Events/Havades

Collapse
X
 
  • Time
  • Show
Clear All
new posts
  • Rasputin
    Senior Member
    • Jan 2005
    • 63906

    #241
    نوار قتل هاي سريالي زنان خانه دار در پايتخت با گذشت يك هفته از آخرين جنايت، قطع شده است.قاتل سه زن در حالي دست از جنايات كشيده است كه همه قتل ها را به فاصله يك هفته از يكديگر مرتكب شده بود

    عقب نشيني قاتل خونسرد

    تيم ويزه جنايي، وقتي توانست سرنخ هايي از قتل هاي سريالي سه زن به دست آورد، با عقب نشيني عامل جنايات روبرو شد كه به خاطر احساس خطر از سوي پليس، پنهان شده است

    در اين فرضيه، تيم تحقيق بر اين باور است كه قاتل خونسرد با پي بردن به اينكه روش گذشته اش براي وارد شدن به خانه قربانيان خود فاش شده است، ديگر سراغ آگهي هاي روزنامه ها نمي رود و هنوز چهارمين شكار خود را شناسايي نكرده است. اين عقب نشيني با توجه به چگونگي سه جنايتي كه در آن قاتل سعي داشته زنجيره اي بودن قتل سه زن را با استفاده از روش هاي مشابه و طناب قرمز رنگ پيش روي پليس قرار دهد و تحقيقات را به دنبال خود بكشد، مي تواند آتش زير خاكستر باشد

    بدين ترتيب، كارآگاهان اداره ۱۰ پليس آگاهي تهران تحت نظر بازپرس هنرمند، شاخه هاي عملياتي خود را گسترده تر كرده اند و در دايره ميداني وسيعي با فرضيه هاي متفاوتي به دنبال قاتل خونسردي هستند كه تصور مي رود چهارمين شكارش كسي جز همدست اصلي وي نباشد.زني كه سايه مرگ بالاي سرش است، تنها كسي است كه قاتل سريالي را مي شناسد و شايد روزي بر سر اختلاف با اين مرد جنايتكار، راز پنهان وي را فاش كند

    سرقت، انگيزه قاتل خونسرد

    فرمانده نيروي انتظامي برخلاف فرضيه هايي كه بازپرسان جنايي مطرح مي كنند و با مبهم خواندن انگيزه قاتل سه زن خانه دار، وقوع سرقت را اقدام گمراه كننده عامل جنايت مي دانند، گفت: در قتل زنجيره اي سه زن در تهران احتمال انگيزه سرقت از خانه قربانيان وجود دارد.وي افزود: تيم هاي وي?ه از معاونت آگاهي و كليه مجموعه هاي مرتبط با كشف جرم و علل وقوع جرم در حال بررسي و تحقيق در خصوص اين قتل ها بوده است

    iran

    Comment

    • Rasputin
      Senior Member
      • Jan 2005
      • 63906

      #242
      دختر دانشجو وقتي پشت فرمان در حال مكالمه تلفن با دوستش بود از سوي عامل جنايت غافلگير شده است


      اين سرنخ، فرضيه اي را پيش روي تيم تحقيق قرار داده است كه در آن به نظر مي رسد دختر دانشجو وقتي براي حرف زدن با دوستش در گوشه اي از بزرگراه توقف كرده بود از سوي قاتل ناآشنايي مورد حمله قرار گرفته است. ماجراي اين جنايت ساعت ۱۶ و ۳۰ دقيقه عصر روز چهارشنبه ۳۰ آذرماه سال جاري رخ داد و در جريان آن دانشجوي جواني به نام «اعظم» در حالي كه سوار بر خودروي پرايد خود به طرف دانشگاهش در حركت بود، با ضربه كارد مهاجم ناشناسي از پاي درآمد. به دستور بازپرس «اصغر زاده» از شعبه دوم دادسراي جنايي تهران براي روشن شدن واقعيت ماجرا تمامي مكالمات انجام گرفته توسط دختر دانشجو قبل از به قتل رسيدنش مورد بررسي قرار گرفت. در جريان اين اقدام قضايي _ پليس مشخص شد اعظم لحظه اي قبل از كشته شدن طي تماس تلفني با يكي از دوستانش كه دختر جواني است در چند كلمه كوتاه گفته است، كشتند، كشتند، بدين ترتيب پليس اين دختر جوان را براي بازجويي و تحقيق به آگاهي احضار كرد. وي در اين باره مدعي شده چون با اعظم خيلي صميمي بودم با هم داشتيم صحبت مي كرديم كه يك دفعه صداي فرياد او را شنيدم ولي اينكه چه كسي به او ضربه زده است را نمي دانم. كارآگاهان با توجه به اينكه اعظم، از كلمه كشتند، استفاده كرده است بر اين باورند كه قاتل بايستي بيش از يك نفر بوده باشد و از سوي ديگر به نظر مي رسد عاملان جنايت، اين دختر دانشجو را نمي شناختند و با ديدن دختر تنهايي پشت فرمان و در جاي خلوتي با انگيزه مرموزي به سمت وي حمله كرده اند

      اين شاخه تحقيق در حالي مطرح است كه تيم عملياتي پليس جنايي به رديابي آشناياني كه مي توانند در قتل «اعظم» انگيزه اي داشته باشند، پرداخته اند و احتمال اينكه آنان با توقف خودروي پرايد قرباني توسط وي، موقعيت را براي جنايت مناسب ديده اند را بررسي مي كنند. پليس بلافاصله پس از قتل، دو پسر جوان كه خواستگار اعظم بودند، تحت تعقيب قرار داده و بازداشت كرد ولي باگذشت بيش از ۲۰ روز از ماجراي اين جنايت هنوز از بازجويي اين دو متهم ردي براي شناسايي عامل جنايت به دست نيامده و آن دو مصرانه برگفته هاي خود مبني بر اينكه اطلاعي از ماجراي قتل ندارند، تأكيد مي كنند. در همين ارتباط مأموران آگاهي به سرنخ هاي جديدي در ارتباط با قتل اين دانشجوي رشته هنر رسيده اند كه بار ديگر دوست جوان او را براي بازجويي هاي دقيق تر به آگاهي احضار كنند. بنا بر اين گزارش خبرنگار ما، با توجه به اينكه در قتل «اعظم» سرقتي رخ نداده است اقدام عاملان جنايت يك نوع تسويه حساب خونين بوده است و شايد خودروي «اعظم» از سوي قاتلان تحت تعقيب بود و آنان در فرصت مناسبي كه تماس تلفني اين دختر با دوستش در اختيار وي قرار داده بودند، براي جنايت و حمله به وي استفاده كرده اند

      iran

      Comment

      • Rasputin
        Senior Member
        • Jan 2005
        • 63906

        #243
        دو دختررباي ناشناس پس از دزديدن دانش آموز ۱۶ ساله اي او را در يك منطقه بياباني به آتش كشيدند

