Announcement

Collapse
No announcement yet.

Events/Havades

Collapse
X
 
  • Filter
  • Time
  • Show
Clear All
new posts

  • دستگيري جاعل اسنادي كه به يك دختر فراري پناه داده بود

    فرمانده انتظامي استان تهران در ادامه به دستگيري يك جاعل حرفه‌اي اسناد كه به يك دختر فراري پناه داده بود، اشاره كرد و توضيح داد: مقارن 29 فروردين ماه سال جاري، در پي اعلام يك فقره فرار از منزل دختر 18 ساله‌اي به نام «فرشته» به دليل مسايل اخلاقي، پيگيري‌هاي پليسي براي كشف حقيقت آغاز شد و سرانجام با شناسايي مخفيگاه اين دختر جوان در چهارم ارديبهشت ماه، نيروهاي پليس با اخذ مجوز قضايي اقدام به بازرسي از منزل كردند.

    وي افزود: بدين ترتيب در جريان اين بازرسي انجام شده از اين منزل مشخص شد: «محمدحسين» صاحب منزل در زمينه جعل اسناد فعاليت داشته كه در اين رابطه يك دستگاه كيس كامپيوتر و تجهيزاتي جهت جعل گواهينامه، ديپلم و صدور گواهي به ادارات مختلف و همچنين يك دستگاه پرس ، 50 قطعه عكس و سي‌دي‌هاي مختلف جهت جعل و تعدادي فشنگ اسلحه كلاش در حالي كشف و ضبط شد كه «فرشته» نيز در اين محل شناسايي و به همراه صاحبخانه دستگير شد.

    به گفته سردار زارعي، 21 فقره انواع كارت شناسايي ، تعدادي شناسنامه ، 11 فقره كارت پايان خدمت ، چهار فقره گواهينامه موتورسيكلت ، چهار فقره گواهينامه پايه دو، تعدادي گواهينامه پايان تحصيلات متوسطه به دست آمد.

    بدين ترتيب پرونده مذكور تشكيل و جهت ادامه تحقيقات به مرجع قضايي ارجاع شد

    Comment


    • متلاشي شدن باند بزرگي كه در پوشش معامله‌ عتيقه‌جات سرقت به عنف مي‌كردند

      فرمانده انتظامي استان تهران به متلاشي شدن باند سرقت به عنف در پوشش معامله‌هاي عتيقه جات اشاره كرد و گفت: در تحقيقات پليسي انجام شده جهت دستگيري عوامل اين باند مشخص شد: اواخر اسفند ماه سال گذشته، اعضاي اين باند بيش از 7 ميليون و 650 هزار تومان و يك دستگاه گوشي موبايل را طي يك معامله عتيقه جات را سرقت كردند.

      بر اين اساس در 25 فروردين ماه سال جاري، ماموران انتظامي «رباط كريم»‌ متوجه شدند: عنصر اصلي اين باند كه كارمند «صبا باتري» بوده قصد تخليه كردن منزل خود را دارد.

      بدين ترتيب بلافاصله به موقعيت مورد نظر اعزام و وي را در محل دستگير كردند.

      سردار زارعي افزود: در بازجويي‌هاي به عمل آمده متهم اصلي به همدستي 6 تن ديگر از اعضاي باند سرقت به عنف در پوشش معامله عتيقه جات اعتراف كرد.

      وي با بيان اين كه تاكنون 32 ميليون تومان وجه نقد از اعضاي اين باند به دست آمده است، خاطرنشان كرد: بيشتر مالباختگان كه مربوط به شهرستان‌هاي شمالي كشور هستند شناسايي شده و پرونده در دست بررسي است.

      Comment


      • سه مرد اهل زيمبابوه براي اين كه مانع از ازدواج مجدد پدرشان شوند او را از مجلس عقد وي ربودند. اين سه مرد كه از بي‌توجهي پدرشان به مادر خود ناراضي هستند با تهديد تبر و چاقو پدرشان را در مقابل ميهمانان عروسي او دزديدند و با يك خودرو بردند دد

        ميهمانان اين عروسي كه در تالار مدرسه‌اي برگزار مي‌شد سعي كردند با تبديل مراسم عروسي به مراسمي كليسايي، آب رفته را كمي به جوي بازگردانند اما عروس بينوا با چشمان اشكبار آنجا را ترك كرد. كشيش كه براي مراسم عقد آمده بود از ميهمانان خواست غذاها و شيريني‌هاي موجود را بخورند و هداياي خود را بدهند. كشيش به ميهمانان گفت: اگرچه سندي نيست كه اينجا امضا شود اما من هديه‌ام را مي‌دهم و از خدا مي‌خواهم به اين خانواده بركت بدهد

        Comment


        • Comment


          • ودك 10 ماهه پس از سقوط از پنجره به طرز دلخراشي جان سپرد.



