يك جوان آهنگساز به خاطر قتل دوست دانشجويش در برابر قضات دادگاه كيفري استان تهران از خود دفاع كرد.
اين پسر ۲۲ ساله وقتي در جايگاه قرار گرفت، ادعا كرد در زمان وقوع قتل به خاطر تأثير توهم زاي مواد و موسيقي در حالت عادي نبوده است. سوم شهريورماه سال جاري مأموران پليس ۱۱۰ جسد دانشجوي ۲۲ ساله اي را در پارك پرديسان بزرگراه رسالت درحالي كه با ضربه چاقويي به قتل رسيده بود، پيدا كردند.
تحقيقات حاكي از آن بود كه مقتول «آرمين» نام دارد و دانشجوي انتقالي رشته زبان است. مأموران پليس در تحقيق از پدر قرباني دريافتند كه او آخرين بار با خودرو به همراه دوستش «اميرحسين» از خانه خارج شده است.
در تجسس هاي پليسي مشخص شد كه اميرحسين جوان آهنگسازي است كه از زمان جنايت با به سرقت بردن خودروي «آرمين» ناپديد شده است.
پس از كنترل راههاي خروجي تهران كارآگاهان موفق به رديابي متهم در نوشهر شدند و جوان هنرمند بازداشت شد و با به گردن گرفتن قتل دوستش گفت: شب جنايت به همراه آرمين به پارك رفتيم و در تپه هاي پارك با هم چند نوع مواد مخدر استفاده كرديم.
ساعت ۲۲ و ۳۰ دقيقه در حال برگشت به طرف ماشين با هم درگير شديم و من با چاقو چند ضربه به او زدم و وقتي به خودم آمدم، متوجه شدم آرمين روي زمين غلت مي زند و چاقو در بدن او فرو رفته است. پس از آن با برداشتن سوئيچ خودرواش به سمت پارك ديگري و سپس به شمال خانه دوستم رفتم.
در دادگاه
ساعت ۱۱ صبح ديروز _ سه شنبه ۱۶ اسفندماه _ اين جوان نوازنده در سالن اجتماعات دادگاه كيفري استان تهران در برابر قاضي عزيز محمدي _ رئيس شعبه ۷۱ _ و چهار قاضي مستشار _ گنجي، رحيمي، معتمدي و شكرآبي _ قرار گرفت و از خود دفاع كرد.
در ابتداي جلسه داديار حيدري در مقام نماينده دادستان خواستار مجازات قصاص متهم شد و پدر و مادر مقتول نيز درخواست مجازات مرگ و قصاص وي را كردند.
پسر جوان وقتي پشت تريبون دفاع ايستاد، گفت: من نوازنده موسيقي و مقتول علاقه مند به موسيقي بود و هر دو دانشجو بوديم. مدت كمي از دوستي ما مي گذشت و من موهاي بلندي داشتم كه رنگ مي كردم و به همين خاطر افراد زيادي مزاحم من بودند.
براي همين هميشه چاقوي بلندي در كوله پشتي ام داشتم. شب حادثه با مقتول در پارك چند نوع مواد مخدر مصرف كرديم و مقتول در دستگاه سي دي كه همراهمان بود، يك سي دي گذاشت. موسيقي آن با پيانو نواخته شده بود و مي دانستم نوازنده آن خودكشي كرده است.
تحت تأثير منفي مواد مخدر قرار گرفته بودم و با توجه به سابقه دوبار خودكشي، مشكلات روحي و پوكي شديد استخوان مادرزادي كه داشتم، از حال طبيعي خارج شدم. دست در كوله پشتي بردم و چاقو را بيرون آوردم.
