Announcement

Collapse
No announcement yet.

Events/Havades

Collapse
X
 
  • Filter
  • Time
  • Show
Clear All
new posts

  • پرستار جواني گه به دليل سوئظن ، پسر مورد علاقه اش را با ضربه چاقو به قتل رسانده است ، در جلسه دادگاه مدعي شد ضربات چاقو را به طور اتفاقي به مقتول وارد گرده است.



    ماجراي اين جنايت مرگبار هنگامي فاش شد گه ساعت 10 شب پنجشنبه 22 مهر سال گذشته ، زن و مرد جواني پيگر نيمه جان جواني به نام "مجيد" را گه بر اثر اصابت 2 ضربه چاقو بشدت مجروح شده بود ، به بيمارستان سينا انتقال دادند، اما با بي نتيجه ماندن تلاش پزشگان براي نجات وي ، جوان مجروح ساعت 5 صبح روز بعد جان باخت.



    با گزارش مرگ مشگوگ اين جوان به پليس ، بازپرس وي?ه قتل دادسراي جنايي تهران با حضور در محل بيمارستان دستور بازداشت مرد و زن جوان را صادر گرد با انتقال متهمان به آگاهي تهران ، زن جوان به نام شهلا گه قتل را به گردن گرفت با بيان اين گه ضربات مرگبار را عمدا به مقتول نزده است ، مدعي شد همه ماجرا با يگ شوخي ساده اتفاق افتاد.



    وي گفت : زمان حادثه من و جوان مورد علاقه ام در صندلي عقب خودروي شوهر خواهرم بوديم گه من به شوخي چاقويي برداشتم و به مجيد گفتم اگر با دختر ديگري رابطه داشته باشي ، تو را مي گشم ، اما شوخي ما به درگيري تبديل شد و من در يگ لحظه عصباني شدم و با 2 ضربه چاقو، او را مجروح گردم گه در بيمارستان فوت گرد.



    با اعترافات دختر جوان ، پرونده شوخي مرگبار به شعبه 74 دادگاه گيفري استان تهران ارسال شد و صبح ديروز دختر جوان مقابل 5 قاضي قرار گرفت تا از خود دفاع گند.



    سوءظن مرگبار



    در ابتداي جلسه محاگمه پرستار جوان گه به رياست قاضي گوه گمره اي و با حضور 4 قاضي مستشار برگزار شد ، پس از بيان گيفرخواست از سوي قاضي حيدري و درخواست قصاص از سوي خانواده مقتول ، متهم در جايگاه دفاع قرار گرفت و با نادرست خواندن اظهارات اوليه اش در دفاع از خودگفت : سال 82 با مجيد آشنا شدم ، خانواده هايمان نيز در جريان اين رابطه بودند ، قرار بود با يگديگر ازدواج گنيم ، اما مدتي قبل از حادثه متوجه شدم مجيد نسبت به من بي توجهي مي گند.



    روز حادثه با او تماس گرفتم و از او خواستم يگديگر را ملاقات گنيم ، ولي او گفت : مي خواهد به ميهماني برود. ساعت 9 شب بار ديگر با او تماس گرفتم و قرار ملاقات گذاشتم.



    با شوهر خواهرم سر قرار رفتيم ، مجيد سوار خودرو شد ، مي خواستم با او صحبت گنم و از او بخواهم تگليفم را مشخص گند. بعد از سوار شدن ، شوهر خواهرم به او ميوه و چاقوي ميوه خوري داد ، از مجيد پرسيدم گجا بودي ، او جواب نداد.



    عصباني شدم و سرش داد زدم ، اما او براي آن گه مرا ساگت گند با ته چاقو به بازويم زد. مي خواستم چاقو را از دستش بگيرم گه چاقو به پهلويش فرو رفت ، او در حالي گه لباسش خوني شده بود ، چاقو را به سمت من گرفت ، سعي گردم چاقو را گه نوگ تيزش به سمت او بود از دستش بگيرم اما در اين گير و دار ناگهان چاقو از دستم رها شد و به سينه او برخورد گرد.



    تاخير ازدواج نقطه صفر جنايت



    در ادامه دادگاه ، وگيل متهم در جايگاه قرار گرفت و گفت : بين مقتول و متهم با اطلاع خانواده هايشان رابطه دوستي وجود داشت و مقتول به موگلم قول ازدواج داده بود، اما مدام ازدواج را به تاخير مي انداخت و اين مساله باعث افسردگي و ناراحتي رواني دختر جوان شده بود.