            ساعت ۹ و ۴۵ دقيقه روز گذشته كودك ۱۰ ماهه يك خانواده ايلامي كه به تهران سفر كرده بودند، دور از چشم والدين خود چهار دست و پا به پنجره مهمانسرايي در خيابان وليعصر كه در آن اقامت داشتند رسانيد.



            والدين كودك در حال گفت وگو با يكديگر بودند كه ناگهان متوجه هياهوي مردم در خيابان شدند. آنها وقتي به بيرون نگاه كردند، تازه متوجه حادثه دردناكي كه برايشان رخ داده بود شدند.



            پسر ۱۰ ماهه آنان به نام محمدرضا _ ش از پنجره طبقه پنجم مهمانسرا به پايين سقوط كرده و جان سپرده بود. وقوع اين حادثه دردناك به اطلاع بازپرس كشيك ويژه قتل و پليس رسيد. تحقيقات در مورد اين پرونده ادامه دارد

            Comment


            • مرد رواني كه با تهديد به خودكشي، از مردم كمك مي خواست ، چند ساعت مردم و رانندگان خودروهاي عبوري را سركار گذاشت.



              بنا به اين گزارش صبح ديروز، مأموران آتش نشاني ايستگاه يك مشهد از وقوع آتش سوزي در خانه اي در خيابان دانشگاه مشهد اطلاع پيدا كردند.



              با گزارش موضوع، ماموران آتش نشاني براي اطفاي حريق به محل رفتند ، بررسي هاي اوليه ماموران حاكي از آن بود فردي در حاليكه چراغ خوراك پزي خانه را به آتش كشيده است تمامي درهاي خانه را قفل كرده و خودش را داخل خانه زنداني كرده است.



              در حاليكه ماموران آتش نشاني براي نجات مردي كه در ميان شعله هاي آتش گير افتاده بود تلاش مي كردند ، آنها متوجه شدند اين مرد به بالاي پشت بام رفته و تهديد به خودكشي مي كند و در همين حال با تهديد ماموران از مردمي كه در آن اطراف هستند براي نجات خود كمك مي خواهد.



              با فريادهاي كمك خواهي اين مرد تعداد زيادي از مردم در محل حاضر شدند و به اين ترتيب ترافيك سنگيني در منطقه ايجاد شد، در همين هنگام در حالي كه رانندگان عبوري كنجكاوانه ساختماني را كه مرد دچار اختلال رواني در آن جا تهديد به خودكشي مي كرد را نظاره مي كردند چندين تصادف به وقوع پيوست.



              در پي وقوع اين حادثه، يكي از كسبه محل در خصوص اقدام فرد مورد نظر مدعي شد: اين شخص از لحاظ رواني مشكل دارد و برخي مواقع دست به چنين اقداماتي مي زند، اما هيچ وقت به اين شدت نبوده است.



              محمد شهسوار، سرپرست ايستگاه يك آتش نشاني مشهد نيز در اين باره گفت: در پي گزارش آتش سوزي در خيابان دانشگاه، ماموران پس از حضور در محل حادثه دريافتند: اين فرد چراغ خوراك پزي را آتش زده و درب هاي منزل را نيز قفل كرده است، در حاليكه در تلاش براي خاموش كردن آتش بوديم ، متوجه شديم كه اين فرد با رفتن بر روي پشت بام تهديد مي كند خود را به پايين پرت خواهد كرد، اما از آن جايي كه ماموران آتش نشاني از خاموش شدن حريق مطمئن نيستند، نمي توانيم محل را ترك كنيم.



              سرانجام با گذشت مدتي از شروع آتش سوزي، در حالي كه ماموران آتش نشاني و پليس نتوانسته بودند داخل خانه اين مرد بشوند ، برادر وي با دادن رضايت از ماموران خواست محل را ترك كنند و به اين ترتيب مسأله خاتمه يافت

              Comment


              • ترديد قضات دادگاه كيفري استان تهران در قاتل بودن يك مرد، پرده از راز پنهان جنايتي زنانه برداشت. در اين جنايت كه در بزمي دوستانه رخ داده است، تيم تحقيق ابتدا مردي را گناهكار شناخت و اين در حالي بود كه پنج قاضي نظر به قاتل بودن زن 20 ساله اي دادند.



                بنا به اين گزارش، روز ۲۰ دي ماه سال ۸۳ پزشكان بيمارستان البرز كرج ماجراي قتل مردي به نام «رحمان خاني» را به پليس گزارش كردند كه در آن زوج جواني پيكر خون آلودي را براي نجات از مرگ به بيمارستان انتقال داده بودند.