        اين اقدام هولناك درحالي از سوي آدم ربايان صورت گرفته است كه تحقيق درباره انگيزه اين جنايت از سوي پليس هنوز ادامه دارد. بنابر اين گزارش، عصر روز دوشنبه ۵ دي ماه سال جاري مأموران آگاهي رباط كريم با دريافت گزارشي مبني بر انتقال پيكر سوخته دختري به نام فتانه محمودي به بيمارستان الزهرا بر بالين اين دختر حاضر و تحقيقات خود را آغاز كردند.مادر اين دختر درحالي كه سراسيمه بود، به مأموران گفت: دخترم در دبيرستاني واقع در قلعه ميرجاده ساوه تحصيل مي كرد و هر روز ساعت ۱۷ و ۳۰ دقيقه پس از پايان كلاس به خانه بازمي گشت و ساعت ۱۸ نيز به خانه مي رسيد.امروز وقتي در خانه بودم، يكي از بستگانم سراسيمه به خانه آمد و گفت چند كارگر كارخانه پتروشيمي ساعتي قبل پيكر فتانه را در يك منطقه بياباني درحالي كه آتش گرفته بود، پيدا كرده و پس از خاموش كردن آتش او را به بيمارستان منتقل كردند

        يكي از كارگرها در ادامه تحقيقات به مأموران گفت: وقتي از كارخانه بيرون آمدم، متوجه شدم دختر نوجواني درحالي كه آتش گرفته بود، در منطقه بياباني مي دويد. بلافاصله با چند تن از همكارانم به وسيله پتو آتش را خاموش كرديم و با شماره تلفني كه دختر در اختيار ما گذاشت، موضوع را به يكي از بستگانش اطلاع داديم.دختر نوجوان درحالي كه بدنش بشدت دچار سوختگي شده بود و به سختي حرف مي زد، به يكي از پرستاران بيمارستان گفت: وقتي از مدرسه بيرون آمدم، براي رفتن به خانه سوار خودرو پيكان سبزرنگي كه دو سرنشين داشت، شدم. در بين راه آنها مرا به يك منطقه بياباني بردند و وقتي با مقاومت من روبرو شدند، مرا از خودرو بيرون انداختند. هيچ كس در آن اطراف نبود و فريادهايم بي اثر بود. ناگهان هر دو آنها به طرفم حمله كردند، بنزين روي لباسهايم ريختند و سپس آتش زدند.دختر نوجوان درحالي كه به سختي نفس مي كشيد، ادامه داد: آنها پس از آنكه مرا آتش زدند، بلافاصله سوار خودرو شده و فرار كردند و من با دويدن سعي كردم تا آتش را خاموش كنم

        با انجام تحقيقات مقدماتي و با توجه به وخامت حال اين دختر، او به بيمارستان سوانح و سوختگي مطهري منتقل شد، ولي پس از گذشت ۲۴ ساعت به علت شدت سوختگي جان سپرد.با مرگ اين دختر، پرونده اي در شعبه ۱۰۴ دادسراي بخش گلستان تشكيل و به دستور قاضي دادگاه مأموران تحقيقات خود را آغاز كردند.در اين تحقيقات مشخص شد دختر نوجوان وقتي براي رفتن به خانه سوار خودرو شده بود، از سوي دو سرنشين جوان آن غافلگير شده و وقتي در برابر نيت شيطاني آنها مقاومت كرده، در يك منطقه بياباني توسط آنها به آتش كشيده شده است

        iran

        Comment

        • Rasputin
          Senior Member
          • Jan 2005
          • 63906

          #244
          با آغاز يگ مرحله ديگر از تحقيقات در خصوص قتلهاي سريالي ، زن و مرد جواني گه 3 زن را به قتل رسانده اند ، اعتراف گردند تصميم داشته اند هر هفته يگ زن را به قتل برسانند

          با دستگيري مرد و زني گه متهم هستند در 3 جنايت خونين اقدام به قتل زنهاي تنها در محل سگونتشان گرده اند روز گذشته هر دو متهم بار ديگر براي ادامه تحقيقات به شعبه چهارم بازپرسي دادسراي جنايي منتقل شدند. عليرضا، متهم رديف اول پرونده گفت : پس از جنايت دوم از آنجايي گه مي دانستيم پليس تحقيقات گسترده اي را براي دستگيري ما آغاز گرده است ، سعي مي گرديم در ارتگاب جنايت ها به گونه اي عمل گنيم گه هيچ ردپايي از ما باقي نماند. وي افزود: پس از قتل سوم ، نقشه قتل چهارم را طراحي گرده و قصد اجراي آن را داشتيم گه دستگير شديم

          قرباني آشنا

          وي افزود: در چهارمين جنايت گه قصد ارتگاب آن را داشتيم ، مي خواستيم به سراغ زني برويم گه از آشنايان اعظم همدست متهم بود. تصميم گرفتيم او را نيز با استفاده از طناب آبي رنگ به قتل برسانيم و سپس پليس را گمراه گنيم


          نقشه قتل 20 زن

          متهم اضافه گرد: من و اعظم تصميم گرفته بوديم ، هر هفته يگ زن را به قتل برسانيم و اين جنايت ها تا آخر ارديبهشت ادامه پيدا مي گرد و در اين مدت حدود 20 زن را به قتل مي رسانديم

          وي اضافه گرد ، پس از ارديبهشت ، شگرد خود را عوض گرديم و پس از يگ ماه وقفه ، بار ديگر تصميم گرفتيم اقدام به قتل زنها نماييم.متهم در خصوص سومين جنايت گفت : پس از جنايت دوم ، در سومين جنايت ، هنگامي گه قصد قتل مقتول را داشتيم وي با همسرش تماس تلفني گرفت و بعد از قطع تماس تلفني ، من لباس هايم را از تن خارج گردم تا هنگام جنايت لباس هايم خوني نشود

          قتل همدست

          متهم گفت : پس از قتل سوم به ارتگاب قتل عادت گرده بودم و اگر روزي تصميم مي گرفتم گه ديگر قتلها را ادامه ندهم اين بار به سراغ اعظم مي رفتم و پس از قتل او ديگر هيچگس باقي نمي ماند تا شاهد جنايت هاي من باشد. به دنبال اين اظهارات بازپرس شعبه چهارم دادسراي جنايي تهران دستور قضايي لازم را براي ادامه تحقيقات و تحقيق در خصوص زني گه قرار بود به عنوان چهارمين قرباني از سوي دو قاتل حرفه اي به قتل برسد صادر گرد

          بازسازي صحنه جنايت

          بنابراين گزارش ، بعدازظهر روز گذشته ، عاملان قتلهاي سريالي به دستور بازپرس دادسراي جنايي براي بازسازي صحنه جنايت به محل وقوع اولين قتل در بلوار فرحزادي منتقل شدند. در جريان بازسازي صحنه جنايت ، هر دو متهم تمامي جزئيات مربوط به قتل ، نحوه ورود و گفتگو با مقتول و سپس چگونگي حمله و بستن دست و پاي مقتول و نحوه قتل را تشريح گردند. با بازسازي اولين صحنه اين جنايت ، هر دو متهم در روزهاي آينده ، صحنه 2 جنايت ديگر را مقابل دوربين ماموران اداره تشخيص هويت بازسازي خواهند گرد

          iran

          Comment

          • Rasputin
            Senior Member
            • Jan 2005
            • 63906

            #245
            شسته شدن فرش خانه ، سرنخ اصلي گارآگاهان براي گشف راز قتل مرد ناپديد شده بود