    وي گفت : روز حادثه ، موگلم گه بعد از چند بار تماس ، موفق به صحبت با مجيد شده بود، از آن طرف خط، صداي زني را شنيد گه با مجيد صحبت مي گرد و همين مساله شگ او را برانگيخت و او احساس گرد مجيد قصد دارد با شخص ديگري ازدواج گند و به خاطر قول و قراري گه با يگديگر گذاشته بودند ، بشدت عصبي مي شود و مجيد را تهديد مي گند اگر ظرف 24 ساعت تگليفش را مشخص نگند مقابل منزلشان مي رود و تمام رابطه شان را به خانواده اش مي گويد و حتي از او شگايت مي گند گه همين موضوع باعث درگيري آنها شده و قتل اتفاق مي افتد. با اظهارات وگيل متهم و پرستار جوان ، 5 قاضي دادگاه گيفري بزودي راي خود را صادر خواهند گرد

    Comment


    • Comment


      • vaghean ke kheily bikari Redwine. in chizha ro ke inja ha mizari kasi ke nemikhoone,vase chiz khodet ro khaste mikoni aziz!!!!!!

        Comment


        • redwine jan in biadab ha ro part kon az in tapesh biron ke in roza tedadeshon kheili ziad shode merc az mataleb khaste nabashi azizam

          Comment


          • مرد متهم هنگامي گه در مقابل قضات شعبه 74قرار گرفت ، ادعا گرد جنايت خونين را به فرمان روحي به نام هاموئيل گه در هلند با وي دوست شده ، مرتگب شده است.



            به گزارش خبرنگار ما، محسن متهم است در جريان جنايتي هولناگ ، پيرمرد مسافرگشي به نام قاسم سليماني را در يگ توطئه مرگبار به خانه خود گشانده و پس از آن گه وي را با ضربات چاقو به قتل رسانده ، قصد اخاذي 2ميليون توماني از خانواده وي داشته است.



            راز قتل پيرمرد مسافرگش هنگامي فاش شد گه دوازدهم اسفند سال 83مرد جواني با مراجعه به پليس آگاهي تهران مدعي شد پدرش شب گذشته به خانه بازنگشته است.



            مرد جوان به پليس گفت : روز ناپديد شدن پدرمان ، مردي با خانه ما تماس گرفت و ضمن معرفي خود به عنوان يگ افسر رده بالاي نيروي انتظامي گفت ، پدرم به دليل ارتباط با چند مرد مسلح دستگير شده ولي او با نفود خود مي تواند در قبال گرفتن 800هزار تومان پدرمان را آزاد گند و ما هم اين مبلغ را سر قرار به او پرداخت گرديم ، اما در حالي گه منتظر آزادي پدرمان بوديم ، اين مرد دوباره تماس گرفت و اين بار در قبال آزادي پدرمان يگ ميليون و 200هزار تومان درخواست گرد گه ما هم براي پرداخت اين مبلغ با وي قرار گذاشتيم.



            با مشخص شدن موضوع گروگانگيري در ماجراي ناپديد شدن پيرمرد مسافرگش ، ماموران پليس آگاهي عمليات وي?ه پليس ، از خانواده پيرمرد خواستند با گروگانگير قرار ملاقات بگذارند و در زمان قرار، محل را تحت گنترل هاي نامحسوس پليسي قرار دادند و لحظاتي بعد هنگامي گه مرد گروگانگير در چهارراه تيرانداز در انتظار رسيدن پول درخواستي بود، وي را دستگير گردند.



            با دستگيري مرد گروگانگير، وي خيلي خونسرد به گارآگاهان گفت جسد پيرمرد در صندوق عقب خودروي او در پارگينگي در شهر ري است و با راهنمايي او جسد گشف شد.



            مرد گروگانگير در ادامه بازجويي هاي بازپرس وي?ه قتل دادسراي جنايي تهران ، لب به اعتراف گشود و گفت : پس از آن گه خودروي مرد مسافرگش را به صورت دربستي گرايه گردم ، او را به خانه گشاندم و به قتل رساندم.با اين اعترافات ، پرونده جنايت خونين براي صدور راي نهايي به شعبه 74دادگاه گيفري استان تهران ارسال شد.



            روحي گه مرا وادار به قتل گرد



            روز گذشته در جلسه محاگمه ، پس از بيان گيفرخواست از سوي نماينده دادستان و درخواست قصاص از سوي خانواده مقتول ، متهم در جايگاه دفاع قرار گرفت و با گلماتي بريده بريده گفت : من قاتل نيستم.



            هاموئيل دستور قتل و اخاذي را صادر گرد و من تنها آن را اجرا گردم. وي در ادامه گفت : هاموئيل روح سرگرداني است گه 20سال قبل و هنگامي گه در هلند درس مي خواندم ، با او آشنا شدم.