                وقتي مأموران و بازپرس ويژه قتل وارد عمل شدند زوج جوان را تحت بازجويي گرفتند و پي بردند زن ۲۰ ساله معروف به «اِلي» وقتي شوهر صيغه اي اش به همراه دوست خود به خانه مادري او در خيابان شهرداري رجايي شهر كرج رفته بودند به خاطر مصرف مشروبات الكلي بي اراده به چاقوكشي دست زده است.



                زن جوان، به تيم تحقيق گفت كه شوهرم چاقويي را از آشپزخانه برداشت و با عربده كشي و پاره كردن لباس ضرباتي به خودش زد.



                «اِلي» گفت: وقتي من و مادرم اين صحنه را ديديم به سمت شوهرم رفتيم تا چاقو را بگيريم حتي دست مادرم بريد، بعد توانستم چاقو را بگيرم، شوهرم دست بردار نبود و مقتول مي خواست ميانجيگري كند، من كه در اين فضا قرار گرفتم شوهرم را تهديد كردم كه با چاقو خودزني خواهم كرد و براي نمايش اين صحنه چاقو را به سمت راستم بردم تا نشان بدهم مي خواهم خودزني كنم، نمي دانم چه شد و مقتول كجا ايستاده بود كه چاقو به سينه اش فرورفت، رحمان دو قدم به عقب برداشت و روي زمين افتاد.



                با اين اعتراف تيم تحقيق زن جوان را عامل جنايت شناخت اما چندروزي نگذشته بود كه «اِلي» ادعاهاي تازه اي مطرح كرد و گفت: «چاقو را شوهرم به دوستش زد و من بي گناهم، وقتي او در بيمارستان جان باخت، شوهرم از من خواست قتل را به گردن بگيرم و او همه تلاشش را خواهد كرد تا نجاتم دهد، با اعتمادي كه به شوهرم داشتم پذيرفتم اما پشيمان شده ام، من بي گناهم.»



                بدين ترتيب؛ كارآگاهان و بازپرس جنايي تحقيقات خود را روي ادعاهاي شوهر اين زن متمركز كردند و با وجود اينكه وي مي گفت ضربه قتل را «اِلي» زده است با تناقض گويي هايي كه داشت، اين مرد را عامل قتل دوستش شناختند.



                با صدور كيفرخواست كه تأييدي بر مجرم بودن مرد جوان بود، پرونده اين جنايت به شعبه ۷۱ دادگاه كيفري استان تهران ارجاع شد و قاضي عزيز محمدي - رئيس دادگاه - به همراه چهار قاضي مستشار به بررسي ويژه آن دست زدند.



                در بررسي هاي اين ۵ قاضي، آنان به نواقصي برخوردند كه در قاتل بودن مرد جوان ترديد به وجود مي آورد و ردپاي قوي اي از زن جوان در گناهكار بودن در جنايت پيش روي قضات قرار مي داد.



                با اين ترديد قضايي، پرونده براي رسيدگي ويژه به دادسراي كرج بازگردانده شد و بازپرس جنايي و مأموران پليس براي دومين بار به تحقيقات گسترده اي پرداختند تا اينكه فاش ساختند «اِلي» قاتل اصلي بوده است.



                اين زن ۲۰ ساله وقتي ديد كه اين بار نمي تواند ادعاي گمراه كننده اي داشته باشد پذيرفت كه ضربه چاقو با دست وي وارد سينه مقتول شده است و همان اعترافات روز نخست را پيش روي تيم تحقيق قرار داد.



                بنا به گزارش خبرنگار جنايي ما زن جوان در آينده اي نزديك پيش روي ۵ قاضي دادگاه كيفري استان تهران محاكمه خواهد شد

                Comment


                • مردي كه اقدام به كشتن 12 تن از اقوام خود و مجروح كردن 5 تن از آنان كرده بود اقدام به بازسازي صحنه جنايت كرد.



                  اين متهم كه علي محمد افسانه نام دارد پنجم اسفندماه سال ۸۴ همراه دو پسر ۲۰ و ۱۶ ساله و كارگر افغاني اش عده اي از بستگانش را كه در باغ برادرش جمع شده بودند به رگبار بست.



                  متهم با حضور دادستان عمومي و انقلاب جهرم و بازپرس ويژه صحنه قتل به بازسازي صحنه جنايت پرداخت. وي پس از حضور در محل جنايت درحالي كه به شدت متأثر شده بود، گفت: من با دستهايم چشمانم را درآوردم و عزيزانم را پرپر كردم.