            19 دي ماه ، گارآگاهان پليس ساوه از ناپديد شدن مردي به نام "مجيد ح" اطلاع پيدا گرده و در نخستين مرحله براي انجام تحقيقات به منزل وي رفتند. با حضور گارآگاهان پليس در منزل مقتول ، آنها متوجه فرشي شدند گه گوشه اي از آن شسته شده و هنوز خيس بود. اين مساله شگ گارآگاهان را برانگيخت و آنها به بازجويي از همسر مرد پرداختند. اين زن با اعلام اين گه از علت ناپديد شدن همسرش اطلاعي ندارد ، درباره دليل شستن فرش در زمستان به گارآگاهان گفت : فرش را به خاطر آن گه بر روي آن چاي ريخته بود شستم ، اما از آنجا گه وي در بازجويي هاي بعدي دلايل ديگري را براي اين گار عنوان گرد ، گارآگاهان متوجه ضد و نقيض گويي هاي اين زن شده و از آنجايي گه احتمال مي دادند مرد ناپديد شده در داخل خانه به قتل رسيده باشد ، به بازرسي دقيق خانه پرداختند و سرانجام در بازرسي هاي فني و تخصصي از داخل خانه متوجه قطره هاي خوني شدند گه بر روي سقف و ديوار خانه پاشيده بود

            با نمونه برداري و انجام آزمايش هاي دقيق توسط متخصصان پزشگي قانوني سرانجام مشخص شد قطرات خون متعلق به مرد ناپديد شده است و به اين ترتيب همسر او به عنوان مظنون پرونده دستگير شد.اين زن اگرچه در بازجويي هاي اوليه همچنان اطلاع از ارتگاب قتل را انگار مي گرد ، سرانجام لب به اعتراف گشود و گفت : از مدتي قبل با همسرم اختلاف داشتم ، پسرخاله ام گه از اين اختلاف اطلاع داشت ، شب حادثه به منزل ما آمده بود و بار ديگر شاهد مشاجره ما شد و از خانه خارج شد. وي در ادامه افزود: پسرخاله ام ساعت دو نيمه شب بار ديگر به خانه ما بازگشت و به خاطر اعتراض به رفتارهاي او با همسرم درگير شد و با چوب و چاقو ضرباتي به وي زد و پس از آن گه وي را به قتل رساند ، جسدش را از خانه خارج گرد.با اظهارات اين متهم ، گارآگاهان پليس با شناسايي محل سگونت متهم به قتل گه جوان 16 ساله اي به نام سعيد گ است وي را دستگير گردند. تحقيق در اين زمينه ادامه دارد

            iran

            Comment

            • Rasputin
              Senior Member
              • Jan 2005
              • 63906

              #246
              خواهر عليرضا متهم قتل هاي سريالي پايتخت، ضمن حضور در اداره آگاهي تهران بزرگ اقدام برادرش را نوعي خودكشي دانست.



              دختر جوان آرام صحبت مي كرد. صدايش از فاصله يك متري همچون نجوا بود. وي در عمق صدايش غمي بزرگ موج مي زد. دلش مي خواست پليس باور كند كه برادرش بي تقصير است، با اصرار به يكي از مسؤولان پليس آگاهي مي گفت: «عليرضا قادر به كشتن كسي نيست، او آنقدر دل رحم بود كه وقتي در مراسم مختلف گوسفندي را قرباني مي كرديم، نمي توانست به صحنه قرباني كردن آن گوسفند نگاه كند. دستانش مي لرزيد و نگاهش را از آن حيوان برمي گرداند. باور كنيد او بي تقصير است. نمي دانم چرا ارتكاب اين قتل ها را به گردن گرفته است. شايد دارد ايثار مي كند. شايد دارد جور كس ديگري را مي كشد. باور كنيد اين يك نوع خودكشي است. او مي خواهد خود را بكشد!»پليس با دقت به حرف هاي خواهر عليرضا ۲۹ ساله گوش داد. ولي مستنداتي كه در اختيار كارآگاهان اداره دهم آگاهي است و ادعاهاي اين دختر جوان را رد مي كرد.



              پليس اموال مسروقه از همين متهم كشف و ضبط شده بود. عليرضا به طور دقيق صحنه جنايت را بازسازي كرده است و هيچ ابايي از بيان شيوه ارتكاب جنايات نيز ندارد. مدعي است كه تمام قتل ها را به تنهايي مرتكب شده و همدست وي در قتل ها به او كمك نكرده است.يك منبع آگاه پليس روز گذشته گفت: «در فيلم ۲ ساعته مصاحبه متهمان كه در اداره آگاهي تهيه شده آنان مدعي شده اند، روزنامه ها مباحثي را عنوان كرده اند كه از حقيقت به دور است.»آنها مدعي شده اند مبلغ سرقت هايي كه در روزنامه ها چاپ شده است تماماً كذب است: ما اجناس زيادي را سرقت نكرديم.آنان در همين مصاحبه بار ديگر تنها انگيزه خود براي ورود به منازل قربانيان را سرقت عنوان كرده اند. تحقيقات از اين دو متهم در اداره دهم آگاهي تهران بزرگ زير نظر بازپرس هنرمند ادامه خواهد يافت

              iran

              Comment

              • Rasputin
                Senior Member
                • Jan 2005
                • 63906

                #247
                پيدا شدن پيكر بي جان پسربچه ۶ ساله اي در گودال عظيم آباد شهرري، پليس را در برابر يك معماي جنايي پيچيده قرار داد.



                حادثه كشف جسد اين كودك عصر روز ۲۴ دي ماه در حالي رخ داد كه ۶ روز از ماجراي ناپديد شدن وي مي گذشت.بنا به اين گزارش، نيمه شب ۱۹ دي ماه سال جاري مرد جواني در حالي كه هراسان و مضطرب نشان مي داد، با مراجعه به مأموران كلانتري ۱۶۸ سيزده آبان شهرري پليس را در جريان ماجراي ناپديد شدن پسر ۶ ساله اش به نام «اميد» قرار داد.وي در شكايت خود مدعي شد كه با همسرش به عنوان سرايدار يك مجتمع ورزشي در منطقه ۱۳ آبان كار مي كند.اين پدر ادامه داد: من با موتوري كه دارم، همچنين به عنوان پيك موتوري نيز كار مي كنم. روز حادثه وقتي به خانه برگشتم، ساعت ۲۰ بود. «اميد» را نديدم، از همسرم در اين باره پرسيدم، او گفت: ساعتي قبل اميد نزدش آمده و با گفتن اينكه مي خواهد از يكي از دوستانش دوبنده كشتي بگيرد، از خانه خارج شده، ولي ديگر بازنگشته است.وقتي ديدم حتي لامپ سالن كشتي خاموش شد و باز هم «اميد» نيامد، به جست وجو در اطراف پرداختم، ولي هيچ كس از او خبري نداشت.به گفته اين مرد، فاصله ميان خانه اش و سالن كشتي دو اتاق است.با توجه به اين اظهارات، به دستور بازپرس «نوفرستي» از شعبه ۶ دادسراي شهرري، تحقيقات پليس براي رديابي كودك ناپديد شده در دستور كار قرار گرفت. در حالي كه با گذشت ۶ روز از آغاز تجسس هاي پليسي هيچ ردي از كودك ۶ ساله به دست نيامده بود، دو پسر بچه پليس را در جريان ماجرايي قرار دادند كه موجب پيدا شدن جسد كودك ناپديد شده شد.اين دو برادر در حالي كه مضطرب و نگران بودند، در اين باره به مأموران گفتند: در حال بازي در حوالي گودال بوديم كه دو مرد را ديديم كه چيزي را به كنار گودال آورده و داخل آن انداختند.به گفته اين دو پسربچه، يكي از دو مرد در حالي كه دمپايي به پا داشت، بسته اي را در آغوش گرفته و به طرف گودال آورده بود و ديگري در فاصله دورتر از او اطراف را مي پاييد.اين دو برادر در ادامه ادعا كردند: وقتي نفر كشيك دهنده متوجه ما شد، بسرعت به طرف ما دويد، ولي ما چون فاصله مان از محل ايستادن او چند متري بود، توانستيم بموقع فرار كنيم.با توجه به اين اظهارات، مأموران به همراه دو برادر به كنار جايي كه آنها مي گفتند، آمدند و در جست وجو داخل كانال با پيكر بي جان پسربچه اي روبرو شدند كه لباس به تن نداشت. با مطابقت مشخصات اين جسد با نشاني هاي كودك ناپديد شده مشخص شد آن دو يك نفرند.بدين ترتيب پدر و مادر «اميد» به دادسرا احضار شده و تحت تحقيق قرار گرفتند.پدر «اميد» در حالي كه خود را بسيار ناراحت نشان مي داد، ادعا كرد «اميد» تنها فرزندش بوده و خواستار شناسايي عامل يا عاملان حادثه شد.وي در بازجويي هاي قضايي ادعا كرد هنگامي كه جسد فرزندش را از داخل گودال بيرون آورده اند، آثار خونريزي و اصابت ضربه شديدي به پشت سرش و ضرب و جرح در قسمت هايي از بدنش ديده مي شد.اين در حالي بود كه پليس در جريان بررسي هاي نخستين خود هيچ گونه آثار و نشانه اي از ضرب و جرح را گزارش نكرده بود.بدين ترتيب پليس تحقيقات خود را روي نشانه هايي كه دو برادر شاهد حادثه داده بودند، متمركز كردند. به گفته آنها عاملان جنايت دو مرد جوان بودند كه اندامي متوسط داشتند و يكي از آنان كه جسد را به داخل گودال انداخته بود، دمپايي به پا داشت.بررسي هاي پليسي در حالي انجام مي گيرد كه هنوز ردي از عاملان جنايت به دست نيامده و مأموران منتظرند تا كارشناسان پزشكي قانوني نظر خود را درباره علت و چگونگي مرگ پسربچه ۶ ساله اعلام كنند