            او هربار به يگ شمايل و شگل خاصي در مي آيد. وي گفت :من سالها برده اين روح بودم و تمام دستورهاي او را اجرا مي گردم.



            روز جنايت هم هاموئيل به شگل يگ آدم قدبلند روي پشت بام خانه ظاهر شد و از من خواست مرتگب جنايت شوم و من هم به دستور او، پيرمرد بي گناه را با چاقو به قتل رساندم و اقدام به اخاذي از خانواده اش گردم

            Comment


            • جسد راج كومار هنرپيشه باليوود امروز در مراسمي سوزانده شد .
              آسياويزن : اين هنرپيشه هندي روز چهارشنبه در بيمارستاني خصوصي در شهر " بنگلور " هند بر اثر ايست قلبي در گذشت .
              راج‌كومار در دوران 50 ساله بازيگري خود در بيش از 200 فيلم ايفاي نقش كرد

              Comment


              • مرد جواني‌ كه‌ مسافركش‌ 71 ساله‌اي‌ را با ضربه‌هاي‌ چاقو به‌ قتل‌ رسانده‌ بود، از سوي قضات شعبه 74 دادگاه كيفري استان تهران به قصاص محكوم شد.



                متهم در جلسه‌ محاكمه‌ ادعا كرده بود، به‌ دستور يك روح به‌ نام‌ هموئيل‌ مجبور به‌ انجام‌ اين‌ كار شده‌ بود.



                12 اسفندماه‌ سال‌ 83 پسر جواني‌ با مراجعه‌ به‌ اداره‌ آگاهي‌ از ناپديد شدن‌ مشكوك‌ پدرش‌ خبر داد. به‌ اين‌ ترتيب‌ تحقيقات‌ ماموران‌ براي‌ اطلاع‌ از سرنوشت‌ اين‌ مرد 71 ساله‌ كه‌ ابوالقاسم‌ نام‌ داشت‌، آغاز شد.



                بررسي‌هاي‌ ماموران‌ ادامه‌ داشت‌ تا اينكه‌ حدود 4 روز پس‌ از اين‌ ماجرا پسر اين‌ مرد براي‌ بار ديگر به‌ اداره‌ آگاهي‌ مراجعه‌ كرد و از تماس‌ تلفني‌ مردي‌ كه‌ براي‌ آزادي‌ پدرشان‌ تقاضاي‌ 800 هزار تومان‌ پول‌ نقد كرده‌ بود، خبر داد.



                پسر اين‌ مرد به‌ ماموران‌ گفت‌: "عصر ديروز مرد جواني‌ با خانه‌ ما تماس‌ گرفت‌ و گفت‌ پدرم‌ به‌ اتهام‌ سرقت‌ مسلحانه‌ دستگير شده‌ است‌. اين‌ مرد خود را سرگرد اطلاعات‌ معرفي كرد‌ و براي‌ آزادي‌ پدرم‌ طلب‌ 800 هزار تومان‌ پول‌ نقد كرد كه‌ ما پول‌ را به‌ او داديم‌ اما پدرمان‌ را آزاد نكرد."



                با مشخص شدن‌ ماجرا ماموران‌ كه‌ به‌ موضوع‌ شك‌ كرده‌ بودند، از خانواده‌ مرد 71 ساله‌ خواستند تا در صورت‌ تماس‌ مجدد اين‌ مرد با او قرار بگذارند تا ماموران‌ بتوانند اين‌ فرد را شناسايي‌ و دستگير كنند.



                جسد در صندوق‌ عقب‌ ماشين‌



                يك‌ روز پس‌ از اين‌ ماجرا متهم‌ پرونده‌ كه‌ "مهدي‌" نام‌ دارد، بار ديگر با خانواده‌ پسر جوان‌ تماس‌ گرفت‌ و اين‌ بار تقاضاي‌ يك‌ ميليون‌ و 300 هزار تومان‌ وجه‌ نقد كرد.



                با اطلاع‌ ماموران‌ از اين‌ ماجرا، پليس‌ همراه‌ خانواده‌ اين‌ مرد در محل‌ قرار حضور يافت‌ كه‌ در ساعت‌ مقرر مرد جواني‌ نزد آنها آمد و گفت‌: "مردي‌ به‌ نام‌ مهدي‌ مرا به‌ اينجا فرستاده‌ است‌ تا پول‌ را از شما بگيرم‌." با راهنمايي‌ راننده‌ آ?انس‌ كه‌ از سوي‌ مهدي‌ براي‌ گرفتن‌ پول‌ به‌ سر قرار آمده‌ بود، ماموران‌ به‌ محل‌ سكونت‌ وي‌ راهنمايي‌ شده‌ و موفق‌ به‌ دستگيري‌ وي‌ شدند.