                  او گفت: در اين حادثه هيچ كس دخيل نبود و من باعث اين جنايت بودم. اين درحالي كه به بازسازي صحنه جنايت پرداخته بود، هنگام بازسازي صحنه به قتل رساندن برادرش گفت: نمي دانم چطور او را كشتم.



                  برادرم مدتي بيمار بود. در آن زمان هيچكدام از فرزندان و اعضاي خانواده اش حاضر نبودند از او پرستاري كنند ولي من به تنهايي از او پرستاري كردم.



                  وي اضافه كرد: تمام بدبختي هاي ما پس از اختلاف روي ۴۰ هكتار زمين پدري ايجاد شد. ما در زمين هاي اطراف هم به صورت ديم زراعت مي كرديم. من بعد از ۳۰ سال زحمت و رنج اراضي ديم را به باغ تبديل كرده بودم و زمين هاي ما به ۲۰۰ هكتار رسيده بود.



                  ولي آنها هنگام تقسيم سهم مان حاضر نشدند تا اين زحمت من را در نظر بگيرند. در اين مدت ۲۰۰ ميليون تومان از حق من را گرفتند و طلبكارها به من هجوم آوردند اما آنها باز هم با اينكه خبر داشتند من در چه وضعي هستم باز هم حق من را ندادند.



                  با اين حال پشيمان هستم. بعد از جنايت فرار كردم ۵۰ روز در كوههاي منطقه مهكويه كه ۳۰ سال قبل در آنجا خدمت سربازي ام را گذرانده بودم، زندگي كردم ولي در تمام اين مدت باورم نمي شود كه با دست خودم عزيزانم را به قتل رسانده باشم

                  Comment


                  • با کشف جسد دختر 20 ساله اي در شرق تهران ، پدر اين دختر پس از يک ساعت تحقيق ، پرده از قتل دختر جوان خود برداشت.



                    به دنبال قتل دختر 20 ساله اي به نام فريبا در شرق تهران ، پس از عزيمت ماموران کلانتري 127 به محل حادثه مشخص شد اين دختر با استفاده از روسري که به دور گردنش پيچيده شده ، به قتل رسيده است.



                    با تحقيق از پدر اين دختر ، وي ابتدا عنوان کرد وقتي براي خريد خانه را ترک کرده ، پس از مراجعه به منزل متوجه شده دختر وي به قتل رسيده و اين اظهارات از سوي همسر وي نيز تاييد شد.



                    اعتراف به جنايت



                    به دنبال اين اظهارات ضد و نقيض ، بازپرس بهروز هنرمند دستور بازداشت پدر اين دختر را صادر کرد و وي براي ادامه تحقيقات در اختيار ماموران شعبه 10 پليس آگاهي قرار گرفت.



                    با آغاز تحقيق در اين زمينه ، يک ساعت بعد ، پدر اين دختر به قتل فرزندش اعتراف کرد و گفت : فرزندم پس از ازدواج ، به دليل رفتارهاي خود ، از همسرش جدا شد و بار ديگر با فرد ديگري ازدواج کرد و من احساس مي کردم او دچار انحرافات اخلاقي شده است به همين دليل وقتي از او خواستم تا در رفتارهاي خود تجديد نظر کند ، به من پرخاش کرد و گفت : به هر نحو که دلش بخواهد ، زندگي خواهد کرد.



                    متهم اضافه کرد: رفتارهاي دخترم موجب بي آبرويي من و خانواده ام شده بود، تا اين که تاب و توان خود را از دست دادم و هنگامي که او در اتاقش خوابيده بود، به سراغش رفتم و او را خفه کردم ، آن گاه در تماس با پليس عنوان کردم فرزندم خودکشي کرده است ؛ زيرا ترس از زنداني شدن موجب شد تا عنوان کنم وي خودکشي کرده است.



                    به دنبال اين اظهارات ، بازپرس شعبه چهارم دادسراي جنايي تهران با صدور قرار قانوني متهم را بار ديگر در اختيار پليس آگاهي قرار داد تا درخصوص اين جنايت ، تحقيقات تکميلي انجام شود.



                    سرهنگ خوئيني ، معاون پليس آگاهي روز گذشته با اشاره به پرونده اتهامي متهم گفت : بي توجهي به ارزشهاي خانواده از عواملي است که معضلات بسيار جدي براي خانواده ها در پي دارد. بي توجهي به رفتار فرزندان و افراط و تفريط در برخورد با آنها در بلندمدت ، تاثيرات مخرب اينچنيني را رقم مي زند.