                iran

                Comment

                • Rasputin
                  Senior Member
                  • Jan 2005
                  • 63906

                  #248
                  هيچكس نمي دانست وقتي خبر گرفتن بالاترين نمره فيزيك مدرسه داده شود، چه اتفاق تلخي خواهد افتاد.



                  صبح روز سه شنبه ۲۷ دي ماه سالجاري عده اي از دانش آموزان سال اول دبيرستان پسرانه نظام مافي كه پس از دادن امتحان درس فيزيك نگران نمرات خود بودند، بعد از زنگ تفريح اول در حياط جمع شدند. محمد بيجارچيان در حاليكه در گوشه اي از حياط ايستاده بود، ناگهان در ميان حيرت و ناباوري دوستانش پس از اينكه شنيد او در امتحان فيزيك موفق به گرفتن نمره ۲۰ شده است، ناگهان دچار تشنج شده و جان سپرد. ساعت ۹ صبح بود كه مأموران كلانتري ۱۱۹ مهرآباد پس از دريافت گزارشي از مرگ مشكوك پسر نوجوان به مدرسه رفته وتحقيقات خود را آغاز كردند.



                  يكي از دبيران مدرسه در حاليكه به شدت متأثر بود گفت: محمد يكي از بهترين دانش آموزان مدرسه بود و در سال اول دبيرستان درس مي خواند. چند روز پيش بود كه امتحانات آنها تمام شد. وي گفت: امروز در زنگ تفريح دو تن از دوستانش كه متوجه شده بودند او در فيزيك نمره ۲۰ گرفته است به او خبر مي دهند محمد براثر خوشحالي زياد ناگهان دچار تشنج مي شود. وي افزود: ماخيلي تلاش كرديم تا او را نجات دهيم ولي بي فايده بود. مادر اين پسر در حاليكه به شدت مي گريست گفت: پسرم را بدون پدر به سختي بزرگ كرده بودم. او دچار بيماري تنگي نفس بود و گاهي دچار تشنج مي شد. آن روز هم وقتي بچه ها به او خبر داده بودند كه زحماتش به نتيجه رسيده و نمره ۲۰ گرفته دچار تشنج شده است.

                  iran

                  Comment

                  • Rasputin
                    Senior Member
                    • Jan 2005
                    • 63906

                    #249
                    جزئيات جنايات سياه يك شبكه شيطاني در باغ خرمالو كه در آن ۱۷ زن و دختر قرباني توطئه شومي شده بودند، در تجسس هاي پليسي و قضايي فاش شد. سرهنگ سلطاني، معاون پليس آگاهي تهران با اشاره به تكان دهنده بودن اقدامات اين گروه از جوانان شرور، گفت: در عمليات پليسي ۸ تن از اعضاي شبكه كه در ربودن و تجاوز به زنان و دختران جوان دست داشته اند، بازداشت شده اند

                    آخرين توطئه

                    ساعت ۲۱ شامگاه ۱۹ دي ماه سال جاري، دختري جوان با ظاهري آشفته و گريان وارد كلانتري ۱۵۰ تهرانسر شد و در حالي كه به سختي مي توانست بغض خود را كنترل كند، پرده از جنايت سياهي برداشت كه در آن سه پسر با كشاندن وي به باغ خرمالويي دست به تجاوز زده بودند.اين دختر به مأموران پليس گفت: غروب بود كه در تهرانسر سوار خودروي مسافركشي شدم تا به ميدان آزادي بروم، هنوز چند قدمي حركت نكرده بوديم كه پسر جواني در صندلي عقب با چاقو به سمت من حمله كرد و سرم را روي پاهايش گذاشت. جرأت نكردم اقدامي براي فرار كنم، ترسيده بودم. خودرو با سرعت در حركت بود تا اينكه داخل باغي پيچيدند، در آنجا با وجود التماس هايم آنها به من تجاوز كردند، پول و جواهراتم را برداشتند و سوار بر خودرو به تهرانسر برگشتيم و در يكي از خيابان هاي خلوت رهايم كردند

                    زنگ آماده باش

                    با ادعاهاي اين دختر كه در دام شيطاني يك گروه شرور گرفتار شده بود، مأموران كلانتري ۱۵۷ تهرانسر زنگ آماده باش را به صدا درآوردند و تيم هاي گشت پليس در شعاع ميداني بزرگ به جست وجوي خودروي جوانان شرور پرداختند و در گوشه اي از جاده مخصوص كرج با اين خودرو كه پنجر شده بود و سرنشينانش در حال تعويض لاستيك بودند، روبرو شدند.مأموران با محاصره اعضاي اصلي شبكه شيطاني، آنان را بازداشت كردند و با مواجهه حضوري اين سه پسر با آخرين طعمه شان وقتي پي به گستردگي اقداماتشان بردند، به تجسس هاي ويزه اي پرداختند