                مهدي‌ پس‌ از دستگيري‌ از سوي‌ ماموران‌ ادعا كرد ابوالقاسم‌ 71 ساله‌ را به‌ قتل‌ رسانده‌ و جسدش‌ را در صندوق‌ عقب‌ خودروي‌ خودش‌ مخفي‌ كرده‌ است‌.



                با كشف‌ جسد ابوالقاسم‌، متهم‌ اعتراف‌ كرد او را به‌ دستور يك روح‌ كشته‌ و جسدش‌ را در صندوق‌ عقب‌ خودرو مخفي‌ كرده‌ است‌.



                چهارشنبه هفته گذشته محاكمه اين مرد شعبه 74 دادگاه كيفري استان تهران برگزار شد كه در آن متهم با جواب ندادن به سوالات قاضي دادگاه خود را مجنون خواند.



                با پايان يافتن جلسه محاكمه رئيس دادگاه و چهار قاضي مستشار وارد شور شده و با اكثريت آرا مهدي را به قصاص محكوم كردند

                Comment


                • خرس گرسنه با حمله به يك كمپ خانوادگي، در جنگل ملي «چروكي» آمريكا دختر بچه شش ساله را تكه‌تكه كرد.



                  در اين حادثه مادر و برادر دو ساله اين دختربچه هم به شدت مجروح شدند.



                  شاهدان عيني گفتند كه اين خرس در ابتدا برادر دو ساله اين دختربچه را در دهان گرفته بود كه با مقاومت مادر و اطرافيان روبه‌رو شد.



                  در همين لحظه دختربچه 6 ساله از ترس ناگهان شروع به فرار به نقطه امن كرد كه خرس با دنبال كردن وي، او را تكه تكه كرد.



                  گفتني است، مجروحان اين حادثه به وسيله بالگرد به بيمارستان منتقل شدند

                  Comment


                  • هنوز نظر قطعي در مورد مرگ پروازي مقدم نمي شود داد.



                    دادستان عمومي و انقلاب تهران با اعلام اين مطلب گفت كه دراين مرحله نمي توان نظر قطعي داد متذكر شد، اظهارات كساني كه قبل از اعلام نظر نهايي نهادهاي موظف و مراجع ذيصلاح درباره پرونده هاي قضايي كه با حيثيت افراد سر و كار دارد اظهار نظر مي كنند، درست نيست.



                    «سعيد مرتضوي» در جمع خبرنگاران مجلس اظهار داشت: آزادي بيان و تنوع مطبوعات حاصل نظام مقدس جمهوري اسلامي است و اين تكثر بخاطرآن است كه قانونگذار، در قانون اساسي و قانون عادي به گونه اي عمل كرده كه اطلاع رساني آزاد و آزادي بيان به نحو كامل و قانوني رعايت شود.



                    دادستان عمومي و انقلاب گفت: از انتشار هر روزنامه باهرنام و گرايش كه به رونق اطلاع رساني و تنوع مطبوعات در كشور كمك كند، استقبال مي كنيم. وي افزود: توقع ما اين است كه مطبوعات در چارچوب قانون اساسي و قانون مطبوعات حركت كرده و حدود و حقوقي كه در قوانين مشخص شده را رعايت كنند.



                    مرتضوي خاطرنشان كرد: چنانچه مطبوعات به رسالت خود در چارچوب قوانين كشور عمل كنند، مشكلي پيش نمي آيد و رسانه اي مطلوب مردم و قانونگذار خواهند بود.



                    خبرنگاري از دادستان تهران درباره آخرين وضعيت پرونده مرگ مشكوك «مرتضي پروازي مقدم» دبير سرويس ورزشي روزنامه رسالت سؤال كرد كه وي با اشاره به روند بررسي اين مسأله گفت: هنوز به نتيجه اي كه مؤيد اين باشد كه جنايتي صورت گرفته يا وي خودكشي كرده، نرسيده ايم.



                    دادستان تهران در خاتمه بابيان اين كه بايد درباره پرونده هاي قضايي پس از تكميل شدن تحقيقات و ايفاي كامل وظيفه توسط متوليان كشف جرم اظهار نظر كرد، ابراز اميدواري كرد روند تحقيقات پرونده مرگ پروازي مقدم زودتر كامل شود تا ماهيت اين حادثه براي همه احراز شود

                    Comment


                    • پيدا شدن جسد سه زن جوان در بزرگراه هاي جنوب تهران پليس را در برابر معماي جديدي از قتل هاي سريالي زنان قرار داد.



