ابهام زدايي از جزئيات جنايت، بار ديگر، محاكمه خواهد شد

                            وقتي قضات ديوانعالي كشور در تأييد حكم قصاص نفس _ اعدام- اين دختر كه در زمان وقوع قتل ۱۷ ساله بود، ترديد كردند و با ايراد گرفتن به بخشي از تحقيقات خواستار برطرف شدن نقص پرونده شدند قاضي جنايي دادگستري رشت با بررسي هاي وي?ه به ابهاماتي برخورد كرد كه با روشن شدن آن قاتل اصلي در اين جنايت شناخته خواهد شد.بنابه اين گزارش، ساعت ۲۰ و ۴۵ دقيقه شامگاه هفتم ديماه سال ۸۲ يكي از ساكنان ساختماني وقتي زنگ آپارتمان اش را فشرد با لكه خوني روبرو شد كه روي در ورودي زني تنها در همسايگي شان ديده مي شد. هنوز دقايقي نگذشته بود تيمي از مأموران پليس رشت با اعزام به خانه زن ۶۵ ساله اي به نام «مهين» خود را در برابر يك سرقت مرگبار از پيرزن پولداري ديدند. پيكر بي جان «مهين» در پذيرايي افتاده بود و چگونگي قرار گرفتن آن و پاشيده شدن خون روي ديوار و فرش اتاق پذيرايي مشخص مي كرد كه وي با عاملان جنايت در گير شده است و با وارد آمدن ضربات شيئي سنگين به سر و چاقو به بدنش به قتل رسيده است. كارآگاهان وقتي در تحقيقات خود پي بردند داماد قرباني در همان ساختمان زندگي مي كند وي را تحت بازجويي گرفتند و مشخص شد كه «مهين» از ۱۵ سال پيش با مرگ همسرش تنها شده است و بچه هايش در تهران و خارج از ايران زندگي مي كنند


                            در حاليكه تجسس هاي جنايي روشن ساخته بود كه پيرزن پولدار از سوي يك آشنا به قتل رسيده است و انگيزه عاملان اين جنايت فاميلي سرقت پول و جواهرات «مهين» بوده است، پسري به نام «سعيد» نزد پسر عموي قرباني رفت و راز هولناكي را فاش كرد. راز او اين بود كه «دختر ۱۷ ساله وي به نام «دل آرا» به همراه پسر مورد علاقه اش به خانه پير زن رفته اند و براي تهيه پول ازدواج وي را به قتل رسانده اند. اين راز در حالي فاش مي شد كه هنوز هيچ ردپايي از عاملان قتل «مهين» در اختيار پليس رشت نبود. مرد هراسان كه راز دخترش را از زبان پسري شنيده بود با صدايي لرزان با مأموران تماس گرفت و گفت كه دخترش در قتل دختر عموي وي دست داشته است و دو پسر ديگر نيز او را همراهي كرده اند.» با اين سرنخ، كارآگاهان خود را در يك قدمي افشاي راز اين جنايت ديدند و در حاليكه باسكوت «دل آرا» و پسر مورد علاقه اش به نام «امير» مواجه بودند، «سعيد» را تحت بازجويي قرار دادند. اين پسر كه هيچ دخالتي در قتل «مهين» نداشت به تيم تحقيق گفت: «ساعت ۱۸ و ۳۰ دقيقه بود كه «دل آرا» به درخانه ما آمد، او وحشت زده بود، وقتي گفت دست به قتل زده اند و به كمك من نياز دارد، باور نكردم، مي دانستم «دل آرا» دختري با روحيه حساس است، او خواست سركوچه نزدش بروم و گفت كه «امير» نيز همراهش است


                            وي افزود: «خيلي جدي نگرفتم و براي رفتن به سركوچه عجله نكردم ولي «دل آرا» براي دومين بار سراغم آمد و خواست عجله كنم!، وقتي نزد او و «امير» رفتم، ادعا كرد كه دختر عموي پدرش را كشته اند و بخاطر اينكه در وضعيت عادي نبود كيفش را در آنجا جا گذاشته است. وقتي خواست به خانه «مهين» بروم و كيفش را به او برگردانم تأكيد كرد تا از مرگ پيرزن مطمئن شوم، پذيرفتم و با راهنمايي «دل آرا» به خانه «مهين» رفتم، با ديدن جسد، كيف «دل آرا» را به او برگرداندم، آن دو بيرون از محل جنايت داخل خودروي كرايه اي نشسته بودند، اصرار كردم به خانواده اش اطلاع بدهد، نپذيرفت، ابتدا به پارك رفتيم، شنيدم كه با چاقو و چوب بيسبال كه داخل كوله پشتي شان است اين جنايت را انجام داده اند، «دل آرا» را راضي كردم به خانه اشان برود، خودم نيز نزد پدرش رفتم و ماجراي قتل را به او خبر دادم