                    راز باغ خرمالو

                    در بررسي هاي پليسي وقتي مشخص شد دو زن ديگر نيز در دام مشابهي گرفتار شده اند و مأموران اداره ۵ پليس آگاهي تهران به تحقيقات گسترده اي براي رديابي جوانان متجاوز در دستور كار خود دارند با دستور بازپرس اصغرزاده، تيم ويزه اي از كارآگاهان اداره مبارزه با زورگيري وارد عمل شدند. مأموران وقتي در مواجهه حضوري سه تن از زنان با اعضاي اصلي باند پي بردند همه اين زنان از سوي يك گروه شكار شده اند، در بازجويي از «حسين» كه مرد ۲۷ ساله اي بود دريافتند وي سردسته گروه شيطاني است و در تجاوز به ۱۷ زن و دختر دست داشته است.اين مرد هوسران در بازجويي ها فاش كرد كه از سه سال پيش وقتي دو تن از دوستانش به خاطر تجاوز به دختري با همين روش كه طعمه را سوار خودروي مسافركش مي كردند، بازداشت شده اند او تحت تعقيب بوده است و پس از دو سال دوري از تهران وقتي براي بار دوم به محله چهاردانگه در گلشهر حوالي بزرگراه آزادگان برگشته است، با هفت دوست ديگرش گروه زورگيري و تجاوز به زنان و دختران مسافر را سازماندهي كرده است


                    بازداشت متجاوزان باغ خرمال

                    كارآگاهان در تحقيق از سردسته باند و دو عضو ديگر اين گروه، دريافتند كه آنان ابتدا با خودروهايي كه متعلق به خودشان بود به شكار زنان و دختران دست مي زدند، سپس با زورگيري از دو راننده مسافركش و دست كاري پلاك اين خودروها با تاريك شدن هوا سوار بر دو خودروي مسروقه در مناطق يافت آباد، آزادي، فلكه صادقيه، پونك، آرياشهر و تهرانسر پرسه مي زدند و با سوار كردن طعمه هايشان آنان را به باغ خرمالويي كه پشت خانه يكي از اعضاي باند است مي بردند و همگي به آنان تجاوز مي كردند.بدين ترتيب، مأموران در قالب تيم هاي عملياتي به چهاردانگه و مراغه اعزام شدند و توانستند در كمتر از ۳۰ ساعت همه اعضاي شبكه شيطاني را بازداشت كنند.اين ۸ پسر و مرد جوان همگي وقتي دريافتند سردسته شبكه جزئيات اقدامات هولناك آنان را فاش كرده اند، پذيرفتند تاكنون در ۱۶ زورگيري و تجاوز به زنان و دختران دست داشته اند


                    گفت وگو با سردسته باند

                    «حسين» ۲۷ ساله است و تحقيقات پليسي و قضايي او را طراح اصلي شبكه شيطاني دانسته است. با اين مرد جنايتكار گفت وگويي انجام داده ايم كه در زير مي خوانيد

                    - ازدواج كرده اي؟ چهار سال پيش در شهرستانمان ازدواج كرده ام و سه سال است كه با به دنيا آمدن پسرم، پدر شده ام.

                    - شغلت چيست؟ با موتوسيكلت در پيك كار مي كردم.

                    - چه شد تصميم گرفتي چنين كاري انجام دهي؟ از دو سال پيش وقتي تنهايي به تهران آمدم و در چهاردانگه با دوستانم زندگي و كار را شروع كردم، نياز مالي زيادي پيدا كردم تا اينكه با دو تن از دوستانم تصميم گرفتيم با تاريك شدن هوا در قالب مسافركشي زورگيري كنيم تا پولي به دست آوريم.

                    - پس چرا دست به تجاوز مي زديد؟ وقتي زورگيري كرديم، به خاطر روحيات زنان بيشتر سراغ آنها رفتيم و ناخواسته در شرايطي قرار گرفتيم كه گول شيطان را خورديم و دست به چنين كاري زديم.

                    - تا حالا دستگير نشده بودي؟ دو تن از همدستانم در نخستين باري كه زورگيري مي كرديم بازداشت شدند و من به مراغه فرار كردم. از سه ماه پيش به تهران برگشتم، اين بار در چهاردانگه دوستان بيشتري را دور خودم جمع كردم و با زورگيري دو خودرو به كارمان ادامه داديم.

                    - طعمه هايتان التماس نمي كردند؟همه التماس مي كردند، اما ما همگي ديوانه شده بوديم. مي خواستم به خاطر كمبودهاي زندگيم عقده گشايي كنم. همه با ما بد بودند و اين اطرافيانمان بودند كه باعث شدند به اين راه كشيده شويم.

                    - مقاومتي نمي كردند؟تهديداتمان جدي بود، حتي آنها را از آبروريزي مي ترسانديم و مي خواستيم شكايت نكنند.

                    - در همه تجاوزات بودي؟ من در همه ۱۶ مورد شركت داشتم و در صندلي عقب خودرو اين من بودم كه با چاقو به زنان و دختران حمله مي كردم.

                    - باغ خرمالو متعلق به كيست؟ باغ خرمالو در پشت خانه يكي از اعضاي باند كه پسر معتادي است قرار داشت و شب ها هيچ كس در آنجا نبود. جاي خلوتي بود و با شناختي كه از آن داشتيم زنان و دختران را به آنجا مي برديم.

                    - اگر خودت مي خواستي مجازاتت را تعيين كني، چه مي كردي؟ فكر مي كنم اعدام را انتخاب مي كردم.

                    - پس مي داني كه كارت اشتباه بود. خيلي پشيمانم، پسر ۳ ساله اي دارم و از خانواده خودم و همه اين زنان و دختران شرمنده ام؛ اميدوارم من را ببخشند

                    iran

                    Comment

                    • Rasputin
                      Senior Member
                      • Jan 2005
                      • 63906

                      #250
                      مردي گه پس از مشاجره لفظي ، مادرزنش را به قتل رسانده و سپس خانه او را به آتش گشيده بود ، با تحقيقات ويزه پليس آگاهي به دام افتاد.



                      بعدازظهر روز 22 ديماه امسال ، ساگنان يگ مجتمع مسگوني در گوچه احساني در حوالي ظفر با مشاهده شعله هاي آتش گه از يگ واحد مسگوني زبانه مي گشيد ، موضوع را به ماموران آتش نشاني گزارش گردند و با عزيمت نيروهاي امدادي به محل و مشاهده در بسته آپارتمان ، آنها با شگستن در وارد خانه شده و با جسد زن 70 ساله اي روبه رو شدند گه بر اثر آتش سوزي دچار سوختگي شده بود. با گزارش موضوع به بازپرس ويزه قتل دادسراي جنايي ، بازپرس حسين اصغرزاده با عزيمت به محل به تحقيق در خصوص اين حادثه پرداخت و مشخص شد عامل جنايت فردي آشنا بوده است گه پس از قتل زن 70ساله به هويت احترام ، براي از بين بردن آثار جنايت خانه را آتش زده است.



                      با صدور دستور قضايي مبني بر انتقال جسد به پزشگي قانوني ، پرونده در شعبه 10 پليس آگاهي مطرح و مشخص شد ساعتي پيش از آتش سوزي ، داماد مقتول به هويت صمد (معروف به سعيد) سراسيمه محل را ترگ گرده است.با به دست آمدن اين سرنخ ، در مرحله بعدي معلوم شد سعيد به يگي از شهرهاي شمالي متواري شده است لذا پس از تماس با وي و عنوان گردن اين موضوع گه مادرزنش هنوز زنده است ، از وي خواسته شد تا به تهران بيايد و هنگامي گه متهم فراري در خانه اش حضور يافت ، دستگير و روز گذشته به دادسراي جنايي منتقل شد. متهم در تحقيقات مقدماتي به بازپرس اصغرزاده گفت : روز حادثه تازه از سفر شمال برگشته بودم و مقداري برنج به عنوان هديه به خانه مادر زنم بردم.او با ديدن من شروع به مشاجره گرد و گفت چرا همسرم را با خودم به شمال نبرده ام.