                    معاون آگاهي تهران با هشدار به مردم از آنها خواست اگر مي خواهند محيطي آرام براي فرزندان خود فراهم کنند ، به همان اندازه که به رفاه آنها مي انديشند ، به باورها و اعتقادات آنها نيز توجه کنند زيرا توجه به ارزشها و باورهاي عقيدتي ، براي صيانت از آنها در برابر ناهنجاري هاي اجتماعي نقش بسيار مهمي دارد

                    Comment


                    • ajab donyaye shologh pologhi

                      Comment


                      • عاملان توطئه قتل يك مرد كه در آن زني به همراه يك مرد، شوهر خود را به كام مرگ فرو برده بود، در رديابي هاي پليس آگاهي اصفهان به دام افتادند.



                        رديابي هاي مأموران از بهمن ماه سال گذشته در پي گزارش ناپديد شدن مرد جواني به نام رضا هاروني آغاز شد. بنا بر اين گزارش، روز چهارم بهمن ماه سال گذشته مأموران انتظامي اصفهان هنگام گشت زني در منطقه خورزوق در اطراف جاده شاهين شهر اصفهان با جسد مجهول الهويه مردي كه آثار برق گرفتگي و خفگي در اطراف گردن او مشخص بود، روبرو شدند.



                        با كشف جسد و بررسي پرونده افراد فقداني در طي چند ماه گذشته، مشخص شد جسد متعلق به جوان ۲۷ ساله اي به نام رضا هاروني است كه از چند روز قبل ناپديد شده بود.



                        با شناسايي هويت جسد، مأموران در ادامه تحقيقات درباره زندگي اين مرد پي بردند همسر اين مرد از مدت ها قبل با وي اختلاف داشته و با يك جوان آرايشگر نيز رابطه دارد. با انجام اين تحقيقات، همسر قرباني جنايت به همراه جوان آرايشگر بازداشت و تحت بازجويي قرار گرفتند.



                        جوان آرايشگر در بازجويي با اعتراف به قتل گفت: از مدت ها قبل با اين زن آشنا شده بودم و به يكديگر علاقه مند شديم.



                        از آنجايي كه تصميم به ازدواج با يكديگر گرفته بوديم و او نيز نمي توانست به خاطر دختر ۷ ساله اش از همسرش جدا شود، نقشه قتل شوهرش را طراحي كرديم.



                        وي ادامه داد: آن شب وقتي شوهرش در خواب بود، با اتصال سيم برق به بدن او سعي كرديم تا به وسيله برق گرفتگي او را به قتل برسانيم، ولي وقتي متوجه شديم كه او نيمه جان است، با قرار دادن بالشي روي دهانش او را خفه كرديم و اين در حالي بود كه دختر ۷ ساله او شاهد تمام اين ماجرا بود و از ترس مادرش نمي توانست حرفي بزند

                        Comment


                        • ماجراي مرگ مرموز يك زن جوان با نظريه كارشناسان پزشكي قانوني تهران وارد مرحله جنايي شد.



                          اين زن كه «ليلا» نام دارد روز ۱۶ بهمن ماه سال ۸۴ به طرز مرموزي و در برابر ديدگان دو مرد آشنا از پاي درآمد. بنابه اين گزارش؛ ساعت يك بامداد، مأموران كلانتري ۱۲۶ تهرانپارس در جريان مرگ زني ۲۷ ساله قرار گرفتند كه با اصابت ضربات چاقو به شكم و باوجود انتقال به بيمارستان از پاي درآمده بود.



                          وقتي پليس خود را به بالاي سر اين زن جوان رساند، دو مرد را ديد كه ادعا مي كردند شاهد خودزني ليلا بوده اند و تحقيقات نشان داد يكي از مردان همسر سابق قرباني و ديگري شوهر فعلي وي است.



                          دو مرد آشنا تحت بازجويي قرار داده شدند و گفتند كه ليلا پس از ۵ روز فرار بخاطر اختلافاتي كه با شوهرش داشت روز حادثه با هر دوي آنان تماس تلفني گرفته است و با ادعاي اينكه مي خواهد خودكشي كند هر دو را به خانه اش دعوت كرده است.



                          شوهر سابق ليلا، به كارآگاهان گفت: «باوجود اينكه شوهرش نبودم وقتي تماس گرفت و گفت مي خواهد خودكشي كند خودم را به خانه اش رساندم، پرايدش جلوي در پارك بود، بالا رفتم، من و شوهر «ليلا» با هم روبروي اين زن كه از لحاظ روحي آشفته بود ايستاديم كه او به آشپزخانه رفت و چاقويي برداشت.