                            اعتراف به جنايت

                            «دل آرا» وقتي شنيد راز شومش افشا شده است در برابر تيم تحقيق و در حاليكه ادعا مي كرد حالش خيلي بد است و بخاطر قرص هايي كه همدستش «امير» قبل و بعد از جنايت با زور به او خورانده است حالتي عادي ندارد گفت: از دو ماه پيش با «امير» آشنا شدم، ما يكديگر را خيلي دوست داشتيم و خيلي زود قرار ازدواج گذاشتيم. از آنجا كه پدر و مادر «امير» رابطه خوبي با او نداشتند پولي براي ازدواج با من نداشت. تصميم گرفتيم به سرقت از يك طلافروشي دست بزنيم سپس با يكديگر عروسي كنيم و از رشت برويم.» وي افزود: «از سرقت طلافروشي منصرف شديم و قرار شدبه خانه «مهين» برويم و فقط سرقت كنيم. اصلاً نقشه اي براي قتل نداشتيم، مي دانستم دختر عموي پدرم تنها زندگي مي كند، با اصرار «امير» ساعت ۱۸ غروب بود كه به آنجا رفتيم، من روي زمين و روبروي صندلي اي نشسته بودم كه «مهين» روي آن بود با هم حرف مي زديم كه «امير» از پشت سر با چوب بيسبالي كه همراهش بود ضربه اي به سر و صورت و كمر مقتول زد، وحشت كرده بودم «امير» چون مي دانست دستپاچه مي شوم از قبل قرص هايي به من خورانده بود كه ترس و اضطرابم از بين برود و من كاملاً گيج بودم، وقتي خواست چاقويي از آشپزخانه بياورم اين كار را كردم و با تحريك «امير» ضرباتي با چاقو به «مهين» زدم.» «دل آرا» گفت: وقتي «مهين» بي جان روي زمين افتاد، «امير» گاو صندوق را باز كرد و هر چه در آن بود داخل كوله پشتي ريخت، دست هايش را شست و خواست از خانه خارج شويم، اصلاً در حالت عادي نبودم حتي يادم رفت كيفم را بردارم، وقتي دقايقي از فرار مان گذشته بود، به ياد كيفم افتادم اما امير با بي تفاوتي نپذيرفت آن را برگرداند و گفت كه نبايستي به محل قتل برگرديم، بناچار از «سعيد» خواستم چنين كاري بكند.»

                            روز ۸ ديماه سال ۸۲ وقتي «دل آرا» و «امير» روبروي قاضي شعبه دهم دادگاه عمومي رشت قرار گرفتند اين دختر نوجوان ادعاي دو پهلويي كرد كه هيچ كس آن را جدي نگرفت، «دل آرا» به قاضي گفت: «امير با چوب به سر «مهين» زد و دهانش را بادست گرفت، نمي دانم من چند ضربه چاقو به مقتول زده ام، در حالت خودم نبود، امير خواست چاقو بياورم، شايد او هم چند ضربه با چاقو زده باشد، آمادگي اي براي قتل نداشتم تنها قرار بود سرقت كنيم.» در برابر اين ادعاي «دل آرا»، پسر مورد علاقه اش قاطعانه او را محكوم كرد و گفت: «من ضربه چوبي به سر مقتول زدم بعد دهانش را گرفتم كه داد و فرياد نكند از ضربات چاقو نيز اطلاعي ندارم.» وقتي متخصصان پزشكي قانوني با معاينه جسد پيرزن با اشاره به ضربات شيئي سنگين به سر و پس سر اعلام كردند كه علت مرگ بريدگي هايي از شيئي نوك تيز در قفسه سينه، شكم و ۶ بريدگي در ناحيه كمر است «دل آرا» عامل اصلي جنايت شناخته شد و اين در حالي بود كه بريدگي هاي ناحيه كمر با توجه به ادعاهاي «دل آرا» و «امير» نمي توانست از سوي دختر نوجوان بوده باشد و نشان مي داد «امير» نيز چاقويي در اختيار داشت چرا كه هر دو ادعا داشتند «دل آرا» روبروي مقتول و «امير» پشت سر او بود