                      متهم گفت : وقتي مشاجره بالا گرفت ، با چوب به او حمله ور شدم و پس از ضرباتي گه به سرش زدم ، او نقش زمين شد و متوجه شدم او جان خود را از دست داده است.

                      متهم گفت : پس از اين ماجرا سيگاري روشن گردم و مدتي به اين جنايت فگر گردم و سپس با تهيه بنزين به خانه بازگشتم و با سرقت مقداري طلا ، خانه را به آتش گشيدم و متواري شدم.مي خواستم با اين سرقت پليس تصور گند سارقان ، مادر همسرم را به قتل رسانده اند. به دنبال اين اعترافات طلاهاي متعلق به مقتول گه داخل باغي در شهريار مخفي شده بود گشف شد

                      iran

                      Comment

                      • Rasputin
                        Senior Member
                        • Jan 2005
                        • 63906

                        #251
                        پسر جواني كه براي قتل نزديكان خود ليست سياهي تنظيم كرده و در دومين اقدام جنايي اش به بن بست خورده بود، بخاطر قتل مادر در دادگاه كيفري استان تهران محاكمه شد.



                        اين پسر ۳۳ ساله ابتدا مادرش را با فشردن گلو، خفه كرد سپس سراغ پدرش رفت تا او را به قتل برساند.بنابه اين گزارش، شامگاه ۲۵ آذرماه سال جاري همسايگان پير مردي در اشتهارد كرج او را ديدند كه با پيكري خون آلود از خانه اش بيرون دويد و در حاليكه پسر جوانش با چاقو به كمر و شانه هاي او ضربه مي زد، داخل جوي آب افتاد.با دخالت مردم و پليس پسر جوان كه «علي» نام دارد، بازداشت شد و در حاليكه پدرش در بيمارستان با مرگ دست و پنجه نرم مي كرد، اعتراف كرد ساعاتي پيش مادرش با نام «امينه طاهريان» را درخانه خفه كرده است.وقتي مأموران پاي در قتلگاه مادر خانواده گذاشتند با پيدا كردن جسد بي جان «امينه» زير رختخوابها به بازرسي از خانه پرداختند و دفتر خاطراتي از قاتل به دست آوردند كه در آن ليست سياهي از نزديكان براي قتل تهيه شده بود.پدر اين جوان، وقتي از مرگ نجات يافت، ادعا كرد پسرش شب حمله به او، ادعا كرده است مادرش را به قتل رسانده است.



                        در دادگاه



                        ساعت ۱۱ صبح ديروز- سه شنبه ۴ بهمن ماه سال جاري- جلسه محاكمه جوان مادركش با تأخير يك ساعته آغاز شد و وي در برابر قاضي عزيز محمدي _ رئيس شعبه ۷۱ _ و چهار قاضي مستشار _ رحيمي، باقري، شهرابي فراهاني و شريفي- ايستاد و دخالت در قتل مادرش را نپذيرفت.در ابتداي جلسه، پس از داديار دلداري كه در مقام نماينده دادستان درخواست مجازات «علي» را كرد، خواهر اين پسر در جايگاه قرار گرفت و با اشاره به ليست سياهي كه برادرش براي قتل او و ديگر بستگان تهيه كرده بود، خواستار قصاص نفس _ اعدام _ وي شد.اين دختر گفت: «برادرم از ۹ سالگي شرور بود هر وقت خانه مادرم مي رفتم او را با بدني كبود مي ديدم، دست و پايش را اين برادرم شكسته بود، علت اين جنايت نيز اختلاف خانوادگي است حتي پرده گوش مادرم با سيلي و كتك هاي برادرم پاره شده بود، «علي» به ترياك معتاد بود و آخرين روزها قرص اكستازي مي خورد. وقتي پدر خانواده نيز به ۵ قاضي دادگاه كيفري استان تهران گفت اگر از دست ضربات چاقوي پسرش فرار نمي كرد كشته شده بود، «علي» براي دفاع از خود پشت تريبون دفاع ايستاد و گفت: «مادرم را نكشته ام، او را خيلي دوست داشتم و من و مادرم بوديم كه ۲۰ سال به تنهايي زندگي كرديم.»



                        وي افزود: خواهرم و ديگر بستگانم كه بين من، مادرم و پدرم اختلاف انداخته بودند مستحق مرگ هستند، من مثل علف هرز بزرگ شده ام و نيمه شب حادثه تنها بخاطر دخالتهاي مادرم كه مزاحم كار من شده بود با عصبانيت او را هل دادم و با گره زدن دستانم دور گلويش، او را تكان دادم اما مادرم زنده بود حتي بعد با هم در اتاق قدم زديم.اين پسر گفت: «من وارد ماجراهاي ماوراء الطبيعه شده بودم، وقتي خلوت مي كردم مادرم با مهرباني هايش اين خلوتي را مي شكست و من عصباني مي شدم وقتي مي ديدم مادرم از روي پشيماني به خودش نفرين مي كند بيشتر ناراحت مي شدم و گاهي او را كتك مي زدم.»«علي» ادامه داد: «هيچ مشكل رواني ندارم بلكه كاملاً سالم هستم اما بخاطر فشارهايي كه در اطرافم بود هفت بار خودكشي كرده ام. مادرم زير رختخواب ها خفه شده است و من او را خفه نكرده ام، وقتي فهميدم كه كار از كار گذشته بود، ساعت ۹ شب فرداي آن حادثه با عصبانيت سراغ پدرم رفتم، او را مقصر مي دانستم و با چاقو به جانش افتادم

                        iran

                        Comment

                        • Rasputin
                          Senior Member
                          • Jan 2005
                          • 63906

                          #252
                          والدين عليرضا متهم به ارتكاب قتل هاي سريالي پايتخت، يك دختر جوان را مسبب اغفال پسرشان در وقوع اين جنايات مي دانند.



                          بعد از گذشت ۱۵روز از زمان دستگيري عليرضا ۲۹ ساله مهندس كشاورزي و اعظم ۲۲ ساله دانشجوي رشته علوم تربيتي، متهمان به قتل سه زن در جريان بازجويي ها همچنان اعلام مي كنند تنها انگيزه آنان از ارتكاب جنايات سرقت بوده است. اين درحاليست كه پدر عليرضا در گفت وگو با عبدالصمد خرمشاهي وكيل پايه يك دادگستري ضمن درخواست از وي براي قبول وكالت پرونده پسرش، گفت: بين من و پسرم برخلاف تمام مطالبي كه تاكنون درج شده است هيچ اختلاف يا كدورتي وجود نداشت. من و مادر عليرضا هنوز باور نداريم كه پسرمان اين قتل ها را مرتكب شده باشد. او به هيچ عنوان مشكل مالي نداشت، هر موقع از من طلب پول مي كرد در اختيارش مي گذاشتم. پسرم اصلا روحيه مجرمانه اي نداشت .