                          قصدش جدي بود، توانستيم چاقو را از او بگيريم، چند دقيقه بعد وقتي هواسمان پرت شد از اتاق خواب صدايي شنيديم، وقتي خودمان را به او رسانديم، ديديم ليلا با چاقو ضرباتي به خودش زده است تنها كاري كه مي توانستيم انجام دهيم اين بود كه «ليلا» را به بيمارستان برسانيم.»



                          وقتي شوهر اصلي «ليلا» نيز ادعاهاي اين مرد را تأييد كرد و پزشكي قانوني نيز احتمال وقوع خودزني را زياد دانست، مرگ اين زن در هاله اي از ابهام باقي ماند تا اينكه متخصصان پزشكي قانوني در اظهار نظر ديگري با اشاره به عمق ضربات اعلام كردند مقتول خودزني نكرده بلكه به قتل رسيده است.



                          بدين ترتيب، بازپرس حسيني از شعبه هفتم دادسراي امور جنايي تهران به تحقيقات جنايي تازه اي دست زد و زماني كه شوهر اصلي «ليلا» ادعا كرد در زمان وقوع حادثه شوهر سابق اين زن نيز همراه او در اتاق خواب بود، پرونده را براي بررسي ويژه در اختيار كارآگاهان اداره ۱۰ قرار داد.



                          بنابرگزارش خبرنگار جنايي ما؛ با توجه به تناقض گويي هاي دو مرد آشنا، هر دوي آنان در بازداشت بسر مي برند تا جزئيات مرگ مرموز «ليلا» فاش شود

                          Comment


                          • نشاني هاي ارائه شده از سوي يك دختربچه ۶ ساله، پليس را به مخفيگاه دزدان النگوهاي ۱۰۰ دختربچه تهراني كشاند.



                            اين دختربچه لحظاتي پس از دزديده شدن النگوهايش توسط دو سرنشين يك خودرو پيكان از سوي والدينش به كلانتري مراجعه و اطلاعات خود از دزدان را در اختيار پليس قرار داد.



                            اين دختر ۶ ساله در حالي كه مضطرب بود درباره چگونگي وقوع حادثه به پليس گفت: در كوچه مشغول بازي بودم كه يك پيكان سفيدرنگ در كنارم ايستاد. يكي از آنها مرا صدا زده و پرسيد آدامس مي خواهم، او ظاهر مهرباني داشت.



                            راننده وقتي داشت با من صحبت مي كرد براي لحظه اي دستم را گرفت. بعد گفت همان جا باشم تا او آدامس خريده و برايم بياورد ولي هر چه منتظر ماندم نيامد به خاطر همين به خانه رفتم و موضوع را به مادرم گفتم او با ديدن دستم به من فهماند كه آنها دزد النگوهايم بودند.



                            با نشاني هايي كه اين دختربچه در اختيار كارآگاهان پليس آگاهي قرار داد، آنها اقدام به طراحي تصوير رايانه اي راننده خودرو كرده و تحقيق در اين باره را آغاز كردند.



                            در حالي كه بررسي هاي پليسي درباره دو دزد النگوها ادامه داشت، پليس اطلاعاتي به دست آورد كه نشان مي داد يكي از دزدان از متهمان سابقه دار است و در گذشته ۴ بار به همين اتهام بازداشت و روانه زندان شده است.



                            بدين ترتيب با شناسايي مخفيگاه اين متهم، مأموران خانه او را در منطقه شرق تهران تحت مراقبت هاي نامحسوس خود درآورده و متهمان را در حال خروج از خانه بازداشت كردند.



                            «جواد» ۳۷ ساله و «محمد» ۲۷ ساله وقتي به شعبه چهارم بازپرسي دادسراي شهرري انتقال داده شدند، ضمن به گردن گرفتن سرقت از اين دختربچه اعتراف كردند طي ۳ سال اقدامات خلافكارانه شان از ۱۰۰ كودك سرقت كرده اند.



                            «جواد» كه رانندگي خودرو پيكان را بر عهده داشت در اين باره گفت: من و محمد بچه محل هستيم، از زماني كه اقدامات خود را درباره سرقت از دختربچه ها شروع كرده ايم ۴ بار خودرو خود را عوض كرديم تاشناسايي نشويم.



                            وي درباره شگردهايش در سرقت گفت: ما در ساعاتي كه احتمال داده مي شد كوچه ها خلوت باشد، سوار بر خودرومان در مناطق مختلف پرسه مي زديم.



                            هر جا دختر خردسالي را تنها در كوچه مي ديديم به بهانه پرسيدن نشاني يا خريد بستني و آدامس براي آنها به آنان نزديك مي شديم و طوري دست به سرقت مي زديم كه گاهي اوقات بچه ها متوجه كار ما نمي شدند.