                            «دل آرا» مدت كوتاهي بعد از زنداني شدن و در حاليكه در انتظار محاكمه بود نامه اي به قاضي پرونده نوشت و خود را بي گناه معرفي كرد و گفت: «من بخاطر علاقه اي كه به «امير» داشتم و با وعده و وعيدهاي او همه جزئيات قتل را به گردن گرفته ام و هيچ يك از اظهاراتم را قبول ندارم. اين دختر ۱۷ ساله ادعا كرد: «امير» و «سعيد» به من گفته بودند چون ۱۷ ساله ام به قصاص محكوم نخواهم شد، «امير،گفته بود اگر همه قتل را به گردن بگيرم او مي تواند من را آزاد كند حتي به اين بهانه كه اگر قتل را هيچ كدام به گردن نگيريم تحت فشار مجبوريم اعتراف كنيم و چون طاقت من كه دختر هستم كمتر است و سريع اعتراف خواهم كرد راضي ام كرد تا او را بي گناه جلوه دهم. روز قتل، «امير» من را اغفال كرد حتي چند سيلي به من زد، قرص هايي را با زور به خوردم داد هيچ اختياري از خود نداشتم، پدر من از نظر مالي وضعيت بسيار خوبي دارد، روحيه ام حساس و لطيف است و آن را از نقاشي هايي كه از ۱۰ سالگي كشيده ام مي توانيد درك كنيد، در حاليكه استاد نقاشي هستم «امير» با استفاده از عاطفه ام من را تحريك به همراه شدن در قتل و اعتراف به جنايت كرد، من اتهام قتل را نمي پذيرم و خودم را قاتل نمي دانم، «امير» از من خواست به جاي او اعتراف كنم. تحت تأثير قرص ها خام پسر مورد علاقه ام شده بودم




                            iran

                            Comment

                            • Rasputin
                              Senior Member
                              • Jan 2005
                              • 63906

                              #224
                              دختر ۱۳ ساله وقتي ديد پسر همسايه با آگاهي از تنهايي شبانه اش در خانه مي خواهد او را تسليم خواسته شيطاني خود كند، به پشت بام گريخت و به پايين پريد.وقتي فريادهاي پگاه با برخورد او به زمين خاموش شد، ساكنان ساختمان صداي پايي را شنيدند كه با سرعت از پله ها پايين دويد و پا به فرار گذاشت

                              بنا به اين گزارش، ساعت ۱۰ و ۴۵ دقيقه شامگاه يكشنبه چهارم دي ماه سال جاري مردي در بازگشت به خانه اش در حوالي خيابان نيروي هوايي تهران در جريان حادثه تلخي افتاد كه دختر نوجوانش گرفتار آن شده بود.پيكر نيمه جان و خون آلود پگاه ابتدا به بيمارستان امام حسين و سپس به بيمارستان پاستور نو تهران انتقال داده شد و مأموران كلانتري ۱۲۸ تهران نو با توجه به مرموز بودن سقوط دختر ۱۳ ساله از ساختمان چهار طبقه دست به تجسس هاي ويزه اي زدند.در اين بررسي ها مشخص شد پگاه وقتي پدر و مادرش در خانه نبودند، به علت مرموزي خود را به پشت بام خانه رسانده و به پايين پريده است.كارآگاهان براي روشن ساختن انگيزه پگاه از اين سقوط شبانه، در حالي كه اين دختر از ناحيه پا، كمر و دستانش دچار آسيب هاي شديدي شده بود، به تحقيق اطلاعاتي دست زدند و پي بردند وقتي دختر ۱۳ ساله در خانه بود، با شنيدن صداي زنگ خانه به تصور اينكه خانواده اش بازگشته اند در را باز كرده است و پسر جوان همسايه را روبروي خود ديده است

                              پسر همسايه ابتدا به بهانه هايي سعي كرده تا موقعيت مناسبي براي حمله سمت پگاه به دست آورد، سپس با وجود مقاومت اين دختر سمت او هجوم برده و توانسته داخل خانه شود.پگاه با فرار از دست نيت شيطاني پسر همسايه توانسته خود را به در خروجي برساند و به پشت بام برود. او وقتي خود را در چنگال پسر همسايه ديده است، براي دفاع از ناموس خود را به لبه پشت بام رسانده و به پايين پريده است.بنا به گزارش خبرنگار جنايي ما، تورنگ مسؤول مركز اطلاع رساني تهران بزرگ با بيان جزئيات اين حادثه گفت : همزمان با اقدامات پزشكي براي نجات جان پگاه ۱۳ ساله، پليس پسر همسايه را كه بعد از حادثه گريخته است تحت تعقيب گرفته تا وي را بازداشت كند