                          مادر عليرضا نيز به خرمشاهي گفت: عليرضا دچار لرزش دست است، چگونه مي تواند اين قتل ها را مرتكب شود. پسرم براي مديريت گروه فيلمبرداري خود به منازل افراد بسيار پولدار رفت و آمد داشت و در مجالس جشن آنها حضور مي يافت. اگر انگيزه سرقت بود چرا از آن مكان ها سرقت نكرد. درحالي كه سرقت از آن مجالس بسيار ساده تر به نظر مي رسد و احتياجي به ارتكاب قتل نيز نبود. يك منبع آگاه گفت: در شركت فيلمبرداري عليرضا دختر جواني به عنوان منشي كار مي كرد. در حال حاضر مدارك و اسنادي مبني بر فساد اخلاقي آن دختر و اغفال عليرضا از سوي او در اختيار نزديكان عليرضا قرار دارد كه مي تواند انگيزه ارتكاب اين جنايات باشد

                          iran

                          Comment

                          • Rasputin
                            Senior Member
                            • Jan 2005
                            • 63906

                            #253
                            نوزادي پس از ۱۰۶ روز از ربوده شدنش با تلاش كارآگاهان دايره اطلاعات جنايي كرج به آغوش خانواده اش بازگشت.



                            راز اين آدم ربايي زماني روشن شد كه پليس در حال تحقيق پيرامون سرقت و خفت گيري در پرونده مرد جواني بود. هشتم آذر ماه سال جاري مردي به دادسراي فرديس مراجعه كرد و گفت: ۲۵ شهريور ماه از خانه ام سرقت شد و بعد از آن ۲۵ آبان در حالي كه خانه باجناقم بودم، مورد خفت گيري سه مرد قرار گرفتم. به دستور سرهنگ بزمون _ فرمانده انتظامي شهرستان كرج _ پرونده در اختيار اداره آگاهي قرار گرفت و كارآگاهان دايره اطلاعات جنايي هنگام چهره نگاري سارقان و زورگيران متوجه شدند شاكي سعي در گمراه كردن پليس و مسير تحقيقات دارد. پس از گزارش به محسن علي اشرف، معاون دادستان و سرپرست دادسراي فرديس، شاكي تحت تحقيقات فني تر قرار گرفت و شاگرد خود را به عنوان مظنون اصلي معرفي كرد. پس از دستگيري مظنون، وي گفت: از مدت ها قبل شاكي با جعل عنوان مأمور راهنمايي و رانندگي و با تنظيم كروكي هاي جعلي، مبالغ هنگفتي را از چند شركت بيمه دريافت كرده است.با اين اعترافات به دستور داديار شعبه ۲۰ دادسراي فرديس شاكي و شاگرد جوانش به اتهام جعل عنوان با قرار وثيقه يك ميليارد ريالي روانه زندان شدند.كارآگاهان دايره اطلاعات جنايي معاونت آگاهي شهرستان كرج با رديابي گوشي تلفن همراه شاكي، شخصي به نام محمد را در جاده ساوه، شهر گلستان (سلطان آباد) دستگير كردند.



                            اعتراف به كودك ربايي



                            محمد در جريان تحقيقات، اطلاعات جامعي در اختيار كارآگاهان قرار داد. با اعتراف وي مأموران موفق به شناسايي باند زورگيري و سرقت شدند. زوج جواني به نام هاي مريم و حسين در اين رابطه دستگير شدند. حسين به اعمال مجرمانه اي از قبيل سرقت منزل باجناقش و خفت گيري از او با همدستي چند نفر از دوستانش اعتراف كرد. اين در حالي بود كه مأموران در تحقيقات خود به نوزاد دختري كه نزد اين زوج زندگي مي كرد مشكوك شدند. در ادامه تحقيقات و اعترافات اين زوج جوان، ردي از آدم ربايي در تهران بزرگ توسط آنها كشف شد. افسر پرونده با دستور سرهنگ ميرمطهري - معاون آگاهي كرج _ براي بررسي موضوع به اداره آگاهي تهران اعزام و خانواده نوزاد را شناسايي كرد. سوابق ثبت شده در اداره آگاهي تهران حاكي از آن بود كه نوزاد دختر ۴۵ روزه اي را به نام زينب فيوجي به بهانه شركت دادن در يك فيلم سينمايي به سرقت برده اند.



                            تحقيقات پليسي از متهمان جهت علت آدم ربايي و نحوه وقوع آن آغاز شد. مريم ۲۴ ساله گفت: ۷ سال از ازدواج من و حسين مي گذرد، اما بچه دار نمي شديم. با شوهرم تصميم گرفتيم پولي را براي خريد يك نوزاد بي سرپرست به دست آوريم. موفق به فروش كليه هايمان نشديم. در جريان رفت و آمد به يكي از بيمارستان هاي تهران، نگهبان آنجا پي به مشكل ما برد و پيشنهاد كرد تا با مراجعه به يكي از محلات فقيرنشين و مهاجرنشين تهران، نوزادي را خريداري كنيم، اما موفق نشديم. وي با گريه ادامه داد: در يك مرحله به همراه همسرم و بدون حضور نگهبان بيمارستان به محله دروازه غار رفتيم. خانواده اي گردو فروش كه چهار فرزند داشتند حاضر شدند تا در ازاي مبلغ صد هزار تومان نوزاد دختر ۴۵ روزه شان را براي فيلمبرداري در اختيار ما قرار دهند. همراه نوزاد و پدر و مادرش جهت خريد لباس مناسب براي نوزاد در فيلم به يك بوتيك در ميدان انقلاب رفتيم. سر صحنه فيلمبرداري مادر نوزاد براي كاري از مغازه خارج شد و همان زمان به پدرش پيشنهاد كرديم تا پيراهن مردانه اي را براي خود پرو كند. وقتي پدر نوزاد وارد اتاق پرو شد، از بوتيك خارج و با نوزاد به خانه مان در كرج برگشتيم.



                            همسر وي ادامه داد: از آنجايي كه نگهبان بيمارستان از ما پول زيادي مي خواست و بنيه ضعيف مالي ما اجازه اين كار را نمي داد، به او پيشنهاد كرديم تا پس از فراهم كردن شرايط از منزل باجناقم سرقت كند. باجناقم مردي پولدار بود و به خاطر اختلاف در يك مراسم عروسي از او كينه داشتم. نقشه سرقت در يك قهوه خانه در فرديس كرج طراحي شد. نگهبان بيمارستان با همكاري چند شرور سابقه دار اقدام به سرقت از خانه باجناقم و ربودن طلا و جواهرات آنها كرد و در مرحله ديگر با صحنه سازي در خانه من به صورت ناشناسي با كمك همدستانش اقدام به خفت گيري از باجناقم كرد.پس از اعتراف متهمان و دستگيري اعضاي اين شبكه، با تلاش كارآگاهان دايره اطلاعات جنايي، نوزاد دختر ربوده شده پس از گذشت ۱۰۶ روز از وقوع آدم ربايي به آغوش خانواده اش بازگشت و متهمان با قرار صادره از سوي دادسرا به زندان معرفي شدند

                            iran

                            Comment

                            • Rasputin
                              Senior Member
                              • Jan 2005
                              • 63906

                              #254
                              با پيگيري پرونده مربوط به آتش سوزي چند خودرو و تهديد به قتل يگ دختر دانشجو و ضرب و جرح وي ، عاملان اين اعمال مجرمانه گه يگ پدر و پسر هستند ، دستگير شدند.



                              چندي پيش وقتي مردي از يگ دختر دانشجو براي پسرش خواستگاري گرد و پاسخ منفي شنيد ، دختر جوان و خانواده او را تهديد و عنوان گرد اگنون گه به پسر من پاسخ منفي داده ايد ، به هيچ قيمتي اجازه نخواهم داد تا اين دختر به عقد و ازدواج فرد ديگري درآيد.