                            براساس اعترافات اين دو متهم دامنه فعاليت هاي خلافكارانه آنها در مناطق شهرري، جنوب تهران، اسلامشهر، ورامين و قيامدشت بوده و آنها در اين مدت طلاهاي بيش از ۱۰۰ كودك را به سرقت برده اند.



                            بازپرس شعبه چهارم دادسراي شهر ري با دستور چاپ عكس هاي متهمان از كساني كه طلاهاي فرزندانشان با اين شيوه مورد سرقت قرار گرفته خواست تا مراتب را به اين شعبه يا آگاهي شهر ري اطلاع دهند

                            Comment


                            • يك شكارچي خياباني كه با سوار كردن زنان مسافر به خودروي سمندش آنان را به محله هاي خلوت مي كشاند و تسليم نيت شيطاني خود مي كرد، پرده از جزئيات چهار جنايت سياه برداشت.



                              اين پسر ۲۵ ساله، وقتي در برابر سه زن آشنا كه روزي بدون اعتنا به التماس هايشان به آنان تعرض كرده بود، ايستاد، سر به زير انداخت و پذيرفت با نقشه ماهرانه اي به شكارهاي خياباني پرداخته است.



                              بنا به اين گزارش، از اواسط آذرماه سال ۸۴ پليس در جريان اقدامات تكاندهنده پسر تك رويي قرار گرفت كه با خودروي سمند نقره اي رنگ در خيابان هاي شمال تهران پرسه مي زد و با سوار كردن زنان مسافر با تعرض به آنان، پول و جواهراتشان را به سرقت مي برد.



                              زن جواني كه هراسان و آشفته بود به داديار سبحاني فر از شعبه چهارم دادسراي امور جنايي تهران گفت: زير باران شديد در شريعتي سوار خودروي سمند نقره اي رنگي كه پسر جواني راننده اش بود شدم.



                              در صندلي عقب نشسته بودم اين پسر با موبايلش مرتب حرف مي زد انگار مي خواست ازدواج كند و براي خواستگاري تدارك مي ديد، نزديك پارك پرديسان اجازه گرفت از يك فرعي داخل همت برود، پذيرفتم.



                              همان لحظه در گوشه اي ايستاد و ادعا كرد زاپاس خودرويش خراب است، پياده شده، صندوق عقب را باز كرد و دقايقي بعد برگشت و داخل يك فرعي رفتيم، در آن جا بود كه چاقويي به سمت من گرفت و خواست هيچ مقاومتي نداشته باشم.



                              طلا و جواهراتم را گرفت، هر چه التماس كردم نپذيرفت كه دست از سرم بردارد و تنها پول ها و جواهراتم را ببرد، بعد من را از خودرو پايين انداخت و با سرعت حركت كرد، هر چه تلاش كردم بتوانم پلاك سمند را بنويسم نتوانستم بعد فهميدم كه راننده در زمان پياده شدن از خودرو آن را مخدوش كرده است.



                              اين زن در همان دقايق نخست شكايت، با مهارتي كه در طراحي و نقاشي داشت، چهره شكارچي خياباني را روي برگه سفيدي طراحي كرد و در اختيار تيم تحقيق قرار داد.



                              روز ۲۷ اسفندماه سال ،۸۴ زن ديگري نيز با مراجعه به پليس و با ادعاهاي مشابهي خواستار دستگيري راننده يك سمند نقره اي رنگ شد كه او را از فلكه صادقيه براي رساندن به كرج سوار كرده بود و مورد مشابهي را نقل كرد. وقتي تيم تحقيق پي برد كه شكارچي تك رو با يك روش به كمين زنان و دختران مي نشيند.



                              مأموران آگاهي زنجان كه با دستور داديار سبحاني فر وارد عمل شده بودند با به دست آوردن ردپاي متجازو تك رو در شكار زن ديگري و پس از چهره نگاري رايانه اي جوان سمند سوار و در حالي كه نقاشي چهره وي را نيز در دست داشتند به بررسي آلبوم مجرمان حرفه اي پرداختند.



                              در اين اقدام رايانه اي، چهار زن با ديدن عكسي از يك پسر جوان كه روز دوم مهرماه سال ۸۴ با اتهام مشابهي در تجاوز به دو زن و سرقت جواهراتش بازداشت شده بود و با سپردن وثيقه در آزادي به سر مي برد، وي را شناسايي كردند.



                              اين پسر كه «نيما» نام دارد و در فلكه صادقيه زندگي مي كند تحت تعقيب پليس گرفته شد و تيم عملياتي پي برد وي با ترك خانه پدري، زندگي پنهاني اي دارد و مدتي پيش با رفتن به خواستگاري دختري وي را عقد كرده است.