                              iran

                              Comment

                              • Rasputin
                                Senior Member
                                • Jan 2005
                                • 63906

                                #225
                                با گذشت 3 روز از ماجراي ورود يك قلاده خرس قهوه‌اي به تبريز و كشته شدن آن توسط شكارچيان، پخش تصاوير شكار اين حيوان كه به احتمال زياد براي فرار از سرماي هوا و گرسنگي به ساختمان نيمه‌تمام در دانشگاه تبريز پناه آورده بود، بازتاب بين‌المللي يافت كه توجه به آن، لزوم تدبير بيشتر و بهتر در اين مواقع را ضروري‌تر مي‌نمايد.



                                خبرگزاري آسوشيتدپرس با اشاره به خبر كشته شدن خرس در تبريز گزارش داد: دانشجويان خواستار آن بودند كه خرس به باغ وحش منتقل شود، سازمان محيط زيست هم خواستار نجات جان اين حيوان بود، با اين حال مقامات محلي نظرات ديگري داشتند و در نهايت فرمان شليك به سوي اين حيوان را كه در محوطه دانشگاهي در حال پرسه‌زدن بود، صادر كردند. اين خبرگزاري از قول تلويزيون دولتي ايران گزارش داد: اين خرس در محوطه دانشگاه آزاد تبريز واقع در 630 كيلومتري شمال غرب ايران مشاهده شد. بنابراين گزارش بارش برف سنگين، تمام منطقه كوهستاني تبريز را پوشيده از برف كرده بود و اين خرس احتمالا براي پيدا كردن غذا تلاش مي‌كرده است. دانشجويان به مسؤولان دانشگاه اصرار كردند تا اين خرس را گرفته و به باغ وحش محلي منتقل كنند. همچنين مقامات سازمان حفاظت محيط زيست نيز مي‌خواستند با توجه به در معرض خطر انقراض قرار داشتن نسل خرسهاي قهوه‌اي در ايران، آن را حفظ كنند، با اين حال پس از 8 ساعت از گذشت تلاشهاي ناكام جهت به دام انداختن خرس، مقامات محلي دستور شليك به آن را صادر كردند.



                                آسوشتيدپرس همچنين نوشت تلويزيون ايران كه لاشه اين خرس مرده را نشان داده اعلام كرد است مقامات محلي از آن بيم داشتند كه خرس به دانشجويان حمله كند. به گزارش ايسنا، يك قلاده خرس قهوه‌اي سرگردان ساعت 8 صبح روز جمعه مورخه 2 دي ماه سال جاري در شهرك ياغچيان تبريز به يكي از مجتمع‌هاي مسكوني وارد شد و پس از ايجاد رعب و وحشت در ساكنين با داد و فرياد آنها از مجتمع فرار كرد. مامورين محيط زيست پس از اطلاع از موضوع نسبت رديابي خرس اقدام كرده و متوجه حركت خرس در مسير خروجي شهر به سمت جاده تهران شدند، متاسفانه به دليل ناآگاهي يك راننده تاكسي كه با خودرو خود مانع حركت خرس شده بود، اين حيوان به سمت دانشگاه آزاد تبريز رانده شد و خرس در ساختمان نيمه‌تمام دانشگاه پناه گرفت. با تجمع بسياري از دانشجويان در كنار ساختمان مذكور و سنگ‌اندازي و داد و فرياد ، خرس مي‌ترسد. با حاضر شدن مسؤولان قضايي و انتظامي، دامپزشكي و محيط زيست‌، راههاي راهاسازي خرس از محوطه بررسي و به دليل نظر كارشناسان دامپزشكي مبني بر مشكوك به هار بودن خرس احتمال ريزش سقف قالب بندي شدن ساختمان نيمه تمام در حين زنده‌گيري و ترس از حمله حيوان وحشي به دانشجويان و افراد حاضر، پس از 8 ساعت تلاش بي نتيجه، راي به معدوم كردن خرس داده مي‌شود

                                iran

                                Comment

                                Working...