دلم مي خواست به دوستم بگويم فرار كند، اما نمي توانستم. در يك سراشيبي درحالي كه او بالاتر از من بود، ضربه چاقو را وارد كردم. پس از وارد كردن ضربه دوم، ناگهان به خودم آمدم و ديدم او در پايين سراشيبي است و من بالا هستم. به سختي خودم را به ماشين رساندم و به همراه دوستانم به شمال رفتيم
اين پسر ۲۲ ساله وقتي در جايگاه قرار گرفت، ادعا كرد در زمان وقوع قتل به خاطر تأثير توهم زاي مواد و موسيقي در حالت عادي نبوده است. سوم شهريورماه سال جاري مأموران پليس ۱۱۰ جسد دانشجوي ۲۲ ساله اي را در پارك پرديسان بزرگراه رسالت درحالي كه با ضربه چاقويي به قتل رسيده بود، پيدا كردند.
تحقيقات حاكي از آن بود كه مقتول «آرمين» نام دارد و دانشجوي انتقالي رشته زبان است. مأموران پليس در تحقيق از پدر قرباني دريافتند كه او آخرين بار با خودرو به همراه دوستش «اميرحسين» از خانه خارج شده است.
در تجسس هاي پليسي مشخص شد كه اميرحسين جوان آهنگسازي است كه از زمان جنايت با به سرقت بردن خودروي «آرمين» ناپديد شده است.
پس از كنترل راههاي خروجي تهران كارآگاهان موفق به رديابي متهم در نوشهر شدند و جوان هنرمند بازداشت شد و با به گردن گرفتن قتل دوستش گفت: شب جنايت به همراه آرمين به پارك رفتيم و در تپه هاي پارك با هم چند نوع مواد مخدر استفاده كرديم.
ساعت ۲۲ و ۳۰ دقيقه در حال برگشت به طرف ماشين با هم درگير شديم و من با چاقو چند ضربه به او زدم و وقتي به خودم آمدم، متوجه شدم آرمين روي زمين غلت مي زند و چاقو در بدن او فرو رفته است. پس از آن با برداشتن سوئيچ خودرواش به سمت پارك ديگري و سپس به شمال خانه دوستم رفتم.
در دادگاه
ساعت ۱۱ صبح ديروز _ سه شنبه ۱۶ اسفندماه _ اين جوان نوازنده در سالن اجتماعات دادگاه كيفري استان تهران در برابر قاضي عزيز محمدي _ رئيس شعبه ۷۱ _ و چهار قاضي مستشار _ گنجي، رحيمي، معتمدي و شكرآبي _ قرار گرفت و از خود دفاع كرد.
در ابتداي جلسه داديار حيدري در مقام نماينده دادستان خواستار مجازات قصاص متهم شد و پدر و مادر مقتول نيز درخواست مجازات مرگ و قصاص وي را كردند.
پسر جوان وقتي پشت تريبون دفاع ايستاد، گفت: من نوازنده موسيقي و مقتول علاقه مند به موسيقي بود و هر دو دانشجو بوديم. مدت كمي از دوستي ما مي گذشت و من موهاي بلندي داشتم كه رنگ مي كردم و به همين خاطر افراد زيادي مزاحم من بودند.
براي همين هميشه چاقوي بلندي در كوله پشتي ام داشتم. شب حادثه با مقتول در پارك چند نوع مواد مخدر مصرف كرديم و مقتول در دستگاه سي دي كه همراهمان بود، يك سي دي گذاشت. موسيقي آن با پيانو نواخته شده بود و مي دانستم نوازنده آن خودكشي كرده است.
تحت تأثير منفي مواد مخدر قرار گرفته بودم و با توجه به سابقه دوبار خودكشي، مشكلات روحي و پوكي شديد استخوان مادرزادي كه داشتم، از حال طبيعي خارج شدم. دست در كوله پشتي بردم و چاقو را بيرون آوردم.
دلم مي خواست به دوستم بگويم فرار كند، اما نمي توانستم. در يك سراشيبي درحالي كه او بالاتر از من بود، ضربه چاقو را وارد كردم. پس از وارد كردن ضربه دوم، ناگهان به خودم آمدم و ديدم او در پايين سراشيبي است و من بالا هستم. به سختي خودم را به ماشين رساندم و به همراه دوستانم به شمال رفتيم


Comment