                      تحقيقات پليسي درباره اين سه جنايت در حالي انجام مي گيرد كه در هر سه قتل عاملان جنايت ها هيچ گونه رد پايي از خود برجاي نگذاشته اند. عاملان جنايت در هر سه جنايت سعي كرده اند با معدوم كردن مدارك شناسايي قربانيان خود در عمليات شناسايي آنان تأخير ايجاد كنند.



                      نخستين جسد



                      نخستين ساعات صبح روز ۲۰ اسفندماه سال ۸۴ چند رهگذر با مشاهده پيكر بي حركت يك زن جوان در حاشيه بزرگراه آزادگان جاده كوچ حصار پليس را در جريان قرار دادند.



                      بررسي هاي پليسي حكايت از آن داشت كه زن جوان با اصابت ضربات متعدد جسم سخت به سرش از پاي درآمده است. در حالي كه به دستور بازپرس دانشور از شعبه هفتم دادسراي شهرري جسد قرباني حادثه به پزشكي قانوني انتقال داده شده بود، در بازرسي از لباس هاي اين زن هيچ مدركي براي شناسايي او به دست نيامد.



                      قرباني دوم



                      دومين جسد پيدا شده متعلق به دختر ۲۰ ساله اي بود كه شب يكشنبه ۲۰ فروردين ماه سال جاري در رودخانه اي واقع در جاده ورامين پيكر بي جانش از آب بيرون كشيده شد.



                      در اين جنايت هم عاملان قتل قبل از رها كردن جسد مدارك هويتي او را با خود برده بودند. بدين ترتيب به دستور بازپرس پرونده اين جسد نيز براي بررسي چگونگي و زمان قتل به پزشكي قانوني انتقال داده شد.



                      جسد سوم



                      اما جسد سومين قرباني كه زن ۲۸ ساله اي است، ساعت ۱۴ و ۳۰ دقيقه روز ۲۲ فروردين ماه سال جاري در حالي كه در داخل يك كيسه پلاستيكي قرار داده شده بود در داخل جوي آب حاشيه بزرگراه آزادگان پيدا شد.



                      در بررسي هاي نخستين پليس مشخص شد كه زن ناشناس بر اثر اصابت شيء برنده به ناحيه شكم به قتل رسيده است. پليس در حال بررسي اين موضوع است كه آيا قتل اين زن در مكان ديگري رخ داده و جريان آب او را به اين منطقه انتقال داده است يا اينكه قتل در همان مكان رخ داده است


                      Comment


                      • تازه عروس و دامادي با ديدن آگهي فروش خانه، به طراحي نقشه سرقت پرداختند.



                        اين زن و مرد جوان با روش قاتلان سريالي سه زن در پايتخت به نقش خريدار وارد خانه طعمه خود در سرآسياب دروازه دولاب شدند.



                        بنابه اين گزارش، روز ۲۹ اسفندماه سال ،۸۴ زن جواني نزد پليس پرده از سرقتي برداشت كه در آن زن و مردي جوان با زنداني كردن وي در حمام به سرقت پول و جواهرات دست زده بودند.



                        اين زن كه ساعت ها پشت در بسته حمام مانده بود، هراسان به پليس گفت: از مدتي پيش براي فروش خانه مان در روزنامه آگهي داديم، روز ۲۷ اسفندماه بود كه زن و شوهر جواني با ظاهري آراسته تماس گرفتند و خواستار بازديد خانه شدند.



                        آنان وقتي به خانه ام آمدند همه اتاق ها و سرويس هاي آشپزخانه و دستشويي را به آنان نشان دادم، زن و شوهر تأييد كردند خانه خوبي است و قرار شد روز ديگري تماس بگيرند و ما را از تصميم خريد خود باخبر كنند.



                        دو روز بعد، ساعت ۱۰ صبح بود كه مرد جوان با خانه ام تماس گرفت، او با چرب زباني گفت كه علاقه مند هستند خانه را بخرند اما مي خواهند بار ديگر خانه را بازديد كنند، دقايقي بعد او و همسر جوانش به در خانه آمدند، من تنها بودم و با سر كردن چادر در را به روي آنان باز كردم.