                              بدين ترتيب، مخفيگاه شكارچي خياباني تحت نظر قرار داده شد تا اينكه اين جوان تك رو در محاصره پليس گرفتار شد و نتوانست فرار كند. شكارچي خياباني ابتدا با ادعاهاي گمراه كننده اي سعي كرد خود را بي گناه نشان دهد تا اينكه در مواجهه با چهار زن جوان چاره اي جز اعتراف نديد.



                              اين پسر جوان وقتي نزد داديار سبحاني فر روبروي سه تن از طعمه هايش ايستاد، گفت: «مشكل مالي داشتم با وجود اينكه ليسانس اقتصاد بودم اما كاري براي خودم دست و پا نكرده بودم مي خواستم ازدواج كنم.



                              به خاطر همين با پرسه زدن در خيابان هاي شمال تهران زنان و دختران را سوار مي كردم و به بهانه مسافركشي در ميانه هاي راه اجازه مي گرفتم از راهي فرعي زودتر به مقصد برسيم، سپس به بهانه اينكه زاپاس خودرو خراب است از آن پياده مي شدم، صندوق عقب را باز مي كردم و با يك نوارچسب، روي پلاك را مي پوشاندم، سپس با تهديد چاقو پول ها و جواهراتشان را مي گرفتم و با تجاوز به آنان رهايشان مي كردم.



                              بنا به گزارش خبرنگار جنايي ما، داديار جنايي تهران با در اختيار قرار دادن عكس اين متهم، از زناني كه در دام شيطاني اين شكارچي خياباني با روش خاص خود گرفتار شده اند خواست به شعبه دوم دادياري دادسراي امور جنايي تهران مراجعه و طرح شكايت كنند

                              Comment


                              • مردي عصباني كه به خاطر ريزش آب ناودان، جوان همسايه را به قتل رسانده بود، صبح ديروز در مقابل پنج قاضي دادگاه كيفري استان ايستاد و درخواست بخشش كرد.



                                وقوع اين حادثه دلخراش صبح روز ۴ بهمن سال ۸۳ به اطلاع پليس رسيد، با حضور مأموران در صحنه جنايت مشخص شد فردي به نام محمد (۳۹ ساله) در پي اختلافات چند ساله با همسايه اش، دو تن از پسران همسايه به نام هاي اميد(۲۱ ساله) و داوود را با ضربات چاقو مجروح كرده است.



                                اما پس از انتقال به بيمارستان، اميد در اثر شدت جراحات وارده جان باخته است. به اين ترتيب، شناسايي و دستگيري همسايه جنايتكار در دستور كار ويژه پليس قرار گرفت.وي بلافاصله توسط مأموران انتظامي دستگير شد و به درگيري منجر به قتل اعتراف كرد.



                                محمد در بازجويي هاي نخستين مدعي شد در پي درگيري چندين ساله اي كه با همسايه شان داشته مرتكب جنايت شده است. وي درباره جزئيات حادثه به بازپرس پرونده گفت: از مدت ها قبل آب ناودان همسايه مان داخل خانه ما مي ريخت. چندين مرتبه در مورد اين موضوع با همسايه صحبت كرده بوديم اما هيچ فايده اي نداشت.



                                صبح روز حادثه برف آمده بود. داشتم برف هاي جلوي در خانه را پارو مي كردم كه داود از خانه شان بيرون آمد. از او پرسيدم شما برف ها را پارو نمي كنيد. او جوابي به من نداد تا اينكه در پي يك درگيري لفظي با هم دعوايمان شد. او داخل خانه شان رفت من هم عصباني به داخل خانه رفتم و يك چاقو برداشتم.



                                وقتي بيرون آمدم، ديدم داود به همراه دوستش در حال رفتن به سر كوچه هستند. عصباني به طرفش حمله ور شدم. در همان لحظه اميد از خانه بيرون آمد و او را نيز با چاقو زدم.



                                با اعترافات متهم به قتل و صدور كيفرخواست صادره از سوي دلداري - نماينده دادستان - متهم صبح ديروز در مقابل پنج قاضي شعبه ۷۱ دادگاه كيفري استان ايستاد و به دفاع از خود پرداخت.



                                وي با توجه به درخواست قصاص و ديه اولياي دم ضمن قبول اتهام قتل عمدي و مجروح كردن برادر مقتول، از دادگاه درخواست بخشش كرد. برپايه اين گزارش، قرار است حكم ظرف مدت قانوني صادر شد

                                Comment

                                Working...
                                X