                              آتش سوزي خودروها



                              چند روز پس از اين ماجرا ، هنگامي گه اين دختر قصد ازدواج با فرد ديگري را داشت ، تهديدها ادامه يافت و نامزد دختر دانشجو وقتي براي دقايقي خودروي خود را مقابل شرگت متوقف گرد ، 2 سرنشين يگ موتور با ريختن بنزين خودروي آر دي او را به آتش گشيدند گه در پي اين ماجرا 2 خودروي ديگر نيز دچار آتش سوزي شد. با شگايتي گه در اين ارتباط در دادسراي جنايي مطرح شد ، داديار سليماني در شعبه دوم دستور تحقيق و بررسي در اين زمينه را در اداره اول پليس آگاهي صادر گرد.



                              ضرب و جرح دختر جوان



                              بنابر اين گزارش ، هنگامي گه تحقيق در اين زمينه ادامه داشت دختر جوان پس از خروج از دانشگاه از سوي 3 نفر گه او را سايه به سايه تعقيب مي گردند ، مورد حمله قرار گرفت و بشدت مجروح شد. با بررسي و تحقيق در اين زمينه ، مشخص شد عاملان اين ضرب و جرح از سوي مرد عصباني گه براي ازدواج فرزند خود پاسخ منفي شنيده بود ، اجير شده اند.



                              آتش سوزي در مزرعه



                              در حالي گه تحقيقات همچنان ادامه داشت ، مشخص شد مرد عصباني با همدستي دوستانش يگ خانه و مزرعه را در منطقه اميرگلا مازندران به آتش گشيده اند. با جمع بندي اطلاعات مربوط ، سرانجام ماموران در يگ عمليات ويزه موفق شدند پدر و پسر گينه جو را در غرب تهران و و در حوالي خيابان آذربايجان دستگير گنند. با دستگيري پدر و پسر متهم ، در مرحله بعدي زني گه ردپاي او نيز در اين تهديدها مشاهده شده بود ، دستگير شد و متهمان صبح پنجشنبه به شعبه دوم دادياري دادسراي جنايي انتقال يافتند.



                              تلفن هاي تهديدآميز



                              با آغاز تحقيق از متهمان از سوي داديار جنايي ، فردي در تماس با دادسرا عنوان گرد ، اگر به او اجازه گفتگو با داديار گشيگ دادسراي جنايي داده نشود ، 10 نفر از شهروندان را به قتل خواهد رساند. با ارتباط تلفني فرد ناشناس ، وي داديار جنايي را تهديد گرد ، در صورتي گه متهمان دستگير شده آزاد نشوند ، آنها انتقام خواهند گرفت.

                              به دنبال اين تهديد ، داديار جنايي با قاطعيت دستور تحقيقات ويزه از پدر و پسر متهم به اتهام آتش زدن عمدي خودروها ، تهديد به اسيدپاشي و آتش زدن مزرعه و خانه و ديگر اعمال مجرمانه آنها را در اداره اول پليس آگاهي صادر گرد. آخرين خبرها حاگي است ، يگ تيم ويزه اگنون در حال بررسي سوابق اتهامي متهمان است و با گشف چند حلقه فيلم از پدر و پسر متهم در ارتباط با تصوير دختران جوان ، تحقيقات پليس از بعدازظهر روز گذشته (جمعه) ابعاد ديگري به خود گرفته است

                              iran

                              Comment

                              • Rasputin
                                Senior Member
                                • Jan 2005
                                • 63906

                                #255
                                تماس تلفني پدر راز جنايت هاي جواني گه با شگرد آبميوه هاي مسموم و ارتگاب قتل ، خودروي رانندگان آزانس را به سرقت مي برد فاش شود.



                                سرهنگ صالحي آرائ، فرمانده انتظامي رباط گريم روز پنجشنبه با اعلام خبر دستگيري جواني گه با شگرد تعارف آبميوه هاي مسموم ، خودروي رانندگان مسافرگش را به سرقت مي برد ، درباره شيوه دستگيري اين متهم گفت : در ساعات پاياني شب 30 مهر امسال ، ماموران گشت گلانتري مرگزي رباط گريم هنگام گشتزني در گيلومتر 5 جاده ساوه ، روي پل فرودگاه با جسد مرد ميانسالي روبه رو شدند گه با ضربات چاقو به قتل رسيده بود. با گزارش موضوع و انتقال جسد مقتول به پزشگي قانوني ، تيم ويزه اي از گارآگاهان اداره قتل آگاهي رباط گريم ماموريت يافتند تا تحقيقات پليسي گسترده اي را براي يافتن هويت مقتول و عامل جنايت آغاز گنند.



                                بررسي هاي اوليه پليسي نشان داد مقتول گه "حسن خ" نام دارد ، با خودروي پرايد خود در يگي از آزانس هاي شهرستان قزوين گار مي گرده و ساعاتي قبل از پيدا شدن جسدش به دنبال تماس تلفني فرد ناشناسي با آزانس ، به دنبال وي رفته و قرار بوده است وي را به گرج برساند. در حالي گه تحقيقات پليسي براي يافتن عامل جنايت آغاز شده بود ، با گذشت يگ ماه از جنايت ، برادر مقتول با مراجعه به گارآگاهان پليس گفت : در حالي گه خودروي برادرم از هنگام جنايت به سرقت رفته است ، پيرمردي چند روز است گه با خانه برادرم تماس مي گيرد و سراغ برادر مقتولم را مي گيرد و مي گويد چرا براي انتقال سند خودروي پرايدي گه به پسر او به نام (صفرعلي) فروخته است ، اقدام نمي گند. از آنجا گه احتمال داده مي شد صفرعلي با عامل قتل راننده آزانس در ارتباط باشد ، گارآگاهان پليس آگاهي رباط گريم پس از شناسايي محل سگونت وي در گرج ، او را دستگير گردند.



                                با دستگيري جوان متهم به قتل ، گارآگاهان پليس خودروي پرايد مقتول را گه پلاگ جعلي بر روي آن نصب شده بود به همراه مدارگ مربوط به مقتول را از داخل خانه وي گشف گردند. با گشف اين مدارگ گارآگاهان به بازجويي هاي فني و پليسي از اين جوان 25 ساله دست زدند گه وي با مشاهده مدارگ پليسي لب به اعتراف گشود و به قتل راننده آزانس اعتراف گرد. در حالي گه تحقيقات درباره ساير جنايتهاي متهم ادامه داشت ، گارآگاهان پليس رباط گريم دريافتند مدتي قبل نيز جواني گه شباهت زيادي به متهم دارد با تعارف آبميوه مسموم و تهديد چاقو خودروي يگ راننده آزانس ساگن قم را به سرقت برده است.از آنجايي گه احتمال داده مي شد متهم در سرقت خودروي اين مرد نيز دخالت داشته باشد ، گارآگاهان ، راننده مالباخته را با متهم مواجهه حضوري دادند گه وي "صفرعلي" را به عنوان سارق خودروي خود شناسايي گرد. در بازجويي هاي مجدد از متهم سرانجام صفرعلي با اعتراف به قتل "حسن خ" و سرقت خودروي پرايد و مجروح گردن راننده آزانس ساگن قم و ربودن خودروي اواعتراف گرد

                                iran

                                Comment

                                Working...