                        زن جوان گفت: هر دو شيك پوش بودند، زني كه همراه شوهرش آمده بود عينكي به چشم داشت. مانتوي بي دكمه اي پوشيده بود، روسري و مانتويش كرم رنگ بود، شوهر او هم خيلي مؤدبانه حرف مي زد، من ابتدا خواستم خودشان همه جاي خانه را ببينند كه نپذيرفتند، همراهشان رفتم تا اينكه در اتاق خواب، مرد جوان با چاقويي به من حمله كرد و خواست جواهراتم را به او بدهم، انگشتر و سينه ريزم را درآوردم، ترسيده بودم، همسرش به جست وجوي خانه پرداخت، وقتي موبايلم، دوربين فيلمبرداري و پول هايمان را برداشتند آنان من را در حمام انداختند، در را به رويم بستند و خانه را ترك كردند.



                        با ادعاهاي اين زن، داديار رضوانفر از دادسراي امور جنايي تهران با سرنخ هايي كه از چهره نگاري تازه عروس و داماد در اختيار داشتند و يك ردپاي برجاي مانده از سارقان، دستور رديابي آنان را صادر كرد و در كمتر از يك هفته زوج جوان شناسايي شدند. اين زن و شوهر با وجود اينكه چهره هايشان مشابهت زيادي به چهره نگاري رايانه اي داشتند هرگونه دخالت در اين سرقت را منكر شدند تا اينكه صبح ديروز _ چهارشنبه ۲۳ فروردين ماه _ تازه عروس و داماد بخاطر سرقت بعد از ۵ ماه ازدواج با زن صاحبخانه مواجهه حضوري داده شدند و وي با ديدن آنان ادعا كرد هيچ شكي در اينكه سارقان همين زن و شوهر باشند ندارد.



                        زن صاحبخانه به داديار رضوانفر گفت: «حتي بوي ادكلن اين زن براي من آشنا است. تنها تفاوت آنان در اين است كه در روز سرقت عينك مرد جوان كه الآن به چشم دارد به چشم همسرش بود و احتمال مي دهم اين كار را كرده بودند تا چهره زن جوان شناخته نشود

                        Comment


                        • پليس شهر روان فرانسه اعلام گرد يگ راننده عجول پس از اين گه راننده ديگري در حرگت از يگ تقاطع گه داراي تابلوي ايست بود، تاخير گرد خشمگين شد و با دندان گوش اين راننده را گند!



                          به گزارش خبرگزاري آسوشيتدپرس، پليس شهر روان گفت شنبه شب 8 آوريل در يگ تقاطع در مرگز شهر روان گه داراي تابلوي ايست بود خودروي يگ راننده 30 ساله در پشت خودروي ديگري متوقف شد.



                          راننده عجول چند بار بوق زد اما راننده جلويي حرگت نگرد. بنابراين، راننده عجول از خودرو پياده شد، ابتدا چند گلمه ملايم به راننده ديگر گفت و سپس او را به زير ضربات مشت گرفت! با اين حال، خشمش فروگش نگرد و براي آرام شدن لاله گوش راننده بي‌خيال را با دندان گند!



                          اين راننده عجول بايد به زودي در مقابل دادگاه براي ضرب و شتم و گندن عمدي گوش حاضر شود

                          Comment


                          • دختر دانشجويي كه جوان خواستگار خود را با ضربه اي چاقو به قتل رسانده است در برابر قضات دادگاه كيفري استان تهران از خود دفاع كرد.



                            اين جنايت، ساعت ۲۱ و ۴۵ دقيقه نيمه شب پنجشنبه ۲۱ مهرماه سال ۸۴ زماني فاش شد كه پسر جوان پس از ساعت ها جدال با مرگ روي تخت بيمارستان لقمان از پاي درآمد.



                            وقتي تيم جراحي علت مرگ را وارد آمدن ضربات چاقو به پهلو دانستند، مأموران كلانتري۱۱۲ ابوسعيد را در جريان قرار دادند و تيم پليسي با پي بردن به اينكه عامل قتل دختر جواني است كه به همراه شوهر خواهرش پيكرنيمه جان مجيد را به بيمارستان رسانده اند، اين دختر را بازداشت كردند.



                            «سميه» دانشجوي ۲۴ ساله وقتي روبروي بازپرس هنرمند در شعبه چهارم دادسراي امور جنايي تهران ايستاد و در بازجويي ها گفت: «من و مجيد» از دو سال پيش با هم آشنا بوديم از همان روزها او وعده داده بود با هم ازدواج كنيم، حتي مقدار زيادي جهيزيه ام را خانواده ام تهيه كرده بودند، روزهاي خوبي داشتيم تا اينكه از مدتي پيش به طور ناگهاني رفتارها و برخوردهايش تغيير كرد.



                            در پرس وجوهايم پي بردم او به دختر ديگري علاقه مند شده و ديگر از من خوشش نمي آيد، وقتي او منكر شد با ناراحتي از مجيد قهر كرده اما بعد با پشيماني سراغش رفتم تا آشتي كنيم كه اين اتفاق افتاد و من ضربه اي به پهلويش زدم.



                            در دادگاه



                            پرونده قتل خواستگار ۲۵ ساله ساعت ۱۰ و ۳۰ دقيقه صبح ديروز _ سه شنبه ۲۲ فروردين ماه _ از سوي قاضي حسيني كوه كمره اي و چهار قاضي مستشار شعبه ۷۴ دادگاه كيفري استان تهران تحت رسيدگي قضايي قرار گرفت.



                            در ابتداي جلسه نماينده دادستان و خانواده قرباني، دختر دانشجو را به خاطر جنايتي كه مرتكب شده بود گناهكار شناخته و خواستار مجازات قصاص نفس - اعدام - وي شدند. سپس سميه پشت تريبون دفاع ايستاد.



                            اين دختر جوان گفت: «مجيد» را دوست داشتم، چون مي ديدم ديگر تمايلي به ازدواج با من ندارد از دامادمان خواستم همراهم به سر قرار بيايد تا تكليفمان روشن شود، او در يك شركت كار مي كرد صبح روز حادثه به او زنگ زده و خواستم جايي همديگر را ببينيم تا با هم صحبتي داشته باشيم.



                            سر ساعت ۹ شب بود كه به همراه دامادمان به محل قرار رفتيم، من و مجيد در صندلي عقب خودروي پيكان دامادمان نشستيم، از خيابان قلمستان تا خيابان مخصوص مشغول صحبت كردن بوديم، كارد ميوه خوري در خودرو بود و داشتيم ميوه پوست مي كنديم، وقتي بين من و مجيد ناراحتي بيشتر شد، او با نوك چاقو آرام به پهلويم زد و خواست نزد دامادمان آبروريزي راه نيندازم، در همين گير و دار بود كه من چاقو را از دست او گرفتم و خواستم مثل خودش آرام به پهلويش بزنم كه ضربه ام شدت داشت و او با اصابت ضربه دچار خونريزي شديد شد و با وجود رساندن به بيمارستان جان باخت. وي در پايان گفت: من در اين حادثه مقصر هستم اما قتل عمد نبود و يك حادثه بود

                            Comment


                            • مردي براي سرقت و زورگيري از مادربزرگ و خواهر خود، يك مجرم حرفه اي اجير كرد.اين مرد جوان وقتي در برابر بازپرس جنايي تهران قرار گرفت، با ادعاي اينكه سرقت از بستگانش را جرم نمي داند، خواستار تأييد قضايي براي بي گناهي اش شد.



                              بنا به اين گزارش، روز دهم دي ماه سال ۸۴ يك مرد با ظاهري آراسته زنگ خانه پيرزني را فشرد و خود را مأمور سازمان آب معرفي كرد. او وقتي داخل خانه پيرزن تنها رفت، به سمت او حمله كرد، دست و پاي وي را با چسب كارتن بست و با سرقت تلويزيون، گلدان عتيقه و پول و جواهرات پا به فرار گذاشت.



                              با نجات اين پيرزن از سوي بستگانش، هنوز ۹ روز نگذشته بود كه زنگ در خانه نوه وي به صدا درآمد و دو مرد خود را مأمور شهرداري معرفي كردند. آنان به بهانه اينكه مرد خانه مي خواهد آنجا را به فروش برساند، براي متر كردن ابعاد خانه وارد آنجا شدند.



                              مادر و پسر جوانش كه تصور مي كردند مأموران شهرداري ميهمان آنان هستند، مي خواستند از آنان پذيرايي كنند كه دو مرد به سمت آنان حمله كردند و دست و پاهايشان را با چسب كارتن بستند، سپس با سرقت پول، جواهرات و اشياي كم حجم قيمتي و موبايل از آنجا گريختند.



                              با اين دو سرقت مشابه از مادربزرگ و نوه، با ادعاي زن جوان مبني بر اينكه برادرش مي تواند در سرقت ها نقش داشته باشد، تحقيقات روي وي متمركز شد، اما اين خواهر با مراجعه به نزد پليس گفت كه برادرش بي گناه است.



                              بدين ترتيب، بازپرس قيصري از شعبه ششم دادسراي امور جنايي تهران به مأموران آگاهي دستور داد تا به رديابي اشياي به سرقت رفته دست بزنند و كارآگاهان با اقدامات مخابراتي و تجسسي توانستند به رديابي از يك پسر جوان دست يابند.



                              اين پسر وقتي بازداشت شد، ابتدا سعي كرد هرگونه دخالت در سرقت ها را منكر شود، اما در مواجهه حضوري با مادر و پسر شناسايي شد و ادعا كرد با يكي از آشنايانش دست به اين سرقت زده اند.



                              تيم تحقيق وقتي پي برد كه سارق يك مجرم حرفه اي است، با راهنمايي هاي پسر جوان مخفيگاه وي را نيز شناسايي كرد و با دستگيري سارق اصلي، پرده از توطئه مردي براي زورگيري و سرقت از بستگانش برداشت.



                              مجرم حرفه اي گفت: «به سفارش دوستم به سرقت از آشنايانش پرداختم. او نقشه را مي كشيد و در اختيارم قرار مي داد و من به تنهايي يا با يكي از دوستانم به جلوي خانه آنان مي رفتم، هر بار در نقش مختلف وارد خانه ها مي شدم، مأمور آب، شهرداري و پليس و با يك داستانسرايي مي توانستم طعمه هايم را اغفال كنم.



                              ابتدا خانه مادربزرگ دوستم، سپس خواهر وي، بعد در اصفهان خانه پدرزن دايي اش را مورد دستبرد قرار داديم و پول هاي به دست آمده را بين خودمان تقسيم كرديم.



                              ما به خانه جواهرفروشي در تهرانپارس كه به مغازه موبايل فروشي نوه اش رفت و آمد داشتيم نيز دستبرد زديم و در آنجا خودمان را پليس معرفي مي كرديم.»



                              طراح نقشه سرقت ها كه هميشه سعي داشت سايه اي از خود برجاي نگذارد نيز گفت: «سرقت از مادربزرگ و خانواده ام كه جرم نيست، خودمان آن را حل و فصل مي كنيم. در دو سرقت ديگر دست نداشته ام، اما مطلع بودم.»



                              وي افزود: دوستم كه يك سارق حرفه اي است، از خانه پدرزن دايي ام در اصفهان يك تلسكوپ، سه تار، ماشين ريش تراش و مقداري پول به سرقت برد و او را در حمام خانه اش زنداني كرد. از خانه اين طلافروش نيز ۳ ميليون تومان پول و ۱۵ مثقال طلا برداشت

                              Comment


                              • روز گذشته لايحه وكيل اولياي دم جنايت ميدان كتابي به بازپرسي چهارم دادسراي امور جنايي تهران ارسال شد.



                                محمد مصطفايي وكيل اولياي دم پرونده قتل ميدان كتابي كه در پي آن پسري به نام حسام به قصد از ميان برداشتن والدين خود كه آنان را مانع ازدواجش با دختر مورد علاقه خود به نام مريم مي دانست مرتكب قتل مادرش شده بود، از آخرين اقدامات قضايي، پليسي روي اين پرونده گفت: بسياري از ابهامات در پرونده به علت ادعاي بدون ادله اي كه از جانب متهمان عنوان شده بود در مورد پدر حسام هنوز روشن نشده و او باعث شد روند پرونده تغيير پيدا كند و سير نادرستي را بپيمايد.



                                زماني كه پرونده را مطالعه كردم نظريه پزشكي قانوني واصل نشده بود. صحنه جرم هنوز بازسازي نشده است.



                                اخيراً لايحه اي به بازپرس هنرمند داده ام و ابهامات پرونده را متذكر شدم كه دستور لازم در اين مورد صادر شده است. همچنين مداركي ارائه دادم تا ابعاد پنهان پرونده روشن و حقايقي كه تاكنون پنهان شده مشخص شود.



                                بعيد مي دانم كه باتوجه به اوضاع و احوال ماجرا حسام قادر باشد به تنهايي مرتكب قتل مادرش بشود زيرا از نظر جثه توانايي قتل مادرش را نداشت.



                                اخذ پرينت تلفن و استعلام از مخابرات در خصوص پيام هاي كوتاه متهمان پرونده و موارد ديگري كه در لايحه به آن اشاره شده است و بازپرس پرونده دستور تحقيق صادر كرده كه حائز اهميت است.



                                بر پايه اين گزارش، حسام اكنون با قرار بازداشت در زندان به سر مي برد و قرار بازداشت مريم ،متهم ديگر اين پرونده كه دختر مورد علاقه حسام بوده و با وي ۱۰ سال اختلاف سني نيز دارد از سوي دادگاه فك شده و به قرار وثيقه تبديل گرديده است ولي در هر حال اين متهم نيز اكنون در زندان است

                                Comment

                                Working...
                                X